راهنمای مبتدی: جاش و بنی صفدی ، نویسندگان و کارگردانان

نکته در مورد زندگی در شهر نیویورک این است که همه – حتی افرادی که هرگز پا در یکی از پنج ولسوالی های شهر نرفتند – فکر می کنند نیویورک را می شناسند. بزرگ اپل ، شهری که هرگز نمی خوابد … هر آنچه که می خواهید آن را بخوانید ، هیچ منکر این نیست که نیویورک در فرهنگ عامه به شکلی به تصویر کشیده شده است که هرکسی نسخه خود را از شهر زندگی می کند که درون سر خود زندگی می کند.

نیویورک شما می تواند دنیای سکسی و پر زرق و برق باشد سکس و شهر، جایی که هر کس می تواند مانولو Blahniks را بپذیرد و ناهارهای بلند و راحت را بخورد. خانه های فوق فکری و عصبی همه وودی آلن فیلم ، که در آن هر شخصیت خیلی سریع صحبت می کند و دارای مدرک دانشگاهی زیادی است (البته لازم به ذکر نیست که درمانگران). یا میدان جنگ شدید و کثیف جنگجوها، با باندهایی که در خیابانها و مردم عادی اداره می شوند پس از تاریکی می ترسند خانه های خود را ترک کنند. واقعیت ، البته ، آمیزه ای از همه موارد فوق است ، با تندی از شوخ طبعی و طنز ، طعنه آمیز که در حد متوسط ​​شما یافت می شود سیفلد قسمت (اما به ویژه ، یکی از سوپ نازی ها).

جاش و بنی صفدی این را بدان. فیلم های آنها نیویورک را به تصویر می کشد که آن دسته از ما که در اینجا زندگی می کنیم دوست داریم از نفرت و نفرت از عشق (گرچه در پایان ، ما همیشه به عشق خود خواهیم گشت). نیویورک آنها پر هرج و مرج ، پر سر و صدا و پر از فرصت برای ماجراجویی ، خوب و بد است. نیویورک آنها دارای شخصیت های رنگارنگ و کم رنگی است که کمتر از همه چیز جالب نیستند – در واقع ، بسیاری از به یادماندنی ترین انتخاب های بازیگران خود ، شامل زن و مرد تصادفی است که به راحتی از خیابان بیرون می آیند و نسخه های سینمایی خود را بازی می کنند. بعضی اوقات نیویورک ممکن است خیلی سخت باشد ، گاهی اوقات. اما من به عنوان یک نیویورکر ، هرگز ندیده ام که خانه ام به تصویر کشیدن واقعی تر از آنچه در تمام سال های سینمایی آنها نشان داده شده ، روی پرده باشد.

با پیشرفت زمان ، فیلمسازی جاش و بنی صفدی با قطعه های جذاب تر و ستاره های بزرگتر پیچیده تر می شود ، اما شهر در مرکز کاملاً باقی مانده است ، و به طرز وحشتناکی همان است. اگر همیشه می خواهید نیویورک واقعی را بشناسید ، می توانید مطمئن باشید که هر یک از فیلم های زیر معرفی ایده آل را برای شما ارائه می دهند.

لذت از سرقت (2008)

منبع: IFC Films

اولین برادران صفدی ویژگی کاملاً “” نیستبرادران صفدی“فیلم؛ این در درجه اول است جاش تولید با کارگردانی و بنی به عنوان دستیار ویرایشگر اعتبار یافت. لذت از سرقت یک فیلم کوچک تقریباً در حاشیه در مورد یک زن کلیفوماسی عجیب و غریب به نام Eleonore است ، و در حالی که شباهت های بیشتری به مامان دارد از آنچه که با صفحات کارهای اخیر اکتان بالاتر ، هنوز نشانه های بسیاری از جنون هنوز وجود ندارد.

بازیگری که الونور را بازی می کند ، اولین بار در بسیاری از دوره های تکراری است صفدی یکی از همکاران در یک سفر از طریق فیلمبرداری خود ملاقات خواهد کرد – الونوره هندریکس، که در بخش بازیگران در تمام فیلم هایشان کار کرده است. تخصص او بازیگران خیابانی است ، بنابراین هندریکس می توانید از معرفی مخاطبان با بسیاری از شخصیتهای بی نظیر نیویورک که در این جشنواره ظاهر شده اند تشکر کنید برادران صفدی فیلم های. این تمایل به کار نه تنها با بازیگران آموزش دیده ، بلکه به آنها اجازه می دهد که اساساً خودشان را بازی کنند ، با بداهه نوازی و مربیگری کمترین ، یک عامل اصلی در ارائه صفحات نیویورک بسیار معتبر؛ بازیگران آموزش دیده که نیازی به کمبود هوشیاری لازم برای ایجاد این شخصیت ها در زندگی واقعی ندارند ، به راحتی روی صحنه های واقعی نیویورک تکرار نمی شوند.

هنگامی که برای اولین بار با Eleonore آشنا می شویم ، او در حال قدم زدن است – نه در یک محله پر زرق و برق پر از بلند و مرتفع ، بلکه یکی که مضطرب است و با نقاشی های دیواری تکه تکه می شود – و زنی را که در آن طرف خیابان قدم می زند نام دارد. سرانجام ، اتونور به طور اتفاقی آن را صحیح می کند و با خوشحالی از زن استقبال می کند و ادعا می کند که یک آشنای دیرینه است. در حین انجام این کار ، او به طرز ماهرانه ای کیف بزرگ قرمز زن را از بازو و روی خودش می کشد ، بدون اینکه او عاقل تر باشد.

دزدی اجباری برای Eleonore است ، او را وادار می کند تا همه چیز را از انگور تنها در یک دسته از بازار به یک کیسه بزرگ لباسشویی که شامل یک سگ و چندین بچه گربه است ، بردارد. در یک لحظه ، او یک کلید ماشین را در کیف پول دزدیده شده پیدا می کند و شروع به پرونلینگ خیابان می کند ، و کلید آن را در هر خودرویی که می تواند پیدا کند تا زمانی که کار کند ، امتحان می کند. از آنجا ، او به پایان رسید رانندگی دوست خود جاش – مانند جاش صفدی – تمام راه را به خانه خود در بوستون در ماشین سرقت رفته ، با وجود اینکه نمی دانید چگونه رانندگی کنید و باید در طول راه یاد بگیرند.

منبع: IFC Films

روشن است که این تجربه ، و عجله آدرنالین ، سرقت از آن است که Eleonore رشد می کند ، خیلی بیشتر از خود کالاهای دزدیده شده. از این گذشته ، او هر روز همان ژاکت قرمز و مینیسک را می پوشد ، وقتی که به عنوان یک دزد ماهر ، می توانست کمد لباس بسیار گسترده تری داشته باشد. در واقع ، Eleonore همه چیز را در مورد تجربه ها دارد – او علیرغم اینکه نمی داند چگونه بازی کند ، وارد تفریح ​​تنیس روی میز می شود ، و هنگامی که پلیس پلیس او را از طریق کیسه یک زن در پارک بازداشت کرد ، او را مجبور می کند تا او را برای گرفتن یک جنایتکار دیگر بدست آورد. در باغ وحش Central Park: “من در باغ وحش برونکس و باغ وحش Prospect Park بوده ام ، اما هرگز باغ وحش پارک مرکزی!” نکته برجسته فیلم زمانی است که Eleonore برای بازدید از خرسهای قطبی باغ وحش گله می کند و در نهایت با پریدن به داخل خانه اش می رود و خوشحال می شود با وجود این واقعیت که این حیوان می تواند هر موقع گلو را بیرون بکشد.

لذت از سرقت به همان اندازه تیز (یا همان استرس زا) نیست صفحات بعداً کار می کند ، اما ارزش تماشای آن را دارد هندریکس تصویری lo-fi از یک دختر گمشده که به دنبال چیزی غیرقابل توصیف است. شما می توانید Eleonore حلق آویز با دیگر وسایل نقلیه دیگر در برادران صفدی جهان – تلاش برای سرقت چنگال جولیا در خارج از یک باشگاه مرسوم ، مد روز یا برخورد با کونی در کلاهبرداری خود ، سعی در برکناری برادرش از زندان و برچسب زدن فقط به خاطر هیجان آن. نسبیت و جذابیت طبیعی وی ، فعالیتهای تفریحی حواس پرت الونور را بیش از آنچه که در ابتدا تصور می شد ، دلسوز تر می کند. به راحتی تصور می کند که او در مکالمه ای با شما در یک نوار غواصی در جایی در سمت شرق پایین دست در حالی که او کم کلید کیف پول شما را می چرخاند ، آسان است.

فیلم پیشنهادی  البته بعد از شماره 32: MAURICE (1987)

صحبت از میله ها: در یک صحنه بسیار به یاد ماندنی اما کاملاً پرتاب ، مردی که به یک نوار حمله می کند Eleonore اعلام می کند که نوشیدنی های همه مردم روی او هستند ، قبل از اینکه بفهمند نوار شلوغ است و با بی عدالتی پشت معذرت خواهی عصبی می رود. لمس های کوچکی از این دست ممکن است در طبقه اتاق برش در فیلم دیگر کارگردان به پایان برسد ، اما در اینجا آنها رنگی پر جنب و جوش می افزایند که خیلی طولانی به سمت واقعی کردن این دنیای سینمایی می رود.

بابا لنگ دراز (2009)

منبع: IFC Films

اولین فیلم بلند که اعتبار هر دو را دارد جاش و بنی به عنوان کارگردان ، بابا لنگ دراز – به طور متناوب با عنوان برو مقداری رزماری دریافت کنید – اعتصاب نزدیک به خانه. داستان یک پدر بروکلی بی روح و دوست داشتنی اما دوست داشتنی به نام لنی که زندگی بی هدف او وارونه می شود وقتی او هر سال به مدت دو هفته از حضانت دو پسر خردسالش به سر می برد ، این فیلم با الهام از الهام صفحات تجربیات خود را با پدر مطلقه خود داشته باشید.

که در بابا لنگ دراز، گفت پدر با بازی می شود رونالد برونشتاینبازیگر و فیلمبرداری که از زمان ویژگی های همه آنها با Safdies همکاری کرده است و همه را ویرایش می کند. اینکه او شخصیتی را بازی می کند که با الهام از یکی از اعضای خانواده آنها در بابا لنگ دراز معنا می یابد؛ وقتی صحبت از فیلم های آنها می شود ، او در اصل سوم است صفدی برادر.

مثل هر صفدی شخصیت لئون یک شخصیت پر هرج و مرج از Eleonore از طریق Eleonore است تا به هوارد رادنر برسد ، که لزوماً برای انجام مکرر انتخاب های زندگی بد مشکوک ، جذابیت عجیب او را کم نمی کند. لنی یک دوست دختر غیر مسئولانه به همان اندازه لنی دارد (هندریکس، دوباره) ، کسی که کارهایی مانند خرید پسران خود یک مارمولک (که آنها را فراموش کرده اند که تغذیه کنند) و پس از مشاجره با لنی ، به سمت تونل مترو تاریک حرکت می کنند. با هم ، آنها با وجودی که واقعاً به دلیل این واقعیت هستند که چنین تأثیرات بدی دارند ، با هم جفت ارزند که با دو پسر جوان سرنوشت ساز باشند.

منبع: IFC Films

از جمله فعالیت های دردسرساز که لنی پسرانش را درگیر می کند ، آنها را در یک سفر آخر هفته با یک زن که یک ایستاده یک شب با او (و دوست پسر او) داشت و همراه با قرص های خواب آور ، آنها را در طبقه بالا در خیابان قرار داده بود تا بتواند در یک شیفت شب کار کند. سینمای سینما ، فقط برای پسران 48 ساعت محکم می خوابند. در یک لحظه وی به همراه دوستان خود نقاشی های رنگ آمیزی با اسپری را با دوستانش دستگیر می کند در حالی که پسران هنوز هم در آپارتمان او محاصره شده اند و صبح روز بعد فقط به موقع برمی گردند تا آنها از خواب بیدار شوند.

واضح است که لنی ، که دائماً با او مشاجره می کند و هر فرد بالغ دیگری را که در اطراف خود است ، بیگانه می کند ، به سختی بالغ تر از بچه هایش است. او به سختی می تواند از خود مراقبت کند ، چه رسد به آنها. به همین دلیل است که ، وقتی لنی باید بچه ها را در پایان دو هفته به مادرشان بازگرداند ، احساس می کند که بسیار خالی و تنهایی است. قرار است او بدون زندگی آنها با زندگی خود چه کند؟ هنگامی که شما یک پسر مانند لنی هستید ، تنها یک راه برای حل این اتفاقات وجود دارد: آدم ربایی فرزندان خود و رها کردن خود به خود از آپارتمان خود برای رفتن به جایی که دیگر نمی توانید پیدا کنید.

بابا لنگ دراز با یک شات پایانی در نیویورک به پایان می رسد که در کلاس کلاسیک جایی نخواهد داشت وودی آلن فیلم: لنی و پسرانش و تمام چمدانهایشان در تراموا جزیره روزولت ، سوار آن می شوند و به دنیایی ناشناخته سوار می شوند. خوب ، نه واقعاً – به طور واضح به جزیره روزولت می رود – اما کسی نمی داند آینده برای آنها چه نوع آینده ای دارد. در حالی که ماشین تراموائی آنها در فاصله ناپدید می شود ، فرد با احساس ترس و وحشت همراه است. این یک پایان کاملاً خوشحال کننده نیست ، بلکه در آن است برادران صفدی“جهان – مانند دنیای واقعی” ، ما به ندرت چنین ساده ای را می گیریم.

بهشت چه می داند (2014)

منبع: RADiUS-TWC

بهشت چه می داند اولین مورد است برادران صفدی فیلمی که بسیاری از ویژگیهای سبکی که اکنون با آنها در ارتباط هستیم واقعاً شروع به جهش از صفحه و حمله به چشم و گوش شما می کند. اگر لذت از سرقت و بابا لنگ دراز می توان به عنوان سخنگو ، بهشت چه می داند بیشتر یک فریاد اولیه است. ستاره فیلم ، آریل هولمز، توسط مشاهده شد جاش صفدی در خیابان های نیویورک. بعد از اینکه کمی اطلاعات بیشتری در مورد او کسب کرد ، او را متقاعد کرد که داستان زندگی خود را بنویسد ، حتی هزینه صفحه را نیز پرداخت کند. آن خاطره ، دیوانه عشق در شهر نیویورک، هرگز منتشر نشد ، اما توسط این اقتباس شده است صفحات و برونشتاین در این فیلم با بازی در نقش اصلی هولمز به عنوان یک نسخه آزادانه خیالی از خودش.

در حالی که لذت از سرقت و بابا لنگ دراز از یادداشت های نسبتاً سبکی شروع کنید ، بهشت چه می داند بلافاصله شما را از سوراخ خرگوش به تاریکی چرخاننده می کشد که شخصیت اصلی آن را درگیر می کند. در صحنه افتتاحیه ، هارلی معتاد به هروئین معتاد (هولمز) دوست پسر سابق خود را ، به یک معتاد دیگر به نام ایلیا التماس می کند (Caleb Landry Jones) ، او را به دنبال شکست اخیر ، به عقب برگرداند. هارلی آنقدر ناامید شده است که ایلیا را پس بگیرد ، که از هیچ ارتباطی با او امتناع ورزد ، به طوری که او از او می پرسد که آیا او درگذشت دوباره او را دوست دارد. نه تنها ایلیا می گوید بله ، بلکه او همچنین هارلی را تشویق می کند که مچ دست خود را با تیغ های تیغ ببندد که با پول بدست آمده بدست می آورد.

کل این سکانس ، از تقاضای اولیه هارلی به ایلیا ، از خرید تیغ های تیغ تیغی ، بریده شدن مچ دست های او ، و این باعث می شود که ایلیا ترشح کند و با یک آمبولانس تماس بگیرد ، غلطکی از احساسات است. من هرگز از هروئین استفاده نکرده ام ، اما تماشای چرمی هارلی و ایلیا در وضعیتی که به مواد مخدر اضافه شده بود ، باعث شد احساس کنم که خودم در مواد مخدر بودم ، با پارانویا و هراس سرخ شده ام. این سکانس لحن تردد ناخوشایند را از طریق عالم اموات نیویورک به دنبال خواهد داشت ، زیرا هارلی در اطراف نیویورک سرگردان است و به دنبال نیمکت هایی برای تصادف و مواد مخدر برای گلزنی است. شدت این فیلم بیشتر توسط انتخاب های موسیقی مورد بررسی قرار می گیرد ، از الکترونیکی گرفته تا سخت افزاری ، و به نظر می رسد هر لحظه ذهن وحشتناک ذهن هارلی را تکرار می کند.

فیلم پیشنهادی  KONTROLL Nimród Antal: کابوس طنز Kafkaesque ایده آل برای سال 2020
منبع: RADiUS-TWC

بهشت چه می داند بسیار دشوار است برادران صفدی فیلم برای تماشای ، در بخش عمده به دلیل اصالت خام هولمز عملکرد به عنوان هارلی. یک ستاره براق و جوان هالیوود ، هر چقدر هم که این بازیگر با استعداد باشد ، هرگز نمی توانست هارلی را به لباس طبیعی دنیا که هولمز به نقش می آورد؛ اقداماتی که به طور بالقوه می تواند از بالای سطح احساس کند ، کاملاً طبیعی در وضعیت ناامید کننده او احساس می شود. فرار از وی با معتادان همسایه در پارک های اسکیت و رستوران های فست فود نوعی چیز است که در هر روز مشخص در قسمت های کم آب و هوای قسمت پایین دست پایین شرقی مشاهده می شود ، در حالی که اعتماد وسواس او به ایلیا علی رغم رفتارهای ناسازگارانه او ، ناامید کننده است بلکه بسیار باورپذیر است.

در این فیلم ، ایلیا در صحنه ای می میرد که تقریباً به دلیل کیفیت سورئال بودنش در فیلم جایی ندارد. وی پس از ترك خواب هارلی در اتوبوس كه برای میامی قرار دارد ، وارد خانه ای متروكه می شود و هنگامی كه شمع در كنار فضای خواب او فرو می رود ، در آتش آتشین می میرد. در زندگی واقعی، هولمز ایلیا در اثر مصرف بیش از حد دارو در پارک مرکزی درگذشت. این فیلم به او اختصاص داده شده است ، با این احساس چپ که مرگ روی پرده این شخصیت ، ایلیا را به خروج سینمایی و دراماتیک اعطا کرد که در زندگی واقعی از او سلب شد.

هیچ چیز در مورد بهشت چه می داند به هیچ وجه پر زرق و برق است ، و نه از طریق یک نگاه اخلاقی قابل قضاوت است. در عوض ، آن را لکه دار می کند تا انسانیت پنهان شده در پشت حماسه هایی که هر روز در خیابان های نیویورک دیده می شود را آشکار کند.

وقت خوش (2017)

منبع: A24

در حالی که صفحات با هر فیلمی که اکران می کردند ، تحسین بیشتری به دست آوردند ، تا این زمان نبود وقت خوش که آنها واقعاً به عنوان فیلمساز برای تماشای صحنه صحنه منفجر شدند. بازیگران تقریبا غیرقابل تشخیص است رابرت پتینسون به عنوان سارقان بانکی بی سر و صدا کونی و بنی صفی به عنوان برادر معلول ذهنی وی ، نیک ، این فیلم به شرح حال یک شب مجنون است که در آن کونی سعی می کند پس از سرقت ، نیک را از زندان بیرون بکشد. مانند پاتینسون آن را در مصاحبه قبل از انتشار فیلم توضیح داد ، “فیلم بعدی این نوع واقعا سخت کوئین ها ، نیویورک است ، روانی آسیب دیده روانی ، فیلم سرقت از بانک.” من صادقانه نمی توانم به توصیف بهتر این گرداب وحشی یک فیلم فکر کنم.

کونی از نوع مردانی است که فهمیده نیست که درمان برادرش به او کمک می کند و کاملاً متقاعد شده است که باید گفت برادر خود را از معالجه خارج کند تا در سرقت بانکی شرکت کند. کونی عاشق برادرش است ، اما او همچنین یک فرد خود مخرب است ، به این معنی که عشق او نوعی عشق مخرب است ، نوعی که منجر به بدتری برای افرادی شود که به سمت آن سوق می یابد تا خیر.

در تلاش برای فرار از صحنه جرم ، یک بسته رنگی در یکی از کیسه های پول منفجر می شود و باعث سقوط راننده خودرویی که در آن قرار دارند می شود. این برادران سعی می کنند رنگ را در حمام پیتزا دومینو شستشو دهند ، اما هنگامی که شروع به راه رفتن در خیابان می کنند ، توسط پلیس راه می روند. نیک با وحشت فرار می کند و در حالی که کونی فرار می کند دستگیر می شود. اما ، همانطور که قبلاً خاطرنشان کردیم ، کونی عاشق برادرش است ، و مصمم است که او را در اسرع وقت از زندان خارج کند.

همچنین ببینید

TATER TOT و PATTON: آسایش در کاتاریس

کونی سعی می کند وثیقه را تأمین کند ، اما توسط این وام دهنده گفته می شود – چه کسی اتفاق می افتد وثیقه وثیقه ای در کوئینز است! – که او حداقل به ده بزرگ بیشتر احتیاج دارد. او به دوست دخترش می رود (جنیفر جیسون لی) و او را متقاعد می کند که از کارتهای اعتباری خود استفاده کند ، اما مادرش همه آنها را لغو کرده است. او می شنود که نیک از درگیری در زندان در بیمارستان بستری شده است و مردی به شدت باند شده را از بیمارستان می شکند ، فقط برای کشف اینکه مرد گفت برادرش نیست ، بلکه یک جنایتکار به تازگی با قرار ملاقات به نام ری آزاد شده است.دوستان دوئس، که همچنین ظاهر می شود بهشت چه می داند) اصولاً ، کونی نمی تواند استراحت کند – هرچند که عادلانه باشد ، این عملاً تقصیر خودش است.

منبع: A24

کانی و ری در پایان به یک پارک تفریحی متروکه رفتند تا یک کیف پول نقد و یک بطری نوشابه پر از LSD که ری در آنجا مخفی کرده بود پیدا کنند. طبیعتاً ، این کار هموار نخواهد بود – دعوا با یک محافظ امنیتی (بارخاد عبدی) با گفتن این که نگهبان بیهوش می شود و با برخی از LSD دوز می شود ، خاتمه می یابد. صحنه ای که او از خواب بیدار می شود یکی از سنین است. در واقع ، وقتی که من دیدم صفحات به دنبال یک نمایش پرسش و پاسخ ، یک پرسش و پاسخ انجام دهید وقت خوشآنها گفتند که شانس انجام آن صحنه همان چیزی بود که قانع شد عبدیبازیگر نامزد اسکار برای اولین بار در صفحه نمایش خود در کاپیتان فیلیپس، برای گرفتن نقش

وقت خوش فقط یک “زمان خوب” برای کسانی است که تماشای این اتفاقات ناخوشایند را بر روی صفحه نمایش نشان می دهند ، نه شخصیت های موجود. با این وجود ، برای یک ناظر بیرونی ، این فیلم یک هیجان مطلق است که ترکیبی از اضطراب ناشی از مواد مخدر و تنظیم آشفتگی بهشت چه می داند با دوز سالم و طنز تیره این فیلم در کوئینز و در شرق آن اتفاق می افتد – تغییر طراوت در سرعت برای هیجان انگیز جنایات نیویورک ، که همیشه به نظر می رسد در اطراف منهتن می چرخد ​​، و این واقعیت است که این فیلم را در یک واقعیت طبقه کارگر و بیرونی قرار می دهد. در نقشی که به معنای واقعی کلمه برای او نوشته شده بود ، پاتینسون در واقع ارزش خود را به عنوان یک بازیگر شخصیت اثبات می کند ، ظاهر خوب فیلم او در زیر یک چنگال روغنی از موهای سفید شده و یک پارک قرمز قرمز بزرگ پنهان شده است. او حتی لهجه کوئینز کنی را میخکوب می کند!

با وجود داشتن چهره های بسیار قابل تشخیص تر از بازیگران نسبت به سایرین صفدی فیلم برادران ، وقت خوش هنوز هم مثل یک تکه پر از زندگی نیویورک احساس می کند ، البته یکی تا یازده شماره گیری شده و با سرعت دو برابر بازی می کند. پسندیدن بهشت چه می داند، موسیقی خیلی طولانی به سمت ارائه کامل دنیای فیلم می رود. این بار ، این یک امتیاز الکترونیکی جالب است دانیل لوپاتیناستعدادهای صوتی منحصر به فرد که تن صدای بیش فعالی را نیز ایجاد می کند سنگهای میانبر. و در واقع ، این تحسابی بود که توسط این کسب درآمد حاصل شد وقت خوش این امکان را فراهم کرد صفحات سرانجام این فیلم راجع به یک جادوگر منطقه الماس که از قبل برنامه ریزی کرده بودند ، بسازد بهشت چه می داند.

سنگهای میانبر (2019)

منبع: A24

من به طور مستقیم پنج بلوک در شمال منطقه الماس در میانه شهر منهتن کار می کنم. من به جواهر فروشی آنجا رفتم تا حلقه نامزدی خود را تغییر اندازه دهم. با این حال ، فروشگاه سوراخ در دیوار و طبقه فوقانی پنهان شده و توسط یک جواهر فروشی یمنی که من از آن بازدید کردم ، اداره می شود فریادی از آنچه در خیابان می بینید در خیابان 47 در خیابان 47 بین خیابان های 5 تا 6 است. در آنجا ، پنجره ها با ردیف هایی بر روی ردیف های جواهرات می درخشند و صاحبان مغازه در درهای خانه کمین می کنند ، آماده هستند تا هر کس را که به نظر می رسد شاید کمی پول در داخل داشته باشد ، فریب دهند و فریب دهند.

فیلم پیشنهادی  مزرعه مگی: پرتره یک موسسه هنری

جاش و بنی صفدی پدر قبلاً در منطقه الماس کار می کرد. داستان های او همان چیزی است که حماسه هاوارد راتنر ، جواهر فروشی و معتاد قمار در مرکز سنگهای میانبر. بازی شده با آدام سندلر در بهترین عملکرد شغلی ، هوارد خوشحال کننده است ، کسی که با افتخار انگشتر قهرمانی Knicks NBA را می پوشد و با مشتریان بسکتبالیست معروف خود مثل دوستان خوب او شوخی می کند. هنگامی که وی ساعت و گردنبند – از جمله نمادی از طلا و الماس تختخوابی Furby را با زنجیره ای عظیم – به ورزشکاران مشهور نمی فروشد ، او به هر بازی خود در زمین شرط می بندد. به همین دلیل هوارد به هزاران هزار دلار به مدیون کتاب مدیون است ، و به همین دلیل او دچار مشکلات فزاینده ای می شود. او همیشه فرض می کند شرط بعدی نتیجه بزرگ خواهد بود تا او را به سطح خود برگردانیم ، و این هرگز ، هرگز نیست.

هاوارد زندگی دوگانه ای را به عهده می گیرد و بین خانه ای که در حومه های خوب انجام شده در حومه لانگ آیلند با همسرش دینا تقسیم می کند (آیدینا منزل) و فرزندانش ، و آپارتمانی که وی در منهتن برای کارمند و معشوقه خود ، جولیا (جولیا فاکس، یک هنرمند و یک کلوپ در نیویورک و در عین حال یکی دیگر از بازیگران آموزش دیده در یک طولانی برای ارائه یک بازی ستاره ای برای صفحات) صحنه ای که هوارد در کمد آن آپارتمان را غافلگیر می کند تا جولیا را شگفت زده کند ، که همان پیشگویی از استیک سوخ اسمیت و وولنسکی را که خودش به خانه آورده است ، در عاشقانه بودن همزمانی (نه ذکر ویژگی آن) و ناخوشایند شیرین است. در ظلم کفر (اشاره ای به متن های وحشتناک هوارد به جولیا از گنجه نیست ، که هم خنده دار هستند و هم قابل فهم).

همانگونه که هوارد قادر به ترک قمار نیست ، بنابراین او نیز نتوانسته است ذهن خود را برای ترک دینا به جولیا ناتوان کند. هنگامی که دینا پس از عید پاک می خواهد طلاق دهد ، اولین تمایل او جشن گرفتن با جولیا نیست بلکه او را از آپارتمان بیرون می کشد و التماس می کند که دینا او را پس بگیرد. مثل کونی در وقت خوش، هوارد مردی است که دائماً بین چندین انتخاب پاره می شود ، که اکثر آنها اشتباه است. و بنابراین ، سوراخی که او برای خود حفر کرد ، به طور فزاینده ای برای او سخت می شود تا راهی برای خراشیدن و چنگ زدن به راهش پیدا کند.

منبع: A24

در حالی که سندلر در نقش اصلی درخشان است ، سنگهای میانبر از داشتن یکی از عجیب ترین بازیگران پشتیبان تاریخ سینما ایستادگی می کند. بعلاوه منزل بازی در برابر نوع شاهزاده خانم دیزنی به عنوان یک شاهزاده خانم سخت یهودی آمریکایی صحبت ، و روباه با حساسیت طبیعی او صفحه را در آتش روشن می کنیم ، ما ستاره سابق NBA نیز می شویم کوین گارنت به عنوان خودش ، لیکیت استنفیلد به عنوان دمانی ، که مشتریانی مانند گارنت را برای گذراندن دستمزدهای بزرگ خود ، شخصیت رادیوی ورزشی ، وارد فروشگاه هوارد می کند. مایک فرانچسا به عنوان کتابدار هوارد ، بازیگر و نمایشنامه نویس اریک بوگوسین به عنوان آرنو ، کوسه وام و هوادار هوارد. این یک مجموعه متنوع و رنگارنگ از مردم است که همه آنها 100٪ واقعی احساس می کنند ، و اساس این شخصیت جنون آمیز داستان فیلم در جهانی است که کاملاً قابل تشخیص برای هرکسی است که تا به حال با کیفیت در نیویورک گذرانده است.

گیلاس در بالای این کیک بلند از بازیگران است وین الماس، سازمان بهداشت جهانی جاش صفدی در سال 2008 در شام در دهکده غربی برگزار شد و برای بازی در یک لوتاریو خوش تیپ که درخشش به جولیا را در صحنه های کازینو (عمدتاً نامشخص) که اوج فیلم است ، استخدام شد. یک بار دیگر ، تصور اینکه بازیگری مانند یک شخصیت بازی کند ، دشوار است الماس بهتر از الماس فقط خودش بازی می کند ، همه موهای اسپری ، براق و موهایش و حرکات شخصی.

هوارد یک عقیق سیاه نادر از آفریقا خریداری کرده است که امیدوار است در کریستی حراج کند تا پول کافی برای پرداخت بدهی های قمار خود داشته باشد. گارنت با دمیان به مغازه خود می رود و با گوهر وسواس می شود ، ابتدا می خواهد آن را برای شانس خوب قرض کند و سپس خواستار خرید آن شد. اما هوارد از فروش خود به گارنت امتناع می ورزد ، با فرض اینکه می تواند پول بیشتری برای آن در حراجی بدست آورد. به طور طبیعی ، این یکی دیگر از گزینه های گمراه کننده هوارد است که ناگزیر به تعقیب او می آید. در پایان ، وی مجبور است جولیا را از طریق هلیکوپتر به یک کازینو با یک لیست شرط بندی طولانی و بیش از حد بفرستد ، به این امید که بتواند پول را قبل از آرنو و برخی از مأمورین خوشحال کننده ماشه را از طریق شیشه ضد گلوله گلوله بازگرداند. خرید و او را بکش.

آنچه در واقع اتفاق می افتد ترکیبی پیچیده از هر دو است ، شوکی پایان می یابد که هیچ کس ، از جمله هوارد ، نمی توانست آینده را ببیند. با این حال پایان دادن به این نیز پایان یافته است برادران صفدی فیلم های قبلی ، فیلم هایی با قطعات مساوی سبک و تاریک ، خوش بین و دلهره آور. هیچ چیز به طور پاک در یک پایان نمی یابد صفدی برادران فیلم ، و این همان چیزی است که باعث می شود فیلم های آنها اینقدر در روده شما را لرزاند ، باعث می شود احساس بی هوای مبهمی به نظر برسید ، انگار که شما نیز در حالی که ساعت مسابقه می رفتید برای پیروزی در آن یک نمره بزرگ بزرگ را کسب می کنید. فیلم های آنها شما را بلعیده و شما را دوباره با صدای دلخراش بیرون می زند ، شما را همزمان خسته می کند در حالی که می خواهید بیشتر. به عبارت دیگر ، فیلمهای آنها دقیقاً مانند بازدید از نیویورک احساس می کنند.

نتیجه

از جانب لذت از سرقت به سنگهای قیمتی ، سینمای پرخاشگر و آشوب آور جاش و بنی صفدی فوراً قابل تشخیص است که شخص دیگری جز مال آنها نیست. با این حال ، نیویورک آنها و افرادی که جمعیت آن را تشکیل می دهند نیز فوراً قابل تشخیص هستند: مثل من.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

پاسخی بگذارید