شبکه های بی عدالتی: سه فیلم زن محور برای رستگاری و حقیقت جستجو می کنند

طی چندین هفته گذشته و در حال انجام ، فیلم های زیادی از طریق پخش در دسترس بوده اند که به طور معمول هرگز نور سالن را در داخل سالن سینما مشاهده نمی کنند. من به شدت از تجربه تئاتر حمایت می کنم ، اما حتی باید اعتراف کنم که ایجاد فیلم های نادر از سراسر جهان در نمایش گسترده سینمای مجازی باعث می شود تا در مورد مدل های توزیع و آنچه در این زمینه اولویت بندی می کنیم ، تجدید نظر کنم. سه فیلمی که طی هفته گذشته تماشا کردم همگی فیلم های زن محور بودند و مانند بسیاری از فیلم های زن محور با آسیب روبرو بودند. شاید کمی نگران کننده باشد که وقتی زنان سوژه اصلی روایت یا مستند هستند (یکی از سه فیلم قبلی و دو فیلم دیگر) ، آنها دائماً به نمایش در می آیند که باید بر اشکال سیستمی و سنتی ستم و خشونت غلبه کنند. این البته یک واقعیت است ، اما خوب است که داستان های شادتری در مورد زنان مشاهده کنیم. صرف نظر از این ، سه فیلمی که من دیدم از نظر روش های درک دقیق شبکه های مختلف سیستمی که منجر به ظلم می شوند ، قابل توجه بودند. آنها همچنین اختلافات نژادی و طبقاتی را در زیر جریان خود و روشهای درهم تنیده رسانه های تصویری ، روایت و روزنامه نگاری برای ایجاد داستانهایی که یا به معنای حقیقت و برای کسانی که رنج می برند ، یا ماشین های تبلیغاتی می کنند که به عنوان یکی از یک میلیون سلاح کار می کنند ، در نظر می گیرند. از صاحبان قدرت

آهنگ بدون نام (ملینا لئون)

شبکه های بی عدالتی: سه فیلم زن محور برای رستگاری و حقیقت جستجو می کنند
آهنگ بدون نام (2019) – منبع: Film Movement

جورجینا (پاملا مندوزا) ، زن جوانی که در به دنیا می آورد ملینا لئونرا آهنگ بدون نام، خود را بلافاصله پس از زایمان از فرزند تازه متولد شده خود جدا می کند. پرستاران بهانه می آورند که چرا او نمی تواند کودک را ببیند و مدام به او اطمینان می دهند که کودک “خوب” است و همزمان او را از درب اتاق زایمان بیرون می کشد. او نمی داند چه اتفاقی افتاده است و دقیقاً موضوع همین است. جورجینا در حالی که در محل کار خود برای فروش سیب زمینی در خیابان است ، از طریق اعلامیه بلندگو تصادفی توسط یک مجری رادیوی محلی ، این بخش پزشکی طرح شده و خارج از مسیر مورد ضرب و شتم را پیدا می کند. بند علاوه بر تعداد ، در یک ساختمان که تا حدی متروک دیده می شود ، بدون مارک است و وقتی او روز به روز به عقب برمی گردد تا جیغ بزند و در را خواستار دیدن فرزندش شود ، هیچ کس جواب نمی دهد … زیرا دیگر هیچ کس آنجا نیست.

جورجینا بسیار دور از وب است که در پشت درب فلزی کار می کند و مشت هایش را به هم می کوبد و نمی داند از کجا کودک ربوده شده (و احتمالاً قاچاق شده) را جستجو کند. در همین حال ، جنگی بین دولت و جنبش شورشی توسط گروهی به نام مسیر درخشان درگرفته است. آیا این دو مورد با هم ارتباط دارند؟ گردبادی از ناشناخته ها در وجود دارد لئونفیلمی که بی عدالتی را به معمای پیچیده ای از نظر اخلاقی تبدیل می کند که حل آن غیرممکن است ، مخصوصاً برای کسانی که زیر بار ظلم آن می روند.

فیلم پیشنهادی  ساخته شده در ایتالیا: سبک و نسیم ، اما قابل پیش بینی است

لئونبوم دیداری مالیخولیایی و دلهره آور است. همه چیز به رنگ سیاه و سفید است اما در مورد نحوه فیلمبرداری از خانه جورجینا ظاهری کاملاً مبهم و مبهم وجود دارد. مرزهای بین تصاویر تاری هستند ، همه چیز با هم مخلوط می شود و تقریباً همه عکسها در حال ایجاد عکسهایی با شبحهای از شکلها هستند که می آیند و می روند. او در دامنه تپه ای بایر زندگی می کند ، تقریباً چیزی در کنار آن نیست ، و هیچ زمینه ای برای نحوه ورود به شهر ندارد. دستورالعمل ها برای رفتن و برگشتن بی معنی هستند ، دقیقاً مثل بند بیمارستان که می رود. جورجینا فقیر و زنی بومی آند است. وی از بیش از یک نظر یک شهروند درجه دو محسوب می شود.

یك منبع كمك كه به كمك جورجینا می آید گزارشگر جوانی به نام پدرو است (تامی پاراگا) عملکرد روزنامه نگاری در این فیلم به عنوان یک جلیقه زندگی برای مستضعفان برای پیمایش در شبکه فسادی است که به طور مداوم آنها را شکار می کند. با این حال ، پدرو نیز در بسیاری از موارد درمانده است. ما واقعاً هرگز نمی دانیم که ارتباط قاچاق کودک جورجینا تا چه اندازه عمیق است ، فقط آنچه پدرو می تواند در مصاحبه ها و تحقیقات خود کشف کند. او نیز مرتباً با اظهارات ابهام و هشدارهایی مبنی بر ادامه “نزدن خرس” برمی گردد. همدلی وی با جورجینا نماینده ایده آلیستی از رسانه های خبری است اما به ما کمک می کند تا بفهمیم نقش روزنامه نگاری چیست باید باشد در زندگی شهروندان

هزار برش (Ramona S. Diaz)

شبکه های بی عدالتی: سه فیلم زن محور برای رستگاری و حقیقت جستجو می کنند
هزار قطع (2020) – منبع: توزیع PBS

معیار روزنامه نگاری به عنوان انتشار دهنده حقیقت و افشای دروغ ، همان کاری است که ماریا رسا ، مدیرعامل رسانه مستقل فیلیپینی ، راپلر ، قصد داشته است در دوران پرآشوب ملت خود تحت سلطه رودریگو دوترته ، الیگارشی پوپولیست بی رحم انجام دهد. که در هزار برش، ما می توانیم همراه با سفر رسا از پوشاندن دوترته به عنوان یک شهردار پوپولیست آتشین و راه هایی که راپلر با رسیدن به قدرت به عنوان رئیس جمهور هدف تاکتیک های سرکوب دولت در رسانه ها قرار گرفت ، برچسب گذاری کنیم. این مستند در کار خود به عنوان روزنامه نگار همراه با بررسی راه هایی که اینترنت و رسانه های اجتماعی به طور کامل زمینه های نبرد برای پوشش سیاسی اخبار را تغییر داده اند ، پرتره ای از رسا و نظریه ها و ایدئولوژی های او را دستکاری می کند.

رامونا دیاز تصویری از فیلیپین را به عنوان یک باینری سیاسی به تصویر می کشد – حقیقت در مقابل دروغ ، بوروکراسی در مقابل روزنامه نگاری ، مردم در برابر قدرت ، افراد خوب در مقابل آدمهای بد. به این ترتیب هزار برش اجازه می دهد تا افراد خارج از پیچیدگی های سیاست فیلیپین بتوانند جو سیاسی کشور را با فضای خود مرتبط کنند. پیشرفتی در افزایش سرکوب دیدگاه های مخالف و ترول های آنلاین وجود دارد که تهدید به مرگ از طرف یک رهبر ملی گرایان می کنند که بسیار شبیه آنچه در بسیاری از کشورها در حال حاضر از ایالات متحده تا برزیل تا هند تا انگلیس در جریان است ، است.

فیلم پیشنهادی  روبات ها در حال آمدن هستند: تاریخچه مختصری از هوش مصنوعی در فیلم

در خارج از رسا ، بسیاری از گزارشگران جوان هزار ساله راپلر باید با آسیب روحی ناشی از مشاهده وحشت “جنگ علیه مواد مخدر” دوترته در زمین که هزاران معتاد فقیر و همچنین فروشندگان در خیابان ها کشته می شوند ، مقابله کنند. در حالی که راپلر برای رساندن حقیقت به شهروندان ، دوترته و همفکرانش می جنگد – باتو ، ژنرال سابق بی رحم پلیس و سناتور فعلی فیلیپین و موکا ، یک سرگرم کننده پاپ طرفدار دوترته که تصور می کرد نسخه خود دوترته از کلیان کانوی – با اقدامات قانونی نامشخص ، دستگیری ها و تهدیدات تلافی جویانه کنید.

وقت کافی برای باتو و موچا و کارزارهای شخصی آنها در نظر گرفته شده است ، شاید با این هدف که مستند یک طرفه به نظر نرسد یا بیانگر تعصب تعصب آمیز در مورد رسا نباشد. پوشش جنبش های پوپولیستی همچنین به منظور کمک به مخاطبان در درک آنچه رسه و افرادی مانند او در سراسر جهان که با دروغ و فساد شعارهای ملی گرایانه روبرو هستند ، کمک می کند. برای ملی گراها ، کار شناسایی افراد با هویت مشترک کشور یکی از آسان ترین مشاغل در جهان است. مردم از نظر ماهیت خود مستعد عضویت و گروه بندی در قبیله ها هستند.

دوترته ، مانند بسیاری از رهبران الیگارشی ، اخلاق را خم کرده و تغییر شکل می دهد تا به نفع آنها کار کند. یکی از وحشتناک ترین اظهاراتی که دوترته در مقابل دوربین بیان می کند این است که “آنها نگران حفظ حقوق بشر هستند ، من من نگران حفظ جان انسانها هستم. ” جنگ با مواد مخدر به دولت این امکان را می دهد که همه ملتها را به گروهی از افراد که ارزش آنها را کم می دانند به عنوان یک انسان ثابت کند زیرا آنها آنها را اصلاً انسانی نمی دانند.

سایه های بی آفتاب (مهرداد اسکویی)

شبکه های بی عدالتی: سه فیلم زن محور برای رستگاری و حقیقت جستجو می کنند
Sunless Shadows (2019) – منبع: The Cinema Guild

در داخل دیوارهای یک زندان زنان در تهران ، آرامش عجیب و غریب ناخوشایند برای زندگی زنان آنجا وجود دارد. مهرداد اسکوییرا سایه های بی آفتاب شروع می شود با دختری به نام نگار که طلب بخشش می کند و همچنین قول می دهد آن را بدهد. صدای او با اعتماد به نفس ، همدل و خوش اخلاق است. بعداً فهمیدیم که او به همراه مادر و خواهرش پدرش را قتل داده اند. در واقع ، تقریباً همه زنان و دختران جوان در زندان در اسکوییفیلم آنجاست زیرا آنها پدرسالار را در خانواده خود کشتند.

این جنایات سنگین است ، اما ابهام اخلاقی بودن آنها جرایم تلافی جویانه ، انتقام جویی و رهایی ، آب را گل آلود کرده و اکثر گفتمان فیلم را فراهم می کند. دختران مستقیماً با دوربین صحبت می کنند ، و گاهی اوقات دیوار چهارم واقعاً را می شکند اوکسویی شخصاً – در نهایت جذابیت ایجاد می کند زیرا آنها از او به عنوان عمو مهرداد یاد می کنند. اسکویی به زنان اجازه می دهد تا با دوربین خود به عنوان اعتراف رفتار کنند و فیلم خود را به عنوان نقشه ای بین خود و روح خود قرار دهند.

فیلم پیشنهادی  Tribeca 2020: شورت های متحرک طراحی شده توسط Whoopi Goldberg

ما می شنویم که داستان زندگی در خانه بسیاری از این زنان چگونه است. در برخی موارد ، چند زن در یک خانواده به دلیل مرگ پدر سالار خود را در زندان می بینند و آنها از طریق غرفه ها یا فیلم های ضبط شده با یکدیگر صحبت می کنند. فضاهای محدود در فیلم و جدایی از جامعه اثبات می کند که مسئله پیچیده ای است. دختران در زمان های خاص خوشحال و بی دغدغه به نظر می رسند. آنها آشپزی می کنند ، تمیز می کنند ، و بازی می کنند و کاردستی می کنند. میله های آهنی زندان درست در حاشیه دوربین وجود دارد ، اما در کانون توجه گروهی از زنان جوان قرار دارند که با دانستن اینکه دیگر در حضور مردان نیستند ، آرامش پیدا می کنند.

برای مادران زنان جوان ، موضوع بسیار جدی تر است. آنها به جرم جنایات خود به مجازات اعدام محکوم شده اند و تقریباً امیدی به تجدید نظرخواهی نیست. به خصوص در مورد یک مادر ، که پسران خود خواهان اعدام وی به دلیل مرگ همسرش هستند. در یک سکانس ، گروه زنان جوان به صورت حلقه ای در وسط سالن زندان خود نشسته و در مورد تاریخ ، عقاید و امیدهایشان به بحث و گفتگو می پردازند. اکثر آنها جامعه و سنت را به دلیل مخمصه ای که در آن قرار دارند سرزنش می کنند. برخی از آنها خود را مقصر می دانند.

آنچه که بیشترین بارز در فیلم است این است که وقتی دختری که قبلاً بازداشت شده بود برای بازدید به ملاقات می آید ، او این حقیقت سختگیرانه را بیان می کند که زندگی در خارج از زندان واقعاً بهتر از آن نیست. او بی جهت است ، قادر به یافتن چیزی برای اتصال به پیشرفت در جهان نیست. راجر ابرت در بررسی خود از یکی از فیلم های مورد علاقه من ذکر شده است ملکه راهزن، “این که فولان دیوی یک جنایتکار بود ، نکته ای مهم در جامعه ای بود که قوانین خود جرم علیه زنان است”. این وضعیت از دست دادن و از دست دادن است که صاحبان قدرت هرگز با همان معیار اخلاقی مطابقت ندارند که به طور مداوم مورد ضرب و شتم قرار می گیرند.

آهنگ بدون نام ، سایه های بی آفتاب ، و هزار قطع همه در حال حاضر در سینماهای مجازی جریان دارند.

https://www.youtube.com/watch؟v=dT2FX__uh4k

https://www.youtube.com/watch؟v=pvOGaBic–s

https://www.youtube.com/watch؟v=Gy_gWR0dEpY

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

پاسخی بگذارید