عذاب عاشقانه: زیبایی روابط ناموفق در سینما

در طول قرن گذشته ، تمایل به تدریج و در عین حال آشکار در به تصویر کشیدن روابط شکست خورده در ژانر عاشقانه وجود داشته است (و به نظر نمی رسد که به زودی این تمایل مرتکب فلات شود). این فیلم ها نه تنها با نگه داشتن شخصیت های اصلی ، یک هدف اصلی یک داستان عاشقانه را زیر پا می گذارند ، بلکه آنها به دنبال راه های جدید و ابداعی برای شکستن دل مخاطبان خود و ترک آنها در کف هستند. کاملاً واضح است که یک رابطه صخره ای باعث می شود بازدید بسیار خوبی انجام شود. هیچ کس نمی خواهد در یک زن و شوهر خسته کننده ، هلو و کرم جاسوسی کند ، با این وجود در 21 سالگیخیابان قرن ، نتیجه گیری کلاسیک روایت از “خوشبختانه پس از آن” به آرامی وجود ندارد.

چه اتفاقی می افتد در آن عاشقانه های شیرین ، سیاه و سفید که پدربزرگ و مادربزرگ شما با نگاه مذهبی تماشا کردند؟ مواردی که معمولاً با علامت محبت PG نتیجه می گیرند؟ Cut to 2020 و ژانر اکنون با تراژدی هولناک لکه دار شده است. طلاق ، مرگ و یخبندانها این داستانهای عاشقانه را به داستانهای دلخراش دلخراش تبدیل می کنند ، و بینندگان را برای غرق شدن در خود اقیانوس اطلس آماده می کند.

چرا یک عاشقانه طعنه آمیز در مورد عاشقانه محکوم وجود دارد؟ دلیل این تغییر دوباره در ژانر چیست؟ آیا این فیلمها ایده ها و ایده آل های اجتماعی بزرگتری را پیشنهاد می کنند؟ آیا ممکن است که مفهوم “عشق واقعی” دیگر از اهمیت اساسی برخوردار نباشد؟

داخلی خارجی

عاشقانه محکوم را می توان با عوامل داخلی و خارجی طبقه بندی کرد. از نظر دومی؛ شخصیت ها نمی توانند درمورد بیماری ، مرگ ناگهانی ، قوانین باستانی دولت و خانواده های متفکر و غیره کاری انجام دهند. سرنوشت شخصیت های اصلی در تایتانیک، کوه بروکبک و رومئو و ژولیت یا کاملاً از کنترل خود خارج شده اند یا در نهایت به آنها مجبور شده اند.

با این حال ، این عوامل داخلی اندکی جالب تر نشان می دهند: شخصیت های جاه طلب که سعی می کنند به عنوان مثال رویاهای خود را بدست آورند و یا حرفه ای دلخواه خود را به دست می آورند ، در نهایت با قرار دادن عاشقانه روی مشعل پشتی ، تعریف خود را از این ژانر دور می زنند. در صورت ارائه اصطکاک ، آنها داوطلبانه یک مسیر جایگزین را انتخاب می کنند. هدف شخصی آنها همه را تحت الشعاع قرار می دهد ، حتی اگر آشکار باشد که این رابطه به معنای این بوده است.

شهر ستارگان

در نظر گرفتن لا لا لند: نویسنده / کارگردان دیمین شزل تصمیم می گیرد با آزار دادن مخاطبان خود با بینشی از آنچه سباستین (ورایان گوسلینگ) و میا (اما استون) آینده می تواند مانند دنیای ایده آل باشد. این زوج مسابقه ای هستند که در بهشت ​​ساخته شده اند ، اما این محرومیت عمدی از پایان سنتی شاد ، جای دیگری را برای یک هدف جایگزین فراهم می کند که عمیق تر طنین انداز باشد و در جامعه امروز با حقیقت بیشتری صحبت کند.

سباستین و میا به دلیل تمایل مشترکشان برای انجام کاری که دوست دارند ، جمع می شوند. آنها بلندتر شده و یکدیگر را به سمت دستیابی به رویاهای خود هل می دهند. هنگامی که اوضاع برای زوج شروع می شود ، دنیاها و برنامه های آنها دیگر هم تراز نمی شوند و این باعث خرابی در روابط آنها می شود. آنها عمیقاً عاشق هستند اما عشق آنها به یکدیگر یک نقشه فرعی برای داستان است. رویاها قلب واقعی روایت است و هیچ گونه مصالحه ای برای تهدید آن ایجاد نمی شود.

عاشقانه محکوم: زیبایی روابط ناموفق در سینما
La La Land (2016) – منبع: Summit Entertainment

دیمین شزل با ارائه نوع دیگری از روابط – عاشقانه را تعریف مجدد می کند – روابطی که بین دو انسان وجود ندارد و به راحتی از آن جدا نمی شوید. عشق میا به بازیگری و عشق سباستین به جاز همیشه اول خواهد بود (این چیز شخصی نیست ، این فقط بخشی از DNA آنها است). هر دو شخصیت این احساس را در یکدیگر افزایش می دهند و آنها را در یک تناقض قرار می دهد. آنها قرار است در کنار هم باشند ، اما به دلیل سازگاری آنها ، در یک سناریوی غیر قابل اجتناب 22 نیز گرفتار هستند – آنها بیش از حد مشابه هستند و باعث می شود آنها از هم جدا شوند. با وجود همه اینها ، آنها عشق را به عنوان چیزی بزرگتر از خودشان می شناسند. آنها ممکن است دیگر در یک رابطه نباشند ، اما آنها با گفتن به یکدیگر می گویند “من همیشه تو را دوست دارم”.

فیلم پیشنهادی  اعلامیه: کریستی استروز به سردبیر تحقیق فیلم تبدیل می شود

این اولین بار نیست چازل اشتیاق شغلی محور را به عنوان یک عاشقانه به تصویر کشیده است. فیلم او در سال 2014 شلاق زدن داستان جاه طلبی آزاردهنده یک درامر را برای رسیدن به مقام برتر در هنرستان شفر می گوید. هیچ چیز نمی تواند بین اندرو (مایلز طلر) و رویای او هیچ دانش آموز ، دوست دختر ، معلمی سوء استفاده یا تجربه نزدیک به مرگ در راه او نخواهد ایستاد. این همان چیزی است که شما عشق واقعی می نامید.

ولنتاین خونین

برخی می گویند عشق بی انتهاست. ؟ با توجه به زمان و تکامل مردم / مکانها ، اجتناب ناپذیر خواهد بود که همیشه کار نخواهد کرد. داستان ازدواج این آشفتگی را از طریق روند طلاق به تصویر می کشد ، اما بسیاری از فیلم ها حقیقت سخت یک رابطه را از ابتدا تا انتها کاملاً شبیه ندارند ولنتاین آبی. دین (رایان گوسلینگ) و سینتیا (میشل ویلیامزروابط آنها هنگام خروج از مرحله ماه عسل و بزرگ کردن دخترشان شروع به تجزیه می کند. جفت آنها سعی می کنند رابطه خود را دوباره برقرار کنند اما قطعات دیگر مناسب نیستند. آنها دیگر افرادی نیستند که وقتی ملاقات کردند.

گوزلینگ و ویلیامز در حالی که فیلمبرداری می کردند با هم زندگی می کردند تا بتوانند با یکدیگر راحت شوند و به فضای اصلی کاراکترها ضربه بزنند. این شخصیت پردازی فقط نتیجه گیری فیلم را حتی سخت تر می کند ، زیرا مخاطب ناامید است که یک زن و شوهر به ظاهر عالی بیایند که آن را کشف کنند ، اما آنها نمی توانند.

عاشقانه محکوم: زیبایی روابط ناموفق در سینما
ولنتاین آبی (2010) – منبع: Hunting Lane Films

ولنتاین آبی بر ماهیت ظالمانه تغییر تأکید دارد؛ تغییر اجتناب ناپذیر است – حیاتی و جزئی از زندگی است ، اما همچنین می تواند باعث از بین رفتن روح و آسیب های جدی شود. این به کسانی که حداقل انتظار آن را دارند ، می خورد و نه تنها رابطه را خراب می کند ، بلکه روابطی که به آن نیز وابسته است (چون پایه و اساس دختر آنها است).

این چشم انداز تاریک واقعی ترین ، اما لزوماً بدترین نتیجه نیست. اکنون تمام شد ، زخم های آنها بهبود می یابد و می توانند برای اولین بار در سالها به جستجوی خوشبختی بپردازند. تماشای این زن و شوهر ناکارآمد یکدیگر را پاره می کنند ، زیرا آنها همچنان به کار خود ادامه می دهند و به ناچار آسیب های بیشتری وارد می کنند. وقتی دین دور می شود و به خانواده خود پشت می کند (سخت ترین تصمیمی که وی گرفته است) آن را ، متأسفانه ، خردمندترین است. بلعیدن حقیقت سخت است.

گمشده در تأمل

یک برخورد فرصتی ممکن است به عنوان یک شروع عالی برای یک داستان عاشقانه به نظر برسد ، اما وقتی جفت مورد نظر در مسیرهای جداگانه قرار دارند و قطارها در حال حرکت هستند ، آنها فقط باید چند ثانیه از مسیرها عبور کنند. توکیو جایی است که باب (بیل موری) و شارلوت (اسکارلت جوهانسون) عاشقانه های کوتاه مدت خود را در صوفیه کوپولا2003 فیلم 2003 گمشده در ترجمه. عدم مشترک آنها مانند سن ، سبک زندگی و علایق آنها بی ربط است. روح آنها از طریق یک شباهت متصل می شود. دل تنگی. هر دو در زندگی / ازدواج خود ناراضی هستند و از جهان همگام نیستند – به همین دلیل ، از لحاظ عاطفی به یکدیگر متصل می شوند. این یک داستان برهنه در مورد یک رابطه زناشویی نیست ، بلکه یک داستان همراهی است.

فیلم پیشنهادی  موضوع زندگی سیاه: آموزش جامعه در مورد شدت نژادپرستی سیستمی از طریق سینما

تنظیم فیلم در توکیو یک منطقه خودمختار موقتی ایجاد می کند – به این معنی که نمی تواند برای همیشه ادامه یابد. هر دوی آنها باید به زندگی عادی خود بازگردند اما با وجود پازل های مفقود شده توسط یکدیگر. آنها با نشان دادن اینکه چه رابطه ای باید احساس شود ، یکدیگر را جوان می کنند. این سبک یک عاشقانه محکوم به ندرت بسیار نادر است زیرا بالغ و خوش بین است و بدون انجام اقدامات منفی (مانند آن) لا لا لند) لحظه ای ناراحت کننده است که باب و شارلوت به راه می روند ، اما این همیشه آینده بود. سرانجام مخاطب احساس می کند که این شخصیت های دوست داشتنی دیگر گم نشده اند.

گمشده در ترجمه (2003) – منبع: Zoetrope آمریکایی

کوپولاهمسر سابق – فیلمساز سنبله جونز پاسخ داد گمشده در ترجمه با یک فیلم عاشقانه محکم خود را. او (2013) داستان مردی را روایت می کند که عاشق سیستم هوش مصنوعی خود است. این فیلم حال و هوای بسیار مشابهی دارد کوپولافیلم است ، و کسی را به عنوان یک شرور نقاشی نمی کند. این رابطه منعکس کننده است و به تئودور اجازه می دهد (خواکین ققنوس) در عاشقانه گذشته خود بچرخد و با علاقه ، گرما و عشق به آن نگاه کند.

همچنین ببینید

BULL: اولین کارگردانی قابل توجه و مناسب

هر دو گمشده در ترجمه و او این دو فیلمساز را قادر می سازد احساسات قدیمی خود را درک کنند ، هر دو نتیجه گرفتند که رابطه آنها برای پیشرفت شخصی خود چه ضروری بوده است. در سطح ، این نوع از عاشقانه های محکوم استنباط می شوند که آنها در زمان اشتباه شخص مناسبی هستند ، اما از نگاه بیشتر به این معلوم است که در واقع فرد مناسب در زمان مناسب است. آنها تبدیل به یک پله پله می شوند ، و در آن لحظه به شخصیت ها (و فیلمسازان مطلقه) کمک می کنند تا با رشد و تکامل این نکته که بدون دخالت لحظه ای آنها غیر ممکن است ، در بین افراد مورد نیازشان رشد کنند.

از تابستان متنفرم

که در 500 روز از تابستانهمانطور که راوی می گوید ، این مخاطب می داند که این داستان عاشقانه محکوم به عذاب است: “این داستان پسری است که با دختر ملاقات می کند ، اما من باید به شما هشدار دهم: این یک داستان عاشقانه نیست.” به همین ترتیب ولنتاین آبی، 500 روز از تابستان دنبال روایتی غیرخطی از رابطه تام (جوزف گوردون-لویت) و تابستان (Zooey Deschanel) این داستان عشق به طور مستقیم در مورد “عشق” نیست ، بلکه درمورد این است که چگونه عشق می تواند یک معجزه باشد. مبهم ، توهمی است و می توان خیلی از انتظارات شخص فاصله گرفت.

تام وقتی با تابستان ملاقات می کند عاشق عشق است و به زودی آشکار می شود که آنها درک متفاوتی از عشق دارند. تام در عشق واقعی مؤمن است و تابستان فکر می کند عشق یک خیال است. با وجود عقاید متضاد ، آنها وارد یک رابطه گاه به گاه می شوند. تام از احساساتش کور شده و نمی تواند رابطه را به خاطر آنچه است درک کند. متناقض وقتی او درباره زمان آنها در کنار هم تأمل می کند ، او فقط چیزهای خوب را به خاطر می آورد. حافظه انتخابی تام را از حقیقت جدا می کند. “فقط به این دلیل که او همان دلهره عجیب و غریب شما را دوست دارد ، این بدان معنا نیست که او همسر تام شماست.” سرنوشت آنها مهر و موم می شود که تام متوجه می شود که زنگ نامزدی تابستان در مهمانی اش به انگشت او می زند. جالب اینکه آنها اعتقادات را عوض می کنند. تابستان اکنون به ازدواج اعتقاد دارد ، و تام بدبینانه دوست داشتنی است که تابستان در آن زمان بود.

فیلم پیشنهادی  DA 5 BLOODS: Brothers In Arms
500 روز تابستان (2009) – منبع: تصاویر چراغ جستجو

زیبایی این فیلم این است که تام و مخاطب چیزی را فراهم می کند که خیلی ها در زندگی واقعی دریافت نمی کنند: بسته شدن. گفتگوی نهایی آنها در جایی که تام قادر به پرسیدن “چرا” است ، نشان می دهد که هیچ کس مقدر نیست که روشی خاص را احساس کند. هیچ یک از اینها از پیش تعیین نشده است. یا آن؟ همانطور که تابستان به گذشته محو می شود و با چشم انداز بدبینانه جدید خود ، وقت خود را برای تمرکز روی علاقه واقعی خود می گذارد: معماری. در اتاق انتظار مصاحبه شغلی در معماری ، او با یک دختر گپ می زند و او را از وی می خواهد. نام او پاییز است.

یک تصادف خوشحال ، یا سرنوشت؟ او هرگز در آن مصاحبه نبوده اگر تابستان نباشد. تابستان درد و دل شکسته بود ، اما او برای رشد شخصی برای تام ضروری بود. این فیلم بر ابهام عشق تأکید دارد. نمی توان آن را تعریف کرد ، پین کرد یا حتی فهمید ، اما در جهان وجود دارد ، تکه تکه. شاید عشق یک مرحله گذر باشد؟ تابستان ممکن است به یکی دیگر از آمارهای طلاق تبدیل شود / مانند Cynthia در پایان یابد ولنتاین آبیهیچ کس نمی تواند با اطمینان بگوید. آنها همیشه ممکن است درباره آنچه عشق است اختلاف نظر دارند ، اما چیزی که می توان درباره آن توافق کرد این است که به روش های مرموز کار می کند.

عاشقانه محکوم: نتیجه گیری

بارها از قرن بیستم تغییر کرده اند – تلاش برای عشق امروز در صدر برنامه های همه نیست ، و اگر چنین باشد ، دیگر مانند گذشته نیست. فیلم با نشان دادن پایان دادن به گزینه های جایگزین در دنیای لیبرال رو به رشد ، در حال پیشرفت است. این روایت های مترقی بدون شک صادق و مهم هستند ، زیرا پیام های کلیدی در مورد رویاها ، شغل ها ، خوشبختی ، استقلال ، زندگی و رشد شخصی ارائه می دهند. فیلم های دیگری که روایت های عاشقانه محکوم را کشف می کنند شامل می شوند درخشش ابدی یک ذهن پاک، با نام شما تماس بگیرید، عشق، اثر پروانه ای، قبل از طلوع آفتاب و آبی گرمترین رنگ است.

عاشقانه محکوم ، ژانری پر از ژانرهای فرعی مانند رام کام و جوجه را با شامل حقایق جدی و خشن تبدیل می کند تا به مخاطب اطلاعات بیشتری درباره انواع عشق و عاشقانه از طریق لنز دوربین واقع بینانه آموزش دهد. این اکتشاف پیچیده ، پیچیده و کاملاً مرتبط با عشق مدرن را که نمی تواند ناشناخته باشد ، ثبت می کند. این دردناک ، تاریک و گاهی بی رحمانه است ، اما این بخشی از طیف زندگی است. روابط همیشه به روشی که فرد بخواهد انجام نمی دهند ، بلکه از طریق این روایت های دلهره آور ، آنها را به تاریکی ترین شرایط روشن می کند.

کدام فیلم عاشقانه محکوم مورد علاقه شماست؟ افکار و نظرات خود را به اشتراک بگذارید!


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

پاسخی بگذارید