عشق ، نگاه و تنهایی در FLEABAG فصل دو

Fleabag فصل دو با شاهکار صحنه مهمانی شام افتتاح می شود. شخصیت تیتراژ Fleabag ، (نویسنده و ستاره ، Phoebe Waller-Bridge) با پدر تازه متعهدش ، پدرخوانده افتضاحش ، خواهرش که از او متنفر است ، و همسر شوهر خواهرش مهمان نهایی برای Fleabag غریبه است – یک کشیش جذاب (اندرو اسکات) که انتخاب شده است تا مراسم عروسی آینده پدرش را به عهده بگیرد. ما مانند Fleabag ، هرگز نام واقعی او را نمی یابیم ، بنابراین او با نام مستعار اینترنت “Hot Priest” شناخته می شود.

“هیچ کس در 45 دقیقه از من سؤال نکرده است”: این صحنه شام ​​وحشتناک

صحنه شام ​​یک امر فریبنده و قابل پیش بینی است ، با یک دوز سالم از تجاوز غیرفعال که بطور ریز تحت پوشش رفتارهای مودبانه محصور است. Fleabag ، که با روابط خانوادگی بویژه از زمان مرگ مادرش که بیشتر شبیه او بوده است ، تلاش کرده است و بیشتر اوقات شام نادیده گرفته می شود. او به همان اندازه در دوربین مستقیم می گوید که این نمایش برای آن شناخته شده است (این خطوط یک تجرب مدرن هستند که به غیر از شکسپیر ، صرفاً سریعتر و با استفاده از منابع بیشتر به استمناء می پردازند). Fleabag با سرگرم کننده ای به دوربین نگاه می کند و می گوید: “هیچ کس در 45 دقیقه از من سؤال نکرده است”. به جز ، او نیامده است که حکم خود را به اتمام برساند زیرا هات کریست را قطع می کند و از او می پرسد “پس چه می کنی؟”

عشق ، نگاه و تنهایی در FLEABAG فصل دو
Fleabag (2019) – منبع: Amazon Studios

Fleabag از نظر بصری شوکه شده است که هر کس در جدول می تواند به زندگی خود علاقه نشان دهد و برای لحظه ای مورد توجه و تماس چشم ثابت قرار گرفته ، از او غافل می شود. بعداً در قسمت قسمت ، راه های دو بخشی با او وجود دارد که شماره اش را به او می دهند: “اگر به کسی احتیاج دارید که با او صحبت کند یا … من آنجا خواهم بود. من همیشه آنجا هستم. “

این آغاز داستان عشق ممنوع و سوزش آهسته است که بیش از شش قسمت نیم ساعته گفته شده است. (لطفاً توجه داشته باشید ، اسپویلرهای پیش رو).

“این یک داستان عاشقانه است”: Fleabag و Hot Prift

علیرغم سیاست های کشیش کشیش ، این دو به آرامی عاشق می شوند (حداقل در ابتدا از لحاظ پلاتونی). آنها به تنهایی و کتاب مقدس و بحث های مذهبی پیوند می خورند. او اولین کسی است که به دلیل مرگ و میرهای اخیر مادر و بهترین دوستش ، واقعاً آسیب پذیر است. او نخستین کسی است که سوگند میهن کشیش را با او می شکند. عشق آنها البته محکوم به شکست است.

فیلم پیشنهادی  ما در سینما به کارگردانان زن آسیایی بیشتری احتیاج داریم

Fleabag ، بدون دوستی و رابطه پرتنش با خانواده ، به کمبود توجه عادت کرده است. دو فرد نزدیک زندگی او ، مادر و بهترین دوست او ، درگذشتند و او در یك فصل اول با دوست پسر او دوباره و مجدداً جدا شد. به عنوان کسی که هنوز آماده صحبت کردن در مورد غم و اندوه خود نیست ، و از رابطه جنسی گاه به گاه برای “گمراه شدن از خلاء فریاد درون قلب خالی من” استفاده می کند ، در این انزوا عاطفی دوردست و خود تحمیل شده احساس راحتی می کند.

عشق ، نگاه و تنهایی در FLEABAG فصل دو
Fleabag (2019) – منبع: Amazon Studios

اما پس از آن Hot Priest وارد می شود ، کسی که واقعاً به او علاقه مند است. کسی که بعد از سؤال از او سؤال می کند. کسی که او را به طریقی که مدت هاست مورد اعتراض قرار نمی گیرد ، به چالش می کشد.

و Fleabag آماده این سطح از توجه نیست.

“کجا فقط رفتید؟”: عاشقانه جالب توجه

در یکی از بهترین لحظات سریال ، Hot Priest از کافه گینه خوک Fleabag بازدید می کند ، که او با بهترین دوست مرده Boo شروع کرد. او که کاملاً مجذوب اوست و از ضررهای اخیرش آگاه نیست ، با پشتکار در مورد مادر ، بهترین دوست و کافه خود سؤال می کند. او ، به وضوح حاضر نیست در مورد غم و اندوه اخیر خود با او صحبت کند ، دلسرد می شود و سعی می کند موضوع را تغییر دهد. هرچه Fleabag پررنگ تر شود ، او بیشتر به دوربین نگاه می کند.

مخاطبان همیشه نوعی دوست با فلابگ بوده اند ، کسی که “همیشه آنجاست”. کسی که افکار را با آن در میان می گذارد ، از مرگ مادر و بهترین دوست او ، کسی را ندارد که به او اعتماد کند. در فصل دو ، قسمت دو ، Fleabag به درمانگر خود اعتراف می کند (فیونا شاو، نامزد امی برای این صحنه است) که او از مخاطبان به عنوان محرمانه خود استفاده می کند ، جانشین دوستان واقعی.

وقتی Hot Priest او را تحت فشار قرار می دهد تا در مورد خانواده اش صحبت کند ، عصبی می شود ، عقب می کشد و جلوی دوربین می رود: “او واقعاً کمی آزار دهنده است”. به جز او متوجه می شود که دقیقاً مانند همه چیز راجع به او توجه می کند. “کجا رفتی؟” او سؤال می کند ، “مثل این است که شما ناپدید شوید. چی به من نمیگی؟ ” Fibabag وحشت را زیر نظر او گرفت و او را دور کرد و وانمود کرد که نمی داند در مورد چه چیزی صحبت می کند. Hot Priest ادامه می دهد ، “من فقط سعی می کنم شما را بشناسم”. “خوب من این را نمی خواهم” ، قبل از اینکه از او بخواهید کافه را ترک کند و از بحث و گفتگوهای بیشتر در مورد آن بپرهیزد ، “فلاباگ” به حالت دفاعی به عقب برگشت.

فیلم پیشنهادی  Berlinale 2020: DEATH OF NINTENDO
عشق ، نگاه و تنهایی در FLEABAG فصل دو
Fleabag (2019) – منبع: Amazon Studios

کارولین Framke در مورد اهمیت این لحظه برای Variety نوشت:

“با هر قسمت گذشت ، کشیش تلاش های خود را برای عقب نشینی به درون خودش و فاصله گرفتن از خود ادامه می دهد … دفاعیاتی که او با دقت ایجاد کرده است از زمان مرگ بو و مادرش در مواجهه با توجه و مراقبت او جدا می شود. و با این کار ، بزرگترین ترس فلابگ رسماً به حقیقت پیوست: دیوارهای او که از لحاظ استراتژیک شامل آن دیوار چهارم است ، در حال سقوط هستند. “

این رابطه کامل مربوط به Fleabag و Hot Priest است که یکدیگر را به چالش می کشند. داغ کشیش Fleabag را از انزوا خود تحمیل می کند و باعث می شود تا واقعاً در مورد احساسات خود صحبت کند ، حتی تا جایی پیش می رود که او را ، یک ملحد اصرار ورزیده ، به او اعتراف کند. Fleabag ایمان تنهایی Hot Hot Priest را با وسوسه های عشق و رابطه جنسی و همراهی آزمایش می کند ، تنها این است که وی در نهایت اهمیت خدا را در زندگی خود دوباره کشف کند.

عشق و توجه در بانوی پرنده و فلابگ

اخیراً زیاد در مورد عاشقانه های Fleabag و Hot Priest فکر می کنم ، زیرا من فصل چهارم Fleabag را دو بار دوباره تماشا کردم امسال. هرچه بیشتر به داستان عشق آنها فکر می کنم ، بیشتر به این خط فکر می کنم گرتا گرویگ سال 2017 آمدن فیلم سنی ، بانوی پرنده:

“آیا فکر نمی کنید که آنها یکسان باشند – عشق و توجه؟”

این سؤال برای لیدی برد ، ارشد دبیرستانی (نامزد اسکار چهار بار اسکار) مطرح می شود سائورسه رونان) توسط معلمش ، خواهر سارا (لوی اسمیت) زمینه عشق ، عشق عاشقانه نیست بلکه عشق به زادگاه شخصی است. خواهر سارا ، پس از خواندن مقاله برنامه کالج لیدی برد ، یادداشت می کند که “شما به وضوح عاشق ساکرامنتو هستید”. لیدی برد ، که فیلم را صرف صحبت کردن در مورد بیزاری خود برای کالیفرنیا کرده است ، و مایل به انتقال “به ساحل شرقی ، جایی که فرهنگ با مشاهده خواهر سارا اشتباه گرفته شده است: “من می كنم؟”

فیلم پیشنهادی  جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: سیب ها: کاوش هیجان انگیز هویت ، حافظه و غم

خواهر سارا اصرار دارد ، “شما در مورد ساکرامنتو بسیار محبت آمیز و با چنین مراقبت بنویسید”. لیدی پرنده سرخ می کند. “من فقط آن را توصیف می کردم” ، او با اعتراض می گوید ، “حدس می زنم که توجه می کنم”. به این خواهر سارا پاسخ می دهد: “آیا فکر نمی کنید که آنها یکسان باشند – عشق و توجه؟”

همچنین ببینید

بررسی SXSW 2019: ALICE: توانمند سازی برای زنان ، روشنگری برای همه
عشق ، نگاه و تنهایی در FLEABAG فصل دو
لیدی برد (2017) – منبع: A24

این سخنان در آخرین تماشای من از Fleabag در ذهن من تکرار شد ، زیرا من اشاره کردم که چگونه دوباره و دوباره کشیش تنها کسی است که به نظر او ، به نظر او ، در احساساتش به زندگی Fleabag علاقه مند است. او به وضوح او را دوست دارد ، و او به وضوح او را دوست دارد ، آنها فقط آن را به روش های مختلف نشان می دهند:

او ، یک ملحد ادعا ، دوباره و دوباره به کلیسای خود می رود تا در جمع شرکت کند ، داوطلب شود ، دعا کند ، گپ بزند ، ببوسد. او ، یک ناظر مداوم ، تنها فرد جهان است که نحوه عقب نشینی او از واقعیت را متوجه می شود و در صحبت با مخاطب احساس راحتی می کند. آنها یکدیگر را می بینند ، به یکدیگر توجه می کنند و عمیقاً یکدیگر را دوست دارند.

وقتی اولین بار دیدم بانوی پرنده در سال 2017 ، من واقعاً نفهمیدم که خواهر سارا در تلاش بود چه بگوید. تا اولین بار ندیدم Fleabag سال گذشته ، که این همه برای من حس شده بود.

“آیا فکر نمی کنید که آنها یکسان باشند – عشق و توجه؟”

بله ، بله ،


Fleabag را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

پاسخی بگذارید