یک سیستم خشونت آمیز: چگونه مارکسیسم به یک بازگشت اقتصادی سینمایی تبدیل می شود

به دنبال ورود دولت رئیس جمهور دونالد ترامپ در سال 2016 ، تغییر چشم انداز لرزه ای در منظر سیاسی ایالات متحده رخ داد. قطبی شدن ارزشها در امتداد خطوط سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی سخت تر و سریع تر شد و فضای کمی برای ظرافت در بین آن وجود داشت. آمریکایی ها به قومی تبدیل شدند که دیگر نتوانستند با یکدیگر صحبت کنند. علاوه بر این ، ما به مردمی تبدیل شدیم که حتی اگر مشترکات بیشتری از این نداشتیم ، یکدیگر را تحقیر کردیم.

اگر کسی بیداری سیاسی داشت ، بعد از سال 2016 ، ممکن است فکر کند که سینما دنباله ای مشابه به سمت آگاهی از مسائل جاری در جلوی و پشت دوربین است. آنهایی که مدتی است که دور و بر ما هستند و کسانی از ما که برای جلب توجه به فیلم های خارج از زندگی ما نظر خود را مطرح کرده اند ، بهتر می دانند. از آنجایی که سینما داستانهای انسانی را روایت می کند ، طبیعتاً یک هنر سیاسی است چه در گفتگوی شخصیت هایش و چه در زیر متن فیلم. آنچه صریحاً انسانی است واردات سیاسی است.

جامعه ای با کلاس کمتر

اگر فیلم همیشه ناگزیر از نظر سیاسی بوده است ، چرا به نظر می رسد این چهار سال گذشته فیلم تا این حد با اوضاع سیاسی ما صحبت کرده اند؟ من فکر می کنم این حالت احساس می کند زیرا در نهایت ما زمینه ای را داریم که پیام های خاص – و زبانی که در آن بسته بندی شده است – معنا پیدا می کند. مقصر دانستن بسیاری از بیماریهای اجتماعی فعلی ما بر دولت فعلی بسیار آسان (و تا حدی قابل درک) بسیار ساده خواهد بود ، اما این امر از نظر تاریخی ناسازگار خواهد بود.

ایالات متحده اکنون سالهاست که به سمت بسیاری از این بیماری ها گرایش دارد. صنعتی شدن آمریکا در اواخر دهه 1800 و اوایل دهه 1900 می تواند حرکتی قابل توجه به سمت انحصار شرکتها و افزایش زباله های موجود در هوا و آب باشد که منجر به بروز بحران آب و هوایی ما شود. رئیس جمهور رونالد ریگان و تکثیر حق انحصاری مذهبی باعث شد که یک فریسی سیاسی جدا شود که از بسیاری از بنیادهای مذهبی خود متمرکز شده است و تنها بر دو موضوع تمرکز می کند – حقوق LGBTQ و سقط جنین – به محرومیت از بیماریهای زیادی که همچنان دست نخورده از آن باقی مانده اند غیرت

یک سیستم خشونت آمیز: چگونه مارکسیسم به یک بازگشت اقتصادی سینمایی تبدیل می شود
گرتل و هانسل (2020) – منبع: انتشارات هنرمندان متحد

هر دهه آگاهی های جدیدی را به آن بیماری های اجتماعی یا سیاسی می رساند که یا از آن بی خبر بودیم یا یا نمی خواستیم از آن مقابله کنیم. متن مهم است. ما قبل از اینکه معانی جدید را بشناسیم ، باید یک زبان جدید دریافت کنیم. بخش عمده ای از پایه دولت فعلی در مسیحیت سیاسی است که در بالا مورد بحث قرار گرفته است ، اما بسیاری از این “انجیلی های سفید” همچنین سفید پوستان روستایی و طبقه کارگر هستند که هر دو بخش قابل توجهی از پایگاه ترامپ را تشکیل می دهند.

این دو آمار جمعیتی وقتی موضع اقتصادی و اجتماعی آنها می رود بیشتر مربوط به بسیاری از گروه های اقلیت است که اکثراً در انتخابات نامزدهای دموکراتیک رای می دهند. آنها در اثر ساختارهای نژادی و اسطوره غالب رویای آمریکایی فریب خورده می شوند ، بی پرده “ثروتمند می شوند” یا “بیشتر می شوند”. با این حال ، ساختاری که در واقع وجود دارد و طبقه کارگر و فقیر را بدون در نظر گرفتن نژاد ، عقیده و غیره ، یک آگاهی طبقاتی مشترک ، متحمل می کند ، تحت عنوان “ملت طبقه متوسط” با یک فداکاری مذهبی به الهیات راه انداز بستگی دارد. که به خودشان کمک می کنند ایده ای که بیش از مسیحیت تاریخی با سرمایه داری مشترک است.

آمریکا همیشه به ایده کلاس توجه داشته است ، زیرا این ایده مستلزم آن است که ما فراتر از فرد به سمت منافع افراد زیادی ، جوامع ما نگاه کنیم. این به معنای مراقبت از کسانی است که به قدرت دسترسی ندارند ، مالکیت وسایل تولید را ندارند و صدایی در جامعه ندارند. به خصوص در این زمان از همه گیری ، ما شروع به دیدن شکاف ها و شکست ها در سیاست ها و ساختارهایی می کنیم که توسط ریاست جمهوری هر دو حزب سیاسی از زمان حداقل رونالد ریگان ، حداقل اگر رونالد ریگان باشد ، اگر بیشتر برنگردد ، ادامه دارد.

فیلم پیشنهادی  تریلر زمین و خون | استعلام فیلم
یک سیستم خشونت آمیز: چگونه مارکسیسم به یک بازگشت اقتصادی سینمایی تبدیل می شود
انگل (2019) – منبع: نئون

کمکی نمی کند که آن مقامات منتخب که سیاست ها و حکومتداری کشور را حفظ می کنند بالاتر از قوانینی هستند که تصویب شده اند. به عنوان مثال وقتی رئیس جمهور باراک اوباما قانون توقف معاملات بر دانش کنگره (STOCK) را امضا کرد که به جرم یقه سفید در دی سی حمله کرد و باعث شد اعضای کنگره خرید و فروش اوراق بهادار خود را به صورت آنلاین افشا کنند ، یک بررسی معنی دار در مورد سرمایه داری ، فقط بعداً با رأی سریع رویه ای اصلاح شود تا دیگر نیازی به افشای آنلاین نباشد.

ما در حالی که زبانی را بارگذاری می کنیم که ما را به ایده های قدیمی که در زمان سینمایی نفس تازه ای می بخشد متصل می کنیم ، به یک رسالت دیگر رسیده ایم. این فیلم ها چیزی را نشان می دهند كه كارل ماركس آن را محبوب كرد و فردریش انگلس در آن بسیج كرد ، كه در جامعه بدون طبقه “خرد” وجود ندارد.

انگل روی سکوی بنام گرتل

این زبانی که در حال یادگیری آن هستیم به ما لنزهایی می بخشد که در آن بتوانیم کلاسیک ها را در یک نور جدید ببینیم و انگیزه های رانندگی فیلمسازان فعلی را بشناسیم. این زبان از آنچه ماركس مطرح می كند ، متشكل است و اندیشمندانی مانند جورج لوكاكس در این باره توضیح دادند: ایده “آگاهی طبقاتی”. آرمانهای آمریکایی همیشه برابری بین همه مردم را تصور می كنند كه هرگز در جامعه یا حكومت عملی آن تحقق نیافته است. درعوض ، بلاغتها ، سیاستها و تعاملات بین فردی ما به دنبال ایجاد اختلافات ساختاری اجتماعی ، خطوط خیالی در ماسه است تا امتیازات و قدرت خود را حفظ کنیم.

یک سیستم خشونت آمیز: چگونه مارکسیسم به یک بازگشت اقتصادی سینمایی تبدیل می شود
بسترهای نرم افزاری (2020) – منبع: نتفلیکس

این سیستم ها ما را از تقسیمات واقعی بین کسانی که وسایل تولید (شرکت ها) و صاحبان مشاغل کوچک خود را دارند و در معرض تهدید انحصارها هستند و یا برای این شرکت ها برای حداقل دستمزد و یا کمتر برای رسیدن به اهداف کار می کنند ، دور می کند. در اینجا یک تقسیم مادی واقعی وجود دارد ، در حالی که بیشتر سازه های اجتماعی دیگر با اختلاف سطح یا تخیل انسان مطرح می شوند.

سه فیلم وجود دارد که در یک سال گذشته اکران شده اند ، و این دیدگاه را به ما می دهند که چگونه اندیشه مارکسیستی چه آگاهانه و چه ناخودآگاه به زبان ما باز می گردد: انگل ، گرتل و هانسلو بسترهای نرم افزاری. برنده اسکار بهترین عکس امسال این فیلم توسط کارگردان بود بونگ جون هو، انگل، که بیماری سرمایه داری را که به قول خودش در طول تولد اسیر شده است ، روشن می کند. Movies.Death. مصاحبه: “اساساً همه ما در همان کشوری بنام سرمایه داری زندگی می کنیم.” این فیلم حول و حوش سه رابطه انگلی جداگانه بین یک خانواده کره ای بسیار ثروتمند کره ای و یک خانواده کره ای به شدت فقیر و یک زن و شوهر دیگر کره ای که قبل از شروع هر یک از خانواده ها انگل بودند ، بود.

گرتل & هانسل، فیلم جدید توسط اسگود پرکینز (دختر Blackcoat) ، به طرز ظریفی از چارچوب داستانهای پری کلاسیک Grimms Fairy Tale استفاده می کند ، هانسل و گرتل. برخلاف انگلشاید نقد مصرف سرمایه داری در روایت فیلم ناخودآگاه تر باشد. این به دنبال یک خواهر و برادر کوچکش است که توسط مادرشان برای زنده ماندن به دلیل کمبود در سرزمین به داخل جنگل فرستاده می شوند و در خانه هولدا اتفاق می افتد ، یک زن مسن تر که به نظر می رسد در منابع و مواد غذایی خود به طور مستقل ثروتمند است. گرچه با ادامه داستان ، گرتل شروع به سؤال از این می كند كه تمام این ثروت از كجا حاصل می شود و یك بار پس از فهمیدن او باید چه كاری با دانش انجام دهد.

یک سیستم خشونت آمیز: چگونه مارکسیسم به یک بازگشت اقتصادی سینمایی تبدیل می شود
گرتل و هانسل (2020) – منبع: انتشارات هنرمندان متحد

جدیدترین ورودی فیلم اصلی Netflix است ، الهوی (بسترهای نرم افزاری) توسط مدیر بار اول ، Galder Gaztelu-Urututia. این فیلم به زبان اسپانیایی در آینده ای آهسته ای اتفاق می افتد که “جنایتکاران” در یک برج مربع با بیش از 200 طبقه قرار می گیرند ، هر طبقه شامل یک اتاق بتونی با دو تخت و دو اسیر و یک سوراخ مربع است که یک سکو از هر طبقه پایین می آید. یک جشن واقعی برپا می شود ، اسیران در طبقه بالاتر طعم اول را می گیرند و هر طبقه بعدی کوچکتر و کوچکتر می شود تا اینکه به پایین برسد جایی که ممکن است برای یک ماه بدون غذا بمانند … یا آنها وسایل دیگری برای نگهداری پیدا می کنند. هر ماه اسیران در هر طبقه به طور مرموزی در بین طبقه ها جابجا می شوند.

فیلم پیشنهادی  مقاومت: خوب مورد توجه اما بد محور

هر یک از این فیلم ها نشان می دهد که سرمایه داری در اواخر مرحله چگونه یک نوع خشونت آمیز از مصرف را ایجاد می کند که همه طرف ها را ثروتمند و فقیر می داند و باعث می شود انسانیت کمتر از مصرف کنندگان و صرف مصرف کنندگان و تولید کنندگان در این روند باشد. هرگز نتوانید از ترس عدم بهره وری و سود از اوقات فراغت لذت ببرید و از ترس اینکه ممکن است خود را در اوقات فراغت ما اضافه کند ، از کار کسی لذت نبرید. بدین ترتیب هرگز از زندگی راضی نمی شوید ، برنده می شوید تا هم در تولید و هم در رقابت به رقابت بپردازید.

نزول (و صعود)

بارزترین نکته مرجع که این سه رساله سینمایی را به هم پیوند می دهد ، نشانه بصری نزول است که در هر سه این فیلم برجسته است. هر کدام از این فیلم ها شخصیت های فیزیکی و اقتصادی خود را در حال نزول ، چه از نظر جسمی و چه از نظر اقتصادی ، نشان می دهد چه از محل یوپی ، همسایگی روستایی گرفته تا رودخانه های شهری یک شهر کره جنوبی توسط خانواده کیم ، نزول به زیرزمین محل زندگی بانوی پیر توسط گرتل ، یا میهمانی در بلوک بتونی که از سلولهای زندان اسپارتان پایین می آید.

این غوطه وری های سینمایی از اوج تجملات تا اعماق جهنم اقتصادی و ناامیدی وجودی ، آن احساس خزنده سستی را در ساخت سرمایه داری اقتصاد و جامعه می طلبد. فقرا در برابر یکدیگر بازی می شوند تا رویای پیشرفت ، ثروتمند شدن و لذت بردن از تجملات را بدون نگرانی از اینکه کجا بعدی غذا بخورد یا چگونه صورتحساب خود را بپردازند ، به رقابت بپردازند. کیمز به جعبه های پیتزا تاشو متوسل می شود انگل برای به دست آوردن پول کافی برای غذا وقتی فرصتی فراهم شد که کی وو بتواند به عنوان معلم دختر پارک ، دا-هی ، شغل پیدا کند ، او راهی را برای نصب خانواده خود در مشاغل درون خانه پارک می بیند. با این وجود تنها راهی که می توان از این امر بدست آورد و تحرک به سمت بالا انجام داد ، این است که اگر کیمس سیستم کلاس را که در آن زندگی می کنند ، تقلب کند ، حتی تا آنجا که فشار به بیرون و اعمال خشونت به زوج فقیر دیگری است که در خارج از معمار ثروتمند زندگی کرده بود که در آنجا قبل از پارک ها زندگی می کردند

همچنین ببینید

یک سیستم خشونت آمیز: چگونه مارکسیسم به یک بازگشت اقتصادی سینمایی تبدیل می شود
بسترهای نرم افزاری (2020) – منبع: نتفلیکس

گرتل در زیرزمین می فهمد که پیرزن کسی نیست که می گوید خودش است و بچه ها (از کمبود) را به پایین می کشاند تا در زیرزمین بکشند تا آنها را بکشد و اجساد مبهم خود را به عیدانی تبدیل کند که گرتل و هانسل به طور ناآگاهانه در آن شرکت کرده بودند. در طول فیلم آنها دقیقاً مثل خودشان توسط کودکان فقر رنجیده بودند. منابع و مواد غذایی به ظاهر بی پایان که هولدا از آن تهیه کرده بود توسط فقرا و جادوگری به چیزی تبدیل می شد که توسط ثروتمندان و فقیران به طور یکسان مصرف شود.

آشپزهای بالای زندان که هر روز جشن را در بالای سکو تهیه می کنند ، ظاهراً به خوبی از آن مراقبت می کنند و به سیستم غیبی که از آنها استفاده می کند ، برای تهیه غذای اسیران استفاده می کنند. با پایین آمدن غذا و نوشیدنی ، آنهایی که در بالا شرکت می کنند تا زمان کامل پر شدن سکو در کف آنها باقی می ماند. از آنجا که به هر سطح می رسد ، به اسیرها گزینه های کمتری و بقایای جزئی مصرف می شود. نگه داشتن مواد غذایی بعداً مجازات را برای هر جفت اسیر به ارمغان می آورد زیرا افرادی که پانوپتیکون را کنترل می کنند می توانند دمای سلول را به میزان کشنده افزایش یا کاهش دهند تا زمانی که مواد غذایی دوباره روی سکو پرتاب نشوند.

فیلم پیشنهادی  آماده یا نه و باقی مانده های خونین از Trope Girl نهایی
یک سیستم خشونت آمیز: چگونه مارکسیسم به یک بازگشت اقتصادی سینمایی تبدیل می شود
انگل (2019) – منبع: نئون

اسیران قادر به برقراری ارتباط با آن دو یا سه سلول در بالا یا پایین تر از آنها و سیستم از بدترین جانوران طبیعت بشریت تغذیه می کنند. اسیر کردن یا ادرار کردن (از جمله اقدامات غیرقانونی و خشونت) در مورد افراد بالا یا پایین غیر معمول نیست زیرا در پایان هر ماه آنها می توانند وضعیت اقتصادی خود را افزایش یا سقوط کنند. این بیمه آنها برای انتقام و آمدن در صورت پایین آمدن و برخورد ضعیف است.

با نمایش تحرک ذاتی رو به پایین که در واقع در اشکال موجود سرمایه داری ترویج می شود ، می بینیم که چگونه این فیلم ها اسطوره پیشرفت را در خارج از “یک درصد” افشا می کنند و چگونه باید این افسانه را برای جذاب کردن طبقه کارگر تقویت کرد ، حتی وقتی فکر می کنند آنها سیستم مانند Kims in را بازی می کنند انگل. افزایش مصرف با آزادی برابر نیست ، فقط سطح دیگری از برده داری ، زیرا این سیستم همچنان به تقسیم فقرا از طریق اشکال فزاینده تقسیم اجتماعی بر اساس اختلافات سطح و “مدیریت میانی” ادامه می دهد.

چگونه مارکس بازگرداند

این که آیا این امر در یک جامعه واقع بینانه کره جنوبی اتفاق می افتد ، به داخل دنیای افسانه جادویی منتقل می شود یا به آینده ای آهسته رانده می شود ، این پیام از طریق نشانه های سینمایی کلامی و تصویری یکسان است. سرمایه داری ، همانطور که در حال حاضر ایستاده است ، در توانایی خود برای حفظ قدرت خود بر توده ها ناامید کننده است. فقط قبل از وقوع شورش مردم می توانند سرکوب شوند. به نظر می رسد سینمای فعلی بر آرمان های مارکسیستی دو برابر شده است ، عزم و اراده و آگاهی طبقه کارگر را در زمانی که یک بیماری همه گیر در حال آشکار ساختن شکاف های سرمایه داری در اواخر مرحله است – و لفاظی ها و سیاست های سیاستمداران همه راه حل ها را تقویت می کند ، تقویت می کند. بسیار بیشتر از افراد عادی آشکار است.

همانطور که جورج لوکاس در سال 1920 در مقاله ای با عنوان “آگاهی طبقاتی” قرار داد:

پرولتاریا تنها با نابودی و فراتر رفتن خود ، با ایجاد جامعه بی طبقه از طریق نتیجه گیری موفق از مبارزه طبقاتی خود ، خود را کامل می کند. مبارزه برای این جامعه ، که در آن دیکتاتوری پرولتاریا صرفاً یک مرحله است ، فقط نبرد علیه دشمن خارجی یعنی بورژوازی نیست. این همان مبارزه مبارزات پرولتاریا علیه خودش است[,] در برابر اثرات ویرانگر و تحقیر آمیز نظام سرمایه داری بر آگاهی طبقاتی این کشور. “

داستان پردازی سینمایی این قدرت را دارد که به ما زبان جدیدی ببخشد که بتواند قلب و ذهن ما را درگیر خود کند و از مصرف گرایی و بهره وری بی پایان که همچنان به بدنام ما ادامه می دهد ، فراتر رود و فقط برای کسانی که در حال حاضر قدرت هستند پول بیشتری کسب می کند. من فقط می توانم امیدوارم که این روند ادامه داشته باشد و سینما از کارگردانانی مانند فیلم استفاده کند بونگ جون هو در نقد نابرابری ذاتی در سیستم های سرمایه داری و اینکه قدرت بصری سینما می تواند همچنان زبان مارکسیسم را به زندگی روزمره و معنای اشباع آن متصل کند.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

پاسخی بگذارید