جشنواره فیلم لندن 2020: CICADA

CW: سو abuse استفاده جنسی ، ضربه روحی

برای بیشتر زمان اجرا ، سیکادا یادآور یکسری عاشقانه ها است که از قبل به وجود می آید ریچارد لینکلیترسمینال قبل از طلوع خورشید. آنهایی که زوج های نوپا هر دو بی هدف و بی هدف سرگردان می شوند ، درمورد زندگی ، مرگ و هر آنچه در این میان است به عنوان جادوی عشق بی سر و صدا به صورت کم حرف و لمس کننده ظاهر می شوند. اگر همه اینها بود سیکادا پس از آن ورود کاملاً لذت بخشی به ژانر فرعی عاشقانه مستقل “هیچ اتفاقی نمی افتد” خواهد بود. با این وجود فیلم تحت تأثیر یک ترومای زیرین که جفت مرکزی آن را تحت تعقیب قرار می دهد ، تغییر کرده و ارتقا می یابد. گرما و رمانتیسم از لینک دهنده آنجاست ، اما این یک داستان عاشقانه غم انگیزتر و محکم تر است.

سن ، جنس ، محل سکونت

مت فیفر می نویسد ، کارگردانی می کند (با Kieran Mulcare) و در اینجا بن را بازی می کند ، مردی که توسط “A / S / L” خودش به خوبی توصیف شده است: “سن: 20 سالگی. جنسیت: بله مکان: به طور خطرناکی به یک پسر ناز نزدیک است. ” او ممکن است خوش تیپ و جذاب باشد ، اما طولی نمی کشد که بن در حال فروپاشی داخلی است. همانطور که در افتتاحیه فیلم با او آشنا می شویم ، همه اطراف او صحبت می کنند ، اما خود مرد به سختی یک کلمه را می گوید. از آنچه که از زندگی بن می توانیم ببینیم ، این شامل بسیاری از رابطه جنسی و بسیاری از نگاه های غم انگیز و سفرهای پزشک است. او بی سر و صدا زندگی می کند ، و به اندازه افتادن بین این دو حالت ، از خلسه کوتاه مدت و یک درد پایدار عمل نمی کند.

اوضاع برای بن با ملاقات با سام که یک فویل محفوظ برای انرژی بی قرار بن است ، کمی روشن می شود. توسط سام بازی می شود شلدون دی براون، که جزئیات داستان و شخصیت را در آن سهیم است فیفرفیلمنامه ، که بر اساس ترکیبی از هر دو تجربه آنها ساخته شده است. به محض اینکه آنها چشم به یکدیگر بیندازند ، شیمی بین این دو کاملاً واضح است و کاملاً روشن است که A / S / L این دو مرد کاملاً سازگار خواهد بود.

جشنواره فیلم لندن 2020: CICADA
منبع: جشنواره فیلم لندن

همانند اکثر عاشقانه ها ، این فیلم ساختار کاملاً معمولی یک ملاقات زیبا را دنبال می کند ، به دنبال آن عشق در حال رشد است ، و یک مشکل بزرگ در روابط آنها به دنبال دارد. در یک استودیوی بزرگ rom-com ، مرحله آخر یک دیدار دوباره است که به دنبال آن عشق ابدی و یا یک عروسی برگزار می شود. نکته جالب در مورد تماشای یک عاشقانه عاشقانه کم بودجه مانند سیکادا این است که فیلم این لوکس را دارد که با آن انتظارات تجاری مطابقت نداشته باشد ، و بنابراین احتمال عدم تجدید دیدار ، یک پایان غم انگیز و غیرمعمول همیشه وجود دارد. سرمایه گذاری صحیح در روابط بن و سام بسیار آسان تر است.

علی رغم لحن جدی و موضوع سنگین آن در پس زمینه داستان عاشقانه ، همیشه نکته بسیار لذت بخشی در مورد مشاهده روابط سام و بن روی صفحه وجود دارد. عاشقانه آنها هرگز برای خنده بازی نمی شود اما گرما و خوش بینی محسوسی را به همراه دارد که با عشق تازه پیدا شده ای همراه است قبل از طلوع خورشید خیلی خوب منتقل کن و در فیفر و رنگ قهوه ای ما یک جفت تماشای بی وقفه داریم ، که نه تنها شیمی عالی دارند بلکه قدرت فردی را به درام می رسانند. اضافه کردن مراقبت های مالی، و سیکادا نشانگر ورود سه استعداد بازیگری و فیلم سازی تاکنون ناشناخته است.

مالیخولیای عزیزم

با وجود جرقه بین بن و سام ، و امید و هیجانی که به هر دو مرد می بخشد ، چیزی در کل کمی باقی مانده است سیکادا. این فیلم به طور مداوم احساسی اثباتی دارد ، با یک امتیاز تقریباً ثابت و فیلمبرداری مبتکرانه تماشاگران را در حدی دور نگه می دارد. ما با تصویری از روابط آنها روبرو هستیم که صمیمی و در عین حال دور است ، و کاملاً از آنچه در زندگی مردان می گذرد آگاه هستند ، اما بدون اینکه واقعاً وارد آنها شویم.

جشنواره فیلم لندن 2020: CICADA
منبع: جشنواره فیلم لندن

اینها همه عمدی است و چیزی است که می دهد سیکادا بسیاری از اصالت و دسیسه آن است. لحن فیلم تقریباً همیشه برای همیشه مالیخولیایی است ، حتی در لحظات ظاهرا شادی آور. وقتی شاهد اظهارات عشق یا پیک نیک پشت بام شایسته سون هستیم ، این احساس اساسی وجود دارد که مشکلی پیش آمده است. به این دلیل که هم برای بن وجود دارد و هم برای سام.

بن ، اوایل یاد می گیریم ، در دوران کودکی توسط مربی فوتبال خود مورد آزار جنسی قرار گرفت. این چیزی است که او از اکثر مردم ، از جمله مادر خودش ، پنهان می کند. با این وجود سرکوب ضربه روحی او برای بن سخت تر و دشوارتر می شود زیرا پرونده قضایی سو ab استفاده کننده وی حدود 20 سال بعد دوباره در اخبار قرار گرفته است. در همین حال ، سام در اثر تیراندازی که چند سال قبل اتفاق افتاد هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی دچار زخم است. به عنوان یک رانندگی تصادفی تصادفی ، به ما نمی گویند که این حمله همجنسگرایانه بوده است یا خیر ، اما این حادثه به وضوح بر توانایی اتصال سام تأثیر گذاشته است. او همچنین هنوز در حضور پدرش حضور ندارد ، که وی شک دارد ممکن است واکنش خوبی نشان ندهد.

جشنواره فیلم لندن 2020: CICADA
منبع: جشنواره فیلم لندن

وزن این جنبه از داستان با ظاهری که تا حدودی کاهش می یابد Cobie Smulders به عنوان یک درمانگر احمق بن که به راحتی ساکت نمی شود. او مقدار کمی شوخ طبعی را به فیلم وارد می کند ، به این معنی که بحث در مورد ضربه روحی ، نتهای خوش بینانه تر فیلم را سنگین نمی کند. لبه غم انگیز به سیکادا مهم است ، و به طور موثر فاصله بین سم و بن را منتقل می کند. تا زمانی که آنها مسائل خود را در مورد یکدیگر نفوذ نکنند ، کاملاً ارتباط برقرار نخواهند کرد و احساسات احساسی نخواهند داشت و مخاطبان نیز این ارتباط را نخواهند داشت.

عشق پیچیده است

تمام راه را از طریق سیکادا ما منتظریم تا قهرمانان ما به خوشبختی واقعی اجازه یابند و بتوانند بدون درد زندگی و عشق ورزند. قدرت فیلم در این است که به ما این راه آسان را نمی دهد. فیفر و مراقبت های مالیفیلم یک اکتشاف عالی در مورد چگونگی تأثیر عوامل بیرونی ، از جمله ضربه و سو abuse استفاده است. همچنین به خوبی در ایده وابستگی رمزگذاری و اینکه چگونه یک رابطه می تواند به عنوان نوعی حمایت عاطفی از مجروحان عمل کند ، کاوش می کند. ترس از این یک طرفه شدن یا مسمومیت باعث می شود تا بن و سام مانع ابتکار عمل شوند ، اما نیاز آنها به یکدیگر روشن است.

به طور کلی داستان به خوبی ساخته شده توسط فیفر و رنگ قهوه ای، نگاهی عالی به میزان پیچیده بودن عشق است و این که علی رغم عشق واحدی به یکدیگر ، دو نفر همیشه قصد دارند دو زندگی ، دو مجموعه درد را با خود به همراه آورند. شایان ذکر است که بن قهرمان اصلی ، اولین و آخرین شخصی است که ما قبل از ورود سام به زندگی خود می بینیم. با توجه به میزان رسانه ای که در آن فرد رنگین پوست دومین کمانچه را به ثمر می رساند ، این می تواند نگران کننده باشد. خوشبختانه ، رنگ قهوه ای و فیفر با هم تقاطع داستان خود را با حساسیت و برانگیزاننده تأمل كنند.

امتیاز بن به عنوان یک مرد طبقه متوسط ​​سفیدپوست و آداب و رسوم اجتماعی دوستان کاملاً مشخص قفقازی او در این فیلم به خوبی جلب شده است و دیدن اینکه سم و بن در مورد رفتار او با نژاد شریک زندگی خود بحث می کنند تازه کننده است. این فیلم همچنین تلاش می کند تا مطمئن شود سام شخصیتی کاملاً عمیق و با عمق و یک داستان مناسب است ، نه فقط شخصی که سفر بن را تسهیل می کند. در واقع فیلم فقط به این دلیل کار می کند که روی هر دو شخصیت سرمایه گذاری می کند. سام تا حدودی ، کاتالیزوری برای رشد عاطفی بن است ، اما او با داستان خودش و قوس خودش یکی است. بن به دنبال پشتیبانی بی دریغ سام است اما او را فردی واقعی می داند ، با مشکلات خود ، نه فقط یک عصای مفید.

سیکادا در بیشتر قسمتها دو دست است ، هر دو لید درخشان هستند. قوس سام تقریباً مانند یک عروسک تودرتو در بن قرار می گیرد ، با اهمیت زیادی اما زمان نمایش کمتر. این فیلم دائماً به بن برمی گردد و شاید به این دلیل است که به اندازه هر چیز دیگری این یک داستان درباره اثرات ماندگار سو ofاستفاده است. این حساب او با این امر است که فیلم و اقداماتش را پیش می برد. تمام جنبه های زندگی بن با سو abuse استفاده ای که او متحمل شده تغییر کرده است و سیکادا تصویری بسیار ظریف از آن ارائه می دهد. این آسیب پذیری سرب خود بلکه قدرت او را نشان می دهد و اینکه چگونه کشف عشق واقعی می تواند به شکوفایی او کمک کند.

سیکادا می تواند موفقیت بزرگی برای مت فیفر ، کایران مولکار و شلدون دی براون باشد. کدام فیلم های دیگر در جشنواره جشنواره امسال از ورود یک استعداد بزرگ جدید خبر می دهند؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!


Cicada را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

راهنمای مبتدیان: جورج A. رومرو

کارگردان جورج A. رومرو در 4 فوریه 1940 ، در شهر نیویورک متولد شد. پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان ، در دانشگاه کارنگی-ملون در پیتسبورگ ، پنسیلوانیا تحصیل کرد. شهر و ایالتی که می تواند به عنوان مکان فیلمبرداری برای بخش عمده ای از فیلمبرداری وی عمل کند (مانند جان واترز با بالتیمور ، جان هیوز با شیکاگو ، یا م. شب شیامالان با فیلادلفیا). وقتی او تحصیلات خود را به پایان رساند ، رومرو زندگی پس از درجه گرایش را با یادگیری حرفه ساخت موسیقی آغاز کرد.

رومرو فیلم های کوتاه و تبلیغات تلویزیونی را در منطقه پیتزبورگ ساخت. در این مدت ، وی شرکت تولیدی Image Ten Productions را با گروهی از فیلمسازان همفکر ، از جمله تشکیل داد شب مردگان زنده هم نویسنده ، جان A. Russo. آنها با هم می خواستند فیلم های مورد علاقه خود را بسازند ، نه محصولات ارزان قیمت و بدون روح كه توسط دستگاه استودیو ساخته شده اند.

او به معنای واقعی کلمه یک فیلمساز مستقل بود و به جرات می توانم بگویم “کارگردان راک پانک”. فیلم های او استقبال را مسخره و طنز می کنند و ضرب و شتم را به طبل خودشان می رسانند. به عنوان یک پانک واقعی باید. فیلم ها در این موسسات سرگرم کننده هستند و بازیگران به نظر می رسد افرادی واقعی هستند که در کنار آنها زندگی می کنید ، نه یک نمایش پلاستیکی که در فیلم های استودیویی یافت می شود. این فیلم ها در مورد همه ویترین بحث کردند رومرو صدا و روح نترس.

Night of the Living Dead (1968)

راهنمای مبتدیان: جورج A. رومرو
Night of the Living Dead (1968) – منبع: توزیع قاره

این فیلم با بودجه 100000 دلاری (حتی با معیارهای 1968 کم) در سیاه و سفید ضبط شد و به یکی از محبوب ترین مدارهای سینما و درایو تبدیل شد. این زیر ژانر زامبی را دوباره خلق کرد (زامبی ها قبلا فقط شخصیت های پس زمینه بودند ، این اولین حرکت زامبی جلو و مرکز است) ، و این فیلم اکنون بخشی از ثبت ملی فیلم به عنوان یک آمریکایی از نظر تاریخی و فرهنگی قابل توجه است. فیلم این فیلم چیست که باعث برجسته شدن آن می شود؟

خوب ، در مورد این فیلم چیزهای زیادی گفته شده است ، بنابراین من آن را مختصر می گویم. با الهام از رمان ، من افسانه ام، شخصیت ها بیشتر فیلم را در یک فضای بسته (خانه متروکه) به دام می اندازند و نیروهای نزدیک را دفع می کنند. شخصیت ها در جنگ و علم متخصص نیستند ، بلکه افراد عادی هستند که سعی در زنده ماندن دارند. گفتگوهایی که انجام داده اند و انتخاب های انجام شده نحوه پاسخگویی “متوسط ​​جو” در این بحران است. این پویایی های انسانی همان چیزی است که مخاطب را به این فیلم متصل می کند و به طور مداوم در سایر فیلم های موفق زامبی و برنامه های تلویزیونی کپی می شود.

رومرو touch این پیام است که ما به تنهایی هستیم ، دولت از ما مراقبت نخواهد کرد. آنها یا فاقد راه حل هستند ، یا آن را مخفی نگه می دارند ، یا فقط اجازه می دهند مردم بمیرند. سرب ما ، بن (Duane Jones) ، توسط مقامات کشته می شود. این اقدام غیرمسئولانه و نفرت انگیز در فیلم بعدی نیز ادامه دارد.

The Crazies (1973)

راهنمای مبتدیان: جورج A. رومرو
منبع Crazies (1973): Cambist Films

ویروس غیرقابل کنترل به یکی از شهرهای روستای پنسیلوانیا برخورد می کند و همانطور که می گویند همه جهنم از بین می رود. این ماده شیمیایی که ویروس را ایجاد کرده به منبع تأمین آب شهر می ریزد و دولت نیروها و متخصصان ویروسی را به آنجا می فرستد. متأسفانه درگیری بین مردم و مسئولان ایجاد می شود و بقیه فیلم برای همه افراد درگیر تجربه ناخوشایندی است.

کارشناسان ویروسی بخاطر تلاشهایشان ساکت می شوند (سلام ، دقیقاً مثل سال 2020!) ، و بچه هایی که لباس تشعشعی پوشیده اند بیشتر از این که به غیرنظامیان آسیب برساند آسیب می رسانند. این نوع روستاها نمی خواهند از این دستورالعمل ها پیروی کنند و یک شورش وجود دارد. اینکه شخصیت ها چگونه به ویروس واکنش نشان می دهند کاملاً آشفته و ترسناک است و با توجه به شرایط همه گیر کنونی 2020 ، کاملاً واقعی است.

دیوانه ها به ما نشان می دهد که وقتی دستورالعمل ها ارسال می شوند ، از قوانین پیروی نمی کنند. هم توده های ناآگاه و هم کسانی که سعی در اجرای آن دارند شکست می خورند و در عوض مسیر خود را دنبال می کنند. آنچه شخصیت ها در آن هستند رومرو فیلم ها انجام می دهند: مسیر خود را دنبال می کنند ، و بدون در نظر گرفتن خطر ، کارهای خود را انجام می دهند. در مورد فیلم بعدی ، صرف نظر از ویژگی.

مارتین (1977)

راهنمای مبتدیان: جورج A. رومرو
مارتین (1977) منبع: Libra Films

مارتین است رومرو در ساخت فیلم خون آشام ضربه بزنید (هکتار!). خوب ، یک فیلم خون آشام دمدمی مزاج. مارتین معتقد است که او یک خون آشام است اما قربانیان خود را به روشی غیرمعمول می کشد. به جای دندان های نیش ، تزریق یک ضربه و تیغ برای خونگیری است. فقط به زنان قربانی آیا او یک خون آشام است ، یا فقط فکر می کند یکی است؟ این سوالی است که در طول فیلم پرسیده شده است.

پسر عموی او معتقد است که او 84 ساله است ، اگرچه به نظر می رسد بیست سال دارد و حتی با صلیب به مارتین خوش آمد می گوید. حتی نشان دادن عکس های قدیمی که ادعا می کنند مارتین است در آن عکس های مربوط به مدت ها قبل است. با این حال ، دیگران معتقدند که ادعای او کاملا بی معنی است. ما به کی ایمان داریم؟ خوب ، این تصمیم شما مخاطبان است.

فارغ از حقیقت ، مارتین شخصیتی است که ضرب و شتم را به طبل خودش می کشد. افسانه های خون آشام (نه کاملاً ، او در طول روز راه می رود) در کنار هم با پس زمینه حومه پیتسبورگ باعث ایجاد دید عجیب و غریب می شود. مارتین نیز علامت گذاری شده است رومرو اولین همکاری با افکت ها و افسانه های گریم تام ساوینی. این دو نفر با ایجاد چیزی افسانه ای ادامه خواهند داد رومرو فیلم بعدی.

Dawn of the Dead (1978)

راهنمای مبتدیان: جورج A. رومرو
Dawn of the Dead (1978) منبع: United Film Distribution Company

ده سال بعد ساخته شده شب مردگان زنده، این یکی برخلاف شکل اول ، به صورت رنگی گرفته شده و دارای یک گروه کاملاً جدید از شخصیت ها است. بزرگتر و بلندتر از مدل قبلی خود (با برجسته) ساوینی آرایش زامبی) اما همچنان موضوعات آشنایی را حفظ می کند. ما هنوز در یک فضای بسته هستیم و فیلم انتقاداتی را درباره رویدادهای معاصر ارائه می دهد.

شخصیت های ما به جای خانه در یک مرکز خرید حبس شده اند. شخصیت ها مانند فیلم اول با یکدیگر اختلاف دارند ، اما این بار زیرمجموعه ما مقامات نیست که شهروندان را ناکام می گذارد ، بلکه اکنون مصرف گرایی است. زامبی ها سعی دارند نه فقط برای غذا بلکه برای احساس نیاز به حضور در یک مرکز خرید وارد آنجا شوند. خرید به عنوان یک دارو برای آنها و همتایان انسانی آنها.

بازماندگان نه تنها برای جلوگیری از مرگ توسط ارواح ead ، در مراکز خرید پنهان می شوند ، بلکه در دنیای خود زندگی می کنند. برای یک لحظه ، آنها ادعا می کنند که افتضاح دنیای خارج وجود ندارد. برای ادامه موضوع تکراری ، شخصیت ها قوانین جریان اصلی را رد می کنند و کارهای خود را انجام می دهند ، دقیقاً مانند این فیلم بعدی.

Knightriders (1981)

راهنمای مبتدیان: جورج A. رومرو
منبع Knightriders (1981): شرکت پخش فیلم یونایتد

اگر فکر کردی مارتین یک فیلم دمدمی مزاج در مورد پسری بود که با مواد مخدر و بریدن مردم معتقد است که او یک خون آشام است ، به من اجازه ارائه می دهد شوالیه ها. این فیلم گروهی از مجریان بازی مجدد قرون وسطی را دنبال می کند که به جای اسب از موتورسیکلت (!) استفاده می کنند ، ضربات داستانی افسانه آرتوریان را در روستاهای پنسیلوانیا دنبال می کنند و مانند افراد مشهور رفتار می شوند. بله ، به همان اندازه عالی به نظر می رسد که عالی است.

بیلی (اد هریس در اولین نقش اصلی او) پادشاه آرتور جایگزین ما است و شوالیه های دیگر به عنوان شبه شوالیه های میزگرد بازی می کنند. آنها در برابر نبردهای رقیب (همه با موتور) نبرد می کنند ، با پلیس های شهرهای کوچک می جنگند و با تماشاگران بی ادب از جمله استفان کینگ که به عنوان “مرد هوگی” (همسر) شناخته می شود تابیتا کینگ “همسر هوگی من” است). بیلی و دوستان به ندرت اگر هرگز لباس و لباس نداشته باشند ، آنها به عنوان شوالیه در دنیای مدرن زندگی می کنند.

بیلی فقط می خواهد زندگی یک شوالیه مسافرتی را تجربه کند ، اما زشتی دنیای واقعی همیشه در حال خزیدن است. در این جهان ، مجریان مجدد قرون وسطی بر روی جلد مجلات ظاهر می شوند و مهمانی های استخر برگزار می کنند. بیلی هیچ یک از اینها را نمی خواهد ، او فقط می خواهد ، همانطور که در مقاله آمده است ، کارهای خودش را انجام دهد. متأسفانه دنیا آنچنان مهربان نیست.

Day of the Dead (1985)

راهنمای مبتدیان: جورج A. رومرو
روز مردگان (1985) -منبع: شرکت پخش فیلم یونایتد

قسمت سوم این مجموعه نشان می دهد که انسان ها به اقلیت تقلیل یافته اند و اکنون زامبی ها در دنیا اکثریت را تشکیل می دهند. به همین دلیل ، بازماندگان در یک پناهگاه زیرزمینی (به یک فضای بسته دیگر) زندگی می کنند. این قسمت احتمالاً مورد پسند من در این مجموعه است ، اما همچنین تلخ ترین است.

تنش بین سربازان ، دانشمندان و بازماندگان غیرنظامی بسیار زیاد است. سربازان و دانشمندان به طور مداوم در مورد چگونگی کنترل این همه گیری زامبی (کشتار در مقابل واکسیناسیون در مقابل اهلی شدن) با هم اختلاف دارند و غیرنظامیان فقط در یک خیال غوطه ور در منطقه ای جدا از پناهگاه زندگی می کنند. درگیری در نهایت منجر به چندین مرگ و شورش می شود.

مانند فیلم های قبلی ، اختلاف نظرهایی در مورد نحوه پیروی از دستورالعمل های مناسب وجود دارد و به نظر نمی رسد مقامات از نحوه مراقبت از این مشکل اطلاع داشته باشند یا به آنها اهمیتی ندهند. هرج و مرج مطلق (پانک راک!) طول کشید تا به پایان شگفت آور خوب فیلم برسیم. هرج و مرج در فیلم نهایی این راهنما ادامه دارد.

نیمه تاریک (1993)

راهنمای مبتدیان: جورج A. رومرو
نیمه تاریک (1993) – منبع: Orion Pictures

بر اساس استفان کینگ رمانی به همین نام ، استاد و نویسنده تاد بومونت (تیموتی هاتون) نشان می دهد که او با استفاده از نام مستعار جورج استارک رمان های تفاله ای نوشته است. او می خواهد با این مرحله از زندگی حرفه ای خود تمام شود ، فقط تغییر و تحول خود را نمی خواهد که پایان یابد. رمان منبع بخشی از زندگی نامه است به این معنا که استفان کینگ با نام مستعار نوشت ریچارد باخمن برای چندین داستان ، و از این عمل خسته شدم. نیمه تاریک فراتر از یک نویسنده است که با نام دیگری می نویسد.

این نام مستعار زندگی خود را به خود می گیرد. تاد ، همانطور که در پاراگراف قبلی بیان شد ، یک استاد ، نویسنده ادبیات “جدی” است و در حومه شهر دارای یک زن و فرزند است. به طور خلاصه ، او از قوانین پیروی می کند. جورج استارک از این نظر مخالف است که او آنچه را که می خواهد انجام می دهد ، روحیه ای آزاد (هرچند آدم هایی را می کشد) که کارهایی را انجام می دهد که ساده ترین افراد تصور می کنند. استارک شناسه شماست که به طور خطرناکی وارد زندگی شد.

همانطور که می توان انتظار داشت رومرو، جستجوی استارک به یک جستجوی آشفته تبدیل می شود. اجساد روی هم انباشته می شوند ، همه چیز نابود می شود و البته پلیس باور نمی کند که داستان نام قلم تاد زنده شود. این تاد است که خودش مسئله را حل کند. آیا استارک زندگی تاد را تسخیر می کند؟ برای اینکه بدانید باید آن را تماشا کنید.

افکار نهایی درباره جورج A. رومرو

اگرچه او انگشت خود را چند بار در آب های هالیوود فرو برد ، اما در تمام دوران حرفه ای خود یک فیلمساز عمدتا مستقل باقی ماند. علاوه بر فیلم ، رومرو موزیک ویدیو را به ناسازگارها تنها جیغ بزن، و در توسعه این مجموعه تلویزیونی سهیم بود قصه هایی از Darkside. بعد از روز مرگ، او سه ورودی دیگر را در این مجموعه کارگردانی کرد ، از جمله فیلم آخر خود ، 2009 Survival of the Dead.

جورج A. رومرو در سال 2017 به دلیل نبرد با سرطان ریه درگذشت. ممکن است او از بین رفته باشد ، اما یک مجموعه کار خارق العاده را پشت سر می گذارد. علاوه بر این ، میراث او در قالب سرگرمی های فراوان زامبی که در فیلم ها ، نمایش های تلویزیونی و کتاب های کمیک وجود دارد ، به حیات خود ادامه می دهد.

رومرو یک اصل واقعی است که برایش مهم نیست که دیگران درباره کار وی یا پیامهایی که در آن دارند فکر می کنند. اگر حرفی برای گفتن داشت ، از طریق مدیوم فیلم درباره این موضوع نظر می داد. در این هالووین ، مدتی را صرف تماشای یک فیلم ترسناک از اواخر ، عالی کنید جورج A. رومرو.

آیا فیلم مورد علاقه رومرو دارید؟ نظر شما در مورد فیلم های زامبی چیست؟ لطفا در زیر نظر بدهید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

REBECCA: بن ویتلی با نتایج متفاوت به ماندرلی می رود

کاملاً ممکن است زندگی را هرگز نشنیده باشید ربکا. گفته شد ، این داستانی است که بیشتر از بیشتر آشنا است. و با آن فشار زیادی وارد می شود. اگر شما یکی از خوش شانس های آینده هستید بن ویتلیفیلم جدید ، اولین فیلم او برای نتفلیکس ، بدون کوچکترین تصوری از اینکه یک ماندرلی ، یک زمستان یا یک ربکا چیست ، پس شما برای یک معالجه لذت می برید. در اینجا یک رمز و راز دوره ای بسیار زیبا و زیبا طراحی شده وجود دارد که این لوکس را دارد که با یک داستان عالی شروع کنید.

که گفت ، دانش قبلی از دافنه دو موریررمان ، یا شاید اسکار بار آلفرد هیچکاک اقتباس از هشت دهه پیش ، ممکن است ایجاد شود ويتليرا ربکا دوست داشتن سخت تر ويتليکه به عنوان یک فیلمساز هیجان انگیز و معمولاً کم هزینه شناخته می شود ، داستانی به یادماندنی را رقم زده است ، پر از شخصیت های غنی و پیچ و تاب های داستانی ، اما تا حد متوسط. خود ربکا به اعتقاد برخی شما هیچ قصابی نیست ، هیچ فاجعه ای نیست ، اما این یک فرصت از دست رفته است. فرصتی برای انجام کاری تازه و واقعاً هیجان انگیز با این ماده تاریک بسیار زیبا فراهم شد.

یک داستان کلاسیک

برای کسانی که نمی دانند ، دو موریرداستان ، که بر مواردی از این دست تأثیر گذاشته است نخ فانتوم در طول سال ها ، مربوط به یکی از ماکسیم وینتر است. دو وینتر ، یک بیوه سرسخت ، وقتی با او ملاقات می کنیم در مونت کارلو در تعطیلات به سر می برد ، جایی که او به زودی با یک خدمتکار خانم یتیم آشنا می شود که هرگز نام او را نمی یابیم. طولی نکشید که این دو عاشق یکدیگر هستند و د وینستر با عجله خواستگاری می کند و قهرمان اصلی ناشناس ما را “خانم جدید وینتر” می کند.

REBECCA: بن ویتلی با نتایج متفاوت به ماندرلی می رود
منبع: نت فلیکس

این “جدید” است که در آن مانیکر بسیار مهم است ، زیرا ربکا عنوان اول همسر دو وینتر است ، که قبل از شروع داستان درگذشت. قد و قامت او در هنگام زنده بودن ، شهرت او برای زیبایی ، هوش و ذکاوت ، آنقدر زیاد بود که به نظر می رسید قادر به تعیین وقایع از آن سوی قبر است. این ربکا است که در طول داستان بر روحیه و انگیزه های همه تأثیر می گذارد ، و او را حتی بدون نیاز به ظاهر شدن چهره اصلی می کند.

ربکا تأثیر ویژه ای در خانم جدید وینتر جدید ایجاد می کند. پس از آن عاشقانه تعطیلات به خصوص پربار ، او با ماکسیم به خانه معروف و مشهور وی ، ماندرلی بازگشت. اینجاست که دردسر برای همسر دوم de Winter آغاز می شود. هر وقت نام ربکا برده می شود ، ماکسیم مکالمه را تعطیل می کند و یا اتاق را ترک می کند ، و هیچ کس نمی تواند از اینکه خونسرد ربکا خونین است ، دست بردارد. نیازی به گفتن نیست که این باعث نمی شود عروس جدید احساس خانه بودن کند.

سرپرست ساختن خانم دو وینتر جدید که بی نهایت نسبت به ربکا احساس حقارت می کند ، خانم دانورس ، سرپرست خانه خانم ماندرلی است. به نظر می رسد Danvers ، نزدیک ترین فرد معتبر ربکا ، با ساختن زندگی برای بانوی جدید خانه ، غم و اندوه خود را برطرف کرده و دائماً به او یادآوری می کند که ماکسیم چقدر ربکا عزیز خود را دوست دارد. در طول این ، یک چیز بی پاسخ مانده است. ربکا دقیقاً چگونه درگذشت؟ به ما گفته اند که او غرق شده است اما از قاب اول مشخص است که موارد دیگری نیز وجود دارد.

REBECCA: بن ویتلی با نتایج متفاوت به ماندرلی می رود
منبع: نت فلیکس

این مجموعه اصلی است ربکا در تمام تجسم های آن ، با داستانی که رمز و راز سرنوشت ربکا باز می شود ، و خانم د وینتر جدید به طور پیوسته احساس می کند که شبح قبلی قبلی اش بیشتر تحت تعقیب قرار می گیرد. در بیشتر موارد ، ويتلينسخه به راحتی این پایه های اساسی را پوشش می دهد. دهانه مونت کارلو کاملاً آفتاب گیر و پر زرق و برق است سارا گرینوود و روز جولیان به ترتیب تولید عالی و طراحی لباس با این حال ، خود ماندرلی احساس می کند یک شخصیتی غیر قابل توجه است. بزرگ ، خوش تیپ و تحمیل کننده ، بله ، اما شخصیت بیاد ماندنی ندارد.

همان را می توان گفت Armie Hammer به عنوان Maxim de Winter. یک بازیگر قدرتمند که اینجا عملکرد بدی ندارد ، چکش به عنوان یک پیرمرد سنتی احساس نادرستی می کند. در کتاب و در هیچکاکنسخه (که داشت لورنس اولیویه در این نقش) ، ماکسیم حدود 20 سال بزرگتر از همسر دوم خود است ، و به او بی گناهی ساده لوحی می بخشد و او یک فرمانده و خسته است. چکش، تصویر مدل مرد پیشرو و تمیز ، فاقد کیفیتی کاملاً زخمی است که بتواند شخصیت وی را در اینجا بهتر کند.

فقط سه سال فاصله دارد چکش و لیلی جیمز، که نقش اصلی خانم دو وینتر جدید را بر عهده می گیرد. به نوبه خود ، جیمز قابل اعتماد است به سختی می توانید مخاطب مورد علاقه خود را جایگزین کنید که به جای او جایگزین مخاطب می شود و به ما اجازه می دهد (بیشتر) درمورد وضعیت او سرمایه گذاری کنیم زیرا او هرچه بیشتر حقایق مربوط به همسرش و همسر مرحومش را کشف می کند.

بازیگران پشتیبانی کجا هستند ویتلینسخه خود را دارد. کریستین اسکات توماس خانم Danvers را بسیار شگفت انگیز می کند ، همانقدر که در اظهارات آرام و پژمرده صحبت می کند ، در نشان دادن احساسات پنهان نیز مهارت دارد. جک فاول ، پسر عموی ربکا ، توسط او بازی می شود ويتلي منظم سام رایلی. فاول بهتر است به عنوان یک cad توصیف شود ، و سام رایلی شما یک مرد برو برای یک بچه است. عملکرد کاریزماتیک و تهدیدآمیز او انرژی زیادی را به فیلم وارد می کند و این می تواند حتی با تعداد بیشتری از او نیز همراه باشد. بیل پترسون همچنین تبدیل می شود ، که همیشه یک چیز خوب است.

REBECCA: بن ویتلی با نتایج متفاوت به ماندرلی می رود
منبع: نت فلیکس

در مورد مکانیک های ابتدایی طرح ، که چیزهای زیادی برای نشان دادن در سومین اقدام فیلم باقی مانده است ، این اقتباس تنها تا حدی موفق می شود. یک لحظه در وجود دارد ربکا که هر کسی که داستان را می داند به راحتی به یاد می آورد. “بزرگ نشان می دهد” همانطور که بود. آنچه در آن وارد می شویم ويتلينسخه بیشتر یک مکش متوسط ​​است ، با مهارت فنی و تحویل چشمگیر از هیچکاک فیلم در اینجا گم شده است. این فقط دلپذیر نیست بلکه کم توضیح داده می شود و منجر به مشکلاتی در بقیه فیلم می شود

یک پیچ و تاب جدید

با نسخه مدرن و کاملاً اصیل خود از نسخه اصلی ربکا طرح فقط تا حدی موفق است ، ما چیزی مشابه را در ويتليتلاش می کند چرخش تازه ای در روایت ایجاد کند. این اقتباس کاملاً از نظر تعداد نیست ، که به خودی خود مثبت است ، اما در روایت و لحن ناهماهنگی وجود دارد که باعث می شود فیلم در نتیجه صاف شود. این مسئله به ویژه در بررسی محل همدردی های فیلم کاملاً واضح است.

خانم Danvers اغلب به عنوان چهره ای شرور دیده می شود ، چیزی که فقط در اینجا با لباسهای جنازه و چهره تیره او تقویت می شود. با این وجود ، هرچه فیلم با پیچ و خم پیش می رود ، به طور غیرمنتظره ای در داستان او تأثیرگذار است. با تلاش فیلم برای تبدیل شدن او به یک شخصیت جذاب و سه بعدی ، ما درک احساس او را شروع می کنیم. نتیجه گیری از داستان او مسلما بهترین چیز در فیلم است ، که با کمک یک بازی عالی از کریستین اسکات توماس.

خود ربکا نیز به همین ترتیب اگر کمتر آشکارا تغییر کند ، برای فیلم تغییر کرده است. فیلمنامه ، نوشته شده توسط جین گلدمن، جو شرپنل ، و آنا واترهاوس فلفل در برخی از کنایات ظریف خوب به کسب و کار زن بودن در این زمان. این مورد در مورد شخصیت عنوان بسیار جذاب است. بدون این که خیلی زیاد بخواهید ، دلسوزی های فیلم نسبت به خود ربکا در این نسخه کمی متفاوت است و جایگاه او در یک پدرسالار برای این ایده مهم است. این برداشت های جدید از شخصیت های فرسوده فراتر از استقبال است ، اما فیلم این ایده ها را به اندازه کافی به روایت کلی ترجمه نمی کند.

REBECCA: بن ویتلی با نتایج متفاوت به ماندرلی می رود
منبع: نت فلیکس

پیشینه روابط ماکسیم و ربکا ضعیف توضیح داده شده است ، از دست دادن اطلاعات کلیدی و پیچیدگی های لازم. بنابراین ، در نهایت فیلم سعی در تهیه کیک خود و خوردن آن دارد. از ما خواسته می شود که با همه طرفها همدردی کنیم و در نهایت با کسی همدردی کافی نکنیم ، و برخی از صحنه های پایانی تأثیر احساسی مورد نظر آنها را غارت کنیم. ایده افزودن پیچیدگی به خانم دانورس و ربکا ایده خوبی است ، اما منجر به محرومیت ماکسیم و همسرش می شود.

ویتلیرویکرد زیبایی شناختی فیلم نیز به همان اندازه تحسین برانگیز اما ناقص برای افزودن چیز جدیدی به مواد است. مدیر و DP لوری رز سکانس های رویایی را پرتاب کنید ، شکوفایی بصری ، و لحنی کمی بلندتر و کابوس گونه در مکان ها ، اما همه اینها نسبتاً متناقض است. قبل از فیلمبرداری ، تصور می کردیم الف بن ویتلی ربکا به ترس افتاده یا شوخ طبعی سیاه و سرگرم کننده پوچ را به روایت بکشاند. اکثر فیلم به صورت مستقیم بازی می شود ، مانند یک عاشقانه دوره ای با کمی رمز و راز.

بنابراین ، چرخش های گاه به گاه چپ به جای براندازی ، احساس می کنند که از جای خود خارج شده اند. این مانند تماشای یک کارگردان متمایز است که در یک فیلم معمولی گیر افتاده است ، با تمرکز بازی می کند و برخی توهمات تماشایی غیرمعمول به شما یادآوری می کند که این یک اقتباس از نظر تعداد نیست. با توجه بیشتر به داستان سرایی ، ممکن است تعداد جداگانه روش بهتری باشد ، همانطور که متعهد به هیجانات آزمایشی کامل یا شوخ طبعی است. ما چیزی در وسط مانده ایم.

Hitchcock’s Shadow

گفتن این یک چیز غیر اصلی است که کاملاً بی حس است ، اما به نظر می رسد مانند خانم دو وینتر جدید قادر به فرار از شبح ربکا نیست ، بنابراین بن ویتلی به نظر می رسد قادر به فرار از شبح نیست آلفرد هیچکاک. اینطور نیست ويتليهمانطور که بسیاری ادعا کرده اند ، نسخه کاملاً بدتری از فیلم است – در حقیقت ، فیلم او در حالی که تا حدودی دست کم گرفته شده است هیچکاکدستاوردها ممکن است کمی اغراق آمیز باشد – اما فیلم او فاقد عطر و طعم مشخصی است که آن را به عنوان حیوان خودش نشان دهد. وقتی نسخه بعدی این دو هستید ، این یک میخ در تابوت شماست.

اگر این دو ربکاقرار بود روی هر عنصر جداگانه انگشت به پا شود ، 90٪ منتقدان به این نتیجه می رسند هیچکاکهر بار طرف هستم. لورنس اولیویه برای بازی در مکس د وینتر بسیار بهتر از است چکش است؛ عکاسی سیاه و سفید و کیاروسکورو فضای گوتیک را بسیار بهتر برمی انگیزد. آشکار بزرگ با هیجان بیشتری ارائه شده است. داستان به گونه ای روایت می شود که منطقی تر باشد.

این همیشه قرار بود اتفاق بیفتد. جایی که بن ویتلی می توانست موفقیت در ارائه چیزی تازه و رادیکال با داستان باشد ، چیزی که حتی قابل مقایسه نیست هیچکاک. شما این را حس می کنید ویتلی با این فیلم به آن رسیده است و کاملاً به آنجا نرسیده است. جایی که هیچکاک به وضوح نزدیک شد دو موریرمنابع اصلی به عنوان هیجان انگیز آهسته سوختن در اینجا ، در اینجا ویتلی نیمی از دوره عاشقانه و نیمی از فیلم ترسناک روانی کابوس را ساخته است. هیچ یک از این دو واقعاً بلند نمی شوند.

آنچه برای شما باقی مانده است یک درام رمز و راز لذت بخش است که به رنگهای مختلف و لباس های زرق و برق دار می بارد. این باعث نمی شود ربکا یک فیلم بد یا کسل کننده است ، اما ظرفیت فوق العاده برای چیزی حیاتی و هیجان انگیز را از بین می برد دو موریر‘کهنه.

آیا بن ویتلی ربکا کار برای شما؟ بهترین اقتباس از کتاب Daphne du Maurier چیست؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

ربکا در حال حاضر از Netflix در حال پخش است.


ربکا را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

MAINSTREAM: Vapidly Denaping Vapidity | استعلام فیلم

یادت باشه زمانیکه زیر دریاچه نقره ای اوضاع داغ سال 2018 بود؟ در آن سال برای اولین بار در کن رقابت کرد ، دیوید رابرت میچلپیگیری های وحشتناک او آن به شرح زیر است به همان اندازه طرفداران فرقه را بدست آورد که بدخواهان را نیز بدست آورد. اولی عمدتاً آن را به عنوان بازجویی گسترده لینچی از نظریه توطئه در نظر می گرفت ، و در کدهای پنهان کدهایی که ممکن است وجود نداشته باشد پیمایش می کند ، در حالی که دومی آن را نوعی تعارف و تبریک گفتن به یک فیلم سازی جدی و پیامد تلقی می کند. در مرکز هر یک از تفسیرها قرار داشت اندرو گارفیلد، در حال بازی کردن یک سنگفر سنگفرش ناخوشایند که از وعده های پوچ لس آنجلس دور از آفتاب خسته شده و خیالات غیرعادی خود را از دانش ممنوع پنهان شده در زیر سطح فریب داده است. او با مات و مبهوت می لنگد و سرنخ های احتمالی را به امید حل یک رمز و راز که به حق او نیست ، تکه تکه می کند.

جایی که این رمز و راز ماندگار مجاز بود زیر دریاچه نقره ای هوایی از ابهام شوم ، همان را نمی توان گفت گارفیلدآخرین ورود به پست مدرن. مسیر اصلی، ویژگی سال دوم جیا کوپولا (و همچنین در L.A. تنظیم شده است) ، کارت های خود را در نیم ساعت اول لخت می کند و ادامه می دهد تا روی آنها روی پایکوبی خود ادامه دهید. با جدیت افسار گسیخته ، با هنر و سطحی بودن فرهنگ اینفلوئنسر مقابله می کند ، با این وجود قربانی تله سطحی و تلاش های بی دندان دندان طنز می شود. اگر یک دهه قبل از آن ، قبل از ظهور استراتوسفر پلتفرم ها و مصرف رسانه های اجتماعی ساخته شده بود ، هنوز ممکن است پرونده ای در مورد وجوه غیرعادی آن ساخته شود. همانطور که هست ، مسیر اصلی به سختی به عنوان یک پاسخ رضایت بخش و بسیار کمتر هوشمندانه به شبیه سازی اشباع شده از رسانه که در آن بسیار راحت در فضای داخلی قرار دارد ، واجد شرایط است.

هنر بخورید

گارفیلد، حفظ شخصیت تحریک آمیز و بدبینانه خود را از زیر دریاچه نقره ای، نقش لینک را به عهده می گیرد ، یک کارگر عجیب و غریب فلسفی فلسفی ، لباس مختلف پوشیده و نمونه های رایگان را در پیاده رو توزیع می کند. فرانکی (مایا هاوک) ، ترک تحصیل و باریستا در یکی از کلوپ های شبانه تنها در شهر ، او را می بیند که روزی پنیر را با کت و شلوار موش بیرون می کشد. او که به سختی از آن لذت می برد ، می خواهد از او با تلفن خود فیلمبرداری کند و هنگامی که گرفتار شد ، به عوض بهانه عکسبرداری از یک نقاشی را پشت سر خود لکنت می کند. بنابراین ، لینک یا در تلاش برای جلب نظر او و یا به دلیل داشتن آدرنالین خلاق ، قبل از نقاشی جمعیتی را جمع می کند و درباره وضعیت مصرف گرایی مدرن غر می زند (“هنر را بخور!” ، وی به عنوان گزینه ضروری توصیه می کند). شعار او توسط فرانکی فیلمبرداری شده و در اینترنت منتشر می شود ، جایی که ویروسی می شود.

جریان اصلی: به سرعت Vapidity را محکوم می کند
منبع: دسته وحشی

آنچه در پی می آید صعود به ستاره است که پیش بینی می شود به بدی پیش می رود. فرانکی ، مشتاقانه پشت سر گذاشتن شبهای طوفانی خود با ریختن عکس و تحقیر تحقیرآمیز مدیر خود ، شیفته شیطنت های عجیب و غریب لینک و تحقیر همه چیزهای اصلی جریان اصلی می شود. او حتی در تماس با او مشکل دارد زیرا تلفن ندارد. اما به زودی برنامه ای در دست اجرا است ، و فرانکی همکار خود جیک را طناب می زند (نات ولف) در: لینک ، محرک ، نام مستعار “No One Special” را بر عهده خواهد گرفت و از خودش فیلم می گیرد که درگیر شوخی های مختلف ، بدلکاری ها می شود ، هر کاری که تأثیرگذاران انجام دهند. جذابیت این است که نمایش خلأ فرهنگی و فکری وی به معنای انتقاد از خود کنایه آمیز است ، از قضا ، تنها راه محبوبیت کافی برای افشای سطوح کم عمق شهرت اینترنتی ، در وهله اول دستیابی به این شهرت است.

به سرعت این سه نفره از شخصیت های قابل توجه YouTube به تولیدکنندگان محتوای شایسته استودیو ، حتی استخدام نماینده ()جیسون شوارتزمن) در حال انجام است. در یک بازی که توسط جیک تصور شده ، تحت عنوان تلفن یا عزت شما، شرکت کنندگان برای اثبات تاب آوری و ارزشمندی خود ، مورد تحقیر عمومی مردم از لینک قرار می گیرند. غارهای زیادی همراهی با رسیدن به شهرت شهاب سنگ او تبدیل یک شبه لینک از راه هوایی حواس پرت و پر رمز و راز به یک خودمانی تایتانیک ، مسیحی است. او مخاطبان خود را به وحشت می اندازد ، آنها را فراتر از نقطه شکست خود سوق می دهد ، و هنگامی که او را به وظیفه منتقل می کنند با انتقاد از منتقدان خود ، آنها را متهم می کند که ریاکارانه روشهای مشابهی را نه برای آموزش ، بلکه برای تعقیب استفاده می کنند.

و آن را خفه کن

بر روی کاغذ، مسیر اصلی اضطراب معاصر را نسبت به حالت های سطحی و هرزه نگاری (هر دو شکل و کاملاً واقعی) ارتباطات اجتماعی و بیان اجتماعی که در عصر تلفن های هوشمند و عملکرد مجازی وجود دارد ، برانگیخته است. جایی که در گذشته تولید محتوا تنها حوزه باسواد و فرهیخته بود ، دموکراتیک شدن اینترنت توسط اینترنت باعث شده است که لویاتان مهارناپذیری از سر و صدای فرهنگی قابل تشخیص از بین برود. هنوز، کوپولاداستان هشدار دهنده قادر به تأثیرگذاری هیچ چیز جدیدی در روایتی نیست که از قبل مرتبط باشد شبکه اجتماعی ساخته شده. چشم انداز او از انحطاط پوستی که اغلب منسوخ و منسوخ می شود ، شامل یک تکه تکه از سلاح های ایموجی ، نشانه های متنی چند لایه و – بی تعجب – برهنگی است که قصد خشم را در صحنه ای دارد که لینک در خیابان ها سرگردان است اما چیزی جز آلت تناسلی مصنوعی ندارد.

جریان اصلی: به سرعت Vapidity را محکوم می کند
منبع: دسته وحشی

جلوه های درخشان از مسیر اصلی به عنوان یک سورپرایز ناخواسته از کوپولا، که اولین کارگردانی آن با سال 2013 است پالو آلتو صدایی با طراوت و حساسیت را نشان می دهد که از طریق آن مالیخولیای لطیف نوجوانی بیان می شود. حتی در پالو آلتوبعضی اوقات تصاویر اننوئی که به صورت چرخشی ساخته می شوند ، اخلاصی دارند که شخصیت های آن را نه در زیر آنها ، نزد مخاطبان قرار می دهند. پیگیری های وی ، با برداشتی خارج از لمس و یکپارچه از دیستوپی تکنولوژیکی (بازی کردن ، همانطور که بود ، مانند نسخه کوچکتر از آینه سیاه قسمت، پانزده میلیون شایستگی) ، بسیار مورد نظر است.

چیز کمی از این است گارفیلدتقصیر او – نگرش شیطان-مراقبت از او ، که اواخر شروع به رنگ آمیزی شخصیت فیلم او کرده است ، به همان اندازه مسحور و منزجر می کند. و بدون فیلمنامه قابل توجه ، بسیاری از مسیر اصلی با دگردیسی خشونت آمیز شخصیتش به یک هیولای یک مرد افزایش می یابد. این ، به یک مورد دیگر اشاره دارد کوپولادستورالعمل های نادرست. هجو فرهنگ مصرف کننده وی در عصر دیجیتال با کنجکاوی خود را به لینک محدود می کند ، در حالی که کاملاً قانع کننده نیست که یک فرد مجرد حتی باید نمایندگی برای ترسیم مسیر خود خارج از جریان اصلی را داشته باشد. با یک تقریب خام سرمایه دار ، تأثیرگذار و طنزپرداز ادعایی که به یکی تبدیل شده ، لینک سعی می کند در مقابل همه اشتباهات پوستی پست مدرن بایستد و با خیالی راحت موفق می شود. مانند او ، این فیلم شبکه خود را به فضای باز می اندازد ، و بیهوده چنگ می زند به جیب خشم و گفتمان یک دهه گذشته. این یک داستان پر از صدا و خشم است ، که به معنای هیچ چیز نیست.

نظر شما در مورد جریان اصلی چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


جریان اصلی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

موریس یانگ

موریس یک دانشجو و سینفیل اهل سنگاپور است. او به استثنای کمدی های متوسط ​​احساس خوب ، تقریباً هر چیزی را در زیر آفتاب تماشا می کند. فیلم مورد علاقه او “اتاق” (2003) ، یک کمدی بسیار خوب و خوب است.

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon

آن زمان از سال است که تعقیب و گریز و وحشت صفحه های ما را پر می کند. سنت های تماشای هالووین اصلی ترین فصل و امسال است ، سیمپسونها Treehouse of Horror از این قاعده مستثنی نیست. در حالی که القا 33 سی و سوم از سیمپسونها Treehouse of Horror قرار بود در 18 اکتبر سال 2020 اکران شود ، به دلیل بیس بال به تأخیر افتاد و زمان زیادی برای غواصی در بین وحشت های قدیمی برای بینندگان باقی ماند. و با انتخاب 32 قسمت ، کدام قسمت را انتخاب می کنید؟

راستش ، اگر فرصتی برای تماشای همه آنها دارید ، من آن را اکیداً توصیه می کنم. اما اگر می خواهید بهترین ها را در این گروه هدف قرار دهید ، این 13 قسمت از مواردی است که قطعاً باید به آنها ضربه بزنید! هر قسمت در مقیاس 1-10 در دسته هایی از جمله چقدر خنده دار ، تقلید مسخره انگیز ، غریبه بیگانه ، صحنه آغازین ، چقدر وحشتناک و خلاقیت کلی آن رتبه بندی شده است. اگر به دنبال یک ماراتن جدید برای شروع هستید یا می خواهید از بهترین Halloween Simpsons نمونه برداری کنید ، این لیست برای شما مناسب است.

The Simpsons Treehouse of Horror IV (پخش شده در 28 اکتبر 1993)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

لك كردن از لیست چهارمین Treehouse of Horror است (اگرچه در این زمان ، هنوز هم با عنوان The Simpson Halloween Special شناخته می شود). همانند قسمت های قبلی Treehouse ، این قسمت نه برای مقدمه کلاسیک سیمپسونها ، بلکه بیشتر برای گورستان Springfield ، حکاکی های روی سنگ قبرها با طنز جای خود را به احساس قسمت می دهد – “الویس آن را قبول می کند” ، “یک بودجه متعادل” ، “طنز سیاسی ظریف” و “خشونت تلویزیونی” (مملو از سوراخ های گلوله و خون که می چکد) – قبل از اینکه در یک صحنه کاناپه پر از زامبی ها به پایان برسید. این یک دهانه محکم و محکم است که به تداوم محبوب صندلی های کاناپه ادامه می دهد و در عین حال روح تعطیلات را نیز حفظ می کند.

همانطور که صحنه افتتاحیه نتیجه گرفت ، سیمپسونها از طریق معرفی آثار هنری به تصویر کشیده ، بینندگان خود را به بخشهای سه بخشی خود راه می اندازد ، هر داستان تقلید طنز ، طنز و خلاقیت خاص خود را ارائه می دهد. اولاً ، وسواس هومر سیمپسون در مورد شیرینی جات مورد علاقه او باعث می شود با شیطان قرارداد ببندد – شیطان ند فلاندر کمتر از این نیست. با التماس به جهان که روح خود را برای یک پیراشکی (که خالی شده است زیرا کارل و لنی آنها را به سمت پدربزرگ سیمپسون انداخته اند) هدیه می دهد ، نبرد هوشمندان (و مالکیت) بین شیطان فلاندرز ، هومر و مارج آغاز می شود.

دو قسمت بعدی موفقیت های خود را در تقلیدهایی که زنده می کنند می یابند. منطقه گرگ و میش و دراکولا اول بارت سیمپسون برای جلوگیری از فاجعه اتوبوس مدرسه و در دومی ، لیزا سیمپسون تلاش می کند تا شهر را از آفت خون آشام ها نجات دهد از طریق ساکنان اسپرینگفیلد زنده می شوند. برای کسانی که مطالب اصلی را تشخیص می دهند جذاب است ، اما در عین حال منحصر به فرد است سیمپسونها جهان برای لذت بردن از همه.

شوخ طبعی و خلاقیت زیادی در هر سه بخش وجود دارد ، عناصر زیادی (غذای پیراشکی در جهنم) در قسمت های بعدی ظاهر می شوند – این ادای احترام در آینده فقط موفقیت این قسمت را بیشتر تقویت می کند. با پایان یافتن قسمت ، یک چرخش شدید به سمت تعطیلات انجام می شود ، شخصیت هایی که از شخصیت هالووین خود می شکنند و به کریسمس می روند ، نشانه ای از فشار مصرف گرایی کریسمس است که بلافاصله با شروع ساعت به نیمه شب هالووین شروع به کار می کند.

The Simpsons Treehouse of Horror V (پخش شده در 30 اکتبر 1994)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

سیمپسونها Treehouse of Horror برای یک سال دیگر بازگشت (که هنوز هم به آن هالووین ویژه سیمپسونها گفته می شود) ، افتتاحیه آن بار دیگر مارج سیمپسون به والدین هشدار داد تا فرزندان خود را در رختخواب بگذارند زیرا این قسمت ممکن است بسیار ترسناک باشد – “بسیار ترسناک ، که کنگره حتی اجازه دهید آن را نشان دهیم “. یک Family Guy در مقدمه احساس مهمی می کند و نفوذ این کلاسیک انیمیشن را در مجموعه های بعدی ایجاد می کند.

از اینجا ، اپیزود به سرعت به صحنه کاناپه خود منتقل می شود ، در حالی که سنگ قبر آغازین با خواندن “سنگ قبرهای سرگرم کننده” نشان دهنده پایان استفاده از آنها در قسمت های بعدی است ، تصویری که در حال حاضر برای اپیزود سیمپسونها کاملاً تکان دهنده است. مو از یک درخت (طبیعت وحشتناک اوج گرفتن سریال) ، سوزاندن خواهران مارج ، پتی و زلما ، سر بریدن از پرنسیل اسکینر (در میان دیگران) و صحنه نیمکت سیمپسونهای فرانکشتاین آویزان بود.

سه بخش بعدی هر دو طنز و سرگرم کننده هستند ، هجو ای از آن درخشان آقای برنز با تأمین کردن هر دو خطا و نقص شخصیت ، سعی در اطمینان از کار جدی (قطع تلویزیون و حذف آبجو) باعث هومر را قاتل و دیوانه کرده است. این مجموعه در بخش دوم خود ، فیلم هایی مانند آینده را تقلید می کند اشتون کوچر فیلم اثر پروانه، تعمیر هومر از یک اجاق توستر که او را به زمان دایناسورها بازمی گرداند ، هر حرکتی که انجام می دهد دنیایی را که به آن بازمی گردد تغییر می دهد. سرانجام ، آدم خواری یک القای دلپذیر پیدا می کند زیرا رئیس جمهور اسکینر و دولت او طعم غیر قابل مقاومت کودکان را کشف می کنند.

Treehouse of Horror V از صحنه آغازین تا آخرین لحظاتش به درون وحشتناک فرو می رود و آن را با خلاقیت هجوآمیز تلفیق می کند و با شوخ طبعی بازی های شخصیت های محبوب خود را حفظ می کند.

The Simpsons Treehouse of Horror VI (پخش شده در 29 اکتبر 1995)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

سیمپسونها Treehouse of Horror در حال اجرا است ، ششمین قسمت آن بدون سنگ قبرها و هشدارها ، ورود یک سوارکار بی سر “Krusty” که صحنه کاناپه فوری را آغاز می کند ، سیمپسونها در اتاق نشیمن خود از حلقه ها آویزان شده اند. این یک افتتاح ناگهانی است و گرچه قوی ترین محصول مخصوص جشن های هالووین نیست ، اما برای پایین آوردن قسمت بسیار کم است.

برای قسمت ششم ، این اپیزود در درجه اول مربوط به سه بخشی است که گفته می شود خارش آن واضح است و دلیل آن روشن است. هومر که به خاطر تبلیغات دروغین پیرامون یک پیراشکی عظیم الجثه افتاده بود ، پیراشکی Lard Lad را می دزد و باعث می شود تمام مجسمه های سراسر Springfield زنده شوند و شهر را خراب کنند. لیزا باقی مانده است تا روز را نجات دهد ، اما این شوخ طبعی و تعاملات ظریف بین شخصیت ها است که این موضوع را برجسته می کند.

این اپیزود برای دومین داستان تقلیدی خود آغاز می شود ، کابوسی در خیابان نارون دریافت کردن سیمپسونها رفتار. دانش آموزان ابتدایی Springfield در معرض عذاب و شکنجه ویلی قرار می گیرند ، مرگ مارتین در خواب باعث می شود کودکان سیمپسون راهی برای بیدار ماندن پیدا کنند. جایی که شجاعت بارت را پیدا می کند ، که متقاعد شده است می تواند ویلی را از دنیای رویا به واقعیت برساند ، نجات غیر منتظره از بعیدترین مکان ها می آید.

بخش آخر ، با الهام از منطقه گرگ و میش قسمت “دختر کوچک گمشده” ، هومر (و کودکان و حیوانات سیمپسون) را پیدا می کند که ناامیدانه در جستجوی مکانی برای پنهان کردن از زلما و پتی هستند. هومر با اطمینان از اینکه می تواند در پشت یک قفسه کتاب پنهان شود ، درگاهی را کشف می کند و او را به دنیای سه بعدی منتقل می کند ، بازیهای مسخره و عصبانیت باعث ایجاد یک کرم چاله می شود. همانطور که زندگی او در تعادل آویزان است ، سیمپسونها ، Reverend Lovejoy و دیگران تلاش می کنند تا او را نجات دهند.

تعادل هوشمندانه ای بین هر یک از بخش ها برقرار است ، اولی در روایت خود قوی است ، دوم با سختی تقلید می کند و سوم نه تنها از انیمیشن بلکه از جهان موازی فراتر می رود – همه اینها در حالی است که پایان خود را با کیک های اروتیک پیدا می کنند. گرچه به اندازه بعضی از قسمتهای قبل (و افتتاحیه آن) وحشتناک نیست ، سیمپسونها یک Treehouse of Horror جامد ارائه دهید.

The Simpsons Treehouse of Horror IX (پخش شده در 29 اکتبر 1998)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

وقتی به قسمت نهم The Treehouse of Horror رسیدیم ، من می دانستم که این قسمت باید در لیست ماراتن حماسی قرار بگیرد – این همان اپیزودی است که من از زمان پخش آن در سال 1998 بیشترین بازپخش را دیده ام. این یک احساس افتتاحیه تقریباً منظم دارد ، با اینکه هالووین پیچیده است ، بارت سیمپسون روی تخته سیاه با خون نقاشی می کشد در حالی که اندکی پس از آنکه بارت ، لیزا و هومر را با ماشین خانواده بیرون می کشند – مدتی که فردی و جیسون با حوصله روی کاناپه منتظر می مانند. گرچه جذاب ترین افتتاحیه سریال نیست ، اما بخشهایی که دنبال می کنند بیشترین خاطره را دارند.

اولین بخش با نظافت موهایش در فروشگاه راحتی Apu باز می شود ، افسر Wiggum برای دستگیری مار برای اعتصاب سوم خود وارد می شود ، شاهدان فروشگاه تضمین می کنند که مار صندلی را می گیرد. با از بین رفتن مار ، اعضای بدن او می توانند اهدا شوند ، و هومر موهای سرحال خود را به ارث می برد. اگرچه ، با ریشه دادن فولیکول ها ، روح شرور Snake جسمی جدید پیدا می کند و تهدیدهای او برای انتقام از Apu ، Moe و Bart Simpson می تواند سرانجام انجام شود. تغییر هوشمندانه ، به یاد ماندنی و شوخ طبعی بین هومر بی گناه و زنده ماندن مار با ترکیبی خیانت آمیز است.

Pleasantville تقلید خود را در بخش بعدی این قسمت پیدا می کند ، زیرا بارت و لیزا از راه دور با پلوتونیوم بازی می کنند تا بتوانند Itchy and Scratchy Halloween Special را تماشا کنند که مادرشان خیلی تلاش کرده بود آنها را از این کار دور کند. اما به محض شروع استفاده از آن ، به تلویزیون ، خارش و خراشیده شدن پیوند می خورند تا “به آنها درس بخوان”. آنچه این بخش را بسیار خلاق می کند ، تنها کاردستی نیست که در آن تقلید از روی هر دو انجام می شود Pleasantville و مجموعه تلویزیونی انیمیشنی که قبلاً آمده اند اما طنز را در هر لایه تزریق می کنند.

بخش آخر ، Kodos و Kang را فراتر از هجوم آورده و به آنها تمرکز کامل می دهد. مگی شروع به دندان درآوردن ، خش خش و رشد شاخک های خود کرده است – می دانید چیزهای طبیعی کودک است. با این حال هنگامی که پستانک او سیگنال بیگانگان را برای بازیابی او به زمین می فرستد ، ورود بیگانه پدر بودن کودک محبوب ترین تلویزیون را زیر سال می برد – و حضور در جری اسپرینگر شو. گرچه این کار با هجو سیاسی خاتمه می یابد و از شدت وحشتناکی به مراتب کمتری برخوردار است ، اما این تمرکز سنگین تری را به مگی و هر دو بیگانه و تماشاگران می دهد تا کمی بیشتر از گذشته جهان سازی و شخصیت سازی را تجربه کنند.

The Simpsons Treehouse of Horror XVI (6 نوامبر 2005)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

شانزدهمین Treehouse از ترس Simpsons با یک بازی بیس بال آغاز می شود ، یک بازی که سرعت Kodos و Kang را خشمگین می کند ، سرعت بازی را “تسریع” می کند. “حرکت آرام Spacelax” هومر فریاد می کشد زیرا نیاز بی وقفه آنها برای سرعت بخشیدن به بازی باعث از بین رفتن ساختار وجودی می شود – اما نگران نباشید ، آنها یادداشت می کنند. تازه کردن عناوین کدوس و کانگ برای ما تازه کننده است ، اما ظاهر سالانه آنها نه تنها با استقبال استقبال می شود.

خوشبختانه ، بافت موجود فقط به طور موقت تغییر می کند ، زیرا ما وارد بخش های امسال می شویم ، استیون اسپیلبرگرا A.I. هوش مصنوعی. وقتی بارت سیمپسون قصد دارد از پنجره به داخل استخر بپرد ، فاصله را بد قضاوت می کند ، جراحات او را در کما قرار می دهد (حتی حتی صدای دوچرخه جدید نمی تواند او را از آن بیرون بکشد). خانواده سیمپسون با ناراحتی ، از یک کودک مصنوعی در خانه خود استقبال می کنند ، وافل های خانگی و ماساژ شانه های او باعث از بین رفتن بارت می شود. با این حال ، هنگامی که بارت از خواب بیدار می شود ، زمینه را برای نبرد نهایی برای موقعیت به عنوان مورد علاقه دوران کودکی فراهم می کند.

هجوها به همین صورت ادامه می یابند سیمپسونها قبول کردن خطرناک ترین بازی توسط ریچارد کانل – گرچه بسیاری امروز خود را به یاد می آورند شکار که اوایل سال جاری منتشر شد. هومر را به یک اجتماع مشکوک در عمارت آقای برنز دعوت می کنند ، سخاوت سخاوتمندانه پیشنهاد او درست است. و از آنجا که این یک قسمت Treehouse است ، همینطور است. هومر و بقیه حاضران در شکار نهایی بقا بازی می کنند.

در نهایت، سیمپسونها تزریق تقلیدها را ایجاد می کند ، و الهام بخشیدن در بیش از یک مکان است – Halloweentown II: Kalabar’s Revenge، Buffy the Vampire Slayer“هالووین” و منطقه گرگ و میش“The Masks”. عصبانیت یک جادوگر در زندگی واقعی با جایزه “بهترین لباس” ، جادوگر طلسمی را ایجاد می کند که همه را دقیقاً به همان چیزی تبدیل می کند که می پوشند. در حالی که هرج و مرج در سطح شهر جریان دارد ، یک بار دیگر به نظر می رسد مگی تنها کسی است که می تواند همه آنها را نجات دهد. هر سه این تقلیدها با شوخ طبعی و خلاقیت اجرا می شوند و بار دیگر دنیای جهان را در هم می آمیزند سیمپسونها و بازدیدهای فرهنگی که در بین مخاطبان مختلف موفقیت کسب کرده است.

The Simpsons Treehouse of Horror XVII (5 نوامبر 2006)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

اگر تاکنون فکر کرده اید که آقای برنز شما را به یاد حافظه دخمه از یادآوری می کند داستان از سرداب، سیمپسونها موافق. در قسمت هفدهم از Treehouse of Horror ، آقای برنز “استاد Scarimonies” ما است که ما را به یک سنت وحشتناک فریب می دهد ، شروع با یک قتل وحشتناک Moe در یک اتاق شکنجه قرون وسطایی – خون به زمین ریخت تا اعلام کند از بخشها

لکه کانون بخش اول است ، هومر سیمپسون با خوردن “مارشمالوی فضایی” ، بلعیدن موجودات فرازمینی او را به یک لکه غول تبدیل می کند. آنچه شروع می شود به معنای واقعی کلمه خوردن سیمپسونها در خانه و خانه ، به یک مصرف وحشتناک از شهروندان Springfield تبدیل می شود. سیمپسونها بازسازی Sir Mix-A-Lot’s “Baby Got Back” (“کودک از چربی خوشش می آید”) ، 50 فوت لنی و دکتر فیل یک ارتفاع هوشمندانه و طنز آمیز برای یک بخش کاملاً ساختار یافته است.

سیمپسونها برای بخش دوم خود دارای ستارگان بزرگ مهمان است ، ریچارد لوئیس و فران درشر با صدای گلم های زن و مرد. هنگامی که بارت برای شکایت از خرقه اسیدپاشی به کروستی به پشت صحنه می رود ، از یافتن گولمی که هر وظیفه ای را که روی کاغذ نوشته شده و در دهان او قرار می گیرد ، انجام می دهد ، مبهوت می شود. در حالی که او همچنان به آنچه که نوشته شده است عمل می کند ، لیزا به گولم دستور می دهد که صحبت کند ، و به او فرصت می دهد برای اولین بار ابراز وجود کند ، هم به سیمپسونها و هم به مخاطبان لحظه ای برای دیدار با گولم واقعی می دهد.

اورسون ولز تمرکز در بخش آخر است ، پخش رادیویی او از جنگ جهانیان از طریق هیستری اسپرینگفیلد زنده شد. همانطور که شهروندان اسپرینگفیلد دچار ترس می شوند ، سیدشو مل پیشنهاد می کند که آنها می توانند با برهنه شدن و مانند حیوانات در گل و لای ، از بیگانگان بزرگتر شوند متأسفانه ، تمام تلاش ها فقط Kang و Kodos را متقاعد می کند اکنون زمان مناسب برای حمله و تسخیر زمین است. با استفاده از این بخش نهایی ، بینندگان نه تنها با بیگانگان مورد علاقه خود مدت طولانی تری دارند بلکه به پایان قسمت منسجم و منسجم نیز می پردازند.

The Simpsons Treehouse of Horror XX (پخش شده در 18 اکتبر 2009)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

مانند Treehouse of Horror nine ، این قسمت بعدی اپیزودی است که دائماً پخش می شود و مدتها قبل از شروع این ویژگی درباره موفقیت خود صحبت می کند – و این قسمت بیستم نیز هست. این اپیزود ناک اوت از لحظات آغازین آن است ، موجودات جهانی دهه 30 زندگی می کنند و در خیابان های Springfield قدم می زنند. آنها که “لباس” خود را متناسب با زمانه نمی دانند ، لباس های جدید (مرد آهنی ، باب اسفنجی ، جیک سپپرو و ​​هری پاتر) را می پوشند و به مهمانی هالووین هومر راه می یابند – یعنی تا رسیدن خانم ها.

آلفرد هیچکاک برمی گردد به سیمپسونها امسال ، تقلید مسخره انگیز از شماره گیری M برای قتل آوردن صلیب نهایی بین بارت و لیزا. همانطور که انتظار می رفت ، فرد به قول خود عمل نمی کند. در حالی که این بخش به طور کلی قابل پیش بینی است ، اما پایان کار شوک ایجاد می کند و خود را به آگاهی و نیاز به رفاقت زن وام می دهد. در یک 28 هشت روز بعداً پیچ و تاب می خورد ، یک Krusty Burger جدید همه شهروندان Springfield را به زامبی تبدیل می کند. در حالی که سیمپسونها در امنیت خانه خود پناهنده می شوند ، معده خالی بارت دو برابر امید و فنا می دهد.

تیم برتونرا سوئینی تاد: آرایشگر دیمون خیابان فلت نه تنها کانون قسمت آخر است بلکه گوهر قسمت است. در یک صحنه موسیقی ، مو از کمبود عشق و یک دوست دختر ابراز تاسف می کند. اگرچه به نظر می رسد که وقتی بر اثر یک حادثه ناگوار ، هومر به زیرزمین می افتد و روی لوله های شیر آب آب گیر می کند ، شانس او ​​تغییر می کند. هنگامی که خون هومر به درون آبجو می چکد ، مو متوجه می شود که معجون سازی جدید به نفع او کار می کند و مارج را با هر جرعه جلب می کند. این قسمت یک ناک اوت است زیرا تنظیمات فراتر از مرحله ارائه بخش است ، از جمله داربست ، نورپردازی و تغییرات صحنه در سمت. این قسمت نمونه ای از اوج تقلید و روایت است که سریال به طور مداوم قادر به بازسازی آن است.

The Simpsons Treehouse of Horror XXI (7 نوامبر 2010)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

قسط بیست و یکم از سیمپسونها Treehouse of Horror با کدو تنبل های حکاکی بارت و هومر و بازگشت “هشدار” قبل از قسمت وحشتناک امشب افتتاح می شود. همانطور که پروفسور فرانک به مخاطبان هشدار می دهد ، او از مدرن ترین فناوری از راه دور TiVo استفاده می کند تا توانایی حرکت سریع به جلو را از طریق قسمتهایی که والدین می توانند برای فرزندانشان ترسناک باشد به نمایش بگذارد – یک سرعت سریع جلو. با تماشای 10 سال از زمان پخش این قسمت ، نوستالژی آنها اتفاق می افتد که با تعیین زمان چارچوبی برای اپیزود ایجاد می شود.

در این قسمت ، سیمپسونها هجوهای خود را در فیلم های جومانجی، گرگ و میش، و آرام آرام. اول ، نگرانی مارژ در مورد بازی های ویدیویی خشن که بارت و میلهاوس درگیر آن هستند ، او را ترغیب می کند فرزندانش را ترغیب کند تا به بازی های رومیزی که در اتاق زیر شیروانی گرد و غبار جمع می کردند برگردند. Stalkling on Satan’s Path ، Milhouse و Bart تمام بازیهای رومیزی را زنده می کنند ، وحشت آنها در Springfield باعث ایجاد هر دو شوک ، مرگ وحشتناک و شادمانی می شود.

در بخش دوم این اپیزود ، هومر و مارژ از یک سفر آرام در دریا لذت می برند ، مردی که در یک قایق نجات کوچک بود ، تمام سفر خود را به هم ریخت. در حالی که این قسمت به طنز با حسادت هومر در رابطه با مارژ بازی می کند ، وقتی راجر داستان خود را درباره آلباتروز و مسمومیت با خدمه آن را پخش می کند ، وحشت شروع می شود – داستانی که ترس را به قلب هومر می اندازد زیرا یکی از پای های راجر باعث مرگ یک نفر می شود کوسه

سیمپسونها کسانی نیستند که بتوانند از نظر جمعیتی چشم پوشی کنند و در این سال ، وسواس بزرگسالان جوان با یک انسان و یک خون آشام بسیار مورد توجه قرار گرفت. کسانی که این قسمت را دیده اند ، هر یک از جنبه های ظریف را خنده دار می دانند ، و برای کسانی که این کار را نکرده اند ، هنوز چیزهای زیادی برای لذت بردن وجود دارد زیرا سازندگان با ذوق هر دو دیدگاه را در روایت خود قرار می دهند. وقتی لیزا به ادموند می افتد ، آرزوی زندگی ابدی با او را دارد. با این حال ، همانطور که لحظه تحول او فرا می رسد ، او می فهمد که ممکن است تمام آنچه که برایش پوشیده شده است نیست.

The Simpsons Treehouse of Horror XXIV (6 اکتبر 2013)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

سیمپسونها Treehouse of Horror بیست و چهار در صحنه های ابتدایی خود بازی می کند ، جایی که هیچ مورد دلخواه ترسناک امن نیست. درخشان، هزارتوی تابه ها، آلیس در سرزمین عجایب، تیغه ، و Z جنگ جهانی (فقط به نام چند مورد) همه با سکانس افتتاحیه / نیمکت سنتی سیمپسونها تزریق می شوند. وقتی می خواهید هر یک از منابع را بطور دقیق قرار دهید و از آنها استفاده کنید ، هیجان ایجاد می کند.

با پایان یافتن هیجان گردباد ، دکتر سئوسگربه در کلاه به هدف بخش اول تبدیل می شود. وقتی بچه چربی در گربه می آید تا بچه ها را شفا دهد و هالووین آنها را نجات دهد ، بچه های سیمپسون در خانه با اوریون هستند. با این حال ، جایی که چربی در گربه نوید یک شب سرگرمی و آب نبات را می دهد ، کودکان خشونت و مرگ را می شناسند که علائم تجاری واقعی او هستند.

ماهیت وحشتناک اپیزود به اینجا ختم نمی شود ، زیرا بخش دوم متوجه می شود که بارت سیمپسون سر خود را با فن جعبه از بدن جدا می کند و با جراحی به لیزا متصل می شود. در حالی که به نظر نمی رسد قسمت دوم زیاد مسخره باشد ، یک تصویر سرگرم کننده و خشن از رقابت خواهر و برادر و تقریباً جکیل و هاید جنبه بارت و لیزا در حالی که بارت متوجه شد هنگام کنترل لیزا خواب بدن آنها را کنترل می کند.

سرانجام ، این قسمت بینندگان را به سیرک ، هومر نیرومند ، هنرمند Marge the Trapeze و Moe عجیب و غریب – که همه برای جلب توجه مارج و داشتن یک انگشتر زمرد رقابت می کنند ، می آورد. آنچه وحشتناک است ، عدم برائت و خلوص هومر است. معمولاً حواس او را دونات ، آبجو و تلویزیون (و همینطور شیطان های با برنامه ریزی ضعیف) پرت می کند ، این کارتون کلاسیک همیشه ذاتی فروتنانه دارد. او خانواده اش را دوست دارد و زندگی اش را دوست دارد. با این حال در اینجا ، او مردی حریص و غرور مغرور است که تنها دغدغه زندگی بهترش را دارد و در این راه مارج را فدا می کند. این برداشت جالبی از شخصیت محبوب بود و کاملاً منطبق بر طبیعت عقب مانده قسمت های ترسناک Treehouse است.

The Simpsons Treehouse of Horror XXV (تاریخ پخش 19 اکتبر 2014)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

برای بیست و پنجمین القا از سیمپسونها Treehouse of Horror ، صحنه کاناپه افتتاحیه به سبک جوایز اهدا می شود ، زیرا گوینده “مهمان” را برجسته می کند – جنیفر لارنس، وارن بتی، کلینت ایستوود – همه در حالی که کلیپ های قسمت های قبلی توسط. همه اینها با نشان دادن قسمت های بدن “مهمانان” در قسمت پرده ، به سبک پرده ای به اوج خود رسید ، کودوس و کانگ با خنده از ایجاد آنها خندیدند. افتتاحیه خیلی طولانی نمی شود ، زیرا یکی از کوتاهترین سریال هاست ، و دقیقاً در عمل فرو می رود. اول ، سیمپسونها به جهنم برگردید – خوب ، حداقل بارت و لیزا. بارت و لیزا پس از یافتن رونزهای روی میز هنگام بازداشت ، با یك آی پد اسكن كردند ، نفرین را فعال كردند و بچه ها را به جهنم كشاندند. اما این برای رنج ابدی نیست ، بلکه بیشتر برای یادگیری است. همانطور که بارت و لیزا کشف کردند ، این جایی است که شیاطین شکنجه و درد را می آموزند – و جایی که لیزا محبوب است (بله ، جهنم یخ می زند). این یک قسمت هوشمندانه است که به راههای شیطانی بارت متمایل می شود و به او موفقیت می بخشد و به مخاطب تخم مرغ های عید پاک سیمپسونها را برای چشم مشتاق می بخشد.

ساعت نارنجی، چندین بار در طول Treehouse Horrors مورد مراجعه و لباس قرار گرفت ، سرانجام بخش تفریحی خاص خود را بدست آورد ، با بازی Moe در نقش الکس. این یک تقلید مسخره انگیز عالی است از این جهت که کلاه خود را به اصلی هدیه می دهد ، در حالی که آن را تازه ، مدرن و خانواده پسند نیز نگه می دارد. سرانجام، دیگران و هر قسمت از جن و وحشت در قسمت آخر از قسمت بیست و پنجم حل می شود. آنچه باعث برجسته شدن این بخش در میان سایر افراد می شود ، ارواحی است که سیمپسونها تحت تعقیب آنها قرار می گیرند … سیمپسونها (1989) هستند. غالباً ، به ویژه در گه های نیمکت ، نقاشی های اصلی برای سیمپسونها به سریال راه پیدا کنند. در اینجا ، نه تنها برای بهترین Marge بلکه برای زندگی نیز رقابت وجود دارد. این یک روش خلاقانه و طنزآمیز است که سریال می تواند تغییراتی را که طی 26 سال گذشته ایجاد کرده است ، تصدیق کند و گذشته و حال را در برابر یکدیگر قرار دهد.

The Simpsons Treehouse of Horror XXVII (22 اکتبر 2017)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

در یک مهمانی سوسیس تنظیم انیمیشن ، سیمپسونها و پدربزرگ با اضطراب وقت خود را در یک کاسه بیرون از خانه ساکت می کنند. هالووین است و آنها آب نبات برای ترفند یا درمانگرها هستند. در حالی که آنها زنده می مانند ، در یک قفسه قرار می گیرند تا سال آینده فراموش شوند ، یک اسم حیوان دست اموز شکلات پریشان که از سرنوشت آنها ناراحت کننده است – هومر از اینکه در یک آدم خواری کوچک کوکو شرکت کند ترس ندارد. این کمی هولناک است که هومر و خانواده اش خرگوش شکلاتی را سرگرم می کنند ، اما در عین حال سرگرم کننده است.

اولین پازوزوی مگی – اکنون این عبارتی است که هرگز فکر نمی کردم بشنوم. به عهده گرفتن جن گیر، هومر و مگی تحت تسخیر پازوزو قرار می گیرند. هومر یکی از خوش هیجان ترین اما مهیج ترین آهنگ های شیطانی را که تا به حال نوشته شده است ، می خواند در حالی که خون از بینی جن ها بر روی دیوارهای مگی می ریزد ، سر عروسک ها می چرخد ​​و کتاب ها به خود سوخت. اما مگی شدیداً به یک جن گیری احتیاج پیدا می کند ، دیو باعث می شود او در خانه شناور شود و به اطرافیانش آسیب برساند (یا قتل کند). این یک تقلید تقلید هوشمندانه از کلاسیک بی انتها است ، با یک روایت قوی و جوک هایی کاملاً اجرا شده در کل.

بازگشت به تیم برتون، سیمپسونها کورالین را از طریق چشم لیزا سیمپسون زنده می کند. این انیمیشن درخشان و خواب آور است و از نمای کلاسیک مجموعه تلویزیونی به دنیای جهان منتقل می شود تیم برتونها کورالین. این اپیزود نه تنها اعدام درخشان پیدا می کند ، بلکه از همان ابتدا خط داستانی پازوزو را از طریق موجودیت فیلم حمل می کند ، مگی هنوز از “پرونده پازوزو” رنج می برد. به شخصه ، از بین 82 بخش Treehouse of Horror و 32 قسمت ، این مورد محبوب من است که این مجموعه تاکنون انجام داده است.

این اپیزود با انتقال به بخش آخر ، سرعت خود را از دست نمی دهد ، هومر مایل است تنها باشد زیرا بقیه اعضای خانواده سیمپسونها برای چند روز دور خواهند بود. هومر با هیجان خود و در آهنگ هوشمندانه “دوباره فقط در خانه تنها” گم شده است ، همه چیز را در خانه می خورد (خوب ، نه سبزیجات ، بنابراین بله … همه چیز در خانه). با پیدا کردن یک هات داگ تنها در فریزر ، یک حادثه باربیکیو متوجه می شود که هومر انگشت خود را می خورد – که باورنکردنی خوشمزه و غیر قابل مقاومت است. طی چند روز آینده ، هومر ذره ذره شروع به خوردن غذا می کند – تا جایی که دیگر چیزی باقی نماند. این یک ایده کاملاً هوشمندانه است ، ایده ای که به خود منتقل می کند تا هومر خودش را تکه تکه کند و تمام ابزارهای “ادویه” کردن پخت و پز خود را پیدا کند.

The Simpsons Treehouse of Horror XXXI (18 اکتبر 2020)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

قسمت 666 سیمپسونها به شکل واقعی – به عنوان یک خانه درخت وحشت – ارائه می شود. قسمت سی و یکم سریال The Treehouse of Horror که مستقیماً وارد عمل می شود ، متوجه می شود که هومر از رفتن به خانه فرزند تازه متولد شده خود امتناع می کند زیرا پسر دیگری نمی خواهد (همانطور که بارت دیده می شود بارت را بر روی دیوار با خون می نویسد) ، به جای اینکه به خانه ببرد. دختری رها شده که او مگی نامگذاری می کند. اگرچه مگی یک کودک عادی نیست زیرا او تخم شیطان است. سکانس آغازین وقایعی را که در رخ می دهد برجسته می کند فال، و قسمت شیطانی عصر با سرعت بالا شروع می شود.

با روی کار آمدن Treehouse of ترس ، تقلیدها کمی روی بینی قرار می گیرند چیزهای غریبه، میلهاوس به نمایندگی از ویل ، و به عمق Over-Under توجه کرد. لیزا سیمپسون در تلاش برای نجات میلهوس وارد مخزن محرومیت می شود و متوجه می شود که نه تنها بازار مسکن در بالاترین سطح تاریخی قرار دارد و آمازون هنوز هم این کار را انجام می دهد بلکه حتی یک Ned Flanders نیز در Over-Under وجود دارد. از اینجا ، قسمت وارد قسمت بعدی خود می شود ، هومر در حال خفه شدن از یک هات داگ و ورود به بهشت ​​است – که در این مرحله ، خدا آن را به گوگل فروخته است. با این حال ، با یک اشتباه رخ داده و جسد هومر از دست رفته ، هومر باید جسد جدیدی پیدا کند تا به خانواده اش برگردد. با این حال ، به دست آوردن یک تصویر جدید به آسانی به نظر نمی رسد و هومر یک سری مبادله بدن را برای یافتن یک تصویر عالی آغاز می کند. این بخش خود را به برخی از لحظات طنز آمیز می بخشد زیرا هر شخصیت جدید تعداد زیادی از تعاملات جدید را ایجاد می کند.

سرانجام، شکل آب Zelma را به خط مقدم می آورد. او که توسط DMV اخراج شده است ، به عنوان یک نظافتچی در یک آزمایشگاه تحقیقاتی شروع به کار می کند – نیاز او به سیگار کشیدن باعث می شود او به یکی از بیگانگان گروگان گرفته برود. بسیار شبیه چیزهای غریبه تقلید در اوایل قسمت ، کمی روی بینی است ، اما با خلاقیت و شوخ طبعی همراه است. با Kodos و Kang به عنوان بیگانگان – و یک Thanos برای راه اندازی سریع – این قسمت تعادل بین دنیای سیمپسونها و هالووین را پیدا می کند.

The Simpsons Thanksgiving of Horror (24 نوامبر 2019)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

سال گذشته ، سیمپسونها، مارج در سکانس آغازین اذعان کرد ، پذیرفت که جهان اخیراً “با شبح و تار همه چیز” تاریک تر شده است. حتی با پایان هالووین ، بسیاری از داستان های وحشتناک برای گفتن وجود داشتند که نمی توانستند تا سال بعد مهار شوند. همانطور که مارژ استقبال می کند و هشدار می دهد ، هومر با بیان اینکه نمی داند چه زمانی برای صرف شام ترسناک است ، ترسناک است ، کودوس و کانگ در لباس زائران ظاهر می شوند ، که مورد تایید مارژ قرار گرفت. “ما سیاره شما را تصرف می کنیم. آیا این استعمارگران ظالمانه لباس نمی پوشند؟ “.

اولین بخش خلاقانه درخشان است و با ذهنیت ایجاد کننده هر قسمت صحبت می کند. بوقلمون ها در بیابان پرسه می زنند ، تخم مرغ به دنیا می آورند و به عنوان یک جامعه زندگی می کنند. همه آنها در Gobble صحبت می کنند ، Gobble در یک زندگی مسالمت آمیز زندگی می کند – تا زمانی که اسلحه سر یکی از بوقلمون ها را شلیک می کند. زائران آمده اند تا هر تعداد بوقلمون را که بتوانند بگیرند ببرند. وقتی خانواده ها از فرزندانشان جدا می شوند ، سر آنها برای شام یکی یکی خرد می شود ، به نظر می رسد همه امیدها از بین رفته است. در حالی که بوقلمونها بی سر می چرخند و خون در همه جا جاری می شود ، میلهاوس ادعا می کند که بوقلمونها جادو شده و سعی در تمیز کردن کلنی و آتش زدن ساختمانها دارند. هنگامی که بوقلمون ها فرار می کنند ، این درک وجود دارد که گرچه آنها دور شده اند ، اما دیگر هیچ چیز مثل گذشته نخواهد بود.

ترک خوردن شیشه و ضربات دیجیتال بینندگان را به بخش بعدی می کشاند ، آینه سیاه“کریسمس سفید” از طریق برج AI که شامل یک نسخه از Marge است ، زنده می شود. هومر که می خواست در تهیه غذای سالانه شکرگذاری به مارج کمک کند ، هومر با هوش مصنوعی به او هدیه می دهد ، در ابتدا از کمک او استقبال کرد اگرچه هوش مصنوعی Marge تمام پخت و پزها را برای فرزندان خود به کمال انجام می دهد ، اما Marge شروع به حسادت می کند و می خواهد برنامه حذف شود. همانطور که AI Marge احساس می کند وقتش به پایان رسیده است ، او برنامه ای برای بهترین شکرگذاری – و فرار از زندان خود طراحی می کند.

بیگانه و زندگی هجوها سیمپسونها را به فضا می آورند ، آخرین انسان باقی مانده در راه رفتن به یک سیاره دورافتاده برای اکتشاف و حفظ حیات انسان. For some reason, the children are awoken up before their parents, too much trust placed in the youth to complete their dioramas and stay out of trouble. Determined to still have a Thanksgiving, Bart, and Milhouse attempt to replicate a can of cranberry sauce, inadvertently infusing the sauce with life. But this, not just any sauce, and this is not just any blob. As it slims its way through the ship, it sucks the bones out of each child it comes up against.

There is such uniqueness and relevancy to the many topics interlaced within the episode, as well as a breath of freshness with the series continuing its horror streak in the context of Halloween. While I had wanted the marathon to end with the final episode to have premiered this year, I couldn’t think of a better episode to have ended on.

What are some of your favorite Treehouse of Horror episodes? Let us know in the comments below!


Watch The Simpsons

Does content like this matter to you?


Become a Member and support film journalism. Unlock access to all of Film Inquiry`s great articles. Join a community of like-minded readers who are passionate about cinema – get access to our private members Network, give back to independent filmmakers, and more.

Join now!

صفحه به صفحه: در انجمن ادبی GUERNSEY و PIE PEL PIE و قدرت اشتراک داستان ها

صفحه به صفحه ستونی است که اقتباس های ادبی را در مکالمه با مطالب اصلی خود بررسی می کند. باشگاه کتاب خود را فراخوانی کنید و چند کاناپه تنظیم کنید ، ما در حال خواندن هستیم.

بیایید با آن عنوان شروع کنیم.

مجموعه ای تصادفی از هجا ، مرزبندی در چیدمان آنها بی معنی است و دیدن آن پوچ است. گفتن انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey با صدای بلند قسمتهای مساوی شما را بی نفس و گیج می کند (واقعاً ، آن را امتحان کنید). کنفرانس “پای سیب زمینی“، روشی که در برابر”ادبی“، و اینکه چگونه کل چیزها ، مانند مهره های تسبیح ، با سوالی که”گرنزی” چون واقعاً گرنزی چیست؟

فروتنی آسان است ، “و”(که فیلم ، به عنوان مرجع ، آن را با یک ماده بزرگ جایگزین می کند). در حالی که بقیه عنوان مطالب داستان را نوید می دهد – این مربوط به جوامع ادبی و پای پوست سیب زمینی و گرنسی است –و“که موضوع را نوید می دهد. این عملکرد دستوری است زیرا یک پیوند نمادین است ، دو عنصر متفاوت را به هم پیوند می دهد ، و آنها را به یک کل بزرگ تر تبدیل می کند ، و این مضمون مضمون انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey. این داستانی است در مورد داستان ها ، اینکه چرا آنها را به اشتراک می گذاریم و بازگو می کنیم ، و (در یک سطح گسترده تر ، تا حدودی متا سطح) چرا آنها را اقتباس می کنیم.

درباره مری آن شفر و انجمن های ادبی

مری آن شفر می دانست انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey تنها رمانی است که او نوشت. شفربا نزدیک شدن به پایان یافتن رمان ، سلامتی او رو به زوال بود ، و در طول ویرایش های نهایی ، که دو برابر ماه های آخر او شد ، از خواهرزاده خود خواست ، آنی باروز، برای کمک به کار او. داشتن رمان منتشر شده بود شفررویای مادام العمر ، رویایی که او هرگز تحقق نمی یابد. وی در 16 فوریه 2008 درگذشت. این رمان در سال 2009 قفسه بندی شد.

از زمان انتشار ، رمان از رشد مداوم محبوبیت برخوردار بوده و از محبوبیت خاصی در بین باشگاه های کتاب و محافل کتابخوانی به سمت یک کتاب مدرن بسیار خوانده و مورد توجه قرار گرفته است. سایه آن اساساً از طریق توصیه دهان به دهان افزایش یافته است. تقارن بین وجود دارد پای گراندسی ادبی و سیب زمینیقوس فرهنگی و محتوای داستانی آن. شفر از باشگاه کتابش الهام گرفته است ، و سپس او را به عنوان عنوان انجمن ادبی و پای پای سیب زمینی در رمان نوشت. عشق آنها به به اشتراک گذاشتن داستان الهام بخش از یک داستان است که توسط افرادی که عاشق داستان هستند.

صفحه به صفحه: در انجمن ادبی GUERNSEY & PETATO PEEL PIE و قدرت به اشتراک گذاری داستان ها
منبع: Blueprint Pictures

موازات بین رمان و واقعیت ، چه از روی عمد و چه از روی عمد ، تکرار می شوند. شفر در متن توسط جولیت اشتون ، نویسنده طنز ، و داستان نویس که دوست دارد ، ارائه شده است شفر در واقع ، گرنزی را به طور تصادفی کشف می کند ، هنگامی که یکی از ساکنان به نام داوسی آدامز به او نوشت زیرا او به کتاب او دست یافته است ، مقاله های الیا. به همان اندازه شفر توسط الیزابت مک کنا ، ساکن گرنزی ، که از نظر جسمی غایب است (که توسط آلمانی ها ، که در طول جنگ جهانی دوم این جزیره را اشغال کردند) اخراج شده است ، نمایندگی می کند اما از نظر احساسی کاملاً داناست.

اقدامات عصیان و مهربانی الیزابت ، که یکی از آنها منجر به تاسیس انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی شد ، جامعه را به بهبودی در غیاب وی ، راهی برای تکریم فداکاری او تحریک می کند. آنها همچنین تحسین بسیاری از افرادی را که آنها را می شنوند تحریک می کنند ، از جمله جولیت. خیلی به همین روش انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey همچنان فراتر از این الهام می گیرد شفردر حال عبور است محبوبیت آن به او احترام می گذارد و از مردمی که دوستشان داشت ، احترام می گذارد.

گفتن و بازگویی داستان ها موضوع اصلی رمان است. با به اشتراک گذاشتن مراقبت ، بهبود می یابیم ، رشد می کنیم. جامعه ادبی تجسم این مفهوم است. و خوانندگان با به اشتراک گذاشتن رمان ، اساسی ترین ایده آن را به تصویب می رسانند. زنجیره اتصال از شفرکلوپ کتاب ، به شفر، از طریق شخصیت ، کار او را پر می کند ، به خوانندگان ، به دوستان خوانندگان ، و دوستانشان و به بعد ، داستان ها به واقعیت تبدیل می شوند.

در مورد مایک نیول و گرنزی

در میانه راه صحنه ای وجود دارد مایک نیولرا انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey که در آن ژولیت (لیلی جیمز) ، پس از ورود به گرنزی ، و دیدار با انجمن پای ادبیات و پوست سیب زمینی ، با اعضای آنها در مورد اینکه آیا شارلوت یا آن برونته خواهر مترقی تر است ، بحث می کند. جولیت ادعا می کند که آن صریح تر بود ، اگنس گری مستقیم تر از است جین ایر در چگونگی پرداختن به موقعیت زنان. نه ، پاسخ Amelia Maugery (پنه لوپه ویلتون) و ایزولا پریبی (کاترین پارکینسون) ، آیا او نمی تواند بدون توجه به آنچه در صفحه است ، ببیند که جین ایر به دلیل اینکه بیشتر خوانده می شود تأثیرگذارتر بود؟

هدف از این صحنه روشن کردن پاسخ (این کار بهتر است به بورس ادبی سپرده شود) نیست بلکه هدف آن پرداختن به یک حقیقت پذیرفته نشده در مورد چگونگی بحث درباره نوع هر فرهنگ است. حقیقت و کیفیت عینی همیشه در درجه دوم واکنشهای احساسی فرد مصرف کننده است. احزاب مربوطه مواضع خود را اتخاذ می کنند زیرا متنهایی که از آنها دفاع می کنند برای آنها عزیز است. مطمئناً شایعاتی در پشت استدلال های آنها وجود دارد ، اما این استدلال ها صرفاً برای احساساتشان پیش می آیند. نکته قابل توجه در مورد صحنه این است که بحث ، در حالی که پرشور و پرشور نیست ، عصبانی نیست. شخصیت از صداقت لذت می برد ، و لذت می برد

صفحه به صفحه: در انجمن ادبی GUERNSEY و PIE PEL PIE و قدرت اشتراک داستان ها
منبع: Blueprint Pictures

زیربنای این صحنه یک مفهوم اساسی برای هر سناریویی است که در آن فرهنگ و اشتیاق به فرهنگ گفته شده مشترک است: تفسیر درستی وجود ندارد ، فقط تفسیر شماست. این مفهوم به همان اندازه در روند سازگاری اعمال می شود. در واقع ، شامل شدن صحنه فوق الذکر ممکن است برای جلوگیری از انتقاد از جانبازان بدیع قبل از اینکه بتوانند آن را بیان کنند ، در نظر گرفته شده است. لذت اقتباس از آنجاست که داستان از متوسط ​​به متوسط ​​به همان اندازه که از عناصری که بصورت عمده بازآفرینی می شوند ، متفاوت است.

در یک ویژگی ویژه DVD برای هری پاتر و جام آتش دانیل رادکلیف شرح داده شده مایک نیول به عنوان “بسیار بسیار انگلیسی” ، افزود: “او هر روز ژاکت می پوشد.” مایک نیولاقتباس از انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey به اندازه او انگلیسی است. در حالی که ضربات داستان یکسان است ، اما دامنه جامعه ای که در فیلم به تصویر کشیده شده به طور محسوسی بیشتر است. این رمان به محدودیت خرد ، به طور کلی ، به روابط بین فردی شخصیت هایش متمرکز است – در عین حال ، فیلم به کلان علاقه مند است ، و از مفاهیم قدرت و سرسختی انگلیسی سوال می کند.

نیوولخوانش این است که سرسختی جامعه ادبیات و پای پای سیب زمینی بومی کل گرنزی است ، و گرنسی جهان عظیم مردم انگلیس است. شکل روایت ، برای صفحه نمایش دوباره سازی شده است ، بنابراین جولیت زودتر به گرنزی سفر می کند و مدت طولانی تری می ماند ، به پیوندهای بین شخصیت ها حق بیمه می دهد. آسیب پذیرترین لحظات آن است که شخصیت ها از نظر احساسی منزوی شوند. صحنه ای که ایزولا و ژولیت به اسرار جنسی اعتراف می کنند (ایزولا یک باکره است ، بهترین دوست ژولیت همجنسگراست) در مقابل صحنه بعدی قرار می گیرد که ژولیت از گرنزی خارج می شود (“وقتی تو رفتی …” ایزولا قبل از اینکه خودش را قطع کند شروع می کند ، قادر به پایان دادن به جمله برای اشک)

صفحه به صفحه: در انجمن ادبی GUERNSEY & PETATO PEEL PIE و قدرت به اشتراک گذاری داستان ها
منبع: Blueprint Pictures

جنگ جهانی دوم حضور مداوم است ، یک شبح روی فیلم است به شکلی که در رمان نیست. با بالا بردن آن نیوول موضوع جامعه را اقتباس می کند ، و آن را برای یک زمینه گسترده تر تفسیر می کند ، و دو تعامل بین ژولیت و ایزولا این است که تفسیر در مینیاتور انجام می شود. متحد آنها قادر به غلبه بر ضربه هستند ، هر چقدر هم شخصی باشد ، اما منزوی هستند و ناتوان هستند. بنابراین عمل مشترک به همان اندازه که برای یکدیگر است برای ما نیز مفید است.

نتیجه گیری: در مورد الیزابت مک کنا ، اندز ، و آمپرساند

با پایان روایت ، ژولیت ، که به نزدیکان ساکنان گرنزی نزدیک شده است ، تصمیم می گیرد که به یک ساکن بزرگ تبدیل شود ، متعهد می شود که به جامعه ای که به او داده است بازگردد. اولین هدیه او یک کتاب است ، زندگی نامه الیزابت مک کنا ، که داستان های مختلفی را که توسط دوستانش ، اعضای انجمن پای پای ادبیات و سیب زمینی برای او بازگو کرده است ، بازگو می کند. حفره ای که ژولیت در جامعه پر می کند همان حفره ای است که الیزابت از آن باقی مانده است و ژولیت با نوشتن زندگی نامه خود قول می دهد نه تنها جایگزین شود بلکه طرفدار آن باشد ، ماجرا را برای شنیدن دیگران و الهام گرفتن از آنها منتقل می کند.

با خطر یافتن همزمانی در جایی که هیچ کدام وجود ندارد ، انعکاس های داستانی را می توان مانند بسیاری از این روایت ها در واقعیت احساس کرد. موازات بین الیزابت و ژولیت و شفر و نیوول، در حالی که دست کم گرفته می شود ، اما غیرقابل انکار است. الیزابت هرگز برای دیدن گرنزی پس از اشغال زندگی نمی کند. شفر هرگز از موفقیت رمان خود که محبوب است ، می داند اقتباس شده است.

در حالی که شفرگذر از زندگی غم انگیز است ، قدرت ماندگاری کتاب او و ادامه حضور آن در گفتگوی فرهنگی ، نه تنها به استعداد او به عنوان نویسنده بلکه به ارزش ایده هایی که او سعی در تعالی داشت صحبت می کند. زیرا انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey به هر حال ، داستانی در مورد “و” است.

چه فکری کردی انجمن ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey به عنوان یک کار اقتباسی؟ در نظرات بحث کنید؟


انجمن گرمی ادبی و پای سیب زمینی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

DAMNATION: The Blak and the Beautiful

پنجمین فیلم بلند سینماگر افسانه ای مجارستان بلا تار، لعنت وقفه غم انگیز الكلی افسرده را كه با وسواس عاشق خواننده متاهل در یكی از سوراخهای آبیاری اش روایت می كند ، شرح می دهد. برای اولین بار در سال 1988 منتشر شد ، بازسازی 4K جدید از دوربین اصلی فیلم 35 میلی متری فیلم منفی به عنوان بخشی از بخش Revivals در جشنواره فیلم 2020 نیویورک آغاز شد و به زودی در سینماهای مجازی سراسر ایالات متحده به نمایش در می آید. و در حالی که لعنت سرگرمی فرار از دسترس را که امروزه بسیاری از آن گرسنه هستند ، فراهم نمی کند ، اما نگاهی تیره اما زیبا به پشت پرده آهنین ، با مجوز از یک فیلم نامه عمیقاً شاعرانه و با شکوه ترین فیلمبرداری سیاه و سفید که می بینید ، به ما ارائه می دهد.

در گل گیر کرده

کارر (Miklós B. Székely) هر روز در سایه گاریهای معدنی بیدار می شود که در چرخه ای به ظاهر بی پایان بالای روستای فرسوده ای که در آن زندگی می کند ، به عقب و جلو می روند. او در حالی که از افکار و عقاید خود برای یک سری از افرادی که قبلاً همه چیز را شنیده اند ، چشم پوشی می کند ، زندگی خود را با پیچ و خم از یک میله بار دیگر عبور می کند. در یکی از نقاط مورد علاقه او ، تایتانیک ، یک خواننده وجود دارد (ولی کرکس) که در حال حاضر با او درگیر است. با این حال ، او متأسفانه ازدواج کرده است – و به کارر گفته است که می خواهد به رابطه آنها پایان دهد.

DAMNATION: The Blak and the Beautiful
منبع: Arbelos

خدمتکار سالخورده کت در تایتانیک به کارر هشدار می دهد که از خواننده دور نشود و به او گفت: “آن زن یک زالو است. او یک مرداب ته ته است ، که شما را می بلعد و شما را می مکد. ” اما کارر تمایلی ندارد – یا به عبارت دقیق تر ، قادر به شنیدن او نیست. دیوانه وار عاشق و ناامید از گرفتن شوهر خوانده با بدهی خواننده (György Cserhalmi) از راه ، کارر او را با یک کار قاچاق که توسط متصدی بار در تایتانیک برای او آورده شده است راه اندازی می کند. در حالی که شوهر در این مأموریت غایب است ، کارر سعی می کند خواننده را متقاعد کند که ازدواج خود را کنار بگذارد ، و به او گفت ، “اگر من تو را از دست می دادم ، پایان ناپذیر من بود.” افسوس که مانند بسیاری از بهترین برنامه ریزی ها ، از همان ابتدا به نظر می رسد همه چیز برای شکست است.

نوآر مجارستان

در سطح ، طرح از لعنت تقریباً می تواند به نوآر سنتی هالیوود تعلق داشته باشد: ضدقهرمان ژنده پوش عاشق یک زن متاهل می شود و باید به هر روشی ، از جمله جنایتکار ، از شر شوهرش خلاص شود. ولی تار آخرین ذره از براقیت سینمایی را از آن نوارها خراشیده و ما را مجبور می کند که زیر زرق و برق هالیوود کلاسیک را به مردمان واقعی و بدون لاک الکل آغشته در این مثلث به اصطلاح عشق نگاه کنیم. در واقع ، چه زمانی تار یک صحنه جنسی بین عاشقانش که ظاهراً ستاره دار شده اند را به ما می دهد ، این فاقد بخار آب است که از یک رابطه خارج از ازدواج انتظار می رود. در عوض ، سرانجام یکی از کم جنبش ترین و بی احساس ترین صحنه های جنسی در سینما است.

به عنوان کارر ، Miklós B. Székely یکی از چهره های فوق العاده لعاب دارش را ندارد که وقتی به او نگاه می کنی ، بلافاصله احساس می کنی که او آنچه را که جهان ارائه می دهد دیده است و متوجه شده است که مورد پسند او نیست. تجربیات او بر روی پوست او حک شده است ، پاک کردنش غیرممکن است. در همین حال ، به عنوان خواننده ، ولی کرکس از خواننده مشعل فیلم معمولی شما گرانتر و ضعیف تر است. وقتی او آواز می خواند ، عملاً از خستگی مضاعف می شود و سبک های غنایی او به کلمه گفتاری نزدیکتر است. با این حال ، در صحنه های او با کارر ، می توانید درک کنید که چرا او اینقدر تصمیم گرفته است که او را رها نکند. در شهری که به نظر می رسد در آستانه مرگ است ، او حداقل حاوی جرقه ای از زندگی است.

DAMNATION: The Blak and the Beautiful
منبع: Arbelos

فیلمنامه برای لعنت اولین همکاری بین بسیاری از تار و نویسنده لاسلو کرازناهورکای، که رمان آن است ساتانتانگو اساس را برای درامی حماسی شکل داد تار احتمالاً بیشتر شناخته شده است. گفتگوی فلسفی آنها بالاتر از عشق و زندگی و معنایی که اولی می تواند به دومی بدهد ، وقتی احساس می کند چیز دیگری برای ارزش زندگی ندارید ، در تضاد با رفتار غالباً وحشیانه انسان هایی است که در آن صحبت می کنند. در همان زمان ، کشش های طولانی وجود دارد لعنت جایی که به هیچ وجه گفت وگو وجود ندارد ، از جمله صحنه آغازین ، شلیکی که چند دقیقه طول می کشد در حالی که دوربین به آرامی و با ظرافت از مدار بی پایان چرخ دستی های استخراج از طریق پنجره اتاق خواب کارر خارج می شود ، چهره هگارد

حرکت تقریبا هیپنوتیزمی دوربین ، ایستایی را نشان می دهد که اکثر شخصیت های فیلم در آن به دام افتاده اند ، در یک بن بست و روابط بن بست بدون هیچ گونه وسیله ای برای فرار. آنها دقیقاً مثل آن گاریهای معدنی که همیشه در حال حاضر هستند گیر کرده اند ، صدای خنده تقریباً شوم آنها به همان اندازه بخشی از موسیقی متن فیلم است میهالی ویگ موسیقی مینیمالیستی. چنین عکسهای بلند و بی کلام ، ساخته شده در یک سیاه و سفید بکر که در سایه های آن تقریباً براق نقره ای است ، قسمت عمده ای از آن را تشکیل می دهد لعنت، و زیبایی آنها همان چیزی است که به فیلم کمک می کند جذابیت خود را حفظ کند حتی وقتی که خط داستانی بیش از پیش به یک موضوع نزولی تبدیل شود.

لعنت دقیقاً برعکس تقویت روحیه است ، اما وقتی می بینید که دوربین به راحتی در ورقه های باران در خیابان های تقریباً رها شده از شهر سر می خورد یا در فاصله ای بالاتر از یک دایره رقصنده در یک میله که شبیه یک اوروبور است ، معلق می شوید ، سخت است که روحیه خود را بالا ببرید. حتی گلی همیشگی که به نظر می رسد همه شخصیت ها را از نظر جسمی و روحی غوطه ور می کند ، به طرز عجیبی زیبا احساس زیبایی می کند. به زبان ساده ، فیلمبردار گابور مدویگی کار استادانه است و به همان اندازه ای که در فیلم ها دیده می شود ، کاملاً مناسب موضوع است. اگر بازیابی شده را تماشا می کنید لعنت بدون هیچ دلیل دیگری ، بگذارید اینگونه باشد.

نتیجه

اگر به دنبال فرار از ناامیدی هستید ، نه فرار از آن ، لعنت فیلم برای شماست

شما چی فکر میکنید؟ آیا با فیلم های بلا تار آشنا هستید؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

4K Restoration of Damnation اکران در سینماهای مجازی ایالات متحده در تاریخ 30 اکتبر 2020 آغاز می شود. می توانید لیستی از مکان ها را در اینجا پیدا کنید.


لعنت را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ غیر قاتل کارگردانی کرده است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن یا نوشتن درباره فیلم ها ، معمولاً می توان او را در توییتر با وسواس در مورد فوتبال دید.

جشنواره فیلم لندن 2020: دور دیگری

توماس وینتربرگ، یکی از مشهورترین و تحسین شده ترین فیلمسازان دانمارک ، با افتخار در جشنواره فیلم لندن امسال بازگشت. دور دیگربا پشت سر گذاشتن نقدهای شدید و جایگاهی به عنوان بخشی از انتخاب رسمی کن ، بهترین فیلم از LFF امسال را به خانه برد که برای اولین بار توسط مخاطبان به آن رای داده شد. این شاید بگوید که وینتربرگفیلم با بسیاری از مردم روبرو شد.

با او نوشته شده است شکار همکار توبیاس لیندولم، وینتربرگاین فیلم چهار معلم میانسال را دنبال می کند که تصمیم دارند با حفظ یک سطح ثابت الکل در خون ، زندگی کسل کننده خود را زنده کنند. پیش فرض به تنهایی پیش از سقوط اجتناب ناپذیر ، قوس شاید آشنایی را نشان می دهد ، همراه با ظهور سبک قلب قهرمانان ما. وینتربرگفیلم از این نظر شوک یا براندازی نمی کند ، به ترتیب ضربان ها را می زند. با این حال به بالاتر و پایین تر از حد انتظار می رسد ، هم قلب ناراحت کننده ای را ناراحت می کند و هم خشنودی شادی آور است.

یک زندگی معمولی

چهار معلم ما تحت هدایت هستند مادس میکلسن، که احتمالاً اکنون در حال بازی برای مشهورترین بازیگر دانمارکی در تمام دوران است ، در یک عملکرد مغناطیسی به عنوان مارتین ، یک معلم تاریخ قطعاً فاقد اشتیاق است. زندگی مارتین نه یک تصادف اتومبیل بلکه یک ترافیک بسیار کسل کننده است. او به سختی همسرش را می بیند ، دو پسر او بیش از پدرشان به تلفن هایشان علاقه مند هستند و او یک معلم صریحاً وحشتناک است. اگر مارتین هرگز به تاریخ و الهام بخشیدن به ذهن جوان اهمیت می داد ، اکنون همه شواهد آن از بین رفته است.

جشنواره فیلم لندن 2020: دور دیگری
منبع: جشنواره فیلم لندن

او در زندگی کاملاً رضایتبخش خود سه مرد به طور مشابه میانسال به او ملحق می شوند. تامی (توماس بو لارسن) پیتر (،لارس رانته) یک معلم موسیقی خسته است ، و نیکولاج (مگنوس میلانگ) یک معلم روانشناسی بی حوصله است. آنها همه مردان سفیدپوست مستقیمی هستند که دارای مشاغل راحت هستند ، و این امتیاز آنها یک بخش داخلی است وینتربرگکالبد شکافی زندگی آنها. او هم آشفتگی ذهنی زیر سطح را آشکار می کند (بعضی از آنها واقعاً خسته شده اند ، اما بعضی دیگر عمیقا افسرده اند) ، و هم کاوش هایی که سهولت و امتیاز طولانی می تواند داشته باشد.

به نظر می رسد که تأثیر ، فقدان عاشقانه است. ازدواج آنها نه تنها ناکام یا بیات است ، بلکه دیگر نگاه عاشقانه ای به زندگی ندارند. آنها از امکاناتی که جهان ارائه می دهد و یا عاشق شگفتی های آن شگفت زده نمی شوند ، اما نسبتاً از دنیای اطراف خود بی اطلاع هستند. نیکولاج در حالی که از زندگی جوانی می گذرد ، اکنون روزهای خود را صرف تماشای دانش آموزان بسیار سرگرم کننده تر از آنها می کند ، طرحی ارائه می دهد.

برای آشامیدن و یا نه؟

ایده نیکولاژ ، بر اساس ادعای جعلی یک فیلسوف نروژی مبنی بر اینکه همه ما با “کمبود” الکل در جریان خون خود به دنیا آمده ایم ، این است که چهار مرد دائماً کمی به نوشیدن ادامه دهند. به این ترتیب ، آنها برای همیشه احساس می کنند که 1 یا 2 لیوان شراب خورده اند ، اما هرگز آن چیزی نیستند که کسی آنها را مست بنامد. امید این است که الکل باعث شل شدن آنها شود و به آنها در خانه و کلاس کمک کند.

جای تعجب نیست ، اما تا زمانی که این کار نکند ، کار می کند. وینتربرگ در راه صعود با شخصیت های زیادی سرگرم می شود ، و لذت کم نظیری را در صحنه هایی به وجود می آورد که مارتین به طور معجزه آسایی دوباره به یک معلم خوب تبدیل می شود و هم او و هم شاگردانش بار دیگر خوشحال هستند. در اینجا نیز طنز وجود دارد ، با یک رفاقت گرم و خوب بین هر چهار بازیگر.

جشنواره فیلم لندن 2020: دور دیگری
منبع: جشنواره فیلم لندن

با این اوصاف ، ایده مست چهار دوست برای دو ساعت در کنار هم بودن یک شرکت کاملاً سرگرم کننده تر از آن چیزی است که ما در اینجا داریم. همه چیز یک طناب زنگ دار را می پیماید ، و با ظرافت لحظات خنده دار را به یک مجموعه کاملاً مالیخولیایی می بافد. لازم به یادآوری است که قهرمانان ما فقط برای سرگرمی شروع به نوشیدن نمی کنند ، بلکه برای بهبود زندگی خود ، برای تسکین مشکلات خود هستند. اینکه این ضروری است به قلب تاریک فیلم اشاره دارد.

اگر وینتربرگ و لیندولم کار خوبی را با جنبه سرگرم کننده آزمایش نوشیدن انجام دهید ، سپس آنها واقعاً بازی خود را با نقاط ضعف پیش می برند. حتی در صحنه های آرام ، فیلم با بلایای ناگهانی به جلو حرکت می کند. در یک صحنه کاملاً قضاوت شده ، مارتین را می بیند که در حال عبور از محدودیت آزمایش است ، به دور اتاق کارمندان می لنگد و از همکاران خود قبل از برخورد با دیوار به سختی اجتناب می کند. این مانند تماشای تصادف اتومبیل در حرکت آهسته است که مارتین به آرامی اما مطمئناً از کنترل خارج می شود.

آمیزه ای از سرگرمی و درد وینتربرگ شعبده ها کاملاً برای فیلمی در مورد الکل مناسب است ، اما اگر به عنوان کالبد شکافی فرهنگ نوشیدن قضاوت شود ، فیلم کاملاً موفق نیست. به عنوان مثال هیچ تصویری از تصویر نوجوانان ندارد. هیچ بحثی درباره فشار همسالان ، توانایی ظاهراً در برپایی اجتماعات اجتماعی پیرامون الکل ، یا تأثیر الکل بر ذهن و بدن جوان وجود ندارد. همه دانش آموزان اینجا مست ، سرحال و خوشحال هستند. دور دیگر ظاهراً در مورد نوشیدن است ، اما موضوع را با مراقبت یا پیچیدگی زیادی درمان نمی کند.

لطفاً چهار بحران میان زندگی

شاید این فقط به این دلیل است وینتربرگ واقعا مهم نیست فیلم او در واقع به فرهنگ نوشیدن و مسائل اجتماعی پیرامون آن علاقه ندارد. مطمئناً در مورد مزایا و معایب سوزش مداوم بحث شده است دور دیگر در میانسالی ، با از دست دادن و کشف مجدد جوانی ، بیشتر جذب می شود. این قصیده ای است برای نوشیدن نیست بلکه برای پذیرفتن عشق و شادی در زندگی است ، در زمانی که شما وجود آنها را فراموش کرده اید.

این اشتباه نیست که رهبران ما همه معلمانی هستند که دائماً در رابطه با جوانان پرشور اطراف خود قضاوت می شوند. این فیلم با حضور دانش آموزان در یک چالش آشکارا مضحک نوشیدنی آغاز می شود که بسته به حساسیت شما بسیار مفرح یا وحشتناک است و وینتربرگ به سرعت این را با برنامه روزمره معلمان مقایسه می کند. آنها همان چیزی هستند که ممکن است لذت گرایان جوان شوند ، و این بسیار غم انگیز است.

جشنواره فیلم لندن 2020: دور دیگری
منبع: جشنواره فیلم لندن

آنها معلمان بدی هستند زیرا ارتباط خود با دانش آموزان خود را از دست داده اند همانگونه که ارتباط خود را با دوران جوانی خود از دست داده اند. با شروع فیلم آنها نشاط جوان دانش آموزان خود را پرورش نمی دهند ، بلکه از آن کینه دارند. هنگامی که آنها شروع به نوشیدن می کنند ، دوباره با دانش آموزان ارتباط برقرار می کنند و به نوبه خود با جوانانشان ارتباط برقرار می کنند. آنها در حال انجام کاری هستند که نباید دوباره انجام دهند ، و مدتی برای اولین بار سرگرم کننده هستند.

با این حال مطمئناً بیش از کمی اثر دارونما در اینجا وجود دارد. وقتی مردان علاقه مجدد به شغل خود و افراد اطرافشان را پیدا می کنند ، فقط به این دلیل نیست که آنها مست هستند بلکه به این دلیل که آنها معتقدند نسخه های بهتری از خود هستند. آزمایش آنها چیزی را به آنها داد تا دوباره به آن باور کنند ، نوید چیزی جدید و مهیج. این آنها را از خواب غفلت میان سال بیدار کرد و فرصتی را برای دیدن جهان از طریق چشمان تازه ، هر چند تار ، فراهم کرد. مشخص نیست که آیا آنها واقعاً برای این کار نیاز به نوشیدن داشتند.

پس از حرکت در ضربان های احساسی مورد انتظار ادیسه نوشیدن ، دور دیگر سپس دنده دیگری می زند. این واقعاً روی شخصیت های خود سرمایه گذاری می کند و هرچه بیشتر به پیروزی و افسردگی می پردازیم هرچه بیشتر به سمت یک فینال عالی حرکت می کنیم. بعد از بالا رفتن و سقوط اجتناب ناپذیر برنامه آنها ، آنچه در کنار مارتین ، تامی ، نیکولا و پیتر اتفاق می افتد جایی است که فیلم می تواند انتظارات را برانداز کند و درباره شخصیت های آنها چیزهای زیادی به ما می گوید. هر چهار لحظه خود را با یک فیلمنامه کاملا متعادل می گیرند ، اما همینطور است میکلسن و بو لارسن که بیشترین کار را می کنند ، هر دو در عملکردهای فوق العاده متحرک ظاهر می شوند.

تعادل زنگ که وینتربرگ اعتصابات در کل فیلم به یک کلیت عمیقاً راضی کننده تبدیل می شود که با قطعه ای بسته می شود که به قلب فیلم می پیوندد. هوشمندانه ، وینتربرگ مدرسه را در مرکز خود نگه می دارد ، دانش آموزان فارغ التحصیل همانطور که معلمان نگاه می کنند ، مهمانی می گیرند. با این حال مارتین و شرکت اکنون بدانید که آنها چیزی بیش از این نوجوانان بی دغدغه ، لذت طلب دارند. آنها عمر طولانی تر و درد بیشتری را تجربه کرده اند. آنها عاشق زندگی شده اند و دوباره عاشق شده اند. آنها می دانند که چقدر ارزشمند است و از آن نهایت استفاده را می برند.

دور دیگر در قلب خود فیلمی در مورد میانسالی است. بهترین فیلم ها در مورد بحران های میان زندگی چه کمدی و چه تراژیک کدامند؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!


دور دیگری را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

میزگرد فیلم استعلام فیلم Videocast شماره 12: Spooktacular

تیم تحقیق فیلم برای یک میزگرد گاه به گاه دور هم جمع می شوند – این هفته درباره فیلم های رفتن به هالووین صحبت می کنیم. فاجعه شما چیست؟ به ما اجازه بدهید از تفکرات شما در نقطه نظرات آگاه شویم! با مدیریت کریستی استروس. مهمانان: جیک تروپیلا ، بیلی جو جوزی ، استفانی آرچر و کلمنت تایلر اوبروپتا.

برخی از ساعتهای معمول و مورد علاقه شما کدامند؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

کریستی استروز

کریستی استروز

کریستی استروز سردبیر مسئول تحقیق فیلم ، نویسنده ، پادکستر و همه متعصب سینما و تلویزیون است.

تریلر MANK | استعلام فیلم

هالیوود به گذشته خود نگاه می کند مانک، آخرین از مدیر دیوید فینچر.

همشهری کین بود اورسون ولز عزیزم. هیچ کس تردید ندارد که جوانی که کارگردانی ، تهیه کنندگی ، نویسندگی و بازی در فیلمی را که به عنوان بزرگترین فیلم در همه زمان ها شناخته می شود ، شایسته ستایش و تمجید از او است ، اما این اعتبار هم نویسنده است – هم نویسنده – که اغلب نادیده گرفته می شود.

هرمان مانکیویچ برای این فیلم به یاد نمی آید حتی اگر نام او منجر به اعتبار فیلمنامه نویسی شود. معلوم شد که این از همان ابتدا برای بدست آوردن اعتبار برای همه کارهایی که او انجام داده بود یک مبارزه بود که شامل جداسازی در یک مزرعه و مقابله با مشکلات او با مشروبات الکلی و زنان همراه با سر و کار کردن بیشتر فیلمنامه پیچیده بود. مانک اینجاست تا حداقل داستان را بیان کند ، حتی اگر برای بازنویسی تاریخ فیلم خیلی دیر باشد.

تریلر MANK
منبع: نت فلیکس

این یک پیش فرض جذاب است که برای هدایت شدن بیشتر فریبنده است فینچر، که قبلاً تاریخچه خود را برش داده است. او بندرت اشتباه می کند ، و شما می دانید که او پیچیدگی ها و تلاش های ساختن یک فیلم را درک می کند.

و سپس این احتمال وجود دارد گری اولدمن بازی تیتراژ مانکیویچ ، نقشی که باید به بازیگر محبوب مقدار زیادی بخورد تا دندان هایش را فرو کند. همبازی شدن با او است آماندا سیفرید، لیلی کالینز، و چارلز رقص.

این داستانی است که ما از بهترین تجارت در زمینه تجارت از طریق Netflix به خانه های ما می شناسیم و نمی دانیم. چه چیز دیگری می خواهی؟

مانک توسط دیوید فینچر و ستاره ها گری اولدمن، آماندا سیفرید، لیلی کالینز، و چارلز رقص. این نمایش در سراسر جهان از Netflix در تاریخ 4 دسامبر سال 2020 با اجرای محدود تئاتر در ماه نوامبر در ایالات متحده پخش می شود.

آیا با این یکی به گذشته باز خواهید گشت؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

امیلی ویلر

امیلی معتاد فیلم ، شیفته تلویزیون و عاشق کتاب است. او در حال حاضر در حال آموزش است تا یک خانم گربه دیوانه شود.