پیشگامان سینما کوئر: سه سنگهای بازیابی شده از کینو لوربر

به مناسبت جشن پراید ، Kino Lorber سه نشانه اولیه سینمای کوئین را برای پخش از طریق ابتکار عمل Kino Marquee منتشر کرده است ، که “سینمای مجازی” را برای تئاترهای مستقل بسته شده موقت ایجاد می کند. از جانب مایکل، یک سکوت در مورد ضربان قلب از فیلمساز اصلی کارل تئودور درایر، به مادچن در یکنواخت، داستان جذابیت یاقوت کبود در یک مدرسه شبانه روزی همه دختران ، به ویکتور و ویکتوریانسخه اصلی کمدی موسیقی متقاطع ، که هر سه فیلم – همه آنها به زبان آلمانی است – مضامین عجیب و غریب را از طریق لنزهای مختلف کاوش می کند. در حالی که بعضی از آنها در مقایسه با دیگران تست زمان ایستاده اند ، هر سه ارزش دیدن نمونه هایی از چگونگی سینمای زودرس و جسورانه ، به ویژه دوران آلمان ویمار را دارند.

مایکل (1924)

در حالی که کارل تئودور درایر معروف ترین از سه فیلمساز است که کارشان در اینجا برجسته شده است ، مایکل احساس قدمت فیلم ها را دارد. این به این معنی نیست که می گویند با زیبایی های بسیار نزدیک که تبدیل به زیبایی ساخته نشده است ، عزیزم امضای کلاس های بعدی مانند Passion Joan of Arc. اما داستان ، یک داستان غم انگیز از پیرمردی که معشوق جوان او را به یک زن همسایه خیانت می کند ، به استوایی متکی است که سینمای مدرن فراتر از آن حرکت کرده است.

پیشگامان سینما کوئر: سه سنگهای بازیابی شده از کینو لوربر
مایکل (1924) – منبع: کینو لوربر

اقتباس از رمانی توسط هرمان بانگ، این فیلم بر روی یک نقاش بزرگ به نام کلود زورت (بنیامین کریستنسنبازیگر دانمارکی و فیلمساز مشهور برای کارگردانی اپوس ساکت جادوگر Häxan) Zoret عاشق یکی از مدل هایش ، مرد جوانی به نام مایکل (والتر Slezak) مدتی است که این دو با هم قاطعانه به عنوان شریک زندگی می کنند ، اما با پیر شدن Zoret ، مایکل بی قرار می شود. وقتی کنته لوسیا زامیکوف (نورا گرگور) به Zoret می آید تا یک پرتره را نقاشی کند ، در پایان با مایکل غافل می شود.

کسری و ورشکسته و مأیوس از پول ، کنتس از مایکل استفاده می کند ، ابتدا از او می خواهد نقاشی را بفروشد که زوروت به او هدیه داده است ، و سپس اسکچ های ساخته شده را هنگام سفر به الجزایر که Zoret یکی از خوشبخت ترین دوران خود را در کنار هم توصیف می کند ، بفروشد. در همین حال ، Zoret نقاشی شاهکار خود را آغاز می کند ، یک پرتره غول پیکر از مردی مضطرب که به تنهایی در یک ساحل دراز کشیده است. اما به محض این که این کار با هوشیاری و تحسین فراوان به مردم ارائه می شود ، سلامت زرت شروع به ناکامی می کند. او همه چیز را بر روی بوم رها کرده است و دیگر دلیلی برای زندگی ندارد.

مایکل یکی از اولین تصاویر اصلی برای مقابله با همجنس گرایی ، گرچه به طور ضمنی ، در سینمای اولیه کویر به عنوان یکی از نشانه های اصلی باقی مانده است. این شهر همچنین به عنوان نمونه اولیه از شایستگی هنری بسیار خوبی برخوردار است عزیزم کار با این حال ، این داستان با کلیشه هایی روبرو است که نشان می دهد این فیلم تقریباً یک قرن پیش فیلمبرداری شده است. جایی که فیلم رونق می گیرد عملکرد خام است کریستینسن ، که پیری زورت مخلوق همدلی بزرگی است. چهره او که تقریباً کاملاً از زوایای تیز تشکیل شده است ، چهره ای است که مخصوصاً – برای سینمای ساکت ساخته شده است عزیزم یو پی اس های نزدیک ، که اضطراب سخت محکم او را برجسته می کند. چه زمانی کریستینسن این فیلم روی پرده نیست ، این فیلم به ناچار از بازیگران حامی ، از جمله ، به ناچار می کشید اسلوزاک در نقش تیتراژ ، نمی تواند کاریزمای او را مطابقت دهد.

Mchendchen در یکنواخت (1931)

اقتباس از یک نمایشنامه توسط کریستا وینسلو و به کارگردانی لئونتین ساگان، Mchendchen در یکنواخت داستان مانوئلا را می گوید (هرتا تیله) ، یک دختر نوجوان که به یک مدرسه شبانه روزی سخت پروس فرستاده شده است. در اینجا ، او عاشق یکی از معلمان خود ، دلسوز Fraulein von Bernburg (دوروته وایک)

Fraulein von Bernburg هدف بسیاری از علاقه های دانش آموزان است ، که با هم آشکارا با هم صحبت می کنند در مورد خرد خود بر روی او. دلایل آن واضح است: او نه تنها جوانترین و جذاب ترین معلمان مدرسه است ، بلکه او نیز بسیار مهربان است و به جای سخت گیری ، با آنها همدردی می کند. او حتی قبل از رفتن به رختخواب ، هریک از دختران خوابگاه خود را روی پیشانی می بوسید. همه دختران مشتاقانه به زانو در می آیند و مطیعانه منتظر او هستند تا دور این آئین شبانه را بچرخاند.

پیشگامان سینما کوئر: سه سنگهای بازیابی شده از کینو لوربر
Mchendchen in Uniform (1931) – منبع: کینو کامیون

هنگامی که فرلین فون برنبورگ در اولین شب در مدرسه به مانوئلا رسید ، شب بوسیدن بوسه با دیگران متفاوت است. او مانوئلا را می بوسد ، که صورتش از اشک ریخته شده است که توسط خانواده اش در این مدرسه رها شده ، بر روی لب. وقتی Fraulein von Bernburg متوجه شد که لباس زیر مانوئلا پیر و پاره شده است ، یکی از وسایل کوچک پوشاک خود را به او می دهد که در عوض آن را بپوشد. بعداً ، فرلین فون برنبورگ می آموزد که مانوئلا بالاتر از هر کلاس است به جز او. عصبانیت مانوئلا با Fraulein von Bernburg آنقدر غیرقابل تحمل است که باعث می شود او هر سطری از ادبیات را که برای کلاس معلم محبوبش به خاطر می آورد فراموش کند.

در ابتدا ، محبت فریکین فون برنبورگ به Manuela احساس دلسردی می شود ، اما با پیشرفت فیلم ، شخص احساس عمیق تری در احساسات او نسبت به دختر زیبای جدید مدرسه پیدا می کند ، که مدیر مسئول یادداشت هایش را برای سنش بالغ می کند. در واقع ، هنگامی که مانوئلا به عنوان نقش برجسته ای در شیلر عملکردی پر جنب و جوش می دهد دون کارلوس به مناسبت روز تولد سرپرست ، فرلین فون برنبورگ در ردیف مقدم قرار دارد ، با استقبال مثبت. افسوس ، اینجاست که اوضاع برای مانوئلا بدتر می شود.

مانوئلا پس از نوشیدن زیاد مشروبات الکلی به عنوان بخشی از جشن های تولد ، با صدای بلند اعتراف کرد که احساسات عاشقانه خود را برای Fraulein von Bernburg به همنوعانش نشان می دهد و در مورد خرده حیوانات اهلی که به او داده شده ، لاف می زند ، و ادعا می کند که این به عنوان مدرکی مبنی بر بازگشت Fraulein von Bernburg عاطفه های خود است. وقتی سرپرست تمام می شود ، جهنمی برای پرداخت وجود دارد. اما دانش آموزان ، که مدت طولانی است در معرض رفتار ظالمانه رئیس جمهوری هستند ، از مجازات سنگینی که به مانوئلا داده شده است استفاده می کنند – او در بند بیمارستان است و در زندان انزوا می شود و تهدید به اخراج می شود – بهانه ای برای یک قیام.

Mchendchen در یکنواخت فیلمی خارق العاده است ، از بازیگران زن کامل گرفته تا نمایش عشق عشق به لزبین تا لباس جسورانه که به سبک آموزش دقیق پروس می دهد. تمرکز فیلم بر صادق بودن در برابر خود و زنده نگه داشتن امید در مقابل ظلم و ستم تمامیت خواهانه ، تفسیری هوشمندانه در مورد ظهور حزب نازی ها در آلمان در آن زمان ارائه می دهد.

مقدار زیادی از قدرت Mchendchen در یکنواخت در تصور بی موقع دختران مدرسه است که غیرقابل انکار دختران نوجوان هستند از عکس های افراد مشهور که آنها را داخل قفسه های خود می کوبند تا تلاش های بی پروا آنها را برای سرقت نامه های انتقادی از مدرسه به خانواده هایشان بچسبانند. رئیس در بین این دختران است هرتا تیله، که عملکرد حساس آن به عنوان مانوئلا قلب و روح است Mchendchen در یکنواخت. در حالی که وی در زمان فیلمبرداری 23 ساله بود ، چشمان پهن و صورتش حاکی از یک معصومیت دخترانه است. یک زیبایی قانع کننده و کاریزماتیک ، خیال راحت است که فرلین فون برنبورگ برای او و همکلاسی هایش که در اطرافش بودند ، در حال سقوط است.

در طول فیلم ، مانوئلا و همکلاسی هایش حس شادی دخترانه را حفظ می کنند که رگه ای درخشان از کمدی در سنین بالا به آن اضافه می کند Mchendchen در یکنواخت در عین حال با تأکید بر وحشت هایی که این زنان جوان روشن از طریق سرپرست بیرحمانه خود تحمل می کنند ، که با این زنان جوان جادوگری بیشتر شبیه به محکومین است تا از دانش آموزان مدرسه. توانایی آنها برای شوخی و تشویش و سرانجام شورش در مقابل آنچه که فاشیسم به همراه دارد باعث می شود شما بخواهید از پا بایستید و تشویق کنید ، یادآوری هیجان انگیز این است که دختران نوجوان از چیزهای قوی تری ساخته شده اند تا آنجا که بسیاری تصور می کنند.

ویکتور و ویکتوریا (1933)

تولید شده در انتهای دم دوران ویمار ، به بهانه تصرف نازی ها آلمان ، ویکتور و ویکتوریا یک کمدی موسیقی درباره shenanigans است که وقتی یک زن تصمیم می گیرد به عنوان مردی که به عنوان یک زن در حال نقاب زدن است ، نقاب شود. (بله ، شما آن را صحیح خوانده اید.) و این در حالی است که این نسخه اول داستان در هیچ جایی نزدیک نیست و به عنوان 1982 شناخته شده است بلیک ادواردز بازسازی ستارگان جولی اندروزبا این حال ، این یک دلهره آور لذت بخش است – و خوش بینانه ترین فیلم از سه فیلم اولیه کوئری که توسط کینو مارکی ارائه شده است.

پیشگامان سینما کوئر: سه سنگهای بازیابی شده از کینو لوربر
ویکتور و ویکتوریا (1933) – منبع: کینو لوربر

سوزان (لذت بخش تغییر نام مولر) در تلاش است تا به عنوان خواننده سالن موسیقی کار پیدا کند. پس از یک جلسه استراحت ناکام دیگر ، او وارد ویکتور همل می شود (هرمان تیمگ) ، بازیگر صحنه ای که از صحنه خارج است و اکنون به عنوان یک شخصیت زن معروف به آقای ویکتوریا زندگی می کند. وقتی این دو نفر از بدبختی مشترک خود پیوند می خورند ، ویکتور سوزان را متقاعد می کند که یک شب در حالی که صدایش بهبود می یابد ، وارد کفش آقای ویکتوریا شود. سوزان به طور طبیعی به عنوان یک زن بسیار قانع کننده است ، به این معنی که وقتی در پایان نمایش خود را به عنوان “مرد” نشان می دهد ، مخاطبان وحشی می شوند.

همچنین ببینید

JE T'AIME MOI NON PLUS: یک سرگ گاینسبورگ عاشق جنس ، عشق و جین بیرکین

به زودی ، سوزان یک نماینده را تأمین کرده و به یک ستاره درخشان از مرحله اروپا تبدیل شده است – به عنوان آقای ویکتوریا. این بدان معنی است که در زندگی خصوصی او ، او باید همچنان به عنوان یک مرد ، نقاب های موی پشت و کتف های ورزشی را ادامه بدهد ، زیرا او به سختی با یک لیوان ویسکی می ایستد ، در حالی که زنان بعد از هر نمایش از او طعمه می زنند. با این حال ، وقتی او با مردی ملاقات می کند ، رابرت (آنتون والبروک) ، با او كه عاشقش می شود ، سوزان شروع به تعجب می كند كه شهرت و ثروت ارزش آن را دارد اگر او نتواند با كسی باشد كه واقعاً می خواهد. با این وجود ویکتور علاقه ای به سوزان ندارد که از کلاهبرداری که برای هر دو پول زیادی کسب کرده ، دست بکشد.

نوشته و کارگردانی شده است راینهولد شنزل، که یک نسخه فرانسوی از فیلم را نیز شلیک کرد ، ویکتور و ویکتورتمرکز بر روی حجابهای کمدی است که به طور طبیعی با سوسن بین دو هویت او پاره می شوند و در نتیجه فقط با ایده های عاشقانه های همجنسگرا معاشرت می کنند. شیمی واقعی در اینجا بین هیچ یک از جفت های مختلف عاشقانه نیست ، بلکه بین آن است مولر و تيميگ به عنوان دو دوست غیرممکن که می توانند شخصیتی را خلق کنند که ثروتمند شود. همانطور که سوزان و ویکتور ، این دو تا از یکدیگر بازی می کنند تا اثر خنده دار داشته باشند. مولربه طور خاص ، شگفت انگیز است ، که دارای صفحه نمایش طبیعی و فریبنده ای است که به دنبال افسانه در یک کتانی است که رقبای آن است مارلن دیتریش. مولر غم انگیز تنها چهار سال بعد در سن 31 سالگی درگذشت. به عنوان محور حرفه ای بسیار کوتاه او ، ویکتور و ویکتوریا فقط برای او یک امر ضروری است

نتیجه

یافتم Mchendchen در یکنواخت به عنوان قانع کننده ترین از این سه فیلم ، و ویکتور و ویکتوریا سرگرم کننده ترین اما هرچه سلیقه شما در سینما گرایش پیدا کند ، لازم است چیزی باشد که دوست دارید در مورد این مجموعه فیلم های پیشگام باشد.

شما چی فکر میکنید؟ کدام یک از این فیلم ها برای شما جذاب ترین به نظر می رسد؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

مایکل ، Mchendchen در یکنواخت ، و ویکتور و ویکتوریا از 12 ژوئن 2020 همه برای پخش از طریق Kino Marquee در دسترس هستند.

https://www.youtube.com/watch؟v=uPC7OBgY09Y

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، پیوستن به انجمن ما در Discord و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آخرین خنده: به سینما ویمار خوش آمدید

اگر شما نیز مانند بسیاری از ما در سراسر جهان ، هفته هاست که به دلیل بیماری کرونور ویروس در خانه خود گیر کرده اید ، احتمالاً از دست ندهید که می توانید به سینماها بروید ، در تاریکی محاصره شده توسط همنشینان خود بنشینید. دوستداران سینما در انتظار کشف یک داستان جدید در صفحه بزرگ هستند. خوشبختانه خدمات استریم دنیا از ما عقب مانده است. از کانال Criterion گرفته تا نتفلیکس ، Sundance Now to Shudder ، تماشای انواع مختلفی از فیلم ها از آسایش خانه شما بسیار آسان است و از طریق دیوانگی دنیای کنونی ما با قدرت سینما می توانید فرار کنید.

یکی از این سرویس های پخش جریان ، موبی ، با نمایش انتخابی فیلم ها از یکی از دوره های مورد علاقه من در تاریخ سینما ، ماه مه را آغاز می کند: ویمار آلمان. مدت زمانی کوتاه بین پایان جنگ جهانی اول و به قدرت رسیدن نازی ها یکی از خروجی های هنری عالی در آلمان در میان رسانه های مختلف بود و هیچ چیزی بیشتر از هنر نسبتاً جدید تصاویر متحرک نبود. بسیاری با کلاسیک اکسپرسیونیست آلمانی که از این دوره به وجود می آیند ، مانند F.W. Murnau است نوسفراتو و رابرت وین کابینه دکتر کالیگاری، اما مجموعه کمی از فیلم های موبی نشان می دهد که در فیلم هایی که از جمهوری ویمار بیرون می آیند ، تنوع بسیار بیشتری نسبت به کلاس متوسط ​​تحصیلات شما در سینما وجود دارد که شما را به این باور برساند.

به جای اینکه فیلم ها را یکباره پخش کنیم ، موبی مجموعه ویمار آلمان را به آرامی در طول ماه می منتشر می کند. اولین فیلمی که در دسترس قرار گرفت فیلم دیگری است F.W. Murnau کلاسیک ، این بار یکی از رئالیسم قابل توجه و طبقه کارگر با بازی یکی از بزرگترین بازیگران دوره است. اگر تازه کار باشید و یک راه عالی برای جذب مجدد خود با کار یکی از بزرگترین کارگردانان همه زمانه اگر از طرفداران سینمای خاموش باشید ، هم راه ایده آل و هم ایده آل است.

هتل بزرگ

در سال 1924 منتشر شد آخرین خنده (نسخه آلمانی عنوان ، دره لزته مان، در واقع به آخرین مرد ترجمه می شود) داستان یک هتل پیر سالخورده است که توسط آن بازی می شود امیل جانینگز. دروازه بان در کار خود افتخار می کند. او از یک محله فقیر می آید ، اما هر روز که لباس هتل خود را خنثی می کند و به محل کار می رود ، خود را پیدا می کند که بتواند منشاء طبقه پایین خود را به عنوان سرگرمی با مشتری های طبقه بالا هتل پشت سر بگذارد. با این حال ، خوشبختی او در یک لحظه پاک می شود که هتل او را به نقش مهمان دستشویی می اندازد. مدیریت نگران است که افزایش سن و ضعف وی اگر او اولین کاری باشد که میهمانان هنگام ورود می بینند ، تصویری بد از هتل ایجاد کند.

نیازی به گفتن نیست که قاتل دل شکسته و خجالت زده است. وی که مایل نیست کسی را در همسایگی خود از شرم خود بداند ، لباس خود را دزدیده و همچنان به پوشیدن آن ادامه می دهد ، از جمله در جشن عروسی خواهرزاده اش. قبل از اینکه هر روز به هتل بیاید ، لباس را به عنوان چمدان در ایستگاه قطار ذخیره می کند و دوباره آن را انتخاب می کند تا قبل از رفتن به خانه در عصر ، دوباره آن را تغییر دهد. هنوز هم ، این نقاب نقاشی فقط می تواند تا این مدت دوام داشته باشد ، و وقتی حقیقت بیرون می آید ، دروازه بان خود را به عنوان خنده های محله می بیند. تنها کسی که از او ترحم می کند نگهبان مهربانی هتل است. در یک سکانس بخصوص آسیب زا ، چهره های خنده همسایگان – که در زشتی از تمسخرهایشان پیچیده شده بودند تا اینکه تقریباً هیولا باشند – گردباد دور دست می چرخند ، کابوسی کلاله ای که از آن نمی تواند فرار کند. با تشکر از Murnau خلاقیت ، این سکانس بصری درباره ظلم هایی که doorman در معرض آن قرار دارد بیشتر به ما می گوید بیش از هر مقدار سوء استفاده کلامی می تواند.

آخرین خنده: به سینما ویمار خوش آمدید
منبع: UFA

کسی انتظار قهرمانی ما را دارد اما در اینجا ، در عمل نهایی فیلم ، این است آخرین خنده چرخش ناگهانی به دست می آورد ، و پایان خوشحال کننده ای را که خود فیلم از آن یاد می کند ، فراهم می کند “کاملاً غیرممکن است”. با این وجود اعتراف می کند که در اکثر موارد ، افرادی مانند doorman با اهداف غم انگیز روبرو می شوند ، آخرین خنده به ما یادآوری می کند که چگونه جامعه بی رحمانه می تواند برای کسانی که بیشتر از همه به کمک ما نیاز دارند – سالمندان ، افراد ناتوان ، فقیر. با پایان یافتن فیلم ، ما با لبخند کنار می مانیم ، اما این از عطر و طعم ماندگار از خربزه در دهان ما خلاص نمی شود.

تصاویر متحرک

اگر تازه به تماشای فیلمهای خاموش علاقه دارید ، عدم وجود intertitles در آخرین خنده – تعداد بسیار زیادی وجود دارد ، برای تنظیم epilogue فیلم – ممکن است نگران کننده باشد. با این وجود ، تصور کردن یک فیلمساز مناسب تر سخت است که بتواند شما را در سفر به این دوره از تاریخ سینمایی هدایت کند تا F.W. Murnau. یک قصه گو و استاد جادوگر فنی زمانه که از نور ، سایه و حرکت دوربین استفاده می کرد به گونه ای که معدودی از همسالانش می توانستند رقیب شوند ، مورنو نیازی به کلمات برای پر کردن شکاف ها ندارید آخرین خنده، زیرا هیچ چیز وجود ندارد داستان فیلم واضح تر و آسان تر از دنبال کردن فیلم هایی است که به روایت و گفت و گو وسیع تکیه می کنند تا آنچه را که این فیلمسازان خود را قادر به انجام تنها با تصاویر صرفا نمی دانند ، تکیه کنند.

بخش بزرگی از آخرین خنده موفقیت در این رابطه به دلیل عملکرد است امیل جانینگ ، یکی از درخشان ترین بازیگران جمهوری ویمار. سه تا Jannings ‘ بیشتر نقشهای نمادین – پیرمردها در آخرین خندهژنرال روسی که به دنبال شروع جدیدی در سینما است ژوزف فون استرنبرگ آخرین فرمان (1928) ، و استاد بی بدبختی که می افتد مارلن دیتریش که در فون استرنبرگ فرشته آبی (1930) – همه تغییرات در موضوعی است که در آلمان پس از جنگ عمیقاً با بسیاری از افراد طنین انداز شد ، این آقا بزرگتر که خود را تحت الشعاع و تحقیر جامعه مدرن می بیند. با این حال ، شباهت های اساسی که در میان این شخصیت ها وجود دارد نباید مورد استفاده قرار گیرد تا به طرز ماهرانه ای تخفیف یابد جانیینگ آنها را بازی کرد.

آخرین خنده: به سینما ویمار خوش آمدید
منبع: UFA

این جانیینگ تنها 40 سال داشت که نقش سالمند پیر را در آن بازی کرد آخرین خنده فقط برجسته می کند که چقدر او در تغییر جسم خود متناسب با هر شخصیت بود. بله ، او تقریباً کارتونی از موهای سفید صورت را ورزش می کند تا به او کمک کند خیلی پیرتر از خودش ظاهر شود ، اما جانیینگ برای متقاعد کردن ما از افزایش سن شخصیت ، نیازی به پنهان کردن عناصر لباس نیست. حرکت چشمان و بدن او در مورد او بسیار بیشتر از ریش می گوید.

ظهور و سقوط امیل جانینگز

این تکامل – یا دقیق تر ، انحراف – است Jannings ‘ شخصیتی که داستان داستان را هدایت می کند آخرین خنده. وقتی فیلم شروع می شود ، او مایه افتخار محله طبقه کارگرش است (یا لااقل فکر می کند که اوست) ، قدم زدن با سرش بلند و با افتخار سلام و احترام به همسایگانش هر روز صبح هنگام عزیمت به محل کار و هر شب عصر هنگام بازگشت. خانه نماد غرور او یکنواختی عجیب و غریب است که او در نقش خود به عنوان doorman می پوشد ، از دکمه های براق و روبشی کت تا زاویه شرارت کلاه او.

جانیینگ مرد بزرگی بود ، قد بلند و 6 پایی ایستاده و دارای یک بنای سنگین بود ، اما به نظر می رسد در این صحنه های اولیه به لطف زوایای کم قهرمانانه ای که دوربین از او می بیند ، حتی از زندگی بزرگتر است. هنگامی که او عزل شد ، و آن علامت وضعیت ، لباس او را از او سلب کرد ، جانیینگ به نظر می رسد در حال کوچک شدن است ، شرم او باعث می شود تمام بدن وی در تلاش برای پنهان کردن آنچه از اطرافیان اتفاق افتاده است پیچیده شود. بله ، دوربین به ایجاد این اثر کمک می کند ، اما بدون آن Jannings ‘ عملکرد دلچسب ، آیا ما به همان اندازه از شخصیت احساس همدلی خواهیم کرد؟

آخرین خنده: به سینما ویمار خوش آمدید
منبع: UFA

موفقیت کارشان در آخرین خنده هر دو را بدست آورد جانیینگ و مورنو این شانس را دارد که شانس خود را در هالیوود امتحان کنید. جانیینگ در ادامه برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد ، به دلیل درخشش در هر دو آخرین فرمان همچنین راه همه گوشت (فیلمی که متاسفانه گم شده است). با این حال ، هنگامی که فیلم های خاموش شروع به راه برای گفتگوها کردند ، Jannings ‘ لهجه ضخیم آلمانی توانایی او برای ادامه کار در هالیوود را آزار می دهد و به همین دلیل او به آلمان بازگشت. یکی تصور می کند که این یک دلیل اصلی است که چرا جانیینگ تصمیم به ماندن در آلمان گرفت و حتی پس از به قدرت رسیدن نازی ها ، و تا پایان جنگ به ساخت بازیگری در فیلم های تبلیغاتی نازی ادامه داد. تصمیم وی برای ماندن در آلمان و همکاری با نازی ها ، بر خلاف معاصران ضد فاشیستی مانند او مارلن دیتریش و کنراد ویدت، اطمینان حاصل کرد که وقتی جنگ با پیروزی متفقین به پایان رسید ، دیگر هرگز کار نخواهد کرد. او در سال 1950 در ننگ و درگذشت ، پایان ناموزونی برای یکی از با استعدادترین هنرمندان جمهوری ویمار.

همچنین ببینید

این شهر را اجرا کنید: نمی دانید چه مسیری را می خواهد اجرا کند

نتیجه

از جانب Murnau داستان سرایی بصری به Jannings ‘ عملکرد فوق العاده ، آخرین خنده این فیلم ایده آل برای شروع سفر به دنیای سینمای ویمار است.

شما چی فکر میکنید؟ فیلم مورد علاقه شما از جمهوری ویمار چیست؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

The Last Laugh در حال حاضر برای پخش در موبیس موجود است.

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!