پیشگامان سینما کوئر: سه سنگهای بازیابی شده از کینو لوربر

به مناسبت جشن پراید ، Kino Lorber سه نشانه اولیه سینمای کوئین را برای پخش از طریق ابتکار عمل Kino Marquee منتشر کرده است ، که “سینمای مجازی” را برای تئاترهای مستقل بسته شده موقت ایجاد می کند. از جانب مایکل، یک سکوت در مورد ضربان قلب از فیلمساز اصلی کارل تئودور درایر، به مادچن در یکنواخت، داستان جذابیت یاقوت کبود در یک مدرسه شبانه روزی همه دختران ، به ویکتور و ویکتوریانسخه اصلی کمدی موسیقی متقاطع ، که هر سه فیلم – همه آنها به زبان آلمانی است – مضامین عجیب و غریب را از طریق لنزهای مختلف کاوش می کند. در حالی که بعضی از آنها در مقایسه با دیگران تست زمان ایستاده اند ، هر سه ارزش دیدن نمونه هایی از چگونگی سینمای زودرس و جسورانه ، به ویژه دوران آلمان ویمار را دارند.

مایکل (1924)

در حالی که کارل تئودور درایر معروف ترین از سه فیلمساز است که کارشان در اینجا برجسته شده است ، مایکل احساس قدمت فیلم ها را دارد. این به این معنی نیست که می گویند با زیبایی های بسیار نزدیک که تبدیل به زیبایی ساخته نشده است ، عزیزم امضای کلاس های بعدی مانند Passion Joan of Arc. اما داستان ، یک داستان غم انگیز از پیرمردی که معشوق جوان او را به یک زن همسایه خیانت می کند ، به استوایی متکی است که سینمای مدرن فراتر از آن حرکت کرده است.

پیشگامان سینما کوئر: سه سنگهای بازیابی شده از کینو لوربر
مایکل (1924) – منبع: کینو لوربر

اقتباس از رمانی توسط هرمان بانگ، این فیلم بر روی یک نقاش بزرگ به نام کلود زورت (بنیامین کریستنسنبازیگر دانمارکی و فیلمساز مشهور برای کارگردانی اپوس ساکت جادوگر Häxan) Zoret عاشق یکی از مدل هایش ، مرد جوانی به نام مایکل (والتر Slezak) مدتی است که این دو با هم قاطعانه به عنوان شریک زندگی می کنند ، اما با پیر شدن Zoret ، مایکل بی قرار می شود. وقتی کنته لوسیا زامیکوف (نورا گرگور) به Zoret می آید تا یک پرتره را نقاشی کند ، در پایان با مایکل غافل می شود.

کسری و ورشکسته و مأیوس از پول ، کنتس از مایکل استفاده می کند ، ابتدا از او می خواهد نقاشی را بفروشد که زوروت به او هدیه داده است ، و سپس اسکچ های ساخته شده را هنگام سفر به الجزایر که Zoret یکی از خوشبخت ترین دوران خود را در کنار هم توصیف می کند ، بفروشد. در همین حال ، Zoret نقاشی شاهکار خود را آغاز می کند ، یک پرتره غول پیکر از مردی مضطرب که به تنهایی در یک ساحل دراز کشیده است. اما به محض این که این کار با هوشیاری و تحسین فراوان به مردم ارائه می شود ، سلامت زرت شروع به ناکامی می کند. او همه چیز را بر روی بوم رها کرده است و دیگر دلیلی برای زندگی ندارد.

مایکل یکی از اولین تصاویر اصلی برای مقابله با همجنس گرایی ، گرچه به طور ضمنی ، در سینمای اولیه کویر به عنوان یکی از نشانه های اصلی باقی مانده است. این شهر همچنین به عنوان نمونه اولیه از شایستگی هنری بسیار خوبی برخوردار است عزیزم کار با این حال ، این داستان با کلیشه هایی روبرو است که نشان می دهد این فیلم تقریباً یک قرن پیش فیلمبرداری شده است. جایی که فیلم رونق می گیرد عملکرد خام است کریستینسن ، که پیری زورت مخلوق همدلی بزرگی است. چهره او که تقریباً کاملاً از زوایای تیز تشکیل شده است ، چهره ای است که مخصوصاً – برای سینمای ساکت ساخته شده است عزیزم یو پی اس های نزدیک ، که اضطراب سخت محکم او را برجسته می کند. چه زمانی کریستینسن این فیلم روی پرده نیست ، این فیلم به ناچار از بازیگران حامی ، از جمله ، به ناچار می کشید اسلوزاک در نقش تیتراژ ، نمی تواند کاریزمای او را مطابقت دهد.

Mchendchen در یکنواخت (1931)

اقتباس از یک نمایشنامه توسط کریستا وینسلو و به کارگردانی لئونتین ساگان، Mchendchen در یکنواخت داستان مانوئلا را می گوید (هرتا تیله) ، یک دختر نوجوان که به یک مدرسه شبانه روزی سخت پروس فرستاده شده است. در اینجا ، او عاشق یکی از معلمان خود ، دلسوز Fraulein von Bernburg (دوروته وایک)

Fraulein von Bernburg هدف بسیاری از علاقه های دانش آموزان است ، که با هم آشکارا با هم صحبت می کنند در مورد خرد خود بر روی او. دلایل آن واضح است: او نه تنها جوانترین و جذاب ترین معلمان مدرسه است ، بلکه او نیز بسیار مهربان است و به جای سخت گیری ، با آنها همدردی می کند. او حتی قبل از رفتن به رختخواب ، هریک از دختران خوابگاه خود را روی پیشانی می بوسید. همه دختران مشتاقانه به زانو در می آیند و مطیعانه منتظر او هستند تا دور این آئین شبانه را بچرخاند.

پیشگامان سینما کوئر: سه سنگهای بازیابی شده از کینو لوربر
Mchendchen in Uniform (1931) – منبع: کینو کامیون

هنگامی که فرلین فون برنبورگ در اولین شب در مدرسه به مانوئلا رسید ، شب بوسیدن بوسه با دیگران متفاوت است. او مانوئلا را می بوسد ، که صورتش از اشک ریخته شده است که توسط خانواده اش در این مدرسه رها شده ، بر روی لب. وقتی Fraulein von Bernburg متوجه شد که لباس زیر مانوئلا پیر و پاره شده است ، یکی از وسایل کوچک پوشاک خود را به او می دهد که در عوض آن را بپوشد. بعداً ، فرلین فون برنبورگ می آموزد که مانوئلا بالاتر از هر کلاس است به جز او. عصبانیت مانوئلا با Fraulein von Bernburg آنقدر غیرقابل تحمل است که باعث می شود او هر سطری از ادبیات را که برای کلاس معلم محبوبش به خاطر می آورد فراموش کند.

در ابتدا ، محبت فریکین فون برنبورگ به Manuela احساس دلسردی می شود ، اما با پیشرفت فیلم ، شخص احساس عمیق تری در احساسات او نسبت به دختر زیبای جدید مدرسه پیدا می کند ، که مدیر مسئول یادداشت هایش را برای سنش بالغ می کند. در واقع ، هنگامی که مانوئلا به عنوان نقش برجسته ای در شیلر عملکردی پر جنب و جوش می دهد دون کارلوس به مناسبت روز تولد سرپرست ، فرلین فون برنبورگ در ردیف مقدم قرار دارد ، با استقبال مثبت. افسوس ، اینجاست که اوضاع برای مانوئلا بدتر می شود.

مانوئلا پس از نوشیدن زیاد مشروبات الکلی به عنوان بخشی از جشن های تولد ، با صدای بلند اعتراف کرد که احساسات عاشقانه خود را برای Fraulein von Bernburg به همنوعانش نشان می دهد و در مورد خرده حیوانات اهلی که به او داده شده ، لاف می زند ، و ادعا می کند که این به عنوان مدرکی مبنی بر بازگشت Fraulein von Bernburg عاطفه های خود است. وقتی سرپرست تمام می شود ، جهنمی برای پرداخت وجود دارد. اما دانش آموزان ، که مدت طولانی است در معرض رفتار ظالمانه رئیس جمهوری هستند ، از مجازات سنگینی که به مانوئلا داده شده است استفاده می کنند – او در بند بیمارستان است و در زندان انزوا می شود و تهدید به اخراج می شود – بهانه ای برای یک قیام.

Mchendchen در یکنواخت فیلمی خارق العاده است ، از بازیگران زن کامل گرفته تا نمایش عشق عشق به لزبین تا لباس جسورانه که به سبک آموزش دقیق پروس می دهد. تمرکز فیلم بر صادق بودن در برابر خود و زنده نگه داشتن امید در مقابل ظلم و ستم تمامیت خواهانه ، تفسیری هوشمندانه در مورد ظهور حزب نازی ها در آلمان در آن زمان ارائه می دهد.

مقدار زیادی از قدرت Mchendchen در یکنواخت در تصور بی موقع دختران مدرسه است که غیرقابل انکار دختران نوجوان هستند از عکس های افراد مشهور که آنها را داخل قفسه های خود می کوبند تا تلاش های بی پروا آنها را برای سرقت نامه های انتقادی از مدرسه به خانواده هایشان بچسبانند. رئیس در بین این دختران است هرتا تیله، که عملکرد حساس آن به عنوان مانوئلا قلب و روح است Mchendchen در یکنواخت. در حالی که وی در زمان فیلمبرداری 23 ساله بود ، چشمان پهن و صورتش حاکی از یک معصومیت دخترانه است. یک زیبایی قانع کننده و کاریزماتیک ، خیال راحت است که فرلین فون برنبورگ برای او و همکلاسی هایش که در اطرافش بودند ، در حال سقوط است.

در طول فیلم ، مانوئلا و همکلاسی هایش حس شادی دخترانه را حفظ می کنند که رگه ای درخشان از کمدی در سنین بالا به آن اضافه می کند Mchendchen در یکنواخت در عین حال با تأکید بر وحشت هایی که این زنان جوان روشن از طریق سرپرست بیرحمانه خود تحمل می کنند ، که با این زنان جوان جادوگری بیشتر شبیه به محکومین است تا از دانش آموزان مدرسه. توانایی آنها برای شوخی و تشویش و سرانجام شورش در مقابل آنچه که فاشیسم به همراه دارد باعث می شود شما بخواهید از پا بایستید و تشویق کنید ، یادآوری هیجان انگیز این است که دختران نوجوان از چیزهای قوی تری ساخته شده اند تا آنجا که بسیاری تصور می کنند.

ویکتور و ویکتوریا (1933)

تولید شده در انتهای دم دوران ویمار ، به بهانه تصرف نازی ها آلمان ، ویکتور و ویکتوریا یک کمدی موسیقی درباره shenanigans است که وقتی یک زن تصمیم می گیرد به عنوان مردی که به عنوان یک زن در حال نقاب زدن است ، نقاب شود. (بله ، شما آن را صحیح خوانده اید.) و این در حالی است که این نسخه اول داستان در هیچ جایی نزدیک نیست و به عنوان 1982 شناخته شده است بلیک ادواردز بازسازی ستارگان جولی اندروزبا این حال ، این یک دلهره آور لذت بخش است – و خوش بینانه ترین فیلم از سه فیلم اولیه کوئری که توسط کینو مارکی ارائه شده است.

پیشگامان سینما کوئر: سه سنگهای بازیابی شده از کینو لوربر
ویکتور و ویکتوریا (1933) – منبع: کینو لوربر

سوزان (لذت بخش تغییر نام مولر) در تلاش است تا به عنوان خواننده سالن موسیقی کار پیدا کند. پس از یک جلسه استراحت ناکام دیگر ، او وارد ویکتور همل می شود (هرمان تیمگ) ، بازیگر صحنه ای که از صحنه خارج است و اکنون به عنوان یک شخصیت زن معروف به آقای ویکتوریا زندگی می کند. وقتی این دو نفر از بدبختی مشترک خود پیوند می خورند ، ویکتور سوزان را متقاعد می کند که یک شب در حالی که صدایش بهبود می یابد ، وارد کفش آقای ویکتوریا شود. سوزان به طور طبیعی به عنوان یک زن بسیار قانع کننده است ، به این معنی که وقتی در پایان نمایش خود را به عنوان “مرد” نشان می دهد ، مخاطبان وحشی می شوند.

همچنین ببینید

JE T'AIME MOI NON PLUS: یک سرگ گاینسبورگ عاشق جنس ، عشق و جین بیرکین

به زودی ، سوزان یک نماینده را تأمین کرده و به یک ستاره درخشان از مرحله اروپا تبدیل شده است – به عنوان آقای ویکتوریا. این بدان معنی است که در زندگی خصوصی او ، او باید همچنان به عنوان یک مرد ، نقاب های موی پشت و کتف های ورزشی را ادامه بدهد ، زیرا او به سختی با یک لیوان ویسکی می ایستد ، در حالی که زنان بعد از هر نمایش از او طعمه می زنند. با این حال ، وقتی او با مردی ملاقات می کند ، رابرت (آنتون والبروک) ، با او كه عاشقش می شود ، سوزان شروع به تعجب می كند كه شهرت و ثروت ارزش آن را دارد اگر او نتواند با كسی باشد كه واقعاً می خواهد. با این وجود ویکتور علاقه ای به سوزان ندارد که از کلاهبرداری که برای هر دو پول زیادی کسب کرده ، دست بکشد.

نوشته و کارگردانی شده است راینهولد شنزل، که یک نسخه فرانسوی از فیلم را نیز شلیک کرد ، ویکتور و ویکتورتمرکز بر روی حجابهای کمدی است که به طور طبیعی با سوسن بین دو هویت او پاره می شوند و در نتیجه فقط با ایده های عاشقانه های همجنسگرا معاشرت می کنند. شیمی واقعی در اینجا بین هیچ یک از جفت های مختلف عاشقانه نیست ، بلکه بین آن است مولر و تيميگ به عنوان دو دوست غیرممکن که می توانند شخصیتی را خلق کنند که ثروتمند شود. همانطور که سوزان و ویکتور ، این دو تا از یکدیگر بازی می کنند تا اثر خنده دار داشته باشند. مولربه طور خاص ، شگفت انگیز است ، که دارای صفحه نمایش طبیعی و فریبنده ای است که به دنبال افسانه در یک کتانی است که رقبای آن است مارلن دیتریش. مولر غم انگیز تنها چهار سال بعد در سن 31 سالگی درگذشت. به عنوان محور حرفه ای بسیار کوتاه او ، ویکتور و ویکتوریا فقط برای او یک امر ضروری است

نتیجه

یافتم Mchendchen در یکنواخت به عنوان قانع کننده ترین از این سه فیلم ، و ویکتور و ویکتوریا سرگرم کننده ترین اما هرچه سلیقه شما در سینما گرایش پیدا کند ، لازم است چیزی باشد که دوست دارید در مورد این مجموعه فیلم های پیشگام باشد.

شما چی فکر میکنید؟ کدام یک از این فیلم ها برای شما جذاب ترین به نظر می رسد؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

مایکل ، Mchendchen در یکنواخت ، و ویکتور و ویکتوریا از 12 ژوئن 2020 همه برای پخش از طریق Kino Marquee در دسترس هستند.

https://www.youtube.com/watch؟v=uPC7OBgY09Y

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، پیوستن به انجمن ما در Discord و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ANGEL BLUE در 90 و نماد مارلن دیتریش

شروع دهه های 2020 فرصت ایده آل برای تجدید نظر در سینمای نمادین ویمار آلمان است. این قطعات بین جنگ تمایل داشتند ویرانی و ناامیدی را که دقیقاً زیر سطح یک دنیای جدید شجاع قرار دارد ، تصرف کنند. انحطاط پایان دوره های جنسی قبلی را نشان می داد ، اما با این وجود این آزادی و شهوانی اغلب این احساس را که جهان در اطراف هر یک از مشارکت کنندگان بی خیال در حال خرد شدن است ، تقویت می کند. این جو است که امروز برانگیخته و آشنا است.

صدایی کلیدی در سینمای ویمار

جوزف فون استرنبرگ صداي كليدي در سينماي ويمار بود و شروع كار خود را در بابلزبرگ آغاز كرد و سپس آهنگ هاي كيراوسكورو امضاي خود و جذابيت با شخصيت هاي وسواس را به هاليوود آورد. فیلمی که او و ستاره او را فریب داد مارلن دیتریش به شهرت بین المللی و تسهیل این تغییر فرامنطقه ای تبدیل شد فرشته آبی (1930) ، در حال حاضر در MUBI USA به عنوان بخشی از سریال های Weimar Berlin خود بازی می کند. نود سال پس از نمایش برتر فیلم ، داستان ویرانی یک مدرس مدرسه به دست یک دختر نشان می دهد همانطور کهنه روی کاغذ. گفته می شود ، این بازی در نقش های باستانی شناخته شده در سراسر هنر غربی نقش می کند: تجزیه اخلاق سنتی ، تجاوزات منجر به ویرانی ، و زن افسونگر که به طرز عجیبی بی ادعا برای تخریب و ویرانی او است.

ANGEL BLUE در 90 و نماد مارلن دیتریش
منبع: فیلم Universum A.G ، Paramount Pictures

استرنبرگاین داستان با وجود تمرکز شدید روی شخصی ، طراوت و قدرت خود را حفظ می کند. این فیلم پیرو استاد راث (امیل جنینگزاو به عنوان هدف اصلی تهمت زدن ستاره کاباره لولا لولا به دلیل حواس پرتی دانش آموزانش به “فرشته آبی” ، کاباره محلی می رود. با این حال ، او به زودی زیر طلسم خود قرار می گیرد ، و از حرفه و امنیت خود را رها می کند تا با او ازدواج کند – و سپس متوجه شد که زندگی آنها کاملاً ناسازگار است. از نظر استاد راث ، لولا یک زن مشترک است – و جهان او به سرعت از بین می رود. استرنبرگاما ، بینش یک جامعه آزاد جنسی ، دور از آتش و سنگ فرش است. وی در روزهای پیش از هائس ، می توانست برابری و بی طرفی اخلاقی ، تقریباً بی تحرکی ، این ترتیب غیرمستقیم را کشف کند. به نظر می رسد اضطرابهای منعکس شده در فیلم بیش از داستان به Rath تعلق دارد و Rath برای این تخریب درک شده با زندگی خود می پردازد.

مارلن دیتریش

داستان Rath ممکن است انگیزه چشمگیری را ایجاد کند ، اما لولا جذابیتی را فراهم می کند. دیتریشاولین صفحه نمایش نمی توانست فرجی تر باشد. این ستاره آلمانی هالیوود شهرت بین المللی پیدا کرد فرشته آبی، و لولا لوکس ، بی دردسر و اغوا کننده او با قوانینی که می نویسد زندگی می کند. این امر ناعادلانه به لولا و دیتریشتصویری که می گوید لولا غیراخلاقی است – او به وضوح دارای کد است ، اما به هر اخلاقیاتی که قبلاً نوشته شده است توجه نمی کند.

فکر کردن به یک مجری که کاملاً بیشتر ایده یک آیکون را تجسم کرده ، سخت است. قبل از اینکه یکی از آنها را دیده باشم دیتریشفیلم های من ، تصویر او را در ذهنم سوخته بود: لباس های مناسب و بی نقص ، ابروهای قوس دار و آزادی اندرونی. حتی وقتی بیست ساله بودم که به تنهایی در میان فیلم های برلین قدم می زدم و تازه وارد دنیای سینمای ویمار شدم ، تصویر او فوراً قابل تشخیص بود ، به طرز چشمگیری فردی بود و یک دژوا vu را برانگیخت ، حتی اگر مطمئن بودم این اولین برخورد آگاهانه من با او بود تصویر “یک درخشش مبهم ، a je-ne-got-pas-quoi، چشم چشمان زن زیبایی چشمک می زند ، “لولا لولا می خواند. این بیانیه می تواند به همین راحتی اعمال شود دیتریشکل تاریخ هالیوود همانطور که یک خواننده کاباره تنهاست.

ANGEL BLUE در 90 و نماد مارلن دیتریش
منبع: فیلم Universum A.G ، Paramount Pictures

دیتریش ممکن است یکی از شناخته شده ترین چهره های دوران طلایی هالیوود باشد ، اما او هنوز در افسانه هایی قرار دارد که افسانه او را می افزاید. او آشکارا دوجنسگرا بود و میزبان عاشقان تأیید شده و تأیید نشده ای بود. برای مثال، کنت خشم در شبه خاطره خود ادعا کرد بابل هالیوود که دیتریش و کلودت کلبرت عاشقان بوده اند – براساس آنچه از بازیگران ستاره می دانیم غیرممکن نیست ، اما همچنین کاملاً غیرقابل اثبات است. امور با جیمز استوارت، یول براینر، گری کوپرو مرسدس د آکوستا توسط اسناد تاریخی تثبیت شده تر پشتیبانی می شوند.

هیچ قسمت کوچکی توسط مردان شکل نمی گیرد

مانند بسیاری از خانمهای پیشرو در اوایل هالیوود ، دیتریشتصویر در هیچ قسمت کوچکی از مردان اطراف او شکل نگرفته بود – استرنبرگ مشمول. به دنبال موفقیت فرشته آبی کارگردان ادامه داد که جفت آنها را به هالیوود برد دیتریشمربی شخصی و حرفه ای. او به او دستور داد كه وزن خود را متناسب با قالب آمريكا حفظ كند و يك رابطه كارگردانانه بسيار مهم را حفظ كند كه بسياري از همكاران را ترساند – اما نه دیتریش. نتیجه شش فیلم دیگر بود که میراث هر دو هنرمند را ریشه کن می کردند و راه را برای هموار می کردند دیتریشموفقیت آینده هالیوود. مورخ فیلم جان باکستر به نقل از دستیار تولید جان كاهان همانطور که می گویند که دیتریش “بازیگر درجه دو” با حضور در صحنه غیرقابل توصیف و جذاب ، تا آن زمان بود استرنبرگآموزش.

ANGEL BLUE در 90 و نماد مارلن دیتریش
منبع: فیلم Universum A.G ، Paramount Pictures

با این حال ، این ارزیابی ، با توجه به احساس بی نظیری است کاهان همچنین به یاد آورد استرنبرگاصرار فوری ، قبل از دیتریشاولین دادرسی ، که این می تواند لولا او باشد. دیتریشصدای خودش و جذابیت خاص خود را در نقش ها و فیلم هایی که وی از خود برجای گذاشته است ، نمی توان انکار کرد یا تخفیف داد. هنگام تماشای اجراهای او ، آن چه که حاصل می شود ، آگاهی حاد از لنز دوربین و چشم مخاطب است. در اینجا ، این اطمینان وجود دارد که هیچ کارگردانی نمی تواند جعلی باشد. دیتریش نمی توانست میراث خود را بشناسد ، اما تماشای اجرای او نود سال بعد از این واقعیت این احساس را به وجود می آورد که او فقط برای زمان خودش اجرا نمی کرد.

همچنین ببینید

مصاحبه: تام کالن در مورد چگونگی ساخت درام روابط جدید با دیوار PINK

نتیجه

این اطمینان طبیعی و جذابیت جنسی هرگز آشکارتر از آنچه در “Falling In Love Again” ، آهنگ امضای او که برای اولین بار در آن ظاهر شد مشهود نیست. فرشته آبی. این صحنه با هیچ ترفندهای سینمایی و رقص پیشرفته همراه نیست. بجای، دیتریش روی صندلی سؤال می کند ، یک پا که در نیمه هوا قرار دارد. او گاهی اوقات اندام خود را جابجا می کند اما هیچ وقت صندلی را ترک نمی کند – مخاطب از قبل اسیر شده است و نیازی به انجام کارهای دیگر نیست. او در تکرار فینال جایگاه مشابهی دارد ، این بار صندلی را به صورت مورب به مخاطب می چرخاند و تقریباً مستقیم به دور دوربین نگاه می کند. و برای کسانی که با اشعار انگلیسی او بعداً ضبط کرده اند ، آلمانی اصلی بسیار جالب تر است: “ایچ بن فون کوپف بیس فوس / aus Liebe eingestellt“-” من از بالا به انگشتان پا هستم ، آماده عشق هستم. ” فقط با صدا و چشمانش دیتریش بدن و قلب لول را لخت می کند – و ما ، مانند راث ، زیر طلسم او قرار می گیریم.

فیلم مورد علاقه شما مارلین دیتریش چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

کارمن پدوک

نویسنده فیلم و تلویزیون در Bright Wall / اتاق تاریک ، The Skinny ، صفحه نمایش ملکه ها ، یک اتاق با منظره و FlipScreened منتشر شده است. ماما میا: Here Here We Again یک شاهکار سینمایی است.