JAZZ در یک روز تابستان: یک Paragon شگرف برای فیلم های کنسرت

وقتی بزرگ شدم هیچ درس پیانو و ویلن و هیچ کدام از این جازها وجود ندارد ، اگر این جمله را عفو کنید. و به این ترتیب ، در جوانی که من جزء موسیقی دان نبودم ، همیشه تحت این تصور بودم که جاز کسل کننده است. این سرگرمی شلوغ نبود. به سختی Beatles. این چیزی باطنی بود ، فقط کسانی که می توانستند کلید درک عمیق تر را باز کنند ، در دسترس بود.

اما اگر به من اجازه دهید یک لحظه با قیاس مشارکت کنم ، بخشی از آنچه Beatles را بسیار عالی کرده است این است که چگونه آنها در دسترس همگان بودند در حالی که همزمان پاکت را به صورت صوتی فشار می دهند. حمله انگلیس که آنها در دهه 60 میلادی از آنها سرآمد بودند ، موسیقی ما – صداهای آمریکایی را گرفت – آن را بهتر از حد ممکن دوباره به ما بازگرداند. حداقل ، به نظر می رسید که آنها بیشتر از این قدردانی می کنند. از آنجا که گاهی اوقات درک دقیق موسیقی از آنچه در آن است ، از یک منظر متفاوت – رفتن به جایی دیگر – استفاده می کند.

به عنوان مثال ، در ژاپن که من در مورد تقدیر از موسیقی کارآموزی مختصری انجام دادم ، جاز در آسانسور كنی ج نیست ، بلكه امثال جان كولترن و تایلونیون راهب است. آنها برابر با خدایان موسیقی هستند. پیش از این ، من فقط یک حس مبهم داشتم که آنها چه کسانی بودند ، و من هنوز در حال آموزش در هنر هستم. این بخشی از چیزی است که مانند آن ایجاد می شود جاز در یک روز تابستانی مقدس مقدس فیلم های جاز.

JAZZ در یک روز تابستان: یک Paragon شگرف برای فیلم های کنسرت
منبع: کینو لوربر

یکی از معماران اصلی آن: عکاس مد برت استرن مانند یک بینایی احساس می شود ، ممکن است تصادفی باشد. چگونه می توانست بداند آنچه بر او تنگ شده است؟ چه چیزی مانند یک شکل بصری کاملاً جدید. این یک اتفاق کوچک نیست که ثبت ملی فیلم در سال 1999 فیلم را برای فرزندان حفظ کرد ، در حالی که بخشی از این آخرین بهسازی بود. من متخصص نیستم ، اما در مستند سازی یک روز از زندگی در جشنواره جاز 1958 نیوپورت ، این خیلی خوب ممکن است اولین فیلم کنسرت باشد. و چه منبع فوق العاده ای است.

موسیقی به همان اندازه در مورد محیط زیست است. ریتم های تنبل که به جشنواره می روند ، زندگی در حاشیه آب و تعطیلات در تابستان. تماشای مردم یکی از بزرگترین شادی های آن است. چیز بسیار تازه و زنده ای در مورد دیدن آن در تمام رنگ های مختلف وجود دارد. چهره ها ، خیابان ها ، همه چیز دنیای قدیم را به تصویر می کشد ، اما هنوز هم به نوعی به حال و هوای ما رسیده و احساس relatable می کنیم. خانمها ، سگها و پسرهای سالخورده که در اطراف خود گلف می کنند. سایه های سرد ، سیگار کشیدن ، زنی که نوار بستنی خود را می خورد.

چشم انداز نزدیک و شخصی آن – با دوربین هایی که در قسمت اجاق گاز قرار گرفته است – به ما این امکان را می دهد تا از طریق هر مجموعه انرژی و اشتیاق را به طور کامل درگیر کنیم. استرنبزرگترین جذابیت ، و بنابراین جذابیت اصلی ما در بشریت است و کاملاً با چهره ها درگیر است. آنها اکثریت وقت برنامه (و صفحه) را به خود اختصاص می دهند ، زیرا هنرمندان و مخاطبان به طور یکسان رابطه تماس و پاسخ را تشکیل می دهند ، همانطور که توسط آرام آواکیان.

من به Thelonious Monk اشاره کردم ، و او در مراحل اولیه دادرسی ظاهر می شود ، و پس از آن امثال آنیتا ODay ، دینا واشنگتن ، و جری مالیگان. عصر در حرکت حرکت می کند و بهتر و بهتر می شود.

چاک بری و ساچمو

جشنواره جاز نیوپورت اولین بار برگزار شد ، اما تنها چند سال بعد ، باب دیلن تنها به جشنواره مردمی نیوپورت راه یافت تا هنگام فروش بدنام در بدنام ، از فروش خارج شود. در این فیلم ، چاک بری را در لایحه اولیه دریافت می کنیم. در ابتدا ، این به نظر می رسد که یک گنجاندن گیج کننده است. او یک ستاره راک است!

مطمئناً پاکی جازها او را ندارند. اما آنها این کار را کردند و استقبال فراوان غلتک سنگ seminal n با “شیرین کوچک شانزده” به من وادار شد تا مجادلات دیلان را دوباره تجدید نظر کنم یا حداقل ، آن را کمی صاف کنم. شاید سرسخت ترین هواداران دیلن را روشن کنند ، اما جمعیتی که آن را جذب بری کرده بودند احتمالاً آن را در قلب خود داشتند تا دیلن را نیز ببخشند. حداقل روحیه در اینجا احساس خیرخواهی می کند تا کاملاً این نظریه دیگر را نادیده بگیریم.

البته ، ما همچنین لوئیس آرمسترانگ ، یکی از سرشناس ترین سرگرمی های سیاه نسل خود را دریافت می کنیم. مردم هنوز نام او را می شناسند. اگر به احتیاط بیشتری به شهرت خود احتیاج داشته باشد ، حتمی بودن اجرای او مطمئناً این ترفند را انجام می دهد. او به طرز ناامید کننده ای صمیمی است ، صدای او به عنوان همیشه نمادین ، ​​و هنوز هم می تواند بازی کند.

این نویسنده هانس روکمماکر بود که در مورد آرمسترانگ گفت هنر نیازی به توجیه ندارد اینکه این یک وسوسه برای هنرمندان است این است که از استعداد خود در زیر سطح خود برای کسب درآمد استفاده کنند – محبوب و قابل قبول باشند. از این گذشته ، وسوسه تجارت و پاپ شدن بسیار عالی بود.

JAZZ در یک روز تابستان: یک Paragon شگرف برای فیلم های کنسرت
منبع: Kino Lorber

به عقیده وی ، لوئیس آرمسترانگ طعمه این کار شد. او حتی اگر یک موسیقیدان عالی بود ، زندگی خود را به عنوان یک دلقک با شکوه به پایان رساند. حرف او این نیست که کاملاً به آرمسترانگ بپردازید. او می گوید سرگرم کردن افراد اشتباه نیست و علاوه بر این ، تمام هنر نوعی سرگرمی است.

با این حال ، او کیفیت تولید بعدی آرمسترانگ را مورد بحث قرار می دهد. در همین حال ، Rookmaaker شخصی مانند ژلی رول مورتون را مشاهده می کند ، که از اوایل سال آینده به عنوان یک جاز روبرو شده بود ، متعاقباً به گمنامی فرو رفت ، هرچند که هرگز به خطر نیفتد. دوگانگی به سرعت ایجاد می شود.

من در تئوری موسیقی کاملاً متداول نیستم ، بنابراین نمی توانم کاملاً قضاوت کنم ، اما می دانم که آرمسترانگ برای توده ها قابل دسترسی بود ، و من می بینم که در این امر شایستگی ذاتی وجود دارد. او در دسترس بود و اگر این امر به محبوبیت و موفقیت پایدار او منجر شد ، همینطور باشد.

آرمسترانگ احتمالاً جذابیتهای خود را بسیار جذاب کرد. با این حال ، او را می توان مورد ستایش قرار داد زیرا او حداقل یک قطعه مهم از معادله را درسته ، بدون شک با استعدادهای غیرقابل انکار او افزوده شده است. برای بازگشت به قیاس Beatles (و Rookmaaker) ، مؤلفه دیگر شامل فعال کردن هنری فردی شما است. باید تعادل برقرار شود.

نتیجه گیری: جاز در یک روز تابستانی

تماشای این فیلم – اجازه نشستن و اجازه دادن به آن از بین بردن ما – یک لذت فوق العاده است. ای کاش آنجا بیشتر دوست داشتند زیبایی فیلم در دستیابی موسیقی بیشتر است ، و به عنوان یک کشتی برای قدردانی از قدردانی – قدردانی از فرهنگ غنی خود ما – در حالی که همزمان با چمدانی هایی که با آن روبرو می شویم نیز کار می کند.

یکی از مؤثرترین عناصر فیلم ، همزیستی بصری یا گرده افشانی متقابل موسیقی سیاه و سفید است – گرفتن موسیقی که به طور سنتی از فرهنگ سیاه بیرون آمده است – و میراث آن را غنی تر می کند. این ناقص است ، اما هنوز هم در دوره ای که با گناهان اجتماعی آن روبرو شود ، دلگرم کننده است ، که بیش از 60 سال بعد هنوز هم درگیر هستند.

این همچنین یک تجربه فراگیر جمعی است و ما همه تغییرهای بعدی را از روز به شب احساس می کنیم – از رقص شاد و بی نظیر گرفته تا نوعی درون نگری جدی در پایان عصر. ولی جاز در یک روز تابستانی بنابراین به طور موثری انرژی لحظه را ضبط می کند – به ما جو را حس می کند و به طور مجاور از آن لذت می برد – و چه چیز دیگری ، استقبال آن را بیش از حد نمی کند.

همچنین ببینید

کیت ناش: دختر را کم اهمیت تر کنید: یک هنرمند آینده خود را کنترل می کند

باید بیانیه ای را که قبلاً دادم تجدید نظر کنم. جاز فقط برای تعداد معدودی انتخاب نشده است. اگر این سند نشانه ای باشد ، جاز مانند همه اشکال موسیقی ، وقتی خوب انجام شود ، برای همه افراد است. این چربی و روان است ، و مرزهای ژانر را می شکند و از بین می رود شکار ، اقدامات ذهنی “خوب” و “بد” ، برای تبدیل شدن به چیزی که برای شادی ، شور و اشتیاق و توانایی آن در احساس ما چیزی باشد.

من نه خبره جاز هستم و نه ادعا نمی کنم ، اما لازم نیست چیزی بیش از یک شرکت کننده مایل باشم. اگر جاز در یک روز تابستانی هر کاری انجام می دهد ، توهمات مرا از بین می برد. این اجازه می دهد تا از لحظه لذت ببرم. کافی است. امیدوارم دیگران بتوانند همین لذت را تجربه کنند.

شاید The Beatles ، Chuck Berry ، Bob Dylan، Louis Armstrong و Thelonious Monk بیشتر از آنچه که برای اولین بار با چشم روبرو است مشترک هستند. اشتیاق ، کاریزما و استعدادهای آنها به دست مردم می رسد و لمس می کنند. زیرا هنر چیست ، اما چیزی است که ما را به حرکت در می آورد و به آرزوهای اولیه ما – که در آن مکانهایی که معمولاً از آن محافظت می شود و در آنجا محافظت می شود ، استفاده می شود؟ آهنگ ها همیشه آهنگ نیستند آنها استعاره هایی برای زندگی و تجربه انسانی هستند. آنها برای خود اهمیت می دهند.

بنابراین ، هنگامی که مهالیا جکسون مخاطبان عظیم را با دعای پروردگار فرا می خواند ، این یک سنگ بنای مناسب برای وقایع روز است ، صبح یکشنبه – بخشی از بهشت ​​بر روی زمین ، اگر بخواهید ، یک برج مهم است. آنچه او در آنجا ارائه می دهد ، برای همه افرادی که آماده دریافت آن با شادی هستند ، در دسترس است. چون این چیست جاز در یک روز تابستانی همه چیز در مورد: شادی شخصی است. این یک انفجار خوشحال از جوان سازی است.

چه چیزی یک فیلم کنسرت را به یاد ماندنی می کند؟ آیا خودتان را یک افکار جاز می دانید؟ لطفا در نظرات زیر به ما اطلاع دهید.

جاز در یک روز تابستانی توسط کینو لوربر در 12 آگوست 2020 دوباره منتشر می شود.


جاز را در یک روز تابستان تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مرد با زره های طلایی: قلاده برای رگها

بخشی از دستگاه Frankie Machine (فرانک سیناترا) مسئله این است که توجه به قسمت بلوک او نازک است. عزم و اعتماد به نفس اولیه او – که در اوایل و بخش عمده توسط او پیش بینی شده بود سیناتراعلامت تجاری ، لعاب براق – هیچ فرصتی در برابر فساد پول درآوردن نیست که نام او قبلاً مترادف بود. تنها تا زمانی که او به آستانه مرگ برسد ، می پذیرد که کوهی را که سعی در کوهنوردی دارد ، پذیرفت ، تنها کاری غیرممکن است ، یک گودال در این محله است.

اتو پرمینگرتابو کلاسیک ، مرد با بازوی طلایی، از ناپاکی متولد شد. افسانه آن را دارد Preminger تحت تأثیر ایده سازگاری قرار نگرفت نلسون آلگرناین رمان تا زمانی که کوه کوه فرانکی را دید – نبرد جدی و غلبه بر اعتیاد به مواد مخدر – به عنوان فرصتی دیگر برای جنگ علیه قانون تولید است. نتیجه بسیار مورد اختلاف بود (V.F. پرکینز تولید نامزد اسکار را “فیلم خوب ساخته شده در موضوع ممنوعه” نامید ، بحث برانگیز (بدون پیش نویس PCA به جلو حرکت کرد) و البته داستانی جذاب.

مرد با سلاح طلایی: قلاده برای رگها
منبع: هنرمندان متحد

این جنگ لرزه ای خارج از صفحه هنوز از لبه های حلقه امروز بیرون می زند. در حالی که فیلم تغییرات قابل توجهی ، تقریباً جنایی ایجاد می کند آلگرنپایه و اساس ، برای رسیدن به یک پایان نهایی دلپذیر ، ساده گرا و کم کم تعجب آور ، مرد با بازوی طلایی هنوز سوء مصرف مواد مخدر را به عنوان یک نبرد هشدار دهنده با طوفان نشان می دهد.

راهی نیست

وقتی فرانکی از اتوبوس پیاده می شود ، کیف می کند ، انگار تازه از یک تعطیلات بسیار مورد نیاز برگشته است. در حالی که احساس خوب استراحت صادق است ، طولی نمی کشد که کشف کند که وی واقعاً از حبس زندان به خانه باز می گردد ، در طی آن او “میمون” خود را لگد زد و مسیر جدیدی پیدا کرد: موسیقی (یک ویژگی تقریباً طعنه آمیز داده شده است. سیناتراپیشینه موسیقی و تمایل او برای جدا کردن حرفه های خوانندگی و بازیگری خود با این فیلم).

پزشکان و زندانیانش با تشویق به ادامه طبل خود ، او را “طبیعی” توصیف کرده و یک کیت اساسی را برای بازگشت به خانه خود به ارمغان آورده اند – شور و شوق تازه فرانکی توسط افراد اطرافش فوراً برپا می شود. هنگامی که فروشنده کارت به یکی از صداهای صوتی بیشتر بلوک زاغه (رابرت اشتراوس) ، هر نیروی مخالف ، خواه پلیس ، رئیس پیشین او ، یا فشار دهنده او (شخص حیله گر ، سرد) دارن مک گاوین)، ازدحام. حتی همسر صاحبش ، زوش (الانور پارکر) ، که توسط عدم مسئولیت گذشته فرانکی فلج شده ، هنر او را رد می کند.

مرد با سلاح طلایی: قلاده برای رگها
منبع: هنرمندان متحد

این مارهای تهوع آور ، همراه با خواسته های گمراه کننده بدن او ، ترکیبی کشنده هستند. برای کسانی که تجربه داستان زندانی هروئین را دارند – اکنون تعداد بیشتری از مخاطبان جریان اصلی نسبت به زمان انتشار آن در سال 1955 وجود دارد – می دانند که در پشت سیناترالبخند خوش بینانه یک سیستم فوق العاده ظریف است ، شکلی که شکوفاً شکسته و شکوفا است. Premingerعرصه گره خورده محکم – پشتیبان گیر احتمالی RKO با بخش عمده ای از قطعه قطعه شده در خیابان اصلی خود – این تعادل را با ظرافت های یک شیر شیر حلقه می کند. الزام آور جهانی او به هیچ وجه اعلام جنگ نیست (آلگرن ظاهراً با نگرش نخبگان کارگردان از لحظه ملاقات خاموش شده است) زیرا این یک دستکاری مؤثر از فضا است.

پیدا کردن سوزن در Haystack

نیازی به گفتن نیست ، در این محیط ، چشم انداز فرانکی به سرعت ترش می شود. قادر به پیشی گرفتن از تماس های مزاحم بدن او ، تردیدها و مقاومت اولیه وی با خشونت چشم پوشی می شود و به زودی ، او بهتر از قبل از ترک او نیست. تنها دو زندگی نادیده گرفته شده از این پیشرفت – معشوقه سابقش مولی (کیم نواک) و همکار hustler compadre Sparrow (آرنولد استانگ) – داستان او به همان اندازه برای زاغه ها همگون است که برای مواد مخدر است.

که می شود گفت، مرد با بازوی طلایی بسیار یک قطعه کاراکتر است بستگی به تقصیر نسبت به مردم دارد آلگرن رمان – که در آن شهر فعال تر ، اگر نقش استعاری داشته باشد – اجراهای اینجا از همه چیز مهم تر است. در حالی که نواک و مک گاوین اصالت را به دو انتهای مبارزات فرانکی بیاورید ، پارکرخواسته ها و فریب های بدون توقف ، فراتر از آزاردهنده هستند ، و خفهسکوی خردمندانه بسیار کمتری نسبت به سایر بازیکنان اصلی توسعه یافته است.

سیناترابا این حال ، به زیبایی در این نقش محو می شود ، که دومین نامزدی اسکار برای او به دست آورد و نکته ای دیگر بر سر رهبر رقیب رقیب مارلون براندو. جایی که والتر نیومن و لوئیس ملتزراسکریپت در توضیحات (توضیحات نسبتاً ساده پس از اعتیاد به هروئین احساس کلیشه و سطح هم می کند) سیناترا سوراخ ها را با چرخشی بسیار فعال و حیوانی پر می کند. همانطور که فرانکی می گوید ، “میمون” به انتهای فیلم تبدیل می شود و رستاخیز آن قانع کننده ترین و ماندگارترین نمایشگاه است.

مرد با سلاح طلایی: قلاده برای رگها
منبع: هنرمندان متحد

البته عملکرد وی همه آن چیزی نبود که PCA و جهان را شوکه کرد. در جلسات فرانکی ، معمولاً قبل از مداخله در اعمال وحشت ، فریب و گدایی ، Preminger کمی تخیل می گذارد. قاشق ، سوزن ، و نوارها همه به طور مرتب دیده می شوند و پیاده سازی می شوند المر برنشتایننمره جاز در حال افزایش و معاینه سطح چشم که تکمیل تصویر است.

نتیجه: مرد با بازوی طلایی

اگرچه در مقایسه با درام های پوسیدگی رگه ای از زمان پرجمعیت آرونوفسکی، بویلو ون سانت، مرد با بازوی طلاییزیبایی شناسی و روح غیرقانونی آن را به یک دستاورد ملموس و ماندگار تبدیل می کند.

همچنین ببینید

زانو و پوست: سطح چاقو در ترسناک لینچین

آیا فرصتی برای دیدن این تابو کلاسیک داشته اید؟ اگر چنین است ، به ما بگویید که چگونه در بخش نظرات زیر آن را دوست داشتید!

مرد با بازوی طلایی در حال حاضر در MUBI ایالات متحده موجود است.


مرد را با بازوی طلایی تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لوک پارکر

لوک پارکر منتقد و ستون نویس فیلم برنده جوایز مستقر در کلان شهر بالتیمور – واشنگتن است. او به عنوان یک روزنامه نگار سرگرمی ، با چندین عضو صنعت فیلم سینمایی مصاحبه کرده و در برخی از معتبرترین رویدادهای آن به عنوان عضو مطبوعات شرکت کرده است. در حال حاضر ، او در تلاش است تا لیسانس خود را در ارتباطات جمعی در دانشگاه Towson به دست آورد.