ONIBABA: یک آینه تاریک دوباره مورد بازدید قرار گرفته است

Kaneto Shindo شاهکار ترسناک / درام اونيبابا (یا زن شیطان) ، فیلمی است که شما را از رسیدن به آن دور می کند. بسیار شبیه به حکارو هایاشی موسیقی متن فیلم cacophonous از طبل ها ، شاخ ها ، فریادها و فریادهای گوترکی که زیبایی فیلم را همراهی می کند ، اونيبابا خود می تواند به عنوان ترکیبی از ناسازگاری از واقع گرایی دیده شود که به یک کولاژ استادانه می رسد. کولاژی که بیننده را به تاریکی که از ناامیدی و خونسردی بیرون می کشد ، به بیننده می بخشد.

این فیلم که در عکس های سیاه و سفید واضح و شفاف فیلمبرداری شده است ، در باتلاق های فاجعه جویی ژاپن قرار دارد. باتلاق بلند و متراکم ، باتلاق سربازان خسته را فرار از جبهه نبرد جذب می کند. به دنبال پناه بردن ، آنها فقط در اعماق تک رنگ غوطه ور می شوند تا نیزه های تیز دو زن را که منتظر آنها هستند برآورده کنند. زنان ، یک مادر (نوبوکو اتووا) و دامادش (جوتسوکو یوشیمورابه دلیل عدم حضور فرزند و شوهر متبوعشان کیشی ، که گمان می رود در نبرد کشته شده باشد ، برای مراقبت از خود باقی مانده اند. آنها گرسنه شده و گرسنه می شوند و سربازان زره پوش ارزشمند خود را که بعداً برای تجارت مواد غذایی معامله می کنند ، باز می کنند و اجساد را به داخل یک دره می اندازند که قبلاً در آن نگه داشته شده و در انتظار قربانیان بیشتری است. سپس این فیلم به بررسی رگرسیون اخلاقی و رها شدن اخلاقی می پردازد که ویرانی به آن منجر می شود ، همه به زیبایی تکمیل شده است کیومی کورودا فیلمبرداری شوم.

این فیلم در سال 1964 ساخته شد ، درست در وسط موج نو ژاپن ، دگردیسی طولانی از سینمای ژاپن ، که به مدت یک دهه ساخته شد ، به سرپرستی رنژادها و کارگردانان شورشی ، که یکی از آنها کانتو شیندو. اونيبابا از سنت موج جدید در تقابل با آداب و رسوم سینمایی پذیرفته شده با آوردن تمرکز جنسی ، خشونت و واقع گرایی پیروی کرد. از این رو ، پس از اکران ، فیلم نقدهای مختصر را دریافت کرد ، به ویژه برخی ، آن را “خودسوز” و “بیش از حد” توصیف کردند.

Onibaba: یک آینه تاریک دوباره مورد بازدید قرار گرفته است
منبع: شرکت توهو

اونيبابا ، سپس با ریزش فیلم های تحسین برانگیزتر ، مدتی در سایه سینمای ژاپن باقی ماند. با این حال ، دقیقاً مثل داستان فیلم های دیگر ، با بازنگری های بعدی و نمایش مجدد فیلم ، سرانجام این فیلم به جایگاه فرقه رسید و جایگاهی را در میان پانتئون فیلم هایی که باید از تماشای ژاپنی برخوردار شوند ، پیدا کرد. پس چه چیزی تغییر کرده است؟ درموردش چیه اونيبابا که آن را بی انتها می کند؟

فریبنده بیرونی

در نگاه اول ، فیلم انواع شباهت های زیادی با فیلم های معاصر علمی تخیلی / b-ترسناک خود دارد که دهه 50/60 را به ستوه آورده بود – فیلم هایی که ترسهای اجتماعی را از بین بردند. از جو آخرالزمانی گرفته تا خونینگی طاقت فرسا ، اونيبابا یادآور جهانی است که در آستانه نابودی خود فرو رفته است. با این حال ، فیلم از آن تعمیم فراتر می رود.

ما با شلیک یک باتلاق باز می شویم ، وزش باد شدید در میان چمن های بلند می وزد. دوربین از سوراخ بیرون زده و متوقف می شود و از شکاف بیرون چشم بیرون می رود ، تاریک و شکاف مانند چشم گمشده. برش به پایین سوراخ. بیننده اکنون به بالا نگاه می کند و به بقایای نور روز که برای پایین آمدن تلاش می کند خیره شده است.

قبل از اعتبار افتتاحیه ، اونيبابا با صحنه فوق با بیننده رفتار می کند. اگرچه کوتاه و موجز است ، اما مقدمه ای مناسب برای آنچه در انتظار بیننده است. Gone هستند مضراب آن که در پس زمینه های فیلم B تک رنگ باقی مانده اند ، در عوض با نمره متناقض جایگزین شدند حکارو هایاشی. غایب از فیلم شخصیت های اخلاقی روایی استوایی هستند و در جای خود دو زن فاسد و ناامید هستند.

این فیلم از بدبینی بدتر می شود که بسیار عمیق تر از سایر فیلم های معاصر جریان دارد ، به ویژه در فیلم برجسته شیندو تعیین مشخصات. از آنجا که تمرکز فیلمهای پرتحرک اجتماعی این دوره این بود که چگونه در اثر تخریب همه چیزهایی را که ساخته ایم از دست خواهیم داد ، اونيبابا بیشتر به این موضوع متمرکز شده است که ما چگونه انسانها را از دست می دهیم ، که بسیار مهم است.

شخصیت های اصلی فیلم ، مادر و همسر کیشی ، گرایش های حیوانی بیشتری نسبت به خصوصیات انسانی دارند. آنها از آداب و رسوم روزانه کشتار ، غذا خوردن و خوابیدن ، مهم برای زنده ماندن آنها در برابر شرایط کوهنوردی خود عمل می کنند. هرگونه ارتباط عاطفی در روابط آنها نیز وجود ندارد و همچنین با معرفی شخص ثالث از هم پاشیده می شوند.

Onibaba: یک آینه تاریک دوباره مورد بازدید قرار گرفته است
منبع: شرکت توهو

همسایه‌ی کاریزماتیک آنها هاچی ، با بازی کی ساتو، بازگشت غیر منتظره خود را از جبهه نبرد انجام می دهد و تصور آنها از مرگ کیشی را تأیید می کند. ظاهراً از بیعت زناشویی خود با کیشی پیروی کرده است ، همسر اکنون بیوه وی برای رضایت جنسی به هاچی می رود. سوار شدن به گشت و گذارهای شبانه به کلبه خود ، فراموش شده برای مادر خواب. با کشف نهایی مادر ، شکافی بین این دو شکل می گیرد ، زیرا مادر دختر خود را از دیدن حق قانونی ممنوع می کند که هاچی را به دلیل بیعت با پسر مرده خود و تا حدودی به دلیل حسادت نسبت به رضایت جنسی که در آن وجود ندارد ، ببیند.

نقاشی بازتاب

ديدگاه برتري كه فيلم در مورد قربانيان فاجعه دارد ، هنگام مقابله با آن بسيار ناخوشايند است. اما ، هنگامی که در متن با مشاهده می شود شیندو تجربیات خود را با فاجعه ، بسیار قابل درک تر می شود. دو دهه قبل از اکران فیلم ، شیندو برای خدمت در جنگ جهانی دوم مجبور شد حرفه خود را به حالت تعطیل درآورد. در پرونده او ، بخشی از نیروی دریایی امپریال. پس از بازگشت ، او به همراه تمام ملت دچار احساس گناه ، خجالت و شوك بمب اتم شد. مانند بسیاری دیگر از هنرمندان موج جدید ، احساسات متلاطم او ناگزیر در فیلم های خود تجلی می یابد ، و اونيبابا از این قاعده مستثنی نیست.

از تغییر تنظیمات مثل بودایی که فیلمنامه را از یک معبد الهام گرفته است تا در بحبوحه جنگ ، از ادغام وی در تصاویر که یادآور قربانیان هیروشیما و ناگازاکی است ، فیلم به نوعی کاملاً شخصی است. قهرمانی که مشعل اخلاق را به واسطه ناملایمات تحمل می کند ، به این دلیل در این فیلم غایب است شیندو این ایده را نخرید. اونيبابا شهادت بر این عقیده وی است که وقتی به چهره ناامیدی خیره می شویم ، زنده ماندن فرد را ملزم می کند تا مفاهیم مانع تقوا و عدالت را رها کند. در زیر چهره های اخلاقی ما تاریکی استراحت ، باقی مانده های اولیه و اولیه ما قرار دارد و آن است اونيبابا که سعی در پرده برداری از آن تاریکی دارد.

اونيبابا: نتیجه

شیندو نه فرضیه می کند و نه ساخته است که چگونه انسانها در شرایط سخت رفتار می کنند. او کاری بسیار قدرتمندتر انجام می دهد: او یک آینه را در اختیار مخاطب قرار می دهد و به ما اجازه می دهد تا همزمان با نگاه کردن به خودمان ، به شخصیت های فیلم نگاه کنیم. اونيبابا در هنگام نشان دادن زشتی واقعی که جنگ از قربانیانش بیرون می کشد ، مشتی نمی کشد. آن را به کوههای آگاهی ما نگاه می کند ، به پرتگاه خیره می شود که تاریکی واقعی در آن استوار است و با اعتصاب های سریع ، بازتاب زیبایی از آن تاریکی را رنگ می کند.

برخی از افکار شما در مورد چیست اونيبابا؟

اکنون Onibaba برای پخش در کانال Criterion در ایالات متحده در دسترس است.

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

بدون زمان برای مرگ شمارش معکوس: GOLDFINGER دوباره مورد بازدید قرار گرفت

در فیلم No Time To Die Countdown ، جیک تروپیلا در انتظار انتشار آخرین فیلم از فیلم های باند – رسمی و غیر رسمی – نگاهی می اندازد.

در اینجا ما هستیم: فیلم بی اهمیت جیمز باند. شرور ، دختر ، هچمن ، نقشه ، ماشین ، وسایل ، آهنگ ، لیزر ، حتی شیوه مرگ – همه و همه چیز درباره انعقاد باند در اینجا ، تکمیل فرمول تعیین شده توسط پیشینیان خود و راه اندازی این سری به ارتفاعات جدید استراتوسفر. انگشت طلا (قسمت اول عنوان آن به شکلی مناسب ذکر شده است) با جسارت Bond را بزرگتر و بهتر از همیشه می کند ، و یک ورودی هیجان انگیز از بزرگترین بازدیدهای این سریال ارائه می دهد.

تأثیر فقط به باند محدود نمی شود. پنجاه و شش سال و وزن آن انگشت طلا امروز هنوز در فیلم طنین انداز است ، غالباً موضوع ادای احترام ، تقلید و کلاهبرداری های بی شماری (بین این و شما فقط دو بار زندگی می کنید، بسیاری از جهان سینمایی Austin Powers وجود نخواهد داشت). برای یک نکته برجسته ، به دنبال جنازه ای از آن نگردید شرلی ایتونجیل ماسترسون: برهنه ، رو به پایین و پوشانده شده از سر تا پا به رنگ زینتی. مطمئناً اگر از من بپرسید یکی از غیرقابل باورترین تصاویر در تاریخ سینماست.

بدون زمان برای مرگ شمارش معکوس: GOLDFINGER دوباره مورد بازدید قرار گرفت
منبع: مترو-گلدنوین-مایر

مسلماً ، به همان اندازه كه من این فیلم را دوست دارم – و با دیدن دوباره آن ، می توانم تأیید كنم كه در حقیقت ، هنوز هم در عظمت سرگردان است – باید لحظه ای لحظه را تاسف كنم تا از فیلم جاسوسی به فیلم های سینمایی جاسوسی كنم. دکتر نه و از روسیه با عشق با ظرافت به شیوه های کم نظیر خودشان هیجان زده بودند ، اما مخاطبان همیشه آرزو می کنند. و به همین ترتیب ، صندلی اژکتور متولد می شود و زیر پنجره را زیر آب می اندازد و راه را برای وسایل بعدی و مجموعه های چشم نواز هموار می کند. نه اینکه بگوییم اقساط آینده به قلمرو جاسوسی برنخواهند گشت. آنها بین تعداد کمی و بسیار دور هستند. جت پک ها و پیراناها کشنده به زودی عادی خواهند شد. نمیشه

بسیاری استناد می کنند انگشت طلا به عنوان آپوتئوز باند. آیا این یک فیلم شگفت انگیز است؟ کاملا. اما آیا بهترین بهترین موجود در آنجاست؟ نه کاملا. چند قطعه جزئی در نیمه دوم بوجود می آیند (و ما به آنها خواهیم رسید) ، اما در نهایت آنها به سختی مانع سرعت سریع فیلم و حس سرگرمی فوق العاده فیلم می شوند. بی آنکه آزار دهیم ، بیایید در جت خصوصی ما قدم بزنیم و به سال 1964 برگردیم تا با یک مرد گرانقیمت ملاقات کنیم.

شادی ، همزمانی ، اقدام دشمن

دنباله پیش عنوان یک نمایش کامل برای شخصیت های باند است و یک میکرو ماجراجویی عجیب و غریب را که کاملاً از بقیه نقشه های فیلم جدا شده ارائه می دهد. باند با استفاده از سر اردک تقلبی ، قلاب قلاب و جامه چوبی ، با موفقیت به گیاه هروئین نفوذ کرده ، موجودی را برای منفجر شدن با C-4 تقلب می کند و فرار خود را در یک ژاکت شام سفید بی عیب و نقص ، کامل با یک میخک قرمز تکمیل می کند. او حتی در حالی که انفجار پشت سرش خاموش نمی شود ، حتی نمی لرزد. کانری نقشی را در طول فیلم بسیار آرام بازی می کند – حتی وقتی تهدید به اسلحه شود ، او هرگز خونسردی خود را از دست نمی دهد. نقش باید در این مرحله مانند یک دستکش آشنا متناسب باشد.

باند به جای اینکه به هشدارهای متحدین خود توجه کند ، در اتاق هتل خود با یک رقصنده شکم زرق و برق دار اختلاف برقرار می کند که تقریباً یک اشتباه کشنده است. خوشبختانه ، چشم های انعکاس دهنده روز را حفظ می کنند. باند حمله متجاوز احتمالی خود را گول می زند ، او را به حمام می اندازد و او را با یک چراغ برقی گرم می کند. با ترک باند ، او نمی تواند کمک کند اما یک تخته سنگی کلاسیک را رها کرد: “شوکه کننده. بسیار تکان دهنده است. ” بوسه ، یک قتل ، و یک جبهه – جیمز باند به طور خلاصه. دنباله عنوان سرنخ

بدون زمان برای مرگ شمارش معکوس: GOLDFINGER دوباره مورد بازدید قرار گرفت
منبع: مترو-گلدنوین-مایر

در برابر توانا تعظیم کن شرلی باسی. “گلدمفینجر” یک آهنگ دلپذیر از آهنگ توسط یک رئیس زن برنج ، یک آهنگ عنوان فوق العاده قدرتمند است ، که اغلب در صعود به بالای بسیاری از لیست های “بهترین از” است. هیچ بحثی از من در اینجا وجود ندارد. من کاملاً با اکثریت قاطع هستم ، و نمی توانم کمک کنم اما هر وقت که آن بخش شاخ باز را می شنوم ، پر از برآمدگی می شود. جای تعجب نیست باسی از ما خواسته می شود كه دو فیلم دیگر برگردد.

فیلم های باند به ندرت به دلیل سخت گیری رسمی خود به این نتیجه می رسند ، اما من می خواهم لحظه ای از این عکس دنباله های بعدی شگفت زده شوم ، هرچند که در ابتدا ظاهری عجیب و غریب هستند. اول ، شلیک یک هواپیما که در حال پرچم است که می خواند “محل استقبال از میامی سواحل” است که محل آن را تعیین می کند. سپس این شلیک در یک شلیک ردیابی هوایی به استخر هتل حل می شود ، جایی که غواص با یک جهش از بالاترین نقطه هیئت غواصی حرکت می کند. درست همانطور که او به آب برخورد می کند ، ما از یک پنجره مشاهده (که از نظر فنی “زیر سطح استخر استخر” است) یک عکس پروفایل از آن قرار می دهیم ، جایی که دوربین برای آشکار کردن فلیکس لایتر (در اینجا بازی می کند) می زند. Cec Linder) ، قدم زدن به منطقه استخر.

من فقط نمی توانم احساس تماشای چنین دنباله ای تمیز از ایجاد عکس ها را داشته باشم. برای ویژگی سوم باند ، گای همیلتون وظیفه کارگردانی را از عهده می گیرد ترنس یانگ، و در حالی که او به سرپرستی سه فیلم دیگر در این سری ، انگشت طلا بهترین ساعت او باقی می ماند.

باند در کنار استراحت استراحت می کند ، اما وقتی Leiter ظاهر شد دوباره به کار خود بازگردید ، و این بار او یک کارمند مأموریت برای وی در نظر گرفته است. Auric Goldfinger را وارد کنید ، با بازی gusto توسط گرت فروب. گلدفینگر با تهدید حریصانه که از مهمان نوازی و مهمان نوازی محافظت می شود ، در گالری سرکشگران باند قرار دارد و به درستی چنین می گوید: او مرد بزرگی و بد با یک برنامه بزرگ و بد است ، اما او همچنین چنین حضور صفحه ای جادوگری دارد که کسی نمی تواند کمک کند اما از انرژی عفونی که تابش می کند لذت ببرد. گلد فینگر ممکن است بد باشد ، اما مطمئناً تماشای آن سرگرم کننده است. حتی بیشتر چشمگیر؟ به استثنای دو کلمه – “به جز جرم!” – Fröbeرا کل عملکرد یکپارچه بازیگر دیگری لقب گرفته است. سر خود را دور آن پیچ کنید.

بدون زمان برای مرگ شمارش معکوس: GOLDFINGER دوباره مورد بازدید قرار گرفت
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

با کمک معاون گلدفینگر ، جیل ماسترسون فوق الذکر ، باند بازی غم انگیز جنون دیوانه را خراب می کند ، اما جیل آن که قیمت نهایی را پرداخت می کند. جیل پوشیده از سر تا پا با طلا و در نتیجه “خفگی پوست” ، جیل در معرض این مرگ بی رحمانه و غیرمعمول است ، اما بدون ترک میراث. برای کمتر از پنج دقیقه از زمان صفحه نمایش ، جیل به یاد ماندنی ترین قسمت تبدیل می شود انگشت طلا، و یکی از ماندگارترین تصاویر در فرهنگ پاپ. Kudos به او.

Bond Villain هیچ چیز بدون Bond Henchman نیست و Oddjob مرد مناسبی برای این قسمت است. این کشتی گیر المپیک به عنوان آغازگر افتتاحیه هارولد ساکاتا در نقش می درخشد ، اغلب کاملاً به معنای واقعی کلمه. کم رنگ در قد و قامت و شکست ناپذیر ، قاطعانه اودجیو همه لبخندهای روشن است و نمی داند که او به یک قطعه مخصوص لباس های کشنده مجهز است: کلاه کاسه ای مخصوصش که دارای تیغ است ، قادر به برداشتن سر از مجسمه مرمر است. . تا آنجا که هچمن می رود ، به همان اندازه که ادمدوجی می آیند ، مرگبار است.

بدون زمان برای مرگ شمارش معکوس: GOLDFINGER دوباره مورد بازدید قرار گرفت
منبع: مترو-گلدنوین-مایر

گلف گلف اوقات فراغت با دنباله گلدفینجر یکی از موارد مورد علاقه من در حق رای دادن است ، در درجه اول برای نحوه استفاده باند از عقل خود برای بهترین دشمن خود. شما می دانید که برای مدت زمان خوبی است که می توانید شاهد باشید که باند در اوایل رسیدگی به برخوردهای سبک با شرور اصلی وی درگیر شود ، و حتی بیشتر از وقتی که این یک نبرد اراده است ، نه قدرت. تعویض توپ های گلف یک حرکت جسورانه در قسمت Oddjob است ، اما سوئیچ دوم توسط Bond نوعی نبوغ است. وقتی می فهمید که بهترین نتیجه را پیدا کرده است ، می توان بخار را که از گوش گلدفینگر بیرون می آید ، مشاهده کرد.

آیا انتظار دارید که من صحبت کنم؟

معرفی مجدد دزموند لولین به عنوان Q منجر به معرفی آزمایشگاه های Q می شود ، که به یک بخش عود در سریال تبدیل می شود (کامل با تعداد اضافی اضافی که در پس زمینه تجهیزات را امتحان می کند ، زیرا Q مأموریت خود را برای اتصال به باند). مهمتر از همه ، اینجاست که ما در این سری بهترین خودروها را نیز بدست می آوریم: استون مارتین DB5 ، مجهز به صفحه دودی ، اسلیک روغن ، مسلسل و صندلی اژکتور مسافر. بیست اتومبیل بعلاوه بعدا و هیچکدام نتوانسته اند از جذابیت بی نظیر DB5 در صدر قرار بگیرند.

این عمل به سوئیس منتقل می شود ، جایی که باند می تواند چرخ های جدید خود را آزمایش کند. او در حالی که گلدفینگر را دم می کند ، با تلی ماسترسون روبرو می شود (تانیا مالت) ، که احمقانه تلاش می کند تا از مرگ خواهرش انتقام بگیرد. این زوج یک تیم مختصر را با یکدیگر به اشتراک می گذارند ، اما با یک پرتاب سریع از کلاه Oddjob کوتاه بی رحمانه کوتاه می شود ، که مطمئناً مرگ سخت تر از کار رنگ جیل است.

تعقیب و گریز اتومبیل متعاقب لذت بخش است ، فقط به این دلیل است که می توانیم باند را ببینیم و از تجهیزات چخوف استفاده کند ، منظور من از وسایل Q او در DB5 بود. پنجره های ضد گلوله ، دودهای کور کننده ، لکه های روغنی لغزنده و صندلی اجاق شکوه: همه لحظه خود را در آفتاب می گیرند. من با نتیجه گیری نهایی به تعجب می روم – پیوند با تکان خوردن برای اجتناب از آینه شکست می خورد – اما این مسئله باعث می شود لحظه مورد علاقه شخصی دیگری باشد که اودجیو را تحسین کرد و بازتاب خود را در آینه گفت ، بنابراین فکر می کنم این فقط قیمت اندکی است پرداخت خوشبختانه برای ما ، فیلم های باند بیشتر از آنچه می گیرند می دهند.

بدون زمان برای مرگ شمارش معکوس: GOLDFINGER دوباره مورد بازدید قرار گرفت
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

صحنه لیزر در حال اجرا برای بزرگترین مجموعه سریال است. باند ، که به یک میز بسته شده است ، مجبور است از ترس تماشا کند ، زیرا لیزر تهدید می کند که به آرامی او را گشاد می کند ، از مردانه شروع می شود و به سمت بالا حرکت می کند. یک معامله معروف با گلدفینجر برگزار می شود – “انتظار دارید که من صحبت کنم؟” “نه ، آقای باند ، من انتظار دارم که شما بمیرید!” – و باند اساساً برای آن انجام شده است. خوشبختانه ، او موفق به صحبت کردن از چنین پایان دردناکی است ، اما این صحنه برای باند غیرقابل توصیف است. نه این که او هرگز دوباره در چنین سناریویی نادرست قرار نگیرد – این اتفاق بیش از حد رخ خواهد داد – فقط این است که وقتی او می کند ، معمولاً چیزی را در آستین خود قرار می دهد تا اثر اسباب بازی Q قبلاً تأسیس شده را ذخیره کند. روز. در اینجا ، او هیچ چیزی ندارد ، و این یک تمایز بسیار مهم است.

بعد از نیمه اول مهیج ، حرکت در ثانیه دوم بطور چشمگیری کاهش می یابد. این الزاما یک چیز بد نیست؛ لباس قدم زدن های عمدی کانریخوب باند ، و ما بیشتر از آنجا برای پیاده روی درنظر می گیریم که باند ، اکنون زندانی گلدفینگر ، ناظر صرف عمل می شود. به علاوه ، سرانجام با آخرین بازیکن قابل بحث و مهم ما در بازی دیدار خواهیم کرد: افتخار بلکمن به عنوان گربه گورور.

پوس گالور به عنوان رهبر سیرک پرواز خود ، به همان اندازه جسورانه تر از همه چیز موجود در تصویر است. یک پیلوت و جودوکار بی معنی ، پیس شخصیتی خارق العاده است ، که هم در طرح گلدفینگر و هم در باند صرفه جویی در روز است. بید دارای وضعیت نادر زن باند است (دختر در اینجا احساس نامناسب می کند) که بیعت را از شرارت به باند تغییر می دهد و او برای رسیدن به وضعیت افسانه ای موفق به فراتر از نام احمقانه می شود. هنگامی که باند اسیر شد ، فیلم واقعاً به فیلم پیسی تبدیل می شود و فکر می کنم همه چیز برای آن بهتر است (لازم به ذکر است: او به عنوان یک لزبین نیز کدگذاری شده است ، اما این چیزی نیست که یک چرخش در یونجه با باند نتواند آن را برطرف کند). ، آن را نیز به من زحمت می دهد).

همچنین ببینید

LFF 2019: LADIES OY: A Tale-A-Tale A Couple-School Tale Tune

در حال صحبت کردن ، بگذارید درباره طرح گلدفینجر بحث کنیم. به عنوان یک مرد مأیوس با وسواس و اشتیاق برای به دست آوردن طلا (“من عاشق رنگ آن ، درخشش آن ، سنگینی و الهی آن” هستم) ، هدف گلد فینگر فورت ناکس ، بزرگترین ذخیره طلای ایالات متحده است. باند در ابتدا (و به طور نادرست) گمان می کند كه برنامه گلدفینگر این است كه Fort Fox Knox را برای حمله به عرضه طلای خود دست بكشد ، هنگامی كه در واقع او می خواهد یك بمب هسته ای را درون آن سپرده كند تا آن را پرتودهی كند و ارزش ده برابر طلا خود را افزایش دهد. برای ورود به این مجتمع ، پرواز سیرک پرواز پسی گالور این است که یک گاز اعصاب کشنده را برای ناتوان کردن 60،000 سرباز در اطراف این منطقه ساطع کند و به گولدفینگر و پاسگاه امن ارتش وی اعطا کند. شیطانی ، نه؟

بدون زمان برای مرگ شمارش معکوس: GOLDFINGER دوباره مورد بازدید قرار گرفت
منبع: مترو-گلدنوین-مایر

اگر به نظر دیوانه کننده است ، بار خود را از این امر بدست آورید: پیس ، با بیعت کردن به باند ، قوطیهای بنزین Delta 9 را با یک جایگزین بی ضرر جایگزین کرد ، و CIA را نسبت به طرح گلدفینجر هشدار داد. برنامه آنها این است که همه سربازان اطراف را داشته باشند بازی مرده هنگامی که پرواز سیرک پرواز به بالای سر پرواز می گذارد ، به گلدفینجر اجازه می دهد تا وارد Fort Knox شود ، و یک بمب هسته ای را درون آن فعال کنید قبل از حرکت خود را به او متوقف شود. مطمئناً مجنون تر از طرح گلدفینجر است (و من کاملاً مطمئن نیستم که وقتی به آن نگاه می کند آب دارد) اما فیلم های باند هنگام تماشای بهتر از آنها لذت می برند و زمان زیادی را بر گذشته نمی گذارند.

اوج به انگشت طلا پر از هیجان است. Bond و Oddjob یک نزاع بسیار خوب در پایین کشیدن در روده ها دارند کن آدممجموعه فورت ناکس با شکوه و عظیمی طراحی شده ، قبل از این که آخرین شوک خود را از طریق کلاه برقی خود برآورده کند. ارتش آمریكا بمب را خنثی می كند و گلدفینگر به طرز وحشتناكی از پنجره متلاشی شده یك هواپیمای تحت فشار فرو می رود. باند و پیس روز را نجات داده اند و با کمی قوطی سازی در زیر چتر نجات جشن می گیرند.

نتیجه

در مورد آنچه باید گفته شود انگشت طلا قبلاً گفته نشده است؟ این ماده به همان اندازه عنصر شیمیایی است که بعد از آن نام می برد. این فیلم کاملاً کاملی نیست که خیلی ها ادعا می کنند ، اما این یک نمایش کامل از آنچه Bond است است ، و برای شما سخت است که بتوانید فیلمی را در این سریال شناسایی کنید که از لحظات نمادین بیشتری پر از این فیلم باشد.

می توان انگشت طلا بهتر شد؟ در قسط بعدی ما ، SPECTER به تعطیلات در تعطیلات باند در یک ماجراجویی آبی-سنگین برمی گردد. هیچ وقت برای مردن نیست شمارش معکوس با بازگشت رعد و برق.

شما چی فکر میکنید؟ است انگشت طلا نمایندگی کامل جیمز باند؟


Goldfinger را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!