WATERMELON MAN: حذف سفید میانه رو

در حالی که می خواستم رشته فیلم خود را بگیرم ، فیلم های کلاسیک زیادی را در کلاس دیدم ، که بیش از یک بار بود. فیلمی که انتظار نداشتم ببینم یک کمدی در سال 1970 در مورد روابط نژادی بود که یک چهارم آن به وایت فیس متکی بود ، که نه به اندازه کافی بلکه با شکوه.

مرد هندوانه درباره یک تاجر نژادپرست سفیدپوست است که اساساً یک شبه سیاه می شود. در حالی که تحت اکثر شرایط این کار به طرز وحشتناکی اشتباه پیش می رود ، کارگردان درخشان و رادیکال ملوین ون پیبلز این کار را با استفاده از وایت فیس روی بازیگر اصلی خود ، کمدین انجام می دهد گودفری کمبریج، از طریق قسمت اول فیلم. (استاد فیلم من وقتی آن را تماشا کردیم متذکر شد که تحول در آن زمان از طریق انتخاب بازیگران مثر بوده است) کمبریج، که نام و چهره آن به خوبی شناخته نشده است ، به عنوان رهبر آن.)

بعد از تحول او ، جف گربر (کمبریج) وحشت می کند ، به یک بحران وجودی دچار می شود و بدون موفقیت سعی می کند قبل از سرزنش چراغ خورشید ، همراه با لوسیون اصلی حاوی سس سویا – بخندید – پوست خود را با محصولات مختلف سفید کنید. (بعداً پزشک وی تأیید کرد که هیچ ارتباطی با سس سویا نداشته است ، اما این مقصر بیشتر فیلم است.)

گربر تلاش می کند تا در بیشتر فیلم دوباره سفیدپوست شود و تعصب به وجود آمده در جامعه ظاهراً لیبرال خود و پرواز با اعتدال سفیدپوست معتدل را کشف کند. او مجبور می شود با تعصب آشکار خودش روبرو شود به گونه ای که دوستان و همسر سفید پوستش ، با نژاد پرستی زیرکانه نژاد پرستی خود ، از این کار امتناع ورزند. گربر سرانجام هنگامی که فهمید دیگر هرگز سفید نخواهد بود ، سیاهی خود را می پذیرد و از انکار به قدرت سیاه تبدیل می شود.

تخریب نژادپرستی

در آغاز مرد هندوانه، همسر جف گربر ، آلتئا را ملاقات می کنیم. در حالی که گربر نسبت به اکثر دنیای خارج و به ویژه فعالان حقوق مدنی بی عاطفه است ، آلتئا اخبار را نظاره گر اعتراض و خشونت پلیس است و “نگرانی” در مورد “مسئله حقوق شهروندی” را نشان می دهد. به نظر می رسد او نسبت به ایده سیاه پوستان دلسوز است ، هرچند به نظر نمی رسد که هیچ کس را بشناسد.

WATERMELON MAN: حذف سفید میانه رو
منبع: تصاویر کلمبیا

در طول ابتدای فیلم ، گربر به طور اتفاقی نژادپرست است و با کارگران سرویس سیاه پوستی که روبرو می شود شوخی های نژادپرستانه می کند و به طور کلی بلند و ناخوشایند است. وقتی او بیانیه هایی از این دست می دهد ، سفیدپوستان اطراف او به طور کلی خجالت آور به نظر می رسند ، حتی همسرش حتی گاهی به نژادپرستی آشکار او اعتراض می کند.

پس از آنكه گربر بلك را بيدار كرد ، در بيشتر فيلم همچنان در انكار است. نگرش و نژادپرستی او بیشتر در همان حالت باقی می ماند ، اگرچه او اکنون در حالت دفاعی قرار دارد و به همان اندازه که سعی در بازیابی سفیدی خود دارد ، Blackness را از خود رد می کند. همسرش ، اندکی پس از مسخ ، می گوید ، “اینقدر مبارز نباش!” به او پاسخ می دهد ، فریاد می زند ، “من مبارز نیستم ، من سفید هستم!”

علیرغم تلاش گربر برای به دست آوردن موقعیت امتیاز خود ، بدیهی است که نوع نگاه جامعه به او تغییر می کند. جف گربر معمولاً هر روز با اتوبوس مسابقه می داد که از سوی هم سن و سالانش رفتاری منفور اما کمابیش قابل قبول رفتار می شد. روز اول او پس از سیاه شدن در اتوبوس مسابقه می دهد ، در پایان در وسط یک جمعیت ظاهر می شود و توسط افسران پلیس محاصره می شود. راننده اتوبوس سیاه او را از این وضعیت خارج می کند ، گرچه اوباش اصرار دارد که “او چیزی را دزدیده است ، ما نمی دانیم چه چیزی!”

حتی ازدواج گربر هم نتواند بر کمبود سفید جدیدش فائق آید. ابتدا آلتئا در ظاهر بسیار لیبرال در ابتدا سیاهی همسرش را اروتیک می کند و بعداً از آن منزجر می شود. او ادعا می کند که زندگی اش اکنون خیلی سخت است و نژاد او هیچ ارتباطی با او ندارد او را ترک می کند.

جالب اینجاست که واکنشهای دیگران نسبت به Gerber’s Blackness نیز متفاوت است. همکاران و دوستان سفید گربر بیشتر او را با “خوب من ، چه اتفاقی افتاد” استقبال می کنند و مانند آن کارگران سرویس سیاه و سوژه های نژادپرستی گاه به گاه او از طریق قسمت اول فیلم با او متفاوت رفتار می کنند ، به طور کلی نگرش بد او را کمتر تحقیر می کنند ، اما آنها تقریباً به طور کلی پاسخ می دهند مانند “متعجب … من هرگز متوجه نشده ام.”

کمدی پوچ گرایانه

به نظر می رسد یک موضوع دشوار است که به لطف رفتار کنیم ، چه رسد به اینکه با شوخ باشد ، اما این چیزی است که باعث می شود مرد هندوانه بسیار نمادین ترکیبی از ملوین ون پیبلز‘جهت و گودفری کمبریجاستعداد کمدی فیلم آنها را بعیدترین کمدی های بزرگ می کند.

WATERMELON MAN: حذف سفید میانه رو
منبع: تصاویر کلمبیا

طول مرده کمبریج به جف گربر بیاورد. تحویل او از شوخی های بسیار زیاد در مرد هندوانه طبیعی و خلع سلاح است. او پس از تغییر شکل اولیه ، بین وحشت ناب و شور جنون جابجا می شود ، و جملاتی مانند “چه یک چراغ خورشید عالی!” و نوشیدن یک چهارم شیر در یک زمان. (او بعداً چیزها را غسل داد و به ما گفت ، “آه پاک کن ، شیر عالی!” اکثر به جا.)

این شرایط (غالباً پرتنش و / یا نژادپرستانه) نیستند که خنده دار باشند مرد هندوانه. در عوض ، این واکنش های گربر نسبت به شرایط است. مثل هر کمدین بزرگ ، کمبریج به راحتی بین دیالوگ های شوخ طبعانه و شوخی های تصویری احمقانه هاپ می کند و هرگز موقعیت های نژادپرستانه فیلم را مسخره نمی کند بلکه خود پوچ نژادپرستی است.

در یکی از جالب ترین شوخی های فیلم ، گربر در حالی که منتظر شنیدن صحبت های پزشک خود است ، تماس نفرت انگیزی را برپا می کند. صدای تلفنی به او می گوید که حرکت کند و قبل از قطع تلفن او را با صدای کم صدا صدا می کند. همسرش می پرسد که آیا این پزشک بوده است ، و گربر مرده ، “امیدوارم که نباشد!”

با تشکر از Melvin Van Peebles

شعار روی پوسترها برای مرد هندوانه می خواند: “این برای شما اتفاق نخواهد افتاد ، بنابراین می توانید بخندید.” این فیلم خودآگاه ، آگاه به فرهنگ و دارای نویسندگی و کارگردانی استادانه است. اگرچه بیشتر فیلم نسبتاً سبک است ، اما با توجه به موضوع ، عمق و بینش واضحی از آن وجود دارد ملوین ون پیبلز.

این شدیدترین حالت در آخرین لحظات فیلم است ، وقتی جف گربر پذیرفته است که دیگر هرگز سفید نخواهد شد و جامعه هرگز او را مانند گذشته نخواهد دید. او آپارتمان خودش را دارد ، از همسر و فرزندانش جدا شده است و دوباره ورزش را شروع کرده است – با یک گروه آزادی سیاه و سفید ورزش های رزمی را انجام می دهد. این افشاگری پایان غیر منتظره اما مناسب ترین این کمدی است.

WATERMELON MAN: حذف سفید میانه رو
منبع: تصاویر کلمبیا

ظاهرا ، ون پیبلز و هرمان راوچر (فیلمنامه نویس) ایده های مختلفی درباره مضامین اصلی داشت مرد هندوانه.Raucher در حالی که قصد داشت آن را به عنوان هجو آمریکای لیبرال سفید نشان دهد ون پیبلز مضامین ترجیحی قدرت سیاه. به نظر می رسد محصول نهایی در خدمت هر دو این اهداف است ، مخاطبان خود را با هجو خلع سلاح می کند و با یک مشت قدرتمندانه به پایان می رسد.

Raucher همچنین می خواست همه اینها یک کابوس بود در پایان جایی که گربر دوباره سفید می شود. خوشبختانه برای بقیه جهان ، ون پیبلز توافق کرد که به هر دو روش فیلمبرداری کند و “فراموش” کرد که نسخه رویایی را فیلمبرداری کند. “شما فکر می کنید من می خواهم برای آن افتاده؟” او در مصاحبه ای گفت.

این یک معجزه کوچک بود و تا حد زیادی قابل انتساب به آن بود ون پیبلز، که مرد هندوانه تبدیل به چنین شاهکاری شد. ما برای آن دنیای بهتر و خنده داری هستیم. این فیلم هنوز آنچنان که شایسته است شناخته نشده است و متاسفانه هم اكنون هم مثل همیشه به موقع باقی مانده است. این یک ساعت ارزشمند به عنوان یک نماد تاریخی و رسانه رادیکال است – از یک استودیوی بزرگ ، نه کمتر – و هنوز هم یک روش لذت بخش و بسیار خنده دار برای گذراندن یک بعد از ظهر است.

آیا شما فکر می کنید مرد هندوانه آیا یک ساختار شکنی م racثر از نژادپرستی است؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

مرد هندوانه در حال حاضر در کانال Criterion و به صورت رایگان از تلویزیون پلوتو در حال پخش است.


مرد هندوانه را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

گرین بدون گربه: مقاومت کنید و وجود داشته باشید

کریس مارکر بهترین مثال از یک نویسنده خودساخته و خود سبک است که دیدگاه او کاملاً ساخت خودش است. حتی شناخته شده ترین آثار او ، کوتاه مدت فیلم عکس کوتاه لا ژت، یا سفرنامه جریان آزاد ، مستند بخشی از مقاله بدون سلیل از طبقه بندی یا توضیح ساده نادیده گرفتن نشانگرحضور اثیری در کار او (و حتی شخصیت معمایی او) نفوذ می کند ، و به لحظه های گذرا کار مختلف او گستره ای از قدرت وجودی را می بخشد ، و به ما راهی برای دیدن ایده ها ، احساس اصوات و تجربه اندیشه های یک راوی ناشناس ناامید کننده می دهد. از دیدگاه کنجکاو و کنجکاو ، این اقامتگاههای هنری در هیچ چیز و همه چیز بسیار غنی است ، بنابراین در مورد آشوب و اضطرار دهه های آشوب سیاسی ، انقلاب ها ، جنگ های مخفی ، مداخلات دولت ، استعمار ، شورش ها ، کودتا ها و مشاغل مختلف در سراسر جهان چه می توان گفت؟

لیگ خودش – چشم انداز کریس مارکر

به نظر می رسد که مقاله مقاله ای دو بخشی او (یک بار دیگر ، کار او به راحتی از طبقه بندی دور می شود) پوزخند بدون گربه یک دیوانه ای است شاعرانه در مورد شور سیاسی ، آشفتگی اجتماعی و انواع ظلم ها. این یک بوم گسترده است ، و نشانگر ماهرانه صحنه های اصلی را از پوتمکین در تلفظ ویژگی ها ، تنظیم فضای تونال با یک ادعای کاملاً ظریف صدای قابل شناسایی یخی وجود دارد (بی شباهت به Sans Soliel’s روایت) گوشت سرشار از گوشت را که همسران مستضعف را به شورش تحریک می کند ، شکاف واقعیت و داستان در سیاست ، تاریخ و فیلم است. پوتمکین همه موارد فوق است قسمت اول ، “دستهای شکننده” ، با اعتراضات از سراسر جهان که در کنار صحنه هایی از پوتمکینمشتهای بزرگ شده در مقابل سرکشی ، مردم در خیابانها توسط نیروهای انتظامی فاشیست جمع شده و پلیس نظامی با زرهی کامل پوشیده از روکش طوفانی و مساوی بر توده های مردم وحشت زده و مبارز. این یک مونتاژ چند رسانه ای است ، یک چشم انداز از جهانی درهم و برهم. این سومین جنگ جهانی است و نشانگرپس از اکران فیلم در سال 1977 ، پس از پایان دیوار برلین در سال 1992 اضافه شد و اکنون با اکران جدید ، احساس می شود با توجه به وقایع اخیر ، ارتباط بیشتری در فیلم وجود دارد.

مقاومت و وجود انقلاب به عنوان مونتاژ

کیفیت پاششی وجود دارد پوزخند بدون گربه. نشانگرفعل و انفعالات درخشان تصویر ، هر دو احساسات آتش زا را به عنوان ناراحت کننده ، ناراحت کننده و بازیگوش در بعضی مواقع در ذهن شما ایجاد می کند که ماشین سازی های جنگ را بی حس می کند. این فیلم ممکن است احساس کند که یک روایت طولانی را شامل می شود ، اما عمدتا به دهه شصت و هفتاد ، جنبش های مختلف دانشجویی در سراسر جهان (به ویژه فرانسه ، آمریکا و ژاپن) ، انقلاب ها و اعتراضات متمرکز است. و از نظر دامنه جاه طلبانه است. شل ، غیر قابل پیش بینی است نشانگر اجازه نمی دهد تا ما را راحت کنیم ، بلکه بیشتر یک هواپیمای بدون سرنشین هیپنوتیزم است و جذابیت جنگی را دارد.

گرین بدون گربه: مقاومت کنید و وجود داشته باشید
منبع: ایکاروس فیلم

این حرکت با سرعت شکننده ای انجام می شود که رویایی آن کمتر از زیبایی خواب آلود است سانس سولیل. پوزخند بدون گربه از وضع آنارشیکی برخوردار است و در ویرایش و استقرار کنایه آمیز تصاویر ، احساس کنایه هوشمندانه ای دارد. از تصاویر واقعی تظاهرات گرفته تا مصاحبه با چهره های مختلف ، خواه صاحب نظر حزب کمونیست / مارکسیست باشید ، پپی شلدون (که نیروهای بولیوی را برای تصرف آموزش داد چه گوارا) ، فیلم بایگانی از فیدل کاسترو، چه گوارا، (در میان بسیاری) برخی از این چهره ها و نام ها ممکن است روی سر مخاطبان / بینندگان جوان تر اسکیت شوند. هنوز هم درک مطلب لازم نیست ؛ نشانگر پیچیدگی های آشفتگی سیاسی را به شکلی مراقبه کننده و مطبوع و بدون لال کردن مطالب شکل می دهد.

هنر سیاسی ، سیاست های هنرمندانه

وقتی فیلم های ناپایدار سیاسی در یک مستند (با انواع مختلف) همراه با تصاویر و صحنه های خشن ، سازش ناپذیر جمع می شوند ، نادر است. سخت گیر است هنوز، نشانگرسبک تعلیمی یا تبلیغی نیست. او قطع نمی کند ، از هرگونه پلیس ساختاری استفاده می کند ، پوزخند بدون گربه تکیه می کند و هنوز هم یک فیلم کنجکاو است. این مطمئن نیست که چه کاری باید از جنون ایجاد کند که به شدت در فرهنگ فرهنگی جهان ما ریشه دوانده است ، اما ما را تشویق می کند تا درباره آن فکر کنیم ، و این یکی از نشانه های یک هنرمند پایدار است که ما را به فکر گذشته می اندازد ، در حالی که ما سعی می کنیم حال را درک کنیم.

از طریق این فیلم ، ویتنام ، ایالت کنت ، بهار پراگ ، میناماتا ، کمپین بولیوی ، (در میان بسیاری از موارد دیگر) ، پیوندهایی با تعداد کمی از وقایع جهان وجود دارد و این باعث شفافیت انرژی هوشمند می شود. ما با تصاویر و صحنه هایی روبرو هستیم که آسان نیستند. برتری طلبان سفیدپوش پر از بازوبندهای اسواستیکا با سر دادن شعار “بمب هانوی” با استدلال برای جابجایی سیاه پوستان به آفریقا ، نمایشگاهی ، “دقیقاً مانند یک موتور سواری” که کالاهای تاکتیکی / نظامی ، IED ، اژدرهای بنگلور ، اتهامات پیراشکی ، بمب های لوله ای ، شارژ شکل را نشان می دهد ، و ظروف صابون. انواع مواد منفجره اصلاح شده که ما اغلب آنها را به عنوان سازنده گروه های حاشیه ای و تروریست ها مرتبط می کنیم ، در حالی که این اطلاعات از اطلاعات نظامی آمریکا آموزش داده می شوند. هر از گاهی ، در تصاویر ناخوشایند و جالب توجه اعتراضات ، رژه هایی که در آن مردم به عنوان گربه های غول پیکر ، دوئل و ساز می نوازند ، لذت ببرید ، به نوعی سورئال است که به یاد می آورد لوئیس کارول از طریق یک ناظر شورشی لیزرژیک.

گران بدون گربه: مقاومت کنید و وجود داشته باشید
منبع: ایکاروس فیلم

شاید این باشد نشانگررویکرد با مفهوم بالا ، توریستی بالا ، هنر بالا رویایی و شگفت آور است زیرا ویژگی جالب او از مقاله امپرسیونیستی به مستند کنایه آمیز می پرد ، این دیدگاه دنیوی برخلاف هر چیز دیگری که موضوعات زیادی را در هر دو مطلب نشان می دهد پویا و دامنه می بخشد از پوزخند بدون گربه.

از کجا پخش جریانی

ایکاروس فیلم نسخه بازسازی شده ای از آن را دارد پوزخند بدون گربه نمایش برای اولین بار در آمریکای شمالی در اجاره جریان OVID. گرچه داشتن و دیدن فیلم در آمریکای شمالی بسیار جالب است ، زیرا قسمت عمده فیلم شامل تصاویر بایگانی و 16 میلی متر دانه است ، اما فقط می تواند به نظر برسد بنابراین خوب فیلم های ایکاروس کیفیت بهتری را به خطر نمی اندازند. نسخه های متعددی وجود دارد و بسیاری از روایت های انگلیسی زبان دست نخورده است (از فرانسوی به انگلیسی برمی گردد) و زیرنویس های جاسازی شده. گاهی اوقات رمز گشایی روایت به سختی انجام می شود و زیرنویس های تکمیلی یک امتیاز خوب محسوب می شوند ، اما ممکن است با توجه به ترجمه (های) جاسازی شده و از قبل موجود ، تصویر را نیز به هم ریخته باشد. با این وجود ترمیم نسبت به دید مارکر احترام می گذارد ، این ویژگی بدون به خطر انداختن ظاهر و احساس اصلی آن زیبا به نظر می رسد ، خوشبختانه دید مارکر دست نخورده است.

Artful Touch؟

چیزی برای گفتن وجود دارد کریس مارکر و غنای زیبایی شناسی از پوزخند بدون گربه ، برخلاف سیاست تمسخر که در کرایه بیشتر رایج است (دشمنان دولت) یا شلوغی کرایه پخش جریانی که در Hulu و Netflix مشاهده می کنیم. با این حال ، شما مستندسازان با مهارت و تفسیر بیشتری مانند این را دارید الکس گیبنی، دیوید گریگوری ، یا رادنی اشر، (صدای مجزا آن یکی از ابتکاری ترین نیروهای خلاقانه فعال در رسانه است) آیا به نظر می رسد که در آنجا نفوذی وجود دارد؟

آیا یک پوزخند بدون گربه را دیده اید؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

https://www.youtube.com/watch؟v=l25XMwtWPME


پوزخند بدون گربه را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

NICHOLS AND MAY: مصاحبه ها (گفتگو با سری کتاب های فیلمسازان)

اگر مثل من هستی ، می دانی مایک نیکولز از طریق وابستگی او به فارغ التحصیل یا چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد. شاید شما مفهومی از نیکلز و ممکن است تیم improv که در دهه 1960 مدار کمدی را فتح کرد. شاید شما از آن آگاه باشید ایلین میتلاش خود را برای نوشتن و کارگردانی با موارد مشابه انجام می دهد یک برگ جدید و کودک دل شکسته. برای برخی ، همه موارد فوق است.

نیکولز و می: مصاحبه ها فرصتی بی سابقه برای ایجاد حس را فراهم می کند مایک نیکولز و ایلین می به قول خودشان ما به جای شرح حال عمیق دو شخصیت کمدی ، همه این قطعات و مضامین مختلف را در دهه ها ، حالات و حرکات شغلی آنها از ابتدا تا انتها بدست می آوریم.

این یک کار کوچک نیست و همچنین طبقه بندی یک فرد (خیلی کمتر از دو نفر به اندازه غیر قابل مقایسه) آسان نیست می و نیکلز) به یک جوهر ساده خوشبختانه ، این تلاش نمی کند.

در عوض ، اسناد اولیه در اختیار ما قرار گرفته است تا بتوانیم به تنهایی از طریق پروفایل های اولیه ، گپ های کنار آتش و بعداً گزارش های مربوط به شغلی ، آنها را بخوانیم و به آنها معنا دهیم. آنها نزدیکترین چیزهایی هستند که باید به منابع اصلی و جدا از خود فیلم ها و طرح ها داشته باشیم. اگرچه مشاهدات و نظراتی از منشور سایر افراد وجود دارد ، اما مخرج مشترک همیشه هستند ممکن است و نیکلز.

افکار در مورد Nichols & May

ما با علائم زیاد آب ، سکون ، بی عفتی و بیش از چند شکست مواجه هستیم. همانطور که آنها این کار را انجام می دهند ، مشاغل موزون می شوند و به ریتم های فردی خود می روند. حتی با تغییر مسیرهای آنها ، ممکن است و نیکلز همیشه یک مهارت برای پشت سر گذاشتن با هم داشته باشید ، و لذت بردن از آنها در یک جنجال و جنجال که رفاقت نامردشان را از یک عمر کار با یکدیگر محصور می کند ، بسیار خوشحال کننده است.

این متن مشترک کلیدی است. هر دو در سنین پایین به اوج شلیک کردند. نیکلز به زودی به بحث هالیوود تبدیل شد ، برخی از رکودها را تجربه کرد و در نهایت به عنوان یک کارگردان کاملاً قابل احترام ، اگر عموماً از آن قدردانی نکرد ، تا قرن 21 تحمل کرد.

ممکن استشغل حرفه ای مارپانتین بیشتر از موفقیت های اولیه آنها به شکست های افسانه ای ، چه واقعی و چه خیالی بود. به نظر می رسد که او برای احیای قدردانی از شهرت خود به عنوان یک دنباله دار بی ادعا و یک نبوغ خلاق ، به چشمان تازه منتقد و ارزیابی گذشته نگر احتیاج داشته است.

نیکلز‘مصاحبه ها معمولاً احساس راحتی بیشتری دارند زیرا او موضوعی سازگار ، بصیر و باهوش است. شغل کبوتر کاری او لزوما آسان نیست ، اما موفقیت های او منطقی است. ممکن استاز طرف دیگر ، غالباً احساس فرار می کند ، گرچه گرفتگی و انحراف او به سختی مانند حمله به مصاحبه گرانش و بیشتر بازتابی از شخصیت فردی بی نقص خود او است. نبوغ او اغلب به هر دلیلی در گیشه کمتر مورد استقبال قرار می گرفت یا حداقل سودآوری چندانی نداشت ، اگرچه چندین بار کلیدهای پادشاهی با نتایج متفاوت به او داده شد.

NICHOLS AND MAY: مصاحبه ها (گفتگو با سری کتاب های فیلمسازان)
می و نیکلز – منبع: هفتگی سرگرمی

داستان های متعددی از مصاحبه های مختلف دوباره مورد استفاده قرار می گیرند و تقویت می شوند ، به طوری که خواننده در میان هر مکاشفه جدید شروع به انتخاب ریتم ها و تکرارها می کند. ملاقات سرنوشت ساز آنها در ایستگاه راه آهن ایلینوی مرکزی ، بازی جاسوسی و پشت سر گذاشتن یکدیگر با مهارتهای خوب و جوانمردانه پیشرفت ، بسیار حادثه انگیز در این داستان احساس می شود ، و این یکی از داستانهایی است که اغلب توسط در پایان ، تقریباً مانند یک افسانه مقدس احساس می شود.

در زمینه فیلم سازی

بخشی از جذابیت این خلاصه ، موقعیت یابی است نیکلز و ممکن است در متن فرهنگ معاصر ، زیرا اغلب اوقات هم سن و سالان غالب آن زمان ، هم در موفقیت آنها و هم در شکست ها نقش داشتند.

نیل سایمون و ریچارد برتون دو مرد بودند که سریع آواز می خواندند نیچومنs ‘ اوایل به عنوان یک کارگردان ستایش. او البته چندین مورد از برجسته ترین آثار سایمون را مانند صحنه زنده کرد پابرهنه در پارک و زن و شوهر عجیب و غریب. او همچنین اولین کارگردانی فیلم خود را با لیز تیلور و برتون که در چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد؟

در یک مقاله در مورد نیکلز ، اورسون ولز نقل شده است که می گوید “هیچ کس در لیگ خود با بازیگران نیست” ، که کاملاً تعارف آور به نظر می رسد ناشی از بزرگتر از زندگی wunderkind پشت همشهری کین. روابط آنها بیشتر در سر صحنه فیلمبرداری جعلی بود گرفتن 22 ، و نیکلز بازیگران خوب انجام دادند ولز در بخشی که به نوعی شخصیت خودش و ناآرامی ای را که از بازیگران و خدمه ایجاد کرده بود ، بازی کرد.

چگونه می توان کارگردانی کارگردانی را که برخی از آن بزرگترین فیلم تمام دوران می دانند ، هدایت کرد؟ این بخشی از گفتگو است نیکلز او ستایش می کند و با یک شخصیت خود متقابل ستایش می کند ولز نبوغ در حالی که خودش را کوچک جلوه می دهد. درست است که در حالی که ولز در مدار جشنواره محبوب بود ، نیکلز با موفقیت تجاری که پیش از این بندرت به ندرت کسب کرده بود ، مبارک بود. در یک نظر بعدی ، نیکلز کمی بیشتر توضیح می دهد در مورد روند کارگردانی خود:

خوانده ام اورسون ولز گفتن “شما می توانید تمام جنبه های فنی فیلم ها را در یک روز یاد بگیرید” – که کاملاً درست نیست ، اما شما می توانید در مورد لنزها و عروسک ها و مونتاژ و موارد دیگر چیزهای زیادی بیاموزید ، و البته ، شما در مورد همه چیز یاد گرفته اید که دیدن فیلم در تمام زندگی شما. من فکر می کنم شما در واقع می توانید در حال یادگیری من را در مجموعه ببینید چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد.

یک بار دیگر تواضع فروتنی داری نیکلز به نمایش گذاشته شده و همچنین هوش او. از آنجا که او در اوایل کار خود به عنوان کارگردان مهارت خود را ثابت کرد ، به طوری که توانست بازیگران را به برخی از نمادترین اجراهای خود راهنمایی کند و حرفه ای بی نظیر را حفظ کند ، هم در صحنه و هم در صفحه نمایش. حتی امروز او احساس می کند کمی معما است.

NICHOLS AND MAY: مصاحبه ها (گفتگو با سری کتاب های فیلمسازان)
Catch 22 (1970) – منبع: Paramount Pictures

اگر ما این را با خیال راحت قرار دهیم ایلین میتوضیحات خود در مورد کارگردان شدن برای اولین بار در مجموعه یک برگ جدید، زمینه ای در مورد چگونگی یادگیری و رویکرد وی به این کار فراهم می کند.

من این کارگردان را که چنان وحشت زده بود تماشا کرده بودم که مجبور شدند او را درست قبل از گرفتن از دستشویی بیرون بیاورند. به معنای واقعی کلمه. و من تصمیم گرفتم که چنین کاری نکنم و اگر خیلی ترسو نباشم بگویم: “خوب ، من نمی دانم” ، حال من خوب است. اولین فیلم ، آنها فکر کردند که من دیوانه ام. فیلم دوم ، بعد از اینکه فیلم اول درآمد کسب کرد ، آنها فکر کردند که من راه خودم را دارم. “او روش خاص خود را دارد.” آنها همیشه فکر می کنند شما واقعاً می دانید. آنها می فهمند ، او می داند. اما شما واقعاً این کار را نمی کنید. من مطمئن هستم که جان فورد می دانست منظورم این است که بیست و پنج تنظیم ممکن است ، و او همه آنها را انجام داده است. من می دانم که این یک چیز بسیار مفید برای چسبیدن به: من نمی دانم.

اینجا ممکن است، ترجیحا مانند نیکلز، ضمن اعتراف به محدودیت های خودش ، یک استعداد عالی کارگردانی را تصدیق می کند. با این حال ، درجه ای از صداقت را نشان می دهد که طراوت بخش است.

درست است که جزئیات پروژه بعدی او مایکی و نیکی به تنهایی احساس یک علوفه کافی برای یک کمدی دیوانه وار که از قراضه های هالیوود با هم جمع شده است ، می شود ممکن است به عنوان دانشمند دیوانه ای که با استودیو بر سر تکه تکه شدن فرانکشتاین ارزشمند خود درگیر شد ، بازی کرد. اکران اخیر معیار امیدوارم که زندگی دوم فیلم را در خارج از مرزهای داستان های خبری فراهم کند.

ممکن است در مورد همین گفته شود ایشتار ، او Road Road در دوران ریگان ، قبل از اینکه در سینما اکران شود ، تقریباً یک افتضاح بزرگ به او لقب داده شد. تولید پر دردسر آن شاید در درجه دوم باشد دروازه ی بهشت وقتی صحبت از کسب مشکوک ترین شهرت در گیشه می شود.

به طور هم زمان، ممکن است در موارد مختلف با این خط مشخص شده است: “اگر همه افرادی که از ایشتار متنفر بودند آن را می دیدند ، من امروز یک زن ثروتمند خواهم بود.” باید حدس زد که احتمالاً درست است. این فقط بیانگر این است که صنعت می تواند چه تلاطمی داشته باشد. اگر هیچ چیز دیگری نباشد ، صدای سفید بسیار زیادی وجود دارد که باعث منحرف شدن و تحریف محصول نهایی می شود.

با این حال نویسندگان و کارگردانان این کار را دوست دارند می و نیکلز هرگز تحت تأثیر جزر و مد روز قرار نگرفتند. مانند نیکلز گذرا ذکر می کند ، “چه کسی می خواهد یک موفقیت باشد؟” او فشار چنین احساسی را در اوایل زندگی حرفه ای خود در کنار خود تجربه کرد ممکن است. این نشان دهنده قدرت و کنجکاوی آنها است که آنها را وادار به فشار برای انجام پروژه هایشان سالها بعد کرده است. این امر لزوماً همیشه از روی نیاز به تجارت نبوده بلکه مجبور به خلق چیزهایی بوده که شخصاً خوشحال کننده بوده اند.

فیلم ها و کارگردان های مورد علاقه

شنیدن نام کارگردانان و فیلمهایی که نیکلز و ممکن است عزیزان مهم و علاقه مندی های شخصی را بسیار مورد توجه قرار دهید. در یکی از مصاحبه های قبلی ، نویسنده به چگونگی اشاره کرده است نیکلز وقتی لیست برخی از کارگردانان مورد علاقه خود را لیست می کند ، موزون می شود:

فلینی ، تروفو ، استیونز ، کازان ، وایلدر ، لستر، و بعضی دیگر را به یاد نمی آورم. ممکن است بگویید سلیقه او التقاطی است ، گرچه او در این امر جزئی است فلینی و او فکر می کند 8 1/2 بزرگترین فیلمی که تاکنون ساخته شده است. او با دیدن آن گریه می کند ، اما نه همیشه در همان مکان ها. قبل از اینکه کار را شروع کند ویرجینیا وولف ، مایک همیشه در توالی حرمسرا گریه می کرد 8 1/2. هنگامی که او شروع به ساخت فیلم خود کرد ، در طول صحنه های گریه می کرد 8 1/2 نشان دادن ساخت فیلم درون فیلم.

NICHOLS AND MAY: مصاحبه ها (گفتگو با سری کتاب های فیلمسازان)
یک برگ جدید (1971) – منبع: Paramount Pictures

چه زمانی ممکن است در مصاحبه ای که مربوط به آن بود سال مشابهی از او پرسیده شد یک برگ جدید، او برخی از مظنونان معمول و همچنین چند انتخاب روشن را ذکر می کند:

آرتور پن مایک نیکولز تروفو هرکسی که کرده عشق های یک بلوند. هرکسی که کرده تعطیلات برای هنریتا، که یکی از فیلمهای عالی ساخته شده است … فیلم مورد علاقه من است لنگرهای بزرگ، که من آن را یکی از فیلمهای عالی ساخته شده می دانم. من هم دوست دارم جادوگر شهر از. البته من آن را در جوانی دیدم ، اما احساس می کنم که دقیقاً همان احساس را خواهم داشت.

گویاترین بخش مبادله احتمالاً زمانی اتفاق می افتد ممکن است خواسته شده است تا فرضیه را توضیح دهد یک برگ جدید ، و او بلافاصله خلاصه ای طولانی از بر باد رفته، در حالی که حیله گرانه از اینکه قبلاً فیلم را قبلاً ندیده است ، نادانی می کند. به نظر می رسد این بیش از هرگونه روابط شخصی وی نشانگر زیربنای سبک سینمایی وی است.

Nichols & May: نتیجه

خیره کننده است که فکر می کنم مایک نیکولز اکنون بیش از 6 سال از کار او می گذرد ، خصوصاً به این دلیل که تا پایان کار ، او هنوز هم یک مدیر کار بود ، بسیار فکر می کرد و به سختی در لنج های خود آرام می گرفت. اگرچه شریک زندگی او و همچنین زیبایی او از بین رفته است استنلی دونن ، ایلین می هنوز با ماست ، بدون شک از ناشناس ماندن وی به عنوان یکی از ضد معروف های بزرگ در تمام دوران لذت می برد. بزرگترین خط منشأ باقی مانده است که علیرغم تلاش برای خودشکنی ، ایلین می یک معامله بزرگ است

برای ممکن است و نیکلز این مصاحبه ها به عنوان تازه کارها و مصاحبه های تازه ای که انجام داده اند ، کارهای زیادی در جهت تبلیغ میراث آنها انجام می دهند ، حتی اگر نگاه عمیق تری به نگاه فردی آنها به زندگی و کارشان داشته باشد. اگر می خواهید بیش از گذشته از آنها قدردانی کنید ، دیگر نگاه نکنید.

با چه بخشی از میراث Elaine May یا Mike Nichols بیشتر آشنا هستید؟ آیا موفقیت بدنی در کار آنها دارید؟ لطفاً در توضیحات زیر به ما اطلاع دهید.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل برگردید و بیشتر

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند

کریسمس در آلمان نازی همانطور که انتظار می رفت پیچ و تاب داشت. خانواده های آلمانی کلوچه هایی به شکل سوستیکا می خوردند ، درختان صنوبر را با رونهای “سنتی” نوردیک تزئین می کردند و برای جلوگیری از اشاره به خدا ، مسیح و مسیحیت ، سرودهایی را می نوشتند که بازنویسی شده است. از آنجا که عیسی یکی از برجسته ترین یهودیان تاریخ است ، حزب نازی با تعطیلاتی که تولد او را جشن می گرفت ، جنگ کرد. نازی ها نیز به طور فزاینده ای نسبت به دین سازمان یافته احتیاط می کردند. آنها حتی سعی کردند تولد مسیح را با تولد جایگزین کنند آدولف هیتلر – او “نجات دهنده فورر” را صدا كردند.

در سالهای رژیم نازی آغشته و دهه های پس از آن ، روابط آلمان و کریسمس مخدوش و ناخوشایند بود. این نبرد نازی ها در برابر کریسمس ستون فقرات روایت غیرمعمول کلاسیک عجیب و در عین حال دوست داشتنی کریسمس را تشکیل می دهد: انیمیشن ویژه ایست متحرک 1970 Santa Claus Comin ’to Town است.

Burgermeister Meisterburger و رژیم نازی وی

سانتا کلاوس به شهر می آید ، امسال 50 سالگی خود را جشن می گیرند ،یک محصول Rankin / Bass است که به دنبال سایر کالاهای ویژه ایستاده کریسمس استودیو است رودلف گوزن شمالی بینی قرمز و پسر کوچک درامر. اولین بار در سال 1970 با فیلمنامه ای از استودیوی معمولی از تلویزیون پخش شد رومئو مولر. در بررسی من از رودلف گوزن شمالی بینی قرمز و این روایت آشکار کویر آن است که من گفتم Santa Claus Is Comin ’to Town “سانتا را به عنوان یک چهره مسیحی دوباره بازسازی می کند و تصور می کند که عیسی می توانست هولوکاست را متوقف کند” ، این نوع خلاصه ای نیست که شما فقط بدون پیگیری در مورد مردم می نویسید.

Santa Claus Comin ’to Town است داستان اصلی سانتا است و راوی ما ، S.D. ، توضیح می دهد “در یکی از کشورهای شمالی” کلوگر (با صداگذاری توسط فرد آستر، چرا که چرا نه). روستایی که در آن مولر صحنه ما سامبرتاون است ، یک شهرداری کوچک و بدبخت که در آن مردم شهر سیاه می پوشند ، هیچ کس رابطه جنسی برقرار نمی کند و همه آنها احتمالاً گرسنه هستند.

Burgermeister Meisterburger (پل فریز) بر سامبرتاون سلطنت می کند ، در حالی که شهروندان گرسنه می شوند خود را خسته می کند و برای حفظ صلح به شبه نظامیان خود اعتماد می کند. سربازان همه با لباس ضد جنگ جهانی اول ، کامل با پیکلهاوبن کلاه ایمنی خوشه دار من فکر می کنم Burgermeister ، که نیروهای نظامی او را “Her Burgermeister” می نامند ، واقعاً یک پادشاه است. اما از آنجا که نمایش ویژه یک شهر عمومی پروس فرهنگ قرن 18 با قرن 19 را مخلوط می کند پیکلهاوبن و نازیسم قرن بیستم ، خواندن جزئیات تمثیل آن دشوار است.

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

بدیهی است که Burgermeister قصد دارد که یک هیتلر کامپوزیت. او یک استبداد دیوانه و با تعصب شدید است – در اینجا ، این در برابر اسباب بازی ها است – و همه او و سربازانش با لهجه های آلمانی سنگین صحبت می کنند در حالی که صدای ساکنان شهر و سانتا شبیه آمریکایی ها است.

جنگ او با اسباب بازی ها از انزجار عمیق او برای خوشبختی شهروندانش ناشی می شود (حدس می زنم سامبرتاون نامی برای زندگی داشته باشد). بعد از اینکه او هنگام پایین آمدن از پله های کاپیتول روی یک اسباب بازی بلغزد ، در بیمارستان پیچ می خورد. “اسباب بازی؟” او با کمال ناباوری از ستوانش می پرسد. “همانطور که شک کردم … از اسباب بازی ها متنفرم. و اسباب بازی ها از من متنفرند! یا آنها می روند ، یا من می روم … و مطمئناً نمی روم. ” وی خواستار ذوب شدن همه سربازان قلع ، دستگیری عروسک های بالرین و غرق شدن قایق های اسباب بازی است. وی می گوید: “بدین وسیله اسباب بازی ها غیرقانونی ، غیراخلاقی ، غیرقانونی اعلام می شوند و هر كسی كه یك اسباب بازی در اختیار داشته باشد ، دستگیر و در سیاه چال انداخته خواهد شد.”

Burgermeister تهدید به دستگیری کودکان ، ایجاد ممنوعیت منع رفت و آمد منزل ، و مأموریت می دهد که پس از غروب آفتاب همه درها و پنجره ها قفل شود ، و او و رژیمش شبانه به خانه ها حمله می کنند تا اسباب بازی هایی را که ممکن است پنهان شوند جستجو کنند (بخوانید: زیر تخته کف یا داخل پیانوها). “در محل جستجو کنید! اگر به اندازه یک سنگ مرمر یا نصف جک پیدا کنید ، کل خانه دستگیر شده است! ” او در حالی که خانواده ای در سالن مسافرتی ترسیده اند ، سربازان خود را فریاد می کشد.

افراطی بودن قوانین Burgermeister در قوانین نورنبرگ ، که در آلمان یک کشور نژاد محور ایجاد می کند و سوزاندن کتاب در سراسر کشور را تسهیل می کند ، دارای همتایان واقعی است. بعد از کریستیلناخت ، قوانین ضد یهودی بیشتر منجر به دستگیری های جمعی و مجازات اعدام برای هر کسی که یهودیان را پناه می دهد ، شد.

Burgermeister یک اسباب بازی را در میدان شهر سوزانده است. “فرزندان سامبرتاون!” او فریاد می کشد ، و مشعل را به سمت اسباب بازی ها گرفته است. “دیگر هرگز بازی نخواهی کرد!” او آنها را در وسط شهر جلوی چشم بچه ها روشن می کند و سربازانش به تماشای اردک های چوبی و خانه های عروسکی می روند که در شعله های آتش به همان روشی که نازی ها تماشا می کردند صفحات کتاب پیچ خورده و در آتش خاکستر می شوند.

سانتا شکل مسیح

Burgermeister و رژیم نازی اش ، به همین ترتیب ، علیه کریسمس عصبانی می شوند هیتلرحزب در دهه های 1930 و 40 انجام شد. کریسمس در Kris Kringle شخصیت پردازی شده است (میکی رونی) ، که پیدایش آن با تصاویر مذهبی و اساطیر کلاسیک قهرمان مسیحی به اوج کتاب مقدس رسیده است. منشأ او داستان بسیاری از پیامبران قبل از او را تداعی می کند.

کریس ابتدا مانند موسی ، استر و عیسی به عنوان یتیم وارد دربار Burgermeister می شود. یادداشتی که روی پتو او چسبانده می شود ، سرنوشت او را نشان می دهد مانند کریس که در یک رمان YA بد زندگی می کند: “او استثنایی خواهد بود ،” این نت پیش بینی می کند ، “فقط اگر عشق مورد نیاز او باشد.”

Burgermeister وقت این شیطنت را ندارد و سفارش می کند کودک را به پرورشگاه خارج از شهر بفرستد. در مسیر ، اما ، سورتمه کریس توسط باد شدید از بین می رود. او مانند موسی در سبد نی ، کوهی را به جنگل منفجر کرده و سرانجام در آستانه یک خانواده برجسته فرود می آید.

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

از آنجا ، مضامین قهرمان مسیحی خاموش است – اگرچه ادیسه کریس از طریق جنگ جهانی وارلاک را می توان به 40 روز وسوسه عیسی در بیابان تشبیه کرد ، و خویشاوندی او با حیوانات جنگل را می توان به خوبی متصل کرد ، قهرمانان کتاب مقدس را انتخاب کنید. مسیحیت یهودیت همه اینها زمانی برمی گردد که Burgermeister بابانوئل را از انجام تحویل اسباب بازی به سامبرتاون غیرقانونی اعلام کرد ، اما کریس گروه را برای انجام آخرین کار با هم جمع می کند و همه را به خطر می اندازد تا یک اسباب بازی کشتی نوح را به یک دختر کوچک بیمار تحویل دهد.

کریس ، مانند عیسی ، برای مردم شهر معجزه می کند – او نه تنها باعث شادی و نشاط فرزندان سامبرتاون می شود ، بلکه می تواند آینده را بخواند ، ذهن مردم را بخواند ، گوزن شمالی را پرواز دهد و بدترین ریش جهان را رشد دهد. وقتی کریس با کینه Burgermeister روبرو شد ، حتی نمی تواند خود را متنفر از پادشاه سامبرتاون کند. مسیح نفرت نیاورد. او آمد تا به خانه ها نفوذ کند و با جنگ افزارها دوست شود و همه او از جای جنگ خارج است.

بسیاری از مضامین مذهبی در عروسی او با معلم مدرسه شهر ، خانم جسیکا متبلور می شوند (رابی لستر) آستر به ما می گوید ، “آنها در جنگلهای زمستانی ساکت در برابر خداوند ایستادند و کلیسای جامع آنها یک نخلستان از درختان کاج بود.” به طرز عجیبی ، Warlock Warlock (کینان وین) باید کمی جادو از خدا بخواهد. جادو تمام نکته بابانوئل است! در داستان اصلی او ، به ما نشان داده شده است که جادوی کریسمس حتی قدرتمندترین نیرو در جهان نیست. سانتا و وارلاک به قدرت بالاتری پاسخ می دهند. (نکته: این خداست.)

آهنگ سیمای اتصال مسیح ، آهنگ عروسی کریس و جسیکا ، “What Better Way To Tell You” ، به طور مستقیم به تولد عیسی اشاره می کند و یک خط مستقیم از مجوس کتاب مقدس می آورد که به عروسی سانتا و جسیکا هدایای خود را در عروسی عوض می کنند. “این رسم از مدتها قبل آغاز شده است ،” آستر آواز می خواند ، “هنگامی که مردان خردمند برای اولین بار سه نفر / هدیه های عشق ، عشق / به نوزادی تازه متولد شده اهدا کردند.” (اکثر آهنگ ها وحشتناک هستند.)

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

در جمع بندی ویژه ، به ما یادآوری می شود که شب کریسمس “مقدس ترین شب سال” است و داستان سانتا ، مانند تمام داستان های کتاب مقدس ، دارای درس های اخلاقی است که شما باید از آن بگیرید. من ممکن است در مدرسه یکشنبه فقط نیمی از توجه را داشته باشم ، اما آخرین لحظه Santa Claus Comin ’to Town است دقیقاً همان نوع چیزهایی است که تماشا می کنیم ، و با اتصال سانتا به موضوعات خیرات ، دلسوزی و عشق عمیق و پایدار به خدا پایان می یابد.

یهودیت اسباب بازی ها

تا کنون ، جالب ترین جنبه ویژه تمثیل پیچیده آن برای آزار و اذیت مردم یهود توسط رژیم نازی است. در تمثیل ، اسباب بازی ها برای نشان دادن یهودیان است. به نظر ناراحت کننده ، تحقیرآمیز و کمی شوخی آور است ، اما سابقه طولانی شدن عینیت قوم یهود توسط پروس و امپراتوری آلمان را در نظر بگیرید. که در آموس ایلونرا حیف آن همه ، وی در مورد بررسی یهودیان آلمان از سال 1743 تا ظهور رایش سوم نوشت که یهودی در پروس “از حقوق محروم شد و به کالایی مانند یونجه یا گاو تبدیل شد.” تنها راهی که یهودیان می توانستند به برلین قرن هجدهم وارد شوند ، دروازه ای بود که مخصوص دام ها بود.

همچنین این مسئله وجود دارد که شهر چگونه قانون ضد اسباب بازی Burgermeister را به راحتی می پذیرد. همه سامبرتاون بلافاصله با آن همراه هستند. حتی خانم جسیکا ، معلم جدید مدرسه ، بی چون و چرا می پذیرد که اکنون اسباب بازی ها غیرقانونی هستند و تهدیدی برای دولت محسوب می شوند. آنها به راحتی برای مشکلات شهر فریب می خورند.

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

سانتا کلاوس به شهر می آید ، با این حال ، استادانهآنقدر به شما سر می زند که حتی نمی توانید به تمثیل هولوکاست در هسته آن فکر کنید. به عنوان مثال سانتا ، یک آهنگ کامل را در مورد چگونگی نیاز کودکان به نشستن در دامان او و پرداخت بوسه به او می دهد اگر اسباب بازی می خواهند ، که برخی از گریه های وحشتناک درجه A است. (آهنگ برای اکثر پخش های شبکه قطع یا مختصر شده است.)

جسیکا تصنیف قدرتمندانه دهه 70 را می خواند. Burgermeister با یو یو بازی می کند. و این یک فرد جانبی عجیب و غریب پنگوئن وجود دارد ، Topper – به هر حال توپر چه فایده ای دارد؟ او زیلچ می کند تا داستان را پیش ببرد. او مفید ، بامزه یا باهوش نیست. او اظهار داشت که یک مدیر شبکه با دیدن استوری بورد ها می گوید: “هوم ، سانتا با گونی اسباب بازی هایش در حال دویدن در این شهر بدبخت است. احساس کردن درست است … من می دانم! یک پنگوئن به آن اضافه کنید! یار جانبی پنگوئن! و کمی روسری راگبی به او بده! “

معمای جن

Santa Claus Comin ’to Town است بر اساس آهنگ مشهور همان آهنگ ، به همان روشی که فیلم ساخته شده است کشتی جنگی، که در آن لیام نیسون و ریحانا مبارزه با بیگانگان در دریا ، بر اساس بازی رومیزی است. این یک چیز گیج کننده است که باید بخاطر بسپارید ، Santa Claus Comin ’to Town است هیچ پایه ای در آهنگ ندارد. به عنوان مثال خانواده جن ها ، کرینگز را در نظر بگیرید – آنها در بالای کوه Winter Warlock در دره رودخانه رنگین کمان زندگی می کنند ، و کریس جوان را هنگامی که موسی را به آستان خانه خود می برد ، می برند.

پدرسالار ، تانتا کرینگل (جوآن گاردنر) ، در مقایسه با نازی های سامبرتاون ، تنها شخصیت خوب لهجه آلمانی است. Kringles ، او از طریق ترانه به ما می گوید ، قبلاً “مشهور جهان” بوده و از حق امتیاز برخوردار بوده است ، جزئیاتی که نه تنها در آهنگ اصلی وجود ندارد بلکه هیچ تأثیری در داستان ندارد – آنها می توانند از یک طیف طولانی صاحبان سالن های بولینگ و تفاوتی نمی کند. تنها جنبه داستانی که این تصمیم بر آن تأثیر می گذارد ، زیرمتن یهودی است.

ایلون در می نویسد حیف همه چیز درباره شهرت باستانی که توسط روشنفکران یهودی در قرون وسطی کسب شده است. وی می نویسد: “آنها طبقه متوسط ​​اولیه شهری را از تجار ، جراحان ، داروخانه ها و صنعتگران با طلا ، نقره و سنگ های قیمتی تشکیل می دادند.” این در مورد کرینگلز نیز صدق می کند – در هیچ کجای سامبرتاون ، جایی که القا می شود قبلاً کار می کردند ، نشانه هایی از یک طبقه متوسط ​​مشاهده نمی کنیم. به نظر می رسد که تنها شغل در شهر عضویت در شبه نظامیان Burgermeister باشد که ساختارهای مذهبی مانع از پیگیری یهودیان می شود. Kringles تنها صنعتگرانی هستند که در فیلم می بینیم. (برخی از منتقدان ادعا کرده اند که این جنگل شخصیت یهودی است ، اما ما در مورد او بسیار اندک می آموزیم که نمی توانم صادقانه در این باره صحبت کنم).

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

ایلون همچنین در مورد “یهودیان درباری” می نویسد ، یک جمعیت کوچک نخبه از یهودیان ممتاز که مستقیماً امور مالی و کالاهای دادگاه را کنترل می کردند – یک سیستم منحصر به فرد آلمان. کرینگل ها در هر دو دسته قرار می گیرند ، که یادآوری تاریخ یهودیان در آلمان است. از آنجا که او را بزرگ کردند ، کرینگل ها فرهنگ و میراث یهودی خود را بر روی کریس ترسیم می کنند. هنگامی که او با اسباب بازی های گونی پشت خود را به سمت سامبرتاون رهسپار می کند ، او خشن را مجسم می کند بتلجودن بسیاری از عشایر یهودی مجبور به گذراندن سبک زندگی شدند

نتیجه گیری: صرفه جویی در کریسمس

با همه تمثیل های خاص درباره نازیسم و ​​ظهور فاشیسم در آلمان ، Santa Claus Comin ’to Town است با یک جارو زدن واقعا عجیب و غریب در زیر فرش به پایان می رسد. کلوگر می گوید: “Meisterburgers ، نیمه خاموش شد و از قدرت افتاد. و توسط و توسط ، افراد خوب فهمیدند که قوانین Meisterburger چقدر احمقانه است. خوب ، همه خندوانه فوق العاده ای داشتند و همه چیز را فراموش کرده بودند. ” متاسف، فرد آستر، اما یک خنده مفرح و مبهم و درک گسترده نقایص رهبر قدیمی برای اطمینان از اینکه تاریخ هرگز تکرار نمی شود کافی نیست. این یک تخیل تحقق آرزو است و همانطور که فاشیسم در دنیای واقعی پس از سال 1945 به ما آموخته است ، یک پلیس کامل و کامل است.

یک جمع بندی بهتر از فاشیسم “قرار دادن یک پا در مقابل پای دیگر” است ، آهنگی که کریس در مورد چگونگی تغییر نگرش شما آسان می خواند. در این فیلم ، این مفهوم معنای مثبتی در مورد تغییر دیدگاه شما برای تبدیل شدن به یک فرد بهتر ، شادتر و ذوب شدن قلب یخی warlock دارد. اما این آواز همچنین شیب لغزنده فاشیسم را توصیف می کند و اینکه چگونه ستم سیستمی می تواند به تدریج به نسل کشی تبدیل شود. یک چیز به چیز دیگری منجر می شود ، و به زودی از در بیرون می روید.

Santa Claus Comin ’to Town است مثل دو فیلم احساس می شود: یکی داستان اصلی بابا نوئل با مضامین مسیحیانه وار. دیگری یک فیلم سکولارتر است که جسورانه به تاریخ آزار و اذیت یهودیان در آلمان می پردازد و تصاویر نازی های بسیار روی بینی را نشان می دهد. از طریق استفاده از تاریخ متناوب – به تصویر کشیدن سانتا به عنوان شخصیتی مسیحی مانند که اگر در دهه 1930 بود ، می توانست جلوی سقوط آلمان به فاشیسم را بگیرد – این فیلم یک داستان کاملاً متعالی و غیر مسیحی را به یک داستان کاملاً مذهبی تبدیل می کند. احساس گربه ماهی می کند ، مثل اینکه کودکان را به دین وادار می کند. اما در همان زمان ، آیا دلیل حضور Topper در آنجا نیست؟ و آهنگ ها؟ و قفل جنگی؟ تا شما را از مضامین مذهبی منحرف کند؟

در مورد درگیری طولانی مدت آلمان با کریسمس ، تلاش نازی ها برای ایجاد ریشه های “ژرمنی” و “سنتی” بیشتر برای این تعطیلات ناموفق بود ، هرچند برخی از اعمال و سرودهای تجدید نظر شده برای چند دهه در آن جا ماند. جمهوری دموکراتیک آلمان در 1950s جنبش ضد مسیحی سازی مشابهی را آغاز کرد ، اما این نیز ناکام ماند.

ملت در دهه 60 و 70 برگشت. آلمان ثروتمندتر شد ، کریسمس به کانون سال تقویم خرده فروشی تبدیل شد و تا دهه 1980 ، این کشور به وضعیت مصرف گرایی انبوه رسیده بود که خود اکثریت دنیای غرب را به کام خود فرو برد. آلمان هرگز در مبارزه با بابانوئل پیروز نشد ، کریسمس پس انداز شد ، و فقط با 79.99 دلار در آمازون ، می توانید یک زیور آلات Hallmark از Winter Warlock و رفیق قدیمی او ، Topper the penguin بخرید.

به چی فکر میکنی بابا نوئل به تاون می آید؟ Rankin / Bass ویژه مورد علاقه شما چیست؟ در زیر با افکار خود نظر دهید


Santa Claus Comin ’to Town را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

هیچ وقت برای مرگ ندارید شمارش معکوس: MOONRAKER دوباره بازدید شده است

در شمارش معکوس بدون وقت برای مردن ، جیک تروپیلا در انتظار انتشار آخرین ورودی ، نگاهی به هر فیلم باند – رسمی و غیر رسمی – می اندازد.

یک روند ثابت از این نقطه در این مجموعه قول بازگشت جیمز باند برای یک ماجراجویی دیگر است و گفت که ماجراجویی همیشه روی صفحه نامگذاری می شود (به عنوان مثال ، “جیمز باند دوباره انگشت طلا“). در حالی که نمایی از یک کشتن با افشای عنوان بعدی در پایان اعتبارات به طور دائمی از بین می رود ، حق رای دادن همچنان به پایان دادن به بازگشت 007 در پایان هر فیلم ادامه می دهد و این دلیل اصلی است که من این قطعات را به همان شکل امضا می کنم.

جاسوسی که مرا دوست داشت معلوم شد که یک موفقیت جذاب برای حق رای دادن است و موفقیت آن را برای سالهای آینده تضمین می کند. بینندگان چشم عقاب ممکن است متوجه شده باشند که فیلم بعدی قرار است باشد فقط برای شما. با این حال ، سال 1977 شاهد انتشار یک مگایت دیگر بود که یک حق رای دادن چند دهه را ایجاد کرد: جنگ ستارگان. و از آنجا که باند عادت داشت که روندهای محبوب را به خود اختصاص دهد ، فقط برای شما قفسه بندی شده بود و Moonraker قرار بود فیلم بعدی باند باشد.

هیچ وقت برای مرگ ندارید شمارش معکوس: MOONRAKER دوباره بازدید شده است
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

خوب ، وقت آن است که یک بار دیگر به خلاف دانه برویم. برای بسیاری از، Moonraker یکی دیگر از نورهای کم نور برای باند است ، با برخی از افراد تا آنجا پیش می روند که آن را به عنوان بدترین عنوان می کنند. در حالی که جنگ ستارگان عناصر عامل بزرگی در توصیف چنین موقعیت پست است ، هنوز چندین م severalلفه دیگر در بازی وجود دارد که آن را برای بیشتر بینندگان فرو می برد. هونداکت تله کابین! یک کبوتر که یک برداشت دوتایی می کند! آرواره ها به طور غیرقابل توصیفی برمی گردند ، و عاشق می شوند! همه اینها و موارد دیگر قبل از اینکه باند حتی پا در یک شاتل فضایی بگذارد.

ببین ، من هیچ ادعایی نمی کنم Moonraker یک شاهکار سوund تفاهم شده است. اگر واقعاً از آن متنفر هستید ، این اختیار شماست و من سعی نمی کنم نظر شما را تغییر دهم. اما من همچنین نمی توانم در نفرت شما به شما بپیوندم. Moonraker مطمئناً یک فیلم بنکر است ، اما بسیار سرگرم کننده است. غالباً سرگرم کننده و با شکوه به اندازه مساوی ، Moonrakerبیش از حد سرریز شده یک لذت کامل است ، مانند یک کاسه بزرگ بستنی که با عروسک های اضافی شکر پر شده است. بیایید سوار شاتل Moonraker شخصی خودم شویم و به سال 1979 برویم تا دلیل آن را بفهمیم.

یک قدم کوچک برای باند

Moonraker توسط هدایت شد لوئیس گیلبرت، در سومین و آخرین سفر خود به عنوان مدیر باند ، که فقط یک معنی می تواند داشته باشد: ما با هواپیماربایی کشتی بزرگ دیگری باز می شویم. این بار ، این عنوان Moonraker است ، یک شاتل فضایی است که با پرواز از پشت هواپیمای ناسا که آن را حمل می کند ، در اواسط پرواز دزدیده می شود. این باعث ایجاد هیاهویی در انگلستان می شود و MI6 را وادار به ارسال (شما حدس می زنید!) پیوند برای بررسی موضوع می کند.

دقیقاً چطور یک پرش از اسکی معروف در انتهای واقع شده است جاسوسی که مرا دوست داشتدنباله قبل از عنوان؟ پاسخ: شما به صورت جانبی حرکت می کنید ، پس از آنکه باند را بدون چتر نجات می دهید ، او را در هوا نگه دارید. این نتیجه منجر به یکی از هیجان انگیزترین سکانس های این مجموعه می شود ، پیروزی در کار بدلکاری عملی به عنوان باند و سقوط بد بدرقه زمین در حالی که بر سر یک ناودان تنها و نجات دهنده زندگی می جنگید.

این به اندازه هر چیزی که برای باند در فیلم گرفته شده و حدود 88 سفر چتربازی جداگانه را انجام داده است ، هیجان انگیز است (بدلکاران چترهای پنهانی را که در پارچه کت و شلوارهایشان دوخته شده بود می پوشیدند تا توهم خطر را ایجاد کنند). اوه ، و آرواره ها به طور تصادفی ظاهر می شوند ، زیرا به عنوان مورد علاقه مخاطبان فیلم قبلی تبدیل شده اند. چگونه می تواند کلم بروکلی حباب دار در برابر آوردن او مقاومت کنید؟ همانطور که ممکن است تلاش کند ، فکها موفق به گاز گرفتن باند در هوا نمی شود و زمینهای سقوط را روی چادر سیرک فرود می آورد. اعتبارات نشانه

شرلی باسی یک هت تریک سریال را با یک حرکت دیگر در آهنگ عنوان به ثمر می رساند. با ارائه لطیف ترین موضوع خود ، “Moonraker” فاقد نمونه کلاسیک “Goldfinger” است ، اما من هنوز هم این موضوع را بسیار عالی دوست دارم. آنچه که می توانست یک کنسرت صرفاً اجاره ای باشد با افزایش یافت باسیعظمت ابدی برای این ، ما ، به او سلام می کنیم.

هیچ وقت برای مرگ ندارید شمارش معکوس: MOONRAKER دوباره بازدید شده است
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

قبل از ادامه کار ، باید با یکی از ستارگان سریال خود خداحافظی کنیم. Moonraker آخرین فیلمی است که این فیلم عالی را به نمایش می گذارد برنارد لی به عنوان مضحکه ام. در یازده فیلم ، سه پیوند و هفده سال خدمت ، لی از آن زمان یک مهم است دکتر نه، از آنجا که این نقش فقط به چند دقیقه زمان نمایش در هر بار ورود احتیاج داشت ، در هر فیلم ظاهر می شود. یکی از آخرین لحظات او در اینجا ، مخفیانه سپردن باند به بیرون رفتن و انجام مأموریت خود تحت عنوان مرخصی شخصی ، از بهترین لحظات اوست. متشکرم ، آقای لی. از خدمات شما متشکرم.

ماموریت مورد نظر؟ شاتل Drax Industries Moonraker را گم کنید ، که بقایای آن در هیچ نقطه ای در نزدیکی محل سقوط کشتی سقوط کرده ناسا نبود. باند برای ملاقات هوگو دراکس به کالیفرنیا می رود (مایکل لونسدیل) ، رئیس صنایع Drax ، و Bond Villain شما برای سرگرمی این شب. افشای کامل: فکر می کنم Drax مخفیانه یکی از بهترین شرورها باشد ، فقط فقط برای لونسدیلعملکرد او خطوطی مانند “آقای باند ، تو از تمام تلاش های من برای برنامه ریزی مرگ سرگرم کننده برای تو سرپیچی می کنی “و” از آقای باند مراقبت کن. ببینید که بعضی از آسیب ها به او وارد شده است “به قدری باورنکردنی خوب که او عملا نمایش را می دزد. او همچنین یک مرگ بزرگ نیز دارد: توسط دارت ساعت مسموم شده و در خلا of فضا شلیک می شود. بالا ، بلوفلد.

من فکر می کنم که به عنوان یک شرور بزرگ ، بسیار خوب است ، باید اعتراف کنم که در کشتن باند بسیار کینه توز است. دراکس چندین فرصت طلایی دارد تا فقط بالا برود و با شلیک گلوله ای به سر باند شلیک کند ، اما ثابت می کند که سقوط وی برای قتل مفصل (یک گروه مشترک) است. خواه مرگ توسط اتاق چرخش سانتریفیوژ ، تیراندازی قرقاول ، سوزاندن اگزوز شاتل یا خفقان آناکوندا ، باند همیشه از ابزار Q مناسب برای صرفه جویی در روز برخوردار است. جهنم ، دراکس حتی به Jaws از طریق یک Hotchman Hotline orders سفارش می کند تا در پایان تاریخ 007 کمک کند ، و او هنوز هم نمی تواند کار را به پایان برساند.

(من می خواهم برجسته شوخ طبعی برای تلاش برای شکار قرقاول ، که بازگشت به عقب کانری: دراکس برای بیرون کشیدن باند یک تک تیرانداز را در درخت می کارد ، در حالی که باند مشغول هدف قرار دادن تفنگ خود به سمت پرندگان پرنده است. باند شوت خود را شلیک می کند و ظاهراً چیزی نمی زند. Drax با اعتماد به نفس ادعا می کند: “شما آقای باند را از دست داده اید.” تیرانداز از روی درخت مرده می افتد. “آیا من؟” باند با زرنگی پاسخ می دهد. دراکس سرگرم نشده است. کمال.)

هیچ وقت برای مرگ ندارید شمارش معکوس: MOONRAKER دوباره بازدید شده است
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

صنایع Drax توسط یک دکتر هالی گودهد (لوئیس شیلیز) ، یک فضانورد و مامور مخفی سیا ، مخفیانه علیه دراکس فعالیت می کند. تقریباً مانند این که این فیلم رپ بدی پیدا می کند ، احساس می کنم هالی به عنوان یک دختر باند ، لرزش منصفانه ای به او دست نمی دهد. او باهوش ، باهوش ، زیبا ، میزبان مخفی سری اسباب بازی های شخصی خود است (لبخندی که او پس از آزمایش عطر شعله ورش به باند می اندازد فوق العاده است) – چه چیزی دوست ندارد؟ باید اعتراف کنم ، با وجود این زیبایی ها ، شخصیت هرگز واقعاً زنده نمی شود – شیلی در طول فیلم او را به جای کم تحرکی بازی می کند – اما چطور مخاطبان هرگز او را جدی نگرفته اند؟

اوه درست است ، نام او Goodhead است. شخصاً مقصر می دانم کلم بروکلی برای این ، زیرا این نام در هیچ کجای کشور مشاهده نمی شود فلمینگرمان زن دیگری که قادر است انگشت شست پا را با باند برساند و آنها با یک شوخی آن را خراب می کنند. به طور جدی ، سعی کنید به کسی “دکتر Goodhead “و ببینید آیا قبل از اینکه جمله خود را به پایان برسانید ، خنده را خسته نمی کنید.

یک جهش غول پیکر برای حق رای دادن

آیا شما فکر می کنید تعقیب جنگ ستارگان دیوانگی بهترین جهت ممکن برای این فیلم بود ، هیچ مناقشه ای درباره کارکرد مالی آن وجود ندارد. همانطور که ایستاده است ، Moonraker یکی از پردرآمدترین تصاویر باند است که تاکنون ساخته شده است. تورم را تنظیم کنید و همچنان در پنج مورد برتر قرار دارد. برای فیلمی که یک کبوتر در حال برداشت دوتایی است ، بد نیست.

“Campy” اصطلاحی است که برای توصیف اصطلاحات آزادانه دور و برتان می چرخد مور حماسه ، اما من احساس می کنم که مور یک ضرر مورمطمئناً باند دوست داشتنی و سرگرم کننده است ، اما او هنوز هم در صورت لزوم قصد تجارت داشت و هنوز هم گاهی اوقات می توانست قتل عام را انجام دهد. من فکر می کنم این واقعیت است که Moonraker به معنای واقعی کلمه او را به فضا می برد که این کار به عنوان کمپین مورد تمسخر قرار می گیرد ، اما دو سکانس اصلی وجود دارد که به طور مقتضی با این قصد برخورد می کنند.

اولین مورد مربوط به کورین است (کورین کلری) ، دستیار Drax. با کمک کورین ، باند وارد طاق Drax می شود و از نقشه های نقشه خود عکس می گیرد. هنگامی که دراکس از خیانت کورین محرمانه شد ، او را به وحشتناک ترین حالت به مرگ محکوم کرد: از بین جنگل تعقیب شد و توسط دو دوبرمن گرسنه خورده شد. برای یک لحظه ، Moonraker فیلم باند بودن را متوقف می کند و به طور خلاصه به یک فیلم تبدیل می شود گیلو. حال و هوا ، صحنه ، بازیگری که با آن لباس سفید در جنگل مه آلود می دوید ، قتل عام – واقعاً ناسازگارترین سکانس نسبت به فیلم باند که در آن حضور دارد.

هیچ وقت برای مرگ ندارید شمارش معکوس: MOONRAKER دوباره بازدید شده است
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

سکانس دوم ، بازگشت فک ها است. من آرواره ها را بسیار دوست دارم – او یک تهدید فیزیکی تحمیل کننده است ، و افراد وابسته تقریباً هرگز برای ویژگی دوم برنمی گردند (بدون بررسی ، مطمئن هستم که او تنها مورد او است). دست زدن به آرواره ها بیشتر نگران کننده است. اگر اولین قطعه بزرگ او را به یاد بیاورید جاسوسی که مرا دوست داشت، آرواره ها بسیار شیک ترند و بی صدا از طریق اهرام مصر به دنبال او می روند مانند اینکه او هیولای فرانکشتاین بود که در زیر یک درخشش اثری از سبز غسل داده شده است. او حداقل وحشتناک بود.

ما در اینجا نگاه اجمالی به آن می فهمیم وقتی که Jaws باند را تا ریودوژانیرو ردیابی می کند و خود را با لباس جشن طلسم برای کارناوال ریو مبدل می کند. تصویر آرواره ها که به آرامی در محل باند در کوچه خالی خالی می رود ، کششی جدی و موبر ایجاد می کند. البته ، فک برای مدت طولانی ترسناک نیست – او در درجه اول برای عکس العمل های واضح و واکنشی با چشم باز استفاده می شود که نتیجه آن این است که باند دوباره برنامه هایش را خنثی می کند. Moonraker با فک های احمقانه شروع می شود ، سپس مدت کوتاهی به فک های ترسناک می رود ، قبل از بازگشت به فک های احمقانه (البته فک های عاشقانه احمقانه). نمی توانم همه چیز را داشته باشم ، حدس می زنم

علی رغم اینکه به ترسناک ترین سکانس ها در یک فیلم باند مباهات می کند ، اما این کار معمولاً طبق معمول است Moonraker. باند به ونیز می رود ، در یک تعقیب و گریز تله کابین شرکت می کند که به یک هاورکرافت تله کابین تبدیل می شود (اینجا جایی است که کبوتر دوبار مصرف دو بار فوق الذکر وارد می شود – از نظر فروتنانه من عجیب تر از وحشتناک است). در ریو ، باند در هنگام برخورد با یک ماشین تله کابین با فک در نزدیکی مرگ زنده می ماند (متعاقباً اینجا جایی است که فک ها با دالی ملاقات می کنند)بلانش راوالک) ، علاقه عشقی دو بار فوق الذکر که قلب غول پیکر خود را به دست می آورد) ، و ما همچنین به برخی از ارجاعات کوتاه موسیقی برخورد نزدیک از نوع سوم و هفت باشکوه. چیزهای سرگرم کننده.

هیچ وقت برای مرگ ندارید شمارش معکوس: MOONRAKER دوباره بازدید شده است
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

تمام آنچه در مورد رفتن باند به فضا می خواهید بخندید اما کل یک سوم پایانی فیلم با شکوه و عظمت اداره می شود. بسیار خوب ، کاملاً خوب نیست 2001، اما من خودم را در طراحی مجموعه از کن آدام یک بار دیگر. سرانجام از طرح Drax رونمایی شد: او قصد دارد سمی را در جهان آزاد کند که فقط جمعیت انسان را از بین می برد (گیاهان و جانوران بی تأثیر خواهند ماند). دراکس سپس با انتخاب نژاد فضایی خود از انسانهایی که از نظر جسمی کامل هستند ، زمین را دوباره جمعیت خواهد کرد. به عبارت دیگر ، این فقط طرح صنعتی میلیاردر معمولی شما با یک طرح پیچیده خداست.

متأسفانه برای دراکس ، طرح جامع او جایی برای فک و دالی ندارد ، که علیه دیوانه روبرو می شوند و در کنار باند قرار می گیرند. تفنگداران فضایی نیز به درگیری می رسند و یک مسابقه دیگر “ارتش در برابر ارتش” را ارائه می دهند که صنایع دراکس را در برابر نیروهای مسلح زمین در یک نبرد حماسی لیزر برای اعصار قرار می دهد. بسیار خوب ، جلوه های آن بسیار ناخوشایند است ، اما من هنوز هم با تماشای آن اوقات خوبی داشتم. و هنگامی که Drax برای همیشه آزرده خاطر شد ، ما یک منتخب کوچک و مناسب از باند و هالی پیدا می کنیم که کره سم Drax را قبل از رسیدن به دیگری شکار کرده و آنها را از بین می برد ، قبل از برخی از جنسهای صفر گرم ، برخی از هیجانات لحظه آخر را تحت فشار قرار می دهد. اوه ، و فک ها با دالی شامپاین می شوند و حتی تنها خط گفتگوی او را با هم تقسیم می کنند! شایان ستایش ، آرواره ها.

نتیجه

Moonraker از بسیاری جهات یک تصویر عظیم است. گرچه از نظر دامنه بزرگتر است ، اما این فیلم از کمی شلوغی رنج می برد و من می توانم درک کنم که چرا بسیاری توسط آن را فحاشی می کنند. اما من چنین احساسی ندارم. Moonraker از ابتدا تا انتها یک انفجار مطلق است و بهترین ها را به کار می برد راجر مور در یکی از بزرگترین امتیازات فیلم در جهان ریف شود. اجرای دیسکو از باسی “Moonraker” که باعث بسته شدن فیلم می شود ، مایه کیک است.

آینده بعدی: آنچه را که وعده داده شده بود به دست می آوریم. هیچ وقت برای مردن نیست شمارش معکوس با بازگشت فقط برای شما.

شما چی فکر میکنید؟ آیا Moonraker بهتر از شهرت خود در مورد بدرفتاری ناعادلانه است؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید.


Moonraker را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و سایر موارد

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

دیگر هیچ وقت برای مردن نیست شمارش معکوس: جاسوسی که مرا دوست داشت دوباره مورد بازدید قرار گرفت

در شمارش معکوس بدون وقت برای مردن ، جیک تروپیلا با پیش بینی اکران جدیدترین اثر ، نگاهی به هر فیلم باند – رسمی و غیر رسمی – می اندازد.

حالا این خیلی شبیه آن است. در سال 1974 ، مردی با تفنگ طلایی معلوم شد که ناامیدی در گیشه ، حداقل در متن فیلم های باند (با توجه به نرخ تورم ، دومین تصویر کم درآمد در این مجموعه است). و همراه با کم کارایی آن ، هری سالتزمن، یکی از دو تهیه کننده اصلی همه فیلم های باند ، از هم جدا شده بود آلبرت آر بروکلی، آینده حق رای دادن را کاملاً در اختیار دست دوم قرار می دهد.

واضح است که به برخی از محاصره مجدد نیاز بود. خوشبختانه برای کلم بروکلی، که محاصره مجدد بسیار خوب انجام شد و نتیجه به دست آمد جاسوسی که مرا دوست داشت، یک ماجراجویی بزرگ ، مقیاس پذیر حماسی که با موفقیت ایمان جهانی را به حق رای دادن به باند بازگرداند و آن را به ریشه های کلاسیک خود بازگرداند. افسانه ها حاکی از آن است که در پایان سکانس افتتاحیه پیش از عنوان ، سالن تماشاگران پرآوازه جهانی از قبل در حال تشویق بودند. یک لحظه شک ندارم

دیگر هیچ وقت برای مردن نیست شمارش معکوس: جاسوسی که مرا دوست داشت دوباره مورد بازدید قرار گرفت
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

برای بسیاری ، این است راجر مور فیلم همه چیز در مورد شخصیت او – جذابیت ، شوخ طبعی ، ابرو – به شکلی چشمگیر در اینجا جمع می شود ، و این فیلم فوق العاده بزرگ را به یک مکان امن هدایت می کند. از نظر عملکرد ، یکی از بهترین های او نیز این است که انبوهی از انبوه بازی را خدمت می کند بدون اینکه بیش از حد از استقبال او بگذرد. او به سادگی تماشای یک لذت خالص است و جایگاه خود را به عنوان دوست داشتنی ترین باند تا کنون تأمین می کند.

تا جایی که به فیلم مربوط می شود ، اعتراف می کنم که مورد علاقه شخصی من نیست مور – ما به آن خواهیم رسید – اما حتی من نمی توانم انکار کنم که بدون شک بهترین کار او است. منظورم این است که بپذیریم: سکانس قبل از عنوان ، آهنگ ، دختر ، ماشین ، دژخیم ، طرح ، مکان ها ، لانه ، هیجان. جاسوسی که مرا دوست داشت چک لیست بزرگترین بازدیدها است. سوار بر لوتوس ساب من شوید ، ما به سال 1977 برمی گردیم تا ببینیم این سر و صدا چیست.

هیچ کس بهتر این کار را نمی کند

همه چیز به روشی مشابه شروع می شود شما فقط دو بار زندگی می کنید. این ارتباط منطقی است ، زیرا این فیلم نیز توسط این فیلم کارگردانی شده است لوئیس گیلبرت، بازگشت خود را به حق رای دادن پس از یک ده سال غیبت. در اینجا ، تمرکز در فضا نیست ، بلکه در زیر آب است ، جایی که یک زیر هسته هسته ای انگلیس به نظر می رسد پانصد متر زیر سطح از بین می رود. به طور طبیعی ، 007 برای تحقیق فراخوانی می شود.

باند ، که در حال حاضر در کوههای اتریش مستقر است ، هنگامی که ناگهان در کمین گروهی از مأموران شوروی قرار گرفت ، با اسکی سرازیری می کند. او با موفقیت از آنها پیشی می گیرد ، در این مرحله یکی را می کشد (این مهم است) و از کنار صخره شیرجه می خورد. همانطور که باند آزاد به سمت پرتگاه می افتد ، او موفق می شود در آخرین لحظه چتر نجات خود را از یونیون جک بکشد ، درست مانند مونتی نورمن تم پیروزمندانه به زندگی غرش می کند. جیمز باند برگشته ، عزیزم.

دیگر هیچ وقت برای مردن نیست شمارش معکوس: جاسوسی که مرا دوست داشت دوباره مورد بازدید قرار گرفت
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

خوب ، اول خبر بد: من در موردش وحشی نیستم Marvin Hamlisch’s نمره در دنباله قبل از عنوان. هملیش ، که به طور منظم زمین گیر است جان باری، برخی از روندهای رایج آن دوران را به خود اختصاص داده و موضوعی مختصر و دیسکو گرا ارائه می دهد که به نظر من خوش نمی آید. این یک بیماری جزئی است ، اما باید توجه داشت.

باشه ، حالا که از کار دور است ، آهنگ. است کارلی سایمون “Nobody Don’t It It Better” بزرگترین آهنگ باند تاکنون؟ فقط ممکن است خیلی خوب باشد. همانطور که این تصنیف خوش آهنگ بازی می کند موریس بایندر توالی اعتباری بانوان ژیمناست برهنه که به طرز جالبی ارائه شده است ، نمی توانم احساس کنم که برای چند دقیقه کوتاه همه چیز در جهان درست است. سیمون آهنگ را به زیبایی اجرا می کند و کاملاً به عنوان یک قصیده دوست داشتنی نسبت به شخصیت باند کار می کند.

هیچ وقت برای مردن ندارید شمارش معکوس: جاسوسی که مرا دوست داشت دوباره مورد بازدید قرار گرفت
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

بنابراین ، معلوم شد که عامل محکوم به نابودی یک شخص بی چهره نبود ، بلکه یک مأمور به نام سرگئی ، عاشق آنیا آماسووا بود (باربارا باخ) همچنین آنیا اتفاقاً Triple X ، یک مأمور مخفی شوروی و برابر جیمز باند است. آنیا بهترین دختر پیوند دهنده ما از زمان تریسی است: خشن ، زیبا و توانمند. او سخت گیر ، بی مفهوم و حتی از باند پیشی می گیرد ، چند مورد علائم قوی در اطراف؛ آنیا کسی نیست که باهاش ​​درگیر بشه. و از آنجا که او برای اکثر فیلم با باند زوج شده است ، فقط باید موضوع را کشف کند و حقیقت را کشف کند.

در مورد زیر گمشده: این توسط نه توسط SPECTER ، بلکه توسط شخصی که می توانست SPECTER را در مجاورت آن بداند دزدیده شد (به دلیل مشکلات حقوق ناشی از تندربال، SPECTER به این زودی ها در کانون رسمی ظاهر مناسبی نخواهد داشت). وارد کشک یورگنز به عنوان کارل استرومبرگ ، مگالومانی با انگشت وب که می خواهد زندگی روی زمین را نابود کند تا بتواند در آتلانتیس زیر آب خود رشد کند.

تا آنجا که شرور می روند ، استرومبرگ بد نیست ، اما او حداقل از نظر انرژی و جذابیت از Scaramanga فاصله دارد. او برای داشتن یک لانه خنک امتیازهای خوبی به دست می آورد: آتلانتیس ، ایستگاه شبیه به عنکبوت که قادر به غرق شدن است ، بسیار مناسب است (و گواهی برای طراح تولید است) کن آدم کار مینیاتوری تماشایی). به طور کلی ، Stromberg فقط Blofeld-lite است: تهدیدکننده ، اما کاملاً هیجان انگیز نیست

دیگر هیچ وقت برای مردن نیست شمارش معکوس: جاسوسی که مرا دوست داشت دوباره مورد بازدید قرار گرفت
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

اما می دانید چه کسی هیجان انگیز است؟ آرواره ها Jaws ، ساکت ، کشنده و ایستاده در یک برج بزرگ 7’2 ”، یک دزد استاندارد طلا است. مطمئناً نمادین ترین هاست که فقط توسط Oddjob رقابت می کند. ریچارد کیل در قسمت فوق العاده ای است ، و از دهانه فلزی کشنده خود با گل مینا استفاده می کند (نیازی به گفتن نیست که او یکی از تیزپوشترین لباس پوشان این طرف Tee Hee است). به عنوان بخشی از عملیات استرومبرگ ، به آرواره ها دستور داده می شود که انتهای سست سرقت زیردریایی را از بین ببرند. این منجر به بسیاری از عروق کاروتید قطع می شود.

در درون شما نوعی جادو وجود دارد

با در معرض خطر قرار گرفتن جهان ، چند چهره جدید معرفی می شوند و آنها برای پنج فیلم بعدی فراتر از این فیلم قطعات تکراری دارند و در نهایت در دالتون عصر. اول ، وجود دارد جفری کین به عنوان وزیر دفاع انگلیس ، فردریک گری ، که اغلب در کنار م از رفتارهای باند احساس وحشت می کند. سپس ، وجود دارد والتر گوتل به عنوان ژنرال گوگول ، رئیس KGB و ناظر آنیا ، اساساً “شوروی M” ، که برای ارائه کمک مفید یا خصومت بازیگوشانه هر زمان که لازم باشد حاضر می شود (گاتل در بخش فوق العاده است).

سرانجام ، وجود دارد رابرت براون به عنوان معاون دریادار هارگریوز ، یک افسر پرچم نیروی دریایی سلطنتی. رنگ قهوه ای در نهایت جایگزین خواهد شد برنارد لی به عنوان M ، و من می خواهم آن را نظریه پردازی کنم براون م همان مرد هارگریوز است که به سادگی در ردیف اطلاعات انگلیس ارتقا یافته است.

جاسوسی که مرا دوست داشت برخی از بهترین جذابیت های جهانی در این مجموعه را نشان می دهد ، با برجستگی اولیه در مصر. مواجهه باند با آرواره ها در اهرام یکی از بهترین مجموعه های فیلم است که با نشانه های نور انگیز و موسیقی پرشکوه تقویت می شود. صادقانه است که چیزی خارج از یک فیلم ترسناک است. سکانس زیر ، با باند و آنیا که آرواره ها را از بین ویرانه های مصر رد می کنند ، بسیار جالب است ، فقط اگر بخاطر چگونگی تضاد دو مأمور مجبور به همکاری با یکدیگر باشد. باند از آنیا در حالی که تلاش می کند وانت را راه بیندازد از بین می رود در حالی که آرواره ها بی وقفه آن را از بیرون لگدمال می کنند ، هرگز خنده دار نیست.

دیگر هیچ وقت برای مردن نیست شمارش معکوس: جاسوسی که مرا دوست داشت دوباره مورد بازدید قرار گرفت
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

این اقدام در نهایت به ساردینیا منتقل می شود ، جایی که Q وسیله مشخصی برای باند فراهم می کند مور عصر: لوتوس اسپریت. لوتوس مجهز به یک لکه نفتی ، راکت ها و می تواند آن را به یک زیردریایی کاملاً کاربردی تبدیل کند ، در نزدیکی کلاس Aston Maritn DB5 قرار ندارد ، اما اگر برای رفتن به ماشین به ماشین احتیاج دارید ، این کار را بسیار خرچنگ انجام می دهد حبس در برابر حمله به وسایل نقلیه.

تحقیقات باند و آنیا آنها را به این نتیجه می رساند كه استرومبرگ در پشت سرقت زیردریایی سوپر تانكرش ، لیپاروس قرار دارد و باعث می شود استرومبرگ دستیار خود نائومی را اعزام كند (خیره كننده کارولین مونرو) برای ترور باند از طریق هلی کوپتر. لوتوس و همه اسباب بازی های فوق الذکر به سرعت برای تلافی جویی مستقر می شوند و هلی کوپتر Naomi را از زیر آب منهدم می کنند و یک استراحت پاک می کنند. حتی آنیا سرگرم می شود و با سوئیچ برای حداکثر صدمه بازی می کند (“من دو سال پیش نقشه های این ماشین را سرقت کردم!”).

دیگر هیچ وقت برای مردن نیست شمارش معکوس: جاسوسی که مرا دوست داشت دوباره مورد بازدید قرار گرفت
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

بدنبال تعقیب و گریز ماشین ، آنیا سرانجام درمقابل مرگ معشوق خود با باند روبرو می شود و قول می دهد که پس از پایان ماموریت او را بکشد (تصمیم نهایی در مورد این طرح نسبتاً ضعیف است: او نمی تواند کمک کند اما جیمز را به دلیل اینکه دوست داشتنی است ، بخشش کند). باند می خواهد باند). مرحله بعدی آنها را سوار یک ناو آمریکایی می کند ، اما بلافاصله توسط استرومبرگ نیز اسیر می شود ، که قصد دارد با استفاده از مشترکات مسروقه از انگلستان ، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بر روی یکدیگر شلیک کند و باعث ایجاد آرماگدون هسته ای در زمین شود که تنها آرامش باقی مانده است در مدینه فاضله زیر آب استرومبرگ قرار خواهد گرفت. خوشبختانه ، باند همه افسران دریایی اسیر شده را آزاد می کند تا Stromberg را متوقف کند.

سرانجام ، ما می توانیم بازگشت ارتش مناسب در برابر اوج ارتش را بدست آوریم. اگر مردی با تفنگ طلاییفینال نسبتاً کم خون بود ، جاسوسی که مرا دوست داشت اسلحه ها را خاموش می کند ، و موج های استرومبرگ را در برابر زیردریایی ها در مجموعه همیشه عجیب لیپاروس (که ظاهرا توسط استنلی کوبریک، به عنوان یک مضمون جذاب پشت صحنه). باند لیپاروس ، آتلانتیس را نابود می کند ، استرومبرگ را می کشد و روز را با آنیا نجات می دهد. این یک نتیجه گیری کامل است.

جهنم ، آرواره ها حتی یک لقمه می خورد از کوسه بیرون. لوسیو فولچی ، دلت بسوزه.

نتیجه:

جاسوسی که مرا دوست داشت مجدداً عظمت امتیاز Bond را تثبیت می کند. این بزرگترین و جسورانه ترین ویژگی موجود است که تاکنون ارائه داده است ، هیجان های سرشار از لذت و سرگرمی را در اندازه مساوی ارائه می دهد. راجر مور به طور قابل توجهی شیار خود را در اینجا پیدا می کند ، و عملکردی متعادل را ارائه می دهد که وضعیت او را به عنوان بازیگوش ترین باند گروه تقویت می کند. جاسوسی که مرا دوست داشت یک گردش عالی است که بسیاری از امور را درست می کند و تأیید می کند که واقعاً هیچ کس این کار را بهتر انجام نمی دهد.

آینده بعدی: باند به فضا می رود! صبر کنید ، چه؟ هیچ وقت برای مردن نیست شمارش معکوس با بازگشت Moonraker.

شما چی فکر میکنید؟ آیا این بهترین فیلم راجر مور باند است؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


جاسوسی که مرا دوست داشت را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

هیچ وقت برای مردن ندارید شمارش معکوس: مردی با اسلحه طلایی مجدداً بازدید شد

در شمارش معکوس بدون وقت برای مردن ، جیک تروپیلا در انتظار انتشار آخرین ورودی ، نگاهی به هر فیلم باند – رسمی و غیر رسمی – می اندازد.

من اولین نفری خواهم بود که اعتراف می کنم که این بازبینی های باند عمدتا مورد توافق بوده است ، و این بسیار محدود در تعریف و تمجید است. مطمئناً همه چیز کمی دور و برش بود کازینو رویال ’67، اما با توجه به کیفیت سطل آشغال آن فیلم ، این انتظار می رود. به غیر از آن مسیر انحرافی وخیم ، این همه دور شست هستند. مطمئناً باید چیزی در بعضی از زمان ها داده شود ، درست است؟ پس از همه ، اگر من نمی خواهم در مورد بد صحبت کنم الماس برای همیشه لطفا برای، چگونه می توانم انتظار داشته باشم که شما خواننده گرامی ، به صداقت من به عنوان منتقد اعتماد کنید؟

خوب ، من خوشحالم که گزارش می دهم که اینجاست که بدی ظاهر می شود. یا بهتر بگویم ، من بسیار ناراضی هستم. از بین همه فیلم های باند متعارف ، مردی با تفنگ طلایی، راجر مور فیلم باند دوم ، حداقل مورد علاقه من است. مطمئناً این تعداد زیادی مدافع دارد و من توضیح خواهم داد که چرا برخی فکر می کنند این خوب است ، اما برای من این خیلی افتضاح است.

هیچ وقت برای مردن ندارید شمارش معکوس: مردی با اسلحه طلایی مجدداً بازدید شد
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

از بین همه بازیگران برجسته ، من همیشه این احساس را داشته ام مور متزلزل ترین شروع تصدی خود را داشت. کانری ، دالتون ، بروسنان ، و کریگ همه با ایده ایمن از اینکه باند آنها چه کسی باید تشکیل شود (با یک ویژگی ، لازنبی برای قضاوت پیچیده تر است) ولی مور چند فیلم گرفت تا شیار خود را پیدا کند. شخصیتی بازیگوش که او بیشتر به خاطرش شناخته می شود و با افتخار در فیلم های بعدی از او به نمایش می گذرد تقریباً در اینجا کاملاً وجود ندارد.

شاید من خیلی خشن هستم مردی با تفنگ طلایی در واقع چند چیز خوب برای آن پیش آمده است ، و این کاملاً جالب نبود که بنشینم همانطور که قبلاً وقتی دوباره برای این قطعه تماشا می کردم به یاد می آوردم. به علاوه ، “ضعیف ترین فیلم باند” یک اصطلاح نسبی است. من کل این حق رای دادن را می پرستم و با خوشحالی در هر زمان مشخص در کنار هر یک از آنها می نشینم. فقط این فیلم خاص من را بیش از بقیه آزار می دهد. بیایید به هواپیمای موقت خود برویم و به سال 1974 سفر کنیم و دلیل آن را بفهمیم.

او یک سلاح قدرتمند دارد

مردی با تفنگ طلایی کارها را با یک پیشگفتار عجیب و غریب دیگر ، بدون باند آغاز می کند که کالاهای سنگین ما را معرفی می کند ، و در بهشت ​​جزیره ای آرام می مانند. آندره آندرس ، معشوقه تندرستی وجود دارد (ماد آدامز) ساقی کوچک ، نیک ناک (هرو ویلچایزه، بعداً جزیره فانتزی شهرت) و در جلو و مرکز ، عنوان عنوانی با تفنگ طلایی ، فرانسیسکو اسکارامانگا (کریستوفر لی) ، در اینجا دیده می شود که یک ویژگی غیرمعمول دیگر را نشان می دهد: یک نوک پستان سوم کنجکاو.

Trouble در قالب یک گانگستر که توسط نیک ناک برای نفوذ به جزیره اعزامی اسکارامانگا استخدام شده است ، به امید وارث ثروت عظیم اسکارامانگا توسط نیک ناک می رسد. به زودی مناظر گرمسیری به یک شکار خانه سرگرم کننده تبدیل می شود ، جایی که مهاجم سعی می کند و نمی تواند قاتل طلاکاری شده را در اتاقی پر از آینه های تاب خورده ، رنگ های روانگردان و مانکن هایی شبیه زندگی قرار دهد. این یکی از آن موضوعات پیرنگ است که منطقی نیست: چرا اسکارامانگا با کمال میل خود را در معرض این نیرنگ های مهندسی شده توسط بنده وفادار خود قرار می دهد؟ آزمون مهارت؟ بندر آرزوی مرگ؟ این فیلم به معنای واقعی کلمه یک فرصت طلایی برای فرو رفتن در روان نابسامان یک شرور دارد و آن را کاملاً خراب می کند. برای شرمندگی

هیچ وقت برای مردن ندارید شمارش معکوس: مردی با اسلحه طلایی مجدداً بازدید شد
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

در اینجا چیزی است که من با خوشحالی ستایش می کنم: آهنگ عنوان بنکرها. خواننده اسکاتلندی با ذوق خوانده شده است لولو، “مردی با اسلحه طلایی” یک آهنگ خاطره انگیز است که با تصاویر خنده دار فالوسنتریک پر شده است. تصاویر پخش شده روی تیتراژ به خودی خود چیزهای زیادی را ترجیح می دهند ، اما آهنگ همچنان سرگرم کننده است. این موردی نیست که بیشتر افراد تصور کنند اما در طول سالها واقعاً روی من رشد کرده است. آهنگ تقریباً کاملاً غیرقابل توصیف است. من فقط تحسین توپ بودن آن را تحسین می کنم و به شما پیشنهاد می کنم حتماً خودتان آن را بررسی کنید (و حتماً متن را برای تأثیر کامل جستجو کنید).

پس از اعتبارات آغازین ، باند به دفتر M فراخوانده می شود و با آزار و اذیت برخی از نمایش های سنگین درباره Scaramanga را که یک گلوله را با شماره 007 روی آن از طریق MI6 پست کرده است ، رها می کند. این بخشی از مشکل من با است مردی با تفنگ طلایی: در قصه گویی آن یک تخیل کامل وجود دارد. مسلماً ، فیلم های باند به دلیل طرح هایشان کاملاً مشهور نیستند ، اما باند دقیقاً می داند در مورد Scaramanga چه چیزهایی می توان دانست ، Scaramanga می داند که باند کیست (و کجا کار می کند!) ، و فیلم مسیر نسبتاً خطی را دنبال می کند آنها را وادار به ملاقات کنید و هنوز هم هرگز دلیل قانع کننده ای برای گردهم آوردن آنها فراهم نمی کند.

هیچ وقت برای مردن ندارید شمارش معکوس: مردی با اسلحه طلایی مجدداً بازدید شد
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

باز هم ، توان بالقوه بخشی از این همه ارتباط با انتخاب بازیگران دارد لی به عنوان شرور. اشتباه نکنید ، او فوق العاده است و قطعاً بهترین چیز در مورد فیلم است. با مروارید خود ، سوسک بزرگ ، اوج بیوه تیز و ویژگی های خزنده مانند ، لی در بخش کاملاً عالی است و به عنوان همتای شیطانی باند کاملاً معتبر است. انداختن او یک ضربه نبوغ بود ، و خود اسلحه طلایی را فراموش نکنیم: متشکل از یک خودکار ، یک فندک ، یک جعبه سیگار و یک دکمه سر دست ، به سختی می توانستید سلاح به یادماندنی تری بخواهید.

اگر فقط بقیه فیلم به سطح او برسد ؛ اثبات اینکه یک شرور قوی به تنهایی نمی تواند یک فیلم باند را حفظ کند. نیک ناک لحظه های خود را دارد – من به ویژه صحنه ای را که او کراوات خود را در نمایشگر تلویزیون الکترونیکی تنظیم می کند ، درست بعد از اینکه باند این کار را انجام داد ، عاشق آن هستم. اما بقیه اعضای پشتیبانی واقعا این ویژگی را از بین می برند ، از جمله یک مورد غیر قابل توجیه نگه داشتن از زندگی کن و بمیر.

چه کسی او را بنگ خواهد کرد؟ خواهیم دید!

خار بزرگ دیگر در مردی با تفنگ طلاییطرف باند است. بیش از هر فیلم دیگر ، مور در اینجا لبه سخت تری دارد ، به طور کلی برای همه تا حدی ناخوشایند دیک است. این به خوبی می تواند تا باقی مانده از کانری دوران ، که از سیستم خارج نشده اند ، اما مور برای رفتار بیرحمانه ای که در اینجا نمایش داده می شود مناسب نیست. تماشای وی که بازوی آندرس را در پشت خود می پیچد تا زمانی که اطلاعات را به او تحویل دهد ، نشستن راحت نیست.

صحبت از آندرس ، فیلم او را بعنوان دختر باند بالقوه معرفی می کند ، کسی که در ابتدا با شخص شرور رابطه دارد اما بیعت را به باند تغییر می دهد. یک رویکرد بدیع (و رویکردی که در فیلم بعدی مورد بررسی قرار می گیرد) ، اما در عوض اندرس در نیمه راه کشته می شود و ما با ماری شب بخیر زین می شویم (بریت ایکلند) با همه احترام به ایکلند، چه کسی می تواند خارق العاده باشد (نگاه کنید به: مرد حصیری، همچنین با بازی لی) ، او به عنوان کارمند میز بی لیاقت MI6 که به عنوان نماینده میدانی تبدیل شد ، در اینجا کاملاً هدر رفته است. این فیلم با به تصویر کشیدن او به عنوان یک زن مخالف هیچ اعتراضی ندارد و این با ضرب و شتم مداوم باند از او باعث ایجاد پویایی وحشتناکی می شود.

هیچ وقت برای مردن ندارید شمارش معکوس: مردی با اسلحه طلایی مجدداً بازدید شد
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

من در زندگی کن و بمیر قطعه ای که باند از آنچه در فیلم محبوب است شروع به ترسیم می کند. اگر آن فیلم به شدت مورد استفاده Blaxploitation قرار گرفت ، پس مردی با تفنگ طلایی به شدت از فیلم های کونگ فو می گیرد. باند به هنگ کنگ سفر می کند ، جایی که تماس او ستوان هیپ است (به زودی تک اوه) ، متحدی محکم اما تا حد زیادی فراموش نشدنی. هیپ همچنین گاهی اوقات خواهرزاده های خود ، که کاملاً در کاراته مهارت دارند و با وجود اینکه هیچ کدام به نظر نمی رسد بیش از پانزده سال سن داشته باشند ، در از بین بردن مدرسه ای پر از مردان بزرگ ، مشکلی ندارند.

همه چیز اشتباه است مردی با تفنگ طلایی می تواند در بزرگترین محور فیلم خلاصه شود. باند سرانجام Scaramanga را در تایلند ردیابی می کند و در یک اتومبیل اسپرت به تعقیب می پردازد. مشکل این است که ، باند با کلانتر J.W. گیر کرده است فلفل (کلیفتون جیمز) اسلحه شکاری ، و آنچه ممکن است یک تعقیب پرچین باشد به طور خلاصه به یک تبدیل می شود اسموکی و راهزن پیش درآمد. چرا ، چرا مدیر گای همیلتون او را برگردانید؟ آن مرد در صفحه مرگ بود زندگی کن و بمیرو حتی باورنکردنی تر اینکه او باید در تایلند در تعطیلات باشد.

هیچ وقت برای مردن ندارید شمارش معکوس: مردی با اسلحه طلایی مجدداً بازدید شد
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

بدتر اینکه ، یکی از بهترین بدلکاری های مجموعه در این تعقیب و گریز ماشین به نمایش گذاشته شده است و با یک جلوه صوتی احمقانه کاملاً تضعیف می شود. باند ، که توسط رودخانه ای از Scarmanga جدا شده بود ، تصمیم می گیرد از یک پل شکسته برای پریدن از روی آن استفاده کند. او پرش را میخکوب می کند ، و به نظر می رسد روی صفحه کاملاً باشکوه به نظر می رسد وقتی او آن را با یک زاویه گشودنی شکسته نکرده (مجادله هایی با بدلکار که در واقع آن را بیرون کشیده است) نشان می دهد ، اما سوت کشویی مسخره ای وجود دارد که به موسیقی متن بیش از پرش افتاده است. یک گام به جلو، دو گام به عقب. C’est la vie.

به داشتن راضی نیستم مردی با تفنگ طلایی یک ماجراجویی ساده “جاسوسی در مقابل جاسوسی” باشید ، برخی از تفاسیر اجتماعی با بحران انرژی اوایل دهه 70 منتشر می شود ، جایی که هدف اصلی Scaramanga این است که یک Solek Agitator را طراحی کند تا انرژی را از خورشید مهار کند و آن را به بالاترین پیشنهاد عرضه کند (در واقع این فقط برای منفجر کردن موارد استفاده می شود). باند اسکارامانگا را به جزیره خود می رساند و او را از طریق دوئل متوقف می کند و سرانجام دیوانه را در اتاق کارناوالسکی که در سکانس قبل از عنوان تاسیس شده قرار می دهد. .

نتیجه:

با از بین رفتن اسکارامانگا و نابودی آژیتاتور ، باند و شب بخیر با یک ناخواسته چینی فرار می کنند ، اما قبل از اینکه بتوانند به آنجا برسند باید با نیک ناک ترسناک مبارزه کنند. این یک نتیجه گیرنده است ، اما این یک فیلم ضعیف باند است. من صادقانه با امیدواری که به آن خواهم آمد وارد آن شدم و اگرچه قبول می کنم چند چیز برای تحسین وجود دارد ، اما کاملاً برای من مفید نیست. همانطور که ایستاده است ، مردی با تفنگ طلایی یکی از بزرگترین شرورهای سریال را می بالد. اگر فقط بقیه فیلم در حد او زندگی می کرد.

چه بعدی است راجر مور؟ چیز خوبی ، امیدوارم! هیچ وقت برای مردن نیست شمارش معکوس با بازگشت جاسوسی که مرا دوست داشت.

شما چی فکر میکنید؟ آیا مرد با تفنگ طلایی یکی از فیلم های ضعیف باند است؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


مرد تفنگ طلایی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

هیچ وقت برای مردن شمارش معکوس: زنده و بگذارید دوباره بمیرید

در شمارش معکوس بدون وقت برای مردن ، جیک تروپیلا در انتظار انتشار آخرین ورودی ، نگاهی به هر فیلم باند – رسمی و غیر رسمی – می اندازد.

با کانری برای دومین بار رسما پیشنهاد adieu حق رای دادن را داد ، کلم بروکلی و سالتزمن چاره ای نبود جز اینکه دوباره 007 را دوباره ویرایش کنید. به بسیاری از بازیگران نزدیک شد – از جمله آدام وست ، برت رینولدز ، و جولیان گلاور – قبل از اینکه تولیدکنندگان وارد زمین شوند راجر مور، ستاره از قدیس، جیمز باند بعدی باشد.

این تصمیم بسیار خوب نتیجه داد. با هفت فیلم و دوازده سال خدمت ، مور به عنوان باند از یکی از طولانی ترین و موفق ترین دوره های تصدی برخوردار بود – مدت مسئولیت وی اخیراً از آن گذشته است دانیل کریگ. برخی استدلال می کنند که دوره تصدی وی فرار کرد هم طولانی بعداً به آن خواهیم پرداخت در حال حاضر ، بیایید از جوانی لذت ببریم مور از هم اکنون

هیچ وقت برای مردن شمارش معکوس: زنده و بگذارید دوباره بمیرید
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

همانطور که در خود ذکر کردم در سرویس مخفی اعلیحضرت قطعه ، هر یک از بازیگران باند به ناچار شخصیتی را تولید می کنند که فیلم های آنها را حمل می کند. مور لزوماً ممکن است بهترین باند این دسته نباشد ، اما لعنتی ، او بیشترین است سرگرم کننده. هنگامی که شما به نشستن به مور فیلم ، شما تقریباً در یک زمان خوب حضور دارید او به وضوح توپ را در این نقش دارد و این احساس عفونی است. هیچ بازیگر دیگر باند لبخندی به اندازه بزرگی روی لبم نمی نشاند راجر میکند.

اولین فیلم او ، زندگی کن و بمیر، جامد است ، اما کمی کیسه مخلوط است. خیلی بعدتر مور با غوطه وری بیش از حد در اردوگاه مشخص می شود. اینجا اینطور نیست با وجود چند عنصر عجیب ، زندگی کن و بمیر چیزها را تا حد زیادی مستقیم بازی می کند ، و مور به راحتی به نقش می پرد. بیایید دوباره به سال 1973 بپردازیم و با نماینده جدید آشنا شویم.

راجر مور را وارد کنید

ما با یک نادر شروع می کنیم: یک سکانس قبل از عنوان Bond غایب است. در عوض ، ما سه قتل را به سرعت پشت سر هم شاهد هستیم: در جلسه دادرسی سازمان ملل در نیویورک ، یک نماینده انگلیس از طریق گوشواره مترجم تقلبی دچار برق گرفتگی می شود. در نیواورلئان ، کت و شلوار را به بهانه راهپیمایی مسخره تشییع ، چاقو می زنند و از بین می برند. و در جزیره خیالی سان مونیک ، یک انگلیسی در یک مراسم وودو با حضور یک مار سمی قربانی می شود.

این سکانس کار قابل ملاحظه ای در ایجاد فوریت و سوق دادن شما به دنیای وحشی جهان انجام می دهد زندگی کن و بمیر. گوشی های الکترومغناطیسی؟ معاملات در غیبت؟ باند نیست؟ چه جهنمی شده ؟! البته همه به موقع – سرگشتگی عملکردی را ارائه می دهد. به اعتبارات!

هیچ وقت برای مردن شمارش معکوس: زنده و بگذارید دوباره بمیرید
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

آهنگ تم توسط پل مک کارتنی و وینگز بانگر است. قطعه ای کاملاً بد بو از راک انگلیس با ملودی خوش طعم ، و اغلب به عنوان یکی از بهترین ها رقابت می کند. این یک ضربه گیر و آهنگساز صادقانه است جورج مارتین آن را در کل جلوه می دهد (من نمی توانم به اندازه کافی از آن DUN DUN DUN! DUN DUN DUN! DUN DUN! در موسیقی متن فیلم بسنده کنم). صحبت از موسیقی است ، ما حتی یک بازگشت پیروزمندانه به دست می آوریم مونتی نورمن تم باند چیزهای خوب

کانری بزرگترین مقدمه تاریخ سینما را اهدا کردند. لازنبی با برداشت خودش این کار را انجام داد اما فاقد تازگی و خنکی ذاتی بود. خوشبختانه ، مور هیچ تلاشی برای غصب نمی کند کانری وضعیت در عوض ، ما با یک مقدمه بسیار کم فشار و آرام مواجه شده ایم – کاملاً واقعی ، زیرا ما ابتدا باند او را در رختخواب با یک نماینده ایتالیایی می بینیم. در عنصر طبیعی خود پیوند دهید. نمی توانید احترام بگذارید.

همانطور که مشخص است ، آن سه مرد مقتول در مقدمه عوامل MI6 بوده اند. این امر بازدید از محل اقامت Bond توسط M و Moneypenny را برمی انگیزد ، و یک نادر دیگر به دست می آوریم: آپارتمان Bond’s! این نماینده انگلیسی در یک بالشتک کاملاً دنج و با یک دستگاه اسپرسو فانتزی زندگی می کند. این یک نگاه اجمالی به سبک زندگی داخلی باند برای یک جهانگیر ثابت بودن همیشه لمس خوبی است.

هیچ وقت برای مردن شمارش معکوس: زنده و بگذارید دوباره بمیرید
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

به نیویورک پسندیدن الماس برای همیشه لطفا برای، زندگی کن و بمیر تا مدت زیادی به طور عمده در ایالت باقی مانده است. برخلاف آن فیلم ، این یکی در واقع تعادل خوبی بین محیط های شهری و عجیب و غریب برقرار می کند. گای همیلتون برای سومین سفر خود به عنوان کارگردان برمی گردد ، اما من همیشه احساس می کردم او سکانداری است که چیزهای زیادی را برای دلخواه خود باقی گذاشته است. نه اینکه این حرف را بزنم همیلتون بد است – من تازه می بینم که آرزو دارم شکوفایی سبکی بیشتری را تجربه کنم ترنس یانگ یا پیتر هانت.

زندگی کن و بمیر همچنین تغییر دیگری را برای امتیاز باند رقم می زند. تا این مرحله ، باند پیشگام فیلم بود و تروپ هایی را برای دهه های آینده مهار می کرد. در اینجا ، باند شروع به قرض گرفتن از خواص مستقر و هر چیزی که ممکن است در دنیای معاصر فیلم محبوب باشد ، می کند ، به ویژه با این ورود ، که به شدت از زیر ژانر Blaxploitation خارج می شود. زندگی کن و بمیر یکی از جذاب ترین فیلم های باند است که تسخیر ماوراural طبیعی را به واقع گرایی جاسوسی ترجیح می دهد. صادقانه بگویم ، فیلم برای آن بهتر است.

یک گالری استثنایی زیبا

بیش از هر فیلم دیگری در این مجموعه ، زندگی کن و بمیر شامل گسترده ترین آرایه متحدان و شرور است. این کاملاً قابل درک است: کمک حمایتی این است که اطمینان حاصل کنیم وزن فیلم صرفاً تحمل نمی شود مور در اولین گردش خود بیایید ابتدا متحدان را پوشش دهیم زیرا آنها کمتر جالب هستند. حدس می زنید تماس اصلی باند در ایالت ها ، فلیکس لیتر است! بازی شده با دیوید هدیسون ، این پنجمین فلیکس ما است و برای اولین بار نقش خود را در فیلم بعدی تکرار می کند. شاید فقط برای این واقعیت ، او یکی از لترهای بهتر باشد – ما در مقاله بعدی دوباره او را معرفی خواهیم کرد.

باند با سه عامل دیگر در این زمینه جفت می شود. اولین مورد هارولد اشتروتر است (لون ساتون) ، یک عامل رواقی و بی اندازه خنک CIA. سپس Quarrel Jr است (روی استوارت) ، یک ماهیگیر باهوش و پسر دکتر نهدعوا ، با سر تکان دهنده ضعیف ترین گروه Rosie Carver است (گلوریا هندری) ، یک عامل سیا ، که همچنین به عنوان یک عامل مضاعف برای شرور کار می کند. این نقش جای دسیسه دارد ، اما هندری اجرا کارهای زیادی را می خواسته (تلاش های او برای بازی “وحشت زده” کمی شرم آور است).

هیچ وقت برای مردن شمارش معکوس: زنده و بگذارید دوباره بمیرید
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

متحدان خوب ، شرور بزرگتر. در بالای آن Kananga یا همان آقای بیگ قرار دارد. به طرز وحشتناکی توسط نوعی پارچه بازی می شود یافت کوتو، Kananga اولین و تنها شخصیت شرور Black را نشان می دهد. پس از سه Blofeld متوالی و یک کسب و کار SPECTER درباره سلطه بر جهان ، طرح Kananga طراوت بخش است: کنترل توزیع هروئین در آمریکا و دریافت پاداش مالی. به اندازه کافی ساده ، بله؟

بسیار خوب ، این طرح ممکن است ناچیز باشد ، اما حامیان قطعاً اینگونه نیستند. There’s Whisper (ارل جولی براون) ، یک نیرومند کوچک که فقط با لحن فروتن صحبت می کند. تقارن زیاد با تیز هی (جولیوس هریس) ، یک قاتل کینه توز و با لباس تند و با پنجه ای کشنده برای دست راست. تی هی حضوری شگفت انگیز است ، قابل اعتنا کشنده اما همیشه دارای لبخندی بزرگ و پرتوی که هرگز تهدید به ترک چهره اش نمی کند.

بهترین دسته ، مردی است که نمی تواند کشته شود ، بارون بزرگ سامدی (دارنده جفری) پر جنب و جوش و مرموز ، سامدی همه حرکات رقص شیادی و قدرت های عرفانی غیبی است. او ظاهراً چندین بار کشته شده است ، اما به هر حال مدام برمی گردد (آخرین لحظه اش در قطار ، لحظه ای که فیلم را به پایان می رساند ، آس است). و این خنده! فقط باشکوه ، کاملا باشکوه.

هیچ وقت برای مردن شمارش معکوس: زنده و بگذارید دوباره بمیرید
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

اما کیست که همه آنها را گرد هم آورده است؟ این می تواند خانم یک نفره دوست داشتنی باشد (جین سیمور، که اعتبار “معرفی” دریافت می کند). Solitaire’s a Bond Girl جالب: یک باکره با بینایی از طریق کارت های تاروت ، منتظر خدمت آقای بیگ است ، اما توسط باند وسوسه می شود. ترفند باند برای سوق دادن او به کارتن کارتهای عاشق ، به طرز باورنکردنی ای انحرافی است ، اما او بیش از این که خودش را در اتاقی پر از قاتل و آدم کش نگه دارد. و این را دریافت کنید: او تنها کسی است که در کانون موفق به شکست باند در یک بازی کارت می شود. بالا که

اقدام در زندگی کن و بمیر با سرعت مطلوبی همراه می شود. در بیشتر مدت زمان اجرا ، باند در واقع یک قدم عقب از شرور است که تقریباً بلافاصله پس از ورود به نیویورک به او حمله می کنند. مور تعداد زیادی از ضربات داستانی منظم را ضرب می کند: یک سو assass قصد با مار ، یک تعقیب و گریز اتوبوس دو طبقه و یک تعقیب و گریز هواپیما در باند فرودگاه که هواپیماها در واقع هرگز زمین را ترک نمی کنند ، وجود دارد. برای اولین بار مور خود را به خوبی تبرئه می کند ، اغلب مضطرب ، اما هرگز به شدت. زندگی کن و بمیر قطعاً می توان ادعا کرد که یکی از فیلم های بهتر او است.

متاسفانه ، زندگی کن و بمیر همچنین شامل حق امتیاز nadir است. باند سرانجام توسط افراد کانانگا اسیر می شود اما قبل از محکوم شدن به مرگ در مزرعه تمساح ، فرار می کند. یک تعقیب و گریز بسیار طولانی قایق دنبال می شود ، و این باعث می شود کلانتر J.W. فلفل (کلیفتون جیمز) به برابر. هیچ استخوانی در این باره وجود ندارد: فلفل بدترین چیز در حق رای دادن باند است. کاریکاتور نژادپرستانه ، دائماً جویدن ، هم زدن و کشیدن ، فیلم هر بار که روی صفحه است ، متوقف می شود و در طی سومین اقدام او بسیار روی صفحه است. زندگی کن و بمیر اگر او کاملاً حذف شود ، بسیار قویتر خواهد بود.

هیچ وقت برای مردن شمارش معکوس: زنده و بگذارید دوباره بمیرید
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

اوج به زندگی کن و بمیر در سن مونیک اتفاق می افتد ، جایی که باند مزرعه خشخاش Kananga را تخریب می کند تا او را از کار دور کند و در لانه اش نبرد کند (برای طرفداران کماندار، “tactileneck” معروف در اینجا متولد می شود). ما سومین بار تکرار مرگ توسط یک حیوان کشنده (کوسه ها ، این بار) را دریافت می کنیم ، و Kananga شاید به مضحک ترین حالت این مجموعه آزرده شود: یک گلوله کوسه بادی به زور از گلو پایین می آید و باعث می شود تا سقف شناور شود و منفجر شود ، به گونه ای اتاق را با روده خود نپوشاند. خود اعدام حتی از آنچه توصیف کردم بسیار احمقانه است.

نتیجه

با مرگ کانانگا ، یک قطعه قطعه نهایی با Tee Hee دریافت می کنیم ، جایی که باند پنجه او را از کار می اندازد و او را از یک قطار در حال حرکت بیرون می اندازد ، و به او و یک نفره اجازه می دهد تا به آنجا بروند و به آنجا بروند. !) حقیقت را بگویم ، من فکر می کنم این فیلم را بیشتر و بیشتر دوست دارم (مور و مور؟) با هر بار بازدید مجدد بعدی. زندگی کن و بمیر نقص ها آشکار است ، اما هنوز هم یک ماجراجویی محکم است ، و مور هموار در نقش باند قرار می گیرد. این یک فیلم لذت بخش است و این در واقع همان چیزی است که می توانید بخواهید.

آینده بعدی: مور بیشتر! هیچ وقت برای مردن نیست شمارش معکوس با بازگشت مردی با تفنگ طلایی.

شما چی فکر میکنید؟ آیا Live and Let Die یکی از مطالب قوی تر راجر مور است؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


پخش زنده است و بگذار بمیرد

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

هیچ وقت برای مردن ندارید شمارش معکوس: دیامون ها برای همیشه لطفاً دوباره مرور شوند

در شمارش معکوس بدون وقت برای مردن ، جیک تروپیلا در انتظار انتشار آخرین اثر ، نگاهی به هر فیلم باند – رسمی و غیر رسمی – می اندازد.

با وجود رسیدن به اوج هنری با در سرویس مخفی اعلیحضرت، جورج لازنبی نتوانست خودش را متعهد به انعقاد قرارداد 5 فیلم دیگر کند ، زیرا می ترسید باند بلافاصله از مد بیفتد و با ورود جهان به دوره هیپی های دهه 1970 “غیرجنس” تلقی شود. او تقریباً به محض ورود پا به در ، ضمانت کرد و تولیدکنندگان را رها کرد آلبرت آر بروکلی و هری سالتزمن برگشت به یک مربع. حق رای دادن چه کاری باید انجام می داد؟

راه حل: بازگشت ستاره اصلی شان کانری با مبلغی بی سابقه در آن زمان 1.25 میلیون دلار (که بعداً به خیریه اهدا کرد) ، و قرار داد انگشت طلا کارگردان گای همیلتون به فیلم برگردم تا اقتباس کنم ایان فلمینگچهارمین رمان. نتیجه این است الماس برای همیشه لطفا برای، یک ماجراجویی کاملا عجیب و غریب که در آن کانری یک بار دیگر برای پر کردن کفشهایی که او را به یک بزرگ ستاره جهانی تبدیل کرده بازگشت. به نظر می رسد دستورالعمل موفقیت است ، نه؟

هیچ وقت برای مردن ندارید شمارش معکوس: دیامون ها برای همیشه لطفاً دوباره مرور شوند
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

اینجا جایی است که من به شدت از اجماع عمومی طرفداران فاصله می گیرم. الماس برای همیشه لطفا برای شهرت دارد اگر یکی نیست یکی از آنهاست بدترین فیلم جیمز باند در بسته. فهمیدن دلیل آن آسان است: تصاویر بسیار شگفت انگیز هستند ، فیلم اغلب به اردوگاه های عالی می رود و کانری در کل عملاً کما است. پس چرا خودم را بسیار لعنتی دوست دارم؟

چیز این است ، الماس برای همیشه لطفا برای کاملا سرگرم کننده لوتا است. و نه در یک لذت گناه ، نوع خیلی بد-خوبی است. منظور من تفریح ​​به تمام معناست – من هر وقت تماشایش می کنم یک انفجار دارم. این فیلم همچنین ممکن است کاملا خنده دارترین فیلم باند در کانون باشد ، با بسیاری از لحظات کاملاً کمدی که این ماجراجویی کاملا مسخره را رقم می زند. پوچ کاملا مست است. بیایید به سال 1971 برگردیم و دلیل آن را بفهمیم.

REVENGE یک ظرف مناسب برای جوش است

الماس برای همیشه لطفا برای با باند در پیگیری داغ Blofeld به زمین برخورد می کند ، احتمالاً برای انتقام از مرگ تریسی در فیلم قبلی. من می گویم “احتمالاً” زیرا تریسی اینجا هرگز یک بار به نام نیامده است ، و خلق و خوی باند کمتر شبیه یک بیوه غمگین است که عشق صادقانه زندگی خود را از دست داده و بیشتر شبیه پسری است که عصبانی است که بلوفلد او را در ترافیک قطع کرد . چیز خنده دار ، این تداوم ها.

به هر حال ، ما سومین تجسم Blofeld را در بسیاری از فیلم ها داریم. در اینجا ، او توسط او بازی کرده است چارلز گری، که ممکن است بینندگان چشم عقاب به یاد بیاورند همچنین هندرسون ، تماس اولیه باند را بازی کرد شما فقط دو بار زندگی می کنید. بله ، بازسازی مجدد منطقی نیست ، اما فیلم توضیح زیادی می دهد که چرا بلافلد به شدت متفاوت به نظر می رسد: او تحت عمل جراحی زیبایی قرار گرفته است و از این فناوری و ظاهر جدید خود برای ساختن ارتش کلون های بلوفلد استفاده می کند.

هیچ وقت برای مردن ندارید شمارش معکوس: دیامون ها برای همیشه لطفاً دوباره مرور شوند
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

نمی توانم از کم اشتیاق باند بخندم ، زیرا او موفق می شود یکی از کلون های گفته شده را با غرق کردن در استخر گل جوان کننده جوان سازی (از او نپرس). این روش بی رمق ، باند دستان خود را به هوا می اندازد تا “تسلیم شود” هر بار من را ترک می کند. دنباله عنوان بعدی را به ارمغان می آورد شرلی باسی برای تحویل آهنگی بسیار زیبا به حدی برمی خورید که حتی افراد ناشناخته هم نمی توانند عظمت آن را انکار کنند. من واقعاً عاشق این تصنیف ملایم هستم. در حالی که ویژگی ندارد باسی در حالت کمربند او انگشت طلا روزها ، او هنوز هم عملکرد تحسین برانگیزی دارد. جان باری امتیاز پیروی از آن ، تبدیل شدن به یک پیشنهاد قوی که استفاده می کند باسیموضوع خوب است.

در حالی که به نظر می رسد بلفوفلد دور از تصویر است ، باند توجه خود را به ماموریت جدیدی معطوف می کند: الماس. یک حلقه قاچاق غیرقانونی الماس در آفریقای جنوبی در جریان است و قاتل حرفه ای پیتر فرانکس (جو رابینسون) قرار است برای دیدار با بخش عملیاتی حلقه خود ، مورد Bond Gal Tiffany Case (جیل سنت جان) باند نقش فرانک را بازی می کند تا با تیفانی ارتباط برقرار کند و در مورد حلقه قاچاق بیشتر تحقیق کند.

در اینجا ما همچنین با دزدکی غیر معمول و قابل یادآوری خارج از ضرب و شتم خود ، آقای وینت و آقای کید (با بازی بروس گلاور، پدر کریسپین، و پاتر اسمیت، به ترتیب). این دو قاتل و مبهم عاشق همجنس گرایان در کشتن تبحر دارند ، اما فقط با دقیق ترین روش ها ، از جمله مسموم شدن توسط عقرب ، سوزاندن اجباری و حتی دفن در خط لوله. نمی توانم کمک کنم اما هر لحظه که این دو روی صفحه هستند ، شادی بی اندازه ای به دست آورم.

هیچ وقت برای مردن ندارید شمارش معکوس: دیامون ها برای همیشه لطفاً دوباره مرور شوند
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

حتی متنفرها هم باید این حرف را بپذیرند الماس برای همیشه افتخار می کنند یک صحنه کاملاً عالی: جدال باند با فرانک در یک بالابر آهسته. با هجوم به جنگ افسانه ای Red Grant ، این قراضه دیگری است که از همه روش های کبود کننده و مخرب است و ارائه می دهد کانری فرصتی نادر برای زنده شدن و زندگی دوباره در شکوه خود جوانتر و لاغرتر او. اوقات خوب

ONE هرگز برای یادگیری از استاد نمی تواند بسیار قدیمی باشد

الماس برای همیشه لطفا برای یکی از معدود فیلم های باند است که در بیشتر مدت زمان اجرا در ایالت باقی مانده است. مکان اصلی اینجا لاس وگاس است که در تمام شکوه و عظمت 70 ساله خود شکار شده است. همیلتون از نوار و صحرا به نفع خود استفاده می کند ، به گونه ای هر دو ماشین تعقیب و گریز را به صحنه می آورد و یک تعقیب و گریز ماه در طول 24 ساعت (مراقب موارد اضافی باشید که در حاشیه در بخش قبلی محصولات را تماشا می کنند). از طریق زمین ، دریا یا هوا ، باند قطعاً مشغول کار خود است.

در اینجا جایی است که من پرونده خود را مطرح خواهم کرد الماس برای همیشه لطفا برای به عنوان یک کمدی عمدی. تعقیب باند او را به یک مرکز تحقیقاتی زیرزمینی می برد ، که شامل یک ماهواره با الماس است. او کشف کرده و به صحنه صوتی همسایه ، جایی که نوار چسباندن ماه در حال انجام است ، راه می یابد. نگهبانان به بازیگرانی که فضانوردان را برای دستگیری باند به تصویر می کشند ، فریاد می کشند و بدون شکستن شخصیت ، شروع به نزدیک شدن به باند می کنند در حرکت آهسته کامل، انگار هنوز تحت تأثیر گرانش ماه هستند. این کمی از نظر کمدی چنان الهام گرفته شده است که من فقط می توانم تصور کنم ، همراه با بقیه فیلم ، عمداً انجام شده است.

هیچ وقت برای مردن ندارید شمارش معکوس: دیامون ها برای همیشه لطفاً دوباره مرور شوند
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

تا آنجا که دختران باند پیش می روند ، تیفانی کیس دارای یک قوس قهقرایی غیرمعمول است. معرفی او به باند به طرز افسانه ای لاغر است ، همه زیراندازها و کلاه گیس های متناوب (“تا زمانی که یقه ها و دستبندها با هم مطابقت داشته باشند” ، باند را مسخره می کند) ، اما او هنوز هم کنترل وضعیت را حفظ می کند. به ندرت Bond Girl اغلب می تواند مغز متفکر یک طرح قاچاق الماس شرور باشد. با این حال ، با پیشرفت فیلم ، تیفانی بی رحمانه در مقابل شخصی که به سختی صلاحیت دارد خاموش می شود. تیفانی در پایان فیلم به وضوح آن چیزی نیست که در آغاز کار بود.

فلیکس لیتر نیز به عنوان یک باند متحد ظاهر می شود و دو برابر می شود. او اینجا بازی کرده است نورمن برتون، که او را به شماره چهار فلیکس تبدیل می کند ، برای کسانی که در خانه نمره می گیرند. یک دختر باند ثانویه نیز وجود دارد که باید در آن به رقابت بپردازد ، به شکل فرصت طلب Plenty O’Toole (لانا وود) او کمتر از پنج دقیقه روی صفحه است ، اما در یکی از نکات برجسته فیلم حضور دارد: هنگام شروع امتحان با باند ، او توسط چند گانگستر گرفته شده و از پنجره اتاق هتل به بیرون پرتاب می شود و با خیال راحت در استخر زیر قرار می گیرد. باند اظهار داشت: “استثنایی خوب.” گون پاسخ می دهد: “من نمی دانستم آنجا استخر وجود دارد.” هو هو

هیچ وقت برای مردن ندارید شمارش معکوس: دیامون ها برای همیشه لطفاً دوباره مرور شوند
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

طرح Blofeld بسیار ناپسند است ، اما ماشینکاری که در پشت آن انجام می شود بی دلیل پیچیده است. برای انجام هرگونه پیشرفت ، وی ویلارد وایت (با بازی توسط وی) را ربود جیمی دین از جیمی دین سوسیس) ، کارآفرین و بزرگمرد هتل ، و در حال نشان دادن او در پنت هاوس هتل خود است که نقشه خود را به حرکت در می آورد ، که شامل استفاده از ماهواره لیزری مجهز به الماس است (که توسط یک کاست طبیعی روی زمین کنترل می شود) برای منفجر کردن از راه دور بمب های هسته ای در اطراف جهان.

به همان اندازه نرگس الماس برای همیشه لطفا برای آسیب دیدگی ناشی از برنامه های بلوفلد است. وی با موفقیت موفق به منفجر کردن هسته های هسته ای در چین ، اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده شد ، اما تلفات و تلفات این نیروها هرگز مشخص نمی شود (شاهد سه سرباز شعله ور هستیم). همه اینها در فیلمی با دو مربی ژیمناست به نام بامبی و Thumper – اعتراف می کنم که این از نظر لحنی سازگارترین فیلم باند نیست اما آیا نگرانی کمی بیشتر برای میلیون ها بی گناهی است که پرسیدن آنها بیش از حد از بین می رود؟

هیچ وقت برای مردن ندارید شمارش معکوس: دیامون ها برای همیشه لطفاً دوباره مرور شوند
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

اوج الماس برای همیشه لطفا برای در یک سکو نفتی در ساحل باخا کالیفرنیا اتفاق می افتد. باند به سمت خود سوار می شود و با کمی شانس (و مقداری دست انداختن از تیفانی) موفق می شود نقشه Blofeld را بر هم بزند تا اینکه ظاهرا Blofeld را در یک مرگ مبهم جرثقیل کشت. من “ظاهرا” می گویم زیرا بلوفلد در چند فیلم بعدی باند در چند دوره بعدی ظاهر نمی شود ، این همه به دلیل مسائل حقوق آغاز شده توسط کوین مک کلوری (نگاه کنید به من تندربال برای جزئیات بیشتر وارد شوید) بدین ترتیب، الماس برای همیشه لطفا برای سلطنت بلوفلد و اسپکتر به پایان می رسد.

نتیجه

به دنبال وقایع Blofeld ، باند به طور خلاصه آقای وینت و آقای Kidd را در آخرین لحظات فیلم با استفاده از یک جفت سیخ شعله و یک بمب کیک اعزام می کند (نپرسید). این نیز به ارمغان می آورد کانری تصدی رسمی باند در حال اتمام است (بله ، ورود “غیر رسمی” دیگری وجود دارد ، همه در زمان مقرر). همه بازیگر مورد علاقه خود را دارند ، اما من فکر می کنم تعداد کمی می توانند بحث کنند کانری به عنوان بهترین شروع یک حق رای دادن از هیچ چیز دشوار است ؛ کانری با رنگهای پر رنگ موفق شد و باعث شد در این مرحله جالب ، هیجان انگیز و سرگرم کننده به نظر برسد. ما باید او را مدیون ترجمه شخصیت باند در صفحه نمایش بزرگ باشیم. اگر فقط یک خروج مناسب به او اختصاص داده شود. الماس برای همیشه لطفا برای شاید بهترین ویترین برای آن نباشد کانری استعدادها ، اما هنوز هم یک تفریح ​​لذت بخش است ، که به شوخی بیش از هیجان ارزش می دهد.

آینده بعدی: ما یک باند جدید دریافت می کنیم! امیدوارم که این یکی برای بیش از یک فیلم بچسبد. هیچ وقت برای مردن نیست شمارش معکوس با بازگشت زندگی کن و بمیر.

شما چی فکر میکنید؟ آیا الماس جایی برای همیشه در کانون است که شایسته ارزیابی مجدد است؟


ساعتهای الماس برای همیشه لطفا برای

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

Estus W. Pirkle: مبشر سینمایی

استوس واشنگتن پیرکل یک واعظ باپتیست از می سی سی پی و مبلغی از نوع “تبدیل یا سوزاندن” بود که مقدار زیادی از تبدیل ها را نسبت به کیفیت تبدیل ها ارزشمند می دانست. او از تنها انجیلی بود که برای آوردن روح به پادشاهی خدای مسیحی همین رویکرد را داشت ، اما ممکن است تنها کسی باشد که می خواهد با کارگردانی که عمدتاً برای فیلم های استثماری شناخته می شود همکاری کند. رون اورموند بیشتر کار خود را صرف ساخت وسترن کرده بود و بهره برداری هایی مانند این پاسگاه ناپدید شدن (1951) و دختری از ردیف تنباکو (1966) همسرش، ژوئن اورموند، یک خواننده / رقصنده سابق وودویل ، در بیشتر کارهای بعدی شرکت خواهد کرد.

Estus W. Pirkle: مبشر سینمایی
منبع: سازمان اورموند

در راه غربالگری دختری از ردیف تنباکو، ران ، ژوئن ، و پسرشان تیم در زمینی نزدیک به نشویل ، TN ، در هواپیمای تک موتوره ران تصادف می کنند. معرفت شناسی واقعیت آنها و آنچه در این جهان مهم بود ، پس از سقوط به طور پویا تغییر خواهد کرد. گرایش اورموندها به مسیحیت ، می توان گفت ، بیشتر “سوختن و سپس تبدیل شدن” بود. با این حال این رویداد است که باعث شکل گیری سازمان اورموند در نشویل به گسترش سینمایی انجیل بسیار غافلگیرانه از الهیات بنیادگرا ، فرجام شناسی توزیعی و سیاست محافظه کارانه اختصاص یافته است. البته ، شاید اورموندها طرف هر جنبه ای از مسیحیت بنیادگرا نبودند ، اما در فیلمبرداری سه خطبه سینمایی باپتیست از پیرکل ، در نهایت آنها هر گونه تفاوت های ظریف فردی را در یک هویت گروه جمعی که هنوز در این شکل بود ، به خاک می سپارند. زمان.

سه فیلم پیرکل-اورموند که دهه 1970 را به خود اختصاص دادند ، با فیلم آغاز شد اگر پیاده ها شما را خسته کنند اسب ها چه خواهند کرد؟ (1971) ، سه سال بعد جهنم سوزان بیرون آمد ، و سپس دهه با سال 1977 بسته شد The Believer’s Heaven. در حالی که رون اورموند خود را وقف مسیح کرده بود ، این به معنای تغییر سبک سینمایی او نبود. در واقع ، اورموند ممکن است اولین مدیر Godsploitation باشد. بدنام یک دزد در شب توسط دونالد دبلیو تامپسون تا یک سال بعد بیرون نمی آمد If Footmen شما را خسته می کند. شاید بتوان گفت اولین فیلم Pirkle ساخته اورموند بود کریسمس سیاه به تامپسون هالووین

رنگ قرمز در “ترساندن قرمز” مخفف مرگ است

برای دوره زمانی مناسب است که If Footmen شما را خسته می کند تبلیغات ضد کمونیستی را در شعارهای کلامی آخرالزمان انجام می دهد. بسیاری از کشیش های بنیادگرا مانند پیرکل ، جناح گرایان اولیه بودند که خط سیر تاریخ را پیش می بردند که به تدریج به سوی مصیبت و فاجعه پیش می رود قبل از “ربودن” و مسیح برای “1000 سال” حکومت کند. (اتفاقاً ، فقط یک بخش از کتاب مقدس در 1 تسالونیکی وجود دارد که به معنای واقعی کلمه از چیزی صحبت می کند که می تواند به عنوان غرور تلقی شود. بقیه یک تفسیر الهیاتی است که از کل متن کتاب مقدس ساخته شده است). داشتن این دیدگاه ویژه (آخر زمان) به جهان ایجاد رعب و وحشت در دل مسیحیان را کاملا آسان می کند زیرا هر دیدگاه بالقوه ای که به نظر می رسد جزم کتاب مقدس را رد می کند منجر به ریزش بیشتر ایمان مسیحی می شود. آخر نزدیک است!

با این وجود یافتن این ناراحتی و وحشت عمومی نسبت به تهدید کمونیست در اواسط جنگ سرد حتی در صفوف غیرمذهبی کار سختی نیست. ترس از عذاب قریب الوقوع چیزی بود که بسیاری از انجیلی ها برای گرفتن ته ته صندلی ها و جان پس انداز می کردند. هنگامی که یک کشیش یک پوشش مذهبی را در معرض خطر واضح و فعلی قرار می دهد ، تهدید دیگر فقط جسمی نیست ، بلکه ابدی است. If Footmen شما را خسته می کند این ترس را با نشان دادن نیروهای کمونیست اسب سوار در شهرهای سفیدپوست آمریکایی که مسیحیان را آزار و اذیت می کنند ، مردان ، زنان و کودکان را با لذت خونین اعزام می کنند ، و شستشوی مغزی جوانان را برای وفاداری به فیدل کاسترو به حداکثر می رساند.

وقتی اکنون به سینمای مسیحی فکر می کنیم ، معمولاً نسخه ای از آن است کرک کامرون به جای اینکه مثلاً در اثر اعتیاد جنسی غرق شود ، با یک تصویر رقیق شده و دارای درجه G از یک گناه واقعی روبرو است مایکل فاسبندر هست در شرمنده (2011). در پایان فیلم ، او می آید “عیسی را در قلب خود بپذیرد” و از آن پس ، همه چیز ثابت و مبارک و کامل است. در دهه هفتاد اینگونه نبود. If Footmen شما را خسته می کنند یک پسر را نشان می دهد که میله هایی به لاله های گوشش فرو می رود تا دیگر او نمی تواند بشارت انجیل را بشنود. پسر دیگری از دستورات کمیسار برای پا زدن روی عکس سفید عیسی سرپیچی می کند و کمیسار یک قمه را به سر او می برد. ما در حقیقت شاهد غلتیدن سر بچه روی زمین است. پیرکل به معنی تجارت است که می گوید کمونیسم آمریکا را نابود خواهد کرد. حتی سربریدن بچه ها برای کمونیستها تابو نیست!

از او بترسید که قادر است روح و بدن را در جهنم نابود کند

روابط مشترک بین همکاری اول Pirkle-Ormond و دوم ، جهنم سوزان (1974) ، خشونت و بودجه با بودجه کم و تمرکز بر روی یک شخص متمرد است که اتفاق می افتد به جماعت استوس پیرکل در حالی که او موعظه می کند و در آخر برای پذیرش عیسی به محراب می رود. به گفته پیرکل ، در حالی که کمونیسم مطمئناً زندگی شما را در اینجا روی زمین به جهنمی زنده تبدیل خواهد کرد ، حتی چنین چیزی نمی تواند با عذاب های جهنمی آتشین مقایسه شود هر دو بدن و روح.

Estus W. Pirkle: مبشر سینمایی
منبع: سازمان اورموند

گرچه مطمئناً جهنم به اندازه کافی ترور آور است ، اما به نظر می رسد قضاوت پیرکل در مورد نژادهای مترقی مسیحیت است که شروع به رواج کرده اند. این نسخه های مسیحیت جهنم را چیزی می دیدند که ما انسانها در اینجا روی زمین ایجاد کردیم. آنها به جهنم واقعی یا عذاب ابدی یا شاید حتی شیطان اعتقاد نداشتند. شخصیت ناباب ما توسط پسر اورموند ، تیم بازی می شود ، که فریب این مسیحیت مترقی جدید را خورده است تا زمانی که گروه مذهبی او در یک تصادف موتورسیکلت ناخوشایند جان خود را از دست می دهد ، در حالی که سر او نیز از نظر کامل از بدن جدا می شود. مرد جوان با اشک و غم و اندوه به خدمت پیرکل می آید – به معنای واقعی کلمه دقیقاً پس از خراب شدن هواپیما ، ما تصور می کنیم که او بدن آویزان شده را بدون اطلاع کسی در آنجا رها کرده است. او در حالی که پیرکل از پایه خود پایین می آید از راهرو پایین می رود و با اطمینان خاطر به او اطمینان می دهد دوستش در جهنمی واقعی و واقعی است ، اما او می تواند روح خودش را نجات دهد تا دیر شود. درباره مشاوره دامداری صحبت کنید.

از این مرحله به بعد ، خطبه ی جهنم و نفرین پیرکل را می شنویم و شاهد زنده شدن سخنان او هستیم. این فیلم از زمان کتاب مقدس تغییر مکان می دهد ، جایی که ما مشتی شرور کلاسیک را ملاقات می کنیم تا شاهد عذاب آنها در جهنم باشیم ، که در تصاویر اورموند و پیرکل ، از یک فضای خالی سیاه پس زمینه با شعله های آتش در اینجا و آنجا در سراسر ورطه تشکیل شده است. ساکنان آن کثیف ، شاید آوازخوان هستند و یا از درد فریاد می زنند و یا گناهان فانی خود را برای سایر ساکنان جهنم دوباره اجرا می کنند. پسر نادان جهنم سوزان خود را در این منظره تجسم می کند و آنچه را می بیند دوست ندارد. این ترس همان چیزی است که او را به محراب سوق می دهد. این ترس همان چیزی است که برای سالها در جامعه آمریکایی بشارت را “چرخانده یا سوزاند”. در تخیل بشارت مسیحیان در اواسط تا اواخر قرن 20 ، دلیل اصلی پذیرش مسیح به عنوان ناجی نجات خود بود. یک تصویر آینه ای کامل از فردگرایی آمریکایی و الهیات راه انداز.

من دو بلیط به بهشت ​​دارم

در پایان همکاری های Pirkle-Ormond ، The Believer’s Heaven، می یابیم که شاید کمترین نسخه تبلیغات انجیلی باشد. آیا دلیلش این است که تمرکز روی چیز مثبت به جای منفی است؟ احتمالاً آیا دلیل آن این است که اکثر پیش بینی ها درباره آنچه که بهشت ​​به نظر می رسد و از آن تشکیل شده اند به شدت فاقد تخیل و ماده هستند؟ بله بسیار زیاد وقتی موضوع موضوعی است که از دغدغه های دنیایی فراتر رفته و ساکنان خود را در مکانی پیدا می کند که هیچ اشک ، غم و اندوهی در آن وجود ندارد ، تهیه فیلم b-roll از گور و خون دشوار است. The Believer’s Heaven در نهایت بیشتر از آنکه ادامه فیلمهای جذاب و جذاب Godsploitation در دهه هفتاد باشد ، نمونه اولیه فیلمهای مسیحی معاصر تر است.

پیرکل ، که ظاهراً فقدان فوریتی را که این فیلم آخر دارد ، تشخیص می دهد ، در پایان پیش از پایان فیلم ، به بازخوانی زمینه های پاکسازی قدیمی جهنم و لعنت خود می پردازد تا یادآوری کند که هر یک از این مقصدها برای روح شما به همان اندازه احتمال دارد. تنها تصاویر منفی دیگری که در ابتدای فیلم به ما نشان داده می شود وقتی در مورد بلایای طبیعی در یکی از کشورهای آمریکای جنوبی به ما می گویند که خانه ها در زیر سنگ های ناشی از فوران آتشفشان دفن شده اند. دوربین از روی سنگرهای مردها ، زنان و کودکان آمریکای جنوبی “مرده” قرار می گیرد – اگرچه هنوز هم می توانید بازیگران را در عکس ها نفس بکشید. این تصاویر در تضاد با ابرهای ابر مدرنیست ابر است که در آن فرد سفید پوست پس از فرد سفیدپوست وارد دروازه مثلثی بهشت ​​به عمارت لوکس خود می شود. این زیر متن در نهایت فریاد می زند که فقط سفیدپوستان به بهشت ​​می روند و همه اقلیت ها با مرگ وحشیانه می میرند و به جهنم می روند زیرا آنها یا انجیل را نمی دانستند یا عیسی را در قلب خود قبول نمی کردند.

Estus W. Pirkle: مبشر سینمایی
منبع: سازمان اورموند

The Believer’s Heaven تمام دسیسه های یک قسمت پرکننده را دارد قایق عشق یا جزیره فانتزی. این تا زمانی است که به لحظه عجیبی می رسیم که به نظر می رسد اورموند یادداشتی را از کتاب تاد براونینگ گرفته و تصمیم گرفته است با بهره برداری از اجسام با توانایی متفاوت ، مناظر را زنده کند ، به نظر می رسد (؟) ، قول این که بدن های رستاخیز آسمانی “نقایص” بدن های زمینی ما را پاک می کنند. به ما ایولین تالبرت کوچولو (“54 ساله و 32 اینچ قد”) داده می شود که یک آهنگ انجیل و همچنین سه خواننده معلول را می خواند که آهنگ را می خوانند. فرضیه های کلامی بسیاری در مورد بهشت ​​وجود دارد که در این فیلم ساکن است ، به طوری که فرد آسمان را به عنوان چیزی منحصر به فرد به عنوان کلوپ شبانه جدید در خیابان فرض می کند و در نهایت تاریخ انسان از غم و دشواری ما را پاک می کند – و خرد حاصل از آن – برای اینکه جوان تر باشیم ، نسخه هایی از مدل Malibu که در ساحل ساحل کالیفرنیا نشسته ایم.

شلاق زدن از دو فیلم اول تا فیلم آخر کمی جدی است تا جایی که می توان همه آزمایش و مصیبت را از If Footmen شما را خسته می کند و جهنم سوزان بی تفاوتی. به خصوص اگر واقعاً همه کاری که باید انجام دهیم این است که این کلمات را بگوییم ، “من عیسی را به قلب خود قبول می کنم” و به یک نسخه حومه ای سفید و غنی از بهشت ​​معرفی می شویم. به نظر می رسد که دقیقاً مانند تبلیغات ضد کمونیستی فیلم اول پیرکل The Believer’s Heaven فقط تبلیغات طرفدار سرمایه داری است. بار دیگر ، یک تصویر آینه ای از ارزش های آمریکا در شکل سینمایی مذهبی.

همچنین مراجعه کنید

برنامه EXIT: برنامه ریزی برای مرگ

نتیجه گیری: من از همه نمایش های شما متنفرم

“من از همه نمایش و تظاهر شما – ریا از جشنواره های مذهبی و مجالس رسمی شما متنفرم … در عوض ، من می خواهم سیل عظیم عدالت ، رودخانه ای بی پایان از زندگی صالح را ببینم” (آموس 5: 21 و 24 NLT).

به عنوان کسی که به فیلم های ترسناک و استثماری علاقه دارد ، عنصری از سرگرمی شلوکی وجود دارد که می توان با هزینه این فیلم ها از آن استفاده کرد. این فیلم ها به عنوان فردی که یک مورخ آموزش دیده است ، به ما بینشی از یک دوره زمانی خاص از تاریخ آمریکا می دهد که در ترس و نگرانی آزار دهنده کشور است. با این حال ، به عنوان فردی که خود را مسیحی معرفی می کند ، تماشای این سه فیلم به طور یکجا به من کمک می کند تا درک کنم چرا مردم نمی خواهند مسیحی شوند ، چرا آنها نمی خواهند مذهبی به معنای کلمه باشند. اگر همه ادعاهای مسیح کتاب مقدس تبدیل به لکه صدا یا برچسب سپر برای افرادی شود که می خواهند از ایمان به عنوان وسیله ای برای کسب قدرت ، اعتبار ، پول یا به سادگی تعدادی از نوجوانان در هر دوره احیا استفاده کنند ، من نیز دست از تلاش برمی دارم. ایمان.

ایمان نشان داده شده در همکاری های Pirkle و Ormond تنها سایه ها ، برش های مقوایی چیزهای واقعی است. اگر این واقعیت نبود که پیرکل بسیار واضح از انجیل برای پیشبرد عقاید سیاسی خود استفاده می کند ، در پیام وی حداقل اخلاص وجود دارد که باید با آن مبارزه کند حتی اگر شنونده در نهایت موافق نباشد. با این حال ، پیرکل به تبلیغاتی برای نسخه سیاسی خاصی از مسیحیت مبدل می شود که متأسفانه همه ما به خوبی آن را می دانیم و باعث شده ایمان از شهادت خود تهی شود. ذهنیت تبشیری “تبدیل یا سوزاندن” طرفداران خود را دارد و بدون موفقیت در تبدیل دین خالی از لطف نیست – فقط به آلیس کوپر نگاه کنید – اما به عنوان یک کل ، ترس و آسایش و رستگاری فردگرایانه تنها در مقابل صدمه و بی عدالتی می توانند تا این حد پیش روند. از دیگران در این جهان است. همانطور که کتاب آموس در مورد آن صحبت می کند ، عدالت نیز برای پیام مسیحیت مهم است ، متأسفانه پیامی که در بشارت سینمایی Estus Pirkle و Ron Ormond وجود ندارد.

نظر شما در مورد Estus Pirkle و Ron Ormond11 چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

آیا مطالبی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی تحقیق فیلم را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!