گرین بدون گربه: مقاومت کنید و وجود داشته باشید

کریس مارکر بهترین مثال از یک نویسنده خودساخته و خود سبک است که دیدگاه او کاملاً ساخت خودش است. حتی شناخته شده ترین آثار او ، کوتاه مدت فیلم عکس کوتاه لا ژت، یا سفرنامه جریان آزاد ، مستند بخشی از مقاله بدون سلیل از طبقه بندی یا توضیح ساده نادیده گرفتن نشانگرحضور اثیری در کار او (و حتی شخصیت معمایی او) نفوذ می کند ، و به لحظه های گذرا کار مختلف او گستره ای از قدرت وجودی را می بخشد ، و به ما راهی برای دیدن ایده ها ، احساس اصوات و تجربه اندیشه های یک راوی ناشناس ناامید کننده می دهد. از دیدگاه کنجکاو و کنجکاو ، این اقامتگاههای هنری در هیچ چیز و همه چیز بسیار غنی است ، بنابراین در مورد آشوب و اضطرار دهه های آشوب سیاسی ، انقلاب ها ، جنگ های مخفی ، مداخلات دولت ، استعمار ، شورش ها ، کودتا ها و مشاغل مختلف در سراسر جهان چه می توان گفت؟

لیگ خودش – چشم انداز کریس مارکر

به نظر می رسد که مقاله مقاله ای دو بخشی او (یک بار دیگر ، کار او به راحتی از طبقه بندی دور می شود) پوزخند بدون گربه یک دیوانه ای است شاعرانه در مورد شور سیاسی ، آشفتگی اجتماعی و انواع ظلم ها. این یک بوم گسترده است ، و نشانگر ماهرانه صحنه های اصلی را از پوتمکین در تلفظ ویژگی ها ، تنظیم فضای تونال با یک ادعای کاملاً ظریف صدای قابل شناسایی یخی وجود دارد (بی شباهت به Sans Soliel’s روایت) گوشت سرشار از گوشت را که همسران مستضعف را به شورش تحریک می کند ، شکاف واقعیت و داستان در سیاست ، تاریخ و فیلم است. پوتمکین همه موارد فوق است قسمت اول ، “دستهای شکننده” ، با اعتراضات از سراسر جهان که در کنار صحنه هایی از پوتمکینمشتهای بزرگ شده در مقابل سرکشی ، مردم در خیابانها توسط نیروهای انتظامی فاشیست جمع شده و پلیس نظامی با زرهی کامل پوشیده از روکش طوفانی و مساوی بر توده های مردم وحشت زده و مبارز. این یک مونتاژ چند رسانه ای است ، یک چشم انداز از جهانی درهم و برهم. این سومین جنگ جهانی است و نشانگرپس از اکران فیلم در سال 1977 ، پس از پایان دیوار برلین در سال 1992 اضافه شد و اکنون با اکران جدید ، احساس می شود با توجه به وقایع اخیر ، ارتباط بیشتری در فیلم وجود دارد.

مقاومت و وجود انقلاب به عنوان مونتاژ

کیفیت پاششی وجود دارد پوزخند بدون گربه. نشانگرفعل و انفعالات درخشان تصویر ، هر دو احساسات آتش زا را به عنوان ناراحت کننده ، ناراحت کننده و بازیگوش در بعضی مواقع در ذهن شما ایجاد می کند که ماشین سازی های جنگ را بی حس می کند. این فیلم ممکن است احساس کند که یک روایت طولانی را شامل می شود ، اما عمدتا به دهه شصت و هفتاد ، جنبش های مختلف دانشجویی در سراسر جهان (به ویژه فرانسه ، آمریکا و ژاپن) ، انقلاب ها و اعتراضات متمرکز است. و از نظر دامنه جاه طلبانه است. شل ، غیر قابل پیش بینی است نشانگر اجازه نمی دهد تا ما را راحت کنیم ، بلکه بیشتر یک هواپیمای بدون سرنشین هیپنوتیزم است و جذابیت جنگی را دارد.

گرین بدون گربه: مقاومت کنید و وجود داشته باشید
منبع: ایکاروس فیلم

این حرکت با سرعت شکننده ای انجام می شود که رویایی آن کمتر از زیبایی خواب آلود است سانس سولیل. پوزخند بدون گربه از وضع آنارشیکی برخوردار است و در ویرایش و استقرار کنایه آمیز تصاویر ، احساس کنایه هوشمندانه ای دارد. از تصاویر واقعی تظاهرات گرفته تا مصاحبه با چهره های مختلف ، خواه صاحب نظر حزب کمونیست / مارکسیست باشید ، پپی شلدون (که نیروهای بولیوی را برای تصرف آموزش داد چه گوارا) ، فیلم بایگانی از فیدل کاسترو، چه گوارا، (در میان بسیاری) برخی از این چهره ها و نام ها ممکن است روی سر مخاطبان / بینندگان جوان تر اسکیت شوند. هنوز هم درک مطلب لازم نیست ؛ نشانگر پیچیدگی های آشفتگی سیاسی را به شکلی مراقبه کننده و مطبوع و بدون لال کردن مطالب شکل می دهد.

هنر سیاسی ، سیاست های هنرمندانه

وقتی فیلم های ناپایدار سیاسی در یک مستند (با انواع مختلف) همراه با تصاویر و صحنه های خشن ، سازش ناپذیر جمع می شوند ، نادر است. سخت گیر است هنوز، نشانگرسبک تعلیمی یا تبلیغی نیست. او قطع نمی کند ، از هرگونه پلیس ساختاری استفاده می کند ، پوزخند بدون گربه تکیه می کند و هنوز هم یک فیلم کنجکاو است. این مطمئن نیست که چه کاری باید از جنون ایجاد کند که به شدت در فرهنگ فرهنگی جهان ما ریشه دوانده است ، اما ما را تشویق می کند تا درباره آن فکر کنیم ، و این یکی از نشانه های یک هنرمند پایدار است که ما را به فکر گذشته می اندازد ، در حالی که ما سعی می کنیم حال را درک کنیم.

از طریق این فیلم ، ویتنام ، ایالت کنت ، بهار پراگ ، میناماتا ، کمپین بولیوی ، (در میان بسیاری از موارد دیگر) ، پیوندهایی با تعداد کمی از وقایع جهان وجود دارد و این باعث شفافیت انرژی هوشمند می شود. ما با تصاویر و صحنه هایی روبرو هستیم که آسان نیستند. برتری طلبان سفیدپوش پر از بازوبندهای اسواستیکا با سر دادن شعار “بمب هانوی” با استدلال برای جابجایی سیاه پوستان به آفریقا ، نمایشگاهی ، “دقیقاً مانند یک موتور سواری” که کالاهای تاکتیکی / نظامی ، IED ، اژدرهای بنگلور ، اتهامات پیراشکی ، بمب های لوله ای ، شارژ شکل را نشان می دهد ، و ظروف صابون. انواع مواد منفجره اصلاح شده که ما اغلب آنها را به عنوان سازنده گروه های حاشیه ای و تروریست ها مرتبط می کنیم ، در حالی که این اطلاعات از اطلاعات نظامی آمریکا آموزش داده می شوند. هر از گاهی ، در تصاویر ناخوشایند و جالب توجه اعتراضات ، رژه هایی که در آن مردم به عنوان گربه های غول پیکر ، دوئل و ساز می نوازند ، لذت ببرید ، به نوعی سورئال است که به یاد می آورد لوئیس کارول از طریق یک ناظر شورشی لیزرژیک.

گران بدون گربه: مقاومت کنید و وجود داشته باشید
منبع: ایکاروس فیلم

شاید این باشد نشانگررویکرد با مفهوم بالا ، توریستی بالا ، هنر بالا رویایی و شگفت آور است زیرا ویژگی جالب او از مقاله امپرسیونیستی به مستند کنایه آمیز می پرد ، این دیدگاه دنیوی برخلاف هر چیز دیگری که موضوعات زیادی را در هر دو مطلب نشان می دهد پویا و دامنه می بخشد از پوزخند بدون گربه.

از کجا پخش جریانی

ایکاروس فیلم نسخه بازسازی شده ای از آن را دارد پوزخند بدون گربه نمایش برای اولین بار در آمریکای شمالی در اجاره جریان OVID. گرچه داشتن و دیدن فیلم در آمریکای شمالی بسیار جالب است ، زیرا قسمت عمده فیلم شامل تصاویر بایگانی و 16 میلی متر دانه است ، اما فقط می تواند به نظر برسد بنابراین خوب فیلم های ایکاروس کیفیت بهتری را به خطر نمی اندازند. نسخه های متعددی وجود دارد و بسیاری از روایت های انگلیسی زبان دست نخورده است (از فرانسوی به انگلیسی برمی گردد) و زیرنویس های جاسازی شده. گاهی اوقات رمز گشایی روایت به سختی انجام می شود و زیرنویس های تکمیلی یک امتیاز خوب محسوب می شوند ، اما ممکن است با توجه به ترجمه (های) جاسازی شده و از قبل موجود ، تصویر را نیز به هم ریخته باشد. با این وجود ترمیم نسبت به دید مارکر احترام می گذارد ، این ویژگی بدون به خطر انداختن ظاهر و احساس اصلی آن زیبا به نظر می رسد ، خوشبختانه دید مارکر دست نخورده است.

Artful Touch؟

چیزی برای گفتن وجود دارد کریس مارکر و غنای زیبایی شناسی از پوزخند بدون گربه ، برخلاف سیاست تمسخر که در کرایه بیشتر رایج است (دشمنان دولت) یا شلوغی کرایه پخش جریانی که در Hulu و Netflix مشاهده می کنیم. با این حال ، شما مستندسازان با مهارت و تفسیر بیشتری مانند این را دارید الکس گیبنی، دیوید گریگوری ، یا رادنی اشر، (صدای مجزا آن یکی از ابتکاری ترین نیروهای خلاقانه فعال در رسانه است) آیا به نظر می رسد که در آنجا نفوذی وجود دارد؟

آیا یک پوزخند بدون گربه را دیده اید؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

https://www.youtube.com/watch؟v=l25XMwtWPME


پوزخند بدون گربه را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

دیگر هیچ وقت برای مردن نیست شمارش معکوس: جاسوسی که مرا دوست داشت دوباره مورد بازدید قرار گرفت

در شمارش معکوس بدون وقت برای مردن ، جیک تروپیلا با پیش بینی اکران جدیدترین اثر ، نگاهی به هر فیلم باند – رسمی و غیر رسمی – می اندازد.

حالا این خیلی شبیه آن است. در سال 1974 ، مردی با تفنگ طلایی معلوم شد که ناامیدی در گیشه ، حداقل در متن فیلم های باند (با توجه به نرخ تورم ، دومین تصویر کم درآمد در این مجموعه است). و همراه با کم کارایی آن ، هری سالتزمن، یکی از دو تهیه کننده اصلی همه فیلم های باند ، از هم جدا شده بود آلبرت آر بروکلی، آینده حق رای دادن را کاملاً در اختیار دست دوم قرار می دهد.

واضح است که به برخی از محاصره مجدد نیاز بود. خوشبختانه برای کلم بروکلی، که محاصره مجدد بسیار خوب انجام شد و نتیجه به دست آمد جاسوسی که مرا دوست داشت، یک ماجراجویی بزرگ ، مقیاس پذیر حماسی که با موفقیت ایمان جهانی را به حق رای دادن به باند بازگرداند و آن را به ریشه های کلاسیک خود بازگرداند. افسانه ها حاکی از آن است که در پایان سکانس افتتاحیه پیش از عنوان ، سالن تماشاگران پرآوازه جهانی از قبل در حال تشویق بودند. یک لحظه شک ندارم

دیگر هیچ وقت برای مردن نیست شمارش معکوس: جاسوسی که مرا دوست داشت دوباره مورد بازدید قرار گرفت
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

برای بسیاری ، این است راجر مور فیلم همه چیز در مورد شخصیت او – جذابیت ، شوخ طبعی ، ابرو – به شکلی چشمگیر در اینجا جمع می شود ، و این فیلم فوق العاده بزرگ را به یک مکان امن هدایت می کند. از نظر عملکرد ، یکی از بهترین های او نیز این است که انبوهی از انبوه بازی را خدمت می کند بدون اینکه بیش از حد از استقبال او بگذرد. او به سادگی تماشای یک لذت خالص است و جایگاه خود را به عنوان دوست داشتنی ترین باند تا کنون تأمین می کند.

تا جایی که به فیلم مربوط می شود ، اعتراف می کنم که مورد علاقه شخصی من نیست مور – ما به آن خواهیم رسید – اما حتی من نمی توانم انکار کنم که بدون شک بهترین کار او است. منظورم این است که بپذیریم: سکانس قبل از عنوان ، آهنگ ، دختر ، ماشین ، دژخیم ، طرح ، مکان ها ، لانه ، هیجان. جاسوسی که مرا دوست داشت چک لیست بزرگترین بازدیدها است. سوار بر لوتوس ساب من شوید ، ما به سال 1977 برمی گردیم تا ببینیم این سر و صدا چیست.

هیچ کس بهتر این کار را نمی کند

همه چیز به روشی مشابه شروع می شود شما فقط دو بار زندگی می کنید. این ارتباط منطقی است ، زیرا این فیلم نیز توسط این فیلم کارگردانی شده است لوئیس گیلبرت، بازگشت خود را به حق رای دادن پس از یک ده سال غیبت. در اینجا ، تمرکز در فضا نیست ، بلکه در زیر آب است ، جایی که یک زیر هسته هسته ای انگلیس به نظر می رسد پانصد متر زیر سطح از بین می رود. به طور طبیعی ، 007 برای تحقیق فراخوانی می شود.

باند ، که در حال حاضر در کوههای اتریش مستقر است ، هنگامی که ناگهان در کمین گروهی از مأموران شوروی قرار گرفت ، با اسکی سرازیری می کند. او با موفقیت از آنها پیشی می گیرد ، در این مرحله یکی را می کشد (این مهم است) و از کنار صخره شیرجه می خورد. همانطور که باند آزاد به سمت پرتگاه می افتد ، او موفق می شود در آخرین لحظه چتر نجات خود را از یونیون جک بکشد ، درست مانند مونتی نورمن تم پیروزمندانه به زندگی غرش می کند. جیمز باند برگشته ، عزیزم.

دیگر هیچ وقت برای مردن نیست شمارش معکوس: جاسوسی که مرا دوست داشت دوباره مورد بازدید قرار گرفت
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

خوب ، اول خبر بد: من در موردش وحشی نیستم Marvin Hamlisch’s نمره در دنباله قبل از عنوان. هملیش ، که به طور منظم زمین گیر است جان باری، برخی از روندهای رایج آن دوران را به خود اختصاص داده و موضوعی مختصر و دیسکو گرا ارائه می دهد که به نظر من خوش نمی آید. این یک بیماری جزئی است ، اما باید توجه داشت.

باشه ، حالا که از کار دور است ، آهنگ. است کارلی سایمون “Nobody Don’t It It Better” بزرگترین آهنگ باند تاکنون؟ فقط ممکن است خیلی خوب باشد. همانطور که این تصنیف خوش آهنگ بازی می کند موریس بایندر توالی اعتباری بانوان ژیمناست برهنه که به طرز جالبی ارائه شده است ، نمی توانم احساس کنم که برای چند دقیقه کوتاه همه چیز در جهان درست است. سیمون آهنگ را به زیبایی اجرا می کند و کاملاً به عنوان یک قصیده دوست داشتنی نسبت به شخصیت باند کار می کند.

هیچ وقت برای مردن ندارید شمارش معکوس: جاسوسی که مرا دوست داشت دوباره مورد بازدید قرار گرفت
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

بنابراین ، معلوم شد که عامل محکوم به نابودی یک شخص بی چهره نبود ، بلکه یک مأمور به نام سرگئی ، عاشق آنیا آماسووا بود (باربارا باخ) همچنین آنیا اتفاقاً Triple X ، یک مأمور مخفی شوروی و برابر جیمز باند است. آنیا بهترین دختر پیوند دهنده ما از زمان تریسی است: خشن ، زیبا و توانمند. او سخت گیر ، بی مفهوم و حتی از باند پیشی می گیرد ، چند مورد علائم قوی در اطراف؛ آنیا کسی نیست که باهاش ​​درگیر بشه. و از آنجا که او برای اکثر فیلم با باند زوج شده است ، فقط باید موضوع را کشف کند و حقیقت را کشف کند.

در مورد زیر گمشده: این توسط نه توسط SPECTER ، بلکه توسط شخصی که می توانست SPECTER را در مجاورت آن بداند دزدیده شد (به دلیل مشکلات حقوق ناشی از تندربال، SPECTER به این زودی ها در کانون رسمی ظاهر مناسبی نخواهد داشت). وارد کشک یورگنز به عنوان کارل استرومبرگ ، مگالومانی با انگشت وب که می خواهد زندگی روی زمین را نابود کند تا بتواند در آتلانتیس زیر آب خود رشد کند.

تا آنجا که شرور می روند ، استرومبرگ بد نیست ، اما او حداقل از نظر انرژی و جذابیت از Scaramanga فاصله دارد. او برای داشتن یک لانه خنک امتیازهای خوبی به دست می آورد: آتلانتیس ، ایستگاه شبیه به عنکبوت که قادر به غرق شدن است ، بسیار مناسب است (و گواهی برای طراح تولید است) کن آدم کار مینیاتوری تماشایی). به طور کلی ، Stromberg فقط Blofeld-lite است: تهدیدکننده ، اما کاملاً هیجان انگیز نیست

دیگر هیچ وقت برای مردن نیست شمارش معکوس: جاسوسی که مرا دوست داشت دوباره مورد بازدید قرار گرفت
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

اما می دانید چه کسی هیجان انگیز است؟ آرواره ها Jaws ، ساکت ، کشنده و ایستاده در یک برج بزرگ 7’2 ”، یک دزد استاندارد طلا است. مطمئناً نمادین ترین هاست که فقط توسط Oddjob رقابت می کند. ریچارد کیل در قسمت فوق العاده ای است ، و از دهانه فلزی کشنده خود با گل مینا استفاده می کند (نیازی به گفتن نیست که او یکی از تیزپوشترین لباس پوشان این طرف Tee Hee است). به عنوان بخشی از عملیات استرومبرگ ، به آرواره ها دستور داده می شود که انتهای سست سرقت زیردریایی را از بین ببرند. این منجر به بسیاری از عروق کاروتید قطع می شود.

در درون شما نوعی جادو وجود دارد

با در معرض خطر قرار گرفتن جهان ، چند چهره جدید معرفی می شوند و آنها برای پنج فیلم بعدی فراتر از این فیلم قطعات تکراری دارند و در نهایت در دالتون عصر. اول ، وجود دارد جفری کین به عنوان وزیر دفاع انگلیس ، فردریک گری ، که اغلب در کنار م از رفتارهای باند احساس وحشت می کند. سپس ، وجود دارد والتر گوتل به عنوان ژنرال گوگول ، رئیس KGB و ناظر آنیا ، اساساً “شوروی M” ، که برای ارائه کمک مفید یا خصومت بازیگوشانه هر زمان که لازم باشد حاضر می شود (گاتل در بخش فوق العاده است).

سرانجام ، وجود دارد رابرت براون به عنوان معاون دریادار هارگریوز ، یک افسر پرچم نیروی دریایی سلطنتی. رنگ قهوه ای در نهایت جایگزین خواهد شد برنارد لی به عنوان M ، و من می خواهم آن را نظریه پردازی کنم براون م همان مرد هارگریوز است که به سادگی در ردیف اطلاعات انگلیس ارتقا یافته است.

جاسوسی که مرا دوست داشت برخی از بهترین جذابیت های جهانی در این مجموعه را نشان می دهد ، با برجستگی اولیه در مصر. مواجهه باند با آرواره ها در اهرام یکی از بهترین مجموعه های فیلم است که با نشانه های نور انگیز و موسیقی پرشکوه تقویت می شود. صادقانه است که چیزی خارج از یک فیلم ترسناک است. سکانس زیر ، با باند و آنیا که آرواره ها را از بین ویرانه های مصر رد می کنند ، بسیار جالب است ، فقط اگر بخاطر چگونگی تضاد دو مأمور مجبور به همکاری با یکدیگر باشد. باند از آنیا در حالی که تلاش می کند وانت را راه بیندازد از بین می رود در حالی که آرواره ها بی وقفه آن را از بیرون لگدمال می کنند ، هرگز خنده دار نیست.

دیگر هیچ وقت برای مردن نیست شمارش معکوس: جاسوسی که مرا دوست داشت دوباره مورد بازدید قرار گرفت
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

این اقدام در نهایت به ساردینیا منتقل می شود ، جایی که Q وسیله مشخصی برای باند فراهم می کند مور عصر: لوتوس اسپریت. لوتوس مجهز به یک لکه نفتی ، راکت ها و می تواند آن را به یک زیردریایی کاملاً کاربردی تبدیل کند ، در نزدیکی کلاس Aston Maritn DB5 قرار ندارد ، اما اگر برای رفتن به ماشین به ماشین احتیاج دارید ، این کار را بسیار خرچنگ انجام می دهد حبس در برابر حمله به وسایل نقلیه.

تحقیقات باند و آنیا آنها را به این نتیجه می رساند كه استرومبرگ در پشت سرقت زیردریایی سوپر تانكرش ، لیپاروس قرار دارد و باعث می شود استرومبرگ دستیار خود نائومی را اعزام كند (خیره كننده کارولین مونرو) برای ترور باند از طریق هلی کوپتر. لوتوس و همه اسباب بازی های فوق الذکر به سرعت برای تلافی جویی مستقر می شوند و هلی کوپتر Naomi را از زیر آب منهدم می کنند و یک استراحت پاک می کنند. حتی آنیا سرگرم می شود و با سوئیچ برای حداکثر صدمه بازی می کند (“من دو سال پیش نقشه های این ماشین را سرقت کردم!”).

دیگر هیچ وقت برای مردن نیست شمارش معکوس: جاسوسی که مرا دوست داشت دوباره مورد بازدید قرار گرفت
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

بدنبال تعقیب و گریز ماشین ، آنیا سرانجام درمقابل مرگ معشوق خود با باند روبرو می شود و قول می دهد که پس از پایان ماموریت او را بکشد (تصمیم نهایی در مورد این طرح نسبتاً ضعیف است: او نمی تواند کمک کند اما جیمز را به دلیل اینکه دوست داشتنی است ، بخشش کند). باند می خواهد باند). مرحله بعدی آنها را سوار یک ناو آمریکایی می کند ، اما بلافاصله توسط استرومبرگ نیز اسیر می شود ، که قصد دارد با استفاده از مشترکات مسروقه از انگلستان ، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بر روی یکدیگر شلیک کند و باعث ایجاد آرماگدون هسته ای در زمین شود که تنها آرامش باقی مانده است در مدینه فاضله زیر آب استرومبرگ قرار خواهد گرفت. خوشبختانه ، باند همه افسران دریایی اسیر شده را آزاد می کند تا Stromberg را متوقف کند.

سرانجام ، ما می توانیم بازگشت ارتش مناسب در برابر اوج ارتش را بدست آوریم. اگر مردی با تفنگ طلاییفینال نسبتاً کم خون بود ، جاسوسی که مرا دوست داشت اسلحه ها را خاموش می کند ، و موج های استرومبرگ را در برابر زیردریایی ها در مجموعه همیشه عجیب لیپاروس (که ظاهرا توسط استنلی کوبریک، به عنوان یک مضمون جذاب پشت صحنه). باند لیپاروس ، آتلانتیس را نابود می کند ، استرومبرگ را می کشد و روز را با آنیا نجات می دهد. این یک نتیجه گیری کامل است.

جهنم ، آرواره ها حتی یک لقمه می خورد از کوسه بیرون. لوسیو فولچی ، دلت بسوزه.

نتیجه:

جاسوسی که مرا دوست داشت مجدداً عظمت امتیاز Bond را تثبیت می کند. این بزرگترین و جسورانه ترین ویژگی موجود است که تاکنون ارائه داده است ، هیجان های سرشار از لذت و سرگرمی را در اندازه مساوی ارائه می دهد. راجر مور به طور قابل توجهی شیار خود را در اینجا پیدا می کند ، و عملکردی متعادل را ارائه می دهد که وضعیت او را به عنوان بازیگوش ترین باند گروه تقویت می کند. جاسوسی که مرا دوست داشت یک گردش عالی است که بسیاری از امور را درست می کند و تأیید می کند که واقعاً هیچ کس این کار را بهتر انجام نمی دهد.

آینده بعدی: باند به فضا می رود! صبر کنید ، چه؟ هیچ وقت برای مردن نیست شمارش معکوس با بازگشت Moonraker.

شما چی فکر میکنید؟ آیا این بهترین فیلم راجر مور باند است؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


جاسوسی که مرا دوست داشت را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!