مصاحبه با ویکتور نونز ، مدیر Sundance Classic RUBY IN PARADISE

قیمت فعلی درخواست شده برای یاقوت در بهشت DVD در آمازون بیش از 1000 دلار است. کارگردان آن ، فیلمساز فلوریدیان ویکتور نونز، سه نسخه در قفسه خود نشسته است – سه برابر بیشتر از اینترنت ممکن است باعث شود شما حتی به وجود خود باور داشته باشید.

علیرغم تقدیر از آن (بررسی درخشان راجر ایبرت و برنده شدن جایزه بزرگ هیئت داوران در جشنواره فیلم ساندنس 1993) و شناخته شدن به عنوان محصولی که آغاز شد اشلی جادشغل حرفه ای ، هیچ چیز واقعاً به وجود نیامده است یاقوت در بهشت. مدتی نشست ، در YouTube به سه قسمت تقسیم شد و زمانی بود که DVD در کانادا به هم زد. اما در اکثر موارد ، این فیلم برای تمام قرن 21 از رادار دور مانده است.

اکنون از نوارهای اصلی یک چهار اینچی با صدای فراگیر 7.1 ترمیم شده است یاقوت در بهشت از طریق توزیع لرزش بازگشت بزرگی داشته است. این در سینماهای آنلاین موجود است ، اما همچنین برای اجاره و دارایی دیجیتال نیز در دسترس است ، این قابل دسترسی ترین سنگ قیمتی ساندنس در دهه های گذشته است. بازیگر جود این فیلم به عنوان یک زن جوان از تنسی که برای شروع تازه آن را به فلوریدا می فرستد ، گواهی قدرتمند برای روحیه در دنیای دنیاست و پیروزی هایی که ممکن است کوچک به نظر برسند ، اما در واقع بسیار عظیم هستند.

تحقیق فیلم اخیراً با نویسنده-کارگردان صحبت کرده است ویکتور نونز درباره فیلم گمشده اش. وی در مورد علاقه خود به تولیدات فلوریدا ، اهدافش در ساخت شخصیت و حتی یک پروژه جدید که در حال کار است – اولین بار در 12 سال گذشته – صحبت کرد.

این مصاحبه برای شفافیت ویرایش شده است.

لوک پارکر برای استعلام فیلم: اولین سوال من احتمالاً واضح ترین س toال است. تقریباً 30 سال بعد ، آنچه باعث می شود یاقوت ارزش تجدید نظر دارد؟ چرا با مخاطبان مدرن ارتباط برقرار می کند؟

ویکتور نونز: این س goodال خوبی است و بدیهی است که اگر این را می دانستم ، می توانم پول جمع کنم زیرا می دانم مخاطب دقیقاً چه می خواهد. من به طور کلی در این مورد بسیار فکر کرده ام ، چرا ما داستان های قدیمی را دوست داریم و چرا که چیزهای گذشته را دوست داریم. ممکن است در تشخیص اینکه چیزهایی که احساس می کنیم مختص زمان حال نیست ، کمی آرامش ایجاد شود. می دانید ، من فیلم یاد می دهم – برای افراد 19 ، 20 ساله – و این گرایش در بین آنها وجود دارد که معتقدند آنها اولین کسانی هستند که روی زمین احساس اضطراب ، درد و دلشکستگی می کنند.

روبی ، تقریباً 30 سال پیش ، در حال گذراندن چیزی بود که قابل تشخیص است و از آن طرف بیرون آمد. همه ما مجبور نیستیم که در یک خندق قرار بگیریم. ما می توانیم ریسک کنیم. ما میتوانیم اشتباه کردن، و بسیار خوب ، زیرا این بخشی از زندگی است.

آن داستان در آن زمان ارزشمند بود. از نظر “چرا اکنون” ، به جای پنج سال پیش یا پنج سال دیگر ، بسیاری از آنها فقط یک شانس است. اولین کسی که در Quiver با او صحبت کردیم ، اولین Sundance او تاکنون Sundance بود یاقوت در بهشت آنجا بود. بنابراین شما نسل قدیمی تر و این واقعیت است که این یک داستان در مورد یک فرد جوان است. اما بخشی از آن این است که خدایان فیلم گفتند وقت آن است.

یاقوت در بهشت بازگشت شما بعد از نه سال دوری از صندلی مدیر با قرار دادن خود در آن وقفه ، این داستان از کجا آمده است؟

ویکتور نونز: [previous] فیلم بود فلاش سبز، و این برای مردم یک معما بود. به کن رفت. به ساندنس رفت. اما اتصال پیدا نکرد.

مصاحبه با ویکتور نونز ، مدیر Sundance Classic RUBY IN PARADISE
منبع: توزیع لرزش

با دیدن آن اکنون – 10-15 سال پیش بازسازی شده است – بسیار شگفت آور است که چقدر پیشگام است جان دی مک دونالد درباره چشم انداز آمریکا بود. اما من آن فیلم را ساختم ، و هنگامی که شما فیلمی می سازید که در ساندنس استقبال خوبی نکرده و در وسط هیچ جا قرار دارید ، من آنچه را “ده سال در بیابان” نامیدم را داشتم. جان دی مک دونالد این شخصیت را تراویس مک گی داشت ، که یک کارآگاه بود و او گفت که همانطور که ادامه می داد بازنشستگی خود را گرفت.

اوج مثبت من این بود که مقداری از دوران بازنشستگی خود را می گرفتم ، به همین دلیل امروز هم به طور جزئی کار می کنم. اما طرف دیگر آن این بود که من یک جهنم زیاد مطالعه کردم و همسرم در حال خواندن ادبیات فمینیستی بود ، بنابراین چیزهای زیادی در هوا وجود داشت. ما به این بحث ها و این مسائل در یک سطح عمیق ، انسانی علاقه مند بودیم ، نه سطح جنسیت خاص.

پیدایش بیشتر داستان های من از یک تصویر ناشی می شود. و یاقوت آیا من در دوران کودکی به شهر پاناما رفت و برگشت می کردم ، برای یک کک یا حوله به مغازه ای می رفتم – و این یک مهمانی بود ، این آزادی بود – اما یک نفر در آنجا کار می کرد به هر دلیلی ، به من فهماند که کسی در این مکان کار می کند که قرار است در مورد فرار باشد. بنابراین این همیشه یک ایده بود و تازه شروع به رشد کرد. من “رابرت در بهشت” را در نظر گرفتم ، اما این داستان به معنای روبی ارتباط برقرار نکرد.

اما این فیلم در زمانی نوشته شده بود که هیچ دلیلی برای من وجود نداشت که فکر کنم هرگز دوباره فیلم ساخته ام. من فیلمنامه را به مردم رساندم و آنها گفتند هیچ کس علاقه مند به فیلمی درباره یک کارمند فروشگاه نیست. یک دوست، جیم استارک، تهیه کننده فیلم مستقل ، با من تماس گرفت – در واقع ، من دقیقاً روی این صندلی نشسته بودم – و از من پرسید که چه کار می کنم؟ او درباره آنچه برای من اتفاق افتاده کنجکاو بود. من به او گفتم که این فیلمنامه را دارم و او به من گفت ، “خوب ویکتور ، تنها کاری که می توانی انجام دهی این است که بدون هیچ هزینه ای فیلم بسازی. و شما باید این کار را انجام دهید! “

من هم همین کار را کردم.

می دانید اگر ارزان باشد به شما اجازه می دهد در هر فیلم فیلم بسازید چه خطراتی دارد؟ [laughs]

ویکتور نونز: در حقیقت ، این به نظر سوال احمقانه ای می رسد ، اما درست است که هرچه پول کمتری خرج کنید ، افراد کمتری را مجبور خواهید کرد که آنها را راضی کنید. من درباره همه فیلم هایم می گویم که آنها برای همه مناسب نیستند. اما برای کسانی که به هم متصل می شوند ، آنها از دیدن آن خوشحال هستند.

دلیل رفتن روبی به فلوریدا این است که تنها تعطیلات او است که می تواند به خاطر بسپارد. تو آنجا بزرگ شدی تقریباً همه فیلم های شما در آنجا تنظیم شده است. چه چیزی شما را به عنوان یک فیلمساز در فلوریدا نگه داشت؟

ویکتور نونز: وقتی به دانشگاه رفتم – خوب ، آنچه را که قرار بود در دبیرستان انجام دهم خواندم و انجام دادم – اما ادبیات و فیلم همزمان با من اتفاق افتاد. این اوایل دهه 60 بود. من به یک کالج کوچک در Yellow Springs رفتم ، و آنها آنجا تئاتر هنری داشتند. آنها هفته ای سه فیلم نشان می دادند. و من هم داشتم می خواندم فاکنر، و فلانری اوکانر، و Eudora Welty، و کارسون مک کالرس. این زمانی بود که بهترین ادبیات از نظر جنوبی بیرون می آمد عالی ادبیات.

وقتی همه این فیلم ها را دیدم ، ندیدم خداپسند یا فلینی به عنوان بخشی از یک ماشین بزرگ آنها فقط افرادی بودند که در مکان های خود فیلم می ساختند. بنابراین ، من فهمیدم که چرا نویسندگان خوانده شده من در ادبیات در فیلم حضور ندارند. من از اصطلاح “منطقه ای” متنفر بودم [filmmaker]، “اما من در مکانی مستقر بودم.

یکی از مواردی که من آن را پذیرفتم این چیز نئورئالیستی ایتالیایی بود که در آن فقط شخصیت و داستان نیست ، بلکه مکان آن است. شما آنجا انرژی می گیرید که نمی توانید به جای دیگری برسید.

واقعاً ساده لوحانه بود. گفتن این در مورد ماشین تحریر یک چیز است ، اما طبقه بندی خود به عنوان “فیلمساز منطقه ای” فقط گنگ است.

ممکن است فکر کنید گنگ است ، اما با تماشای فیلم هایتان ، حس فضا کاملاً مشهود است. فکر می کنید چه چیزی به فیلم های شما افزوده است؟

ویکتور نونز: این اتفاق افتاد که وقتی هالیوود به نوعی آخرین مکانی بود که می خواستید از آنجا یک فیلم ببینید ، من همراه شدم و فیلم را کشف کردم. هر جای دیگر جالب و هیجان انگیزتر بود. یاد گرفتم که [Yasujirō] اوزو دوست داشتنی جان فورد، و وقتی این را فهمیدم ، فهمیدم که بهتر است برخی را تماشا کنم جان فورد. و لعنت ، او فیلمساز خوبی است! یک فیلمساز بزرگ.

شما شروع به درک این می کنید که این تمایزات و اختلافات همه از نظر درجه و زمان است. بنابراین ، شما بر اساس فرصت های خود پیشرفت می کنید. من به UCLA به مدرسه رفتم ، بنابراین اینطور نیست که من هرگز از خط فلوریدا عبور نکردم ، اما به نظر می رسید اینجا چیزهای زیادی وجود دارد که هنوز می توان آنها را لمس کرد.

من خوانده ام که بعضی اوقات به قول خود از تعهد خود به یک فیلمساز منطقه پشیمان شده اید. چرا این بود ، و اکنون که کارگردانی را متوقف کردید ، آیا این چیزی است که هنوز هم احساس می کنید؟

ویکتور نونز: خوب ، اول ، من متوقف نشده ام. من در حال تولید یک فیلم دیگر هستم.

اوه وای! IMDb مرا شکست داده است.

ویکتور نونز: این بسیار هیجان انگیز است. این یک داستان مشابه است از آنجا که سفر یک زن را دنبال می کند. در این مورد ، او یک استاد نویسندگی خلاق 63 ساله است ، یک بیوه یک سال از زندگی خود می گذرد. من به آنچه در درون مردم اتفاق می افتد علاقه مندم. نه آنچه که در خارج برای آنها اتفاق می افتد ، بلکه نحوه پردازش آنها و چرا آنها آن را پردازش می کنند. به نظر می رسد چرا برخی افراد بیش از دیگران تمایل به پردازش دارند؟

مصاحبه با ویکتور نونز ، مدیر Sundance Classic RUBY IN PARADISE
منبع: توزیع لرزش

به هر دلیلی ، قبل از این دو سازگاری انجام داده بودم یاقوت. بود مارجوری کینان راولینگز (برای سال 1979) گال یونگ اون) و جان دی مک دونالد. شما در مورد آن ده سال صحبت کردید. من فکر کرده بودم ، “خوب ، من چیز دیگری برای سازگاری پیدا خواهم کرد.” هرگز ظاهر نشد ، بنابراین مجبور شدم به نوعی به تلاش برای نوشتن برگردم. من هم وقتی نوشتم به نوعی تازه شدم یاقوت.

شما درمورد تعداد افرادی که در شهر پاناما با آنها روبرو شده اند صحبت کرده است. از زمان اکران این فیلم ، فضای اقتصادی با تحول عظیمی روبرو شده است و مشاغل کوچک مانند Chambers Beach Emporium در تلاشند تا علیه سوپرمارکت ها و شرکت های بزرگ آب پا بگذارند. چه عناصری از این داستان “شروع می شود و شروع می شود” هنوز جهانی است و امروز چه چیزی نمی تواند بازی کند؟

ویکتور نونز: داشتم می خواندم که در شهر نیویورک ، مردم اینترنت را رها می کنند. آنها در حال انتشار خبرنامه هایی با تصاویر کوچک هستند – هر چیزی که سعی در ایجاد این ارتباط ملموس بین افراد و مکان ها دارد. این از این نیاز درونی ناشی می شود و قطعاً توسط COVID ایجاد می شود به این معنا که ناگهان حواس پرتی عمومی ما همه جا است.

اگر در دهه 60 بزرگ شده اید ، از این مفهوم بسیار آگاه بوده اید: خداپسند گفت سرگرمی می کشد. این نکته در مورد سرعت مصرف باعث غرق شدن روح ما می شود.

اگر مردم به زحمت تماشا کنند ، ما خواهیم فهمید ، یاقوت. وقتی متوسط ​​مصرف Netflix 8 ساعت در روز باشد ، فضای زیادی برای کار نخواهد بود یاقوت. آنچه که همیشه در آن فیلم وجود داشته است – و با همه آنها – این است که برخی افراد آنها را پیدا می کنند و برخی دیگر از اینکه آنها را پیدا کرده اند خوشحال هستند. برای این ، من بسیار فروتن و سپاسگزارم. موارد دیگر ، شما فقط قبول می کنید.

در طول فیلم ، روبی به فشارها و مسیرهای متفاوتی که زندگی اش می تواند در پیش بگیرد – روابط ، دانشگاه ، مذهب ، مشاغل ، حتی نیروی دریایی – حمله می کند ، اما هنوز هم می تواند اطمینان حاصل کند که برای هر کاری “قلاب ، خط و غرق” نمی شود. فیلم های پیرامون زنان اما توسط مردان نوشته می شود ، اغلب مورد انتقاد قرار می گیرد ، اما این موضوع در اینجا خیلی دور از ذهن بود. چطور شد که شخصیت روبی را از چنین مکان صادقانه ای شکل دادید؟

ویکتور نونز: این تا انتها به مارجوری کینان راولینگز داستان ، اما من در سمینار فلاهرتی حضور داشتم گال یونگ اون. این داستانی در مورد این مرد بسیار بد دهن و این شخص است که سرانجام ، در نهایت مقابله می کند. این دو خانم جوان بسیار باهوش در پشت همین س questionال را مطرح کردند ؛ “چگونه به عنوان یک مرد جرات می کنید ، این فیلم را بسازید.” خوشبختانه ، کل مخاطبان فریاد زدند ، “این دیوانه است”

اما من این کار را سبک انجام ندادم. من بسیار آگاه بودم و همیشه از مردم س askingال و گوش می کردم. اگر یک بازیگر احساس می کرد می توان خطوط را ورق زد.

من در آن زمان واقعا جواب خوبی دادم. بیان خود زندگینامه ای یک داستان در ابتدا جذاب است ، اما محدودیت های خود را دارد. من همیشه تحت تأثیر قرار می گرفتم پیکاسو، از بین همه مردم ، گفتن بزرگترین چیزی که از آن ترسیده بود فاش شدن خودش بود. فکر می کنم منظور او واقعاً این بود که می خواست کارهای بیشتری انجام دهد. به نوعی ، با عبور از دریچه جنسیت و بازگشت ، شما را به چالش می کشند تا به سطح اساسی تری از هر آنچه که روبرو هستید برسید.

یاقوت به نام Gissing for نامگذاری شده است جورج گیسینگ، که یک نویسنده مرد بود – باز هم بسیار بحث برانگیز – اما اولین شخصی که در آن زمان در مورد زن کارگر در انگلیس نوشت. یک تناقض یا کنایه وجود دارد که برای جهانی بودن ، باید خاص باشیم. و برای خاص بودن ، باید درک کنیم که جهانی نیز هستیم. شما هر دو هستید

سیاست هویت ضروری است. اما اگر همه ما در آنجا متوقف شویم ، چیزهای افتضاحی درباره آنچه انسان است ، از دست می دهیم.

از بسیاری از فیلمهای شما بعنوان میزبان اجراهای شگفت انگیز یاد می شود و یاقوت در بهشت به دنیا اشلی جود داد. او را به عنوان یک بازیگر نمایشی وحشی معرفی کرد. در آن زمان ، او هیچ فیلمی نساخته بود ، پس چه دیدید که او را روبی کرد؟

ویکتور نونز: دیر اومد او خارج از شهر بوده است. او در لیست نبوده است ، بنابراین ما قبلاً در تلاش بودیم که در مورد اینکه چه شخصیتی روبی خواهد بود تصمیم بگیریم. نیازی به گفتن نیست که ما پول بسیار کمی و شش روز وقت داشتیم تا فیلم را انتخاب کنیم. اولاً ، می توانید بگویید خدایان فیلم به ما درخشیدند ، به ما لبخند زدند. او وارد شد ، او کار خوبی انجام داد ، اما شما درست می گویید ، همه افراد کار بیشتری داشتند.

اما او حداقل از بخشی از تنسی بود. چیزی که او به من نگفت این بود که او در ژاپن مدل بوده است. او یک فرد بسیار پیچیده است ، اما در هسته اصلی خود ، فهمید که از تنسی چگونه است. یادم می آید که با عبور از Mulholland Drive به متل ارزان قیمت خود می رفتم و فکر می کردم: ” اشلی” حس من این بود که او این قسمت را دوست دارد. می توانید بگویید چه موقع کسی به چیزی فراتر از کار وصل می شود.

این به ریشه های نئورئالیست ایتالیایی من رسید. او بیش از دیگران در مورد دنیایی که ما در مورد آن صحبت می کنیم اطلاعات دارد. جالب بود. برای رسیدن به صحنه در شهر پاناما ، او پرواز نکرد. او از نشویل رانندگی کرد. بنابراین او اساساً ، خودش رانندگی روبی را از تنسی به فلوریدا تکرار کرد.

***

در این مرحله از مصاحبه بود که ما بیش از زمان مقرر خود پیش رفته بودیم ، و ویکتور به اندازه کافی مهربان بود و اجازه می داد مکالمه ادامه یابد. وقتی به او گفتم دیگر سوال ندارم – بعد از اینکه فقط گفت که آرزو می کنم وقت بیشتری داشته باشیم – او مرا به چالش کشید و گفت: “صحبت ارزان است”. من این چالش را پذیرفتم و ادامه دادیم.

***

شما احتمالاً زیباترین صحنه ای را که من تا به حال دیده ام داشته و دارای یک ترومبون بوده است. [laughs] من کاملا مسحور شده بودم. از کجا آمده است؟

ویکتور نونز: در یک مرحله خاص ، اگر خوش شانس باشید ، یک داستان زندگی شخصی خود را می گذراند وقتی افرادی را داشته باشید که به آن اهمیت می دهند و آن را دوست دارند. تاد فیلد (که نقش مایک ، یکی از علاقه های عاشقانه روبی در فیلم را بازی می کند) در یک زمان مشخص به من رسید و گفت ، “می دانید ، کاری که من فکر می کنم مایک وقتی در فضای جادویی خود قرار دارد ، باید ترومبون بازی کند.” همینطور هم شد تاد فیلد. این ایده او بود. و لحظه ای که او آن را گفت ، من گفتم “البته”.

مصاحبه با ویکتور نونز ، مدیر Sundance Classic RUBY IN PARADISE
منبع: توزیع لرزش

این یک صحنه دوست داشتنی است. و اگر عاشق آن نشده اید اشلی قبل از آن ، وقتی او به سمت در می رود ، آن وقت است که شما می خواهید. من عاشق آن صحنه هستم. شما فقط با یک فرد شگفت انگیز فیلم نمی سازید. آنها در بخش خوبی شگفت انگیز هستند زیرا در اطراف آنها بازیگران بسیار زیبا و شگفت انگیزی احاطه شده اند.

من دوباره داشتم آن را تماشا می کردم تا رنگ این چیز را تأیید کنم و چقدر خوب تحت تأثیر قرار گرفتم بنتلی میچوم (که نقش ریکی ، یکی دیگر از علاقه های روبی را بازی می کند ، هرچند که او بیشتر فکر عبوری است) به عنوان یک آدم بد است. او بود خیلی خوب. و دوباره در مورد زمانبندی صحبت کنیم ، همه آنچه او می گوید امروز نیز اعمال می شود – می دانید ، بحث در مورد سهام بودن ، امروز می توانست باشد. “دو فیش حقوقی از خیابان” نیز.

آنچه فراموش می کنیم و بعضی از افراد این را گفته اند ، فقط همه گیری نیست. اما ما مدتهاست که به اینجا می رویم. از بین رفتن و از بین رفتن یک شبکه ایمنی مشترک ، و پیامدهای آن برای همه ما بسیار زیاد است. شنیدن آن سطرهایی که می توانستم هفته گذشته بنویسم برایم جالب بود.

من اخیراً به توییتر پیوستم ، و کاری که انجام داده ام این است که هر وقت چیزی را تماشا می کنم ، کمی کنجکاوی را کنار می گذارم ، لحظه ای که دوست دارم. برای یاقوت، “اسرار را با زنان کارآگاه ، ضد آفتاب و لباس شنا نوشتم.” فکر می کردم آن صحنه خارق العاده است.

ویکتور نونز: دوروتی لیمن، یک سرباز واقعی او کار فوق العاده ای انجام داد. این صحنه او بود. همه ما آن را می دانستیم. جهنمی داشتیم هماهنگ می شدیم اشلی روشن کردن سوئیچ با نور ، بنابراین وجود دارد دوروتی، آماده انجام صحنه او هستیم ، و ما فقط اطراف را لعنتی می کردیم. ما فقط نمی توانستیم آن را درست کنیم. او صبور است و در نهایت ، کار می کند. او وارد می شود و آنچه را که برای من فوق العاده است تحویل می دهد. همه فیلم ، او فوق العاده است ، اما در آنجا ، او لحظه خود را می گیرد.

نکته دیگر در مورد آن صحنه که من به اشتراک خواهم گذاشت – ما به موقع دیر می دویدیم و صحنه نوشته شده بود تا دور میز برگزار شود. و ما آنرا آنگونه روشن کرده بودیم. ولی اشلی مدام به کاناپه می رفت. من از او خواستم این کار را انجام ندهد ، زیرا ما چراغی نداریم ، اما او گفت ، “من مجبور شدم.” و او حق داشت دانه دانه بود و در زمان انفجار ، ما توانستیم آن را کمتر کنیم ، اما او کاملاً درست بود.

این حتی قدرتمندتر بود زیرا او از میز شروع کرد و سپس هنگامی که مکالمه کمی ناخوشایند بود سپس حرکت کرد. این یک انتخاب خارق العاده بود.

ویکتور نونز: من چیزهای زیادی یاد گرفتم. در واقع ، من سعی می کنم الان چیزی به بازیگران ندهم. آنها جهت اولیه ای در فیلمنامه دارند – به آنها اجازه دهید مسیر خود را از طریق صحنه ترسیم کنند و بر اساس آن تنظیماتی انجام دهند.

تحقیق فیلم می خواهد از ویکتور نونز تشکر کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کرد!

Ruby in Paradise هم اکنون برای پخش در سینماهای مجازی و همچنین اجاره یا مالکیت از طریق Quiver در دسترس است.

https://www.youtube.com/watch؟v=KlWMYCONL4I

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

سفارش تارانتینو: ساختار اصلی عاشقانه واقعی

تونی اسکاتتریلر جنایی آمریکایی عاشقانه واقعی در سال 1993 با استقبال شدید منتقدان روبرو شد. علی رغم عملکرد ضعیف گیشه ، این فیلم از آن زمان به عنوان یکی از بزرگترین فیلم های هالیوود در دهه 1990 شناخته شد.

عاشقانه واقعی از همجوشی تشکیل شده است تونی اسکاتکارگردانی ، و فیلمنامه نویسی از کوئنتین تارانتینو. این اولین فیلمنامه فیلمساز متولد تنسی بود که توسط خودش کارگردانی نشده است. بنابراین این فیلم اولین فرصت دیدن مخاطبان را به همراه داشت تارانتینونویسندگی توسط کارگردان دیگری سینمایی شده است.

جالب است که این ترکیب این است اسکاتجهت و تارانتینونوشته هایی که باعث می شود فیلم داستانی قابل شناسایی باشد که امروز می شناسیم. یکی از معدود مواردی که نتوانست آن را از فیلم به صفحه نمایش برساند ، ساختار داستانی اصلی بود. مشهور به سازمان نقشه غیر خطی خود ، تارانتینوفیلمنامه توسط کارگردان دوباره سفارش داده شد. این ساختار اصلی تغییر کرد ، همانطور که اسکات یک طرح معمولی تر و خطی را ترجیح داد.

ساختار صفحه

طرح که آن را به نسخه صفحه نمایش از عاشقانه واقعی با ملاقات قهرمانان کلارنس و آلاباما در یک سینما آغاز می شود. آنها برای یک پای بعد از فیلم بیرون می روند و در عرض چند روز ، ازدواج می کنند. به دنبال این ، کلارنس درکسل را به قتل می رساند ، ناخواسته مواد خود را در کیف خود سرقت می کند.

بعد از این ، آنها به دیدن پدرش کلارنس (کلیفورد) می روند. او برای فرار از هرگونه تحقیقات جنایی ، پولی را که برای سفر به لس آنجلس نیاز دارند به آنها پیشنهاد می کند. با این حال ، چند ساعت پس از عزیمت آنها ، کلیفورد با استقبال وینچنزو کوکوتی روبرو می شود ، وی از طرف مامور سابق پلیس در مورد ناپدید شدن پسرش از طرف اوباش به نام بلو لو بویل بازجویی می کند.

سفارش تارانتینو: ساختار اصلی عاشقانه واقعی
منبع: برادران وارنر

به دنبال آن کلارنس آلاباما را به دیدار بهترین دوست خود ، دیک ریچی ، که از او می خواهد برای فروش مواد مخدر به او کمک کند ، می برد. پس از توافق ، این سه با یک فروشنده احتمالی ملاقات می کنند ، قبل از اینکه توسط اوباشی که پدر کلارنس را ردیابی کرده بودند ، گرفتار شوند.

نتیجه این یک تیراندازی کامل است که نمونه ای از هرج و مرج شدید و خشونت است تارانتینو مشهور شده است

عاشقانه واقعیبنابراین ساختار به عنوان یک داستان خطی کار می کند. این به دنبال کلارنس است که او در طول زندگی پیشرفت می کند ، با کلارنس ملاقات می کند ، درکسل را می کشد ، فرار می کند ، سعی می کند مواد مخدر را بفروشد و در نهایت به تیراندازی می رسد. داستان دارای یک شروع ، میانه و پایان کاملاً قابل تعریف است که به عنوان یک روایت سه کاره علت و معلول ساده کار می کند. با این حال ، این روشی نیست که نویسنده فیلم در ابتدا می خواست آن باشد.

Tarantino’s Order

هنگام نوشتن فیلم ، داستان به ترتیب خطی بسیار کمتری ساخته شد. صحنه آغازین به همان شکل باقی ماند اما بیشتر به عنوان یک پیشگفتار برای معرفی ما به کلارنس عمل می کرد. پس از این صحنه کلارنس و آلاباما برای درخواست پول به خانه پدرش می آیند. بنابراین ، فیلم اساساً در عمل دو آغاز می شود. سپس می فهمیم که کوکوتی در حال شکار زوجین است ، این خیلی زودتر است تارانتینوساختار کلارنس و همین طور ملاقات کلارنس با دوستش دیک ریچی.

عمل دو سپس تمام شده و ما به ابتدای طرح برمی گردیم. کلارنس در سینما با آلاباما ملاقات می کند ، آنها ازدواج می کنند ، کلارنس درکسل را می کشد و به اشتباه مواد مخدر او را می دزد. آنها سپس تصمیم به فرار می گیرند و در این مرحله ، ساختار فیلم به سمت عمل نهایی پیش می رود. سکانس های پایانی فیلم به همان ترتیب که کارگردان فیلم قرار داده بود نوشته شده اند.

سفارش تارانتینو: ساختار اصلی عاشقانه واقعی
منبع: برادران وارنر

تغییر ترتیب از یک روایت خطی که داستان کلارنس و آلاباما را دنبال می کند به یک داستان معمولی تارانتینو غیرخطی اساساً حول عمل اول و دوم تغییر می کند. که در تونی اسکاتبه ترتیب ، این فیلم در ساختار طبیعی طبیعی خود قرار دارد. که در تارانتینوبا این حال ، فیلمنامه دومین عمل به عنوان مقدمه ای مبهم برای روایت عمل می کند ، و اولین بازی بعدی دنبال می شود.

نگه داشتن مخاطب در تاریکی

جابجایی مجدد سکانس های کلیدی مختلف از ابتدا و میانه فیلم ، نحوه واکنش مخاطب را به میزان قابل توجهی تغییر می دهد عاشقانه واقعی. اولا ، تارانتینو در مصاحبه های مختلف توصیف کرده است که ساختار او به عنوان یک چالش برای انتظارات مخاطب از درک طرح به کار می رود.

در اولین اقدام او ، مخاطبان چیزی از پیشینه کلارنس و آلاباما نمی دانند. بیننده نمی داند که چگونه آنها با داروهای مسروقه Drexl به موقعیتی رسیده اند که در آن قرار دارند. ما نمی دانیم که آنها چگونه ملاقات کرده اند و همچنین از چگونگی شروع داستان اطمینان نداریم. تارانتینو توضیح می دهد که این به این معناست که در عمل او ، مخاطب کمتر از همه در داستان فیلم درباره وقایع می داند (غیر از پدر کلارنس).

با این حال ، بازیگر دو بعنوان فرصتی برای مخاطب برای پر کردن خلا the ها ، یافتن اتفاقاتی که با درکسل رخ داده است و ملاقات کلارنس و آلاباما در سینما است. این بدان معناست که مخاطب با یادگیری آنچه در گذشته اتفاق افتاده است ، اقدام دوم را به پایان می رساند. بنابراین ، مخاطب با دانستن بیش از شخصیت ها وارد عمل نهایی فیلم می شود. ما می دانیم که این مواد مخدر چه اتفاقی افتاده است ، می دانیم که آنها تحت تعقیب هستند و می دانیم که الیوت با پلیس کار می کند. بنابراین ، بازی سوم با موضوعی شروع می شود که مخاطب هرآنچه را که برای دیدن سکانسهای دراماتیک و خشن آخر فیلم باید بدانند ، آموخته است.

شخصیت های تارانتینو و مبهم

تغییر در ترتیب صحنه هایی که ما در آن با کلارنس و آلاباما آشنا می شویم به این معنی است که برای اولین اقدام از تارانتینوبه دستور ما هیچ ارتباط واقعی با قهرمانان فیلم نداریم. آنها شخصیت هایی نیستند که ما به درستی به آنها معرفی شده باشیم. ما هیچ سابقه ای نداریم و هنوز نحوه برخورد آنها را یاد نگرفته ایم.

سفارش تارانتینو: ساختار اصلی عاشقانه واقعی
منبع: برادران وارنر

این بدان معنی است که وقتی می شنویم خاطرات آنها از پدر و مادر کلارنس گفته می شود ، دلیلی نداریم که گفته های آنها را باور کنیم. این بیشتر پیچیده می شود وقتی که اوباش حاضر می شوند و کوکوتی داستان را از آنچه او گفته است تعریف می کند. در این نسخه از وقایع ، کلارنس یک فرصت طلب است که به دنبال معامله مواد مخدر رفت و درکسل را به قتل رساند تا از او بدزدد.

از آنجا که این اولین توضیح واضح از آنچه اتفاق افتاده است ، احتمال دارد مخاطب باور کند که این همان چیزی است که واقعاً اتفاق افتاده است. بنابراین ، اخلاق کلارنس و آلاباما ، که به عنوان مجرمان به ما معرفی شده اند ، زیر سوال می رود. بدون هیچ ارتباطی با آنها به عنوان شخصیت ، در ابتدا دلیلی برای ریشه یابی آنها نداریم تارانتینواولین اقدام آغاز می شود. با این حال ، ما یاد می گیریم که آنها شخصیت های شیطانی نیستند کریستوفر واکنشخصیت مبارز توضیح داد.

شخصیت هایی که از نظر اخلاقی تا دیر وقت در طرح یک فیلم مبهم هستند چیزی شبیه یک است تارانتینو تروپ ما نمی آموزیم که پلیس در چه کسی است سگهای مخزنی تا ادامه فیلم. ما واقعاً درک درستی از شخصیت ها نداریم هشت نفرت انگیز، و در Kill Bill: جلد 1 ما با پیشرفت فیلم گذشته پر پیچ و خم عروس را یاد می گیریم.

از این رو، تارانتینو سابقه مخفی نگه داشتن اخلاق و اهداف واقعی شخصیت ها از دید مخاطب را دارد. بسیاری از روایت های او اوایل ما را با شخصیت ها آشنا نمی کند ، و عقب ماندگی آنها را در بازی دوم یا سوم نشان می دهد. یک بار دیگر ، نویسنده مخاطب را زیر سوال می برد و شخصیت مشخصی را برای تماشاگر در اختیار تماشاگر قرار نمی دهد. این سبک شخصیت پردازی یک حس رمز و راز ایجاد می کند که به خوبی در درون کار می کند تارانتینوسینما و داستان عاشقانه ساده شکنجه شده کلارنس و آلاباما را به یک داستان پیچیده فریب و ابهام برای مخاطب تغییر می دهد.

رویداد تحریک می شود

تغییر در صحنه های ابتدایی نیز واقعه تحریک کننده فیلم را تغییر می دهد. که در اسکاتفیلم ، حادثه تحریک کننده دیدار کلارنس و آلاباما است که عاشقانه را آغاز می کند و منجر به حوادث آشفته ای می شود که در هنگام تلاش برای فرار با هم اتفاق می افتد.

سفارش تارانتینو: ساختار اصلی عاشقانه واقعی
منبع: برادران وارنر

با این حال، تارانتینوفیلمنامه این فیلم را به جای اینکه در صحنه با پدر کلارنس باز شود ، تا اواسط فیلم نشان نمی دهد. این بدان معناست که عاشقانه بین دو شخصیت اصلی فیلم دیگر رویدادی نیست که داستان را شروع می کند. در عوض ، این سرقت پول درکسل است. که در تارانتینوداستان ، این جنایت همان چیزی است که سفر کلارنس و آلاباما را آغاز می کند و اولین چیزی است که ما به طور واقعی در مورد آنها به عنوان یک زوج یاد می گیریم.

این ساختار فیلم را از یک داستان عاشقانه از یک زن و شوهر که با چالش های بعید درگیرند ، به فیلمی در مورد زوجی تبدیل می کند که سعی دارند با یک عمل غیراخلاقی درک شده از خود دور شوند. اگرچه این یک تغییر کوچک به نظر می رسد ، اما رابطه مخاطب با شخصیت های اصلی را به میزان قابل توجهی تغییر می دهد. ما در ابتدا آنها را به عنوان یک زوج ، که اخیراً ملاقات کرده و ازدواج کرده اند ، نمی بینیم و تلاش می کنند زندگی بهتری برای خودشان بسازند ، ما از همان ابتدا آنها را “زوجی که فقط پول دزدیدند” می بینیم. این موضوع بلافاصله بیش از داستان عاشقانه آنها به جنایت اهمیت می دهد.

خلاصه

به طور کلی ، با تجزیه و تحلیل دو روش مختلف که عاشقانه واقعی می توان ساختارمند بود ، ما به وضوح می توانیم تفاوت های سبک بین این دو فیلمساز را ببینیم. تارانتینوتریلر جنایی غیر خطی و غیر متعارف با شخصیت های مبهم تجربه تماشایی کاملاً متضاد را نسبت به اسکاتداستان عاشقانه محکوم و آشفته ای است.

کدام سفارش را ترجیح می دهید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


عاشقانه واقعی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!