DANCER IN THE TARK: ساختارشکنی بزرگ از موسیقی مدرن 20 سال بعد

اگر باب فوس همیشه به ما چیزی یاد داده است ، این همیشه نیازی نیست که موزیکال ها با خوشحالی تمام شوند. حتی در پس همه زرق و برق و زرق و برق هایی که مارک تجاری این ژانر است – کلمات ، کنش ها و مهمتر از همه ترانه ها ، اغلب می توانند معنای کاملاً متفاوتی را هنگام ادغام در مورد مفهوم تراژدی اجتناب ناپذیر منعکس کنند. ما آن را با نفرین تزلزل ناپذیر تنهایی در دیدیم خیریه شیرین، ما آن را با ظهور اشغال نازی ها در کاباره، ما حتی آن را با فشارهای موفقیت که منجر به خودباختگی در شد ، دیدیم همه اون جاز اما در حالی که حضور فاجعه همیشه برای سایه انداختن آن بود ، آن لحظات سنتی بسیار خیره کننده خیره کننده همیشه وجود داشت تا به ما یادآوری کند که حتی در جهانی پر از تاریکی ، همیشه نور می تواند وجود داشته باشد.

DANCER IN THE TARK: ساختارشکنی بزرگ از موسیقی مدرن 20 سال بعد
منبع: ویژگی های خط خوب

این بود تا پادشاه نهیلیسم ، لارس فون تریر، منتشر شد رقصنده در تاریکی، قسمت آخر سه گانه «قلب طلایی» او در جشنواره فیلم 2000 کن و همه آن کنوانسیون های بی خطر را که برای راحتی مخاطبان استفاده می شد ، درهم شکست. با این حال ، فکر احمقانه ای بود که فکر می کنیم “بهترین کارگردان جهان” که خود اعلام می شود ، با یک تصور مجدد اولیه و مناسب از هزاره جدید رو به رو خواهد شد. Les Miserables – او با جنجال غریبه نیست. ما درمورد مردی صحبت می کنیم که فیلمی درباره گروهی از بدخواهان ساخته وانمود می کند که به عنوان یک آزمایش اجتماعی معلول ذهنی است ، بنابراین اگر به نظر می رسد عبور از این خط نقطه قوت او است ، تعجب آور نیست که تلاش او برای یک نمایش موزیکال چیزی کم از یک تجربه چالش برانگیز نباشد. اما مانند همه هنرهای بزرگ ، رقصنده با چنان نیرو و روشنی آینه ای را به سمت جهان نگه می دارد ، تقریباً غیرممکن است که در بازتاب شدید آن ، نگاهی اجمالی به خود نگیریم.

All The World’s A Stage

برای آنچه ارزش دارد ، مهم نیست تریر رابطه پیچیده با زنان اغلب با شکنجه ای که او قهرمانان زن خود را تحمل می کند مقایسه می شود ، زیرا کارگردان با اعتراف به وجود رابطه ای بین این دو مشکلی ندارد. نیازی به گفتن نیست ، او ادعا می کند که کینه شخصی با مادر درگذشته وی نیز می تواند تا حدی مسئول باشد. وقتی به آن فکر می کنید چیزهای سنگینی است ، اما از منظر روانکاوی کاملاً منطقی است. شما فقط می توانید فروید را ببینید که از آسمان به پایین نگاه می کند ، با شتاب زدن دست و پنجه نرم های آشکار ، خود ارزیابی در حال نمایش بر روی صفحه. همانطور که گفته شد ، زنان در فیلم های او هرگز ضعیف نیستند. در حقیقت ، آنها تقریباً همیشه با مقاومت خود حتی در مواجهه با پایان تلخ ، یک قدرت تحسین برانگیز را به تصویر می کشند و سومین حامل “قلب طلایی” او ممکن است فقط درخشان ترین نمونه این امر باشد.

این بار سلما Jezkova را دنبال می کنیم (بیورک) ، یک مهاجر چک که با پسرش ژن به یک شهر کوچک در شمال آمریکا نقل مکان کرد (ولادیکا کوستیچ) ، امیدوارم که “سرزمین فرصت” آینده ای ایده آل تر برای هر دو آنها ایجاد کند. بین کار در یک کارخانه با بهترین دوستش ، کتی (کاترین دنوو) ، و شرکت در تمرینات آخر شب برای تولید آماتوری از صدای موسیقی، روال به ظاهر پیش پا افتاده وجود سلما با یک بیماری تحلیل برنده چشم که ژن نیز در آن مشترک است ، کاهش می یابد. در تلاش ناامیدانه برای پس انداز کافی پول برای عملیات خود قبل از اینکه خیلی دیر شود ، سلما کار اضافی خود را در کارخانه آغاز می کند و با این کار شدت شرایط خود را تسریع می کند.

برای بدتر کردن اوضاع ، در طی یک لحظه آسیب پذیری مشترک ، سلما به راز مخرب خود به صاحب ملک ، بیل اعتراف می کند (دیوید مورس) ، که از مشکلات او سو her استفاده می کند تا سرش را با خواسته های مادی همسرش بالاتر از آب نگه دارد. از آنجایی که روابط بین این دو به سرعت از اعتمادپذیری به تراژیک تغییر می کند ، قدرت سلما در واقعیت به سرعت بینایی خود فرو می رود ، اما او هرگز هدف اصلی خود را برای مبارزه برای آینده ژن از دست نمی دهد.

رقص در تاریکی: ساختارشکنی بزرگ از موسیقی مدرن 20 سال بعد
منبع: ویژگی های خط خوب

بهترین توصیف به عنوان پیش فرض به سبک “دستور العمل برای فاجعه” ، این دقیقاً نوعی غلتک عاطفی است که از آن انتظار می رود تریرنه تنها به این دلیل که او یک دستکار اصلی است ، بلکه به این دلیل که مخمصه سلما به طرز عجیبی نماد نگرش کارگردان به ذهنیت سرمایه داری است که حتی اکنون نیز به نظر می رسد در ایالات متحده نفوذ کرده است. انباشتن یک بدبختی یکی پس از دیگری برای عبور او از طریق جاروبرقی ، تریر تلخ ترین پرتره ممکن از تجربه زندگی یک خارجی در آمریکا را ترسیم می کند و صندلی های ردیف اول را برای هر لحظه دردناک به ما می دهد.

ایده ای که لارس ساخته است

شاید همذات پنداری با دیدگاه یک فرد خارجی که تا به امروز از قدم گذاشتن در کشوری که در قضاوت درباره آن اطمینان دارد امتناع می کند خطرناک باشد – با این وجود داشتن این “فاصله جسمی” نیز می تواند بحث بسیار عینی تری ایجاد کند. گذشته از همه اینها، تریر در یک زمان و مکان پرورش یافته بود که به شدت تحت تأثیر جنبشی قرار داشت که کودکان را به فکر آزادانه به افراد ترغیب می کرد تا امیدوارند از کنوانسیونالیسم راست گرایان در آن زمان اروپا را خفه کند. بنابراین ، در حالی که رقصنده در تاریکی اولین تلاش او برای فشار در مرزهای هنری حاکم بر دنیای غرب نبود ، آنقدر از ویژگی های تغییر بازی را داشت که آنها را بشکند و اولین کسی باشد که موفق می شود.

به غیر از موسیقی ابتدایی ، هیچ چیز دیگری نمی تواند این تجربه را بپوشاند ، و از همان صحنه اول مشخص می شود که این یک نوع متفاوت از موسیقی است. این هنر نیست ، ضد هنر است. از درجه رنگ سفید شده که باعث تخلیه هر مکان از زندگی گرفته تا سبک ویرایش متلاشی شده است که گفتگو را از جمله کوتاه می کند ، تریر حاضر نیست هر لحظه از خوش بینی را با زیبایی برای ارتباط با بیننده تقویت کند. با استفاده از مشتی تکنیک برداشت شده از تریر و توماس وینتربرگ مانیفست Dogme 95 ، فیلم به سبک مستند پخش می شود: این فیلم بر روی ویدئوی دیجیتال گرفته می شود تا ظاهری خسته کننده و عقب داشته باشد ، استفاده نامحسوس از نور طبیعی وجود دارد و هر صحنه تقریباً کاملاً شکوفا نیست. همه چیز زشت است ، اما به یک دلیل خوب.

رقص در تاریکی: ساختارشکنی بزرگ از موسیقی مدرن 20 سال بعد
منبع: ویژگی های خط خوب

تنها دفعه ای که با دوز تسکین زیبایی روبرو می شویم مربوط به اعداد موسیقی است که در تصور سلما رخ می دهد ، که احتمالاً نزدیکترین چیزی است که ما به یک مفهوم سنتی “هالیوود” احساس می کنیم. تریر از بیش از 100 دوربین ثابت استفاده می کند تا هر سکانس را از زوایای مختلف ضبط کند ، گویی که روی صحنه اتفاق می افتد و رنگ ها تقریباً یک اثر توهم زا هستند تا احساسی از تخیل را افزایش دهند. انتقال به این رویاهای روزانه توسط صداهایی در محیط اطراف سلما ایجاد می شود که می تواند از ریتم رباتیک ناشی از یک ماشین کارخانه تا خط زدن قلم از روی کاغذ در سکوت کر کننده یک دادگاه متغیر باشد ، و این دستگاه ها نیستند فقط تریر راهی برای نشان دادن آنچه واقعی است و آنچه تصور می شود ، اما همچنین علائم هشدار دهنده او برای حوادث ناگوار است که انتظار می رود هنگامی که سلما به واقعیت بازگردد ، اتفاق می افتد.

اوه خیلی آرام

اگر یک چیز بتوان گفت ، بیورک اجرای اصلی سلما بدون شک بزرگترین نقطه قوت فیلم است. با تعادل بخشیدن به یک معصومیت کودکانه با تئاتر بودن بی ادبانه ، این بازیگر از طریق چهره ، بدن و صدای خود یک محدوده احساسی حیرت انگیز را منتقل می کند ، که اغلب توسط طبیعت سرزده تقویت می شود رابی مولر فیلمبرداری دستی. به این معنی نیست که بقیه بازیگران بین شکاف ها سقوط می کنند ، به ویژه هنگامی که ما با اجباری نجیب زاده به سبک پاریس رد کردن یا تمسخر پیتر طوفان بازی عاشقانه ناامیدانه تلاش برای به دست آوردن قلب سلما ، اما درست مثل دیسکوگرافی مبهم خواننده ، یک ویژگی غیر قابل توصیف در بیورک تصویری از سلما ، یکی از اصالت هایی که به ندرت در فیلم گرفته می شود و از طبقه بندی سبک شناسی سرپیچی می کند.

رقص در تاریکی: ساختارشکنی بزرگ از موسیقی مدرن 20 سال بعد
منبع: ویژگی های خط خوب

با این حال ، به نظر می رسد یک حباب کششی اساسی در زیر سطح وجود دارد که واقع گرایی فوری را می گیرد تریر فیلم تا سطح دیگری و با نگاهی به گذشته ، جنجال بدنام بین کارگردان و ستاره او تا حدی می تواند مقصر باشد. در میان مشاجره های مجموعه که در یک برهه از زمان با هم اختلاف داشتند بیورک تف به تریر پاها و ادعاهای آزار و اذیت جنسی که به وضوح زیر فرش جارو شده بود ، دشوار است که بفهمیم این اختلافات تا چه اندازه بر شدت عاطفی عملکرد وی تأثیر گذاشته است. اگرچه ، به نوعی پیچیده ، نمی توان فکر کرد که همه اینها سهم بیشتری در موفقیت مهم فیلم داشت پس از ورود این دو دست در دست هم روی فرش قرمز فیلم برتر.

Encore

آن را دوست داشته باشید یا از آن متنفر باشید ، نمی توانید از انتخاب های جسورانه چشم پوشی کنید تریر ایجاد مرزهای بین هنر و سرگرمی موفقیت آمیز است. از طریق درخشش کانون توجه کشوری که دیدگاههای سیاسی وی قفسهای تربیتی او را به هم زد ، ما را به این درک می رساند که در سرزمینی که بر اساس وعده های دروغ ساخته شده است ، دیگر جایی برای امید وجود نخواهد داشت در حالی که ژانری را که به طور رسمی برای شعله ور ساختن شادی در قلب ما استفاده می شود ، دوباره تعریف می کند . این نه تنها نشان می دهد که جاه طلبی های هنری او باعث شده است که یک بار او نقش خود را به عنوان یک داستان سرای جهانی با تبر برای آسیاب کردن دوباره ارزیابی کند ، بلکه همچنین ثابت کرد که گاهی اوقات همکاری غیرمحتمل بین دو هنرمند جسور می تواند منجر به جادوی بینایی شود.

تا زمانی که به نتیجه ویرانگر آن رسیده ایم ، کسانی که در آن هستند تریر سبک غیر متعارف بدون شک در تعلیم و تربیت بیرحمانه نمایش داده شده تسکین خواهد یافت ، و حتی کسانی که آن را رد کرده اند به احتمال زیاد در تلاشند تا از چنین گزاره قدرتمندی نهایی دور شوند. از طریق استفاده از وزن کسل کننده واقعیت برای خرد کردن روح به جای بالا بردن روحیه ، رقصنده در تاریکی تحریک یک بار در ماه آبی است که هم یک دستاورد استادانه در ساخت فیلم آزمایشی است و هم اظهارنظر قدرتمندی درباره ماهیت اجرا.

https://www.youtube.com/watch؟v=53vr9EiOH7g


رقصنده در تاریکی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

Queerly Ever After # 34: MAMBO ITALIANO (2003)

Queerly Ever After یک ستون دو ماهانه است که در آن نگاهی می اندازم به فیلمهای LGBT + که به شخصیتهایشان یک زندگی عاشقانه خوشبختانه می دهند. اسپویلر وجود خواهد داشت.

من قصد دارم مقدمه نقد و بررسی خود را در مورد کمدی گسترده فرهنگ برخورد ارائه کنم مامبو ایتالیانو با گفتن اینکه من یهودی و ایتالیایی هستم ، و بله ، شام با خانواده ام یک کمدی گسترده است ، اما یک خط خوب وجود دارد که باید هنگام ایجاد یک کمدی گسترده پا به پا کرد مبادا شما زیاد به کاریکاتور بپردازید. مامبو ایتالیانو متأسفانه ، اغلب اوقات در آن اتفاق می افتد.

در آنجلو باربرینی 27 ساله (لوک کربی، که طرفداران ممکن است لنی بروس را در آنها بشناسند خانم مایزل شگفت انگیز) ، احساس خفگی توسط والدین مهاجر ایتالیایی متکبر خود می کند. بنابراین ، مورد ناراحتی آنها قرار گرفت ، او از خانه خود در محله Montreal’s Little Italy خارج شد و آپارتمان خود را بدست آورد. پدر و مادرش جینو (پل سوروینو) و ماریا (جینت رنو) نمی تواند بیشتر ناراحت شود ، پس دوباره ، فقط در مورد همه چیز آنها را ناراحت می کند. وقتی همکلاسی و دوست سابق آنجلو ، نینو (پیتر میلر) ، که اکنون پلیس است ، با او زندگی می کند ، ترس والدینش کمی تسکین می یابد ، اگرچه آنها هنوز نمی فهمند که چرا نینو هم اتاقی بهتر از آنها است. خوب ، همانطور که به نظر می رسد ، نینو ، مانند آنجلو ، یک مرد همجنس گرا است و آنها فقط هم اتاقی نیستند ، بلکه دوست پسر هستند. اگرچه آنها برای ادامه کار خود ، آنها در یک آپارتمان دو خوابه زندگی می کنند. قبل از ادامه کار ، باید بگویم که لهجه های “ایتالیایی” در این فیلم همه جا هستند.

شلوغ در کمد

همانطور که رابطه آنها مخفیانه ادامه دارد ، آنجلو احساس تمایل بیشتری به بیرون آمدن می کند. نینو ، بیش از این خوشحال است که ادعا کند که آنها فقط هم اتاقی هستند. و جدا از خواهر آنجلو آنا (کلودیا فری) ، که یک بار در حال اتصال به آنها بود ، هیچ کس دیگری نمی داند. بار این راز همچنان بر دوش آنجلو سنگین می شود و سرانجام ، او نزد والدینش اعتراف می کند که نینو دوست پسرش است و همجنسگراست. والدین او نیز همین مسئله را قبول می کنند … به هیچ وجه خوب نمی دانند. آنها شروع به دور انداختن سرزنش می کنند. این تقصیر کیست؟ بلا ، بلا ، بلا. ما قبلاً این صحنه را یک میلیون بار دیده ایم ، فقط تصور کنید که توسط شخصیت های لونی تونز بازی شده است.

Queerly Ever After # 34: MAMBO ITALIANO (2003)
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

اما هیچكدام از اینها با آنچه كه به مادر نینو ، لینا ، می گویند ،مری والش) لینا ، با جینو و ماریا طرحی ارائه می دهد. پسران برای شام در خانه باربرینی حاضر می شوند ، امید لینا این است که او بتواند نینو را راضی کند که عاشق خواهر آنجلو ، آنا شود ، و او از زنی به نام پینا دعوت کرده است (سوفی لوراین) برای آنجلو. تنها چیزی که در مورد پینا وجود داشت ، او و نینو در واقع اخیراً در یک بار دیدار کردند و رابطه جنسی برقرار کردند. همه اینها وقتی به ذهن خطور می کند که پینا به همه اعلام می کند که او و نینو “عشق ورزیده اند” (من قطعاً کمی در دهانم استفراغ کردم). اگر انصاف داشته باشم ، نمی دانم بین پینا و لینا می توانم تشخیص دهم که چه کسی کاریکاتور فجیع تری است. نینو که از مادرش وحشت کرده و اگر واقعاً بیرون بیاید چه پاسخی از دیگران خواهد داشت ، آنجلو را ترک می کند تا در کنار پینا باشد.

Queerly Ever After # 34: MAMBO ITALIANO (2003)
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

در همان مضحکه یک شام است که آنجلو شکسته و به خانواده اش رو می آورد و آنها را به وحشتناک بودن متهم می کند. او در مقابل آنها و اندک اندیشی آنها به یک غارت بزرگ ادامه می دهد. من فکر می کنم ، با توجه به نحوه فیلمبرداری صحنه ، من باید با خانواده او احساس همدردی کنم ، اما از جایی که من نشسته ام ، رابطه او توسط پدر و مادرش و مادر کینه توز پسرش و تعصب آنها به هم خورده است. آنها شخصیت دلسوز نیستند. من نمی گویم آنجلو بزرگترین شخصیت نیز هست ، او یکی از آن بچه های همجنسگرا است که مدام ادعا می کند “مثل سایر همجنسگراها نیست” ، و صادقانه بگویم ، من واقعاً از آن گروه احمق خسته شده ام. آیا می توانیم با شخصیت های زن و شوهر و شخصیت های “خاص” یا متفاوت از سایر زنان LGBT متوقف شویم. وقتی از آن برای شخصیت های زن استفاده می شود ، این تروپ “دختر باحال” است ، من پیشنهاد می کنم یک بار و برای همیشه تروپ “دختر باحال” و “مانند دیگر بچه های همجنسگرا” را در رختخواب قرار ندهیم.

دیگر کمد

بعد از اینکه آنجلو رسما بیرون رفت و او و نینو از هم جدا شدند. نینو به رابطه ساختگی خود با پینا ادامه می دهد ، او حتی با او ازدواج می کند و از او صاحب فرزند می شود ، در حالی که او به کار خود با مردان ادامه می دهد. از طرف دیگر ، آنجلو تصمیم دارد که از جنسیت خود استقبال کند ، همانطور که فیلمنامه و فیلم به او اجازه می دهد که باشد. بیایید بپذیریم ، این فیلم دیگری است که شخصیت های همجنسگرای ما کاملاً صاف هستند. به نظر می رسد آنجلو و نینو بیشتر از عاشق به دوستان شباهت دارند و وقتی آنجلو عشق جدیدی را در آغوش پیتر پیدا می کند ، اوضاع حتی بیشتر پاکدامن می شود (تیم پست) اگر مجبور می شدم یک صحنه جنسی بین نینو و پینا (که هیچکدام از آنها حتی پیشگام این فیلم نیستند) را تماشا کنم ، پس من شایسته چیزی بیش از یک نوک پاکدامن و پاکدامن بین آنجلو و پیتر هستم. من نمی گویم که این فیلم باید خیلی سریع باشد ، فقط این است که من واقعاً باید عاشقانه عاشقانه این مردان گویا را باور کنم. همچنین ، کمتر از پینا بسیار خوب بود.

در نتیجه: مامبو ایتالیانو

مامبو ایتالیانو کمدی بسیار گسترده ای است که نمی داند با خودش چه کند. با وجود مجموعه ای کامل از شخصیت هایی که دوست داشتنی ترین نیستند ، و عاشقانه هایی که باورپذیر نیستند ، این فیلم چیزهای دلخواه را به جای می گذارد.

همچنین مراجعه کنید

NewFest LGBTQ: و سپس ما رقصیدیم ، مستقیم و بیت

Mambo Italiano در 19 سپتامبر 2003 و 1 اکتبر 2004 در انگلیس در ایالات متحده آمریکا ظاهر شد. برای سایر تاریخ های انتشار ، اینجا را ببینید.


مامبو ایتالیانو را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن بازیگر ، نویسنده و کارگردان از شهر نیویورک است. وی لیسانس خود را در رشته های فیلم ، تلویزیون و رسانه های تعاملی و هنرهای تئاتر از دانشگاه Brandeis دریافت کرد. او دوست دارد هر کسی را که با لیست های بی پایان خود از حقایق جالب و دانش تاریخ فیلم گوش می دهد ، تنظیم کند. او را در توییتر و اینستاگرامamandajanester دنبال کنید

Legacy Of The Caped Crusader: BATMAN شروع به گذشته نگر

ابرقهرمان نمادین DC از زمان حضور در سینما در سال 1966 از زمان ماجراجویی های مختلف در صفحه های بزرگ داشته است و ثابت شده است که بتمن یک شخصیت ماندگار در هالیوود است و بسیاری از بازیگران در طول سال ها با هوشیاری نقاب دار بازی می کنند. با مت ریوزBat Bat-flick جدید اکنون بسیار پیش بینی شده است ، چه زمان بهتری برای تأمل است بتمن شروع میکند، یکی از بهترین فیلم ها در کل امتیازات ، و ثابت کرد که اگر به درستی انجام شود ، راه اندازی مجدد می تواند موفقیت آمیز باشد.

بتمن شروع میکند هنوز هم به عنوان بزرگترین داستان منشأ ابرقهرمانی نگه داشته می شود. این با تعریف جدیدی از تجربه فیلم های کمیک بوک ، آغازگر دوره جدیدی از ابرقهرمانان ریزه کاری است. قبل از بتمن شروع میکند، فیلم های ابرقهرمانی بیشتر سرگرمی های سبک دل بودند ، اما کریستوفر نولان فرمول را تغییر داد و همه چیز را تیره کرد. در حالی که شب تاریک اعتبار بسیاری را برای تأثیر آن بر ژانر ابرقهرمان می گیرد ، بتمن شروع میکند طرح سه گانه را با استفاده از ترکیبی از واقع گرایی و خیال ، که به سپاه مقلدان الهام بخش داد تا همان کار را انجام دهند. این فقط تیرگی بدبینی نیست که باعث شده است بتمن شروع میکند خاص ، اما عمق شخصیت و سوالاتی که فیلم حل می کند ، همه اینها به فیلم اجازه می دهد تا آزمون زمان را تحمل کند.

صلیب سربسته

بتمن شروع میکند از اهمیت ذاتی داستان مبدا یا لحظه دقیق روی سن مرد و زن صحبت می کند و به قهرمانی تبدیل می شود که همه منتظر آن بوده ایم. با این حال ، نمی توان نادیده گرفت که داستان های اصلی در سال های اخیر ، با فیلم هایی از جمله ، خسته شده اند مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه اجتناب از آن به طور کلی. کریستوفر نولانگرچه با داستان اصلی خود به جهتی دیگر رفت.

Legacy Of The Caped Crusader: BATMAN شروع به گذشته نگر
منبع: تصاویر برادران وارنر

بتمن شروع میکند بیشتر به دنبال کاوش در گذشته بروس وین نیست بلکه به نشان دادن او به عنوان یک شخصیت قابل تکرار ، تجربه از دست دادن ، درد و شکست در مسیر تبدیل شدن به بتمن است. به عنوان مثال ، قبل از اینکه بروس وین در انتقام از گاتهام انتقام بگیرد ، چندین سکانس آموزش سکانس گسترده وجود دارد و بروس وین اکثر قریب به اتفاق فیلم را صرف مبارزه با شیاطین خود و تلاش برای یافتن رستگاری می کند. او خود را مقصر مرگ پدر و مادرش می داند ، نمی تواند انتقام قاتل آنها را بگیرد و ترس او از خفاش ها از همان کودکی او را آزار می دهد. لیگ سایه ها به رهبری Ra’s al Ghul (لیام نیسون) برای بروس مقابله با گذشته خود را آموزش می بیند ، اما البته انگیزه های بسیار شومی دارند.

نولان فهمید که سفر به بتمن شدن به همان اندازه مهم است که بتمن رودررو با دشمنان در شهر گاتهام قرار می گیرد. در واقع ، یک ساعت دویدن طول می کشد تا بروس وین لباس خفاش را بپوشد. از بسیاری جهات ، این است بتمن شروع میکند’ بزرگترین قدرت ، زیرا وقتی بتمن سرانجام در جنگی در حوضخانه گاتهام “آشکار” شد ، لحظه ای کاملاً کاتارتیک احساس می شود ، مثل اینکه ما برای اولین بار شاهد ابرقهرمان هستیم. تمایل تدریجی تبدیل شدن به بتمن نمی توانست بهتر از این ارائه شود. نولان بروس وین در حال سفر به یک قله کوه و آموزش با نینجاها است. او اکشن را کم کلید نگه می دارد و شخصیت را از پایه می سازد و به نوبه خود ، نولان 21 را مورد استقبال قرار می دهدخیابان تجدید قرن فرمول ابرقهرمان.

مرد پشت ماسک

بتمن شروع میکند هشت سال بعد وارد سینما شد جوئل شوماخرها بتمن و رابین، که یک شکست تجاری بود و به طور گسترده ای به عنوان یکی از بدترین فیلم های تمام دوران شناخته می شد. نولان موفق به احیای بتمن شد ، و او را کاملاً ساده به عنوان یک مرد ، زندگی در دنیایی کاملا انسانی از پلیس و گانگستر ، و انگیزه انتقام و گناه ، ارائه داد. این یک رویکرد کاملاً ساده نسبت به مطالب اصلی بود که به نظر می رسید در آن زمان همه را متعجب کرده است. تاریکی در بتمن شروع میکند احساس واقعی بودن جایی که تیم برتون و دیگر فیلمسازان بتمن را به عنوان یک قهرمان بیشتر یک بعدی با نقاب نشان داده بودند ، نولان به شخصیت کیفیت ظالمانه ای بخشید که باعث شد بتمن احساس تهدید واقعی برای جنایتکاران مختلف در شهر گاتهام کند.

بتمن شروع میکند خیلی خوب کار می کند زیرا به جنبه انسانی شخصیت یا به عبارت دیگر مرد پشت نقاب می رسیم. وقتی بروس وین برای اولین بار روی صفحه ظاهر می شود ، باور کردن او از آشفتگی درونی آسان است ، و همه به طور عالی توسط کریستین بیل در حالی که غرش غر زدن او در طول سالها منبع الگوی رفتاری اینترنتی بوده است ، اما هنوز هم صدای ترسناکی است که متناسب با این تکرار بتمن است. این فیلم به عنوان یک بوم خالی از نوع بازی می کند و تمام کلیشه های ژانر ابرقهرمان را از بین می برد. Batmobile معروف به اتومبیل زرهی با تکنولوژی پیشرفته ارتقا یافته است که بیشتر شبیه تانک است. لباس بروس وین طرحی جدی تر دارد و غار خفاش یک غار واقعی پر از خفاش است. رویکرد نولان به بتمن ساده سازی همه چیز بود. از بسیاری جهات ، مانند آن بود کازینو رویال از فیلم های بتمن.

Legacy Of The Caped Crusader: BATMAN شروع به گذشته نگر
منبع: تصاویر برادران وارنر

همچنین شاید این یک استاد بزرگ بود که نولان تصمیم گرفت که یک شرور تیتر را شامل نشود. بتمن شروع میکند از Scarecrow و Ra’s al Ghul برای از بین بردن عمیق ترین ترسهای بروس وین استفاده می کند ، و او را برای جوکر آنارشیک بازی می کند ، دفتر سلامت، که در ادامه خواهد رسید. در حالی که هم مترسک و هم Ra’s al Ghul شناخته شده هستند ، بتمن شروع میکند کار بسیار خوبی انجام داد که جلوی کارها را بگیرد و دو شرور را بیاورد که انتظارات را نادیده بگیرند و از نقاط قوت فیلم برای بازآفرینی بتمن به عنوان یک شخصیت کاملاً واقعی استفاده کنند.

اگر بتمن شروع میکند جوکر یا هر شرور بزرگ دیگری را از لیست طولانی افراد بتمن معرفی کرده است ، شب تاریک احتمالاً چیزهای بیشتری برای زندگی داشته اند و ممکن است به اندازه سال 2008 مخاطبان را از بین نبرد. انصاف است که بگوییم بتمن شروع میکند برای چیزی فراتر از یک داستان مبدأ ایستاده بود. این فیلم درباره بی عدالتی ، اخلاق و گناه حرف های زیادی برای گفتن دارد – و بدون شک یکی از بهترین نمونه های فیلمی است که واقعاً با دنباله های آن ارتباط برقرار می کند. در حالی که سایر امتیازات ابرقهرمانی دارای کمانهای مختلفی هستند که در چندین فیلم پراکنده شده اند ، بتمن شروع میکند و پیگیری های آن کاملاً شبیه به هم هستند ، با همان پیام غالب.

بسیاری از داستان های عالی مبدأ ابرقهرمانی وجود داشته است ، اما هیچکدام به اندازه آنها عالی نیستند بتمن شروع میکند. این فیلم با دقت و هدف ساخته شده ، مخاطبان را به درک هسته اصلی بتمن و آنچه او نمایندگی می کند ، جلب می کند. در حالی که ده ها لحظه به یاد ماندنی وجود دارد ، اما روشی که فیلم از بتمن به یک شخصیت کاملاً جالب و پیچیده تبدیل می کند ، میراث ماندگار آن است.

همچنین مراجعه کنید

SÁTÁNTANGÓ: ترمیم و احیا شد

نظر شما در مورد میراث چیست بتمن شروع میکند؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


Batman Batman Begins را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی انحصاری به مطالب ارائه شده ، عضویت در انجمن ما در Discord و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لیام اسپرینگ-جونز

لیام نویسنده مستقل و نویسنده وب سایت مستقر در لندن است ، و در وبلاگ ها و نشریات مختلف فعالیت می کند. او در مورد موضوعات مختلف نوشته است اما در فرهنگ (به ویژه فیلم) تخصص دارد و بر ویژگی ها و محتوای نظر تمرکز دارد.

البته بعد از شماره 33: PLAN B (2009)

Querel Ever After یک ستون دو ماهه است که در آن نگاهی به فیلم های LGBT + می اندازم که به شخصیت هایشان خوشبختانه و عاشقانه پس از همه می بخشند. اسپویلرهایی وجود خواهد داشت.

فیلمساز آرژانتینی مارکو برگراولین فیلم بلند سینمایی برنامه ب مراسمی بر روی مردی به نام برونو (مانوئل وینائو) برونو اخیراً از دوست دیرینه اش لورا جدا شده است (مرسدس کوینتروس) ، و گرچه آنها گاه به گاه متصل می شوند ، برونو می خواهد که آنها به طور رسمی با هم جمع شوند. با این حال لورا دوست پسر جدیدی به نام پابلو دارد (لوکاس فرارو) پس از یادگیری از دوست متقابل Verónica (کارولینای استگمایر، اگرچه ما یاد نمی گیریم که اسم شخصیت او تا 15 دقیقه به پایان فیلم برسد) که پابلو به او گفت که روزی با مرد دیگری است ، که بعداً می آموزیم در حقیقت درست نبوده اما دروغی که پابلو به آن گفته بود ، برونو ، طرح.

اغوای دوست پسر

برونو نتیجه می گیرد که اگر لورا پابلو را رها نکند تا با او به عقب برگردد ، باید آنها را تقسیم کند. برای انجام این کار ، او تصمیم می گیرد که قصد دارد پابلو را اغوا کند. طرحی که دوست وی ویکتور (دامیان کاندوچی، به عنوان شخصیت دیگری که نام او را تا چند دقیقه آخر فیلم یاد نمی گیریم) فکر می کند پوچ است. از نظر مفهومی ، من واقعاً این ایده را دوست دارم. عاشقانه های بی شماری ساخته شده اند که یک عاشق سرزنش تصمیم می گیرد که از طریق یک عاشق جدید حسادت خود را انجام دهد ، اما در پایان ، عاشق دوست پسر / دوست دختر جدید “جعلی” می شود. اما من نمی توانم به هیچ فیلم دیگری فکر کنم که کجا می توانم حسادت خود را بدست آورم ، آنها تصمیم می گیرند پارامور جدید سابق را که به نظر می رسد همان جنسیت آنها است ، بدست آورد.

البته بعد از شماره 33: PLAN B (2009)
منبع: وولف ویدئو

مطمئناً ، این مسئله بسیار عجیب و غریب است ، و همچنین یک خط محبوب محبوب rom-com است ، بنابراین می دانید این کجا می رود. برونو موفق شد پابلو را اغوا کند ، اما آنچه که انتظار آن را نداشت این بود که در تلاش برای گرفتن پابلو عاشق او شود ، او نیز عاشق پابلو شد. سرانجام ، هر دو مرد به خاطر اتفاقات خوب با لورا فاصله می گیرند و تصمیم می گیرند در کنار یکدیگر باشند. من نه تنها به این پیچ و تاب و دوست داشتنی علاقه مندم ، بلکه دیدن فیلمی که هر دو سریال دوجنسگرا هستند ، بسیار عالی است.

هیچ چیز کامل نیست

هرچه واقعاً از مفهوم این فیلم لذت بردم ، نقص های زیادی وجود دارد. همانطور که قبلاً به آن اشاره داشتم ، فیلم نامه را کاملا طولانی می کنیم تا در واقع نام بسیاری از شخصیت ها را به ما بگویید ، و این شامل قسمت های اصلی نیز می شود. این حرفی نیست که هر بار که یک شخصیت با شخصیت دیگری صحبت می کند ، باید با نام آنها به آنها رجوع کند ، اما وقتی مخاطب برای اولین بار با شخصیتی ملاقات می کند ، مفید خواهد بود که به ما اطلاع دهند که آنها چه کسانی هستند. قطعاً نباید اینگونه باشد که ما فقط در چند دقیقه آخر فیلم در حال یادگیری نام شخصیت هایی هستیم که قبلاً چندین بار با آنها ملاقات کرده ایم.

مسئله مهمتر دیگر این است که اغلب اوقات به پابلو و برونو به اندازه کافی از ویژگی های شخصیتی خود استفاده نمی شود ، و بنابراین گاهی اوقات خیلی شبیه هم عمل می کنند. همانطور که می دانیم ، نه برونو و نه پابلو تجربیات قبلی جنسی با مردان دیگر نداشته اند ، بنابراین هر دو آنها با هم رابطه جنسی خود را کشف می کنند. این می تواند عالی باشد ، اما درعوض ، ما با یک رقص وافلینگ بین این دو رفتار می کنیم که احساس می شود بیشتر طول عمر فیلم را بیشتر از ضرورت داستان ترسیم می کنیم. به عنوان مثال ، پس از آنكه برانو عشق خود را به پابلو ابراز كرد ، پابلو اذعان كرد كه او نسبت به برانو نيز احساساتي دارد و پيشنهاد مي كند كه آنها در كنار هم بخوابند تا بفهمند آن احساسات واقعي هستند يا نه. اگرچه در ابتدا مردد است ، برونو موافق است ، اما پس از آن پابلو عقب نشینی کرد. صحنه های مختلفی از این دست وجود دارد که فقط به جای این که زودتر پیچیده شوند ، سرگرم کننده نگه داشتن داستان هستند. آیا سرانجام این دو مرد با هم جمع می شوند؟ البته ، اما برخی از شروع های دروغین می توانست ویرایش شود. بله ، فیلم کوتاه تر می شد ، اما هماهنگ تر می بود.

البته بعد از شماره 33: PLAN B (2009)
منبع: وولف ویدئو

در نتیجه: برنامه ب

با وجود نقص آن ، جذابیت خاصی برای این فیلم وجود دارد. اگرچه می توانست از بعضی ویرایش های دیگر برای برطرف کردن چند مشکل قدم زدن استفاده کند ، اما فیلم بدی نیست. در پایان روز ، این یک داستان کوچک شیرین است که یک طرح آشنا را با روشی مثبت روی سرش می چرخاند. من دوست دارم روزی یک بازسازی اندکی جلا تر ببینم.

برنامه B قبل از انتشار DVD نهایی ، دور جشنواره را در سال 2009 و 2010 رقم زد. برای کلیه اطلاعات انتشار ، اینجا را ببینید.

همچنین ببینید

بخش RhYTHM: کاملاً درست نیست

برنامه B را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن بازیگر ، نویسنده و کارگردان اهل شهر نیویورک است. وی لیسانس خود را در رشته های فیلم ، تلویزیون و رسانه های تعاملی و هنرهای تئاتر از دانشگاه برندیز دریافت کرد. او عاشق تنظیم هر کسی است که با لیست های بی پایان خود از حقایق جالب و دانش تاریخ فیلم گوش می دهد. او را در توییتر و اینستاگرامamandajanwest دنبال کنید

پرس و جو کارکنان: بهترین فیلم های Hangout

گاهی اوقات برای بدلکاری های مرگبار ، تفسیر اجتماعی سخت به فیلم ها می روید و یا توسط برخی سینماتوگرافی های خیره کننده خیره می شوید. بارهای دیگر ، شما فقط می خواهید سرمازدگی کنید. تعداد زیادی فیلم وجود دارد که در گروه دوم قرار می گیرند ، و اغلب اوقات بخشی از آن زیر مجموعه آرام و خلوت شناخته شده به عنوان فیلم پاتوق هستند.

ما در اینجا با فیلم Enquiry تصمیم گرفتیم با دیدن برخی از فیلم های پاتوق مورد علاقه خود ، بار کمتری برداریم. دوستان زیادی وجود دارد که از طریق توطئه های باریک سرگردان هستند. و سلام ، این نشانه سینمای بد نیست. این فقط سینما پاتوق است.

Tynan Yanaga – گمشده در ترجمه (2003)

پرس و جو کارکنان: بهترین فیلم های Hangout
گمشده در ترجمه (2003) – منبع: ویژگی های تمرکز

فیلم به دلیل ماهیت خود به عنوان یک شکل بصری از داستان پردازی ، در مورد یک قوس دراماتیک است. و در حالی که داشتن بلوک های ساختمانی قانع کننده از آغاز ، میانه و پایان بسیار مهم است ، گاهی اوقات چیزی برای رهایی از کنوانسیون وجود دارد. جایی که وقایع اتفاق می افتد و محیط به خودی خود به یک شخصیت تبدیل می شود ، و مخالف این بوم هستیم که باید وقت بگذاریم.

ما حتی وقتی می خواهیم از آنها قدردانی کنیم و ببینیم که چگونه افکار و احساسات آنها با خود ما همپوشانی دارند ، زندگی می کنیم. گمشده در ترجمه فقط در مورد پیاده کردن نیست. بسیاری از مضامین سنگین وجود دارد صوفیه کاپولا به عنوان دو شخصیت اصلی او مراقبه زندگی و دوستی (اسکارلت جوهانسون و بیل موری) از طریق توکیو حرکت کنید.

پیاده روی یک فعالیت راحتی و اوقات فراغت است ، اما وقتی می خواهید به عنوان یک شخص خارجی یا در مکانی که با آن کاملاً آشنا نیستید در آن شرکت کنید ، معنای جدیدی پیدا می کند. چه خوشبختی است که با دیگران ارتباط برقرار کنیم و در تمام فرارها و شوخی هایی که دوستان را با هم پیوند می دهد ، در تمام زندگی فرار کنیم.

هیچ دستور کار یا اهمیت اجتماعی لازم نیست شخم زده یا خاکبرداری شود. این عناصر ممکن است وجود داشته باشند ، اما همیشه اولویت ندارند. ما به ما مجوز داده ایم كه از روند واقعاً موجود لذت ببریم ، در یك ماجراجویی با یك دوست زندگی كنیم و زندگی مشترک را تجربه كنیم. چرا که اگر یک فیلم مشترک نباشد – مردم را در یک تجربه مشترک – متحد می کند و درنهایت آنها را به طور نامحدود با یکدیگر متصل می کند ، چه فیلم پاتوق است؟ تا زمانی که خاطرات ماندگار است.

در این باره یک چیز امن و رضایت بخش وجود دارد – حس اساسی که می توانید روزی به آن برگردید – و آنها در آنجا منتظر شما خواهند بود. من همچنین متوجه هستم که فیلم های پاتوق شخصی هستند. من در توکیو زندگی می کردم ، بنابراین من هر فرصتی را برای بازگشت به آن خیابان های بسیار آشنا ، حتی اگر فقط مربوط به سلولز باشد استفاده خواهم کرد.

امیلی ویلر – The Innkeepers (2011)

پرس و جو کارکنان: بهترین فیلم های Hangout
The Innkeepers (2011) – منبع: انتشار آهنربا

ظاهراً یک فیلم ترسناک ، Ti West The Innkeepers واقعاً یک فیلم پاتوق است. بله ، یک هتل خالی از سکنه و ارواح احتمالی وجود دارد ، اما هیچ کس دقیقاً از این واقعیت جلوگیری نمی کند تا بفهمد آیا Yankee Pedlar Inn مسافرتی است یا خیر.

بیشتر فیلم توسط برنامه های دو کارمند باقی مانده ، کلر و لوک ، که آخر هفته آخر اجرای هتل هستند ، پر می شود. آنها ساعتهای بی شماری را جمع می کنند تا اسطوره های اطراف هتل را جمع کنند و داستان های ارواح را عوض کنند ، اما آنها دلهره آور هستند. تمام اطلاعاتی که آنها جمع آوری کرده اید در وب سایت lo-fi لوک هدر می رود ، و با وجود برخی تلاش های نیمه کاره برای حل اسرار هتل Yankee Pedlar Inn ، آنها اکثراً ناامید هستند که از فکر کردن درباره مدت زمان قبل از آنها خودداری کنند. مشاغل و هیچ چشم انداز واقعی وجود ندارد.

این همان چیزی است که شما باید از آن لذت ببرید The Innkeepers: گذراندن وقت با گلفبال های خوش ذوق که گاه شکار ارواح انجام می دهند. مطمئناً ، هراس آویز وجود دارد (آینده نامشخص آنها مانند ارواح بالقوه) بسیار زیاد است ، اما این امر توسط آبجو فراوان است (که مطمئناً می توانید آنها را عقب بزنید و از آنها لذت ببرید). وحشت Hangout در بهترین حالت.

Clement Obropta – ارباب حلقه ها: دو برج (2002)

پرس و جو کارکنان: بهترین فیلم های Hangout
ارباب حلقه ها: دو برج (2002) – منبع: سینما New Line

پیتر جکسون ارباب حلقه ها trilogy یک سری معجزات جزئی است ، همه در چالش ماموت اقتباس J.R.R. سریال تخیلی حماسی تولکین به یک فیلم. که در ارباب حلقه ها، این روابط و شخصیت هایی هستند که فیلم ها را ریشه کن می کنند ، و هیچ کجا مشخص نیست از قسط دوم ، دو برج، که بیشتر یک فیلم دوست در میان آراگورن است (ویگو مورتنسن) ، لگلاس (ارلاندو بلوم) ، و Gimli (جان رایس دیویس)

بچه ها بعد از شکستن یاران ، در جاده برخورد کردند ، داغ در مسیر ربوده شدن سرگرمی سرگرمی (دومینیک مونگان) و پیپین (بیلی بوید) سفر آنها برای نجات سرگرمی کمترین تلاش در این فیلم است – در مقایسه با مأموریت برای از بین بردن حلقه و فتنه سیاسی در Edoras ، زندگی Merry و Pippin به نظر بی نتیجه می رسد.

همچنین ببینید

TROOP ZERO: نامه ای عاشقانه به نارضایتی ها

اما با دیدن پیوند سه گانه و Legolas و Gimli به تعقیب پیوستن به تعصبات مربوط به نژادهایشان ، در هنگام دوست شدن ، کل حماسه به زمین (میانه) برمی گردد. داستان پاتوق کم ریسک بودن باعث می شود که یک خط عاطفی از آن باشد دو برج، به همان روش ، آن Frodo (الیاس وود) و سام (شان آستیندوستی برای بازگشت پادشاه.

جنگ وارگ در برابر تپه های زرق و برق دار نیوزلند ، محاصره عمیق هلم و سومین نبرد فیلم در سیاه گیت – هیچ یک از مجموعه های برجسته داستان بدون کاراکترها کار نمی کند تا آنها را زمینگیر کند. و دو برج در ساختن این شخصیت ها ، در انسانی شدن سه جنگجو سخت ما مؤثر است. این فیلم یک درمان فانتزی پایدار است ، جایی که شخص و احمق ها فقط آدمهای ریز و درشت هستند – غلبه بر تعصبات نژادی ، کشتار اورک ها و نجات مردم آزاد زمین میانه.

اینها برخی از فیلم های پاتوق مورد علاقه ما هستند. بعضی از شما چیست؟

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

البته بعد از شماره 31: ARIZONA SKY (2008)

Queelled Ever After یک ستون دو ماهه است که در آن نگاهی به فیلم های LGBT + می اندازم که به شخصیت هایشان خوشبختانه و عاشقانه پس از همه می بخشند. اسپویلرهایی وجود خواهد داشت.

از جانب جف لندن، مردی که نقاشی های مرزی را برای ما به ارمغان آورد ، با توجه به بیلی، می آید آسمان آریزونا، فیلم وحشتناک دیگر آسمان آریزونا احساس می کند که می تواند یک ورودی کامل برای باشد تئاتر اسرار علمی: نسخه گی. همه چیز بد است: بازیگری ، کارگردانی ، فیلمنامه ، کار دوربین. اما ، این نوع بدی است که شما مانند تماشای خود و پیگیری تفسیر خود لذت می برید. که صادقانه کاری است که من هنگام تماشای فیلم انجام دادم.

گذشته

این فیلم ، در فلاش بک ، با پسری نوجوان در کنار جاده منتظر است. سرانجام ، یک اتومبیل با پسر نوجوان دیگری رانده می شود ، پسر اول ما وارد می شود ، آنها گفت و گوی لعنتی دارند و رانندگی می کنند. این صحنه اول حتی در کانون توجه قرار ندارد و مانند آغاز یکی از آن ها احساس می شود چرخش اشتباه است فیلم ، نه یک عاشقانه. از اینجا بهتر نمی شود.

با استفاده از برخی ترکیب های صداپیشه و صدای ضعیف ، درک گفتگو دشوار بود ، بنابراین مجبور شدم زیرنویس ها را قرار دهم. دو پسر ما اکنون در حال اردو زدن هستند و در مورد چگونگی دور شدن یکی از آنها صحبت می کنند. هشت دقیقه از زمان گذشته ، و هنوز نام هیچ یک از این دو شخصیت را یاد نگرفته ایم ، که ظاهراً منجر به بازخورد هستند. من شروع به مراجعه به شخصیت های Olaf و Gunderson کردم. هرکسی که زیرنویس ها را تهیه می کرد ، به همان اندازه من از آنجایی که پسرها با پیراهن هایشان به آنها رجوع می کردند ، آشفتا بود: پسر پیراهن قرمز = اولاف و پسر پیراهن سفید = گوندسون.

البته بعد از شماره 31: ARIZONA SKY (2008)
منبع: وولف ویدئو

سرانجام ، سیزده دقیقه درمی یابیم که نام White Shirt Guy / Gunderson در واقع کایل نوجوان است (کایل باکلند) متأسفانه ، ما هنوز نام پیراهن گای / اولاف را نمی دانیم و هر دو پسر حالا پیراهن خود را برداشته اند تا به رختخواب بروند. اکنون زیرنویس ها به عنوان سابق رد شرت به عنوان شریک زندگی اشاره می کنند. چند دقیقه بعد بالاخره مشخص شد که جیک نوجوان جی (/Blaise Godbe Lipman)

هرکسی که فیلمنامه می نویسد باید بداند که قبل از اینکه اسامی شخصیت های اصلی را به ما بگوید ، یک چهارم ساعت در یک فیلم صبر نکنید. همچنین ، این صحنه کمپینگ گیج کننده بود ، آیا این افراد فقط بهترین دوستان هستند؟ عاشقان؟ می خواهی عاشق بشوی؟ آنها کاملاً بوسه می زنند ، اما این همه چیز است. به نظر می رسید که آنها به اردو می روند تا بتوانند قبل از اینکه جیک از آنجا دور شود ، بغل شوند ، اما این یک سفر کمپینگ واقعاً غم انگیز است. آنها فقط مقداری فلفل دلمه ای خوردند و بعد به رختخواب رفتند. خودشه.

حال

سپس ، فیلم 15 سال بعد می پرید و ما اکنون در حال حاضر هستیم. ما با جیک بالغ ملاقات می کنیم (اریک دین) ، کسی که در آنچه فکر می کنم LA است زندگی می کند و ظاهرا اکنون در فیلم کار می کند. من مطمئن نیستم که او در این فیلم چه می کند ، رک و پوست کنده ، من فکر نمی کنم افرادی که این فیلم را ساخته اند ، در واقع در فیلم کار می کنند. جیک بزرگسالان چیزی شبیه جیک نوجوان به نظر نمی رسد. کارورز او؟ دستیار؟ در مورد فیلم کوتاه صحبت می کند که او می خواهد آن صدا را بهتر از فیلمی که واقعاً تماشا می کنم ، کند. جیک تعجب می کند که چرا او موافقت کرد که روی فیلمی کار کند که در حال حاضر درباره آن صحبت می کند. من شما را احساس می کنم جیک ، چرا من این فیلم را تماشا می کنم؟ چرا واقعاً

پس از تحمل یک حمله وحشتناک به موقع ، جیک تصمیم می گیرد برای بازدید به زادگاه خود برگردد و ببیند کایل هنوز در آنجاست یا خیر. در حالی که شهری که از آنجا آمده است ، واقعاً در فیلم بیان نشده است ، براساس عنوانی که باید تصور کنم در جایی در آریزونا است ، اگرچه کایل چند مورد از اوکلاهما را معرفی می کند. بنابراین جیک به همراه دوست مستقیمش استیو (برنت کینگ) برای جایی در ایالات متحده آمریکا به جاده بروید.

یک بار در آریزونا ، جیک Straight Bestie را در هتل ترک می کند و برای دیدن عمه کایل ایلین می رود (محل پاتریشیا) محل شاید فقط بهترین بازیگر این فیلم باشد ، این حرف های زیادی نمی زند ، اما او قطعاً صحنه هایش را می دزد. نورپردازی واقعاً می توانست از برخی از ترشحات استفاده کند. ایلین به جیک می گوید کجا می تواند کایل را پیدا کند و او را فرار می کند تا او را ببیند. همچنین باید گفت که ایلین تنها شخصی است که فهمید کایل همجنسگراست و بعداً در فیلم به او می گوید برو با جیک خوشحال باشید ، کسی که به هر کس دیگری فکر می کند خوشحال است.

البته بعد از شماره 31: ARIZONA SKY (2008)
منبع: وولف ویدئو

جیک وارد کایل می شود (جیمی مک کیب) خانه مثل جیک ، بازیگر بزرگسال برای کایل چیزی شبیه به همتای نوجوانش نیست. کایل پس از خیره شدن به جیک برای مدت طولانی غیرقابل توضیح ، “جیک” را اعلام کرد. بهترین جوانه من؟ از کی بچه بودیم؟ ” حدس می زنم این فیلم واقعاً می خواهد ما را به یاد بیاوریم که آنها بهترین جوانه ها بودند ، یا کایل فراموش کرد که آنها تاکنون بهترین جوانه ها بودند. این صحنه و بسیاری دیگر از این فیلم ، احساس می کنند ویراستار فراموش کرده است لحظه های اضافی را بین زمان شروع به کار دوربین و کارگردانی صدا را کاهش دهد. بعد از اینکه جیک و کایل با جدیت شروع به گذراندن وقت در کنار یکدیگر کردند ، هنوز هیچ شیمیایی وجود ندارد ، کایل سرانجام متوجه می شود که باید به خودش اجازه دهد خوشحال شود و خوشحال بودن به معنای بودن با جیک است. پایان.

همچنین ببینید

جنگ های CLONE (S7E8 + 9): از سایه ها

در نتیجه: آریزونا آسمان

ورود کامل به ژانر آهنگ تفسیر خود را از فیلم اضافه کنید. این فیلم خنده دار است. خط مورد علاقه من باید زمانی باشد که پسر عموی کایل هیت (امرسون اسمیت) کایل و جیک را در رختخواب کنار هم کشف می کند ، تمام می شود و می پرسد “آیا همه آنها کابوی ها هستند که گاوچرانهای شکسته هستند؟”

Arizona Sky در تاریخ 8 نوامبر 2008 در ایالات متحده آمریکا بیرون آمد. برای سایر تاریخ های انتشار ، اینجا را ببینید.


آسمان آریزونا را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن بازیگر ، نویسنده و کارگردان اهل شهر نیویورک است. وی لیسانس خود را در رشته های فیلم ، تلویزیون و رسانه های تعاملی و هنرهای تئاتر از دانشگاه برندیز دریافت کرد. او عاشق تنظیم هر کسی است که با لیست های بی پایان خود از حقایق جالب و دانش تاریخ فیلم گوش می دهد. او را در توییتر و اینستاگرامamandajanwest دنبال کنید

BEET QUEEN CONKERS TOKYO: تجربی ، عجیب و گاه خیره کننده

سوسک ملکه توکیو را فتح می کند فیلمی عجیب است همانطور که در مورد بسیاری از موضوعات خوب مستند وجود دارد ، یک خرده فرهنگ غیرمعمول برای تعریف یک تصویر بزرگتر مورد استفاده قرار می گیرد. ژاپن شیفتگی حشرات را دارد ، یا حداقل برخی از جمعیت آن را انجام می دهد. کودکان دست والدین خود را به سمت وان های پلاستیکی می کشند که اندازه صورت آنها سوسک است. ماهیت حیوانات اهلی این روابط شیرین است ، حتی اگر بین انسان و اشکالات ، ارتباط عاطفی بیش از حد یک طرفه باشد. اما علاوه بر دنیای جالب علاقه مندان به حشرات ژاپنی ، جسیکا اورکفیلم تجربی ، شاعرانه و گاه خیره کننده است.

مانند یک دفتر خاطرات

همیشه ارزش این را دارد که هر یک از احساسات عمیق بشر را مورد بررسی قرار دهد ، مهم نیست که چقدر طاقچه باشد یا به سادگی از بین برود. تقریباً در همه چیز ، حتی در کم عمق مشاغل هنری وجود دارد. من را به شنیدن یکی از نقل مکان کرد ملکه سوسکموضوعات در مورد چگونگی مشاهده مجموعه اشکالات خود به عنوان خاطرات بحث می کنند. او با برداشتن نمونه ای که غیرقابل توصیف است ، می گوید: “اما وقتی به آن نگاه می کنم ، می توانم فوراً به خاطر بیاورم که در کجا هستم ، در چه زمان ، حال و هوای من چگونه بود و چه احساسی داشتم.” این فیلم از این افراد تجلیل می کند و آنها را به عنوان احمقانه و تحسین برانگیز در مورد موجوداتی که ممکن است بعضاً آنها را تصدیق کنیم ، می بیند.

BEET QUEEN CONKERS TOKYO: تجربی ، عجیب و گاه خیره کننده
منبع: فیلم های نوامبر

تصویر بزرگتر خود ژاپن است و تاریخچه تقدیر اشکالات آن است. به نقل از ، راوی شعر ژاپن باستان را می خواند داستان Genji، و نشخوارکنندگان عرفانی را بر روی تعدادی از گونه های مختلف پخش می کند. برخی از اینها پر کننده است. نمونه های انسانی فیلم بسیار لمس کننده تر است. با این حال ، مواقعی وجود دارد که قصه های قدیمی برای نادیده گرفتن بسیار دوست داشتنی هستند. سرباز و DP او ، شان قیمت ویلیامز (از برادران صفدی و الکس راس پری شهرت) ، به طور خاص با کرم شب تاب لذت ببرید ، و هر صحنه مانند هر فیلم مستند مدرن تا کنون شگفت آور است. به نظر می رسد کرم شب تاب ها در تاریکی تاریک به یکدیگر پرواز می کنند و راوی توضیح می دهد که چگونه برخی معتقدند این کرم های تابشی کشتی هایی برای روح جنگجویان افتاده جنگهای باستانی هستند که تا به امروز با نبردها می جنگند.

محیط و سایر موسیقی

من مشکل زیادی برای تهیه لیست جامع داشتم ، اما آمازون و IMDB نام ها را لیست می کنند هاروومی حسونو، ریوویچی ساکاموتوو Masami Tsuchiyaدر میان چند نفر دیگر ، از جمله جی سی موریسون و نیت شاو، که موسیقی اصلی را نوشت. آیا استفاده از موسیقی برخی از استادان مدرن الکترونیک ژاپن هنگام فرهنگ مدرن ژاپن بسیار واضح است؟ احتمالاً اما اثر ، به ویژه به دلیل جذابیت غیرقابل انکار موسیقی ، هماهنگ است.

BEET QUEEN CONKERS TOKYO: تجربی ، عجیب و گاه خیره کننده
منبع: فیلم های نوامبر

همچنین طنز لطیفی نسبت به فیلم وجود دارد. مردی که پاهای خود را در قطار می چرخاند با سایه حشره ای که درون پیله اش پیچیده است بریده می شود. من از تعجب دیدم که فیلمسازان هر مقایسه ای را بین خیابان های شلوغ ژاپن و لانه های شلوغ مورچه ها به حداقل ممکن نگه داشته اند. روابط به رسمیت شناخته شده است ، اما به هیچ وجه قطعی نیست. تماشای مردان بالغ مانند سگهای گربه خود را نوازش می کنند ، هرگز چیزی جز احترام به آنچه باعث شادی این افراد می شود وجود ندارد. سوسک ملکه توکیو را فتح می کند مانند بهترین موسیقی های محیطی: آرامش ، احساسات ، در بعضی مواقع پرشکوه ، و همیشه ارزش وقت صرف شده برای توجه کامل شما را دارد.

مستند مورد علاقه شما درباره عجیب و غریب چیست؟ در نظرات به ما اطلاع دهید!

همچنین ببینید

19 بهترین مستند سال 2010

Beetle Queen Conquers توکیو برای پخش در MUBI در دسترس است.

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مارک Seneviratne

تحلیلگر داده که در منچستر زندگی می کند و به سادگی از نوشتن فیلم و سیاست لذت می برد. برای استعلام فیلم و وضعیت هنرها می نویسد.

عشق پازل: 3 فیلم از هونگ سان سان

من در مورد فیلمساز کره جنوبی نوشته بودم هونگ سان سو سال گذشته در طول انتشار تئاتر ایالات متحده از چمن و سرانجام این فیلم را در لیست 20 فیلم برتر من برای سال 2019 قرار داد ، سالی که من یکی از بهترین های سینما را در حافظه اخیر می دانم. من مشتاقانه به دنبال جستجوی بیشتر در مورد او بودم و امسال ، به لطف من ، سه مورد دیگر از فیلم های او برای اولین بار در ایالات متحده در دسترس عموم بوده است. به محوری برای افزایش جریانهای آنلاین فیلمها ، بلکه موفقیت آنها نیز هست انگل در اسکار ، که درهای آگاهی بسیاری از آمریکایی ها را به سینمای کره جنوبی باز کرد. این واقعیت که پیروزی اسکار برای این امر لازم بود جای تردید دارد ، اما این بحث برای بار دیگر است. آنچه در حال حاضر واقعاً مهم است این است که این فیلم ها در دسترس هستند و اگرچه نقص آنها وجود دارد ، مطمئناً همه ارزش تماشای آنها را دارند.

زن در ساحل (2006)

عشق پازل: 3 فیلم از هونگ سان سان
زن در ساحل (2006) – منبع: Mirovision

من این سری از فیلمها را بطور زمانی شروع کردم زیرا من به یک هنرمند معتقدم که در طول زمان ایده های هنری و خود را تغییر می دهد ، تغییر می کند و تغییر می دهد. هونگ سانگ سو با مقایسه شده است اریک روهر بارها در گذشته و فیلم 2006 او زن در ساحل ، در یک چاپ تازه بازسازی شده که من از طریق فیلم در اتاق نمایش مجازی مرکز لینکلن مرکز پخش کردم ، یک مقدمه عالی برای فیلمساز و آنچه باعث مقایسه او با رودر می شود. در واقع این بسیار عالی است که فیلم نه تنها مضامین را به اشتراک می گذارد ، بلکه چندین عکس ، بریدگی و یک عنوان با درام در سال 1983 رابط پائولین در ساحل.

زن در ساحل حول محور سفر به ساحل که توسط یک زوج جوان به نام کیم مون سوک گرفته شده است (برو هیون جونگ) و چوی سون هی (آهنگ سون-می) و دوست فیلمساز مون سوک که در فیلم به عنوان “کارگردان کیم” گفته می شود (کیم سونگ وو) با پیشرفت فیلم ، کارگردان کیم و Sun-hee عاشقانه ای را تولید می کنند که مون سوک را در غبار فرو می برد. هم فیلم های روهر و هم هونگ ، کارهای عاشقانه گسترده ای دارند و فراز و نشیب های روابط را از طریق عشق ورزی ، دعوا و بحث و گفتگو در ذهن انسان بررسی می کنند ، اما رویکرد هونگ به جای ابتکاری بودن یا سینمایی بودن ، به دنبال واقع گرایی است. در اینجا به غیر از زوم دوربین مشخصه هون ، استعدادی زیاد وجود ندارد ، که هم به عنوان سازنده تنش چشمگیر (در صورت بزرگنمایی) و هم برای کمک به کمدی (زوم) استفاده می شود. معنی دار ترین مکالمات همه در مکان های آشنا و مورد انتظار – یک رستوران ، اتاق خواب ، در اتومبیل ، پیاده روی در خیابان – اتفاق می افتد و سادگی این لحظه ها پیچیدگی پویایی هایی را که در دست دارد ، باور دارد.

چندین لحظه در فیلم وجود دارد که سعی در تعریف یک رابطه دارند و معمولاً از طریق مکالمات حلقوی (بسیاری از آنها توسط خود بازیگران بداهه می روند). کمی طنزآمیز نشان داد که مون سوک و خورشید با وجود اینکه یک زوج هرگز رابطه جنسی نداشته اند ، و دومی از این دلیل استفاده می کند که چرا خودش را مجرد می داند. مون سوک فردی ساده لوح و نجیب است و روابط خود را با Sun-hee بسیار جدی تر از آنچه انجام می دهد رفتار می کند ، و علی رغم دانش بدیهی که کارگردان کیم در تلاش است تا روی Sun-hee بیفتد ، او کاری برای مقابله نمی کند. آی تی.

هوای کسل کننده ای در مورد این فیلم وجود دارد که به هیچ وجه به من چنگ نمی زد. بخش عمده ای از مکالمات فیلم و کمان های شخصیت اصلی نیز در نیمه راه فیلم از بین می روند. با این حال ، هونگ چه خوب انجام می دهد ، این است که به شخصیتهایش اجازه دهید مناطق مختلف خاکستری در آن بازی کنند. او همچنین یک رویکرد تحلیلی تر نسبت به عاشقانه و روابط انسانی دارد که معمولاً توسط شخصیت هایی که چیزهایی را با اصطلاحات منطقی توضیح می دهند ، از بین می رود. صحنه ای وجود دارد که کیم از یک نمودار هندسی برای نشان دادن به Sun-hee فرآیند فکر در پشت چرا مردم در یک رابطه انکار می کند استفاده می کند. این یک استفاده جذاب ، اما دستکاری کننده از “منطق” برای توضیح یک مسئله اخلاقی است. این و سایر لحظه ها نکات برجسته ای هستند که فیلم را از از بین رفتن کاملاً بی تحرکی باز می دارد.

زن در ساحل مانند یک قاشق غذاخوری بستنی وانیلی است ، نمی خواهد کسی را تحریک کند ، اما از نظر جهانی بسیار قابل تحمل است. گفتگویهای معاشقه ، دلخراش در مورد عشق ، احساس تنهایی و رها کردن ، و دستکاری ها و دروغهایی که روابط را در هم می شکند ، مناسک اساسی گذر است که تقریباً همه از آن عبور می کنند. این رویدادها با روشی ناامید کننده و چرخه ای در این فیلم ارائه می شوند ، که ، برای جلب اعتبار به رئالیسم که هونگ سعی در القای آن دارد ، فقط طبیعی است ، اما دقیقاً برای سینمای هیجان انگیز نیست.

Hill of Freedom (2014)

عشق پازل: 3 فیلم از هونگ سان سان
تپه آزادی (2014) – منبع: فاینانس

معماهای منطق به طور کلی عصبی هستند که توسط فیلمسازان ژانر برای بالا بردن خمیرشان به یک تجربه روشنفکرانه و نمادین تر استفاده می شود. کریستوفر نولانرا یادآوری احتمالاً مناسب ترین نمونه این و تپه آزادی را می توان از بسیاری جهات به عنوان نسخه شخصی خود Hong Sang-soo در نظر گرفت یادآوری. با این حال ، به طور معمول یک رئالیست ، تصور هون در مورد حل هر چیزی نیست. معما در اینجا صرفاً مکانیزمی برای کمک به روایت است – زنی به نام کوون (سئو یانگ هووا) نامه ای از نامه های ارسال شده توسط طرفداران سابق را بر روی پله ها می گذارد و حالا باید آنها را به صورت زمانی به هم برگرداند تا او را ردیابی كنند.

این استعاره ابتکاری است برای ارتباط مجدد با مردم از گذشته ما چقدر دشوار است. قطعات با گذشت زمان پراکنده می شوند ، خاطرات ناقص می شوند ، آشنایی از بین می رود و حالا باید دوباره بپیوندید. مکاتبات کوون با موری است (ریو کاز) ، مردی ژاپنی که اخیراً به کره جنوبی بازگشته است. او در رختخواب و صبحانه می ماند و ما از طریق نامه هایی که توسط Kwon of Mori در کره جنوبی جمع آوری شده است ، بیشتر اوقات خود را در یک کافی شاپ به نام Jiyugaoka (“تپه آزادی”) جمع می کنیم.

مانند زن در ساحل، مکالمات موری همه در مکانهای معمولی و آشنا اتفاق می افتد که افراد ممکن است در آنجا جمع شوند و شایعه شوند. باز هم ، بررسی های مربوط به عشق و روابط بسیار دور است و موری کارگردان این فیلم کیم است اما بسیار ناخوشایندتر است و آب آن از آب خارج است. این فیلم بیشتر به چیزی شبیه است وودی آلن نسبت به اریک روهر ، و این به روشی است که موری خودش را در این فیلم سیر می کند ، هم منتقدان آگاه و هم فکر برای افرادی که با آنها ملاقات می کند و همچنین یک شخصیت ساده لوحی درباره خودش.

او مفاهیم فلسفی عشق را با پیشخدمتی بنام Young-sun (Moon So-ri) در جیوگوکا که او در آخر خواب است و او بر سر آنچه که امیدوار است آینده او با کوون باشد ممکن است تلاش کند ، یا حتی اگر او را بپذیرد. همانند کارگردان کیم ، موری به عنوان شبه روشنفکری با من روبرو شد و طبیعت عجیب و غریب خود مطمئن که ممکن است یک پیش بینی هونگ از خودش باشد ، مرا کمی غافلگیر کرد. بی شرمانه بودن مکالمات وی با افراد کره ای که ظاهراً ابر تیره ای از تاریخ امپریالیستی وجود دارد که بر همه آنها آویزان است ، نشستن با آنها صادقانه دشوار است. بخش اعظم سبک هونگ بدون تغییر با کارآزمایی هوشیار باقی مانده است و به معنای عملکرد آن به عنوان نشانگر افزایش و سقوط درام است ، و همچنین نشانگر آنچه در سمت چپ قرار دارد خاموش صفحه نمایش چی تپه آزادی به پایان می رسد یک کیف ترکیبی از تکنیک های به خوبی توسعه یافته و ایده های خوب است که توسط یک شخصیت مرکزی کاملاً خاموش و روشن خنثی می شود.

Yourself and Yourrs (2016)

عشق پازل: 3 فیلم از هونگ سان سان
Yourself and Yourself (2016) – منبع: شرکت فیلم Jeonwonsa

یافتم خودت و خودت از لحاظ موضوعی بسیار جالب تر و جذاب تر از فیلمهای قبلی در این سریال باشم ، در حالی که هنوز هم از طول موج مستقیم من کاملاً مطابقت ندارد چمن که من هنوز بهترین فیلم هونگ را (هنوز مشهورترین اثر او را ندیده ام) در حال حاضر ، اشتباه پس از آن) دلیل اصلی این که این شخص بیشتر وتر کرده است که عشق را به عنوان چیزی سورئالی و غیرقابل تحمل تلقی می کند ، این است که بگوید این مفهومی است که افراد را در تصمیم گیری های غیر منطقی تحت تأثیر قرار می دهد و همه چیز را به رحمت خود می برد. یک بار Mijung (لی یو-جوان) در طی یک بحث و گفتگوی داخلی اعلام می کند که او و دوست پسر جوانسو (کیم جو هیوک) باید استراحت کند ، Youngsoo بقیه فیلم را صرف ناامیدی از غیبت دوست دخترش می کند. در همین حال Minjung – یا حداقل ، کسی که شباهت دارد Minjung – تاریخ چندین مرد دیگر.

همچنین ببینید

WASP NETWORK: همه لباس پوشیدن و جایی برای رفتن ندارند

هویت Minjung همان چیزی است که تئوری فیلم را در مورد عشق کار می کند زیرا واقعاً حلقه ای را به انتظارات ما از یک درام رابطه می اندازد. چندین مورد وجود دارد که Minjung خود را دوباره به عنوان یک شخص متفاوت با مردان مختلف معرفی می کند ، در حالی که تقریباً هر روز در یک نوار که در آن به شدت بنوش می رود ، ملاقات می کند. ناگهان ، مانند Youngsoo ، ما شروع به از دست دادن حس مکان و زمان در فیلم می کنیم و دائماً حدس می زنیم که سخنان و اعمال آنها غیرقابل اعتماد است. پرش از موقعیت مکانی فیلم و کاهش سخت به رنگ سیاه نیز باعث می شود واقعیت های متناوب و جدول زمانی مشخص به وجود بیایند. هونگ در تبدیل درام های رابطه به پازل مهارت دارد و این تئوریک تر از منطقی است ، و به واسطه این فضیلت ، سرگرم کننده تر است.

Youngsoo ، یک رمانتیک ناامید ، به طور مداوم به مردم اعتراف می کند که او عمیقاً عاشق مینجونگ است – تا جایی که یکی از دوستان زنش او را صدا می کند ، و همه مردان ، احساساتی – اما Minjung که او عاشق آن است ، تنها بخشی از یک فرد کامل دو مرد دیگر که “او” به هم می پیوندند در یک روایت غیرقابل اعتماد گرفتار می شوند وقتی مینجونگ بعدا در این فیلم اصرار دارد که قبلاً آنها را ندیده است. خودت و خودت بسته به اینکه آیا شما در استعاره های بازیگوش آن کار می کنید ، کار کنید. برای من ، Minjung به عنوان یک استعاره از یک “تثبیت” است که مردان به یک زن که تبدیل به هدف مجرد تمایل خود است ، relatable ترین مشاهده هون در عشق است.

زن در ساحل ، هیل آزادی ، و خودتان و دیگران در حال پخش به عنوان بخشی از گذشته نگرانه هون سانگ سو در فیلم در سینمای مجازی مرکز لینکلن هستند

https://www.youtube.com/watch؟v=n98k-Psg_Qo

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی

برنامه نویسی تلویزیونی کودکان کار سختی نیست. کودکان را می توان به راحتی جبران کرد – رنگ های روشن و جاسوسی های بد بو مطمئناً در صورت عدم رشد مغز شما این ترفند را انجام می دهند – و پردازش پیام های پیچیده در رسانه ای که مصرف می کنند برای آنها دشوار است. به همین دلیل است که هنگام ایجاد رسانه برای مخاطبان جوان ، به راحتی باور نکردنی است که بتوان از هرگونه عمق آن صرف نظر کرد. اما آزمون واقعی از شایستگی یک نمایش تأثیر آن بر زندگی شخص است – وقتی تماشاگران اصلی آن از آن خارج شوند ، چه اتفاقی برای آن خواهد افتاد.

آواتار: آخرین Airbender به عنوان یک کودک مرا تحریک کرد. داستان دنیایی با چهار ملت مجزا که بر پایه جادوی ابتدایی (آب ، زمین ، آتش و هوا) بنا شده است و با تلاش های فتح ملت فایر ناسازگار می شود ، که تنها ناجی آن یک آواتار 12 ساله به نام آنگ بود – استاد مقتدر هر چهار عناصر. وقتی به مدرسه راهنمایی رسیدم و نحوه مصرف رسانه به آرامی شروع به تغییر کرد ، سریال به طور ناگهانی Netflix برداشته شد (حدس می زنم شما می توانید بگویید وقتی دنیا به آن احتیاج بیشتری داشت … ناپدید شد) من شروع به فهمیدن ارزش کامل محتوای آن کردم اما هرگز نتوانستم به طور کلی سریال را بازخوانی کنم.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

به نظر می رسد تنها مناسب است که سالی که دبیرستان را تمام کردم ، یک نماد نزدیک به دوران کودکی ، این سریال به Netflix بازگشت و به من و هر کس دیگری که با این نمایش بزرگ شده اند اجازه داده است که یک بار دیگر شیرجه بزنیم. این یک پاداش (و اولین ساعت برای برخی از افراد) است که وسواس گسترده ای را برانگیخته است. یک آواتار اگر بخواهید این چیزی بیش از نوستالژی نیست ، این تجدید حیات است که باعث شده است تا بسیاری از افراد پیام های مهمی را که نمایش داده می شود و تردیدهایی که با آنها پخش شده است – مجدداً مورد بازبینی قرار دهند.

آغاز زمین

سازندگان مایکل دانته دیمارتینو و برایان کونیتسکو این نمایش را با یک نمای سینمایی و پر مخاطب شکل داد. متناسب سازی برای داستان افسانه ای که آنها می خواستند بگویند. این هیچ سکوت احمقانه یا ماجراجویی نیمه پخته نبود ، منظور این بود که این افسانه ها باشد. تلفیقی از سبک “منتخب” که هر دو با آنها بزرگ شده بودند و سبک فیلم سازی انیمه که مورد احترام بودند.

زمین اولیه سست بود ، ایده “مرد هوایی” در تندرا که توسط “آتش سوزی ها” سرکوب می شد ، و گرچه توسط قلب نیکلودئون مورد استقبال قلبی قرار گرفت ، محدودیت هایی به آن داده شد. آنها مجبور بودند به دلیل تماشاگران جوان ، بدون خشونت رضایت بخش اقدام به نمایش نمایند و این یکی از تأثیرات اصلی ویژگی اصلی تخیلی – خم شدن عناصر شد. دستکاری آب ، زمین ، آتش و هوا به ترتیب ، هم روش مبارزه و هم شیوه زندگی. هر عنصر با منطقه ای متفاوت – قبیله آب ، عشایر هوایی ، آتش ملت ، و پادشاهی زمین – جفت شد و با هر منطقه تأثیرات فرهنگی متنوعی از جمله آسیا بوجود آمد.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

به راحتی می توان نمایشی را ایجاد کرد که توسط دو مرد سفید پوست ساخته شده و تحت تأثیر فرهنگ انیمه و آسیا به عنوان نادان و تخصیص پذیر است ، اما این می تواند تلاشها و تحقیقات انجام شده در بخشی از نمایش و همچنین تیم اختصاصی پشت آن را تضعیف کند. برای خم شدن ، مربی هنرهای رزمی سیفو کیسو مورد مشاوره قرار گرفت و وی با استفاده از چهار سبک اصلی هنرهای رزمی به عنوان نقاط تأثیر ، سبکهای متمایز را ایجاد کرد – تای چی برای آب دادن ، آویزان گار کونگ فو برای زمین خاکی ، هنرهای رزمی شائولین شمالی برای شلیک آتش و Baguazhang برای پخش هوا. این تأثیرات فراتر از سبک مبارزات صرفاً گسترش یافته ، به عنوان مثال ، اصل تای چی از یین و یانگ تشکیل هسته تحت اللفظ از قبیله آب شمالی ، و نقش مهمی در نهایی کتاب 1 بازی می کنند.

این جنبه نژادی است آواتار با این حال شاید سخت ترین باشد. در حالی که هیچ یک از ملل به طور مستقیم یک گروه قومی خاص را تایپ نمی کنند ، الهاماتی وجود دارد که نمی توان از آن چشم پوشی کرد ، یعنی آتش نشن نماینده امپریال ژاپن. نام های هوایی از راهبان تبتی الهام گرفته شده اند ، اما مفهوم آواتار عمدتا از هندوئیسم و ​​ایده تناسخ ناشی می شود. آب قبیله نفوذ اینوی و چینی ها را تحت تأثیر قرار داده است. این یک گلدان ذوب فرهنگ و زیبایی شناسی آسیا است که به درستی مورد استفاده قرار نمی گیرد ، اما برای ترسیم فلسفه شرقی و فضیلت هایی که معمولاً از سوی مخاطبان جوان تر پوشیده می شود. نمایش کامل یا روش کاملی برای نمایش نیست (مختصراً نشان داده شده Guru Pathik و sandbenders در تأثیرات نژادی آنها هر دو مورد سؤال هستند) اما این در حالی است که برای داشتن بسیاری از بینندگان جوان آسیایی مانند خود من با داشتن کل بازیگران کاملاً غیر سفید در خانه مهیا شده است. شخصیت هایی که آژانس خود را دارند و داستان های خودشان را می گویند.

مبارزه با آتش

شخصیت ها واقعاً تمام نمایش را به نمایش می گذارند و آنچه آنها را محبوب می کند این است که آنها کاملاً ناقص هستند. همان چشم اندازهای سیاه و سفید که در فلسفه شرقی نا مطلوب است ، در آن رد می شوند آواتار همچنین ، نمایش داده می شود با نوازش های خاکستری گسترده ، با روح. نقص شخصیت ها آنها را تکمیل می کند ، و از همه افراد ناقص در آواتار جهان ، بدون شک هیچ کس بیشتر از شاهزاده تبعید شده آتش Nation ، Zuko ، در تضاد نیست.

قوس رستگاری او بسیار دشوار است. شکار اولیه برای یافتن آنگ و رهایی خود از شرورانه ای که در پوست او سوخته است ، توسط تمایل کور دامن زده می شود ، زیرا او حتی به طور کامل مطمئن نیست که می خواهد ، و ناامنی و اضطراب خود را در زیر خشم دفن می کند. جهان بینی وی بسیار متأسفانه باریک است (همانطور که بیشتر افراد 16 ساله حساس هستند) ، و این در هر تعامل با نوع خود ، عمو ایرو پیر – که خودش برای جبران جنگ خود در جنایات جنگ گذشته ، به طرز بزرگی رفته است ، روشن می شود. ایرو تحمل می کند و به آرامی از زوکو به تلخی رهنمون می شود ، و کتاب 2 را در پادشاهی زمین می گذراند و برادرزاده اش ارزش های فروتنانه ای را تحریک می کند که کودکی پرشور او را به سرقت برده است. جذابیت داخلی چایخانه مشترک این جفت ارز در حال بهبود است و امید است که اصلاحات به آسانی شکوفا شود تا اینکه گذشته زوکو به او بازگردد.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

در فینال کتاب 2 است که او به دایی خود خیانت می کند و به همراه صندلی سلطنتی خود به همراه خواهرش آزولا دوباره به یاد می آورد که عدم قطعیت زوکو به اوج خود می رسد. این انتخاب برای دیدن او تکان دهنده است اما به شدت با شخصیت او صادق است – پذیرش پدرش Firelord Ozai ، تنها هدفی است که او در تمام این سالها شناخته شده است ، و کیست که اکنون او را کنار بگذارد؟ پذیرفتن سرنوشت از پیش ساخته ای که به او تحمیل شده است ، برای همیشه ساده تر است تصور درست است ، نه این که اختلافات درون او را رمزگشایی کنید.

زوکو با فرض گرفتن این موقعیت نادرست قدرت ، شرکت در یک نشست جنگی در کنار پدرش همانطور که همیشه آرزو می کرد ، و هنوز هم به دلیل گناه خیانت سنگین می شود ، زوکو قادر است آینده خود را به دست خودش بگیرد و واقعاً خودش را بگیرد. سخنان عمو به قلب – “وقت آن است كه به درون نگاه كنيد و شروع كنيد به اين سؤال بزرگ از خود بپرسيد: شما كي هستيد و چه مي خواهيد؟”. او با پدرش مقابله می کند ، و از درس های ایرو برای دفاع از خود در برابر رعد و برق کشنده اوزای استفاده می کند ، و برای کمک به آواتار و درست کردن خطاهای پیشینیان خود اقدام می کند.

بذر اتحاد بعید آنه و زوکو زود کاشته می شود. در کتاب 1 قسمت “روح آبی” ، آنگ به موقع می پرسد “اگر ما آن موقع همدیگر را می شناختیم ، فکر می کنی ما می توانستیم دوست باشیم؟” این احساس ارتباط و امکان طولانی بعداً در کتاب 3 اعمال می شود ، وقتی که این دو پسر می آموزند که مخالفان مشهور آواتار روکو و آتش لرد سوزین در کودکی فقط از دوستان نزدیک نبودند ، اما روکو پدربزرگ و زوکو است. گذشته های آنها به واسطه روابط خونی به هم می خورد.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

هنگامی که Zuko سرانجام با آموزش نیروهای آتش نشانی آواتار به نیروهایی با “آنگ باند” پیوست ، جلب اعتماد آنها برای او کار ساده ای نیست ، اما او برای پرداختن به اشتباهات خود بسیار سخت کار می کند (از طریق سه “سفر میدانی” که تهدیدکننده زندگی است با Aang ، به ترتیب ، Katara ، و Sokka) ، به دست آوردن یک خانواده انتخاب شده و پیوند شکسته شده را در تاریخ مشترک او و Aang ترمیم می کنند. این تصویر بخشش بدون فراموش کردن ، تغییر واقعی و کار سختی که برای انجام این کار صورت می گیرد ، به زیبایی نوشته شده و نمایش دادن بسیار مهم است. مردم در اخلاق خود دوتایی نیستند و برای همیشه توسط اجدادشان تعریف نمی شوند. تغییر کار ساده ای نیست ، اما همیشه ممکن است ، و این وظیفه را هم دارد که فرد داشته باشد.

واترهای تاریک

به نظر می رسد که آواتار همیشه در حال فشردن مرزها بود و آنچه را كه به عنوان برنامه “قابل قبول” برای برنامه های كودكان به نمایش گذاشته شده بود ، با بازخوانی نسل کشی ، امپریالیسم ، استعمار و آسیب هایی که با آن همراه بود تعریف می کرد. علی رغم همه فشارها ، خدمه دریافت شده از نیکلودئون در لحظه های سنگین تر (به عنوان مثال “مرگ متعجبانه جت”) آنقدر حفظ و ارتباط برقرار می کنند.

سه فصل این نمایش به طور عمده برای ردیابی مسیر آنانگ به شکست Firelord Ozai انجام می شود ، اما در زیر آن همه پرتره ای پیچیده از اشکال مختلف وحشت امپریالیسم و ​​استعمار است ، و اینکه ملت ها چگونه تحت تأثیر آن قرار می گیرند. پادشاهی زمین اکثراً اشغال شده است ، و آخرین شهر دژبان باقی مانده آن یعنی Ba Sing Se یک پناهگاه امن کاذب است که در فساد سیاسی پوشانده شده است (تکرار بعد از من: در Ba Sing Se هیچ جنگی وجود ندارد) پس از یورش Fire Nation ، قبیله واتر تعداد زیادی دارد و فرقه بازمانده آن همچنان در سنت ریشه دوانده است تا خود را به طور کامل سد کند ، هرچند بعداً ناموفق است. حتی آتش ملت به طور حتمی در سراسر کتاب 3 انسان سازی شده است – بسیاری از ساکنان تحت غفلت دولتشان فقیر شده اند ، و حتی کسانی که نمی توانند از بدو تولد به دروغ تاریخ کاذب و تبلیغات جنگی بپردازند. تمایز بین شهروندان و رژیم فاسدی که در دام آنها افتاده است روشن است.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

اما این ویرانی نابسامان هوایی است که ویران کننده ترین است. قتل عام تقریباً كلی كه صد سال بعد فقط آنگ شاهد آن است. غم و اندوه او همیشه در صدر اقدامات خود نیست اما او مرتباً با خودش حمل می کند ، و لحظه هایی که او می شکند (هر بار که وارد کشور آواتار می شود) بسیار سنگین است. آدم ربایی اپا در کتاب 2 او را به طرز اندکی که در قسمت های قبلی دیده نشده است بدخواه می کند زیرا پیوند منفرد او با گذشته اش از بین رفته است. خویشاوندی او در آخرین نفر از نوع ، از بین رفت.

این سوخت ظریف به آتش او است. عشقی که در گذشته و حال او نسبت به مردم دارد اما او را قادر به جدا کردن کامل خود نمی کند. او و زوکو هر دو ورق یکدیگر هستند به این ترتیب: آنگ ​​به خاطر عشقی که از دست داده است سکوت می کند و به خانواده اش که محکم بسته می شود چسبیده است ، در حالی که زوکو آشفتگی را در نیاز به جدا شدن از خانواده ای پیدا می کند که هیچ وقت نخواسته به او عشق نشان دهد و افراد خاص خود را پیدا کنید

همچنین ببینید

فلینت: مسمومیت از یک شهر آمریکایی: پرده برداری از یک جنایت آمریکایی

کودکان جنگ در هوا

البته مرتکب این همه تخریب کسی نیست جز Firelord Ozai. تأثیر وی گسترده است اما حضور واقعی او اندکی دیده می شود ، با اولین حضور کامل او در قسمت اول کتاب 3. او با اقدامات خود توصیف می شود – ملل مختلفی که تحت حاکمیت سرکوبگرانه دولت او رنج می برند ، و بازخوانی های کمی از زندگی او از کسانی که او را می شناسند ، رنج می برد. در سریالی که به دنبال انسان سازی و توسعه هر شخصیتی است که از آن برخوردار است ، اوزای به طرز چشمگیری خالی است. آغازگر غیر انسانی از محاکمات Aang و Zuko هر دو به عنوان دو ستون نمایش و بازتابی از وحشت های واقعی زندگی امپریالیسم و ​​سوءاستفاده هستند که واقعیت ما را خراب می کند. او کمتر از یک فرد است ، و مظهر سیستم های مخرب بزرگتر است.

در مقابل استبداد وی شکوفا می شود و اصرار بر تعادل و هماهنگی – قلب واقعی نمایش – و آنچه باعث قدرت بیشتر می شود جوانان شخصیت هایی هستند که آن را بیان می کنند. به خاطر سپردن بعضی اوقات توانایی های جنگ باورنکردنی و قدرت عاطفی آنها در زمان جنگ ، دشوار است اما همه آنها واقعاً هستند فرزندان. دائماً توسط افرادی که با آنها ملاقات می کنیم شکل می گیرد و تجدید شکل می شود و تجربیاتی که آنها با پیشرفت های اخلاقی و دیدگاه های جهانی تجربه می کنند ، تغییر شکل می یابد. پیروان عظیم آن در هر سال ، ممکن است ، نمایش مشخصات کودک و نمایش کودکانه و بسیار مهم در آن باشد.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

وقتی از دخالت وی در این سؤال پرسیده شد آواتار به عنوان مشاور هنرهای رزمی ، سیفو کیسو اظهار داشت: یکی از دلایلی که من برای نمایش وارد آن شدم این پیام بود برایان و مایک می خواست با کودکان به اشتراک بگذارد مفاهیم افتخار ، وظیفه ، وفاداری ، دوستی و هماهنگی. فکر کردن فراتر از خود. یکدلی. رحم و شفقت – دلسوزی”. فکر کردن در مورد نمایش کودک دیگری که همه اینها را با همان آرایش و اشتیاق نشان می دهد دشوار است آواتار، با نشان غیر قابل توصیف خود و بسیاری دیگر از مردم در سراسر جهان.

نتیجه

من تمایل به فکر کردن دارم آواتارتماشاگران به عنوان نسل به نسل تقسیم می شوند – هزاره هایی که تماشای آن در ابتدا پخش می شدند ، ژنرال مسن Z که در اولین دوره حضورش در نتفلیکس (آن را شامل می شد) آن را مشاهده کردم ، و اکنون محصول جدیدی از تماشاگران جوان Gen Z از آخرین دور خود در. نتفلیکس تعداد کمی از برنامه های تلویزیونی وجود دارد که تأثیر آن را می توان بیش از یک دهه پس از آزادی آنها احساس کرد ، مخاطبان را در همه سنین مورد احترام و وحدت قرار داد ، اما وقتی کسی با هم همراه شود ، فراموش کردن غیرممکن است. آواتار: آخرین Airbender داستانی است برای سنین ضربان قلب آتش آن تقریباً 15 سال پس از انتشار اولیه می سوزاند و احتمالاً هرگز از بین نمی رود.

نظر شما چیست آواتاربازگشت به نتفلیکس؟ در نظرات بحث کنید!


سازمان دیده بان آواتار: آخرین Airbender

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

KONTROLL Nimród Antal: کابوس طنز Kafkaesque ایده آل برای سال 2020

“سرگردان بین دو جهان ، یک مرد ،

ناتوان دیگر که به دنیا می آید ، “

متیو آرنولد، “Stanzas From Grand Chartreuse”

جهان همانطور که می دانیم قبل از چشمان ما تجزیه می شود.

سال 2016 در یک دوره طولانی از آشفتگی سیاسی و عدم قطعیت به وجود آورد. سپس ، ناگهان ، همه گیر COVID-19 مرگ و ترس را به ارمغان آورد و جهان را به رکود اقتصادی گسترده سوق داد. سپس ، در بحبوحه این هرج و مرج ، قتل جورج فلوید توسط یک افسر پلیس سفید در مینه سوتا اعتراضات مردمی باورنکردنی راجع به وحشیگری پلیس علیه افراد رنگی در ایالات متحده ایجاد کرد. بسیاری از این اعتراضات باعث بروز خشونت بیشتر از سوی معترضین و از همه ناراحت کننده تر از سوی خود نیروهای انتظامی است. دنیای کهنه در حال فروپاشی است و این سؤال که چه چیزی جایگزین آن می شود یک اضطراب است.

در این مدت سوگواری و بلاتکلیفی ، من به فیلمی کشیده شده ام که فکر می کنم با اضطراب تغییرات گسترده اجتماعی و سیاسی صحبت می کند. یکی از عجیب ترین و جذاب ترین فیلم هایی که من تا به حال دیده ام نمراد آنتالکابوس طنز سال 2003 کنترل و به نظر عجیب به لحظه ما مربوط می شود.

مطمئناً یکی از دلایلی که این فیلم برای من جذاب است تنظیم آن ، سیستم مترو بوداپست ، مجارستان است. من یک بار در سال 2007 از شهر بازدید کردم و سوار شدن به مترو مانند قدم زدن به دنیای دیگری بود. عمق پله برقی داخل تونل ها از هم گسیخته نبود و من به محوطه نورد محکم ایستادم و در هنگام نزول ، لمس سرگیجه را تجربه کردم. سپس سوار شدن و پیمایش در قطارهای باستانی ، به همراه سیستم بلیط های عجیب و غریب ، نوع خاص خود از تجرب غیرقانونی بود.

کنترل آن احساس ناخوشایند را نسبت به فیلم ضبط می کند و فضایی را به وجود می آورد که در آن می توانید وحشت کافکاسکه از درون ، نه اینجا و نه آنجا را کشف کنید. کنترل از زیرزمین بوداپست به عنوان منظره ای رویایی استفاده می کند تا کابوس یک زندگی را در تورنتهای تغییر گسترده اجتماعی جستجو کند. کارگران این فیلم تحمل یک تحول عظیم فرهنگی و واقعیت تازه ظهور و در عین حال ناآرام (و ناآرام) تحولات بین دوره ها را بر عهده دارند.

توطئه و پیشینه سیاسی

این فیلم زندگی یک گروه آزمایشی بلیط را دنبال می کند که با یک بوروکراسی غافلگیرانه ، بی احترامی مردانه به مسافران مترو و یک قاتل شیطانی که مردم را جلوی قطارها سوق می دهد ، دنبال می کند.

KONTROLL Nimród Antal: کابوس طنز Kafkaesque ایده آل برای سال 2020
منبع: THINKFilm

شخصیت اصلی (Sándor Csányi) رهبر گروه تیم بازرسانی است که وظیفه دارند بلیط را در سیستم قطار تحت بوداپست بررسی کنند. گروه Bulcs یک گروه دست نیافتنی است و با استفاده از صدای بغض و علامت گذاری از آنها به عنوان سوء ظن های دوست داشتنی شناخته می شود. یک ماده مخدر عصبانی ، پسر جدید و بی پروا وجود دارد ، پیرمرد خسته جهان به سرنوشت خود و استقلال کوچک با یک مجموعه ناپلئون استعفا داد. خود Bulcsú خصوصی است و خواندن آن دشوار است اما تقریباً همه آن را دوست دارند. او نماینده یكی از اسرار اصلی فیلم است زیرا او شایسته ترین شخصیت است ، اما پس از كار بر روی سكوی مترو خواب می زند ، بنابراین هرگز از زیر زمین خارج نمی شود.

زندگی کارگران کابوسهای فاسد و در عین حال طنز است ، زیرا مجبور به تحمل بی احترامی و عصبانیت سواران مترو هستند. در زمان کمونیسم مجارستان ، مترو رایگان بود. با تغییر به سرمایه داری غربی ، این تغییر تغییر می یابد و سواران ملزم به خرید پاسپورت می شوند و در صورت تقاضا به بازرسانی مانند Bulcs men و مردان وی ، که مورد تحقیر آنها قرار می گیرند ، نشان می دهند.

در میان این همه درام دنیوی ، یک هیولا وجود دارد. یک چهره شیطانی و دارای لباس شیطانی ، مردم را به سمت مرگ در آهنگ های خود سوق داده است.

کارگران در برابر جهان

همانطور که بعداً خواهیم دید ، فیلم بدهی بزرگی را مدیون است فرانتس کافکا“معنی” نهایی خود را غریب و واضح است. با این وجود ، آنچه واضح است ، همدلی ای است که برای کارگران و مصیبت های آنها دارد. نخستین اقدام با شروع خدماتی كه خدمه آنها به اوج خود رسید ، به اوج خود رسید و ما احساس كردیم كه اضطراب آنها را احساس می كنیم ، زیرا آنها برای وحشیگری اجتناب ناپذیر كه می دانند فرا می رسد ، احساس اضطراب می كنند.

انتقال از کمونیسم به یک سیستم بازار آزاد نیاز این طبقه از کارگران را ایجاد کرد. بازارها دیکته کردند که قطارها دیگر نمی توانند آزاد باشند. با این حال ، این انتقال به “آزادی” در تونل ها با اختلاف نظر روبرو شد و بازرسان نیروی مقاومت مردمی را تحمل می کنند.

در یک دنباله طنز و در عین حال همدلانه ، ما مردان را در قطار سوار می کنیم و دسته های بازوی شناسایی آنها را قرار می دهیم. این گروه ها به معنای بوروکراسی حاکم برای انتقال قدرت است ، اما کارگران می دانند که آنها فقط بدگویی می کنند. از بازرگانان عمومی گرفته تا گردشگران گرفته تا دلپذیرها و روسپی های آنها تا حتی پلیس ، بازرسان توسط همه اقشار این جامعه در حال گذار عذاب می کشند. این سکانس به پایان می رسد که خدمه به معنای واقعی کلمه توسط گروهی از اراذل و اوباش در ماشین قطار مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. تجربه آنها در تونل ها کابوسی است که از تنش زندگی بین دو دنیا الهام گرفته است.

KONTROLL Nimród Antal: کابوس طنز Kafkaesque ایده آل برای سال 2020
منبع: THINKFilm

تلفات انسانی که این تنش به همراه دارد ، به روشی غم انگیز نشان داده شده است. در یکی از وحشتناک ترین سکانس های فیلم ، یک همکار خدمه دیگر ، لاکی ، تحت استرس این زندگی ترک می کند و یک مسافر متخلف را به قتل می رساند ، در حالی که جمعیتی در وحشت تماشا می کنند ، گلوی خود را می شکنند.

زندگی قدیمی Bulcs

ممکن است خود Bulcsú در برخی واقعیت های جایگزین یکی از مسافران عذاب آور باشد. در این کار ، شخصیت اصلی ما با یک همکار از زندگی سابق روبرو می شود و می فهمیم که Bulcsú در یک زمان حرفه ای محترم و مبتکر بود. ماهیت کار او مشخص نیست ، اما دوست وی هشدار می دهد که کار او ممکن است ماهیت جهان را تغییر داده باشد.

وقتی پرسیده شد که چرا کار خود را برای زیر زمین رها کرده است ، Bulcsú با ناراحتی اذعان می کند: “وقتی سال ها از خواب بیدار می شوید ، که باید هر نبرد را هر روز پیروز شوید تا ثابت کند که در همه چیز بهترین هستید ، من نگران شدم که چه اتفاقی می افتد اگر معلوم شد که من بهترین نیستم. من نمی خواهم نگران شوم. “

مجارستان انتقال از کمونیسم را در دهه 1990 آغاز کرده بود ، بنابراین می توان تصور کرد که Bulcsú در آن دهه در اقتصاد سرمایه داری که به تازگی در حال توسعه است کار کند و در اثر مسابقه موش که در آن پیدا شده بود سوخته می شود. آن سیستم تازه ظهور یافته ، Bulcsú نیز با انتقال خود در جهان بر فراز زیر زمین خسته شد.

پس از آن به نظر می رسد اضطراب تحولات اجتماعی جامعه را نیز در بالای مترو فرو می برد. سیستم جدید ، اگرچه از برجستگی و موفقیت Bulcs Bul برخوردار بود ، اما خواسته های رقابت در بازار آزاد را با خود به همراه آورد و این رقابت سرانجام او را به شکل خود جهنم سوق داد.

“نرده”

استعاره “مسابقه موش” که Bulcs در توصیف زندگی قدیمی خود به آن اشاره دارد ، در سکانسهای “نرده” فیلم به معنای واقعی کلمه است. راه آهن عمل قطارهای مسابقه ای با پای پیاده بین توقف ها است ، بازی کشنده اما مهیج که برخی از بازرسان بازی می کنند.

KONTROLL Nimród Antal: کابوس طنز Kafkaesque ایده آل برای سال 2020
منبع: THINKFilm

Bulcsú در این فیلم دو مخالف دارد که برای شخصیت او منفی است. یکی سایه (که مسافران را جلوی قطارها سوق می دهد) و دیگری گونزی ، رهبر تیمی است که هم اکنون مورد علاقه مدیریت است. در اواسط فیلم ، گونز Bulcsú را به یک مسابقه نرده به چالش می کشد ، که Bulcs با صرفه جویی در زندگی Gonzó در این روند ، یکی از دراماتیک ترین لحظات انسانی فیلم است.

این مسابقه نه تنها یک رقابت بین دو مرد است بلکه یک رقابت در برابر یک سیستم نیز هست. ممکن است یک یا هر دو مرد نه تنها مسابقه را از دست بدهند بلکه در تلاش برای پیروزی بمیرند. استعاره برای سرمایه داری رقابت بی رحمانه با آن همراه است ، واضح است ، و دنباله ای برای ایجاد اصطلاح معضل استعاری است که Bulcs to به دوستش توصیف می کند.

نظارت و کافکاسایه

راهی که در آن کنترل استعاره را می گیرد و به آن می دهد شکل واقعی تنها راهی است که به آن گره می زند فرانتس کافکا، نویسنده آلمانی ، یهودی اهل پراگ. اگر هر هنرمندی تا به حال جنون ساکن شدن در فضاها را مجسم کرده باشد ، اینگونه است کافکا، و این او را به یک هنرمند با اهمیت ترین زمان ما تبدیل می کند.

یکی از ویژگی های کافکاکار به روشی است که او استعاره ها را نیز تحت اللفظی قرار می دهد. “Hunger Artist” این کار را با استفاده از هنرمند گرسنه انجام می دهد ، و “Metamorphosis” این کار را با روشی انجام می دهد که کار انسان را در دنیای مدرن بدنام می کند.

کافکاکار همچنین با دیگر جنبه های فیلم طنین انداز است. قلعهبه عنوان مثال ، اکتشافی گسترده در مورد برخورد با بوروکراسی بدون چهره و پیمایش در دنیای پر از بن بست است ، همانطور که آزمایشی. هر دو رمان از تجربه Bulcs در کار در زیر زمین بوداپست خبر می دهند.

همچنین ببینید

البته بعد از 3 سال: PRINCESS CYD (2017)

موضوع اصلی دیگر کافکااثری که در فیلم ظاهر می شود کار نظارت است. انتقال به مدرنیته برای بود کافکا کابوس و یکی از ویژگیهای آن ظهور نظارت به عنوان وسیله کنترل (شاید ما ممکن است بگوییم) کنترول؟) نهادهای دولتی ، کارفرمایان ، دوستان و دوستداران همه جا هستند کافکاشخصیت های اصلی تحت نظارت مداوم ، وادار کردن آنها به درونی محدودیت های جامعه بر روی آنها. به طور خلاصه ، آنها نه تنها مطابق با قوانین هستند ، بلکه آنها را بر خودشان اعمال می کنند.

آنتالفیلم همچنین نظارت را در خط مقدم تصویرهای وی قرار می دهد. تیم های بازرس نه تنها تحت نظارت لایه های بوروکراسی قرار دارند ، بلکه آنها همیشه زیر نظر سیستم دوربین زیرزمینی هستند که Bulcsú با بی احتیاطی به آن نگاه می کند (و حتی آدرس ها) در طول فیلم.

KONTROLL Nimród Antal: کابوس طنز Kafkaesque ایده آل برای سال 2020
منبع: THINKFilm

کنترل سیاسی ضد انسانی تحمیل شده توسط کمونیسم به سبک اتحاد جماهیر شوروی با ظهور بازارهای آزاد و انتخابات آزاد از بین نرفت ، بلکه صرفاً اشکال جدیدی را در زیر زمین بوداپست بدست آورد و عدم اطمینان از تحولات را بیش از پیش مضطرب کرد.

نتیجه

به نظر می رسد این فیلم رویایی ، کافکاکسکه در لحظه فعلی انتقال ما به طور غیر عادی تازه است. یک چیز در حال گذر است و دیگری در تلاش برای به دنیا آمدن است. در حال حاضر ، همه ما به همان اندازه فلج هستیم که Bulcsú در سکوی مترو بین ضرب و شتم او خوابیده است.

کنترل با کمی امید به پایان می رسد Bulcsú با کمک “فرشته” خود ، زنی را که به طور دوره ای در زیر زمین ملاقات می کند ، از مترو می یابد. متأسفانه دلیلی وجود ندارد که باور کنیم امید و پیشرفت اجتناب ناپذیر است. انتقال ممکن است کابوسها را به همراه داشته باشد.

انتقال مجارستان از کمونیسم به سیستم های اقتصادی و سیاسی غربی با خوش بینی زیادی روبرو شد ، اما تا سال 2003 ، چه زمانی کنترل ایجاد شد ، تردیدها آشکار می شد. سایه ، که بدون هدف به طور تصادفی مردم را در زیر زمین می کشد ، چیزی از تاریک تر بودن است (و فیلم این امکان را به وجود می آورد که خود Bulcs might در واقع ممکن است سایه یکی از کنترول بیشترین حرکت کافکا).

ما دوست داریم به بازارهای آزاد بیاندیشیم و دمکراسی دست به دست هم بدهد ، اما حتی در این فیلم ، فاکتور فاشیسم ملموس است.

خدمه گونز از نتایج مدیریت طرفداری می کند. آنها برخلاف دست و پاچه های Bulcs ، در عین حال انسانی ، بی رحمانه و اقتدارگرا هستند. خدمه با مدیریت با لباس فرم های جدید جدید ، کاپشن چرمی سیاه با بازوبندهای تحمیل شده ، پاداش می گیرند. این خدمه با پوشیدن آنها ، تصاویر SS و نازی ها را تداعی می کنند ، ظاهری که مطابق رویکرد آنها به کارشان باشد. در اینجا فیلم نشان می دهد که فاشیسم و ​​سرمایه داری بازار بیش از حد سازگار هستند.

و از زمان ساخت این فیلم مجارستان چه شده است؟ نخست وزیر اقتدارگرای ویکتور اوربان بسیاری از مفسران نگران آینده دموکراسی هستند ، نه تنها در مجارستان بلکه در طیف دموکراسی های سابق لیبرال.

کنترل به نظر می رسد که ما در گذر ناآرام بین جهان به زیر چیزهایی رفته ایم. این باید به ما یادآوری کند که اکنون مراقب سیاست گذار خودمان باشیم.

چه فیلم هایی برای مقابله با سال 2020 به شما کمک می کنند؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، پیوستن به انجمن ما در Discord و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!