21st CENTURY JAPAN: FILMS FROM 2001-2020: نکات برجسته از سری نمایش ها

در طول ماه فوریه ، جامعه ژاپن و آژانس امور فرهنگی دولت ژاپن در حال ارائه سریال آغازین پروژه سینمایی ACA Cinema ، ژاپن قرن 21: فیلم های 2001-2020 هستند. این مجموعه از 30 فیلم ، جشن 20 سال گذشته سینمای ژاپن ، در حال پخش آنلاین در سراسر ایالات متحده در بستر سینمای مجازی انجمن ژاپن است. این مجموعه گسترده ای است که شامل فیلم های کمتر شناخته شده ای از کارگردانان مشهور جهانی است تاکاشی میکه و هیرو کازو کره ادا، کار زنان اصلی کارگردان ژاپنی مانند نائومی کاواس و نائوکو اوگیگامی، یک کانون توجه در فیلم های کیوشی کوروساوا، و اولین نمایش آنلاین آنلاین ایالات متحده از کارگردان ماوریک سیون سونو. در زیر چند نکته برجسته آورده شده است.

فروشگاه آرایشگاه یوشینو (Naoko Ogigami)

در سال 2004 منتشر شد Naoko Ogigami’s اولین ویژگی دلپذیر در یک شهر کوهستانی کوچک که به شدت به سنتهای محلی خود اختصاص داده شده است ، اتفاق می افتد ، یکی از آنها حکم می دهد که همه پسران در سن مدرسه باید همان مدل موی کاسه ای نامطبوع را داشته باشند. قرار است مدل مویی که به افتخار آرایشگاهی که برای چندین نسل آن را اداره می کند ، “برش یوشینو” نامیده می شود ، از پسران در برابر ربوده شدن توسط روح کوه محافظت کند ، ایده این است که اگر روحیه نمی تواند پسران را از هم جدا کند ، او نمی داند چه کسی را بدزدد آرایشگر فعلی (و تنها) ، خانم یوشینو (ماساکو موتایی) به نقشی که در جامعه دارد بسیار افتخار می کند. اما ، این همه تغییر می کند وقتی که یک بچه جدید از توکیو وارد شهر می شود و حاضر نمی شود مدل موی خود را به نفع برش Yoshino رها کند.

21st CENTURY JAPAN: FILMS FROM 2001-2020: نکات برجسته از سری نمایش ها
Yoshino’s Barber Shop (2004) – منبع: Imagica

آن پسر ، یوسوکه (هوشی ایسیدا) ، در نهایت با گروهی از همکلاسی های کلاس پنجم او ، از جمله پسر خانم یوشینو ، کیتا ، دوست می شود (ریو یوندا) با هم ، پسران در مخفیگاه مخفی خود بیش از جادوهای پورنو دزدیده شده منفذ می شوند ، و آرزو دارند احساس خود را به یک همکلاسی زن بگویند. سرانجام ، آنها می فهمند که مدل موهایشان در خارج از دهکده کوچکشان کاملاً نامناسب تلقی می شود و تصمیم می گیرند که آنها نیز می خواهند برش یوشینو را کنار بگذارند. با این حال ، این اقدام به ظاهر کوچک عصیان باعث ایجاد هیاهویی در شهر قدیمی آنها ، به ویژه با خانم یوشینو می شود.

برخلاف بسیاری از داستان های روی سن درباره پیش بچه ها ، اوگیگامی این فیلم به اندازه کافی فحش و پورنوگرافی را ارائه می دهد تا در واقع مانند یک تصویر واقع گرایانه از بچه ها در آستانه بزرگ شدن احساس شود. گفت: بچه ها به خصوص در نقش هایشان کاملاً جذاب هستند یوندا به عنوان پسری که بین وفاداری خود به مادرش و تمایل به ترک سنت و امتحان چیز جدیدی ، حتی اگر این ممکن است به احساسات مادرش آسیب برساند ، گسسته شده است. لحن فیلم سبک و روحیه است ، و متناسب با فیلمی است که درگیری اصلی آن حول چیزی ساده مثل مدل مو می چرخد. با این وجود ، در زیر فضای بیرونی گرم و مبهم پنهان است و به طرز شگفت آور و سنگینی از انطباق جامعه و اهمیت فردیت ، به ویژه هنگامی که صحبت از کودکانی می شود که هنوز در مرحله تبدیل شدن به یک انسان کاملاً شکل گرفته اند ، وجود دارد. به طور کلی، فروشگاه آرایشگاه یوشینو یک گوهر کوچک است که تضمین می کند لبخند را به لب شما می آورد (و شما را به آرزوی یک مدل موی جدید سوق می دهد).

جنگ بزرگ یوکای (Takashi Miike)

فوق العاده پربار تاکاشی میکه از فعالیت هایی که دامنه ژانرهای مختلف را دارد ، می بالد ، اگرچه او بیشتر به دلیل کارگردانی هیجان انگیزهای بیش از حد خشن و جنجال برانگیز مانند آزمون و ایچی قاتل. با این حال، جنگ بزرگ یوکای شباهت بیشتری به فروشگاه آرایشگاه یوشینو از هر یک از این فیلم ها ، زیرا این فیلم همچنین به پسر جوانی متمرکز است که سعی دارد خود را پیدا کند. اما به این دلیل مایک، این یک درام معمولی روی سن نیست ، بلکه یک فیلم اکشن بمباران است که با طراحی و جلوه های خارق العاده خارق العاده ای همراه است.

21st CENTURY JAPAN: FILMS FROM 2001-2020: نکات برجسته از سری نمایش ها
جنگ بزرگ یوکای (2005) – منبع: Kadokawa Eiga K.K.

تاداشی (ریونوسوکه کامیکی) یک بچه تازه وارد و تنها در یک شهر کوچک است. در یک جشنواره محلی ، او همان سال Kirin Rider ، محافظ همه چیز خوب معرفی می شود. به محض اینکه تاداشی خود را در برابر روحی شیطانی به نام یاسونوری کاتو قرار می دهد (فقطاتسوشی تویوکاوا) کاتو خواهان انتقام از مردم مدرن ژاپن است و قصد دارد با تبدیل موجوداتی از اساطیر ژاپنی موسوم به yōkai به موجوداتی عظیم به سبک سایبورگ که جامعه را ویران خواهد کرد ، به این مهم دست یابد. تاداشی با چند یكای دوست می شود ، از جمله یك ماپت كوچك شایان ستایش گربه ای از موجودی كه به سانكوسوری معروف است و قصد دارد قبل از نابودی جهان ، مانع كاتو شود.

از نظر بصری و صوتی چیزهای زیادی برای پذیرش وجود دارد جنگ بزرگ یوکای، و من مطمئن هستم که قطعاً به آشنایی شما با افسانه های مختلف y itkai قبل از نشستن برای تماشای آن کمک می کند. من نبودم ، و در نتیجه ، خیلی آسان بود که من تحت فشار آبشار بی پایان موجودات ماوراuralالطبیعه و توانایی های خاص آنها ، از جمله آبنوس Kawahime () قرار بگیرم.مای تاکاهاشی) و دزد دوزیستان Kawataro (سادائو آبه) همانطور که گفته شد ، طراحی موجود عالی است ، بیشتر به این دلیل که در بسیاری از موارد به طرز جذابی لو-فی است ، ماسک های لاستیکی و آرایش عملی جای CGI را می گیرد که ما اواخر به آن عادت کرده ایم. Miike’s طنز تاریک امضا و طعم هرج و مرج در اینجا کاملاً به نمایش در می آید ، حتی اگر خود فیلم بسیار نگران کننده تر از بزرگسالان باشد مایک طرفداران به طور کلی انتظار دارند. دنباله ای که در سال 2005 منتشر شد ، قرار است در اواخر امسال اکران شود ، بنابراین اگر طرفدار فیلم های هیولایی و افسانه ها هستید ، زمان بهتری برای تماشای آن نیست.

ساکوران (مینا نیناگاوا)

بر اساس مجموعه مانگا به همین نام ، ساکورانزندگی دختری را روایت می کند که از کودکی در یک فاحشه خانه به خدمت فروخته می شود و با بالا بردن رتبه های محبوب ترین و قدرتمندترین حسن نیت خود را به خدمت می گیرد. این فیلم در سال 2006 منتشر شد و اولین کارگردانی عکاس را رقم زد میکا نیناگاوا، معروف به خاطر کارهای روشن و رنگارنگش متمرکز بر گلها و سایر جنبه های دنیای طبیعی. این حس خوب عاطفه بصری در حال نمایش کامل است ساکوران، که برای ژاپن قرن 18 انجام می دهد چه Sofia Coppola’sماری آنتوانت برای آن ملکه محکوم به فنا داد: با یک پیچ و تاب و سرگرمی مدرن ، آن را به یک تخیل آب نبات رنگ تبدیل کنید.

21st CENTURY JAPAN: FILMS FROM 2001-2020: نکات برجسته از سری نمایش ها
ساکوران (2006) – منبع: Asahi Broadcasting Corporation

به عنوان روحیه ، Kiyoha عصیانگر (فوق العاده ای است آنا تسوچیا) بزرگ می شود ، او از کنیزکاری بهترین ادم فاحشه خانه به رقیب خود تبدیل می شود. با وجود چندین تلاش ناموفق برای فرار – از جمله یک بار برای پیوستن به مردی که فکر می کرد دوستش دارد – کیوها همیشه در نهایت به تنها خانه ای که واقعاً شناخته است برمی گردد. در آنجا ، او با جوانی که در فاحشه خانه زندگی می کند و کار می کند دوست می شود (مادر او نیز یک مجلسی بود). مهربانی او تنها ثابت در زندگی آشفته اوست. خوشبختانه ، علاوه بر زیبایی عجیب و غریب او (تسوچیا ژاپنی ، ایرلندی ، و لهستانی) و شوخ طبعانه است ، Kiyoha همچنین دارای یک آتش درونی است که هیچ دل شکستگی و نمایش نمی تواند به طور کامل آن را خاموش کند. این که آیا او در حالی که منتظر است تا توسط مشتری انتخاب شود ، با یک دختر دیگر یک مشت مشت شروع می کند یا یک مرد ثروتمند را به جرات تلاش برای خرید محبت هایش به زیر و بم تبدیل می کند ، ریشه یابی برای کسی به جرات جسور و زیبا مانند کیوها آسان است.

بسیاری از سکانس های فیلم ، از جمله تفرجگاه اول کیوها در خیابان ها برای جستجوی مشتریانی با کلاس بالا ، به لطف نیناگاوا جهت بصری خیره کننده و Ringo Sheena’s موسیقی متن فیلم رولینگ ، ژانر جذاب. Namiko Iwaki’s طراحی تولید برخی از باشکوه ترین چشم نوازهایی است که من دیده ام ، با رنگ قرمز و بلوز با کنتراست بالا ، و لباس های رنگارنگ پیچ و تاب شیک و معاصر (ما صحبت می کنیم صورتی های براق همراه با چاپ حیوانات) به ایده فرد در مورد مد سنتی ژاپنی. در مرکز همه اینها قرار دارد تسوچیا، چشمهای چشمک زن و لبخند سرسختانه او ، کیوها را به زندگی پر جنب و جوش می رساند. در حالی که من نمی دانم مدل / خواننده / بازیگر است Tsuchiya’s حیوانات مشهور وحشی خارج از صفحه نمایش به نیناگاوا در انتخاب او قطعاً بدرخشد. حتی در حالی که فیلم به طرز خطرناکی در مسیرهای غلتکی خود قرار می گیرد ، Tsuchiya’s چشمگیر حضور صفحه نمایش و نیناگاوا استعداد کارگردانی شما را کاملاً درگیر می کند ساکوران.

عروسک هوا (Hirokazu Kore-eda)

Hirokazu Kore-eda’s درخشان دزد مغازه ها، زندگی خانوادگی منتخب بدخواهان را که برای زنده ماندن به سرقت از مغازه متکی هستند ، به دست آورد ، نخل طلای جشنواره فیلم کن را برنده شد قبل از اینکه نامزد اسکار بهترین فیلم بین المللی در سال 2019 شود. اما نزدیک به یک دهه قبل ، کره ادا فیلمی را چنان دلخراش ساخته که ساخته شده است دزد مغازه ها شبیه یک کمدی پیچ گوشتی کرکی است. بازیگر بائه دونا در یک اجرای کاملاً آرام تحت عنوان Nozomi ، یک عروسک جنسی بادی که زنده می شود ، عروسک هوا تنهایی را که در زندگی مدرن شهری بومی است ، و تلاش برای یافتن ارتباط انسانی را در میان همه ، بررسی می کند.

21st CENTURY JAPAN: FILMS FROM 2001-2020: نکات برجسته از سری نمایش ها
عروسک هوا (2009) – منبع: موتور فیلم

نوزومی همراه محبوب یک مرد میانسال ، هیدئو است (ایتسوجی ایتائو) ، که او را با لباسهای عجیب و غریب می پوشد ، با او که پشت میز آشپزخانه اش نشسته است ، غذا می خورد و بله ، با او رابطه جنسی برقرار می کند. اما یک روز ، نوزومی زنده می شود. هنگامی که هیدئو در محل کار خود است از آپارتمان خارج می شود ، او روزهای خود را به گشت و گذار در شهر ، مشاهده زندگی انسان ها و کار در یک فروشگاه فیلم محلی می پردازد. در آنجا ، او عاشق یک همکار ، جونیچی می شود (آراتا) ، که علی رغم اینکه کاملاً مطلع است عروسک بادی است ، احساسات خود را تلافی می کند ، حتی وقتی در محل کارش پارگی ایجاد می کند به اصلاح و باد کردن مجدد او کمک می کند. اما هر چقدر تلاش کند ، از آرایش برای پوشاندن درزهای موجود در پوست پلاستیکی تا بازدید از سازنده خود برای درک چگونگی به وجود آمدنش ، واضح است که Nozomi نمی تواند زندگی عادی انسانی داشته باشد.

پسندیدن ساکوران، عروسک هوا همچنین از یک مانگا اقتباس شده است ، اما فکر کردن برای یک فیلم با تنوع متفاوت دشوار است. اگر ساکوران معادل سینمایی یک آهنگ پانک riot grrrl است ، عروسک هوا تصنیفی ظریف و حساس ، از نظر ترکیب کمی است اما از نظر احساسی تأثیرگذاری کمتری بر آن دارد. دونا متوقف کردن فیزیکی یک عروسک است که فقط یاد می گیرد چگونه اندام خود را حرکت دهد و با یک عبارت باز و کنجکاو که برای یک دوست فریاد می زند. او خطوطی عمل می کند که با ظرافت “عروسک مانند” عمل می کند ، بدون اینکه از لبه پرواز کند. حتی آرام ترین صحنه ها ، مانند مواجهه با انبوهی از عروسک هایی مثل خودش که دور ریخته شده اند ، به منزله ی یک مجرا برای مجله ی خورشیدی حسن نیت ارائه می دهد از عملکرد او.

در حالی که ممکن است این پیش فرض احمقانه یا کدر به نظر برسد ، Kore-eda’sعروسک هوا یکی از تأثیرگذارترین فیلم هایی است که در حافظه اخیر دیده ام. تنها چیزی که نووزومی می خواهد این است که با کسی ارتباط برقرار کند و دوستش داشته باشد. کنایه از این است که مردانی مانند هیدئو عروسک هایی مانند او می خواهند زیرا نمی خواهند پایان معامله خود را تحویل دهند. وقتی هیدئو متوجه شد که نوزومی اکنون واقعی است ، تصمیم می گیرد به جای اینکه رابطه انسانی با او برقرار کند ، عروسک دیگری را جایگزین او کند. پس از همه ، راحت تر است که روح خود را برای یک چیز بی جان تحمل کنید تا کسی که روح دارد.

آتش سوزی در دشت (شینیا تسوکاموتو)

برگرفته از رمان تحسین شده توسط Shohei Ooka، آتش سوزی در دشت تصویری دلخراش از تلاش های ناامیدانه یک سرباز ژاپنی برای زنده ماندن در جنگل فیلیپین در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم است. پیش از این در سال 1959 توسط کن ایچیکاوا؛ فیلم حاصل به دلیل به تصویر کشیدن تاریک خشونت جنگی و آدم خواری بحث برانگیز بود. این نسخه ، که در سال 2014 منتشر شده است ، دارای چند فیفنات است شینیا تسوکاموتو در راس … و به عنوان نویسنده ، تهیه کننده ، فیلمبردار مشترک ، طراح تولید ، تدوینگر و ستاره. این بار سنگینی است برای تحمل آنچه که در حال حاضر یک فیلم فوق العاده سنگین در مورد تخریب انسان و اعماقی است که فرد برای زنده ماندن می خواهد غرق شود.

21st CENTURY JAPAN: FILMS FROM 2001-2020: نکات برجسته از سری نمایش ها
آتش سوزی در دشت (2014) – منبع: Kaijyu Theatre

تامورا (تسوکاموتو) از سل رنج می برد. کمپانی که قبلاً کاهش یافته است ، هیچ فایده ای برای یک بیمار ندارد ، اما بیمارستان نظامی نیز او را ترجیح نمی دهد و ترجیح می دهد روی سربازانی که جراحات تهدید کننده زندگی دارند تمرکز کند. بنابراین ، بدون هیچ گزینه دیگری ، تامورا شروع به پرسه زدن بی هدف در جنگل و جستجوی راه نجات می کند. در طول راه ، با سربازانی که در حال عقب نشینی هستند روبرو می شود. کمین سربازان آمریکایی منجر به پرواز اندام ، چشمه های خون و تعداد کمی از بازماندگان می شود. هنگامی که تامورا با یک سرباز هذیان و در حال مرگ دیگر روبرو می شود ، مرد به تامورا می گوید می تواند هنگام مرگ او را بخورد. تامورا منزجر است و فرار می کند ، با این وجود شبح آدم خواری بیش از جنگل دیده می شود ، جایی که هر سرباز به سختی یامهای لازم را برای زنده ماندن دارد.

با تکنیک های ویرایش غیر معمول خود ، از جمله برخی از حیرت انگیزها ، به رنگ سفید تبدیل می شوند ، آتش سوزی در دشت گاهی اوقات احساس خواب تب می کنید. در واقع ، کی می داند چه مقدار از آنچه تامورا می بیند تصورات ذهن هذیان او است. با این حال ، نمایش های احشایی فیلم از ویرانی های جنگ – به ویژه هنگامی که یک طرف بازنده است و آن را می داند – نیز بسیار ناخواسته واقعی است. که تسوکاموتو توانست چنین نقش بازیگری شدیدی را به عهده بگیرد در حالی که همچنین پر کردن بسیاری از نقش ها در تولید یک موفقیت چشمگیر است. Tamura او اساساً ویرجیل ماست ، و ما را از جهنمی که آخرین نفس ناامید کننده ارتش است هدایت می کند. تلاش تامورا برای عبور از آنچه که به عنوان خط نهایی مطرح شده است – مصرف هم نوعان خود برای زنده ماندن – قسمت بزرگی از آنچه ما را در کنار او نگه می دارد ، ریشه در او دارد تا سرانجام این مسئله را حل کند. با این حال همانطور که فیلم به ما نشان می دهد ، بعضی از کابوس ها هرگز واقعاً ما را ترک نمی کنند. برای بسیاری از سربازان ، جنگ یکی از آنهاست.

پست قرمز در خیابان اشر (Sion Sono)

یکی از متبحرترین فیلمسازان فعال در سینمای جهانی ، چه رسد به ژاپن ، سیون سونو در آخرین دیدگاه خود دیدگاه منحصر به فرد خود را به صنعت فیلم ژاپن برگرداند ، پست قرمز در خیابان اشر. این فیلم بر روی کارگردان جوان و داغ فیلمبرداری Tadashi Kobayashi متمرکز شده است (تاتسوهیرو یامائوکا) ، که برای آوردن اعتبار جشنواره خود به یک تصویر بزرگ از استودیو جذب شده است. کوبایاشی یک شرط دارد: اگر قرار باشد این فیلم را به عهده بگیرد ، سبک برخی از کارهای خودش را به تولید می رساند و از بازیگران آماتور و نه متخصصان براق استفاده می کند.

21st CENTURY JAPAN: FILMS FROM 2001-2020: نکات برجسته از سری نمایش ها
پست قرمز در خیابان اشر (2020) – منبع: Grasshopper Films

آگهی هایی برای یک فراخوان انتخاب بازیگران آشغال ، خیابان ها را پر از زباله می کند و گروه بازیگران غیر عادی آماده آزمایش می شوند. آنها شامل اعضای یک گروه بازیگری کوچک کاملاً زن هستند که دو نفر از آنها عاشقانه با دستیار کوبایاشی درگیر شده اند. بیوه جوانی به نام کیریکو (دوست داشتنی) ماتسوری کوهیرا) که امیدوار است با تبدیل شدن به یک شخص دیگر ، آرزوهای شوهر متوفی خود را در مورد بازیگر شدن محقق کند. و یاسوکه (کاریزماتیک) سن فوجیمارو) یک زن جوان احتمالاً بدون جراحی که پدرش اخیراً در خانه آنها خود را با چاقو کشته است. نمی توان اعضای کلوپ عشق واقعی Tadashi Kobayashi را ترک کرد ، گروهی از زنان سفیدپوش که چنان به کارگردان ارادت دارند که برای ادای احترام به استعدادهای او دور تصویری به اندازه پوستر جمع می شوند.

در تمام مدت ، کوبایاشی خاطره زن جوانی دیگر را که مدتها پیش برای او انتخاب شده بود و یکی از همکارهای محبوبش ، کاتاکو ، درگیر است (مالا مورگان) او انتخاب های خود را انجام می دهد ، فقط توسط استودیو به او گفته می شود كه باید سه ستاره زن ، از جمله یك ستاره سرحال را انتخاب كند كه استعدادهای او فقط با استانداردهای عالی كوبایاشی مطابقت ندارند. ممیزی های رد شده در مجموعه به عنوان موارد اضافی کار می کنند ، و فیلمبرداری فیلم یکی از وحشی ترین است که از زمان نمایش روی صفحه به تصویر کشیده شده است. Rainer Werner Fassbinder’sمراقب یک فاحشه مقدس باشید ، یک شورش عاطفی توهم انگیز مرزی. (تعجب آور نیست که سونو به همان اندازه خارج از مرکز استناد می کند فاسبیندر به عنوان یکی از تأثیرات در کار او.) نامه ای عاشقانه به چهره های پس زمینه هر فیلم ، پست قرمز در خیابان اشر استدلال می کند که همه می توانند و باید از فرصت ستاره شدن استفاده کنند ، حتی اگر این فقط در زندگی زندگی شخصی خود باشد. بسیاری از بازیگران فیلم خود آماتور هستند و فلسفه فیلم را با حلقه کامل مواجه می کنند. این یک شورش خنده دار است ، گاهی اوقات ناراحت کننده است و همیشه جذاب است – نمونه بارز آن سیون سونو.

نتیجه

بدیهی است که این تنها انتخاب کوچکی از مواردی است که در این مجموعه به نمایش در می آید ، که خود تنها انتخاب کوچکی از سینمای درخشان ژاپن است که طی دو دهه گذشته تولید شده است. اما صرف نظر از اینکه سلیقه شما در فیلم ها چیست ، تضمین می کنید که در اینجا چیزی را پیدا خواهید کرد که از آن لذت خواهید برد. به نقل از فیلمساز بزرگ کره جنوبی بونگ جون هو، اگر از زیرنویس ترسیده نباشید ، با این همه فیلم فوق العاده پاداش زیادی خواهید گرفت. و با تشکر از انجمن ژاپن و آژانس امور فرهنگی ، در حال حاضر آنها بیش از هر زمان دیگری در دسترس هستند.

شما چی فکر میکنید؟ کدام فیلم ها برای شما بیشتر جذاب هستند؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

21st Century Japan: فیلم های پخش شده از سال 2001 تا 2020 در سراسر ایالات متحده در سینمای مجازی انجمن ژاپن تا 25 فوریه 2021.

https://www.youtube.com/watch؟v=reqWuvTMlpE

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

شهر ، ایالت و شهر: کاوش Frederick Wiseman’s U.S.A.

باور کوتاه به دور از ذهن و گمراه خواهد بود دونالد ترامپ تنها مسئول کلیه مشکلاتی است که ایالات متحده آمریکا و دولت آن را آزار می دهد ، اما نیازی به گفتن نیست که پس از چهار سال ریاست جمهوری وی ، مفهوم حکمرانی مناسب – هر چند که در تعریف آن اتفاق بیفتد – در بالای ذهن ها و چه کسی بهتر از این است که به دنبال بررسی آنچه دولت می تواند و باید باشد باشد فردریک وایزمن؟ این فیلمساز 91 ساله ، مشهور به کاوش عمیق در نهادهای مهم در ایالات متحده ، با یک مستند به موقع جدید دوباره بازگشت: سالن شهر، حماسه ای چهار ساعته و نیم ساعته حاکمیت روزمره وایزمنزادگاه بوستون ، به رهبری شهردار مارتین جی والش (اخیراً توسط رئیس جمهور جو بایدن به عنوان وزیر کار معرفی شده است).

متناسب با شرایط سیاسی که در آن قرار داریم ، Metrograph ارائه می دهدسالن شهر در کنار دو قبلی وایزمن مستندهایی با محوریت دموکراسی و اجتماع: قوه مقننه ایالتی و مونروویا ، ایندیانا. همانطور که متروگراف متذکر می شود ، “برای درک کشور ما ، و چگونگی رسیدن ما در این لحظه ، چیزی بیشتر از این نگاه نکنید فردریک وایزمن” من از صمیم قلب موافقم. که در وایزمن چشم ، هیچ جزئیاتی برای تصویر روی صفحه نمایش خیلی کوچک یا بی اهمیت نیست. او موفق می شود لحظات ظاهراً پیش پا افتاده را به لطف اینکه دوربین خود را به سمت آنها بکشاند ، به چیزی سینمایی تبدیل کند. با سهولت کار بیش از 10 ساعت ، این سه گانه شل فیلم ، پرتره ای ظریف از طیف گسترده ای از کار را به تصویر می کشد که اگر بخواهیم حتی سعی کنیم به اصطلاح “آزمایش آمریکایی” را از انفجار دور کنیم ، ضروری است.

قوه مقننه ایالتی

در سال 2007 منتشر شد قوه مقننه ایالتی کارهای روزمره قانونگذار آیداهو را در طول یک جلسه 12 هفته ای کامل به نمایش می گذارد. همانطور که یکی از نمایندگان به گروهی از بازدید کنندگان دانشجویی می گوید ، وی کار خود را در دولت تأمین نمی کند. این اساساً سه ماه کار داوطلبانه است و سپس او باید به کار در مزرعه خود برگردد و “با آنچه ما اینجا انجام دادیم زندگی کند”. این شامل بحث در مورد موضوعات و ایده هایی مانند میکروچیپ گاوهایی است که از کانادا برای کنترل بهتر شیوع بیماری گاو دیوانه وارد شده اند. مبارزه با جنایت نسبتاً جدید فضول گرایی تصویری (مشکلی که “تلفن همراه جدید با دوربین داخلی” تحریک کرده است) ؛ و ، در یکی از سکانس های بعدی فیلم ، تصمیم گیری در مورد تصویب یا عدم تصویب قطعنامه ای در محکومیت ازدواج همجنسگرایان (در نهایت ، آنها ترجیح نمی دهند که این کار را انجام دهند ، اما این رابطه کمتری با برابری دارد و بیشتر به انواع رویه ها مربوط می شود) بهانه)

شهر ، ایالت و شهر: کاوش Frederick Wiseman’s U.S.A.
قانونگذار ایالتی (2007) – منبع: Zipporah Films

در طول قوه مقننه ایالتی، می توان درک کرد که اهمیت نه تنها روند سیاسی بلکه اجازه دادن به مردم روزمره است. در بحث بر سر اینكه آیا آنها باید این قاعده را حذف كنند كه فقط افراد در یك مایل از طرح پیشنهادی می توانند درباره آن بازخورد دهند ، یك نماینده اظهار داشت ، “من فکر می كنم كه دولت متعلق به مردم است و مردم باید در فرآیند.” تعیین محدودیت های دلخواه در مورد افرادی که می توانند در مورد موضوعی صحبت کنند ، تعداد افرادی را که می توانند اطلاعات لازم را ارائه دهند بسیار محدود می کند ، و گرچه این امر باعث می شود که اجرای پروژه ها راحت تر باشد – شخص دیگری استدلال می کند که اگر این محدودیت ها را نداشته باشند ، آنها هرگز کاری انجام نخواهند داد – همچنین باعث می شود رای دهندگان کمتر احساس کنند توسط دولت و اقدامات آن نمایندگی دارند. و همانطور که یک قانونگذار یادداشت کرد ، بهتر است افرادی که در داخل هستند با آنها صحبت کنند تا اینکه بیرون در مورد آنها صحبت کنند.

در صحنه ای دیگر ، اعضای جامعه در مقابل کمیته ای قرار می گیرند تا نظرات خود را در مورد یک بنای یادبود میراث آمریکایی که در داخل ساختمان پایتخت ایالت قرار دارد و اسنادی را که باید در آنجا ارائه شود ، ارائه دهند. ما می بینیم که یک خاخام علیه 10 فرمان صحبت می کند ، به دنبال آن یک زن محلی که به طرز عجیبی دفاع می کند که چرا باید آنجا باشند (شامل اعلامیه های مبهم درباره ارزش ها است) ، قبل از اینکه سخنران دیگری از نویسندگان مختلف یونانی و رومی توضیح دهد تأثیر بیش از کتاب مقدس در اندیشه های دموکراسی و جمهوری آمریکایی. در کنار هم قرار گرفتن این اعضای جامعه با استدلال های مختلف در مورد جدایی کلیسا و ایالت با چندین مورد نماز که در داخل پایتخت برگزار می شود ، چیزهای زیادی را به شما می گوید نه فقط در مورد ایالت آیداهو ، بلکه در مورد کشور ما به عنوان یک کل و ارزش های آن گزینشی به نمایندگی

شهر ، ایالت و شهر: کاوش Frederick Wiseman’s U.S.A.
قانونگذار ایالتی (2007) – منبع: Zipporah Films

با تقریباً سه و نیم ساعت دویدن ، همه چیز برجسته نیست قوه مقننه ایالتی همانقدر جذاب است که لحظاتی که در بالا ذکر کردم برای من جذاب بود. با این وجود حتی خشک ترین موضوعات سیاسی ، وقتی توسط قانونگذاران علاقه مند به آنها ارائه می شود – خوب یا بد – در نهایت جذابیت بیشتری از آنچه در ابتدا انتظار می رفت ، دارد. روند سیاسی شامل موارد فراتر از قطعنامه های بزرگ و گسترده ای است که خبرها را تیتر می کند ، نکته ای که توسط وایزمنرا مونروویا ، ایندیانا.

مونروویا ، ایندیانا

در سال 2018 منتشر شد مونروویا ، ایندیانا زندگی روزمره را در این شهر به ظاهر متوسط ​​غرب میانه بررسی می کند ، و همه چیز را از مکالمه در مورد محل نصب نیمکت های جدید ، جشن 50 سال خدمت در یک لژ ماسونیک ، تا حراج شلوغ تجهیزات مزرعه ، شرح می دهد. در طول دو ساعت و نیم ، وایزمن ما را به داخل چندین مشاغل محلی می برد و به ما امکان تماشای کارمندان در یک پیتزا فروشی را می دهد که در حال آماده سازی سفارشات شب هستند و یک فروشنده تشک مشتری ها را راجع به اهمیت پوشش ضد آب متقاعد می کند و فیلم را با عکسهای طولانی از مزارع چمنزار و خیابانهای عجیب و غریب که چشم اندازهای زیبا را برجسته می کند ، پاشید. شیوه زندگی که در مکانهایی از این دست ادامه دارد. نتیجه یک مراقبه در مورد ارزش ها ، فعالیت ها و لحظاتی است که شامل روشی از زندگی است که اغلب در این کشور درباره آن صحبت می شود اما بندرت با تمام پیچیدگی های آن قابل درک است.

شهر ، ایالت و شهر: کاوش Frederick Wiseman’s U.S.A.
Monrovia، Indiana (2018) – منبع: Zipporah Films

در یک برهه از فیلم ، ما جمع مردان مسن را در یک ناهارخوری محلی استراق سمع می کنیم ، جایی که فرد ناراحت می کند که درمان فیزیکی وی پس از جراحی چقدر دشوار بوده است: “من زیپی را که می خواهم داشته باشم ندارم.” اعتراف شدید او به ناامیدی و ضعف و پاسخ های دلگرم کننده دوستانش با بسیاری از کلیشه های خشن که در مورد مردم این بخش از کشور روبرو شده بسیار فاصله دارد. این نیست که بگوییم مونروویا ، ایندیانا چشم انداز کاملاً ناآشنایی از هارتلند آمریکا فراهم می کند. فقط باید به لحظه ای نگاه کرد که در آن کمیته محلی قبل از شروع کار با بیعت ، بیعت و دعا را بیان می کند تا یادآوری شود که برخی از کلیشه ها اساساً در حقیقت وجود دارند. اما این یک نگاه همدلانه به انسانهای واقعی است که زندگی آنها اغلب با چنین فرضیاتی براق می شود.

من در نیویورک مرکزی بزرگ شدم ، اما خیلی در مونروویا ، ایندیانا من را به یاد کودکی خودم انداختم ، خواه غرفه های شلوغ نمایشگاه های عادی ، پیراهن هایی با شعارهای شکننده در مورد اسلحه یا کنسرت گروه مدرسه را تماشاگران تماشا کنند که به نظر می رسید می خواهد به معنای واقعی کلمه در هر جای دیگر زمین باشد. شهرهایی از این دست ممکن است برای هر کسی که در آن زندگی نمی کند بی اهمیت به نظر برسند ، اما برای کسانی که زندگی می کنند ، اغلب کل جهان آنها را تشکیل می دهند. و با این وجود ، در حالی که چندین نفر در این فیلم ابراز تاسف می کنند ، شهرهایی مانند مونروویا نیز در حال مرگ هستند.

شهر ، ایالت و شهر: کاوش Frederick Wiseman’s U.S.A.
Monrovia، Indiana (2018) – منبع: Zipporah Films

مقامات سخت کوش محلی که راه های افزایش جمعیت رو به کاهش مونروویا و مناطق اطراف آن ، از جمله ساختن مسکن جذاب تر ، را عنوان می کنند. وایزمن چندین بار در فیلم بازدید می کند ، اما این امر منجر به نگرانی در مورد تغییر جمعیتی منطقه می شود. در هر صورت ، مشخص است که شیوه زندگی در مکانهایی مانند مونروویا در آینده نزدیک تغییر خواهد کرد. با این حال در پایان فیلم او با یک صحنه طولانی در مراسم تشییع جنازه ، وایزمن به ما یادآوری می کند که اگرچه ممکن است برخی از جنبه های این زندگی به پایان برسد ، اما پیوندهای محکم وفاداری و اجتماع که قلب تپنده مونروویا هستند ، می توانند پایدار بمانند.

سالن شهر

با سالن شهر، وایزمن نگاهی مشتاقانه به همه قطعات کوچکی که دستگاه هولینگ که شهر بوستون است را فعال نگه می دارد ، برای ما فراهم می کند. مانند بسیاری از موارد برجسته در قانونگذار ایالتی ، برخی از این قطعات ممکن است کوچک و ناچیز به نظر برسند ، اما اگر فقط یکی را بردارید ، کل سیستم از هم می پاشد. ریاست آن بر عهده شهردار والش ، یک پسر مهاجر ایرلندی و الکلی در حال بهبود است که قبل از شهردار شدن در سال 2014 از طریق اتحادیه ساخت و ساز محلی از طریق قانونگذاری ایالتی برخاسته است. دشوار است فکر کنید کسی برای راهنمایی بوستون از طریق افراد مختلف مناسب تر باشد آزمایش ها و مصیبت هایی که باعث آزار دولت محلی از این پسر جوان شده است ، و در واقع ، خواه او با جمعی از کارمندان دولت لاتینکس در مورد تنوع صحبت کند و یا با گروهی از کهنه سربازان پیر که جشن خدمت خود را جشن می گیرند ، زیرمجموعه اصالت و مراقبت عمیقی وجود دارد با صدای او که او را باور نکردنی دوست داشتنی می کند (و من می گویم که کسی تمایل به نفرت از مقامات دولتی و بوستون را دارد).

شهر ، ایالت و شهر: کاوش Frederick Wiseman’s U.S.A.
City Hall (2020) – منبع: Zipporah Films

وایزمندوربین تقریباً به هر فضایی از تالار شهر وارد می شود و چندین کارمند دولت را در خارج از ساختمان دنبال می کند زیرا آنها مردم نیازمند را از جمله مرد مسنی که برای خلاص شدن از شر موشها در خانه تحت تحریم شهر خود به کمک احتیاج دارد ، دنبال می کند. در یک سکانس بدون گفتگو اما جذاب ، ما شاهد این هستیم که کارمندان سرویس بهداشتی تشک ، فنر جعبه ای و حتی یک کوره بزرگ حیاط خانه را در پشت کامیون زباله خرد می کنند. (ممکن است این کودک درون من باشد ، اما وقتی آن کوره به فراموشی تبدیل شد ، من به معنای واقعی کلمه از لذت فریاد زدم.) در مقابل بحث قانونگذار آیداهو در مورد محکومیت ازدواج همجنسگرایان ، ما شاهد یک مراسم لمس کننده بین دو زن در شهر هستیم سالن ، با اشاره مقام رسمی در هنگام تبادل حلقه ها که “این قسمت مورد علاقه من است.” شغل او ممکن است مشترکات کمی با شغل بهداشت داشته باشد ، اما همین طور است وایزمن روشن می کند ، هر دو برای عملکرد روان و عادلانه شهر بسیار مهم است.

در یک صحنه کاملاً تأثیرگذار ، ما شاهد هستیم که گروه کوچکی از مردان – سفیدپوست و آسیایی – در یک جلسه اجتماع شرکت می کنند به این امید که رضایت آنها را برای افتتاح یک داروخانه حشیش در دورچستر جلب کنند. آنچه در زیر می آید نمونه ای از مشارکت مدنی در بهترین حالت است زیرا اعضای جامعه – عمدتا افراد سیاه پوست – استدلال می کنند که اگر همه پیاده روها را با ترافیک پا مسدود کند ، افراد محلی را استخدام نکند و افراد بیشتری را جذب کند ، این تجارت به هیچ وجه فایده نخواهد داشت. توجه پلیس (به ویژه اینکه این محله در حال حاضر بیش از سهم عادلانه خود را دریافت می کند). در پایان ، چندین شرکت کننده تصمیم می گیرند که کل روند دریافت این نوع تأییدات باید تغییر کند ، و تصمیم دارند طبق آن عمل کنند. این توالی اثبات بیشتری را نشان می دهد که روند سیاسی می تواند و باید قدرت خود را از مردم بگیرد. به هر حال ، اگر اینطور نباشد ، چه فایده ای دارد؟

شهر ، ایالت و شهر: کاوش Frederick Wiseman’s U.S.A.
City Hall (2020) – منبع: Zipporah Films

مانند او در مونروویا ، ایندیانا، وایزمن این صحنه های درگیری سیاسی و اجتماعی را با ایجاد عکس هایی از خود شهر تلاقی می دهد. در مورد بوستون ، اینها اغلب تنوع شهر را برجسته می کنند: یک بازار آفریقایی ، یک رستوران دومنیکن ، یک مرکز بودایی. در تمام این اوصاف ، شهردار والش ، در مجموعه ای از روابط پیوسته در حال تغییر ، به رای دهندگان خود و کارمندانش یادآوری می کند که حتی اگر دولت فدرال در حال حاضر نابسامان است ، آنها می توانند و باید برای نحوه اداره بوستون مثال بزنند. به خاطر همین، سالن شهر مانند یک فیلم خوش بینانه تر از هر دو احساس می شود قوه مقننه ایالتی یا مونروویا ، ایندیانا ، و یک کد متناسب برای دولت ریاست جمهوری که به تازگی پایان یافت. این وظیفه مسئولان جدید ما است که بهتر حکومت کنند – و ما مسئولیت آنها را بر عهده داریم.

نتیجه

یک فیلمساز کاملاً ناظر که سبک او مصداق مصداق قدیمی “نشان دادن ، نگو” است وایزمن در هیچ یک از سه فیلمی که در اینجا برجسته شده است ، روی صفحه ظاهر نمی شود و همچنین وی از هیچ یک از عناصر مورد انتظار جعبه ابزار مستند مانند امتیازدهی موسیقی ، ثلث پایین تر یا مصاحبه های سر صحبت استفاده نمی کند تا احساسات بینندگانش را نسبت به موضوع در یک جهت خاص. در عوض ، فیلم های ساخته شده متفکرانه او به مخاطب این امکان را می دهد تا در مورد آنچه او برای ارائه انتخاب کرده است به نتیجه گیری خود برسد. و در حالی که قوه مقننه ایالتی، مونروویا ، ایندیانا ، و سالن شهر هر یک از آنها به سطوح مختلف حکمرانی در سه قسمت بسیار متفاوت ایالات متحده نگاه می کنند ، همه آنها داستان های مشابهی را در مورد اهمیت خدمات عمومی کوچک و بزرگ ارائه می دهند.

شما چی فکر میکنید؟ آیا با فیلم های سینمایی آشنا هستید فردریک وایزمن؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

شهر ، ایالت و شهر: سه نفر توسط فردریک وایزمن از طریق Metrograph تا 10 فوریه در حال نمایش است.

https://www.youtube.com/watch؟v=YTotdnzLqdo

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

Once A Cop: پایان هویت در تعهد

در آخرین روز خود به عنوان کارآگاه قبل از بازنشستگی ، جری بلک کهنه سرباز خرخره (جک نیکلسون) بی هدف در اطراف دفتر کار بی خاصیت خود پیش می رود ، از پنجره او بیرون را نگاه می کند و با استفاده از قاب راه رفتن متوجه پیرمردی در خیابان می شود. این منظره ای نیست که او می خواهد ببیند – این منادی ضعف در آینده است ، نشاط کم رنگ ، استقلال از دست رفته است. او چشمانش را دور می کند و ترجیح می دهد به جای آن به تصاویر جوانی نگاه کند که هنوز روی میز او بسته نشده اند ، درگاه هایی از گذشته که در سیاه و سفید نوستالژیک حفظ شده اند – اما اینها راحتی راحتی برای او ندارند. آن روزها گذشته است و وقتی جری به آینه نگاه می کند ، به نظر می رسد چهره ای که به او خیره شده است می پرسد: تو دیگر کی هستی؟

جواب، شان پنها تعهد پیشنهاد می کند ، این است: هیچ کس. در جایی که شخصیت های دیگر شخصیت های اصلی شخصیت های خود را با محیطی مشغول می کنند که با جزئیات مشغول است ، پنفیلم را غیبت و خلا vo تعریف می کند. آن عکسهای قدیمی با لباس یکنواخت و میله ماهیگیری که به دیوار تکیه داده است ، تنها ردپای تاریخ جری است. یک کار ، یک سرگرمی ، بدون همسر ، بدون دوستان ، بدون خانواده – یک گرگ تنها و بدون توله.

ما احساس می کنیم که جری بلک ابتدا یک پلیس است و یک انسان آخر – نوعی مردی که در پرونده اش پرونده های پرونده بیشتر از خاطرات خوش است ، وقتی که با نوار صحنه جرم محاصره نشود ، دنیای او منطقی نیست. بازنشستگی از طریق نیرو فقط پایان کار او نیست – بلکه نابودی کل هویت او است. بدون نشان و اسلحه اش ، آیا او حتی وجود دارد؟

Pennpoint Precision

شان پن به توجیه یک بازیگر بزرگ یاد می شود (دیوانگی او که به کوکائین افزوده است) Carlito’s Way، خشم خام سالمونلا در او رودخانه مرموز، و مالیخولیای غر زده او در درخت زندگی، همه ویترین های نمایشگر استعداد او هستند) ، اما نه به عنوان یک کارگردان عالی – عملکرد او تاکنون بسیار نازک است ، بسیار پراکنده است. در بهترین حالت ، او یک صنعتگر تحسین برانگیز و محکم است (نگاه کنید به دونده هندی، اولین کارگردانی او ، یک درام متفکرانه الهام گرفته از بروس اسپرینگستین آهنگ “Highway Patrolman”). در بدترین حالت ، او بی اندازه بی رحمانه است (نگاه کنید به آخرین چهره، آخرین تلاش او ، یکی از عجیب ترین فیلم های ساخته شده در تاریخ). به نظر من تا حدودی مناسب است که فیلمبرداری باید به اندازه خود انسان بی ثبات باشد.

Once A Cop: پایان هویت در تعهد
منبع: تصاویر برادران وارنر

تعهد، که امسال 20 ساله می شود ، باقی مانده است پنموفقیت تاج گذاری در پشت دوربین – تصویری دقیق از عقاید لیز خوردن ، خطراتی که وقتی تمام احساس ارزشمندی یک مرد با پوستی شکننده برای حرفه اش همراه می شود ، ظاهر می شود. بعضی از پنتصاویر اینجا از نظر موضوعی به اندازه تصاویر بهترین فیلمسازان نو نوآر متراکم است و ترس وجودی مردی را که ناامیدانه پنجه می کشد به هر آنچه از زندگی قدیمی او باقی مانده است ، به تصویر می کشد.

فقط به عکسهای ابریشمی کند آهسته مهمانی بازنشستگی جری نگاه کنید ، که توسط فیلمبردار با ظرافت لنز گرفته شده است کریس منگس. همکاران جری بر قاب مسلط هستند ، چهره های سعادتمند و بدن شیار دار آنها روشن و واضح و با نور گرم روشن می شود ، در حالی که جری بدون شرکت در پیش زمینه مبهم شناور است – یک جزیره خالی و خارج از تمرکز در اقیانوس وجد اجتماعی. این موج جزر و مد تنهایی فقط توسط آن شدت می یابد جی کسیدیویرایش ، برش متقاطع بین زمین رقص و کشف یک دختر جوان مقتول در برف – بازنشستگی مرگ است ، و جری یک مرد مرده.

یا شاید هنوز نه. با ترک مهمانی خود ، یا شاید مراسم تشییع جنازه خود ، برای بررسی آخرین صحنه جنایت وی ، جری دچار یک تحول شگفت آور می شود – در حالی که او در سرزمین های شناخته شده ، قلمرو خود شکار می کند ، تیرگی جای خود را به وضوح می دهد. وی با مشاهده چشمان باتجربه ، از بی لیاقتی مشهود پلیس های اطرافش ، که یکی از آنها قلم را روی زمین نزدیک بدن می اندازد ، احساس نفرت می کند ، به یکی دیگر از آنها باید راهنمایی شود تا از نظر اثر انگشت ، کت قربانی را بررسی کند. این جایی است که جری ، جایی که همیشه به آن تعلق داشت ، تعلق دارد – در خاک با جسد ها و کیسه های اثبات ، وحشت های ناگفتنی را تجزیه و تحلیل می کند بدون اینکه احساس زیادی داشته باشد.

Once A Cop: پایان هویت در تعهد
منبع: تصاویر برادران وارنر

این نوع تقارن ، در پنطرح بصری ماهرانه و در نیکلسونعملکرد ظریف ، به عنوان پایه و اساس معماری احساسی فیلم عمل می کند – جری دنیای افراطی ، شکافها و انشعابات است. هنگامی که او وارد یک محیط اجتماعی می شود ، جری یک پوسته است – وقتی که کار می کند ، به طور رسمی یا غیررسمی ، هدف را غرق می کند. نیکلسون چشمان جری در هنگام سخنرانی بازنشستگی استاکاتو خود را عصبی در اطراف اتاق سرگردان می کند و دارت عصبی می زند ، چشمانش جری پرسه می زند و به طور عصبی در اتاق تکان می خورد ، اما پس از آن با تمرکز لیزر ثابت می شود که اخبار بد را به والدین می رساند کودک مقتول نکته ای کاملاً نگران کننده در مورد آن شکاف خاص وجود دارد – گویی او آنقدر غم و اندوه و جشن بسیار کمی را دیده است که اولی نسبت به دومی راحت تر شده است.

با قدیمی ، با جدید

فقط زندگی درونی جری نیست که از هم می پاشد. بدون اینکه هرگز اعلامیه های مستقیمی در مورد تنش های بین نسلی ارائه دهیم ، تعهد خود را نشان می دهد که در مورد یک آخرالزمانی فرهنگی خاص است ، زیرا عصر تجاوز به پلیس متکبر ، متجاوز مدرن ، زنگ مرگ ارزش های قدیمی در دنیای اجرای قانون است. جرزی و مری-اولسون کرومولوفسکیفیلمنامه جری را با نشانه هایی از زوال روشمند و اخلاقی احاطه کرده است ، از مکانی که در آن کارایی گلو – و در نتیجه بی فکر – کارایی به نام بازی تبدیل شده است. همانطور که جانشین خود ، استن کرولاک را تماشا می کند (آرون اکهارت) ، با اعتراف به اعتراف بی معنی یک مظنون از نظر عقلی ، جری متوجه شد که بازجویی دیگر رسیدن به حقیقت نیست – بلکه رسیدن به راحت ترین راه حل است تا همه بتوانند به موقع برای شام در خانه باشند.

ممکن است یک فیلم کمتر به جادوگری یا تقدیس جری برای ادامه کارش بپردازد ، اما تعهد هرگز مرتکب چنین باینری های تقلیل پذیر نمی شود – در عوض ، ناامیدی جری در برابر پایداری یکپارچگی مقدس در پلیس تحت تأثیر قرار می گیرد و با لحظه هایی که آسیب شناسی سیاه و سفید خود را به سطح خود می کشد ، خار ، حتی مبهم می شود. چه چیزی در صورت جری حک شده است وقتی او به یک پلیس جوان گوش می دهد که توصیف عجله آدرنالین الکتریکی برای دیدن کودکی است که گلو شکاف خورده است؟ بی تردید ، اما همچنین از یک میزان ناراحت کننده شناسایی نیز بیزار شوید – جری ممکن است با هیجان ارزان پلیس پلیس جوان بیهوش شود ، اما او باید تشخیص دهد که در برخی از سطح وابستگی خودش به دوام شر همانقدر تهوع آور است.

خدا یک پلیس است

بالاخره مدتها پس از بازنشستگی رسمی او واقعاً برای چه کسی در صدد حل این پرونده است؟ مادر دختر مقتول ، مارگارت لارسن (پاتریشیا کلارکسون) ، ظاهراً – این اوست که جری را وادار می کند که به خاطر نجات روح خود ، روی صلیبی که دخترش ساخته ، قسم بخورد تا قاتل را پیدا کند. اما واقعاً هرگز این احساس را نمی یابیم که واردات الهی این تعهد برای جری به همان معناست که برای مارگارت حتی اگر اصلاً برایش معنایی داشته باشد. نزدیکترین چیزی که او باید به صلیب بر روی دیوار خود داشته باشد لوح سپاه تفنگداران است ، او هرگز نماز نمی خواند ، و تنها بازدید او از کلیسا در توهم خشن پیچیده است ، زیرا او تصور می کند که به یک کشیش محلی که به گمان او بودن است شلیک می کند قاتل

Once A Cop: پایان هویت در تعهد
منبع: تصاویر برادران وارنر

اگر جری خدایی داشته باشد ، احتمالاً او لباس پلیس – پدر ، پسر و پلیس مقدس را پوشیده است. تعهد او بیشتر بهانه است تا یک وعده ، بیشتر خودخواهانه تا مقدس – تا زمانی که او هنوز دلیلی برای ادامه تحقیق دارد ، او هنوز هم دلیلی برای ادامه زندگی دارد. حتی وقتی به نظر می رسد که او موفق شده است زندگی خود را در اطراف یک خانواده جایگزین ، متشکل از پیشخدمت لوری مورد سو استفاده قرار دهد (رابین رایت) و دخترش کریسی (پائولین رابرتز) ، سرنوشت او به طور جدایی ناپذیری با قاتل مقید است. و هرچه خانواده صمیمی تر می شوند ، نیت های جری ، انگیزه های او نگران کننده تر می شوند.

Fritz’s Fire

جدا از چند مورد ویرایش گردباد ، که کاملاً از هم پاشیدگی روان جری را تأیید می کند ، نیمه دوم تعهد هرگز کاملاً با ظرافت بصری اولی مطابقت ندارد – اما یک عکس وجود دارد ، بالن کودک که به سرعت با آن دور می شود و این یک نکته جالب مقایسه بین متنی است. این تصویری است که آگاهانه برانگیخته می شود فریتز لانگشاهکار رویه ای 1931 ، م – فیلم دیگری در مورد تعقیب قاتل کودکان ، که در آن یک بالون دست خوش نشان به عنوان خشونت شنیع ظاهر می شود. از نظر ساختاری ، این دو فیلم نمی توانند تفاوت بیشتری داشته باشند – تعهد در حالی که وسواس فردی که خارج از یک موسسه بی علاقه فعالیت می کند متحرک می شود م با خشم جمعی ، بسیج یک شهر کامل ، فعال سازی هر منبع ممکن متحرک می شود.

اما در اینجا یک همسانی روانشناختی وجود دارد – نه بین جری و پلیس آلمان ، بلکه بین جری و قاتل سریالی ، پیتر لورهانس بکرت ، که در اوج لانگفیلم جنایی مجبور می شود که در جلوی دادگاه کانگورو ظاهر شود و به همین دلیل جنایتکار به او نزدیک می شود. بکرت در یک دفاع ناامیدانه از خود ، یک چیز نفرین شده در درون خود را توصیف می کند – آتش ، صدا ، رنج – که تمام توانایی های ذهنی دیگر را نادیده می گیرد ، انتخاب را ریشه کن می کند و او را مجبور می کند زندگی دیگران را نابود کند. یک آتش ، یک صدا ، یک عذاب – جری بلک را جلوی همان دادگاه قرار دهید ، از او بپرسید که چرا ، در پایان ، او زندگی یک کودک بی گناه را به خطر می اندازد تا انتقام کودک دیگر را بگیرد ، و شما فقط می توانید جواب مشابهی را استخراج کنید.


فیلم The Pledge را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

تحقیق وحشتناک: SPLINTER (2008) | استعلام فیلم

خوش آمدید به جدیدترین ، و گاهی اوقات جذاب ترین ستون ، اینجا در Film Inquiry – Horrific Enquiry. هر ماه دو بار با همه چیزهای ترسناک مقابله خواهم کرد ، هر ماه دو فیلم را دوباره به کانون توجهات می رسانم تا بار دیگر وحشت زده و وحشت زده شوند. و گهگاه به مواردی که می توانستند پاکت را بیشتر هل دهند ، نگاه کنیم. به ما بپیوندید که در قلب وحشت فرو می رویم ، اما هشدار می دهیم ، اسپویلرهایی وجود خواهند داشت.

با لگد زدن در ژانویه ، من الهام خود را در نزدیکی خانه یافتم ، تولد یکی از دوستانم یکی از فیلم های مورد علاقه خود را به صحنه می آورد – ترکش. این فیلمی بود که او مدت زیادی برای دیدن من تلاش کرده بود و از آن زمان دیگر نمی توانم فراموشش کنم. کیفیت یک درجه درجه فیلم وجود دارد ، و در حد وحشت با کیفیت بالا است و تقریباً احساساتی دارد. کنتراست عمیق و تنظیمات شبانه ، ماهیت شوم “موجود” فیلم و استفاده هدفمند از ترس و وحشت را افزایش می دهد. گرچه ، همزمان با اعتبار ، این جهش های در حال رشد است که در ذهن شما نقش می بندد. اجازه دهید ما را به وحشت شیرجه رفتن ترکش.

فقط یک ترفند است

از آن اول اولش، ترکش اتلاف وقت برای جلب توجه مخاطبان خود ، مقدمه ای بین حمله یک مأمور گاز محلی (با بازی توسط چارلز بیکر معروف به Skinny Pete از شکستن بد) و تیتراژ ابتدایی فیلم ، نمره با هر مرحله تغییر می کند ، حتی در زمان امتیاز فراموش نشدنی قتل عام اره برقی تگزاس. در حالی که شروع به عمل ، ترکش بلافاصله به روایت های کلاسیک فیلم B بازمی گردد ، در بعضی مواقع از نمایش زیاد و سرعت اجرای آن رنج می برد – هرچند بلافاصله پس از شروع بازی ، فیلم بلافاصله بازخرید می شود ، بلافاصله آن را ترک نکنید.

پرسش و پاسخ وحشتناک: SPLINTER (2008)
منبع: مگنولیا پیکچرز

به دنبال حمله به مأمور گاز ، بینندگان به بازیکنان اصلی ما معرفی می شوند: ست (پائولو کوستانزو) و پولی (جیل واگنر) تلاش برای اردو زدن برای جشن سالگرد خود و دنیس ()شی ویگام) و لیسی (حاشیه های راشل) فرار از قانون. کمی فیلم طول می کشد تا همه آنها دور هم جمع شوند ، اما لحظه ای که زندگی آنها به هم گره می خورد ، زمانی آغاز می شود که اکشن و بازی اصلی آغاز می شود.

این کار بسیار کوچک شروع می شود ، چهار نفر بر اثر یک حیوان عجیب و غریب که ماشین را خراب می کند ، درحال ساخت هستند ، اما هر کدام ویرانگرتر و با شکوه تر از گذشته است. آنچه که واقعاً اوج می گیرد ترکش هر شخصیت لحظه هایی را نشان می دهد که چه کسی است و بین هراس و وحشت است. فقط معتاد به مواد مخدر نیست که در مرگ خود سرگردان است ، بلکه یک زن جوان باهوش است که اعتیادش در یک بیماری روانی بالقوه عمیق تر است. پولی فقط دختری نیست که از پله ها بالا می رود ، او “ترقه ای” است که آماده و مایل به مبارزه است. و ست و دنیس ، آنها به تجزیه غیرقابل درک ساخت های سنتی ترسناک مردانه تبدیل می شوند – اما بعداً در مورد این موارد بیشتر.

تصاویر و موارد دیگر

تصاویر از ترکش چیزی است که پیدا کردم بیشتر با من مانده است برای بسیاری از فیلم های ترسناک از این طبیعت ، این تصاویر دلخراشی است که بیشتر به یاد می آورم – فیلم هایی مانند خوابگاه، اره و مکعب، فقط به ذکر چند ، به خاطر کشتن و طبیعت گرافیکی که در آن تصویب شده اند ، به یاد می آورند. ترکشاما ، متفاوت است. با تماشای دوباره فیلم ، خودم را متعجب دیدم که چه میزان از عصبانیت را به یاد نمی آورم ، و متوجه شدم که تصاویر و ساختن سنبله های در حال رشد بر روی قربانیان تأثیر ماندگاری در این سالها دارد. این سنبله ها یک خلوص و یک طبیعت شوم دارند ، برجستگی هایی که بیش از بدن مصرف کننده امتداد دارند ، و تصویر را وحشتناک تر از یک کشتن ساده تغییر شکل می دهند.

پرسش و پاسخ وحشتناک: SPLINTER (2008)
منبع: مگنولیا پیکچرز

ترکش نوعی وحشت در پارک نیست که قطعاتی مانند قشنگ و گاهی اوقات زیاده روی کنند. و به عنوان یک بیننده ، به احتمال زیاد سه برنامه عملی بهتر برای زنده ماندن در شب نسبت به شخصیت هایی که روی صفحه می پرند ، خواهید داشت. با این حال ، به همان اندازه سرگرم کننده است که ترسناک است ، موجود ناشناخته و به سرعت در حال حرکت چیزهای زیادی را برای ذهن شما پر می کند تا جای خالی را پر کند. جا دارد که خلاقیت ذهن بیننده به درون آن نفوذ کند ، تصاویر و نمره شدید را بدست آورد و بر اساس آن کار کند. و این همیشه تضمینی نیست که وقتی یک فیلم به فیلم نهایی خود می رسد ، می بینید که آرزوی بیشتری دارید ، اما ترکش دقیقاً به آن دست می یابد. به دنبال ناامیدی که دوازده سال بعد ، ما فقط مانده ایم که تعجب کنیم که چقدر واقعاً می توانست در ادامه آن بد شود.

Hypomasculinity در مقابل Hypermasculinity

در حالی که ترکش برای از بین بردن شیوهای ترسناک اطراف زنان در فیلم های ترسناک کار زیادی انجام نمی دهد ، یک بررسی جالب از نمایش های کلیشه ای مردان در یک فیلم ترسناک وجود دارد. به طور معمول ، بیشتر شخصیت های فیلم ترسناک ساخته شده برای ترسناک ، یک لایه هستند و عمق کمی فراتر از تصویر معمولی آنها فراهم می شود. هایپرماسکولین و هایپرماسکولین معمولاً به روشی قابل پیش بینی – که مرگ آنها به همین راحتی قابل پیش بینی است – زنده می شوند.

به طور سنتی ، یک مرد شیطان و یک مرد بیش از حد زنانه وجود دارد که به دلیل رفتارها و ویژگی های زنانه و عصبی “مجازات” می شود. در مقابل ، معمولاً پسر “بد” وجود دارد ، فردی سرسخت و جوان که فاقد احترام به زنان ، مردان یا دیگران است. هر دوی این شخصیت ها به طور معمول در فیلم های ترسناک درگذشت خود را پیدا می کنند ، این دومین شخصیت معمولاً اولین شخصیت هایی است که به دلیل رفتار ضعیف با زنان اطراف خود ، قدرت جنسی و رفتار ضعیف او روبرو می شود.

پرسش و پاسخ وحشتناک: SPLINTER (2008)
منبع: مگنولیا پیکچرز

اما با ترکش، یک دوگانگی ارائه شده است. زیست شناس در حال کار بر روی دکترای خود است و در حالی که او به عنوان زنانه تر به مخاطبان ارائه می شود (قادر به اردو زدن و معامله با محیط خارج و یا محافظت از دوست دختر خود نیست) ، تصویر چند لایه او فرصتی را برای نشان دادن ارزش و عمق او متفاوت فراهم می کند. او کسی است که جان خود را برای نجات آنها به خطر می اندازد ، او کسی است که عملکرد اولیه موجود را رقم می زند و دلسوزی می کند. او فقط فردی است که در نظریه ها ، رایانه ها و ابزارهای خود دفن نشده است (به رندی در مراجعه کنید) جیغ و جیغ 2 یا رابی در جیغ 4 – هر دو در طول قتل عام ها مست بودند ، و هر دو به پایان نابهنگام رسیده اند). او در یافتن راه حل و به ثمر رسیدن آن م effectiveثر است.

به همین ترتیب ، در مورد مرد سرسخت طرف مقابل قانون نیز می توان همین را گفت. به طور معمول او اولین کسی است که می رود ، مرگش نوعی قصاص برای نحوه زندگی اش است (نگاه کنید به Barry in من میدانم تو در تابستان قبل چکار کردی) با این حال ، در فیلم Splinter ، او نه تنها مجاز است تا آخرین اقدام فیلم ادامه یابد ، بلکه لحظات فزاینده ای از رستگاری به او داده می شود – مردی که به دنبال آرامش و شانس دوم است. در حالی که او تلاش خود را برای هدایت در سمت راست مسیرها انجام می دهد ، خشم خود را چندین بار از بین می برد ، همیشه یک تمایل اساسی برای تلاش وجود دارد. هنگامی که آنها در پمپ بنزین هستند ، او مشتاقانه سعی می کند یک متصدی را وادار کند تا او را برای جلوگیری از ردیابی به راحتی سرقت کند. او درباره پولی که می خواهد بازیابی کند ، ضرورت نهایی آن نه برای او بلکه برای مادر مردی که او کشته ، گناه و تمایل او برای اصلاح کارهای اشتباه گذشته صحبت می کند. همه اینها و موارد دیگر اوج خود را در آخرین لحظات ایثارگری او رقم می زند.

نتیجه: ترکش

همانطور که بسیاری از ما خود را در خانه ها ، قرنطینه ها و قفل هایی که هنوز جدا از زندگی روزمره است نگه داشته ایم ، بسیاری از آنها می بینند که به دنبال بازی های مجدد یا فیلم هایی هستند که گذشته را از دست داده اند. در دنیایی با گذشته ، اکنون زمان بازنگری است ترکش – یا برای اولین بار آن را کشف کنید. ناامید نخواهید شد

نظر شما در مورد Splinter چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


Splinter را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

Queerly Ever After # 42: SAVING FACE (2004)

Queerly Ever After یک ستون دو ماهانه است که در آن نگاهی می اندازم به فیلم های LGBT + که به شخصیت هایشان یک زندگی عاشقانه خوشبختانه می دهند. اسپویلر وجود خواهد داشت.همچنین ، فراموش نکنید که Queerly Ever After Merch خود را در اینجا بخرید.

آلیس وواولین فیلم سینمایی ویلهلمینا “ویل پانگ” (میشل کروسیک) ، یک پزشک آمریکایی چینی است که اگرچه لزبین است ، اما در مادر و پدربزرگ و مادربزرگ سنتی گنجه دارد. مادرش هوی لان گائو (جوآن چن) به طور مداوم در تلاش است تا او را با لیسانس های واجد شرایط و رقص های هفتگی تنظیم کند. در یکی از این رقص ها ، ویل با ویویان شینگ ملاقات می کند (لین چن) ، یک رقصنده با اعتماد به نفس که آشکارا همجنسگراست. این دو بلافاصله چشم ها را قفل می کنند ، اما ویل اعتماد به نفس نزدیک شدن ندارد. با این حال ، چند روز بعد ، ویویان ، هنگام ملاقات با پدرش ، در بیمارستانی که وی کار می کند ، به سمت ویل فرار می کند. جرقه ها پرواز می کنند و هر دو یک عاشقانه آزمایشی را شروع می کنند ، ویویان دائماً بیشتر می خواهد اما ویل بیش از حد می ترسد از پوسته خود بیرون بیاید.

وقتی مادر بیوه ویل فهمید که باردار است همه چیز پیچیده تر می شود. گائو که توسط پدرش از خانه اخراج شد ، با ویل زندگی می کند و ادامه رابطه با ویویان را برای وی حتی دشوارتر می کند. حالا ، نه تنها گائو اعتراف نمی کند که پدر فرزندش کیست ، بلکه او در زندگی ویل حضور گریزناپذیری است ، و خودش را در خانه در آپارتمان ویل بروکلین بسازد و حتی تزئین مجدد آن را انجام دهد.

Queerly Ever After # 42: SAVING FACE (2004)
منبع: سرگرمی خانگی سونی پیکچرز

یک فیلم مادر دختر

قلب این فیلم رابطه ویل و گائو است. این موضوع بررسی می کند که چگونه بارداری ناخواسته گائو (خارج از ازدواج) و زندگی مشترک با دخترش ، آنها را مجبور می کند که به عنوان پدر و مادر و کودک به یکدیگر نزدیکتر شوند ، اما همچنین احساس می کند که ویل در اثر تربیت سنتی خود خفه شده است. وقتی ویل سرانجام رضایت داد و اجازه داد ویویان با گائو ملاقات کند و هر سه با هم شام بخورند ، اوضاع به طور فزاینده ای ناخوشایند می شود. در حالی که ویل اعتراف نمی کند ویویان دوست دختر او است ، گائو متوجه نگاه ها و ژست های کوچک بین آنها می شود. ویل بعداً به دوست و همسایه خود ، جی ()آتو اسندوه) ، که مادرش یک بار او را در تختخواب با زن دیگری گرفتار کرده و از آن زمان به بعد از پذیرفتن حقیقت امتناع ورزیده است.

Queerly Ever After # 42: SAVING FACE (2004)
منبع: سرگرمی خانگی سونی پیکچرز

جوآن چن، طرفداران از چه کسی تشخیص خواهند داد قله های دوقلو، کاملاً فیلم را به عنوان زنی می دزد که تمام زندگی خود را صرف انجام آنچه از او انتظار می رفت ، کرده است تا در جوانی بیوه شود و سپس عاشق مردی شود که نمی تواند قبول کند دوست دارد. سرانجام مشخص شد که پدر بودن فرزند او یو کوچک است (برایان یانگ) ، مهندس MTA و پسر Old Yu (مائو ژائو) ، داروساز جامعه. یو کوچولو نیز اتفاقاً چند سالی کوچکتر از گائو است ، در واقع او از نظر سنی به ویل نزدیکتر است ، به همین دلیل است که گائو احساس کرده قادر نیست عشق خود به او را بپذیرد.

ساختن سنت های جدید

پس از فاش شدن رمز و راز پدر و مادر گائو ، گائو متوجه می شود که وقت آن رسیده است که برخی از سنت ها را کنار بگذارد و او باید دخترش را برای آنچه که هست قبول کند ، که شامل پذیرش جنسیت او است. متأسفانه ، ویل این مسئله را با ویویان که به وی پیشنهاد سه ساله قرارداد باله در پاریس را داده بود و حالا در راه فرودگاه است ، این مسئله را از نظر سلطنتی خنثی کرد. گائو تصمیم می گیرد که او و ویل قصد دارند قبل از سوار شدن به هواپیما ویویان را متوقف کنند تا ویل بتواند جبران کند. ویل پیش از آنکه ویویان را سوار پرواز کند ، سرانجام وی را پیدا می کند ، اما حتی با پذیرش مادرش ، ویل هنوز خیلی ترسیده است که ویویان را در ملاعام در آغوش بکشد و ویویان عازم پاریس می شود.

Queerly Ever After # 42: SAVING FACE (2004)
منبع: سرگرمی خانگی سونی پیکچرز

گائو کارش تمام نشده است ، شاید او دیگر تلاش نکند دخترش را با مردان واجد شرایط تنظیم کند ، اما او هنوز هم می خواهد دخترش را ازدواج کند. او با مادر ویویان توطئه می کند تا هنگامی که ویویان به خانه می رود دوباره زنان را متحد کند. گائو ویل را به رقص هفتگی دیگری می کشاند ، جایی که ویویان نیز توسط مادرش آورده شده است. پس از آن است که ویل شجاعت می یابد تا به ویویان نزدیک شود و از او بخواهد در مقابل همه رقصیده و سرانجام ، او را ببوسد.

در نتیجه گیری: صرفه جویی در صورت

Saving Face فیلمی ساخته شده به زیبایی درباره مبارزه بین سنت خانوادگی و یافتن راهی جدید برای خود است. در قلب خود ، این یک داستان شگفت انگیز از یک مادر و دختر است که می فهمند چگونه در بزرگسالی ارتباط برقرار می کنند و اینکه چگونه هر یک باید دیگری را به خاطر آنچه که هست قبول کنند ، نه آنچه که انتظار می رود باشد.

Saving Face در ایالات متحده آمریکا در 24 ژوئن 2005 و در انگلیس در 12 دسامبر 2005 ارائه شد. برای سایر تاریخ های انتشار ، اینجا را ببینید.


Saving Face را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن بازیگر ، نویسنده و کارگردان از شهر نیویورک است. وی لیسانس خود را در رشته های فیلم ، تلویزیون و رسانه های تعاملی و هنرهای تئاتر از دانشگاه Brandeis دریافت کرد. او دوست دارد هرکسی را که با لیست های بی پایان خود از حقایق جالب و دانش تاریخ فیلم گوش می دهد ، تنظیم کند. او را در توییتر و اینستاگرامamandajanester دنبال کنید

خداحافظ ، اژدها INN: زنده باد جادوی فیلم سازی

در طول این سال همه گیری ، به راحتی می توان گفت فعالیتی که بیشتر از همه دلم برای سینما می رود. هیجان مشترک با پایین آمدن چراغ ها و شروع فیلم پیش بینی شده ، لحظات شوک و هیبت مشترک وقتی مخاطب به طور کلی از یک طرح پیچیده نفس می کشد یا یک لحظه قهرمانانه را تشویق می کند ، و تصاویر ساخته شده با زرق و برق بسیار منفجر شده که می توانند شما را ببلعند بلند شوید و شما را از دنیای واقعی دور کنند ، حتی اگر لحظه ای باشد … بسیاری از دوستداران فیلم رفتن به سینما را با کلیسا رفتن مقایسه می کنند ، اما این کاتولیک فرسوده استدلال می کند که هیجان های منحصر به فرد تجربه تئاتر را عدالت نمی کند.

در سال 2003 ، نویسنده تایوانی تسای مینگ لیانگ قصیده استادانه خود را به جادوی سالن های سینما منتشر کرد ، خداحافظ ، مسافرخانه اژدها. مانند موزیکال سال 1998 او که تمرکز بر قرنطینه دارد سوراخ، که امسال دوباره در سینماهای مجازی اکران شد ، فکر کردن زمان بهتری برای بازدید مجدد دشوار است خداحافظ ، مسافرخانه اژدها نسبت به نزدیک به یک سال که تهدید کرده است تجربه تئاتر را یک بار و برای همیشه از بین خواهد برد. و در حالی که تماشا می کنید خداحافظ ، مسافرخانه اژدهاترمیم جدید 4K در لپ تاپ شما ، به جای اینکه در صفحه ای عظیم در تاریکی که توسط دوستداران فیلم های دیگر احاطه شده است ، به آن خیره شوید ، احساس اشتباهی می کند ، انجام چنین کاری دقیقاً به ما یادآوری می کند که چه چیزی را از دست داده ایم.

آخرین نمایش عکس

خداحافظ ، مسافرخانه اژدها در آخرین شب بهره برداری از تئاتر فرسوده و هنوز هم سلطنتی تایپه اتفاق می افتد. تعداد انگشت شماری از مخاطبان پراکنده در سالن غارنوردی پیچیده اند – واقعاً یک کاخ فیلم اگر جایی وجود داشته باشد – در میان صندلی های قرمز و قرمز مخمل خواب دار آن برای تماشای پادشاه هووکسیا کلاسیک 1967 مسافرخانه اژدها. با وجود یک زن (تسای منظم یانگ کوئی می) که به نظر می رسد تا آنجا که ممکن است آزار دهنده باشد ، در حالی که پاهای برهنه خود را در پشت صندلی مقابل خود قرار می دهد ، بادام زمینی را با صدای بلند تحت فشار قرار می دهد ، بسیاری از خدمه کوچک چینی حاضر در تماشاگران توسط فیلم سینما. این شامل دو ستاره اصلی است مسافرخانه اژدها، شي چون و میائو تین (دومی مکرر است تسای همکار) ، که روزهای گذشته با چشمان اشکبار با چشمان اشکبار خودشان را در جنگ جوانترهایشان تماشا می کنند. مانند شي چون بعداً یادآوری می کند ، “هیچ کس دیگر به سینما نمی رود و هیچ کس دیگر ما را به یاد نمی آورد.”

خداحافظ ، اژدها INN: زنده باد جادوی فیلم سازی
منبع: Metrograph Pictures

در خارج از سالن ، با صدای ریختن باران در پشت بام و پاشیدن در سطلها به لطف سقف نشتی ، مدیر تئاتر (دیگری تسای مورد علاقه، چن شیانگ چی) تلاش می کند تا یک سری کارها را با مهاربند آهنین روی یک پا ، لنگیدن و سر و صدا کردن از پله های شیب دار و راهروهای پیچ در پیچ ، انجام دهد. هدف اصلی او؟ برای ردیابی برنامه ریز سیار (تسایموزه اصلی ، لی کانگ شنگ) و نصف نان بخارپز شده را به عنوان میان وعده به او هدیه دهید. در همین حال ، یک جهانگرد ژاپنی (میتامورا کیونوبو) در جستجوی برخورد همجنسگرایان در سالن های تاریک و اتاقهای پشت پنهان قدم می زند ، و در حالی که به خاطر همان چیز از کنار سایر مردهای مضراب کنار می رود ، سیگار می کشد. با این حال ، هنگامی که او سرانجام مرد مورد نظر خود را ردیابی می کند ، نه تنها مسواک زده می شود بلکه از تعقیب سینما مطلع می شود.

(آهسته) Cinema Paradiso

متناسب با فیلمی که بیشتر در سالن تماشاخانه سینما می گذرد ، گفتگوی بسیار کمی وجود دارد خداحافظ ، مسافرخانه اژدها (البته جدا از آنچه توسط شخصیتهای فیلمی که تماشا می کنند بیان می شود). وقتی به گردشگر ژاپنی اطلاع دادند که سالن تئاتر خالی از سکنه است ، تقریباً در نیمه راه فیلم ، متوجه شدم که آیا کسی قبل از آن با صدای بلند صحبت کرده است – باور نمی کنم این حرف را زده باشد. اما به دلیل اینکه این فیلم توسط تسای، به دلیل داستان گویی مینیمالیستی و استفاده مناسب از تصاویر و صدای محیط برای انتقال احساسات درونی شهرت دارد ، برای درک گرسنگی برای ارتباط انسان در قلب خداحافظ ، مسافرخانه اژدها – لازم به ذکر نیست ، در قلب فیلم سینمایی.

خداحافظ ، اژدها INN: زنده باد جادوی فیلم سازی
منبع: Metrograph Pictures

قوس داستان در خداحافظ ، مسافرخانه اژدها به آرامی کشیده می شوند ، اما این باعث نمی شود که آنها کمتر متحرک شوند. با استفاده از عکسهای طولانی ، ایستا و زیبا ، تسای و فیلمبردار لیائو پن جونگ مالیخولیای فردی هر شخصیت را با زیبایی باورنکردنی به تصویر بکشید. هنگامی که مدیر خود را از پله ها به طرف غرفه فرافکنیست می کشد تا فقط آن را خالی بداند و پیشنهاد قبلی باند بخارپوش دست نخورده ، از ناامیدی و خستگی نمی تواند کاری کند جز سقوط روی پله ها. با تنها صدای جغجغه پروژکتور و موسیقی متن خفه شده فیلم در پس زمینه ، برای مدتی طولانی با او می مانیم زیرا او فکر می کند که بعد از این چه کاری باید انجام دهد ، دوربین به سمت شانه لختش معلق است. در دستان توانمندی مانند سه گانه تسای ، لیائو ، و چن، چنین صحنه فریبنده ای ساده می تواند شما را متلاشی کند.

فهمیدن دلیل آن آسان است تسای در طول دهه ها با بسیاری از بازیگران مشابه کار کرده است. برای تأثیرگذاری در یکی از فیلم های او ، باید مختصر سینمای خاص او را درک کنید. فیلم های او در واقع به دلیل چگونگی مشاهده این زندگی ، در سینما واقعی را نشان می دهند ، در مقابل اعتماد به ترفندهای بازیگرانه و دوربین های هوشمندانه برای تصرف قلب و ذهن بیننده با تصوری متفاوت از آنچه زندگی می تواند باشد. تمرکز بر گذر زمان ، خواه اقدامات زیادی در طی آن گذر اتفاق بیفتد یا نه ، یک نقطه عطف بسیاری است تسای فیلم ها و فیلم های دیگری که در گروه بسیار بحث شده سینمای کند قرار می گیرند. که در خداحافظ ، مسافرخانه اژدها، ما هم زمانی را که شخص در سینما می گذراند ، هم ارتباطی با مخاطب و تصاویر روی صفحه را در نظر می گیریم و هم اینکه چگونه گذر زمان که این تئاتر خاص را به آرامی منسوخ کرده و بازیگران مسافرخانه اژدها، یک بار ستاره می شود ، فقط به یک زن و شوهر دیگر از مخاطبان ناشناس تبدیل می شود که در زیر باران حل می شوند.

نتیجه

همانطور که در کل یادآوری می شود خداحافظ ، مسافرخانه اژدها ، حتی وقتی فردی به تنهایی به سینما می رود ، این كار را برای یافتن ارتباط با دیگران انجام می دهد ، خواه این افراد غریبه در سالن اجتماعات باشند كه ممكن است با آنها چیزی جز تمایل به گاز گرفتن و خندیدن همزمان یا حتی فقط شخصیت های روی صفحه در حالی که مدیر تئاتر و پروژکتور در آستانه شب تاریک و بارانی تئاتر خود را به آرامی اما مطمئناً شاتر می کنند ، فرد احساس سفتی در سینه خود می کند – این است؟ حالا این تنهایی ها کجا خواهند رفت؟ اگر سینماها برای همیشه تعطیل شوند همه ما چه خواهیم کرد؟ نیازی به گفتن نیست که نشستن روی کاناپه من با گربه ام و یک فیلم ابرقهرمانی در صف HBO Max قرار گرفته است ، هرچند به اندازه کافی آسان است ، اما همان طنین احساسی را ندارد. رفتن به سینما به ما یادآوری می کند که مهم نیست ، در این دنیا تنها نیستیم – یک احساس زیبا و تلخ و شیرین که در دوران قرنطینه ، ضرورت بیشتری دارد.

شما چی فکر میکنید؟ آخرین فیلمی که در سینماها دیدید چه بود؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

خداحافظ ، مسافرخانه اژدها از 18 دسامبر 2020 در سینماهای مجازی در حال نمایش است.


خداحافظ ، مسافرخانه اژدها را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ کشنده ساخته است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن ، یا نوشتن در مورد فیلم ها ، او را معمولاً می توان در توییتر با وسواس در مورد فوتبال ، BTS و گربه اش دید.

Queerly Ever بعد از شماره 41: از آغاز تا پایان (2009)

Queerly Ever After یک ستون دو ماهانه است که در آن نگاهی می اندازم به فیلم های LGBT + که به شخصیت هایشان یک زندگی عاشقانه خوشبختانه می دهند. اسپویلر وجود خواهد داشت. همچنین ، فراموش نکنید که Queerly Ever After Merch خود را در اینجا بخرید.

من در مورد اینکه آیا حتی باید آن را وارد کنم بسیار متناقض بوده ام از ابتدا تا انتها در این ستون ، من در نهایت تصمیم گرفتم آن را اضافه کنم زیرا در سایر جستجوها برای فیلم های LGBTQ + با خوشحالی همیشه وجود دارد. همانطور که گفته شد ، من در واقع این را خوشبختانه نمی دانم ، زوج اصلی این فیلم نباید در کنار هم باشند و حتی نمی گویم که به دلیل تابو بودن رابطه آنها ، هرچند که این یک عامل است. فیلم به نویسندگی و کارگردانی آلوزیو آبرانچ، رابطه عاشقانه و جنسی بین برادران ناتنی توما ()رافائل کاردوسو) و فرانسيسكو (ژائو گابریل واسکونسلوس)

این فیلم به دو قسمت تقسیم شده است ، چهل دقیقه اول فیلم به کودک بودن توماس و فرانسیسکو اختصاص دارد (با بازی گابریل کافمن و لوکاس کوتریم به ترتیب). آنها با مادر پزشک خود ژولیتا در یک خانه زیبا و بزرگ در برزیل زندگی می کنند (جولیا لمرتز) ، پدر توماس و شوهر دوم ژولیتا ، معمار الكساندر (فابیو آسونچائو) ، و رزا (لوئیز کاردوسو) ، که به نظر می رسد هم بهترین دوست ژولیتا است و هم پرستار بچه / خانه دار. این دو برادر بسیار نزدیک بزرگ می شوند. به دلایلی ، بزرگسالان در زندگی خود این باور را دارند که پسران خیلی نزدیک می شوند و ممکن است رابطه آنها جنسی شود. در حالی که بله ، سرانجام این اتفاق می افتد ، من اکنون خودم را مجبور کرده ام که دو بار این فیلم را بنشینم ، اولین باری که SO آن را با من تماشا کرد و هیچ یک از ما رفتارهای پسران نسبت به یکدیگر در کودکی را ناخوشایند نمی دید. آنها فقط مثل برادرانی که نزدیک بودند رفتار می کردند.

Queerly Ever بعد از شماره 41: از آغاز تا پایان (2009)
منبع: انتشار TLA

قسمت اول فیلم نسبت به قسمت دوم بهتر است زیرا قسمت دوم بعد از فوت مادرشان ، برادران را در بزرگسالی متمرکز می کند. راستش را بخواهید ، آنها شخصیت های خیلی جالبی نیستند و رابطه آنها افسانه ای نیست که این فیلمساز فکر کند. در اینجا می توانست یک فیلم واقعاً جالب وجود داشته باشد ، فیلمی درباره جولیتا و روابط فوق العاده نزدیک او با شوهر سابقش ، پدر فرانسویکو ، پدرو (ژان پیر نوهر) ، و اینکه چگونه او ، پدرو و الکساندر خیلی خوب با هم کنار می آیند. اوه ، و همچنین روزا و پدرو به نوعی یک چیز داشتند.

Queerly Ever بعد از شماره 41: از آغاز تا پایان (2009)
منبع: انتشار TLA

به هر حال ، پس از چهل دقیقه تماشای این دو پسر در كودكی ، و گفتن كه رابطه آنها شاید نامناسب به نظر می رسد (این باید از مواردی بود كه نشان می داد ، از آنچه من دیدم ، آنها هرگز رفتار عجیب و غریبی از خود نشان ندادند) ، ما به پانزده سال به آینده می پردازیم و به عواقب مرگ ژولیتا می پردازیم. پس از آن است که روابط برادران فصل جدیدی را آغاز می کند.

فروید چه می گوید؟

وقتی دبیرستان بودم ، کمی بچه مغرور بودم و دوست داشتم ببینم با توجه به مقاله هایی که نوشتم چقدر می توانم کنار بیایم. همانطور که به نظر می رسد ، من خیلی چیزها دور شدم و اغلب اوقات مقاله هایی را در مورد چگونگی گیر افتادن این یا آن شخصیت در یکی از مراحل روان جنسی جنسیتی فرویدی تحویل می دادم. اگر من هنوز آن بچه بودم ، می نوشتم که چگونه توما و فرانسیسکو در واقع عاشق یکدیگر نیستند ، اما به دلیل یک مجموعه حل نشده ادیپی که بعد از مرگ مادرشان خود را نشان می دهد ، در مرحله فالک گیر افتاده اند. حالا این چیزی نیست که می خواهم بنویسم ، اما نزدیک است. رابطه توما و فرانسیسکو از نظر جسمی صمیمی نمی شود تا اینکه درست بعد از مرگ مادرشان. علاوه بر این ، صحنه ای وجود دارد که هر دو در حال اقیانوس در حال گشت و گذار هستند و تصور کنید که ژولیتا با آنها در آنجا باشد و در کنار هم بازی کند. کاملاً واضح است که جذابیت آنها نسبت به یکدیگر از نوعی احساس سوگواری بی جا برای مادرشان ناشی می شود.

محبت برادرانه

حال ، در مورد چرایی ، صرف نظر از زاویه اینستست ، رابطه آنها یک رابطه ناسالم است. هر دو مرد از حسادت شدید رنج می برند. وقتی توماس در مورد جذابیت دیگران اظهار نظری می کند ، فرانسویکو بدخلق می شود ، وقتی فرانسسیکو به جای تماس ویدیویی با توما ، مهمانی می رود ، توما عصبانی می شود. این دو نفر تمام زندگی خود را با هم گذرانده اند و قادر به گذراندن وقت جدا نیستند. “عشق” آنها بیش از هر چیز دیگری وسواس است. تعداد دفعاتی که می خواستم سرشان فریاد بزنم تا هنگام تماشای این فیلم فقط به یک درمانگر مراجعه کنم بی شمار بود.

Queerly Ever بعد از شماره 41: از آغاز تا پایان (2009)
منبع: انتشار TLA

برای درگیری برای برادران / عاشقان جوان ، توماس ، شناگر ، برای تمرین برای بازیهای المپیک دعوت شده است. تنها مسئله ، او مجبور است سه سال در روسیه آموزش ببیند. همانطور که اشاره کردم ، این دو واقعاً هرگز زمانی را از هم نگذرانده اند که واقعاً عجیب به نظرم رسیده است. اینها جوانان طبقه بالای خانواده های تحصیل کرده هستند ، فرانسیسکو مانند مادرش پزشک می شود ، آیا من تصور می کنم که آنها با هم به دانشگاه رفته اند؟ زمانی که فرانسویکو در مدرسه پزشکی بود آنها به نوعی با هم بودند؟ توماس یک شناگر رقابتی است ، شک دارم آنها در همان دانشگاهها تحصیل کرده باشند. به هر حال ، رفتن توماس به روسیه معضل عاطفی بزرگی را برای این دو ایجاد می کند. سپس فرانسيكو براي ديدار از توماس در روسيه برطرف مي شود.

در نتیجه: از ابتدا تا انتها

این فیلم علاوه بر به تصویر کشیدن یک عاشقانه سمی و وسواسی ، واقعاً کسل کننده است. با حدود یک ساعت و چهل دقیقه ورود به سیستم ، توطئه یا درگیری کافی برای رانندگی آن وجود ندارد. من می دانم که من گفته ام که یک فیلم می تواند یک مطالعه آهسته سوزاندن شخصیت باشد و نیازی به توطئه ها یا درگیری های بزرگ نداشته باشد ، اما توما و فرانسیسکو فیلم جالبی نمی سازند. سوختگی آهسته درباره ژولیتا و دوستدارانش را به من بده ، حالا این فیلمی است که می بینم.

از ابتدا تا انتها به صورت نمایشی در 27 نوامبر 2009 در برزیل منتشر شد. برای سایر تاریخ های انتشار ، اینجا را ببینید.


از ابتدا تا انتها تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن بازیگر ، نویسنده و کارگردان از شهر نیویورک است. وی لیسانس خود را در رشته های فیلم ، تلویزیون و رسانه های تعاملی و هنرهای تئاتر از دانشگاه Brandeis دریافت کرد. او عاشق این است که هرکسی را که با لیست های بی پایان خود از حقایق جالب و دانش تاریخ فیلم گوش می دهد ، تنظیم کند. او را در توییتر و اینستاگرامamandajanester دنبال کنید

MENORIES OF MURDER: به یاد داشتن یک Bong Classic

تأسف از اینکه درام های جنایی اغلب می توانند توسط کتاب و غیر اصیل احساس شوند ، آسان است. اگر چیز راحتی در آنها وجود ندارد – به ویژه در فضای صمیمی تر تلویزیون – در این صورت می توانند یکنواخت باشند. بخشی از این مشکل به دلیل اشباع ژانر به دلیل محبوبیت و دوام تجاری ناشی می شود. ما به طور مداوم در حال جستجوی چیزی تازه و متفاوت هستیم تا علاقه ما را برانگیزد. به ندرت پاداش می گیریم.

این یکی از خوشحالی های بزرگ است خاطرات قتل. زیرا از منظر صرفاً داستان سرایی ، چیزی کاملاً جذاب را با هم ترکیب می کند. به نظر می رسد نوعی داستان جنایی است که فقط در یک شب خاموش می بینید وقتی همه ستاره های واقعی از وظیفه خود خارج شده اند و افراد وابسته و پر زرق و برق آنها مراقب فروشگاه هستند. حداقل این اولین برداشت است.

سربلخت ما ، پارک بازرس (آهنگ کانگ هو) ، مکان خوبی برای شروع است. پلیس لوس ، چشمان شمن مانند خود را فریاد می زند ، که به او اجازه می دهد مردم را بخواند ، و مجرمان را از عموم مردم تشخیص دهد. این فقط آغاز صحبت های فاخر او است زیرا او تمام تلاش خود را برای حل جنایات در استان روستایی خود انجام می دهد. او همچنین نوعی هوس فراموشی است که می پرسد آیا گرمای بدن یک فیلم اکشن است که او به ماشین تحریر دفتر خود ضربه می زند. چگونه ما نمی توانیم مانع هجوم مداوم نظرات خارج از دست او شویم؟

MEMORIES OF MURDER: به یاد داشتن یک Bong Classic
منبع: نئون

سریع آشکار می شود بونگ جون هو زمینه ساخت فیلم قاتل زنجیره ای را فراهم کرده است که من همیشه می خواستم ببینم و نمی دانستم. گرچه من کاملاً نسبت به فیلمهای جنایی وحشتناک بیزار نیستم – می توانم به خیلی چیزها فکر کنم که بیشتر لذت می برم – هنوز هم ، بونگ به ما هم در محیط و هم در شخصیت های او بسیار عمق می بخشد و هر چیز دیگری را تقویت می کند.

اولین صحنه جنایتی که به سختی نگاه می کنیم در کنار شالیزار برنج است. وقتی صحبت از شانه زدن برای سرنخ است ، در هیچ کجایی پزشکی قانونی دیده نمی شود و هرگونه مدرکی که ممکن است تهیه شود توسط یک کشاورز در حال عبور روی تراکتور خود به طور غیرمتعارف لگدمال می شود. این هرج و مرج آشفته نه تنها احساس این جهان را فراهم می کند ، بلکه نشان می دهد مقامات محلی تا چه اندازه کاملاً بی کفایت و بی نظیر هستند ، اگر نه کاملاً بی کفایت.

آنها در بازداشتهای سرسختانه شرکت می کنند در حالی که ضرب و شتم معمولی جرم اتفاق می افتد به گونه ای که ما هیچ توسلی نداریم اما از آنها مجدداً قدردانی می کنیم. این پلیس خوب ، پلیس بد است این صحنه ها را همراه با تروپی های بررسی صحنه جنایت فوق الذکر تعقیب می کند. آنها حتی یک جرم را برای روزنامه ها دوباره نشان می دهند ، که اثبات می کند کاملاً ساختگی است. مردی که آنها انگشت نمی توانند گناه کنند اما فشارهای رسانه ها باید بیشتر شود. رئیس در بند است.

جاده وسواس

اگر بازرس پارک ، گاهی اوقات ، مانند کمی مزاحم دادگاه احساس می کند ، بازرس سئو (کیم سانگ کیونگ) همتای خوش تیپی از سئول است که به دانشگاه 4 ساله رفت و داوطلب پرونده شد. او همچنین ممکن است شوالیه سفید دست نخورده ما باشد. این کنتراست کلیدی است. بخشی از این لحنی است که بونگ به راحتی پرورش می دهد ، و در بین مزاحمت های غم انگیز به طور فزاینده ای کنار مجسمه های شنی بازی می کند. زیرا موفقیت نهایی فیلم در پیشرفت تدریجی آن به سمت اعماق وسواس است.

همه قطعات متحرک به چیزهای بیشتری اضافه می شوند: بین امتیازدهی ، فیلمبرداری و داستان. با این حال ، آنچه همه را به هم پیوند می دهد ، این روحیه فراگیر و احساس منظر سینمایی است. مملو از موارد عجیب و غریب است و همزمان با دوزهای غیرقابل تحقق ویرانی تلخ به طور مداوم با گذشت زمان تزریق می شود.

به زودی آنها چندین قربانی در دست دارند – همه زنان مجرد زیبا ، همه قرمز پوش ، در زیر باران کشته شده – و حومه مظنونین را از بین می برند. سرنخ های آنها به هر طرف می رود. این ترانه عشق سودایی است که هر شب قتلی درخواست می شود. این غیر عادی است ، اما آنها نمی توانند مشخص کنند چه کسی درخواست کرده است. شاید این ربطی به این زن مرموز داشته باشد که در بیرون از مدرسه پشت مدرسه گریه می کند. بعداً ، آنها پس از یک شبح در شب مرد مسابقه می دهند ، مردی که فوق العاده گناهکار به نظر می رسد. او همچنین از تاکتیک های وحشیانه مسلحانه آنها بهره مند است. در این مرحله ، یک اعتراف قابل مقایسه با حقیقت است. ناامیدی شروع می شود.

MEMORIES OF MURDER: به یاد داشتن یک Bong Classic
منبع: نئون

پالت گلی بعدی ممکن است به همان اندازه مناسب باشد دیوید فینچر ، و موازی موازی با زودیاک بدون شک توسط تعداد بی شماری دیگر ذکر شده است. من به هیچ وجه از نظر هر دو مرجع معتبر نیستم ، اما تعجب آور است که فقط در فیلم دوم او آسان است ، بونگ چنین جهان مشخصی دارد – چنین دیدگاه قطعی. سبه اندازه کافی ،این رنگ کاملاً از فیلم شسته شده و در زیر باران سیل آسا بی روح و کمرنگ می شود. این یک یادآوری بیرحمانه از شکست های مداوم آنها است.

آنچه به همان اندازه چشمگیر است ، اتفاقاتی است که برای لیدهای ما رخ می دهد با کمی کنایه ، پارک کارآمد و ناخوشایند ما باید صدای دلایلی شود زیرا دیگران به دنبال فشار برای تعطیلی بدون قید و شرط میمون و غار می روند. در پایان سفر ، کمدی مانند مه پراکنده شده است ، و جای خود را به این وزن سنگین و وسواس می دهد.

وقتی به نظر می رسد آخرین امیدشان به محکومیت بن بست دیگری است ، یک بازرس سئو که خرج می کند می گویداگر من تو را بکشم هیچ کس اهمیتی نخواهد داد. ” این یک پذیرش ترسناک است ، اما همچنین یک واقعیت است. این ژانر کامل در جستجوی حقیقت بنا شده است و اما اگر حقیقت آلوده شود چه می کنید؟ چه می شود اگر افرادی که به دنبال یافتن آن هستند بی تفاوت باشند یا بدترین و در عین حال آشکارا آن را نادیده بگیرند؟

خاطرات قتل: نتیجه گیری

بونگکد نهایی نهایی به نوعی شاعرانه است. اگر مثل من باشید ، ذهن شما را به کلیشه ای می کشاند که حتی در اوایل فیلم نیز به آن اشاره می شود. مجرم همیشه به صحنه جنایت برمی گردد. اما کارآگاه نیز چنین می کند. آنها تقریباً از نزدیک برای همیشه مرتبط هستند ، زیرا آنها اراده می کنند و کار یکدیگر را مطالعه می کنند. با این حال ، همانطور که توسط پیشنهاد شده است بونگ، عمیق تر از این است.

هر دو در سقوط ، ابتذال و تلاشهای ساده انسانی خود معمولی هستند. آنها به رختخواب می روند ، هر بار یک پا شلوار خود را می پوشند ، و اگر از کنار آنها در خیابان عبور می کردی ، احتمالاً هرگز نمی توانستید بفهمید که آنها واقعاً چه کسانی هستند. این یا آزادی بخشی است که باید فهمید ما نژاد صالحان و ناصالحان نیستیم ، یا اینکه وحشتناک است که شر این نیست که چگونه در فیلم ها آرزو می کردیم. فساد همیشه سیاه و سفید نیست. الگوی سینمایی تغییر کرده است.

باید بیارم زودیاک اگر فقط برای رفع عدم نهایی بودن در این فیلم ها باشد ، دوباره دوباره بالا بروید. به نظرم می رسد که داستان های کارآگاهی عادت دارند که از یک طرح و برنامه خاص پیروی کنند. یک جرم وجود دارد – برخی عدم تعادل در نظم طبیعی امور – و سپس ، در نهایت ، قاتل دستگیر می شود ، جرم حل می شود و نظم برقرار می شود. با این حال ، به عنوان هر دو زودیاک و خاطرات قتل وقایع را در زندگی واقعی به تصویر می کشد ، ما مجبور نیستیم همان لوکس حل نشده باقی بماند.

این فقط یک براندازی از ژانر نیست ؛ این یک واقعیت دیوانه کننده است. ما باید با جهنم زندگی که نمی دانیم کنار بیاییم. به سختی یک اشتباه است که وقتی آهنگ کانگ هو به چشمان مخاطبانش نگاه می کند ، بونگ صورتش را نگه می دارد ، بی شباهت نیست فرانسوا تروفو با جوان انجام داد ژان پیر لو که در 400 ضربه. در هر دو حالت ، کل فیلم در چهره آنها نقش بسته است.

نمی توانیم آنها را از ذهن خود دور کنیم. ما نمی توانیم آنها را فراموش کنیم. آنها در خاطرات ما ماندگار هستند. نحوه خواندن آنها چیزهای زیادی درباره تجربه فیلم های مربوطه می گوید. و البته ، آنها به عنوان یک بیضوی پایان باز عمل می کنند. یا ما در برابر آن راه پیمایی می کنیم یا با قدردانی از عدم آگاهی ، به مکانی برای پذیرش می آییم. دومی را انتخاب می کنم. خیلی بیشتر شبیه زندگی است.

به نظر شما چه داستان های جنایی خاصی مانند Memories of Murder را جدا می کند و آنها را بی نظیر و به یاد ماندنی می کند؟ لطفاً در توضیحات زیر به ما اطلاع دهید.

خاطرات قتل در ماه اکتبر مجدداً در سینماهای ایالات متحده اکران شد.


خاطرات قتل را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

گزارش جشنواره فیلم آسیایی سن دیگو 2020

امسال من آنقدر خوش شانس بودم که می توانستم برای پوشش جشنواره ای فیلم که هرگز در رادار من نبود ، با من تماس بگیرند. جشنواره فیلم آسیایی سن دیگو در سال 2000 تاسیس شد و به عنوان مکانی کم اهمیت اما مهم برای نمایش بسیاری از فیلم های سال نادیده گرفته شده توسط فیلمسازان آسیایی فعالیت می کند. وقتی لیستی از فیلم هایی که قرار بود اکران شوند را خواندم کاملاً متعجب و شاد شدم. من چیزی را یافته بودم که سالها پیش واقعاً باید بدنبال آن می گشتم اما شاید به دلیل کم کنجکاوی یا صرفاً به این دلیل که راهی برای جستجوی خودم نداشتم. SDAFF دیگر از من طفره نرفته است و در تخته سنگ امسال فیلم هایی از غول های سینمای آسیا مانند نمایش داده شده است هونگ سانگ سو، لاو دیاز، و جیا ژانگکه، در حالی که صداهای جدیدی مانند آچال میشرا و یوسنما بورچو. فیلم های امسال همه شاهکار نبودند اما تجربه همه آنها خوشحال کننده بود زیرا در پایان ، این واقعیت که SDAFF اکنون به رادار من اضافه شده است ، هدیه کافی است.

گامک غار (به کارگردانی آچال میشرا) – *****

گزارش 1 جشنواره فیلم های آسیایی سن دیگو 2020
Gamak Ghar (2019) – منبع: جشنواره فیلم آسیایی سن دیگو

نوستالژی یکی از قدرتمندترین اما اغلب سو mis استفاده از سلاح های احساسی در سینما است. این یک منبع ملودرام است اما غالباً برای ایجاد لحظات سرامیکی و مصنوعی احساس همدردی با اشک استفاده می شود یا برای استفاده از یادآوری های خود ارجاع tawdry ، مخاطب را مجبور می کند تا خلا with خاطرات خود را پر کند. آچال میشرا از نوستالژی به طرز ماهرانه ای م effectivelyثر استفاده می کند گامک غار ، ساخت یک پرتره لایه لایه و کاملاً درخشان از فرسایش فرهنگی. او این کار را در یک جامعه مییتیلی زبان در بیهار ، نزدیک هیمالیا ، که غرق در سنت است ، انتخاب می کند.

در حالی که برخی از آنها Maithili را “گویش” هندی می دانند ، بسیاری از واژه های خاص خود را دارد و در ابتدا به خطهای Tirhuta و بعداً Kaithi نوشته شده است قبل از اینکه به خط رایج Devanagri استفاده شود که برای هندی و بسیاری از زبانهای دیگر در هند استفاده می شود . دلیلی که من به این نکته اشاره کردم این است که سازگاری ، فرسایش و یکدست سازی جوامع در کانون اصلی است گامک غاربررسی راه هایی که خانواده ها طی نسل های مختلف تغییر می دهند. آغاز فیلم پر جنب و جوش و سرگرم کننده است ، بچه ها با هم بازی می کنند ، افراد زیادی برای گفتگو کردن ، بازی کردن ، شایعات ، آشپزی و جشن گرفتن یک نوزاد تازه متولد شده به خانه مرکزی وارد و خارج می شوند. چه در تابش آفتاب و چه در خنک شب ، میشرادوربین صمیمیتی بین خانواده و دوستان را ضبط می کند که تنظیمات آن را به یک بهشت ​​منزوی تبدیل می کند. مکانی که سنت و تاریخ برای ایجاد یک کل منحصر به فرد از افراد گره خورده توسط خون و عشق با هم برخورد می کنند.

در حالی که این صمیمیت در طول فیلم باقی مانده است ، اما این یک روابط مالیخولیایی تر است. میشراانتقال فیلم در دو فصل بعدی خود برای نشان دادن زوال آهسته و مرگ نهایی یک میراث خانوادگی و با از بین رفتن حضور فیزیکی آن ، خاطرات موجود در آن تبدیل به لحظات نامحسوس احساس نوستالژیک می شوند. لباس ها مدرن تر ، گفتگوها از هم گسیخته تر و ناجورتر می شوند ، این ارتباطات به جای اینکه بخشی از یک رفاقت خانوادگی باشد ، به واحدهای جداگانه منتقل می شود. وقتی یکی از مادران خانواده می فهمد که برادر کوچکتر و بی هدف او قصد فروش ملک و افتتاح داروخانه خود را دارد ، تعجب می کند که چرا هرگز از این تصمیم مطلع نشده است.

این فیلم تقریباً از تمام عکسهای عکسبرداری تشکیل شده است و آنها به زیبایی ترکیب شده اند و از رنگ ، کادر بندی و طراحی آگاه هستند ، که حتی در کمبود “سرزندگی” آنها را خیره کننده می کند. میشرا بر روی عناصر فردی یک خانه و اجتماعات متمرکز می شود ، باعث می شود تخریب و تخریب آهسته هر یک از عناصر خانه و افراد اشغالگر آن غیرقابل انکار باشد و این بسیار تأثیرگذار است. این نوع نوستالژی را می توان به راحتی در ملودرام انتخاب کرد ، اما در عوض ، گامک غار روایتی را بیان می کند که از لحاظ روحیه بیشتر شبیه به دیوید لووریرا یک داستان شبح، جایی که خانه ، با پروکسی ، آرام و ظریف به شبحی تبدیل می شود همان کاری که افراد ساکن در آن انجام می دهند … فقط با خاطره ای از آنچه که در گذشته بود ، ادامه می یابد.

شیر سیاه (کارگردان Uisenma Borchu) – ** 1/2

گزارش 1 جشنواره فیلم های آسیایی سن دیگو 2020
شیر سیاه (2020) – منبع: جشنواره فیلم آسیایی سن دیگو

عنوان مرجعی برای آسیب های جنسی است ، که در آن شخصیت اصلی ، ویسی (کارگردان فیلم) است یوسنما بورچو) ، چندین بار تجربه می کند – ابتدا از طریق دوست پسر بد دهن خود در آلمان و سپس در طی یک سکانس تجاوز در خواهرش اوسی (گونسما تسوگزول) یورت در مغولستان. بسیاری از نیروهای رقیب در داخل ویسی مشغول به کار هستند که احساس می کنند بین تربیت آلمانی مدرن تر و ریشه های مغولی خود گم شده اند ، این امر در اطاعت بی دریغ خواهرش از شرایط زندگی سنتی و اغلب ظالمانه ظاهر می شود. آنها لباسهای مختلفی می پوشند ، متفاوت راه می روند و پرخاشگری منفعلانه ای از خود نشان می دهند که در نهایت به کینه توزی تبدیل می شود.

همچنین احساس عمیق عدم کفایت جنسی و عدم عشق از طرف ویسی وجود دارد. هنگامی که او عاشق مرد همسایه ای به نام تربیش می شود ، که بسیاری از مردم محلی آن را یک فرد عجیب و غریب و طرد شده می دانند ، رفتار او گاهی اوقات از نوجوانی ناامید و عصیانگر تقلید می کند. بیشترین ضربه را به من زد آندره آرنولدرا مخزن ماهی. رفتار ویسی نشانگر نامشخصی است که وی احساس می کند پس از یک رابطه سو ab استفاده کننده می بایست بدن و روان خود را دوباره بدست آورد. همه موضوعات مبرم زنانه و درگیری فرهنگی گاهی اوقات با سبک کارگردانی که به نظر می رسد عمدا تنش را از بین می برد ، خفه می شود.

ایده های محکمی در این فیلم وجود دارد که کاملاً در الگوی تصویری – مملو از شعر مالکیایی و دوربین فیلمبرداری شناور – برای هم زدن علامت های احساسی یا موضوعی برجسته نیست. در حالی که بهترین قسمتهای فیلم قسمتهایی است كه كارها ، آداب و رسوم ، مجالس ، غذا و آوازهای فرهنگی را كه بر آن تمركز می كند ، مشاهده می كند ، اما بدترین قسمت ها با پویایی شخصیت های عجیب و غریب و بی هدف در دامنه های وسیع استپ مغولستان انجام می شود . در میان گرمای کاوش درگیری ها و تاریخچه های فرهنگی و جنسی ، شیر سیاه با محیط سرد و بایر خود بیش از حد منحرف می شود.

هیچ کس (رهبر لین چون هوا) – *

گزارش جشنواره فیلم آسیایی سن دیگو 2020
هیچ کس (2020) – منبع: جشنواره فیلم آسیایی سن دیگو

هیچ کس یکی از آزار دهنده ترین دستکاری های فیلم است که من تاکنون دیده ام. ارزانترین ترفند برای یک فیلمساز که وقتی ایده آنها تمام شده باشد یا دیگر نتواند به یک اتفاق خوب برسد ، کتمان اسرار و تاریخچه ها و پر کردن داستان کنونی آنها با سکانس های تکراری و تکراری فلاش بک است. شخصیت اصلی هیچ کس یک مرد بی نام است (ژیان فو-سانگ) – رسماً به عنوان “Weirdo” در تیتراژ بازیگران معرفی می شود – که از نظر جسمی و احتمالی از نظر ذهنی معلول است و دارای سابقه مشکل است که فیلم آن را در مونتاژهای جداگانه ای که به صورت حلقه ای اجرا می شود و جریان داستان حاضر را قطع می کند ، به پایان می رساند. او خزنده ، غیربهداشتی و در کل قابل مقایسه نیست زیرا عادت دارد در فضاهای عمومی تف کند (هرگز توضیح داده نمی شود که آیا این نوعی سندرم توره است یا فقط برخی از کنه های عصبی است که در اواخر زندگی ایجاد شده است).

او با یک دختر نوجوان به نام ژژنژن وارد یک وضعیت هارولد و مود برعکس جنسیت می شود (وو یا روو) که گوسفند سیاه خانواده اش است و در یک وضعیت ناامیدکننده ناامیدکننده جنسی وجود دارد که در آن هنگام که او در دوران بلوغ به سر می برد ، هر یک از اعضای خانواده اش (پدر ، مادر ، برادر) همه به نوعی رابطه پنهانی دارند که فقط او می داند ، و گاهی اوقات نوارهای ویدیویی را به عنوان مدرکی نشان می دهد تا در نهایت آنها را نشان دهد. این جذاب ترین و بارورترین قسمت فیلم است که به عنوان بررسی هم بیگانگی نوجوانان (به ویژه دختران) و افراد مسن عمل می کند.

متأسفانه ، فیلم بیش از حد مشغول گفتن یک “داستان خوب” است تا بتواند اهمیتی به پویایی اجتماعی بازی بین دو فیلم منجر شود. آنها بحث و گفتگوهای ادواری دارند و همه آنها با اصرار فیلم در نشان دادن آهسته از زندگی گذشته “Weirdo” ، جایی که او رابطه دوستانه ای با دوست دختر سابق خود داشت ، از بین رفته است. این قسمت خسته کننده است و در پایان گذشته او پرداخت صفر دارد زیرا نه علامت عجیب و نه بیماری های جسمی او را توضیح می دهد. این فقط تا حدی او را به چهره ای دلسوز تبدیل می کند و آن را نیز به ملودراماتیک ترین و ناخوشایند ترین روش غیرقابل قبول تبدیل می کند. اجرای مناسب و معقول توسط یک جفت واقعا جذاب جذاب هیچ کس با استیصال فیلم باهوش بودن نابود می شوند. بعضی اوقات ، هنگامی که یک جفت شخصیت خوب دارید ، بهتر است فقط دوربین را به سمت چرخاندن آنها هدایت کنید.

جنس ، تابه (به کارگردانی لاو دیاز) – *** 1/2

گزارش جشنواره فیلم آسیایی سن دیگو 2020
Genus، Pan (2020) – منبع: جشنواره فیلم آسیایی سن دیگو

در دو ساعت و نیم ، جنس ، تابه را می توان در نظر گرفت لاو دیاز فیلم کوتاه. من اینجا فقط نیمه شوخی می کنم. جنبه قابل توجه و بی نظیر از دیازسینما این است که علی رغم اینکه بسیاری از فیلم های او بین شش تا ده ساعت طول می کشد ، او هرگز در توجیه وقت صرف شده برای تماشای آنها کوتاهی نمی کند. سینمای او به طور عامیانه “آهسته سینما” در نظر گرفته می شود اما بیشتر شبیه یک ماشین سواری نرم (بسیار) از راه دور است. سرعت در روند دادرسی وجود دارد که شما را برای سفر بالا می برد و به پیش می برد و پیش بینی حوادث ، مقصد و تقابل ها ، تنش را برای بسیاری از کشش های کشیده محسوس می کند. دیازویرایش و قرارگیری و حرکت دوربین از نظر ماهیت تهدیدآمیز هدفمند است و این حتی در مدت زمان فشرده جنس ، تابه.

کارگران سه روزه – بالدو (ناندینگ یوزف) ، پائولو (بارت گوینگونا) ، و جوانترین و آشفته ترین ، آندرس (دون ملوین بونگالینگ) – سفر در جزیره Hugaw از قرارداد کوتاه کار در معادن تا خانه هایشان. در طول راه ، آنها درباره وقایع و اندیشه های فلسفی و سیاسی ، از جایگاه خود در ساختار طبقاتی تا تاریخ فیلیپین تحت استعمار ، بحث می کنند. آنها به طور مبهم از سربازان مسلح و افرادی که “آنها را خواهند شنید” صحبت می کنند اما هرگز به آنها اشاره نمی کنند. آندرس کسی است که از خود و وضعیتی که در آن ناراضی است ناراضی است. او نسبت به ساختار طبقاتی که مجبور به ایجاد آن شده است عصیان می کند ، برای کار سخت بادام زمینی می پردازد وقتی که باید از بستگان بیمار مراقبت کند و فقیر خود را که قبلاً به شدت زندگی می کرد خانواده.

دیازفیلم ها به طور کلی دلگیر و دیوانه کننده هستند ، اما جنس ، تابه در نهایت ترسناکترین فیلم او نیز به پایان می رسد. او به واسطه هبوط قهرمان اصلی اش به دیوانگی نزدیک ، فیلم را از یک درام سیاسی به یک هیجان تبدیل می کند. منظور او خوب است ، اما عصبانیت جوشانی در درون آندرس وجود دارد ، یادآور فابیان در نورته ، پایان تاریخ. تفاوت در این واقعیت است که آندرس دارای حسن نیت است و از طریق ناامیدی و احساس مسئولیت در برابر بیماری هایی که در واقع توسط نیروهای خارج از کنترل او ایجاد می شود ، به سمت شیدایی سوق داده می شود.

تکنیک تک ساکت در سیاه و سفید ، بیش از هر زمان دیگری شیطانی است ، خصوصاً در شخصیت اینگو (جوئل ساراچو) ، شهری مست که برای پول نقشه می کشد و ارتباطات و کشش های شیطانی زیادی دارد. شکار واقعی (قتل ، مرگ ، تجاوز به عناصر بی گناه و فقیر) یک اتفاق معمول در است دیازفیلم ها ، اما در این فیلم ، خائنانی مانند خائنانی از فیلم ترسناک هستند که پشت درختان ، در سایه ها کمین کرده اند و از نزدیک با چاقو در دست دنبال می شوند. سنت ژانر چیزی است دیاز اخیراً بیشتر مورد علاقه قرار گرفته است – آخرین فیلم او ، Halt، یک فیلم علمی-تخیلی dystopian بود – اما همیشه به سبک منحصر به فرد او اختصاص داشت. این یکی با پایان دادن به احتمالاً ناراحت کننده ترین و دلهره آورترین تصویر در مورد خود را بصورت ترسناک محکم می کند دیازکل کار

دونگ (به کارگردانی جیا ژانگکه) – *** 1/2

گزارش جشنواره فیلم آسیایی سن دیگو 2020
دونگ (2006) – منبع: جشنواره فیلم آسیایی سن دیگو

یک مستند خارق العاده در مورد تلفیق “هنر” و “کار”. جیا لیو شیادونگ ، هنرمند چینی را در دو فعالیت هنری دنبال می کند ، یکی با نقاشی های دیواری و پرتره از گروهی از کارگران ساخت و ساز در سد سه گور (که جیا بعداً به داخل برمی گردد هنوز زندگی) و در تایلند که از کارگران جنسی عکس و نقاشی می کشد. این نقاشی ها و تصاویر هنری از نظر نمایشی دقیق و نسبتاً امپرسیونیستی اما مستقیم هستند. جیابا این حال فیلمبردار از طریق کنار هم قرار دادن صحنه پردازی و گفتگوهای پشت صحنه پرتره با محصول نهایی ، دنیای هنر و دنیای افراد واقعی را متعادل می کند. در تضاد مبهم با ساختار بنیادی آمیت دوتارا ناینسوخ، جایی که فیلمساز به معنای واقعی کلمه سعی می کند از سبک نقاشی ها با دوربین خودش تقلید کند ، جیا بیشتر بر روی روش هایی که Xiaodong برای مقایسه بین حرفه و موضوعاتش مقایسه می کند ، متمرکز است.

شیائودونگ “واقعیت” کسانی را که به تصویر می کشد ذکر می کند. البته ، در واقعیات در روشهای بهره برداری از نیروی کار در سرمایه وجود دارد ، که چین ، حتی به عنوان یک کشور کمونیست در یک بازار مدرن ، نمی تواند از آن فرار کند ، اما آنچه Xiaodong ذکر می کند این است که چگونه در حالی که شغل شخصی خود غیرقابل لمس و خسته کننده است ، تأثیر مستقیم وجود دارد. او می گوید آنها “زنده” هستند. دارن آرونوفسکی زنان و مردان مقید به کار فروش بدن خود را در مقایسه کردند کشتی گیر، و اینجا نیز در دونگ، افراد پروکسی برای نیازهای جسمی مشتری هستند. کارگران ساختمانی عضلات و دست و پاهای خود را می فروشند و گاهی اوقات با توجه به فقدان هر گونه محافظت یا ایمنی در سایت ها زندگی می کنند و البته کارگران جنسی بدن خود را به طور کامل می فروشند. دونگ ، از نظر آوایی آخرین قسمت نام لیو شیاودونگ به معنای “شرق” است که می تواند به عنوان عنوان فیلم برای چندین چیز قابل توجه باشد که در قوی ترین موارد احتمالاً به این واقعیت اشاره دارد که زندگی در شرق چین و در قسمت شرقی جهان را به تصویر می کشد به طور کلی با رویکرد اصیل به مردم و هنر خود.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی

هانیبال در حال افزایش است احتمالاً همیشه پاورقی کمتری برای جهان ادبی و سینمایی هانیبال لکتر خواهد بود. پیش درآمد ما را به ریشه های لکتر برمی گرداند. اول ، ما او را به عنوان یک قربانی جنایات در طول جنگ جهانی دوم می بینیم ، سپس می بینیم که هیولا در یک تریلر انتقامجویانه گسترده ظاهر می شود. رمان و فیلم همراه هر دو به طرز فشرده ای طراحی شده اند و فرصت های زیادی را برای مجذوب شدن و دفع همزمان هانیبال لکتر فراهم می کنند. این ، در نوع خود ، یک ورود خوب در حق رای دادن است.

این فیلم در زمان اکران به طور یکنواخت توسط منتقدان کنار گذاشته شد ، و این شرم آور است ، زیرا نه تنها پس زمینه ای قابل قبول برای روانشناسی هانیبال و تماشای بسیاری از نمایش های وحشتناک فراهم می کند ، بلکه دارای عملکرد فوق العاده ای نیز توسط گاسپارد اولیل، که ممکن است لکتر رمان ها را با دقت بیشتری از هر بازیگر بزرگ دیگری که شیطان محبوب را به تصویر کشیده اند ، به تصویر بکشد. حضور او دقیقاً به روشی که برای شخصیتهای دیگر ایجاد می کند بسیار دلهره آور است توماس هریس کتابها را به تصویر می کشند

غفلت از این داستان خاص لکتر نیز غم انگیز است زیرا داستان تحول هانیبال برای معضل اخلاقی که در این اوقات سیاسی سیاسی با آن روبرو هستیم دارای اهمیت قابل توجهی است. در اینجا ، من می خواهم استدلال کنم که انتقام هانیبال سیاست بدون هدف است. بله ، او علیه فاشیسم می جنگد ، اما از طرف خودش هیچ ضد ایدئولوژی مثبتی ندارد. هیولای خود هانیبال لکتر نتیجه نهایی ضد فاشیسم اوست زیرا ریشه در یک سیستم ارزشی فراتر از زیبایی شناسی انتقام نداشت.

برای افراد ناآگاه ، هانیبال در حال افزایش است بیننده را به دوران کودکی لکتر در لیتوانی در جنگ جهانی دوم بازمی گرداند ، جایی که می بینیم خانواده اش در هرج و مرج درگیری شوروی و نازی که زندگی اشرافی و اشرافی آنها را در حومه روستا کشته بود ، کشته شده اند. فقط هانیبال جوان و خواهرش میشا زنده مانده و در یک کابین دورافتاده در جنگل پنهان شده اند تا اینکه گروهی از سودجویان جنگ از زمستان وحشیانه آنجا پناه می گیرند. گرسنگی جنایتکاران جنگ را به سمت آدم خواری سوق می دهد ، پسری که خواهر کودک خود را می برد تا او را بخورند درست قبل از حمله شوروی و نجات “قهرمان” ما. سرانجام ، هانیبال از یتیم خانه شوروی که پس از آن در (خانه قدیمی خود) بزرگ شد فرار می کند و راهی فرانسه می شود و با همسر ژاپنی عموی فقیدش زندگی می کند. در اینجاست که لکتر نوجوان جنایتکارانی را که خواهرش را کشته اند کشف می کند و سفری تاریک را آغاز می کند که منجر به هویت آدم خواری و هیولایی خود می شود.

فاشیسم به عنوان دشمن

مثل هر تریلر خوب انتقام ، این فیلم باعث می شود با وجود هانیبال در طول سفر تاریک او ، علی رغم آنچه از داستان های قبلی لکتر درباره او می دانیم ، همذات پنداری کنیم. اول ، ما فاجعه هولناکی را می بینیم که برادر خواهر کودکش رخ داده است. این به تنهایی همدردی کافی با هیولا در انتظار را ایجاد می کند که بیننده امیدوار است تا زمانی که بتواند انتقام مرگ میشا را بگیرد ، موفق به جلوگیری از دستگیری شود.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

علاوه بر دلسوزی که نسبت به فاجعه خانوادگی وی احساس می کنیم ، با این حال ، سوال طعمه هانیبال نیز در این داستان وجود دارد. اگر آنها به معنای دقیق کلمه کلمه نازی نباشند ، عمیقا با فاشیسم در ارتباط هستند. اولین قربانی وی یک همکار فرانسوی ویشی است. سودجویان جنگ در زمان جنگ با نازی ها کار می کردند و مدتها بعد راه های نفرت انگیز خود را حفظ می کردند.

مخصوصاً برای یک بیننده مدرن ، که شاید از دیدنش لذت بسیار زیادی برده باشد ریچارد اسپنسر در طول مصاحبه ای در خیابان که به صورت او مشت شد ، ایده مقاومت خشونت آمیز در برابر نازی ها و دیگر برتری طلبان سفیدپوست جذابیت عاشقانه ای دارد. دوران غم انگیز ما شاهد تجدید حیات ملی گرایی و سایر اشکال فاشیسم در اروپا و ایالات متحده بوده است. بنابراین ، این وسوسه وجود دارد که هانیبال را در این داستان به عنوان نوعی جنگجوی با فضیلت ببینیم ، و در حال انجام انتقام از شکارچیان نازی رسمی و با حمایت دولتی مانند بازرسان پوپیل (دومینیک وست) موفق به انجام

ایدئولوژی غایب هانیبال لکتر

دیدن هانیبال به عنوان یک قهرمان در این داستان ، هر چند وسوسه انگیز که ممکن است امروز برای ما باشد (خواه آنتیفا را ارزیابی نکنید یا نکنید) ، فراموش کردن یک نکته مهم اخلاقی و سیاسی است: برای مبارزه اخلاقی با یک هیولای سیاسی ، باید از یک موقعیت کار کرد از فضیلت سیاسی هانیبال لکتر هیچ ایدئولوژی سیاسی برای مبارزه با فاشیسم خود ندارد. همانطور که قربانیان او فقط به دلیل راحتی شخصی و شغلی نازی بودند ، ضد فاشیسم لکتر صرفاً پوششی مناسب برای ماهیتی تاریک و آدم کش است.

این فرصت طلبی سیاسی در این مورد روشن تر است هریسرمان جایی که هانیبال خود را با مزیت های استراتژیک به طور دوره ای با گروه های کمونیست جوانان ارتباط می دهد (ابتدا برای بازگرداندن سابقه خود به لیتوانی ، بلوک اتحاد جماهیر شوروی ، سپس برای جلب همدردی عمومی با جنایات خود علیه نازی های فراری). در این فیلم ، لکتر به سادگی نشان دهنده هیچ گرایش قابل توجهی به سیاست نیست. علایق وی فقط به مطالعه آکادمیک جسد در دانشکده پزشکی و انتقام شخصی از زورگویانی که با آنها روبرو می شود ، معطوف است.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

اقدامات انتقام جویانه او ، نه در ایستادن در برابر بی عدالتی ، بلکه صرفاً در تنبیه و به هلاکت رساندن دشمنان ، نشاط خاصی از خود نشان می دهد. در فصل سه NBC هانیبال، مادس میکلسنلکتر با معمایی اعلام می کند که “اخلاق به زیبایی شناسی تبدیل می شود”. این بینشی دلهره آور از فساد شخصیت هانیبال است. بیش از هر چیز دیگر ، این داستان لکتر ریشه و تحول اخلاق نهایی او در “بخور بی ادب” را به تصویر می کشد. این واقعیت که “بی ادبان” در این مورد فاشیست هستند ، صرفاً اتفاقی است.

سیاست به عنوان وضعیت

لکتر در تمام داستان های خود جایزه زیبایی شناسی را به همه چیزهای دیگر می دهد. سلیقه نفیس او در همه چیز ویژگی مشخص او برای کسانی است که با او ملاقات می کنند.

که در هانیبال در حال افزایش است ممکن است بگوییم زیبایی شناسی که وی برای عموم درست می کند فضیلت سیاسی است. در دهه پس از جنگ جهانی دوم و هولوکاست ، چه کسی فضیلت را در شکار و انتقام گیری وحشیانه از نازی های فراری انکار می کند؟ این سلیقه سیاسی است که هانیبال لکتر جوان در آثار هنری اولین قتل های خود پرورش می دهد.

با این حال ، همانطور که در اینجا استدلال کردم ، اقدامات وی فاقد فضیلت است زیرا ریشه در یک دیدگاه سیاسی مثبت ندارد. اگر لکتر در واقع سوسیالیست بود ، می توان اقدامات او را وسیله ای وحشیانه برای رسیدن به هدفی قابل توجیه ، یعنی رهایی انسان از استبداد فاشیستی دانست. او سوسیالیست نبود. او به سادگی موجودی بود که از زیبایی شناسی مرگ لذت می برد و به چیزی عمیق تر از آن اعتقاد نداشت. همانطور که پوپیل اظهار داشت ، “قلب او با میشا مرد. آنچه اکنون او است ، هیچ کلمه ای برای آن وجود ندارد ، به جز هیولا. “

همین نکته است که باعث می شود این فیلم در فضای سیاسی امروز بسیار مرتبط به نظر برسد. بنابراین بسیاری از سیاست های ما صرفاً مواضع التهابی است که چیزی بیش از مواد زیبایی شناختی برای ساختن یک شخصیت با فضیلت برای توییتر نیست. اخلاق ما واقعاً کمی بیشتر از زیبایی شناسی شده است که هیولایی است. خیلی اوقات ، هیچ عقیده مثبتی از سیاست در پشت ضد فاشیسم ما وجود ندارد. هیچ چیزی وجود ندارد که ما در واقع متعهد به جنگیدن برای آن باشیم. ما صرفاً برای رضایت از بی ادبی خوردن می جنگیم.

فاشیسم تجدید حیات یک مسئله واقعی است و ناسیونالیسم راست گرایانه اکنون به معنای واقعی کلمه گوش کاخ سفید را دارد. با این حال ، بسیاری از پاسخ های جمعی ما به آن سیاسی نیست. این زیبایی شناسی فضیلت سیاسی است تا ایدئولوژی محکم ضد فاشیسم که ما اغلب آن را انتخاب می کنیم. بله ، ممکن است یک “رضایت” کوتاه مدت با “صاحب شدن” فاشیست ها برای مصرف عمومی وجود داشته باشد ، اما هانیبال در حال افزایش است این س aboutال را مطرح می کند که ما با تأمین رضایت از زیبایی شناسی فضیلت سیاسی ، از خود چه نوع هیولاهایی می سازیم.


هانیبال در حال ظهور را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!