VIGIL: ساعت شما شروع شده است

فیلم های ترسناک برای دهه ها ، و مسلماً از زمان القای آنها ، الهام گرفته از وحشت های واقعی است که سازندگان آنها را احاطه کرده است – و به طور کلی زندگی واقعی. این فیلم های ترسناک و برخاسته از واقعیت است که بیشتر ما را می ترساند. رشته زندگی واقعی است که در ترسهای پرش ، گور و تاراج قرار گرفته است. Vigil، از نویسنده و کارگردان کیت توماس، آخرین موردی است که وارد جیب می شود ، و با موفقیت بی نظیر یک بررسی چند لایه از غم و اندوه ، پشیمانی و بخشش را به همراه دارد.

ساعتی که دائماً داوطلب خواهید شد

آغاز Vigil کاملاً درگیر کننده است ، یک ضربان قلب تشدید شده از اضطراب در یک نمای نزدیک تضاد با یک تصویر تاری تاری از یک موجود در حال ظهور از جنگل. سردرگمی و ترس بیشتری وجود دارد ، فریادهای خفه ، ​​اسلحه و نمره ضرب و شتم که از دهانه باز می شوند. از چند دقیقه اول آن ، Vigil واضح است که چیزی نمی بخشد و نمی ترسد بینندگان خود را در تاریکی رها کند. این گشایشی است که بلافاصله با صحنه زیر مواجه می شود و توجه مخاطبان خود را به طور دائمی به دام می اندازد.

با شدت گرفتن از آغاز آن ، آرامشی در فیلم رخ می دهد ، مقدمه ای که با صدای بلند در جلسات یک گروه پشتیبانی محلی ساکت می شود. تداوم سردرگمی حفظ می شود زیرا شما نمی دانید که آنها برای چه چیزی از یکدیگر حمایت می کنند یا چه عواملی باعث شده است که هر شخصی به آنجا برود. همانطور که دوربین در اطراف گروه حرکت می کند ، در نهایت تمرکز خود را بر روی یک جوان جوان تنظیم می کند ، که به وضوح از محیط اطراف و خود ناراحت است. یاکوف توسط این گروه پذیرفته شده است ، اما از جایگاه خود در آنجا مطمئن نیست. او درمورد وضعیت خود و وضعیت شغلی خود با اکراه به این گروه باز شد و عمیق مبارزات خود را فاش كرد و اذعان كرد كه در مرحله انتخاب بین دارو و غذا است.

VIGIL: ساعت شما شروع شده است
منبع: نیمه شب IFC

یک ریزه نان وجود دارد که برای بازدید در گروه پشتیبانی ارائه شده است ، خبرهای اندکی که اکنون می توانید آن را بخورید و دیگران برای ذخیره بعدا ذخیره می کنند. مقدمه این است که این شخصیت به نوعی تحت درمان قرار می گیرد ، در تداوم دوره درمان خود با مشکل روبرو می شود ، همه در حالی که به طور مخفیانه درک می کند که “دلیل خوبی برای ترک” داشته است. در داستان او ، گذشته او ، و یک فیلم فریبنده وجود دارد ، و جایی که فیلم او را به سمت خود خواهد کشاند ، بیشتر این بر اساس سردرگمی و شدت ابتدای کار ساخته شده است.

از او با خوشحالی های منتظره گروه استقبال می شود – “مهم این است که ما رو به جلو حرکت می کنیم” – با این وجود آنها به اندازه درک ما احساس خالی می کنند زیرا مانند مخاطبان ، آنها شناخت کمی از کسی دارند که یاکوف است. به دنبال این لحظات در گروه پشتیبانی ، Reb Shulem – در خارج از ساختمان با استقبال از یاكوف روبرو می شود – كه بیشتر شبیه یك انسان مافیایی است تا شخصیتی كه از گذشته خود برگشته است. در حالی که شما به دلیل معرفی اولیه بلافاصله با او به عنوان بیننده مخالف هستید ، او اولین فردی است که به نظر می رسد یاکوف را می شناسد. و بنابراین ما همچنان که آنها در خیابانهای بروکلین قدم می زنند همراه آنها ادامه می دهیم و اهداف دیدار او به آرامی آشکار می شود.

Vigil بلافاصله موفقیت خود را در لایه بندی پیچیده و ظریف روایت پیدا می کند ، و در حین کار با ارائه اطلاعاتی ، به تماشاگران اجازه می دهد تا هر خبر کوچکی را هضم کنند. این درک وجود دارد Vigil مخاطبان را به مفاهیم و اسطوره های خود ، در آغوش همه کسانی که در سفر او به شخصیت اصلی می پیوندند ، استقبال می کند. همانطور که یاکوف و رب به مقصد می روند ، Vigil کمی خود را به دست می دهد ، مخاطب را به سمت خود هدایت می کند و به جایی که قصد دارد حرکت کند. این فیلم اگرچه کمی حواس او را پرت می کند ، خوشبختانه به این تکنیک نمی چسبد ، بلکه از آن برای تنظیم دومین اقدام خود استفاده می کند و به مخاطبان اجازه می دهد تا در محیطی که در شرف معرفی است کار کنند.

VIGIL: ساعت شما شروع شده است
منبع: نیمه شب IFC

رب وارد شده است تا از یاكوف بخواهد كه شومر آقایی باشد كه گذشت ، یك سنت ارتدوك یهودی در مراقبت از یك بدن مرده در طول یك شب. در حالی که در ابتدا مردد بود ، یاکوف موافقت می کند ، زیرا او ناامید از پول است. طولی نمی کشد که این رویه معمول شروع به ایجاد نوعی بدترین حالت می کند ، بیوه مردی که قرار است برای آن مراقبت کند ، با ترس از او استقبال می کند و خواستار این است که “اکنون باید ترک کند”. در حالی که او به هشدار او توجه نمی کند ، هوشیاری که در شرف انجام آن است چیزی فراتر از یک ساعت محافظت از بدن مردی نیست که می گذرد ، بلکه یک مبارزه برای روح او است.

ساختن وحشت ضربه و گناه

در هسته آن ، Vigil پرتره ای صمیمی از مظاهر عمیق آسیب و گناه است و برای غلبه بر آنها باید سفری را طی کرد. با این حال ، به همان سادگی که ممکن است این مفاهیم به نظر برسد ، ساختن جهانی که در آن احاطه شده و شخصیتی داشته باشد ، همیشه آسان ترین چیز برای زندگی نیست. برای Vigil، در این فیلم نور سبز زیادی وجود دارد ، که عمیقاً با رنگهای نارنجی در تضاد است. وضوح ایجاد شده توسط رنگ های متضاد ، خطوط مشخص شده بین آنها گاهی تار و ذوب می شوند ، و بار دیگر به وضوح تقسیم می شوند ، یک خلاoid سیاه بین آنها وجود دارد. احساسی از بازنمایی زندگی و مرگ ، واقعیت و داستان و گذشته و حال وجود دارد. همانطور که یاکوف در اطراف خانه حرکت می کند ، روشنایی در اطراف او به همان اندازه که راکد می ماند تغییر می کند ، یاکوف از طریق آنها حرکت می کند. یک فشار و کشش وجود دارد که با شخصیت ایجاد می شود و او را از حد راحتی خود خارج می کند ، اما به او اجازه می دهد فضا را در بازنمایی های خود حرکت دهد.

فراتر از نور ، Vigil از جهت غلط آن لذت می برد و اجازه می دهد تا با ترسناک بودن پرش و تصاویر ناشی از معده پر شود. آنچه به ظاهر موازی با از دست دادن ایمان فرد تجربه می شود ، به چیزی شوم و پر دردسر تبدیل می شود. علاوه بر این ، موازی با مردی که یاکوف از بدن او محافظت می کند ایجاد می شود ، حرکات منقبض کننده انقباض و سخت گیری مرگ بین شخصیت ها منجر به شباهت های عمیق تری در عناصر حافظه می شود.

VIGIL: ساعت شما شروع شده است
منبع: نیمه شب IFC

روش های زیادی برای درک مخاطب وجود دارد The Vigil، گسترش در وسعت فیلم می تواند صحبت کند. برای برخی ، این می تواند به عنوان معاینه سلامت روان خوانده شود ، در حالی که برای برخی دیگر پس از ضربه – یک PTSD که بدون مراقبت باقی می ماند. هنوز ، برای دیگران ، این بررسی بار غم و اندوه و سفر تاریکی است که باید برای بازگشت از آن انجام شود. این یکی و همه اینهاست که در وحشت یک خانه ارواح ، روحیه و وحشت پیچیده شده است. برای خودم ، همه اینها را احساس کردم ، با این حال ایده پیرامون گناه بیشترین طنین را داشت. با این حال ، این فقط گناه نیست ، بلکه سفر بعدی است که آن را همراهی می کند – و تنهایی آن سفر. ممکن است در این راه کسانی باشند که به آنها کمک کنند ، اما تصمیمات و راههای انتخاب شده فقط توسط کسی که شفا و بخشش می تواند انجام دهد.

طنین انداز این پیام به همان اندازه که به دلیل رهبر برجسته آن صورت گرفته است دیو دیویس، ارائه یک عملکرد خارق العاده به عنوان یاکوف. یک قدرت و ترس در او وجود دارد ، هم دنیاهای اطراف او و هم خودش. او این لحظات دوئل بشریت را متعادل می کند و به شخصیتش این امکان را می دهد تا هر جنبه ای را به طور کامل تجربه کند ، بدون اینکه از بالا برود یا تحویل دهد. در بیشتر قسمت های فیلم ، او به بازی با خودش واگذار می شود ، واکنش هایش در پاسخ به چیزهایی که ممکن است به سرعت ببیند یا لحظاتی که خودش را گرفتار می کند. دیویس از اینکه از ابتدا تا انتها به شخصیت خود سفر واقعی و تاریکی را بپذیرد ، ترس ندارد.

ارائه یک عملکرد به همان اندازه قوی است لین کوهن، که در فوریه سال 2020 تصویب شد. این فقط در کلمات نیست که صحبت می کند ، یا انتقال بین شفافیت ، بلکه در زبان بدن او است. به ویژه یک صحنه وجود دارد که یاکوف بر فراز او سر به فلک کشیده است ، و گرچه در مقایسه با او به وضوح کوچکتر است ، اما بزرگتر و شجاع تر از مرد قبل از خود است. گرچه می توان این ترکیب را به ترکیب و کادر بندی تغییر داد ، اما انرژی ای وجود دارد که از آن تابش می کند کوهن، یکی که به طور مداوم در عملکرد او برای کل فیلم ظاهر می شود.

نتیجه

Vigil با دل شکستگی و امیدواری به پایان می رسد. و آنچه واقعاً زیباست در آن است مسیر فیلم به پایان می رسد. هیچ کمان گره خورده و منظمی وجود ندارد و به تماشاگران نتیجه مسالمت آمیزی را می دهد که برای شخصیت های فیلم آرزو می کنیم. در عوض ، تصدیق اینکه هنوز چیزهای دیگری باقی مانده است – اینکه شما باید به جلو ادامه دهید ، درک اینکه یک سفر در یک شب انجام نمی شود. و در پایان ، فقط شما می توانید تصمیم بگیرید که سفر شما کجا ادامه خواهد یافت.

آیا دیده اید Vigil؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

The Vigil در تاریخ 26 فوریه 2021 در VOD منتشر می شود.


The Vigil را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

صفحه به صفحه: عشق ، پایان خوش سیمون برای چه کسی است؟

صفحه به صفحه ستونی است که اقتباس های ادبی را در مکالمه با مطالب اصلی خود بررسی می کند. باشگاه کتاب خود را فراخوانی کنید و چند کاناپه تنظیم کنید ، ما در حال خواندن هستیم.

من هنوز تماشا نکردم عشق ، ویکتور، مجموعه دنباله فیلم عاشقانه نوجوانان همجنسگرا 2018 ، عشق ، سیمون. اما وقتی امیدوارم که رفتار سریال با ویکتور بهتر از این فیلم با سایمون باشد.

این فیلم اثری فعال مخرب نیست. مانند رمان بزرگسال جوان که از آن اقتباس شده است – برنامه Simon Vs The Homo Sapiens، نوشته شده توسط بکی آلبرتالیعشق ، سیمون جدی است به روشی که تعداد کمی ازدختران متوسط فیلم های دبیرستان هستند. در یک مصاحبه برای PFLAG ، مدیر گرگ برلانتی نحوه برخورد او با فیلم را حدس می زند: “همه لیاقت عشق دارند”.

این اخلاق در راه مشهود است عشق ، سیمون به شخصیت های خود نزدیک می شود. در حالی که اکثر انرژی آن معطوف به سایمون و به تصویر کشیدن مبارزات او با همجنسگرایی آشکار در جامعه ای با همجنسگرائی ریشه دار است ، لحظات کمی همدلی را برای بازیگران حامی خود نیز پیدا می کند. این فیلم به موضوعاتی مانند زندگی پرتنش در خانه ابی سوسو ، مسائل عزت نفس نیک آیزنر یا احساس جدا شدن غیرقابل قضاوت از دوستانش لیا بورک می پردازد. هر کس شایسته است داستان خود را بشنود. “همه لیاقت عشق دارند.”

صفحه به صفحه: عشق ، پایان خوش سیمون برای چه کسی است؟
منبع: فاکس قرن بیستم

اما جایی که فیلم دست و پا می زند ، نحوه نشان دادن این عشق است. قبل از رمان نویس شدن ، آلبرتالی به عنوان مشاور دبیرستان کار می کرد ، و بخشهایی از سیمون در مقابل، به ویژه مواردی که سایمون به دلیل رابطه جنسی خود به عنوان یک همجنسگرا با دیگران سازگار است ، به عنوان توصیه ای که وی ممکن است به دانشجویان واقعی داده باشد ، خوانده می شود. از سایمون و نه از خواننده خواسته می شود کسانی را که با او بدرفتاری می کنند ببخشد ، حتی اگر عذرخواهی کنند.

این فیلم به عنوان قطعه ای از نمایشگاه هالیوود ، با مجموعه قواعد متفاوت داستانگویی مقید است آلبرتالی، کسی که فدیه را ترجیح می دهد ، حتی اگر این فدیه لزوماً سزاوار نباشد.

مارتین آدیسون

که در عشق ، سیموندر مورد ما ، از ما خواسته شده است که رستگاری باجگیر سایمون ، مارتین آدیسون را بپذیریم. اهرم مارتین در برابر سایمون ایمیل هایی است که وی با هم قلم خود ، یک دانش آموز همجنسگرای محصور در دبیرستان ، که با نامزد آبی “Blue” رد و بدل کرده است. پس از کمی بی احتیاطی از طرف سیمون (فراموش کردن ورود به سیستم از طریق ایمیل شخصی خود در دسکتاپ کتابخانه مدرسه) مارتین ایمیل ها را کشف می کند. مارتین به جای اینکه از سیستم خارج شود و در مورد رابطه جنسی سایمون مودبانه سکوت کند ، به جای آن ایمیل ها را از صفحه نمایشگر گرفته و تهدید می کند که آنها را به صورت آنلاین ارسال می کند مگر اینکه سایمون به او کمک کند با دوست خود ، دانشجوی جدید انتقال ، ابی سوسو ، ارتباط برقرار کند.

این رمان و فیلم هر دو تلاش زیادی می کنند تا تأکید کنند که مارتین از شدت کامل تهدید خود نمی فهمد. مارتین – بدیهی است که با تهاجمی دگرجنس گرا – احساس می کند باید برای سیمون روشن کند که او “علاقه ای به او” ندارد و پیشنهاد می کند که سیمون باید با برادرش قرار ملاقات بگذارد زیرا “آنها هر دو همجنسگرا هستند”. کمبود همدلی مارتین در کل نشان داده شده است ، و از این رو می تواند درونیات سیمون را به دلیل جنسیت او کاهش دهد. از آنجا که سیمون به مردان علاقه مند است ، مارتین تصور می کند که به هر مردی علاقه مند خواهد بود ، فرضیه ای که نحوه جذب را فراموش می کند و تصور آن در زندگی واقعی بسیار رایج است.

صفحه به صفحه: عشق ، پایان خوش سیمون برای چه کسی است؟
منبع: فاکس قرن بیستم

مارتین در رمان توضیح بیشتری می دهد (جزئیاتی که شاید از نظر تاکتیکی در این فیلم حذف شده باشد) ، اعتراف می کند که از زمان بیرون آمدن برادرش ، والدینش “معامله بزرگی” از آن کرده اند ، پرچم های غرور را برافراشته اند و سعی در خانه خود را تا آنجا که ممکن است دوستانه همجنسگرا کنند بین خطوط این جمله روشن است: او از نظر جنسی برادرش احساس می کند از نظر عاطفی درگیر است و آن را در سایمون بیرون می کشد.

آنچه او نمی تواند در نظر بگیرد این است که چرا والدینش از این طریق “معامله بزرگی” انجام می دهند. والدین مارتین می دانند که بیرون آمدن چیزی است که کودک را آسیب پذیر می کند. همراهی با این عمل ترس از این است که عشق بی قید و شرط والدین در تمام مدت مخفیانه مشروط شده باشد. شرطی بودن عشق هرگز در زندگی مارتین تهدید نشده است ، بنابراین او همدلی با برادرش ، یا سیمون ، یا به طور کلی تجربه همجنسگرایی ندارد.

بنابراین ، مارتین برای خواننده / تماشاگر فیلم دگرجنسگرایان جایگزین است ، قوس خود را – جایی که او از سیاه نمایی سیمون به حمایت از او می رود – همان چیزی است که قرار است آنها را ببندند. همانطور که مارتین همدلی با سایمون را می آموزد ، آنها نیز چنین می کنند.

همدلی با گذشت برابر نیست

سخت ترین قسمت از برنامه Simon Vs The Homo Sapiens و عشق ، سیمون، به ویژه به عنوان یک خواننده / تماشاگر همجنسگرا وقتی است که مارتین از سایمون به مدرسه برود. این ضرب و شتم برای قوس های شخصیت سیمون و مارتین ضروری است ، البته اولی متوجه می شود که دروغ چه درد بزرگی (چه خودش و چه دیگران) دارد ، و دومی متوجه می شود که با سیاه نمایی سیمون را چه غم و اندوهی به او وارد کرده است. هنوز هم صحنه ای که سیمون به مارتین می گوید ، “من تصور می کنم کسی است که تصمیم می گیرد چه موقع و چگونه و چه کسی می داند ، و چگونه می توانم آن را بگویم ، این چیزی است که فکر می کنم مورد من باشد” ، هضم سخت است.

از همان لحظه انجام این کار مشخص است که مارتین پشیمان است که سایمون را در مقابل کل مدرسه فرار کرده و از سایمون می خواهد که او را ببخشد. اما مانند بیرون آمدن ، این نیز انتخاب سایمون است که چه کسی را ببخشد و برای چه چیزی. سایمون عذرخواهی را رد می کند. مارتین همدلی را آموخته است ، او دیگر کسی را بیرون نخواهد آورد ، اما این واقعیت او را تغییر نمی دهد. برنامه Simon Vs The Homo Sapiens قوس شخصیت مارتین را حل می کند و می فهمد که بهترین کاری که می تواند برای او انجام دهد این است که دیگر در زندگی اش دخیل نباشد و از طریق ایمیل به او می گوید:

“و من حسادت می کنم که چگونه دختری مانند ابی می تواند اینجا نقل مکان کند و از بین همه دوست شود با شما دوست شود ، و شما در حال حاضر دوستان زیادی دارید ، و من فکر نمی کنم شما حتی یک معامله بزرگ هم داشته باشید … فقط گفتن که به نظر می رسد این کار برای شما خیلی آسان است و شما باید بدانید که واقعاً خوش شانس هستید … کاملاً لیاقت آن را دارید. شما شخص بسیار خوبی هستی ، اسپیر و شناختن تو خیلی جالب بود. اگر می توانستم دوباره این کار را انجام دهم ، شما را با دوست داشتن سیاه نمایی می کردم و این کار را رها می کردم. “

عشق ، سیمون قوس شخصیت مارتین را به گونه دیگری حل می کند. این روایت ، همانطور که در رمان اتفاق می افتد ، به اوج خود می رسد ، سیمون از آبی خواست که در کارناوال محلی با او ملاقات کند ، با این امید که معاشقه آنلاین آنها بتواند به یک عاشقانه واقعی تبدیل شود. در ابتدا ، Blue نشان نمی دهد ، و سیمون نگران است که او را لرزاند ، که مارتین با انتشار نامه های الکترونیکی ، او را برای همیشه ترساند. در آخرین ثانیه ، آبی می رسد و آنها بوسه می زنند – این فیلم به شیوه فیلم های عاشقانه ملودرام است.

صفحه به صفحه: عشق ، پایان خوش سیمون برای چه کسی است؟
منبع: فاکس قرن بیستم

این فیلم یک تغییر اساسی در نحوه نمایش این سکانس از وقایع ایجاد می کند. قبل از رسیدن بلو ، سیمون بلیط چرخ و فلک را تمام می کند (سواری که او از آبی خواست تا با او ملاقات کند) و به نظر می رسد که پنجره اش را از دست داده است. درست قبل از اینکه سوار شود ، مارتین به طرف او می دود و بلیط های خود را به او پیشنهاد می کند ، به عنوان نوعی عذرخواهی – به عنوان فدیه.

این رستگاری ، سایمون را تابع مارتین می کند. سیمون بار دیگر تابع هوی و هوس خود است و به حسن نیت خود اعتماد می کند. در حالی که مارتین یک نیروی برای خوب است تا بیمار ، پویایی او با سایمون یکسان با پویای آنها در هنگام سیاه نمایی است. مارتین بازخرید می شود ، اما این به هزینه سیمون تمام می شود. از نظر تئوری سیمون می تواند بلیط ها را رد کند و فرصت دیدار با بلو را از دست بدهد.

اما این واقعاً مهم نیست. پس از اینکه سیمون صریحاً به او گفت گم شود ، مارتین با ارائه بلیط ها ، مجدداً خود را در وضعیت قرار داده است.

در حالی که قصد مارتین خوب است ، معنای اساسی آن هر چیزی است ، زیرا او فقط درس خود را به سطحی ترین نوع آموخته است. در سطح ذاتی ، او به سیمون احترام نمی گذارد. اگر همدلی وجود داشته باشد ، فقط تا حدی گسترش می یابد که باعث می شود مارتین احساس کند آدم بدتری است ، نه همدلی به خاطر همدلی.

نتیجه گیری: پایان خوش ، اما برای چه کسی؟

یک فیلم هالیوودی باید مخاطبان گسترده تری از یک رمان را جذب کند. هزینه ساخت فیلم به مراتب بیشتر از هزینه چاپ کتاب است. به عنوان شخصیت جایگزین برای بیننده دگرجنسگرایانه ، منطقی است که تصویر شخصیت مارتین را نرم کنیم. اکثر علاقه مندان به سینما دگرجنس گرا هستند ، شما نمی خواهید آنها را به عنوان شرور تلقی کنید.

مسئله این نیست که آنها قوس مارتین را تغییر دادند ، بلکه نحوه کار را تغییر دادند. بعید است که گرگ برلانتی (خود یک مرد همجنسگرای آشکار) ، یا هم نویسندگان فیلم ، ایساک آپتکر و الیزابت برگر، تصمیم گرفت فیلمی بسازد که شخصیت های همجنسگرای خود را با هزینه آنتاگونیست دگرجنس گرایانه کوتاه تغییر دهد ، اما این همان اتفاقی بود که افتاد.

برلانتیشعار نوشتن فیلم به ویژه مناسب است. بله ، “همه لیاقت عشق دارند” ، و بخشش بیان نهایی عشق است. اما این فیلم یکی از دروس اساسی مواد اصلی خود را درک نمی کند. سیمون مجبور نیست که آن بخشش را فراهم کند ، و نه آن عشق ، به خصوص به کسی که دیه عشق خود را نگه داشته است.

آیا احساس می کنید مارتین آدیسون لیاقت لحظه رستگاری خود را دارد یا نه؟ در نظرات زیر بحث کنید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

21st CENTURY JAPAN: FILMS FROM 2001-2020: نکات برجسته از سری نمایش ها

در طول ماه فوریه ، جامعه ژاپن و آژانس امور فرهنگی دولت ژاپن در حال ارائه سریال آغازین پروژه سینمایی ACA Cinema ، ژاپن قرن 21: فیلم های 2001-2020 هستند. این مجموعه از 30 فیلم ، جشن 20 سال گذشته سینمای ژاپن ، در حال پخش آنلاین در سراسر ایالات متحده در بستر سینمای مجازی انجمن ژاپن است. این مجموعه گسترده ای است که شامل فیلم های کمتر شناخته شده ای از کارگردانان مشهور جهانی است تاکاشی میکه و هیرو کازو کره ادا، کار زنان اصلی کارگردان ژاپنی مانند نائومی کاواس و نائوکو اوگیگامی، یک کانون توجه در فیلم های کیوشی کوروساوا، و اولین نمایش آنلاین آنلاین ایالات متحده از کارگردان ماوریک سیون سونو. در زیر چند نکته برجسته آورده شده است.

فروشگاه آرایشگاه یوشینو (Naoko Ogigami)

در سال 2004 منتشر شد Naoko Ogigami’s اولین ویژگی دلپذیر در یک شهر کوهستانی کوچک که به شدت به سنتهای محلی خود اختصاص داده شده است ، اتفاق می افتد ، یکی از آنها حکم می دهد که همه پسران در سن مدرسه باید همان مدل موی کاسه ای نامطبوع را داشته باشند. قرار است مدل مویی که به افتخار آرایشگاهی که برای چندین نسل آن را اداره می کند ، “برش یوشینو” نامیده می شود ، از پسران در برابر ربوده شدن توسط روح کوه محافظت کند ، ایده این است که اگر روحیه نمی تواند پسران را از هم جدا کند ، او نمی داند چه کسی را بدزدد آرایشگر فعلی (و تنها) ، خانم یوشینو (ماساکو موتایی) به نقشی که در جامعه دارد بسیار افتخار می کند. اما ، این همه تغییر می کند وقتی که یک بچه جدید از توکیو وارد شهر می شود و حاضر نمی شود مدل موی خود را به نفع برش Yoshino رها کند.

21st CENTURY JAPAN: FILMS FROM 2001-2020: نکات برجسته از سری نمایش ها
Yoshino’s Barber Shop (2004) – منبع: Imagica

آن پسر ، یوسوکه (هوشی ایسیدا) ، در نهایت با گروهی از همکلاسی های کلاس پنجم او ، از جمله پسر خانم یوشینو ، کیتا ، دوست می شود (ریو یوندا) با هم ، پسران در مخفیگاه مخفی خود بیش از جادوهای پورنو دزدیده شده منفذ می شوند ، و آرزو دارند احساس خود را به یک همکلاسی زن بگویند. سرانجام ، آنها می فهمند که مدل موهایشان در خارج از دهکده کوچکشان کاملاً نامناسب تلقی می شود و تصمیم می گیرند که آنها نیز می خواهند برش یوشینو را کنار بگذارند. با این حال ، این اقدام به ظاهر کوچک عصیان باعث ایجاد هیاهویی در شهر قدیمی آنها ، به ویژه با خانم یوشینو می شود.

برخلاف بسیاری از داستان های روی سن درباره پیش بچه ها ، اوگیگامی این فیلم به اندازه کافی فحش و پورنوگرافی را ارائه می دهد تا در واقع مانند یک تصویر واقع گرایانه از بچه ها در آستانه بزرگ شدن احساس شود. گفت: بچه ها به خصوص در نقش هایشان کاملاً جذاب هستند یوندا به عنوان پسری که بین وفاداری خود به مادرش و تمایل به ترک سنت و امتحان چیز جدیدی ، حتی اگر این ممکن است به احساسات مادرش آسیب برساند ، گسسته شده است. لحن فیلم سبک و روحیه است ، و متناسب با فیلمی است که درگیری اصلی آن حول چیزی ساده مثل مدل مو می چرخد. با این وجود ، در زیر فضای بیرونی گرم و مبهم پنهان است و به طرز شگفت آور و سنگینی از انطباق جامعه و اهمیت فردیت ، به ویژه هنگامی که صحبت از کودکانی می شود که هنوز در مرحله تبدیل شدن به یک انسان کاملاً شکل گرفته اند ، وجود دارد. به طور کلی، فروشگاه آرایشگاه یوشینو یک گوهر کوچک است که تضمین می کند لبخند را به لب شما می آورد (و شما را به آرزوی یک مدل موی جدید سوق می دهد).

جنگ بزرگ یوکای (Takashi Miike)

فوق العاده پربار تاکاشی میکه از فعالیت هایی که دامنه ژانرهای مختلف را دارد ، می بالد ، اگرچه او بیشتر به دلیل کارگردانی هیجان انگیزهای بیش از حد خشن و جنجال برانگیز مانند آزمون و ایچی قاتل. با این حال، جنگ بزرگ یوکای شباهت بیشتری به فروشگاه آرایشگاه یوشینو از هر یک از این فیلم ها ، زیرا این فیلم همچنین به پسر جوانی متمرکز است که سعی دارد خود را پیدا کند. اما به این دلیل مایک، این یک درام معمولی روی سن نیست ، بلکه یک فیلم اکشن بمباران است که با طراحی و جلوه های خارق العاده خارق العاده ای همراه است.

21st CENTURY JAPAN: FILMS FROM 2001-2020: نکات برجسته از سری نمایش ها
جنگ بزرگ یوکای (2005) – منبع: Kadokawa Eiga K.K.

تاداشی (ریونوسوکه کامیکی) یک بچه تازه وارد و تنها در یک شهر کوچک است. در یک جشنواره محلی ، او همان سال Kirin Rider ، محافظ همه چیز خوب معرفی می شود. به محض اینکه تاداشی خود را در برابر روحی شیطانی به نام یاسونوری کاتو قرار می دهد (فقطاتسوشی تویوکاوا) کاتو خواهان انتقام از مردم مدرن ژاپن است و قصد دارد با تبدیل موجوداتی از اساطیر ژاپنی موسوم به yōkai به موجوداتی عظیم به سبک سایبورگ که جامعه را ویران خواهد کرد ، به این مهم دست یابد. تاداشی با چند یكای دوست می شود ، از جمله یك ماپت كوچك شایان ستایش گربه ای از موجودی كه به سانكوسوری معروف است و قصد دارد قبل از نابودی جهان ، مانع كاتو شود.

از نظر بصری و صوتی چیزهای زیادی برای پذیرش وجود دارد جنگ بزرگ یوکای، و من مطمئن هستم که قطعاً به آشنایی شما با افسانه های مختلف y itkai قبل از نشستن برای تماشای آن کمک می کند. من نبودم ، و در نتیجه ، خیلی آسان بود که من تحت فشار آبشار بی پایان موجودات ماوراuralالطبیعه و توانایی های خاص آنها ، از جمله آبنوس Kawahime () قرار بگیرم.مای تاکاهاشی) و دزد دوزیستان Kawataro (سادائو آبه) همانطور که گفته شد ، طراحی موجود عالی است ، بیشتر به این دلیل که در بسیاری از موارد به طرز جذابی لو-فی است ، ماسک های لاستیکی و آرایش عملی جای CGI را می گیرد که ما اواخر به آن عادت کرده ایم. Miike’s طنز تاریک امضا و طعم هرج و مرج در اینجا کاملاً به نمایش در می آید ، حتی اگر خود فیلم بسیار نگران کننده تر از بزرگسالان باشد مایک طرفداران به طور کلی انتظار دارند. دنباله ای که در سال 2005 منتشر شد ، قرار است در اواخر امسال اکران شود ، بنابراین اگر طرفدار فیلم های هیولایی و افسانه ها هستید ، زمان بهتری برای تماشای آن نیست.

ساکوران (مینا نیناگاوا)

بر اساس مجموعه مانگا به همین نام ، ساکورانزندگی دختری را روایت می کند که از کودکی در یک فاحشه خانه به خدمت فروخته می شود و با بالا بردن رتبه های محبوب ترین و قدرتمندترین حسن نیت خود را به خدمت می گیرد. این فیلم در سال 2006 منتشر شد و اولین کارگردانی عکاس را رقم زد میکا نیناگاوا، معروف به خاطر کارهای روشن و رنگارنگش متمرکز بر گلها و سایر جنبه های دنیای طبیعی. این حس خوب عاطفه بصری در حال نمایش کامل است ساکوران، که برای ژاپن قرن 18 انجام می دهد چه Sofia Coppola’sماری آنتوانت برای آن ملکه محکوم به فنا داد: با یک پیچ و تاب و سرگرمی مدرن ، آن را به یک تخیل آب نبات رنگ تبدیل کنید.

21st CENTURY JAPAN: FILMS FROM 2001-2020: نکات برجسته از سری نمایش ها
ساکوران (2006) – منبع: Asahi Broadcasting Corporation

به عنوان روحیه ، Kiyoha عصیانگر (فوق العاده ای است آنا تسوچیا) بزرگ می شود ، او از کنیزکاری بهترین ادم فاحشه خانه به رقیب خود تبدیل می شود. با وجود چندین تلاش ناموفق برای فرار – از جمله یک بار برای پیوستن به مردی که فکر می کرد دوستش دارد – کیوها همیشه در نهایت به تنها خانه ای که واقعاً شناخته است برمی گردد. در آنجا ، او با جوانی که در فاحشه خانه زندگی می کند و کار می کند دوست می شود (مادر او نیز یک مجلسی بود). مهربانی او تنها ثابت در زندگی آشفته اوست. خوشبختانه ، علاوه بر زیبایی عجیب و غریب او (تسوچیا ژاپنی ، ایرلندی ، و لهستانی) و شوخ طبعانه است ، Kiyoha همچنین دارای یک آتش درونی است که هیچ دل شکستگی و نمایش نمی تواند به طور کامل آن را خاموش کند. این که آیا او در حالی که منتظر است تا توسط مشتری انتخاب شود ، با یک دختر دیگر یک مشت مشت شروع می کند یا یک مرد ثروتمند را به جرات تلاش برای خرید محبت هایش به زیر و بم تبدیل می کند ، ریشه یابی برای کسی به جرات جسور و زیبا مانند کیوها آسان است.

بسیاری از سکانس های فیلم ، از جمله تفرجگاه اول کیوها در خیابان ها برای جستجوی مشتریانی با کلاس بالا ، به لطف نیناگاوا جهت بصری خیره کننده و Ringo Sheena’s موسیقی متن فیلم رولینگ ، ژانر جذاب. Namiko Iwaki’s طراحی تولید برخی از باشکوه ترین چشم نوازهایی است که من دیده ام ، با رنگ قرمز و بلوز با کنتراست بالا ، و لباس های رنگارنگ پیچ و تاب شیک و معاصر (ما صحبت می کنیم صورتی های براق همراه با چاپ حیوانات) به ایده فرد در مورد مد سنتی ژاپنی. در مرکز همه اینها قرار دارد تسوچیا، چشمهای چشمک زن و لبخند سرسختانه او ، کیوها را به زندگی پر جنب و جوش می رساند. در حالی که من نمی دانم مدل / خواننده / بازیگر است Tsuchiya’s حیوانات مشهور وحشی خارج از صفحه نمایش به نیناگاوا در انتخاب او قطعاً بدرخشد. حتی در حالی که فیلم به طرز خطرناکی در مسیرهای غلتکی خود قرار می گیرد ، Tsuchiya’s چشمگیر حضور صفحه نمایش و نیناگاوا استعداد کارگردانی شما را کاملاً درگیر می کند ساکوران.

عروسک هوا (Hirokazu Kore-eda)

Hirokazu Kore-eda’s درخشان دزد مغازه ها، زندگی خانوادگی منتخب بدخواهان را که برای زنده ماندن به سرقت از مغازه متکی هستند ، به دست آورد ، نخل طلای جشنواره فیلم کن را برنده شد قبل از اینکه نامزد اسکار بهترین فیلم بین المللی در سال 2019 شود. اما نزدیک به یک دهه قبل ، کره ادا فیلمی را چنان دلخراش ساخته که ساخته شده است دزد مغازه ها شبیه یک کمدی پیچ گوشتی کرکی است. بازیگر بائه دونا در یک اجرای کاملاً آرام تحت عنوان Nozomi ، یک عروسک جنسی بادی که زنده می شود ، عروسک هوا تنهایی را که در زندگی مدرن شهری بومی است ، و تلاش برای یافتن ارتباط انسانی را در میان همه ، بررسی می کند.

21st CENTURY JAPAN: FILMS FROM 2001-2020: نکات برجسته از سری نمایش ها
عروسک هوا (2009) – منبع: موتور فیلم

نوزومی همراه محبوب یک مرد میانسال ، هیدئو است (ایتسوجی ایتائو) ، که او را با لباسهای عجیب و غریب می پوشد ، با او که پشت میز آشپزخانه اش نشسته است ، غذا می خورد و بله ، با او رابطه جنسی برقرار می کند. اما یک روز ، نوزومی زنده می شود. هنگامی که هیدئو در محل کار خود است از آپارتمان خارج می شود ، او روزهای خود را به گشت و گذار در شهر ، مشاهده زندگی انسان ها و کار در یک فروشگاه فیلم محلی می پردازد. در آنجا ، او عاشق یک همکار ، جونیچی می شود (آراتا) ، که علی رغم اینکه کاملاً مطلع است عروسک بادی است ، احساسات خود را تلافی می کند ، حتی وقتی در محل کارش پارگی ایجاد می کند به اصلاح و باد کردن مجدد او کمک می کند. اما هر چقدر تلاش کند ، از آرایش برای پوشاندن درزهای موجود در پوست پلاستیکی تا بازدید از سازنده خود برای درک چگونگی به وجود آمدنش ، واضح است که Nozomi نمی تواند زندگی عادی انسانی داشته باشد.

پسندیدن ساکوران، عروسک هوا همچنین از یک مانگا اقتباس شده است ، اما فکر کردن برای یک فیلم با تنوع متفاوت دشوار است. اگر ساکوران معادل سینمایی یک آهنگ پانک riot grrrl است ، عروسک هوا تصنیفی ظریف و حساس ، از نظر ترکیب کمی است اما از نظر احساسی تأثیرگذاری کمتری بر آن دارد. دونا متوقف کردن فیزیکی یک عروسک است که فقط یاد می گیرد چگونه اندام خود را حرکت دهد و با یک عبارت باز و کنجکاو که برای یک دوست فریاد می زند. او خطوطی عمل می کند که با ظرافت “عروسک مانند” عمل می کند ، بدون اینکه از لبه پرواز کند. حتی آرام ترین صحنه ها ، مانند مواجهه با انبوهی از عروسک هایی مثل خودش که دور ریخته شده اند ، به منزله ی یک مجرا برای مجله ی خورشیدی حسن نیت ارائه می دهد از عملکرد او.

در حالی که ممکن است این پیش فرض احمقانه یا کدر به نظر برسد ، Kore-eda’sعروسک هوا یکی از تأثیرگذارترین فیلم هایی است که در حافظه اخیر دیده ام. تنها چیزی که نووزومی می خواهد این است که با کسی ارتباط برقرار کند و دوستش داشته باشد. کنایه از این است که مردانی مانند هیدئو عروسک هایی مانند او می خواهند زیرا نمی خواهند پایان معامله خود را تحویل دهند. وقتی هیدئو متوجه شد که نوزومی اکنون واقعی است ، تصمیم می گیرد به جای اینکه رابطه انسانی با او برقرار کند ، عروسک دیگری را جایگزین او کند. پس از همه ، راحت تر است که روح خود را برای یک چیز بی جان تحمل کنید تا کسی که روح دارد.

آتش سوزی در دشت (شینیا تسوکاموتو)

برگرفته از رمان تحسین شده توسط Shohei Ooka، آتش سوزی در دشت تصویری دلخراش از تلاش های ناامیدانه یک سرباز ژاپنی برای زنده ماندن در جنگل فیلیپین در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم است. پیش از این در سال 1959 توسط کن ایچیکاوا؛ فیلم حاصل به دلیل به تصویر کشیدن تاریک خشونت جنگی و آدم خواری بحث برانگیز بود. این نسخه ، که در سال 2014 منتشر شده است ، دارای چند فیفنات است شینیا تسوکاموتو در راس … و به عنوان نویسنده ، تهیه کننده ، فیلمبردار مشترک ، طراح تولید ، تدوینگر و ستاره. این بار سنگینی است برای تحمل آنچه که در حال حاضر یک فیلم فوق العاده سنگین در مورد تخریب انسان و اعماقی است که فرد برای زنده ماندن می خواهد غرق شود.

21st CENTURY JAPAN: FILMS FROM 2001-2020: نکات برجسته از سری نمایش ها
آتش سوزی در دشت (2014) – منبع: Kaijyu Theatre

تامورا (تسوکاموتو) از سل رنج می برد. کمپانی که قبلاً کاهش یافته است ، هیچ فایده ای برای یک بیمار ندارد ، اما بیمارستان نظامی نیز او را ترجیح نمی دهد و ترجیح می دهد روی سربازانی که جراحات تهدید کننده زندگی دارند تمرکز کند. بنابراین ، بدون هیچ گزینه دیگری ، تامورا شروع به پرسه زدن بی هدف در جنگل و جستجوی راه نجات می کند. در طول راه ، با سربازانی که در حال عقب نشینی هستند روبرو می شود. کمین سربازان آمریکایی منجر به پرواز اندام ، چشمه های خون و تعداد کمی از بازماندگان می شود. هنگامی که تامورا با یک سرباز هذیان و در حال مرگ دیگر روبرو می شود ، مرد به تامورا می گوید می تواند هنگام مرگ او را بخورد. تامورا منزجر است و فرار می کند ، با این وجود شبح آدم خواری بیش از جنگل دیده می شود ، جایی که هر سرباز به سختی یامهای لازم را برای زنده ماندن دارد.

با تکنیک های ویرایش غیر معمول خود ، از جمله برخی از حیرت انگیزها ، به رنگ سفید تبدیل می شوند ، آتش سوزی در دشت گاهی اوقات احساس خواب تب می کنید. در واقع ، کی می داند چه مقدار از آنچه تامورا می بیند تصورات ذهن هذیان او است. با این حال ، نمایش های احشایی فیلم از ویرانی های جنگ – به ویژه هنگامی که یک طرف بازنده است و آن را می داند – نیز بسیار ناخواسته واقعی است. که تسوکاموتو توانست چنین نقش بازیگری شدیدی را به عهده بگیرد در حالی که همچنین پر کردن بسیاری از نقش ها در تولید یک موفقیت چشمگیر است. Tamura او اساساً ویرجیل ماست ، و ما را از جهنمی که آخرین نفس ناامید کننده ارتش است هدایت می کند. تلاش تامورا برای عبور از آنچه که به عنوان خط نهایی مطرح شده است – مصرف هم نوعان خود برای زنده ماندن – قسمت بزرگی از آنچه ما را در کنار او نگه می دارد ، ریشه در او دارد تا سرانجام این مسئله را حل کند. با این حال همانطور که فیلم به ما نشان می دهد ، بعضی از کابوس ها هرگز واقعاً ما را ترک نمی کنند. برای بسیاری از سربازان ، جنگ یکی از آنهاست.

پست قرمز در خیابان اشر (Sion Sono)

یکی از متبحرترین فیلمسازان فعال در سینمای جهانی ، چه رسد به ژاپن ، سیون سونو در آخرین دیدگاه خود دیدگاه منحصر به فرد خود را به صنعت فیلم ژاپن برگرداند ، پست قرمز در خیابان اشر. این فیلم بر روی کارگردان جوان و داغ فیلمبرداری Tadashi Kobayashi متمرکز شده است (تاتسوهیرو یامائوکا) ، که برای آوردن اعتبار جشنواره خود به یک تصویر بزرگ از استودیو جذب شده است. کوبایاشی یک شرط دارد: اگر قرار باشد این فیلم را به عهده بگیرد ، سبک برخی از کارهای خودش را به تولید می رساند و از بازیگران آماتور و نه متخصصان براق استفاده می کند.

21st CENTURY JAPAN: FILMS FROM 2001-2020: نکات برجسته از سری نمایش ها
پست قرمز در خیابان اشر (2020) – منبع: Grasshopper Films

آگهی هایی برای یک فراخوان انتخاب بازیگران آشغال ، خیابان ها را پر از زباله می کند و گروه بازیگران غیر عادی آماده آزمایش می شوند. آنها شامل اعضای یک گروه بازیگری کوچک کاملاً زن هستند که دو نفر از آنها عاشقانه با دستیار کوبایاشی درگیر شده اند. بیوه جوانی به نام کیریکو (دوست داشتنی) ماتسوری کوهیرا) که امیدوار است با تبدیل شدن به یک شخص دیگر ، آرزوهای شوهر متوفی خود را در مورد بازیگر شدن محقق کند. و یاسوکه (کاریزماتیک) سن فوجیمارو) یک زن جوان احتمالاً بدون جراحی که پدرش اخیراً در خانه آنها خود را با چاقو کشته است. نمی توان اعضای کلوپ عشق واقعی Tadashi Kobayashi را ترک کرد ، گروهی از زنان سفیدپوش که چنان به کارگردان ارادت دارند که برای ادای احترام به استعدادهای او دور تصویری به اندازه پوستر جمع می شوند.

در تمام مدت ، کوبایاشی خاطره زن جوانی دیگر را که مدتها پیش برای او انتخاب شده بود و یکی از همکارهای محبوبش ، کاتاکو ، درگیر است (مالا مورگان) او انتخاب های خود را انجام می دهد ، فقط توسط استودیو به او گفته می شود كه باید سه ستاره زن ، از جمله یك ستاره سرحال را انتخاب كند كه استعدادهای او فقط با استانداردهای عالی كوبایاشی مطابقت ندارند. ممیزی های رد شده در مجموعه به عنوان موارد اضافی کار می کنند ، و فیلمبرداری فیلم یکی از وحشی ترین است که از زمان نمایش روی صفحه به تصویر کشیده شده است. Rainer Werner Fassbinder’sمراقب یک فاحشه مقدس باشید ، یک شورش عاطفی توهم انگیز مرزی. (تعجب آور نیست که سونو به همان اندازه خارج از مرکز استناد می کند فاسبیندر به عنوان یکی از تأثیرات در کار او.) نامه ای عاشقانه به چهره های پس زمینه هر فیلم ، پست قرمز در خیابان اشر استدلال می کند که همه می توانند و باید از فرصت ستاره شدن استفاده کنند ، حتی اگر این فقط در زندگی زندگی شخصی خود باشد. بسیاری از بازیگران فیلم خود آماتور هستند و فلسفه فیلم را با حلقه کامل مواجه می کنند. این یک شورش خنده دار است ، گاهی اوقات ناراحت کننده است و همیشه جذاب است – نمونه بارز آن سیون سونو.

نتیجه

بدیهی است که این تنها انتخاب کوچکی از مواردی است که در این مجموعه به نمایش در می آید ، که خود تنها انتخاب کوچکی از سینمای درخشان ژاپن است که طی دو دهه گذشته تولید شده است. اما صرف نظر از اینکه سلیقه شما در فیلم ها چیست ، تضمین می کنید که در اینجا چیزی را پیدا خواهید کرد که از آن لذت خواهید برد. به نقل از فیلمساز بزرگ کره جنوبی بونگ جون هو، اگر از زیرنویس ترسیده نباشید ، با این همه فیلم فوق العاده پاداش زیادی خواهید گرفت. و با تشکر از انجمن ژاپن و آژانس امور فرهنگی ، در حال حاضر آنها بیش از هر زمان دیگری در دسترس هستند.

شما چی فکر میکنید؟ کدام فیلم ها برای شما بیشتر جذاب هستند؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

21st Century Japan: فیلم های پخش شده از سال 2001 تا 2020 در سراسر ایالات متحده در سینمای مجازی انجمن ژاپن تا 25 فوریه 2021.

https://www.youtube.com/watch؟v=reqWuvTMlpE

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ستون شناس: مectiveثر ، اما گنگ

چه کسی کمی وحشت هجو را دوست ندارد؟ ترسناک ژانری است که قادر است لنزهای خشونت آمیزی را فراهم کند که از طریق آن می توان مسائل اجتماعی را بررسی و بحث کرد بدون اینکه ارزش سرگرمی یک فیلم را از بین ببرد. کارگردان ایوو ون آارت فقط با این تلاش می کند ستون نویس، یک هیجان خونین و سرگرم کننده سرگرم کننده که با فمینیسم ، ترول آنلاین و تعداد زیادی از مسائل دیگر با یک فیلمنامه تیز و شوخ طبعانه روبرو است و تصور آنچنان که انتظار می رود ، کاملاً تأثیرگذار نیست.

ترول ، ترول ، ترول

چکمه Femke (کاتجا هربرز) یک ستون نویس موفق است که به دلیل دیدگاه هایش بصورت روزمره مورد حمله آنلاین قرار می گیرد. او به تلویزیون می رود تا به نمایندگی از رفتارهای بهتر آنلاین صحبت کند اما این فقط باعث می شود تا ترول ها دائماً او را توییت کنند. فمکه همچنین تحت فشار است که کتابی را برای ناشر سرد و سخت طلب خود به پایان برساند و وقتی متوجه شد همسایه یکی از آزار دهنده های آنلاین او است ، او را می زند و از پشت بام می راند. او سپس ماموریت خود را شناسایی آزار و اذیت های خود قرار می دهد و با یک قتل وحشیانه روبرو می شود ، در حالی که با نویسنده دیگری استیون دود نیز رابطه برقرار می کند (برام ون در کلن)

ستون شناس: مectiveثر ، اما گنگ
منبع: سرگیجه آزاد

ستون نویس در به تصویر کشیدن پیامهای بی حساب و دائمی توهین آمیز به موقع و معتبر احساس می شود. وان آارت این فیلم پیام های ناخوشایند را میخکوب می کند و گفتن سخنی خشن و خشن به راحتی در اینترنت آسان است ، اما چطور اغلب افراد “عادی” پشت این پیام ها هستند که پس از یک بار با فمکه مواجه می شوند ، که رحم نمی کند ، درست مثل مردان – از ترس ترس می گیرند – و این همیشه مردان است – هیچ كدام از آنها را به صورت آنلاین نشان ندادند ، در عوض او را علناً و بی رحمانه مصلوب كردند ، و بدون هیچ دلیلی سر او را در بشقاب خواستند.

کاتجا هربرز فیلم را با بازی شدید و قابل قبول خود حمل می کند. در حالی که ممکن است Femke در راه خود برای تبدیل شدن به یک شخصیت شرور در داستان خود یک ضد قهرمان در نظر گرفته شود ، علف خواران همیشه عصبانیت Femke را برای احساس آسیب دیدگی و تلاش برای ایجاد احساس کنترل و پس گرفتن آنچه از او به زور و بدون رضایت گرفته شده است ، عزت و اختیار او فمکه هرگز قاتل چابکی و تکنیک تقریباً فوق العاده طبیعی نمی شود ، او یک زن عادی است که با عصبانیت و صدمه به او دامن می زند ، بنابراین می تواند این مردان را بکشد ، اما هیچ یک از این کشتارها تمیز یا آسان نیست ، بلکه ناشیانه و کثیف است.

اخلاقی مورک

جایی که ستون نویس falters دیدگاه سیاه و سفید آن نسبت به جهان است. هرگز مضامین و روایتهای خود را پیچیده نمی کند. این خیلی ساده Femke در برابر مردان است. به تازگی، زمرد فنل شگفت انگیز زن جوان امیدوار کننده با مضامین مشابهی روبرو شد ، اما با ظرافت بیشتری و هرگز انگشت خود را فقط به مردان نكرد ، و این امر با اعتراف به مسئولیت پذیری زنان و مشاركت در فرهنگ تجاوز جنسی مردسالار و برجسته ، فرهنگ تجاوز را بیشتر پیچیده كرد. ستون نویس به وضوح در مورد خشم زنان است ، اما با هرگز بررسی یا بازجویی بیشتر از فرهنگ سو abuse استفاده آنلاین ، آن را ارزان می کند و تأثیر آن را کاهش می دهد.

ستون شناس: موثر ، اما گنگ
منبع: سرگیجه آزاد

در حالی که ستون نویس هنوز از نظر اخلاقی کدر است ، می توانست کمی بیشتر از آن استفاده کند. آیا ما قرار است فمکه را در قتل هایش تشویق کنیم؟ و اگر این کار را بکنیم ، چه عواملی باعث ایجاد ما می شود؟ ستون نویس همچنین موضوع آزادی بیان را لمس می کند ، چیزی که آنا دختر فمکه در مدرسه ترویج می کند اما مدیر او تمام تلاش خود را می کند تا جلوی آن را بگیرد. این یک تقارن جالب است ، فمکه در حالی که آنا برای آزادی بیان تلاش می کند ، سو ab استفاده کنندگان خود را ساکت می کند ، اما این نیز به طور معنی داری بررسی نمی شود.

ولی ستون نویس غیر قابل انکار سرگرم کننده و یک ساعت هیجان انگیز است. فمکه یک قهرمان اصلی جالب و جالب است ، کسی که می توانیم برای آن ریشه بگیریم یا حداقل می خواهیم ببینیم که او تا زمان اعتبار گرفتن نوعی تعادل یا آرامش درونی پیدا می کند. این فیلم به درستی وسواس فزاینده فمکه را در شبکه های اجتماعی و میزان قطع شدن آن ، زنگ های هشدار مداوم و پیام های خشونت آمیز و خشونت آمیز زندگی او را تصور می کند.

ستون نویس: نتیجه گیری

ستون نویس همچنان فیلمی درباره تجربه زن ، خشم زنان به نویسندگی و کارگردانی مردان است که از قدرت آن می کاهد ، اما لذت بردن از آن تقریباً غیرممکن است ستون نویس. نرم ، خنده دار و اغلب کاملاً درست در مورد آنچه به تصویر می کشد درست است. وان آارت این فیلم سرگرم کننده است و در مورد شبکه های اجتماعی ، ترولینگ و سوling استفاده نکات قابل توجهی را بیان می کند ، اما متأسفانه هرگز تمام توانایی های خود را باز نمی کند. کاتجا هربرز در نقش اصلی می درخشد و Daan Windhorst’s فیلمنامه شوخ ، هوشمند و تاریکی خنده داری است ، حتی اگر معنای عمیق تری نداشته باشد. ستون نویس مطمئناً ارزش وقت شما را دارد و نگاهی به موقع و دقیق به مسائل جامعه ما در شبکه های اجتماعی از طریق لنز خونین یک هیجان ترسناک ارائه می دهد.

از The Columnist لذت بردید؟ نظرهای خود را در قسمت کامنتها بگذارید!

Columnist در سینماهای منتخب انگلستان (در انتظار محدودیت COVID) و دیجیتال 12 مارس اکران می شود

https://www.youtube.com/watch؟v=Zo8IVjVV25k


ستون نویس را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ماریا لاتیلا

من یک طرفدار فیلم گیک ، در عین حال دوست داشتنی هستم که عاشق سینمای ترسناک ، نمایش های موزیکال و سگم Geordie La Forge هستم. من اهل فنلاند هستم ، اما در لندن مستقر هستم.

Queerly Ever After # 46: AKRON (2015)

Queerly Ever After یک ستون دو ماهانه است که در آن نگاهی می اندازم به فیلم های LGBT + که به شخصیت هایشان یک زندگی عاشقانه خوشبختانه می دهند. اسپویلر وجود خواهد داشت. همچنین ، فراموش نکنید که Queerly Ever After Merch خود را در اینجا بخرید.

اکرون، که ، همانطور که حدس زده اید ، تقریباً به طور کامل در آکرون ، اوهایو تنظیم شده است ، برای یک زن ، کارول (امی دا لوز) ، با پسر کوچکش در یک فروشگاه مواد غذایی خرید می کرد. هنگامی که آنها به ثبت نام نزدیک می شوند ، زن دیگری به نام لنورا (آندره برنز) ، با دو پسرش وارد فروشگاه می شود: بنی و دیوی. در پارکینگ است که فاجعه رخ می دهد. وقتی کارول شروع به رانندگی از قسمتهای زیادی می کند ، دیوی جلوی ماشینش می دود. از آنجا که او بسیار كوچك است ، و او ندیده كه به مسیرش دویده است ، او را می زند و نیرو او را در اثر ضربه می كشد.

سپس فیلم دوازده سال به آینده می پرد و ما با بنی 18 ساله آشنا می شویم (متیو فریاس) او دانشجوی سال اول کالج در دانشگاهی در آکرون است که برای دکتر شدن تحصیل می کند. وقتی کلاس را ترک می کند ، دوستش جولی (گل رز کالان) از او التماس می کند که برای یک بازی گل و لای به تیم او بپیوندد. او رضایت می دهد و در این بازی است که با کریستوفر ملاقات می کند (ادموند دونووان) ، یک دانشجوی تازه وارد که در تیم مقابل توپ گل بازی می کند. دو پسر تقریباً بلافاصله آن را زدند و در پایان بازی ، اعداد را عوض کردند. بنی ، که در خارج از دانشگاه زندگی می کند ، به کریستوفر می گوید که باید به خانه خود برود ، اما دوست دارد دوباره او را ببیند.

Queerly Ever After # 46: AKRON (2015)
منبع: ولف ویدئو

هنگامی که در خانه بود ، بنی به مادرش ، لنورا ، گفت که کسی را ملاقات کرده است که فکر می کند می تواند به خاطر او افتد. ما قبلاً می دانیم که این فیلمی در مورد جنسیت یا نمایش فیلم نخواهد بود ، والدین بنی ، لنورا و دیوید (جوزف ملندز) ، از پسر و جنسیت او حمایت می کنند ، البته به دلیل اتفاقی که برای برادرش افتاده است ، لنورا بیش از حد محافظت شده است. از آنجا ، فیلم شروع می شود به خواستگاری بنی و کریستوفر ، اولین قرار ملاقات ، اولین بوسه ، اولین خواب. در مجموع ، اوضاع برای زوج جوان به خوبی پیش می رود. آنقدر خوب که آنها تصمیم گرفتند برای تعطیلات بهار برای دیدار مادر کریستوفر به فلوریدا بروند.

گناهان مادر

آیا شما به خوبی می فهمید که این کجا می رود؟ بنی و کریستوفر قبل از اینکه به فلوریدا بروند ، در کنار والدین بنی متوقف می شوند ، در آنجا کریستوفر عکسی از دیوی را می بیند. او آن را به عنوان عکس کودکی از بنی اشتباه می کند ، اما لنورا به او می گوید که بنی یک برادر بزرگتر داشت که در هشت سالگی در یک تصادف کشته شد. کریستوفر متوجه شد که مادرش مسئول مرگ دیوی بوده است. و حالا فیلم نوبت به ملودراماتیک می رسد.

Queerly Ever After # 46: AKRON (2015)
منبع: ولف ویدئو

این افشاگری باعث ایجاد اختلاف بین دو مرد می شود و سرانجام بنی با كریستوفر رابطه را قطع می كند و حقیقت مادر مادر كریستوفر را به مادرش می گوید. خوب ، این شکسپیر بود که نوشت: “مسیر عشق واقعی هرگز روان نبود” و صاف آن قطعاً برای بنی و کریستوفر نیست. پس از گذراندن مدتی از هم جدا ، آنها متوجه می شوند که آنها عاشق یکدیگر هستند و نمی توانند اجازه دهند آنچه بیش از یک دهه پیش بین مادران آنها اتفاق افتاده است ، آنها را از بودن با یکدیگر باز دارد.

از اینجا فیلم بخار زیادی از دست می دهد. بنی با پدر و مادرش دعوا می کند ، والدینش با یکدیگر بحث می کنند ، مادر کریستوفر حاضر می شود و سعی می کند همه چیز را درست کند. همه به جای اینکه در مورد موضوعات واقعی صحبت کنند ، زمان زیادی را صرف موتور سواری می کنند. این برای روشن کردن فاجعه واقعی که برای این افراد اتفاق افتاده نیست ، اما این بخش از فیلم احساس می کند که کاملاً مطمئن نبود که چگونه می توان نتیجه گیری فیلم را در جایی که والدین بنی رابطه او با کریستوفر را پذیرفتند ، پیوند داد.

در نتیجه گیری: آکرون

به طور کلی این یک فیلم زیبا است که بخار آن را در میان بخش از دست می دهد. دیدن فیلمی که هیچ یک از درام ها از جنسیت شخصیت ها نشأت نمی گیرد بلکه از عوامل کاملاً متفاوتی خوشایند است. گفته می شود ، آنقدر کمی در قلمرو ملودرام فرو می رود که هرگز کاملاً نمی فهمد که چگونه خودش را زمین بزند.

آکرون در جولای 2016 در ایالات متحده آمریکا به بازار آمد. برای سایر تاریخ های انتشار ، اینجا را ببینید.

https://www.youtube.com/watch؟v=mDRxid08Zg8


اکرون را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن بازیگر ، نویسنده و کارگردان از شهر نیویورک است. وی لیسانس خود را در رشته های فیلم ، تلویزیون و رسانه های تعاملی و هنرهای تئاتر از دانشگاه Brandeis دریافت کرد. او دوست دارد هر کسی را که با لیست های بی پایان خود از حقایق جالب و دانش تاریخ فیلم گوش کند ، تنظیم کند. او را در توییتر و اینستاگرامamandajanester دنبال کنید

زمین دیگری: موفقیت چند بعدی

در هنر فیلم های مستقل سحر وجود دارد. سفری اکتشافی که جعبه های تعریف شده داستانش جای خود را بهم می دهند ، تاب می خورند و خم می شوند ، اجازه می دهد اکتشافات عاطفی و عجیب های داستانی صفحه را پر کند. خارج از قلمرو موفقیت آمیز ، جایی است که برخی از بهترین نوابغ ریشه می گیرند. و نویسنده-کارگردان مایک کاهیلزمین دیگر نمونه کاملی از دلیل نیاز ما به موارد بیشتر است.

ده سالگی خود را امسال جشن می گیریم ، زمین دیگر، توسط هم نویسندگان مارلینگ بریت، فیلمی بود که در ابتدا بیشتر از خط داستانی اش به دلیل موقعیت مکانی به سمت آن کشیده شد. با فیلمبرداری در ایالت خودم در کانتیکت ، در جاده ای که از آن کار می کردم ، ایده دیدن جامعه محلی من در این فیلم تجربه ای بود که نتوانستم از آن بگذرم. امید داشتم لذت ببرم زمین دیگر فراتر از محلی که دارد ، خصوصاً اینکه در پی انتشار فیلم Sundance ، سر و صدا زیادی صورت گرفته بود ، اما من آماده نبودم که عاشق این فیلم شوم. با نمره و پایانی که از سال 2011 نتوانستم لرزانم ، این فیلم آغاز پیروی وفادارانه یکی از با استعدادترین نویسندگان / بازیگران هالیوود است.

یک آغاز جامد

زمین دیگر جلوی خود را نمی گیرد ، با استفاده از امتیاز افتضاح باز و مونتاژ فیلم های مهمانی ، داستان را از شخصیت اصلی فیلم بیشتر می کند. او در مورد عاشق شدن مشتری و فضا صحبت می کند ، زیرا ویدیوی پرسرعت ماهیت هیپنوتیزم گازهای مشتری را هنگام محاصره سیاره در حال حرکت بیان می کند. همانطور که مسحور این سیاره شده اید ، طبیعت بی دغدغه این نوجوان جوان را که در پرتگاه آینده او ایستاده اید نیز پذیرفته اید: پذیرش در MIT. در مونتاژ نوید و سرخوشی وجود دارد ، همراه با توقف نوجوان کاملاً بی روح و سوار بر اتومبیل خود ، با یک احساس پیشگویی همراه است.

زمین دیگری: موفقیت چند بعدی
منبع: Fox Searchlight Pictures

هنگام رانندگی ، پخش کننده رادیو اخبار فوری را اعلام می کند که یک سیاره جدید مشابه سیاره ما کشف شده است و اگر به آسمان شب نگاه کنید ، شاید بتوانید آن را ببینید. در حالی که نوجوان جوان نگاه به بالا می اندازد ، شگفتی و هیجان کشف جدید را به خود جلب می کند ، دوربین او را رها می کند و در کنار خانواده جوانی که در چراغ جلو منتظر می مانند به آرامش می رسد. یک دیدگاه جذاب برای مخاطبان ارائه شده است ، دوربین هر یک از افراد را در داخل ماشین از طریق یک سری کلوزآپ گرفته و سرانجام عقب می کشد تا بتواند از بالا به ماشین نگاه کند – اجازه می دهد این عمل بر روی صفحه ظاهر شود. همزمان با تصادف نوجوان جوان با ولوو خانواده ، هیچگونه شکاف فوری و هیچ بریدگی در هر دو خودرو رخ نمی دهد. به نظر می رسد در زمانی که کره زمین به سیاره جدید نگاه می کند ، آنها نیز از پایین به ما نگاه می کنند.

چی Eart دیگرh این کار را با موفقیت انجام می دهد ، نه تنها ایجاد مبانی برای نظریه های آینده آن در مورد ظهور و وجود سیاره جدید بلکه مفهوم فلسفی از خود را که از رودا پیروی خواهد کرد ، مورد توجه قرار می دهد (مارلینگ بریت) – و بقیه کره زمین – در کل فیلم. در اینجاست که طبیعت بی دغدغه و مرکزگرایانه این نوجوان جوان در معرض دید قرار می گیرد ، دنیای او به دنیای دیگری سقوط می کند و برای همیشه آگاهی از دیگران و جهان اطراف را القا می کند. موازی ، در همان شب ، کسانی که در کره زمین احساس یکسانی را تجربه کرده اند – اگرچه نه به اندازه چشمگیر – از شکستن یک دیدگاه کانونی نسبت به جهان. آنها دیگر تنها نیستند.

همزمان با بهبود مخاطبان از شوک ، رودا از جراحات وارده در این تصادف بیدار می شود ، و درک آنچه اتفاق افتاده است به آرامی در حال خروج از وسایل نقلیه خود برای بررسی خسارت است. این حادثه کاملاً گرافیکی است و از دیدگاه رودا عکسهای محدودی از خانواده آسیب دیده مشاهده می شود. با این حال ، با صرفه جویی در آشکارکننده این واقعیت که تصادف تا چه اندازه ویرانگر است ، دوربین یکبار دیگر دور می شود و به پایین نگاه می کند.

عمق شخصیت

همانطور که ماهیت وحشتناک حادثه را احساس می کنید ، لحظه ای کاملاً تغییر دهنده برای شخصیت اصلی ایجاد می کند. لحظه ای که هرگز نمی تواند واقعاً از آن برگردد. لحظه ای که تمام تصمیمات او را برای پیشبرد کنترل و تأثیر می گذارد. همانطور که احساس می کنید رودا تقریبا نفس نفس می کشد ، فیلم چهار سال به جلو می پرد. اطلاعات کمی در مورد آنچه در این مدت رخ داده است ، وجود دارد ، فیلمساز از توانایی مخاطب در استنباط اطمینان دارد. در حال حاضر ، امروز سیاره آینه ای نزدیکتر است ، دائماً در افق است و رودا در حال آزاد شدن از زندان است.

زمین دیگری: موفقیت چند بعدی
منبع: Fox Searchlight Pictures

به سرعت ، فیلم برای برقراری ارتباط فعلی او با اطرافیان کار می کند. هنگام خروج از زندان ، می بینید که روابط ناپیوسته ای که آن شب در پی آن باقی مانده است را می بینید ، فیلم آگاهانه می گوید که اثر تصادف فراتر از رودا و قربانیان است. برادر کوچکتر او از بازگشت خود به وجد می آید ، اما از تعامل با او ناخوشایند است. پدر و مادر رودا در اطراف او ساکت و محکم هستند. با ورود وی به اتاقش ، حتی موج دار شدن و قطع ارتباط با آینده نیز برقرار می شود ، در این میان دانشسازان به طور ویرانگری پتانسیل قبلی خود را نشان می دهند – آینده ای که در آن شب از دست داد.

این فیلم به رودا فرصت می دهد تا از طریق شناختن محیط پیرامون خود و تنظیم مجدد زندگی خارج از زندان کار کند. ما به عنوان بیننده نمی دانیم زندگی در درون چگونه است ، اما می توان تنهایی و گناهی را که رودا با خود حمل کرده است استنباط کرد. هنگامی که او برای یافتن بخشش برای حرکت به جلو و بدست آوردن حتی یک قطعه آرامش برای خود و کسانی که تحت تأثیر قرار گرفته است ، زندگی خود را شروع می کند و روند غیرمنتظره ای شروع می کند. فرصت ها خود را در بعیدترین افراد و بعیدترین مکان ها نشان می دهند.

همه چیز در جزئیات است

زمین دیگر مملو از عکسهای شگفت انگیز و گسترده در خط ساحلی West Haven و تجاوز به زمین تکراری است. ابرهای غلتیده و آسمان صاف هر کدام لحظه ای برای درخشش دارند که شخصیت اصلی از کنار آنها می گذرد. همانطور که او لحظه ای تأمل در انزوای راه رفتن خود را سپری می کند ، بینندگان همان لحظه و مناظر را به خود اختصاص می دهند.

امتیاز به همان اندازه نفس گیر است. در حین همراهی ویولن سل ، هم شدید است و هم احساسات. مهم نیست که صدا باشد ، اما امتیاز در یک ضرب ثابت حفظ می شود ، با شخصیت صحبت می کند و او را با فشار به جلو محاصره می کند. هیچ قضاوتی وجود ندارد ، بلکه زمزمه درک و امید به آینده است.

زمین دیگری: موفقیت چند بعدی
منبع: Fox Searchlight Pictures

زمین دیگر همچنین دارای یک شخصیت قوی از تنهایی و گناه در جان و رودا است. اگرچه ریشه ممکن است از منظری متفاوت باشد ، اما به اشتراک گذاشته شده و بی سر و صدا درک می شود. زبان ناگفته ای بین این دو ایجاد شده است ، یکی به ندرت شنیده شده اما هنوز یکی از آن قابل فهم است برای همه کسانی که فیلم را تماشا می کنند. آنچه این زبان را بسیار متعالی می کند ، اجرای توسط مارلینگ بریت و ویلیام ماپوتر. شیمی نامناسبی بین آنها وجود دارد که در اینجا کار می کند ، هم برای تعاملات آنها و هم برای کل داستان. آنها به خود فرصت می دهند تا در شخصیت هایشان نفس بکشند ، لحظاتی که بازتابشان به عنوان بازیگرانی است که در وسعت زندگی روی صفحه نمایان هستند. آنها از آغوش زشت ترس ندارند و به شخصیت های خود اجازه می دهند تا سفری را که در آن نگاشته شده اند به حداکثر میزان خود برسانند.

نتیجه: زمین دیگر

وقتی همه چیز گفته شد و تمام شد ، مخاطبان متوجه می شوند که ایده های یک سیاره آینه ای ، ایده های دوپلنگانگرها و سوالاتی که “چه می شود اگر” فیلم ها را مجبور می کند شخصیت های خود را مورد بررسی قرار دهند ، زیر سوال می روند. اگر تصادف هرگز اتفاق نیفتاده باشد – زندگی هر یک از آنها چگونه متفاوت خواهد بود؟

زمین دیگر چند وجهی و لایه ای عمیق دارد ، عملکردهای ظریف و بررسی امکانات جایگزین آن ، یک تجربه تماشای منحصر به فرد را به بینندگان ارائه می دهد. از آنجا که این فیلم ده سالگی خود را در این سال جشن می گیرد ، مرتبط بودن و حساسیت آن است زمین دیگر طنین انداز شوید حتی عمیق تر از قبل.

آیا زمین دیگری دیده اید؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید.


زمین دیگری را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ECHO: یک فیلم کریسمس ایسلندی از اتر

فیبی بریجرزEP EP جدید کریسمس ، “اگر ما آن را از طریق دسامبر بسازیم” ، دارای چهار قصیده باورنکردنی و دلگیر برای تعطیلات و تنهایی است ، اما جالب ترین آن “7 ساعت خبر / شب خاموش” است. در آن ، پل ها و فیونا سیب “شب خاموش” را با هم هماهنگ کنید مت برنینجرخوانش های مجری خبر ، قرقره برجسته ای از داستان های افتضاح از 2019 و 2020 – از جمله ساکلر مشارکت خانواده در اپیدمی مواد مخدر ، عدم دقت در قانون سقط جنین در ایالات متحده و دونالد ترامپمراحل استیضاح ژانویه 2020. این چیدمان یک سرود سنتی مسیحی در بالای اخبار کاملاً حیرت انگیز معاصر به طرز سرگرم کننده ای متشخص و پیشگامانه است – به همان اندازه در گذشته ، حال و آینده زندگی می کند. این چیزی است که اکو ، یک فیلم ایسلندی از نامزد اسکار رنار رنارسون، در نیز برتری دارد.

اکو یک مجموعه داستان کوتاه است ، مجموعه ای از 56 ویکت ، هر کدام با شخصیت ها و مکان های مختلف ، و هر یک در یک عکس مداوم و بی حرکت و معمولاً به مدت یک دقیقه ارائه می شوند. این فیلم در سال 2019 در ایسلند اکران شد ، اما پخش آن فقط از سال 2020 در MUBI آغاز شد و به نظر می رسد چیزی در مورد آن سبک ویگنت بهتر از داستان سرایی معمولی است که به لحظه ما کمک می کند. این فیلم من را به یاد می آورد Cinetracts ’20 پروژه ، که ترکیبی از کوتاه مدت 2 دقیقه ای از 20 فیلمساز از سراسر جهان ، از سیراکوز گرفته تا صربستان است ، زیرا هر فیلمساز در رویدادهای سال تأمل می کند و مبارزات کشور دیگری را روشن می کند. شما به طور همزمان تفاوت فرهنگ ها و سیاست های ما را یادآوری می کنید بلکه همچنین عشق ، زیبایی و چالش های مشترک همه ما است.

تئاتر موزاییک ایسلندی

رنارسونفیلم آهسته ، متفکر و اثیری است ، همه نفس های عمیق می کشد و زمان فرسایشی دارد. فیلمبردار سوفیا اولسونعکسها از نظر مسدود کردن و ترکیب بندی بصورت مرحله ای هستند و با کمترین استفاده از پیش زمینه و تا آنجا که ممکن است تنظیمات در کادر وجود دارد. این فیلم هیچ نمای نزدیک ندارد ، در عوض به بیننده اجازه می دهد تا در تصویر تصویر خود را پیدا کند. به همین ترتیب ، هیچ قافیه یا دلیل واضحی برای ویرایش بین داستان ها یا حتی معنای آن داستان ها وجود ندارد. در روز کریسمس ، یک مرد مجرد به رادیو ریکیاویک گوش می دهد و یک لیوان شراب قرمز و یک شام تعطیلات مایکروویو می نوشد ، و به نظر می رسد که او به اندازه کافی از خود لذت می برد ، بنابراین شما می توانید چه احساسات و چه لحنی را بیدار کنید رنارسون انتقال و چگونگی قرار گرفتن آن در موزاییک بزرگتر فیلم است.

از آنجا که هیچ اقدامی برای قطع سنتی بین اینجا وجود ندارد ، در حال ویرایش به دنبال بافت همبند ، هم نشانه شناختی و هم از نظر داستانی است. تولد مولودی های کودکان در مسابقات مدل سازی لباس شنا. ما از ردیف های گوشت قلاب های مغازه قصابی تا ردیف های درختان کریسمس در یک فروشگاه درخت را قطع می کنیم ، که توسط طناب از سقف آویزان شده است. در یک صحنه ، یک رئیس کارخانه به منطقه ساختمانی خود می رسد تا دریابد که بیشتر کارگرانش اعتصاب کرده اند. در مورد بعدی ، مردی ابزار خود را در خانه خود تیز می کند ، و در حال گوش دادن به یک زن در رادیو در مورد اعتصابات کارگری همان است. بازی های تنش زا و گوسفندهایی که رابطه جنسی برقرار می کنند ، خانه های کشاورزی و کودکان مرده را می سوزانند. من می توانم کل بازبینی را برای بازگرداندن هر صحنه درخشان و نفسگیر در فیلم صرف کنم ، اما این کار را نمی کنم. ما می خواهیم تمام روز اینجا باشیم.

ECHO: یک فیلم کریسمس ایسلندی از اتر
منبع: MUBI

اگر من چیزی در مورد سیاست ایسلند می دانستم ، شاید بتوانم در مورد رفتار فیلم با این مضامین در پرچم های آن صحبت کنم ، اما من چیزی در این مورد نمی دانم. صحنه های اعتصابات کارگری ، خانه های سالمندان و پلیس در بازداشت مهاجران احتمالاً یک هدف دیالکتیکی دارد که من کاملاً آن را گم کرده ام. اما این صحنه ها همان ترکیبی از تاریخ و مدرنیته را در خود جای داده اند که “7 ساعت خبر / شب خاموش” آن را به خوبی میخکوب می کند. چندین صحنه بر روی کلیساهای بسیار زیبا و مبله تمرکز دارد. یک عکس در یک موزه. صحنه با خانه مزرعه در حال سوختن گفتگوهای زیادی دارد ، بیشتر در تاریخ خانه و اهمیت آن برای شخصیت ها متمرکز شده است ، اکنون در مقابل شعله های آتش و یک دود سیاه سیاه از بین می رود. اکو از هر صحنه برای ترسیم پرتره ایسلند معاصر در سطح انسانی استفاده می کند ، اگرچه از ارائه آغاز و پایان داستان های خود امتناع می ورزد ، و برای شما بخشهایی از این زندگی ها و س questionsالاتی درباره آینده کشور به طور کلی ایجاد می کند.

چپ به راست (و در غیر این صورت)

کل فیلم در این فضای سنگین است. هر ویگنت به تاریخ ، تغییر و آنچه در آینده می رسد می پردازد – موضوعی مناسب برای کریسمس و سال نو ، هنگام تنظیم فیلم ، زمانی که تمام آن بوقلمون ، شراب و سرگرمی با بازتاب تلخ و پشیمانی تلخ و همچنین یادآوری اینکه آینده نزدیک تر از آن است که فکر می کنیم اولین شات ما ، به عنوان مثال ، جفت می شود کجارتان سوینسوننمره مسحور کننده ای که یک ماشین از طریق کارواش عبور می کند. از کثیف تا تمیز ، ماشین در اواسط تحول دستگیر می شود ، دقیقاً به همین ترتیب اکو یک مطالعه تقویمی و جامعه شناختی در ایسلند را مطالعه می کند – کریسمس به شب سال نو می رود و به سال جدید سقوط می کند ، اما در قلب فیلم ، یک فرهنگ و شیوه زندگی ایسلندی با تکرار بعدی سر و کله می زند. یک مادربزرگ نقشه تدفین خانواده را به نوه اش نشان می دهد. دو پدر و مادر از دختر خود جاسوسی می کنند که رقص TikTok را دقیقاً رقصیده است. اوه ، من دوباره صحنه ها را لیست می کنم.

یک قانون جهت صفحه وجود دارد که به طور گسترده مورد توافق قرار گرفته است اکو در اولین شلیک ، یکی از شستشوی ماشین می شکند: در هنر تجسمی ، حرکت از چپ به راست ، نوشتاری کوتاه برای پیشرفت است ، نوعی تقلید از نحوه خواندن ، اما در این صحنه ، ماشین از صفحه راست به چپ حرکت می کند ، نوعی رگرسیون

در مورد اجتناب ناپذیری و ماهیت تغییر به صراحت در تمام موارد بحث می شود اکو در یک مهمانی تعطیلات ، یک مهمان در حین مشاجره منفجر می شود: “این چیزی است که من از این کشور متنفرم.” “بحثی نیست. بحثی نیست همه به هم وابسته هستند. بیایید موافقت کنیم که مخالف باشیم و هیچ چیز تغییر نمی کند! ” او از آپارتمان خارج می شود و در را محکم می کوبد. و رنارسون بگذارید لحظه ای در آنجا معلق باشد ، به عنوان یک سوال. است اکو درباره تغییر یا مقاومت ما در برابر آن؟

ECHO: یک فیلم کریسمس ایسلندی از اتر
منبع: MUBI

بیشتر عکسها دارای پیشرفت ، حرکت و حرکت هستند ، مانند اتومبیل ما در کارواش ، یا خانه مزرعه در حال سوختن. اما همچنین عکسهایی به دست می آید که بازتاب داستانهای دیگر است ، مانند یک پرچم از نوزادان و والدین آنها که در استخر سرپوشیده تمرین می کنند ، و بعداً با شلیک از سالخوردگان همان دوره های ایروبیک را دنبال می کنید. در سال جدید ، کسی می بیند که بخشی از یک تابلو را عوض می کند – “15 نفر در این سال جان خود را از دست دادند” در اثر تصادفات رانندگی ، هشدار می دهد ، اما کارگر “15” را می گوید تا “هیچ کس”. سال جدید پر از امکانات است. (اگر تعجب می کنید ، در آن سال جدید ، 2019 ، ایسلند فقط شش مورد مرگ را در جاده گزارش کرده است.)

نتیجه گیری: خداحافظ ، 2020

اکو پاسخ سرراست به مخاطبان خود نمی دهد ، اما سوالات مستقیم نمی پرسد. به نظر من این یکی از بهترین فیلم های سال 2020 است ، به دلیل همین عدم اطمینان ، معنای بی شکل و داستان سرایی کلیدوسکوپی.

اکو نوعی همدلی مورب را ارائه می دهد که در سال 2020 طراوت بخش و با ارزش است ، این توانایی ارتباط با افرادی است که هرگز در کشوری که هرگز بازدید نکرده اید ، ملاقات نکرده اید. فیلم از منظر یک آزمایش فوق العاده و مهیج است. همچنین کوتاه است – 80 دقیقه سریع ، تقریباً تا زمانی که برای سرد شدن یک فنجان چای داغ لوله کشی طول بکشد ، طول می کشد. فقط زمان کافی برای تور رنارسونویکتهای تعطیلات و با شخصیتهای او درگیر شوید ، آنها چنان واقع بینانه مورد اصابت قرار می گیرند و به طور خلاصه نگاه می کنند که اصلاً احساس خیالی نمی کنند.

نظر شما در مورد چیست اکو؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید.


اکو را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

شهر ، ایالت و شهر: کاوش Frederick Wiseman’s U.S.A.

باور کوتاه به دور از ذهن و گمراه خواهد بود دونالد ترامپ تنها مسئول کلیه مشکلاتی است که ایالات متحده آمریکا و دولت آن را آزار می دهد ، اما نیازی به گفتن نیست که پس از چهار سال ریاست جمهوری وی ، مفهوم حکمرانی مناسب – هر چند که در تعریف آن اتفاق بیفتد – در بالای ذهن ها و چه کسی بهتر از این است که به دنبال بررسی آنچه دولت می تواند و باید باشد باشد فردریک وایزمن؟ این فیلمساز 91 ساله ، مشهور به کاوش عمیق در نهادهای مهم در ایالات متحده ، با یک مستند به موقع جدید دوباره بازگشت: سالن شهر، حماسه ای چهار ساعته و نیم ساعته حاکمیت روزمره وایزمنزادگاه بوستون ، به رهبری شهردار مارتین جی والش (اخیراً توسط رئیس جمهور جو بایدن به عنوان وزیر کار معرفی شده است).

متناسب با شرایط سیاسی که در آن قرار داریم ، Metrograph ارائه می دهدسالن شهر در کنار دو قبلی وایزمن مستندهایی با محوریت دموکراسی و اجتماع: قوه مقننه ایالتی و مونروویا ، ایندیانا. همانطور که متروگراف متذکر می شود ، “برای درک کشور ما ، و چگونگی رسیدن ما در این لحظه ، چیزی بیشتر از این نگاه نکنید فردریک وایزمن” من از صمیم قلب موافقم. که در وایزمن چشم ، هیچ جزئیاتی برای تصویر روی صفحه نمایش خیلی کوچک یا بی اهمیت نیست. او موفق می شود لحظات ظاهراً پیش پا افتاده را به لطف اینکه دوربین خود را به سمت آنها بکشاند ، به چیزی سینمایی تبدیل کند. با سهولت کار بیش از 10 ساعت ، این سه گانه شل فیلم ، پرتره ای ظریف از طیف گسترده ای از کار را به تصویر می کشد که اگر بخواهیم حتی سعی کنیم به اصطلاح “آزمایش آمریکایی” را از انفجار دور کنیم ، ضروری است.

قوه مقننه ایالتی

در سال 2007 منتشر شد قوه مقننه ایالتی کارهای روزمره قانونگذار آیداهو را در طول یک جلسه 12 هفته ای کامل به نمایش می گذارد. همانطور که یکی از نمایندگان به گروهی از بازدید کنندگان دانشجویی می گوید ، وی کار خود را در دولت تأمین نمی کند. این اساساً سه ماه کار داوطلبانه است و سپس او باید به کار در مزرعه خود برگردد و “با آنچه ما اینجا انجام دادیم زندگی کند”. این شامل بحث در مورد موضوعات و ایده هایی مانند میکروچیپ گاوهایی است که از کانادا برای کنترل بهتر شیوع بیماری گاو دیوانه وارد شده اند. مبارزه با جنایت نسبتاً جدید فضول گرایی تصویری (مشکلی که “تلفن همراه جدید با دوربین داخلی” تحریک کرده است) ؛ و ، در یکی از سکانس های بعدی فیلم ، تصمیم گیری در مورد تصویب یا عدم تصویب قطعنامه ای در محکومیت ازدواج همجنسگرایان (در نهایت ، آنها ترجیح نمی دهند که این کار را انجام دهند ، اما این رابطه کمتری با برابری دارد و بیشتر به انواع رویه ها مربوط می شود) بهانه)

شهر ، ایالت و شهر: کاوش Frederick Wiseman’s U.S.A.
قانونگذار ایالتی (2007) – منبع: Zipporah Films

در طول قوه مقننه ایالتی، می توان درک کرد که اهمیت نه تنها روند سیاسی بلکه اجازه دادن به مردم روزمره است. در بحث بر سر اینكه آیا آنها باید این قاعده را حذف كنند كه فقط افراد در یك مایل از طرح پیشنهادی می توانند درباره آن بازخورد دهند ، یك نماینده اظهار داشت ، “من فکر می كنم كه دولت متعلق به مردم است و مردم باید در فرآیند.” تعیین محدودیت های دلخواه در مورد افرادی که می توانند در مورد موضوعی صحبت کنند ، تعداد افرادی را که می توانند اطلاعات لازم را ارائه دهند بسیار محدود می کند ، و گرچه این امر باعث می شود که اجرای پروژه ها راحت تر باشد – شخص دیگری استدلال می کند که اگر این محدودیت ها را نداشته باشند ، آنها هرگز کاری انجام نخواهند داد – همچنین باعث می شود رای دهندگان کمتر احساس کنند توسط دولت و اقدامات آن نمایندگی دارند. و همانطور که یک قانونگذار یادداشت کرد ، بهتر است افرادی که در داخل هستند با آنها صحبت کنند تا اینکه بیرون در مورد آنها صحبت کنند.

در صحنه ای دیگر ، اعضای جامعه در مقابل کمیته ای قرار می گیرند تا نظرات خود را در مورد یک بنای یادبود میراث آمریکایی که در داخل ساختمان پایتخت ایالت قرار دارد و اسنادی را که باید در آنجا ارائه شود ، ارائه دهند. ما می بینیم که یک خاخام علیه 10 فرمان صحبت می کند ، به دنبال آن یک زن محلی که به طرز عجیبی دفاع می کند که چرا باید آنجا باشند (شامل اعلامیه های مبهم درباره ارزش ها است) ، قبل از اینکه سخنران دیگری از نویسندگان مختلف یونانی و رومی توضیح دهد تأثیر بیش از کتاب مقدس در اندیشه های دموکراسی و جمهوری آمریکایی. در کنار هم قرار گرفتن این اعضای جامعه با استدلال های مختلف در مورد جدایی کلیسا و ایالت با چندین مورد نماز که در داخل پایتخت برگزار می شود ، چیزهای زیادی را به شما می گوید نه فقط در مورد ایالت آیداهو ، بلکه در مورد کشور ما به عنوان یک کل و ارزش های آن گزینشی به نمایندگی

شهر ، ایالت و شهر: کاوش Frederick Wiseman’s U.S.A.
قانونگذار ایالتی (2007) – منبع: Zipporah Films

با تقریباً سه و نیم ساعت دویدن ، همه چیز برجسته نیست قوه مقننه ایالتی همانقدر جذاب است که لحظاتی که در بالا ذکر کردم برای من جذاب بود. با این وجود حتی خشک ترین موضوعات سیاسی ، وقتی توسط قانونگذاران علاقه مند به آنها ارائه می شود – خوب یا بد – در نهایت جذابیت بیشتری از آنچه در ابتدا انتظار می رفت ، دارد. روند سیاسی شامل موارد فراتر از قطعنامه های بزرگ و گسترده ای است که خبرها را تیتر می کند ، نکته ای که توسط وایزمنرا مونروویا ، ایندیانا.

مونروویا ، ایندیانا

در سال 2018 منتشر شد مونروویا ، ایندیانا زندگی روزمره را در این شهر به ظاهر متوسط ​​غرب میانه بررسی می کند ، و همه چیز را از مکالمه در مورد محل نصب نیمکت های جدید ، جشن 50 سال خدمت در یک لژ ماسونیک ، تا حراج شلوغ تجهیزات مزرعه ، شرح می دهد. در طول دو ساعت و نیم ، وایزمن ما را به داخل چندین مشاغل محلی می برد و به ما امکان تماشای کارمندان در یک پیتزا فروشی را می دهد که در حال آماده سازی سفارشات شب هستند و یک فروشنده تشک مشتری ها را راجع به اهمیت پوشش ضد آب متقاعد می کند و فیلم را با عکسهای طولانی از مزارع چمنزار و خیابانهای عجیب و غریب که چشم اندازهای زیبا را برجسته می کند ، پاشید. شیوه زندگی که در مکانهایی از این دست ادامه دارد. نتیجه یک مراقبه در مورد ارزش ها ، فعالیت ها و لحظاتی است که شامل روشی از زندگی است که اغلب در این کشور درباره آن صحبت می شود اما بندرت با تمام پیچیدگی های آن قابل درک است.

شهر ، ایالت و شهر: کاوش Frederick Wiseman’s U.S.A.
Monrovia، Indiana (2018) – منبع: Zipporah Films

در یک برهه از فیلم ، ما جمع مردان مسن را در یک ناهارخوری محلی استراق سمع می کنیم ، جایی که فرد ناراحت می کند که درمان فیزیکی وی پس از جراحی چقدر دشوار بوده است: “من زیپی را که می خواهم داشته باشم ندارم.” اعتراف شدید او به ناامیدی و ضعف و پاسخ های دلگرم کننده دوستانش با بسیاری از کلیشه های خشن که در مورد مردم این بخش از کشور روبرو شده بسیار فاصله دارد. این نیست که بگوییم مونروویا ، ایندیانا چشم انداز کاملاً ناآشنایی از هارتلند آمریکا فراهم می کند. فقط باید به لحظه ای نگاه کرد که در آن کمیته محلی قبل از شروع کار با بیعت ، بیعت و دعا را بیان می کند تا یادآوری شود که برخی از کلیشه ها اساساً در حقیقت وجود دارند. اما این یک نگاه همدلانه به انسانهای واقعی است که زندگی آنها اغلب با چنین فرضیاتی براق می شود.

من در نیویورک مرکزی بزرگ شدم ، اما خیلی در مونروویا ، ایندیانا من را به یاد کودکی خودم انداختم ، خواه غرفه های شلوغ نمایشگاه های عادی ، پیراهن هایی با شعارهای شکننده در مورد اسلحه یا کنسرت گروه مدرسه را تماشاگران تماشا کنند که به نظر می رسید می خواهد به معنای واقعی کلمه در هر جای دیگر زمین باشد. شهرهایی از این دست ممکن است برای هر کسی که در آن زندگی نمی کند بی اهمیت به نظر برسند ، اما برای کسانی که زندگی می کنند ، اغلب کل جهان آنها را تشکیل می دهند. و با این وجود ، در حالی که چندین نفر در این فیلم ابراز تاسف می کنند ، شهرهایی مانند مونروویا نیز در حال مرگ هستند.

شهر ، ایالت و شهر: کاوش Frederick Wiseman’s U.S.A.
Monrovia، Indiana (2018) – منبع: Zipporah Films

مقامات سخت کوش محلی که راه های افزایش جمعیت رو به کاهش مونروویا و مناطق اطراف آن ، از جمله ساختن مسکن جذاب تر ، را عنوان می کنند. وایزمن چندین بار در فیلم بازدید می کند ، اما این امر منجر به نگرانی در مورد تغییر جمعیتی منطقه می شود. در هر صورت ، مشخص است که شیوه زندگی در مکانهایی مانند مونروویا در آینده نزدیک تغییر خواهد کرد. با این حال در پایان فیلم او با یک صحنه طولانی در مراسم تشییع جنازه ، وایزمن به ما یادآوری می کند که اگرچه ممکن است برخی از جنبه های این زندگی به پایان برسد ، اما پیوندهای محکم وفاداری و اجتماع که قلب تپنده مونروویا هستند ، می توانند پایدار بمانند.

سالن شهر

با سالن شهر، وایزمن نگاهی مشتاقانه به همه قطعات کوچکی که دستگاه هولینگ که شهر بوستون است را فعال نگه می دارد ، برای ما فراهم می کند. مانند بسیاری از موارد برجسته در قانونگذار ایالتی ، برخی از این قطعات ممکن است کوچک و ناچیز به نظر برسند ، اما اگر فقط یکی را بردارید ، کل سیستم از هم می پاشد. ریاست آن بر عهده شهردار والش ، یک پسر مهاجر ایرلندی و الکلی در حال بهبود است که قبل از شهردار شدن در سال 2014 از طریق اتحادیه ساخت و ساز محلی از طریق قانونگذاری ایالتی برخاسته است. دشوار است فکر کنید کسی برای راهنمایی بوستون از طریق افراد مختلف مناسب تر باشد آزمایش ها و مصیبت هایی که باعث آزار دولت محلی از این پسر جوان شده است ، و در واقع ، خواه او با جمعی از کارمندان دولت لاتینکس در مورد تنوع صحبت کند و یا با گروهی از کهنه سربازان پیر که جشن خدمت خود را جشن می گیرند ، زیرمجموعه اصالت و مراقبت عمیقی وجود دارد با صدای او که او را باور نکردنی دوست داشتنی می کند (و من می گویم که کسی تمایل به نفرت از مقامات دولتی و بوستون را دارد).

شهر ، ایالت و شهر: کاوش Frederick Wiseman’s U.S.A.
City Hall (2020) – منبع: Zipporah Films

وایزمندوربین تقریباً به هر فضایی از تالار شهر وارد می شود و چندین کارمند دولت را در خارج از ساختمان دنبال می کند زیرا آنها مردم نیازمند را از جمله مرد مسنی که برای خلاص شدن از شر موشها در خانه تحت تحریم شهر خود به کمک احتیاج دارد ، دنبال می کند. در یک سکانس بدون گفتگو اما جذاب ، ما شاهد این هستیم که کارمندان سرویس بهداشتی تشک ، فنر جعبه ای و حتی یک کوره بزرگ حیاط خانه را در پشت کامیون زباله خرد می کنند. (ممکن است این کودک درون من باشد ، اما وقتی آن کوره به فراموشی تبدیل شد ، من به معنای واقعی کلمه از لذت فریاد زدم.) در مقابل بحث قانونگذار آیداهو در مورد محکومیت ازدواج همجنسگرایان ، ما شاهد یک مراسم لمس کننده بین دو زن در شهر هستیم سالن ، با اشاره مقام رسمی در هنگام تبادل حلقه ها که “این قسمت مورد علاقه من است.” شغل او ممکن است مشترکات کمی با شغل بهداشت داشته باشد ، اما همین طور است وایزمن روشن می کند ، هر دو برای عملکرد روان و عادلانه شهر بسیار مهم است.

در یک صحنه کاملاً تأثیرگذار ، ما شاهد هستیم که گروه کوچکی از مردان – سفیدپوست و آسیایی – در یک جلسه اجتماع شرکت می کنند به این امید که رضایت آنها را برای افتتاح یک داروخانه حشیش در دورچستر جلب کنند. آنچه در زیر می آید نمونه ای از مشارکت مدنی در بهترین حالت است زیرا اعضای جامعه – عمدتا افراد سیاه پوست – استدلال می کنند که اگر همه پیاده روها را با ترافیک پا مسدود کند ، افراد محلی را استخدام نکند و افراد بیشتری را جذب کند ، این تجارت به هیچ وجه فایده نخواهد داشت. توجه پلیس (به ویژه اینکه این محله در حال حاضر بیش از سهم عادلانه خود را دریافت می کند). در پایان ، چندین شرکت کننده تصمیم می گیرند که کل روند دریافت این نوع تأییدات باید تغییر کند ، و تصمیم دارند طبق آن عمل کنند. این توالی اثبات بیشتری را نشان می دهد که روند سیاسی می تواند و باید قدرت خود را از مردم بگیرد. به هر حال ، اگر اینطور نباشد ، چه فایده ای دارد؟

شهر ، ایالت و شهر: کاوش Frederick Wiseman’s U.S.A.
City Hall (2020) – منبع: Zipporah Films

مانند او در مونروویا ، ایندیانا، وایزمن این صحنه های درگیری سیاسی و اجتماعی را با ایجاد عکس هایی از خود شهر تلاقی می دهد. در مورد بوستون ، اینها اغلب تنوع شهر را برجسته می کنند: یک بازار آفریقایی ، یک رستوران دومنیکن ، یک مرکز بودایی. در تمام این اوصاف ، شهردار والش ، در مجموعه ای از روابط پیوسته در حال تغییر ، به رای دهندگان خود و کارمندانش یادآوری می کند که حتی اگر دولت فدرال در حال حاضر نابسامان است ، آنها می توانند و باید برای نحوه اداره بوستون مثال بزنند. به خاطر همین، سالن شهر مانند یک فیلم خوش بینانه تر از هر دو احساس می شود قوه مقننه ایالتی یا مونروویا ، ایندیانا ، و یک کد متناسب برای دولت ریاست جمهوری که به تازگی پایان یافت. این وظیفه مسئولان جدید ما است که بهتر حکومت کنند – و ما مسئولیت آنها را بر عهده داریم.

نتیجه

یک فیلمساز کاملاً ناظر که سبک او مصداق مصداق قدیمی “نشان دادن ، نگو” است وایزمن در هیچ یک از سه فیلمی که در اینجا برجسته شده است ، روی صفحه ظاهر نمی شود و همچنین وی از هیچ یک از عناصر مورد انتظار جعبه ابزار مستند مانند امتیازدهی موسیقی ، ثلث پایین تر یا مصاحبه های سر صحبت استفاده نمی کند تا احساسات بینندگانش را نسبت به موضوع در یک جهت خاص. در عوض ، فیلم های ساخته شده متفکرانه او به مخاطب این امکان را می دهد تا در مورد آنچه او برای ارائه انتخاب کرده است به نتیجه گیری خود برسد. و در حالی که قوه مقننه ایالتی، مونروویا ، ایندیانا ، و سالن شهر هر یک از آنها به سطوح مختلف حکمرانی در سه قسمت بسیار متفاوت ایالات متحده نگاه می کنند ، همه آنها داستان های مشابهی را در مورد اهمیت خدمات عمومی کوچک و بزرگ ارائه می دهند.

شما چی فکر میکنید؟ آیا با فیلم های سینمایی آشنا هستید فردریک وایزمن؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

شهر ، ایالت و شهر: سه نفر توسط فردریک وایزمن از طریق Metrograph تا 10 فوریه در حال نمایش است.

https://www.youtube.com/watch؟v=YTotdnzLqdo

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

صدای صدای من: نگاهی گذشته نگر به طلای Indie

یک دهه است که مجذوب ذهن مردم هستم مارلینگ بریت و زال بتمنگلیج، ارائه فیلمها و سریالهای تلویزیونی فریبنده که مدتها پس از پایان یافتن آنها ذهن زیادی را به ذهن می کشد. اولین دعوت من به کارهای درونی ذهن آنها در سال 2011 با فیلم مورد تحسین منتقدان بود صدای صدای من. در حالی که این سال به طور کلی برای یک سال بزرگ بود مارلینگ بریت، خط جلویی یک نمایش دیگر از Sundance زمین دیگر، صدای صدای من تبدیل به یک دیدگاه عمیقاً سرمایه گذاری شده می شود که فرقه های آن فرقه ای مانند کسانی را که به دنبال چه چیزی می روند ، ایجاد می کند مارلینگ و بتمنگلیج در آینده ایجاد خواهد کرد با دهمین سالگرد این ماه ، خودم را در آرزوی دیدن دوباره فیلم ، صدای دلهره آور و خواب آور مارلینگ بریتمگی یک بار دیگر فریب می دهد و مرا صدا می کند که به مقدسات زیرزمین و داستان غیرممکن خود برگردم.

آنچه این بازدید دوم ارائه داد ، نگاهی گذشته نگر به سفر سینمایی این دو سازنده ، مسیری است که تصمیم گرفته اند طی کنند و خلاقیتی که از آن زمان فقط قویتر شده است. به وضوح جنبه هایی وجود دارد که به ویژه در کارهای بعدی آنها تأثیرگذار است OA، و موضوعی که حتی 10 سال بعد نیز اهمیت پیدا کرده است.

“اگر از نزدیک گوش کنید ممکن است صدای صدای من را بشنوید”

صدای صدای من با ورود شخصیت های اصلی ما به قلب فرقه برای اولین بار آغاز می شود ، گذشته و سفر آنها بی ربط است ، “زندگی” جدید آنها از این لحظه شروع می شود. در حالی که آنها خود را برای این لحظه ورود آماده می کردند ، هر آنچه که گذشته بود افتاده است. دقیقاً مانند رفتار فرقه ای ، مهم نیست که چگونه به اینجا رسیده اید ، این مهم زندگی و خانواده جدیدی است که در آغوش می کشید.

صدای صدای من: نگاهی گذشته نگر به طلای Indie
منبع: تصاویر فاکس جستجوگر نور

بینندگان مانند پیتر در تاریکی هستند (کریستوفر دنهام) و لورنا (نیکول ویسیوس) همانطور که در خانه گشت می زنند ، مورد علاقه الکترونیکی قرار می گیرند ، از آنها می خواهند استحمام کنند و “با صابون سخاوتمندانه رفتار کنند” ، و قبل از اینکه به مکان نامعلومی منتقل شوند ، دستانشان را بسته و چشمانشان را بسته اند. سرانجام با رسیدن به مقصد ، آنها را به زیرزمینی هدایت می کنند ، در آنجا حبس می شوند ، از آنها خواسته می شود ذهن خود را باز کنند و آنچه را که می خواهند دریافت کنند بپذیرند – آینده و حقیقتی که به طور خاص برای آن انتخاب شده اند.

وقتی مگی ظاهر می شود ، صدای بریده شدن صدای او به آرامی ، اما در عین سادگی از سکوت ، تأثیر او فوراً آشکار می شود و از قبل ریشه دوانده است. همانطور که او به آرامی شروع به پخش داستان خود از یک مسافر زمان از سال 2054 می کند ، به نظر می رسد که همه از افراد مسخ شده و شیفته هستند. با این حال ، پس از ترک رنگ های نارنجی و گرم زیرزمین ، واقعیت بسیار سخت برمی گردد ، واقعیت متضاد ، نیت واقعی پیتر و لورنا را از افشای مگی به عنوان یک هنرمند موافق آشکار می کند – امیدوار است که از آسیب رساندن به پیروان بی چون و چرا جلوگیری کند.

با این حال ، جایی که به نظر می رسد سوicion ظن و دروغ در اطراف هر کلمه ای است که مگی بر زبان می آورد ، پارانویا و سو susp ظن نیز شروع به خزیدن می کند. آنچه که در ابتدا به نظر می رسد آغاز یک فرقه و دستکاری در حقیقت حیرت انگیزی ایجاد می شود ، بینندگان را با همان تصمیم پیتر روبرو می کند – فقط شما می توانید تصمیم بگیرید که چه عقیده دارید.

ایجاد فرقه

صدای صدای من اعدام درخشان در ذهن فرقه و روش های القا its آن است. همچنین این یک بررسی هوشمندانه طراحی شده است که چگونه حتی افراد به ظاهر قوی می توانند در پذیرفتن حقایق مفروضی که می شنوند تجزیه شود. یکی از اولین و مهمترین جنبه ها ، گرفتن عمل عادی سازی هر رفتاری است که ارائه شده و از افتخارات مگی خواسته شده است. از اولین لحظات ، پیتر و لورنا وارد زیرزمین می شوند ، کودکی در گوشه ای دیده می شود که خون آنها گرفته شده است. دیدن چیز عجیبی است اما کوچک ، فقط پیتر و دوربین آن را تصدیق می کنند. با کم دانستن دلیل ، آن را می پذیرید و ادامه می دهید.

صدای صدای من: نگاهی گذشته نگر به طلای Indie
منبع: تصاویر فاکس جستجوگر نور

هم پیتر و هم مخاطبان این قسمت کوچک را می پذیرند و اجازه می دهد با ادامه کار خود ، موارد بیشتری را بپذیرید. از اینجا رشد می کند ، بعد فقط با یک داستان ، سپس محافظت خود را رها می کنید و اجازه می دهید آسیب پذیری خود را ایجاد کنید ، سپس بدن خود را پاکسازی می کنید ، مسلح می کنید و آدم ربایی می کنید. می توانید شتاب فرقه ها را در طول تاریخ مشاهده کنید. تسریع در مورد آنچه که تقاضا می شود و یک عادی افزایش یافته است که این خوب نیست – تعیین یک میله و درخواست از شما برای ادامه فشار. صدای صدای من این جنبه را بلافاصله ضبط می کند و به کل فیلم گسترش می دهد.

این فیلم همچنین جذابیت درخشان مورد نیاز یک رهبر را به تصویر می کشد. آنها نیازی به قوی یا بلند بودن ندارند. آنها می توانند یک گل آرام باشند ، کلمات آنها سمی است که به آرامی از رگها و ذهن شما تراوش می کند. مانند یک روانپزشک که می تواند مردم را بخواند تا ثروتهایی را که بسیار مأیوسانه برای شنیدن آنها شنیده می شود ، به همین ترتیب یک رهبر فرقه نیز می تواند با دانستن زبان بدن و س rightالات مناسب برای پرسیدن. آنها می توانند شما را بهتر از توانایی خواندن خود بخوانند و همراه با این کاریزما ، نیرویی قابل حساب هستند.

با توجه به این ، درست مانند عادی بودن عمل ، رهبران فرقه راهی برای شکل دادن به اهداف خود دارند ، به طوری که به نظر می رسد آنها تصمیم موضوع هستند. در یک لحظه به شدت لایه لایه ، صدای صدای من سكوت مجموعه زیرزمین را قطع می كند ، مگی خواستار پیتر شد كه با صدای بلند بگوید كه او “یك مرد ضعیف” است و متعاقباً از او می پرسد “چرا”. او مسئولیت و پاسخگویی را به عهده پیتر می گذارد. او س alال را با صدای بلند پرسیده و همچنین پاسخ داده است. و گرچه برخی ممکن است بحث کنند که این می تواند به عنوان آزادی درمانی از خود تلقی شود ، اما این اعتماد اجباری است که از این پاسخگویی اجباری دستکاری می شود ، اعتمادی که اکنون می تواند بیشتر دستکاری و ساخته شود.

با این حال ، تمرکز فیلم فقط به مگی به عنوان یک رهبر بالقوه فرقه نیست ، بلکه به پیتر نیز توجه می کند صدای صدای من احساس دوگانگی و پیچیدگی بیشتر – صدای کی را می شنوید؟ پیتر ، که مادرش شیطان پرست شد و به زندگی خود پایان داد ، مأموریت دارد که فرقه ها و رهبران آنها را افشا کند – و در این مورد به طور خاص مگی. جایی که شما به عنوان مخاطب تصمیم می گیرید که در مورد مگی چه اعتقادی دارید ، در مورد پیتر نیز باید همان تصمیم گیری شود.

صدای صدای من: نگاهی گذشته نگر به طلای Indie
منبع: تصاویر فاکس جستجوگر نور

وی گفت: “او یک هنرمند است. او خطرناک است. ما باید او را فاش کنیم قبل از اینکه همه آن افراد خودکشی کنند. ” پیتر در درون خود بین ناتوانی در بخشش مادرش به خاطر جان باختن و رهائی که در پی آن تجربه کرده ، درگیر شده است. در نتیجه ، او به یک نیاز اساسی برای محافظت از دیگران که به عنوان مادرش می بیند – “آنها ضعیف هستند و به دنبال معنی هستند” – و تمایل شدید به تعلق به جایی پیدا کرد. شغل او او را به عنوان یک معلم جایگزین می بیند ، که هرگز کاملاً عضوی از یک سازمان نیست و زندگی عاشقانه او او را در مقابل لورنا قرار داده است ، که با شیاطین خود روبرو شده و بر آنها غلبه کرده است (مواد مخدر و توانبخشی).

همانطور که او در زندگی سیر می کند ، احساس می کند هیچ مکانی واقعاً از او نیست ، الکتریسیته جنسی و هاله مجذوب مگی ساختار رهبر و پیرو بالقوه را در بر می گیرد ، با هر تعامل و لحظه تأمل فرو می رود. و در حالی که شروع به باور می کند جایی را که به آن تعلق دارد پیدا کرده است ، خواه در ریشه های افشاگری وی باشد یا سخنان مگی ، پیتر پارانویا ، محفوظ و خصمانه تر می شود و او را درگیر وسواس و سردرگمی واقعیت می کند.

صدای صدای من: نگاهی گذشته نگر به طلای Indie
منبع: تصاویر فاکس جستجوگر نور

و کجا صدای صدای من در مفاهیم آن عالی است ، آنها هرگز بدون شخصیت های خوب و بازیگرانی که آنها را به تصویر می کشند ، طبقه همکف را ترک نمی کردند. هر شخصیت به زیبایی از طریق گفتگو و حرکات ساخته شده است صدای صدای من، نه تنها به یاد ماندنی بلکه تأثیرگذار است. مگی به طرز درخشان ساخته شده و توسط درخشان اجرا شده است مارلینگ بریت. او قسمتهای اولیه بشریت را به نمایش می گذارد – پذیرش و در بعضی مواقع حتی الکتریسیته جنسی که فریبنده و هیپنوتیزم کننده است. پیتر ساکت و مصمم است و بینایی را بین افتخار و وسواس دور می کند ، کریستوفر دنهام محاصره کامل مبارزه داخلی با چهره و چشمان رواقی که همیشه با شعله های عدم اطمینان می لرزد.

نتیجه

در حالی که به نظر می رسد این فیلم در مورد مگی و حقیقت داستان او است ، اما در واقع هیچ وقت در مورد مگی نبود – این فیلم در مورد پیتر بود و یاد گرفت تصمیم بگیرد چه چیزی را باور دارد – سپس کاملاً به این عقیده تسلیم شد. این فردیت باور در دریای مومن است زیرا در پایان ، فقط شما می توانید تصمیم بگیرید که واقعاً واقعی چیست.

چه زمانی صدای صدای من به پایان می رسد ، یک لحظه وجود دارد “حالا چه؟” در پایان و عدم قطعیت حقیقت ابهامی وجود دارد و ما را به این فکر وا می دارد که آیا واقعاً می توانیم شخصیتی را بشناسیم؟ تصویری که آنها از آنها ارائه می دهند صحیح است یا یک تصویر صوتی برای درک تصاویر پیش بینی شده توسط دیگران ، و حتی تصاویری که ممکن است خود ما به آنها ارائه دهیم ، نیازی به یافتن یک رهبر فرقه ندارید. آیا آنها کسی بوده اند که شما فکر می کنید ادعا می کنند یا این همه دروغ بوده است؟ در بیشتر مواقع ، هرگز نخواهید فهمید.

امسال با بزرگداشت سالگرد تاسیس آن ، و همچنان که سالن های نمایش در بسیاری از نقاط تعطیل هستند ، اکنون زمان آن است که این گوهر کلاسیک Indie را دوباره زنده کنید یا برای اولین بار آن را کشف کنید.

نظر شما در مورد Sound of My Voice چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

BLIZZARD OF SOULS: The Makings Of Oscar-Bait

مقاله ای از ‘Hollywood Reporter’ در اوایل ماه جاری چنین پیشنهادی را ارائه داد انگلپیروزی های مهم جوایز سال گذشته موجی از ورود “عجیب” را به گروه فیلم های بین المللی اسکار آغاز کرد. اصطلاح “عجیب و غریب” بعداً پس از واکنش در توییتر که این متن را نسبت به فیلم های غیرآمریکایی بیگانه و تسلیم کننده تلقی می کرد ، به “ژانر” تغییر یافت. من فکر می کنم این به روزرسانی بهتر از نسخه قبلی مقاله است که فیلم های خارجی مانند ویژگی های غیر طبیعی را تحریک می کند. با این وجود ، هنوز موضوع اصلی بهترین فیلم بین المللی مورد توجه قرار نگرفت ، این است که: جوایز اسکار به دلیل داشتن یک رأی دهنده مهم ، باید در یک اجماع گروهی به فیلم ها اعطا کند ، که همیشه موارد دیگر را مستثنی می کند. سینمای قطبی اکثر فیلم های ارسالی برای اسکار هنوز هم هستند و همیشه بر اساس توانایی جلب رضایت سلیقه هیئت رأی دهنده انتخاب می شوند. تسلیم لتونی در این سال ، حماسه ای جنگی با عنوان Blizzard of Souls (یا تفنگدار، عنوان بسیار بهتری ، در سایر کشورها) ، نمونه ای عالی از یک فیلم خارجی است که برای حساسیت در انتخابات اسکار و فیلم سازی ریسک گریز که چنین پذیرایی تبلیغ می کند ، تهیه شده است.

کاغذ بسته بندی زیبا روی جعبه خالی

این فیلم براساس رمانی از الكساندرس گرینز ساخته شده است و داستان رویایی جوان تفنگدار به نام آرتورس وگارس را روایت می كند (اوتو برانتویچ) در واحد لتونی تحت تزار روسیه که در جنگ جهانی اول در نبرد سسیس با حمله ارتش آلمان مبارزه می کنند. Blizzard of Souls زیبا و زیبا به نظر می رسد – در دوربین 4K دیجیتال – با دوربین فیلمبرداری و نور توسط والدیس سلمینš که بلافاصله یک فیلم جنگ جهانی اول را به ذهن متبادر می کند ، استیون اسپیلبرگرا اسب جنگی. در واقع کارگردان Dzintars Dreiberg و سلمینš عکسهای زیادی از دوباره ایجاد کنید اسپیلبرگو حتی ترنس مالکفیلم های جنگی به روشی مکانیکی و کاملاً فنی که فاقد بسیاری از احساسات عاطفی این دو کارگردان و همکاران DP مربوطه هستند ، یانوش کامینسکی و امانوئل لوبزکی، تصور کنید

BLIZZARD OF SOULS: The Makings Of Oscar-Bait
منبع: کولت فیلم

آنچه ما به دست می آوریم عکسهای گسترده دشتهای چمنزار زیبا ، کوههای برفی با شکوه و مزارع گندم طلایی است که زیبایی های طبیعت را با وحشت جنگ در کنار هم قرار می دهد مالک بسیار موثر در خط قرمز نازک. حتی یک سکانس از آرتورس و دیگر سربازانش وجود دارد که در میان چمن های بلندی که سکانس هایی را از آن تقلید می کند ، خمیده اند مالکشاهکار شلیک دیگری از آرتورس و نامزدش که در چمن غلتیده است تقریباً شوت به شوت است که فرانس و فانی همان کار را انجام می دهند مالکرا یک زندگی پنهان. اگر هیچ یک از اینها مسئله ساز نخواهد بود Blizzard of Souls داشتید ، می دانید ، روح برای شروع این فیلم زمان دو ساعته خود را صرف انجام یک دموی حلقه برای فیلمبردار خود می کند. دريبرگ الهامات و نکات خود را در مورد آنچه که به عنوان یک فیلمساز توانایی انجام آن را دارد ارائه می دهد اما از هر دیدگاه واقعی یا اخلاقی فراتر از وطن پرستی کلیشه ای از رمان منبع ، صرف نظر می کند ، ما فقط یک رشته عکس داریم که به عنوان تصویر زمینه برای یک کامپیوتر حماسی به نظر می رسد.

بدون روده ، بدون خطر

Blizzard of Souls بی احساس و سفت است و به عنوان یک فیلم جنگ میهنی ، بحث های سیاسی آن کاملا گیج کننده است. گرچه این مسئله معمای جالبی است که مردم لتونی در گیر و دار بودن بین کایزر آلمانی و رژیم های ظالمانه تزار روسیه درگیر جنگ برای استقلال هستند ، اما هیچ یک از ابهامات اخلاقی آن از طریق هیچ گونه خطر واقعی منتقل نمی شود. نتیجه فیلمی است که در آن هیچ سرمایه گذاری عاطفی برای زنده ماندن شخصیت ها انجام نمی شود زیرا هیچ وقت مخاطب قرار نمی گیرد و قوس های داستانی هرگز تثبیت نمی شوند. اگر بخواهیم باور کنیم که این فیلم کلاه خود را بر سر وطن دوستی آویزان می کند ، کاملاً قانع کننده نیست.

BLIZZARD OF SOULS: The Makings Of Oscar-Bait
منبع: Kult Filma

این فیلم در مورد فیلم بزرگسالی نیز صدق می کند. Arturs به ​​سختی در معرض هیچ خطری قرار دارد و اگر چنین باشد ، دوربین و تدوین بیش از آنکه به او انسانیت بدهد ، بیشتر به فکر این است که خطر او را به عنوان یک فیلم پرفروش حماسی جلوه دهد. مقایسه آسان و ناعادلانه این است که چگونه عیلم کلیموفرا بیا و ببین، که همچنین به جنگ جوانان به نمایندگی از یک دولت ملی روسیه علیه آلمان ها می پردازد ، بلاروس را به یک جهنم خشمگین تبدیل می کند که با ادامه فیلم تقریباً احساس یک سیاره خارجی می کند. البته، کلیموفایده این بود که جنگ به عنوان شکنجه ای بی وقفه به نظر برسد ، نه تنها جسم جسمی بلکه روح و روان را بکشد و ما را به عنوان مشارکت کننده شر این شرور قرار دهد. Blizzard of Souls جنگ را مانند یک بازی ویدیویی یا نقاشی دیواری باشکوه جلوه می دهد. امتیاز صعودی (توسط Batman Beyond آهنگساز لولیتا ریتمانیس) ، که اغلب در طول فیلم به عنوان عصای احساسی برای جبران استفاده می شود برانتویچ که یک عملکرد رباتیک افتضاح و عالی ارائه می دهد ، خوب به نظر می رسد اما فقط ماده دیگری است که دريبرگفرض می کند باعث می شود فیلم او جدی تر گرفته شود.

نتیجه

این عیب نهایی است Blizzard of Souls – این فیلمی است که از چیزهایی ساخته می شود که یک فیلم خوب معمولاً از آن ساخته شده است ، اما بدون هیچ موضوع جامعی برای اتصال آنها یا دیدی برای حمل آنها به جلو است. این یک کلیشه است به معنای واقعی ، با گرفتن نمای یک درام شورانگیز اسپیلبرگی بدون هیچ روحیه ای ، و طراحی بصری اثبات شده یک مالک فیلم بدون هیچ اشتیاق. این فیلمی است که در کم عمق ترین معنی و با توجه به رأی دهندگان اسکار طراحی شده است.

Blizzard of Souls در حال حاضر در سینماهای مجازی سراسر ایالات متحده بازی می کند.

https://www.youtube.com/watch؟v=g8RP5URS3rk


Blizzard of Souls را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

سوهام گادره

Soham Gadre نویسنده / فیلمساز در منطقه واشنگتن دی سی است. او برای هایپرآلرژیک ، نوت بوک MUBI ، Popula ، Vogue Visages و Bustle در میان دیگران نوشت. او همچنین به طور تمام وقت برای یک سازمان غیرانتفاعی زیست محیطی کار می کند و نمایش دهنده جشنواره فیلم محیط زیست است. در خارج از فیلم ، او طرفدار شیکاگو بولز و مکرر مراکز غذایی است.