عشق پازل: 3 فیلم از هونگ سان سان

من در مورد فیلمساز کره جنوبی نوشته بودم هونگ سان سو سال گذشته در طول انتشار تئاتر ایالات متحده از چمن و سرانجام این فیلم را در لیست 20 فیلم برتر من برای سال 2019 قرار داد ، سالی که من یکی از بهترین های سینما را در حافظه اخیر می دانم. من مشتاقانه به دنبال جستجوی بیشتر در مورد او بودم و امسال ، به لطف من ، سه مورد دیگر از فیلم های او برای اولین بار در ایالات متحده در دسترس عموم بوده است. به محوری برای افزایش جریانهای آنلاین فیلمها ، بلکه موفقیت آنها نیز هست انگل در اسکار ، که درهای آگاهی بسیاری از آمریکایی ها را به سینمای کره جنوبی باز کرد. این واقعیت که پیروزی اسکار برای این امر لازم بود جای تردید دارد ، اما این بحث برای بار دیگر است. آنچه در حال حاضر واقعاً مهم است این است که این فیلم ها در دسترس هستند و اگرچه نقص آنها وجود دارد ، مطمئناً همه ارزش تماشای آنها را دارند.

زن در ساحل (2006)

عشق پازل: 3 فیلم از هونگ سان سان
زن در ساحل (2006) – منبع: Mirovision

من این سری از فیلمها را بطور زمانی شروع کردم زیرا من به یک هنرمند معتقدم که در طول زمان ایده های هنری و خود را تغییر می دهد ، تغییر می کند و تغییر می دهد. هونگ سانگ سو با مقایسه شده است اریک روهر بارها در گذشته و فیلم 2006 او زن در ساحل ، در یک چاپ تازه بازسازی شده که من از طریق فیلم در اتاق نمایش مجازی مرکز لینکلن مرکز پخش کردم ، یک مقدمه عالی برای فیلمساز و آنچه باعث مقایسه او با رودر می شود. در واقع این بسیار عالی است که فیلم نه تنها مضامین را به اشتراک می گذارد ، بلکه چندین عکس ، بریدگی و یک عنوان با درام در سال 1983 رابط پائولین در ساحل.

زن در ساحل حول محور سفر به ساحل که توسط یک زوج جوان به نام کیم مون سوک گرفته شده است (برو هیون جونگ) و چوی سون هی (آهنگ سون-می) و دوست فیلمساز مون سوک که در فیلم به عنوان “کارگردان کیم” گفته می شود (کیم سونگ وو) با پیشرفت فیلم ، کارگردان کیم و Sun-hee عاشقانه ای را تولید می کنند که مون سوک را در غبار فرو می برد. هم فیلم های روهر و هم هونگ ، کارهای عاشقانه گسترده ای دارند و فراز و نشیب های روابط را از طریق عشق ورزی ، دعوا و بحث و گفتگو در ذهن انسان بررسی می کنند ، اما رویکرد هونگ به جای ابتکاری بودن یا سینمایی بودن ، به دنبال واقع گرایی است. در اینجا به غیر از زوم دوربین مشخصه هون ، استعدادی زیاد وجود ندارد ، که هم به عنوان سازنده تنش چشمگیر (در صورت بزرگنمایی) و هم برای کمک به کمدی (زوم) استفاده می شود. معنی دار ترین مکالمات همه در مکان های آشنا و مورد انتظار – یک رستوران ، اتاق خواب ، در اتومبیل ، پیاده روی در خیابان – اتفاق می افتد و سادگی این لحظه ها پیچیدگی پویایی هایی را که در دست دارد ، باور دارد.

چندین لحظه در فیلم وجود دارد که سعی در تعریف یک رابطه دارند و معمولاً از طریق مکالمات حلقوی (بسیاری از آنها توسط خود بازیگران بداهه می روند). کمی طنزآمیز نشان داد که مون سوک و خورشید با وجود اینکه یک زوج هرگز رابطه جنسی نداشته اند ، و دومی از این دلیل استفاده می کند که چرا خودش را مجرد می داند. مون سوک فردی ساده لوح و نجیب است و روابط خود را با Sun-hee بسیار جدی تر از آنچه انجام می دهد رفتار می کند ، و علی رغم دانش بدیهی که کارگردان کیم در تلاش است تا روی Sun-hee بیفتد ، او کاری برای مقابله نمی کند. آی تی.

هوای کسل کننده ای در مورد این فیلم وجود دارد که به هیچ وجه به من چنگ نمی زد. بخش عمده ای از مکالمات فیلم و کمان های شخصیت اصلی نیز در نیمه راه فیلم از بین می روند. با این حال ، هونگ چه خوب انجام می دهد ، این است که به شخصیتهایش اجازه دهید مناطق مختلف خاکستری در آن بازی کنند. او همچنین یک رویکرد تحلیلی تر نسبت به عاشقانه و روابط انسانی دارد که معمولاً توسط شخصیت هایی که چیزهایی را با اصطلاحات منطقی توضیح می دهند ، از بین می رود. صحنه ای وجود دارد که کیم از یک نمودار هندسی برای نشان دادن به Sun-hee فرآیند فکر در پشت چرا مردم در یک رابطه انکار می کند استفاده می کند. این یک استفاده جذاب ، اما دستکاری کننده از “منطق” برای توضیح یک مسئله اخلاقی است. این و سایر لحظه ها نکات برجسته ای هستند که فیلم را از از بین رفتن کاملاً بی تحرکی باز می دارد.

زن در ساحل مانند یک قاشق غذاخوری بستنی وانیلی است ، نمی خواهد کسی را تحریک کند ، اما از نظر جهانی بسیار قابل تحمل است. گفتگویهای معاشقه ، دلخراش در مورد عشق ، احساس تنهایی و رها کردن ، و دستکاری ها و دروغهایی که روابط را در هم می شکند ، مناسک اساسی گذر است که تقریباً همه از آن عبور می کنند. این رویدادها با روشی ناامید کننده و چرخه ای در این فیلم ارائه می شوند ، که ، برای جلب اعتبار به رئالیسم که هونگ سعی در القای آن دارد ، فقط طبیعی است ، اما دقیقاً برای سینمای هیجان انگیز نیست.

Hill of Freedom (2014)

عشق پازل: 3 فیلم از هونگ سان سان
تپه آزادی (2014) – منبع: فاینانس

معماهای منطق به طور کلی عصبی هستند که توسط فیلمسازان ژانر برای بالا بردن خمیرشان به یک تجربه روشنفکرانه و نمادین تر استفاده می شود. کریستوفر نولانرا یادآوری احتمالاً مناسب ترین نمونه این و تپه آزادی را می توان از بسیاری جهات به عنوان نسخه شخصی خود Hong Sang-soo در نظر گرفت یادآوری. با این حال ، به طور معمول یک رئالیست ، تصور هون در مورد حل هر چیزی نیست. معما در اینجا صرفاً مکانیزمی برای کمک به روایت است – زنی به نام کوون (سئو یانگ هووا) نامه ای از نامه های ارسال شده توسط طرفداران سابق را بر روی پله ها می گذارد و حالا باید آنها را به صورت زمانی به هم برگرداند تا او را ردیابی كنند.

این استعاره ابتکاری است برای ارتباط مجدد با مردم از گذشته ما چقدر دشوار است. قطعات با گذشت زمان پراکنده می شوند ، خاطرات ناقص می شوند ، آشنایی از بین می رود و حالا باید دوباره بپیوندید. مکاتبات کوون با موری است (ریو کاز) ، مردی ژاپنی که اخیراً به کره جنوبی بازگشته است. او در رختخواب و صبحانه می ماند و ما از طریق نامه هایی که توسط Kwon of Mori در کره جنوبی جمع آوری شده است ، بیشتر اوقات خود را در یک کافی شاپ به نام Jiyugaoka (“تپه آزادی”) جمع می کنیم.

مانند زن در ساحل، مکالمات موری همه در مکانهای معمولی و آشنا اتفاق می افتد که افراد ممکن است در آنجا جمع شوند و شایعه شوند. باز هم ، بررسی های مربوط به عشق و روابط بسیار دور است و موری کارگردان این فیلم کیم است اما بسیار ناخوشایندتر است و آب آن از آب خارج است. این فیلم بیشتر به چیزی شبیه است وودی آلن نسبت به اریک روهر ، و این به روشی است که موری خودش را در این فیلم سیر می کند ، هم منتقدان آگاه و هم فکر برای افرادی که با آنها ملاقات می کند و همچنین یک شخصیت ساده لوحی درباره خودش.

او مفاهیم فلسفی عشق را با پیشخدمتی بنام Young-sun (Moon So-ri) در جیوگوکا که او در آخر خواب است و او بر سر آنچه که امیدوار است آینده او با کوون باشد ممکن است تلاش کند ، یا حتی اگر او را بپذیرد. همانند کارگردان کیم ، موری به عنوان شبه روشنفکری با من روبرو شد و طبیعت عجیب و غریب خود مطمئن که ممکن است یک پیش بینی هونگ از خودش باشد ، مرا کمی غافلگیر کرد. بی شرمانه بودن مکالمات وی با افراد کره ای که ظاهراً ابر تیره ای از تاریخ امپریالیستی وجود دارد که بر همه آنها آویزان است ، نشستن با آنها صادقانه دشوار است. بخش اعظم سبک هونگ بدون تغییر با کارآزمایی هوشیار باقی مانده است و به معنای عملکرد آن به عنوان نشانگر افزایش و سقوط درام است ، و همچنین نشانگر آنچه در سمت چپ قرار دارد خاموش صفحه نمایش چی تپه آزادی به پایان می رسد یک کیف ترکیبی از تکنیک های به خوبی توسعه یافته و ایده های خوب است که توسط یک شخصیت مرکزی کاملاً خاموش و روشن خنثی می شود.

Yourself and Yourrs (2016)

عشق پازل: 3 فیلم از هونگ سان سان
Yourself and Yourself (2016) – منبع: شرکت فیلم Jeonwonsa

یافتم خودت و خودت از لحاظ موضوعی بسیار جالب تر و جذاب تر از فیلمهای قبلی در این سریال باشم ، در حالی که هنوز هم از طول موج مستقیم من کاملاً مطابقت ندارد چمن که من هنوز بهترین فیلم هونگ را (هنوز مشهورترین اثر او را ندیده ام) در حال حاضر ، اشتباه پس از آن) دلیل اصلی این که این شخص بیشتر وتر کرده است که عشق را به عنوان چیزی سورئالی و غیرقابل تحمل تلقی می کند ، این است که بگوید این مفهومی است که افراد را در تصمیم گیری های غیر منطقی تحت تأثیر قرار می دهد و همه چیز را به رحمت خود می برد. یک بار Mijung (لی یو-جوان) در طی یک بحث و گفتگوی داخلی اعلام می کند که او و دوست پسر جوانسو (کیم جو هیوک) باید استراحت کند ، Youngsoo بقیه فیلم را صرف ناامیدی از غیبت دوست دخترش می کند. در همین حال Minjung – یا حداقل ، کسی که شباهت دارد Minjung – تاریخ چندین مرد دیگر.

همچنین ببینید

WASP NETWORK: همه لباس پوشیدن و جایی برای رفتن ندارند

هویت Minjung همان چیزی است که تئوری فیلم را در مورد عشق کار می کند زیرا واقعاً حلقه ای را به انتظارات ما از یک درام رابطه می اندازد. چندین مورد وجود دارد که Minjung خود را دوباره به عنوان یک شخص متفاوت با مردان مختلف معرفی می کند ، در حالی که تقریباً هر روز در یک نوار که در آن به شدت بنوش می رود ، ملاقات می کند. ناگهان ، مانند Youngsoo ، ما شروع به از دست دادن حس مکان و زمان در فیلم می کنیم و دائماً حدس می زنیم که سخنان و اعمال آنها غیرقابل اعتماد است. پرش از موقعیت مکانی فیلم و کاهش سخت به رنگ سیاه نیز باعث می شود واقعیت های متناوب و جدول زمانی مشخص به وجود بیایند. هونگ در تبدیل درام های رابطه به پازل مهارت دارد و این تئوریک تر از منطقی است ، و به واسطه این فضیلت ، سرگرم کننده تر است.

Youngsoo ، یک رمانتیک ناامید ، به طور مداوم به مردم اعتراف می کند که او عمیقاً عاشق مینجونگ است – تا جایی که یکی از دوستان زنش او را صدا می کند ، و همه مردان ، احساساتی – اما Minjung که او عاشق آن است ، تنها بخشی از یک فرد کامل دو مرد دیگر که “او” به هم می پیوندند در یک روایت غیرقابل اعتماد گرفتار می شوند وقتی مینجونگ بعدا در این فیلم اصرار دارد که قبلاً آنها را ندیده است. خودت و خودت بسته به اینکه آیا شما در استعاره های بازیگوش آن کار می کنید ، کار کنید. برای من ، Minjung به عنوان یک استعاره از یک “تثبیت” است که مردان به یک زن که تبدیل به هدف مجرد تمایل خود است ، relatable ترین مشاهده هون در عشق است.

زن در ساحل ، هیل آزادی ، و خودتان و دیگران در حال پخش به عنوان بخشی از گذشته نگرانه هون سانگ سو در فیلم در سینمای مجازی مرکز لینکلن هستند

https://www.youtube.com/watch؟v=n98k-Psg_Qo

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

البته بعد از شماره 30: THE WOO HE LOOKS (2014)

Queelled Ever After یک ستون دو ماهه است که در آن نگاهی به فیلم های LGBT + می اندازم که به شخصیت هایشان خوشبختانه و عاشقانه پس از همه می بخشند. اسپویلرهایی وجود خواهد داشت.

در فیلم برزیل راهی که او به نظر می رسد، نوشته و کارگردانی دانیل ریبیرو، لئو (Ghilherme Lobo) یک پسر نوجوان نابینا است که از بی پروایی والدینش احساس ناتوانی می کند. اکثر همسالان به دلیل اختلافش مورد ضرب و شتم در مدرسه ، تنها دوست وی جیوانا است (تس آموریم) این دو از بدو کودکی بهترین دوست بوده اند و هرچه بزرگ شدیم ، جیوانا اظهار داشت که ممکن است او بیشتر از دوستی با لئو علاقه داشته باشد ، با این حال ، او هرگز به این نکات توجه نکرده است ، و همچنین به این امر علاقه ای ندارد. مسیر. یک روز ، بچه جدید گابریل (فابیو آئودی) با لئو و جیوانا ، اما به خصوص لئو ، سریع ظاهر می شود و دوست می شود. هرچه پسرها نزدیکتر می شوند ، جیوانا احساس می کند هر چه بیشتر کنار می رود و لئو شروع به سقوط برای گابریل می کند. این فیلم بر اساس بود ریبیروفیلم کوتاه سال 2010 من نمی خواهم به تنهایی برگردمکه همان بازیگران را در نقش های لئو ، جیووانا و گابریل بازی کرد.

ماچ و بوسه

یکی از نکات مهم طرح این است که لئو و جیووانا هنوز اولین بوسه خود را تجربه نکرده اند. جیووانا می خواهد این مسئله را پشت سر بگذارد ، فقط می خواهد کسی او را ببوسد ، و اگر کسی لئو باشد خیلی ناراحت نمی شود. وقتی گابریل ظاهر شد ، او خوشحال می شود او را نیز ببوسد ، و او در یک مهمانی امتحان می کند ، هرچند که او پیشرفت های او را رد می کند. لئو می خواهد اولین بوسه اش چیز خاصی باشد ، اما او فکر نمی کند که کسی از این طریق او را دوست داشته باشد. همه چیز یک شب در مهمانی سر می زند که توسط همکلاسی کارینا پرتاب شده است (ایزابللا گاسکو) ، که او نیز به جبرئیل خرد می کند. در طول مهمانی ، بچه ها تصمیم می گیرند که بطری را بچرخند. وقتی محبوب است ، دختر خوشگل مارتا (باربارا پریرا) چرخش بطری ، قلاب فابیو (پدرو کاروالو) بطری را جلوی لئو متوقف می کند. با این حال ، فابیو قصد ندارد لئو را ببوسد مارتا ، در عوض ، او سگ کارینا Pudding را انتخاب کرد و قصد دارد لئو را ناآگاهانه سگ را ببوسد.

البته بعد از شماره 30: THE WOO HE LOOKS (2014)
منبع: رشته آزاد

جیووانا و گابریل همانطور که لئو قصد دارد لبهای توله را ببندد وارد اتاق می شوند و جیوانا لئو را از مهمانی بیرون می کشد. البته او تصوری نداشت كه قصد ندارد مارتا را ببوسد بلكه یك سگ است ، بنابراین او فقط به این فکر می كند كه جیووانا حسود است و سعی در كنترل او دارد. گابریل پس از پیاده شدن در خانه ، سعی می کند لئو را برای ترك مهمانی بیرون بكشد. لئو معتقد است که واقعاً قرار بود چه اتفاقی بیفتد ، گابریل همچنین نمی خواهد اولین بوسه اش را بخواهد. سپس ، گابریل لئو را می بوسد و فرار می کند ، و لئو را هم گیج و خوشحال می کند.

اینها هنوز یک زن و شوهر نمی شوند. گابریل هیچ ایده ای ندارد اگر لئو برای او همینطور رفتار کند ، بنابراین به جای اینکه بخواهد او را در مهمانی ببوسد ، گابریل بیش از حد مست شده است تا آنچه را که اتفاق افتاده است به خاطر بیاورد ، بنابراین لئو آن را ذکر نمی کند. در طی یک سفر در اردوگاه آخر هفته در مدرسه ، لئو متقاعد می شود که گابریل در واقع به کارینا علاقه مند است زیرا او بیشتر سفر خود را با او می گذراند. همچنین در این سفر است که لئو به Giovana اعتراف می کند که او نسبت به گابریل احساساتی دارد. بعد از این سفر ، گابریل به خانه لئو می رود و اذعان می کند که کارینا سعی کرد با او ارتباط برقرار کند ، اما به شخص دیگری علاقه مند است ، کسی که او را بوسیده است اما در صورت بازگشت این احساسات مطمئن نیست. لئو با بوسیدن گابریل پاسخ می دهد.

بچه ها می توانند بی رحمانه باشند

قبل از شروع نوشتن این ستون ، خواندم ویتو روسورا کمد سلولز: همجنسگرایی در فیلم ها. این کتاب ، که بعداً در یک فیلم مستند اقتباس شد ، نگاهی کلی به فیلم های کدگذاری شده با کوئین و کوئین (عمدتاً آمریکایی) بود که دوره سکوت تا اواسط دهه 1980 داشت. نکته ای که هنگام خواندن کتاب برای من به وجود آمده و در رابطه با این فیلم این است روسو یک سینمای مشترک را در فیلم های دهه 1980 مشخص کرد ، جایی که منجر شدن به مردان به اندازه مردان دیگر این فیلم به اندازه ماشینی یا پرخاشگرانه نخواهد بود ، بنابراین به خاطر همجنسگرایانه درک شده وی مورد آزار و اذیت قرار می گیرند. مانند روسو در رابطه با فیلم 1984 در صفحه 258 نوشت بدون امور کوچک:

البته بعد از شماره 30: THE WOO HE LOOKS (2014)
منبع: رشته آزاد

گفتگوی همجنسگرایان در بدون امور کوچک به احمق داده می شود که سرانجام قهرمان ما تحقیر می شود وقتی که (جان) گریه کن عاشقانه ها دمی مور، یک پیرزن پیشرفته این به معنای هیچ چیز نیست زیرا احمق اشتباه اثبات شده است ، که توسط این واقعیت خرد شده است گریه کن واقعاً مستقیم است اگر گریه کن آیا همجنسگرا بوده است ، آیا او مستحق آن همه سوءاستفاده بود؟ احتمالاً چنین است. وقتی یک شخصیت همجنسگراست ، این قهرمان است که جوک f * g را می کند. ما قهرمان را دوست داریم هنگامی که شخصیت مورد نظر مستقیم است ، فاحشه ها به اشتباه ثابت می شوند. ما هنوز قهرمان را دوست داریم قهرمان همیشه مستقیم است و بچه های مستقیم همیشه دوستان ما هستند. شخصیت همجنسگرا همیشه از دست می رود. “

راهی که او نگاه می کنداین طایفه قدیمی را می گیرد و در انتهای فیلم آن را روی سرش می اندازد. در طول فیلم ، لئو توسط سایر پسران کلاس او مورد آزار و اذیت قرار می گیرد. در ابتدا ، او را به دلیل نابینایی او قلدری می کنند ، و ماشین تحریری با صدای بلند او مجبور است از کلاس استفاده کند. هنگامی که گابریل ظاهر شد و به لئو نزدیک شد ، زورگویی آنها به نوبت دیگری رخ می دهد. با نزدیک شدن لئو و گابریل ، پسران دیگر توجه به روابط عاشقانه خود را یادداشت می کنند و آنها را اذیت می کنند. حال اگر در مورد آن صحبت می کردیم بدون امور کوچک، لئو با آن اغوا کردن مارتا ، که به عنوان زیباترین دختر مدرسه شناخته می شود ، تمام پسران دیگر را اشتباه نشان داد. در عوض ، او با اثبات درست آنها ، آنها را اشتباه نشان می دهد.

در پایان فیلم ، پس از اینکه لئو و گابریل به طور رسمی زوج شدند ، اگرچه فقط جیوانا می داند که مطمئناً ، این سه نفر در پایان روز مدرسه به خانه می روند ، لئو با دستی که دارد برای پشتیبانی از بازوی بالای گابریل نگه داشته است ، وقتی پسران دیگر به سرپرستی فابیو دوباره شروع به تعقیب آنها می کنند. پس از آن است که لئو دست خود را از بازوی بالای گابریل حرکت می دهد و آنها به طرز محکم دستان خود را بستند و به خانه خود ادامه می دهند. این عمل باعث می شود که پسران دیگر به دلیل بی ادب بودن وی ، فابیو را روشن کنند ، از نظر آنها این همه سرگرم کننده و بازی ها بود که در هنگام محکوم کردن دو پسر فرضی مستقیم با یک دوستی بسیار نزدیک ، اما یک بار تأیید شد که رابطه آنها عاشقانه است ، از این قبیل طعنه زدن دیگر خوب نبود. اکنون بدیهی است ، دست انداختن حتی قبل از تأیید وضعیت روابطشان اشکالی ندارد ، و فیلم هرگز آن را به این صورت معرفی نمی کند ، اما این یک تلنگر جالب از یک طایفه قدیمی است.

البته بعد از شماره 30: THE WOO HE LOOKS (2014)
منبع: رشته آزاد

در نتیجه: راهی که او به نظر می رسد

راهی که او به نظر می رسد فیلمی مهیج در سنین جوانی است که عاشقانه فوق العاده شیرینی بین لئو و گابریل در هسته اصلی آن دارد. ریبیرو توانست فیلم کوتاه برنده جایزه خود را ، که شما نیز باید آن را تماشا کنید ، بگیرید و ضمن حفظ قلب کوتاه ، آن را در یک داستان طولانی تطبیق دهید.

همچنین ببینید

FIDELITY HIGH Season 1: Playlist of Heartbreak & Self-بهبود

راه او به نظر می رسد در 24 اکتبر 2014 در انگلستان و 7 نوامبر 2014 در ایالات متحده آمریکا ظاهر شد. برای همه تاریخ انتشار دیگر ، اینجا را ببینید.


راهی را که به نظر می رسد تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!