روش های خوب: یک افسانه شکسته

غالباً ممکن است فرد با یک فیلم عجیب و غریب برخورد کند و تصمیم بگیرد هنگام تصمیم گیری در مورد آنچه با آنها فاصله گرفتیم ، بیننده را از دست بدهد. فیلم برزیلی رفتار خوب متناسب با این قالب از بسیاری جهات. کارگردانی شده توسط مارکو دوترا و جولیانا روژاس، این فیلم تلاش می کند تا یک ملیله را که به شدت تحت تأثیر نیاز خود به بسته بندی دو داستان قرار دارد ، ببافد و در عین حال تنها به نوعی مانع از فرود شود.

روش های خوب: یک افسانه شکسته
منبع: کانال +

کلارا ، یک پرستار درونگرا و نیاز به کار ناامید کننده ، کار را به عنوان یک پرستار بچه زنده برای یک مادر مجرد جوان ، مرفه و به زودی به نام آنا انجام می دهد. آنچه به عنوان روابط پرتنش کارفرمای / کارمند آغاز می شود ، به زودی در یک عاشقانه صخره ای رخ می دهد که در اثر تراژدی به وجود آمده است. در طول فیلم ، مشخص می شود که آنا پس از بارداری در طی یک شب ایستاده ، از خانواده ثروتمند و نامزد سابق وی جدا شده است. اکنون ، آنا در حال ترس و وحشت ، تنها مانده است که فرزند خود را با کلارا به عنوان تنها معشوقه و مومن او بزرگ کند. خیلی مستقیم جلو ، درست است؟ تا عمل دوم ، یعنی.

عشق می داند بدون ژانر

تراژدی فوق الذکر در نقطه میانه فیلم قرار می گیرد و لحن ، سبک و حتی ژانر را به طور کلی تغییر می دهد. در آخرین دوره بارداری ، آنا شروع به ایجاد رفتارهای عجیب و غریب در قالب هوس های سیری ناپذیر برای گوشت و خوابیدن از طریق شهر برای خوردن یک گربه ولگرد می کند. بله ، شما آن را صحیح و نه خوانده اید ، این لحظه غم انگیز نیست ، بلکه آغاز یک عجیب و غریب و خراش آور یک عمل دوم است.

اسپویلرهای جزئی پیش رو هستند ، اما هیچ چیز تریلر به طریقی آشکار نمی شود.

روش های خوب: یک افسانه شکسته
منبع: کانال +

کلارا تمام تلاش خود را می کند تا رفتار آنا را منطقی جلوه دهد تا اینکه به خانه بیاید تا مادر جوان را مرده پیدا کند و گرگ شیرخواره ای که در کف این نزدیکی گریه می کرد گریه می کند. بدین ترتیب فیلم شماره دو شروع می شود ، جایی که کلارا برای بزرگ کردن کودک لیکان آن را به خود می گیرد و ده سال از بیماری نادر چرخه قمری خود را از جهان مخفی می کند در حالی که هنوز به کودک اجازه می دهد کودکی کمی عادی داشته باشد. آنچه در ادامه می خواند ، داستانی است در سنین جوانی که پسر خوش ذوق ، جوئل ، حقیقت را درباره گذشته خود با نتایج فاجعه آمیز می آموزد.

از آن زمان سخت است به یاد بیاورید یک هشتاد و یک از این شدید رابرت رودریگز از هنگام غروب تا طلوع آفتاب.

من یک گرگ بینابینی بودم

رفتار خوب، روی سطح ، یک درام عاشقانه با قدم های عجیب و غریب است که دارای برخی عناصر ترسناک است و تمام تلاش خود را برای برانگیختن احساس عشق ، از دست دادن و پیدا کردن خود شخص انجام می دهد. متأسفانه مسیری که داستان نویسان انتخاب می کنند ، زمان اجرا بیشتر از حد مورد نیاز است. کشش دو ساعت گذشته ، صحنه های مختلفی وجود دارد که نیاز به ترمیم و بازنویسی دارند ، تنها در صورت ادامه حرکت. به عنوان مثال ، شروع فیلم واقعاً به اندازه نیم ساعت نمی رسد ، هرگز قبل از آن چیزهای جالبی را دست نخورده و باعث نمی شود که بتوانید سربازان را از طریق همه روزه این دو نفر آشنا کنید. یکی دیگر. تا زمانی که پدر جوئل این حرف را ناراحت نمی کند این داستان فراتر از عاشقانه ملودراماتیک آن است ، که به تنهایی می توانست تأثیر بیشتری داشته باشد در صورتی که در ابتدا به آن اشاره شده بود.

روش های خوب: یک افسانه شکسته
منبع: کانال +

جوئل پیش از نوجوان ، دوگانگی زیبایی را به طرح اضافه می کند ، کلارا را از یک درونگرا تنها به یک مادر خروجی و سرگرم کننده در حال تغییر تبدیل می کند که با پسر فرزند خود شادی می یابد. در حالی که خود جوئل یک بازیگر کودک جذاب است که هر صحنه ای را که در آن قرار دارد با توسعه شخصیت های خوب نوشته شده ، روشن می کند. همه بچه‌هایی که در این کار به تصویر کشیده شده ، زودرس هستند بدون اینکه سعی کنند مانند هر چیز دیگری غیر از سنشان عمل کنند. نیازی به گفتن نیست ، نیمه دوم از نظر طرح نسبت به مجموعه اولیه چیزهای بیشتری برای ارائه دارد ، این شرم آور است زیرا عشق بین کلارا و آنا می توانست بیشتر جستجو شود تا اینکه به طور ناموزون عجله شود. لحن موجود در نقطه میانه با وجود معدود پلاستیک های درخشان که هرگز کاملاً مورد توجه قرار نمی گیرند ، از نظر احساس و درخشان تر است. یکی از مشکلات این چنین است که چرا کلارا پس از آنکه آنا را در آپارتمان خود درگذشت ، با یک نوزاد جدید به شهر کوچک خود بازگشت؟ ممکن است شخصی تصور کند که پلیس برای کلارا چند سؤال خواهد داشت اما این مسئله به طرز حیرت انگیزی هرگز توسط کسی در فیلم مطرح نمی شود.

هیچ چیز خاصی در مورد اثرات وجود ندارد

با فیلمبرداری از یک بچه گرگ ، باید جلوه های ویژه ای مورد بحث قرار گیرد. با استفاده از ترکیبی از جلوه های عملی و دیجیتالی ، نتایج به همان اندازه که پیش بینی می شوند چشم نواز نیستند. هر زمان که جوئل گرگ تمام عیار باشد ، او مانند یک سگ کارتونی با عبارات انسانی به نظر می رسد که تضاد دقیقی با دنیای واقعی در تعامل با شخصیت دارد. او به نظر نمی رسد در ظاهر وحشتناک باشد ، در عوض خارج از مکان در مقایسه با صحنه های تحول که جویل با بازی نامعقول بازی کرده است میگوئل لوبو، با تکه های خز ، پنجه های تیز و لنزهای تماسی زرد آراسته شده است و ظاهری واقع بینانه به کودک می دهد مانند یک کودک که از طریق یک تغییر لیکانتروپیک می تواند واقع شود. اگر آنها به آرایش عملی گیر کرده بودند ، این مفهوم مشتی کمتر از حواس پرتی می کرد.

نتیجه

همه و همه ، رفتار خوب روایتی ناقص با قلب خوب و پیام قدرتمند در هسته آن است. در صورت اجازه بودن ، شخصیت ها و نقشه ها جذاب هستند ، هرچند که بیت های مبهم یک مفهوم جالب و جالب دیگر را پایین می آورند. این فیلم توصیه ای است برای هر کسی که می تواند از سوختگی بسیار کند با یک عنصر فوق طبیعی برخوردار باشد. حداقل دیگران می گویند نیمه اول پر پیچ و خم در قسمتهای کمی و کسل کننده بودن ناگهانی ، ناچیز است. خوب ، عالی نیست ، اگرچه تلاش و تلاش خلاقین نشان می دهد.

همچنین ببینید

TIFF 19: بتهای دروغین در زنان ساده Chiara Malta

چه فیلمی را می توانید به یاد بیاورید که شما را به یک حلقه در نیمه راه تبدیل کنید تا فقط به یک تجربه کاملاً متفاوت تبدیل شوید؟ انجمن پرس و جو فیلم دوست دارد درباره آن بشنود. نظر بدهید و مکالمه را شروع کنید.

رفتار خوب اکنون پخش می شود.


تماشای رفتار خوب

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آدم مسخره

آدم مسخره

بیشتر زندگی ام را صرف تماشای فیلم و بحث کردم. نوشتن راهی برای ادامه گفتگو با سایر نقاط جهان است.

GAME OF DEATH: ترکیبی کامل از سرهای منفجر کننده و زیبایی شناسی بازی های ویدیویی کلاسیک

سباستین لندری و لورنس موریس-لاگاس بازی مرگ طول می کشد جومانجی ایده های زنده ماندن از یک بازی در جهات جالب و سرگرم کننده ترسناک.

زیبایی شناسی و ادای احترام

بازی مرگ در درک و قدردانی از زیبایی شناسی و استوایی که در فیلم های ترسناک و بازی های ویدیویی وجود دارد شکوفا می شود. از اعتبارات افتتاحیه ، بازی مرگ مرا با بناهای زیبای آنها به بازی های ویدئویی گذشته جلب کرد.

پیشینه در طول سکانس اعتباری افتتاحیه ، من را به زمانهایی که من در بازی های ماجراجویی نقطه و کلیک 90s مانند 90 ، بازگشتم ، برگرداند راز جزیره میمون و روز Tentacle. سبک تصاویر استفاده شده برای معرفی موضوع بازی اصلی فیلم به صورت ماهرانه تصاویر پس زمینه زیبا را که در این بازی ها در بین سایر ژانرها یافت می شود ، بازآفرینی می کند ، در حالی که در لحظه هایی با انرژی خلاقانه در دوره های مختلف طراحی بازی های ویدیویی ایجاد می شود.

GAME OF DEATH: ترکیبی کامل از سرهای منفجر کننده و زیبایی شناسی بازی های ویدیویی کلاسیک
منبع: کلئوپاترا سرگرمی

بازی مرگ لحظات کمدی را از درک مسیرهایی که در بسیاری از فیلم های ترسناک یافت می شود ، می سازد و آنها را با محبت انجام می دهند. بعد از معرفی با گروه اصلی دوستان ، معرفی بازی به صورت سرگرم کننده ای انجام می شود که به همه ما یادآوری می کند اگر در یک فیلم ترسناک رابطه جنسی برقرار کنید ، تنها بدترین حالت می تواند برای شما پیش بیاید. در این لحظه اولیه ، یک شخصیت به دلیل داشتن رابطه جنسی نگاهش را به بازی قفل می کند. این کاملاً لحن فیلم و هدف آن را برای بازی با طوایفی که همه ما آن را خوب می شناسیم ، تنظیم می کند.

انفجارهای سر گالور

بازی مرگ گروهی از دوستان را دنبال می کند که تصمیم می گیرند یک بازی مرموز بازی کنند و از آنها می خواهد تعداد افرادی که در صفحه کوچک ظاهر می شوند را بکشند. در مورد آنها ، 24 است. اما اگر آنها نتوانند تصمیمی بگیرند ، بازی یکی از گروه ها را می کشد.

وقتی اولین مرگ ناشی از بازی اتفاق افتاد ، عصبی شدم که دیدن مرگ های متعدد که به همین روش اتفاق می افتد پیر می شود ، اما وقتی این یک انفجار سر باشد ، آیا می توانید تعداد زیادی از این افراد را داشته باشید؟ من می گویم نه ، و بازی مرگ انجام کارهای فوق العاده ای برای ایجاد چند مورد انفجاری که همه از نظر تونلی و بصری متفاوت هستند ، انجام می دهد.

GAME OF DEATH: ترکیبی کامل از سرهای منفجر کننده و زیبایی شناسی بازی های ویدیویی کلاسیک
منبع: کلئوپاترا سرگرمی

در یک تصمیم در یک نقطه دیگر ، گروه دوستان از هم جدا می شوند ، برخی از آنها عقب می مانند و برخی دیگر در جهت دیگری حرکت می کنند. این به عنوان یک فرصت خوب برای ایجاد این شخصیت ها و شخصیت های آنها حتی بیشتر عمل می کند.

تام (سام ارل) و بت (ویکتوریا الماس) بقیه دوستانشان را پشت سر بگذارند و وارد یکی از جالب ترین جنبه های فیلم شوند. اجراهای آنها واقعاً خوب است و به روشهای جالب یکدیگر را بازی می کنند. لحظاتی که این شخصیت ها به تنهایی خاموش می شوند ضمن ایجاد یک مونتاژ مبارزه بی نظیر و پر از گرافیک بازی های ویدیویی ، به ایجاد تاریکی شخصیت هایشان کمک می کنند.

نحوه کار این مونتاژ ممکن است به نظر می رسد راهی برای پایین نگه داشتن سطح گور باشد ، اما برای فیلمی با انفجارهای چند سر ، این موضوع چندان مهم نیست. با استفاده از گرافیک یادآور ژانرهای مختلف و دهه های بازی های ویدیویی ، بازی مرگ خود را از هم جدا می کند و لحظه ای به یاد ماندنی را ایجاد می کند که به زیبایی از سفر در استخر خون شروع می شود.

ترکیبی از ژانرها از طریق Tropes

بازی مرگ در ترکیبی از ژانرهای طوفان به خوبی کار می کند. ناهماهنگی بین موسیقی شیرین و آرام همراه با صحنه آرایش و مونتاژ مرگ که در پی می آید – با همان موسیقی – لحظه ای را ایجاد می کند که فراموش نمی شود.

سفرهای شخصیتی گاهی اوقات می تواند شما را از جهان دور کند که یک فیلم برای خودش ایجاد می کند اما در بازی مرگ، ایده های این استخرها پیچیده شده و به چیزی تبدیل شده اند که درباره ماهیت این بچه های خوب ، دختر آخر و ایده آل های دیگر اظهار نظر می کند ، ضمن اینکه شما را به یاد تمام تفریحی که در این وحشت گذشته با این آرکی تایپ ها در وحشت گذشته سپری کرده اید می اندازد.

GAME OF DEATH: ترکیبی کامل از سرهای منفجر کننده و زیبایی شناسی بازی های ویدیویی کلاسیک
منبع: کلئوپاترا سرگرمی

بازی مرگ در لحظات گور خود کار می کند ، اما همچنین باعث خندیدن طرفداران ژانر و کنوانسیون های آن می شود. این فیلم از طریق تنظیمات و ساختارهای ترسناک مانند میهمانی در خانه – متروکه یا نه – جاده ها و بیمارستان های باز راه می یابد. این جریان فیلم را جالب می کند و به آن اجازه می دهد تا کنوانسیون های موجود در این انواع مختلف فیلم های ترسناک را که ما با آنها آشنا شده ایم و دوست داریم کشف کند.

در زمان بازی مرگ پنیر سرهای منفجر شده و انفجار بیمارستان را بازی می کند ، اما فقط به همان اندازه وقت می گذارد تا خشونت های مربوط به چنین اعمالی را بررسی کند. این فیلم به شدت به اخلاق مربوط می شود و اینکه چگونه کشتن 24 نفر گزینه ای آسان برای برخی است و آنچه برای افرادی که به این روش فکر می کنند می آید.

همچنین ببینید

کلمنتین: این بیشتر در مورد چگونگی رسیدن به آنجا از مقصد است

نتیجه

بازی مرگ یک بررسی جالب و پر از معضل کنوانسیون های بازی های ترسناک و وحشتناک است که در زمان کوتاه آن خوب عمل می کند. با تمرکز خود در تصمیم گیری و قرار دادن خود در بالاتر از دیگران ، بازی مرگ بازدید از برخی از موضوعات تاریک مربوط به خشونت و حساسیت زدایی است

فیلم های ترسناک مورد علاقه شما چیست؟ نظرات خود را در نظرات به اشتراک بگذارید.

Game of Death در تاریخ 14 ژوئیه سال 2020 در VOD در دسترس خواهد بود.


بازی Death را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا مززیلو

آماندا مززیلو نویسنده ای با B.A است. در رشته نگارش و زبانشناسی و جزئی در مطالعات فیلم از دانشگاه جنوبی جورجیا. او از نوشتن کمدی و کاوش در همه اشکال رسانه لذت می برد. نام توییتر او یک حرف بد است:mazzillofirefox

13 دلیل چرا فصل 4: خداحافظی همیشه سخت ترین هستند

“آیا دبیرستان زنده می ماند؟” یک سؤال کلی ثابت مانند 13 دلیل چرا برای یک فصل چهارم و آخر به تلاش برای ارائه پاسخی به بینندگان بازگشت ، موضوعی که نه تنها با نوجوانان امروز صحبت می کند بلکه برای بینندگان در هر سنی نیز حضور دارد.

13 دلیل چرا سریالی بوده است که با جدیت سعی کرده است ما را مجبور کند هرچند دراماتیزه توجه کند و به مباحث پیش روی نوجوانان ما در عصر جدید توجه کند. در حالی که فصل چهارم برجستگی های خود در جاده ها وجود دارد ، لنزها از بین نمی روند ، و تمرکز خود را بر روی زباله های این نوجوانان قفل می کنند و این نوجوانان نه تنها برای خودشان ایجاد می کنند بلکه مسائلی را که جهان برای آنها ایجاد کرده است.

از آنجا که قسمت اول طلوع می کند و سرانجام مسیر پایان می یابد ، باید از خود بپرسید ، “آیا شما آماده توجه هستید؟”

شروع با مراسم تشییع جنازه

چه زمانی 13 دلیل چرا قسمت اول “شکستن زمستان” افتتاح شد ، این سرآغاز مداحی است ، لحظه ای پیش بینی کننده برای بینندگان که مرگ آرامش نمی یابد. برای یک لحظه ، به نظر نمی رسد که وزیر با کسی که در صندوق قرار دارد صحبت کند یا در مورد آن صحبت کند. در حالی که فوراً مشخص است که او در سوگ های کلیسا به سوگواران می پردازد ، که خیلی با این عمل آشنا شده اند ، احساس می کند که او با بیننده صحبت می کند. در حالی که دیوار چهارم هرگز شکسته نمی شود ، انکار این احساس که او با شما صحبت می کند سخت تر می شود.

13 دلیل چرا فصل 4: خداحافظی همیشه سخت ترین است
منبع: نتفلیکس

“چطور دوباره به اینجا رسیدیم؟” این یک سؤال است که شخصیت ها و اعضای مخاطب طی چند سال و فصل گذشته ، از سریال ها و زندگی واقعی پرسیده اند. این مانند یک تشییع جنازه همیشه مکرر است. چگونه می توانیم در این تدفین ها خود را پیدا کنیم ، شاهد ناامیدی در اخبار و تماشای عزیزان در مقابل از دست دادن فرزندان خود باشیم. در حالی که این مداح شامل افتتاحیه سه قسمت اول است ، در کل فصل طنین انداز است.

این یک افتتاحیه قدرتمند است و از درام محروم است اما هنوز هم واقعیت جهان نیست که پشت دوربین ادامه دارد. از آنجا که این سریال فراتر از این لحظه ها ادامه می یابد ، نه تنها جامعه ای که ما ایجاد کرده ایم تا فرزندانمان بتوانند در آن زندگی کنند و رشد کنند ، بلکه دوره انتقالی که در اصل دبیرستان است ، مورد توجه قرار گرفته است. این چهار سال در حال گذار است ، از بالاترین دوره تا دانشگاه ، از کودکی به بزرگسالی. با هر سال ، انتظارات و وزن جهان بر روی شانه های نوجوانان تغییر می یابد ، چالش هایی که روز به روز بر آنها استقبال می شود و بسیار متفاوت از نسل های قبل است.

در بعضی مواقع ، فصل چهارم یکی از پر استرس ترین فصل ها است. تنش و ترس برای شخصیت های آن وجود دارد ، به خصوص خشت (دیلان مینته) ممکن است احساس کنید که می توانید قسمت دیگری را تحمل کنید ، مشغول گریه ، گریه و بحث است. این احساس ویژه در پایان قسمت 5 ، “مهمانی خانه” است که در آن یک کلیف به من فرصت داشت که برای تماشای قسمت بعدی مسابقه دهم ، فقط به خاطر اینکه در مسیرهای من مرده بمانم ، هشدار می دهد زیرا سلب مسئولیت “پنجشنبه” درباره هشدار از تصاویر خشونت در مدرسه که ممکن است نگران کننده باشد.

من جلوی رایانه ام نشستم و در مورد اینکه آیا می خواهم به جلو ادامه دهم نشستم ، حتی با یادآوری هایی که از Clay قدم می زند از Tyler (دیوین درید) ، مانع از تیراندازی او به رقص بهاری در فصل یک می شود. آیا این جایی است که ما متوجه می شویم که با او خداحافظی می کنیم یا آیا این بدان معنی است که بیش از یکی از دوستان در این فصل با یک دیدار ناخوشایند دیدار می کند؟ آیا می توانم نمایشی از آنچه در دنیای واقعی رایج شده است را تماشا کنم؟ آنچه در بیرون پخش می شود وحشتناک تر از آن چیزی است که می توانستم تصور کنم ، زیرا محیطی از ضرب و شتم مدرسه و خشونت را مشاهده می کنیم که دانش آموزان نه تنها باید از طریق آن زندگی کنند بلکه باید برای آن آموزش ببینند. در حالی که مطمئناً دراماتیزه شده است ، شباهت هایی با برنامه های تعطیلی مدارس که شنیده ام در سراسر کشور اجرا شده است ، اقداماتی که باعث می شود حتی بیشتر از گذشته واکنش نشان دهیم ، امید به رفتارهای پیشگیرانه را پشت سر می گذاریم.

13 دلیل چرا فصل 4: خداحافظی همیشه سخت ترین است
منبع: نتفلیکس

به دلیل تشدید تیراندازی در مدارس و لزوم مبارزه با وجود آنها ، تابلوها و جامعه مدارس متمرکز شده اند. در چه مقطعی شروع می کنیم به مقابله با آنچه که باعث می شود کسی حمله به همکلاسی های خود انجام دهد ، نه اینکه دانش آموزان و معلمان را به یک محیط شبیه سازی بیاندازند ، بسیاری از افراد مجهز به این مسئله نیستند. پذیرش مدارس به عنوان یک میدان نبرد به دور از یک راه حل نیست.

سلامت روان دوباره در خط مقدم

این یک فصل دشوار برای Clay است ، فصلی که سرانجام به شخصیت اصلی خود باز می گردد ، گرچه در قربانی کردن عمق در داستانهای دیگران. همانطور که در بعضی اوقات ناامید کننده است ، فصل سوم موضوعات متنوعی را ارائه داده است که فقط در اینجا به چرا پرداخته شده اند ، احساس می کنند این سریال با تمرکز روی خشت به پایان می رسد. فصل اول کلای را به سمت رهبری و مبارزه مستمر با سلامت روان سوق می دهد و در این فصل پایانی او را تحت فشار همه ی او فرو می ریزد.

مینیت وضعیت رو به وخامت کلی را در آغوش می گیرد ، با عقل و سردرگمی در درون و خارج می شود و مبارزات نه تنها یک نوجوان بلکه یک انسان را متعادل می کند. او تصمیماتی گرفته است که باید برای یادگیری زندگی با ضرر و زیان هایی را تجربه کند که بسیاری از ما هرگز نمی دانیم. بعد از چهار سال ، دیگر تحمل او سنگین است و او باید انتخاب کند که به جلو یا تسلیم شود. شما از شخصیت او احساس می کنید ، بی توجهی به دوستانی که او برای یک مشت حتی بزرگتر قربانی کرده است ، احساس می کنید.

13 دلیل چرا فصل 4: خداحافظی همیشه سخت ترین است
منبع: نتفلیکس

فصل چهارم یک بررسی عمیق از سلامت روان است ، که به فراتر از رس رس می خورد و عمق بیشتری به فصل می بخشد. با تم های بزرگی مانند یادگیری عشق ورزیدن به خود و اجازه دادن به دیگران به شما نیز دوست دارد ، این فصل شخصیت های بسیاری را در سفرهای خود به ارمغان می آورد ، انتقال آنها به بزرگسالی را تکمیل می کند و در عین حال پذیرش درونی تصمیماتی را که در طول سالها گرفته اند نیز می گیرد. بسیاری از شخصیت ها با ترومائی که آنها را تعریف کرده است ، تلاش می کنند ، اما فصل چهارم این فرصت را به آنها می دهد که رشد کنند ، اجازه نمی دهند آسیب ببینند بودن آنها ، و نه تبدیل شدن به یک بخش کوچک از آنها که هستند و آنها تبدیل خواهند شد. این یک سوار آسان نیست ، و همه آن را به خط پایان نمی رساند.

خوب و بد

فصل آخر سال 13 دلیل چرا قطعاً امتیازات بالا و پایین خود را داشت. این احساس عجله ، پرتحرکی به سرانجام می رسد ، هرچند که ناشی از اغراق ایده ها مانند فصل گذشته نیست. برخلاف فصول گذشته ، فصل چهار تنها با 10 قسمت به پایان می رسد تا روایت آن تمام شود. این ممکن است به احساس عجله فصل کمک کرده باشد ، اما موضوعات دیگری نیز وجود دارد ، مانند عدم توجه به مبالغ بیش از حد مباحثی که این سریال در طی چهار سال گذشته سعی در جلب توجه مخاطبان داشته است. تقریباً تمام مشکلاتی که در فصل سه به چشم می خورد ، کمبود می شوند ، قطعنامه هایی با جمله های چشمک زن و چشم پوشی شما.

در حالی که فصل احساس عجله می کند ، ساعت و نیم قسمت آخر سریال “فارغ التحصیلی” به نوعی کشیده می شود. مانند فصل ، “فارغ التحصیلی” فراز و نشیب های خود را تجربه کرده است ، در صورتی که صبر دارید تا آخر کار را ببندید ، حداقل چند پارگی و پایان رضایت بخش را تضمین می کند.

یکی از بزرگترین موفقیت های فصل چهارم ، بسته شدن داستان هر شخص نبود ، بلکه رشدی بود که در ظرافت اعمال ، حرکات و تصمیم گیری آنها نشان داده شد. در حالی که ممکن است این سریال به پایان رسیده باشد ، داستان های آنها خیلی به پایان رسیده است. اینها همان نوجوانی نیستند که در فصل یک به آنها معرفی شدیم.

خداحافظ

گرچه فصل سوم در ادامه ارتباط خود مجبور به اجبار شد ، فصل چهارم 13 دلیل چرا به طور تصادفی تا به امروز مناسب ترین فصل آن می شود. به دنبال وقایع “پنجشنبه” ، بسیاری از دانشجویان خشمگین و ناراحت مانده اند. یک تنش وجود دارد ، یک بار استاتیک که در کل سالن ها در کل سالن های دبیرستان ایجاد شده است. در یک لحظه ، به اندازه کافی کافی می شود.

13 دلیل چرا فصل 4: خداحافظی همیشه سخت ترین است
منبع: نتفلیکس

در تلاش برای رفع نگرانی های والدین و تقویت امنیت محیط مدرسه ، دوربین های امنیتی ، ردیاب های فلزی و افسران منابع مدارس (SCO) در مدرسه اجرا می شوند و والدین و مسئولان را راضی می کنند. تقریباً بلافاصله ، احساس قدرت در SCO ها وجود دارد ، کلیشه سازی و قدرت وحشیانه به سرعت درگیر رفتارهای خود می شوند ، با جدال بین جاستین (براندون فلین) و دیگو (یان لوئیس کاستلانوس) در نتیجه هردو مورد حمله SRO قرار گرفتند.

همچنین ببینید

SHIRLEY: یک پرتره خالی از سکنه از تاریکی زنانه

در خشم دانشجویان با اعتراض به بیرون می روند و از تسلیم مطالبات دولت خودداری می کنند. اعتراض آنها ناامید و خفه کننده از بدرفتاری که باید متحمل شوند ، اعتراض آنها خواستار اقدام به عمل می شود و با گوش دادن به گوش های ناشنوا ، عصبانیت می شود. مانند بسیاری از سریال ها ، این یک استعاره برای اقدامات مورد نیاز جهان است و یک دراماتیک شدن آن را بیش از حد واقعی و مرتبط می کند زیرا فصل های آخر سریال همزمان با شورش ها و اعتراضات پس از آن جورج فلویدمرگ از اول فصل گذشته ، این سریال آنقدر مهم و اصیل احساس نشده است و در لحظه های پایانی آن ، 13 دلیل چرا امیدوارم نشان دهد که چرا هنر زندگی را تقلید می کند.

طرفداران این سریال احتمالاً از این قسط آخر راضی خواهند شد. گره زدن به فصل اول ، هانا (کاترین لنگفورد) و داستان او فراموش نشده است ، اما رشد این نوجوانان جوان چیزی نیست که نباید از آن غافل شد. بینندگان از طریق داستانهای داستانی خود ، بسیاری از مباحث پیچیده ای را که جامعه برای حل آن تلاش می کند ، هضم می کنند ، چشم اندازی به نوجوانان جهان می دهند و کسانی که به آنها کمک می کنند روبرو هستند.

همانطور که کلی و دوستانش از لیبرتی بالا خداحافظی می کنند ، بنابراین ما به اهمیت و تمرکز یک سری که نمی خواهیم دور نگاه کنیم ، توجه می کنیم. وقتی دوربین خاموش می شود و ما به دنیای واقعی باز می گردیم ، همانطور که در دنیای واقعی می گیریم ، این سؤال باقی می ماند ، “آیا شما توجه می کنید؟”

فصل آخر را چه فکر کردید؟ 13 دلیل چرا؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

13 دلیل چرا هم اکنون در Netflix پخش می شود.


13 دلیل چرا را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، پیوستن به انجمن ما در Discord و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

NEXT DOY SPY: یک رمز و راز کم کلید برای کودکان

بعد از اینکه با یک سالووی بی پایان از روابط انیمیشن شیدایی غرق شدید ، چنین آرامش خاصی به آرامش وجود دارد جاسوسی Door Next. گرچه به اندازه کافی جذاب نیست که غریبانه دامنه سنی باشد ، سادگی موجود در طراحی و داستان چیزی است که من در مدتی ندیده ام. تقریباً نوستالژیک است من مطمئن هستم که والدین می توانند از یک عکس با صدای کم تر قدردانی کنند که به نظر می رسد برای سرماخوردگی در زندگی رفت و آمد بچه ها مناسب است. شاید آنهایی که از بین می روند از طبیعت نادیده گرفته شده بیزارند اما ارزش آن را دارد که فقط برای یک حواس پرت راحت تر تلاش کنیم.

بچه جدید ، شهر جدید ، حرفه جدید

با نامی مانند آگاتا کریستین ، فرض می شود که این دختر جدید در شهر به نفع حل اسرار یا نوشتن آنها باشد. از آنجا که نوشتن برای فیلم انیمیشن کودک دقیقاً جالب نیست ، آگاتا آرزو می کند که یک کارآگاه باشد. قبل از اینکه او حتی مادر خود ، خواهر بزرگتر و برادر کودک خود را به دیدن آپارتمان جدید خود بیندازد ، او در مورد یک ماجراجویی نوآر خیال می کند. رنگها پایین می آیند و او خودش را در یک تنگه پوشان و فدورا مشاهده می کند ، و پشت بام ها را تعقیب می کند. این به او شبیه به شخصیت های کارتونی از رویای یک رویاپرداز می دهد داگ و هی آرنولد، نشانه ای می گوید که زندگی او ممکن است آنقدر کسل کننده باشد ، او نیاز به حواس پرتی بیشتری دارد.

NEXT DOY SPY: یک رمز و راز کم کلید برای کودکان
منبع: سرگرمی TriCoast

آگاتا به طور طبیعی کمی با خانه جدیدش دلگیر است. او مجبور است یک اتاق را با خواهرش به اشتراک بگذارد و کسی را در این محله نمی شناسد. آگاتا بیشتر از درون گرا ، به دنبال دفتر در زیرزمین ساختمان است و به تخیل خود اجازه می دهد تا مخفیانه وحشی شود. او حتی یک دوست مارمولک کوچک را پیدا می کند که با زبانش صحبت می کند و به وضوح با آگاهی از فیلم خود آگاهی ناخوشایند را نشان می دهد و مارمولک بزرگتر می شود. خوشبختانه ، مارمولک به معنای شخصیت کمدی کمرنگ نیست و به عنوان کسی که کمابیش کم و بیش محدود به احساسات واقعی آگاتا عمل می کند ، عمل می کند.

رمز و راز برای کودکان

آگاتا دختر خجالتی است و به راحتی می توان فهمید که چرا با خانواده اش. مادرش دائماً مشغول کار است و بنابراین تعامل او با خانواده اش حداقل و ناخوشایند است و تلاش های ناخوشایندی برای مجبور کردن آگاتا از پوسته اش انجام می دهد. خواهر بزرگتر آگاتا یک نوجوان معمولی است که کارهای بیشتری در خارج از خانه انجام می دهد و طعنه و جرقه را با سهولت به زانو در می آورد. برادر نوزاد آگاتا … خوب ، یک نوزاد است. او نیاز به فرار دارد.

NEXT DOY SPY: یک رمز و راز کم کلید برای کودکان
منبع: سرگرمی TriCoast

متعهد به شروع كارآگاهي خود ، هدف نهايي كه به اندازه كافي مسئوليت داشته باشد تا بتواند سگ را در خانه داشته باشد ، اولين پرونده خود را در مغازه محلي واقع در خيابان مشاهده مي كند. صاحب فروشگاه متوجه شده است که برخی از زائران در جریان هستند و واقعاً از مقصر مقصر بودن در این عمل قدردانی می کنند. آگاتا در صورت جلب سارق ، خدمات و مشكلات خود را ارائه می دهد تا در صورت پرداخت سدی ، مبلغی را دریافت كند. آنچه به عنوان یک مورد ساده از نظارت آغاز می شود ، به زودی به انگیزه ای ملایم و پیچیده از روابط خانوادگی و سگ های مفقود شده تبدیل می شود.

یک مورد ملایم

در حالی که جاسوسی Door Next شیرینی کاملی ندارد که آنرا به یک تصویر سالم برای کل خانواده تبدیل کند ، در کل دارای طبیعت فهم و ملایمی است. گرچه مقصر دستگیری است ، اما این هدف توهین آمیز نیست و ماهیت شخصیت های اسرارآمیز چهره او نیست. اگرچه این نوع صحنه بندی دقیقاً بیشترین اسرار را از دست نمی دهد ، اما یک دوز واقع گرایی به جهان می افزاید. دنیای آگاتا به طرز عجیبی از شخصیت های محدود شده توسط خواسته های زندگی زندگی راضی است. فشار همسالان ، اضطراب اجتماعی ، مراقبت از کودکان و حتی برخی از عشق های جوان وجود دارد که با یک حساسیت خاصی همراه می شوند. آگاتا از همه کیفیت خاصی برخوردار است که باعث می شود او را به یک ماده راحت و راحت تبدیل کند.

گفته می شود ، آگاتا استعدادهای اضافی در زمینه حل پرونده خود دارد. وی نشان داد که وی یک جادوگر فنی است و با ارائه نصب آلارم و دوربین های امنیتی ، شیرین کردن معامله اولین مورد خود را برای وی آسان می کند. او علاوه بر این از پهپاد برای کمک به مهارت های حل مسئله خود استفاده می کند ، اگرچه بالاتر از قفسه فروشگاهی نیست. اما ، او دیگر ، او هرگز با ساختن یک ربات یا چیزهای تخیلی تر ، هیچگاه از دهه 1980 کامل نمی گذرد. تخصص فنی او نیز دارای لبه مشخصی از قابلیت اطمینان است.

ارزان تراشه

در اولین دقایق اول ، این فیلم بلافاصله مرا به روزهای دانشگاه خود برای مونتاژ لایه های انیمیشن در After Effects برگرداند. یک طبیعت مسطح به مونتاژ فیلم وجود دارد ، جایی که اندامها با یک حرکت متناوب بیشتر با انحراف کمی از دیدگاه های زاویه ای خود حرکت می کنند. این کتاب دارای کیفیت کتاب داستانی است ، مانند فیلم هایی که ممکن است با خواندن رمان مصور کودکان با گرافیک های همراه همراه باشد.

NEXT DOY SPY: یک رمز و راز کم کلید برای کودکان
منبع: سرگرمی TriCoast

با توجه به حرکات سفت و سخت شخصیت های رنگارنگ و داستان نرم کشیدن آنها ، کل تجربه قطعاً چنین نگاه و جذابیتی از یک پروژه دانشجویی دارد. چیزهای بسیار جالبی در مورد آن انیمیشن نوع وجود دارد که از صحنه فیلم بیرون زده است. بیش از یک دهه پیش ، چنین سبک هایی به فیلم های کوتاه منتقل شد. در حال حاضر آنها ویژگی های کامل را اشغال می کنند ، پیشرفتی قابل توجه در این که انیمیشن رایانه تا چه اندازه می تواند به بافتن یک فیلم بلند بپردازد که احساس کاملتری نسبت به یک سری از قطعات دارد.

نتیجه: جاسوسی Door Next

جاسوسی Door Next یک فیلم انیمیشن ترسناک است اما شاید فقط برای کودکان بی سر و صدا آرام باشد. این یک قهرمان را ارائه می دهد که روز را بیشتر با هوشمندی و صرفه جویی در عمل صرف می کند ، موردی که اکثر بچه ها احساس می کنند می توانند آن را حل کنند و فقط تصور کافی برای تجدید نظر در رویای جوان روز دارد. من مطمئناً به عنوان یک بزرگسال که احساس جذابیت زودگذر از چنین ماجراجویی کم اهمیتی با یک قهرمان خجالتی داشت احساس کمی فرسوده کردم اما به واسطه روحیه ساده ای که گرم شده بود ، به اندازه کافی گرم شده ام که امیدوارم برخی بچه ها بیشتر از لبه های تراشه خود خارج شوند.

همچنین ببینید

جشنواره بین المللی فیلم ونیز 2019: THE LAUNDROMAT

دیدی جاسوسی Door Next؟ چی فکر کردی؟ آیا آن را با بچه های خود تماشا می کنید؟

Next Door Spy از 16 ژوئن به صورت دیجیتالی در ایالات متحده در دسترس خواهد بود.


جاسوسی Door Next را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مارک مک فرسون

مارک مک فرسون

یکی از کارمندان سابق فروشگاه ویدیو ، مارک سال ها در مورد فیلم می نویسد و هنوز متوقف نشده است. او فیلم و انیمیشن را در کالج تحصیل کرد ، جایی که زمانی یک هدف تابستانی را برای تماشای هر فیلم در مجموعه Criterion تعیین کرد. مارک برای تعداد زیادی انتشارات آنلاین و کتابهای خود منتشر شده “پیکسل به پریمیر: تاریخ فیلم های بازی ویدیویی” و “بهترین ، بدترین ، فیلم های عجیب دهه 1990” نوشت.

CLOSENESS: اولین بحث برانگیز Kantemir Balagov

کانتمیر بالاگوف فقط 28 سال سن دارد ، اما او در حال حاضر بیشتر از بسیاری از فیلمسازان در کل حرفه خود ، شناخت بیشتری را برای کار خود دریافت کرده است. هر دو فیلم اول او که در برنامه Un Certain Regard در جشنواره کن به نمایش در آمدند و جایزه FIPRESCI و ویژگی برتر موسیقی او را به خانه بردند ، Beanpole، در جوایز اسکار امسال توسط روسیه از طرف روسیه برای بهترین فیلم برتر بین المللی ارائه شده است ، اگرچه لیست نهایی نامزدها را تهیه نکرد. لیستی از دستاوردهای شخصی که زیر 30 سال دارد ، خیلی شلوغ نیست ، اگرچه شاید با توجه به اینکه وی تحت فیلمبردار بزرگ روسی نیز تحصیل کرده است ، چندان تعجب آور نباشد. الكساندر سوكوروف (کشتی روسیه)

با توجه به تحسین دریافت شده توسط Beanpole، که داستان دو زن اتحاد جماهیر شوروی را که از جنگ در جنگ جهانی دوم به خانه بازمی گردند ، روایت می کند ، کینو لوربر تصمیم گرفته است که دوباره آزاد کند بالاگوف ویژگی اول ، نزدیک بودن (در روسی، تسنوتا) ، برای پخش از طریق بایگانی فیلم آنتولوژی. نزدیک بودن یک عنوان بسیار مناسب ، به عنوان جامعه کوچک نالشیک که در آن فیلم برگزار می شود – که اتفاق می افتد بالاگوف زادگاه – تقریباً در صمیمیت خفه می شود. این فیلم اولین اظهار نظر جسورانه از یک هنرمند است که بدون شک در سالهای بعد بیشتر شاهد شنیدن آن خواهیم بود ، بنابراین این شرم آور است که برداشت کلی شخص از داستان از یک تصمیم اخلاقی قابل قبول از طرف کارگردان جوان رنج می برد. .

قهرمان زادگاه

یکی تصور می کند بالاگوف باید مردی با اعتماد به نفس بیش از حد باشد ، زیرا این کارگردانی نیست که اولین ویژگی خود را با معرفی عناوین خود شروع کند و داستان را دنبال کند: “نام من است کانتامیر بالاگوف. من یک کباردی هستم. من در شهر نالشیک در منطقه قفقاز شمالی روسیه متولد شدم. این داستان در سال 1998 در نالشیک اتفاق افتاد. ” از این چهار جمله فوراً مشخص می شود نزدیک بودن ناشی از مکانی کاملاً شخصی در درون کارگردان فیلم است. بعداً ، ممکن است فرد این بیانیه را به عنوان یک چالش تعبیر کند: “شما انتخابهایی را که انجام داده ام دوست ندارید؟ خب ، خیلی بد این اتفاق افتاد من آنجا بودم. شما باید آن را مانند من ببینید. “

ایلانا (داریا ژوونر) یک تنه بیست چیزی است که در تعمیرگاه پدرش کار می کند. برادر کوچکترش ، دیوید (ونیامین کاتز) درگیر ازدواج با زنی به نام لی است. شب مهمانی نامزدی دیوید و لی ، این زوج جوان ربوده می شوند و تقاضای یک باج سنگین تحویل می شود. اعتقاد بر این است که آدم ربایان باند کاباردی ها ، اعضای یک قبیله چرکس هستند که اکثریت جمعیت نالشیک را تشکیل می دهند. جامعه نزدیک یهودی که خانواده های دیوید و لی به آن تعلق دارند ، باور ندارند که مراجعه به پلیس یک گزینه است. در عوض ، آنها تصمیم به جمع آوری پول برای جمع آوری مقدار مورد نیاز باج می گیرند. وقتی فقط به اندازه کافی نیمی از زن و شوهر به خانه آورده می شود ، جامعه لی را انتخاب می کند ، ایلانا و خانواده اش را برای تلاش برای جمع آوری پول کافی برای نجات دیوید ترک می کنند.

CLOSENESS: اولین بحث برانگیز Kantemir Balagov
منبع: Kino Lorber

والدین ایلانا تصمیم می گیرند که بهترین راه برای تأمین پول برای دیوید فروش اساساً دست ایلانا در ازدواج است. مشکل؟ ایلانا عاشق زالیم است (نظیر ژوکوف) ، یک کاباردی ، و علی رغم مسائلی که ممکن است رابطه آنها وجود داشته باشد – از جمله اینکه دوستان زالیم عمیقا ضد یهودی هستند و از اینکه ایلانا یهودی است آگاهی ندارند – او حاضر نیست از آخرین بیت خودمختاری که در زندگی خود به جای گذاشته است ، دست بکشد. به خاطر برادرش

عبور از خط

نزدیک بودن فیلمی در مورد تنش و درگیری است: در سطح شخصی ، درگیری بین خواسته های شخصی و وظیفه شخص خانواده و در سطح فرهنگی ، درگیری بین گروه های قومی مختلف در روسیه. این فیلم با نسبت ابعاد 1.37: 1 فیلمبرداری شده و فشرده سازی شخصیت ها در یک قاب تقریباً مربعی است که باعث افزایش بیشتر تنش بین آنها می شود. شخصیت ها اغلب از پشت نشان داده می شوند ، در کنار هم نشسته اند. بدون اینکه بتواند چهره های آنها را ببیند ، فرد به زبان بدن و اضطراب (و دود سیگار) که از آنها تابیده می شود ، بسیار توجه جدی نشان می دهد.

بازیگر نقش اول داریا ژوونر مانند ایلانا مغناطیسی است ، زن جوانی سخت و طاقت فرسا که دائماً با مادر سنتی خود اختلاف نظر دارد و از پدر دلسوز خود درخواست کمک می کند. به طور مداوم لباس مجلسی و ژاکت پوشیده از ژاکت جین با صورت شیر ​​روی پشتی پوشیده شده ، ایلانا خوشحال است وقتی که یا مشغول کار بر روی یک ماشین است یا با Zalim در حال پیاده کردن است. گوسفندان سیاه افتخار جامعه ریز و پیر او ، جای تعجب ندارد که او به دنبال عشق و همراهی در خارج از آن حلقه باشد. اما وقتی ایلانا با زالیم و دوستانش می گذراند ، او به سرعت می فهمد که ، به عنوان یک یهودی ، او نیز در آنجا عضو نمی شود. در شهری که به رشد قبیله گرایی مشغول است ، ایلانا اساساً خودش است.

CLOSENESS: اولین بحث برانگیز Kantemir Balagov
منبع: Kino Lorber

اینجاست که به ناچار به جنجالی ترین جنبه می رسیم نزدیک بودن. یک شب ، در حالی که ایلانا با زالیم و دوستانش در حال تعطیل شدن است ، شخصی فیلم ضبط شده ای از فیلم های خشونت آمیز ضد ستیزی و قتل هایی را که گفته می شود از چچن آمده است قرار می دهد. دوستان زالیم ، که از آنچه آنها اعتقاد دارند استعمار سرزمین های اجدادی آنها توسط یهودیان است ، ناامید هستند ، درباره اینكه آیا این نوار ویدئویی الهام بخش است ، استدلال می كنند – این مردان برای قوم خود ایستاده اند! – یا مزاحم همانطور که ایلانا به آنها گوش می دهد ، او به تدریج عصبانی تر می شود قبل از اینکه در نهایت منفجر شود و چیزی را پرت کند ، تقریباً خود را به عنوان یک زن یهودی در میان آنها گشود.

در سطح ، این صحنه ناراحت کننده است ، اما گنجاندن آن برای داستان معنی می دهد. این باعث می شود فرد کاملاً از اختلافات عمیق فرهنگی در این جامعه آگاهی داشته باشد ، که برای درک چگونگی آن بسیار مهم است نزدیک بودن بازی می کند مشکل این است که نوار ویدئویی که کاباردیان در این فیلم تماشا می کنید ، چیزی نیست که برای این فیلم صحنه سازی شده باشد ، اما فیلم واقعی افرادی است که شکنجه و کشته می شوند. بالاگوف او به طور موثری فیلم نابخرد را به روایت خود فرو برد و آخرین آخرین تابوی سینمایی باقی مانده را شکست. بالاگوف بار دیگر دلایل این کار بسیار عمیقاً شخصی است. او ظاهراً این فیلم را به عنوان یک جوان کاباردی در حال رشد در نالچیک می دید. این امر به وضوح تأثیر ماندگاری بر او گذاشت ، حالتی که می خواست با مخاطبان خود به اشتراک بگذارد. با این حال ، این تصمیم ، اگرچه جسورانه است ، اما غیر مسئولانه و بسیار ناراحت کننده است. در پایان ، تصمیم به استفاده از این فیلم باعث می شود آنچه در کل یک فیلم عالی است ، طعم بدی را در دهان خود بگذارد.

نتیجه

نزدیک بودن اولین فیلم جذاب است که توسط یک انتخاب فوق العاده بد از جانب کارگردان آن نادرست است. اگر کسی بتواند از ورود فیلم بد بو استفاده کند ، چیز دیگری وجود دارد که ارزش تماشای آن در اینجا وجود دارد ، اما برای بسیاری از اعضای مخاطب ، این ممکن است خیلی سؤال کند.

همچنین ببینید

دیللی در پاریس: تغییر نام دادن پاریس کمی کج می شود

شما چی فکر میکنید؟ آیا گنجاندن فیلم خشونت واقعی شما را از مایل به دیدن این فیلم باز می دارد؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

نزدیک بودن هم اکنون برای پخش از طریق بایگانی فیلم آنتولوژی موجود است.


تماشای نزدیک بودن

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جوتون

لی جوتن کارگردانی فیلم های کوتاه با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل و یک پلنگ غیر قاتل را کارگردانی کرده است. نوشته های او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد ، بچ: پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، Bitch Flicks ، تلویزیون Fanatic و Just Press Play ظاهر شده است. هنگام تماشای ، ساختن یا نوشتن در مورد فیلم ها ، معمولاً در Twitter می توانید وسواس فوتبال را پیدا کنید.

البته بعد از شماره 26: کشور خود خدا (2017)

Queelled Ever After یک ستون دو ماهه است که در آن نگاهی به فیلم های LGBT + می اندازم که به شخصیت هایشان خوشبختانه و عاشقانه پس از همه می بخشند. اسپویلرهایی وجود خواهد داشت.

اعلامیه سالگرد

یکبار از زمان شروع نوشتن این ستون به طور رسمی یک سال به طول انجامید. به افتخار سالگرد آن (تولد؟) من سرانجام درمورد فیلمی که در وهله اول از این ستون الهام گرفته است ، خواهم نوشت: فرانسیس لی کشور صاحب خدا. من از صحبت کردن در مورد این فیلم خسته شده ام ، زیرا جمع آوری افکار من در مورد آن دشوار بوده است. من عاشق این فیلم هستم ، و بعضی اوقات وقتی به یک فیلم علاقه مندم ، شکل گیری جملات صحیح (منسجم) دشوار است. به گفته این ، وقت آن رسیده است که در نهایت درباره این فیلم زیبا صحبت کنیم.

البته بعد از شماره 26: کشور خود خدا (2017)
منبع: ساموئل گلدنوین فیلم

یک دهقان جوان ، جانی ساکسبی (درجاش او کانن) ، با ضعف عمومی و مشروبات الکلی با مردان تصادفی ، با مشکلات عمومی خود سروکار دارد. زندگی در مزرعه در حال انزوا است و گذشته از حیواناتی که او به آن گرایش می یابد ، تنها کسی که روزانه می بیند پدر وی مارتین است (یان هارت) ، مردی با چند کلمه ، و مادربزرگش دیردر (Gemma Jones)

هنگامی که مارتین یک مهاجر رومانی را استخدام می کند ، گرگه یونسکو (الک سکرانانوکارگر برای آمدن بهار در مزرعه. آنچه به عنوان یک رابطه حساس بین این دو جوان آغاز می شود ، بیشتر به دلیل سردی جانی و اظهارات زنوفوبیا نسبت به گرگ ، به زودی به یک عاشقانه پرشور تبدیل می شود.

با توجه به تنظیم مزرعه ، بسیاری از داوران را تشبیه کرده اند کشور صاحب خدا به کوه بروکبک، اما گذشته از هر دو مربوط به زمین های زراعی ، این تقریباً در کجای این شباهت ها قرار دارد. نه جانی و نه گرگ هنوز در حال کشف رابطه جنسی خود نیستند کشور صاحب خدا.

هیچ یک از درگیری های آنها ناشی از سرکوب جنسی نیست ، بلکه از این موضوع است که آیا جانی قادر است از نظر عاطفی به اندازه کافی در دسترس یک رابطه باشد. همچنین لازم به ذکر است که فیلمهای زیادی با محوریت یک داستان عاشقانه بین دو مرد وجود دارند که در مزارع مستقر شده اند (محصول، عادلانه) ، ما نمی توانیم همه آنها را با هم مقایسه کنیم کوه بروکبک.

توسط جنسی بودن آنها تعریف نشده است

من قبل از صحبت در مورد فیلم های دیگر این را گفته ام ، اما باز هم ، خوب است فیلمی را ببینید که در آن دو شخصیت همجنسگرا در تلاش نیستند علیه جنسیت خود بجنگند. بله ، جانی جوانی بسیار بسته است ، اما مطمئناً تعطیل نشده است.

البته بعد از شماره 26: کشور خود خدا (2017)
منبع: ساموئل گلدنوین فیلم

در یکی از صحنه های ابتدایی فیلم ، او به زنی که با خارج از میخانه می رفت به مدرسه می رود. او از دانشگاه به خانه می آید و می گوید که برخی از دوستان را با خودش آورده است ، یکی از این دوستان پسرهایی است که فکر می کند جانی واقعاً دوست دارد. گرگ ، به طور قابل ملاحظه ای بازتر و عاطفی تر از هر دو مرد ، همچنین هرگز تعجب نمی کند که آیا او و جانی به دلیل تمایلات جنسی خود می توانند این کار را انجام دهند ، اما به دلیل رفتار مستی جانی.

یک شروع سنگین

همانطور که قبلاً هم اشاره کردم ، جانی و قورگه از وضعیت خوبی شروع نمی کنند. وقتی قوره برای اولین بار رسید ، جانی از اینكه پدرش در وهله اول كشاورزی اضافی استخدام كرده ناراضی است. و پس از آن ، مسئله زنوفوبی وجود دارد ، قورگه رومانیایی است ، و عادت کرده است که به عنوان شعارهایی مانند “کولی” خوانده شود.

در واقع ، احساسات نژادپرستانه نسبت به رومانیایی ها هنوز در بسیاری از جامعه های اروپا رواج دارد. یورکشایر دقیقاً از گرگ استقبال نمی کند و جانی هم نیست. به نظر می رسد جانی ، چه احساسات زنون هراسی داشته باشد یا نه ، به نظر می رسد با زدن کلمه “کولی” در او لگد زدن به سوار شدن قورگه را از بین می برد. آیا در حقیقت جانی تمام احساسات نژاد پرستی درباره رومانیایی ها را باور دارد؟ آیا این مهم است؟ نه ، گفتن یک چیز نژادپرستانه و نه معنی آن هنوز نژادپرستانه است.

البته بعد از شماره 26: کشور خود خدا (2017)
منبع: ساموئل گلدنوین فیلم

Xenophobia تنها چیزی نیست که مانع رابطه آنها می شود. جانی سالهاست که مشروبات الکلی خود را با نوشیدن دفن می کند و عاشق گورگه این کار را متوقف نمی کند. با این حال ، وقتی او و گورگه به ​​یک میخانه می روند ، گرگ قربانی زورگویی لفظی از سوی برخی از افراد محلی Xenophobic می شود و جانی با بازگشت مستی به برخی از روشهای قدیمی خود عقب نشینی می کند.

همچنین ببینید

DEVS S1E7: اکنون در Endgame هستیم

همانطور که گفتم ، در صورت زنده ماندن رابطه آنها ، این دو چیز کمی دارند که بتوانند از آن استفاده کنند. من همچنین می فهمم که من در حال حاضر جانی را ساخته ام که به نظر می رسد مانند یک لنگه درجه یک است. و در بعضی اوقات او می تواند ، او نیز یک مرد جوان است که در یک منطقه جدا شده با یک پدر از نظر عاطفی و یک مادر غایب بزرگ شده است ، آیا این بهانه می کند رفتار خود را؟ نه ، اما وقتی فهمید که باید تغییر کند و کار را برای انجام این کار شروع کند ، تا شایسته عشق قورگه باشد ، این یک شروع است.

کشور متعلق به خدا: در نتیجه

این فیلم یک سوختگی آهسته و زیبا با بازیگران ستاره ای است. لی، خود یک کشاورز یورکشایر ، با کمال تعجب از سردی و انزوا در حومه شهر یورکشایر می کشد ، ضمن اینکه زیبایی های باشکوه آن را نیز برجسته می کند. درمورد آنچه که این فیلم را خارق العاده می کند حرفهای دیگری برای گفتن ندارم که حتی نمی توانم آنرا به کلماتی بیان کنم. گفتن کافی است ، من به شدت توصیه می کنم تماشا کنید کشور صاحب خدا.


کشور خود خدا را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن بازیگر ، نویسنده و کارگردان اهل شهر نیویورک است. وی لیسانس خود را در رشته های فیلم ، تلویزیون و رسانه های تعاملی و هنرهای تئاتر از دانشگاه برندیز دریافت کرد. او عاشق تنظیم هر کسی است که با لیست های بی پایان خود از حقایق جالب و دانش تاریخ فیلم گوش می دهد. او را در توییتر و اینستاگرامamandajanwest دنبال کنید

FAIRYTALE: Trans Comedy ، آمریكا را با جستجوی هویت آمیخته در دهه 1950 آمیخته است

یک کمدی-درام به زبان ایتالیایی که در دهه 1950 در حومه آمریکا شکل گرفته است ، اولین جایی نیست که فکر می کنید برای بررسی هویت ترانس پیدا کنید. سباستینو ماوریفیلم جدید افسانهبر اساس نمایشنامه ای که توسط شریک زندگی خود نوشته شده است فیلیپو تیمی، که در نقش اصلی بازی می کند ، یک کاوش کم رنگ و ملودراماتیک است که در جستجوی خود شخص در دنیایی است که چنان سفت و سخت با نقش های جنسیتی تقریباً مشخص در آن دوره کار می کند.

خانم پری (تیمی) ، خانم خانه دار استن (سرجیو آلبلی) ، زندگی کاملی را در فنی و خانه خود در حومه شهر تجربه می کند – یکنواختی از زندگی روزمره وی که با مراجعه به بهترین دوستش خانم زمرد قطع می شود (لوسیا ماسکینو) و سه گانه استوارت تیم ، تد و گلن (لوکا پیگنگنولی) همه ی آنها با پریتال رابطه ی متفاوتی دارند ، زندگی برای آنها به صورت غیر منتظره ای تغییر می کند.

در حالی که بدون شک تغییری در حال رخ دادن با خانم پریتال است ، او اغلب به تهدید همیشگی بشقاب پرنده ها ، هشدارهای شدید از مادرش علاقه مند است (پیرا دگلی اسپوستی) در مورد وضعیت ازدواج او و انتقام آرام آرام (اگر اندکی فروپاشی) او و زمرد قصد دارند از شوهرهای بی دین خود تصمیم بگیرند.

یک تصویر ناشناخته از آمریکا

اولین چیزی که متوجه آن می شوید افسانه طراحی مجموعه است خانه پریا پیچ و خم های روشن ، زرد و بلوز است ، با الگوهای مختلف کاغذ دیواری که هر اتاق را تزئین می کند و معماری مدرن و ظریف یک ساختمان جدید در دهه 1950. طاق های خمیده ، ناهموار بین هر اتاق در خانه باز و در حالی که هر اتاق مملو از وسایل هنری است ، منتهی می شود.

FAIRYTALE: Trans Comedy ، آمریكا را با جستجوی هویت آمیخته در دهه 1950 آمیخته است
منبع: Nexo Digital

با بک گراند های رنگی در بیرون ویندوز ، لباس های شیک و شگفت انگیز از کمپ ساخته شده توسط مدیران طراحی پرادا و میو میو فابیو زمبرناردی، افسانه به نظر می رسد چیزی مستقیم از فیلمبرداری از دوریس روز و راک هادسون – اما یک عنصر غریبه وجود دارد که از درون خانه ای کاملاً طراحی شده می رود. هرگز درباره آن اظهارنظر نشده یا مشاهده نشده است ، اما هر پنجره ویژگی “معمولی” متفاوتی از منظره آمریکایی را نشان می دهد: یک حومه پاییزی ، یک کویر پر از کاکتوس و یک منظره شهری مرتفع که همگام در اطراف خانه است.

یکی دیگر از نشانه های شاید و بارزتر آن است که افسانه این همان چیزی نیست که به نظر می رسد ، این واقعیت است که کل گفتگو به زبان ایتالیایی است. این فیلمی است که کاملاً در زمان جوانسازی و پیشرفت برای جامعه آمریکا تنظیم شده است ، جایی که اتومبیل های بزرگ و جاه طلبی های بزرگ با جامعه اروپایی و ایتالیایی که هنوز با عواقب اقتصادی جنگ جهانی دوم دست و پنجه نرم می کردند بسیار متفاوت بود.

کمدی ناهموار

افسانه سعی می کند یک داستان از هویت و گذار را با یک عنصر کمدی عجیب و غریب ، ناهموار که هرگز به نظر نمی رسد واقعاً به طنز واقعی ترجمه شود ، متعادل کند ، بلکه در عوض فقط به یک عنصر خاموش درام تبدیل می شود. مهمترین چیزی که در این گشت و گذارها وجود دارد ، صحنه هایی است که شامل سگ کوچولوی سفید و تصادفی پر از سگ ، لیدی ، که عادت دارد ظاهراً ظاهر شود و ناپدید شود.

FAIRYTALE: Trans Comedy ، آمریكا را با جستجوی هویت آمیخته در دهه 1950 آمیخته است
منبع: Nexo Digital

خانم پریتال با خانم مانند یک عضو گسترده خانواده رفتار می کند ، و تمام مونولوگ هایش را به سمت حیوان کوچک خود هدایت می کند ، مائوری برش های سگ غالباً ، واکنش خالی و تغییر ناپذیر او را به عنوان پاسخی در مورد ضرب و شتم صاحبش نشان می دهد. خواه این موانع زبان باشد ، یا شاید ترجمه آن از صحنه بازی به فیلم ، به طور کامل اجازه نمی دهد لحظات کمدی خارج از کشور بتوانند جای خود را پیدا کنند – مسلماً یکی از جنبه های ضعیف تر افسانه.

این تلاشها در زمینه کمدی با ورود به او بیشتر می شود Pignagnoli شخصیت ها ، سه سه گانه با شخصیت های متمایز و حس لباس ، و همچنین نامهای “معمولی” یکپارچه دوره: تیم ، تد و گلن. یکی از نوع های پرتحرک و عصبی است ، یکی به طرز بیرحمانه ای معاشقه می کند و به زنان می آموزد که تانگو بزنند و دیگری برای رفع دیگ بخار گرد می آید. هر سه آنها یک قرص را در نوشیدنی های Fairytale قرار می دهند – لحظه ای ظریف که ارتباط آن تا زمان نهایی شدن فیلم فاش نمی شود.

FAIRYTALE: Trans Comedy ، آمریكا را با جستجوی هویت آمیخته در دهه 1950 آمیخته است
منبع: Nexo Digital

به جای “کمدی سیاه” همانطور که ارائه شده است ، افسانهتعادل تکریم و احترام یک داگلاس سیرک فیلم نقاط قوت خود را در بازنمایی های منحصر به فرد و جالب تنظیمات و نقش های جنسیتی یک فیلم در دهه 1950 پیدا می کند ، نه عناصر کمدی آنهایی که از آن استفاده می کنند.

زندگی در گذار

وسواس در بدن وجود دارد افسانه، همانطور که خانم پریت علی رغم تغییراتی که در آن رخ می دهد ، می تواند خانه دار کامل باشد – در یک لحظه به عنوان چیزی از یک فیلم ترسناک ، به تصویر کشیده شده توسط نور ماه و نه چیز دیگری که او به بازتابش در آینه نگاه می کند. رابطه پستی و خشن با استن تجسم نمی شود ، حضور دوستانه در پس زمینه با دوستی با خانم زمرد بیشتر می شود.

همچنین ببینید

3 از HELL: میراثی از خروپف ها

هنگامی که تمام این رشته های مختلف در زندگی ایده آل او واقع شده است ، در جامعه ای ساخته شده است که از نظر جنسی و جنسیت سفت و سخت و بی تحرک بوده است – به ویژه در حومه های خنک تر آمریکای سفید – دنیای کامل شروع به خم شدن و تغییر شکل می دهد. واقعیت و تخیل بیش از پیش مبهم می شوند.

افسانه داستان جالب انتقال داستان یک زن transgender ، در برابر تهدیدات خارجی UFO ها ، کمونیسم و ​​یک تصویر کامل از دهه 1950 است – اگرچه این ممکن است به یاد ماندنی ترین جنبه خود فیلم باشد. با ترکیبی از کمدی ، پارانویا و لباس های زیبا ، فیلمی چشم نواز است که متاسفانه به پایان نمی رسد که بیشتر از عمق پوست باشد.

فیلم های مورد علاقه شما که ادای احترام به رمک های دهه 50 می شوند چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید.

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم Enquiry را باز کنید. به جمعی از خوانندگان هم فکر که علاقه مند به سینما هستند ، بپیوندید – به شبکه خصوصی اعضای ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل بازگردید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

TOMBSTONE RASHOMON: آیا به خودی خود علاقه مندی ، فقط مقبره سنگی یا راشومون را تماشا کن

قبل از شروع این دیاتریب ویتریول ، بگذارید مشخص شود که من از آن بیزارم سنگ قبر راشومون هیچ چیز شخصی نیست در عوض ، این یک ارزیابی صادقانه از آنچه که من مجبور شدم در حالی که تماشای این فیلم بی معنی ، خسته کننده و فراموش نشدنی را تحمل می کردم تحمل شده است. من از احساسات ذیل من لذت نمی برم به غیر از اینکه بتوانم تحقیرم را در مدت زمان سخت تری نسبت به مدت زمان 81 دقیقه خوشبختانه از ویژگی مورد نظر جلب کنم.

به گفته این ، تقریباً هیچ چیز برای لذت بردن از این بازی جذاب که در فیلم گرفته شده است ، نیست. سنگ قبر راشومون توسط فرقه مورد علاقه کارگردانی و نوشته شده است الکس کاکس که با فیلم اول خود محبوبیت پیدا کرد مرد رپو در سال 1984 و سید و نانسی ستارگان شگفت انگیز گری اولدمن در سال 1986. کدام سوال را ایجاد می کند – چه جهنمی اتفاق افتاد؟ چه کسی جهنم این اجازه را داده است؟ چرا جهنم زحمت کشیدند؟ (نفس شفابخش عمیق) بیایید درست وارد آن شویم.

تو دیزی نیستی شما اصلاً دیزی نیستید.

این فیلم به طور خلاصه است. یک خدمه فیلم مستند به موقع بر می گردد تا فیلم مشهور تفریحی مشهور را در O.K فیلمبرداری کند. مرجان با آمدن دو روز خیلی دیر ، آنها تصمیم می گیرند در عوض مصاحبه با بازماندگان و اهالی شهر که نسخه های متناقض ، غالباً مغرضانه از واقعه تاریخی دارند ، مصاحبه کنند. شوخی نمی کنم. این فرضیه واقعی است ، که می تواند جالب باشد اگر در بعضی از مواقع توضیح داده شود که چگونه یک دسته از افراد در واقع در وهله اول به مرور زمان می پردازند بدون اینکه روند تعامل را هنگام تعامل با افراد گذشته یا هر قدم دیگری تغییر دهند. ممکن است شخص در یک داستان مسافرتی زمان صالح پیدا کند.

TOMBSTONE RASHOMON: آیا به خودی خود علاقه مندی ، فقط مقبره سنگی یا راشومون را تماشا کن
منبع: سرگرمی TriCoast

اما این به بودجه نیاز دارد که تصور می کنم بیشتر به سمت لباس و لرزه های ارزن دیجیتال ارزان قیمت استفاده شده در صحنه های جنگ باشد. به مسئله بزرگتر برگردید ، اگر قصد دارید از سفر زمان به عنوان موتور خود برای نقشه استفاده کنید ، کارهای دیگری را انجام دهید که فقط با برخی از متن های روی صفحه به ما بگویید فقط برای اینکه هرگز به فکر سفر زمان دیگری نپردازید.

خوب ، شاید عنصر سفر زمانی واقعیت واقعی در اینجا نباشد. فیلم واقعی مربوط به این است که چگونه یک داستان بسته به اینکه چه کسی می گوید تغییر می کند. اما بعد دوباره ، TIME TRAVEL!

TOMBSTONE RASHOMON: آیا به خودی خود علاقه مندی ، فقط مقبره سنگی یا راشومون را تماشا کن
منبع: سرگرمی TriCoast

رویدادهای منتهی به شلیک اسلحه ، توسط بازیگران سبک مصاحبه بازگو می شود که سپس برای بیننده در مورد آنچه به نظر می رسد مانند مجموعه فیلم های غربی است ، بازگو می شود. اکنون ، من لباس را قبلاً ذکر کردم. اینها بعضی از پاک ترین افراد در غرب قدیمی هستند. همه لباس هایی با لباس های دوره ای درست پوشانده اند که به نظر می رسد تازه از طرف پاک کننده ها برگشته اند. به شما اطمینان می دهم که ملافه های سفید و سفیدترهای سفید تری در زندگی خود مشاهده نکرده اید. به طور جدی ، خاک چقدر هزینه دارد؟ همه چیز تنظیم شده است این قطعه کوچک تقریباً بیشتر از سفر زمانی بدون فشار من را از این فیلم خارج کرد.

آنها هنوز شروع نشده اند که خود را نجس کنند

بقیه فیلم اکثراً نقاشی های نیمه اریب هستند و درباره این که چه کسی چه کاری را انجام داده است چه کسی و چه زمانی و غیره بوده است ، اما بعد دوباره ، ما همه این موارد را قبلاً در بین فیلم های بهتر در طول سالها مشاهده کرده ایم ، با سال 1993 سنگ قبر بودن احتمالاً اوج همه آنها. راستش ، آرزو می کردم تماشا کنم سنگ قبر تمام مدت من از طریق این ظروف سرباز یا مسافر تلاش کردم. برای فیلمسازان آینده ، اگر فیلمی که شما در حال ساخت هستید ، به اندازه فیلمی نیست که همه کارهایی را که انجام می دهید بهتر انجام دهید ، منهای سفر زمان ، نگران ساختن آن نیستید.

TOMBSTONE RASHOMON: آیا به خودی خود علاقه مندی ، فقط مقبره سنگی یا راشومون را تماشا کن
منبع: سرگرمی TriCoast

حالا قبل از گفتن ، بله ، داستان داستان را می فهمم وات گوش یک رویداد تاریخی است و سنگ قبر راشومون صرفاً تعبیر شخص دیگری از آن روز سرنوشت ساز است ، اما دلیلی نیز وجود دارد که شخص در این گفتگو گفت: رویداد هنگام گفتگو بیشتر رویدادها بلافاصله درباره کورت راسل و شرکت

آیا من به مسافرت زمان اشاره کردم؟ خداحافظ ، این فیلم!

همچنین ببینید

جشنواره بین المللی فیلم ونیز 2019: REVENIR (بازگشت به خانه)

من هاکلبری تو نیستم

ای کاش چیزهای دیگری برای گفتن درباره فیلم وجود داشت ، واقعاً این کار را کردم. عقب و جلو از صحنه به صحنه قابل فراموش شدن است و بد نوشته شده است ، درست به بخشی که یکی از شخصیت ها شروع به نوشیدن تریاک می کند و با شوخی درباره این که چگونه امیدوار است اعتیاد آور نباشد ، می خندد و برخی دیگر را فرو می ریزد. یا شاید بتوانم درباره اینکه بازیگر چگونه بازی می کند درک کنم تعطیلات Doc سرفه های مکرر مثل بچه ای که بیمار می شود از مدرسه خارج شود. یا اینکه چگونه دوست بانوی Doc یکی از بی نظیرترین لهجه های مجارستان در تاریخ سینما گیر می کند. یا اینکه چگونه Earp و پسرانش در صلیبی صادقانه به پلیس خدا سوار می شوند و از هیچ کجای آن استفاده نمی کنند. شما درست می خوانید. یک SUV پلیس ، از چراغ های امروزی ، چراغ ها و همه ، در این تصویر نشان داده شده است. از من نپرس چرا که در این مرحله من واقعاً اهمیتی نمی دهم.

شاید چیزی را از دست داده باشم. شاید من شوخی نکردم. شاید این فقط یک فیلم وحشتناک باشد. هرچه این وقایع جالب توجه در پایان پیش می رفت ، با موفقیت در اشاره به دو فیلم بسیار برتر در عنوان خود ، به طور عمده شکست خورد.

سفر زماني واقعاً ؟!

برخی از فیلم های مورد علاقه سفر و فیلم های غربی شما کدام هستند؟ افراد خوب در فیلم Enquiry دوست دارند بدانند. نظر بدهید و مکالمه را شروع کنید.

Tombstone Rashomon در تاریخ 21 آوریل بر روی دیسک و دیجیتالی موجود است.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!