VIGIL: ساعت شما شروع شده است

فیلم های ترسناک برای دهه ها ، و مسلماً از زمان القای آنها ، الهام گرفته از وحشت های واقعی است که سازندگان آنها را احاطه کرده است – و به طور کلی زندگی واقعی. این فیلم های ترسناک و برخاسته از واقعیت است که بیشتر ما را می ترساند. رشته زندگی واقعی است که در ترسهای پرش ، گور و تاراج قرار گرفته است. Vigil، از نویسنده و کارگردان کیت توماس، آخرین موردی است که وارد جیب می شود ، و با موفقیت بی نظیر یک بررسی چند لایه از غم و اندوه ، پشیمانی و بخشش را به همراه دارد.

ساعتی که دائماً داوطلب خواهید شد

آغاز Vigil کاملاً درگیر کننده است ، یک ضربان قلب تشدید شده از اضطراب در یک نمای نزدیک تضاد با یک تصویر تاری تاری از یک موجود در حال ظهور از جنگل. سردرگمی و ترس بیشتری وجود دارد ، فریادهای خفه ، ​​اسلحه و نمره ضرب و شتم که از دهانه باز می شوند. از چند دقیقه اول آن ، Vigil واضح است که چیزی نمی بخشد و نمی ترسد بینندگان خود را در تاریکی رها کند. این گشایشی است که بلافاصله با صحنه زیر مواجه می شود و توجه مخاطبان خود را به طور دائمی به دام می اندازد.

با شدت گرفتن از آغاز آن ، آرامشی در فیلم رخ می دهد ، مقدمه ای که با صدای بلند در جلسات یک گروه پشتیبانی محلی ساکت می شود. تداوم سردرگمی حفظ می شود زیرا شما نمی دانید که آنها برای چه چیزی از یکدیگر حمایت می کنند یا چه عواملی باعث شده است که هر شخصی به آنجا برود. همانطور که دوربین در اطراف گروه حرکت می کند ، در نهایت تمرکز خود را بر روی یک جوان جوان تنظیم می کند ، که به وضوح از محیط اطراف و خود ناراحت است. یاکوف توسط این گروه پذیرفته شده است ، اما از جایگاه خود در آنجا مطمئن نیست. او درمورد وضعیت خود و وضعیت شغلی خود با اکراه به این گروه باز شد و عمیق مبارزات خود را فاش كرد و اذعان كرد كه در مرحله انتخاب بین دارو و غذا است.

VIGIL: ساعت شما شروع شده است
منبع: نیمه شب IFC

یک ریزه نان وجود دارد که برای بازدید در گروه پشتیبانی ارائه شده است ، خبرهای اندکی که اکنون می توانید آن را بخورید و دیگران برای ذخیره بعدا ذخیره می کنند. مقدمه این است که این شخصیت به نوعی تحت درمان قرار می گیرد ، در تداوم دوره درمان خود با مشکل روبرو می شود ، همه در حالی که به طور مخفیانه درک می کند که “دلیل خوبی برای ترک” داشته است. در داستان او ، گذشته او ، و یک فیلم فریبنده وجود دارد ، و جایی که فیلم او را به سمت خود خواهد کشاند ، بیشتر این بر اساس سردرگمی و شدت ابتدای کار ساخته شده است.

از او با خوشحالی های منتظره گروه استقبال می شود – “مهم این است که ما رو به جلو حرکت می کنیم” – با این وجود آنها به اندازه درک ما احساس خالی می کنند زیرا مانند مخاطبان ، آنها شناخت کمی از کسی دارند که یاکوف است. به دنبال این لحظات در گروه پشتیبانی ، Reb Shulem – در خارج از ساختمان با استقبال از یاكوف روبرو می شود – كه بیشتر شبیه یك انسان مافیایی است تا شخصیتی كه از گذشته خود برگشته است. در حالی که شما به دلیل معرفی اولیه بلافاصله با او به عنوان بیننده مخالف هستید ، او اولین فردی است که به نظر می رسد یاکوف را می شناسد. و بنابراین ما همچنان که آنها در خیابانهای بروکلین قدم می زنند همراه آنها ادامه می دهیم و اهداف دیدار او به آرامی آشکار می شود.

Vigil بلافاصله موفقیت خود را در لایه بندی پیچیده و ظریف روایت پیدا می کند ، و در حین کار با ارائه اطلاعاتی ، به تماشاگران اجازه می دهد تا هر خبر کوچکی را هضم کنند. این درک وجود دارد Vigil مخاطبان را به مفاهیم و اسطوره های خود ، در آغوش همه کسانی که در سفر او به شخصیت اصلی می پیوندند ، استقبال می کند. همانطور که یاکوف و رب به مقصد می روند ، Vigil کمی خود را به دست می دهد ، مخاطب را به سمت خود هدایت می کند و به جایی که قصد دارد حرکت کند. این فیلم اگرچه کمی حواس او را پرت می کند ، خوشبختانه به این تکنیک نمی چسبد ، بلکه از آن برای تنظیم دومین اقدام خود استفاده می کند و به مخاطبان اجازه می دهد تا در محیطی که در شرف معرفی است کار کنند.

VIGIL: ساعت شما شروع شده است
منبع: نیمه شب IFC

رب وارد شده است تا از یاكوف بخواهد كه شومر آقایی باشد كه گذشت ، یك سنت ارتدوك یهودی در مراقبت از یك بدن مرده در طول یك شب. در حالی که در ابتدا مردد بود ، یاکوف موافقت می کند ، زیرا او ناامید از پول است. طولی نمی کشد که این رویه معمول شروع به ایجاد نوعی بدترین حالت می کند ، بیوه مردی که قرار است برای آن مراقبت کند ، با ترس از او استقبال می کند و خواستار این است که “اکنون باید ترک کند”. در حالی که او به هشدار او توجه نمی کند ، هوشیاری که در شرف انجام آن است چیزی فراتر از یک ساعت محافظت از بدن مردی نیست که می گذرد ، بلکه یک مبارزه برای روح او است.

ساختن وحشت ضربه و گناه

در هسته آن ، Vigil پرتره ای صمیمی از مظاهر عمیق آسیب و گناه است و برای غلبه بر آنها باید سفری را طی کرد. با این حال ، به همان سادگی که ممکن است این مفاهیم به نظر برسد ، ساختن جهانی که در آن احاطه شده و شخصیتی داشته باشد ، همیشه آسان ترین چیز برای زندگی نیست. برای Vigil، در این فیلم نور سبز زیادی وجود دارد ، که عمیقاً با رنگهای نارنجی در تضاد است. وضوح ایجاد شده توسط رنگ های متضاد ، خطوط مشخص شده بین آنها گاهی تار و ذوب می شوند ، و بار دیگر به وضوح تقسیم می شوند ، یک خلاoid سیاه بین آنها وجود دارد. احساسی از بازنمایی زندگی و مرگ ، واقعیت و داستان و گذشته و حال وجود دارد. همانطور که یاکوف در اطراف خانه حرکت می کند ، روشنایی در اطراف او به همان اندازه که راکد می ماند تغییر می کند ، یاکوف از طریق آنها حرکت می کند. یک فشار و کشش وجود دارد که با شخصیت ایجاد می شود و او را از حد راحتی خود خارج می کند ، اما به او اجازه می دهد فضا را در بازنمایی های خود حرکت دهد.

فراتر از نور ، Vigil از جهت غلط آن لذت می برد و اجازه می دهد تا با ترسناک بودن پرش و تصاویر ناشی از معده پر شود. آنچه به ظاهر موازی با از دست دادن ایمان فرد تجربه می شود ، به چیزی شوم و پر دردسر تبدیل می شود. علاوه بر این ، موازی با مردی که یاکوف از بدن او محافظت می کند ایجاد می شود ، حرکات منقبض کننده انقباض و سخت گیری مرگ بین شخصیت ها منجر به شباهت های عمیق تری در عناصر حافظه می شود.

VIGIL: ساعت شما شروع شده است
منبع: نیمه شب IFC

روش های زیادی برای درک مخاطب وجود دارد The Vigil، گسترش در وسعت فیلم می تواند صحبت کند. برای برخی ، این می تواند به عنوان معاینه سلامت روان خوانده شود ، در حالی که برای برخی دیگر پس از ضربه – یک PTSD که بدون مراقبت باقی می ماند. هنوز ، برای دیگران ، این بررسی بار غم و اندوه و سفر تاریکی است که باید برای بازگشت از آن انجام شود. این یکی و همه اینهاست که در وحشت یک خانه ارواح ، روحیه و وحشت پیچیده شده است. برای خودم ، همه اینها را احساس کردم ، با این حال ایده پیرامون گناه بیشترین طنین را داشت. با این حال ، این فقط گناه نیست ، بلکه سفر بعدی است که آن را همراهی می کند – و تنهایی آن سفر. ممکن است در این راه کسانی باشند که به آنها کمک کنند ، اما تصمیمات و راههای انتخاب شده فقط توسط کسی که شفا و بخشش می تواند انجام دهد.

طنین انداز این پیام به همان اندازه که به دلیل رهبر برجسته آن صورت گرفته است دیو دیویس، ارائه یک عملکرد خارق العاده به عنوان یاکوف. یک قدرت و ترس در او وجود دارد ، هم دنیاهای اطراف او و هم خودش. او این لحظات دوئل بشریت را متعادل می کند و به شخصیتش این امکان را می دهد تا هر جنبه ای را به طور کامل تجربه کند ، بدون اینکه از بالا برود یا تحویل دهد. در بیشتر قسمت های فیلم ، او به بازی با خودش واگذار می شود ، واکنش هایش در پاسخ به چیزهایی که ممکن است به سرعت ببیند یا لحظاتی که خودش را گرفتار می کند. دیویس از اینکه از ابتدا تا انتها به شخصیت خود سفر واقعی و تاریکی را بپذیرد ، ترس ندارد.

ارائه یک عملکرد به همان اندازه قوی است لین کوهن، که در فوریه سال 2020 تصویب شد. این فقط در کلمات نیست که صحبت می کند ، یا انتقال بین شفافیت ، بلکه در زبان بدن او است. به ویژه یک صحنه وجود دارد که یاکوف بر فراز او سر به فلک کشیده است ، و گرچه در مقایسه با او به وضوح کوچکتر است ، اما بزرگتر و شجاع تر از مرد قبل از خود است. گرچه می توان این ترکیب را به ترکیب و کادر بندی تغییر داد ، اما انرژی ای وجود دارد که از آن تابش می کند کوهن، یکی که به طور مداوم در عملکرد او برای کل فیلم ظاهر می شود.

نتیجه

Vigil با دل شکستگی و امیدواری به پایان می رسد. و آنچه واقعاً زیباست در آن است مسیر فیلم به پایان می رسد. هیچ کمان گره خورده و منظمی وجود ندارد و به تماشاگران نتیجه مسالمت آمیزی را می دهد که برای شخصیت های فیلم آرزو می کنیم. در عوض ، تصدیق اینکه هنوز چیزهای دیگری باقی مانده است – اینکه شما باید به جلو ادامه دهید ، درک اینکه یک سفر در یک شب انجام نمی شود. و در پایان ، فقط شما می توانید تصمیم بگیرید که سفر شما کجا ادامه خواهد یافت.

آیا دیده اید Vigil؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

The Vigil در تاریخ 26 فوریه 2021 در VOD منتشر می شود.


The Vigil را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ستون شناس: مectiveثر ، اما گنگ

چه کسی کمی وحشت هجو را دوست ندارد؟ ترسناک ژانری است که قادر است لنزهای خشونت آمیزی را فراهم کند که از طریق آن می توان مسائل اجتماعی را بررسی و بحث کرد بدون اینکه ارزش سرگرمی یک فیلم را از بین ببرد. کارگردان ایوو ون آارت فقط با این تلاش می کند ستون نویس، یک هیجان خونین و سرگرم کننده سرگرم کننده که با فمینیسم ، ترول آنلاین و تعداد زیادی از مسائل دیگر با یک فیلمنامه تیز و شوخ طبعانه روبرو است و تصور آنچنان که انتظار می رود ، کاملاً تأثیرگذار نیست.

ترول ، ترول ، ترول

چکمه Femke (کاتجا هربرز) یک ستون نویس موفق است که به دلیل دیدگاه هایش بصورت روزمره مورد حمله آنلاین قرار می گیرد. او به تلویزیون می رود تا به نمایندگی از رفتارهای بهتر آنلاین صحبت کند اما این فقط باعث می شود تا ترول ها دائماً او را توییت کنند. فمکه همچنین تحت فشار است که کتابی را برای ناشر سرد و سخت طلب خود به پایان برساند و وقتی متوجه شد همسایه یکی از آزار دهنده های آنلاین او است ، او را می زند و از پشت بام می راند. او سپس ماموریت خود را شناسایی آزار و اذیت های خود قرار می دهد و با یک قتل وحشیانه روبرو می شود ، در حالی که با نویسنده دیگری استیون دود نیز رابطه برقرار می کند (برام ون در کلن)

ستون شناس: مectiveثر ، اما گنگ
منبع: سرگیجه آزاد

ستون نویس در به تصویر کشیدن پیامهای بی حساب و دائمی توهین آمیز به موقع و معتبر احساس می شود. وان آارت این فیلم پیام های ناخوشایند را میخکوب می کند و گفتن سخنی خشن و خشن به راحتی در اینترنت آسان است ، اما چطور اغلب افراد “عادی” پشت این پیام ها هستند که پس از یک بار با فمکه مواجه می شوند ، که رحم نمی کند ، درست مثل مردان – از ترس ترس می گیرند – و این همیشه مردان است – هیچ كدام از آنها را به صورت آنلاین نشان ندادند ، در عوض او را علناً و بی رحمانه مصلوب كردند ، و بدون هیچ دلیلی سر او را در بشقاب خواستند.

کاتجا هربرز فیلم را با بازی شدید و قابل قبول خود حمل می کند. در حالی که ممکن است Femke در راه خود برای تبدیل شدن به یک شخصیت شرور در داستان خود یک ضد قهرمان در نظر گرفته شود ، علف خواران همیشه عصبانیت Femke را برای احساس آسیب دیدگی و تلاش برای ایجاد احساس کنترل و پس گرفتن آنچه از او به زور و بدون رضایت گرفته شده است ، عزت و اختیار او فمکه هرگز قاتل چابکی و تکنیک تقریباً فوق العاده طبیعی نمی شود ، او یک زن عادی است که با عصبانیت و صدمه به او دامن می زند ، بنابراین می تواند این مردان را بکشد ، اما هیچ یک از این کشتارها تمیز یا آسان نیست ، بلکه ناشیانه و کثیف است.

اخلاقی مورک

جایی که ستون نویس falters دیدگاه سیاه و سفید آن نسبت به جهان است. هرگز مضامین و روایتهای خود را پیچیده نمی کند. این خیلی ساده Femke در برابر مردان است. به تازگی، زمرد فنل شگفت انگیز زن جوان امیدوار کننده با مضامین مشابهی روبرو شد ، اما با ظرافت بیشتری و هرگز انگشت خود را فقط به مردان نكرد ، و این امر با اعتراف به مسئولیت پذیری زنان و مشاركت در فرهنگ تجاوز جنسی مردسالار و برجسته ، فرهنگ تجاوز را بیشتر پیچیده كرد. ستون نویس به وضوح در مورد خشم زنان است ، اما با هرگز بررسی یا بازجویی بیشتر از فرهنگ سو abuse استفاده آنلاین ، آن را ارزان می کند و تأثیر آن را کاهش می دهد.

ستون شناس: موثر ، اما گنگ
منبع: سرگیجه آزاد

در حالی که ستون نویس هنوز از نظر اخلاقی کدر است ، می توانست کمی بیشتر از آن استفاده کند. آیا ما قرار است فمکه را در قتل هایش تشویق کنیم؟ و اگر این کار را بکنیم ، چه عواملی باعث ایجاد ما می شود؟ ستون نویس همچنین موضوع آزادی بیان را لمس می کند ، چیزی که آنا دختر فمکه در مدرسه ترویج می کند اما مدیر او تمام تلاش خود را می کند تا جلوی آن را بگیرد. این یک تقارن جالب است ، فمکه در حالی که آنا برای آزادی بیان تلاش می کند ، سو ab استفاده کنندگان خود را ساکت می کند ، اما این نیز به طور معنی داری بررسی نمی شود.

ولی ستون نویس غیر قابل انکار سرگرم کننده و یک ساعت هیجان انگیز است. فمکه یک قهرمان اصلی جالب و جالب است ، کسی که می توانیم برای آن ریشه بگیریم یا حداقل می خواهیم ببینیم که او تا زمان اعتبار گرفتن نوعی تعادل یا آرامش درونی پیدا می کند. این فیلم به درستی وسواس فزاینده فمکه را در شبکه های اجتماعی و میزان قطع شدن آن ، زنگ های هشدار مداوم و پیام های خشونت آمیز و خشونت آمیز زندگی او را تصور می کند.

ستون نویس: نتیجه گیری

ستون نویس همچنان فیلمی درباره تجربه زن ، خشم زنان به نویسندگی و کارگردانی مردان است که از قدرت آن می کاهد ، اما لذت بردن از آن تقریباً غیرممکن است ستون نویس. نرم ، خنده دار و اغلب کاملاً درست در مورد آنچه به تصویر می کشد درست است. وان آارت این فیلم سرگرم کننده است و در مورد شبکه های اجتماعی ، ترولینگ و سوling استفاده نکات قابل توجهی را بیان می کند ، اما متأسفانه هرگز تمام توانایی های خود را باز نمی کند. کاتجا هربرز در نقش اصلی می درخشد و Daan Windhorst’s فیلمنامه شوخ ، هوشمند و تاریکی خنده داری است ، حتی اگر معنای عمیق تری نداشته باشد. ستون نویس مطمئناً ارزش وقت شما را دارد و نگاهی به موقع و دقیق به مسائل جامعه ما در شبکه های اجتماعی از طریق لنز خونین یک هیجان ترسناک ارائه می دهد.

از The Columnist لذت بردید؟ نظرهای خود را در قسمت کامنتها بگذارید!

Columnist در سینماهای منتخب انگلستان (در انتظار محدودیت COVID) و دیجیتال 12 مارس اکران می شود

https://www.youtube.com/watch؟v=Zo8IVjVV25k


ستون نویس را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ماریا لاتیلا

من یک طرفدار فیلم گیک ، در عین حال دوست داشتنی هستم که عاشق سینمای ترسناک ، نمایش های موزیکال و سگم Geordie La Forge هستم. من اهل فنلاند هستم ، اما در لندن مستقر هستم.

ECHO: یک فیلم کریسمس ایسلندی از اتر

فیبی بریجرزEP EP جدید کریسمس ، “اگر ما آن را از طریق دسامبر بسازیم” ، دارای چهار قصیده باورنکردنی و دلگیر برای تعطیلات و تنهایی است ، اما جالب ترین آن “7 ساعت خبر / شب خاموش” است. در آن ، پل ها و فیونا سیب “شب خاموش” را با هم هماهنگ کنید مت برنینجرخوانش های مجری خبر ، قرقره برجسته ای از داستان های افتضاح از 2019 و 2020 – از جمله ساکلر مشارکت خانواده در اپیدمی مواد مخدر ، عدم دقت در قانون سقط جنین در ایالات متحده و دونالد ترامپمراحل استیضاح ژانویه 2020. این چیدمان یک سرود سنتی مسیحی در بالای اخبار کاملاً حیرت انگیز معاصر به طرز سرگرم کننده ای متشخص و پیشگامانه است – به همان اندازه در گذشته ، حال و آینده زندگی می کند. این چیزی است که اکو ، یک فیلم ایسلندی از نامزد اسکار رنار رنارسون، در نیز برتری دارد.

اکو یک مجموعه داستان کوتاه است ، مجموعه ای از 56 ویکت ، هر کدام با شخصیت ها و مکان های مختلف ، و هر یک در یک عکس مداوم و بی حرکت و معمولاً به مدت یک دقیقه ارائه می شوند. این فیلم در سال 2019 در ایسلند اکران شد ، اما پخش آن فقط از سال 2020 در MUBI آغاز شد و به نظر می رسد چیزی در مورد آن سبک ویگنت بهتر از داستان سرایی معمولی است که به لحظه ما کمک می کند. این فیلم من را به یاد می آورد Cinetracts ’20 پروژه ، که ترکیبی از کوتاه مدت 2 دقیقه ای از 20 فیلمساز از سراسر جهان ، از سیراکوز گرفته تا صربستان است ، زیرا هر فیلمساز در رویدادهای سال تأمل می کند و مبارزات کشور دیگری را روشن می کند. شما به طور همزمان تفاوت فرهنگ ها و سیاست های ما را یادآوری می کنید بلکه همچنین عشق ، زیبایی و چالش های مشترک همه ما است.

تئاتر موزاییک ایسلندی

رنارسونفیلم آهسته ، متفکر و اثیری است ، همه نفس های عمیق می کشد و زمان فرسایشی دارد. فیلمبردار سوفیا اولسونعکسها از نظر مسدود کردن و ترکیب بندی بصورت مرحله ای هستند و با کمترین استفاده از پیش زمینه و تا آنجا که ممکن است تنظیمات در کادر وجود دارد. این فیلم هیچ نمای نزدیک ندارد ، در عوض به بیننده اجازه می دهد تا در تصویر تصویر خود را پیدا کند. به همین ترتیب ، هیچ قافیه یا دلیل واضحی برای ویرایش بین داستان ها یا حتی معنای آن داستان ها وجود ندارد. در روز کریسمس ، یک مرد مجرد به رادیو ریکیاویک گوش می دهد و یک لیوان شراب قرمز و یک شام تعطیلات مایکروویو می نوشد ، و به نظر می رسد که او به اندازه کافی از خود لذت می برد ، بنابراین شما می توانید چه احساسات و چه لحنی را بیدار کنید رنارسون انتقال و چگونگی قرار گرفتن آن در موزاییک بزرگتر فیلم است.

از آنجا که هیچ اقدامی برای قطع سنتی بین اینجا وجود ندارد ، در حال ویرایش به دنبال بافت همبند ، هم نشانه شناختی و هم از نظر داستانی است. تولد مولودی های کودکان در مسابقات مدل سازی لباس شنا. ما از ردیف های گوشت قلاب های مغازه قصابی تا ردیف های درختان کریسمس در یک فروشگاه درخت را قطع می کنیم ، که توسط طناب از سقف آویزان شده است. در یک صحنه ، یک رئیس کارخانه به منطقه ساختمانی خود می رسد تا دریابد که بیشتر کارگرانش اعتصاب کرده اند. در مورد بعدی ، مردی ابزار خود را در خانه خود تیز می کند ، و در حال گوش دادن به یک زن در رادیو در مورد اعتصابات کارگری همان است. بازی های تنش زا و گوسفندهایی که رابطه جنسی برقرار می کنند ، خانه های کشاورزی و کودکان مرده را می سوزانند. من می توانم کل بازبینی را برای بازگرداندن هر صحنه درخشان و نفسگیر در فیلم صرف کنم ، اما این کار را نمی کنم. ما می خواهیم تمام روز اینجا باشیم.

ECHO: یک فیلم کریسمس ایسلندی از اتر
منبع: MUBI

اگر من چیزی در مورد سیاست ایسلند می دانستم ، شاید بتوانم در مورد رفتار فیلم با این مضامین در پرچم های آن صحبت کنم ، اما من چیزی در این مورد نمی دانم. صحنه های اعتصابات کارگری ، خانه های سالمندان و پلیس در بازداشت مهاجران احتمالاً یک هدف دیالکتیکی دارد که من کاملاً آن را گم کرده ام. اما این صحنه ها همان ترکیبی از تاریخ و مدرنیته را در خود جای داده اند که “7 ساعت خبر / شب خاموش” آن را به خوبی میخکوب می کند. چندین صحنه بر روی کلیساهای بسیار زیبا و مبله تمرکز دارد. یک عکس در یک موزه. صحنه با خانه مزرعه در حال سوختن گفتگوهای زیادی دارد ، بیشتر در تاریخ خانه و اهمیت آن برای شخصیت ها متمرکز شده است ، اکنون در مقابل شعله های آتش و یک دود سیاه سیاه از بین می رود. اکو از هر صحنه برای ترسیم پرتره ایسلند معاصر در سطح انسانی استفاده می کند ، اگرچه از ارائه آغاز و پایان داستان های خود امتناع می ورزد ، و برای شما بخشهایی از این زندگی ها و س questionsالاتی درباره آینده کشور به طور کلی ایجاد می کند.

چپ به راست (و در غیر این صورت)

کل فیلم در این فضای سنگین است. هر ویگنت به تاریخ ، تغییر و آنچه در آینده می رسد می پردازد – موضوعی مناسب برای کریسمس و سال نو ، هنگام تنظیم فیلم ، زمانی که تمام آن بوقلمون ، شراب و سرگرمی با بازتاب تلخ و پشیمانی تلخ و همچنین یادآوری اینکه آینده نزدیک تر از آن است که فکر می کنیم اولین شات ما ، به عنوان مثال ، جفت می شود کجارتان سوینسوننمره مسحور کننده ای که یک ماشین از طریق کارواش عبور می کند. از کثیف تا تمیز ، ماشین در اواسط تحول دستگیر می شود ، دقیقاً به همین ترتیب اکو یک مطالعه تقویمی و جامعه شناختی در ایسلند را مطالعه می کند – کریسمس به شب سال نو می رود و به سال جدید سقوط می کند ، اما در قلب فیلم ، یک فرهنگ و شیوه زندگی ایسلندی با تکرار بعدی سر و کله می زند. یک مادربزرگ نقشه تدفین خانواده را به نوه اش نشان می دهد. دو پدر و مادر از دختر خود جاسوسی می کنند که رقص TikTok را دقیقاً رقصیده است. اوه ، من دوباره صحنه ها را لیست می کنم.

یک قانون جهت صفحه وجود دارد که به طور گسترده مورد توافق قرار گرفته است اکو در اولین شلیک ، یکی از شستشوی ماشین می شکند: در هنر تجسمی ، حرکت از چپ به راست ، نوشتاری کوتاه برای پیشرفت است ، نوعی تقلید از نحوه خواندن ، اما در این صحنه ، ماشین از صفحه راست به چپ حرکت می کند ، نوعی رگرسیون

در مورد اجتناب ناپذیری و ماهیت تغییر به صراحت در تمام موارد بحث می شود اکو در یک مهمانی تعطیلات ، یک مهمان در حین مشاجره منفجر می شود: “این چیزی است که من از این کشور متنفرم.” “بحثی نیست. بحثی نیست همه به هم وابسته هستند. بیایید موافقت کنیم که مخالف باشیم و هیچ چیز تغییر نمی کند! ” او از آپارتمان خارج می شود و در را محکم می کوبد. و رنارسون بگذارید لحظه ای در آنجا معلق باشد ، به عنوان یک سوال. است اکو درباره تغییر یا مقاومت ما در برابر آن؟

ECHO: یک فیلم کریسمس ایسلندی از اتر
منبع: MUBI

بیشتر عکسها دارای پیشرفت ، حرکت و حرکت هستند ، مانند اتومبیل ما در کارواش ، یا خانه مزرعه در حال سوختن. اما همچنین عکسهایی به دست می آید که بازتاب داستانهای دیگر است ، مانند یک پرچم از نوزادان و والدین آنها که در استخر سرپوشیده تمرین می کنند ، و بعداً با شلیک از سالخوردگان همان دوره های ایروبیک را دنبال می کنید. در سال جدید ، کسی می بیند که بخشی از یک تابلو را عوض می کند – “15 نفر در این سال جان خود را از دست دادند” در اثر تصادفات رانندگی ، هشدار می دهد ، اما کارگر “15” را می گوید تا “هیچ کس”. سال جدید پر از امکانات است. (اگر تعجب می کنید ، در آن سال جدید ، 2019 ، ایسلند فقط شش مورد مرگ را در جاده گزارش کرده است.)

نتیجه گیری: خداحافظ ، 2020

اکو پاسخ سرراست به مخاطبان خود نمی دهد ، اما سوالات مستقیم نمی پرسد. به نظر من این یکی از بهترین فیلم های سال 2020 است ، به دلیل همین عدم اطمینان ، معنای بی شکل و داستان سرایی کلیدوسکوپی.

اکو نوعی همدلی مورب را ارائه می دهد که در سال 2020 طراوت بخش و با ارزش است ، این توانایی ارتباط با افرادی است که هرگز در کشوری که هرگز بازدید نکرده اید ، ملاقات نکرده اید. فیلم از منظر یک آزمایش فوق العاده و مهیج است. همچنین کوتاه است – 80 دقیقه سریع ، تقریباً تا زمانی که برای سرد شدن یک فنجان چای داغ لوله کشی طول بکشد ، طول می کشد. فقط زمان کافی برای تور رنارسونویکتهای تعطیلات و با شخصیتهای او درگیر شوید ، آنها چنان واقع بینانه مورد اصابت قرار می گیرند و به طور خلاصه نگاه می کنند که اصلاً احساس خیالی نمی کنند.

نظر شما در مورد چیست اکو؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید.


اکو را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

BLIZZARD OF SOULS: The Makings Of Oscar-Bait

مقاله ای از ‘Hollywood Reporter’ در اوایل ماه جاری چنین پیشنهادی را ارائه داد انگلپیروزی های مهم جوایز سال گذشته موجی از ورود “عجیب” را به گروه فیلم های بین المللی اسکار آغاز کرد. اصطلاح “عجیب و غریب” بعداً پس از واکنش در توییتر که این متن را نسبت به فیلم های غیرآمریکایی بیگانه و تسلیم کننده تلقی می کرد ، به “ژانر” تغییر یافت. من فکر می کنم این به روزرسانی بهتر از نسخه قبلی مقاله است که فیلم های خارجی مانند ویژگی های غیر طبیعی را تحریک می کند. با این وجود ، هنوز موضوع اصلی بهترین فیلم بین المللی مورد توجه قرار نگرفت ، این است که: جوایز اسکار به دلیل داشتن یک رأی دهنده مهم ، باید در یک اجماع گروهی به فیلم ها اعطا کند ، که همیشه موارد دیگر را مستثنی می کند. سینمای قطبی اکثر فیلم های ارسالی برای اسکار هنوز هم هستند و همیشه بر اساس توانایی جلب رضایت سلیقه هیئت رأی دهنده انتخاب می شوند. تسلیم لتونی در این سال ، حماسه ای جنگی با عنوان Blizzard of Souls (یا تفنگدار، عنوان بسیار بهتری ، در سایر کشورها) ، نمونه ای عالی از یک فیلم خارجی است که برای حساسیت در انتخابات اسکار و فیلم سازی ریسک گریز که چنین پذیرایی تبلیغ می کند ، تهیه شده است.

کاغذ بسته بندی زیبا روی جعبه خالی

این فیلم براساس رمانی از الكساندرس گرینز ساخته شده است و داستان رویایی جوان تفنگدار به نام آرتورس وگارس را روایت می كند (اوتو برانتویچ) در واحد لتونی تحت تزار روسیه که در جنگ جهانی اول در نبرد سسیس با حمله ارتش آلمان مبارزه می کنند. Blizzard of Souls زیبا و زیبا به نظر می رسد – در دوربین 4K دیجیتال – با دوربین فیلمبرداری و نور توسط والدیس سلمینš که بلافاصله یک فیلم جنگ جهانی اول را به ذهن متبادر می کند ، استیون اسپیلبرگرا اسب جنگی. در واقع کارگردان Dzintars Dreiberg و سلمینš عکسهای زیادی از دوباره ایجاد کنید اسپیلبرگو حتی ترنس مالکفیلم های جنگی به روشی مکانیکی و کاملاً فنی که فاقد بسیاری از احساسات عاطفی این دو کارگردان و همکاران DP مربوطه هستند ، یانوش کامینسکی و امانوئل لوبزکی، تصور کنید

BLIZZARD OF SOULS: The Makings Of Oscar-Bait
منبع: کولت فیلم

آنچه ما به دست می آوریم عکسهای گسترده دشتهای چمنزار زیبا ، کوههای برفی با شکوه و مزارع گندم طلایی است که زیبایی های طبیعت را با وحشت جنگ در کنار هم قرار می دهد مالک بسیار موثر در خط قرمز نازک. حتی یک سکانس از آرتورس و دیگر سربازانش وجود دارد که در میان چمن های بلندی که سکانس هایی را از آن تقلید می کند ، خمیده اند مالکشاهکار شلیک دیگری از آرتورس و نامزدش که در چمن غلتیده است تقریباً شوت به شوت است که فرانس و فانی همان کار را انجام می دهند مالکرا یک زندگی پنهان. اگر هیچ یک از اینها مسئله ساز نخواهد بود Blizzard of Souls داشتید ، می دانید ، روح برای شروع این فیلم زمان دو ساعته خود را صرف انجام یک دموی حلقه برای فیلمبردار خود می کند. دريبرگ الهامات و نکات خود را در مورد آنچه که به عنوان یک فیلمساز توانایی انجام آن را دارد ارائه می دهد اما از هر دیدگاه واقعی یا اخلاقی فراتر از وطن پرستی کلیشه ای از رمان منبع ، صرف نظر می کند ، ما فقط یک رشته عکس داریم که به عنوان تصویر زمینه برای یک کامپیوتر حماسی به نظر می رسد.

بدون روده ، بدون خطر

Blizzard of Souls بی احساس و سفت است و به عنوان یک فیلم جنگ میهنی ، بحث های سیاسی آن کاملا گیج کننده است. گرچه این مسئله معمای جالبی است که مردم لتونی در گیر و دار بودن بین کایزر آلمانی و رژیم های ظالمانه تزار روسیه درگیر جنگ برای استقلال هستند ، اما هیچ یک از ابهامات اخلاقی آن از طریق هیچ گونه خطر واقعی منتقل نمی شود. نتیجه فیلمی است که در آن هیچ سرمایه گذاری عاطفی برای زنده ماندن شخصیت ها انجام نمی شود زیرا هیچ وقت مخاطب قرار نمی گیرد و قوس های داستانی هرگز تثبیت نمی شوند. اگر بخواهیم باور کنیم که این فیلم کلاه خود را بر سر وطن دوستی آویزان می کند ، کاملاً قانع کننده نیست.

BLIZZARD OF SOULS: The Makings Of Oscar-Bait
منبع: Kult Filma

این فیلم در مورد فیلم بزرگسالی نیز صدق می کند. Arturs به ​​سختی در معرض هیچ خطری قرار دارد و اگر چنین باشد ، دوربین و تدوین بیش از آنکه به او انسانیت بدهد ، بیشتر به فکر این است که خطر او را به عنوان یک فیلم پرفروش حماسی جلوه دهد. مقایسه آسان و ناعادلانه این است که چگونه عیلم کلیموفرا بیا و ببین، که همچنین به جنگ جوانان به نمایندگی از یک دولت ملی روسیه علیه آلمان ها می پردازد ، بلاروس را به یک جهنم خشمگین تبدیل می کند که با ادامه فیلم تقریباً احساس یک سیاره خارجی می کند. البته، کلیموفایده این بود که جنگ به عنوان شکنجه ای بی وقفه به نظر برسد ، نه تنها جسم جسمی بلکه روح و روان را بکشد و ما را به عنوان مشارکت کننده شر این شرور قرار دهد. Blizzard of Souls جنگ را مانند یک بازی ویدیویی یا نقاشی دیواری باشکوه جلوه می دهد. امتیاز صعودی (توسط Batman Beyond آهنگساز لولیتا ریتمانیس) ، که اغلب در طول فیلم به عنوان عصای احساسی برای جبران استفاده می شود برانتویچ که یک عملکرد رباتیک افتضاح و عالی ارائه می دهد ، خوب به نظر می رسد اما فقط ماده دیگری است که دريبرگفرض می کند باعث می شود فیلم او جدی تر گرفته شود.

نتیجه

این عیب نهایی است Blizzard of Souls – این فیلمی است که از چیزهایی ساخته می شود که یک فیلم خوب معمولاً از آن ساخته شده است ، اما بدون هیچ موضوع جامعی برای اتصال آنها یا دیدی برای حمل آنها به جلو است. این یک کلیشه است به معنای واقعی ، با گرفتن نمای یک درام شورانگیز اسپیلبرگی بدون هیچ روحیه ای ، و طراحی بصری اثبات شده یک مالک فیلم بدون هیچ اشتیاق. این فیلمی است که در کم عمق ترین معنی و با توجه به رأی دهندگان اسکار طراحی شده است.

Blizzard of Souls در حال حاضر در سینماهای مجازی سراسر ایالات متحده بازی می کند.

https://www.youtube.com/watch؟v=g8RP5URS3rk


Blizzard of Souls را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

سوهام گادره

Soham Gadre نویسنده / فیلمساز در منطقه واشنگتن دی سی است. او برای هایپرآلرژیک ، نوت بوک MUBI ، Popula ، Vogue Visages و Bustle در میان دیگران نوشت. او همچنین به طور تمام وقت برای یک سازمان غیرانتفاعی زیست محیطی کار می کند و نمایش دهنده جشنواره فیلم محیط زیست است. در خارج از فیلم ، او طرفدار شیکاگو بولز و مکرر مراکز غذایی است.

ATLANTIS: سوisfاستفاده پس از آخرالزمانی | استعلام فیلم

ثبت نام اوکراین برای بهترین فیلم بلند بین المللی در آکادمی اسکار آینده است آتلانتیس، روایتی از تروما و بهبودی در کشوری که پس از ویران شدن توسط جنگ سعی در بازسازی دارد. نویسنده ، کارگردان ، فیلمبرداری و تدوین شده توسط فیلمساز والنتین واسیانویچ، این فیلم یک پیرمرد را دنبال می کند در حالی که او تلاش می کند بر وحشت گذشته غلبه کند ، علی رغم اینکه در حال حاضر با یادآوری احاطه شده است. با وجود برخی لیاقت های هنری و اهداف قابل تحسین ، آتلانتیس مرا به همان اندازه دشت های بایر اوکراین که در فیلم به تصویر کشیده شده اند ، سرد نگه داشت.

پایان همه چیز

این سال 2025 است ، یک سال از پایان جنگ وحشیانه بین روسیه و اوکراین. اوکراین پیروز ظاهر شد ، اما بدون پرداخت هزینه سنگین. بسیاری از مناطق شرقی کشور غیرقابل سکونت شده است ، بیابانی مملو از مین ها و اجساد فراموش شده که در آنجا سقوط می کنند تا پوسیده شوند.

سرگی (آندری ریماروک) در جنگ در کنار دوست خوب خود ایوان (واسیل آنتونیاک) ، و هر دو از اصابت گلوله رنج می برند. هنگامی که در یک کارخانه ذوب محلی که به دلیل جنگ در آنها نادیده گرفته می شوند ، کار نمی کنند ، اوقات فراغت خود را با شلیک بارها و بارها به اهداف انسان شکل می گذرانند و آرزو می کنند نوعی هدف از زندگی خود را بدست آورند.

ATLANTIS: سوisf استفاده پس از آخرالزمانی
منبع: Grasshopper Films

ایوان روزی زندگی خود را در محل کار به پایان می رساند. بلافاصله بعد از آن ، کارخانه ذوب سنگ بسته شد و سرجی ، ایوان و دیگر کهنه سربازان جنگ مسئولیت اصلی این کار را به دوش کشیدند. سرگی از حال خود خسته شده و به دنبال شروع کار جدید ، به کریمه ، قلب ویرانی ، می رود ، جایی که شنیده است آنها به دنبال مردانی هستند که به بازسازی آن جهان ویران کمک می کنند. در آنجا ، او با کاتیا ملاقات می کند (لیودمیلا بیلهکا) ، زن جوانی با سابقه باستان شناسی که اکنون داوطلب می شود و گروهی را مجبور به نبش قبر اجساد کشته شدگان در جنگ کرده و آنچه را که برای آنها اتفاق افتاده را با هم تکه تکه می کنند. سرگی با پیوستن به کاتیا و دیگر داوطلبانش در این کار ، دلیل جدیدی برای ادامه زندگی پیدا می کند. و به زودی ، او نیز عاشق می شود.

پوسته های خالی

آتلانتیس یک فیلم قابل توجه بصری است که تقریباً به طور کامل از عکسهای استاتیک عریض تشکیل شده است ، که در آن اکشن (یا فقدان آن) اغلب برای چند دقیقه بدون برش ادامه می یابد. در یک صحنه کاملاً قدرتمند ، سرگی را تماشا می کنیم که به بالکن آپارتمان کوچک و تاریک خود بیرون می رود تا لباسشویی را برای اتو کشیدن بیاورد. آنچه به عنوان یک توالی آرام و البته تنها و کم از زندگی خشک خانگی آغاز می شود ، در نهایت به خشونت تبدیل می شود ، زیرا ناامیدی سرگی از آهن او را وادار می کند ابتدا ابزار ، سپس میز و سپس صندلی خود را خرد کند تا اینکه آپارتمان به سختی مبله اش درهم و برهم شود. مخروج طغیان او. این یک تصویر کاملاً دردناک از خشم بیش از حد مردانه است ، همراه با یک غم و اندوه عمیق عمیق که به هیچ وجه نمی تواند راهی برای بیان پیدا کند.

ATLANTIS: سوisf استفاده پس از آخرالزمانی
منبع: Grasshopper Films

با این حال ، هر صحنه ای که به همین شکل فیلم برداری شده باشد ، هر چقدر هم به زیبایی ساخته شده باشد ، تأثیر یکسانی ندارد و در بسیاری از موارد ، فیلم بیشتر از اینکه یک تمرین احساسی باشد ، بیشتر یک تمرین فنی است. تماشا کردن آتلانتیس، من به یاد فیلم دیگری از اتحاد جماهیر شوروی سابق افتادم که امسال در صحنه جشنواره ظاهر شد ، فیلمساز گرجی دی کلومبگاشویلیاولین درام است شروع. پسندیدن آتلانتیس، شروع تقریباً به طور کامل از عکسهای طولانی و گسترده تشکیل شده است که در آن دوربین بدون حرکت شخصیت ها و حرکت آنها ، بدون حرکت باقی می ماند ، یک شرکت کننده ساکت و ایستا است.

سبک فیلمبرداری در شروع هرگز احساس حیله و شوخی نمی کند اما در کمک به بیان سفر احساسی شخصیت اصلی فیلم ، همسر یک شاهد یهوه که قربانی تعصب وحشتناک و خشونت فیزیکی است ، بسیار عالی کار می کند. مانند سرگی در آتلانتیس، او همچنین دارای ذخایر عمیق غم و اندوه و ضربه است که به مجرای بیان نیاز دارد و احساس تنهایی دارد که با قرار دادن دوربین در دور ، بیشتر بر آن تأکید می شود. اما کجا شروع فیلمبرداری احساس می شود برای خدمت به داستان طراحی شده است ، در آتلانتیس من اغلب با این احساس مخالف روبرو می شدم ، که صحنه هایی برای خدمت به سبک عکسبرداری ساخته شده اند ، به گونه ای که به استثنای همه موارد جالب به نظر برسند.

ATLANTIS: سوisf استفاده پس از آخرالزمانی
منبع: Grasshopper Films

گرچه این بسیار بعید است ، اما این احساس که من در حال تماشای فیلمی هستم که در آن به سبک اهمیت بیشتری داده شده بود نسبت به ماده ، هنگام تماشا از بین رفت آتلانتیس. به عنوان مثال ، صحنه های متعددی در فیلم وجود دارد که در آنها اجساد خارج می شوند و کالبدشکافی های مفصلی انجام می شود که برای چندین دقیقه کشیده می شود. شاید این کار در تلاش برای برجسته کردن فاصله عاطفی بود که انسانها معمولاً سعی می کنند بین خود و جنگ قرار دهند ، مردگان را به عنوان اشیایی که باید تجزیه و تحلیل کنند و در مقابل مردم برای عزاداری تلاش می کنند تا ضربه خود را در اعماق زمین دفن کنند – این یک تحسین برانگیز است برای اطمینان از ایده امتحان کردن و روی صفحه نمایش. با این وجود در چنین صحنه هایی احساس نمی کردم که چنین احساسی داشته باشم. بلکه متوجه شدم که هستم یا نه فرض شده که چنین احساسی داشته باشی در واقع ، من زمان بیشتری را به تماشا گذراندم آتلانتیس تعجب از آنچه که من احساس می کردم از اینکه در واقع احساس هر چیزی احساس کنم ، لذت بردن از عکسهای زیبا ساخته شده (برای ضبط ، در مجموع فقط 28 عدد وجود دارد) در حالی که تعجب می کردم آیا این همان چیزی است که فیلم ارائه می دهد؟

شاید این تا حدی تقصیر خودم باشد. شاید دلیلی که من فیلمی مانند آن را پیدا کردم شروع بسیار موثرتر از آتلانتیس این است که این یک داستان از یک زن است ، که توسط یک زن گفته شده است ، و من به طور خودکار آن را دوست داشتنی تر و جذاب تر از این داستان بسیار مردانه از عاشقانه و رستگاری پس از آخرالزمانی می دانم. با این حال حتی داستان عشق در آتلانتیس با توجه به اینکه کاتیا بیشتر به عنوان راهی برای تسهیل ارتباط مجدد سرگی با جهان بیش از اینکه به عنوان یک شخصیت در نوع خودش باشد ، برای من مانند یک فکر بعدی احساس می شد. وقتی این دو در اواخر فیلم عاشق یکدیگر می شوند ، در صحنه دیگری که از دور گرفته شده است ، این بار در عقب یک کامیون تاریک ، بیشتر به نظر می رسد دو نفر از حوصله اوقات وقت انتظار برای رسیدن بکسل را پر می کنند تا اوج احساسی داستان سرگی.

نتیجه

در آستانه رسیدن به آن لحظه بین سرگی و کاتیا ، در هنگام باران شدید ، یک ردیابی آرام به سمت جلوپنجره کامیون اتفاق می افتد ، زیرا آب ابتدا تار می شود و سپس دو چهره را در صندلی جلو که خم می شوند برای بوسیدن پاک می کند ، و این یکی از جالب ترین چیزهایی است که امسال روی صفحه دیده ام. اما متأسفانه ، همانطور که آتلانتیس به ما نشان می دهد ، بیش از چند عکس ستاره ای طول می کشد تا سفر یک شخصیت جذاب باشد.

شما چی فکر میکنید؟ برخی از فیلمهای پسابرجام مورد علاقه شما کدامند؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

آتلانتیس قبل از گسترش به سایر سینماهای مجازی ، از 22 ژانویه 2021 به طور انحصاری از طریق Metrograph در حال نمایش است.

https://www.youtube.com/watch؟v=iOv2Z98Vaw8


آتلانتیس را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ غیر قاتل کارگردانی کرده است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن ، یا نوشتن در مورد فیلم ها ، او را معمولاً می توان در توییتر با وسواس در مورد فوتبال ، BTS و گربه اش دید.

آزمون: یک فیلم کوتاه کاملاً پرتنش ایرانی با زیرنویس جالب

با امتحان، نویسنده-کارگردان سونیا ک. حداد و نویسنده مشترک فرنوش صمدی خواسته های خانوادگی و فرهنگی را که یک نوجوان ایرانی باید در مدت زمان 15 دقیقه تعلیق با آن روبرو شود ، افشا کند.

امتحان یک فیلم کوتاه پرچین درباره دختری نوجوان به نام صدف است (صدف عسگری) که در ایران زندگی می کند. این فیلم صدف را در طول یک روز دنبال می کند ، زیرا وی باید فضیلت تحصیل ، خواسته های فرهنگی زن ایرانی بودن و خواسته های پدرش (هرچند غیرقانونی باشد) را با دقت در نظر بگیرد. صدف بعداً دیده می شود که بعداً همان روز در حال امتحان مدرسه است ، اما او توسط پدر سلطه گر خود ، البته عمدتاً دیده نشده ، ثبت نام می شود تا کالاهای غیرقانونی را قبل از رفتن به مدرسه به شخصی به نام فرید تحویل دهد. صدف که دیر به دیر رسیده است ، هنگامی که پدرش تقریباً چاره ای جز پایبندی به او باقی نمی گذارد ، حتی بیشتر تحت فشار قرار می گیرد. وقتی مشتری حاضر نمی شود ، صدف مجبور می شود بسته را با خود به مدرسه ببرد. صدف پس از شرکت در امتحان ، هنگامی که مدیران مدرسه اسلامی به کلاس درس حمله می کنند و یک چک کیف را در کلاس انجام می دهند ، به شدت مضطرب می شود و وی را وادار می کند قبل از رسیدن مدیر به کیف خود ، هر کاری را که می تواند برای پنهان کردن بسته انجام دهد.

یک فیلم جذاب از تأثیر فرهنگ و خانواده در یک نوجوان

برای یک نوجوان که توسط پدرش مامور حمل مواد مخدر شود ، این یک تجربه معمول نوجوان نیست. گفته می شود ، صرف نظر از غیر معمول بودن وضعیت ، سونیا ک. حدادمسیر سخت لبه و صدف عسگریرا عملکرد فوق العاده آرام و ظریف بسیار ترس و اضطرابی را که در واقعیت صدف نفوذ کرده است ، ایجاد می کند. کاملاً واضح است که صدف هرگز نخواسته است رفتارهای کج و معوج فیلم را انجام دهد ، همانطور که با بی میلی و بی میلی بدن ، حرکات بد دهن بدن و فداکاری در امر آموزش دیده می شود. با این حال ، برای صدف ، آرزوی داشتن یک زندگی جنایتکارانه یا محکومیت صمیمانه آن هیچ تفاوتی ندارد. صدف که توسط پدرش تحت فشار قرار گرفته است ، باید بسته را تحویل دهد و به دلایلی که خارج از کنترل او است ، باید بسته را از نظر مدیران مدرسه که چک کیف تصادفی انجام می دهند ، پنهان کند.

یک فیلم کوتاه ایرانی کاملاً پرتنش با زیرنویس جالب
منبع: فیلم سه باغ

تماشای صدف که به طور ناخواسته به یک قاطر مواد مخدر تبدیل شده است به اندازه کافی ناراحت کننده است ، اما هنگامی که می بینید مدرسه ظالمی در آن تحصیل می کند – با چک های تصادفی کیف و مصادره های کوچک – بیشتر به نظر می رسد زندگی صدف زندگی او نیست. اگر صاف کننده های مو توقیف شده و به عنوان توجیهی برای اخراج دانش آموز در مدرسه استفاده شود ، اگر مدیران مواد مخدر را در صدف پیدا کنند چه اتفاقی می افتد؟ وضعیتی که صدف در آن قرار دارد بسیار جدی تر و خطرناک تر از آن است که در ابتدا تصور می شد ، حداقل برای یک فرد خارجی که به آن نگاه می کند. اما ، دوباره ، آیا همه ما تا حدی فشار خانوادگی و فشار تحصیلی را تجربه نکرده ایم؟

علیرضا برازندهفیلمبرداری لرزان و دانه دار جو ناخوشایندی را به وجود می آورد که مخمصه ناراحت کننده صدف را تکمیل می کند. این دوربین در بیشتر مواقع صدف در خیابان ، بینندگان را به ناظران دور تبدیل می کند و نگران و مطمئن نیست که در صورت عدم نمایش مشتری چه کاری انجام دهد. در مدرسه ، دوربین از طریق تلاش های مکار و حیله گرانه حیله گر صدف ، خطور می کند تا شواهد نفرت انگیز را پنهان کند ، در حالی که مدیر پرزرق و برق به آرامی از کلاس عبور می کند – در صحنه ای که پر از تنش و ناراحتی است. در حالی که بسیار شلیک شده و محکم نوشته شده است ، صدف عسگریرا عملکرد برجسته همان چیزی است که با ایجاد حالت های صورت نامطمئن و تیک های عصبی که بیننده را در لبه صندلی خود نگه می دارد ، این هیجان را کاملاً محسوس می کند. امتحان یک هیجان ناراحت کننده است که تنش را با سهولت حیرت انگیز بالا می برد و ریاضت زن بودن در ایران را پیش زمینه می کند.

امتحان: نتیجه

سونیا ک. حدادرا امتحان یک حمله هراس 15 دقیقه ای است که بلافاصله پس از گذشت ترس اولیه ، تشدید نمی شود. ترس و پارانویا برای صدف وجود دارد ، که با محدودیت های فرهنگی و خانوادگی در گوشه ای قرار گرفته است و به احتمال زیاد مجبور می شود بی سر و صدا در مورد عواقب قانونی ، اخلاقی و بهداشتی اقدامات خود فکر کند تا بسته را در لحظاتی که می تواند نفس بکشد ، مخفی کند. فقط می توانم حدس بزنم تعداد کمی وجود دارد.

در حالی که نتیجه گیری به عمد سرد و رفع نشده است ، صدف عسگریرا عملکرد عالی به فرد اجازه می دهد وحشت شدید و خطر جدی را که نوجوان با انطباق با چنین خواسته ها و نقش های طاقت فرسا تجربه می کند ، تجربه کند. پس از تحمل اضطراب ترسناک از امتحان، من بسیار هیجان زده ام که می بینم چه چیزی سونیا ک. حداد بعدی ایجاد می کند.

آیا دیده اید امتحان؟ در غیر اینصورت ، آیا اکنون علاقه مند به دیدن آن هستید؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

Exam عملاً در تاریخ 9 دسامبر سال 2020 در سینماها اکران شد. سازندگان فیلم برای بررسی اسکار فیلم کوتاه را تحت فشار قرار می دهند.

https://www.youtube.com/watch؟v=nyBeLck_VFY

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

اندرو استور

اندرو استوور منتقد / نویسنده فیلم اهل شیکاگو لند است. نقد و بررسی فیلم و تلویزیون وی را می توان در Film Inquiry & Film Threat یافت.

کارگردان آنسل فرج در مورد ساخت دریاچه LOON ، توهین به مقدسات و آتش زدن کلیسا در زیر باران

فیلمساز مستقل انسل فرج جوان شروع کرد ، و او هنوز هم جوان است. نویسنده / کارگردان به تازگی 29 ساله شده است ، اما شما نمی دانید که با نگاه کردن به رزومه کاری خود ، که در حال حاضر دو رقمی در اعتبارات کارگردانی است ، می دانید. آخرین سفر او ، دریاچه لون، که هم اکنون در صورت درخواست Blu-ray و video در دسترس است ، یک هیجان ترسناک بر اساس یک افسانه محلی واقعی در مینه سوتا، که او با آن همکاری کرده است ناتان ویلسون، که در فیلم با تهیه كننده همبازی است کلی ارین دکر. پیشکسوتان تلویزیون و فیلم دیوید سلبی و کاترین لی اسکات، که هر دو در سریال صابونی گوتیک مورد علاقه فرقه نیز بازی کردند سایه های تاریک، برجسته هستند سایه های تاریک سایه بلند می اندازد فرجدنباله روی صفحه است.

فرج به طور انحصاری با استعلام فیلم صحبت کرد.

جیم دیکسون برای استعلام فیلم: من این را جمع آوری می کنم دریاچه لون پیدایش خود را در یک افسانه محلی واقعی یا کمی از فرهنگ عامیانه دارد.

انسل فرج: این از این افسانه روستایی در آن منطقه ناشی می شود [of Minnesota] از مری جین، جادوگر دریاچه لون. همه تفسیر خاص خود را از افسانه دارند. بعضی ها می گویند سه جادوگر در گورستان دفن شده است ، برخی می گویند هیچ جادوگری وجود ندارد ، همه اینها توسط شخصی ابداع شد که در دهه پنجاه پمپ بنزین را اداره می کرد و فقط می خواست ترافیک داشته باشد ، اما همه ریشه در این منطقه دارد. و دوست من نیت ویلسون، که نویسنده این فیلم بود و نقش لویی را بازی کرد با این افسانه بزرگ شد. و تا زمانی که من او را می شناسم ، او در مورد آن صحبت می کند و می گوید: “من می خواهم این را به یک فیلم تبدیل کنم ، من می خواهم این را به فیلم تبدیل کنم.” و سپس سرانجام انجام داد.

50 سال پیش ، وینسنت پرایس قدم می زند تا سر جادوگر را ببرند …

من فکر می کنم این واقعیت که بر اساس چیزی منحصر به فرد و محلی ساخته شده است ، به آن یک جنبه کاملاً شخصی می بخشد ، و با این حال در همان زمان که من پیشگفتار را تماشا می کنم ، فکر می کنم “وای ، اگر او این کار را پنجاه سال می کرد پیش از این ، وینسنت پرایس قدم می زد تا سر جادوگر را سر ببرد. “

انسل فرج: نمی توانم انکار کنم جنرال جادوگر و Blood on Satan’s Claw. خون روی پنجه شیطان تأثیرات عظیم و عظیمی داشتند. من از تربیت منع شدم جنرال جادوگر در طول فیلمبرداری فیلم ، زیرا من خیلی در مورد آن صحبت کردم و همه را مجبور کردم آن را تماشا کنند و همه آنها را دیوانه کنم – من واقعاً می خواستم آن جو زمین و کل جان کوکیلون تصور می کنم شما می توانید آن را صدا کنید. من به شدت در فیلم می خواستم. من همیشه دوست داشتم یک قطعه ترسناک عامیانه بسازم. بنابراین وقتی نیت مدام در مورد آن صحبت می کرد ، این فرصت مناسبی برای کار در آن حوزه بود. با عرض پوزش ، این واقعا طعنه طولانی بود! [laughs]

کارگردان آنسل فرج در مورد ساخت دریاچه LOON ، توهین به مقدسات و آتش زدن کلیسا در زیر باران
منبع: Hollinsworth Productions

نه نه به هیچ وجه. سوژه مصاحبه ای که بتواند پاسخ دهد مشکلی ندارد. خوب است زیرا کار من را بسیار راحت تر می کند.

انسل فرج: من پرشورم مرد!

من شور را دوست دارم شور خوب است. حالا ، برای اینکه نکته خیلی خوبی روی آن نگذارم ، اما من جمع کردم شما فقط 29 سالگی خود را جشن گرفتید.

انسل فرج: آره ، دوشنبه پیش.

خوب ، یکی ، تولدت مبارک ، این باعث می شود که تقریباً هم سن دخترم باشی. دو ، به نظرم واقعاً جالب است که فردی به اندازه شما جوان نسبت به برخی از مواردی که کودکی من را تعریف کرده است ، چنین علاقه خاصی دارد.

انسل فرج: [laughs] من که زیاد دریافت می کنم

سایه های تاریک… به عنوان داستان های قبل از خواب…؟

واضح است که ما هر دو هستیم سایه های تاریک طرفداران …

انسل فرج: آره

اگرچه من برای اولین بار شاهد اجرای آن بودم – از دیدن گسترش این فرقه خوشحالم. شما دو مورد از محبوب من دارید سایه های تاریک اعضای بازیگران در دریاچه لون: دیوید سلبی که اتفاقاً در این فیلم درخشان است – اجرای فوق العاده فوق العاده – و کاترین لی اسکات که به سادگی یکی از بازیگران محبوب من است. چگونه با این افراد ارتباط برقرار کردید؟

انسل فرج: خوب ، برای شروع ، مادرم با نمایش بزرگ شد. او یکی از بچه هایی بود که از مدرسه برای تماشا به خانه می دوید سایه های تاریک. در سال 1986 ، کاترین اولین کتاب خود را منتشر کرد ، My Scrapbook Memories of Shadows تاریک. او آن را خریداری کرد و آن را از روی خودکار و کل مصیبت انجام داد ، و سپس من همراه شدم ، و او از من می خواست که قوس های داستان را از داستان به عنوان داستان های قبل از خواب برای من تعریف کند ، بنابراین من می شنوم که وقتی جولیا سعی کرد بارناباس را درمان کند و او را برگرداند قدیمی

وای. به نظر می رسد مادر تو با مادرم خیلی متفاوت است.

انسل فرج: [laughs] بنابراین من با آن بزرگ شدم – این چیزها را به عنوان داستان قبل از خواب می شنوم ، و سپس نگاه می کنم به[[کاترین لی اسکات]کتاب همچنین مایلم عکسهای پشت صحنه ساخت نمایش یا ساختن آن را ببینم خانه سایه های تاریک و این همه نوع جذاب بود. من در آن زمان جوان بودم ، احتمالاً فقط مثل سه یا چهار نفر بودم. و خانه سایه های تاریک بالاخره به نوار فیلم رسید

این به شما می گوید چند وقت پیش – و ما آن را اجاره کردیم و مادرم هرگز آن را عجیب ندیده بود – او دیده بود وحشت دانیچ در رانندگی ، بنابراین من آن را نمی فهمم. اما من به شرط بندی کارولین رسیدم و این مرا آزاد کرد. و مادرم وارد اتاق شد و دید چقدر خشونت آمیز است ، این چیه؟ و آن را بیرون آورد من در همان زمان آسیب دیده و در عین حال شیفته بودم و دیگر نمی توانستم درباره آن فکر کنم. بالاخره پدر و مادرم را متقاعد كردم كه نوار ویدئویی را دوباره اجاره كنند تا دوباره امتحان كنم. فقط 45 دقیقه از زمان فیلم می گذرد. هر زمان. یک سال طول کشید تا آن فیلم را تمام کنم – دائماً مرا از خود دور می کرد. اما من آن را دوست داشتم.

و چند ساله بودید که برای اولین بار این را می دیدید؟

انسل فرج: پنج یا شش؟

خوب ، بله ، برای آن یکی کمی جوان است.

انسل فرج: درست.

من وقتی بیرون آمد احتمالاً 12 یا 13 ساله بودم و تمام محله برای دیدن آن به تئاتر ایالتی قدیمی در شنکتادی نیویورک سفر می کردند. بنابراین من آن را برای اولین بار در یک صفحه بزرگ دیدم – در یک صورتحساب مضاعف با پولانسکی قاتلان خون آشام ترسناک، راستی.

انسل فرج: چه خوب. این یک فیلم عالی است.

آن روز بعد از ظهر تأثیر کاملاً سازنده ای در کل زندگی من داشت.

انسل فرج: [laughs] عالی!

شخصاً هنوز هم در نظر دارم خانه سایه های تاریک تا یکی از بهترین فیلم های خون آشام مدرسه قدیمی باشد. و برای ما که بسیار عجب آور بودیم که عادت کرده بودیم بارناباس را تقریباً به عنوان یک ابرقهرمان نشان دهند. منظورم این است که او یک شنل می پوشد ، او ابرقدرت هایی دارد ، می دانید؟

انسل فرج: بله – در گذر زمان

کارگردان آنسل فرج در مورد ساخت دریاچه LOON ، توهین به مقدسات و آتش زدن کلیسا در زیر باران
منبع: Hollinsworth Productions

همه ما عادت داشتیم که او اساساً پسر خوبی باشد. و او مانند یک پسر خوب در این فیلم عمل نمی کند.

انسل فرج: بله ، او کاملا بی رحمانه است.

من برای اولین جشنواره بین المللی فیلم Sleepy Hollow در پاییز گذشته حضور نداشتم و آنها چنین کار خوبی انجام دادند. کاترین لی اسکات برای آنجا بود سایه های تاریک روز و آنها صفحه نمایش را انجام دادند خانه سایه های تاریک برای یک خانه بسته بندی شده.

انسل فرج: خوب. آره و آنها تریلری را برای نمایش دادند دریاچه لون ، هم.

بله ، در واقع ، ما آنجا را دیدیم. و اتفاقاً کاترین لی اسکات خیلی درباره شما صحبت می کند. اما دیدن تأثیر آن بسیار عالی بود خانه سایه های تاریک هنوز مخاطبان دارد. بنابراین مادر شما یک نسخه خودنویس از کتاب کاترین لی اسکات گرفت …

انسل فرج: او فقط او را به عنوان یک طرفدار گذر ملاقات کرد. و این دوباره در سال 1986 بود. اما این کتاب برای من مهم بود زیرا در پشت صحنه داشت ، ساخت یک نمایش تلویزیونی ، به طور کلی فیلم سازی را نشان می داد. و قبلاً هرگز در معرض آن نبوده ام. من می توانستم دوربین ها را در استودیو و نحوه کار همه چیز را ببینم.

بنابراین ، می دانید ، در حال تماشای تلویزیون یا تماشای فیلم از تلویزیون ، من شروع به فکر کردن در مورد چگونگی واقعی ساختن آنها کردم ، می دانید ، این فقط اتفاق نمی افتد و من این چیز را تماشا می کنم. یک فرایند کامل برای این وجود دارد.

اما این همه مثل وقتی است که من واقعاً جوان هستم و نمی توانم کاملاً این ایده ها را شکل دهم. مثل اینکه من شروع به جمع آوری همه چیز کردم به هر حال داستان کوتاه کوتاه است. 2012 همراه با تیم برتون [[سایه های تاریک فیلم سینما]بالا آمدن – خوب ، نه قبل از آن ، وقتی نوجوان بودم ، حدود 15 ، 16 سال ، اولین بار را نوشتم دکتر مابوس فیلم بنابراین من همیشه این رویای عجیب و غریب لوله را داشتم که می دیدم جری لسی به عنوان دکتر مابوز چون تراسک مرا از بچگی رها کرد.

جری لسی بازیگر خوب لعنتی است.

کاترین لی اسکات: “چند ساله گفتی …؟”

انسل فرج: بله ، او خوب است. همه آنها بازیگران خارق العاده خارج از کشور هستند سایه های تاریک. و هیچ کس واقعاً در این باره صحبت نمی کند. هیچ کس هرگز این موضوع را برجسته نمی کند. اما به هر حال 2012[[تیم برتونسایه های تاریک]فیلم می آید ، و من فکر می کنم اکنون 20 ساله بودم. من آن فیلمنامه را هنوز داشتم و همیشه به آن فکر می کردم. و با انگیزه ، من فقط تصمیم گرفتم که فقط می خواهم این را به آنجا بفرستم کاترین لی اسکات.

و من در پیدا کردن چگونگی برقراری ارتباط با او بسیار شیطنت کردم ، اما با او ارتباط برقرار کردم و آن را برای او ارسال کردم. و من گفتم ، من یک بچه 20 ساله هستم ، با نمایش بزرگ شدم ، من این فیلم را می سازم ، این قسمت را برای شما نوشتم ، آیا شما علاقه مند می شوید؟ او چند ساعت بعد به من ایمیل زد و من واقعاً هیجان زده شدم. او گفت ، “خوب ، خوب فیلمنامه را برای من بفرست ، و من می بینم که شما در مورد چه چیزی صحبت می کنید.” او فیلمنامه را خواند و گفت: “من دوست دارم با شما ملاقات کنم.” و این وحشت آور بود. بنابراین من در هالیوود جلسات انتخاب بازیگران فیلم را می گذراندم ، و او به استماع آزمون آمد. فقط ملاقاتم

فکر نمی کنم او اعتقاد داشت که من فیلم نامه ها را نوشتم چون او مانند این بود که این شکل عجیب و غریب به من می دهد: “چند ساله هستند تو “، مثل اینکه چیزی بی فایده بود. اما سپس او شروع به پرسیدن س meالاتی از من کرد که چگونه این فیلم را می بینم و من توانستم جواب های مشخصی در مورد بینایی و تأثیراتم به او بدهم. یکی از سالاتی که وی پرسید این بود – نمی دانم اولین مورد را دیده اید یا نه دکتر مابوس – اما اسپویلر ، او از بالای یک ساختمان می پرد – و مانند او است ، شما چگونه می خواهید این کار را در یک گاراژ انجام دهید؟ از آنجا که من قبلاً یکبار پریده ام ، در یک فضای بسیار تنگ ، پس چگونه می خواهید این کار را انجام دهید؟

و من به او توضیح دادم که چگونه این کار را انجام دهیم ، و او مانند اوکی است ، و یک چیز به چیز دیگری منجر شد ، من با جری تماس گرفتم ، و سپس جری سوار شد ، لارا [Parker] سوار شد و ناگهان داشتم داشتم از این فیلم فیلمبرداری می کردم و در 20 سالگی در یک گاراژ در یک فضای هشت در هشت بدون میکروفون بسیار مورد توجه قرار گرفتم و زندگی بسیار عجیب است. [laughs]

من فکر می کنم کاترین لی اسکات ، در دو صحنه در دریاچه لون.

انسل فرج: بله ، یک سوم وجود دارد که قطع شد. ولی آره.

من جادوگر تو را جمع کردم ، کلی ارین دکر ، حکایتی دوست داشتنی درباره فراموش کردن یک قطعه لباس داشت.

انسل فرج: آره پیش بند او. بله ، باید بگویم در آن زمان من حتی از آن مطلع نبودم تا زمانی كه كلی ماجرا را هنگام انجام کارهای پشت صحنه تعریف كرد. منظورم این است که من با یک میلیون چیز دیگر که در جریان بود سر و کار داشتم. اما این کاترین است.

کاترین پیش بند مادربزرگش را به او داد تا برای یکی از صحنه های کلیسا از آن استفاده کند زیرا او آن روز در پاتوق بود تا صحنه خود را برای ما بسازد. مثل اینکه شاید بتوانم شخصاً حرف بیشتری در مورد خودم و کاترین بگویم. کاترین به نوعی دروازه ورود به داخل بود سایه های تاریک زمین و ملاقات با همه و آنچه که به نظر من بسیار جذاب و نحوه کارکرد زندگی بود همانطور که گفته بودم همانطور که شروع کردیم ، مادرم کتاب کاترین را گرفت. و این اولین مقدمه من در ساخت فیلم بود سایه های تاریک، به ژانر گوتیک و بنابراین من همه چیز را ابتدا ، به طرز عجیبی ، از طریق کاترین ، از کودکی ، اگر خیلی دور یاد گرفتم.

بزرگ شدن و تماشای نمایش و خانه سایه های تاریک دوباره و دوباره. و سپس در مورد اولین نوع من ، نقل قول ، حرفه ای ، بگویید که یک فیلم کم حرف “حرفه ای” ، کاترین اولین کسی است که ملاقات می کنم ، وارد هیئت مدیره می شود و به نوعی مرا راهنمایی می کند – ابتدا او به من کمک کرد تا متقاعدش کنم لارا پارکر برای حضور در این فیلم ، و بعد مثل “اوه ، شما باید صحبت کنید کریس پناک” سپس “اوه ، شما باید با دیوید سلبی صحبت کنید” ، و “شما باید صحبت کنید جیم پیرسون

اساساً ، او به من کمک کرده است تا شروع کنم و به طرز باورنکردنی به من کمک کرده است – مانند نحوه نوشتن بیانیه مطبوعاتی ، نحوه گفتگو با بازیگران ، چگونگی انجام کارها در صنعت واقعی. هر وقت مشکلی یا درخواستی یا چیزی پیش آمد ، او را صدا می کنم و او آنجاست. او برای من مانند سنگ است ، و من فوق العاده از او سپاسگزارم که او و همه کمک های او را می شناسم. فقط نحوه کار کردن بسیار خنده دار است. همانطور که گفتم ، ابتدا از دوران کودکی از او یاد می گیرد ، و اکنون ، در زندگی واقعی ، او در آنجاست و من هنوز هم از او یاد می گیرم.

کارگردان آنسل فرج در مورد ساخت دریاچه LOON ، توهین به مقدسات و آتش زدن کلیسا در زیر باران
منبع: Hollinsworth Productions

من چندین تماس تلفنی با او انجام داده ام و چند بار شخصاً با او مصاحبه کرده ام ، و او همیشه فوق العاده بخشنده بوده است. او یک قصه گو عالی است. و همانطور که می دانید ، اگر کتاب های او را بخوانید ، او می تواند بنویسد. بانوی بسیار باهوش ، بازیگر زن بسیار جدی. من خوشحال شدم که او را دیدم که یک فیلم آبدار را در فیلم شما گرفته است. فکر می کردم او عالی است.

دیوید سلبی فقط می خواهد یک پسر را بازی کند

انسل فرج: او بود. آن قسمت را برای او نوشتم. دیوید [Selby] و من می خواستم با هم کار کنم … دیوید مرتباً می گفت ، من فقط یک پسر می خواهم ، فقط یک پسر به من بده. بنابراین ، وقتی در حال نوشتن فیلمنامه هستیم ، من مثل این هستم ، من می خواهم با دیوید سلبی در این مورد صحبت کنم ، و نیت ، مانند “او هرگز این کار را نخواهد کرد”. و من مثل این هستم ، “من فکر می کنم او این کار را خواهد کرد زیرا او فقط می خواهد در نقش یک پسر و اموری فقط در یک کشاورز بازی کند.” بنابراین آن را ارسال کردم.

و سپس او همه هیجان زده است ، او می خواهد آن را انجام دهد. و سپس من “بسیار خوب ، خوب ، کاترین عصبانی خواهد شد اگر ما برویم و ما یک فیلم در مینه سوتا بسازیم ، به خصوص اینکه او اهل مینه سوتا است ، بنابراین ما باید کاری کنیم … بنابراین اکنون ، ما این ایده را عقب انداختیم – چطور شما این کار را هدفمند قرار می دهید زیرا در اصل بخشی از فیلمنامه نبوده است. و سپس ما آن را کار کردیم و آن را پیچیدیم و سپس اینگونه شد ، “Nate ، ما کاملاً به این نیاز داشتیم. ما به این شخصیت احتیاج داشتیم. “

ما به این موضوع اضافی احتیاج داشتیم زیرا چیزهای زیادی به کشیش و آنچه در گذشته می گذشت داد. من او را صدا کردم و من مانند “کاترین ، ما این کار را در مینه سوتا انجام می دهیم. و شما می خواهید همسر دیوید سلبی را بازی کنید. و نمی توانید نه بگویید. ” و او فقط می گوید ، “کی مرا می خواهی.” او در آن زمان در نیویورک بود و با پرواز به لس آنجلس ، برای گرفتن ، فکر می کنم لباس او از زمانی بود که خانه ای کوچک در چمنزار. او لباس خود را بیرون آورد و همه چیزهایی که با آن پرواز کردند به عقب نیویورک، منتظر ماند تا زمان آن فرا برسد و سپس به مینه سوتا پرواز کند. برادر و خواهرشوهرش او را از آنجا راندند مینیاپولیس، سه ساعت پایین به دور دریاچه جایی که در حال تیراندازی بودیم. همه ما شب را با هم گذراندیم. روز بعد ، همه ما به سمت روستای پایونیر حرکت کردیم. و سپس او رفت و به مدت یک هفته با خانواده اش رفت و آمد داشت. و من همان بودم که می دانید ، این فقط نحوه کار ما است.

در واقع این یک داستان الهام بخش برای هر فیلمساز جوانی است که فکر نمی کند قادر به انجام آن هستند. اگر نپرسیدید ، پاسخ همیشه منفی است.

انسل فرج: اما اینطور نیست که من فقط نشسته باشم و گفتم ، “اوه ، من می خواهم یک فیلم بسازم.” من از پنج سالگی این کار را کردم بعد از دیدن خانه سایه های تاریک و سپس با فیلم های هیولا جهانی ، به طور خاص ، بزرگ می شوند روح اپرا – این دو موردی بودند که باعث شدند من بگویم “من می خواهم این کار را انجام دهم ، زیرا احساسی را که هنگام تماشای این احساس احساس می کنم دوست دارم ، بنابراین می خواهم این کار را با افراد دیگر انجام دهم.” می دانید ، مثل دوربین های ویدئویی قدیمی دهه 1990 ، با شخصیت های اکشن و دوستانم از مدرسه وقتی می توانستم آنها را به یکی از آنها ببندم ، فیلم ها را با استفاده از نوار ویدئویی می ساختم. من همیشه فیلم می ساختم.

[laughs] من در حقیقت به یاد می آورم که وقتی آنها برای اولین بار نوار ویدئویی را داخل کاست قرار می دادند. من در آن زمان در دانشگاه بودم. زمانی که من یک فیلمساز دانشجویی بودم ، ما در واقع از این موارد به نام فیلم استفاده می کردیم. شما باید آن را توسعه داده و همه چیز. و اگر با نورسنج پیچ کردید ، واقعاً ناامید خواهید شد.

انسل فرج: من دوست دارم روزی با فیلم بازی کنم ، دوست دارم آن را ببینم.

هرچند که دیجیتال از من دور شده است می توان انجام دهید – مقدار نوری که نیازی ندارید. من می توانم با خودم فیلم بگیرمتلفن در نور کم که هرگز نمی توانید فیلم را در معرض آن قرار دهید.

انسل فرج: درست؟ در رزولوشن 4k نیز. کاری که اکنون می توانیم انجام دهیم مسخره است.

اکنون می توانیم وضوح بهتری نسبت به دوربین فیلمبرداری با کیفیت حرفه ای در سال 1978 از یک گوشی هوشمند دریافت کنیم.

انسل فرج: آره این دیوانه است بله ،

بنابراین دریاچه لون دیوید سلبی ، بازیگری که از آن زمان تحسینش کردم ، حضور دارد سایه های تاریک. او یک بت بچه روزی بود که کوئنتین کالینز را بازی می کرد و هنوز هم یک مرد خوش تیپ خوش تیپ است. چقدر بلند است او؟

انسل فرج: او بلند است ، مرد. منظورم این است که ، او باید مثل شش دو تا شش شود – او خم می شود ، مثل اینکه وقتی بازی اموری را قوز می کند[کهدر[inدریاچه لون]. اما وقتی او راست می شود و می شود دیوید سلبی ، مثل اینکه او یک مرد بزرگ است. منظورم این است که آبراهام لینکولن چیزی شوخی نیست

[دیویدسلبیدرسال1998نقشآبراهاملینکلنرابازیکرد[DavidSelbyplayedAbrahamLincolnona1998episodeofیک فرشته لمس کرد]و این شخص در واقع در کارت های تجارت بوده است.

انسل فرج: آره وقتی او برای فیلمبرداری وارد Round Lake شد – این فیلم یک راز بود – اما این شهر فقط مانند 150 نفر است و کل شهر از این فیلم اطلاع داشتند. اما پس از آن کوئنتین کالینز به شهر آمد و دوست من نیت ، که در این شهر بزرگ شده بود ، مانند “من نمی توانم اعتقاد داشته باشم که مردم در اینجا چگونه عمل می کنند” ، زیرا آنها او را می دیدند و “اوه خدای من” ، و در گروه فیس بوک شهر که کوئنتین اینجا بود یا ریچارد چانینگ از شاهین کرست اینجا بود ، و همه در حال آمدن به داروخانه بودند و می خواستند بدانند “اگر دیوید سلبی اینجا است” ، و بسیار وحشی بود. و من مثل من به شما بچه ها گفتم من می دانستم که این کار نمی خواهد. هیچ کس به من گوش نمی دهد.

کارگردان آنسل فرج در مورد ساخت دریاچه LOON ، توهین به مقدسات و آتش زدن کلیسا در زیر باران
منبع: Hollinsworth Productions

وقتی در مکان فیلمبرداری می کنید ، گروه های فیلمبرداری ، حتی گروه های کوچک فیلم ، جمعیت را به خود جلب می کنند.

انسل فرج: برای هر سه ما [myself and producer/co-stars Nathan Wilson and Kelly Erin Decker]، این یک پروژه اشتیاق بود. همانطور که گفتم ، نیت با این همه چیز بزرگ شد و مدتها بود که می خواست این فیلم را بسازد. و ما برای نوشتن فیلمنامه خیلی اوقات خوبی داشتیم. ما مجبور بودیم این فیلم را بسازیم و لحظات زیادی وجود داشت که به فیلم رسید ، آیا این اتفاق حتی می افتد؟ آیا این حتی امکان پذیر است؟ و ما دقیقاً مثل این بودیم: “ما باید این کار را بکنیم ، اگر این کار را نکنیم چه کار می کنیم ، ما فقط می خواهیم اینجا بنشینیم و چیزی نداریم ، و یک سال می گذرد و ما هیچ کجا نباشید – ما باید این کار را انجام دهیم ، بچه ها. “

هر کسی که Blu-ray دارد باید ویژگی پشت صحنه را تماشا کند زیرا در واقع بسیار سرگرم کننده است. درباره واقعیت های ساخت فیلم با بودجه کم ، نظیر “ما توانایی خرید لوون های تقلبی” را نداریم. من بسیار تحت تأثیر ابتکار تهیه کننده شما و کل نگرش “خوب ، ما خواهیم فهمید که چگونه خودمان را ایجاد کنیم” بود.

انسل فرج: آره ، کلی [Erin Decker]. کلی یک هدیه خدایی است. کلی یک جادوگر است اما مانند یک جادوگر خوب است. او اتفاقات را می اندازد.

من اخیراً با برخی از افراد که روی آنها کار کرده اند صحبت کردم هم اتاقی می خواست چندی پیش ، و آنها فقط تأثیرات عملی مردم را برای مدت یک روز در صحنه داشتند و نگرانی واقعی در مورد کمبود خون وجود داشت.

انسل فرج: آره من معتقدم که من معتقدم که

من معتقدم که پیش گفتار و فلاش بک های شما مورد اصابت گلوله قرار گرفته است – جایی در ماساچوست جایی نیست که من را به نام دهکده استوربریج (Sturbridge Village) بنامند ، جایی که آنها یک تفریح ​​کامل در یک دهکده استعماری را تجربه کرده اند – و من شما را در جایی مانند این مکان شلیک می کنم .

انسل فرج: بله ، این یک داستان خنده دار است. بنابراین ، هوم ، وقتی آن را نوشتیم ، فیلمنامه همچنان ادامه پیدا می کرد که من و نیت فقط آن را می نوشتیم ، مثل اینکه ، ببینیم چه چیز دیگری می تواند با کشیش ادامه یابد؟ و ما فکر کردیم ، خوب ، “بیایید یک کلیسا داشته باشیم” ، و ایده احمقانه اصلی ما این بود که یکی از اتاق های خانه انبار قدیمی را به هیئت داوران تبدیل کنیم و آن را به یک چیز کلیسایی جعلی تبدیل کنیم. و سپس کلی اینگونه بود: “چه جهنمی برای شما دو نفر است؟ به چه جهنمی فکر می کنی؟ ما به یک کلیسا نیاز داریم. “

بنابراین او کتابی در مورد کلیساهای تاریخی در کل ایالت مینه سوتا گرفت ، به این منظور که اگر کلیسایی را پیدا کنیم که درست باشد ، ما می توانیم به هر کجا که این کلیسا باشد رانندگی کنیم و سکانس های آنجا را شلیک کنیم. و بنابراین ما در حال آماده سازی کل فیلم در لس آنجلس هستیم ، و نیت به عقب برمی گردد و به طور دوره ای خانواده اش را می بیند. برای اینکه به شما زمینه بدهیم ، ما در نوامبر 2017 شروع به نوشتن کردیم و فیلم را در سپتامبر 2018 فیلمبرداری کردیم. بنابراین ، این باید ماه مارس ، آوریل ، تابستان باشد و ما نمی دانیم که کجا می خواهیم این کلیسا را ​​تصویربرداری کنیم.

و نیت به خانه برگشته است ، [scouting] مزارع – نمی دانم او چه بود – فکر می کنم داشت پیدا می کرد [locations for] سکانس های محراب – صحنه های قربانی کردن و معاشرت با خانواده اش. او در حال بازگشت به فرودگاه بود و اتفاقاً فقط ده دقیقه از مزرعه خانواده اش به اتوبان نگاه کرد. این کلیسای تاریخی قدیمی و همه این بناهای قدیمی وجود دارد ، و او مانند “اوه ، گه ، بله ، دهکده پیشگامان ، من این موضوع را کاملا فراموش کردم.” او برگشت و گفت ، “سلام بچه ها ، من كاملاً دهكده Pioneer را فراموش كردم. آنها همه این ساختمان های قدیمی را دریافت کرده اند – آنها مانند سه کلیسا در آنجا شده اند … “

و بنابراین ما به آن نگاه کردیم. معلوم شد که معلم انگلیسی کلاس هشتم او ، می خواهم بگویم ، در هیئت مدیره دهکده پایونیر بوده است. او آنها را صدا کرد ، “من نیت ویلسون هستم” ، آنها می دانند او کیست ، شهر 150 نفره ، و او به آنها گفت که من این فیلم را انجام می دهم ، و آنها مانند “بله ، فقط بیا پایین”. خیلی باحال بود

فیلم سازی مستقل در لس آنجلس عوضی است. این LA است ، این شهر صنعتی است ، هالیوود است. همه در اینجا این کار را می کنند ، آنها می توانند در مورد آنچه شما انجام می دهید و آنچه شما انجام نمی دهید گریه کنند. مهم نیست اگر می خواهید کاری انجام شود ، باید خم شوید و مقدار X چندین رقم داشته باشید تا هر چیزی را در هر مکانی بدست آورید. همه چیز در مورد پول است. من یک بومی LA هستم. من هرگز چیزی خارج از LA شلیک نکرده ام. ما یک تیم سه نفره به اضافه پسر صدا هستیم[[دیوید کارون]و پسر دوربین[[کریستوفر لنگ]، و اساساً بلاک لک خودمان را داشته باشیم ، با هر نوع مدرسه کلیسایی ، همسریابی ، خانه های قدیمی ، همه این چیزهایی که در اختیار ماست برای دویدن و بازی کردن – مثل خرده بازی جهانی بود. من بهترین زمان زندگی ام را گذراندم. اما این همان جایی بود که ما سکانس های دهه 1880 را فیلمبرداری کردیم. اتفاقاً در یک روز

جمع کردم شما وقت زیادی برای این کار ندارید

انسل فرج: شلیک شانزده روز ، مرد.

رعد و برق روی نشانه

و شما به یک طوفان احتیاج داشتید و در حقیقت یک طوفان را گرفتید

انسل فرج: اوه ، آره! [laughs] منظورم این است که شما همچنین می توانید صاعقه را در یک نقطه به کلیسا بشنوید. همانطور که در حال معاشرت در حال تیراندازی بودیم ، همانطور که در حال فیلمبرداری صحنه ای بودیم که دیوید سلبی می گوید ، “من خدا را باور نمی کنم …”

کارگردان آنسل فرج در مورد ساخت دریاچه LOON ، توهین به مقدسات و آتش زدن کلیسا در زیر باران
منبع: Hollinsworth Productions

[Laughs] و صاعقه به کلیسا برخورد می کند.

انسل فرج: و صاعقه درست بیرون می زند. و کاترین مانند “این به خاطر همه انفجارهایی است که در جریان است” ، و من مانند “بیایید این کار را انجام دهیم.” می دانید که ما در این کابین تخته سه لا کوچک ، تنگ و اصلی 1800 هستیم که می تواند با شمع به راحتی آتش بگیرد. و بنابراین بله ، رعد و برق. سرگرم کننده بود ، مرد. بهترین زمان زندگی من بود. شوخی نمی کنم.

و در واقع شما مرد برجسته خود را در هنگام رعد و برق چتر فلزی بر روی اپراتور دوربین خود نگه داشته اید تا بتوانید از برخورد صاعقه عکس بگیرید. شما به معنای واقعی کلمه از ستاره می خواهید که یک میله برق باشد.

انسل فرج: باید بگویم که من از ستاره نمی خواستم. ستاره مثل این بود: “کریس ، بیا بریم ، بیا برویم مرد”. من و ستاره و جادوگر در پروژه برابر هستیم. هیچ نوع سلسله مراتبی وجود نداشت. این فقط آن چیزی است که ما هستیم ، زیرا این کاری است که ما دوست داریم انجام دهیم. اون نیت بود هیچ کس از ما حتی به چیزی از این فکر نکرده است ، فکر می کنم تا مثل روزها بعد. این رعد و برق ، باران سیل آسا است ، و ما همه جا کابل داریم. فقط یک نوع پلاگین تولید کننده اساسی وجود دارد که Pioneer Village با مهربانی به ما اجازه استفاده از آن را داد رایگان.

بنابراین ، همه این کابل ها را داریم که از کلیسا به آن طرف مزرعه به داخل انبار ، به این چیز دیگر و باران سیل آسا می ریزند. و پایه های فلزی C که چراغ هایشان روی آنها با کابل و غیره است. و کریس ، DP ما ، مانند این است: “خوب ، بیایید فقط کابل را در کیسه های زباله بچرخانیم.” پس از آن مانند ساعت دو بامداد است که ما تمام شب را شلیک کرده ایم و کلیسا و همه چیز را کفر و سوزانده ایم و باید همه این موارد را جمع کنیم و این فقط خود ما هستیم که می توانیم این کار را انجام دهیم. او حتی دیوید سلبی است ، او مانند کابل را ساعت دو با رعد و برق و آنچه در آن نیست با آبگیرهای بزرگ و سیم سیم برق گرفته است و فقط آن را انجام می دهد. می دانید ، این بهترین روش برای انجام آن نیست. اما شما باید آنچه را که باید انجام دهید انجام دهید. بله من هستم. اما این به شما می گوید که دیوید برای ساخت فیلم نیز مانند آن است. بدون سلسله مراتب او فقط بخشی از گروه است.

دریاچه لون با برخی از موضوعات نسبتاً سنگین سروکار دارد. منظورم این است که این یک فیلم ترسناک است و سرگرم کننده است – این نوع پرش ها را شنبه شب ، تاریخی که تماشاگران فیلم به دنبال آن هستند فراهم می کند ، که صادقانه بگویم ، آنها انتظار دارند از یک فیلم که با نفرین جادوگر سروکار دارد – اما شما همچنین در مورد ایمان ، خرافات در برابر عقل ، احساس مردم در مورد مرگ صحبت می کنید … منظورم این است که به نظر من چیزهای نسبتاً بالغی در اینجا وجود دارد که از برخی نویسندگان صریحاً جوان بیرون می آیند.

انسل فرج: فقط همین رول می شود. ما نمی خواهیم یک فیلم ترسناک ارزان بسازیم ، ما می خواهیم یک چیز اساسی بسازیم زیرا در نهایت آنچه را که می خواهیم تماشا کنیم می سازیم. شما می توانید راه ساده ای را طی کنید – مفهوم اصلی نیت وقتی او 15 ساله بود ، نوجوانانی بودند که از کنار قبر جادوگر عبور می کردند ، و جادوگر برمی گردد و همه آنها را می کشد. این مفهوم اساسی آنچه اتفاق می افتد است: جادوگر می آید و شما را می کشد. و می توانید خیلی راحت این کار را در جایی که اجساد پوسیده دارید انجام دهید. این به من یادآوری می کند – اتفاقاً من این فیلم را دوست دارم – من آن را نمی کوبم – یک فیلم دهه 80 به نام خرافات، جایی که شما جادوگر پوسیده ای را دارید که از دریاچه بیرون می آید و همه را ذبح می کند. این بسیار سرگرم کننده خواهد بود ، اما هیچ یک از ما واقعاً نمی خواستیم چنین کاری کنیم. ما بیشتر به جنبه روانی کار علاقه مند بودیم.

استادان وحشت

جنبه هایی از دریاچه لون این تقریبا ادای احترام به برخی از رمان های استیون کینگ است. رابطه لوئیس و اموری یادآور رابطه لویی کرید ، شخصیت اصلی فیلم است حیوان خانگی Sematary ، و همسایه سالخورده اش ، جود کراندال. شخصیت شما لوئیس یادآور بن میرس نیست ، قهرمان داستان Salem’s Lot، که قطعاً یک دیس نیست ، زیرا به نظر من استیون کینگ نویسنده فوق العاده ای است.

انسل فرج: من کاملا می توانم حیوان خانگی سمینار ارتباط. و به ویژه جالب بود که نسخه بازسازی شده در همان زمان ما بود. خوانده ام درخشان، و من خواندم دکتر بخواب و برج تاریک و چه اما فراموش نکنید ، استفان کینگ نوشتن نیست [a vacuum]. همه ما از استادان اصلی وحشت آموخته ایم و همه از همان نویسندگی ها استفاده می کنیم. تا آنجا که اموری ، این شخصیت به راحتی می تواند پسر شود [who’s] در رازهای تاریک ، یک شخصیت شوم. و ما هرگز نمی خواستیم این کار را با او انجام دهیم.

ما می خواستیم اموری فقط یک پسر بچه باشد ، فقط یک کشاورز صادق واقعی باشد ، تا واقعیت را نداند تا یک کلیشه معمول را که ممکن است در این نوع فیلم ها انتظار داشته باشید ، انجام دهد. اما می دانید که یک داستان یک داستان است و این جمله وجود دارد که فقط پنج داستان اصلی در جهان وجود دارد. من می توانم به عنوان یک فیلمنامه نویس به شما بگویم که این درست است زیرا فقط در بسیاری از روش ها وجود دارد که یک فرمول خاص می تواند در هر ژانر خاصی قرار بگیرد.

کارگردان آنسل فرج در مورد ساخت دریاچه LOON ، توهین به مقدسات و آتش زدن کلیسا در زیر باران
منبع: Hollinsworth Productions

من فکر می کنم حقیقت واقعی زیادی در آن وجود دارد. در دوران دبیرستان ، یک استادی داشتم که می گفت برخی از محققان فکر می کنند یک مونومیت وجود دارد – که در واقع فقط یک داستان وجود دارد ، و اگر به اندازه کافی عقب بروید ، آن را پیدا خواهید کرد.

انسل فرج: درست.

داستان سرایی قدیمی ترین شکل هنر و تاریخ است. منظورم این است که اولین رمان های گرافیکی روی دیوارهای غار انجام شده است.

انسل فرج: درست ، دقیقاً.

این یک فیلم شگفت آور بالغ است که از چنین فیلمسازان جوانی بیرون می آید و من فکر می کنم شما از پس چالش های ناشی از سنگینی پول برآمدید ، زیرا این یک فیلم زیبا است ،

انسل فرج: اتفاقاً دوست دارم بیش از حد از پول سنگین شوم. [laughs]

بت کورمان

من این را دریافت کردم ، اما قهرمان شخصی من در دنیای فیلم سازی واقعاً راجر کورمن است.

انسل فرج: آمین

اصلی فروشگاه کوچک ترسناک در دو روز مورد اصابت گلوله قرار گرفت. این قابل توجه است.

انسل فرج: ما می توانیم کل یک هفته راجع به آن صحبت کنیم راجر کورمن زیرا او مانند تثلیث مقدس کارگردانان در سه نفر برتر من قرار دارد. او تأثیر زیادی عظیم بر من دارد – در مورد چگونگی انجام کارها. من دارم یک راجر کورمن داستان برای شما … من 17 ساله بودم ، تازه دبیرستان را فارغ التحصیل کرده بودم. می دانستم که می خواهم فیلم بسازم و راجر کورمن تأثیر عظیم و عظیمی بر من داشت. همه پو فیلم ها ، فیلم های هیپی – فرشتگان وحشی همه اینها – و دفاتر او درست در خیابان بودند. من رزومه خودم را از تمام فیلم هایی که از دوران اکشن فیگور ساخته ام ، برای اینکه در تمام دبیرستان با تمام دوستان دبیرستانی ام و هر تولید دیوانه ای که در آن زمان جمع کرده بودم ، فارغ التحصیل کردم و یک حلقه را برش دادم ، یک حلقه نقل قول-نقل قول و رانندگی کرد ، یا مادرم من را به دفتر خود رساند ، و من تمام تلاشم را کردم تا در هفده سالگی شبیه یک بزرگسال جوان باشم.

نه ، من حتی سبیل هم ندارم. از پله ها بالا می روم و همه این پوسترها برای تولیدات دنیای جدید وجود دارد – مانند پیرانا و آمارکورد ، که او آزاد کرد ، بنابراین من مانند رو در رو با فلینی. And, and I go in, and I introduce myself to his secretary and how I’d love to have an internship here and, and left my stuff. She said, “We’ll take a look, thank you for coming,” and whatnot. And so I’m all excited and panic-stricken and anxious and whatnot for like a week, week and a half, and then I got an email.

And it was a very, very nice email from Julie Corman, and she said, we liked your stuff, but you’re just a little too young right now. Because I was like, I’ll work on set, I could co-direct, I was like, trying to sell myself so badly. But they were like, no, you’re just too young. So I was a little heartbroken. But it’s all good. You know, I’ll recover.

And you’re doing fine. You’re making movies. Best of luck with Loon Lake.

Ansel Faraj: I hope I haven’t talked to your ear off, by the way.

Oh, not at all. I enjoyed it very much. I appreciate your time.

Ansel Faraj: Excellent. Thank you so much, man.

نتیجه

The last word goes to Kathryn Leigh Scott, who was gracious enough to give Film Inquiry an exclusive comment on her protegé’s burgeoning career:

Kathryn Leigh Scott: It was a joy to see Ansel, a young filmmaker I’ve worked with since his promising, early backyard efforts, make the leap to filming Loon Lake, a first-class feature. I’m proud to be in it.

Film Inquiry would like to thank Ansel Faraj fro taking the time to speak with us!

Loon Lake is currently available on Blu-ray, DVD, Video on Demand and major streaming platforms including Amazon Prime and Tubi.


Watch Loon Lake

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آب و هوای شکارچی: یک وحشت دوره بصری غوطه وری

آب و هوای شکارچی-کارگردانی شده توسط میکی ریس و توسط میکی ریس و جان سلویجبه دنبال دو خواهر آلما می رود (زنجبیل گیلمارتین) و الیزابت (مری باس) که هر دو توسط یک مرد وسلی فریب خورده اند (بن هال) ، که تمایلات خون آشام را نشان می دهد.

نقاط قوت بصری

آب و هوای شکارچی در استفاده از سایه ها ، نورپردازی و پراکندگی فضای چوبی آن زیباست. نسبت ابعاد فیلم را محکم تر به سمت تنظیمات دوره خود سوق می دهد و از طریق قاب بندی جالب در کل فیلم به ایجاد تنش کمک می کند. وقتی فیلم برای اولین بار شروع شد ، من به سمت فیلمبرداری جذب شدم و این تحسین در تمام مدت زمان اجرا باقی ماند.

آب و هوای شکارچی: یک وحشت دوره بصری غوطه وری
منبع: Dark Star Pictures

در اوایل این لحظات ، دوگانگی بین طبیعت و کارهای غیر طبیعی برای ایجاد عناصر متمرکزتر بر ترس و وحشت فیلم را نشان می دهد ، در عین حال به روابط بین هر دو خواهر و رقابت آنها برای رابطه عاشقانه با وسلی نیز بینشی می دهد.

در قاب اول ، آب و هوای شکارچی می خواهد با نشان دادن درج سیاه و سفید نامه پزشك از سرعت آن مطلع شوید. این بر روی صفحه باقی می ماند و به شما وقت می دهد تا آن را بخوانید و به نوبه خود از سبک درج نامه ای که اطلاعات پس زمینه را نشان می دهد و ملودرام های کلاسیک هالیوود را به ذهن متبادر می کند ، احساس می شود.

آب و هوای شکارچی: یک وحشت دوره بصری غوطه وری
منبع: Dark Star Pictures

با پیشرفت فیلم ، تصاویر بصری ارتباط فیلم را با تأثیرات دهه 1970 خود مانند فیلم هایی مانند آن تقویت می کنند جورج A. رومروفیلم 1973 فصل جادوگر. هر دو فیلم با پارانویای زمینه ای متفاوت – مانند خون آشام ها یا جادوگران – سروکار دارند و به نتیجه گیری های حیرت انگیزی می رسند.

احساسی که جنگل ها به عنوان یک شخصیت دیگر در فیلم به ارمغان می آورند ، ترس و وحشت بیشتری در رمز و راز اصلی فیلم ایجاد می کند. این قطع ارتباط خواهران از جامعه – همراه با سبک فیلم – سال 1973 را به ذهن متبادر کرد ایوان ریتمن فیلم دختران آدم خوار. ترس از ناشناخته ای وجود دارد که به زیبایی در سبک بصری فیلم در هر صحنه رخ می دهد.

بعداً در فیلم ، تصویری از رئوس مطالب درخشان خفاش شکل قرمز که صفحه را پوشانده بود ، این دوره زمانی و فیلم های آن را به تمرکز واضح تبدیل کرد. این تصویر و سایر جنبه های فیلم دوره را کاملاً به تصویر می کشد.

دقت دوره

آب و هوای شکارچی به طور ماهرانه فیلم های درام ترسناک دهه 1970 را بازآفرینی کرد و این دوره دقت تمام جنبه های فیلم را از طراحی لباس گرفته تا غذایی که شخصیت ها می خوردند پر کرد.

به خصوص نحوه ارائه وعده های غذایی در من جالب بود آب و هوای شکارچی. به جای اینکه فقط غذاها را به عنوان شخصیت ها بخوریم و فقط نیم نگاهی کوتاهی بینیم ، این غذاها را به تنهایی به ما نشان می دهند ، همراه با روایت توضیح می دهیم که غذاهای سال 1970 به سبک سالو جلو در هر وعده غذایی در طول فیلم وجود دارد.

طراحی صحنه و لباس با فضای دهه 1970 به نفوذ فضای فیلم کمک کرد. نورپردازی به ایجاد ارتباط بیشتر این عناصر با فیلم های مشابه در دهه 70 کمک می کند. نور از موهای درخشان می تابد و جلوه ای مسحورکننده ایجاد می کند که حجم و مدل هر طرح مو را به نمایش می گذارد.

آب و هوای شکارچی: یک وحشت دوره بصری غوطه وری
منبع: Dark Star Pictures

لباس به دوره کمک می کند ، اما همچنین شخصیت های منحصر به فرد خود را به هر شخصیت تزریق می کند. آلما بازتر و آزادتر است ، و این در کمد لباس او منعکس می شود ، در حالی که خواهرش محتاط تر است ، اما به همان اندازه ماوراoid الطبیعه نیست. کمد لباس او نسبت به لباس های گشاد و رنگارنگ آلما خنثی و ساختار بیشتری دارد. دختر آلما رز (دانیل ایون پلوگر) بعداً وارد فیلم می شود و از لحاظ بصری از مد خاص خود برخوردار است که قبل از ملاقات با شخصیت ، نگاهی اجمالی از صحنه ای با محوریت ترس بیشتر می بینیم.

در اولین وعده غذایی مشترک با رز ، نگاهی اجمالی به چگونگی نگاه خون آشام بالقوه ما به جهان نشان داده شده است ، و این مستقیماً از یک فیلم بهره برداری جادوگران دهه 70 احساس می شود. وقتی وسلی به رز ، دختر زنی که روزی او را زیبا می دید ، نگاه می کند و او را بدون اینکه لباس بپوشد پشت میز نشسته است. شاید این یک لحظه عجیب برای جدا کردن به نظر برسد ، اما واقعاً مرا به زیبایی و زمانی که این فیلم از آن تقلید می کند وارد کرد.

شخصیت های جالب

شخصیت های Climate of the Hunter کهن الگوهای گذشته را زنده می کنند. خون آشام احتمالی به عنوان یک فرد بیش از حد تئاتری ارائه می شود ، اما همچنین احساسی واقعی او را در پس این شخصیت پنهان می کند. در طول فیلم ، او شعرهایی را می خواند که ممکن است عجیب و غریب باشد ، اما از آنجایی که هدف آن عجیب و دراماتیک به نظر می رسد ، کار می کند ، راهی که هر خون آشام خوبی می خواهد بازی کند.

یکی از شخصیت های محبوب من در فیلم BJ است (جیکوب ریان اسنول) رفیق آلمن ، پارانوئید و سیگار کشیدن گلدان ، که او نیز در جنگل و از همان صحنه اول زندگی می کند ، معتقد است که چیزی در مورد وسلی وجود دارد. او تنها شخصیتی است که باور نمی کند آلما دیوانه است – در افکارش درباره خون آشام و تصمیمش برای زندگی دائمی در یک خانه تعطیلات.

آب و هوای شکارچی: یک وحشت دوره بصری غوطه وری
منبع: Dark Star Pictures

جیکوب ریان اسنول یک اجرای فریبنده ارائه می دهد که رمز و راز و کمی قلب غیر منتظره به شخصیت می افزاید. با پیشرفت فیلم ، من می خواستم بیشتر لحظات بین BJ و آلما را که در حال سیگار کشیدن مفصل دور از درام بقیه شخصیت های فیلم هستند ، ببینم.

آلما ، الیزابت ، و دختر آلما ، رز همه شخصیت های منحصر به فردی دارند که جنبه های مختلف دوره زمانی و فیلم های ترسناک را ضبط می کنند آب و هوای شکارچی.

نتیجه

آب و هوای شکارچی دهه 1970 را به طور کامل به تصویر می کشد و یک فیلم زیبا را پر می کند با یک رمز و راز اصلی که در هر مکاشفه ایجاد می شود. این فیلم مملو از تصاویر قدرتمند به ویژه سایه ها و نورپردازی ، استفاده های جالب از قاب بندی و نمایش هایی است که دوران خاص و ژانر دیگری از فیلم را به تصویر می کشد.

Climate of the Hunter در سینماهای منتخب 18 دسامبر و در Demand 12 ژانویه برگزار می شود.

آیا فیلم هایی را دوست دارید که دهه اولیه فیلم مشخصی را ضبط کنند؟ اگر چنین است ، موارد مورد علاقه شما کدامند؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید!


آب و هوای شکارچی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

صفحه به صفحه: چگونه JOJO RABBIT در سازگاری با ضد فاشیسم ناکام می ماند

صفحه به صفحه ستونی است که اقتباس های ادبی را در مکالمه با مطالب اصلی خود بررسی می کند. باشگاه کتاب خود را فراخوانی کنید و چند کاناپه تنظیم کنید ، ما در حال خواندن هستیم.

هر چند هفته یک کلیپ از خرگوش جوجو این کار را در توییتر انجام می دهد. اگر هر زمان را در سیستم عامل گذرانده اید ، پس احتمالاً قبلاً می دانید که درباره کدام کلیپ صحبت می کنم. این از لحظات پایانی فیلم گرفته شده است ، یک عکسبرداری از عکس عضو سابق جوانان نازی ، جوجو (رومن گریفین دیویس) ، و دختر یهودی که در خانه اش مخفی شده بود ، السا (توماسین مکنزی) ، در خیابان های شهر تازه آزاد شده آلمان خود می رقصند. ردیابی صدا این صحنه است دیوید بووی“قهرمانان” ؛ یک شکوه کامل از کارگردان تایکا وایتیتی، یک استاد مدرن در افتادن سوزن آناکرونیک.

بلافاصله مشخص است که چرا این کلیپ بسیار محبوب است. رقص ترکیبی ناجور از انگشتان دست و باز شدن بازوها است. گریفین دیویس و مکنزی لبخندهای احمقانه می پوشند ، آنها احساس خود بی خودی می کنند. در یک کلام مفید است.

“قهرمانان” را اضافه کنید – آهنگی که در تضاد با یک ساختار صوتی پیروزمندانه قرار دارد و در مقابل شعرهای شیرین قرار دارد تا احساس جهانی را در مکان یابی خوش بینی در منظره ای از منفی بودن تجربه کنید – و شما دستورالعمل یک لحظه خوب را دارید. چه چیزی بهتر از این است که دو کودک پس از زندگی در زیر حکومت نازی ها ، از طریق جنگ جهانی دوم و هولوکاست ، شادی پیدا کنند؟ پاسخ ، البته ، هیچ چیز نیست. خیالی که صحنه به فروش می رساند ، خیالی است که همه ما می خواهیم از آن بخریم ، چه کسی پایان خوبی نمی خواهد؟

اما صحنه فقط همین است ، یک خیال. شادی که به ما فروخته می شود ، هرچند جذاب است ، اما سطحی است. ما که در قرن 21 زندگی می کنیم ، می دانیم که خوشبختی جوجو و السا کوتاه مدت خواهد بود. به زودی پرده آهنین در سراسر اروپا سقوط خواهد کرد ، آلمان به میدان جنگ جنگ سرد تبدیل خواهد شد و شهروندان آن (از جمله جوجو و السا) پیاده بازی های سیاست جهانی خواهند بود که به مدت 45 سال ادامه خواهد داشت.

صفحه به صفحه: چگونه JOJO RABBIT در سازگاری با ضد فاشیسم ناکام می ماند
منبع: تصاویر جستجوگر

در ساختن جوجو خرگوش ، وایتیتی به دنبال فشار دادن “روزنه هایی در نازیسم و ​​فاشیسم” صحنه رقص استدلال نهایی اوست. نازیسم ، مانند همه مارک های فاشیسم ، از قدرت قدرت می گیرد. با پایان دادن به فیلم با رقص وایتیتی نشان می دهد که آزادی بیان پادزهر است. یک احساس خوب ، مطمئناً ، بلکه به طرز ناامیدکننده ای چارچوب نیز هست. اگر مبارزه با فاشیسم و ​​نازیسم به همین آسانی بود خرگوش جوجو پیشنهاد می کند که در این صورت ما با گروه های نفرت که از سیستم ظلم و ستم خود استفاده می کنند و ایدئولوژی های خود را تبلیغ می کنند ، به طور مداوم مشکلی نداریم

مهربان ترین راه نزدیک شدن خرگوش جوجو به عنوان اثری از رویزیونیسم تاریخی است. چه می شود اگر به جای ملاقات با غم و نفرت با غم و نفرت بیشتر ، آن را با لذت روبرو می کردیم؟ اما فیلم هرگز واقعاً به این سال نمی پردازد. و حتی اگر چنین بود ، ما هنوز با این پرسش بزرگتر روبرو می شدیم که چه بخشی از تاریخ است وایتیتی به دنبال تجدید نظر ، و به چه منظور؟

یک سازگاری شل

خرگوش جوجو اقتباسی از رمان است قفس کردن آسمان ها توسط کریستین لئوننز. منبع اصلی در مقایسه با اثری که الهام گرفته است بسیار دورتر است.

بیایید با بارزترین تفاوت شروع کنیم: صحنه رقص هرگز اتفاق نمی افتد.

جوجو هرگز ایدئولوژی نازی را رها نمی کند و هرگز به السا نمی گوید متفقین در جنگ پیروز شدند. او که نمی توانست احساسات خود را نسبت به او و عقاید نازی خود سازگار کند ، همچنان به دروغ گفتن او ادامه می دهد و او را به یک زندانی در خانه اش تبدیل می کند. یک قطعه میکروسکوپی از رایش سوم فراتر از مرگ هیتلر از طریق او پابرجاست. سرانجام ، السا می فهمد که متفقین در جنگ پیروز شدند ، اما نه قبل از اینکه سالها به گروگان گرفتن انکار جوجو بماند.

پیام لوننز انتقال واضح است. خسارت وارده توسط ایدئولوژی فاشیستی مانند نازیسم به آسانی قابل جبران نیست. جوجو به اندازه السا گروگان است. او نمی تواند نازیسم را رها کند زیرا این جنبه دیگر جنبه های او را جایگزین می کند. این سرطان در مغز شخصیت اوست.

لوننزجوجو یک است مطالعه موردی، “من باید جنبه های آن دوران را در سطوح روانشناختی و لجستیکی ، مانند چگونگی تلقین کودکان ، تغییراتی که در مدرسه و خانه به وجود می آمد ، کشف کنم تا دریابم که چنین وقایع وحشتناکی ممکن است هرگز رخ داده باشد.” در این نقل قول ضمنی این درک است که نژاد خاصی از نفرت که آلمان نازی را فراگرفته به طور طبیعی رخ نداده است. بلکه با همکاری همه بخشهای زندگی روزمره کشت می شد. فاشیسم یکپارچگی کامل دولت را در خود فرد ترویج می دهد.

صفحه به صفحه: چگونه JOJO RABBIT در سازگاری با ضد فاشیسم ناکام می ماند
منبع: تصاویر جستجوگر

در آلمان نازی عناصر اساسی زندگی روزمره از حزب جدا نشدند: کلیه مقررات زیرساخت ها تحت اختیار آنها قرار گرفت ، تولید و توزیع مواد غذایی تحت نظارت ، اوقات فراغت و مسافرت نیز به سیستم کشیده شد – استراحت و استراحت پس از بازگشت بهتر می توانید به حزب خدمت کنید. واحد خانواده به عنوان گسترش نازیسم ، با به دنیا آوردن فرزندان برای آخرین مراسم جشن فیور ، تغییر شکل داد. دوران کودکی توسط جوانان نازی تنظیم شد. سینماها فیلمهایی را نشان می دادند که ارزشهای نازی را تقویت می کنند ، فیلمهای تبلیغاتی بله ، اما فیلمهای وسترن ، اکشن و ماجراجویی ، هر چیزی که می تواند نشان دهد که عظمت ذاتی طبیعت افراد خاص (آریایی) است ، همانطور که شر ذات طبیعت است. “دیگری نامطلوب”. موذیانه فاشیسم این نیست که نفرت انگیز باشد بلکه نفرت را اجباری می کند.

لوننز این سesال را مطرح می کند که چگونه مدار ذهنیت فاشیست را بشکنیم. نازیسم به هر بخشی از زندگی جوجو نفوذ کرده است ، بنابراین وقتی ناگهان برش می خورد چه چیزی دارد؟ او از مرگ پدر و مادرش غمگین است ، نفرت دارد و السا را ​​دارد. البته ، او می خواهد احساسات خود را به او فشار دهد ، او نمی داند چه کار دیگری می تواند انجام دهد.

قفس کردن آسمان ها دقیقاً دلیل خلاص شدن از شر گروههای فاشیستی را محصور می کند. آنها جزیره ای هستند و شرکت کنندگان را به یک فرهنگ بازتابی دعوت می کنند: نازیسم می گوید نازی بودن خوب است ، زیرا نازیسم خوب است. فرهنگ فاشیستی دایره ای است ، هنگامی که وارد آن گردش می شوید ، فرار از آن دشوار است.

تنها کافیست نگاهی به انتخابات 2020 برای نمونه ای مدرن از این پدیده بیندازید ، نیمی از آمریکا معتقد است که انتخابات تقلبی است. ترامپ می گوید باور كردن به ترامپ بود و خوب است زیرا ترامپ خوب است.

فرهنگی که فرهنگ از آن حمایت کرده است زیرا شی inf معصوم ، همه تقصیرات را به گردن فرد می اندازد. این طور نیست که حزب نازی در اواخر جنگ غیرواقعی استدلال کند. این است که شهروند آلمانی بیش از حد حریص بود. اینگونه نیست که ترامپ به آمریکا خیانت کند. این است که آمریکا به ترامپ خیانت کرد. لوننزجوجو قربانی این روند است ، قادر به تقصیر نهادی نیست که عمداً او را ناکام گذاشته است و فقط قادر به شکست در خود و فشار دادن آن به سمت السا است.

یک سازگاری بسیار شل

آن وقت چه بود وایتیتیقصد شما با اضافه کردن صحنه رقص است؟

در میانه راه فیلم مادر جوجو ، روزی (اسکارلت جوهانسون) ، به او می گوید ، “رقص برای افرادی است که آزاد هستند!” بنابراین ، جوجو و السا در پایان فیلم آزاد می شوند ، اما دوباره ، از چه چیزی آزاد می شوند؟

پاسخ واضح به نظر می رسد “از شر حکومت نازی” ، زیرا مطمئناً از شر وسیع ترین فاشیسم در تغییر پایان نیست وایتیتی آن موضوع موضوعی خاص را اقتباس کرد. اما ماهیت فاشیستی حزب نازی جهانی ترین عنصر شرارت آنهاست. صفات متبحرانه تر فقط اگر در فضای اجتماعی شکم بیندازید ، چند استعاره را با هم مخلوط کنید ، و چند گیره مربع را به سوراخ های گرد وارد کنید. چی وایتیتی ویژگی های نازیسم نیست ، اما شمایل نگاری است ، او می خواهد خلاصه نویسی گشتاپو و غواصی و سواستیک را داشته باشد. مارک شر به تصویر کشیده شده در خرگوش جوجو پس فقط می توان آن را مختص آلمان نازی خواند ، اما این س theال را به ذهن متبادر می کند: یک نازی امروزه واقعاً چه تهدیدی را برای ما نشان می دهد؟

پاسخ ، البته ، هیچ تهدیدی نیست.

صفحه به صفحه: چگونه JOJO RABBIT در سازگاری با ضد فاشیسم ناکام می ماند
منبع: تصاویر جستجوگر

گفتن خرگوش جوجو به عنوان “طنز ضد نفرت” معرفی شد ، نه “ضد نازی” یا “ضد فاشیست”. همانطور که می خواهیم آن را بفهمیم ، بدیهای مشخصی که نازیسم را تعریف کرده اند ، باید به صورت مشابه خوانده شوند ، نه به معنای واقعی کلمه. اما دقیقاً مشابه چه چیزی است؟

اصطلاح “نفرت” خیلی غیر اختصاصی است. تعریف یک نفر از یک گروه نفرت می تواند از چیزی نسبتاً بی ضرر مانند جماعت محافظه کار کلیسا گرفته تا چیزی به اندازه خطرناک KKK باشد ، و اقدامات هر یک از این گروه ها ، نحوه ابراز نفرت ، دوباره متفاوت است.

قفس کردن آسمان ها مناسب نیست وایتیتیجهان بینی چشم انداز رمان مستقیماً با افکار او مخالف است. در انطباق او مجبور به حذف شد لوننز‘تفاوت دقیق فقط برای سازگاری روایت با مضامین او. فاقد غنای متن اصلی ، در عوض برای اظهار نظر خود به اظهارات گسترده و غیر دقیق متکی است.

هنگامی که السا جوجو را در مورد اعتقاد خود به چالش می کشد ، او سعی نمی کند پایه هایی را که بر اساس آن ایدئولوژی نفرت انگیز او قرار دارد ، رد کند ، حتی او را به نفرت ورزیدن متهم نمی کند. او می گوید ، “تو یک نازی نیستی ، جوجو ، تو یک بچه 10 ساله هستی که دوست دارد با لباس خنده دار لباس بپوشد و می خواهد بخشی از یک باشگاه باشد.”

آیا این گفته قرار است به عنوان متن تاریخی خوانده شود یا قیاس دیگری برای لحظه فعلی ما است؟ اگر اولی باشد پس وایتیتی این بدان معناست که نازی ها ، مردمی که علیه جهان آزاد جنگ کردند و دست به نسل کشی زدند ، کمی بیشتر از مردان لباس پوشیدن هستند. در غیر اینصورت ، اگر فرض کنیم ، منظور او از مشابه بودن آن بود وایتیتی به واسطه گستردگی استعاره وی حاکی از آن است که انواع نفرتهایی که نسبت به همه افراد وجود دارد عملاً یکسان هستند ، که کاملاً خلاف واقع است. نفرت از یک ترول آنلاین با نفرت جمعی یک جامعه نسبت به جامعه دیگر قابل مقایسه نیست.

معکوس کردن قوس شخصیت جوجو تمرکز را از منفور به شخصی که ممکن است با آن مخالفت کند تغییر می دهد ، موارد جداگانه مانند جوجو ، روزی ، کاپیتان نازی همجنسگرا کلنزندورک (سام راکول) ، و شریک زندگی او فینکل (آلفی آلن) در اینجا نوع خاصی از پیام رسانی “درباره کتاب قضاوت نکنید” وجود دارد ، و وایتیتیپایان مثبت بیانگر این است که ما باید سعی کنیم تا جایی که ممکن است با عشق با نفرت روبرو شویم. اما هر آنچه که ما می خواهیم این مسئله را از آن دور کنیم ، زیرپا می گذارد وقتی به یاد بیاورید که بیشتر شهروندان آلمانی از حزب نازی پیروی می کنند ، نه شورش و نه عشق حزب نازی را سرنگون کردند ، متفقین این کار را کردند. عادی سازی نفرت فاشیستی مانع از آن شد که کسانی که در زیر آن زندگی می کنند با موفقیت علیه آن حرکت کنند و اکثریت ساکت اگر فاقد ابزار عمل باشند چه ارزشی دارند؟

کمتر سازگاری ؛ بیشتر “الهام می گیرد”

اثربخشی قفس کردن آسمان ها نه در مورد نفرت ، بلکه در نوع خاصی از ماشین آلات اجتماعی است که آن را ایجاد می کند. لوننز می دانست نوشتن ضد نازی تقلیل دهنده است. آلمان یک دوره منحصر به فرد در تاریخ بود. این یک رمان هشدار دهنده است که برای تجهیز خوانندگان به درک علائم هشدار دهنده و جلوگیری از گسترش افکار نفرت انگیز طراحی شده است. زیرا وقتی یک فکر نفرت انگیز ریشه دواند ، مقابله با آن دشوار است.

خرگوش جوجو هیچ علاقه ای به ماشین نفرت ندارد. به هیچ وجه علاقه ای به خاص بودن ندارد. به سادگی با نفرت به عنوان یک مفهوم مخالف است. یک مخالفت نجیب ، قطعاً ، اما آنقدر غیر اختصاصی است که در واقع بی معنی است.

نازی ها اهداف آسان ، اهداف ایمن هستند. وایتیتی با ساختن آنها گوسفند هیچ خطری را به خطر نمی اندازد ، آنها در بخش بهتر 90 ساله ، قلعه ی تاریخ بوده اند. اگر او می خواست تجسم های مدرن نفرت را هجو کند ، آنگاه یک گروه متنفر از نفرت برای موضوعی بامعنا تر ساخته شده بود. حزب نازی واسطه ای بی فایده است. آنها اهداف فیلم را اشتباه می گیرند و هر گونه مشت را از بین می برند خرگوش جوجو ممکن است داشته باشد.

موافق؟ مخالف بودن؟ چگونه تفسیر کردید خرگوش جوجو؟ نظرات خود را در نظرات به اشتراک بگذارید!


Jojo Rabbit را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

دروغ سفید: ملودرام خوب ، عالی نیست

کهن الگوی هنرمند در درام تولید شده در کانادا به سطح جدیدی از فساد ارتقا می یابد دروغ مصلحتی. دانشجوی دور چشم ، کیتی ، یک رقصنده جوان آینده دار در کالج خود است. او از زمان تشخیص سرطان ، یک دوست دختر شگفت انگیز به نام جنیفر ، رهبر ویترین رقص ، فرصتی برای بورس تحصیلی و تعداد زیادی از طرفداران شبکه های اجتماعی دارد. یا به همین ترتیب همه فکر می کنند. کتی ، با استفاده از بیماری جعلی خود به عنوان روشی برای درآمدزایی برای مدرسه ، با ظرافت اجتماعی پاتریک بازی کرد کسی رول، ناامیدانه به شیادی می چسبد حتی وقتی داستان ناگوار او به ناچار باز شود.

به نویسندگی و کارگردانی مشترک یونا لوئیس و کالوین توماس، دروغ مصلحتی به طرز گسترده ای از طریق طرح خود با ضربان های متناقض موسیقی و پس زمینه های شگفت انگیز پر پیچ و خم می شود که به خوبی باعث می شود مخاطب ناراحت باشد اما به نوعی کاملاً درگیر نباشد.

راه اندازی

این فیلم در حالی شروع می شود که کتی آماده می شود تا در یک سکانس اصلاح موی سر که به شدت مlyثر است ، با علائم غیرمنتظره در کالج خود روبرو شود. آنچه در زیر می آید ، مونتاژ “یک روز در زندگی” از سلفی گرفتن با دانش آموزان دیگر ، تبلیغ صفحه خیریه سرطان و تمرین روال برنامه نمایش خود است. رول وقتی کتی مجبور به ایجاد موقعیتهای چسبنده ای می شود که از نخ فریب خود دور می شوند ، خوب است که سوئیچ بین متقاعد کردن و متقاعد کردن را تغییر دهد. با استفاده از ظاهر پیکسی مانند او برای جلب همدردی در هر نوبت ، ممکن است تصور شود که گاهی اوقات حتی کتی هیاهوی تبلیغاتی خودش را می کند.

دروغ سفید: ملودرام خوب ، عالی نیست
منبع: انتشار راک نمک

به زودی ما از عملکردهای داخلی طرح کتی مطلع می شویم. با کمک فروشنده محلی مواد مخدر اوون ، بازی شده توسط کانر جساپ از لاک و کلید، کتی برای پول انداختن بطری های قرص تجویز شده برای نگه داشتن کلاهبرداری ، پول اندکی که دارد خرج می کند. به نظر می رسد همه چیز خوب پیش می رود تا جایی که او مجبور می شود برای گرفتن بورس تحصیلی خود سوابق پزشکی جعلی را ارائه دهد. قطعه دیگری از بازی طولانی اوون به او کمک می کند تا مرتکب مرتکب شدن او با یک پزشک جوان شود که به دنبال پول نقد سریع برای کمک به مادر بیمار خود است.

پیش فرض کاملاً محکم نوشته شده است ، اگر نه چند صحنه بیش از حد طولانی که دارای روایت ملودرام یک فیلم اصلی مادام العمر است. با کمی تف و صیقل دادن بیشتر دروغ مصلحتی ممکن است لحن جذاب تری نسبت به لحن روی صفحه داشته باشد.

پلچولهای کم عمق هنوز هم می توانند شما را بالا ببرند

مسلماً ، مانند هر کلاهبرداری ، تلاش برای ادامه کار خلبان با موانع آشکاری همراه است که در هنگام فشار آوردن به سرعت برای کیتی غلبه می کند. او بیشتر از آنچه که از جمع آوری کمکهای مالی ناتمام خود آورده ، صرف نگه داشتن شرارت می کند و باعث می شود حتی دوست دختر مرفه خود را بازی کند ، کهربا اندرسون.

سپس مسئله پدرش وجود دارد. کتی که از دریافت سریع پول نقد به منظور دریافت سوابق پزشکی جعلی ناامید شده است ، به دیدن پدر بیگانه خود و یکی از بهترین بازیگران فیلم می رود ، مارتین دونووان، که پول او را انکار می کند و ذکر می کند که چگونه او قبلاً سعی کرده است این طرح را بکشد ، هرچند که او واقعاً هرگز وارد تدارکات اتفاقات نمی شود. او پس از التماس به او برای رها کردن شبح ، امتناع می کند ، و تنها گزینه ای را که برایش باقی می ماند ، دعوت می کند تا او را در صفحه رسانه های اجتماعی خود صدا کند. از اینجا به بعد ، سقوط کتی در مشکلات عمیق تر باعث می شود که او به عنوان یک قربانی بازی کند و همه کسانی را که تا به حال حتی کمترین لطف او را داشته اند ، مسخره کند. منتهی به یک مسئله پایان ناپذیر و ضد کلاسیک.

دروغ سفید: ملودرام خوب و نه عالی
منبع: انتشار راک نمک

در یک یادداشت فرعی ، من مدتی است که به دانشگاه نرفته ام ، چه رسد به یک دانشگاه کانادایی ، اما آیا مدرسه از قبل سوابق پزشکی او را ندارد تا حتی در کلاس ها شرکت کند. من می توانم در اینجا کاملاً بی اساس باشم ، اگرچه به نظر می رسد پنهان کردن تشخیص جعلی سرطان یک کار بزرگتر از آنچه در فیلم به تصویر کشیده شده است باشد.

و حالا چه؟

مسلماً ، طرح خود یک مفهوم محکم است که سعی می کند با افزودن مداوم بیشتر و بیشتر به انبوه مزخرفات کتی ، تنش را کم کند. مسئله این است که بیش از آنکه نوعی کرپر جذاب باشد که می توانست در آن تکامل یابد ، بیش از حد شبیه یک “روز زندگی” پیش پا افتاده است. همه قطعات آنجا هستند و لوئیس و توماس به سختی تلاش کنید تا مخاطب را از طریق دنیای دستکاری کتی مانور دهد ، فقط باعث می شود که او در پیگیری برای پیشبرد تقریباً دلسوز به نظر برسد. صفتی از شخصیت که می توانست کاملاً جسمی شود و به نقش کمی وزن بیشتری می بخشد. استیصال کتی در هر عکس دیده می شود ، اگرچه لحن فروتنانه هرگز کاملاً نشان دهنده شدت و اسفناک کاری نیست که او با خانواده و دوستانش انجام می دهد.

مایلم بگویم دروغ مصلحتی نگاهی قدرتمند به روان یک هنرمند تازه کار مداح است که بالای سرش قرار دارد و لحظات زیادی از این اتفاق وجود دارد ، اما فیلم در تلاش برای جلب توجه مخاطب به سادگی بیش از حد کسل کننده و خواب آلود است. فکر کردن به همه زمانهایی که کتی می توانست کنترل کامل اوضاع را از دست بدهد فقط برای اینکه بتواند راه خود را با دروغ های ضعیف و برنامه ریزی ضعیف حل کند ، موضوعاتی را که من تماشا می کردم محکم می کند دروغ مصلحتی.

کافی است بگویم ، این فیلم وحشتناکی نیست و اگر چند پیچ ​​و تاب بیشتر داشت ، می توانست تا حد زیادی به پیروی اصلی خود ادامه دهد. بجای، دروغ مصلحتی به عنوان یک درام پخته شده با نتیجه ای نازک ، به نمایش در می آید.

درام ناخن جویدن اشکال مختلفی دارد و انجمن تحقیق فیلم می خواهد پیشنهادهایی درباره آنچه باید تماشا کنیم ارائه دهد. توصیه های خود را ترک کنید و مکالمه را شروع کنید.


دروغ سفید را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آدام مسخره

بیشتر زندگی ام را صرف تماشای فیلم و بحث و گفتگو کردم. نوشتن راهی برای ادامه گفتگو با بقیه جهان است.