جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد 2020: GAY CHORUS DEEP SOUTH

در سال 2016 ، HB1523 به قانون ایالات متحده امضا شد ، قانونی بودن انکار مسکن یا حتی اخراج شخصی صرفاً به دلیل افرادی که آنها هستند به دلیل نقض عقاید مذهبی. اعتقادات مذهبی با جوهر قلم ، تنها پایه اصلی تصمیمات حقوق بشری و تبعیض قرار گرفت. در یک لحظه ، از نظر قانونی ، حقوق مبانی مذهبی فرد از نظر قانون بیش از سایر موارد نقض برابری اهمیت یافت. برای آن دسته از افراد LGBTQ + که برای دستیابی به حقوق برابر نه تنها با همسایه خود بلکه از طریق قانون تلاش کرده اند ، این ضربه ای بود که در بین ملت ، سایر ایالت های جنوب به دنبال این پرونده موج می زد.

با تصویب قوانین جدید ، همراه با نتایج انتخابات 2016 – و سال های بعدی – برای بسیاری ، تنها کاری که می توانستند انجام دهند آواز خواندن و عشق ورزیدن بود. برای گروه کر همجنسگرایان سانفرانسیسکو ، این قدرت صدای واحدی بود که آنها برای به اشتراک گذاشتن و بیان آنها سوق داده شدند. کر همجنسگرا در جنوب عمیق، از کارگردان و نویسنده دیوید چارلز رودریگز، آمادگی و تور نهایی خود را از طریق جنوب دنبال می کند زیرا آنها صدای خود را بلند می کنند و به عنوان یک خط مقدم برای جامعه همجنسگرایان شناخته می شوند و فاصله بین تبعیض و پذیرش را از بین می برند.

روشن کردن از طریق آهنگ

با استفاده از کارت های عنوان رنگی شیب دار ، در ابتدا وضعیت جنوب تحت فشار قرار می گیرد. با وضع قوانین جدید ، برابری ، معیشت و پیشرفت به خطر افتاده است. تعدادی از مردان گروه کر سانفرانسیسکو اهل جنوب هستند ، بسیاری تحت انتظار وفاداری ممنانه به کلیسا و مطابقت با هنجارهای پذیرفته شده بزرگ می شوند – بسیاری از آنها برای یافتن برابری و آزادی نفس خود را ترک می کنند. بسیاری مانند جیمی مضطرب هستند که بازگشت به خانه و دیدار مجدد با والدین چگونه خواهد بود. از نظر جیمی ، او از جنگیدن برای چیزی خسته شده است که احساس می کند هرگز تغییر نخواهد کرد.

جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد 2020: GAY CHORUS DEEP SOUTH
منبع: جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد

با این وجود ، چون این احساس عدم اطمینان و خستگی ادامه دارد ، او ، همراه با گروه کر ، به تور خود ادامه می دهد و در طول 7 روز 25 نمایش در می سی سی پی ، تنسی و آلاباما انجام می دهد. سرتاسر کشور پر از موسیقی است ، نه تنها صدای امیدواری این مردان است ، بلکه صدای کسانی است که در مورد تماشاگران درباره گروه کر و فضای تفرقه انگیزی که اکنون همه ما در آن زندگی می کنیم ، اظهار نظر می کنند. کر همجنسگرا در جنوب عمیق هوشمندانه است که در خارج از گروه کر شرکت می کند ، تا تصویری سالم تر از استقبال و احساسات کسانی که در کنسرت ها شرکت می کنند ارائه دهد.

جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد 2020: GAY CHORUS DEEP SOUTH
منبع: جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد

همچنین به اندازه کافی هوشمند است که بدانید نفرت همراه با انتظار پیش بینی شده و بعدی است. در حالی که طیف پذیرش و تبعیض متفاوت است ، صداهای نفرت انگیزی که از دستگاه پاسخگویی و از دهان به شکل فیزیکی بیرون می آیند همچنان به شدت ضربه می خورند ، دانش این باورهای تبعیض آمیز است که از طریق کلمات و لحن به زندگی می رسد. حتی با وجود والدین جیمی ، که به نظر می رسد فرزندشان دوست داشتنی و پذیرفته است ، فاصله ای وجود دارد – بیشتر از پدر – که این شیوه زندگی او نیست. گرچه مقبولیتی وجود دارد که او می تواند هر طور که بخواهد انجام دهد ، اما همچنین ناتوانی در دیدن فراتر از “زمان های قدیمی” وجود دارد – خود را در یک عبارت معذور می داند. و گرچه نفرت نیست ، امتناع از حتی مشاهده دیدگاه متفاوت یا مقابله با درک متفاوتی است که به همان اندازه صدمه می زند.

افکار نهایی

کر همجنسگرا در جنوب عمیق فیلمی بود که می خواستم از زمان اکران در جشنواره فیلم Tribeca 2019 ببینم ، و من هیجان زده شدم که فرصتی دیگر برای دیدن فیلم در طول اجرای آن در جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد پیدا کردم. در حالی که فیلم ممکن است در مناطق تبعیض آمیز ایالات متحده با نفرت و تبعیض شایع باشد – و جایی که دین حرف آخر را می زند – این مردان الهام بخش یک ملت هستند. آنها در صف مقدم برابری ایستاده اند ، نه با کلمات و بحث و جدال ، بلکه با آواز و گرمی در قلب خود. آنها الهام بخش کسانی هستند که مدافع آنها هستند و کسانی که هنوز نبرد نکرده اند. در برابر نفرت ، آنها چراغ درخشان عشق هستند.


Gay Chorus Deep South را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

استفانی آرچر

استفانی آرچر

استفانی آرچر 35 ساله متعصب سینما است و در نوروک ، سی تی ، ایالات متحده آمریکا زندگی می کند.

جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد 2020: GAY CHORUS DEEP SOUTH

در سال 2016 ، HB1523 به قانون ایالات متحده امضا شد ، قانونی بودن انکار مسکن یا حتی اخراج شخصی صرفاً به دلیل افرادی که آنها هستند به دلیل نقض عقاید مذهبی. اعتقادات مذهبی با جوهر قلم ، تنها پایه اصلی تصمیمات حقوق بشری و تبعیض قرار گرفت. در یک لحظه ، از نظر قانونی ، حقوق مبانی مذهبی فرد از نظر قانون بیش از سایر موارد نقض برابری اهمیت یافت. برای آن دسته از افراد LGBTQ + که برای دستیابی به حقوق برابر نه تنها با همسایه خود بلکه از طریق قانون تلاش کرده اند ، این ضربه ای بود که در بین ملت ، سایر ایالت های جنوب به دنبال این پرونده موج می زد.

با تصویب قوانین جدید ، همراه با نتایج انتخابات 2016 – و سال های بعدی – برای بسیاری ، تنها کاری که می توانستند انجام دهند آواز خواندن و عشق ورزیدن بود. برای گروه کر همجنسگرایان سانفرانسیسکو ، این قدرت صدای واحدی بود که آنها برای به اشتراک گذاشتن و بیان آنها سوق داده شدند. کر همجنسگرا در جنوب عمیق، از کارگردان و نویسنده دیوید چارلز رودریگز، آمادگی و تور نهایی خود را از طریق جنوب دنبال می کند زیرا آنها صدای خود را بلند می کنند و به عنوان یک خط مقدم برای جامعه همجنسگرایان شناخته می شوند و فاصله بین تبعیض و پذیرش را از بین می برند.

روشن کردن از طریق آهنگ

با استفاده از کارت های عنوان رنگی شیب دار ، در ابتدا وضعیت جنوب تحت فشار قرار می گیرد. با وضع قوانین جدید ، برابری ، معیشت و پیشرفت به خطر افتاده است. تعدادی از مردان گروه کر سانفرانسیسکو اهل جنوب هستند ، بسیاری تحت انتظار وفاداری ممنانه به کلیسا و مطابقت با هنجارهای پذیرفته شده بزرگ می شوند – بسیاری از آنها برای یافتن برابری و آزادی نفس خود را ترک می کنند. بسیاری مانند جیمی مضطرب هستند که بازگشت به خانه و دیدار مجدد با والدین چگونه خواهد بود. از نظر جیمی ، او از جنگیدن برای چیزی خسته شده است که احساس می کند هرگز تغییر نخواهد کرد.

جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد 2020: GAY CHORUS DEEP SOUTH
منبع: جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد

با این وجود ، چون این احساس عدم اطمینان و خستگی ادامه دارد ، او ، همراه با گروه کر ، به تور خود ادامه می دهد و در طول 7 روز 25 نمایش در می سی سی پی ، تنسی و آلاباما انجام می دهد. سرتاسر کشور پر از موسیقی است ، نه تنها صدای امیدواری این مردان است ، بلکه صدای کسانی است که در مورد تماشاگران درباره گروه کر و فضای تفرقه انگیزی که اکنون همه ما در آن زندگی می کنیم ، اظهار نظر می کنند. کر همجنسگرا در جنوب عمیق هوشمندانه است که در خارج از گروه کر شرکت می کند ، تا تصویری سالم تر از استقبال و احساسات کسانی که در کنسرت ها شرکت می کنند ارائه دهد.

جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد 2020: GAY CHORUS DEEP SOUTH
منبع: جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد

همچنین به اندازه کافی هوشمند است که بدانید نفرت همراه با انتظار پیش بینی شده و بعدی است. در حالی که طیف پذیرش و تبعیض متفاوت است ، صداهای نفرت انگیزی که از دستگاه پاسخگویی و از دهان به شکل فیزیکی بیرون می آیند همچنان به شدت ضربه می خورند ، دانش این باورهای تبعیض آمیز است که از طریق کلمات و لحن به زندگی می رسد. حتی با وجود والدین جیمی ، که به نظر می رسد فرزندشان دوست داشتنی و پذیرفته است ، فاصله ای وجود دارد – بیشتر از پدر – که این شیوه زندگی او نیست. گرچه مقبولیتی وجود دارد که او می تواند هر طور که بخواهد انجام دهد ، اما همچنین ناتوانی در دیدن فراتر از “زمان های قدیمی” وجود دارد – خود را در یک عبارت معذور می داند. و گرچه نفرت نیست ، امتناع از حتی مشاهده دیدگاه متفاوت یا مقابله با درک متفاوتی است که به همان اندازه صدمه می زند.

افکار نهایی

کر همجنسگرا در جنوب عمیق فیلمی بود که می خواستم از زمان اکران در جشنواره فیلم Tribeca 2019 ببینم ، و من هیجان زده شدم که فرصتی دیگر برای دیدن فیلم در طول اجرای آن در جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد پیدا کردم. در حالی که فیلم ممکن است در مناطق تبعیض آمیز ایالات متحده با نفرت و تبعیض شایع باشد – و جایی که دین حرف آخر را می زند – این مردان الهام بخش یک ملت هستند. آنها در صف مقدم برابری ایستاده اند ، نه با کلمات و بحث و جدال ، بلکه با آواز و گرمی در قلب خود. آنها الهام بخش کسانی هستند که مدافع آنها هستند و کسانی که هنوز نبرد نکرده اند. در برابر نفرت ، آنها چراغ درخشان عشق هستند.


Gay Chorus Deep South را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

استفانی آرچر

استفانی آرچر

استفانی آرچر 35 ساله متعصب سینما است و در نوروک ، سی تی ، ایالات متحده آمریکا زندگی می کند.

Nightstream Film Festival 2020: ROSE PLAYS JULIE: A Dark، Mesmeric Irish Thriller

وقایع آسیب زا راهی برای منفجر کردن ما دارند. پس از آن آنها دوباره ما را جمع می کنند ، اما ما کاملاً و برگشت ناپذیر تغییر کرده ایم. که در رز بازی جولی ، یک هیجان تاریک ایرلندی از جو لاولر و کریستین مولی، ضربه و آشتی با آن ، در هر صحنه خیس می شود.

استاد حقوق و مولوی همچنین این فیلم را نوشت که آخر هفته گذشته در جشنواره فیلم مجازی Nightstream به نمایش درآمد (و همچنین جشنواره بین المللی فیلم ملبورن ، جایی که خود ما شان فالون قبلا فیلم را بررسی کرده بود) این احشائی و الکتریکی است ، یک آهسته سوز کامل در خون زخم های قدیمی دوباره باز شده است.

شاید اصلاً بهبود نیافته باشد

آن اسکلی نقش رز را بازی می کند ، دانشجوی دانشکده دامپزشکی که دچار یک بحران بزرگ هویتی شده است. از زمان یادگیری او به فرزند خواندگی و مادر بیولوژیکی اش ، الن (اورلا بردی) ، درخواست کرده است که با او تماس گرفته نشود ، رز در مورد او وسواس کرده است.

بنابراین او جهش می کند و شخصاً با الن ملاقات می کند – و می فهمد که زندگی مادرش درگیر ضربه ، شرم و درد شده است. از آن جلسه ، رز جولی را بازی می کند این زنان در حالی که با احتیاط قدم به گذشته می گذارند تا آسیب های خود را بررسی کنند و امیدوارند نوعی تحقق پیدا کنند ، به یک دو دستی استادانه تبدیل می شود.

رز جستجو در تاریخ خود را با الن متوقف نمی کند. او مأیوس پاسخ است ، اگرچه هر چه بیشتر ظاهر شود ، احساس خشم و عذاب بیشتری می کند. همانطور که او بیشتر به گذشته الن می رود ، از جمله دیدار با رئیس سابق الن ، پیتر (آیدان گیلن) ، رز “جولی” را بازی می کند. جولی بازیگر ، درخواست موقعیت در مورد حفاری باستان شناسی پیتر برای کمک به او “تحقیق در مورد یک نقش”.

Nightstream Film Festival 2020: ROSE PLAYS JULIE: A Dark، Mesmeric Irish Thriller
منبع: جشنواره فیلم Nightstream

گاهی اوقات ، رز جولی را بازی می کند کمی بیش از حد روی بینی است. باستان شناسی به عنوان استعاره به اندازه کافی خوب کار می کند ، اما در یک فیلم درباره آسیب ، خشونت جنسی و شرور انسان ها ، پیتر می گوید که به این علم جلب شده است زیرا در “باز کردن قفل گذشته” وسواس دارد و حتی در حال کار روی یک کتاب است با عنوان تند و تیز زیر سطح. همچنین ممکن است این کتاب خوانده شود ، آیا هنوز آن را دریافت می کنید؟ استاد حقوق و مولوی این صراحت و تعادل را با سیاهی تونال که به یاد من آورد متعادل کنید کشتن یک گوزن مقدسجدا شده ، عجیب است.

زیر سطح

بیشتر احساسات دور از فیلم ناشی می شود اسکلی. گلاب به طور طبیعی از افراد غریبه دلهره دارد و بندرت محافظ خود را پایین می آورد. اما با تغییر دگرگونی خود از جولی ، او بهانه ای برای انجام یک عمل ، استفاده از طبیعت متواضع و ناظر به نفع خود دارد.

در آخرین اقدام فوق العاده دلهره آور فیلم ، لحظه ای عالی وجود دارد که گل رز روبرو و خنک در بیرون از خانه پیتر انتظار می کشد و به محض اینکه پیتر از منظره عبور می کند ، لبخند بر لب او می زند. می بینیم که اجرا شروع می شود ، همان لحظه ای که او از رز به جولی تغییر می کند.

ما با رز آشنا می شویم که او در وسط یک ماژول مربوط به اتانازی قرار دارد. بیشتر فیلم احساس می کند مرگ آهسته ای را شاهد هستیم. عکس توسط تام کامرفورد، حومه ایرلند احساس تاریکی و شوم می کند. سایه های عمیق منظره را خراب می کنند ، گویی طوفانی همیشه در افق است و تاریکی نفوذی نیز به ویرایش می انجامد ، که ما را مرتباً به محل آسیب دیدگی الن بازمی گرداند ، و به ما یادآوری می کند که تأثیر مهمی که این مکان بر یک فرد آسیب دیده

Nightstream Film Festival 2020: ROSE PLAYS JULIE: A Dark، Mesmeric Irish Thriller
منبع: جشنواره فیلم Nightstream

اسکلی، برادی، و جیلنبازی های بسیار زیبا و ظریف و آرام ، مناسب برای یک فیلم شکوفا در سکوت و داخلی است. هر خط گفت و گو ادامه می یابد ، گویی که آنها دائماً مرزهای یکدیگر را آزمایش می کنند. سکون گاه به گاه توسط استفان مک کئونعالی است ، نمره ارکستر خنک کننده. موسیقی به نوعی احساس جستجو می کند ، گویا در تاریکی آن را درک می کند.

نتیجه

یک داستان در وجود دارد رکسان گیرا زنان دشوار که در آن دو خواهر ربوده می شوند ، و اسیر کننده آنها کارهای وحشتناک و مذموم را برای آنها انجام می دهد: “ما یک بار جوان بودیم” همجنسگرا می نویسد ، “و سپس ما نبودیم.” رز جولی را بازی می کند – که هیچ ارتباطی با رکسان گی – هنوز در همان لحظه ثابت می شود. رز و الن آسیب هایی دارند که آنها را به دو نفر جدا می کند: چه کسی قبلاً بوده و چه کسی اکنون است.

هر چقدر فیلم وهم آور و افسرده کننده می شود ، رز جولی را بازی می کند به ما نشان می دهد که طرف دیگر درد و رنج رز و الن هستند. گاهی اوقات در لحظات زودگذر خشونت موجه اتفاق می افتد ، مانند زمانی که رز در یک حمله جنسی بالقوه دخالت می کند و با شخص خاموش کننده صورت خود را به هم می زند. و گاهی اوقات لحظات غم انگیز و تأمل برانگیزی را پشت سر می گذارد ، مانند گل رز که روی تخت در تاریکی خوابیده و خواب می بیند.

اگرچه این فیلم امسال و گذشته در جشنواره ها بازی کرده است ، اما اکران آن تا سال 2021 به تعویق افتاده است ، جای تاسف دارد ، زیرا این یکی از منحصر به فردترین فیلمهای جدید است که طی سالهای گذشته دیده ام. رز جولی را بازی می کند باستان شناسی ، درد و رنج انسان را می شکند ، هر یک بخش ، آسیب های شخصیت های خود را برای دیدن نور بیرون می آورد. نوعی وحشت برای کشف وجود دارد ، هرچند همه رز جولی را بازی می کندشخصیت ها به نوعی خالی از سکنه هستند.

آیا شما هیجان زده هستید رز جولی را بازی می کند؟ یا ، اگر آن را دیده اید ، نظر شما در مورد آن چیست؟ نظر خود را در زیر وارد کنید و به ما اطلاع دهید!


رزهای جولی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

Nightstream Film Festival 2020: DETENTION: یک وحشت تایوانی که سزاوار نامتناسب است

بازداشت یک داستان ارواح است که تقریباً فضای کاملاً پایین دارد ، خانه ای جن زده بیشتر از فیلم ترسناک. این در ارائه یک محیط غریب و مناظر وحشتناک بسیار عالی است ، اما وقتی که مجبور است از شخصیت ها یا طرح های خود چیزی بسازد ، فیلم حقه بازی ها تمام می شود.

به طور مناسب ، بازداشت – که من آن را در جشنواره فیلم مجازی Nightstream دیدم – اقتباسی از یک بازی ویدیویی بسیار محبوب تایوانی به همین نام است. محیط منزوی ، هیولاهای بزرگ CG و بی توجهی کامل به رشد شخصیت ها احتمالاً در آن محیط بهتر از بازی های زنده هستند ، جایی که بازداشت نه انسجام و نه کمی را پیدا می کند.

گیر در یک کابوس

در تایوان در سال 1962 ، ترور سفید به مدت 17 سال این جزیره را در برگرفته بود. ملی گرایان تایوانی هر کس مخالف حاکمیت یک حزب آنها باشد را زندانی و اعدام کردند ، این بدان معنی بود که تمام مواد کمونیست یا چپ به شدت ممنوع بود و کسانی که آنها را حمل می کردند مجازات اعدام داشتند.

این تایوان اقتدارگرا کجاست بازداشت تنظیم شده است و سیاست مقاومت نبض داستانی آن است. ما بیشتر دانش آموزان و معلمان را در یک باشگاه کتاب ممنوع در دبیرستان گرینوود دنبال می کنیم. باشگاه وقت خواندن را می گذراند رابیندرانات تاگور در انبار مدرسه ، مراقب تهدیدی است که دولت خارج از آن ایجاد می کند.

Nightstream Film Festival 2020: DETENTION: یک وحشت تایوانی که سزاوار نامتناسب است
منبع: جشنواره فیلم Nightstream

وی ژانگ تینگ (جینگ هوآ تسنگ) یکی از این دانشجویان شورشی است. (بسیاری از نام شخصیت ها بسته به اینکه از کدام منبع استفاده می کنید کمی متفاوت است ؛ نام های اینجا از زیرنویس فیلم آمده است.) بازداشت پس از اینکه مقامات باشگاه را مجبور به انحلال کردند ، یک دستگاه قاب دارد که وی را پیدا می کند. وی در یک مرکز دولتی محبوس شده است ، جایی که برای اطلاعات شکنجه می شود. بنابراین او آرزو می کند ، نه تنها امیدوار است که فرار کند بلکه می تواند بفهمد چه کسی مسئولان باشگاه را به باشگاه اطلاع داده است.

او در کابوس هایش ، که بیشتر فیلم را تشکیل می دهد ، Fang Ray Shin را دنبال می کند (جینگل وانگ) ، یک دانش آموز با آسیب های دفن شده خود. آنها با هم ، مدرسه رها شده شبح وار خود را سرزنش می کنند ، اگرچه به نظر نمی رسد هیچ کدام از آنها برنامه ای داشته باشند. منطق رویایی حکمرانی می کند ، بنابراین نیش و وی از یک قطعه به قطعه دیگر سقوط می کنند ، و همه نوع وحشت وحشی آسیای شرقی را در طول راه کشف می کنند. یک دانش آموز باریک و کم رنگ و بدون چهره ، شبیه a gwisin ، به دنبال دندان نیش می رود متولی که جایی که باید چشم راست او باشد سوراخ در صورت دارد ، بعد از اینکه بچه ها کلیدهایش را می دزد ، آنها را تعقیب می کند. یک هیولای باریک و شبیه پلیس ، دانشجویان را از طریق سالن ها شکار می کند.

در 20 دقیقه اول ، گرچه طرح به سختی منطقی به نظر می رسد ، اما ترس کاملاً خوب است. نوک انگشتان دندان و نی از طریق مدرسه فقط با یک شمع قرمز باریک روشن می شود تا راه خود را روشن کند ، و نیش چشمک هایی از چهره های مرموز اطراف آنها را می بیند – همراه با gwisin و وحشیانه بودن محیط ، همه چیز کمی شبیه است قاب کشنده.

مدرسه شبح

بازداشت اولین ویژگی از است جان هسو، که فیلمنامه را در کنار آن نوشت کای-لینگ فو و شی-کنگ چین. هسو مقدمه ای محکم ارائه می دهد ، اما داستان جایی ندارد. اگر بیش از نیمی از فیلم شما کابوس ناشی از شکنجه یکی از قهرمانان شما باشد ، خطر زیادی برای دنیای رویا وجود ندارد – ساکر پانچ مشکل ، هر چند حداقل ساکر پانچ به قهرمانان خود اهداف می دهد و اجازه می دهد امیلی براونینگ مشت یک سامورایی غول پیکر.

Nightstream Film Festival 2020: DETENTION: یک وحشت تایوانی که سزاوار نامتناسب است
منبع: جشنواره فیلم Nightstream

طراحی تولید به ویژه وحشتناک و شیک پوش برجسته است ، با سایه های شبح که روی دیوارها با شمع لرزان Fang’s می رقصند. اما مازاد اشباح در تعقیب قهرمانان ما از طریق راهروهای شبح وار نمی تواند شخصیت های کاملا عقیم ، که قادر به تهیه هسته عاطفی مورد نیاز فیلم نیستند را جبران کند.

بیشترین چیزی که مدرسه ارواح انجام می دهد ، تقویت پارانویای مقاومت و وحشت براندازی دولت به قیمت جان شما است. سیاست در اینجا بیشتر از شخصیت ها مهم است – به طور واضح ، تصویر نهایی ما عکس از هر یک از قهرمانان نیست ، بلکه یکی از کلمات یک صفحه است که می گوید: “به آزادی”.

نتیجه

روایت از بازداشت تقریباً وجود ندارد و در موارد نادری که داستان در مرکز داستان قرار گرفت ، من نمی دانستم چه چیزی از آن بسازم. شخصیت ها وقتی فقط ظرف های خالی برای ترسیدن نیستند ، تحریک کننده هستند ، داستان برای سکانس های کابوس متوقف می شود و داستان به طرز عجیبی به یک عاشقانه بین دانش آموز و معلم آنها می رسد ، که حدس می زنم قرار بود ما برای کل فیلم ریشه کن باشد.

واضح است که این داستان در خارج از کشور نیز کار کرده است – در تایوان و هنگ کنگ ، این فیلم یک برنده جایزه است. برای من ، موثرترین صحنه ها صحنه های بین کابوس است ، وقتی زندگی فاجعه بار Fang در خانه مورد توجه قرار می گیرد و ما می توانیم رابطه پیچیده او با معلم بزرگتر او ، آقای ژانگ را درک کنیم (منگ پو فو) این صحنه ها تقریباً توسط همان شکوفایی های سبک شکسته می شوند که توالی های کابوس را تعریف می کنند – کندی سرعت ، نرخ فریم دلهره آور و ویرایش منطقی رویایی – اما این صحنه های شخصی آرام تر نیز صادقانه هستند و به گونه ای کابوس نیستند.

بازداشت در مفهوم بهتر از اجرا است. تعهد این داستان برای کشف ترور سفید و تأثیر آن بر جوانان تایوانی قابل تحسین است ، اما هیچ شخصیتی در اینجا وجود ندارد که بتواند چنین سنگینی بار را تحمل کند. ارواح و ارواح سرگرم کننده هستند ، اما در نهایت این تصور می شود که تمثیلی برای ظلم تایوانی است و با این وجود ، بازداشت شکست می خورد

آیا از دیدن هیجان زده اید بازداشت؟ یا ، اگر آن را دیده اید ، نظر شما در مورد آن چیست؟ در نظرات صدا کنید و به ما اطلاع دهید.


بازداشت را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

شیطان نامی دارد: کمی پرکار و کم فروشی

ادوارد جیمز اولموس بیش از 45 سال در این حرفه فعالیت داشته است و خود را به عنوان یکی از استعدادهای برتر نسل لاتین معرفی کرده است. از جانب Blade Runner به معاون میامی ، Battlestar Galactica به اخیر فرزندان هرج و مرج چرخش کردن ، مایاها، اولموس در نقش های مختلف مختلف رشد کرده است – هرکدام گرانش خود را به عنوان یک بازیگر ثابت می کنند. برای شیطان یک اسم دارد، او برای چهارمین بار روی صندلی کارگردان می نشیند ، شامل اپیزودهایی نیست که برای موارد دیگر کارگردانی کرده است Battlestar Galactica و معاون میامی.

زندگی یک کشاورز

براساس حوادث واقعی که در دره مرکزی کالیفرنیا رخ داده است ، شیطان یک اسم دارد هدف اصلی شرکت Big Oil برای ریختن زباله های سمی در آب در سراسر دره مرکزی است. این عمل نه تنها برای سلامتی ساکنان سرزمین – که می نوشیدند و آبی را که احتمالاً به تعداد زیادی از آلاینده ها آلوده بود – می نوشیدند و استحمام می کردند ، بسیار خطرناک است ، بلکه همچنین برای کشاورزانی که محصولات آنها قبل از تولید محصول پژمرده می شود و می میرند ، بسیار خطرناک است.

شیطان نامی دارد: کمی پرکار و کم فروشی
منبع: Momentum Pictures

دیوید استراتایرن در نقش یک چنین کشاورز ، فرد استرن ، بازی می کند. فرد در حالی از مرگ همسرش که اخیراً یک مدیر اجرایی جوان و شل و ول است (که توسط یک بازی انجام می شود) احساساتی ندارد هیلی جوئل اوسمنت، که به نظر می رسد با این نوع نقش ها جای خود را ایجاد می کند) ظاهر می شود و به او پول برای سرزمینش پیشنهاد می دهد. اشترن قصد خود را برای خرید یک قایق بادبانی و تحقق رویایی با همسرش برای رفتن به قایقرانی در اطراف خلیج مکزیک عنوان کرده است و بنابراین با پیشنهاد – مشکوک کم – وسوسه می شود. این تا زمانی است که او کشف می کند محصولاتش در نتیجه دامپینگ شرکت نفت در حال مردن است. استرن که متوجه شد او بازی شده است ، از رئیس کار خود سانتیاگو کمک می گیرد (اولموس) ، و یک وکیل آگاه اجتماعی (با بازی توسط مارتین شین) یک بار برای همیشه شرکت نفت را از بین ببرد.

روغن بزرگ

در کنار Big Oil ، جیجی را داریم (کیت بوسورث) ، که مصاحبه اش با مردان سایه بان شرکت پیشگام است آلفرد مولینا، چارچوب روایی را برای فراهم می کند شیطان یک اسم دارد. جیجی باید نتیجه نبرد دادگاه متعاقب آن را برای روسای خود توضیح دهد و بسیاری از آنچه ما می بینیم از نسخه خود از وقایع ناشی می شود. سرانجام ، جمع کردن سه نفر از افراد بد است پابلو شريبرشرور کارتونی بی نام و نشان ، کامل با کشش کثیف جنوبی و پوزخندی گنده خوار. او ظاهراً Big Big اصلی در اینجا است ، رشته ها را می کشد و تقریباً درمورد همه ، در کنار خودش یا نه ، خصومت می ورزد.

بهترین صحنه ها در اینجا صحنه هایی است که شامل آنها می شود استراتایرن، شین، و اولموس. آنها سه بازیگر سنگین وزن هستند ، استادان صنایع دستی خود ، که گفتگوها را با کاریزمای طبیعی انجام می دهند و یک خط را به عقب و جلو می کشند. هر سه در فرم عالی هستند و این صحنه ها احساس تنگی می کنند و گرانش مورد نیاز این فیلم را اضافه می کنند. متأسفانه در مورد افراد بد نمی توان همین حرف را زد. یکی تعجب می کند اگر بوسورث و شرایبر قبل از تولید فیلم شرط بندی کرد که چه کسی می تواند بیشترین صحنه را بجوید. اگر چنین بود هر دو تلاش خود را می کردند. بوسورثجیگی در اطراف موپ می کند و با بی اعتنایی به همه چیز خیره می شود ، در حالی که یک خط آراسته را مسخره می کند مانند “زمان آن بود”. حتی یک صحنه بیش از حد گسترده وجود دارد که او قهوه را روی فرش خود می ریزد و ، ظاهراً در میان خرابی ، چاقویی را بیرون می کشد و شروع به بریدن فرش می کند. همه چیز کمی از بالا به نظر می رسد و تهدید می کند که فیلم را به صورت مارپیچ به ملودرام بفرستد.

شیطان نامی دارد: کمی پرکار و کم فروشی
منبع: Momentum Pictures

شرایبرشخصیتش در واقع مسلماً بدتر هم نیست. او قاطعانه تصمیم می گیرد هر صحنه را با خستگی خود خفه کند ، اطمینان حاصل کند که احساس کمی بیش از یک ترکیب دو بعدی از یک بازی اسلایم کلیشه ای کلیشه ای را دارد. او نیز با گفتگوی سربی مانند “شما نمی دانید که چقدر قصد پرواز دارم” را دارد ، و “این فقط یک دادخواست نیست ، بلکه یک انقلاب” است ، و به عنوان یک بازیگر خوب شرایبر واقعاً است ، حتی او نمی تواند کاملاً آن را کنار بگذارد.

بیشتر صحنه های او و بوسورث چنین احساسی را داشته باشم ، که شرم آور است با توجه به اینکه هر دو چقدر با استعداد هستند اشاره ویژه ، نیز ، می رود به آلفرد مولینا؛ یک بازیگر باورنکردنی که در اینجا احساس می کند چیزی شبیه به یک جعل هویت فاگورن لگورن است که جملاتی از جمله “هیچ نمی خواهد پسر بچه یا کوچک دوشیزه-ساک-دیک خود را به خاطر خودزنی خود سرزنش کند” کاهش می یابد. برای همه اینها اولموس قادر به جمع آوری یک بازیگر فوق العاده با استعداد بود ، و آنها را با گفتگوهایی که ممکن است تولیدکنندگان کالج کمی غیرواقعی نشان دهند مانع می کند ، بیهوده به نظر می رسد.

انسجام روایی

در جای دیگر انسجام فیلم کمی خاموش است. نیمه اول فیلم با تصاویر سبکی از یک ماده شیمیایی سمی که از طریق منبع آب راه پیدا می کند ، پر شده است ، اما سپس این رشته بصری به طور کامل از وسط بریده می شود ، که احساس ناخوشایند می کند اولموس فقط علاقه به ایده را از دست داده و آن را رها کرده است. رفت و برگشت بین اشترن و شرکت نفتی که او با آن مبارزه می کند نیز گاهی اوقات کاملا گیج کننده است. جیگی توسط شرکت نفت برای اطمینان از پیروزی در نبرد دادگاه فرستاده شده است ، اما شرایبر همچنین توسط این شرکت فرستاده شده است تا در ظاهر با جیگی مخالفت کند و با پیشنهاد به اشترن که می تواند در واقع پول بیشتری از آنچه در ابتدا درخواست کرده بود بدتر کند. جدول زمانی وقایع فاقد پیشرانه داستانی است که آن را معلق نگه دارد و متأسفانه بسیاری از صحنه ها به دلیل آن مسطح می شوند.

شیطان نامی دارد: کمی پرکار و کم فروشی
منبع: Momentum Pictures

هیچ یک از اینها برای گفتن نیست شیطان یک اسم دارد فیلم بدی است با چنین بازیگران ، همیشه یک دلیل برای تماشا وجود دارد و همانطور که قبلا ذکر شد ، شین ، استریت هیرن ، و اولموس دلایل زیادی برای علاقه ماندن بیان کنید. اولموسشخصیت Santiago در دستان مختلف می توانست بسیار کمتر توسعه یافته باشد. در اینجا ، هر چند ، اولموس به او وسواس می دهد تا از طریق تلفن با او عکس بگیرد و یک ایده آلیسم سوسیالیستی / انقلابی که با دستور کار فیلم همراه است. چی اولموس در حال تلاش برای برجسته کردن شرایط فعلی محیط زیست در طول سال است ترامپ مدیریت. سیاست های واقعی که به شرکت ها اجازه می دهد زباله های شیمیایی را تخلیه کنند ، در معرض خطر قرار می گیرند و بیش از تعداد کمی از مردم خود را پیدا می کنند. بیش از هزینه ای که برای گرفتن آن انجام می شود ، پس ارزش آن را دارد). با این حال ، در مقایسه با فیلم های اخیر مانند آب تیره، یا حتی ارین بروکوویچ، به کی شیطان یک اسم دارد شبیه است ، کمی احساس دندان می شود و شاید بتواند در تلاش برای بیان یک داستان جدی احتیاطی ، خود را خیلی بهتر متعادل کند.

نتیجه

شیطان یک اسم دارد ارزش تماشای پیام و قدرت سه قهرمان برجسته آن را دارد. با بازیگرانی مثل استراتیرن ، شین ، و اولموس در راس صحنه های بسیار لذت بخشی وجود دارد که فقدان گفتگوی باورپذیر و بازیگری همی را که گاه گاهی به نمایش در می آید جبران می کند. اولموس یک بازیگر باورنکردنی را در اطراف خود جمع کرده است و به وضوح در مورد داستانی که می خواهد بگوید علاقه مند است. فقط شرم آور است که پیام در برخی از درام های ساختگی کمی گم می شود.

در دهه گذشته تعدادی فیلم آگاه از نظر محیط زیست ساخته شده است. مورد علاقه شما کدام است؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

The Devil Has Name در شانزدهم اکتبر در ایالات متحده آمریکا و نوزدهم اکتبر در انگلیس در Digital و VOD منتشر می شود.


سازمان دیده بان شیطان یک نام دارد

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

دور از هایپ: گربه ها

گاهی اوقات ، یک فیلم منتشر می شود و هیاهوی / جنجال پیرامون آن خیلی زیاد است که فیلم از زیر آن خارج شود. گاهی اوقات این بدان معناست که ما در سینما با انتظارات و تصوراتی از پیش تصور می کنیم که نمی توانیم فرار کنیم.

Away from the Hype یک سریال در حال انجام است که برخی از این فیلم ها را سالها دور از اکران اولیه خود بررسی می کند تا ببیند آیا بدون وجود همه شیشه های هیاهو ، انتظار و جنجال ، فیلم ها در واقع خوب هستند یا خیر.

گربه را در کیسه نگه دارید

وقتی اولین تریلر برای گربه ها افتاد ، آن مانا از آسمان بود که به صورت آنلاین بصورت آنلاین انجام می شود ، آن گروه بدبین و خلاق ترین افرادی که می توانند یک میم را در چند ثانیه شلاق بزنند و هر چیزی را به یک کمدی سورئال تبدیل کنند. با این حال ، ساخت آن به نوعی غیرممکن بود گربه ها سورئال تر از آنچه که در گذشته بود.

اینکه کسی فکر کرده بود این ایده خوبی است: اقتباسی از نمایش موزیکال ، گیج کننده بود گربه ها با بازیگرانی که در نقش گربه ها محدود شده اند و استعدادهای متنوعی از جمله آنها بازی می کنند Dame Judi Dench، Jason Derulo، Rebel Wilson، Jennifer Hudson، Taylor Swift، و ادریس البا. مثل اینکه کسی برای بردن شرط بندی آن را به زمین زده و همه چیز از کنترل خارج شده است.

دیدن آن تریلر باعث تعجب من شد که چگونه فیلم از پیش تولید گذشته است. مطمئناً وقتی آنها اولین آزمایش های CGI را انجام دادند و فهمیدند که چقدر این گربه های برهنه و بدون دستگاه تناسلی با چهره افراد مشهور که به نوعی روی سرشان معلق هستند چقدر امری ناپسند است ، کسی باید می گفت که آنها باید شاخه را بکشند . یا آن را کاملاً متحرک سازید و آنها را گربه های واقعی کنید تا مکروهات خدا.

دور از هایپ: گربه ها
منبع: تصاویر جهانی

وقتی فیلم اکران شد ، از آن صرف نظر کردم. بخش عمده ای از این امر به این دلیل بود که این فیلم در همان روز به طور غیر قابل توضیح اکران شد جنگ ستارگان: ظهور اسکای واکر، و همچنین به این دلیل که در اعماق وجودم می دانستم که برای قدردانی واقعی از آن ، لازم است که آن را دور از هیاهو ببینم.

گربه ها (2019)

لعنتی

انتظار نداشتم اینقدر از این متنفر باشم. من فکر کردم ، از تریلرها و واکنش های انتقادی دیگر ، این فیلم های خوب آن بسیار بد است اتاق یا ترول 2. آنچه انتظار نداشتم این حمله بی امان به حواس من بود.

در شانزده دقیقه از این زمان ، یادداشت های من می خوانند: این فیلم به من حمله می کند. این هیچگونه تعویض ، رحمت و داستانی برای من ایجاد نمی کند.

دو هفته است که آن را تماشا نکرده ام و سرانجام آنقدر آرام شده ام که با نوعی عقلانیت بنویسم. این دو هفته با دو چیز نقطه گذاری شد: آواز “حافظه” و پرسیدن جهنم چیست.

مسئله ژلیكل واقعاً در راس احساسات بد من نسبت به این فیلم است. دو آهنگ نفس کشیده تعریف می کنند که گربه ژلیکول چیست ، یکی در آغاز و دیگری در وسط. هر دو فقط لیست های بی انتهایی هستند که هیچ چیز را روشن نمی کنند. کلمه Jellicle در سرتاسر دنیا ارائه شده است ، گویی چیزی است که باید فوراً آن را درک کنیم ، اما اگر جهان سازی در داستان شما به اندازه کافی قوی باشد که بتواند مردم را از طریق سرنخ های زمینه ای یا توضیح مختصر درک کند ، بسیار خوب است. اما با گربه ها، آنها آهنگی را برای شما تعریف می كنند كه معنی ژلیكل را مشخص می كند و این به نظر می رسد كه ژلیكل واژه ای باشد كه گربه ها از آن برای گربه ها استفاده می كنند ، فقط برای اینكه آهنگ شروع به صحبت در مورد گربه های ژلیكل كند ، گویی كه ژلیكل به نوعی گربه اشاره دارد. با این حال ، شعر کاری جز توصیف گربه ها از نظر تاریخچه ، فرهنگ عامه و چیزهای عمومی گربه ندارد.

آیا می توانید با جارو به مکان های بسیار دور سوار شوید؟
با شمع ، با کتاب و با زنگ آشنا هستید؟
دوست ویتینگتون بودی؟ دستیار Pied Piper؟
آیا شما دانش آموخته بهشت ​​یا جهنم بوده اید؟

منظورت مثل خرخر است؟
آیا شما مانند سیاهگوش لاغر هستید؟
آیا اشتیاق دارید که وقتی بوی موش می گیرید دیده شوید؟
کجا هستید که فرعونها به ابوالهول سفارش می دهند؟
اگر بودی و هستی ، تو گربه ژله ای هستی

هیچ چیزی در این مورد باعث نمی شود که فکر کنم گربه ژله ای فقط یک گربه نیست. فقط یک گربه معمولی.

دور از هایپ: گربه ها
منبع: تصاویر جهانی

سپس فکر کردم ، شاید ژلیکل نام قبیله آنها باشد. فیلم با قهرمان چشم چشم ما که ویکتوریا به خیابان پرتاب می شود و توسط این گربه های ژله ای گرفته می شود ، آغاز می شود. آنها به این روش عجیب و فراموش نشدنی فراموش نشدنی که هر آهنگی در این فیلم ارائه می شود ، به جز “حافظه” ، که یک ضربه محکم است ، برای او آواز می خوانند.

این گربه ها که او را به داخل می کشند ، گربه های ژله ای هستند. دلیل آن این است که Jellicle ممکن است به معنای گربه های خیابانی باشد مانند وضعیت جت و کوسه ها ، و ما قصد داریم با سایر گروه های گربه ای که قصد حمله به ما را دارند با توصیف آنچه آنها را به یک نوع دیگر از گربه ها حمله می کند ، ملاقات کنیم.

من اشتباه میکردم. من فکر می کنم.

ببینید ، مسئله وقتی پیش می آید که طرح فیلم خودش را نشان می دهد. و من از کلمه plot به قدری سبک استفاده می کنم که اگر همین حالا روی مانیتور خود بیایید ، کلمه از بین می رود.

طرح این است که در طی یک توپ سالانه ، یکی از گربه های قدیمی یک گربه را انتخاب می کند تا به لایه Heaviside صعود کرده و دوباره متولد شود. برای اثبات ارزش خود برای این جایزه باید حدس بزنید که یک آهنگ بخوانید. مثل اینه که آمریکا بدست آورد استعداد اگر داوران برهما و آنوبیس بودند.

حالا ، اینجا جایی است که سرم شروع به درد می کند. این توپ Jellicle Ball نامیده می شود ، که در طول Jellicle Moon اتفاق می افتد و انتخاب گربه خوش شانس برای مرگ و رفتن به بهشت ​​به عنوان Jellicle Choice شناخته می شود. تا اینجای کار ، ژلیکول

با این حال ، نیمه اول فیلم معرفی ویکتوریا به رقبای Jellicle Ball است که همه آنها گربه Jellicle نیستند. آنها گربه خیابان خیابان جیمز ، گربه گومبی ، گربه پر زرق و برق ، گربه قطار ، گربه تئاتر و گربه مرموز هستند.

و این دوباره من را به مسئله اصلی بازمی گرداند. کلمه Jellicle در این فیلم 128 بار گفته و خوانده شده است و در هیچ مقطعی صد در صد معنی آن مشخص نیست.

اگر می خواهید گربه ها را Jellicle Cats بنامید ، Ball ، Moon و Choice را چیز دیگری صدا کنید. به نظر می رسد که آنها در ادامه فیلم از بین بردن نام های عجیب و غریب از الاغ خود مشکلی ندارند. فیلمی با شخصیت هایی چون بوستوفر جونز ، آقای میستوفلیز ، مونکوستراپ و جنیانیدوتس ثابت کرده است که واژگان لازم را برای جلوگیری از نامیدن همه چیز به اسم Jellicle دارد.

دور از هایپ: گربه ها
منبع: تصاویر جهانی

این از یک مشکل عظیم در این فیلم صحبت می کند ، که بسیار ناامید کننده است. با نادیده گرفتن بمباران کلمه Jellicle ، این فیلم موزیکالی متشکل از آهنگ های کاملا فراموش نشدنی است. صدای همه آنها یکسان است زیرا اکثریت آنها همان کار را انجام می دهند: معرفی یک شخصیت.

طبق صفحه ویکی پدیا ، 20 آهنگ در این فیلم وجود دارد. ده نفر از آنها در حال معرفی شخصیت ها یا توصیف آنها هستند. آنها الگوهای خاصی را دنبال می کنند به این دلیل که شخصیتی دارند به نام خودشان نامگذاری می شوند و سپس آنها را توصیف می کنند که چه کسانی هستند و چه کاری انجام می دهند. و این تمام است. این مانند رفتن به یک کارکرد شرکتی است ، و رئیس شما را مجبور می کند یک یخ شکن را در جایی که ایستاده اید ، خود را معرفی کنید و یک واقعیت جالب راجع به زندگی خود به اشتراک بگذارید. فقط این در آهنگ است و این آهنگ توسط مردم گربه CGI’d عجیب و غریب در میان خوانده می شود ، در یک مورد ، دسته ای از بدترین سوسک های CGI که ​​تاکنون در فیلم قرار گرفته اند.

به غیر از “حافظه” ، هیچ یک از آهنگ های دیگر در هنگام تماشا هیچ اثری از شما باقی نمی گذارد. آنها خیلی کسل کننده و بی امان هستند. آنها در بعضی موارد به شما حمله می کنند یا در موارد دیگر فقط خسته کننده هستند.

و کل چیز بی معنی احساس می شود. من به هیچ یک از شخصیت ها اهمیتی نمی دادم ، و بلافاصله مشخص شد که چه کسی از زمان ظاهر شدن یک شخصیت خاص بر روی صفحه ، Jellicle Choice را دریافت می کند. هیچ خطری وجود ندارد ، هیچ تنش و تعلیقی وجود ندارد. شوخ طبعی بیشتر توسط دو شخصیت ارائه می شود که هر کدام دارای یک ویژگی شخصیت شوخی هستند ، جیمز کوردن شخصیت چاق است ، یاغی ویلسون ناشیانه است

شخصیت اصلی ، ویکتوریا ، توسط یک رقصنده به عنوان ابتکار چشمی بشقاب بازی می کند فرانچسکا هایوارد به او کاری داده نشده است به جز اینکه از همه چیز متحیر باشد و در طی دو سکانس که شخصیت ها آواز و رقص را متوقف می کنند ، برقصد. این نوعی آهنگ از آهنگ ها است ، اما به شکلی است که شکستن دست باعث می شود ذهن شما از پای شکسته شما خارج شود. بر روی صحنه ، این سکانس های باله فرض بر این است که فوق العاده هستند اما توسط هیولاهای CGI اجرا می شوند و مانند گریه آنها را ویرایش می کنند و در وسط اکشن می نشینند مانند این که فیلم دچار مشکل شده و باید دوباره تنظیم شود.

دور از هایپ: گربه ها
منبع: تصاویر جهانی

از نظر مثبت بازیگران جذاب هستند. بازیگران با جذابیت و استعداد طبیعی حتی در پشت تمام افتضاح های CGI به خصوص درخشش پیدا می کنند تیلور سویفت ، جنیفر هادسون ، ادریس البا ، جیسون درولو ، و جودی دنچ. برخی لهجه های وحشتناک کوکنی را درولو و سریع خوب است که به پس زمینه های ویدیوی موسیقی آنها ضربه بزنید تا صحنه های آنها به نوعی کار کند ، آهنگ های فراموش نشدنی را کنار بگذارید. اینها نوازندگانی هستند که می توانند همزمان حرکت کنند و آواز بخوانند ، بنابراین باعث می شوند که این کار عملی شود. آنها باعث تعجب من می شوند که اگر آنها به جای افراد با استعدادی که احتمالاً فکر می کردند ، بازیگران را با مجریان مشابه پر می کردند ، این وضعیت چگونه خواهد بود تام هوپر حداقل برای نامزدی اسکار بر اساس کارنامه قبلی او خوب بود.

“حافظه” هنوز یک هشدار است و جنیفر هادسون وقتی این کار را انجام می دهد همه چیز را به او می دهد حتی اگر در زمان رسیدن به لحظه بزرگ خود ظروف نقره را روی تایتانیک جلا دهد.

من 11 صفحه یادداشت برای این فیلم نوشتم ، و به سختی سطح آنها را برای این قطعه ترک کردم ، بنابراین من قصد دارم برخی از مشاهدات را که احساس می کنم لازم است بیان کنم.

ناهماهنگی عجیبی در نحوه حرکت شخصیت ها در این فیلم وجود دارد. برخی به صورت عادی حرکت می کنند ، دیگران مانند رقصنده و برخی دیگر مانند گربه حرکت می کنند. بنابراین شما باید جیمز کوردن فقط در حال قدم زدن در اطراف ، رقصندگان با تمام بدن خود حرکت می کنند ، و سپس برخی از لوازم اضافی در اطراف زمین می خزند.

لباسی که گربه ها می پوشند عجیب است زیرا بعضی از آنها به طرز باورنکردنی ناراحت کننده ای برهنه هستند ، برخی کفش های ورزشی به اندازه گربه می پوشند ، برخی لباس هایی با قطعات بزرگ دارند مانند دکمه های غول پیکر روی کت که در غیر این صورت متناسب با گربه است شورشی ویلسون در یک نقطه پوست خود را باز می کند تا لباس زیر را نشان دهد. در واقع ، در دو مرحله همان کاری که ابتدا در طول یک آهنگ و رقص انجام می شود ، و سپس دوباره در صحنه دیگری اتفاق می افتد تا او بتواند از شرور فرار کند. ظاهراً ، این فقط کاری است که این نوع گربه ها می توانند انجام دهند و نه فقط یک ویژگی که در صحنه های خارق العاده موسیقی وجود دارد.

دور از هایپ: گربه ها
منبع: تصاویر جهانی

و این همان حدی است که می توانم در مورد آن بنویسم گربه ها.

افکار نهایی – گربه ها

نیچه گفت که وقتی به ورطه خیره می شوی ، توجه داشته باش که گاهی ورطه به عقب خیره می شود. این فیلم پرتگاه است و وقتی گربه ها مستقیماً در دوربین آواز می خوانند ، قطعاً احساس می شود که پرتگاه به عقب خیره شده است.

مخصوصاً با پایان دادن. بعد از اینکه شرور شکست خورد و برنده Jellicle Choice در لوستر پرتاب برای مرگ فرستاده شد ، جودی دنچ همانطور که Old Deuteronomy به دوربین تبدیل می شود و آهنگ بسیار طولانی را در مورد چگونگی خطاب شما به مخاطب ، به مخاطب می پردازد.

این آهنگ با مکث های طولانی بین بیت ها ادامه دارد و ادامه می یابد ، و وقتی احساس می شود مثل آهسته شدن آستین پاورز به پایان رسیده است ، دوباره شروع می شود.

این کاملاً حاوی افتضاح این فیلم است ، فیلمی که سزاوار هر نوع انتقادی است و به دور از هیاهوی تبلیغاتی ، هنوز وحشتناک است تا حدی که احساس می کند به خاطر تماشای آن مجازات می شوید. آهنگ آخر در این فیلم شخصیتی است که اساساً به شما می گوید که در آهنگی که با گربه ها درست صحبت نکرده اید ، هیچ ارتباطی با چیز دیگری که ما تازه دیده ایم ندارد و چیزی به ما نمی دهد.

به دور از هیاهوی زیاد ، این فیلم یک تجربه گروتسک است که باید دید باید باور کرد ، اما درعین حال ، من با وجدان خوب نمی توانم به کسی توصیه کنم که آن را همیشه تماشا کند.

اغلب اوقات نیست که من یک فیلم را با بلند گفتن “Fuck off!” به پایان می رسانم اما با این فیلم ، با خط نهایی خود توانست مرا از لبه بالا ببرد.

فیلم پس از دو ساعت تعجب درباره اینکه گربه ژله ای چیست ، با این خط گفتگو به پایان می رسد: “من واقعاً معتقدم شما گربه ژله ای هستید … گربه دللیک”.

با عصبانیت خودم آماده بودم که گوگل dellicle چیست و بعد فهمیدم که مانند اکثر موارد این فیلم وحشتناک پاسخی نمی گیرم و حتی اگر هم جواب می دهم کمکی نمی کند .

آیا گربه ها را دیده اید؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


گربه ها را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

زیبایی ابدی: سالی هاوکینز دوباره این کار را می کند

“اگر چیزی به نام شادی وجود نداشته باشد ، فقط لحظات افسردگی نیست؟” بنابراین از قهرمان اسکیزوفرنیک می پرسد زیبایی ابدی، ویژگی سال دوم کارگردانی بازیگر ولزی کریگ رابرتز پرتره ای خنده دار و تاریک از رنج و خلسه بیماری روانی ، با جنبه ای دلچسب از اختلال عملکرد خانوادگی ، این فیلم با حسن نیت ارائه می دهد از برخی داستان پردازی های تصویری مبتکرانه و در عین حال اجرای تحول آمیز دیگری از سالی هاوکینز، مادر ملکه توپ های عجیب دوست داشتنی در همه جا.

مسائل خانوادگی

جین (به عنوان یک زن جوان) مرفید کلارک در فلش بک و هاوکینز در بزرگسالی) در روز عروسی خود در محراب رها می شوند – اگرچه یکی مطمئن نیست که آیا مرد مورد نظر در وهله اول وجود داشته است یا فقط یکی از صداهایی است که جین گاهاً در سر او می شنود. در بزرگسالی ، اسکیزوفرنی جین خود را به طرق مختلف نشان می دهد که کاملاً عجیب و غریب است و گاهی اوقات برای دیگران در اطراف او آزار دهنده است – در کریسمس ، او برای خودش هدیه ای برای خانواده اش می خرد تا به او بدهد و سپس رسیدهای بازپرداختش را به آنها می دهد – اما به نظر می رسد این همه جین خودش را آزار می دهد.

خانواده جین ، از جمله مادر سوus استفاده کننده عاطفی ویویان (پنه لوپه ویلتون) و خواهرانش آلیس (آلیس لاو) و نیکولا (بیلی پایپر) ، همه روشهای مختلفی برای برخورد با رفتار جین دارند. آلیس بیش از حد از یک خطا محافظت می کند ، نیکولا در تشخیص خود وسواس دارد تا بتواند از مزایای سلامتی برخوردار شود و ویویان او را در مورد ظاهر ، مسطح بودن و هر چیز دیگری که باعث شود وی ویان نسبت به زندگی خود احساس بهتری داشته باشد ، آزار می دهد. . و در حالی که اقدامات جین گاهی اوقات از مرزهای بی ضرر و خطرناک خطرناک عبور می کند – او ظاهراً در تلاش برای ربودن پسر آلیس ، برادرزاده اش وسواس دارد و حتی به او می گوید که او در واقع بچه او است – در بیشتر موارد ، او از دولت خود راضی است از بودن. صداهایی که در سرش می شنود او را از تنهایی باز می دارد و آگاهی وی از متفاوت بودن به معنای فقدان خودآگاهی به روشی است که تقریباً قابل حسادت است.

زیبایی ابدی: سالی هاوکینز دوباره این کار را می کند
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

زندگی جین با ملاقات با مایک تغییر می کند (دیوید تویس) یک نوازنده دو قطبی که او را از همان کودکی در اتاق انتظار پزشک می شناسد و به طرز بزرگی به سراغش می آید. در زمان رکورد ، جین از طرد او ، به قرار ملاقات با او ، به چنان عاشق شدن با او تبدیل می شود که پیشنهاد ناگهانی او برای ازدواج را قبول می کند ، که باعث ناراحتی خانواده اش می شود. جین معتقد است که آنها فقط باید بهترین چیزها را برای او بخواهند و اگر او خوشحال باشد خوشحال باشند. آنها نگرانند که شروع یک رابطه عاشقانه گردباد با فرد دیگری که دارای بیماری روانی است بیش از فایده آسیب برساند.

دیدنی سالی

زیبایی ابدی تلاش می کند تا به ما یادآوری کند که آنچه برخی به عنوان یک نقطه ضعف می دانند ، توسط دیگران به عنوان یک نقطه قوت قابل مشاهده است. جین به خود می بالد که ترجیح می دهد خودش باشد تا اینکه مانند آلیس باشد ، خواهر عادی او با یک فرزند و همسری که آلیس حاضر به اعتراف نیست با وجود اطمینان مکرر جین از او خیانت می کند. در واقع ، روش متفاوت جین برای دیدن همه چیز او را قادر می سازد تا بسیاری از اطرافیان خود را با بصیرت دقیق تری نسبت به خودشان ببیند و اطمینان می دهد که او هیچ گونه ایرادی در گفتن این موضوع به آنها ندارد.

زیبایی ابدی: سالی هاوکینز دوباره این کار را می کند
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

همانطور که گفته شد ، پیام اسکیزوفرنیا به عنوان ابرقدرت فیلم هر زمان که برادرزاده جین درگیر شود ، کمی تلنگر می شود. بازی های فکری که با او بازی می کند و موقعیت های خطرناکی که او را به وجود می آورد ، از جمله زخمی کردن او هنگام کوتاه آمدن در حالی که او در ماشینش نشسته و سپس تلاش برای پوشاندن آن با دروغ ، استدلال های معتبری ارائه می دهد که جین باید به مصرف داروهای خود ادامه دهد. با این وجود ، دیدن اینکه بیماری روانی در صفحه نمایش به عنوان چیزی که لزوماً نباید “معالجه شود” به تصویر کشیده می شود ، طراوت آور است ، بلکه چیزی است که خود شخص را می سازد … چیزی که نباید با آن مورد تحقیر و ترحم ، بلکه با همدلی و شوخ طبعی رفتار شود. مورد دوم به ویژه در بسیار قوی است زیبایی ابدی، فیلمی که ما را به خندیدن با جین ترغیب می کند اما هرگز به او خنده نداریم و خنده دارترین آن را در دردناک ترین و ناجورترین تعاملات انسانی پیدا می کند.

از بازی های نامزد اسکار او در خوشحال-برو-خوش شانس و شکل آب به نوبه خود به همان اندازه درخشان اما کمتر اعلام شده است مودی و ساخت داگنهام، سالی هاوکینز در حال حاضر خود را به عنوان یکی از با استعدادترین مجریان نسل خود ، با توانایی منحصر به فرد در بالا بردن هر نقشی از صرفاً دمدمی مزاجی به یک شخصیت پیچیده ، تقویت کرده است. فیلمبرداری او شخصیت هایی را خارج از حاشیه جامعه به اصطلاح محترم پذیرفته و به ما نشان می دهد که آنها لیاقت عشق و احترام ما را دارند ، نه تمسخر ما را. کار او در زیبایی ابدی به طور دقیق در این کار متناسب است و در عین حال برای او یک نقطه اوج جدید احساس می شود ، که یک اتفاق کوچک نیست. این کمک می کند تا او توسط یک بازیگر حامی احاطه شود که به همان اندازه در چالش است ، به ویژه ثولیس به عنوان مردی که ممکن است بسته به مکانی که در اتاق قرار دارید خبر خوب یا بدی باشد.

زیبایی ابدی: سالی هاوکینز دوباره این کار را می کند
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

رابرتز دنیای منحصر به فرد جین – چه در داخل و چه در خارج از سر او – را با استفاده جسورانه از رنگ ارائه می دهد. جین قبل از اینکه در محراب رها شود ، با لباس آبی پررنگ و جسمی که باعث می شود احساس یک شاهزاده خانم کند ، وارد مسابقات زیبایی شد ، هرچند که ناشی از بی قراری اجتماعی او باعث می شد هرگز برنده هیچ یک از آنها نشود. پس از آن ، او زندگی خود را بیشتر با لباس سفید شسته ، یادآور لباس عروسی که در آن روز سرنوشت ساز پوشیده بود ، ادامه می دهد ، در حالی که خواهران او با قرمزهای پررنگ (آلیس) و سبزها (نیکولا) در ارتباط هستند. هنگامی که جین به خوبی انجام می شود و احساس می کند که زندگی خود را کنترل می کند ، آبی های روشن شروع به بازگشت به زندگی او می کنند ، این نشانه این است که او حتی در مواجهه با اختلال در کار مداوم خانواده ، برخی از شدت جوانی خود را بازیابی می کند. علاوه بر این ، استفاده خلاقانه از قصه گویی بصری ، از جمله اجازه دادن به جین برای دیدن سوراخ دیواره در گذشته و آشکار کردن یخچال با اندام های بریده شده پس از اینکه جین همه افراد در یک مهمانی خانوادگی را به آدم خواری متهم کرد ، به زنده بودن تخیل جین کمک می کند.

نتیجه

در حالی که خط داستانی و پیام در سراسر صفحه ثابت نیست ، زیبایی ابدی با این حال یک فیلم لذت بخش با نیت های تحسین برانگیز است ، که با کار حساس و برجسته ساخته شده است هاوکینز و بازیگران پشتیبان او.

شما چی فکر میکنید؟ به نظر شما کدام یک از بهترین تصاویر بیماری روانی در صفحه است؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

زیبایی ابدی از جمعه ، 2 اکتبر در سینماهای منتخب و بر اساس تقاضا در ایالات متحده و انگلیس در دسترس است. شما می توانید تاریخ اکران بین المللی بیشتری را در اینجا پیدا کنید.


زیبایی ابدی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ کشنده ساخته است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن یا نوشتن درباره فیلم ، معمولاً می توان او را در توییتر با وسواس در مورد فوتبال دید.

یکبار پس از رودخانه: اولین حضور به اندازه جریان های تاریک آن

وقتی مرکز ثقل شما به شدت جابجا می شود چه کاری انجام می دهید که نمی توانید کمک کنید اما دور شوید. وقتی مادرتان شما را ترک می کند ، عموی شما به شما تجاوز می کند و پدر شما می میرد زیرا شما می خواهید انتقام خود را بگیرید ، چه کاری انجام می دهید؟ مانند هارولا رزرا اولین کارگردانی طولانی Once Upon A River به ما نشان می دهد ، شما آنچه می توانید انجام می دهید.

برای مارگو کرین 15 ساله ، یک دختر بومی آمریکایی که در روستای میشیگان 1977 زندگی می کند ، این بدان معنی است که قایق پارویی که پدربزرگش او را ترک کرده و به سمت پایین رودخانه حرکت می کند تا مادری را که او را رها کرده است پیدا کند و ، در جهانی که هیچ مشکلی در فرو ریختن جای یک دختر نوجوان نمی بیند.

Once Upon A River فیلمی است که یک داستان ساده از روی سن را می گیرد ، با اشاره ای به مارک تواینادیسه های زیبا ، و سپس آن را پیچ و تاب می کند و به چیزی وحشیانه و پوششی تبدیل می کند. تبدیل شدن به چیزی شبیه به یک داستان که بسیاری از زنان می توانند قلباً آن را بخوانند.

مثل 2011 بانی جو کمپبل رمانی به همین نام ، Once Upon A River مارگو را دنبال می کند (کنادی دلا سرنا، در اولین بازیگری) ، دختری ساکت و آرام که در کارهای ساده مانند اسلحه شکاری ، زندگی نامه فرسوده آنی اوکلی و رودخانه گل آلود استارک که در آن شکار ، شنا می کند و عزیمت مادرش ، یک زن که یاد می گیریم تحمل “بوی بد رودخانه” را نداریم. این فیلم در اوایل کار خود مشخص می کند که با هر چیز خوبی که مارگو به آن می چسبد ، چیزی به عقب و ضربه زننده به آن پیوسته است. نشان می دهد حتی اگر ابزار زنده ماندن داشته باشید ، به ندرت یکی از افراد کنترل کننده هستید. مارگو دختری بسیار توانمند و مطمئن به نفس است ، اما رودخانه ای که او دوست دارد تا حدی توسط کارخانه ای که برادر ناتنی سفید پدرش ، کال موری ، آلوده است (کابورن گاس) دویدن. عمویش کال او را به خاطر مهارت تیراندازی تیز ستایش می کند ، اما در نهایت او را آرزو می کند که بخواهد با او رابطه برقرار کند. سپس او با استفاده از مهارت های خود انتقام عموی خود را با شلیک به آلت تناسلی مرد ، اما پدر محبوبش برنارد (تاتانکا یعنی) سرزنش می شود و در نهایت توسط پسر عموی خود بیلی کشته می شود (سام استرالی) اینها زنجیره ای غم انگیز از حوادث است که او را در جستجوی مادر بیگانه اش پایین رودخانه قرار می دهد.

قدرت و کنترل

برخی از مضامین اصلی که در طول فیلم بازی می شوند ، مفاهیم قدرت و آزادی هستند و این احساس خطر آویزان است که زنان نمی توانند کمک کنند اما با آن سازگار نیستند. مارگو در حالی که در مهارتهای زنده ماندن از قدرت واقعی برخوردار است ، هنوز هم بسیار در رحمت محیط خود است. برای بخش خوبی از فیلم ، تنها آرامش و آرامش صحنه های انفرادی مارگو در هنگام ماهیگیری ، شکار و پوست خرگوش است. هر بار که شخص جدیدی وارد پناهگاه کنار رودخانه خود می شود ، نمی توان احساس کرد که هکرها بالا می روند زیرا هر شخصی که در سفر خود ملاقات می کند یک مرد عجیب است.

یکبار پس از رودخانه: اولین حضور به اندازه جریان های تاریک آن
منبع: فیلم جنبش

این فیلم در ایجاد احساس اضطراب در بیننده بسیار م womenثر است و بسیاری از زنانی که خود را تنها می یابند نمی توانند آن را احساس کنند و وقتی مارگو آنچه را که می تواند انجام دهد ، مانند درخواست کمک از یک مرد مسن ، وحشت آشنایی را ایجاد می کند (دومینیک بوگارت) که قبلاً از جذابیت نامناسب خود نسبت به خود خجالتی نبوده است (“من فقط از دختران سیر نمی شوم که صحبت نمی کنند.”) یا اینکه برای دفاع از خود هنگامی که پسر عمویش بیلی (که در مورد او نیز اظهار نظرهای جنسی کرده بود) ) در پایان سرقت قایق خود را.

این اضطراب ها در طول فیلم معلق است ، حتی وقتی مارگو در ادیسه اش با مردان شایسته ای روبرو می شود. اولین آنها Will است (جوانواک کاپاشسیت) ، یک جوان چروکی در مسافرت از اوکلاهما که مارگو دوست دارد. او با احترام و احترام به او پیشنهاد می کند سواری او را بدهد تا مجبور نباشد که از اتومبیلرانی استفاده کند. به نظر می رسد نوع دوستی وی ناشی از تمایل به کمک به یک هموطن آمریکایی بومی است اما طولی نمی کشد که اجازه می دهد جذابیتش برای وی شناخته شود. در طی چند روز ، آنها با هم اردو می زنند ، یک سفر آرام با مواد مخدر می گذرانند و در نهایت با هم می خوابند. اگرچه به ما صریحاً گفته نشده است که سن او چیست ، او حداقل به پایان تحصیل در دانشگاه نزدیک است و می داند که او هنوز یک نوجوان است ، بنابراین هرگونه انتخاب او را با این واقعیت پیچیده می کند که او به عنوان یک بزرگسال بر او قدرت دارد. وقتی او بدون خداحافظی آنجا را ترک می کند آنها از هم جدا می شوند و او اسکناس 20 دلاری و یادداشتی پیدا می کند که می گوید: “به مدرسه برگرد :)”

به هر حال آزادی چیست؟

دومین مرد شایسته ای که مارگو ملاقات می کند این است دود (جان اشتون) ، پیرمرد سفیدپوست مبتلا به آمفیزم که خشن ، خشن اما بسیار مهربان نیز هست. ملاقات ناز آنها Margo است که به او کمک می کند از زیر چرخ دستی بیرون بیاید و به او مکانی برای دوش گرفتن ارائه می دهد. سپس او به همبازی قدیمی وی ، Fishbone () معرفی می شودKen E. Head) ، و پیشنهاد می دهد که برای اسموک غذا درست کند و تمیز کند و در ازای دریافت پول برای ماهی ماهی استخوان تهیه کند ، فقط کافی است که به مادرش برسد. اسموک می گوید که او می تواند بماند ، اما او می خواهد وقتی زمان مناسب است یک گلوله در سرش بگذارد.

یکبار بعد از رودخانه: اولین نمایش به اندازه جریان های تاریک
منبع: فیلم جنبش

دود او را زیر بال خود می گیرد و در یک زمان شکایت می کند که “دیگر آزادی در این کشور وجود ندارد” و او ناراحت است که افرادی را که در مورد پوشیدن مخزن اکسیژن و وضعیت خانه اش او را آزار می دهند – او فقط نمی تواند آن را تحمل کند ! همانطور که او ادامه می دهد و به مارگو یادآوری می کند که می خواهد او را بکشد و سرانجام او به روی او و مخاطبان باز می شود. مارگو با ظریف ترین اشك به او می گوید كه قبلاً به شخصی شلیك كرده است و در نهایت از اینكه از مرگ پدرش منجر شده پشیمان می شود.

دلا سرنا با زیر پا گذاشتن زیر متن مکالمه آنها در صحنه بسیار عالی کار می کند: او و داشتن رابطه جنسی با مردی که گمان می کند ممکن است او را آغشته کرده باشد. هر انتخابی که انجام داده است باعث تغییر در کل جهانش شده است و او باید زمینه محکم پیدا کند – دود از او می خواهد که او را بکشد آنچه مورد نیاز او نیست. مارگو به مادرش یا حداقل شباهتی به خانه و خانواده اش احتیاج دارد.

نتیجه

در فیلم هایی که جستجوهای مشابهی را برای مادران بیگانه دنبال می کنند ، Idaho خصوصی خودم (1991) یا چهارراه (2002) ، معمولاً یک سفر طولانی وجود دارد که با قهرمان اصلی به پایان می رسد یا هرگز مادر خود را پیدا نمی کند یا او را پیدا می کند و دوباره دوباره طرد می شود. در مورد مارگو ، او مادرش ، لوان (لیندسی پالسیفر) ، در یک زندگی شاد ، تمیز و حومه ای زندگی می کند که نامزدش (که در سفر نیست) تصوری از داشتن یک دختر نوجوان غایب ندارد.

یکبار پس از رودخانه: اولین حضور به اندازه جریان های تاریک آن
منبع: فیلم جنبش

تجدید دیدار آنها در مقایسه با بقیه فیلم کاملاً متضاد است زیرا لوان به معنای واقعی کلمه تنها زنی است که مارگو با او ارتباط برقرار می کند و احساس دلسردی به جای می گذارد. علی رغم مهمان نوازی و آرامش لوان ، این فیلم خانه بدون لک و موهای بور براق لوان را با کمد لباس زنده ماندن مارگو و موهای سیاه که از طرف پدرش به ارث برده است کنار هم قرار می دهد – نشان داده شده است که مارگو متعلق به لوان نیست.

در نهایت ، مارگو ترجیح می دهد مادرش را ترک کند و به اسموک و فیش بون بازگردد. او آنچه را که به دنبالش بود پیدا کرده بود اما در پایان لازم بود که مسیر غیرمتعارف خود را پیمود. در هر فیلم دیگری ، این شاید تعظیم خوبی برای جمع بندی داستان باشد تا به مارگو و بیننده نوعی آزاد شود ، اما هیچ کاتارسیس در این فیلم وجود ندارد. فقط لحظات کوچک لذت و تراژدی به دنبال لحظات اندک اندک ، و سپس شما حرکت می کنید.

راستش ، آیا زندگی فقط همین نیست؟ شما عاشق رودخانه هستید اما رودخانه آلوده است. شما مادرتان را دوست دارید ، اما او شما را نمی خواهد. مادر خود را پیدا می کنید ، اما او را نمی خواهید. شما از دوست خود مراقبت می کنید ، اما او می خواهد با شرایط خودش بمیرد. در پایان این فیلم نشانه کوچکی از امید و خوشبختی به جا می گذارد ، اما سفر به آنجا ، مانند زندگی و درست مثل رودخانه ، گل آلود و پیچیده است.

چه فکری کردی Once Upon A River؟ آیا با نویسنده موافقید؟ لطفاً در توضیحات زیر به ما اطلاع دهید!

https://www.youtube.com/watch؟v=K8eGExAATCU


Once Upon A River را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و سایر موارد

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

گزارش NYFF 2020 1: لبخند سوسیالیستی او ، فاونا ، برتیزل من مکزیک ، آخرین شهر ، لابی و سکوت گوسر

تجربه مجازی امسال در جشنواره های فیلم موافقان و مخالفان زیادی را به همراه دارد ، اما صادقانه بگویم ، من خوشحالم که علی رغم تعطیل شدن سالن های نمایش فیلم های عالی را می بینم. جشنواره فیلم نیویورک امسال با یک انفجار آغاز شد و کلی فیلم را به نمایش گذاشت که واقعاً فرم را تجربه کرده و مرزهای ساخت فیلم های مستند ، داستانی و تجربی را تار کرده است. همچنین تمرکز بیشتری بر روی سینمای سیاسی ، نژادی و طبقاتی است که قدرت آنچه را که این رسانه هنری می تواند انجام دهد برای برقراری ارتباط بصری با دیدگاه های جهانی فیلمسازان خود به نمایش می گذارد. این اولین تابلو فیلمها بیشتر مربوط به بخش جریانات است و از فیلمسازان جدیدتر یا حاشیه ای است که خارج از صنایع اصلی کار می کنند و به همین ترتیب ، تمایل دارند که از مرزهای پیش فرض ما در مورد اینکه سینما چیست و آنچه که می تواند خارج شوند. انجام دادن.

او سوسییک لیست لبخند (جان جیانویتو)

گزارش NYFF 2020 1: لبخند سوسیالیستی او ، فاونا ، برتزل من ، آخرین شهر ، لابی و سکوت گوسر
لبخند سوسیالیستی او (2020) – منبع: جشنواره فیلم نیویورک

در سینمای سیاسی ، این سوال همیشه در انتها مطرح می شود – “حالا چه؟” – که قصد دارد ایده ها و تئوری های فیلم را به کنشی ملموس در شرایط بهتر مادی برساند. روند کلی تماشای سینمای سیاسی هنوز هم باعث حواس پرتی و نوعی سرگرمی است که از منابع ، پول استفاده می کند و غالباً استدلالهای بسیار آبکده ای را برای رویدادهای اجتماعی و سیاسی جاری ارائه می دهد. لبخند سوسیالیست او کاملاً برعکس عمل می کند این اضافی ، ساده ، به سختی سینمایی است و ممکن است اولین فیلمی باشد که من دیده ام و فعالانه سعی کرده تا من آن را خاموش کنم و با پیام خود ، که در قالب نقل قول های هلن کلر در قالب متن متن ارائه شده است ، کار پرباری انجام دهم. سوسیالیسم و ​​حقوق کار این کار با صدای متمایز کلر فوق العاده قدرتمند شروع می شود – اگر یک صدای معجزه وجود داشته باشد – از همان ابتدا مخاطب را مجبور می کند تصور کند در کنسرت ها و سالن های سخنرانی استفاده می شود تا امید به آینده ای روشن تر از نظر اجتماعی و اقتصادی را ابراز کند.

بقیه مستند شامل یک راوی است که سفر کلر به عنوان یک سوسیالیست به سیاست را همراه با تصاویر صمیمی از طبیعت و محیط خانه ای که در آن بزرگ شده است به همراه معلمش آن سو سالیوان بازگو می کند. کلمات کلر در یک پاراگراف بزرگ به صورت یکپارچه از دستورات شخصی تایپ شده روی یک پس زمینه سیاه ارائه می شوند. تقابل بین این عناصر – بصری ، شنیداری و دانش – مشخصه اعتقادپذیر کلر به همدلی انسان با مستضعفین و فقرا است. اینکه حتی کسی که از بدو تولد هرگز فقر و بدبختی را با حواس خود ندیده و نشنیده است و می تواند ارزش پایه کار انسان و ارزش ذاتی افراد را درک کند تا بتوانند به طور عادلانه زندگی کنند ، به ما پیشنهاد می کند که هیچ بهانه ای نداریم.

خواندن صحبت های کلر – و بسیاری از آنها وجود دارد – نکته برجسته این مستند است ، که برای یک کار سینمایی عجیب به نظر می رسد ، اما کارگردان جان جیانویتو اهداف او را با این نشان می دهد. وی در مصاحبه با کالج امرسون گفت ، “تنها دلیل ساخت فیلم دیگر این است که به خودم و دیگران یادآوری کنم که چیزهای بسیار مهمتر از فیلم وجود دارد”. عمدی که جیانویتو این سخنرانی ها را در زمان اجرای فیلم ارائه می دهد و ما را ترغیب می کند که بیشتر بخوانیم و جستجو کنیم. متوجه شدم که پس از پایان فیلم ، نام کتابها و فیلسوفان سیاسی را یادداشت می کنم. در دفاع از دانش بی وقفه هلن کلر ، لبخند سوسیالیست او با موفقیت ما را به چالش می کشد تا همان کار را انجام دهیم.

جانوران (نیکولاس پردا)

گزارش NYFF 2020 1: لبخند سوسیالیستی او ، فاونا ، برتزل من ، آخرین شهر ، لابی و سکوت گوسر
Fauna (2020) – منبع: جشنواره فیلم نیویورک

اولین فیلم داستانی که در NYFF 2020 دیدم ، نیکولاس پردارا جانوران، یک مورد ناامید کننده بود. این یک نمایشنامه با ساختار داستان دارد که در آن فیلم به دو قسمت تقسیم شده است ، یکی در داخل قسمت دیگر ، جایی که همان بازیگران شخصیت های مختلف را در دو داستان متفاوت بازی می کنند. «اجرا» و آنچه که «بازیگری» را تشکیل می دهد ، نکته اصلی کنجکاوی در فیلم است. یک زن و شوهر ، پاکو (فرانسیسکو باریرو) و لوئیزا (لوئیزا پاردو) که هر دو بازیگر هستند ، به والدین لوئیزا مراجعه کنید. جدیدترین نمایش بازیگری پاکو گفتگویی ندارد اما در یکی از لحظات تحریک کننده تر فیلم ، پدر لوئیزا و برادرش گابینو (لازارو گابینو رودریگز) از او می خواهد صحنه ها را به هر حال اجرا کند. این فیلم سپس به گابینو می رود ، علاقه او به یک رمان جنایی ما را به درون سرش می آورد ، جایی که او خود ، لوئیزا و پاکو را دوباره تصور می کند در حالی که سه نفر درگیر رمز و راز یک معدنچی گمشده هستند.

بر خلاف رائول رویزاولین / احیا / بازیابی شده است تانگو از بیوه و آینه تحریف کننده آن، یک فیلم نیز مانند دو قسمت شد جانوران اما با آزمایشات جالب تر در مورد ساختار داستان ، پردافیلم هرگز انسجام تز و سبک را پیدا نمی کند. این لحظات جذاب و چند خنده دارد ، اما به حدی بی پرده تحویل داده می شود که هیچ چیز به یادماندنی نمی ماند. من این نوع فیلم ها را در جشنواره ها بسیار زیاد می بینم ، جایی که مطابقت با سبک کم بیان خود تبریک وجود دارد – شوخ طبعانه ، رنگ های بی صدا ، تقریباً هیچ موسیقی – که نمونه آن سینمای یورو سطل آشغال است. این در طول این قرن در کشورهای جنوبی جهانی نفوذ کرده است که احساس می کنند برای رقابت واقعی در هر یک از این ویترین های آمریکایی-مرکزی نیاز به تقلید یا مطابقت با این سبک دارند.

پردا فیلم را به روشی کاملاً مستقیم برای کاری هدایت می کند که قصد دارد نه تنها مفهوم ساختار داستان بلکه ژانر را زیر سوال ببرد. داستان دوم در نوآر اتفاق می افتد ، اما محتوای آن به هیچ وجه آن را از بقیه فیلم جدا نمی کند ، که فقط می تواند فقدان تصور آگاهانه از طرف گابینو باشد ، که ما سر او هستیم ظاهراً در داخل یا فقدان تخیل از طرف پردا. من می خواهم بگویم که این مورد آخر فقط به این دلیل است که آوردن ما به درون شخصیتی که تصوری ندارد تقریباً تصمیمی کاملاً نامناسب برای هر هنرمندی است و پردا، با وجود همه ایرادات فیلم او ، مطمئناً کارگردانی شایسته است. شایستگی پایه شاید فاجعه باشد جانوران، و بسیاری از آثار جشنواره آن را دوست دارند – آنها تا حدی فراموش نشدنی هستند.

مکزیکی من برتزل (نوریا گیمنز لورنگ)

گزارش NYFF 2020 1: لبخند سوسیالیستی او ، فاونا ، برتزل من ، آخرین شهر ، لابی و سکوت گوسر
My Mexican Pretzel (2019) – منبع: جشنواره فیلم نیویورک

در مقابل با جانوران، یکی از ابتکاری ترین کاربردهای قصه گویی در این سال است نوریا گیمنز لورنگرا برتزل مکزیکی من. طبقه بندی این فیلم به عنوان یک فیلم مستند یا روایی یا یک فیلم تجربی دشوار است و جای تعجب دارد که چگونه بسیاری از فیلم های NYFF امسال هر سه فیلم را با هم ترکیب کرده اند. بخش های زیرنویس شده از دفترچه خاطرات یکی از ویویان بارت ، یک جامعه ثروتمند اروپایی ، احزاب ، تعطیلات و فرارهای او و همسرش لئون ، که به تازگی ضد افسردگی جدیدی تولید کرده است را روایت می کند ، همه بیش از 8 میلی متر قدیمی است تصاویر این زن و شوهر توسط لئون گرفته شده است.

در طول 20 سال ، از دهه 1940 تا 1960 ، آنها به آهستگی همراهی و اعتماد به ازدواج را تجربه می کنند. آنها شروع به تقلب از یکدیگر می کنند و نوشته های ویویان افسرده تر و وجودی تر می شوند. یک حس خزنده تردید در سراسر فیلم وجود دارد ، به خصوص هنگامی که زندگی او شروع به چرخش های بسیار بد می کند ، در مورد واقعی یا یادداشت های ساخته شده ویویان و این موضوع اصلی است گیمنزهنر ترکیبی از فیلمهای بی صدا که به هر روشی ویرایش شده است گیمنز تصمیم گرفت آن را به ما ارائه دهد ، و متن های تغزلی همسر مالیخولیایی که توسط شوهرش مورد غفلت قرار گرفته است ، بینشی را در مورد نحوه تعریف روایت سینمایی ارائه می دهد.

اگر «سینما» را به معنای ابتدایی آن به عنوان ترکیبی از کلمات و تصاویر در نظر بگیریم ، آنگاه ارتباط آن تصاویر با کلمات به چیزی تبدیل می شود که می توانیم از آن به عنوان «داستان» یاد کنیم. صدا را به این صدا اضافه کنید و به ما کمک می کند تا در مورد برخی از تصاویر که ممکن است مبهم باشند ، احساس کنیم. موسیقی متن فیلم دارای سر و صداهای محیطی است که دارای کراسندو و دکرسندوی تدریجی خزنده هستند ، هجوم وحشت آهسته و سپس اتلاف مجدد را به حالت عادی می کشاند. جذابیت فیلم برای مخاطبان گسترده البته پیچ و تاب و آشکار است ، اما اینها در خدمت جادوی واقعی است که در اتاق تدوین با فیلم پیدا شده اتفاق می افتد ، جایی که گیمنز به طرز چشمگیری عناصر اضافی آنچه ما “سینما” می نامیم را با هم در قصه ای نفس گیر می بافد.

آخرین شهر (هاینز امیگولز)

گزارش NYFF 2020 1: لبخند سوسیالیستی او ، فاونا ، برتزل من ، آخرین شهر ، لابی و سکوت گوسر
آخرین شهر (2020) – منبع: جشنواره فیلم نیویورک

اینجا فیلمی است که هرگز به هیچ کس توصیه نمی کنم ، هرگز. من شهرت بسیار خوبی دارم و فکر می کنم لذت بردن از فیلم های پر از بحث فلسفی (فقط همین هفته گذشته را دوست داشتم) مالمکروگ، که در NYFF نیز بازی کرد) ، اما باید بگویم اگر می خواهید بیش از پنج دقیقه به هر کسی صحبت کنید ، دو قانون طلایی این است که آنها باید یک سخنران کاریزماتیک باشند و باید چیز جالب بگویند . هاینز امیگولزرا آخرین شهر فیلمی است که متشکل از چیزی نیست جز افراد غیر جالب و مطلقا هیچ حرف جالب برای گفتن ندارد. حکم اعدام ترکیبی اگر هرگز وجود داشته باشد ، نه تنها برای سینما بلکه برای هر هنری.

ما در اینجا تحت زوایای مختلف هلندی با چندین زوج – یک باستان شناس و طراح اسلحه ، یک جفت برادر محارم ، یک زن ژاپنی و چینی ، و یک موزه دار و کیهان شناس – درگیر مکالمه هایی می شویم که از فریب گرفته تا گفتگوی اجباری و مقدسات فلسفی ناشی می شود. . حداقل برای من هیچکدام از اینها توجهی ندارند. ممکن است برخی از افراد از این نوع کارها لذت ببرند و در جزئیات عجیب و غریب شوخ طبعی پیدا کنند اما این امر یکنواخت است. ماهیت هجوآمیز هر ژئوپلیتیک و گفتگوی اخلاقی وجودی در حال رخ دادن است ، زیرا این واقعیت که همه بازیگران یا ارائه دهنده گفتگوی وحشتناک هستند یا بدتر ، با هدف خواندن گفتگو به صورت کاملاً آگاهانه برای برخی از لطیفه های ناخوشایند.

امیگولز نام خود را از کار مستند مشاهده ای ساخت ، به طور مشابه فردریک وایزمن، که درخشان است سالن شهر در این جشنواره نیز بازی کرد و مطمئناً چه کسی چهار ساعته وقت می گذارد. مشاهدات Emigholz در پس زمینه کار می کند ، جایی که دوربین برخی از مکان های زیبا را ضبط می کند که تقریبا تصویر زمینه رایانه مانند زیبایی شناسی را در پیش زمینه شخصیت های صحبت می کنند. متأسفانه ، از آنجا که این فیلمی با شخصیت ها و دیالوگ های فیلمنامه ای است ، واقعاً چیزی برای دور شدن از مکالمات یکنواخت رخ داده در فیلم وجود ندارد. ویرایش و فیلمبرداری که عکس های نزدیک به سوژه ها را نشان می دهد و بین آنها سوئیچ چرخشی می کند ، همه در زاویه های کانتینر دوربین این ویژگی را به یکی از امیگولزناخوشایندترین کار زیبایی شناسی است.

لابی (هاینز امیگولز)

گزارش NYFF 2020 1: لبخند سوسیالیستی او ، فاونا ، برتیزل من مکزیک ، آخرین شهر ، لابی و سکوت گوسر
لابی (2020) – منبع: جشنواره فیلم نیویورک

ترس من را تصور کنید که بدانم دیگری وجود دارد امیگولز فیلم علاوه بر آخرین شهر بازی در NYFF و به موجب من احساس می کنم که با توجه به پاس مطبوعاتی خود ، باید همه چیز را تماشا کنم ، مجبور شدم یک مشت بزرگ بزنم و اینجا غواصی کنم. خوشبختانه ، لابی حداقل حتی اگر نود درصد هاگواش باشد ، قابل تماشا است. بازیگر جان اردمان به عنوان یک پیرمرد سفیدپوست (به معنای واقعی کلمه ، این اعتبار است) در داخل لابی هتل با خواندن افکارش در مورد مرگ ، به یکباره احساس می کنیم که در یک مهمانی شرکت توسط کسی قرار گرفته ایم که کاملاً تمایلی به گفتگو نداریم .

اردمان در این حداقل ، بر خلاف آخرین شهر، به اندازه کافی التهابی و ناخوشایند است تا کاملا کسل کننده نباشد. او به طور مداوم مخاطب خود را در مورد درک آنها از واقعیت و جاودانگی ظاهری خود در “تصویر” تخریب و تحقیر می کند. اردمانآگاهی وی از حضور او در یک فیلم یکی از موضوعات اصلی بحث است – او تصور می کند که تا زمانی که این فیلم را می بینیم ممکن است مرده باشد ، فقط تصویر جاودانه او در اتمهای طرح دیجیتال زنده است. تنظیم لابی های هتل ایده وجود برزخی را منعکس می کند. لابی ها به طور خاص به عنوان مکان هایی برای انتظار چیزی یا دربان ، یا دوست یا تاکسی تاکسی طراحی شده اند. بحث در مورد مرگ در این فضاها پیوند مستقیمی بین وجود ما به عنوان یک مکان برزخی با مرگ به عنوان مقصد نهایی اجتناب ناپذیر ایجاد می کند.

با وجود یک ایده جذاب ، یک بار دیگر مشکل غیرفعال کردن بلندگوها ظاهر می شود امیگولز و می سازد لابی نسبت به آنچه می خواهد احساس کند بیش از حد احساس می کنید اردمان شاید پانزده دقیقه خوب باشد ، اما او در هیچ کجا به قول مجری خطبه های جذاب نیست اسلاوی ژیژک که در راهنمای منحرف ایدئولوژی، که شاید اوج این نوع فیلم ها باشد و تقریباً یک شاهکار در توانایی چرخاندن مزخرفات به انجیلی دلربا باشد.

استامپ گوزر (گای مدین ، ایوان جانسون و جالین جانسون)

گزارش NYFF 2020 1: لبخند سوسیالیست او ، فاونا ، برتزل من ، آخرین شهر ، لابی و سکوت گوزر
Stump the Guesser (2020) – منبع: جشنواره فیلم نیویورک

خنده دارترین فیلم سال. آن را روی پوستر قرار دهید استامپ گنجر، که آمیزه ای سرگرم کننده و حواس پرت است و دارای موی مغز از دستکاری تصویر اکسپرسیونیست آلمان و شوخ طبعی پوچ گرایانه است. یک کارگر در نمایشگاه که به ازای پرداخت هزینه ای می تواند هر چیزی را درست حدس بزند ، ناگهان به دلیل خشک شدن منبع “حدس زدن شیر” توانایی خود را از دست می دهد. او سپس عاشق زنی می شود که معلوم می شود خواهر گمشده اش است. گای مدین و جانسون، ایوان و جالینوس می توانستم در آنجا متوقف شوم و تقریباً برای هرکسی دیوانه بوده ام. در عوض ، ما در حال گمانه زنی هستیم تا خود وراثت را رد کنیم تا او بتواند با خواهر خود ازدواج کند.

گای مدینتمایل به اختلاط زیبایی شناسی دوران فیلم های صامت با یک کمدی خنده دار بسیار خنده دار و خنده دار ، به فیلم او در میان بوم تصویری شاید بیش از حد پرشور ، هوای گرما می بخشد. سکانس های به یادماندنی شامل زندگی خانگی گوزر است که وی به طور مداوم با چشم بند زدن به خود و انجام کارها و شام خوردن و به چالش کشیدن هم خانه ها برای آزمایش توانایی های خود با حرکت دادن لیوان لیوان در حالی که او آن را می ریزد ، تمرین می کند – یک شوخی شگفت انگیز نیز در یک صحنه خنده دار وجود دارد از جانب ژان پیر ژونهرا غذای شیرین.

این فیلم ، مانند همه مدینفیلم ها ، خیلی سریع حرکت می کنند و با انتقال سریع از مکانی به مکان دیگر می پرد و با سوپرالوگ های گفتگوی فیلم صامت منفجر می شوند. مدین احتمالاً یک فیلمساز تجربی منفرد است که فیلمهایی می سازد که از لحاظ ساختاری و زیبایی شناختی خارج از هر چیزی در هالیوود معاصر وجود دارد ، اما از لحاظ موضوعی تمام عناصر کلاسیک سرگرمی سینمایی خود را به نمایش می گذارد. استامپ گوزر مانند تبلیغات سینمایی است. نکات خلاصه تصادفی اضافه شده و اضافه می شوند و شما واقعاً هرگز نمی دانید که داستان جناح دیوانه شما را به کدام سمت می کشاند زیرا پوچ هیچ سقفی ندارد.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

صفحه به صفحه: GOLDFINCH یک اقتباس کامل بود – به همین دلیل شکست خورد

صفحه به صفحه ستونی است که اقتباس های ادبی را در مکالمه با مطالب اصلی خود بررسی می کند. باشگاه کتاب خود را فراخوانی کنید و چند کاناپه تنظیم کنید ، ما در حال خواندن هستیم.

گل سرخ، جان کراولیاقتباس از دونا تارترمان برنده جایزه پولیتزر به همین نام ، چیزهای زیادی است. این یک داستان اخلاقی درباره ارزش هنر و وظیفه ماست تا اطمینان حاصل کنیم که جاودانگی فرهنگی آن در درون داستانی قرار گرفته است که از جنبه های هیجان انگیز و بزرگسالی (و بسته به کسی که می پرسید ، یک عاشقانه همجنسگرایانه) مساوی است. از زمان انتشار آن یک سال پیش ، گل سرخ همچنین برای یک نژاد خاص از طعمه های اسکار خلاصه شده است – توخالی و پرمدعا ، درک نادرست از منبع اصلی آن ، بدون داشتن زیرساخت های روایی برای حمایت از ادعاهای خود ، به دنبال عظمت است.

هر یک از این توصیف ها نمایانگر جنبه ای از نوع فیلم است گل سرخ است ، اما هیچ کس آن را به طور کامل تصرف نمی کند. آنها توصیف نمی کنند که چه چیزی باعث شده است این یک سوire استفاده حیاتی و مهم باشد ، پاورقی های فرهنگ را سقوط می دهد ، که به جز یک گروه کوچک از طرفداران، که هنوز آن را گرامی می دارند.

سلب مسئولیت: من یکی از مدافعان گفته شده هستم. من معتقدم که گل سرخ فاجعه بیرونی و بیرونی نیست که اعتقاد شما مهم باشد. بله ، این یک فیلم کاملاً معیوب است ، اما زیبایی و قدرت رمانی را که اقتباس می کند ، حفظ کرده است.

زیبایی و قدرت گفتند که مستقیماً مسئول نقص های آشکار فیلم و تمایل به نگه داشتن آنچه به عنوان داستان منحصر به فرد ساخته شده است ، منجر به سختی در اقتباس در جایی که انعطاف لازم بود ، می شود. ویژگی های منفی که آسان قابل مشاهده و انتقاد از آن آسان است ، بسیاری از موارد مثبت را تحت الشعاع خود قرار می دهد و فیلم تحت الشعاع مکالمه ای است که ایجاد کرده است.

همه اینها برای گفتن است ، به گلدفینچ هرگز فضایی داده نشد تا بتواند خود را با شرایط خود بیان کند. توصیفات آن کاملاً مشخص نیست که این نوع فیلم چیست زیرا هیچ کس برای کشف این موضوع وقت نگذاشته است. هیچ کس تا جایی که گفتن پیش نمی رود گل سرخ یک شاهکار مخفی است ، اما خوب ، زیباست و شایسته بازنگری و ارزیابی مجدد است.

ترجمه داخلی به خارجی

در هسته آن ، گل سرخ داستانی است که با غیبت تعریف می شود. در مرکز ، تئو دکر ، پسر جوانی قرار دارد که پس از بمب گذاری در موزه هنر متروپولیتن ، به طور تصادفی The Goldfinch ، یک نقاشی بی ارزش کارل فابریتیوس را سرقت می کند. به دنبال انفجار ، تئو خود را در جهان تنها می یابد. مادرش در این انفجار کشته شد و پدرش مدتی غایب بود. ما در حالی که تئو را برای تعلق جستجو می کند ، دنبال می کنیم. عدم وجود به صورت غم ، افسردگی ، انزوا ، تنهایی و بی مکانی.

داستانی که معنی آن بیش از آنچه در حال حاضر است از آن است که گم شده است ، گفتن داستان ساده ای نیست ، اما رمان آن را با تعجب می کشاند. این رمان با توانایی موقعیت یابی خود در دیدگاه اول شخص تئو ، دنیای انزوا و غیاب خود را با جزئیات و درون نگری پر می کند. مونولوگ داخلی تئو ، که بصیرت و شوخ است ، تعداد زیادی از رمان ، که گاهاً صد صفحه به طور همزمان دارد ، حمل می شود. درونی بودن این رمان چنان توسعه یافته است که می تواند نتیجه گیری شود که متشکل از یک بحران وجودی تب-رویا است ، زمانی که تئو متوجه می شود “که خنده سبک بود و نور خنده بود ، و این رمز و راز جهان است.” “

صفحه به صفحه: GOLDFINCH یک اقتباس کامل بود - به همین دلیل شکست خورد
منبع: استودیوی آمازون

در مقایسه ، این فیلم به سادگی نمی تواند آن سطح از درونی را بدست آورد. ماهیت رسانه سینمایی از آن جلوگیری می کند. در حالی که برخی از قابلیت های پخش صدا برای کمک به متن جهت پرش از صفحه ای به صفحه دیگر ، از اندازه بزرگ استفاده شده است دونا تارترمان – که بیش از 800 صفحه طول دارد – به این معنی است که بیشتر دنیای داخلی تئو را نمی توان به فیلم ترجمه کرد. تأثیر فقدان مونولوگ داخلی برای هرکسی که با این رمان آشنا باشد بلافاصله قابل مشاهده است ، این به فیلم و احساس فقر می بخشد ، پوچی که به راحتی قابل جمع شدن با وطن است. اگرچه مخلوط کردن آنها اشتباه است.

پوچی فیلم یک انتخاب آگاهانه است ، ترجمه جانبی مبارزات داخلی تئو است نه یک ترجمه واقعی. به این ترتیب گل سرخ به عنوان قصه پردازی ، جایگزین یک عمل طبقاتی می شود تارتنثر با جو راجر دیکینفیلمبرداری و محیط ترور گورکیسنمره ترجیح برای نوشتن داستان نسبت به بصری قابل درک است ، تارتنوشتن به صورت منفرد است ، اما رد کردن مورد دوم به عنوان تقلیدی کم رنگ از اولی ، بی اعتبار کردن دستاوردهای خدمه با استعداد است ، که نه تنها بهترین راه را برای ترجمه نوشتار به تصاویر یافتند.

نقاشی

یکی از رایج ترین شکایات علیه گل سرخ این بود که زمان بسیار کمی را به نمایش تئو با فیلم Goldfinch اختصاص داد. و حتی وقتی تئو با آن دیده می شود ، در روزنامه یا بسته بندی پیچیده می شود ، و در آن پنهان می شود. ما آن را می بینیم ، اما “نمی بینیم” ستون فقرات احساسی داستان به ارتباط او با نقاشی بستگی دارد – درست قبل از بمب گذاری ، مادرش آن را نشان می دهد و می گوید این مورد مورد علاقه او است. پس از انفجار ، تئو آن را از خاکستر بیرون می کشد ، وزن عاطفی از دست دادن او را به آن متصل می کند ، و متعاقباً نمی تواند آن را به مقامات بازگرداند زیرا دست کشیدن از آن ، رها کردن او است.

تئو نقاشی را گروگان می گیرد ، و به همان اندازه نقاشی او را گروگان می گیرد ، او مانند پرنده ای که به تصویر می کشد زنجیر می شود. ارتباط Theo با The Goldfinch محوری است که کل داستان بر روی آن می چرخد. انتقاد از فیلم برای نقاشی نبودن یک واکنش طبیعی است. اما من استدلال می کنم که انجام این کار این است که رابطه تئو با آن را اشتباه بخوانید ، و بنابراین فیلم را به طور کلی بخوانید. Goldfinch ممکن است اغلب روی صفحه نباشد ، اما حضور آن را می توان در همه جا احساس کرد.

صفحه به صفحه: GOLDFINCH یک اقتباس کامل بود - به همین دلیل شکست خورد
منبع: استودیوی آمازون

ظاهر Goldfinch در طراحی رنگ است – تقریباً هر عکس از رنگهایی تشکیل شده است که در جایی از خود Goldfinch ظاهر می شود. این در روشی است که Theo با افراد سرد ، دور و خویشتندار ارتباط دارد. این در اشتیاق او به دوران باستان وجود دارد. این وضعیت در حال بدتر شدن او به سو alcohol مصرف الکل و مواد مخدر است. لازم به ذکر است که Goldfinch یک عدم حضور برابر در رمان است ، و باعث می شود تصویر روی صفحه نمایش آن مستقیماً از مواد منبع بلند شود. بنابراین ، برای انتقاد از فیلم ، داشتن وفاداری بیش از حد به مواد اصلی منصفانه است ، می توان تغییرات احتمالی ایجاد کرد و احتمالاً باید ایجاد می شد.

اما در تصمیم گیری برای اجازه دادن به The Goldfinch همانطور که در فیلم وجود دارد ، کراولی روح رمان را به تصویر می کشد. تئو می گوید: “وقتی او را از دست دادم ، هیچ نقطه عطفی را که ممکن بود مرا با خوشبختی به جایی سوق دهد ، از دست دادم.” از دست دادن او جسمی کامل است و تأثیر آن بر زندگی او کاملاً است. در نگه داشتن نقاشی اضافی ، و اجازه دادن به آن خود را در سراسر فیلم از راه های دیگر ، کراولی کل ضرر تئو را بازسازی می کند – هم در همه جا و هم در یک جا.

ضربه

انتقاد عمده دیگری که به فیلم وارد می شود نحوه بازسازی مواد اصلی آن است. در جایی که رمان کاملاً ساده است ، قبل از پیگیری شروع ، در رسانه ها با تئو در آمستردام آغاز می شود ، زیرا او همه چیزهایی را که او را به این لحظه هدایت کرده است برای ما تعریف می کند ، فیلم داستان را قطعه قطعه می کند ، بین نوجوان و تئوی تئو به عقب و جلو می پرد. سالهای بزرگسالی این نقص را قبول می کنم بازسازی ، بمب گذاری را شکسته و لحظه تعیین کننده داستان را از هم جدا کرده و در سطح فیلم پراکنده می کند. ریتم یا هدف قابل تغییر در تغییر زمانها نیز بسیار کم است ، و به ویژه به هیچ وجه به گام برداشتن روایت کمک نمی کند.

صفحه به صفحه: GOLDFINCH یک اقتباس کامل بود - به همین دلیل شکست خورد
منبع: استودیوی آمازون

با این حال ، حتی این تصمیم ، که بدترین تصمیم در فیلم است ، یک تصمیم کاملاً بد نیست. در حالی که تا حدودی یکپارچگی روایت را به خطر می اندازد ، و توجه را به لحظه های پرتحرک تر جلب می کند – تارتسبک نئو دیکنزی است ، که تا حد زیادی به اتفاقی بعید و ضربات غیرمترقبه سرنوشت متکی است – این یک حرکت بد و بیرونی نیست. آنچه در انسجام از دست می رود ، در تعهد به ارائه کیفیت شکسته زندگی تئو بدست می آید. با بریدن داستان به روبان و پراکنده کردن آن ، ظاهراً به طور تصادفی ، کراولی واقعیت زندگی با ضربه را ثبت می کند.

این فیلم ، مانند تئو ، برای فرار واقعی از بمباران تلاش می کند. حتی پس از دو ساعت و نیم زمان اجرا ، روایت همچنان به لحظه تحریک کننده بازمی گردد ، و در آغاز پایان می یابد ، درست لحظاتی قبل از انفجار بمب. درد تئو گرانش است و روایت از هم پاشیده مانند اشیایی که در آن گیر افتاده اند ، قادر به فرار از مدار خود نیست.

نتیجه گیری: تصویب آن

گل سرخ از یک شی کامل دور است و گرچه ایرادات آن در ذهن من قابل دفاع است ، اما اگر باعث شود شما آن را رد کنید قابل درک است. اما من شما را تشویق می کنم که آن را یادداشت نکنید و این کار را به عنوان یک بازدید یا بازدید مجدد انجام دهید. احیای مجدد و به اشتراک گذاری ارزش های اصلی داستان هستند ، اجسام زیبا را از لاشه هواپیما بیرون می کشند و آنها را از یک شخص به فرد دیگر منتقل می کنند ، جایی که می توان آنها را حفظ ، به اشتراک گذاشت و گرامی داشت.

شاید این طبقه بندی بزرگوارانه باشد گل سرخ به عنوان یک شی زیبا اغلب اوقات شلخته است و وفاداری به مواد اصلی آن به همان اندازه که به آن کمک می کند مانع آن می شود. اما همچنین با استفاده از هنر زیبا برای آشتی دادن احساسات پیچیده و دشواری زندگی ، تصویری زیبا از ضربه است. گل سرخ ما را تشویق می کند تا به دنبال زیبا بگردیم ، از آن دفاع کنیم و از آن استفاده کنیم. من می توانم به چند ماموریت نجیب تر از آن فکر کنم.

آیا دیده اید گل سرخ؟ نظر شما چیه؟ نظرات خود را در نظرات به اشتراک بگذارید!

Goldfinch اکنون در Amazon Prime در ایالات متحده جریان دارد.


Goldfinch را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!