FARGO فصل 4: از نظر موضوعی جاه طلب اما همه جای آن

چهارمین قسمت از فارگونوح هاولیمجموعه های گلچین جرم بر اساس برادران کوئنmovie فیلمی به همین نام در سال 1996 – با یک درس داستان تخیلی افتتاح می شود ، روایت یک دختر دوجنس 16 ساله باهوش به نام Ethelrida Pearl Smutny (امیری کراچفیلد) ، که به مدت 24 دقیقه ، پویایی قدرت جنایت کانزاس سیتی در اوایل قرن 20 را توضیح می دهد. ابتدا یهودیان آمدند ، سپس توسط ایرلندی ها بیرون رانده شدند ، و سپس توسط خانواده قدرتمند ایتالیایی فادا اخراج شدند. آخرین کسانی که به این شهر رسیده اند ، سازمان جنایات سیاه به رهبری لوی کانن است (کریس راک) ، گرچه برخلاف سه خانواده قبلی ، سندیکا Cannon دقیقاً مهاجر نیست.

در ظاهر ، داستان به تنش میان Faddas و Cannons در حالی که دو خانواده برای کنترل و قدرت بر غرب میانه با یکدیگر مبارزه می کنند ، متمرکز است ، با عناصری که سریال را از فصل اول آن تعریف کرده اند – شخصیت های عجیب و غریب کارهای پوچ و عجیب و غریب انجام می دهند. طنز تاریک؛ فیلمبرداری زیبا – به وضوح ارائه شده است. اما جایی که سه قسمت قبلی بیشتر تمایل شخصیت ها به خشونت را بزرگ می کنند ، این بار ، هاولی سعی می کند چیز دیگری را بررسی کند: نژادپرستی ، تجربه مهاجرت ، و جذب. البته همه اینها باعث می شود که نمایش حتی بی انتها و از اهمیت بیشتری برخوردار باشد ، اما متأسفانه بسیاری از اتفاقات در طول فصل به طور م effectivelyثر با استفاده از عملکرد شخصیت ها گفته نمی شود. بلکه به شدت به کلمات بزرگ و مونولوگ بدون روح متکی است. و در نتیجه ، آنچه که می تواند یک اقساط جذاب باشد فارگو، کاوش در معنای آمریکایی بودن به معنای “درس تاریخ” کسل کننده است.

خیلی زیاد در جریان است

این نمایش با ورود سندیکای Cannon به کانزاس سیتی در حدود سال 1950 آغاز می شود ، به این امید که فرصت بهتری برای تسهیل زندگی آنها داشته باشد. به محض ورود ، آنها به طرز غیر دوستانه ای توسط خانواده Fadda ، به رهبری Donatello مورد استقبال قرار می گیرند (توماسو راگنو) گرچه Faddas کاملاً با آغوش باز از Canon استقبال نمی کند ، اما به شرط احترام به یک شرایط خاص ، سرانجام جای آنها را باز می کند. رهبران دو خانواده حتی توافق می کنند پسر کوچکشان را به عنوان نوعی بیمه نامه معامله کنند (در صحنه آغازین ، این به شدت دلالت دارد که تجارت کودکان یک سنت قدیمی در صحنه جرم کانزاس سیتی است). البته نیازی به گفتن نیست ، البته همه چیز دقیقاً طبق برنامه ریزی شده برای هر دو خانواده پیش نمی رود ، خصوصاً پس از آنكه دوناتلو در یك حادثه عجیب كشته شد.

FARGO فصل 4: از نظر موضوعی جاه طلب اما همه جای آن
منبع: FX

پس از مرگ دوناتلو ، پسر ارشد وی ، جوستو فادا (جیسون شوارتزمن) نقش اصلی را بر عهده می گیرد. اما اوضاع وقتی پیچیده می شود که برادر جاستو ، گائتانو (سالواتوره اسپوزیتو) وارد این تصویر می شود و از او می خواهد که قدیمی تر باشد ، و منظور او از مدرسه قدیمی خشن تر است. چند قسمت اول این فصل بیشتر وقت خود را با مشاهده جنگ قدرت بین دو برادر می گذراند. و در حالی که شوارتزمن و اسپوزیتو همیشه در بالای بازی خود هستند ، و زیر ویژگی شخصیت های آنها عمق می آورند ، و پویایی بین آنها حتی دسیسه های پدر خوانده سه گانه ، این نمایش تلاش می کند تا چیزی جذاب از آنها بدست آورد.

در ابتدا واضح است که از طریق اختلافات بین Josto و Gaetano – و تا حدی از طریق شخصیتی به نام Rabbi Milligan (بن ویشاو) ، که از خانواده ایرلندی بود اما اکنون با ایتالیایی ها زندگی می کند – هاولی می خواهد بین کسی که خودش را با فرهنگ آمریکایی وفق داده است و کسی که این کار را نکرده است ، تمایز جدی نشان دهد. اما متأسفانه بیشتر اتفاقاتی که در داخل خانواده فددا می افتد فقط برای خنده بازی می شود. ما هرگز روند اندیشه این دو شخصیت به ما نشان داده نشده است ، اینکه چرا آنها به این شکل هستند و چگونه جذب فرهنگی می تواند در تصمیم گیری آنها نقش داشته باشد ، که به وضوح یکی از موضوعات اصلی است هاولی سعی می کند به این فصل پرداخته شود.

با این حال ، مشکل فقط در Faddas متوقف نمی شود. این نمایش همچنین هرگز سندیکا Cannon را به طور کامل بررسی نمی کند. مطمئناً ، ما می دانیم که لوی باهوش و باهوش و استراتژیک است ، خصوصاً وقتی که می خواهیم با دست راست خود ، دکتر سناتور ، یک طرح تجاری ایجاد کنیم (گلین تورمن) اما جدا از این واقعیت ها ، و بدرفتاری و نژادپرستی که آنها هر روز از محله سفیدهایشان با آن روبرو می شوند ، این نمایش قادر به ارائه چیزی پیچیده در درون پویای درون توپ نیست. و با صرف کردن – بیشتر شبیه به هدر رفتن – بیشتر وقت خود را برای خانواده Fadda ، هاولی، یک بار دیگر ، این فرصت را برای نمایش موضوع نژادپرستی که آرزو دارد در ابتدا بررسی کند ، از نمایش می گیرد.

FARGO فصل 4: از نظر موضوعی جاه طلب اما همه جای آن
منبع: FX

که دارد زیاد شخصیت های غیر ضروری حتی کارهای غیر ضروری بیشتری انجام می دهند ، مطمئناً کمکی هم نمی کند. در خارج از اترلیدا ، که به عنوان وجدان اخلاقی این سریال عمل می کند ، یک پرستار unhinged به نام Oraetta Mayflower (جسی باکلی) در حاشیه. اقدام او در اپیزود اول همان چیزی است که طرح را به حرکت در می آورد ، اما پس از آن ، او فقط به نوعی در جهان دیگری از وجود دارد فارگو، انجام کارهای عجیب و غریب بدون افزودن واقعاً بینشی به طرح اصلی. همچنین دو افسر پلیس دمدمی مزاج وجود دارد ، ادیس وف (جک هاستون) و دیک “ناشنوا” Wickware (تیموتی اولیفانت) ، كه در تلاشند دو فرار زندان را به نام Zelmare Roulette دستگیر كنند (کارن آلدریج) و Capps Swanee (کلسی آسبیله) ، که با والدین اتلریدا ، تورمان (اندرو برد) و دیبرل اسموتی (آنجی وایت)

به زبان ساده ، در این فصل موارد زیادی اتفاق می افتد ، اما همه آنها انسجام ندارند. شخصیت هایی که بدون دلیل منطقی کارهایی را انجام می دهند و تا وقتی به پایان هر قسمت می رسید ، متوجه می شوید که عملکرد آنها هیچ کاری ندارد. آنچه در این مورد ناامیدکننده است این واقعیت است که این فصل در زیر غریب بودن داستان چیز جالبی دارد. که اکتشاف نمایش تجربه مهاجر از منظر سندیکاهای جنایی می تواند این قسمت از فارگو چیزی متفاوت و حتی جذاب تر از سه فصل قبلی باشد. اگر فقط هاولی می دانست که چگونه این سوژه ها را کاملاً گوشتی کند ، به جای اینکه ناامیدانه سعی کند با بازآفرینی لحن عجیب و غریب فصل های گذشته ، طرفداران قدیمی نمایش را راضی کند ، بدون شک فارگو این کسل کننده نخواهد بود

خوش برخورد اما گفتگوی سنگین

مسئله مهم دیگر در این فصل از فارگو گفتگو چقدر سنگین است بر خلاف فصل های گذشته ، جایی که نمایش به سادگی اقدامات شخصیت ها را مشاهده می کند تا تصویر خوب و شر را از خانه بدست آورد ، فارگو فصل چهار اکثر لحظات خود را با شخصیت هایی پر می کند که سخنرانی های بزرگ و کسل کننده ای درباره اینکه آمریکایی بودن چگونه است انجام می دهد. اتلریدا در یک لحظه تعجب می کند: “اگر آمریکا کشوری مهاجر است.” “چگونه شخص آمریکایی می شود؟” سپس به مناسبت دیگری ، شخصیت دیگری خاطر نشان می کند: “شما می دانید چرا آمریکا داستان جنایی را دوست دارد؟ چون آمریکا است یک داستان جنایی. “

FARGO فصل 4: از نظر موضوعی جاه طلب اما همه جای آن
منبع: FX

مطمئناً هیچ مشکلی با این مونولوگ ها وجود ندارد ، اما بعد از مدتی دیدن شخصیت ها به گفتگو و گفتگو ادامه می دهند بدون اینکه واقعاً کار معنی دار انجام دهند. حتی در یک قسمت ، ما می بینیم که لوی بیش از سه بار علیه خانواده فدا اعلام جنگ می کند اما در نهایت به جز سخنرانی های کسل کننده تر ، کاری انجام نمی دهد. اگر نه به دلیل گروه با استعداد که هرکدام عملکرد فوق العاده ای دارند ، این قسمت از فارگو کاملا غیرقابل مشاهده خواهد بود.

به عنوان لوی ، سنگ چنین کاریزماتیک بلکه عملکردی تهدیدآمیز را به همراه دارد. حضور او آرامش بخش است ، اما زیر آن سایه های خشم و عزم راسخ وجود دارد سنگ به زیبایی با جزئیات کوچک نشان می دهد. شوارتزمن به همان اندازه جذاب است سنگ. او نه تنها سبک پذیری را برای جوستو به ارمغان می آورد بلکه احساس پشیمانی و اضطراب را نیز به همراه دارد. اما MVP های این فصل زنان هستند. به عنوان اوراتا ، باکلی می داند که چگونه شخصیت جنون شخصیت خود را بدون اینکه او را بیش از حد کارتونی کند ، به ارمغان آورد. بازی او در هر قسمت ، صرف نظر از اینکه نقش او بی ربط است ، همیشه شما را درگیر خود می کند. کراچفیلدنمایش بلوغ نیز همیشه احساس باورپذیری می کند. این بسیار شرم آور است که به دو بازیگر برتر این فصل از مواد قوی به عنوان همتایان مرد استفاده نمی شود.

فکر نهایی

فارگو فصل چهار می خواهد هدف بزرگتری را هدف قرار دهد ، با بررسی نژادپرستی ، جذب و تجارب مهاجرتی و در عین حال تلاش برای حفظ لحن عجیب و غریب قسمت های قبلی نمایش. در حالی که هاولیتلاش تحسین برانگیز است و اجرای بازیگران حداقل تماشای نمایش را به همراه دارد ، بیشتر آنچه در طول فصل اتفاق می افتد متاسفانه احساس یکنواختی می کند زیرا به جای ایجاد اقدامات و استدلال های جذاب درباره بی انتها ، بیش از حد مشغول ارائه سخنرانی های بزرگ و کسل کننده است. در وهله اول مباحثی را که می خواهد پرداخته شود.

نظر شما در مورد این فصل فارگو تاکنون چیست؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

فصل چهار Fargo در حال حاضر هر یکشنبه شب در حال پخش است ساعت 10 شب ET / PT در FX.


فارگو را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

دادگاه: شاهکار Orson Welles (دیگر) شاهکار فراموش شده

از داوینچی صفحه نمایش نقره گرفته تا چهره پل میسون کالیفرنیا وین ، زندگی اورسون ولز داستانی بود همه ” هنگامی که فقط به حواشی موجودیت او نگاه می کنیم ، ماجرای نزول یک انسان از رسوایی سینما را به چهره دیگری در جریان بی پایان تلویزیون اواخر شب می دهیم.

اما جوهر زندگی او بسیار بیشتر از این بود. نبوغ او بسیار فراتر از آن گسترش یافته است همشهری کین جابجایی به زیرزمین جنایی مکزیک با لمس شر، سالنامه ها شکسپیر با شبانه ها در شبو دنیای باطنی جعل هنر با F برای جعلی است.

هرگز معلوم نیست که خودکشی است ، ولز همیشه هدف این بود که مرزهای سینما را تحت فشار قرار دهد. این تمایل ماسوکسیستی برای حمل بار غرق پیشرفت و نوآوری بر روی شانه های خود ، اغلب منجر به آثار درخشان هنری می شد ، در حالی که همزمان شهرت خود را گلایه می کرد. بدین ترتیب ، فیلم های او فراموش شد.

اما با تجدید علاقه اخیر در آثار او ، بیشتر و بیشتر این گنجینه نبوغ را که در درون منجنیق های گمنام استراحت می کند ، غارت کرده اند. و در این گنجینه ، فیلم او در سال 1962 آزمایشی با درخشش های سورئالیستی و کابوس که به شدت واضح است از فیلمبرداری قبلاً متنوع او.

کافکا روی صفحه

زندگی خلاقانه اورسون ولز و فرانتس کافکا، شباهتی از شباهت را به اشتراک بگذارید. یکی فیلمساز و دیگری نویسنده ، هر دو آثار نمونه ای از دوره های مربوطه خود را به نمایش می گذارند. و متأسفانه ، از وسعت نبوغ آنها فقط پس از گذشت ، قدردانی شد ، مانند داستان بسیاری از هنرمندان بزرگ. شاید ولز کمی از خودش را دید کافکا وقتی او وظیفه خود را برای اقتباس از آثار خود با فیلم گرفت ، اما قبل از اینکه خود فیلم را مورد بررسی قرار دهیم ، ضروری است که ما یک درک اساسی از فرانتس کافکا و مشخصه آثار او.

شکل هنری سورئالیسم مربوط به روشن کردن تاریک ترین نقاط آگاهی ما است و از آنچه می خواهیم ناآگاهانه سرکوب کنیم ، پرده برداری می کند. خواه این امیدها و رؤیاهای خفته ما باشد یا ترسها ، گناهان و انزجار خودمان. کافکا ، زندگی او با سوءاستفاده و افسردگی متلاشی شد ، از سورئالیسم به امید دستیابی به دومی این دو استفاده کرد. آزمایشی است کافکا تلاش برای ساختن داستانی که با این ترس های ناخودآگاه ، گناه و انزجار از خود بروز دهد ، در حالی که آن را با مضامین مربوط به ماهیت ظالمانه بوروکراسی پوشش می دهد.

The Trial: شاهکار Orson Welles (دیگر)
منبع: تصاویر Rialto / Studiocanal

این سوءظن بی نظیر سورئالیسم فضایی را بی نظیر و بی نظیر به وجود آورد که کلمه “سورئال” به خودی خود نتوانست احساسات احساسی را که داستانهایش برانگیخته اند ، در خود جای دهد. آنها را می توان فقط مطابق با هیچ کس توصیف کرد ، اما کافکا خودش بنابراین متولد شد ، اصطلاح کافکاسکه.

کافکاسکه چیست؟ خوب ، در حالی که تعداد زیادی از داستانهای سورئالیستی در آنچه ما می خواهیم “منطق رویایی” بازی کنند – منطقی عجیب و غریب و غیرمعمول در پشت رویاهای ما است که وقتی بیدار می شویم به هیچ وجه فهمیده نمی شود اما کاملاً طبیعی است وقتی در درون آنها زندگی می کنیم و قلمروهای سایه دار – کافکا داستان ها با منطق کابوس پخش می شوند. نه ، این نه هیولا و فانتاسم ها ، بلکه این مسئله است که هیچ آژانس زندگی خود را ندارید. وحشت از ناخواسته بودن در این ماشین بزرگ و سرکوبگر به نام هستی سکون است.

“شخص باید به دروغ گفتن درباره یوزف کی.”

Josef K. (آنتونی پرکینز) با درك در خانه خود بيدار مي شود. مردی با سیاه وارد ، بیضوی و سنگی می شود. قبل از اینکه تورنت سؤالات بر روی او باز شود ، ذهن او به سختی فرصت کافی برای سازگاری با رابط را می دهد. چرا این را فکر می کنید؟ چرا فکر می کنید؟ چرا…؟

ژوزف K. قبل از اینکه در مورد حضور خود متجاوز شوم ، سؤال کند ، عصبی به جواب هایش که زیر ذره “whys” می افتد ، می افتد. “چرا دستگیر می شوید.” مرد سیاهپوست پاسخ می دهد. از آن پس ، ژوزف K به جنون فرو می رود ، که باید بی سر و صدا از طریق مناظر ویرانی بیکران و دریاهای بی پایان بروکراسی سرگردان شود ، همه در تلاشند تا دلیل این موضوع را کشف کنند. چرا من در بازداشت هستم؟

ولز ضبط Kafkaesqueness از آزمایشی خیلی خوب با غرق کردن بیننده در یک فضای به ظاهر نامشهود و بیگانه. این که آیا این سبکهای متناقض از معماری ، عدم وجود یک لهجه متفق القول ، یا شخصیت های چند وجهی آن است ، ولز ما را به این باور می رساند که این داستان از دنیای ما نیست. اما جایی در جای خالی جایی که پارچه های فضا ، زمان و عقل ، زیر پوچی آن می چرخند.

The Trial: شاهکار Orson Welles (دیگر)
منبع: تصاویر Rialto / Studiocanal

گرچه فضای داخلی و بیرونی فیلم بی پایان به نظر می رسد ، اما هنوز هم می تواند بیننده را بسیار محرمانه جلوه دهد. از اینجا ، این احساس فوری فوری وجود دارد که داستان را به جلو سوق می دهد. و همینطور که ژوزف کی عمیق تر به دنیای دخمه پرپیچ و خم سفر می کند آزمایشی، شخصیت ها و موانعی که وی با آن روبرو می شود ، فقط باعث تقویت حس حس کلاستروفوبیا و فوریت می شود. به طوری که مهم نیست که او به کجا می رود ، همیشه شخصی خواهد بود که او را تماشا کند یا کسی که منتظر است تا او را دور کند.

تمام این تاکتیک های ناخوشایند که ولز بازگرداندن وی به خوبی غیرقابل توجیه است و بدون پایه و اساس قبلی ساخته شده است ، اما به عنوان داستان آشکار می شود که بیننده متوجه می شود که خود جوزف کی. کاملاً باور کنید که او واقعاً بی گناه است.

ما این موضوع را با تمایلات و تمایلات جنسی فراوان برای سر و صدا و پورنوگرافی می بینیم که همیشه از او پیروی می کنند و سریع او را از آنها دور می کنند. رابطه جنسی و گناه دو چیز است که به طور ذاتی در جامعه مدرن یا حداقل غربی پیوند دارد. او با حذف این جنبه از فیلم ، از آن استفاده می کند کافکا کشف گناه و انزجار از طریق خواسته های ناخودآگاه ما.

آنتونی پرکینز

آنتونی پرکینز متولد شد تا شخصیت هایی بازی کند که در پوست خود احساس ناراحتی نمی کنند. مشهورترین نقش او به عنوان نقش نورمن بیتس در آلفرد هیچکاک شاهکار تریلر روانی، دو سال قبل آزاد شد ، او انرژی آورد آزمایشی یادآور آن به نورمن بیتس است اما مشتق نیست. او با یوسف K. با یك مهربانی ، مطیع اما در عین حال عصبی ادعا بازی می كند.

همچنین ببینید

DAISIES: جسارت موج جدید چک
The Trial: شاهکار Orson Welles (دیگر)
منبع: تصاویر Rialto / Studiocanal

بهترین لحظه های او وقتی است که می کوشد واقعیت بی معنا و مفهومی را که سعی در پیمایش در آن دارد حس کند. صدا و لرزان ترسناک او با هاله های قدرتمند و قدرتمندی که وی به شدت سعی در بیرون کشیدن دارد متناقض است. دادن نکات و لایه های عملکردی وی. با همه چیز پرکینز هنگام به تصویر کشیدن ژوزف K. داستان را به ارمغان می آورد ، به راحتی می توان گفت که او یکی از بهترین قسمت های این فیلم است.

نتیجه گیری: دادگاه

با نگاهی دوباره به فیلمبرداری اورسون ولز، بین حماسه ها ، تریلرهای نوآر و کابوس های کافکاسکه ، یافتن نخی از شباهت یا یک حس ارتباط خاص بین همه فیلم های او دشوار است. تنها چیزی که آنها را به هم پیوند می دهد این است که همه آنها چقدر بلندپرواز بودند.

اورسون ولز همیشه هنر خود را اول ، پیش از سر استودیو ، یا تهیه کننده های مختلفی که تلاش های خلاقانه وی را رها کرده اند ، قرار دهید. آزمایشی یکی از این کوشش هایی است که باعث شکسته شدن شکاف ها شده است و به یک شهرت نائل شده است ، اما این یک فاجعه است که بسیاری دیگر وجود داشته اند که نادیده گرفته شده اند و یا مانده اند که پوسیده شوند و از بین بروند.

آیا شما قبلاً The Trial را دیده اید؟ آیا اورسون ولز شاهکارهای فراموش شده دیگری دارد؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


تماشای دادگاه

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!