HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی

هانیبال در حال افزایش است احتمالاً همیشه پاورقی کمتری برای جهان ادبی و سینمایی هانیبال لکتر خواهد بود. پیش درآمد ما را به ریشه های لکتر برمی گرداند. اول ، ما او را به عنوان یک قربانی جنایات در طول جنگ جهانی دوم می بینیم ، سپس می بینیم که هیولا در یک تریلر انتقامجویانه گسترده ظاهر می شود. رمان و فیلم همراه هر دو به طرز فشرده ای طراحی شده اند و فرصت های زیادی را برای مجذوب شدن و دفع همزمان هانیبال لکتر فراهم می کنند. این ، در نوع خود ، یک ورود خوب در حق رای دادن است.

این فیلم در زمان اکران به طور یکنواخت توسط منتقدان کنار گذاشته شد ، و این شرم آور است ، زیرا نه تنها پس زمینه ای قابل قبول برای روانشناسی هانیبال و تماشای بسیاری از نمایش های وحشتناک فراهم می کند ، بلکه دارای عملکرد فوق العاده ای نیز توسط گاسپارد اولیل، که ممکن است لکتر رمان ها را با دقت بیشتری از هر بازیگر بزرگ دیگری که شیطان محبوب را به تصویر کشیده اند ، به تصویر بکشد. حضور او دقیقاً به روشی که برای شخصیتهای دیگر ایجاد می کند بسیار دلهره آور است توماس هریس کتابها را به تصویر می کشند

غفلت از این داستان خاص لکتر نیز غم انگیز است زیرا داستان تحول هانیبال برای معضل اخلاقی که در این اوقات سیاسی سیاسی با آن روبرو هستیم دارای اهمیت قابل توجهی است. در اینجا ، من می خواهم استدلال کنم که انتقام هانیبال سیاست بدون هدف است. بله ، او علیه فاشیسم می جنگد ، اما از طرف خودش هیچ ضد ایدئولوژی مثبتی ندارد. هیولای خود هانیبال لکتر نتیجه نهایی ضد فاشیسم اوست زیرا ریشه در یک سیستم ارزشی فراتر از زیبایی شناسی انتقام نداشت.

برای افراد ناآگاه ، هانیبال در حال افزایش است بیننده را به دوران کودکی لکتر در لیتوانی در جنگ جهانی دوم بازمی گرداند ، جایی که می بینیم خانواده اش در هرج و مرج درگیری شوروی و نازی که زندگی اشرافی و اشرافی آنها را در حومه روستا کشته بود ، کشته شده اند. فقط هانیبال جوان و خواهرش میشا زنده مانده و در یک کابین دورافتاده در جنگل پنهان شده اند تا اینکه گروهی از سودجویان جنگ از زمستان وحشیانه آنجا پناه می گیرند. گرسنگی جنایتکاران جنگ را به سمت آدم خواری سوق می دهد ، پسری که خواهر کودک خود را می برد تا او را بخورند درست قبل از حمله شوروی و نجات “قهرمان” ما. سرانجام ، هانیبال از یتیم خانه شوروی که پس از آن در (خانه قدیمی خود) بزرگ شد فرار می کند و راهی فرانسه می شود و با همسر ژاپنی عموی فقیدش زندگی می کند. در اینجاست که لکتر نوجوان جنایتکارانی را که خواهرش را کشته اند کشف می کند و سفری تاریک را آغاز می کند که منجر به هویت آدم خواری و هیولایی خود می شود.

فاشیسم به عنوان دشمن

مثل هر تریلر خوب انتقام ، این فیلم باعث می شود با وجود هانیبال در طول سفر تاریک او ، علی رغم آنچه از داستان های قبلی لکتر درباره او می دانیم ، همذات پنداری کنیم. اول ، ما فاجعه هولناکی را می بینیم که برادر خواهر کودکش رخ داده است. این به تنهایی همدردی کافی با هیولا در انتظار را ایجاد می کند که بیننده امیدوار است تا زمانی که بتواند انتقام مرگ میشا را بگیرد ، موفق به جلوگیری از دستگیری شود.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

علاوه بر دلسوزی که نسبت به فاجعه خانوادگی وی احساس می کنیم ، با این حال ، سوال طعمه هانیبال نیز در این داستان وجود دارد. اگر آنها به معنای دقیق کلمه کلمه نازی نباشند ، عمیقا با فاشیسم در ارتباط هستند. اولین قربانی وی یک همکار فرانسوی ویشی است. سودجویان جنگ در زمان جنگ با نازی ها کار می کردند و مدتها بعد راه های نفرت انگیز خود را حفظ می کردند.

مخصوصاً برای یک بیننده مدرن ، که شاید از دیدنش لذت بسیار زیادی برده باشد ریچارد اسپنسر در طول مصاحبه ای در خیابان که به صورت او مشت شد ، ایده مقاومت خشونت آمیز در برابر نازی ها و دیگر برتری طلبان سفیدپوست جذابیت عاشقانه ای دارد. دوران غم انگیز ما شاهد تجدید حیات ملی گرایی و سایر اشکال فاشیسم در اروپا و ایالات متحده بوده است. بنابراین ، این وسوسه وجود دارد که هانیبال را در این داستان به عنوان نوعی جنگجوی با فضیلت ببینیم ، و در حال انجام انتقام از شکارچیان نازی رسمی و با حمایت دولتی مانند بازرسان پوپیل (دومینیک وست) موفق به انجام

ایدئولوژی غایب هانیبال لکتر

دیدن هانیبال به عنوان یک قهرمان در این داستان ، هر چند وسوسه انگیز که ممکن است امروز برای ما باشد (خواه آنتیفا را ارزیابی نکنید یا نکنید) ، فراموش کردن یک نکته مهم اخلاقی و سیاسی است: برای مبارزه اخلاقی با یک هیولای سیاسی ، باید از یک موقعیت کار کرد از فضیلت سیاسی هانیبال لکتر هیچ ایدئولوژی سیاسی برای مبارزه با فاشیسم خود ندارد. همانطور که قربانیان او فقط به دلیل راحتی شخصی و شغلی نازی بودند ، ضد فاشیسم لکتر صرفاً پوششی مناسب برای ماهیتی تاریک و آدم کش است.

این فرصت طلبی سیاسی در این مورد روشن تر است هریسرمان جایی که هانیبال خود را با مزیت های استراتژیک به طور دوره ای با گروه های کمونیست جوانان ارتباط می دهد (ابتدا برای بازگرداندن سابقه خود به لیتوانی ، بلوک اتحاد جماهیر شوروی ، سپس برای جلب همدردی عمومی با جنایات خود علیه نازی های فراری). در این فیلم ، لکتر به سادگی نشان دهنده هیچ گرایش قابل توجهی به سیاست نیست. علایق وی فقط به مطالعه آکادمیک جسد در دانشکده پزشکی و انتقام شخصی از زورگویانی که با آنها روبرو می شود ، معطوف است.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

اقدامات انتقام جویانه او ، نه در ایستادن در برابر بی عدالتی ، بلکه صرفاً در تنبیه و به هلاکت رساندن دشمنان ، نشاط خاصی از خود نشان می دهد. در فصل سه NBC هانیبال، مادس میکلسنلکتر با معمایی اعلام می کند که “اخلاق به زیبایی شناسی تبدیل می شود”. این بینشی دلهره آور از فساد شخصیت هانیبال است. بیش از هر چیز دیگر ، این داستان لکتر ریشه و تحول اخلاق نهایی او در “بخور بی ادب” را به تصویر می کشد. این واقعیت که “بی ادبان” در این مورد فاشیست هستند ، صرفاً اتفاقی است.

سیاست به عنوان وضعیت

لکتر در تمام داستان های خود جایزه زیبایی شناسی را به همه چیزهای دیگر می دهد. سلیقه نفیس او در همه چیز ویژگی مشخص او برای کسانی است که با او ملاقات می کنند.

که در هانیبال در حال افزایش است ممکن است بگوییم زیبایی شناسی که وی برای عموم درست می کند فضیلت سیاسی است. در دهه پس از جنگ جهانی دوم و هولوکاست ، چه کسی فضیلت را در شکار و انتقام گیری وحشیانه از نازی های فراری انکار می کند؟ این سلیقه سیاسی است که هانیبال لکتر جوان در آثار هنری اولین قتل های خود پرورش می دهد.

با این حال ، همانطور که در اینجا استدلال کردم ، اقدامات وی فاقد فضیلت است زیرا ریشه در یک دیدگاه سیاسی مثبت ندارد. اگر لکتر در واقع سوسیالیست بود ، می توان اقدامات او را وسیله ای وحشیانه برای رسیدن به هدفی قابل توجیه ، یعنی رهایی انسان از استبداد فاشیستی دانست. او سوسیالیست نبود. او به سادگی موجودی بود که از زیبایی شناسی مرگ لذت می برد و به چیزی عمیق تر از آن اعتقاد نداشت. همانطور که پوپیل اظهار داشت ، “قلب او با میشا مرد. آنچه اکنون او است ، هیچ کلمه ای برای آن وجود ندارد ، به جز هیولا. “

همین نکته است که باعث می شود این فیلم در فضای سیاسی امروز بسیار مرتبط به نظر برسد. بنابراین بسیاری از سیاست های ما صرفاً مواضع التهابی است که چیزی بیش از مواد زیبایی شناختی برای ساختن یک شخصیت با فضیلت برای توییتر نیست. اخلاق ما واقعاً کمی بیشتر از زیبایی شناسی شده است که هیولایی است. خیلی اوقات ، هیچ عقیده مثبتی از سیاست در پشت ضد فاشیسم ما وجود ندارد. هیچ چیزی وجود ندارد که ما در واقع متعهد به جنگیدن برای آن باشیم. ما صرفاً برای رضایت از بی ادبی خوردن می جنگیم.

فاشیسم تجدید حیات یک مسئله واقعی است و ناسیونالیسم راست گرایانه اکنون به معنای واقعی کلمه گوش کاخ سفید را دارد. با این حال ، بسیاری از پاسخ های جمعی ما به آن سیاسی نیست. این زیبایی شناسی فضیلت سیاسی است تا ایدئولوژی محکم ضد فاشیسم که ما اغلب آن را انتخاب می کنیم. بله ، ممکن است یک “رضایت” کوتاه مدت با “صاحب شدن” فاشیست ها برای مصرف عمومی وجود داشته باشد ، اما هانیبال در حال افزایش است این س aboutال را مطرح می کند که ما با تأمین رضایت از زیبایی شناسی فضیلت سیاسی ، از خود چه نوع هیولاهایی می سازیم.


هانیبال در حال ظهور را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

“ما باید زندگی را مثل اینکه بخشی از اکوسیستم هستیم شروع کنیم.” مصاحبه با تام مور و راس استوارت ، مدیران WOLFWALKERS

“برای آن بسیار آسان است تام و خودم برای تأثیرپذیری از داستانهای عامیانه و اسطوره های ایرلندی ، چنین چاهی عمیق برای استخراج وجود دارد ، اما من فکر می کنم این داستان با داستان های محیط زیست و شکاف جامعه روبرو است. ” راس استوارت، مدیر مشترک ، در کنار تام مور، از Wolfwalkers، “منظور من این است که هنوز هم تأکید زیادی بر روی خانواده وجود دارد ، مانند آهنگ دریا، اما من فکر می کنم این موضوع های تاریک موجود در آن را حل می کند “.

دارم ملاقات می کنم مور و استوارت برای بحث در مورد سوم در سه قصه فولکلور غیررسمی سلتیک خود ، Wolfwalkers. واقع در کیلکنی در زمان حمله کرامول در قرن هفدهم ، Wolfwalkers یک دختر جوان انگلیسی ، رابین (با بازی توسط) را می بیند افتخار کنافسی) پدرش را به کیلکنی برسانید ، جایی که مامور کشتن گرگهایی است که در جنگل اطراف زندگی می کنند. این به این دلیل است که می توان آن را قطع کرد و زمین را برای کشاورزی مورد استفاده قرار داد ، و در حالی که در ابتدا رابین از نقش پدرش به عنوان یک شکارچی گرگ خوشحال می شود ، یک ملاقات اتفاقی با یک دختر جوان که در جنگل به نام مبه زندگی می کند شروع به تغییر عقیده می کند .

استعمار و محیط زیست

Wolfwalkers به موضوعاتی مانند از دست دادن ، خانواده ، تخریب محیط زیست و استعمار می پردازد. به نظر می رسد مسائل دوقلوی استعمار و تخریب محیط زیست از اهمیت ویژه ای برخوردار است مور و استوارت“استعمار در گذشته نیست” مور می گوید ، “این هنوز در سیاست های روزمره ما ، از طریق فرهنگ راه خود را می پیماید ، بنابراین بازگشت به دوره ای که نوعی شروع به کار با قدرت بود ، جالب بوده است”. استوارت موافقت می کند ، اضافه می کند “و هنوز این ذهنیت غربی وجود دارد که طبیعت چیزی است که باید تحت سلطه و سو ab استفاده قرار گیرد. مانند انسانها این حق را دارند که بتوانند به دلخواه خود وارد بیابان شوند و از آنها استفاده کنند ، در حالی که ما به یک رویکرد کلی نگرانه تر احتیاج داریم زیرا ما فقط یک گونه روی کره زمین هستیم ، بنابراین باید زندگی را شروع کنیم انگار که بخشی از اکوسیستم “.

منبع: سالن کارتون

اشتیاق آنها هنگام صحبت با آنها روشن است ، اما این نیز صحت دارد که کار آنها گویای خود است. Wolfwalkers یک فیلم بسیار زیبا و زیبا است که از انیمیشن جذاب و دستی برای نشان دادن شکاف بزرگ بین طبیعت و جامعه استفاده می کند. شاید عاملی در این طراحی هنری ارتقا recent اخیر مدیر هنری باشد استوارت به کارگردانی وظایف با مور. چطور شد استوارت رسیدگی به مرحله بالا؟ “شما به عنوان مدیر هنری باید یک تیم را هدایت کنید ، اما این تیم کوچکتر است و شما فقط روی تصاویر تمرکز می کنید. با رفتن به سمت مسیر ، شما باید روی موسیقی و روحیه و کل برداشت کلی فیلم تمرکز کنید ، بنابراین این فیلم متفاوت بود و مسئولیت آن بسیار بیشتر بود ، و گاهی اوقات استرس زا بود اما پاداش بیشتری هم داشت! “

این باید کمک کند که او و مور هر چند مدت طولانی است که یکدیگر را می شناسند. “خوب تام و خودم از 11 سالگی با هم دوست بوده ایم … استوارت به من می گوید ، “بنابراین از نظر شخصیتی فکر می کنم قادر به تحمل هر طوفانی هستیم. ما نقاط قوت و ضعف یکدیگر را می دانستیم ، و تام در طی مراحل این همه چیزهای زیادی به من آموخت ، بنابراین من باید به او سلام کنم! ” مور می خندد ، “خوب من اینطور فکر نمی کنم! اما بله ، واقعاً برای من خیلی خوب بود که این بار شریک جرم باشم. کل پروژه تلاشی در همکاری بود ، بیش از هر کاری که قبلاً انجام داده ام ».

دو جهان متضاد

صحنه های اولیه در شهر کیلکنی جعبه ای و به وضوح کشیده شده است ، که در تضاد کامل با جریان باز بودن جنگل است. “ما این دو جهان متضاد را داریم” ، استوارت می گوید ، “یکی بیانگر آزادی و غریزه و هرج و مرج است ، سپس دیگری مانند قفس است. این نشان دهنده سفتی و نظم است و به همین دلیل شهر پر از خط و میله و اشکال ظالمانه بزرگ و سیاه است. بسیار هندسی است. این قفس رابین است و بنابراین وقتی او به جنگل می رود ، همه چیز در مورد آن برنامه ریزی و روان و آزاد و پرانرژی است. بسیار شبیه خود گرگ ها ، زیرا هیچ چیز در آنها گرفتار نشده است “.

منبع: سالن کارتون

این نوعی ایده است که توسط سبک هنری خود بیشتر شاعرانه تر می شود. در عصر پیکسار ، انیمیشن دستی به نظر می رسد که یک هنر در حال مرگ است ، خصوصاً که امروزه تعداد کمی از استودیوهای اصلی انیمیشن این کار را انجام می دهند. “خوب ، من همه آن چیزهای (CG) را دوست دارم” ، مور می گوید ، “انیمیشن اکنون با مواردی از این دست در مرزهای جدید قرار دارد به عنکبوت و بیت های کوچکی که دیده ام روح (آخرین فیلم Pixar به کارگردانی پیت داکتر) من خیلی احترام می گذارم پیتتوانایی آوردن مقداری از آن موارد گرافیکی UPA (United Productions of America) را که دوست دارد وارد CG کند. برای ما ، از ابتدای Cartoon Saloon ، ما به نوعی به این واقعیت واکنش نشان می دادیم که دنیای انیمیشن به سمت CG در حال چرخش است و ما در حال فکر کردن بودیم ، فراموش نکنیم که همه چیزهایی که انیمیشن دستی می تواند انجام دهد فراموش کنیم. ما سعی در حفظ آن در کهربا از دهه 60 یا 70 نداریم ، آنچه در تلاش هستیم انجام دهیم این است که فکر کنیم چه چیزی می تواند انیمیشن دستی را طراحی کند هنوز همچنین از فناوری استفاده کنید “.

شاید این یک جهت غیرمعمول برای یک استودیوی انیمیشن باشد ، با تمرکز بر اینکه چگونه فناوری می تواند بر روی انیمیشن کلاسیک تأثیر بگذارد و نه اینکه تلاش کند خود را بر روی نوع جدیدی از انیمیشن قرار دهد. مور این مفهوم را درک می کند اما احساس می کند بی معنی است “شما در نهایت به نظر می رسید که سعی می کنید با آن همگام شوید پیت داکتر و نمی توانید ، بنابراین بهتر است کارهای شخصی خود را انجام دهید هر وقت Pixar فیلمی را منتشر می کند ، این فناوری از قبل پیش رفته است و این برای ما یک بازی باخت است ، می دانید. من نگاه می کنم به داستان اسباب بازی؛ در سال 1995 چشم نواز بود اما اکنون به نظر می رسد یک بازی ویدیویی قدیمی است. در حالی که امیدوارم فیلم هایی که ما می سازیم بتوانند به اندازه فیلم های مشابه بی انتها باشند بامبی یا همسایه من توتورو، جایی که نمی توانید بگویید این فناوری چیست ، فقط می توانید دستان هنرمند را احساس کنید “.

سخنان پایانی

ذکر همسایه من توتورو مورد جالبی است من در بررسی خود Cartoon Saloon و Studio Ghibli را مقایسه کردم ، زیرا استودیوی انیمیشن ژاپن (تاسیس شده توسط هایائو میازاکی و اواخر ایسائو تاکاهاتا) یکی از آخرین قهرمانان انیمیشن دستی است و از نظر زیست محیطی با Cartoon Saloon شباهت دارد. آیا این عمدی است؟ “فکر می کنم معنویت آنها صرف نظر از کاری که انجام می دهند حاصل می شود” ، مور می گوید ، “تاکاهاتامن الان رفته ام ، اما آنها همیشه نگاه بسیار احترام آمیز به دنیا داشتند و من همیشه دوست داشتم که وقتی دیدی چیزی شبیه به این جهان بینی است ، توتورو یا شاهزاده مونونوکه یا روحیه دور من فکر می کنم این نوع جهان بینی پایه ای است که ما در مسائل خود نیز داریم “.

منبع: سالن کارتون

Wolkwalkers همچنین ، من یادداشت می کنم ، اولین باری است که آنها در Kilkenny فیلم می سازند ، با وجود اینکه این شهر خود پایگاه عملیاتی Cartoon Saloon است. “بله عالی بود” ، مور می گوید ، “چون کارمندانی از اقصی نقاط دنیا داریم ، بنابراین این راهی برای ما بود که می توانیم از طریق این سفرهای اسکچ که آنها انجام می دادند ، شهر خود را دوباره کشف کنیم ، چیزهایی که عادت کرده ایم مانند قلعه و همه ساختمانها و کوچه ها را ببینیم از گذشته کیلکنی ، و سپس به دلیل اینکه آنها از کشورهای دیگر و اغلب افراد جوان تر بودند ، آن را کشف می کردند ، بنابراین این یک روند واقعا جالب بود “.

زمان ما به پایان می رسد و من به شدت از هر دو تشکر می کنم مور و استوارت برای کار شگفت انگیزی که انجام می دهند. با پروژه های بیشتر ، از جمله نورا تومی جهت دار اژدهای پدر من، آینده برای Cartoon Saloon بسیار خوب به نظر می رسد و شاید طولانی باشد.

تحقیق فیلم می خواهد از توم مور و راس استوارت تشکر کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کردند!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ATTACK THE BLOCK هنوز هم یک فیلم علمی تخیلی بی احترام با یک مرکز اخلاقی قوی است

چه زمانی جو کورنیشرا حمله به بلوک در سال 2011 وارد سینما شد ، به سرعت مورد علاقه فرقه قرار گرفت اما تلاش کرد تعداد زیادی را در گیشه به دست آورد. اگر امروز در پی فراخوان های بیشتری برای ایجاد تنوع اکران شده باشد ، آسان است تصور کنید که این فیلم جریان اصلی بیشتری داشته باشد. گذشته از همه اینها، حمله به بلوک مخاطب را مجبور به مقابله با موضوعات مهم می کند ، با استفاده از کمدی ، هجو و علمی تخیلی.

این فیلم حوادث یک شب را دنبال می کند ، در آن مهاجمان بیگانه به املاک شورای جنوب لندن حمله می کنند. این هیولاها یک بازی مرگبار موش و گربه را با موسی ایجاد می کنند (جان بویگا) و باند نوجوان او ، که در صحنه آغازین با آنها ملاقات می کنیم ، در حالی که آنها یک پرستار جوان را لوس می کنندجودی ویتاکر) در خیابان های کم نور نزدیک بلوک برج خود. از اینجا، کورنیش این شخصیت ها را به کابوسی دنیوی می کشاند که باند به عنوان قهرمانانی بعید ظاهر می شود. از طریق همه اینها ، فیلم یک حس جذابیت کمیک با طعم مشخص بریتانیایی را حفظ می کند.

دفاع از بلوک

با ساخت فیلم کم بودجه اش ، کورنیش زندگی این نوجوانان را با سرعت شکستن گردن بررسی می کند. این باند جنایتکارهای کلاس کلاس نیستند و قصد دارند خیابان ها را به خیابان بکشند ، بلکه نوجوانان گمراه شده ای هستند که می خواهند ماشین گرایی خود را به یکدیگر ثابت کنند. حمله به بلوک، با این حال ، نمایی از آسیب پذیری آنها را نشان می دهد. ما می بینیم که پسران با عجله به خانه می آیند و برای جنگیدن با بیگانگان سلاح جمع می کنند و لحظه ای وجود دارد که آفت خرد کننده (الکس اسماعیل) اقدام سختگیرانه را کنار گذاشته و می گوید: “در حال حاضر ، من می خواهم به خانه بروم ، در را قفل کنم و FIFA بازی کنم.”

ATTACK THE BLOCK هنوز هم یک فیلم علمی تخیلی بی احترام با یک مرکز اخلاقی قوی است
منبع: انتشار بهینه

مونتاژهای زندگی خانگی آنها در تضاد با زمانی است که آنها برای اولین بار به عنوان متقلب معرفی می شوند ، و به طور حیرت انگیزی مشاهده این باند که به مناسبت مبارزه با بیگانگان به وجود می آید کاملاً کاتارتیک است. با این حال ، پسران ، در ابتدا که مبهوت ایده رفتن به جنگ با هیولاهای بیگانه شده بودند ، به سنگینی اوضاع خود پی می برند و به برج برج خود پناه می برند. همانطور که مهاجمان گروه را به وحشت می اندازند ، شجاعت پسران هرگز متزلزل نمی شود و ما شروع می کنیم به آنها با نگاهی متفاوت.

حمله به بلوک بین رستگاری و محکومیت خط خوبی را طی می کند. در حالی که کورنیش در طول کمدی می بافد ، پسران هرگز به دلیل خشونت گذشته خود معذور نیستند ، با اینکه موسی دائماً یادآوری می کند که اقدامات او بی پروا و غیرقابل دفاع است: چرا همیشه کسی مورد سرقت یا ضرب و شتم قرار می گیرد؟ ” می گوید تیا (دانیل ویتالیس) ، دوست باند. به تدریج ، موسی می فهمد که هیولاها به جامعه خود حمله می کنند ، زیرا او یک بیگانه کوچکتر را کشت ، که به نوبه خود ، ایده اصلی فیلم را که “اعمال عواقب دارد” ، پیش می برد.

ATTACK THE BLOCK هنوز هم یک فیلم علمی تخیلی بی احترام با یک مرکز اخلاقی قوی است
منبع: انتشار بهینه

قدرت آرام حمله به بلوک نهفته است در اینكه پسران بیشتر از همه مشكلاتی كه برایشان پیش آمده مقصر هستند ، اما آنها از شانه خالی از مسئولیت خودداری می كنند. کورنیش به طور واضح می خواست داستانی را بیان کند که نشانه هایی از دنیای واقعی است ، زیرا س questionsالات پیرامون نمایندگی گروه های اقلیت همیشه وجود دارد. این دیدگاه دقیق شخصیت های با پیش زمینه های متنوع است که باعث می شود حمله به بلوک متفاوت از فیلم تهاجم بیگانه شما به طور متوسط. از مدت ها پیش داستان علمی تخیلی به عنوان ژانری شناخته می شود که قهرمان تنوع است و حمله به بلوکبازیگران جوان بازیگران دلیل دیگری برای تازه و صادقانه ماندن فیلم است. امروز ، به عنوان مانند جان بویگا به سمت چیزهای بزرگتر حرکت کرده است ، صحنه ای که موسی در راهرو می دود و شمشیر خود را با انبوهی از بیگانگان که به دنبال او می چرخند ، تکان می دهد ، قدرتمندتر است.

از نظر اجتماعی آگاه

تلفیق علمی تخیلی و رئالیسم اجتماعی به همین دلیل است که فیلم طنین انداز می شود و از ساخت کورنیش الهام گرفته شده است حمله به بلوک بعد از اینکه در جنوب لندن مورد هجوم قرار گرفتند. واکنش او به جای محکوم کردن صریح این جنایتکاران جوان ، تلاش برای درک رفتار آنها بود. بیشتر فیلم درباره ادراک و چگونگی سریع قضاوت درباره یکدیگر است و حمله به بلوک احساس همدردی با افرادی که در چرخه خشونت گیر کرده اند ، با این فیلم نشان می دهد که این پسران توسط سیستم شکست خورده اند.

کورنیشتفسیرها را می توان در تغییر نهایی قلب سام مشاهده کرد: در میان هرج و مرج و حمله بیگانگان ، او متوجه می شود که این باند فقط بچه هایی هستند که راه اشتباهی را در پیش گرفته اند و نباید از آنها ترسید. در ابتدا ، سام پسران را چیزی غیر از دردسر ساز نمی داند ، اما حمله بیگانگان باعث می شود تا انسانیت آنها را بشناسد. این یک چرخش قابل توجه است ، که اهمیت وجود شخصیت های کاملاً مشخص را نشان می دهد. به عنوان مثال ، موسی به عنوان یک پسر خوب که کارهای بدی انجام داده است نشان داده نمی شود ، بلکه یک شخصیت بسیار ناقص است که نشان می دهد در صورت تهدید بزرگتر قادر به تغییر است. همیشه یک قطب نما اخلاقی بازی می کند و وقتی پسران در تخت سام ، جروم اسیر می شوند (لیون جونز) اخلاق فیلم را به بالاترین شکل ممکن به خانه سوق می دهد: “امشب چیزهای بدتری وجود دارد که باید از آنها بترسد ، اعتماد کن!” در این موارد است که حمله به بلوک به طور مستقیم با نژاد و کلاس مقابله می کند و پیامی را در مورد پذیرش اختلاف در دیگران به اشتراک می گذارد.

این یک فیلم کمتر متمرکز بر تهاجم واقعی است و علاقه بیشتری به چگونگی رشد این شخصیت ها پس از قرار دادن در جاسوسی دارد. در پایان ، موسی ناجی جامعه خود می شود. حتی اگر او پس از نابودی بیگانگان دستگیر شده باشد ، او می تواند از کلیشه هایی که در ابتدای فیلم علیه او برگزار می شد ، فراتر رود. هنگامی که جمعیت نام او را شعار می دهند ، سام به پلیس می گوید كه موسی و باندش از او محافظت كردند و همه موانع طبقاتی را از بین بردند.

حمله به بلوک در نهایت احساس می شود یک مداخله در معنی قهرمان بودن است در حالی که جوان و پویایی نژادی را بررسی می کنید. این یک داستان هشدار دهنده است که مهمترین تصورات کلاهبرداری در مقابل بیگانگان است که شاهدی بر قدرت داستان علمی است. حمله به بلوک گوهر نادری باقی می ماند که مخاطب را به همان اندازه که سرگرم می کند ، به چالش می کشد. کورنیشفیلم به عنوان یک قطعه عالی از سینمای انگلیس برجسته است که از علمی تخیلی کلاسیک با شخصیت های تیز و تیز استفاده می کند و شانس را برطرف می کنند و جهان را نجات می دهند.


Attack The Block را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لیام اسپرینگ-جونز

لیام نویسنده مستقل و نویسنده وب سایت مستقر در لندن است ، و در وبلاگ ها و نشریات مختلف فعالیت می کند. او در مورد موضوعات مختلف نوشته است اما در فرهنگ (به ویژه فیلم) تخصص دارد و بر ویژگی ها و محتوای نظر تمرکز دارد.

“من شک دارم که فقط نمی تواند به موقع تر باشد.” مصاحبه با جرمی سیمز ، مدیر RAMS

اوایل ورود قوچجرمی سیمز‘بازسازی استرالیایی درام ایسلندی نامزد اسکار 2015 به همین نام – برادران بیگانه کالین (سام نیل) و Les (مایکل کاتون) وقتی دو رقیب آخر در مسابقه سالانه قوچ جایزه شهری دور افتاده استرالیای غربی باشند ، مجبور می شوند با هم لانه کنند. علی رغم تنشی که در سرتاسر مناطق مختلف کوه بارکر موج می زند – که توسط قاتلان استعدادهای محلی و بین المللی از جمله میراندا ریچاردسون، آشر کدی ، و وین بلر – به نظر می رسد کل ماجرا به طور معمول تجارت باشد و حتی وقتی جایزه کوچک به یک لس مبهم تحویل داده می شود ، به نظر می رسد که همه این سختی ها تعادل را در این جامعه گره خورده تثبیت می کند.

این خونسردی جدی وقتی قوچ جایزه Les با بیماری نادر و کشنده تشخیص داده می شود ، مقامات دولتی را مجبور به پاکسازی هر گوسفند در دره می کند ، و درایوهای فعال منحصر به فرد هر دو برادر را از بین می برد. ایده ویروس غیرقابل پیش بینی که اخلال در شیوه طبیعی زندگی ما را ایجاد کند ، امسال با یک وحشت غیرمنتظره ای روبرو می شود ، اما ژول دانکنفیلمنامه بار دیگر تأکید می کند که در تاریک ترین لحظه های انکارناپذیر ما زمانی است که بهترین انسان ها توانایی درخشش درخشان را دارند.

پیش از قوچ اکران نمایشی استرالیا در 22 اکتبر ، من فرصتی برای گفتگو داشتم قوچ کارگردان جرمی سیمز درباره اقتباس درام اصلی ایسلندی ، کیفیت بی انتهای کوه بارکر و کار با آن مایکل کاتونطرف دراماتیک است.

الکس لاینز برای تحقیق در مورد فیلم: من در مصاحبه ای در سال 2018 که درست قبل از فیلمبرداری رامس نوشته شده بود ، خوانده ام که فرصتی برای ملاقات با گریمور هاونکارسون نداشته اید ، اما اشاره کردید که او بسیار مشارکت داشت – می خواستم از شما بپرسم از آن زمان توانسته اید با او ملاقات کنید و آیا او فیلم را دیده است؟

جرمی سیمز: خوب ، جواب این است که من با او ملاقات نکرده ام. من علاقه ای به صحبت قبلی با او نداشتم زیرا می خواستم فیلم خودم را بسازم. شناخت من از فیلم واقعاً از دیدن آن در جشنواره ها هنگام تور بود آخرین کابین به داروین. سپس فکر کردم ، نگاه کن ، من به اندازه کافی آن را می دانم تا اکنون روی نسخه ما کار کنیم.

اما تولیدکنندگان ، ژانله و آیدان، دوستان خوبی با او هستند و آنها در تمام مراحل با هم در ارتباط بودند و او مجبور شد پیش نویس های متن متن را بخواند. همه ما قرار بود دور هم جمع شویم و فیلم را ببینیم اگر ویروس نبود. ما احتمالاً در یک بار در جایی در اسکاندیناوی بوده ایم که احتمالاً درباره آن صحبت کرده ایم ، بنابراین شرم آور است. من دوست دارم او را ملاقات کنم و می دانم که او فیلم را دوست دارد.

منبع: Roadshow Films

احساس می کنید تغییر تنظیمات از این نوع حومه سرد ایسلندی به محیط خشک استرالیای غربی که روی مواد یا زیر متن شخصیت ها و روابط مرکزی آنها تأثیر داشته باشد ، احساس می کنید؟

جرمی سیمز: فکر نمی کنم در واقع روی آن تأثیر بگذارد. آن داستان ، داستان دو برادر ، در اصل ، یک حماسه ایسلندی است. این داستان از همان داستان داستان قابیل و هابیل می آید و هر فرهنگ دیگری این داستان دو برادر را دارد ، در بیشتر فرهنگ های غربی با این ایده که پسران از پدر به ارث می برند ، تنظیم شده است. بنابراین ایده دو پسر که کاملاً مخالف یکدیگر هستند و یکی مورد پسند پدر است و دیگری این نیست که وقتی به آنها واگذار شد با یکدیگر جنگ کنند ، این داستان از هزاران و هزاران سال پیش وجود داشته است.

بنابراین، هنگامی که گریمور شروع به کار بر روی نسخه اصلی کرد قوچ، او در حال کپی برداری از یک حماسه بود که با آن بزرگ شده بود و عمویش به او گفت. من فقط از این منظر به آن نزدیک شدم ، خوب ، من این حماسه را به من منتقل کرده ام ، بنابراین می خواهم آن را بگویم. تا آنجا که دو مرد در کشور منزوی بودند ، وقتی به مردم در کوه بارکر گفتیم که ما در حال ساخت یک فیلم در مورد دو برادر هستیم که 40 سال صحبت نکرده اند و آنها مزرعه خود را از وسط تقسیم کرده اند ، او گفت ، ” اوه ، شما آن را در مورد پیت و دیو ساختید که هر کجا زندگی می کرد. ” همه داستان را تشخیص می دهند. از این منظر ، خواه گرمای طاقت فرسای تابستان استرالیای غربی باشد یا سرمای یخ زده زمستان ایسلندی ، آن قسمت ، طبیعت همان نقشی را که در نسخه اصلی فیلم داشت ، در نسخه من بازی کرد.

یکی از جنبه های رسمی این فیلم که می خواستم به آن بپردازم کیفیت پایین و تاریخی کوه بارکر و شخصیت های مختلف آن بود. احساس گم شدن در زمان ، به ندرت تلفن همراه یا دال مدرن را می بینید ، اگر به من بگویید این فیلم در دهه 80 یا 90 تنظیم شده است ، من به شما باور می کنم آیا احساس کردید که این کیفیت آنالوگ عامل مهمی در تحقق این جهان و ساکنان آن است؟

جرمی سیمز: خوب ، مطمئناً اوایل می دانستیم که هیچ یک از قهرمانان اصلی ما تلفن های همراه را دوست ندارند. آنها پیرمردهای تلفن خود هستند و یک بار من با آنها کار کردم کلیتون جونسی از نگاه فیلم ، من مطمئناً نمی خواستم به جایی برسم که بگویم ، “خوب ، چرا آنها فقط او را صدا نمی کنند؟” این که او می خواهد تلفنش را با او در وسط مزرعه گوسفند داشته باشد. ما فقط از این فرض رفتیم که آنها تلفن حمل نمی کنند.

و اگر به شهرهای روستای استرالیای غربی رفته باشید ، در بیشتر موارد ، اگر وسایل نقلیه را از آن خارج کنید ، به نظر می رسد که در دهه 70 یا 80 هستند. Mount Barker یک شهر زیبا است و داستان پیرامون ایده های مدرن نبوده ، اگرچه معلوم شد که ما نمی توانستیم با یک بیماری همه گیر مدرن تر باشیم. جالب است که آن را برداشتید ، اما بله ، ما عمداً این کار را کردیم. ما نمی خواستیم دنیای مدرن را بسازیم. ما نمی خواستیم فناوری مدرن را در این فیلم مطرح کنیم.

بین این و آخرین کابین به داروین، شما واقعاً توانسته اید از گوشت خارج شوید و توجه اصلی را بر روی خردهای دراماتیک مایکل کاتون قرار دهید ، که فکر می کنم هنوز شخصیت ملی خنده دار یقه آبی بودن را به همراه دارد ، بنابراین به عنوان یک بازیگر خود ، چگونه می توانید با تغییر شکل آن شخصیت در این نقشهای قابل اندازه گیری بیشتر؟

جرمی سیمز: اوه ، ببین ، برای من خیلی خوب بوده است که مردم او را به عنوان پسری می بینند قلعه یا عمو هری در تلویزیون. از آنجا که من به عنوان بازیگر با او کار کرده ام ، فقط می دانستم که او چقدر ماهر است. این واقعا دشوار است که برای مردم توضیح داده شود ، مهارت این است که جلوی دوربین بروید و بدانید کجا هستید و چه کاری انجام دهید و چگونه چیزهای کوچکی را که یک داستان را بازتاب می دهند منعکس کنید. مهارت های او در کشور ما بی نظیر است. او یکی از باتجربه ترین بازیگران اکران است و همینطور است سام برای این موضوع سپس شما اضافه می کنید میراندا ریچاردسون به مخلوط می پردازید و شما می خواهید مانند رولز رویس کارگردانی کنید.

برای من ، دانستن مایکل خوب ، دانستن اینکه او چنین پتانسیلی دارد ، واقعی است مایکل کاتون انسان متفکر ، جالب ، بی ثباتی است. او یک جنبه تاریک دارد و از نوشیدنی هم بدش نمی آید ، بنابراین این شخصیت ، اگرچه برای مخاطبانی که می دانند یک کشش است مایکل کاتون، من می دانستم که او به اندازه کافی از این شخصیت شناخت دارد. و او در کشور بزرگ شد و خانواده ای دارد که با یکدیگر صحبت نمی کنند. منظورم این است که او همه این مطالب را درک کرده است. من واقعاً متعجب هستم که مردم از این که او در کارش بسیار خوب است شوکه شده اند زیرا من می دانستم که چنین خواهد شد.

منبع: Roadshow Films

من فکر می کنم این همه چیز کمدین است ، مانند جیم کری یا رابین ویلیامز که می روند ، “اوه ، وای”. به دلایلی احساس تعجب می کند.

جرمی سیمز: همه کمدین ها با تاریکی کار می کنند. به همین دلیل آنها خنده دار هستند. اگر به واژه نامه ستاره های فیلم آمریکایی در 30 سال گذشته نگاه کنید ، 90٪ از مردان ستاره فیلم های آمریکایی وقتی شروع به کار می کنند ، کمیک استندآپ هستند زیرا به دنیا نگاه می کنند و می روند ، “آیا این موضوع گنگ نیست” آنها به آن نزدیک می شوند نگاه کن کاتون فقط یک بازیگر واقعا دوست داشتنی است و او را جذب می کند و سام با هم شاید بهترین کارگردانی باشد که روی این فیلم انجام دادم ، من سخت تلاش کردم تا آنها را جمع کنم.

شما قبلاً آن را لمس کردید ، اما احساس می کنید که بازدیدهای فیلم اکنون از این زمان خاص متفاوت است؟

جرمی سیمز: من از افرادی که آن را می بینند ، مشکوک شده ام که به نمایشگاه ها و کارهای روز پدر رفته اند ، من گمان می کنم که فقط نمی تواند به موقع تر باشد.

نوعی عجیب است. منظورم این است که ای کاش فرصتی بیشتر برای آن وجود داشت تا بتواند اعدادی را انجام دهد که فکر می کنم اگر تمام سینماها کاملاً افتتاح شود و همه ما با خوشحالی به سینماها برویم می توانست این تعداد را انجام دهد. اما من فکر می کنم آنها به اندازه کافی باز خواهند بود تا مردم بگویند: “اوه ، من نمی خواهم بروم و یک فیلم تاریک ببینم. من هم نمی خواهم بروم و یک کمدی احمقانه ببینم. من چیزی می خواهم که در آن جایی که اکنون در جهان هستیم صحبت کند. “

و به اندازه کافی عجیب ، این فیلم انجام می دهد. این جامعه با برخی از مسائل واقعاً بزرگ دست و پنجه نرم می کند و همه آنها انسان هستند و همه در حال بحث هستند که پاسخ صحیح به این همه گیری که با آن روبرو هستیم چیست. بنابراین بین آتش سوزی بوته ها و یک بیماری ویروسی که چیزهایی را که آنها دوست دارند از بین می برد ، ما تقریباً پول زیادی را صرف کرده ایم.

استعلام فیلم از جرمی سیمز تشکر می کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کرد.

Rams در تاریخ 22 اکتبر 2020 به سینماهای استرالیا می رود.


رم ها را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS

هنوز کمی زمان باقی مانده است – و Pixar هنوز ویژگی مورد انتظار خود را منتشر نکرده است روح، که احتمالاً مورد اختلاف خواهد بود – اما Wolfwalkers تقریباً بهترین فیلم انیمیشن سال است. سومین سه گانه فولکلور غیررسمی از استودیوی ایرلندی Cartoon Saloon ، پر از جذابیت ، شگفتی و تجسم آرواره است – به قول ذاتی راز سلول ها و آهنگ دریا. گرچه آنها نمی توانند همان خروجی Studio Ghibli را داشته باشند ، اما در Cartoon Saloon فهرست آنها تبدیل به یکی از آخرین سنگرهای انیمیشن دستی شده است ، به خصوص از زمان سقوط همتایان ژاپنی آنها.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

شروع با نامزد اسکار 2009 Secret of the Kells، تام مور و نورا تومی سابقه ای برای انیمیشن با شکوه طراحی شده ، ریشه در اساطیر سلتیک دارد. Kells در ارائه خود بی نظیر بود ، مانند یک پنجره شیشه ای رنگی زنده می شود. این فیلم نه تنها با تصاویر باورنکردنی بلکه با یک داستان جذاب و لایه ای که هم کودکان و هم بزرگسالان را مجذوب خود می کرد ، به رخ کشید. در سال 2014 استودیو با زیبایی فوق العاده دو برابر شد آهنگ دریا، که در آن تجسمات گسترش یافته و ثابت کرد سالن کارتون با روایت داستانهایشان اعتماد به نفس بیشتری می یابد. حالا ، با Wolfwalkers، آنها حق خود را برای ذکر در میان بزرگترین استودیوهای انیمیشن تاریخ ثابت کرده اند.

کیلکنی و جنگل گرگ ها

Wolfwalkers در سال 1650 ، هنگام حمله انگلیس به ایرلند تحت هدایت الیور کرامول. لرد محافظ خود این روستا را به دام انداخته است ، جایی که قصد دارد جنگل مجاور آن را قطع کند تا زمینی برای کشاورزی ایجاد کند. این باعث ناراحتی گرگ هایی که خانه خود را در جنگل ساخته اند و غیره است کرامول می فرستد بیل گودفلو (با صداگذاری توسط شان بین، به راحتی نقش ناد استارک / بورومیر را که اکنون می توانست در خواب انجام دهد) برای کشتن آنها پر کند. بیل به دخترش رابین اختصاص داده شده است (افتخار کنافسی) كه مادرش ، ضمنی است ، درگذشت و بیل را به امانت خود سپرد. بیل این مسئله را بسیار جدی می گیرد و ناامیدانه تلاش می کند تا دخترش در حالی که برای شکار گرگ بیرون نیست ، در روستا سالم بماند. رابین اما می خواهد مانند پدرش شکارچی شود. او سرسخت و بدنام است ، شبیه به شجاعمریدا از راه هایی ، و مصمم به شکار است. او که پر از کنجکاوی است ، در جستجوی پدرش به جنگل می رود اما درعوض بر سر یک دسته گرگ و یک دختر کوچک عجیب به نام مبه (با صداگذاری توسط اوا ویتاکر) که ادعا می کند یک گرگ واکر افسانه ای است – مردمی که روح آنها شب هنگام خواب گرگ می شود.

به کارگردانی مشترک توسط تام مور، و مدیر هنری راس استوارت، Wolfwalkers یک جشن بصری در سراسر است. صحنه های اولیه در روستای کیلکنی در خطوط مستقیم و صلب تنظیم شده است. کاملاً منظم ، کاملاً محدود ، در مقایسه با صحنه های بعدی جنگل. هنگامی که از دید پرندگان نشان داده می شود ، این شهر جعبه ای و کلاستروفوبیک است. ساکنان آن در جعبه های کوچکی که در صفحه قرار دارند نشان داده می شوند ، به طور یکسان جارو ، تمیز ، حمل می کنند. رابطه کمی با سبک اندرسونی دارد اما در اینجا برای تأکید بر نظم و سختی زندگی شهر استفاده می شود. جنگل البته تقریباً عکس آن است.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

سرشار از سرسبزی سرسبز که مانند یک اقیانوس وحشی جریان دارد (گرگها خودشان سیال به نظر می رسند ، از صحنه ای به صحنه دیگر با ظرافت جریان می یابند انگار بخشی از رودخانه از درختان عبور می کند) ، جنگل مبه واقعاً زنده احساس می کند؛ ملیله وسیعی از رنگهای روان ، که به این طرف و آن طرف کشیده می شوند ، و از پایبندی به هر نظم یا ریتمی به جز خودش رد می کنند. یک سکانس باورنکردنی که در نیمه راه فیلم اتفاق می افتد نشان می دهد که رابین و مبه در جنگل اکتشاف می کنند ، به حواس گرگ خود اجازه می دهد آنها را راهنمایی کند. این بسیار عالی و هوشمندانه انجام شده است و از استفاده سنتی از انیمیشن بصری فراتر رفته و کار کاملا جدیدی با آن انجام داده است. بیشتر گفتن به معنای از بین بردن داستان و لذت کشف است ، اما مطمئن باشید این یک قطعه برجسته در یک فیلم پر از آنها است.

انسان در برابر طبیعت

در حالی که انیمیشن بی عیب و نقص است ، داستان خود نیز بسیار عمیق است. اساساً بازگویی انسان در برابر داستان های طبیعت مانند با گرگ ها می رقصد ، سرخس گلی، یا پوکاهونتاس ، ولف واکرز خطرات استعمار را اضافه می کند و از پویایی پدر / دختری استفاده می کند که هرگز احساس خستگی یا کلیشه نمی کند. روابط بیل و رابین بسیاری از روایت ها را لنگر می اندازد ، و نشان می دهد که چگونه ترس می تواند برای ما تصمیم بگیرد جایی که فرزندان ما درگیر آن هستند. هر تصمیمی که بیل می گیرد ، او این کار را با رابین در راس ذهن خود انجام می دهد ، و حتی اگر بعضی از این تصمیمات مستقیماً برای رابین آسیب زننده است ، ما می توانیم بفهمیم که چرا بیل آنها را انجام می دهد. او همیشه خط مقدم ایمنی رابین است. بعداً حتی یک چرخش خوب خوب اتفاق می افتد که Robyn همین نقش را با Mebh بازی می کند ، تصمیم سختی می گیرد که به Mebh صدمه می زند اما در نهایت برای محافظت از خودش است.

در مورد استعمار ، ایرلند با حمله انگلیس بیگانه نیست. سایمون مک برنیها کرامول یک کابوس خالصانه است ، طوری قدم می زند که گویی هدف بالاتری نسبت به دیگران دارد و حتی موذی تر است زیرا واقعاً آن را باور دارد. او بیش از یک شباهت گذرا (از نظر شخصیت) به قاضی فرولو در گوژپشت نوتردام و موثر است زیرا مارک خاص وی از شر بسیار قابل تشخیص است

در جای دیگر ، رابطه بین رابین و مبه به لطف مشخص شده است. این بسیار کارآمد است زیرا ماهیت واقعی دوستی ها را تداعی می کند: اگرچه آنها در ابتدا بسیار از یکدیگر بدشان می آید ، مبه کلاهبردار و بیش فعال است و رابین یک “شهروند” است که جنگل را نمی فهمد ، آنها به سرعت در یک ریتم طبیعی قرار می گیرند با همدیگر. یک سکانس می بیند که مبه و رابین در بالای شاخه درخت نشسته اند و در حال بحث در مورد جنگل هستند. در حالی که گفتگو ادامه دارد ، رابین از جیب خود برس می کشد و شروع به مسواک زدن موهای مبه می کند. هیچ یک از آنها به این اشاره نمی کنند و یا حتی تصدیق نمی کنند که این اتفاق می افتد. این به سادگی گواهی بر دوستی آنها است که چنین رفتارهایی را می توان مسلم دانست.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

آخرین قسمت پازل مادر مبه ، مول است. او محافظ اصلی گرگ ها است اما به طرز مرموزی ناپدید شده است. مبه با صبر و حوصله در انتظار بازگشت او است ، و به رابین اطمینان می دهد که مادرش هرگز نمی تواند گرفتار شود و هرگز او را ترک نخواهد کرد ، اما رابین خیلی مطمئن نیست. باز هم ، گفتن بیشتر به معنای از بین بردن آن است ، اما کافی است که بگوییم نقش مول شبیه بروناخ در آهنگ دریا. او در عمل سوم لحظه ای عاطفی را با دخترش تقسیم می کند که هیچ خشکی در خانه باقی نمی گذارد. به زیبایی تحقق یافته و ماهرانه اداره می شود.

نتیجه

Wolfwalkers کاملاً شگفت انگیز است. این یک افسانه سلتیک فوق العاده ارائه شده است که در کنار بهترین ها ایستاده و با آن راحت می نشیند راز سلول ها و آهنگ دریا در سه گانه عامیانه Cartoon Saloon. در عصری که انیمیشن های دستی کمتر و کمتر می شوند ، فیلم هایی مانند این یکی را باید از پشت بام ها فریاد زد و جشن گرفت. این تقریباً یقین است که Wolfwalkers برای سالهای آینده در مورد آن صحبت خواهد شد ، و امیدوارم که این فقط آغاز یک کار خارق العاده برای Cartoon Saloon باشد.

Wolfwalkers برای بازگو کردن داستان خود از افسانه های سنتی سلتیک گرفته شده است. آیا افسانه های مورد علاقه ای دارید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Wolfwalkers در انگلیس و ایرلند در تاریخ 30 اکتبر و در ایالات متحده در 11 دسامبر آزاد می شود. برای تاریخ انتشار بیشتر ، لطفا اینجا کلیک کنید

https://www.youtube.com/watch؟v=d_Z_tybgPgg


Wolfwalkers را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ENOLA HOLMES: هیچ رمز و رازی برای موفقیت این جذابیت وجود ندارد

اوه نه ، راه اندازی مجدد یک جهان موجود با یک چرخش زن محور نیست. نه اینکه مشکلی در این زمینه وجود داشته باشد ، جز این که رویکردی کاملاً متعارف و ضعیف است ، رویکردی که از هر طرف به آن اشاره می کند. وقتی افراد کمی نیستند که به ظاهر از زنها در جهان خود متنفر هستند (من را گول بزنند) یک فیلم کاملاً خوب مانند 2016 را اژدر می کنند شکارچیان شبح ، پس از آن کسانی که نوع خاصی از نمایندگی زن را می خواهند ناراحت باشند و شخصیت های اصلی را دریافت نکنند ، به مکالمه Ocean’s 8. این یک وضعیت بدون برنده است مگر اینکه همه سرما بخورند و به مردم اجازه دهند از آن لذت ببرند ، که امیدوارم روحیه ای باشد که مردم به آن تحمیل می کنند انولا هولمز.

بله ، او یکی از آنهایی که هولمز شرلوک در واقع یکی از دو برادر بزرگتر او است که مدتها پیش بزرگ شده و خانه را ترک کرده است. انولا تحت سرپرستی عجیب مادرش ، که در Enola بسیاری از درخشش های برادر مشهور خود را دید و به همین ترتیب او را آموزش داد ، بزرگ شد. این بدان معناست که او همان زن جوان تصفیه شده ای نیست که در دهه 1880 انگلیس انتظار داشت ، بنابراین وقتی مادرش در شانزدهمین سالگرد تولد خود به طرز مرموزی ناپدید شد و برادرانش برای مراقبت از او به خانه بازگشتند ، بلافاصله تصمیم گرفتند که او را به اتمام مدرسه بفرستند تا یک خانم مناسب شود. بدیهی است که انولا برای چنین کاری ایستادگی نخواهد کرد ، و علاوه بر این ، او مادری برای یافتن دارد ، بنابراین او فرار می کند و فیلم اوج می گیرد.

ENOLA HOLMES: هیچ رمز و رازی برای موفقیت این جذابیت وجود ندارد
منبع: نت فلیکس

این یک ریف جذاب در مناطق هولمز است ، یکی با همه رمز و رازها و چیزهایی که شما می خواهید اما با یک دختر نوجوان که سرنخ ها را از کیف بیرون می کشد. این ذاتاً باعث چرخش تدریجی چیزهایی می شود که داستان از طرق دیگر به آن دامن می زند ، اما این دلیل نمی شود که کسی اینجا باشد. Enola به سادگی شخصیتی سرگرم کننده و دلپذیر است که احتمالاً از نویسنده گرفته شده است نانسی اسپرینگر مجموعه کتابهایی که فیلم از آنها ساخته شده است. تماشای پازل های مختلف با هم قطعه او چیزی است که شما را به خود جذب می کند و شما را در آنجا نگه می دارد ، حتی اگر طول فیلم بیش از حد پر شده و ناهموار باشد. به زبان ساده ، این سرگرمی است و به طریقی موفق می شود که کاملاً غیر شایسته خشم باشد ، حتی اگر به خاطر جنسیت Enola محکوم به برخی باشد.

سبک نگه داشتن چیزها

کارگردان هری بردبیر اطمینان حاصل می کند که روح این فیلم از همان ابتدای فیلم از سر گرفته می شود. در حالی که دوچرخه سواری متزلزل داشت ، Enola به دوربین روی می آورد و ما را به سرعت در جنبه های تجدیدنظرطلبانه داستان سوق می دهد. این یک روش سرگرم کننده و کارآمد برای عبور از نمایشگاه است ، آهنگی که فیلم از آن استفاده می کند تا همه توپها را بچرخاند.

عجیب ، در این افتتاحیه است که فیلم درخشان ترین حالت را می گیرد ، با سبکی پررنگ و قوی که شما را در گذشته و خارج و خارج از فیلم شلاق می زند. این دیوارهای چهارم شکستن برخی از جادوهای تماشای فیلم را از بین می برد ، اما همچنین شما را به دنیای Enola دعوت می کند. اغلب آنها هنگام توضیح بخشی از پازل ، این احساس را به شما می دهند که در حل معماها با Enola همکاری دارید. این نوعی بزرگ شده است سرنخ های آبی اثر: شما خیلی زیرک هستید که باور کنید در واقع به Enola کمک می کنید ، اما احساس خوب بودن در آن هنوز خوب است.

ENOLA HOLMES: هیچ رمز و رازی برای موفقیت این جذابیت وجود ندارد
منبع: نت فلیکس

حتی با کمرنگ شدن این فیلم ها ، فیلم جذاب نیز باقی می ماند و شما رمز و رازها را به تنهایی انجام می دهید. این واقعیت که دو مورد برای حل وجود دارد ، مکان مادر انولا و اینکه پس از ارباب جوانی که در این راه ملاقات می کند ، می آید ، کمی برای کنترل فیلم بسیار زیاد است. چرخش های کمتری در ازای جذابیت های جالب دیگر مورد استقبال قرار خواهد گرفت ، به ویژه برای بینندگان مسن که احتمالاً به سرعت مسائل را رقم می زنند ، اما احساس گرم و محدود کننده فیلم به اندازه کافی برای رضایت خاطر تمام خانواده حفظ می شود.

تلاش تیمی

برخلاف مشهورترین هولمز ، Enola از برخی شرکت ها ، که با رمز و رازهای گسترده ترکیب می شود ، بازیگران کاملاً قابل توجهی را برای لذت بردن از بینندگان ترسی ندارد. میلی بابی براون مطمئناً به عنوان Enola لنگر می اندازد و اعتماد به نفس او در این نقش یکی از چند بازیگر هم سن و سال او است که می تواند با چنین ترفند طبیعی بازی کند. شاید تفاوت در این باشد که کسب شده است. او در حال بازی در چیزهای غریبه سالهاست و نقشی اساسی در صفحه نمایش بزرگ دارد گودزیلا حق رای دادن ، یک کار منفرد ، کار بزرگسالانه غیر هامی ، که تعداد کمی از افراد در سن 16 سالگی به آن دست می یابند. بر خلاف آن پروژه ها ، جایی که تهدیدهای پایان جهان به چشم می خورد ، دیدن اینکه او به عنوان Enola سرگرم می شود ، تازه کننده است. . لمس سبک و خنک کننده ای که او برای این نقش به نمایش می گذارد کاملاً با مقیاس فیلم سنجیده می شود و طعمی دلچسب از آنچه ممکن است با یک کمدی واقعی انجام دهد می دهد.

او فیلم را با سهولت حمل می کند ، اما همه آن گروه ها به این معنی است که او همچنین می داند چگونه با دیگران بازی کند ، که یکی از لذت بخش ترین قسمت های انولا هولمز. همه افراد در این بازیگران در یک صفحه هستند ، که برای چنین فیلم بزرگی کوچک نیست و دقیقاً قطعه مورد نیاز فیلم را پر می کند. هلنا بونهام کارتر مادر را با دگرگونی ملایم (برای او) به تصویر می کشد ، لویی کبک جذابیت به عنوان ارباب جوان / علاقه عشق ، و سام کلافین مایکروفت هرچند قدیمی است و فراتر از سالهای متهم خود است که شما هرگز نمی خواهید یک سی و یک سالگی آن را ببینید.

ENOLA HOLMES: هیچ رمز و رازی برای موفقیت این جذابیت وجود ندارد
منبع: نت فلیکس

این فوق العاده است هنری کاویل که واقعاً در کنار هم می درخشد رنگ قهوه ای، اگر چه. او فقط زمانی که از سوپرمن دور باشد بهتر می شود و شرلوک خود را به شخصیتی کمی نرم و انسانی تبدیل می کند. این بیشتر به این دلیل است که Enola پرهای خود را به هم می زند ، و کاویل به شما اطلاع می دهد که بخشی از او این کار را دوست دارد. عجیب است که شرلوک را گرم توصیف کنیم ، اما Cavill’s به نوعی ، حتی زمانی که او فاصله خود را حفظ می کند این امر موجب طرح دعوی حقوقی از طرف خالق شرلوک شد آرتور کانن دویلاملاک و مستغلات ، که ادعا می کند هر گونه نرمی در شخصیت هنوز تحت حق چاپ است ، اما این یک حرکت مناسب برای فیلمی است که فقط می خواهد شل شود و کمی سرگرم شود.

نتیجه

انولا هولمز چرخشی درخشان و آرام به کار کارآگاهی می اندازد و به ستاره جوان خود نیز فرصتی می دهد تا شل شود. همه به طرز باورنکردنی برای این ماده بازی می کنند ، اجازه می دهند به راحتی انحراف جذاب آن باشد ، حتی اگر به طور معمولی یک دنیای معروف را تغییر شکل دهد.

آیا چرخش سبکتر در دنیای هلمز را جذاب دیدید؟ آیا شما حاضرید این سریال شوید؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

Enola Holmes از 23 سپتامبر 2020 در Netflix در سراسر جهان در دسترس است.

https://www.youtube.com/watch؟v=1d0Zf9sXlHk


انولا هولمز را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ما خرس ها را برهنه می کنیم: فیلم: شایان ستایش ترین نظر اجتماعی

از زمان اولین نمایش آن در شبکه کارتون در سال 2014 ، ما خرس های برهنه هستیم جنبه بازیگوشانه تعامل مدرن را نشان داد ، خواه فرهنگ میم ، دوست یابی ، ایجاد حضور ویروسی در شبکه های اجتماعی ، یا به سادگی یافتن دوستان جدید از طریق چشم سه شخصیت بعید. گریز ، یک خرس قهوه ای خوش شانس ، به همراه برادرانش پاندا ، یک پاندا بیمار عاشق و نماد رسانه های اجتماعی wannabe ، و خرس یخی ، یک خرس قطبی کاملاً سخت و با استعداد که یک جیب تجارت است. سه خرس بی باک که یتیم شده اند ، به غاری درست در خارج از سانفرانسیسکو منتقل می شوند و در آنجا تلاش می کنند که با دنیای بشری و منظر اجتماعی که همیشه در حال رشد است سازگار باشند.

این نمایش توسط ایده طراحی شد دانیل چونگ، که روی عناوین بزرگ فیلم انیمیشن مانند کار کرده است پشت و رو و لوراکس. We Bare Bears: The Movie اولین تلاش وی برای کارگردانی یک ویژگی است و آنچه که او برای این پروژه به ارمغان می آورد بسیار عمیق تر و معنی دارتر از آنچه این مجموعه در قالب معمول نیم ساعته خود ارائه می دهد ، است. محدوده نمایشی نمایش تمام مفاهیم ارائه شده در مجموعه را به منصه ظهور می رساند در حالی که بسیاری از مشکلات عمیق تری را که آمریکا در سال های اخیر با آن روبرو بوده است را برطرف می کند. دردسرهای شبکه های اجتماعی ، افزایش بیش از حد اختیارات با دستور کارهای اساسی و اصلاحات در امور مهاجرت ، همگی در داستانی در مورد یافتن مکان شما هنگامی که هیچ کس شما را نمی خواهد ، نقش دارند.

بله ، این یک فیلم کودکانه است ، اما خیلی بیشتر.

خرس ها نیز مردم هستند

من اعتراف می کنم که من یکی از طرفداران این نمایش هستم و می خواهم بگویم بیشتر زمان اجرای آن را دیده ام و به من اعتماد به نفس می بخشد ، زیرا نبوغ فیلم این کودک را شکستیم. اما به یاد داشته باشید ، سرگرمی کودکان توسط بزرگسالان نوشته شده است که امیدوارند بتوانند درس خوبی را به جوانان جهان القا کنند. من خودم نویسنده کتاب کودکان هستم و می توانم از روی تجربه بگویم که بهترین داستان ها برای کسانی که در سالهای رشد خود هستند به عنوان درس های مربوط به زندگی مبدل می شوند. یکی از مهمترین درسها مفهوم خود بودن است و به دنبال آن پذیرفتن افراد دیگر و جشن گرفتن تفاوت است. We Bare Bears: The Movie همه چیز در مورد این مانترا است در حالی که بازیگوشانه در این روش مرتبط است.

داستان از آنجا شروع می شود که خرس ها برای مشهور شدن در اینترنت تلاش می کنند تا فقط به دلیل خاموشی های شدید از طریق تبلیغات خود ، هرج و مرج ایجاد کنند. خشمگین ، مأمور ماهی قزل آلا با کمیسیون فدرال حیات وحش ، با کمال وحشتناک بازی کرد مارک ایوان جکسون، تلاش می کند تا برادران را از هم جدا کند و آنها را به محوطه های مختلف در جهان بفرستد ، گریز ، که خود را در یک اردوگاه در قفس خرس های ولگرد قرار داده است.

به نظر می رسد با سیاست خاص مهاجرت از مدت نه چندان دور آشنایی دارید؟

WE BARS THE LOVIE یک شایان ستایش ترین نظر اجتماعی است
منبع: سرگرمی خانگی برادران وارنر

آنچه در زیر می آید تعقیب و گریز است که در آن خرس ها سعی می کنند خود را به کانادا برسانند تا آزادی و مقبولیت مورد نظر خود را پیدا کنند و پیوند آشنای خود را در این راه آزمایش کنند.

هنر تقلید از زندگی

آنچه که من در مورد فیلم بسیار شگفت انگیز یافتم ، زیر متن عمیقی بود که همیشه در مطالب اصلی یافت نمی شود ، در حالی که هنوز سریال را با یک پیام مربوط به همه ، پیر و جوان ، در مورد دوستی ، خانواده و آنچه این به معنای وجود در جهانی است که آماده پذیرش وجود کسی نیست.

در پس زمینه رنگارنگ و سرگرم کننده ، آرمان های معناداری در مورد چگونگی خرس بودن مردم یا در مورد فیلم ، احترام گذاشته می شود که به سادگی تلاش می کنند جایگاه خود را پیدا کنند ، بدون اینکه بخاطر اینکه هستند متفاوت باشند. برای آنچه آب نبات احمقانه بود ، در عوض تصمیم می گیرد پاهای خود را دراز کند و به روشی کاملاً چشمگیر دنبال آن برود. توجه داشته باشید ، مخاطبان جوان ممکن است پیام را به راحتی از طریق داستانهای جالب و ماجراهای مضحک مشاهده نکنند ، اما این ممکن است فیلمی باشد که والدین مایلند آن را بنشینند تا بعداً بحث بیشتری درباره پیام آن داشته باشند.

پوزخند بزن و تحملش کن

همه چیز ، از استعداد صدا ، داستان ، تا سکانس پایانی اعتبار ، مرا مجذوب خود کرده بود ، مخصوصاً از آنجایی که من دستگیره مواد اصلی بودم. اما نگذارید دیدن نمایش مانع لذت بردن از فیلم شود. حتی با سرما رفتن ، مخاطبان چیزی را برای دوست داشتن پیدا می کنند و تعادل کمدی و ارتباط اجتماعی شما را سرپا نگه می دارد. آنقدر احمقانه نیست که بزرگسالان از تماشا احساس خجالت کنند و آنقدر سنگین نباشند که بچه ها را خسته کنند. We Bare Bears: The Movie برای بسیاری از نسل ها جهانی سرگرم کننده و سرگرم کننده ایجاد می کند.

این فیلم یک توصیه گریزلی است ، پر از انیمیشن چشم نواز ، خنده ، ماجراجویی و بیش از همه معنی. بنابراین به ندرت بچه ها با ساختن یک طرح قدرتمند مبدل به کرایه کودک با این میزان شوخ طبعی و سرگرمی تیزهوشانه با مهارت رفتار می کنند. این روزها می توانیم از اینها استفاده کنیم.

آیا یک فیلم یا نمایش انیمیشن وجود دارد که بیش از آنچه انتظار داشتید با آن روبرو شوید؟ انجمن تحقیق فیلم دوست دارد در مورد آن چیزی بشنود ، بنابراین در قسمت نظرات متوقف شده و مکالمه را ادامه دهید.

We Bare Bears: The Movie اکنون در DVD و Blu-ray و چندین سیستم عامل جریان در دسترس است.

https://www.youtube.com/watch؟v=m04sHvUkBBA


We Bare Bears: The Movie را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آدام مسخره

آدام مسخره

بیشتر زندگی ام را صرف تماشای فیلم و بحث و گفتگو کردم. نوشتن راهی برای ادامه گفتگو با بقیه جهان است.

CHILDREN OF THE SEA: تصاویر زیبا ، داستان حیرت انگیز

کارگردان ایومو واتانابهاقتباس از یک مانگا توسط دایسوکه ایگارشی، که فیلمنامه فیلم را نیز نوشت ، بچه های دریا یک داستان خیره کننده و زیبا و عمیق فلسفی است که در تابستان یک دختر جوان با آب شور قرار دارد. شامل ستاره های دنباله دار که به دریا می ریزند ، پسران بزرگ شده توسط دوگانگ و تصاویر کالئیدوسکوپی کافی برای تأمین دارو بعدی دارو ، بچه های دریا یک شاهکار انیمیشن است. با این وجود ، وقتی نوبت به داستان سرایی می رسد ، فیلم به مراتب ضعیف تر است ، در حالی که طرح داستان در زیر وزن بیش از حد بسیاری از سوالات متافیزیکی بی پاسخ مانده است.

زیر دریا

روکا (با صداگذاری توسط مانا آشیدا) یک دانش آموز متوسطه دوره اول و متوسطه ورزشکار و پرانرژی است که تابستان مورد انتظار اوضاع بدتر می شود وقتی تیم هندبال را به دلیل انتقام جویی از حریفی که با خونریزی بینی او را لگد زد ، لگد زد. روکا به جای اینکه در خانه با مادر الکلی خود بماند ، در آکواریومی که پدرش در آن کار می کند سرگردان است. این مکانی است که روکا بیشتر دوران کودکی خود را در آنجا گذرانده است ، اما از زمانی که والدینش از هم جدا شدند ، او تا حد زیادی دور ماند.

در آکواریوم ، روکا با پسر جوان غیرمعمولی به نام اومی آشنا می شود (هیرو ایشیباشی) بزرگ شده توسط dugongs (نوعی گاو دریایی ، شبیه شپشک) در کنار برادر بزرگترش سورا (سیش اوراگامی) ، Umi به دلیل توانایی های چشمگیر زیرآبی توسط زیست شناسان دریایی در آکواریوم مورد مطالعه قرار می گیرد. در واقع ، Umi در آب بسیار راحت تر از خشکی است ، جایی که پوست او – که خیلی عادت داشت همیشه خیس باشد – خیلی زود خشک و ناراحت کننده می شود.

CHILDREN OF THE SEA: تصاویر زیبا ، داستان حیرت انگیز
منبع: GKids

روکا زمان زیادی را با Umi سپری می کند ، و این باعث ناراحتی سورا می شود ، که بیشتر در یک رویداد قریب الوقوع مرموز متمرکز شده است که توسط انواع پدیده های ماوراuralالطبیعه اعلام شده است ، از جمله یک دنباله دار که به دریا سقوط می کند و انواع زیادی از دریا موجوداتی که در سواحل ژاپن جمع می شوند. گویی آنها نیز منتظر چیزی هستند. چی هست ، روکا مطمئن نیست ، اما هر چیزی که بیشتر وقتش را با برادران می گذراند یک چیز برای او روشن می شود: او یک ارتباط عجیب ، تقریباً معنوی با دریا نیز دارد ، ارتباطی که اولین بار در روزهای اولیه دوران کودکی او.

آب نبات چشم

تصاویر موجود در بچه های دریا برخی از زرق و برق دارترین مواردی هستند که تاکنون روی صفحه دیده ام. ترکیبی منحصر به فرد از CGI و انیمیشن دستی با هدف تکرار آثار هنری مانگا ، درجه جزئیات در هر قاب حیرت انگیز و کاملا غوطه ور است. وقتی روکا در شهر قدم می زند و می ایستد تا به دریا نگاه کند ، تقریباً می توانید نمک هوا را بویید و خورشید را روی پوست خود احساس کنید. در واقع ، استفاده نفس گیر فیلم از نور ، با تابش اشعه های خورشید از ابر و آب برای روشن کردن هر قاب ، می تواند احساس را در انسان ایجاد کند انگار که در حال تماشای یک سری نقاشی های آبرنگ در حال حرکت است. در نمای نزدیک از چهره شخصیت ها ، چشمان آنها با انعکاس شگفت آور و واضح شی the نگاهشان برق می زند – که البته این اغلب دریا است ، به عنوان چرخش پیچ و خم رمز و راز و زندگی به تصویر کشیده می شود که باید با حس تعجب و احترام

و با وجود این که از بسیاری تکه های شگفت انگیز آب نبات چشم تشکیل شده است ، بچه های دریا تا حد زیادی رضایت بخش نیست رمز و راز در مرکز فیلم بیش از حد عرفانی است که منطقی باشد و برای مدت طولانی کشیده می شود ، فیلم تقریباً دو ساعته طول می کشد. هیچ شکوه جلوه بصری نمی تواند برای مدت زمانی که نمی تواند داستان را دنبال کند ، توجه او را به خود جلب کند. پیام های خوبی وجود دارد که در آنها دفن شده است بچه های دریا در مورد مراقبت بهتر از محیط رنج ما و حفظ ارتباط معنوی ما با طبیعت ، اما آنها توسط امواج عظیم سردرگمی بلعیده می شوند.

CHILDREN OF THE SEA: تصاویر زیبا ، داستان حیرت انگیز
منبع: GKids

اگر کسی فیلم را بدون هیچ گفت و گویی تماشا کرده و فقط استودیو غیبلی استالوار است جو هیسایشینمره دوست داشتنی در موسیقی متن ، یکی می تواند قدردانی کند بچه های دریا به عنوان یک جشن سمعی و بصری خالص (به ویژه اگر شخصی قبل از تماشای آن به نوعی ماده مصرف کرده باشد – و نگوید که من آن را تأیید می کنم ، فقط به این دلیل که می تواند تجربه جالبی ایجاد کند). اما تا زمانی که فیلم به سکانس روانپزشکی که از اوج تشکیل شده است می رسد ، فرد تا حد زیادی از آنچه اتفاق افتاده گیج می شود و از نتیجه گیری ناامید می شود.

نتیجه

فقط برای انیمیشن خیره کننده ، بچه های دریا ارزش تماشای آن را دارد ، اما اگر خود را غرق در داستان عجیب و غریب سورئال فیلم می کنید تعجب نکنید.

شما چی فکر میکنید؟ آیا با مانگایی که بر اساس آن آشنا هستید آشنا هستید بچه های دریا بر اساس؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

Children of the Sea در حال حاضر برای پخش در Netflix در ایالات متحده در دسترس است. همچنین در DVD و Blu-ray در دسترس است. می توانید تاریخ انتشار بین المللی بیشتری را در اینجا پیدا کنید.

https://www.youtube.com/watch؟v=SOhRCIv-VOE


کودکان دریا را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ غیر قاتل کارگردانی کرده است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن یا نوشتن درباره فیلم ها ، معمولاً می توان او را در توییتر با وسواس در مورد فوتبال دید.

MULAN: بازگو کننده وفادار ، شجاع و واقعی

پیدا کردم مولان به عنوان یک مطالعه موردی جذاب از نظر مرور یک فیلم بر اساس مواد موجود موجود. بسته به نوع بزرگ شدن شما با داستان ، می توانید آن را به عنوان ماندگارترین داستان عامیانه چینی در همه زمان ها یا به عنوان یکی از فیلم های محبوب دیزنی خود تشخیص دهید.

که بررسی این بازسازی زنده را دشوار می کند.

از این نظر دشوار است که قطعه عظیمی از انتظار ما توسط چیزی که غرب زده شده است بسیار شکل گرفته است. در فیلم انیمیشن 1998 ، مولان یک “سفر قهرمان” را تجربه می کند ، جایی که او به جنگ می رود و راه خود را برای تبدیل شدن به یک جنگجوی بزرگ در کنار همرزمانش آموزش می دهد – یک داستان داستانی کلاسیک که با پس زمینه چینی روایت می شود. اصلی تصنیف مولانبا این حال ، او را زنی از قبل ماهر در جنگ نشان می دهد که قبلاً به او هنرهای رزمی ، مبارزه با شمشیر و تیراندازی با کمان آموخته اند ، اما به دلیل موقعیت اجتماعی و البته زن بودن باید آن را پنهان کند. در واقع ، او ژنرال شد و 12 سال ارتش چین را رهبری کرد ، هیچ کس نمی دانست که او یک زن است تا اینکه خودش حقیقت را فاش کرد.

این 2020 مولان تلاشی شجاعانه در بازگویی داستان عامیانه اصلی است. این موضوع تسکین کمیک آمریکایی را بیرون می کشد. این آهنگ های پاپ را بیرون می اندازد. اساساً ، همه چیزهایی را که مخاطبان غربی در مورد مولان می دانند و دوست دارند از بین می برد و جرات آنها را پیدا می کند چیز جدیدی برای قدردانی پیدا کنند و کارساز است.

داستان آشنا ، اما درام تغییر کرده است

در سراسر اقتباس های بی شماری ، مولان پیش فرض اصلی خود را حفظ می کند – هوآ مولان (لیو ییفی) یک زن جوان شجاع است که به جای شکست دادن اشغالگران توران شمالی (اکنون به جای شان یو توسط بوری خان هدایت می شود) جای پدرش را می گیرد و به عنوان یک مرد برای خدمت به ارتش چین ظاهر می شود.

MULAN: بازگو کننده وفادار ، شجاع و واقعی
منبع: استودیوی Walt Disney Motion Pictures

در حالی که اجرای 1998 با داستانی از دوستی با همرزمانش و جنگیدن برای نجات امپراطور در خط مقدم ادامه داشت ، این نسخه علاقه بیشتری به لحظات شخصیت و انعکاس شخصی دارد. با تغییر در زمینه و دستور کار موضوعی ، برخی از لحظاتی که شما در حال تماشای آنها بزرگ شده اید ممکن است در اینجا احساس براق کنند. مشخص است که کارگردان نیکی کارو به مراتب بیشتر از طرح و اقدام به درام علاقه مند است ، وقتی بازیابی مهارتهای موجود مولان ، تمرکز اجتناب ناپذیر و شرافتمندانه ای است.

به آسانی می توان سفر شخصی را که در حال آموزش و پرورش است و مهارت و روحیه لازم در جنگ را به او می دهد ، انتقال داد. بسیار دشوارتر است – و صادقانه بگویم ، بسیار جالب تر – وقتی که فرد قبلاً آن چیزها را داشته باشد ، اما چیز دیگری مانع او می شود. با این اتفاق تغییرات اساسی بزرگی در شخصیت ها به وجود می آید.

تغییر در شخصیت ها

شخصیت های جانبی که همه ما می شناسیم و دوستشان داریم – لینگ ، یائو ، و چین پو – به سختی در فیلم حضور دارند. این یک تحسین برانگیز اما مشکل ساز است زیرا این فیلم بیشتر به مولان و وجدان او متمرکز شده است. در عوض ، ما یک گروه از شخصیت های کمیک تسکین دهنده دریافت می کنیم که بیش از حد قابل تفکیک از یکدیگر نیستند – تنها راهی که می توانید تشخیص دهید چه کسی براساس خطوطی که از فیلم 1998 می گویند ، است.

از طرف دیگر ، کاپیتان لی شانگ جالب ترین تغییر را مشاهده می کند. اکنون فیلمنامه نقش وی را به دو شخصیت مجزا تقسیم کرده است ، فرمانده کامیون تونگ (دونی ین) و چن هونگویی جوان (یوسون آن) ، انواع مختلف پویایی جنسیتی را که مولان در سفر خود با آن روبرو است گسترش می دهد. اگر چه ین در فیلم کار زیادی نمی توان انجام داد ، فیلمنامه لحظات کافی را از آن ارائه می دهد یک تا ما بخواهیم کمی بیشتر او را درک کنیم.

و سپس پدر مولان ، هوآ ژو ، است که توسط بزرگان بازی می شود تزی ما. تنها چیزی که می توانم بگویم این است که خدا را شکر این فیلم صحنه های بیشتری با دخترش به او می دهد و به ما این امکان را می دهد که عشق مولان به پدر و خانواده اش را بیش از پیش احساس کنیم. این امکان را برای چند لحظه نزدیک به پایان فیلم فراهم می کند تا به شکلی کاملاً جدید احساس شوند.

همه این عملکردها توسط ستاره ما جذب و درونی می شوند ، لیو ییفی، که از زمان تحصیل در مدرسه راهنمایی ، گزینه انتخابی من برای مولان بوده است. او آشفتگی درونی مولان را در پنهان کردن حقیقت و عدم توانایی نشان دادن اینکه او به جهان است ، می فروشد. در همان زمان ، او با چنین قدرت ظریف و مهمی روی صفحه نمایش فرماندهی می کند.

MULAN: بازگو کننده وفادار ، شجاع و واقعی
منبع: استودیوی Walt Disney Motion Pictures

اما واقعیت اضافه شده در داستان که مبارزه داخلی مولان را از تکرار شدن نجات می دهد ، معرفی شیان لانگ است (گونگ لی) ، جادوگری قدرتمند برای تغییر شکل ، به عنوان فویل او عمل می کند. رابطه بین مولان و ژیان لانگ ، دو بازیگر اصلی زن در داستان ، آنقدر جذاب است که ای کاش بیشتر فیلم در مورد آنها بود.

ارزش تولید ، اکشن و قطعه های تنظیم شده

مولان همچنین از ظاهر شدن روی صفحه با آرایه ای خیره کننده از رنگ و توجه به جزئیات سود می برد. طراحی صحنه و لباس تعادل خوبی بین تاریخ دقیق و خیالی مانند یک افسانه برقرار می کند و همه لباس ها و ست ها احساس فرسودگی و زندگی می کنند – چیزی که به نظر من در آن نادیده گرفته شد علاladالدین بازسازی

حتی با توجه بیشتر فیلم به درام انسانی ، کارو به اندازه کافی از مجموعه های بزرگ اکشن را ارائه می دهد که امیدواریم در یک کنش زنده به آنها امیدوار باشیم مولان بازسازی گرچه تنظیم رقص wuxia هرگز به اندازه روان بودن نیست اژدهای پنهان ببر خمیده و صحنه های نبرد حماسی در مقایسه با چیزی شبیه به آن کمرنگ است صخره قرمز، در حال حاضر برای من یک تعجب آور است که دیزنی حتی در وهله اول حتی از این جهت پذیرفت.

MULAN: بازگو کننده وفادار ، شجاع و واقعی
منبع: Walt Disney Studios Motion Pictures

به طور کلی ، صحنه های اکشن ارزش قابل تحسین پروژه را برجسته می کنند. در حال حاضر گرانترین فیلم ساخته شده توسط یک کارگردان زن است و معتقدم که نشان می دهد. هر مکان با زیبایی خاص رنگ خاص خود به خوبی تحقق یافته است و عملکردی که با هر مکان همراه است به طور منسجم و بدون نظارت بیش از حد زیاد ، شلیک می شود و کنار هم قرار می گیرد. گرچه شخصاً دوست دارم کمی wuxia و کمی حرکت آهسته داشته باشم.

دومین تلاش خوب لعنتی از دیزنی

با این توجه زیاد به جزئیات تاریخی و فداکاری برای داشتن بازیگران تمام آسیایی ، تقریباً همه آنها را می خواستم مولان در عوض به زبان ماندارین صحبت شود. تصاویر غوطه وری بسیار کار می کردند به طوری که شخصیت های انگلیسی صحبت می کردند یک نقص عجیب اما اجتناب ناپذیر بودند.

این همه مشکلات فیلم نیست. چند صحنه از گفتگو در تحویل آنها بسیار سفت و سخت احساس می شود ، و من فکر می کنم بیشتر به این دلیل است که در آنها بازیگران چینی با زبان ثانویه صحبت می کنند. جت لی در اینجا نیز عملاً قابل تشخیص نیست ، با صدایی که قسم می خورم یک دوبله صوتی بد است. سرانجام ، گام به گام و انتقال صحنه با عجله به اینجا و آنجا می رسد ، به ویژه هنگامی که شخصیت ها از وضوح تصویر عبور می کنند.

با این حال ، وقتی نوبت به اقتباس دوم داستان عامیانه چینی از هالیوود می رسد ، این دومین تلاش لعنتی است. آنها یک قدم بزرگتر به آنچه افسانه اصلی در مورد آن بود نزدیک شدند ، در حالی که هنوز آن جشن کلاسیک غربی از فردیت را حفظ می کردند و خود را می پذیرفتند ، و تقویت احساسات هنوز هم م worksثر است. وقتی مولان سرانجام موهای خود را آزاد کرد و هم استعاره و هم به معنای واقعی کلمه زره های خود را ریخت ، این پیروزمندانه ترین لحظه فیلم است. It’s Wonder Woman در حال عبور از هیچ مردی است. این چراغ برق است که به دست ری پرواز می کند. این داستانی است که قهرمان را در آغوش می کشد ، زیرا قهرمان سرانجام پذیرفت که او کیست.

مولان: عالی نیست ، اما من با صمیم قلب از آن پشتیبانی می کنم

این فیلم ، روی کاغذ ، داستانی کاملاً متفاوت با نسخه سال 1998 است. این ممکن است کمتر مخاطب سینما را مجذوب خود کند ، زیرا درگیری بسیار داخلی تر از گذشته است و طرح آن بسیار دورتر از گذشته است ، اما فیلم در کاری که قرار است انجام دهد موفق است.

همچنین مراجعه کنید

LOST GIRLS: واجب ، اما راک گفتن

در دراز مدت ، نسخه 1998 هنوز از این نسخه بازسازی شده بیشتر است ، اما برای من ، این مهم نیست. نکته مهم این است که جوانان امروز در حال حاضر دارای دو فیلم کاملاً متفاوت و قدرتمند از نظر عاطفی برای رشد هستند.

MULAN: بازگو کننده وفادار ، شجاع و واقعی
منبع: Walt Disney Studios Motion Pictures

خنده دار است زیرا سال 1998 مولان این یک کلاسیک محبوب است ، حتی اگر دیزنی قسمت زیادی از آن داستان را تغییر داده باشد. به ویژه با افزایش نفوذ ژاپنی ها در فرهنگ پاپ آمریکا در اواخر دهه 90 ، استودیوی آن زمان حتی نمی توانست چینی و ژاپنی را تشخیص دهد. مسلماً مولان بیش از چینی ژاپنی کشیده شد و اولین اقدام او را در آرایش گیشا واقعی قرار داد. و البته ، Mushu ، یک شخصیت جانبی دوست داشتنی اما کاملاً آمریکایی بود که به شما کمک می کند تا داستان را با روحیه و سرگرم کننده نگه دارید. اینها همه “مشکلاتی” بود که من مدتها پیش پذیرفته ام.

من عاشق فیلم 1998 هستم. این یکی از فیلمهای محبوب دیزنی من است. اما من همچنین می خواستم که دوباره گفته شود. در همان زمان ، اگر قرار بود اشتباهی انجام شود یا بد انجام شود ، وحشت کردم. در سالهای رویای یک کنش زنده مولان فیلم ، خیلی قبل از روزهای Crazy Rich Asians، این یک شوت باید یک مزخرف باشد ، در غیر این صورت تا حدود یک سال دیگر فرصت دیگری پیدا نمی کنیم.

این 2020 مولان کامل نیست من آن را به اندازه کافی دوست دارم اما من از صمیم قلب از آن پشتیبانی می کنم زیرا این چیزی فراتر از بازسازی است. این بازگویی وفادار ، شجاعانه و واقعی از تصنیف چینی است که زمانی موفقیت آمیز بود. این ثابت می کند که داستان ها دلایلی دارند که باید زنده بمانند و بارها و بارها گفته شوند.

دیدی مولان؟ نظر شما در مورد فیلم چیست؟ در زیر به اشتراک بگذارید!

اولین نمایش مولان در ایالات متحده در 9 مارس 2020 بود. در 4 سپتامبر 2020 در دیزنی + منتشر شد.


مولان را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

چگونه MANDALORIAN و ILM دستیابی به موفقیت جلوه های بصری را ایجاد کردند

جنگ ستارگان خانه ای است که جلوه های بصری ساخته شده است. و در سری جدید دیزنی + ماندالوریایی ، این خانه با استفاده از فناوری موتور بازی به صورت واقعی در یک دیوار صفحه نمایش ویدیویی LED 270 درجه پیش بینی می شود. و به همین دلیل ، جلوه های بصری احتمالاً برای همیشه تغییر می کنند.

روش ماندالوریایی مورد استفاده شامل تیراندازی به بازیگران در مجموعه ای با عنوان “حجم” است. (در مجموعه های فیلم ، “حجم” به هر فضایی که توسط فناوری ضبط حرکت تعیین می شود ، اشاره دارد.) بازیگران و خدمه توسط دیواری از صفحه نمایش ویدئو که 21 فوت قد و قطر 75 فوت دارد ، توسط 11 رایانه اجرا می شود و شامل 1،326 است. پانل های LED این دیوار فقط نورپردازی تعاملی را انجام نمی دهد – همچنین از فناوری موتور بازی برای نشان دادن رندرهای محیط و جلوه ها در دوربین در زمان واقعی استفاده می کند. ماندالوریایی اولین تولیدی است که این فناوری انقلابی را با استفاده از ارائه در زمان واقعی در هماهنگی با پسوندها و جلوه ها و جلوه های مجموعه دوربین دیواری در دوربین و استفاده از آن ارائه می دهد.

جلد ، که به طور رسمی StageCraft نامیده می شود ، توسط Industrial Light & Magic و Epic Games ، با همکاری Fuse ، Lux Machina ، Profile Studios ، NVIDIA و ARRI ، با همکاری جون فاوروGolem Creations. با آن، فارو و تیمش در ماندالوریایی به معنای واقعی کلمه می تواند کوه ها را حرکت دهد ، Sandcrawlers را در مراحل صوتی بسازد و در کمتر از یک ساعت بازیگران را از ایسلند به تونس برساند.

حجم چیست؟

طلوع انسان چیست و کینگ کونگ اشتراک داشتن؟ فرافکنی صفحه جلویی.

طرح جلوی صفحه نمایش ترکیبی از عملکردهای فیلمبرداری شده در پیش زمینه با مواد از پیش فیلمبرداری شده در پس زمینه در دوربین است. مشهورترین کاربرد این روش در سکانس “طلوع انسان” در سال بود استنلی کوبریکرا 2001: ادیسه فضایی ، جایی که انسان کشی ها در یک صحنه تیراندازی می شدند و یک پس زمینه آفریقایی روی صفحه ای در پشت آنها قرار داشت. این ترفند فرافکنی در اوایل دهه 1933 مورد استفاده قرار گرفت کینگ کونگ.

ماندالوریان (2020) - منبع: دیزنی
منبع: دیزنی +

برای ماندالوریایی ، طرح جلوی صفحه با احاطه یک مرحله با دیوار و سقف ویدیویی LED حاصل شد. محیط های مجازی بر روی LED ها نمایش داده می شوند تا نه تنها به عنوان پس زمینه – مانند غروب خورشید در Tatooine یا فضای بیش از حد در صحنه های کابین خلبان – بلکه به عنوان پسوند تنظیم شده نیز عمل کنند. آشیانه Mos Eisley ، از قسمت پنجم ، در وسایل عملی و کف روی صحنه وجود دارد ، اما همچنین 30 فوت اضافی در هر جهت فراتر از آنچه مجموعه اجازه می دهد ، امتداد دارد. وسایل نقلیه ای مانند Jawas ’Sandcrawler یا Razor Crest ، کشتی ای که ماندالوریان (پدرو پاسکال) خلبانان ، با استفاده از ترکیبی از مجموعه های عملی و برنامه های افزودنی مجازی ایجاد شده اند: نیمی از کشتی در حجم ، نیمه دیگر روی دیوار قرار دارد.

به طور معمول ، در فیلم ها و سریال های دارای جلوه های سنگین ، مراحل صوتی با صفحه سبز و آبی برای عکاسی از بازیگران و ترکیب پس زمینه و اکشن بعداً مستقر می شوند. اما چنین ابزاری گران است ، پس از تولید را خزنده می کند و باعث می شود بازیگران ، سینماگران و کارگردانانی که نمی دانند در زمان واقعی به چه چیزی پاسخ می دهند ، سنگینی می کنند. Volume راه حل این مسائل مربوط به گردش کار است.

آوردن ایسلند به لس آنجلس

بیش از 50 درصد از فصل اول سریال در Volume فیلمبرداری شد ، به عنوان روشی برای کاهش هزینه ها و سازگاری با جدول زمانی سریال های تلویزیونی. نه اینکه به خصوص ارزان باشد – بودجه فصل اول 100 میلیون دلار بود. برای مقایسه ، فصل آخر بازی تاج و تخت بودجه 90 میلیون دلاری داشت. ولی ماندالوریایی بسیار ارزانتر از یک است جنگ ستارگان فیلم و حدود چهار برابر طولانی تر است. نسبتاً ارزان تر جنگ ستارگان فیلم های گلچین سرکش یکی و انفرادی بودجه ای بالغ بر 200 میلیون دلار

بنابراین برای حمل و نقل بازیگران و خدمه در سراسر جهان برای چندین بار فیلمبرداری در محل ، هیچ هزینه ای وجود ندارد. Volume به گروه دوربین اجازه داد تا در عوض دنیا را به استودیوی خود بیاورند. خدمه به مکانهایی مانند شیلی و ایسلند سفر کردند ، و آنها هزاران عکس و اسکن سه بعدی عکاسی را به استودیوی ساحل منهتن در لس آنجلس آوردند ، جایی که بیشتر نمایش ها در آنجا انجام شد. تیم جلوه های بصری همچنین از تفاسیری که ILM از قبلی ذخیره کرده بود استفاده کرد جنگ ستارگان پروژه ها ، از جمله اسکن و عکس از گرینلند و تونس. این فتوگرامتری اساس دنیای فوتوریالی ایجاد شده در StageCraft را تشکیل داد.

برای مدیر عکاسی باز ایدیونه و تهیه کننده مشترک ، فیلمبردار مشترک گریگ فریزر، دومی نیز تیراندازی کرد Rogue One ، حجم بسیار سخاوتمندانه تر از یک مرحله صدای طبیعی صفحه آبی بود. برای یک چیز ، StageCraft مجموعه های آنها را کاملاً روشن کرد.

چگونه MANDALORIAN و ILM دستیابی به موفقیت جلوه های بصری را ایجاد کردند
منبع: دیزنی +

“اغلب ، شما قبل از ایجاد پس زمینه ، از عناصر واقعی عکاسی عکس می گیرید و تصور می کنید که نور تعاملی چه کاری انجام می دهد – و سپس باید امیدوار باشید آنچه که در صحنه فیلمبرداری انجام داده اید مطابق با آنچه در پست بعد اتفاق می افتد باشد ، ” فریزر گفت فیلمبردار آمریکایی. “اگر کارگردان پس زمینه پست را تغییر دهد ، پس نورپردازی مطابقت ندارد و عکس نهایی احساس نادرستی می کند.”

در Volume ، تمام روشنایی توسط دیواره های LED ایجاد شده است. این بدان معنی بود که محیط مجازی با در نظر گرفتن نور طراحی شده است. دارایی هایی مانند خورشید در عکسهای غروب آفتاب تاتو باید بسیار روشن تر از آسمان اطراف باشند ، بنابراین نوری که به مجریان می دهد و مجموعه یکپارچه است.

برای صحنه های روز در فضای باز هنگامی که خورشید برجسته تر بود – مانند سکانس Sandcrawler در “کودک” ، بیشتر “Sanctuary” مستقر در Sorgan ، و جنگ در دو قسمت پایانی – خدمه مجبور شدند به قسمت عقب بروند . LED ها می توانند بسیاری از پایه ها را بپوشانند ، اما نمی توانند با شدت نور خورشید مطابقت داشته باشند.

هنگام عکاسی در حجم ، ایدیونه دوست داشت یک باند باریک از رنگ سفید را در قسمت بالای دیوار LED قرار دهید تا به عنوان یک نور پس زمینه قوی برای کلاه ایمنی Mando عمل کند. هر صفحه LED می تواند در روشنایی کامل تنظیم شود یا به عنوان یک پرچم سیاه عمل کند – یعنی برای جلوگیری از نور – در هر زمان و هر کجا که سینماگران به آن نیاز داشتند.

DP ها همچنین می توانند شرایط مکان را کنترل کنند. اگر کارگردانان اپیزود باشند دیو فیلونی، ریک فامویویوا، دبورا چو، برایس دالاس هوارد ، و تایکا وایتیتی مورد نیاز کوه ها برای بهبود ترکیب منتقل می شوند ، تیم جلوه های بصری می توانند به دنیای مجازی بروند و آنها را حرکت دهند. و آنها می توانند غروب آفتاب مجازی را به مدت 10 ساعت حفظ کنند. “ساعت جادویی” به جای فقط 25 دقیقه می تواند یک روز کامل از عکسبرداری را ادامه دهد ، بنابراین سرعت عکسبرداری را بسیار سریع می کند.

تأملات و موره در جلد

استفاده از دیوارهای LED برای روشنایی یکی از بزرگترین سردردهای مجموعه های صفحه سبز و آبی را نیز برطرف می کند: بازتاب ها.

که در انتقام سیت پشت صحنه فیلم ، جورج لوکاس از C-3PO یک معامله بزرگ می کند – این اولین فیلمی است که او در آن براق است. و به همین دلیل در آنتونی دانیلزبا لباس ، می توانید بازتاب هایی از صفحه سبز ، دوربین و خدمه را ببینید که باید با زحمت از آنها ترسیم شود و در بازآفرینی بازتاب های جدید جایگزین شود. ماندالوریایی با همان مشکل روبرو شد ، هر چند این بار ، مرد براق فقط یک بازیکن پیرامونی نبود.

چگونه MANDALORIAN و ILM دستیابی به موفقیت چشمگیر را ایجاد کردند
منبع: دیزنی +

با دو اپیزود اول ، وقتی ظاهرا ظاهری ماندو و فرسوده تر به نظر می رسد – و به ویژه در یک دعوای نامرتب در قسمت دو – بازتاب ها نگرانی زیادی ندارند. قسمت سوم به بعد ، هنگامی که او زره پوش Beskar جدید خود را دریافت می کند ، که Mando به یک آینه پیاده روی و تفنگ تبدیل می شود. Volume امکان انعکاس صحیح را فراهم می کند که نیازی به تغییر در محل ویرایش نیست ، و همچنین به تصاویر برجسته و متنوع بیشتری در زره پوش شخصیت نسبت به مجموعه ای از صفحه سبز امکان می دهد. اما چنین تجملاتی به زمان زیادی برای طراحی دنیا نیاز دارد.

“حتی اگر فقط در یک جهت از یک مکان خاص عکس می گرفتیم ، بخش هنر مجازی مجبور است یک مجموعه 360 درجه بسازد تا بتوانیم از نور و بازتاب تعاملی درست استفاده کنیم.” فریزر گفت فیلمبردار آمریکایی. “این برای مجموعه های عملی که در صحنه و در پس زمینه ساخته می شدند نیز صادق بود – ما مجبور بودیم مناطقی را بسازیم که هرگز جلوی دوربین آنها را نخواهیم دید زیرا در لباس منعکس می شود.”

برای تکمیل نمای بازتابنده ، می توان دیوارهای اضافی را برای پوشش 360 درجه به Volume اضافه کرد. دیوارها همچنین می توانند برای افزایش دسترسی برداشته شوند.

با این وجود صفحه های LED مشکل متفاوتی را ایجاد می کنند: جلوه مویر ، همان استاتیک موج دار است که شما گاهی اوقات از گرفتن صفحه نمایش روی دوربین می گیرید. این راه حل شامل دادن پیکسل به LED ها 2.84 میلی متر است ، همراه با عمق میدان کم لنز دوربین ، که خنثی می کند. با استفاده از این جلوه های درون دوربین ، پس از تولید در صحنه های ضبط شده در جلد می تواند به جای ترکیب بندی با تصویر بزرگ ، روی جزئیات متمرکز شود.

عکسبرداری در یک دنیای مجازی

همانطور که جلوه های نورپردازی و دنیای مجازی Volume پیشگامانه است ، StageCraft از یک منظر منظر سه بعدی نیز برخوردار است.

“Parallax” به فاصله درک شده از اشیا از منظر دوربین اشاره دارد. در Volume ، این به یک محیط مجازی ترجمه می شود که بر اساس مکانی که دوربین نشان می دهد ، به طور مداوم در زمان واقعی تغییر می کند – اخذ مجوز از موتور غیر واقعی Epic Games.

چگونه MANDALORIAN و ILM دستیابی به موفقیت جلوه های بصری را ایجاد کردند
منبع: دیزنی +

که در گالری دیزنی: ماندالوریان ، یک سریال پشت صحنه در دیزنی + ، ناظر جلوه های تصویری ریچارد بلوف آنچه در استفاده از موتور بازی بسیار خاص است توضیح می دهد: “The [visuals] که هر کسی یک بازی ویدیویی بازی می کند [is] مشاهده در میلی ثانیه محاسبه می شود. بنابراین اگر در صحنه به سمت راست حرکت کنید یا به سمت چپ حرکت کنید یا برگردید و منظره ای را در محیطی مشاهده کنید که قبلاً هرگز ندیده اید ، این در میلی ثانیه اتفاق می افتد. در زمان واقعی است. “

برای درست کردن آن ، مشخصات دوربین تولید – 2.39: 1 Arri Alexa LF آنامورفیک – در StageCraft برنامه ریزی شده است ، که اطمینان می دهد فضایی که دوربین می بیند به طور کامل ارائه می شود ، در حالی که بقیه دیوار می تواند یک تصویر با وضوح پایین ارائه دهد اهداف روشنایی

“Sputniks” بر روی دوربین ثابت شد تا موقعیت آن را در زمان واقعی ردیابی کند. این اسپوتنیک ها در واقع توپ های کوچک پینگ پنگ سفید بودند که دوربین های ردیابی حرکت در اطراف Volume آنها را دیدند و از آنها برای ضبط موقعیت دوربین در فضای مجازی استفاده کردند.

“این داده های موقعیتی از دوربین داشت تا بتوانید هنگام حرکت دوربین تغییر چشم انداز و اختلاف منظر داشته باشید.” ایدیونه گفت ، “و بنابراین محتوای روی دیوار با تغییر دوربین تغییر می کند.”

چگونه MANDALORIAN و ILM دستیابی به موفقیت جلوه های بصری را ایجاد کردند
منبع: دیزنی +

Volume روند سنتی تولید را پشت سر گذاشت ، چرخش کرد ماندالوریاییخط لوله ای به چیزی نزدیک به فیلم انیمیشن است. فیلمبردار ، بخش هنرهای مجازی ، پیشاهنگان مکان ، تیم نورپردازی و تیم های VFX حتی قبل از شروع عکاسی اصلی باید درگیر تولید باشند. آنها مجموعه های مجازی سه بعدی را در StageCraft طراحی کردند که سپس سینماگران و دپارتمان های هنری با استفاده از هدست های VR ، طراحی کامل و انتخاب بازیگران دیجیتال ، لوازم جانبی ، بافت ها و چترهای خانه را به صورت مجازی ردیابی می کنند.

مجموعه ای از هنرمندان از ILM ، Unreal و Profile در طول تولید ، ایستگاه های کاری “Brain Bar” را در استودیو اداره می کردند. این ایستگاه ها وظیفه کارهای سریع اصلاح رنگ و تعدیل نور مجازی بین عکس ها را بر عهده داشتند.

چگونه حجم ایجاد شد

لوکاس بیش از یک دهه پیش ، در سال 2008 ، هنگامی که وی در حال تحقیق درباره فناوری خود بود ، سعی در توسعه فناوری مشابه StageCraft داشت جنگ ستارگان سریالی که هرگز به ثمر نرسید.

ILM ده ها سال است که در لبه برنده VFX قرار دارد و نوآوری های قبلی آن که به StageCraft کمک می کنند شامل 1991 است قلاب، هنگامی که یک نقاشی مات برای اولین بار با هندسه سه بعدی طراحی شد ، امکان اختلاف منظر دوربین را فراهم می کند. اما جایی که ILM توانایی داشت ، طول کشید فارو و رشته ای از فیلمهای سنگین VFX که باعث فشار پاکت دیزنی می شوند تا جلد را به واقعیت تبدیل کنند.

بالاخره این اولین ردئو نیست فارو، خالق ، تهیه کننده ، نویسنده اصلی و مجری برنامه در ماندالوریایی. علاوه بر نمونه کارهای بسیار سنگین ، از جمله جن ، زاتورا ، و مرد آهنی ، فارو مرزهای تولید فیلم مجازی را در خود جابجا کرد شیر شاه بازسازی از سال 2019. جایی که 2016 او کتاب جنگل دوباره تصور کردن عکس نیل ستی (به عنوان موگلی) و شخصیت های حرکتی او در یک صحنه صدا روی صفحه آبی با نور تعاملی ، شیر شاه پیشگام فناوری موتور بازی است که فارو و ILM برای استفاده در ادامه خواهد یافت ماندالوریایی

چگونه MANDALORIAN و ILM دستیابی به موفقیت چشمگیر را ایجاد کردند
منبع: دیزنی +

که در شیر شاه، فارو و تیم او نورپردازی را تنظیم کردند ، دوربین ها را کار کردند و فیلم هایشان را در واقعیت مجازی گرفتند. آنها همچنین تکرار قبلی Volume داشتند ، با این تفاوت که دنیای آنها کاملاً مجازی بود و هیچ مجموعه ملموسی وجود نداشت. سیم دار شرح داده شده شیر شاه تنظیم شده به عنوان “یک فضای باز بزرگ که در آن خدمه مسیرهای دالی یا جرثقیل را راه اندازی کرده است. […] منظره یاب ها با جیب ، گلوله های پلاستیکی به اندازه دست تزیین می شوند که سیگنال های مادون قرمز را پخش می کنند. بالای سر یک خرپای فلزی ، ماتریسی از حسگرهای سه بعدی سیگنال ها را ردیابی می کند و موقعیت منظره یاب ها را به VR ترجمه می کند. “

در این مجموعه ، پشت صحنه ، فارو در حال تجربه اختلاف منظر درون دوربین بود. دستکاری وی با هندسه سه بعدی و تیراندازی از سوژه های واقعی در دنیای مجازی ، مستقیماً کار او را با StageCraft آگاه می کند.

کارل ودرز حجم را دوست دارد

این فناوری نه تنها به سود فیلمسازان بلکه به بازیگران نیز می رسد. در جنگ ستارگان حلقه های پشت صحنه prequels ، ایوان مک گرگور و هایدن کریستنسن با این کار غیرقابل حل روبرو هستند که بر روی یک مجموعه کاملاً سبز قرار بگیرند و نسبت به مکان ها ، شخصیت ها و رویدادهای موجود عکس العمل نشان دهند. انتقام سیت ، که داشت 2400 عکس VFX، بیش از هر فیلم دیگری در این امتیاز ، صحنه هایی دارد که ووکی های کاملاً لباس پوشیده از طریق موانع روی صفحه آبی برای جنگی که در آن وجود ندارد شارژ می کنند ، یا جایی که آناکین و پادم از پنجره شهری که به پست وارد می شود نگاه می کنند . می بینید که بازیگران کمی گم شده اند و با بازی های خود ناامیدانه سعی در اختراع جهانی دارند.

با ماندالوریایی ، آن جدا شدن مشکلی نداشت. گفت: “تو در محیط بودی” کارل ودرز، که در این مجموعه نقش Greef Karga ، همکار صنف Bounty Hunter Guild را بازی می کند. “دیگر لازم نیست تظاهر کنی.”

وی توصیف کرد که Volume چقدر صحنه های سنگین VFX را بهبود بخشیده است ، مانند پرواز در رودخانه گدازه Nevarro در فینال فصل ، که تصویربرداری صحیح با استفاده از صفحه سبز تقریباً غیرممکن است. “اگر چهار نفر از ما در قایق سوار شده اید ، درست است؟ چهار نفر وجود دارد – اگر در واقع همان چیز را نمی بینید ، [they] چهار مفهوم مختلف از آنچه اتفاق می افتد داشته باشید. “

چگونه MANDALORIAN و ILM دستیابی به موفقیت جلوه های بصری را ایجاد کردند
منبع: دیزنی +

Volume آن جهان را برای بازیگران می سازد و به همان اندازه که برای خدمه ساخته می شود ، برای مجریان نیز تجسم ایجاد می کند. گفت: “فیلم سازی ، به طور ناگهانی ، تقریباً به مدرسه قدیمی بازگشته است.” ورنر هرتزوگ، که به عنوان “مشتری” در نمایش مهمان است. “فناوری نامرئی می شود و این یک چیز عالی است.”

گفت: “این مرا دوباره در یک مجموعه قرار داد.” فامویوا، یکی از کارگردانان اپیزود. “این مرا به آنجا برگرداند که قوانین همان چیزی است که شما می فهمید.”

آنچه که همچنین کمک می کند این است که Volume در کنار بسیاری از جلوه های عملی ، مجموعه ها و لوازم جانبی کار می کند. کودک ، توسط طرفداران “Baby Yoda” لقب گرفته است. نیک نولتهUgnaught، Kuiil؛ و وایتیتیbounty hunter droid IG-11 شخصیت هایی هستند که انتظار می رود به طور واقعی خلق شوند. (و در بحث های اولیه ، The Child و IG-11 قرار بود کاملاً خلاقیت های CG باشند ، مدل ها و عروسک های عروسکی فقط برای مرجع روشنایی و ایستاده در هنگام فیلمبرداری هستند.) اما آنها در عوض شخصیت هایی هستند که بیشتر در دوربین وجود دارند.

محدودیت های StageCraft

StageCraft در شرف تبدیل شدن به استاندارد صنعت است ، اما به هیچ وجه استاندارد نخواهد بود. این آینده سینمای چند میلیون دلاری است ، نه سینما به طور کلی.

همچنین مراجعه کنید

HARLEY QUINN فصل 1: یک مطالعه شخصیت پایدار در یک دنیای دیوانه

و فناوری هنوز کامل نیست – از محدودیت های زیادی که این فناوری ایجاد می کند ، مهمترین آنها زمان صرف شده برای کار در پیش تولید است. برای اینکه نورپردازی مثر باشد ، هر مجموعه ای باید به طور کامل ایجاد شود ، حتی اگر فقط 40 درصد از مجموعه روی صفحه نمایش نشان داده شود. دیگر این لوکس نیست که فقط طراحی آنچه دوربین می بیند را طراحی کنید.

همچنین موانع فنی وجود دارد که هر تیم انیمیشن در برابر آنها دست و پنجه نرم می کند ، مانند نورپردازی و انعکاس رنگ رودخانه گدازه در Nevarro مثال خوبی در این مورد است – رنگ قرمز رنگ گدازه مجازی است ، اما از آنجا که دیوار LED منبع اصلی روشنایی خدمه است ، رودخانه برای بازیگران چراغ قرمز می افکند. تن های تیره در مجموعه و کف برای سکانس رودخانه گدازه به این جلوه کمک می کند تا صحنه تقویت شود.

اما صحنه های زیادی وجود دارد که در آن یک ستون مانند یک پست زرد یا یک گلدان قرمز در مجموعه مجازی همه چیز را دور می اندازد ، به ویژه در مکان های روشن تر مانند Mos Eisley. “همانطور که صفحه های LED تمام روشنایی مجموعه عملی را تأمین می کنند ، در نهایت شما با این منبع نور قرمز و زرد روبرو می شوید که مستقیماً شن های جلوی آن را روشن می کند” بلوف گفت fxguide.

چگونه MANDALORIAN و ILM دستیابی به موفقیت چشمگیر را ایجاد کردند
منبع: دیزنی +

علاوه بر این ، اعضای خدمه که معمولاً فقط در هنگام عکاسی اصلی کار می کنند – مانند فیلمبرداران و تیم های روشنایی – باید فن آوری را در کنار تیم های VFX بیاموزند و پروژه را برای طراحی محیط ها و برنامه ریزی عکس ها زودتر از موعد شروع کنند.

این دنیای امکان به فیلمسازان این امکان را می دهد تا ماه ها قبل از فیلمبرداری ، شات عالی را خلق کنند که این امر باعث می شود پروژه بیش از حد ایده آل جلوه کند. فیلمبرداران در ماندالوریایی این ترس را به اشتراک گذاشت – “من همیشه نمی خواهم که یک نور پس زمینه کامل باشد ، زیرا در نهایت جعلی به نظر می رسد” فریزر گفت به فیلمبردار آمریکایی.

بنابراین ، این چالش را ایجاد می کند که مجبورید محدودیت های خود را ایجاد کنید ، که ماندالوریایی در اولین فصل خود هرگز کاملاً فهمید بسیاری از صحنه ها – به ویژه صحنه هایی با The Armorer (امیلی پرستو) و درگیری های بین ماندو و طوفان های طوفانی – زیبایی زیبایی بیش از حد متشکل از مصنوعی دارند ، مانند عکسهایی که به جای پس زمینه از یک نمایش تلویزیونی ، به عنوان پس زمینه دسکتاپ طراحی شده اند.

این زیبایی مدیون فیلم های وسترن و سامورایی است ماندالوریایی تقلید است: عکسهای گسترده ، تدوین کندتر سرعت درگیری ها و یک دوربین قفل شده بسیار غیرتهاجمی. اما این محدودیت همچنین توسط محدودیت های فنی StageCraft اطلاع داده می شود. به دلیل مشکلات تأخیر ، نمایش نمی توانست از سبک هایی مانند بادامک متزلزل یا چشم اندازهای پیچیده استفاده کند. “در هیچ لحظه لنز چشم 8 میلی متری در چهره کسی مشاهده نخواهید کرد” فریزر گفت

برای من ، نگاه کردن به ماندالوریایی با دانستن اینکه فیلم چگونه فیلمبرداری شده است ، به نظر می رسد ماجراهای ماندو در مقیاس کوچکتر هستند. صحنه های بین دو شخصیت در گستره وسیعی از صحرای تاتو احساس جزیره ای و بزرگتر بودن کمتری دارند. جلد ، هنگامی که از آن آگاهی پیدا کردید ، تأثیر ناخوشایندی در ایجاد احساس کم شدن تولید دارد.

شما شروع به مشاهده تمام صحنه های قابل جوشاندن می کنید تا دو تا چهار نفر نشسته و صحبت می کنند. این محدودیت تصور اینکه پروژه های در مقیاس بزرگتر مانند خط اصلی را دوست دارند دشوار می کند جنگ ستارگان فیلم ها ، فیلم های مارول یا حتی مواردی از این دست ارباب حلقه ها، در جایی که شخصیت ها از میان تپه های سرزمین میانه محدود می شوند ، می توان در چنین مرحله کوچکی تحقق یافت ، مهم نیست که چقدر امکان وجود یک جهان بی نهایت بر روی LED ها وجود دارد.

چگونه MANDALORIAN و ILM دستیابی به موفقیت جلوه های بصری را ایجاد کردند
منبع: دیزنی +

فارو و تیم او StageCraft را مانند این فناوری با کاربرد آسان توصیف می کنند که انقلابی در ساخت فیلم ایجاد می کند. هیچ یک از این دو ادعا آب زیادی را در خود نگهداری نمی کند – یکی از این فن آوری ها بسیار پیچیده است. (ما حتی در پی رندر V-Ray به ردیابی اشعه واقعی یا تطبیق پیچیدگی بصری هم نرسیدیم.)

برای دیگری، ماندالوریایی فقط یک تصادف شاد نبود کمپانی والت دیزنی مانند جادوگری که هم صاحب یک شرکت بزرگ تولید کلاه و هم یک مزرعه خرگوش است ، دارای لوکاس فیلم و همچنین Industrial Light & Magic است. ILM با استودیوهای دیگر مرتبا کار می کند (No Time to Die، The SpongeBob Movie: Sponge on the Run، و Space Jam: A New Legacy پروژه های آینده آنها در خارج از خانه ماوس است) ، اما من شک دارم که Volume ، گران قیمت آن ، اگر دیزنی مجبور به کار با یک خانه خارج از VFX باشد ، در حالت فعلی امکان پذیر است.

نتیجه گیری: آینده StageCraft

بعلاوه جنگ ستارگان، StageCraft و فناوری مانند همه جا ظاهر خواهد شد. تولید مجازی در مرحله LED فناوری تغییر پارادایم است که اکنون همه استودیوهای بزرگ در حال آزمایش آن هستند.

به عنوان مثال Weta Digital در ماه جولای اعلام شد که برای ساخت یک استودیوی تولید مجازی جدید در ولینگتون ، نیوزیلند با استفاده از Avalon Studios و Streamliner همکاری کرد ، همچنین با استفاده از موتور غیرواقعی Epic Games. دوباره برای جیمز کامرونرا آواتار دنباله ها بسته به زمان اتمام آنها ممکن است در این مجموعه ها انجام شوند. خانه های تولیدی کوچکتر مانند شرکت های NEP Live و Skyway Studios خود را ایجاد کردند مرحله LED نیز هست.

در یک زمان نامعلوم در صنعت فیلم سازی ، وقتی تولید همه چیز ، از فیلمهای پرفروش گرفته تا آگهی های تجاری برای حلقه های بین المللی مورد توجه قرار گرفته است ، استودیوها بیش از هر زمان دیگری به این فناوری نیاز دارند. با استفاده از آن ، می توان از صحنه های ساختاری و ساخت مجموعه ها کاسته ، صحنه های ازدحام را حذف کرد و تولیدات می توانند از فاصله های اجتماعی و خدمه کوچکتر استقبال کنند.

سیر تحول این فناوری تولید مجازی LED در سالهای آینده جالب خواهد بود. StageCraft در فصل بعدی به Disney + بازگشت ماندالوریایی ، هنوز هم قرار است اکتبر 2020 منتشر شود. و سری جدید Obi-Wan Kenobi ساخته شده توسط چو، یکی از ماندالوریاییکارگردانان هنوز سالها با ما فاصله دارند ، اما این مجموعه همچنین به شدت از این فناوری استفاده خواهد کرد.

صنعت VFX بسیار فاصله دارد کینگ کونگ و 2001، و StageCraft کهکشان بسیار دورتر از گذشته را قابل دسترسی ساخته است. از بسیاری جهات ، این فناوری تغییر دهنده بازی است لوکاس همیشه با جنگ ستارگان حق رای دادن ، و فیلم سازی با بودجه زیاد احتمالاً دیگر هرگز مثل سابق نخواهد بود.

نظر شما در مورد ILM StageCraft و ماندالوریایی؟ فکر می کنید این فناوری به همان اندازه که پارادایم تغییر می کند به نظر می رسد؟ در زیر با افکار خود نظر دهید

https://www.youtube.com/watch؟v=gUnxzVOs3rk


ماندالوریان را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی تحقیق فیلم را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!