TOM & JERRY: Imposter ناخالص

حتی یک دقیقه به جدید نمانده است تام و جری فیلم ، من می خواستم آن را خاموش کنم. به ظاهر آن نیفتید. ممکن است برخی از آیکون های با ماندگاری طولانی در تمام انیمیشن ها را نشان دهد. ممکن است کل نوشته های کودکی من روی صفحه نمایش بزرگ باشد ، اما بینندگان مراقب باشند: این مورد نیست ویلیام هانا و جوزف باربرا کاریکاتورهای دهه 40 و 50 احیا شدند. داستان تیمرا تام و جری یک فریبکار فاحش چیزی است که شما در مورد رقابت گربه و موش می دانید و دوست دارید.

این حتی در مورد تام یا جری نیست

این فیلم 2021 واقعاً در مورد زن جوانی به نام کایلا است (Chloë Grace Moretz) ، که منفی و دروغ می گوید برای کار در هتل رویال گیت. انسانها در اینجا متوقف نمی شوند. به نوعی فیلم می خواهد ما با صاحب هتل آشنا شویم (راب دلانی) ، که هیچ کاری انجام نمی دهد جز ریشخندهای ناشیانه و مدیر رویداد Terrance (مایکل پنا) ، که بدون دلیل مشخص دیگری غیر از فیلمنامه ای که چنین گفته است ، قصد نابودی امیدها و رویاهای كایلا را دارد. آه و کن جئونگ در این فیلم به عنوان یک سرآشپز عصبانی حضور دارد ، زیرا او همچنان به کلیشه های منفی آسیا ادامه می دهد.

و سپس وجود دارد کالین جوست و پالوی شاردا به عنوان یک زوج جوان تأثیرگذار مشهور ، که قصد دارند “عروسی قرن” را در هتل برگزار کنند. این عروسی کل طرح را هدایت می کند. در اصل مهلتی است که شخصیت های انسانی باید آن را داشته باشند. در همین حال ، کایلا سعی می کند به همه و به خودش ثابت کند که توانایی مدیریت سمت مدیریتی را دارد ، حدس می زنم؟

توجه کنید که من چطور از تام یا جری نام نبردم. این به این دلیل است که آنها به سختی در این کار هستند. داستان درباره آنها نیست. اتفاق می افتد که هر چند وقت یک بار از آنها استفاده کنید. این نکته گیج کننده است که این فیلم چقدر متعهد است که شخصیت های اصلی خود را به ما نمی دهد.

شخصیت های انسانی Bland ، پر از جنجال

به نظر می رسد که داستان می خواست بازیگران را در این قسمت راهنمایی کند تا جایی که ممکن است بیش از حد دراماتیک باشند ، تا سعی کنند استانداردهای کارتونی شخصیت های حیوانی را برآورده کنند. حتی اگر ایده درستی باشد ، فیلمنامه به هیچ انسانی ماده یا حس کمدی نمی بخشد. آنها بیشتر از هر چیز دیگری شبیه کاریکاتور هستند.

مورتز تمام تلاش خود را می کند تا کایلا را دوست داشتنی جلوه دهد و در بعضی موارد عملکرد فوق العاده ای دارد. از خنده های ناجور او که تبدیل به خرخر می شود تا تعاملات طبیعی او با تام و جری در صفحه ، مورتز یک بار دیگر ثابت می کند که او دارای قدرت ستاره ای است. فقط شرم آور است که فیلمنامه دائماً به ما بزرگسالان یادآوری می کند که کایلا به عنوان یک الگوی برای کودکان چقدر وحشتناک است. چیزهایی که او در این فیلم از آن دور می شود باورنکردنی است و فیلم انتظار دارد بدون توجه به او ریشه یابی کنیم.

TOM & JERRY: Imposter ناخالص
منبع: تصاویر برادران وارنر

در همین حال، جوست مردی است که هر چیزی را که می خرد تا یازده شماره می گیرد ، از هواپیماهای بدون سرنشین ارتش گرفته تا آوردن فیل ها برای عروسی ، همه در حالی که با یک زیر نویس “احمق سختگیر پدرزن هند” سروکار دارد ، می دوید. پنیا به عنوان یک آنتاگونیست انسانی مجبور در داستان قدم می زند ، همه در حالی که بی دست و پا است ، زیرا او نظرات مردم را بیش از حد واقعی می گیرد. او رسانه های اجتماعی را “InstaBookFace” و “Ticky Tock” می نامد. آیا من باید بخندم زیرا او اشتباه آنها را می گوید؟ سپس یک شخصیت متصدی بار وجود دارد (جوردن بولگر) که به عنوان علاقه بالقوه کایلا و یک زنگ تفریح ​​عمل می کند (پاتسی فران) که تنها ویژگی او در کل فیلم این است که از هیچ جا ظاهر می شود و مردم را می ترساند. و سپس وجود دارد جئونگ. فقط می توانم بگویم که لحظه ای در فیلم وجود دارد که تام قصد دارد کیکی را که جری در آن مخفی شده است ، نابود کند ، فقط برای جئونگ وارد شود و خودش خرابش کند.

همه اینها یک امر پرخاشگرانه ناخوشایند است ، پر از شخصیت های آزار دهنده انسانی که برای ایجاد یک عروسی ملایم در اطراف می دوند.

جلوه های بصری عالی و لحظات بالقوه

جایی که فیلم در واقع نوعی جایگاه پیدا می کند وقتی است که در واقع درباره تام و جری باشد.

تصمیم برای انیمیشن نگه داشتن آنها ، در پس زمینه ای مانند دیگر فعالیت های زنده قرار می گیرد جام جم یا کسی که خرگوش روگر را طراحی کرد، یک استراتژی تحسین برانگیز است. در واقع ، هر حیوان در این فیلم انیمیشن است. برخلاف کاریکاتورها ، که طرحی برای چگونگی ترسیم همه چیز را می پذیرند ، فیلم واقعاً چیزهایی را در نظر می گیرد که میزان واقعی هرج و مرج و آسیب تام و جری به یک مکان چیست. می بینیم کاناپه هایی پاره شده ، دیوارها شکسته ، بالش ها خرد شده اند. چوب دستی سرگرم کننده و راضی کننده است.

در طول سکانس های تام و جری ، نه تنها صداپیشگی مستقیم از ضبط های بایگانی پیدا می شود ، بلکه فراخوانی های تصویری قسمت های کلاسیک نیز وجود دارد. اگر قبلاً کارتون ها را دیده باشید ، جزئیات کمی مانند جری که از سر تام عبور می کند و صورت تام بعد از ضربه زدن به آن مطمئناً دکمه های دلتنگی شما را فشار می دهد. و خدایا ، من هرگز لذت بردن از فریادهای درد تام را قطع نخواهم کرد.

TOM & JERRY: یک ناخالص داخلی
منبع: تصاویر برادران وارنر

آخرین و نه مهمترین ، من باید ظاهر شخصیت ها را مطرح کنم. جلوه های بصری در اینجا زرق و برق دار است. تام و جری قبلاً در لایو اکشن هرگز به این زیبایی نگاه نکرده بودند. حالات چهره آنها کاملاً با کارتون های اصلی دهه 40 و 50 وفادار مانده و عمق سه بعدی کافی برای تعلق آنها در یک فضای عملی زنده دارد. حتی شخصیت های فرعی کلاسیک مانند اسپایک و بوچ در اینجا عالی به نظر می رسند.

عدم درک مطلب منبع

متأسفانه ، بسیاری از مواردی که در اینجا کار می کنند ، هنوز توسط برخی از انتخاب های ترسناک نوشتن و ترانه همراه است. برای شروع ، هیچ ارکستری وجود ندارد ، که در آن برخی از سازها مانند سنج یا شاخ فرانسه بتوانند کمدی و پوچ بودن این مجموعه را برجسته کنند. طرفداران کارتون های اصلی ، ویولا یا پیانو را برای برجسته کردن جری که در خانه می دوید ، مرتبط می کنند ، در حالی که تام تمایل دارد در پس زمینه مقداری طبل داشته باشد تا حرکت او را همراهی کند. از ویولن برای نشان دادن شخصیت یا افتادن خنده استفاده می شود. شما می توانید به یک قسمت تام و جری گوش دهید و بر اساس امتیاز ارکستر حدس بزنید چه اتفاقی می افتد.

باورنکردنی است که چقدر داستان گویی در کارتون های اصلی از موسیقی ناشی شده است. هیچ کدام از این موارد در اینجا یافت نمی شود. کاملا هیچ. در عوض ، ما یک موسیقی متن کامل پر از آهنگ های هیپ هاپ دریافت می کنیم که هرگز به صورت لحنی با آنچه به ما نشان داده می شود مطابقت ندارد. در حال تماشای تام که جری را تحت تأثیر قرار می دهد اریک بی و راکیم “تکنیک را عرق نکنید” فقط گیج کننده است. هیچ تلاشی برای داستان سرایی وجود ندارد ، جایی که موسیقی ما را از پایین و پایین این تعقیب گربه و موش عبور دهد. آیا می توانید تصور کنید اگر فیلم بادام زمینی ما را وادار کرد که Snoopy در حال تعقیب Baron قرمز با آهنگ “Straight Outta Compton” توسط N.W.A.؟ با قرار دادن یک آهنگ رپ در پس زمینه ، کل سکانس اکنون به عنوان یک قطعه تنظیم شده خارج می شود – یک قطعه قطعه پر سر و صدا. هرگونه پیشرفت بالقوه در رقابت تام و جری و همچنین یک دوستی کنار گذاشته می شود. این انتخاب های سوال برانگیز آهنگ از ابتدا تا انتها یافت می شوند. این فیلم به معنای واقعی کلمه با کبوترهایی شروع به شکستن دیوار چهارم می کند که “آیا می توانم آن را لگد بزنم؟” از جانب قبیله ای به نام تلاش.

TOM & JERRY: Imposter ناخالص
منبع: تصاویر برادران وارنر

در همین حال ، باید تکرار کنم که تام و جری به حاشیه رانده شده اند. آنها به هیچ وجه فیلم را در داستان پیش نمی برند. بلکه آنها فقط مانند نقوش کنار بازی می کنند. گیج کننده است این یک فیلم در مورد یک زن جوان است که شغل می گیرد و برای عروسی آماده می شود.

تام و جری: این مرا عمیقاً رنج می دهد

من به عنوان کسی که صبح یک شنبه با تماشای کارتون های اصلی بزرگ شده ام ، هیچ لذتی برای من ندارد تیم استوری تام و جری یک محاسبه غلط است. این فیلم پر از شخصیت های ناخوشایند انسانی و دسیسه ای که حتی شامل شخصیت های برجسته حیوانات آن نمی شود ، به اندازه یک کاسه ژلاتین بدون طعم ، بی روح است.

مورتز (برکت قلب او) تمام تلاش خود را می کند تا به فیلم کاریزما بدهد ، اما فیلمنامه در کنار او نیست. سازندگان فیلم در پشت این مسئله به روشنی نمی فهمند (یا برایشان مهم نیست) تام و جری یکی از شاخص ترین و تأثیرگذارترین مجموعه های انیمیشن در تمام دوران ها است. این فقط یک کارتون برای بچه های کوچک نیست. این سریالی است که چندین جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه انیمیشن برنده شده است و امروز نیز رکورددار بیشترین برد در آن دسته برای یک استودیو است.

به عنوان کسی که تا به امروز هنوز هم تماشا می کند تام و جری شلوارک مانند کنسرتو گربه و لطفا ساکت!، من در این سطح از اعدام ناخوشایند هستم. در واقع ، من برگشتم و یک ساعت از کلاسیک را دوباره تماشا کردم هانا و باربارا کارتون ها مانند یک آئین پاکسازی هستند. دیدن چنین حق امتیازهایی برایم دردناک است گوسفند را شان کنید، بادام زمینی، لونی تونز با حداکثر احترام رفتار شود ، اما چیزی مانند تام و جری اینگونه انجام می شود زوج Captain Underpants: اولین فیلم حماسی با عشق و علاقه به کتابهای اصلی ساخته شده است. به جای یادآوری اینکه چرا رقابت گربه و موش یکی از با ارزش ترین داستان های من است ، این 2021 تام و جری فقط یادآور فیش حقوقی و بستر گربه ها بود.

دیدی تام و جری؟ نظر شما در مورد فیلم چیست؟ در زیر به اشتراک بگذارید!

تام و جری در تاریخ 26 فوریه در سینماها و HBO Max در سراسر جهان اکران شدهفتم، 2021


تام و جری را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند

کریسمس در آلمان نازی همانطور که انتظار می رفت پیچ و تاب داشت. خانواده های آلمانی کلوچه هایی به شکل سوستیکا می خوردند ، درختان صنوبر را با رونهای “سنتی” نوردیک تزئین می کردند و برای جلوگیری از اشاره به خدا ، مسیح و مسیحیت ، سرودهایی را می نوشتند که بازنویسی شده است. از آنجا که عیسی یکی از برجسته ترین یهودیان تاریخ است ، حزب نازی با تعطیلاتی که تولد او را جشن می گرفت ، جنگ کرد. نازی ها نیز به طور فزاینده ای نسبت به دین سازمان یافته احتیاط می کردند. آنها حتی سعی کردند تولد مسیح را با تولد جایگزین کنند آدولف هیتلر – او “نجات دهنده فورر” را صدا كردند.

در سالهای رژیم نازی آغشته و دهه های پس از آن ، روابط آلمان و کریسمس مخدوش و ناخوشایند بود. این نبرد نازی ها در برابر کریسمس ستون فقرات روایت غیرمعمول کلاسیک عجیب و در عین حال دوست داشتنی کریسمس را تشکیل می دهد: انیمیشن ویژه ایست متحرک 1970 Santa Claus Comin ’to Town است.

Burgermeister Meisterburger و رژیم نازی وی

سانتا کلاوس به شهر می آید ، امسال 50 سالگی خود را جشن می گیرند ،یک محصول Rankin / Bass است که به دنبال سایر کالاهای ویژه ایستاده کریسمس استودیو است رودلف گوزن شمالی بینی قرمز و پسر کوچک درامر. اولین بار در سال 1970 با فیلمنامه ای از استودیوی معمولی از تلویزیون پخش شد رومئو مولر. در بررسی من از رودلف گوزن شمالی بینی قرمز و این روایت آشکار کویر آن است که من گفتم Santa Claus Is Comin ’to Town “سانتا را به عنوان یک چهره مسیحی دوباره بازسازی می کند و تصور می کند که عیسی می توانست هولوکاست را متوقف کند” ، این نوع خلاصه ای نیست که شما فقط بدون پیگیری در مورد مردم می نویسید.

Santa Claus Comin ’to Town است داستان اصلی سانتا است و راوی ما ، S.D. ، توضیح می دهد “در یکی از کشورهای شمالی” کلوگر (با صداگذاری توسط فرد آستر، چرا که چرا نه). روستایی که در آن مولر صحنه ما سامبرتاون است ، یک شهرداری کوچک و بدبخت که در آن مردم شهر سیاه می پوشند ، هیچ کس رابطه جنسی برقرار نمی کند و همه آنها احتمالاً گرسنه هستند.

Burgermeister Meisterburger (پل فریز) بر سامبرتاون سلطنت می کند ، در حالی که شهروندان گرسنه می شوند خود را خسته می کند و برای حفظ صلح به شبه نظامیان خود اعتماد می کند. سربازان همه با لباس ضد جنگ جهانی اول ، کامل با پیکلهاوبن کلاه ایمنی خوشه دار من فکر می کنم Burgermeister ، که نیروهای نظامی او را “Her Burgermeister” می نامند ، واقعاً یک پادشاه است. اما از آنجا که نمایش ویژه یک شهر عمومی پروس فرهنگ قرن 18 با قرن 19 را مخلوط می کند پیکلهاوبن و نازیسم قرن بیستم ، خواندن جزئیات تمثیل آن دشوار است.

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

بدیهی است که Burgermeister قصد دارد که یک هیتلر کامپوزیت. او یک استبداد دیوانه و با تعصب شدید است – در اینجا ، این در برابر اسباب بازی ها است – و همه او و سربازانش با لهجه های آلمانی سنگین صحبت می کنند در حالی که صدای ساکنان شهر و سانتا شبیه آمریکایی ها است.

جنگ او با اسباب بازی ها از انزجار عمیق او برای خوشبختی شهروندانش ناشی می شود (حدس می زنم سامبرتاون نامی برای زندگی داشته باشد). بعد از اینکه او هنگام پایین آمدن از پله های کاپیتول روی یک اسباب بازی بلغزد ، در بیمارستان پیچ می خورد. “اسباب بازی؟” او با کمال ناباوری از ستوانش می پرسد. “همانطور که شک کردم … از اسباب بازی ها متنفرم. و اسباب بازی ها از من متنفرند! یا آنها می روند ، یا من می روم … و مطمئناً نمی روم. ” وی خواستار ذوب شدن همه سربازان قلع ، دستگیری عروسک های بالرین و غرق شدن قایق های اسباب بازی است. وی می گوید: “بدین وسیله اسباب بازی ها غیرقانونی ، غیراخلاقی ، غیرقانونی اعلام می شوند و هر كسی كه یك اسباب بازی در اختیار داشته باشد ، دستگیر و در سیاه چال انداخته خواهد شد.”

Burgermeister تهدید به دستگیری کودکان ، ایجاد ممنوعیت منع رفت و آمد منزل ، و مأموریت می دهد که پس از غروب آفتاب همه درها و پنجره ها قفل شود ، و او و رژیمش شبانه به خانه ها حمله می کنند تا اسباب بازی هایی را که ممکن است پنهان شوند جستجو کنند (بخوانید: زیر تخته کف یا داخل پیانوها). “در محل جستجو کنید! اگر به اندازه یک سنگ مرمر یا نصف جک پیدا کنید ، کل خانه دستگیر شده است! ” او در حالی که خانواده ای در سالن مسافرتی ترسیده اند ، سربازان خود را فریاد می کشد.

افراطی بودن قوانین Burgermeister در قوانین نورنبرگ ، که در آلمان یک کشور نژاد محور ایجاد می کند و سوزاندن کتاب در سراسر کشور را تسهیل می کند ، دارای همتایان واقعی است. بعد از کریستیلناخت ، قوانین ضد یهودی بیشتر منجر به دستگیری های جمعی و مجازات اعدام برای هر کسی که یهودیان را پناه می دهد ، شد.

Burgermeister یک اسباب بازی را در میدان شهر سوزانده است. “فرزندان سامبرتاون!” او فریاد می کشد ، و مشعل را به سمت اسباب بازی ها گرفته است. “دیگر هرگز بازی نخواهی کرد!” او آنها را در وسط شهر جلوی چشم بچه ها روشن می کند و سربازانش به تماشای اردک های چوبی و خانه های عروسکی می روند که در شعله های آتش به همان روشی که نازی ها تماشا می کردند صفحات کتاب پیچ خورده و در آتش خاکستر می شوند.

سانتا شکل مسیح

Burgermeister و رژیم نازی اش ، به همین ترتیب ، علیه کریسمس عصبانی می شوند هیتلرحزب در دهه های 1930 و 40 انجام شد. کریسمس در Kris Kringle شخصیت پردازی شده است (میکی رونی) ، که پیدایش آن با تصاویر مذهبی و اساطیر کلاسیک قهرمان مسیحی به اوج کتاب مقدس رسیده است. منشأ او داستان بسیاری از پیامبران قبل از او را تداعی می کند.

کریس ابتدا مانند موسی ، استر و عیسی به عنوان یتیم وارد دربار Burgermeister می شود. یادداشتی که روی پتو او چسبانده می شود ، سرنوشت او را نشان می دهد مانند کریس که در یک رمان YA بد زندگی می کند: “او استثنایی خواهد بود ،” این نت پیش بینی می کند ، “فقط اگر عشق مورد نیاز او باشد.”

Burgermeister وقت این شیطنت را ندارد و سفارش می کند کودک را به پرورشگاه خارج از شهر بفرستد. در مسیر ، اما ، سورتمه کریس توسط باد شدید از بین می رود. او مانند موسی در سبد نی ، کوهی را به جنگل منفجر کرده و سرانجام در آستانه یک خانواده برجسته فرود می آید.

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

از آنجا ، مضامین قهرمان مسیحی خاموش است – اگرچه ادیسه کریس از طریق جنگ جهانی وارلاک را می توان به 40 روز وسوسه عیسی در بیابان تشبیه کرد ، و خویشاوندی او با حیوانات جنگل را می توان به خوبی متصل کرد ، قهرمانان کتاب مقدس را انتخاب کنید. مسیحیت یهودیت همه اینها زمانی برمی گردد که Burgermeister بابانوئل را از انجام تحویل اسباب بازی به سامبرتاون غیرقانونی اعلام کرد ، اما کریس گروه را برای انجام آخرین کار با هم جمع می کند و همه را به خطر می اندازد تا یک اسباب بازی کشتی نوح را به یک دختر کوچک بیمار تحویل دهد.

کریس ، مانند عیسی ، برای مردم شهر معجزه می کند – او نه تنها باعث شادی و نشاط فرزندان سامبرتاون می شود ، بلکه می تواند آینده را بخواند ، ذهن مردم را بخواند ، گوزن شمالی را پرواز دهد و بدترین ریش جهان را رشد دهد. وقتی کریس با کینه Burgermeister روبرو شد ، حتی نمی تواند خود را متنفر از پادشاه سامبرتاون کند. مسیح نفرت نیاورد. او آمد تا به خانه ها نفوذ کند و با جنگ افزارها دوست شود و همه او از جای جنگ خارج است.

بسیاری از مضامین مذهبی در عروسی او با معلم مدرسه شهر ، خانم جسیکا متبلور می شوند (رابی لستر) آستر به ما می گوید ، “آنها در جنگلهای زمستانی ساکت در برابر خداوند ایستادند و کلیسای جامع آنها یک نخلستان از درختان کاج بود.” به طرز عجیبی ، Warlock Warlock (کینان وین) باید کمی جادو از خدا بخواهد. جادو تمام نکته بابانوئل است! در داستان اصلی او ، به ما نشان داده شده است که جادوی کریسمس حتی قدرتمندترین نیرو در جهان نیست. سانتا و وارلاک به قدرت بالاتری پاسخ می دهند. (نکته: این خداست.)

آهنگ سیمای اتصال مسیح ، آهنگ عروسی کریس و جسیکا ، “What Better Way To Tell You” ، به طور مستقیم به تولد عیسی اشاره می کند و یک خط مستقیم از مجوس کتاب مقدس می آورد که به عروسی سانتا و جسیکا هدایای خود را در عروسی عوض می کنند. “این رسم از مدتها قبل آغاز شده است ،” آستر آواز می خواند ، “هنگامی که مردان خردمند برای اولین بار سه نفر / هدیه های عشق ، عشق / به نوزادی تازه متولد شده اهدا کردند.” (اکثر آهنگ ها وحشتناک هستند.)

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

در جمع بندی ویژه ، به ما یادآوری می شود که شب کریسمس “مقدس ترین شب سال” است و داستان سانتا ، مانند تمام داستان های کتاب مقدس ، دارای درس های اخلاقی است که شما باید از آن بگیرید. من ممکن است در مدرسه یکشنبه فقط نیمی از توجه را داشته باشم ، اما آخرین لحظه Santa Claus Comin ’to Town است دقیقاً همان نوع چیزهایی است که تماشا می کنیم ، و با اتصال سانتا به موضوعات خیرات ، دلسوزی و عشق عمیق و پایدار به خدا پایان می یابد.

یهودیت اسباب بازی ها

تا کنون ، جالب ترین جنبه ویژه تمثیل پیچیده آن برای آزار و اذیت مردم یهود توسط رژیم نازی است. در تمثیل ، اسباب بازی ها برای نشان دادن یهودیان است. به نظر ناراحت کننده ، تحقیرآمیز و کمی شوخی آور است ، اما سابقه طولانی شدن عینیت قوم یهود توسط پروس و امپراتوری آلمان را در نظر بگیرید. که در آموس ایلونرا حیف آن همه ، وی در مورد بررسی یهودیان آلمان از سال 1743 تا ظهور رایش سوم نوشت که یهودی در پروس “از حقوق محروم شد و به کالایی مانند یونجه یا گاو تبدیل شد.” تنها راهی که یهودیان می توانستند به برلین قرن هجدهم وارد شوند ، دروازه ای بود که مخصوص دام ها بود.

همچنین این مسئله وجود دارد که شهر چگونه قانون ضد اسباب بازی Burgermeister را به راحتی می پذیرد. همه سامبرتاون بلافاصله با آن همراه هستند. حتی خانم جسیکا ، معلم جدید مدرسه ، بی چون و چرا می پذیرد که اکنون اسباب بازی ها غیرقانونی هستند و تهدیدی برای دولت محسوب می شوند. آنها به راحتی برای مشکلات شهر فریب می خورند.

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

سانتا کلاوس به شهر می آید ، با این حال ، استادانهآنقدر به شما سر می زند که حتی نمی توانید به تمثیل هولوکاست در هسته آن فکر کنید. به عنوان مثال سانتا ، یک آهنگ کامل را در مورد چگونگی نیاز کودکان به نشستن در دامان او و پرداخت بوسه به او می دهد اگر اسباب بازی می خواهند ، که برخی از گریه های وحشتناک درجه A است. (آهنگ برای اکثر پخش های شبکه قطع یا مختصر شده است.)

جسیکا تصنیف قدرتمندانه دهه 70 را می خواند. Burgermeister با یو یو بازی می کند. و این یک فرد جانبی عجیب و غریب پنگوئن وجود دارد ، Topper – به هر حال توپر چه فایده ای دارد؟ او زیلچ می کند تا داستان را پیش ببرد. او مفید ، بامزه یا باهوش نیست. او اظهار داشت که یک مدیر شبکه با دیدن استوری بورد ها می گوید: “هوم ، سانتا با گونی اسباب بازی هایش در حال دویدن در این شهر بدبخت است. احساس کردن درست است … من می دانم! یک پنگوئن به آن اضافه کنید! یار جانبی پنگوئن! و کمی روسری راگبی به او بده! “

معمای جن

Santa Claus Comin ’to Town است بر اساس آهنگ مشهور همان آهنگ ، به همان روشی که فیلم ساخته شده است کشتی جنگی، که در آن لیام نیسون و ریحانا مبارزه با بیگانگان در دریا ، بر اساس بازی رومیزی است. این یک چیز گیج کننده است که باید بخاطر بسپارید ، Santa Claus Comin ’to Town است هیچ پایه ای در آهنگ ندارد. به عنوان مثال خانواده جن ها ، کرینگز را در نظر بگیرید – آنها در بالای کوه Winter Warlock در دره رودخانه رنگین کمان زندگی می کنند ، و کریس جوان را هنگامی که موسی را به آستان خانه خود می برد ، می برند.

پدرسالار ، تانتا کرینگل (جوآن گاردنر) ، در مقایسه با نازی های سامبرتاون ، تنها شخصیت خوب لهجه آلمانی است. Kringles ، او از طریق ترانه به ما می گوید ، قبلاً “مشهور جهان” بوده و از حق امتیاز برخوردار بوده است ، جزئیاتی که نه تنها در آهنگ اصلی وجود ندارد بلکه هیچ تأثیری در داستان ندارد – آنها می توانند از یک طیف طولانی صاحبان سالن های بولینگ و تفاوتی نمی کند. تنها جنبه داستانی که این تصمیم بر آن تأثیر می گذارد ، زیرمتن یهودی است.

ایلون در می نویسد حیف همه چیز درباره شهرت باستانی که توسط روشنفکران یهودی در قرون وسطی کسب شده است. وی می نویسد: “آنها طبقه متوسط ​​اولیه شهری را از تجار ، جراحان ، داروخانه ها و صنعتگران با طلا ، نقره و سنگ های قیمتی تشکیل می دادند.” این در مورد کرینگلز نیز صدق می کند – در هیچ کجای سامبرتاون ، جایی که القا می شود قبلاً کار می کردند ، نشانه هایی از یک طبقه متوسط ​​مشاهده نمی کنیم. به نظر می رسد که تنها شغل در شهر عضویت در شبه نظامیان Burgermeister باشد که ساختارهای مذهبی مانع از پیگیری یهودیان می شود. Kringles تنها صنعتگرانی هستند که در فیلم می بینیم. (برخی از منتقدان ادعا کرده اند که این جنگل شخصیت یهودی است ، اما ما در مورد او بسیار اندک می آموزیم که نمی توانم صادقانه در این باره صحبت کنم).

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

ایلون همچنین در مورد “یهودیان درباری” می نویسد ، یک جمعیت کوچک نخبه از یهودیان ممتاز که مستقیماً امور مالی و کالاهای دادگاه را کنترل می کردند – یک سیستم منحصر به فرد آلمان. کرینگل ها در هر دو دسته قرار می گیرند ، که یادآوری تاریخ یهودیان در آلمان است. از آنجا که او را بزرگ کردند ، کرینگل ها فرهنگ و میراث یهودی خود را بر روی کریس ترسیم می کنند. هنگامی که او با اسباب بازی های گونی پشت خود را به سمت سامبرتاون رهسپار می کند ، او خشن را مجسم می کند بتلجودن بسیاری از عشایر یهودی مجبور به گذراندن سبک زندگی شدند

نتیجه گیری: صرفه جویی در کریسمس

با همه تمثیل های خاص درباره نازیسم و ​​ظهور فاشیسم در آلمان ، Santa Claus Comin ’to Town است با یک جارو زدن واقعا عجیب و غریب در زیر فرش به پایان می رسد. کلوگر می گوید: “Meisterburgers ، نیمه خاموش شد و از قدرت افتاد. و توسط و توسط ، افراد خوب فهمیدند که قوانین Meisterburger چقدر احمقانه است. خوب ، همه خندوانه فوق العاده ای داشتند و همه چیز را فراموش کرده بودند. ” متاسف، فرد آستر، اما یک خنده مفرح و مبهم و درک گسترده نقایص رهبر قدیمی برای اطمینان از اینکه تاریخ هرگز تکرار نمی شود کافی نیست. این یک تخیل تحقق آرزو است و همانطور که فاشیسم در دنیای واقعی پس از سال 1945 به ما آموخته است ، یک پلیس کامل و کامل است.

یک جمع بندی بهتر از فاشیسم “قرار دادن یک پا در مقابل پای دیگر” است ، آهنگی که کریس در مورد چگونگی تغییر نگرش شما آسان می خواند. در این فیلم ، این مفهوم معنای مثبتی در مورد تغییر دیدگاه شما برای تبدیل شدن به یک فرد بهتر ، شادتر و ذوب شدن قلب یخی warlock دارد. اما این آواز همچنین شیب لغزنده فاشیسم را توصیف می کند و اینکه چگونه ستم سیستمی می تواند به تدریج به نسل کشی تبدیل شود. یک چیز به چیز دیگری منجر می شود ، و به زودی از در بیرون می روید.

Santa Claus Comin ’to Town است مثل دو فیلم احساس می شود: یکی داستان اصلی بابا نوئل با مضامین مسیحیانه وار. دیگری یک فیلم سکولارتر است که جسورانه به تاریخ آزار و اذیت یهودیان در آلمان می پردازد و تصاویر نازی های بسیار روی بینی را نشان می دهد. از طریق استفاده از تاریخ متناوب – به تصویر کشیدن سانتا به عنوان شخصیتی مسیحی مانند که اگر در دهه 1930 بود ، می توانست جلوی سقوط آلمان به فاشیسم را بگیرد – این فیلم یک داستان کاملاً متعالی و غیر مسیحی را به یک داستان کاملاً مذهبی تبدیل می کند. احساس گربه ماهی می کند ، مثل اینکه کودکان را به دین وادار می کند. اما در همان زمان ، آیا دلیل حضور Topper در آنجا نیست؟ و آهنگ ها؟ و قفل جنگی؟ تا شما را از مضامین مذهبی منحرف کند؟

در مورد درگیری طولانی مدت آلمان با کریسمس ، تلاش نازی ها برای ایجاد ریشه های “ژرمنی” و “سنتی” بیشتر برای این تعطیلات ناموفق بود ، هرچند برخی از اعمال و سرودهای تجدید نظر شده برای چند دهه در آن جا ماند. جمهوری دموکراتیک آلمان در 1950s جنبش ضد مسیحی سازی مشابهی را آغاز کرد ، اما این نیز ناکام ماند.

ملت در دهه 60 و 70 برگشت. آلمان ثروتمندتر شد ، کریسمس به کانون سال تقویم خرده فروشی تبدیل شد و تا دهه 1980 ، این کشور به وضعیت مصرف گرایی انبوه رسیده بود که خود اکثریت دنیای غرب را به کام خود فرو برد. آلمان هرگز در مبارزه با بابانوئل پیروز نشد ، کریسمس پس انداز شد ، و فقط با 79.99 دلار در آمازون ، می توانید یک زیور آلات Hallmark از Winter Warlock و رفیق قدیمی او ، Topper the penguin بخرید.

به چی فکر میکنی بابا نوئل به تاون می آید؟ Rankin / Bass ویژه مورد علاقه شما چیست؟ در زیر با افکار خود نظر دهید


Santa Claus Comin ’to Town را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع

همه ما با محصولات ویژه ایستاده حرکت کریسمس Rankin & Bass آشنا هستیم ، از جمله معروف ترین آنها ، رودلف گوزن شمالی بینی قرمز. و در حالی که پوشیدن آن و لذت بردن از داستان تعطیلات آب نبات در مورد یک گوزن شمالی که با دیگر افراد نادرست تیم می شود و برای گرفتن تأیید بابانوئل در یک یقه باند می بندد ، یک چیز است ، شناختن فیلم برای آنچه واقعاً است: یک بررسی عمیق و پیچیده از محرومیت از افراد LGBTQ +.

The Reindeer’s History

برنامه های کودک ، به ویژه ویژه برنامه های کریسمس Rankin & Bass ، فرعی برای فرعی نیست. آدم برفی یخ زده اکنون به عنوان استعاره ای از اجتناب ناپذیری آسیب زای تغییر اقلیم خوانده می شود ، سال بدون بابانوئل تمثیلی برای نیکسون دولت ، و Santa Claus Is Comin ’to Town سانتا را به عنوان یک چهره مسیحی دوباره تعریف می کند و تصور می کند که عیسی می توانست جلوی هولوکاست را بگیرد. (اما این مقاله به طور کامل مقاله دیگری است.) بنابراین تصور کردن آن یک جهش نظری چندان عظیم نیست رودلف به عنوان یک روایت عجیب و غریب کیشوتیک در مورد تلاش برای تعلق به جهانی که شما را نمی خواهد.

این شخصیت مدتها قبل از اولین پخش ویژه در سال 1964 متولد شد ؛ رودولف زندگی خود را به عنوان کتاب کودک در پاشنه رکود بزرگ آغاز کرد ، سپس شخصیت در یک ضربه دوباره متولد شد Gene Autry ترانه در سال 1949. سپس ، او DCEU را نقض کرد ، و در چندین عنوان کمیک DC در طول دهه 1950 حضور داشت که در آن گوزن های شمالی با یک پوزخند بزرگ لذت می برد. گونه های سرخ شده فرم انعطاف پذیر ، و مژه های بلند و زنانه ، از مقدار زیادی انرژی عجیب و غریب.

گرفتن که رودلف در عین حال ، مخفیانه یک روایت بیرون آمدن است ، و هر کریسمس را برای همه دور دور می کند سال ها در حال حاضر ، از جمله در نیویورکر در سال 2014 ، سپس در مجله نیویورک تایمز، کرکس، و اخیراً ، ملت. فیلمنامه نویس رومئو مولر احتمالاً برای ساختن اسلحه نبود شکست قطب شمال در اینجا ، اما صرف نظر از اهداف نویسنده ، رودلف همجنسگراست. مثل ، واقعاً ، واقعاً همجنسگرا و همینطور بیشتر دوستانش.

بازی های گوزن شمالی

داستان از رودلف بله ، اما جشن چه کسانی هستند؟ داستان با تولد رودولف آغاز می شود ، در آن زمان دونر ، هموفوب و پدر بد کلی ، بینی براق پسرش را می بیند و بلافاصله گریه می کند ، “چگونه می توانیم که ؟! “ بینی قرمز رودولف بلافاصله به نمادی از عدم انطباق او تبدیل می شود ، یعنی یک خارجی شدن ملکه درون. این علامت گویایی برای دیگران است که رودلف “یکی از آنها” نیست ، و تا زمانی که بینی رودلف آشکار نمی شود شروع همجنس گری است. دونر سعی می کند قبل از رسیدن سانتا ، آن را با گل بپوشاند.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

سانتا یک دیک بزرگ است رودلف. همه Christmastown ، همانطور که در فیلم قطب شمال نامیده می شود ، در واقع فقط قلعه لوکس اوست که از برف بیرون می آید. گوزن های شمالی ، که به نظر می رسد تقریباً نیمی از جمعیت Christmastown را تشکیل می دهند ، به عنوان شهروندان درجه دو رفتار می شوند و هر زمان که سانتا به آنها نزدیک می شود ، یک ارباب خادم ناخوشایند وجود دارد. حضور الیگارچال سانتا به عنوان بهترین مقام مردسالار و دولت در این سرزمین ، می تواند به راحتی برای دولت آمریکا یا نیروهای سرمایه داری ایستادگی کند – شما واقعاً می توانید انتخاب خود را انجام دهید. هنگامی که او به رعیت سفر می کند و با رودلف ملاقات می کند ، او فقط جیب کوچک را به عنوان یک کارمند آینده در نظر می گیرد – “او روزی در تیم من خواهد بود” ، او را صدا می کند و رودولف را “یک شخص کوچک و محکم” می نامد.

اما با دیدن بینی قرمز درخشان ، سانتا آن را از دست می دهد و دونر با عجله به او کلماتی را می گوید که مطمئنم اکثر بچه های کر در محیط های بدون حمایت بارها بارها این حرف ها را شنیده اند: “من مطمئن هستم که او به محض بزرگ شدن متوقف می شود. ” بعد از رفتن پدر سرمایه داری ، دونر به پسرش می گوید ، “تو مثل دیگران یک جیب معمولی خواهی بود!”

پس از چند ماه تلاش دونر برای تربیت مجدد فرزند خود با درسهای جستجوی غذا و جنگ ، چند ماه بعد قطع شد. رودلف برای آموزش گوزن های شمالی به آنجا می رود و در آنجا با کلاریس ، دوبله ای که سیمپل می زند ، آشنا می شود سخت برای او ، و او وقتی او را ناز صدا می کند خوشحال می شود. به حدی که چشمانش باگ است و برای اولین بار بلند می شود. اما جلد رودلف هنوز دمیده نشده است. وقتی او دچار یک درگیری فیزیکی بازیگوشانه با گوزن شمالی گوزن شمالی گوزن شمالی می شود که از او دور می شود. همانطور که شاخ های شاخ را قفل می کنند ، رودلف به طور تصادفی اجازه می دهد تا درپوش بینی بلغزد ، و راز بزرگ همجنسگرایانه خود را به جهانیان نشان دهد. پس از تمام دوران کودکی در گنجه ، ملکه رودلف خارج است ، و او بی وقفه و به سختی مورد آزار و اذیت همسالان خود قرار می گیرد تا زمانی که در تاندرا عقب نشینی می کند.

هرمی کاملاً لود شده

در همین حال ، در یکی از جن های جن بی جنس در زیرزمین کاخ سانتا ، هرمی جن تصمیم می گیرد که دیگر نمی خواهد اسباب بازی بسازد ، و این یک سنت فرضیه ای دارد که الف ها فقط به ساخت اسباب بازی می پردازند. هرمی لبهایی قرمز و زنانه دارد و موهای بلوند کاملاً موج دار دارد ، در حالی که الف های دیگر همه به نظر می رسد مانند پارچه پوش و فشار آور هستند.

جوامع گوزن شمالی و وروجک ها به شدت ناهماهنگ هستند ، با آموزش گوزن های شمالی که نقش های جنسیتی را اعمال می کند و فشار اجتماعی فوق العاده ای روی جفت گیری ایجاد می شود. در جامعه جن ها ، جن بچه ها منحصراً از لباس صورتی و پسرها آبی استفاده می کنند. رقص وروجکها بر جفت شدن دختران و پسران تأکید می کند ، و بیشتر همنشینان هرمی وقت خود را صرف دور زدن زنان می کنند. تمام آنچه که ما از جامعه جن می بینیم ، واقعاً است. این و وزن خردکننده سرمایه داری است. رد هرمی از سبک زندگی سنتی جن ، بنابراین ، رد او از ناهمگونی را نیز در بر می گیرد.

هرمی همچنین چهره دونر همجنسگرا و غیر همدردی دارد. Head Elf ، نوعی سرکارگر در کارگاه ، به جاه طلبی های دندانپزشکی هرمی اهمیتی نمی دهد و در عوض با او به عنوان جفت دیگری از دستان اسباب بازی سازی در جهنم های بیرحمانه نیروی کار بی وقفه خط مونتاژ سانتا رفتار می کند. هرمی از زندگی در زیر پاشنه بوت سانتا ناراضی است و از پنجره کارگاه بیرون می آید و با دویدن قدرت به داخل جنگل می رود.

او رودولف را ملاقات می کند و در اولین جلسه رسمی جبهه آزادی خواهی کریستماستاون ، آنها در مورد چگونگی ایجاد جامعه متاسفانه با ذهنیت افراد عجیب و غریب آواز می خوانند. پس از حدود یک دقیقه شناختن رودلف ، هرمی نیز به پشت خود می پرد و او را مانند اسب سوار می کند.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد قانونی همجنسگرا
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

آنها آواز “ما چند نفر از نارضایتی ها هستیم” را می خوانند و تصمیم می گیرند که بهتر است هنجارهای اجتماعی را انکار کنند و شانس خود را در بیابان بخرند تا اینکه با پارادایم نخبگان حاکم مطابقت داشته باشند. با کشیدن انگشت میانی به سمت دولت فاسد مطابق ، آنها با هم در پهنه برفی فرو می روند.

هرمی و رودولف منجر به ایجاد هدایت های جالب توجه می شوند زیرا انگیزه آنها زیاد است نه به هویت و جاه طلبی های آنها کاملا پی ببرند. رودلف با افتتاح یک عمل دندانپزشکی در وینیپگ به پایان نمی رسد. اگرچه آنها به جامعه ای که در آن بزرگ شده اند پشت کردند ، اما هر یک از آنها به خانه خود وابسته هستند و در قطب شمال سرگردان می شوند و ظاهراً هیچ برنامه ای برای توسعه زندگی خود ندارند ، صرفاً با وجود تأمین انرژی. می توانید بگویید که هر کدام قصد دارند به Christmastown برگردند در نهایت، البته با سوراخ كردن نوك سينه ، ناخن هاي نقاشي شده و كتاب هايي درباره ماركسيسم كه زير بغلشان جمع شده بود. بنابراین خدا را شکر که با یوکان کرنلیوس روبرو می شوند.

یوکان در حال سوختن است

یوكون كورنلیوس ، یكی از بهترین شخصیت هایی كه تاكنون برای تلویزیون خلق شده است ، با انرژی عظیم خرس در حال دریدن درزها است. او یک انسان بزرگ همجنس گرا است ، کسی آنقدر سرشار از مردانگی است که بیش از حد به عجیب و غریب تبدیل می شود. یوكون ، كوتاهی كمپی كه ما همیشه به آن احتیاج داشته ایم ، هنگام جستجوی نقره و طلا کلنگ خود را لیس می زند ، او تئاتری و مسخره است و عاشق آواز خواندن است. او در آنجا تنها با سگهای سورتمه خود بیرون است ، جایی که او ظاهرا فقط آهنگ هایی را درباره عجله طلا اختراع می کند و حیوانات خانگی خود را فریاد می زند. عامل اصلی حمله این است که یوکان یک فرد بد جستجو است – او هرگز هیچ نقره یا طلا پیدا نکرده است و همچنین نمی تواند سگ های خود را به له و له تبدیل کند.

حتی اگر بیش از حد مردانگی او به مهارت شغلی تبدیل نشود ، یوكون هنوز در قطب شمال شکوفا می شود ، فارغ از جامعه ای كه در غیر این صورت از محبوبیت او استقبال نمی كند. وقتی راوی می پرسد ، “پس نظر شما درباره دوست ما کورنلیوس چیست؟” توقف کردم. چی میکند راوی انتظار دارد که ما در مورد کورنلیوس توجه کنیم؟ موضع سلطه جویانه ، تابش خیره کننده ، یا آن بازوهای بزرگ و تنومند که به راحتی می توانند مردی را به گره گره بزنند و او را به هفت روش مختلف بکشند؟

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

رودولف و هرمی با معاشرت بعید و محکم خود ، سرانجام راضی هستند که به تنهایی و به دور از جامعه ای که مجبور به تظاهر به آن هستند ، از خود دور باشند و از هویت واقعی خود به نفع بازی های گوزن شمالی و هنجاربرداشتن اسباب بازی های غیرجنسی استفاده کنند. آنها سرانجام به جزیره اسباب بازی های نامناسب منتقل می شوند.

جزیره رانده شدگان کویر و شیر عیسی

برخی تفاسیر از رودلف جزیره اسباب بازی های نامناسب را که هیچ پایه ای در آهنگ کلاسیک ندارد ، به یک نماد شوم و ناخوشایند برای رودلف و شرکت تشبیه کرده اند – این نتیجه ترک جامعه و تلاش برای ساختن آن به تنهایی است. شبهای سرد بی پایان دور آتش سوزی جمع شده بود و از عشق بچه ها محروم بود. اما من فکر می کنم این نزدیکی به بهشت ​​است ، مستعمره ای بدون تعرض به همجنسگرایان و تبعیض بر اساس جنسیت و جنسیت ، مکانی که تازه واردان را به احساس خوشامدگویی و ابراز وجود تشویق می کند.

وقتی باند به جزیره می رسد ، توسط چارلی درون جعبه مورد استقبال قرار می گیرد که آواز می خواند: “یک جک صندوق منتظر است بچه ها فریاد بزنند. / بیدار شو! آیا نمی دانی زمان بیرون آمدن است؟ ” اسباب بازی های رد شده همه با افتخار جنسی خود را مانند نشان افتخار به نمایش می گذارند. همه در جزیره ، از تفنگ آب شلیک ژله گرفته تا گاوچران شترمرغ (نگه دارید hold بخصوص گاوچران شترمرغ سوار) بدون سر و صدا همجنسگرا است. باز هم ، نه فقط به این دلیل که چارلی ، گاوچران و فیل خال صورتی از خارجی ها استقبال می کنند و آن ها را در آغوش می کشند ، بلکه به دلیل “اشتباه” بودن ، آنها توسط همه چیزهایی که جامعه Christmastown معرفی نمی کند ، تعریف می شوند: گشودگی ، استقلال و آزادی جنسی.

اسباب بازی ها توسط Lion Jesus هدایت می شوند (اگرچه در فیلمنامه ، او King Moonracer نامیده می شود ، که بیشترین گه هایی است که من تاکنون شنیده ام). شیر عیسی صداپیشه همان سانتا را دارد (استن فرانسیس) تشویق ما برای دیدن این جزیره نه به عنوان یک دنیای اخلاقی جهنمی بلکه به عنوان یک شهر وارونه Christmastown ، مکانی که بیش از بهره برداری و تعصب بریتانیایی مبتنی بر مدارا است.

بسیاری از این دو برابر شدن جالب است که در اتفاق می افتد رودلف فرانسیس صدای سانتا و فویل او ، Moonracer را صدا می کند ، در حالی که صدای چارلی درون جعبه را صدا می کند آلفی اسکوپ، که همچنین Fireball را انجام می دهد ، جفتک جوانی که به طور تصادفی رودولف را در قطب شمال پشت سر می گذارد. اسکوپ همچنین صدای جن های مختلف را می گیرد. کارل باناس، Head Elf ، همچنین برای برخی دیگر از اسباب بازی های نامناسب نیز دو برابر می شود. دو برابر شدن یک واقعیت متناوب در جزیره ایجاد می کند. صدای عدم تحمل در کریستماون برای قهرمانان ما به دوستان عجیب تبدیل می شود.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد قانونی همجنسگرا
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

باند به قلعه Lion Jesus می رود. (در صورتی که تاکنون کل چیزهای همجنسگرایان را انتخاب نکرده باشید ، قلعه Moonracer در واقع یک دسته گل آلت تناسلی است که به سمت آسمان می رسد.) Moonracer آنها را به شب ماندن دعوت می کند ، در یک مهمانخانه صورتی رنگ که مجهز به پتوهای صورتی ، بالش ، و پرده ها

اما رودولف ، برای اهداف نقشه ، تصمیم می گیرد که نیاز به فرار از جزیره و رفتن به تنهایی دارد. این هنوز هم داستانی از دهه 60 است – باز هم ، رودلف تمایلی به ساختن آن به تنهایی و خود را ندارد. سرنوشت او به کریستماون گره خورده است ، و از آنجا که این هنوز هم یک ویژه ویژه محافظه کارانه کریسمس است ، قطعنامه داستان می طلبد که رودولف به محل آسیب دیدگی خود برگردد و خود را با جامعه سلطان هراسی سانتا دوست بدارد.

Bumbles جستن و همچنین نفرت مردم همجنسگرا

“رودلف تا آنجا که می توانست وجود داشت” ، راوی ما ، Burl Ives، به ما می گوید ، که مانند آن ، همان است. اما رودولف همچنین با یک تهدید شوم ، اژدها در پایان سفر قهرمان خود ، در تضاد است. آدم برفی نفرت انگیز همیشه در پشت کوه ها ، همیشه در جایی از بیابان ، در کمین است و او را شکار می کند.

اگر سانتا نشان دهنده قدرت مردسالار غالب بر ملت و خانواده دونر است ، پس آدم برفی نفرت انگیز مظهر تاریک ترین و هوموفوبیک ترین احساسات است که در پشت هر نیروی حاکم کمین کرده است. هوموفوبیای وحشتناک ، زشت ، پرانتز.

رودولف به کریستماون برمی گردد. او همه بزرگ شده است و به احتمال زیاد بر روی او تمیز کرده است جیمز بالدوین و تئوری فمینیسم و ​​کوئر. اما کسی وجود ندارد که بتواند آن را با او در میان بگذارد ، زیرا خانواده وی ، از جمله کلاریس ، همسایگان محله ، قطب شمال را ترک کرده اند تا او را جستجو کنند. نفرت انگیز آنها را گرفته است و رودولف برای نجات آنها به راه می افتد.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

صحنه ای رویایی که رودلف با آن نفرت انگیز روبرو می شود و KO’d را بدست می آورد مانند چیزی است که از آن دور است بیوولف. دوستانش به زودی حاضر می شوند و هرمی موفق می شود از Chechov’s Dobby Hobby برای از بین بردن جانور برفی استفاده کند. یوكون به ما می گوید آنها آنها را نمی كشند – بالاخره نمی توانند چون Bumbles پرش می كنند. هیولای همجنسگرای بی دندانی که از آنها باقی مانده است یک پیام قدرتمند ، هرچند غم انگیز است ، که می گوید اگرچه نمی توانیم همدستی را در قلب سیستم های قدرت خود ریشه کن کنیم ، اما می توانیم آنها را خنثی کنیم تا از نفوذ و تهدید آنها کاسته شود.

(همچنین این تصاویر جذاب غار واژینال با لانه Abominable وجود دارد که نماهای خارجی غار رودلف را در ابتدای فیلم منعکس می کند. با پیروزی در لانه هیولا ، رودلف و دوستان اساساً دوباره به عنوان قهرمان دوباره متولد می شوند.)

نتیجه گیری: جایی که رنگین کمان به پایان می رسد

رودلف مترقی نیست رودولف و هرمی هرگز سعی نمی کنند جامعه ای جدا از قطب شمال همجنسگرایانه را اختراع کنند و حتی “پایان خوش” اسباب بازی های نامناسب نیز وقتی در سیستم ارزش های سانتا ادغام می شوند و به بچه های دوست داشتنی اهدا می شوند. در کل ، این ویژه بینی به زنان نیز چرخانده می شود ، به ویژه هنگامی که خانم دونر (که نام او واقعاً همین است) و کلاریس به داخل برف می روند و بلافاصله توسط مفرحین اسیر می شوند.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد قانونی همجنسگرا
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

در پایان روز ، رودلف ، هرمی و یوکان فقط مجاز به بازگشت به جامعه قطب شمال هستند زیرا مفید و قابل بهره برداری هستند. قوس شخصیت رودلف با راهنمایی سورتمه سانتا از طریق مه و اثبات رئیس و پدرش اینكه افراد كوئر می توانند به همان اندازه افراد صاف برای جامعه مفید باشند ، كه كاملاً ناخالص است.

بنابراین اخلاق این است که اگر شما متفاوت باشید ، بهتر است مفید باشید وگرنه جامعه شما را بیرون می اندازد – انحراف از هنجار مجازات می شود مگر اینکه قابل بهره برداری باشد ، شوخی می کند – این یک پیام خشن برای کودکان است خاص اما این جانسون-را آمریکا اینجا. رودلف ، هرمی ، کورنلیوس – خصوصیات آنها به دلیل ارزش آنها قابل تحمل است. هر لحظه که دیگر مفید واقع نشوند ، دوباره به سایه ها برده می شوند – کشمکشی که بسیاری از افراد LGBTQ + می دانند و اکنون با آن رابطه دارند.

در داخل رودلفتله های تینسلی ، گرچه یک رگ امید است. آهنگ “There’s Always Tomorrow” که کلاریس برای رودلف می خواند ، درباره موج تغییر است. به طور خاص ، این در مورد بحران هویت جنسی رودلف و اصرار دونر و سانتا است که خاصیت او چیزی است که او از آن رشد خواهد کرد. او آواز می خواند ، “همه ما وانمود می کنیم / رنگین کمان پایان دارد / و روزی دوست تو خواهی بود.” روزی فرا خواهد رسید که رودولف می تواند وانمود کند که شخصی نیست. رنگین کمان پایان ندارد. برای ویژه ای که همیشه پیام درستی درباره کوئین ندارد ، کاملاً دقیق است. از این گذشته ، همه ما نمی توانیم به قطب شمال فرار کنیم تا مانند شوک دزدگیرهای غیرقابل توقف ، استخراج طلا ، موی سینه مانند یوکان کورنلیوس تبدیل شویم.

شما چی فکر میکنید؟ در زیر ژانر فیلم های کریسمس کوئیر ، است رودلف بهتر از مثلا خوشبخت ترین فصل؟ در زیر نظر بدهید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

WONDER WOMAN 1984: پیگیری سر به سر و بزرگ قلب

پتی جنکینز… قبول کردن Wonder Woman از بسیاری جهات عالی است ، اما عاقبت آن ، Wonder Woman 1984، حتی بیشتر مسحور می کند. بزرگتر ، جسورتر و قطعاً بهتر ، با قلبی بزرگ در آستین خود و عملکردهای خوب همه افراد درگیر.

اگر داستان اصلی فیلم اول در مورد زنی است که باید آلودگی هایی که مردان ایجاد کرده اند را پاک کند ، موضوع اصلی این دنباله درباره ارزش های حقایق و همچنین خطر دروغ و قدرت بیش از حد است. مطمئناً ، در بعضی مواقع فیلم این پیام را به شدت تحویل می دهد ، اما در بیشتر موارد ، Wonder Women 1984 به لطف جنکینز‘جهت جامد و گال گدوتحضور برازنده صفحه است.

سنگ ، حقیقت ها و دروغ ها

مثل اولین قسط ، Wonder Woman 1984 وقتی او هنوز بچه در جزیره زادگاهش تمیسیرا است ، با یادگیری از عمه خود آنتیوپ با بازتاب دیانا باز می شود (رابین رایت) در مورد اینکه چرا همیشه گفتن حقیقت مهم است. جنکینز بعد از آن به دور DC 1984 می پرد و بلافاصله به ما نشان می دهد که زن شگفت انگیز ما چه کاری انجام داده است: کار به عنوان باستان شناس در اسمیتسونیان در حالی که سعی می کرد هر از گاهی روز را از شر افراد بد نجات دهد.

WONDER WOMAN 1984: پیگیری سر به سر و قلب بزرگ
منبع: تصاویر برادران وارنر

طرح فقط زمانی شروع می شود که نوعی سنگ رویایی به ما معرفی شود و قدرت تحقق خواسته های هر کسی را داشته باشد. دیانا به طور اتفاقی از آن برای ایجاد عشق به زندگی خود ، استیو استفاده می کند (کریس پاین)، به زندگی برگرد. در همین حال ، دوست و همکار جدید دیانا ، باربارا مینروا (کریستن ویگ) ، که تبدیل به Wonder Woman’s arch-nemesis ، یوزپلنگ و بدترین قسمت این قسمت خواهد شد ، مردی که یک طرح Ponzi به نام Maxwell Lord را اجرا می کند (پدرو پاسکال) ، آرزوی قدرت بیش از حد. آرزوهای آنها البته زمانی تحقق می یابد که سنگ رویایی را بدست آورند ، که ظاهراً توسط خدایی با نیت بد ساخته شده است. اما آنچه آنها نمی دانند عواقبی است که باید متحمل شوند: از دست دادن چیزی ارزشمند از زندگی خود.

دایانا ، با این حال ، از این موضوع اطلاع دارد و سعی دارد جلوی باربارا و ماکس لرد را بگیرد قبل از اینکه از آنها برای کاری بی دقت و خطرناک استفاده کنند. و این ماجراجویی او برای یافتن سنگ و نجات جهان از نابودی است Wonder Woman 1984 در بالاترین حد خود است. سکانس های اکشن توسط هر دو درخشان اجرا می شوند جنکینزجهت و چهار بازیگر اصلی به خصوص کلاه گیس و پاسکال که به نظر می رسد هر دو از فیلمبرداری هر صحنه بسیار سرگرم کننده هستند. اگرچه گاهی اوقات CGI می تواند کمی غالب باشد ، متیو جنسنفیلمبرداری هرگز کمتر نفس گیر نمی شود. هانس زیمرنمره بمب گذاری همچنین همه چیز را حماسی تر می کند.

WONDER WOMAN 1984: پیگیری سر به سر و قلب بزرگ
منبع: تصاویر برادران وارنر

ولی Wonder Woman 1984 فقط یک معجزه فنی با یک مرکز توخالی یا یک فیلم نیست که فقط در مقیاس بزرگتر کار می کند اما در مورد کوچکترها احساس ضعف می کند. لحظات صمیمی بین شخصیت ها ، مانند زمانی که دیانا استیو را در اطراف دی سی نشان می دهد ، یا وقتی دیانا و باربارا با هم شام می خورند ، نیز بسیار خوب کار می کنند. در واقع ، در همه این صحنه ها است که قلب و روح فیلم درخشان ترین است. این مطمئناً کمک می کند که شیمی بین گادوت و کاج همیشه لیاقتش را دارد بدون اینکه یک بار بیش از حد احساس پنیر کند.

امیدوار و غیرجنسی

همانطور که قبلا ذکر شد ، پایان نامه اصلی Wonder Woman 1984 در مورد خطر طمع و سرمایه داری است ، موضوعاتی که قطعاً هم اکنون در جامعه ما طنین انداز است. اصطلاحات اصطلاحات آن ، همانطور که توسط ماکس لرد و باربارا نشان داده شده است ، اساساً “قدرت مطلق کاملاً فاسد” است. اما آنچه در مورد راه جالب و خاص است جنکینز و دیگر نویسندگان فیلمنامه جف جانز و دیوید کالاهام، انتقال این پیام این است که همیشه چقدر امیدوار و غیرجنسی است.

بله ، فیلم هرگز از به تصویر کشیدن تاریک ترین سمت قدرت بیش از حد پرهیز نمی کند ، اما لحظه ای نیست Wonder Woman 1984 که در آن خوشبینی نمی کند. حتی وقتی در بعضی مواقع نمایش دروغ هایش کمی اغراق آمیز است ، فیلم همیشه هر صحنه را با لحظه ای قهرمانانه دنبال می کند که بدون شک مخاطب را دستپاچه می کند. برخی از افراد ممکن است با این نگاه “بی گناه” به جهان کنار گذاشته شوند و این قابل درک است. اما در عین حال ، این همان چیزی است که باعث می شود Wonder Woman حق رای دادن بسیار متفاوت از دیگر فیلم های ابرقهرمانی DC Universe است. درست وقتی بسیاری از فیلم ها برای تاریک ترین و بدبین ترین فیلم ها رقابت می کنند ، نور و لمس نادر از امید را به همراه می آورد.

WONDER WOMAN 1984: پیگیری سر به سر و قلب بزرگ
منبع: تصاویر برادران وارنر

آنچه در این فیلم از دست رفته است ، کمی ظرافت است. صحنه های بسیار زیادی وجود دارد ، به ویژه در مرحله آخر ، که به شدت به سمت مونولوگ های بزرگ و کسل کننده ای که تقریباً احساس می کنند کمی حامی گری دارند تمایل دارد. اما خوشبختانه ، اجراهای بازیگران همیشه موفق می شوند همه چیز را دوباره برگردانند. گادوت نه تنها برازندگی Wonder Woman او را فراهم می کند بلکه احساسات واقعی را نیز به همراه دارد. کلاه گیس و پاسکال، هرچند در حال بازی در نقش تبه کاران بزرگ و کارتونی هستند ، همیشه انسانیت را به شخصیت های آنها ارائه می دهند که احساس سختی کشیدن آنها دشوار است. کاجاز طرف دیگر جذابیت و شوخ طبعی را برای استیو به ارمغان می آورد. همه فقط فوق العاده هستند.

افکار نهایی

اگرچه بدون نقص نیست ، Wonder Woman 1984 ثابت می کند که پیگیری شایسته و چشمگیری برای یک پیش درآمد بزرگ است. هر لحظه همیشه با خوش بینی پر می شود ، هر عملکردی با انسانیت عجین است. این یک ماجراجویی پر جنب و جوش ، رنگارنگ و بازگشتی خارق العاده به دهه 80 است که با قلبی عظیم ارائه می شود. پتی جنکینز و گال گدوت درهم و برهم نیستند

نظر شما در مورد پایان چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Wonder Woman 1984 از 25 دسامبر شروع به پخش تئاتر و پخش جریانی از HBO Max می کند.


Wonder Woman 1984 را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

MORTAL: یک داستان منشأ گریم با بار احساسی

فیلم های ابرقهرمانی ، به طور کلی ، توانایی های خارق العاده یک ابر انسان را به نمایش می گذارد ، که به طور طبیعی به یک دشمن شایسته نیاز دارد. اگرچه ، همانطور که در تاريخچه و برایت برن، گاهی اوقات خطرناکترین دشمن یک شخص است. تاريخچه و برایت برن از یک جنبه ضعیف تر برای فرمول کتاب های کمیک رونمایی کرده اند ، که در آن قهرمان قدرتمند بدترین دشمن خود است. و آندره اوردالرا فانی (توردن) بعدی برای اضافه کردن به لیست قهرمانان دمدمی مزاحمی است که به لبه رانده شده اند ، یا تحت تأثیر ماهیت غیر قابل پیش بینی توانایی های فوق بشری آنها قرار دارند.

فانی ماجراهای اریک برگمن را دنبال می کند (نات ولف) ، یک جوان آمریکایی است که در جایی در نروژ در انزوا زندگی می کند. وقتی رویارویی با یک مرد محلی به هم می خورد ، اریک برای بازجویی توسط پلیس محلی آورده می شود. روانشناسی به نام کریستین که قادر به دریافت هیچ پاسخی برای این حادثه نبود ،ایبن آکرلی) برای انجام ارزیابی آورده شده است. طولی نمی کشد که اریک ناخواسته قدرت خداگونه خود را آشکار می کند و اتاق بازجویی را سوخته و بهم می ریزد. کریستین نمی تواند چشمهایش را باور کند ، اما او تنها کسی است که می تواند در مواقع خطر فوری با آرامش به اریک کمک کند. اریک و کریستین بلافاصله آکورد آکورد می زنند ، و هر دو در تلاشند تا با پرهیز از مقامات ، بدنبال قدرت اصلی خداگونه اریک باشند.

با در نظر گرفتن این که همه گیری باعث انتشار نمایش تئاتر همه پروژه های ابرقهرمانی در سال جاری شده است ، فانی بسیاری از طرفداران کتاب های کمیک را مجذوب صرف مفهوم فیلم خواهد کرد. با این حال، فانی یک تریلر غیرمعمول و آرام است که با “ابرقهرمان” رایج سروکار دارد به گونه ای که روایت را در قلمرو باورپذیری عاطفی و معنوی قرار می دهد. در میان هرج و مرج ناشی از صاعقه که توسط قهرمان قهرمان پریشان و قادر مطلق به کار گرفته می شود ، گفتمانی وسوسه انگیز درباره دین ، ​​هویت و اختیار وجود دارد.

نه داستان مبدا ابرقهرمان معمولی شما

اریک تختخواب ، متلاشی و به طور رمزآلود قدرتمندی در منطقه ای کوهستانی در نروژ اقامت دارد ، که امکانات خداپسندانه وی او را به یک پاریا خود فروتن تبدیل کرده است. اریک که در سکوت رنج می برد ، سوختگی اسرارآمیزی بر روی پا دارد و بیش از حد ناخوشایند است. واضح است که اریک در یک فاجعه گذشته غرق شده و متحجر است که اگر دوباره به جامعه بپیوندد چه اتفاقی می افتد.

یک روز ، اریک در کنار جاده در حال قدم زدن است که یک راننده ماشین خود را متوقف می کند و مصمم به ایجاد دردسر با اریک روبرو می شود. وقتی قدرت ناپایدار اریک منجر به مرگ پسر محلی می شود ، این رویارویی به بدترین حالت تبدیل می شود. از آنجا که چندین شاهد وجود داشت ، سرانجام اریک توسط رئیس پلیس Henrik پیدا شد (هر فریش) و برای قتل غیرمعمول پسر مورد بازجویی قرار گرفت ، اما اریک با پلیس صحبت نخواهد کرد ، و هویت او ناشناخته مانده است.

MORTAL: یک داستان منشأ گریم با بار احساسی
منبع: Saban Films

هنریک یک روانشناس جوان به نام کریستین را برای ارزیابی فرد غریبه فرا می خواند و پس از تجربه دست زدن به برق / گرما از نزدیک ، به این نتیجه می رسد که این قسمت ها از یک حادثه تلخ در یک مزرعه ناشی می شود. در حالی که اریک همچنان یک پیکر اتفاقی را پشت سر می گذارد ، کریستین سعی می کند به او بیاموزد که چگونه احساسات خود را کنترل کند و فقط در این صورت است که می تواند قدرت خود را کنترل کند.

غوطه ور شدن در مناظر حیرت انگیز نروژ (فایوردهای عمیق ، جنگل های اولیه و کوه های تحمیلی) آسان است ، به ویژه هنگامی که روم اوسین‘s (کالبد شکافی جین دو) فیلمبرداری پر زرق و برق ، عکسهای بلندی را ارائه می دهد که منظره را در زیبایی ناب آن نشان می دهد. متأسفانه ، اریک قادر به لذت بردن از زیبایی نیست ، زیرا ذهن بسیاری را در ذهن خود جای داده است. دارای یک ویژگی معمایی و واژگان مختصر ، نات ولف کاملاً مجسم کننده ویژگی و سوicion ظن اریک است ، و عملکردی کاملاً ملایم را ارائه می دهد که بسیار کم حرف است و غرق در رمز و راز است.

قابليت پذيري و دوست داشتني بودن اريك در نتيجه عدم تحقيق وي نازك است ، اما اين هم نكته است. هر بار که اریک ناخواسته زندگی می کند ، احساس آرامش پشیمانی می کند. در ابتدای فیلم مشخص نیست که اریک قبلاً چند زندگی کرده است و این به تنهایی انزوای خود-تحمیل اریک را توضیح می دهد. با وجود اعمال قدرت بسیار زیاد ، اریک هرگز در ارتباط با افراد دیگر ناتوان نبوده است. این تا زمانی است که او با کریستین ، روانشناس جوانی که فوراً احساس همدلی با اریک می کند ، ملاقات می کند و کمک به او را از طریق مشکلات عظیم خود ، ماموریت می دهد. شبیه نات ولف ، ایبن آکرلی عملکردی کاملاً عقب مانده را به عنوان کریستین ارائه می دهد.

MORTAL: یک داستان منشأ گریم با بار احساسی
منبع: Saban Films

بعد از یک سری قسمت های ناخوشایند ، اریک و کریستین از دست مقامات فرار می کنند. به طور تقریبی ، نزدیکی و جذابیت غیرقابل توصیف آنها به یکدیگر منجر به یک عاشقانه تغییر دهنده طرح می شود. متأسفانه رابطه عاشقانه آنها مورد انتظار بسیاری است. این نیست که نات ولف و ایبن آکرلی فاقد شیمی هستند اما به آنها مهلت داده نمی شود که رابطه خود را به روشی اصیل و عجولانه گسترش دهند.

فانی یک داستان با خلوص آرام و با استثنایی جدی است که در بعضی مواقع به طور هدفمند بد تعریف شده و جزئی است. درک محدودی از قدرت های اریک دارد و از آنجا که فیلم از دید او فیلمبرداری می شود ، تماشاگران به همان اندازه اریک از نظر اخلاقی و عقلی گیج می شوند. اما این فیلم پس زمینه نروژی را به اندازه کافی افشا می کند تا هسته توانایی های اریک را تا حدی تأکید کند. اگرچه ، بسیار ناراحت کننده است که یک آمریکایی قدرتهایی را گرفته است که از اسطوره های نورس نشات می گیرند.

فانی راه انداز مکالمه در مورد قدرت و هویت

برای آنچه برای اولین بار به نظر می رسد یک فیلم کمیک بوک است ، فانی لزوماً در عینک اوج نمی گیرد ، و به هیچ وجه اولویت عمل را ندارد. بصری های بی ادعا – معمولاً یک رعد و برق پراکنده ، یک علامت سوختگی متورم ، متورم کننده یا جمع کننده منع ابرها – همیشه قانع کننده ترین نیستند ، چه برسد به اینکه یک ماده قابل توجه باشد. با این وجود ، کمبود تماشای تمام عیار و CG توجهات را به ترسها و موضوعات پیرامون قدرت جدید اریک ، و چگونگی تأثیر آنها بر درک عمومی ، خوب یا بد جلب می کند.

MORTAL: یک داستان منشأ گریم با بار احساسی
منبع: Saban Films

از آنجا که توانایی های اریک به جهانیان منتقل می شود ، برخی او را به عنوان یک خدا یا ناجی تحسین می کنند ، در حالی که دیگران می ترسند که امید کاذب را به قوم پارسا گسترش دهد وگرنه سقوط جامعه خواهد شد. هیچ راهی برای دانستن اینکه جامعه در برابر آنچه ظاهراً غیر قابل تصور یا غیر منطقی است واکنش نشان می دهد. دین در سراسر جهان به اشتراک گذاشته شده است – بهمچنین افرادی که ممکن است از بلاتکلیفی مرگ بترسند یا عزت نفس خود را زیر سال ببرند با آن مبارزه می شود و در مورد آن فکر می کنند. در حالی که فانی بیش از حد درون نگر نیست ، بلکه دستورالعمل دارد که چگونه افراد معدودی به حضور متعال اریک پاسخ می دهند.

Bjørn (به ازای Egil Aske) در حالی که یک مأمور سفارت ایالات متحده است ، در جنگ است تا اریک را برای مرگ پسرش تلافی کند.پریانکا بوسه) می ترسد که چگونه حضور اریک بر مذهبی ها در سراسر جهان تأثیر بگذارد. فانی تلاشی آبرومندانه برای روح بخشیدن به پیامدهای مرتبط با تحت فشار قرار گرفتن در نقشی است که منجر به جنجال می شود و بدترین سناریو ، سهم نسبتاً خشونت آمیز آن است – به ویژه هنگامی که شخص در آن نقش آن را نخواسته باشد.

فانی: نتیجه

آندره اوردالرا فانی برداشتی بالغ و هوشیارانه از داستان منشأ ابرقهرمانی است ، و طرفدار درگیری عاطفی بیش از درگیری فیزیکی است. علی رغم رابطه عاشقانه توسعه نیافته بین اریک و کریستین ، که باعث ایجاد احساسات بعدی در فیلم شد ، آندره اوردالرویکرد عمدی سنجیده و مبهم قهرآمیز و شرورانه ، جدایی تازه کننده از فیلم ابرقهرمانی است که انتظار می رود در این روزگار داشته باشیم.

آیا دیده اید فانی؟ در غیر اینصورت ، آیا اکنون علاقه مند به دیدن آن هستید؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

Mortal در تاریخ 6 نوامبر سال 2020 در سینماهای ایالات متحده اکران شد


مورتال را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

دور از هایپ: هولوکاست CANNIBAL

گاهی اوقات ، یک فیلم منتشر می شود و هیاهوی / جنجال پیرامون آن خیلی زیاد است که فیلم از زیر آن خارج شود. گاهی اوقات این بدان معناست که ما در سینما با انتظارات و تصوراتی از پیش تصور می کنیم که نمی توانیم فرار کنیم.

Away from the Hype یک سریال در حال انجام است که برخی از این فیلم ها را سالها دور از اکران اولیه بررسی می کند تا ببیند آیا بدون وجود همه شیشه های هیاهو ، انتظار و جنجال ، فیلم ها در واقع خوب هستند یا خیر.

جادوگر اور

مدت ها قبل پروژه جادوگر بلر (قبلاً در فیلم Away From the Hype ارائه شده بود ، آن را بررسی کنید) ما را متقاعد کرد که می توانیم فیلمی را تماشا کنیم که در آن سه نفر واقعاً ناپدید شده اند هولوکاست آدم خوار.

دور از هایپ: هولوکاست CANNIBAL
منبع: United Artists Europa

روگرو دداتوفیلم 1980 چنان واقع بینانه تلقی می شود که پس از اکران کارگردان به جرم قتل بازیگرانش دستگیر شد. برای حفظ واقع گرایی ، بازیگران قراردادهایی را امضا كرده بودند كه قول می دهند برای یك سال پس از آزادی ناپدید می شوند ، اما برای اثبات بی گناهی دداتو ، آنها در دادگاه حاضر شدند تا ثابت كنند كه آنها در واقع مرده نیستند.

این فیلم مدتهاست که در لیست تماشای من است اما من همیشه خیلی ترسو بوده ام که نتوانم غواصی کنم. این شهرت به خصوص خشن ، بی رحمانه و وحشتناک است ، شامل انواع اعمال خشونت آمیز واقعی بازیگران و حیوانات. من هرگز کسی نبوده ام که از یک چالش فرار کنم و به هر حال این فیلم اکنون 40 ساله است و وقت آن است که ببینیم به دور از اعتیاد به مواد مخدر چه میزان از اعتبار آن بدست آمده و چگونه ایستاده است.

هولوکاست آدم خوار (1980)

من وقتی صحبت از خونریزی در فیلم و زندگی واقعی می شود ، قانون اساسی خوبی دارم. من معمولاً کسی هستم که به دیگران می گویم چه موقع می توانند با بازخرید شدن یک فیلم دوباره نگاه کنند. با بزرگ شدن همه موارد را تماشا کردم چهره های مرگ اعتراف می کنم ، بسیاری از فیلم های مستند را تماشا می کنم به این امید که اتفاق ناموفقی رخ دهد.

شوک من را تصور کنید که در طی این مدت تقریباً خودم را می بینم که پوک می کنم هولوکاست آدم خوار و مجبور شدم دو روز کامل تماشای فیلم را متوقف کنم تا بتوانم به آن برگردم. من توانسته ام دندانهایم را بچرخانم و از صحنه های متعدد تجاوز جنسی ، ختنه انسان ، مغز میمون گاز بگیرم و چاقوی ناشیانه را بکوبم و به ضرب گلوله کشته شوم.

و هشدار داده می شود ، هر صحنه ای که یک حیوان بمیرد ، آنها یک حیوان واقعی را می کشند. وحشتناک ترین مورد ، و کسی که مرا برای بیرون آوردن هوای تازه به بیرون فرستاد ، کشتن لاک پشت بود. آنها لاک پشت بزرگی را از آب بیرون می کشند. سپس آن را در صحنه ای می کشند و می خورند که پنج دقیقه طول می کشد و برای همیشه احساس می شود.

دور از هایپ: HOLOCAUST CANNIBAL
منبع: United Artists Europa

آن جایی بود که به استراحت و یک لیوان آب نیاز داشتم. قطعاً این مجموعه ای از تصاویر است که با عجله قادر به دیدن آنها نخواهم بود.

با در نظر گرفتن همه موارد بالا ، من در واقع از این فیلم لذت بردم. از صحنه به صحنه خیلی سریع از 60 به 1000 می رسد ، اما وقتی که سعی در انزجار یا شوک ندارد ، این یک قطعه بسیار جالب از فیلم وحشتناک پیدا شده است که احساس می کنم موفق شده است از بسیاری از مشکلات آن ژانر جلوگیری کند.

من یکی از کسانی هستم که فیلم هایی را پیدا می کنم که معمولاً بعد از مدتی مشخص متوجه می شوند که دیگر نمی توانم فکر کنم که چرا آنها فیلمبرداری می کنند. تعلیق اعتقاد فقط می تواند من را تا قبل از بیرون آمدن از فیلم به من برساند و نتوانم دوباره وارد شوم. این مورد در مورد هر فیلم فیلم پیدا شده نیست و بعضی از آنها از دیگران بدتر هستند. تاريخچه این شخصیت دوم را معرفی می کند که از همه چیز فیلم می گیرد تا بتواند مغروریت را زنده نگه دارد (و بله ، من همین شکایت را در جادوگر بلر مقاله.)

با هولوکاست آدم خوار ، این فیلم با ساختن فیلم کامل یافت شده به این موضوع می پردازد. این فیلم از سه سبک فیلم تشکیل شده است: مستند ، روایت ساده و فیلم پیدا شده. قسمت های مستند صحنه های نمایشی هستند و پیش فرض این است که چهار فیلمساز در آمازون ناپدید شده اند و یک استاد سعی می کند بفهمد چه بر سر آنها آمده است.

این روایت که به طور متعارف فیلمبرداری شده است ، استاد را در حالی که به جنگل می رود دنبال می کند و نتیجه سفر فیلمسازان و اجساد و فیلم آنها را می یابد. قسمت آخر فیلم به این فیلم می پردازد.

دور از هایپ: HOLOCAUST CANNIBAL
منبع: United Artists Europa

حتی در آن زمان ، فیلم فقط تصاویر یافت شده را ارائه نمی دهد. این امر باعث می شود بخشی از ماجرا باشد زیرا از استاد خواسته می شود قبل از نمایش در تلویزیون ، فیلم را بررسی کند و به ویرایش آن کمک کند. این به این معنی است که وقتی فیلم های پیدا شده نمایش داده می شود ، این روایت به ما دلیلی داده است که چرا موسیقی پس زمینه دارد و به گونه ای برش داده می شود که داستان ایجاد کند.

این چیزی است که من شخصاً دوست دارم با فیلم های پیدا شده در فیلم بیشتر در آن ببینم. تصور فیلم های پیدا شده عالی است ، اما بسیاری از فیلمسازان تلاش می کنند تا این فیلم به روشی باورپذیر کار کند هولوکاست آدم خوار میکند.

این فیلم با دادن چیزی به ما احساس می کند که در حال تماشای یک فیلم سینمایی هستیم اما با تدوین و امتیازدهی و غیره یک فیلم معمولی ، می تواند کیک خود را بخورد و آن را بخورد. این فیلم مداخلات طولانی و کسل کننده رئالیسم را مانند سایر فیلم های یافت شده که نیاز به فروش خودپسندی دارند ، ندارد.

افکار نهایی: هولوکاست آدم خوار

این فیلم چهل سال قدمت دارد و به دلیل وحشیانه و وحشتناک بودن خود همیشه یک فیلم ترسناک و هیجان انگیز بوده است که هر دو این فیلم ها را حفظ کرده و هنوز هم شوکه کرده اند.

آنچه در این هیاهوی تبلیغاتی گم شده ، واقعیت باهوش تر بودن این فیلم از حد انتظار است. هنگامی که شروع به تماشای آن می کردم انتظار نداشتم که یک سرمایه داری و استعمار کوبنده باشد ، اما جالب است که چگونه رسانه های خبری خشونت علیه مواد را ستایش می کنند و اینکه چگونه سفیدپوستان برای قرن ها به سرزمین های مختلف حمله کرده و تجاوز کرده اند و بدون مجازات مورد تجاوز قرار گرفته اند ، جالب است. .

اغلب اوقات نیست که شما یک فیلم ترسناک تماشا می کنید و می فهمید که برای آدمخوارها ریشه دوانده اید ، اما سازندگان فیلم کم کم به ما نشان می دهند که چرا وقتی به یک دهکده قبیله ای رسیدند سرنوشتی را رقم زدند که مثل روستاییان بازی می کنند با آنها بازی شود و نابود شود.

اگر این فیلم را ندیده اید و عاشق ترس هستید ، به آن ساعت تماشا کنید اما هشدار داده شوید ، حداقل چهار صحنه تجاوز در آن وجود دارد و بسیاری از حیوانات واقعی در صفحه نمایش کشته می شوند. با این حال ، خارج از آن ، این یک فیلم جالب و قابل تأمل است که در بسته بندی خونین و خونسرد پیچیده است.

نظر شما درباره هولوکاست آدمخوار چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


هولوکاست آدمخوار را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی

هانیبال در حال افزایش است احتمالاً همیشه پاورقی کمتری برای جهان ادبی و سینمایی هانیبال لکتر خواهد بود. پیش درآمد ما را به ریشه های لکتر برمی گرداند. اول ، ما او را به عنوان یک قربانی جنایات در طول جنگ جهانی دوم می بینیم ، سپس می بینیم که هیولا در یک تریلر انتقامجویانه گسترده ظاهر می شود. رمان و فیلم همراه هر دو به طرز فشرده ای طراحی شده اند و فرصت های زیادی را برای مجذوب شدن و دفع همزمان هانیبال لکتر فراهم می کنند. این ، در نوع خود ، یک ورود خوب در حق رای دادن است.

این فیلم در زمان اکران به طور یکنواخت توسط منتقدان کنار گذاشته شد ، و این شرم آور است ، زیرا نه تنها پس زمینه ای قابل قبول برای روانشناسی هانیبال و تماشای بسیاری از نمایش های وحشتناک فراهم می کند ، بلکه دارای عملکرد فوق العاده ای نیز توسط گاسپارد اولیل، که ممکن است لکتر رمان ها را با دقت بیشتری از هر بازیگر بزرگ دیگری که شیطان محبوب را به تصویر کشیده اند ، به تصویر بکشد. حضور او دقیقاً به روشی که برای شخصیتهای دیگر ایجاد می کند بسیار دلهره آور است توماس هریس کتابها را به تصویر می کشند

غفلت از این داستان خاص لکتر نیز غم انگیز است زیرا داستان تحول هانیبال برای معضل اخلاقی که در این اوقات سیاسی سیاسی با آن روبرو هستیم دارای اهمیت قابل توجهی است. در اینجا ، من می خواهم استدلال کنم که انتقام هانیبال سیاست بدون هدف است. بله ، او علیه فاشیسم می جنگد ، اما از طرف خودش هیچ ضد ایدئولوژی مثبتی ندارد. هیولای خود هانیبال لکتر نتیجه نهایی ضد فاشیسم اوست زیرا ریشه در یک سیستم ارزشی فراتر از زیبایی شناسی انتقام نداشت.

برای افراد ناآگاه ، هانیبال در حال افزایش است بیننده را به دوران کودکی لکتر در لیتوانی در جنگ جهانی دوم بازمی گرداند ، جایی که می بینیم خانواده اش در هرج و مرج درگیری شوروی و نازی که زندگی اشرافی و اشرافی آنها را در حومه روستا کشته بود ، کشته شده اند. فقط هانیبال جوان و خواهرش میشا زنده مانده و در یک کابین دورافتاده در جنگل پنهان شده اند تا اینکه گروهی از سودجویان جنگ از زمستان وحشیانه آنجا پناه می گیرند. گرسنگی جنایتکاران جنگ را به سمت آدم خواری سوق می دهد ، پسری که خواهر کودک خود را می برد تا او را بخورند درست قبل از حمله شوروی و نجات “قهرمان” ما. سرانجام ، هانیبال از یتیم خانه شوروی که پس از آن در (خانه قدیمی خود) بزرگ شد فرار می کند و راهی فرانسه می شود و با همسر ژاپنی عموی فقیدش زندگی می کند. در اینجاست که لکتر نوجوان جنایتکارانی را که خواهرش را کشته اند کشف می کند و سفری تاریک را آغاز می کند که منجر به هویت آدم خواری و هیولایی خود می شود.

فاشیسم به عنوان دشمن

مثل هر تریلر خوب انتقام ، این فیلم باعث می شود با وجود هانیبال در طول سفر تاریک او ، علی رغم آنچه از داستان های قبلی لکتر درباره او می دانیم ، همذات پنداری کنیم. اول ، ما فاجعه هولناکی را می بینیم که برادر خواهر کودکش رخ داده است. این به تنهایی همدردی کافی با هیولا در انتظار را ایجاد می کند که بیننده امیدوار است تا زمانی که بتواند انتقام مرگ میشا را بگیرد ، موفق به جلوگیری از دستگیری شود.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

علاوه بر دلسوزی که نسبت به فاجعه خانوادگی وی احساس می کنیم ، با این حال ، سوال طعمه هانیبال نیز در این داستان وجود دارد. اگر آنها به معنای دقیق کلمه کلمه نازی نباشند ، عمیقا با فاشیسم در ارتباط هستند. اولین قربانی وی یک همکار فرانسوی ویشی است. سودجویان جنگ در زمان جنگ با نازی ها کار می کردند و مدتها بعد راه های نفرت انگیز خود را حفظ می کردند.

مخصوصاً برای یک بیننده مدرن ، که شاید از دیدنش لذت بسیار زیادی برده باشد ریچارد اسپنسر در طول مصاحبه ای در خیابان که به صورت او مشت شد ، ایده مقاومت خشونت آمیز در برابر نازی ها و دیگر برتری طلبان سفیدپوست جذابیت عاشقانه ای دارد. دوران غم انگیز ما شاهد تجدید حیات ملی گرایی و سایر اشکال فاشیسم در اروپا و ایالات متحده بوده است. بنابراین ، این وسوسه وجود دارد که هانیبال را در این داستان به عنوان نوعی جنگجوی با فضیلت ببینیم ، و در حال انجام انتقام از شکارچیان نازی رسمی و با حمایت دولتی مانند بازرسان پوپیل (دومینیک وست) موفق به انجام

ایدئولوژی غایب هانیبال لکتر

دیدن هانیبال به عنوان یک قهرمان در این داستان ، هر چند وسوسه انگیز که ممکن است امروز برای ما باشد (خواه آنتیفا را ارزیابی نکنید یا نکنید) ، فراموش کردن یک نکته مهم اخلاقی و سیاسی است: برای مبارزه اخلاقی با یک هیولای سیاسی ، باید از یک موقعیت کار کرد از فضیلت سیاسی هانیبال لکتر هیچ ایدئولوژی سیاسی برای مبارزه با فاشیسم خود ندارد. همانطور که قربانیان او فقط به دلیل راحتی شخصی و شغلی نازی بودند ، ضد فاشیسم لکتر صرفاً پوششی مناسب برای ماهیتی تاریک و آدم کش است.

این فرصت طلبی سیاسی در این مورد روشن تر است هریسرمان جایی که هانیبال خود را با مزیت های استراتژیک به طور دوره ای با گروه های کمونیست جوانان ارتباط می دهد (ابتدا برای بازگرداندن سابقه خود به لیتوانی ، بلوک اتحاد جماهیر شوروی ، سپس برای جلب همدردی عمومی با جنایات خود علیه نازی های فراری). در این فیلم ، لکتر به سادگی نشان دهنده هیچ گرایش قابل توجهی به سیاست نیست. علایق وی فقط به مطالعه آکادمیک جسد در دانشکده پزشکی و انتقام شخصی از زورگویانی که با آنها روبرو می شود ، معطوف است.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

اقدامات انتقام جویانه او ، نه در ایستادن در برابر بی عدالتی ، بلکه صرفاً در تنبیه و به هلاکت رساندن دشمنان ، نشاط خاصی از خود نشان می دهد. در فصل سه NBC هانیبال، مادس میکلسنلکتر با معمایی اعلام می کند که “اخلاق به زیبایی شناسی تبدیل می شود”. این بینشی دلهره آور از فساد شخصیت هانیبال است. بیش از هر چیز دیگر ، این داستان لکتر ریشه و تحول اخلاق نهایی او در “بخور بی ادب” را به تصویر می کشد. این واقعیت که “بی ادبان” در این مورد فاشیست هستند ، صرفاً اتفاقی است.

سیاست به عنوان وضعیت

لکتر در تمام داستان های خود جایزه زیبایی شناسی را به همه چیزهای دیگر می دهد. سلیقه نفیس او در همه چیز ویژگی مشخص او برای کسانی است که با او ملاقات می کنند.

که در هانیبال در حال افزایش است ممکن است بگوییم زیبایی شناسی که وی برای عموم درست می کند فضیلت سیاسی است. در دهه پس از جنگ جهانی دوم و هولوکاست ، چه کسی فضیلت را در شکار و انتقام گیری وحشیانه از نازی های فراری انکار می کند؟ این سلیقه سیاسی است که هانیبال لکتر جوان در آثار هنری اولین قتل های خود پرورش می دهد.

با این حال ، همانطور که در اینجا استدلال کردم ، اقدامات وی فاقد فضیلت است زیرا ریشه در یک دیدگاه سیاسی مثبت ندارد. اگر لکتر در واقع سوسیالیست بود ، می توان اقدامات او را وسیله ای وحشیانه برای رسیدن به هدفی قابل توجیه ، یعنی رهایی انسان از استبداد فاشیستی دانست. او سوسیالیست نبود. او به سادگی موجودی بود که از زیبایی شناسی مرگ لذت می برد و به چیزی عمیق تر از آن اعتقاد نداشت. همانطور که پوپیل اظهار داشت ، “قلب او با میشا مرد. آنچه اکنون او است ، هیچ کلمه ای برای آن وجود ندارد ، به جز هیولا. “

همین نکته است که باعث می شود این فیلم در فضای سیاسی امروز بسیار مرتبط به نظر برسد. بنابراین بسیاری از سیاست های ما صرفاً مواضع التهابی است که چیزی بیش از مواد زیبایی شناختی برای ساختن یک شخصیت با فضیلت برای توییتر نیست. اخلاق ما واقعاً کمی بیشتر از زیبایی شناسی شده است که هیولایی است. خیلی اوقات ، هیچ عقیده مثبتی از سیاست در پشت ضد فاشیسم ما وجود ندارد. هیچ چیزی وجود ندارد که ما در واقع متعهد به جنگیدن برای آن باشیم. ما صرفاً برای رضایت از بی ادبی خوردن می جنگیم.

فاشیسم تجدید حیات یک مسئله واقعی است و ناسیونالیسم راست گرایانه اکنون به معنای واقعی کلمه گوش کاخ سفید را دارد. با این حال ، بسیاری از پاسخ های جمعی ما به آن سیاسی نیست. این زیبایی شناسی فضیلت سیاسی است تا ایدئولوژی محکم ضد فاشیسم که ما اغلب آن را انتخاب می کنیم. بله ، ممکن است یک “رضایت” کوتاه مدت با “صاحب شدن” فاشیست ها برای مصرف عمومی وجود داشته باشد ، اما هانیبال در حال افزایش است این س aboutال را مطرح می کند که ما با تأمین رضایت از زیبایی شناسی فضیلت سیاسی ، از خود چه نوع هیولاهایی می سازیم.


هانیبال در حال ظهور را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

“ما باید زندگی را مثل اینکه بخشی از اکوسیستم هستیم شروع کنیم.” مصاحبه با تام مور و راس استوارت ، مدیران WOLFWALKERS

“برای آن بسیار آسان است تام و خودم برای تأثیرپذیری از داستانهای عامیانه و اسطوره های ایرلندی ، چنین چاهی عمیق برای استخراج وجود دارد ، اما من فکر می کنم این داستان با داستان های محیط زیست و شکاف جامعه روبرو است. ” راس استوارت، مدیر مشترک ، در کنار تام مور، از Wolfwalkers، “منظور من این است که هنوز هم تأکید زیادی بر روی خانواده وجود دارد ، مانند آهنگ دریا، اما من فکر می کنم این موضوع های تاریک موجود در آن را حل می کند “.

دارم ملاقات می کنم مور و استوارت برای بحث در مورد سوم در سه قصه فولکلور غیررسمی سلتیک خود ، Wolfwalkers. واقع در کیلکنی در زمان حمله کرامول در قرن هفدهم ، Wolfwalkers یک دختر جوان انگلیسی ، رابین (با بازی توسط) را می بیند افتخار کنافسی) پدرش را به کیلکنی برسانید ، جایی که مامور کشتن گرگهایی است که در جنگل اطراف زندگی می کنند. این به این دلیل است که می توان آن را قطع کرد و زمین را برای کشاورزی مورد استفاده قرار داد ، و در حالی که در ابتدا رابین از نقش پدرش به عنوان یک شکارچی گرگ خوشحال می شود ، یک ملاقات اتفاقی با یک دختر جوان که در جنگل به نام مبه زندگی می کند شروع به تغییر عقیده می کند .

استعمار و محیط زیست

Wolfwalkers به موضوعاتی مانند از دست دادن ، خانواده ، تخریب محیط زیست و استعمار می پردازد. به نظر می رسد مسائل دوقلوی استعمار و تخریب محیط زیست از اهمیت ویژه ای برخوردار است مور و استوارت“استعمار در گذشته نیست” مور می گوید ، “این هنوز در سیاست های روزمره ما ، از طریق فرهنگ راه خود را می پیماید ، بنابراین بازگشت به دوره ای که نوعی شروع به کار با قدرت بود ، جالب بوده است”. استوارت موافقت می کند ، اضافه می کند “و هنوز این ذهنیت غربی وجود دارد که طبیعت چیزی است که باید تحت سلطه و سو ab استفاده قرار گیرد. مانند انسانها این حق را دارند که بتوانند به دلخواه خود وارد بیابان شوند و از آنها استفاده کنند ، در حالی که ما به یک رویکرد کلی نگرانه تر احتیاج داریم زیرا ما فقط یک گونه روی کره زمین هستیم ، بنابراین باید زندگی را شروع کنیم انگار که بخشی از اکوسیستم “.

منبع: سالن کارتون

اشتیاق آنها هنگام صحبت با آنها روشن است ، اما این نیز صحت دارد که کار آنها گویای خود است. Wolfwalkers یک فیلم بسیار زیبا و زیبا است که از انیمیشن جذاب و دستی برای نشان دادن شکاف بزرگ بین طبیعت و جامعه استفاده می کند. شاید عاملی در این طراحی هنری ارتقا recent اخیر مدیر هنری باشد استوارت به کارگردانی وظایف با مور. چطور شد استوارت رسیدگی به مرحله بالا؟ “شما به عنوان مدیر هنری باید یک تیم را هدایت کنید ، اما این تیم کوچکتر است و شما فقط روی تصاویر تمرکز می کنید. با رفتن به سمت مسیر ، شما باید روی موسیقی و روحیه و کل برداشت کلی فیلم تمرکز کنید ، بنابراین این فیلم متفاوت بود و مسئولیت آن بسیار بیشتر بود ، و گاهی اوقات استرس زا بود اما پاداش بیشتری هم داشت! “

این باید کمک کند که او و مور هر چند مدت طولانی است که یکدیگر را می شناسند. “خوب تام و خودم از 11 سالگی با هم دوست بوده ایم … استوارت به من می گوید ، “بنابراین از نظر شخصیتی فکر می کنم قادر به تحمل هر طوفانی هستیم. ما نقاط قوت و ضعف یکدیگر را می دانستیم ، و تام در طی مراحل این همه چیزهای زیادی به من آموخت ، بنابراین من باید به او سلام کنم! ” مور می خندد ، “خوب من اینطور فکر نمی کنم! اما بله ، واقعاً برای من خیلی خوب بود که این بار شریک جرم باشم. کل پروژه تلاشی در همکاری بود ، بیش از هر کاری که قبلاً انجام داده ام ».

دو جهان متضاد

صحنه های اولیه در شهر کیلکنی جعبه ای و به وضوح کشیده شده است ، که در تضاد کامل با جریان باز بودن جنگل است. “ما این دو جهان متضاد را داریم” ، استوارت می گوید ، “یکی بیانگر آزادی و غریزه و هرج و مرج است ، سپس دیگری مانند قفس است. این نشان دهنده سفتی و نظم است و به همین دلیل شهر پر از خط و میله و اشکال ظالمانه بزرگ و سیاه است. بسیار هندسی است. این قفس رابین است و بنابراین وقتی او به جنگل می رود ، همه چیز در مورد آن برنامه ریزی و روان و آزاد و پرانرژی است. بسیار شبیه خود گرگ ها ، زیرا هیچ چیز در آنها گرفتار نشده است “.

منبع: سالن کارتون

این نوعی ایده است که توسط سبک هنری خود بیشتر شاعرانه تر می شود. در عصر پیکسار ، انیمیشن دستی به نظر می رسد که یک هنر در حال مرگ است ، خصوصاً که امروزه تعداد کمی از استودیوهای اصلی انیمیشن این کار را انجام می دهند. “خوب ، من همه آن چیزهای (CG) را دوست دارم” ، مور می گوید ، “انیمیشن اکنون با مواردی از این دست در مرزهای جدید قرار دارد به عنکبوت و بیت های کوچکی که دیده ام روح (آخرین فیلم Pixar به کارگردانی پیت داکتر) من خیلی احترام می گذارم پیتتوانایی آوردن مقداری از آن موارد گرافیکی UPA (United Productions of America) را که دوست دارد وارد CG کند. برای ما ، از ابتدای Cartoon Saloon ، ما به نوعی به این واقعیت واکنش نشان می دادیم که دنیای انیمیشن به سمت CG در حال چرخش است و ما در حال فکر کردن بودیم ، فراموش نکنیم که همه چیزهایی که انیمیشن دستی می تواند انجام دهد فراموش کنیم. ما سعی در حفظ آن در کهربا از دهه 60 یا 70 نداریم ، آنچه در تلاش هستیم انجام دهیم این است که فکر کنیم چه چیزی می تواند انیمیشن دستی را طراحی کند هنوز همچنین از فناوری استفاده کنید “.

شاید این یک جهت غیرمعمول برای یک استودیوی انیمیشن باشد ، با تمرکز بر اینکه چگونه فناوری می تواند بر روی انیمیشن کلاسیک تأثیر بگذارد و نه اینکه تلاش کند خود را بر روی نوع جدیدی از انیمیشن قرار دهد. مور این مفهوم را درک می کند اما احساس می کند بی معنی است “شما در نهایت به نظر می رسید که سعی می کنید با آن همگام شوید پیت داکتر و نمی توانید ، بنابراین بهتر است کارهای شخصی خود را انجام دهید هر وقت Pixar فیلمی را منتشر می کند ، این فناوری از قبل پیش رفته است و این برای ما یک بازی باخت است ، می دانید. من نگاه می کنم به داستان اسباب بازی؛ در سال 1995 چشم نواز بود اما اکنون به نظر می رسد یک بازی ویدیویی قدیمی است. در حالی که امیدوارم فیلم هایی که ما می سازیم بتوانند به اندازه فیلم های مشابه بی انتها باشند بامبی یا همسایه من توتورو، جایی که نمی توانید بگویید این فناوری چیست ، فقط می توانید دستان هنرمند را احساس کنید “.

سخنان پایانی

ذکر همسایه من توتورو مورد جالبی است من در بررسی خود Cartoon Saloon و Studio Ghibli را مقایسه کردم ، زیرا استودیوی انیمیشن ژاپن (تاسیس شده توسط هایائو میازاکی و اواخر ایسائو تاکاهاتا) یکی از آخرین قهرمانان انیمیشن دستی است و از نظر زیست محیطی با Cartoon Saloon شباهت دارد. آیا این عمدی است؟ “فکر می کنم معنویت آنها صرف نظر از کاری که انجام می دهند حاصل می شود” ، مور می گوید ، “تاکاهاتامن الان رفته ام ، اما آنها همیشه نگاه بسیار احترام آمیز به دنیا داشتند و من همیشه دوست داشتم که وقتی دیدی چیزی شبیه به این جهان بینی است ، توتورو یا شاهزاده مونونوکه یا روحیه دور من فکر می کنم این نوع جهان بینی پایه ای است که ما در مسائل خود نیز داریم “.

منبع: سالن کارتون

Wolkwalkers همچنین ، من یادداشت می کنم ، اولین باری است که آنها در Kilkenny فیلم می سازند ، با وجود اینکه این شهر خود پایگاه عملیاتی Cartoon Saloon است. “بله عالی بود” ، مور می گوید ، “چون کارمندانی از اقصی نقاط دنیا داریم ، بنابراین این راهی برای ما بود که می توانیم از طریق این سفرهای اسکچ که آنها انجام می دادند ، شهر خود را دوباره کشف کنیم ، چیزهایی که عادت کرده ایم مانند قلعه و همه ساختمانها و کوچه ها را ببینیم از گذشته کیلکنی ، و سپس به دلیل اینکه آنها از کشورهای دیگر و اغلب افراد جوان تر بودند ، آن را کشف می کردند ، بنابراین این یک روند واقعا جالب بود “.

زمان ما به پایان می رسد و من به شدت از هر دو تشکر می کنم مور و استوارت برای کار شگفت انگیزی که انجام می دهند. با پروژه های بیشتر ، از جمله نورا تومی جهت دار اژدهای پدر من، آینده برای Cartoon Saloon بسیار خوب به نظر می رسد و شاید طولانی باشد.

تحقیق فیلم می خواهد از توم مور و راس استوارت تشکر کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کردند!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ATTACK THE BLOCK هنوز هم یک فیلم علمی تخیلی بی احترام با یک مرکز اخلاقی قوی است

چه زمانی جو کورنیشرا حمله به بلوک در سال 2011 وارد سینما شد ، به سرعت مورد علاقه فرقه قرار گرفت اما تلاش کرد تعداد زیادی را در گیشه به دست آورد. اگر امروز در پی فراخوان های بیشتری برای ایجاد تنوع اکران شده باشد ، آسان است تصور کنید که این فیلم جریان اصلی بیشتری داشته باشد. گذشته از همه اینها، حمله به بلوک مخاطب را مجبور به مقابله با موضوعات مهم می کند ، با استفاده از کمدی ، هجو و علمی تخیلی.

این فیلم حوادث یک شب را دنبال می کند ، در آن مهاجمان بیگانه به املاک شورای جنوب لندن حمله می کنند. این هیولاها یک بازی مرگبار موش و گربه را با موسی ایجاد می کنند (جان بویگا) و باند نوجوان او ، که در صحنه آغازین با آنها ملاقات می کنیم ، در حالی که آنها یک پرستار جوان را لوس می کنندجودی ویتاکر) در خیابان های کم نور نزدیک بلوک برج خود. از اینجا، کورنیش این شخصیت ها را به کابوسی دنیوی می کشاند که باند به عنوان قهرمانانی بعید ظاهر می شود. از طریق همه اینها ، فیلم یک حس جذابیت کمیک با طعم مشخص بریتانیایی را حفظ می کند.

دفاع از بلوک

با ساخت فیلم کم بودجه اش ، کورنیش زندگی این نوجوانان را با سرعت شکستن گردن بررسی می کند. این باند جنایتکارهای کلاس کلاس نیستند و قصد دارند خیابان ها را به خیابان بکشند ، بلکه نوجوانان گمراه شده ای هستند که می خواهند ماشین گرایی خود را به یکدیگر ثابت کنند. حمله به بلوک، با این حال ، نمایی از آسیب پذیری آنها را نشان می دهد. ما می بینیم که پسران با عجله به خانه می آیند و برای جنگیدن با بیگانگان سلاح جمع می کنند و لحظه ای وجود دارد که آفت خرد کننده (الکس اسماعیل) اقدام سختگیرانه را کنار گذاشته و می گوید: “در حال حاضر ، من می خواهم به خانه بروم ، در را قفل کنم و FIFA بازی کنم.”

ATTACK THE BLOCK هنوز هم یک فیلم علمی تخیلی بی احترام با یک مرکز اخلاقی قوی است
منبع: انتشار بهینه

مونتاژهای زندگی خانگی آنها در تضاد با زمانی است که آنها برای اولین بار به عنوان متقلب معرفی می شوند ، و به طور حیرت انگیزی مشاهده این باند که به مناسبت مبارزه با بیگانگان به وجود می آید کاملاً کاتارتیک است. با این حال ، پسران ، در ابتدا که مبهوت ایده رفتن به جنگ با هیولاهای بیگانه شده بودند ، به سنگینی اوضاع خود پی می برند و به برج برج خود پناه می برند. همانطور که مهاجمان گروه را به وحشت می اندازند ، شجاعت پسران هرگز متزلزل نمی شود و ما شروع می کنیم به آنها با نگاهی متفاوت.

حمله به بلوک بین رستگاری و محکومیت خط خوبی را طی می کند. در حالی که کورنیش در طول کمدی می بافد ، پسران هرگز به دلیل خشونت گذشته خود معذور نیستند ، با اینکه موسی دائماً یادآوری می کند که اقدامات او بی پروا و غیرقابل دفاع است: چرا همیشه کسی مورد سرقت یا ضرب و شتم قرار می گیرد؟ ” می گوید تیا (دانیل ویتالیس) ، دوست باند. به تدریج ، موسی می فهمد که هیولاها به جامعه خود حمله می کنند ، زیرا او یک بیگانه کوچکتر را کشت ، که به نوبه خود ، ایده اصلی فیلم را که “اعمال عواقب دارد” ، پیش می برد.

ATTACK THE BLOCK هنوز هم یک فیلم علمی تخیلی بی احترام با یک مرکز اخلاقی قوی است
منبع: انتشار بهینه

قدرت آرام حمله به بلوک نهفته است در اینكه پسران بیشتر از همه مشكلاتی كه برایشان پیش آمده مقصر هستند ، اما آنها از شانه خالی از مسئولیت خودداری می كنند. کورنیش به طور واضح می خواست داستانی را بیان کند که نشانه هایی از دنیای واقعی است ، زیرا س questionsالات پیرامون نمایندگی گروه های اقلیت همیشه وجود دارد. این دیدگاه دقیق شخصیت های با پیش زمینه های متنوع است که باعث می شود حمله به بلوک متفاوت از فیلم تهاجم بیگانه شما به طور متوسط. از مدت ها پیش داستان علمی تخیلی به عنوان ژانری شناخته می شود که قهرمان تنوع است و حمله به بلوکبازیگران جوان بازیگران دلیل دیگری برای تازه و صادقانه ماندن فیلم است. امروز ، به عنوان مانند جان بویگا به سمت چیزهای بزرگتر حرکت کرده است ، صحنه ای که موسی در راهرو می دود و شمشیر خود را با انبوهی از بیگانگان که به دنبال او می چرخند ، تکان می دهد ، قدرتمندتر است.

از نظر اجتماعی آگاه

تلفیق علمی تخیلی و رئالیسم اجتماعی به همین دلیل است که فیلم طنین انداز می شود و از ساخت کورنیش الهام گرفته شده است حمله به بلوک بعد از اینکه در جنوب لندن مورد هجوم قرار گرفتند. واکنش او به جای محکوم کردن صریح این جنایتکاران جوان ، تلاش برای درک رفتار آنها بود. بیشتر فیلم درباره ادراک و چگونگی سریع قضاوت درباره یکدیگر است و حمله به بلوک احساس همدردی با افرادی که در چرخه خشونت گیر کرده اند ، با این فیلم نشان می دهد که این پسران توسط سیستم شکست خورده اند.

کورنیشتفسیرها را می توان در تغییر نهایی قلب سام مشاهده کرد: در میان هرج و مرج و حمله بیگانگان ، او متوجه می شود که این باند فقط بچه هایی هستند که راه اشتباهی را در پیش گرفته اند و نباید از آنها ترسید. در ابتدا ، سام پسران را چیزی غیر از دردسر ساز نمی داند ، اما حمله بیگانگان باعث می شود تا انسانیت آنها را بشناسد. این یک چرخش قابل توجه است ، که اهمیت وجود شخصیت های کاملاً مشخص را نشان می دهد. به عنوان مثال ، موسی به عنوان یک پسر خوب که کارهای بدی انجام داده است نشان داده نمی شود ، بلکه یک شخصیت بسیار ناقص است که نشان می دهد در صورت تهدید بزرگتر قادر به تغییر است. همیشه یک قطب نما اخلاقی بازی می کند و وقتی پسران در تخت سام ، جروم اسیر می شوند (لیون جونز) اخلاق فیلم را به بالاترین شکل ممکن به خانه سوق می دهد: “امشب چیزهای بدتری وجود دارد که باید از آنها بترسد ، اعتماد کن!” در این موارد است که حمله به بلوک به طور مستقیم با نژاد و کلاس مقابله می کند و پیامی را در مورد پذیرش اختلاف در دیگران به اشتراک می گذارد.

این یک فیلم کمتر متمرکز بر تهاجم واقعی است و علاقه بیشتری به چگونگی رشد این شخصیت ها پس از قرار دادن در جاسوسی دارد. در پایان ، موسی ناجی جامعه خود می شود. حتی اگر او پس از نابودی بیگانگان دستگیر شده باشد ، او می تواند از کلیشه هایی که در ابتدای فیلم علیه او برگزار می شد ، فراتر رود. هنگامی که جمعیت نام او را شعار می دهند ، سام به پلیس می گوید كه موسی و باندش از او محافظت كردند و همه موانع طبقاتی را از بین بردند.

حمله به بلوک در نهایت احساس می شود یک مداخله در معنی قهرمان بودن است در حالی که جوان و پویایی نژادی را بررسی می کنید. این یک داستان هشدار دهنده است که مهمترین تصورات کلاهبرداری در مقابل بیگانگان است که شاهدی بر قدرت داستان علمی است. حمله به بلوک گوهر نادری باقی می ماند که مخاطب را به همان اندازه که سرگرم می کند ، به چالش می کشد. کورنیشفیلم به عنوان یک قطعه عالی از سینمای انگلیس برجسته است که از علمی تخیلی کلاسیک با شخصیت های تیز و تیز استفاده می کند و شانس را برطرف می کنند و جهان را نجات می دهند.


Attack The Block را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لیام اسپرینگ-جونز

لیام نویسنده مستقل و نویسنده وب سایت مستقر در لندن است ، و در وبلاگ ها و نشریات مختلف فعالیت می کند. او در مورد موضوعات مختلف نوشته است اما در فرهنگ (به ویژه فیلم) تخصص دارد و بر ویژگی ها و محتوای نظر تمرکز دارد.

“من شک دارم که فقط نمی تواند به موقع تر باشد.” مصاحبه با جرمی سیمز ، مدیر RAMS

اوایل ورود قوچجرمی سیمز‘بازسازی استرالیایی درام ایسلندی نامزد اسکار 2015 به همین نام – برادران بیگانه کالین (سام نیل) و Les (مایکل کاتون) وقتی دو رقیب آخر در مسابقه سالانه قوچ جایزه شهری دور افتاده استرالیای غربی باشند ، مجبور می شوند با هم لانه کنند. علی رغم تنشی که در سرتاسر مناطق مختلف کوه بارکر موج می زند – که توسط قاتلان استعدادهای محلی و بین المللی از جمله میراندا ریچاردسون، آشر کدی ، و وین بلر – به نظر می رسد کل ماجرا به طور معمول تجارت باشد و حتی وقتی جایزه کوچک به یک لس مبهم تحویل داده می شود ، به نظر می رسد که همه این سختی ها تعادل را در این جامعه گره خورده تثبیت می کند.

این خونسردی جدی وقتی قوچ جایزه Les با بیماری نادر و کشنده تشخیص داده می شود ، مقامات دولتی را مجبور به پاکسازی هر گوسفند در دره می کند ، و درایوهای فعال منحصر به فرد هر دو برادر را از بین می برد. ایده ویروس غیرقابل پیش بینی که اخلال در شیوه طبیعی زندگی ما را ایجاد کند ، امسال با یک وحشت غیرمنتظره ای روبرو می شود ، اما ژول دانکنفیلمنامه بار دیگر تأکید می کند که در تاریک ترین لحظه های انکارناپذیر ما زمانی است که بهترین انسان ها توانایی درخشش درخشان را دارند.

پیش از قوچ اکران نمایشی استرالیا در 22 اکتبر ، من فرصتی برای گفتگو داشتم قوچ کارگردان جرمی سیمز درباره اقتباس درام اصلی ایسلندی ، کیفیت بی انتهای کوه بارکر و کار با آن مایکل کاتونطرف دراماتیک است.

الکس لاینز برای تحقیق در مورد فیلم: من در مصاحبه ای در سال 2018 که درست قبل از فیلمبرداری رامس نوشته شده بود ، خوانده ام که فرصتی برای ملاقات با گریمور هاونکارسون نداشته اید ، اما اشاره کردید که او بسیار مشارکت داشت – می خواستم از شما بپرسم از آن زمان توانسته اید با او ملاقات کنید و آیا او فیلم را دیده است؟

جرمی سیمز: خوب ، جواب این است که من با او ملاقات نکرده ام. من علاقه ای به صحبت قبلی با او نداشتم زیرا می خواستم فیلم خودم را بسازم. شناخت من از فیلم واقعاً از دیدن آن در جشنواره ها هنگام تور بود آخرین کابین به داروین. سپس فکر کردم ، نگاه کن ، من به اندازه کافی آن را می دانم تا اکنون روی نسخه ما کار کنیم.

اما تولیدکنندگان ، ژانله و آیدان، دوستان خوبی با او هستند و آنها در تمام مراحل با هم در ارتباط بودند و او مجبور شد پیش نویس های متن متن را بخواند. همه ما قرار بود دور هم جمع شویم و فیلم را ببینیم اگر ویروس نبود. ما احتمالاً در یک بار در جایی در اسکاندیناوی بوده ایم که احتمالاً درباره آن صحبت کرده ایم ، بنابراین شرم آور است. من دوست دارم او را ملاقات کنم و می دانم که او فیلم را دوست دارد.

منبع: Roadshow Films

احساس می کنید تغییر تنظیمات از این نوع حومه سرد ایسلندی به محیط خشک استرالیای غربی که روی مواد یا زیر متن شخصیت ها و روابط مرکزی آنها تأثیر داشته باشد ، احساس می کنید؟

جرمی سیمز: فکر نمی کنم در واقع روی آن تأثیر بگذارد. آن داستان ، داستان دو برادر ، در اصل ، یک حماسه ایسلندی است. این داستان از همان داستان داستان قابیل و هابیل می آید و هر فرهنگ دیگری این داستان دو برادر را دارد ، در بیشتر فرهنگ های غربی با این ایده که پسران از پدر به ارث می برند ، تنظیم شده است. بنابراین ایده دو پسر که کاملاً مخالف یکدیگر هستند و یکی مورد پسند پدر است و دیگری این نیست که وقتی به آنها واگذار شد با یکدیگر جنگ کنند ، این داستان از هزاران و هزاران سال پیش وجود داشته است.

بنابراین، هنگامی که گریمور شروع به کار بر روی نسخه اصلی کرد قوچ، او در حال کپی برداری از یک حماسه بود که با آن بزرگ شده بود و عمویش به او گفت. من فقط از این منظر به آن نزدیک شدم ، خوب ، من این حماسه را به من منتقل کرده ام ، بنابراین می خواهم آن را بگویم. تا آنجا که دو مرد در کشور منزوی بودند ، وقتی به مردم در کوه بارکر گفتیم که ما در حال ساخت یک فیلم در مورد دو برادر هستیم که 40 سال صحبت نکرده اند و آنها مزرعه خود را از وسط تقسیم کرده اند ، او گفت ، ” اوه ، شما آن را در مورد پیت و دیو ساختید که هر کجا زندگی می کرد. ” همه داستان را تشخیص می دهند. از این منظر ، خواه گرمای طاقت فرسای تابستان استرالیای غربی باشد یا سرمای یخ زده زمستان ایسلندی ، آن قسمت ، طبیعت همان نقشی را که در نسخه اصلی فیلم داشت ، در نسخه من بازی کرد.

یکی از جنبه های رسمی این فیلم که می خواستم به آن بپردازم کیفیت پایین و تاریخی کوه بارکر و شخصیت های مختلف آن بود. احساس گم شدن در زمان ، به ندرت تلفن همراه یا دال مدرن را می بینید ، اگر به من بگویید این فیلم در دهه 80 یا 90 تنظیم شده است ، من به شما باور می کنم آیا احساس کردید که این کیفیت آنالوگ عامل مهمی در تحقق این جهان و ساکنان آن است؟

جرمی سیمز: خوب ، مطمئناً اوایل می دانستیم که هیچ یک از قهرمانان اصلی ما تلفن های همراه را دوست ندارند. آنها پیرمردهای تلفن خود هستند و یک بار من با آنها کار کردم کلیتون جونسی از نگاه فیلم ، من مطمئناً نمی خواستم به جایی برسم که بگویم ، “خوب ، چرا آنها فقط او را صدا نمی کنند؟” این که او می خواهد تلفنش را با او در وسط مزرعه گوسفند داشته باشد. ما فقط از این فرض رفتیم که آنها تلفن حمل نمی کنند.

و اگر به شهرهای روستای استرالیای غربی رفته باشید ، در بیشتر موارد ، اگر وسایل نقلیه را از آن خارج کنید ، به نظر می رسد که در دهه 70 یا 80 هستند. Mount Barker یک شهر زیبا است و داستان پیرامون ایده های مدرن نبوده ، اگرچه معلوم شد که ما نمی توانستیم با یک بیماری همه گیر مدرن تر باشیم. جالب است که آن را برداشتید ، اما بله ، ما عمداً این کار را کردیم. ما نمی خواستیم دنیای مدرن را بسازیم. ما نمی خواستیم فناوری مدرن را در این فیلم مطرح کنیم.

بین این و آخرین کابین به داروین، شما واقعاً توانسته اید از گوشت خارج شوید و توجه اصلی را بر روی خردهای دراماتیک مایکل کاتون قرار دهید ، که فکر می کنم هنوز شخصیت ملی خنده دار یقه آبی بودن را به همراه دارد ، بنابراین به عنوان یک بازیگر خود ، چگونه می توانید با تغییر شکل آن شخصیت در این نقشهای قابل اندازه گیری بیشتر؟

جرمی سیمز: اوه ، ببین ، برای من خیلی خوب بوده است که مردم او را به عنوان پسری می بینند قلعه یا عمو هری در تلویزیون. از آنجا که من به عنوان بازیگر با او کار کرده ام ، فقط می دانستم که او چقدر ماهر است. این واقعا دشوار است که برای مردم توضیح داده شود ، مهارت این است که جلوی دوربین بروید و بدانید کجا هستید و چه کاری انجام دهید و چگونه چیزهای کوچکی را که یک داستان را بازتاب می دهند منعکس کنید. مهارت های او در کشور ما بی نظیر است. او یکی از باتجربه ترین بازیگران اکران است و همینطور است سام برای این موضوع سپس شما اضافه می کنید میراندا ریچاردسون به مخلوط می پردازید و شما می خواهید مانند رولز رویس کارگردانی کنید.

برای من ، دانستن مایکل خوب ، دانستن اینکه او چنین پتانسیلی دارد ، واقعی است مایکل کاتون انسان متفکر ، جالب ، بی ثباتی است. او یک جنبه تاریک دارد و از نوشیدنی هم بدش نمی آید ، بنابراین این شخصیت ، اگرچه برای مخاطبانی که می دانند یک کشش است مایکل کاتون، من می دانستم که او به اندازه کافی از این شخصیت شناخت دارد. و او در کشور بزرگ شد و خانواده ای دارد که با یکدیگر صحبت نمی کنند. منظورم این است که او همه این مطالب را درک کرده است. من واقعاً متعجب هستم که مردم از این که او در کارش بسیار خوب است شوکه شده اند زیرا من می دانستم که چنین خواهد شد.

منبع: Roadshow Films

من فکر می کنم این همه چیز کمدین است ، مانند جیم کری یا رابین ویلیامز که می روند ، “اوه ، وای”. به دلایلی احساس تعجب می کند.

جرمی سیمز: همه کمدین ها با تاریکی کار می کنند. به همین دلیل آنها خنده دار هستند. اگر به واژه نامه ستاره های فیلم آمریکایی در 30 سال گذشته نگاه کنید ، 90٪ از مردان ستاره فیلم های آمریکایی وقتی شروع به کار می کنند ، کمیک استندآپ هستند زیرا به دنیا نگاه می کنند و می روند ، “آیا این موضوع گنگ نیست” آنها به آن نزدیک می شوند نگاه کن کاتون فقط یک بازیگر واقعا دوست داشتنی است و او را جذب می کند و سام با هم شاید بهترین کارگردانی باشد که روی این فیلم انجام دادم ، من سخت تلاش کردم تا آنها را جمع کنم.

شما قبلاً آن را لمس کردید ، اما احساس می کنید که بازدیدهای فیلم اکنون از این زمان خاص متفاوت است؟

جرمی سیمز: من از افرادی که آن را می بینند ، مشکوک شده ام که به نمایشگاه ها و کارهای روز پدر رفته اند ، من گمان می کنم که فقط نمی تواند به موقع تر باشد.

نوعی عجیب است. منظورم این است که ای کاش فرصتی بیشتر برای آن وجود داشت تا بتواند اعدادی را انجام دهد که فکر می کنم اگر تمام سینماها کاملاً افتتاح شود و همه ما با خوشحالی به سینماها برویم می توانست این تعداد را انجام دهد. اما من فکر می کنم آنها به اندازه کافی باز خواهند بود تا مردم بگویند: “اوه ، من نمی خواهم بروم و یک فیلم تاریک ببینم. من هم نمی خواهم بروم و یک کمدی احمقانه ببینم. من چیزی می خواهم که در آن جایی که اکنون در جهان هستیم صحبت کند. “

و به اندازه کافی عجیب ، این فیلم انجام می دهد. این جامعه با برخی از مسائل واقعاً بزرگ دست و پنجه نرم می کند و همه آنها انسان هستند و همه در حال بحث هستند که پاسخ صحیح به این همه گیری که با آن روبرو هستیم چیست. بنابراین بین آتش سوزی بوته ها و یک بیماری ویروسی که چیزهایی را که آنها دوست دارند از بین می برد ، ما تقریباً پول زیادی را صرف کرده ایم.

استعلام فیلم از جرمی سیمز تشکر می کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کرد.

Rams در تاریخ 22 اکتبر 2020 به سینماهای استرالیا می رود.


رم ها را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!