الکس گارلند و قلب انسان دیستوپیا

کلید برای هر فیلم خوب یک داستان خوب است. برای دو دهه گذشته نویسنده و کارگردان انگلیسی الکس گارلند به طور مداوم خود را به عنوان متخصص در ساختن دنیاها و شخصیت ها اثبات کرده است. معاملات متقابل همه رسانه ها اخیراً به دلیل خرده فروشی های FX / BBC وی در رسانه ها قرار گرفته است. دیوها، در یک صنعت نزدیک در آینده نزدیک صنعت فن آوری سان فرانسیسکو مستقر در چهره های سایه دار و یک کد اخلاقی نگران کننده – و پیامدهای آنچه را که رایانه ها می توانند برای ما و بر خلاف ما انجام دهند.

به عقب نگاه می کنیم گارلندبا این حال ، حرفه ای نویسنده محور ، به طور مداوم از تمایل خود برای لاغر شدن به ناراحت کننده ترین و غیرمترقبه های اسیر شده است. تقویت این نارضایتی یک انسانیت قابل تشخیص شخصیت های او – چه کاملاً انسانی باشد و چه کاملاً انسانی – در تقابل با نیرویی کاملاً مکانیکی ، بیگانه و یا در غیر این صورت ضد انسانی نیست.

آغاز: رمان و اسکریپت

گارلندمسیر حرکت به صنعت فیلم پرشور بود. وی پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه منچستر با درجه هنر هنری ، این رمان را منتشر کرد ساحل در سال 1996. این موفقیت یک کلمه از دهان بود ، که در سال اول آن 25 چاپ مجدد را پشت سر گذاشت. این در سال 2008 توسط دنبال شد Tessaract، یک رمان تجربی ، غیرخطی. علیرغم تفاوت های ساختاری ، هر دو کتاب حاوی مضامین قابل تشخیص در کارهای اصلی فیلم و تلویزیون او بودند: دیدگاه های مدینه فاضله ناگزیر فاسد و ارتباطات اساسی اقدامات و تصمیمات ما هنگام حرکت به سمت اضطراب های تکنولوژیکی سینمایی ، احساس وجدانی می کند.

سابق Machina (2015) – منبع: A24

ساحل در یک فیلم اقتباسی شد و به ایفای نقش پرداخت لئوناردو دیکاپریو، توسط دنی بویل در سال 2000؛ در حالی که این فیلم به بررسی های خنده دار می پرداخت ، مشتعل شد بویل‘شن گارلندرابطه کاری و منجر به گارلنداعتبار صفحه اول ، نوشتن بویلترسناک موفقیت آمیز از نظر انتقادی و تجاری موفقیت آمیز انسان زنده شد 28 روز بعد. این فیلم ژانر زامبی را مجدداً تقویت کرد – اجازه می دهد تا موجودات در حال اجرا ، مخاطبان را به پناهگاه های معمول بازماندگان و توانایی آن برای رسیدن به پایان برساند. گارلند سپس به عنوان تهیه کننده اجرایی خدمت کرد 28 هفته بعد اما همکاری نوشتاری خود را با ادامه داد بویل و 28 روز بعد ستاره سیلیان مورفی با 2007 آفتاباولین ویژگی علمی تخیلی او پس از گروهی از فضانوردان که مجدداً در آفتاب در حال مرگ بودند دوباره شاهنشاهی می شود. این امر اضطراب انقراض را که در فیلم های زامبی مورد بررسی قرار گرفته است به سطح جدیدی می رساند: اگر تهدید خیلی بزرگ باشد ، بنابراین ظاهراً خارج از کنترل ما نیست ، انسانها چه خواهند کرد؟

اثر قابل توجه اضافی فیلمنامه نیز شامل می شود هرگز به من اجازه نده و درود – در واقع درود ستاره کارل شهری اظهار داشت که گارلند “در واقع آن فیلم را کارگردانی کرد” و باید آن را در فیلمبرداری وی گنجانده بود – جمله ای که با آن صحبت می کند گارلنددید خلاق و رویکرد دست و پاگیر. بار دیگر ، این فیلم ها با دنیای متفاوت و دیستوپیایی سروکار دارند – کودکان کلون بزرگ شده به عنوان اهدا کننده ارگان ، دنیایی را کشف می کنند که برخی از زندگی ها بیش از دیگران ارزش دارند و ایالات متحده پس از آخرالزمانی که به یک سیستم عدالت بی رحمانه می انجامد ، خود را تصور می کند. رفتارهای ماندگار که می تواند نتیجه بگیرد.

ترس از ناشناس

از بسیاری جهات ، گارلند(اولین اعتبار) اعتبار (اعتبار شده) ماشین سابق صریح ترین کار او است که کارگردانی کرده است: ایده یک نبوغ فن آوری ایزوله که از طریق همه ملاحظات اخلاقی برای ایجاد یک زن رباتیک طوفان می کند ، با دعوت از یک برنامه نویس سطح پایین برای آزمایش اراده آزاد روبات ، بلافاصله بینندگان را با جانشین مخاطب متحد می کند تازه وارد در مخالفت و مخالفت. جهان بینی های مخالف و واضح و روشن از خالق ناتان و ناظر Caleb – و همچنین احساس بی نظیری از روبات آوا – اجازه می دهد تا ایده هایی درباره احساس ، انتخاب و آنچه به معنای انسان بودن است به محض اینکه فرضیه از بین برود ، برطرف شود. با این حال ، این افتتاحیه شفاف هیچ ضرری ندارد ماشین سابقکاردستی دقیق؛ با پیشرفت همه شخصیت ها ، انگیزه ها کمرنگ تر می شوند و قدم زدن پر زحمت ، هیچ پیچشی را نشان نمی دهد تا تعلیق بیش از حد خسته شود. پایان آن بسیار نگران کننده است ، و ایمان کمی به دستاوردهای بشریت و اعتبار کمی به استثنائی بودن ظاهری آن دارد.

نابودی (2018) – منبع: Paramount Pictures

دومین فیلم بلند او اقتباسی از جف واندرمررمان علمی تخیلی نابودی؛ جالب اینکه ، او روند فیلمنامه نویسی را به عنوان “اقتباس خاطره ای از کتاب” توصیف کرد VanderMeerنعمت ، به منظور افزایش غیر طبیعی ناخوشایندی که تیم دانشمندان داستان در هنگام ورود به The Shimmer پیدا می کنند. واقعیت بیگانه تحت بررسی است نابودی با آفتاب، جداشده از گارلندکارهای دیگر توسط عدم اطمینان عمیق ، وجودی ناشی از چیزی که انسان ساخته نشده است و بنابراین نمی تواند شروع به درک کند. در طول سفر تیم به اعتصاب شهاب سنگ ، با این حال ، گارلند هرگز به نوازندگان خود اجازه نمی دهد كه چگونه این كشفیات ناخوشایند بر درک آنها از جایگاه خود در جهان تأثیر بگذارند. تحولات روانی تقریباً به اندازه خرسهای جهش آور وحشتناک است.

آیا انسانها انتخابی دارند؟

این ما را به ارمغان می آورد دیو ، جدیدترین کار او گارلند کنترل خلاق بی شماری بر نمایش ، نوشتن و کارگردانی هر هشت قسمت داشت و او هم مفهوم و هم سهام را بر این اساس گسترش می داد. داستان یک برنامه کامپیوتری مخفی – عمدتاً مردی که آن را اختراع کرده است و زنی که زندگی خود را به طور فزاینده ای بر آن حاکم می کند – حول یک مفهوم عمیقاً ناراحت کننده است: چه می شود اگر اراده آزاد یک توهم باشد ، و فناوری می تواند همه را پیش بینی کند – و تنها – آینده ممکن؟ دوباره اینجا گارلند به ناراحتی تکیه می دهد. مفاهیم جبرگرایی و جهان های مختلف در حال تقسیم ، ذاتاً ناراحت کننده هستند و احساس ناتوانی اساسی را برانگیخته اند.

Devs (2020) – منبع: FX

به جای جستجوی جواب یا معنای عمومی برای مقابله با این عدم کنترل ، گارلند تولید خود را در اطراف این اضطراب کار می کند. عکس هایی که اغلب در فضای باز یا اتاق های خالی که احساس ناچیز می کند ، ماندگار می شوند ، البته این امر برای کانون توجه نیست و باعث می شود بیننده ها را لبه خود نگه دارید. اختلافات نمره ، سکوت های ناگهانی و صداهای مصنوعی در حال پیچیده شدن عصب است. و – بدون خراب کردن پایان – فقط آسایش توخالی یافت می شود زیرا واقعیت ها همچنان ادامه می یابد. شاید اوج اوج باشد گارلندکار تا به امروز ، یک داستان عمیقاً شخصی از جستجوی معنا به عنوان درک شخص از فزاینده بی معنی است. فناوری ممکن است این دانش جدید را هدایت کند و احساس جدیدی را به وجود آورد ماشین سابقیا ایجاد حس زندگی بیگانه در نابودیاما انسانها مانده اند تا زندگی خود را معنا دهند.

همچنین ببینید

نتیجه

گارلندحرفه متنوع یکی از هیجان انگیز ترین این دهه بوده است. از احیای فیلم زامبی گرفته تا یک مینیاری های کاملاً کنترل شده و کاملاً خلاقانه ، چشم انداز روشن او به توانایی عظیم بشریت در ساختن و نابود کردن آینده های خود ، به کار او قدرت ماندنی باورنکردنی می بخشد. پروژه بعدی او مشتاقانه منتظر است.

نظر شما در مورد کار الکس گارلند چیست؟

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

کارمن پدوک

نویسنده فیلم و تلویزیون در Bright Wall / اتاق تاریک ، The Skinny ، صفحه نمایش ملکه ها ، یک اتاق با منظره و FlipScreened منتشر شده است. ماما میا: Here Here We Again یک شاهکار سینمایی است.

DEVS S1E8: فینال تلگرام نمایش در یک برنامه متناسب پایان می یابد

اگر به یاد بیاورید قسمت آخر دلپذیر بود. لیندون (Cailee Spaenyجیمی (جین ها) توسط کنتون کشته شد (زاخ گرنیهقبل از اینکه خود کانتون توسط پیت کشته شود (جفرسون هال) ، که متعاقباً خود را جاسوسی روسی نشان داد. جنگل (نیک Offerman) و کیتی (آلیسون قرص) منتظر پایان روزهای انتظار و بالاخره لیلی (سونویا میزونو) برای آخرین بار به Devs می رسد و سرنوشت او را می پذیرد. بیایید ببینیم که چگونه این همه به پایان می رسد!

آمدن دوم

به طور معمول دیوها مد ، قسمت 8 با روزی گیج کننده شروع می شود. برای این یکی ، ما استوارت را می شنویم (استفان مک کینلی هندرسون) صدا در حال خواندن شعر “دومین آمدن” از ویلیام باتلر یاتس ، همه در حالی که هر یک از شخصیت های ما را در چراغ چشمک زرد چشمگیر ساختمان Devs قاب بندی شده است. سرانجام ، ما می بینیم که لیلی خودش در محل استقرار حاضر شده است. او چه خواهد یافت؟

منبع: FX

لیلی وارد ساختمان Devs می شود ، قبل از اینکه وارد اتاق پروژکتور شود ، جایی که جنگل بی سر و صدا در انتظار است ، کمی سرگردان است. او کمی بیشتر با او درباره جبرگرایی که دیوو نشان می دهد ، توضیح می دهد و توضیح می دهد ، هرچند لیلی ناراحت است ، هر آنچه که اتفاق افتاد مهم نیست که چه اتفاقی می افتد. فارست همچنین از طریق داده های Devs توضیح می دهد که دخترش زنده است.

لیلی سپس می خواهد ببیند که برای پایان دادن به زمان پیش بینی Devs چه می کند. آنها با هم تماشا می کنند: در عرض چند دقیقه ، لیلی با اسلحه به سمت اتاق پروژکسیون به سمت سر جنگل بیرون می رود. آنها به سکوی قابل حمل بین بخش بیرونی و مرکز ساختمان می روند ، جایی که سپس جنگل لیل را طعنه می زند و ادعا می کند که او به اصطلاح “مسیح” قیام خواهد کرد. او او را شلیک می کند ، که مهر و موم خلاء سکو را نیز شکسته و او را به اعماق زیر فرو می برد. پس از خزیدن چند لحظه در اتاق ، او درگذشت. خوب ، این شدید بود!

ما در اتاق طرح هستیم. به نظر می رسد لیلی سرنوشت خود را پذیرفته است ، در حالی که فارست معنای واقعی Devs را به او می گوید: “v” در واقع یک عدد رومی است ، بنابراین این پروژه در واقع “Deus” نام دارد که به یک خدایان اشاره دارد. این خیلی چیزارو توضیح میده! لیلی سپس ادعا کرد که وقت آنها تمام شده است و آنها به همان صحنه ای که اخیراً شاهد آن بودیم می روند. اما وقتی درهای سکوی بسته می شوند ، لیلی در عوض اسلحه را به خارج از درهای بسته می اندازد و ادعا می کند “ما سیستم شما را رها کرده ایم.” با این حال ، در حدود نیم راه ، Stewart دکمه اضطراری را فشار می دهد ، و این دو هنوز هم در حال مرگ در طبقه زیر هستند.

کیتی از استوارت می پرسد که چرا آنچه انجام داد ، را انجام داد و گفت که کسی مجبور است جلوی آنها را بگیرد ، و این “از پیش تعیین شده” است. و بعد چیزها واقعا عجیب می شوند سپس کیتی با صفحه نمایش طرح ریزی با فارست صحبت می کند و ادعا می کند دلیل پایان یافتن Devs به این دلیل است که لیلی واقعاً انتخابی کرده است. او سپس ناپدید می شود ، قبل از آنکه لیلی را در اتاق او ببینیم و کسی غیر از سرگئی (کارل گلسمان) ، آنها برای کار با هم در آمایا سفر می کنند.

منبع: FX

لیلی با جدی گرفتن Deja vu ، می داند که او قبلاً این همه را پشت سر گذاشته بود. پس از تلاش برای سرگئی برای نشان دادن برنامه سودوکو که از وی برای برقراری ارتباط با روسها استفاده می کند ، به ساختمان Devs می رود. در آنجا ، وی با فارست صحبت می کند ، که به نظر می رسد تنها کسی است که می داند چه اتفاقی می افتد. فارست توضیح می دهد که آنها در شبیه سازی Deus قرار دارند و در واقع بهشت ​​هستند حتی اگر از نظر فنی مردند. کیتی در حال شبیه سازی آنها است ، و درمورد قسمت قبلی با سناتور گفتگو کرده است که وی برای ادامه این کار نیاز به کمک دارد. قسمت / سریال با ملاقات لیلی با جیمی به پایان می رسد. آنها در آغوش می گیرند و صفحه پایان عنوان روشن می شود ، این بار نمایش “Deus”.

نکات برجسته و مشاهدات

-خب مطمئناً غیر منتظره بود! هنگامی که شاهد پایان فرضیه جنگل و لیلی بودیم ، فقط چند دقیقه از قسمت گذشته ، قبل از شروع مستقیم آن ، می دانستم که باید چیز دیگری وجود داشته باشد ، زیرا قسمت فقط نیمی از پایان آن بود. بنابراین دو نیمه اپیزود لحن های متضادی دارند: یکی تاریک و ترسناک ، در حالی که باقی مانده امیدوار. این ترکیب خوبی است.

– این نمایش به طور مداوم از شعر استفاده کرده است ، در اینجا “دومین آمدن” از ویلیام باتلر یاتس را انتخاب کرده است. این به طور واضح یک شعر مناسب برای استفاده در آغاز قسمت است ، زیرا آنچه را که می آید پیش بینی می کند: که در حقیقت ، نوبت دوم خواهد بود ، یک پیام متشکل از همه. گرچه قسمت غیرمنتظره این است که ما فکر می کردیم که آن را به جنگل ، مسیحای خودخوانده (که حتی با موهای بلند و ریش بلندش به مسیح شباهت دارد) اشاره کرد ، اما ما تا آخر می دانیم که در واقع لیلی است. . از این گذشته ، خود شعر دارای یک مفهوم تاریک با آن است ، در حالی که نتیجه گیری اپیزود امیدوارتر است. این خط ممکن است به بهترین شکل خلاصه شود ، اگرچه:

بهترین ها فاقد همه اعتقادات هستند ، در حالی که بدترین

پر از شدت شور است.

در این خط ، لیلی را می توان به عنوان سابق ، و دومی جنگل مشاهده کرد. شاید تنها مسیحیان واقعی بین ما کسانی باشند که خودشان ادعا نمی کنند.

-فکر من در مورد انتخاب لیلی: من امیدوار بودم که پایان فرض پیش بینی چیزی با انجام کارهای متفاوت لیلی داشته باشد. از این گذشته ، اگر می بینید که اقدامات شما به چه مواردی منجر شده است ، آیا امکان تغییر آن دوره وجود ندارد؟ ظاهرا ، فقط در مورد شخصی مانند لیلی ، که دارای قدرت اراده آزاد است ، و او “Deus” عنوان می شود. او در اصل از فن آوری پیش بینی آینده Devs متأسف است ، Deus را متأسف می کند و در عوض آن را به مکانی تبدیل می کند که داده ها در آن وجود داشته باشد و مردم بتوانند در داخل شبیه سازی ها زندگی کنند. این برای من مثل بهشت ​​به نظر می رسد ، اینطور نیست؟ همچنین باعث می شود که من به قسمت San Junipero Black Mirror فکر کنم ، جایی که همان نوع شبیه سازی پس از مرگ وجود دارد.

-بازیگری در دیوها پیوسته یکی از قویترین ویژگی های آن بود. در اینجا قسمت به وضوح متعلق است سونویا میزونو و نیک Offerman. از تعویض زیاد آنها در اتاق طرح Devs گرفته تا دلهره در درون سکوی معلق ، تا مکالمه صمیمانه آنها ، آنها به طور مداوم برخی از بهترین لحظات بازیگری خود را به فینال می رسانند. به طور کلی ، بازیگران در طول سریال کارهای خوبی انجام دادند.

– تصمیم به فاش کردن “Devs” به عنوان “Deus” در قسمت آخر بسیار هوشمندانه بود ، به خصوص در لحظه آخر که آن را به نام صحیح نمایش می داد. با توجه به پتانسیل تکنولوژی آن ، همیشه Devs برای من کمی خاموش بود ، بنابراین خوب است بدانید که در واقع این همه به معنای خدایان بود ، زیرا آنها در حال بازی با خدا بودند.

بحث بحث درباره اراده آزاد و جبرگرایی از نظر موضوعی یکی از برجسته ترین آنها بود. مطابق این نمایش ، اراده آزاد در بیشتر قسمت ها ممکن نیست ، اما با این وجود دائماً این ایده را زیر سوال می برد و در این قسمت به پیچ و خم نهایی می رسد که لیلی تصمیم می گیرد که جنگل را نکشد. بنابراین ، چه چیزی ما را قادر به اراده آزاد می کند – آیا فقط معدودی در بین ما هستند که می توانند سرنوشت آنها را تغییر دهند ، و بقیه ما فقط در شبیه سازی های از پیش تعیین شده گیر افتاده ایم؟ من فکر می کنم ما هرگز نمی دانیم.

منبع: FX

الکس گارلند همیشه به هوش مصنوعی و فناوری علاقه داشته است ، که در فیلم گذشته اش دیده شده است ماشین سابقو در اینجا او این ایده را بیشتر مورد استفاده قرار می دهد ، و این ایده را طرح می کند که شاید اگر زندگی ما را چیزی غیر از شبیه سازی رایانه بدانیم ممکن است ما نیز به یک فناوری خودآگاه تبدیل شویم ، و شاید روزی بتوانیم در داده هایی مانند آنها در Deus زندگی کنیم. . این دور از یک ایده اصلی است ، اما در متن نمایش به خوبی کار می کند.

-این نمایش همچنین باعث شد که من درباره کتاب کشتارگاه-پنج اثر کورت وونگوت فکر کنم. در این میان ، یکی از مهمترین نکته این است که هیچ کس واقعاً از بین نرفته است زیرا در یک مقطع زمانی ، آنها وجود داشته اند. در Deus ، به نظر می رسد که یکسان است ، حتی قبل از اینکه آنها توانایی زندگی افرادی را داشته باشند که در واقع در شبیه سازی ها زندگی می کنند.

در پایان ، به نظر می رسد که جنگل واقعاً دخترش را به عقب برگرداند ، اگرچه شاید به روشی که او انتظار داشت نیست. این برای او یک پایان مناسب است ، زیرا او می داند که این یک پروژکتور است ، و احتمالاً آنچه را که او با توجه به آنچه در متن نمایش انجام داده است لیاقتش را داشته است.

سوالات

من از آنجا که این قسمت آخر است ، سوالات زیادی ندارم ، اما در اینجا می آید:

-چرا استوارت انتخابی را که انجام داده انتخاب کرد؟ آیا او می دانست که این امر باعث می شود که کیتی بتواند فارست و لیلی را در یک شبیه سازی قرار دهد ، یا او در عوض فقط به خاطر امکانات نامطلوب برنامه Devs سعی در کشتن جنگل داشت ، به نوعی بازگرداندن مرگ لیندون نیز؟

همچنین ببینید

من می بینم: فیلمی با پیچ و تاب یا دو - یا سه

-آیا ممکن است در واقع کسی که فوت کرده است را در یک شبیه سازی قرار داده و آن را بسازد تا بتواند برای همیشه زندگی کند؟ آیا Deus فقط بهشت ​​را خلق کرد؟

-آیا این همان چیزی است که نظریه ی بسیاری از جهان در متن نمایش می تواند به آن اشاره کند ، به این ترتیب که هیچ کس نمی تواند مرگ خود را تجربه کند زیرا در یک شبیه سازی می توانند برای همیشه زندگی کنند؟

-اگر لیلی انتخاب نکرده است که در پایان جنگل را نکشد ، آیا زندگی در یک شبیه سازی غیرممکن بود؟

-با لیلی و جیمی چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا جیمی به نوعی می داند چه چیزی تغییر کرده است؟

-و شاید مهمترین سوال از همه: آیا همه ما فقط در شبیه سازی های خودمان زندگی می کنیم؟ چگونه می توانیم واقعاً بدانیم؟

نتیجه

این برای قسمت آخر است دیوها! چه نمایش خوبی از همه چیز در نظر گرفته شده است؛ اگرچه اوج و بلندی های خود را داشت اما با برخی از شخصیت های ریز نوشت و تماشایی ، به طور مداوم سرگرم کننده و فکری بود. این نظریه من را بیشتر تأیید می کند الکس گارلند یکی از بهترین صدای ما در آنجاست من مشتاقانه منتظر آنچه او با آینده می آید.

نظر شما در مورد فینال چیست دیوها؟ آیا شما به طور کلی طرفدار سریال هستید؟

Devs را می توان در کل خود در Hulu پخش کرد.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

DEVS S1E7: اکنون در Endgame هستیم

همانطور که ممکن است به یاد بیاورید ، هفته گذشته از دیوها کندتر بود ، بیشتر انتظار برای ساخت و ساز برای دو فصل آب و هوایی. زنبق (سونویا میزونو) و جیمی (جین ها) قسمت اعظم را در جنگل گذراند (نیک Offerman) ، جایی که لیلی در مورد پایان زمانها با کیتی (آلیسون قرص) و جیمی با فارست فریبی بازی کرد. وقتی آنها رفتند ، هیچ کس غیر از کنتون (زاخ گرنیه) دنبالشون بود بگذار ببینیم چه اتفاقی می افتد!

چه اتفاقی می افتد؟

شروع قسمت 7 از دیوها شاید عجیب ترین هنوز نباشد. ما ابتدا خط را می شنویم “کبودی را باز کنید ، و بگذارید مقداری از خون کبودی بیرون بیاید تا آنها را نشان دهد” ، و به دنبال آن صداهای تنفسی تمیز دیده می شود. و افق سان فرانسیسکو. با شروع صفحه عنوان ، خطوط باز با چنان سرعتی تکرار می شود که این یک کاکوفونی برای تلفن های موبایل است. خوب خوب پس!

DEVS S1E7: اکنون در Endgame هستیم
منبع: FX

سپس می بینیم لیلی و جیمی از شب با هم بیدار می شوند. لیلی به او می گوید که این امر را “عادی” جلوه دهد ، و دو نفر وانمود می کنند در مورد کارهایی که زوج می کنند ، بحث می کنند. این یک لحظه زیبا است بعد از این ، کیتی را در خانه جنگلی می بینیم. در یک پروژکتور شبیه به چند قسمت قبل ، او اثری از آمایا ، دختر جنگل را می بیند که در اتاق بازی می کند.

صحنه بعدی استوارت را می یابد (استفان مک کینلی هندرسون) در اتاق طرح Devs به همراه برخی از کارمندان. آنها قبل از اینکه استوارت آن را به آینده تبدیل کند ، از یک میلیارد سال پیش به زمین خیره شده اند. خدمه Devs ناراحت هستند ، زیرا قبل از تکرار آنها خود را در پیش بینی مشاهده می کنند. پاسخ استوارت: “این جعبه شامل همه چیز است”.

فارست و کیتی سپس برای روز آماده می شوند ، که به نظر می رسد آنها از طریق قلب می دانند ، از جمله لیندون (Cailee Spaeny) منتظر ماشین کیتی هستید و می خواهید گپ بزنید. این دو به یک سد محلی می روند. در همین حال ، لیلی با جیمی در مورد آنچه گروه Devs پیش بینی کرده است بحث می کند: که او به نوعی در آن شب به Devs می آید. او مصمم است كه برنامه های خود را تنها با انجام ندادن متوقف كند. من فکر می کنم ممکن است اتفاقی بیفتد که او را تحریک کند.

در سد ، لیندون در اصل با کیتی بحث می کند که می خواهد شغل خود را برگرداند. او ابتدا باید کاری جسورانه انجام دهد: صعود از راه آهن سد و اعتماد به ایمان خود به نظریه های بسیاری از جهان که او سقوط نخواهد کرد. در یک سری از بازه های زمانی ، ما می بینیم که نسخه های لیندون به طور مکرر در حال سقوط است ، تا زمانی که فقط کیتی باقی بماند ، که به آرامی راه می رود. این یک ویرانی ویرانگر یکی از شخصیت های اصلی نمایش است.

در بازگشت به لیلی ، او همچنان با جیمی خانه بازی می کند. با این حال ، کنتون در بیرون از آپارتمان خود کمین می کند. او می شکند ، قبل از حمله و تلاش برای خفه کردن لیلی در اتاق بعدی ، سریع جیمی را به قتل رساند و به قتل رساند. تقریباً به نظر می رسد مانند پایان ، اما پس از آن هیچ کس به غیر از پیت هوازی (جفرسون هال) برای صرفه جویی در روز می آید ، کنتون را هنگام محاسبه روسی خفه می کند. خوبی به کنتون ، اما چه غم انگیز برای جیمی!

پیت سپس خود را به عنوان مأمور روسی معرفی می کند که برای محافظت از سرگئی استخدام شده است. او به لیلی می گوید که تصمیم گرفت پسرش را نجات دهد حتی اگر این بخشی از کارش نبود و او باید یا به سیا گفت آنچه اتفاق افتاده است ، منجر به عوارض شود ، یا یکباره به هنگ کنگ برود و هرگز برنگردد. فارست و کیتی سپس در حال تماشای نمایش Devs از یک قبیله باستانی در فرانسه هستند ، همان چیزی که در ابتدای قسمت دیده بودیم. آنها پایان زمانها را فقط در چند ساعت پیش بینی می کنند.

DEVS S1E7: اکنون در Endgame هستیم
منبع: FX

لیلی ، در آپارتمان خود ، در اطراف آپارتمان مرگ او سرگردان است. او گذرنامه خود را ضبط می کند ، قبل از آنکه لحظه ای متوقف شود تا نوازنده جیمی را روی زمین نوازش دهد. او پس از هر چیز وارد Devs شد و ادعا كرد كه چاره دیگری ندارد.

نکات برجسته و مشاهدات

-یکی قسمت عالی دیگر! از هفته گذشته به طور قطع چیزهایی به دست آمده است ، مانند از دست دادن لیندون و جیمی ، پایان دادن به کنتون (خدا را شکر!) ، آشکار شدن پیت هوس و سفر آخر لیلی به Devs. با این حال این یک مجموعه کامل برای فقط یک قسمت دیگر است که امیدوارم همه چیز را به شکلی معنی دار جمع کند.

نقل قول شروع و تکرار متعاقباً قسمت را به روشی هرج و مرج شروع می کند. این صداها از قطعه ای به نام “بیا بیرون” ساخته استیو ریچ است که در پاسخ به هارلم شش نوشته شده است ، پرونده ای که شش مرد سیاه پوست متهم به قتل یک پناهجوی مجارستانی بودند. این نقل قول توسط دانیل هام ، شاهد است که می گوید کبودی خود را باز کرد تا نشان دهد پلیس چگونه او را مورد ضرب و شتم قرار داده است. که در دیوهاآنچه به نظر می رسد به آن اشاره دارد این ایده است که لیلی با از دست دادن یک عاشق دیگر مجبور به زخمی شدن جدی شده بود ، به طریقی “باز کردن کبودی او” ، برای تسلیم در سرنوشت خود در آمدن به Devs همانطور که پیش بینی شده بود.

– لیلی در اوایل صحبت با جیمی با اشاره به برنامه Devs ، نقل قول قابل توجهی دارد و اظهار می دارد: “آنها همه چیز را به هیچ وجه کاهش نداده اند.” این برگشت خوب به قسمت اول است ، جایی که سرگئی می گوید “این همه چیز را تغییر می دهد” ، و پاسخ کتی این بود: “این هیچ چیز را تغییر نمی دهد.”

-Stewart در این قسمت لحظات ایستاده ای داشت ، از جمله این نقل قول در اشاره به صفحه نمایش پروژکشن Devs. وی اظهار داشت که کادر پیش بینی این است: “حتی یک کلون واقعیت نیز وجود ندارد. جعبه شامل همه چیز است. ” بنابراین بسیاری از منابع موجود در این قسمت ، من فکر می کنم که “همه چیز” ممکن است چیزی نباشد.

– صحنه مرگ لیندون ، همراه با استوارت به نقل از “شکسپیر یا چیزی” ، همانطور که کیتی بعداً اشاره کرد ، یک پایان مناسب و مناسب بود ، هرچند که به وضوح غم انگیز برای شخصیت بود. هرچند شعری که استوارت نقل می کند در واقع توسط Aquade ساخته فیلیپ لارکین بود ، که نمی تواند مناسب تر باشد زیرا درباره یقین و ترس از مرگ است. همچنین در مورد موضوع تکرارگرایی مکرر نمایش ، اظهار می کند که آینده سنگی است. لیندون همیشه در آن لحظه درگذشت.

-صحنه مرگ جامی حتی شوکه کننده تر بود ، زیرا این اتفاق در یک لحظه رخ می دهد. یک لمس خوب وقتی است که او یک لیمو کاملا برش خورده را به لیوان آبی که لیلی می آورد اضافه می کند و نشان می دهد که چطور از او مراقبت می کند. این باعث می شود همه او غمناک تر شود وقتی که او تنها لحظاتی بعد می میرد. همچنین ، من کاملاً آن را صدا کردم که پیت کسی مهم بود!

DEVS S1E7: اکنون در Endgame هستیم
منبع: FX

– از کنار مسیر افتتاحیه ، قطره سوزن ایستاده دیگر در اینجا “رمز و راز کوچک شیرین” ساخته جان مارتین است ، ترانه ای که بسیار مضحک در صحنه ای که جیمی کشته شده است پخش می شود و کنتون سپس سعی می کند لیلی را خفه کند. لحظه ای دلپذیر طول می کشد و آن را غم انگیز می کند.

صحنه ای که فارست و کیتی در حال تماشای قبیله باستانی هستند ، فوق العاده تسکین دهنده بود. فارست همچنین اظهارات قابل توجهی در مورد افرادی که تماشای آنها می کند ، اظهار می دارد که “5000 سال در همان مکان بودند و تصاویر مشابه را می ساختند.” به این ایده اشاره می کند که شاید ما هنوز هم تصاویر مشابه را تهیه می کنیم ، آنها اکنون فقط پیشرفته تر هستند.

همچنین ببینید

THE TURNING: مقدار ترسناک از پتانسیل تلف شده

– نقل قول قابل توجه نهایی: “من فکر نمی کنم بتوانم بچرخم.” – یکی از آخرین اظهارات لیلی در مورد این قسمت ، نشان می دهد که او واقعاً سرنوشت خود را پذیرفته است.

سوالات

-آخرین زمان برای پرسیدن این سوال قبل از اینکه بالاخره بدانیم: لیلی چه خواهد شد؟ چگونه او می میرد اگر بزرگترین دشمنش ، کنتون ، اکنون درگذشته باشد؟

آیا برنامه Devs واقعاً پوششی برای فعالیت های ناعادلانه است؟ به عنوان مثال ، وقتی کیتی لیندون را به لبه سد فریب می دهد ، با دانستن اینکه سقوط می کند ، تقریباً به نظر می رسید راهی برای رهایی از او باشد. اگر از من بپرسید ، خیلی راحت است.

-واقعاً در لحظه پایان زمان چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا این فقط پایان Devs است یا پایان جهان؟

-آیا جنگل هنوز در تلاش است دختر خود را برگرداند؟

– اگر همه زمان ها از پیش تعیین شده باشد ، همانطور که در متن نمایش است ، آیا تعیین زمان برنامه Devs نیز از پیش تعیین شده بود؟ چگونه خواهد بود که در قسمت های بعدی فرض می شود؟

نتیجه

این در مورد نتیجه گیری یک قسمت ستاره ای دیگر از دیوها. این یک سرعت سریعتر از دو مورد قبلی بود و نتیجه گیری مشتاقانه منتظر را تعیین می کند. من تاکنون واقعاً نمایش را دوست داشتم ، و امیدوارم که به پایان برسد! من بهش ایمان دارم الکس گارلند.

نظر شما در مورد آخرین قسمت از چیست دیوها؟ آیا برای نتیجه گیری نمایش هیجان زده اید؟


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

DEVS S1E6: یک قسمت آهسته تر پیش بینی آینده را می سازد

همانطور که ممکن است به یاد بیاورید ، هفته گذشته عمدتا یک قسمت ضبط شده بود ، ما پیش بینی های گذشته از شخصیت های ما ، مانند لیلی را به ما نشان داد (سونویا میزونوروابط گذشته و کودکی ، جنگل (نیک Offerman) شروع رابطه با کیتی (آلیسون قرص) ، شاهد جنگل از حادثه دخترش ، و موارد دیگر. تنها امتیاز جدید طرح این بود که جیمی توسط کنتون شکنجه شد (زاخ گرنیه) ، کنتون از جنگل و کیتی ناامید شده و سرانجام ، جیمی نجات لیلی. بگذار ببینیم چه اتفاقی می افتد!

هنوز در خاطرات گم شده است

تقریباً مانند قسمتهای قبل ، قسمت 6 با یک یادداشت مالیخولیایی آغاز می شود. در اینجا ، ما با خاطرات بسیار بیشتری شروع می کنیم ، این بار از جنگل با همسر و دخترش آمایا ، تماشای کارهای او در کودکی ، بازی frisbee ، و در زمینی از گلها می گذرد. همه این اتفاق می افتد در حالی که آهنگ “Guinevere” توسط Crosby & Stills & Nash در پس زمینه بازی می کند.

منبع: FX

سپس به استوارت محو می شویم (استفان مک کینلی هندرسون) با نزدیک شدن به خانه تریلر خود. هیچ کس غیر از لیندون (Cailee Spaeny) منتظر داخل است. او با استوارت دعا می کند تا فارست را به او بازگرداند و سپس نکته مهمی را مطرح می کند: فارست سعی دارد دختر خود را به زندگی بازگرداند. من آن را می دانستم! او همچنین ادعا می کند که جنگل احتمالاً برای اجرای برنامه ای مانند Devs بسیار دیوانه است. به نظر می رسد که این دو ممکن است به زودی درحال برنامه ریزی هستند.

سپس قبل از تمرکز در لیلی و جیمی ، کیتی را برای یک لحظه کوتاه در اتاق Devs می بینیم (جین ها) ، که پس از نجات جیمی از بیمارستان روانپزشکی ، در یک اتاق خوابگاه تعطیل شده اند. لیلی از داروهایی که به او داده اند کمی خسته شده است ، اما سرانجام در مورد تصمیم بعدی خود تصمیم می گیرد: بازگشت به سان فرانسیسکو.

به زودی ، ما مقصد مورد نظر آنها را می بینیم: هیچ کس غیر از خانه جنگلی. فارست و کیتی منتظر آنها هستند و بچه ها و دختران به تنهایی برای چت کردن جدا می شوند. جیمی با تنها بودن با فارست کمی عجیب است و می فهمد که او تا حدودی مسئول وضعیت لیلی است که چند روز گذشته است. آنها در نهایت سهولت می یابند ، هرچند که در مورد عشق و از دست دادن صحبت می کنند و حتی کمی به اطراف شوخی می کنند. آنها سپس در یک بازی از frisbee شرکت می کنند ، وبا آینه بازی کردن frisbee که قبلاً با فارست و دخترش نشان داده شده بود.

لیلی ، در ضمن ، ابتدا از کیتی در مورد سرگئی که حقیقت را به او می گوید ، سؤال می کند و سپس از دیو سؤال می کند. کیتی با پرسیدن لیلی یکسری سؤال ، نتیجه گیری می کند که “هیچ رویدادی تصادفی وجود ندارد” ، و این نتیجه گیری هدف Devs است. او سپس حقیقت را ، به هر حال بخشی از آن ، به لیلی می گوید: پیش بینی های آینده شب بعد به پایان می رسد ، و ارتباطی با ظاهر لیلی در Devs دارد. لیلی استدلال می کند که او کنترل سرنوشت خود را دارد ، اما ناگهان ترک می کند.

منبع: FX

لیلی و جیمی سرانجام ترک می شوند ، هرچند به زودی مشخص می شود که کسی غیر از کنتون جاسوسی از آنها نکرده است. فارست و کیتی درباره وضعیت خود بحث می کنند. کیتی فاش کرد که او به همه چیز به لیلی گفت ، نه به همه چیز ، زیرا می دانیم او به مرگ قریب الوقوعش به لیلی نگفت. آنها بعداً بحث می كنند كه با آمدن به آنجا لیلی و جیمی شجاع بودند. لیلی تصمیم می گیرد به خانه برود ، تصور می کند که اگر فارست و کیتی می خواستند از آنها امنیت بخواهند ، آنها قبلاً این کار را انجام می دادند. این اپیزود به پایان می رسد که هر دو فارست و کیتی در رختخواب قرار دارند و لیلی و جیمی در کنار هم می خوابند. این مرحله برای دو قسمت پایانی تنظیم شده است.

نکات برجسته و مشاهدات

– قسمت بسیار غیرمنتظره ، اما به ویژه قابل اجرا. وقتی نمایش ها یک محیط محدود را امتحان می کنند ، از آن لذت می برم ، فقط داستان کافی و نقاط طرح بالقوه را برای شما فراهم می کنم. در اینجا ، آن را تقریبا به طور کامل در خانه جنگل قرار دارد ، و کار می کند.

– عکس های بالای سر شب شهر خوب بود و باعث می شد احساس کنیم که در محدوده آن قرار گرفته ایم ، دقیقاً مثل شخصیت های ما در مسیرهای از پیش تعیین شده خود به دام افتاده اند.

– این آهنگ Bookend این بار “Guinevere” ساخته Crosby & Stills & Nash است. عجیب و غریب است که به نظر نمی رسد بلافاصله در متن نمایش قرار بگیرد ، اما ممکن است سرنخ این باشد که چه خواهد شد.

منبع: FX

رابطه فارست و کیتی کشف جدیدی در این قسمت بود. بین آن و هر بحث و گفتگو با لیلی و جیمی ، این رابطه به نظر می رسد مناسب است.

-تمام صحنه بحث بین لیلی و کیتی است الکس گارلند در بهترین حالت او این فیلم را تقریباً در کلوزآپ فیلمبرداری می کند و چهره بازیگران را زوم می کند تا شدت بیشتری پیدا کند. بیشتر سکوت است ، در غیر این صورت ، با خلق و خوی سبک ، در حالی که بیشترین فاش را نشان می دهد ، به خلق و خوی اضافه می شود. سونویا میزونو و آلیسون قرص همچنین برخی از بهترین بازیگری خود را که تاکنون در این سریال ارائه کرده است. قرص با خیره شدن آتشین او در طی این مبادلات ، خصوصاً شدید است.

-فرست و جیمی نیز در حین تبادل لحظات ارزشمندی را با هم به اشتراک گذاشتند ، حتی چند خنده هم به اشتراک گذاشتند. خنده دار است که ، با توجه به نارضایتی که جیمی باید برای فارست داشته باشد ، که در نهایت آنها شروع به بازی با فریزبی با هم می کنند. شاید جنگل چندان بد نیست؟

گفتگوی عاقلانه ، بحث و گفتگوها مملو از نقل قول های بسیار جالب توجه است ، مانند این مورد از جنگل: “این چیز شگفت انگیز است که عشق شما را می برد. جاده ای که سفر خواهید کرد. طول هایی که می خواهید بروید. ” و این از کتی: “شهاب در حال فرود ، چرخش رولت چرخش ، بدبختی رنج می برد. همه آنها را می توان کشف کرد. ” آنها هر دو انگیزه های مربوط به هر یک از این شخصیت ها را نشان می دهند. در آن جنگل ، Devs را از دست دادن دخترش خلق کرد ، در حالی که کیتی آن را از جستجوی دانش آفرید.

– قلم وسط جدول در هنگام بحث لیلی و کیتی راهی هوشمندانه برای توضیح فناوری پیش بینی زمان است. به خصوص آشکار است که قبل از اینکه لیلی و جیمی وارد اتاق شوند ، قلم آنجا بود ، که نشان می دهد بازدید از آنها پیش بینی شده است.

– فناوری پیش بینی زمان شرکت Devs بالاخره وقتی که توسط کیتی شکسته شد ، بر روی من کلیک کرد. این هنوز به داستان علمی وابسته است ، اما در یک واقعیت باورپذیر آغاز می شود ، و ساختن آن پرش را آسان تر می کند. این یک کیفیت لازم برای همه علمی تخیلی عالی است.

-بحث زمان این قسمت همچنین من را به یاد قسمت دکتر منهتن از سریال Watchmen ، که در آن او اساساً در تمام دوره های زمانی به طور یکجا زندگی می کند و از غیرممکن بودن قادر به تغییر سرنوشت خود می داند. شما می توانید با آن استدلال کنید ، همانطور که لیلی در اینجا انجام می دهد ، اما به نظر می رسد حداقل در ذهن سازندگان این نمایش ها این سرنوشت از پیش تعیین شده است.

سوالات

لیلی چه کاری انجام می دهد که باعث پایان بخش Devs می شود؟ آیا این یک رویداد جهانی فاجعه بار است ، یا او فقط توانایی این فناوری را از بین می برد؟

همچنین ببینید

جشنواره فیلم مستند ملبورن 2019: ماشین اعتماد: داستان بلوکچین

آیا واقعاً چنین موضوعی وجود دارد که چاره‌ای نباشد ، حداقل در متن نمایش؟ به عنوان مثال ، اگر واقعاً هیچ رویدادی تصادفی رخ نداد ، پس چگونه آنها نمی توانند ببینند که پایان پیش بینی های آنها چه چیزی را آغاز می کند؟

کنتون در دو قسمت پایانی چه نقشی خواهد داشت؟ به نظر می رسد او تنها کسی است که لیلی و جیمی را تنها نمی گذارد.

حالا استوارت و لیندون با Devs چه خواهند کرد؟ به نظر می رسد که آنها در حال جمع شدن بودند تا به طور بالقوه جنگل را از قدرت دور کنند.

چگونه جنگل قصد دارد دختر خود را به زندگی بازگرداند؟ چگونه می توان این کار را به پایان پیش بینی های Devs بازی کرد؟

چگونه تئوری های بسیاری از جهان در پایان بالقوه Devs بازی خواهد کرد؟ اگر دنیاهای مختلف ایجاد شده توسط گزینه های مختلف باشد ، آیا این بدان معناست که سناریویی وجود دارد که شخصیت های ما در نهایت آن را بسازند؟

نتیجه

این نتیجه گیری جدیدترین نتیجه من است دیوها. به نظر می رسد این قسمت در حال تنظیم رویدادهای بالقوه خردکننده زمین است که قرار است در دو قسمت بعدی بیایند. سفر را با من طی چند هفته آینده انجام دهید!

نظر شما در مورد آخرین قسمت از چیست؟ دیوها؟

هفتگی Devs پخش می شود در Hulu.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

DEVS S1E5: قسمت جذاب از لحاظ بصری همچنین در شکاف ها پر می شود

دوباره به آن برگردید! قسمت 4 بسیاری از شخصیت های ما را در موقعیت های ناخوشایندی قرار داد. لیندون (Cailee Spaeny) از Devs ، Forest (اخراج شده بود) اخراج شده بودنیک Offerman) هنگام تماشای یک طرح ریزی کامل از دخترش ، لرزید و از همه بدتر ، لیلی (سونویا میزونو) به موسسه فرستاده شده بود ، در حالی که ما هنوز نمی دانیم چه اتفاقی برای جیمی افتاد (جین ها) امیدوارم این بار اتفاقات کمی بهتر برای شخصیت های ما رقم بخورد!

سرگردان بی هدف

دیوها شاید این قسمت به شکل بی نظیری آغاز شود. ما ابتدا می بینیم که لیلی در رختخواب است و کارتن از کنتون در کنار او می گوید که به زودی بهتر می شود. با این حال ، او بلند می شود ، و به سرگئی نزدیک می شود (کارل گلسمان) در اتاق دیگر سپس ، جیمی ظاهر می شود ، و نسخه های لباس زنانه دیگری از لیلی نیز ظاهر می شود. به زودی ، متوجه می شویم که ما در حال تکرار زمان های مختلفی هستیم که لیلی با هر یک از سایر افراد مهمش گذراند. مدتی است که آهنگ “اوه من Wept” به نام Free پخش می شود. این یک راه کاملاً خواب آور برای شروع قسمت است.

DEVS S1E5: قسمت جذاب از لحاظ بصری همچنین در شکاف ها پر می شود
منبع: FX

هرچند به زودی ، صحنه ای باز می شود که بسیار کمتر خوشایند است. جیمی در حال غرق شدن در وان خود توسط کنتون (زاخ گرنیه) ما در این مرحله به خوبی شکنجه می کنیم ، وقتی در حمام خون می بینید. به نظر می رسد جیمی حاضر نیست حتی به عقب برود ، با سرما و ترس لرزید. کنتون سپس سر خود را زیر آب نگه می دارد تا داستانی را درباره زمان حضورش در سیا و خبر شهادت او از واقعه میدان تیانمنمن برای او بازگو کند. او خودش را با هم مقایسه می کند ، به این ترتیب که چینی ها مایل بودند آنچه را که لازم است انجام دهد تا جلوی رفتار مخالفان را بگیرند. این یک لحظه سرد است

سپس به ساختمان Devs زوم می کنیم ، جایی که کیتی (آلیسون قرص) در اتاق استاتیک در حال تماشای حادثه ای است که ما فقط شاهد آن بودیم؛ سپس به عنوان کودکی که با پدرش تخته نرد بازی می کند ، به لیلی تغییر پیدا می کند. سپس ، لیلی با سرگئی صحبت می کند ، که در آن به نظر می رسد که او تازه با جیمی درگیری کرده است. جیمی در رایانه خود نشسته است. و سرانجام ، لیلی در حالی که چیزی تماشا می کند با سرگئی نشسته است ، و سرگئی به او می گوید که او را برای اولین بار دوست دارد. این یک مونتاژ شیرین از لحظات حساس است.

سپس ، در یک طرح دیگر ، می بینیم که کیتی خودش را در یک سالن سخنرانی نشسته است و به صحبت های استادش در مورد فوتون ها گوش می دهد. او صحبت می کند ، اختلاف نظر خود را با استاد نشان می دهد و متعاقباً از کلاس طوفان می کند. هیچ کس غیر از جنگل او را دنبال نمی کند. به نظر می رسد اولین جلسه آنها است ، و او به او شغل ارائه می دهد. سریعتر به آینده ادامه خواهیم داد و تیم Devs از استوارت ، لیندون ، کیتی و فارست در حال بررسی اشیاء مختلفی مانند مکعب قند و یک موش مرده هستند و تقریباًً همانند چاپگرهای سه بعدی آنها را اسکن می کنند. مراحل اولیه این برنامه است.

سپس با دخترش نگاهی اجمالی به خواندن جنگل می بینیم و به دنبال آن صحنه ای بسیار تند تر از تصادف دختر و همسرش اتفاق می افتد که در واقع شاهد دست اول آن بودیم. فارست سپس با کیتی در مورد هدف خود در مورد Devs بحث و گفتگو می کند ، اگر در مورد جبرگرایی اشتباه کند ، لعنتی می شود.

DEVS S1E5: قسمت جذاب از لحاظ بصری همچنین در شکاف ها پر می شود
منبع: FX

سرانجام ، به نظر می رسد در زمان حال هستیم. جیمی با پدرش تماس می گیرد و به او می گوید که همه را برای مدتی دور کنید و کنتون در مورد روابط کاری خود با کیتی و فارست بحث می کند و لیلی را تهدید می کند. به گذشته ، لیلی در بستر مرگ پدرش است. پیش بینی های نهایی مربوط به لیلی است: بازی به عنوان یک کودک تخته نرد ، در حال مرگ بر روی کف ساختمان Devs و سپس جایی که برای اولین بار او را دیدیم ، در این موسسه. جیمی از طریق یک پنجره وارد می شود و او را بیرون می کشد.

نکات برجسته و مشاهدات

هفته گذشته این را گفتم ، اما اکنون آن را تکرار خواهم کرد: وای ، چه قسمت! کاملاً در حال تغییر لحن از قسمت قبلی بسته بندی شده با اکشن ، این قسمت عمدتاً شکافها را پر می کند ، بیشتر به روابط شخصیت ها باز می شود و چیزهای زیادی درباره مفهوم انتخاب و چگونگی تکرار آن در طول زمان می گوید.

– حتی بیش از پیش بینی های خود ، انتقال بین آنها را به اثر توهمی اضافه کرده است ، و این حتی بدون ذکر پیش بینی های درون پیش بینی ها نیست. به عنوان مثال ، در حالی که شاهد چهره دلهره ای جنگل از دیدن دختر و همسرش در تصادف هستیم ، ما همچنین شاهد نسخه ای از وی هستیم که از وی در درب اتومبیل استقبال می کند و در آن حادثه هرگز رخ نداده است. این یک مفهوم حیله گر است که واقعاً خوب توسط تیم جلوه های تصویری در اینجا اجرا شده است.

– تعامل بین کنتون و جیمی در اوایل قسمت ، نکته برجسته ای است که به ما این امکان را می دهد تا بینش بیشتری در مورد شخصیت او بدست آوریم ، و دلیل انتخاب او را نشان می دهد.

خوشحالم که بازگشت بازگشت را دیدم کارل گلسمانشخصیت سرگئی این قسمت ، از جمله اولین جوانه زدن رابطه او با لیلی ، و بعداً لحظه ای دلپذیر برای گفتن لیلی است که او را دوست دارد. این به عمق لیلی که او را از دست داده اضافه می کند.

صحنه ای که تیم Devs در حال تجزیه و تحلیل اشیاء مختلف بوده است تقریباً دیوید لینچین در اجرای آن ، همانطور که گاهی اوقات شاهد اشیاء انفرادی هستیم که توسط چراغ های نئون احاطه شده اند ، یا در یک لحظه جزئیات دقیقه آنها را به یک سطح مولکولی می رسانند. الکس گارلند به وضوح تحت تأثیر بهترین ها قرار دارد ، اما او نیز خودش را می سازد.

بازیگری عالی نیک Offerman در صحنه تصادف هنگامی که شوک از بین رفت ، بیان او کاملاً وحشیانه است و سرانجام در آنچه اتفاق افتاده است حل می شود.

DEVS S1E5: قسمت جذاب از لحاظ بصری همچنین در شکاف ها پر می شود
منبع: FX

– بیشتر بار قطره های سوزنی عالی این بار ، از آهنگ بوک “Oh I Wept” که هر دو در شروع و نتیجه گیری اپیزود پخش می شد ، تا صدای فریادهای با صدای زیاد ، در بعضی از صحنه های Devs.

– نقل قول عالی ، توسط پدر لیلی گفت: “هیچ کس دو بار در همان رودخانه قدم نمی گذارد. زیرا همان رودخانه نیست. و او همان مرد نیست. ” به نظر می رسد این مسئله یک بار دیگر مفهوم چگونگی تغییرات جزئی را با گذشت زمان تغییر می دهد و باعث تغییر فاحش در شخصیت شما می شود.

سوالات

-چه منجر به مرگ لیلی می شود؟ اگر به نظر می رسد که در بعضی از زمان های زمانی ، مردم زندگی می کنند ، آیا ما (امیدوارم) قادر خواهیم بود به آن یکی نگاه کنیم؟

همچنین ببینید

جشنواره فیلم Tribeca 2019: SUBLIME ، QUIET ONE ، LIL 'BUCK: REAL Swan and RED ، WHITE و WASTED

– منظور از کیتی چیست که کنتون قدرت “قتل” لیلی را ندارد؟ آیا او دقیقاً می داند نقش او در این چند قسمت آخر چیست؟

-چرا لیلی برای جنگل و کیتی اینقدر مهم است؟

-آیا لیندون به دیووس برمی گردد؟

برنامه جیمی بعد از نجات لیلی از موسسه روانی چیست؟

آیا سرانجام آیا جنگل از معنای اصلی واقعی مفهوم زمانی که دیووس پیشنهاد می کند پرده برمی دارد؟

الکس گارلند تاکنون واقعاً مرا تحت تأثیر این نمایش قرار داده است و من نمی توانم صبر کنم تا ببینم چه اتفاقی می افتد. تنظیم در هفته آینده!

نظر شما در مورد آخرین قسمت از چیست دیوها؟


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!