The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon

آن زمان از سال است که تعقیب و گریز و وحشت صفحه های ما را پر می کند. سنت های تماشای هالووین اصلی ترین فصل و امسال است ، سیمپسونها Treehouse of Horror از این قاعده مستثنی نیست. در حالی که القا 33 سی و سوم از سیمپسونها Treehouse of Horror قرار بود در 18 اکتبر سال 2020 اکران شود ، به دلیل بیس بال به تأخیر افتاد و زمان زیادی برای غواصی در بین وحشت های قدیمی برای بینندگان باقی ماند. و با انتخاب 32 قسمت ، کدام قسمت را انتخاب می کنید؟

راستش ، اگر فرصتی برای تماشای همه آنها دارید ، من آن را اکیداً توصیه می کنم. اما اگر می خواهید بهترین ها را در این گروه هدف قرار دهید ، این 13 قسمت از مواردی است که قطعاً باید به آنها ضربه بزنید! هر قسمت در مقیاس 1-10 در دسته هایی از جمله چقدر خنده دار ، تقلید مسخره انگیز ، غریبه بیگانه ، صحنه آغازین ، چقدر وحشتناک و خلاقیت کلی آن رتبه بندی شده است. اگر به دنبال یک ماراتن جدید برای شروع هستید یا می خواهید از بهترین Halloween Simpsons نمونه برداری کنید ، این لیست برای شما مناسب است.

The Simpsons Treehouse of Horror IV (پخش شده در 28 اکتبر 1993)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

لك كردن از لیست چهارمین Treehouse of Horror است (اگرچه در این زمان ، هنوز هم با عنوان The Simpson Halloween Special شناخته می شود). همانند قسمت های قبلی Treehouse ، این قسمت نه برای مقدمه کلاسیک سیمپسونها ، بلکه بیشتر برای گورستان Springfield ، حکاکی های روی سنگ قبرها با طنز جای خود را به احساس قسمت می دهد – “الویس آن را قبول می کند” ، “یک بودجه متعادل” ، “طنز سیاسی ظریف” و “خشونت تلویزیونی” (مملو از سوراخ های گلوله و خون که می چکد) – قبل از اینکه در یک صحنه کاناپه پر از زامبی ها به پایان برسید. این یک دهانه محکم و محکم است که به تداوم محبوب صندلی های کاناپه ادامه می دهد و در عین حال روح تعطیلات را نیز حفظ می کند.

همانطور که صحنه افتتاحیه نتیجه گرفت ، سیمپسونها از طریق معرفی آثار هنری به تصویر کشیده ، بینندگان خود را به بخشهای سه بخشی خود راه می اندازد ، هر داستان تقلید طنز ، طنز و خلاقیت خاص خود را ارائه می دهد. اولاً ، وسواس هومر سیمپسون در مورد شیرینی جات مورد علاقه او باعث می شود با شیطان قرارداد ببندد – شیطان ند فلاندر کمتر از این نیست. با التماس به جهان که روح خود را برای یک پیراشکی (که خالی شده است زیرا کارل و لنی آنها را به سمت پدربزرگ سیمپسون انداخته اند) هدیه می دهد ، نبرد هوشمندان (و مالکیت) بین شیطان فلاندرز ، هومر و مارج آغاز می شود.

دو قسمت بعدی موفقیت های خود را در تقلیدهایی که زنده می کنند می یابند. منطقه گرگ و میش و دراکولا اول بارت سیمپسون برای جلوگیری از فاجعه اتوبوس مدرسه و در دومی ، لیزا سیمپسون تلاش می کند تا شهر را از آفت خون آشام ها نجات دهد از طریق ساکنان اسپرینگفیلد زنده می شوند. برای کسانی که مطالب اصلی را تشخیص می دهند جذاب است ، اما در عین حال منحصر به فرد است سیمپسونها جهان برای لذت بردن از همه.

شوخ طبعی و خلاقیت زیادی در هر سه بخش وجود دارد ، عناصر زیادی (غذای پیراشکی در جهنم) در قسمت های بعدی ظاهر می شوند – این ادای احترام در آینده فقط موفقیت این قسمت را بیشتر تقویت می کند. با پایان یافتن قسمت ، یک چرخش شدید به سمت تعطیلات انجام می شود ، شخصیت هایی که از شخصیت هالووین خود می شکنند و به کریسمس می روند ، نشانه ای از فشار مصرف گرایی کریسمس است که بلافاصله با شروع ساعت به نیمه شب هالووین شروع به کار می کند.

The Simpsons Treehouse of Horror V (پخش شده در 30 اکتبر 1994)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

سیمپسونها Treehouse of Horror برای یک سال دیگر بازگشت (که هنوز هم به آن هالووین ویژه سیمپسونها گفته می شود) ، افتتاحیه آن بار دیگر مارج سیمپسون به والدین هشدار داد تا فرزندان خود را در رختخواب بگذارند زیرا این قسمت ممکن است بسیار ترسناک باشد – “بسیار ترسناک ، که کنگره حتی اجازه دهید آن را نشان دهیم “. یک Family Guy در مقدمه احساس مهمی می کند و نفوذ این کلاسیک انیمیشن را در مجموعه های بعدی ایجاد می کند.

از اینجا ، اپیزود به سرعت به صحنه کاناپه خود منتقل می شود ، در حالی که سنگ قبر آغازین با خواندن “سنگ قبرهای سرگرم کننده” نشان دهنده پایان استفاده از آنها در قسمت های بعدی است ، تصویری که در حال حاضر برای اپیزود سیمپسونها کاملاً تکان دهنده است. مو از یک درخت (طبیعت وحشتناک اوج گرفتن سریال) ، سوزاندن خواهران مارج ، پتی و زلما ، سر بریدن از پرنسیل اسکینر (در میان دیگران) و صحنه نیمکت سیمپسونهای فرانکشتاین آویزان بود.

سه بخش بعدی هر دو طنز و سرگرم کننده هستند ، هجو ای از آن درخشان آقای برنز با تأمین کردن هر دو خطا و نقص شخصیت ، سعی در اطمینان از کار جدی (قطع تلویزیون و حذف آبجو) باعث هومر را قاتل و دیوانه کرده است. این مجموعه در بخش دوم خود ، فیلم هایی مانند آینده را تقلید می کند اشتون کوچر فیلم اثر پروانه، تعمیر هومر از یک اجاق توستر که او را به زمان دایناسورها بازمی گرداند ، هر حرکتی که انجام می دهد دنیایی را که به آن بازمی گردد تغییر می دهد. سرانجام ، آدم خواری یک القای دلپذیر پیدا می کند زیرا رئیس جمهور اسکینر و دولت او طعم غیر قابل مقاومت کودکان را کشف می کنند.

Treehouse of Horror V از صحنه آغازین تا آخرین لحظاتش به درون وحشتناک فرو می رود و آن را با خلاقیت هجوآمیز تلفیق می کند و با شوخ طبعی بازی های شخصیت های محبوب خود را حفظ می کند.

The Simpsons Treehouse of Horror VI (پخش شده در 29 اکتبر 1995)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

سیمپسونها Treehouse of Horror در حال اجرا است ، ششمین قسمت آن بدون سنگ قبرها و هشدارها ، ورود یک سوارکار بی سر “Krusty” که صحنه کاناپه فوری را آغاز می کند ، سیمپسونها در اتاق نشیمن خود از حلقه ها آویزان شده اند. این یک افتتاح ناگهانی است و گرچه قوی ترین محصول مخصوص جشن های هالووین نیست ، اما برای پایین آوردن قسمت بسیار کم است.

برای قسمت ششم ، این اپیزود در درجه اول مربوط به سه بخشی است که گفته می شود خارش آن واضح است و دلیل آن روشن است. هومر که به خاطر تبلیغات دروغین پیرامون یک پیراشکی عظیم الجثه افتاده بود ، پیراشکی Lard Lad را می دزد و باعث می شود تمام مجسمه های سراسر Springfield زنده شوند و شهر را خراب کنند. لیزا باقی مانده است تا روز را نجات دهد ، اما این شوخ طبعی و تعاملات ظریف بین شخصیت ها است که این موضوع را برجسته می کند.

این اپیزود برای دومین داستان تقلیدی خود آغاز می شود ، کابوسی در خیابان نارون دریافت کردن سیمپسونها رفتار. دانش آموزان ابتدایی Springfield در معرض عذاب و شکنجه ویلی قرار می گیرند ، مرگ مارتین در خواب باعث می شود کودکان سیمپسون راهی برای بیدار ماندن پیدا کنند. جایی که شجاعت بارت را پیدا می کند ، که متقاعد شده است می تواند ویلی را از دنیای رویا به واقعیت برساند ، نجات غیر منتظره از بعیدترین مکان ها می آید.

بخش آخر ، با الهام از منطقه گرگ و میش قسمت “دختر کوچک گمشده” ، هومر (و کودکان و حیوانات سیمپسون) را پیدا می کند که ناامیدانه در جستجوی مکانی برای پنهان کردن از زلما و پتی هستند. هومر با اطمینان از اینکه می تواند در پشت یک قفسه کتاب پنهان شود ، درگاهی را کشف می کند و او را به دنیای سه بعدی منتقل می کند ، بازیهای مسخره و عصبانیت باعث ایجاد یک کرم چاله می شود. همانطور که زندگی او در تعادل آویزان است ، سیمپسونها ، Reverend Lovejoy و دیگران تلاش می کنند تا او را نجات دهند.

تعادل هوشمندانه ای بین هر یک از بخش ها برقرار است ، اولی در روایت خود قوی است ، دوم با سختی تقلید می کند و سوم نه تنها از انیمیشن بلکه از جهان موازی فراتر می رود – همه اینها در حالی است که پایان خود را با کیک های اروتیک پیدا می کنند. گرچه به اندازه بعضی از قسمتهای قبل (و افتتاحیه آن) وحشتناک نیست ، سیمپسونها یک Treehouse of Horror جامد ارائه دهید.

The Simpsons Treehouse of Horror IX (پخش شده در 29 اکتبر 1998)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

وقتی به قسمت نهم The Treehouse of Horror رسیدیم ، من می دانستم که این قسمت باید در لیست ماراتن حماسی قرار بگیرد – این همان اپیزودی است که من از زمان پخش آن در سال 1998 بیشترین بازپخش را دیده ام. این یک احساس افتتاحیه تقریباً منظم دارد ، با اینکه هالووین پیچیده است ، بارت سیمپسون روی تخته سیاه با خون نقاشی می کشد در حالی که اندکی پس از آنکه بارت ، لیزا و هومر را با ماشین خانواده بیرون می کشند – مدتی که فردی و جیسون با حوصله روی کاناپه منتظر می مانند. گرچه جذاب ترین افتتاحیه سریال نیست ، اما بخشهایی که دنبال می کنند بیشترین خاطره را دارند.

اولین بخش با نظافت موهایش در فروشگاه راحتی Apu باز می شود ، افسر Wiggum برای دستگیری مار برای اعتصاب سوم خود وارد می شود ، شاهدان فروشگاه تضمین می کنند که مار صندلی را می گیرد. با از بین رفتن مار ، اعضای بدن او می توانند اهدا شوند ، و هومر موهای سرحال خود را به ارث می برد. اگرچه ، با ریشه دادن فولیکول ها ، روح شرور Snake جسمی جدید پیدا می کند و تهدیدهای او برای انتقام از Apu ، Moe و Bart Simpson می تواند سرانجام انجام شود. تغییر هوشمندانه ، به یاد ماندنی و شوخ طبعی بین هومر بی گناه و زنده ماندن مار با ترکیبی خیانت آمیز است.

Pleasantville تقلید خود را در بخش بعدی این قسمت پیدا می کند ، زیرا بارت و لیزا از راه دور با پلوتونیوم بازی می کنند تا بتوانند Itchy and Scratchy Halloween Special را تماشا کنند که مادرشان خیلی تلاش کرده بود آنها را از این کار دور کند. اما به محض شروع استفاده از آن ، به تلویزیون ، خارش و خراشیده شدن پیوند می خورند تا “به آنها درس بخوان”. آنچه این بخش را بسیار خلاق می کند ، تنها کاردستی نیست که در آن تقلید از روی هر دو انجام می شود Pleasantville و مجموعه تلویزیونی انیمیشنی که قبلاً آمده اند اما طنز را در هر لایه تزریق می کنند.

بخش آخر ، Kodos و Kang را فراتر از هجوم آورده و به آنها تمرکز کامل می دهد. مگی شروع به دندان درآوردن ، خش خش و رشد شاخک های خود کرده است – می دانید چیزهای طبیعی کودک است. با این حال هنگامی که پستانک او سیگنال بیگانگان را برای بازیابی او به زمین می فرستد ، ورود بیگانه پدر بودن کودک محبوب ترین تلویزیون را زیر سال می برد – و حضور در جری اسپرینگر شو. گرچه این کار با هجو سیاسی خاتمه می یابد و از شدت وحشتناکی به مراتب کمتری برخوردار است ، اما این تمرکز سنگین تری را به مگی و هر دو بیگانه و تماشاگران می دهد تا کمی بیشتر از گذشته جهان سازی و شخصیت سازی را تجربه کنند.

The Simpsons Treehouse of Horror XVI (6 نوامبر 2005)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

شانزدهمین Treehouse از ترس Simpsons با یک بازی بیس بال آغاز می شود ، یک بازی که سرعت Kodos و Kang را خشمگین می کند ، سرعت بازی را “تسریع” می کند. “حرکت آرام Spacelax” هومر فریاد می کشد زیرا نیاز بی وقفه آنها برای سرعت بخشیدن به بازی باعث از بین رفتن ساختار وجودی می شود – اما نگران نباشید ، آنها یادداشت می کنند. تازه کردن عناوین کدوس و کانگ برای ما تازه کننده است ، اما ظاهر سالانه آنها نه تنها با استقبال استقبال می شود.

خوشبختانه ، بافت موجود فقط به طور موقت تغییر می کند ، زیرا ما وارد بخش های امسال می شویم ، استیون اسپیلبرگرا A.I. هوش مصنوعی. وقتی بارت سیمپسون قصد دارد از پنجره به داخل استخر بپرد ، فاصله را بد قضاوت می کند ، جراحات او را در کما قرار می دهد (حتی حتی صدای دوچرخه جدید نمی تواند او را از آن بیرون بکشد). خانواده سیمپسون با ناراحتی ، از یک کودک مصنوعی در خانه خود استقبال می کنند ، وافل های خانگی و ماساژ شانه های او باعث از بین رفتن بارت می شود. با این حال ، هنگامی که بارت از خواب بیدار می شود ، زمینه را برای نبرد نهایی برای موقعیت به عنوان مورد علاقه دوران کودکی فراهم می کند.

هجوها به همین صورت ادامه می یابند سیمپسونها قبول کردن خطرناک ترین بازی توسط ریچارد کانل – گرچه بسیاری امروز خود را به یاد می آورند شکار که اوایل سال جاری منتشر شد. هومر را به یک اجتماع مشکوک در عمارت آقای برنز دعوت می کنند ، سخاوت سخاوتمندانه پیشنهاد او درست است. و از آنجا که این یک قسمت Treehouse است ، همینطور است. هومر و بقیه حاضران در شکار نهایی بقا بازی می کنند.

در نهایت، سیمپسونها تزریق تقلیدها را ایجاد می کند ، و الهام بخشیدن در بیش از یک مکان است – Halloweentown II: Kalabar’s Revenge، Buffy the Vampire Slayer“هالووین” و منطقه گرگ و میش“The Masks”. عصبانیت یک جادوگر در زندگی واقعی با جایزه “بهترین لباس” ، جادوگر طلسمی را ایجاد می کند که همه را دقیقاً به همان چیزی تبدیل می کند که می پوشند. در حالی که هرج و مرج در سطح شهر جریان دارد ، یک بار دیگر به نظر می رسد مگی تنها کسی است که می تواند همه آنها را نجات دهد. هر سه این تقلیدها با شوخ طبعی و خلاقیت اجرا می شوند و بار دیگر دنیای جهان را در هم می آمیزند سیمپسونها و بازدیدهای فرهنگی که در بین مخاطبان مختلف موفقیت کسب کرده است.

The Simpsons Treehouse of Horror XVII (5 نوامبر 2006)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

اگر تاکنون فکر کرده اید که آقای برنز شما را به یاد حافظه دخمه از یادآوری می کند داستان از سرداب، سیمپسونها موافق. در قسمت هفدهم از Treehouse of Horror ، آقای برنز “استاد Scarimonies” ما است که ما را به یک سنت وحشتناک فریب می دهد ، شروع با یک قتل وحشتناک Moe در یک اتاق شکنجه قرون وسطایی – خون به زمین ریخت تا اعلام کند از بخشها

لکه کانون بخش اول است ، هومر سیمپسون با خوردن “مارشمالوی فضایی” ، بلعیدن موجودات فرازمینی او را به یک لکه غول تبدیل می کند. آنچه شروع می شود به معنای واقعی کلمه خوردن سیمپسونها در خانه و خانه ، به یک مصرف وحشتناک از شهروندان Springfield تبدیل می شود. سیمپسونها بازسازی Sir Mix-A-Lot’s “Baby Got Back” (“کودک از چربی خوشش می آید”) ، 50 فوت لنی و دکتر فیل یک ارتفاع هوشمندانه و طنز آمیز برای یک بخش کاملاً ساختار یافته است.

سیمپسونها برای بخش دوم خود دارای ستارگان بزرگ مهمان است ، ریچارد لوئیس و فران درشر با صدای گلم های زن و مرد. هنگامی که بارت برای شکایت از خرقه اسیدپاشی به کروستی به پشت صحنه می رود ، از یافتن گولمی که هر وظیفه ای را که روی کاغذ نوشته شده و در دهان او قرار می گیرد ، انجام می دهد ، مبهوت می شود. در حالی که او همچنان به آنچه که نوشته شده است عمل می کند ، لیزا به گولم دستور می دهد که صحبت کند ، و به او فرصت می دهد برای اولین بار ابراز وجود کند ، هم به سیمپسونها و هم به مخاطبان لحظه ای برای دیدار با گولم واقعی می دهد.

اورسون ولز تمرکز در بخش آخر است ، پخش رادیویی او از جنگ جهانیان از طریق هیستری اسپرینگفیلد زنده شد. همانطور که شهروندان اسپرینگفیلد دچار ترس می شوند ، سیدشو مل پیشنهاد می کند که آنها می توانند با برهنه شدن و مانند حیوانات در گل و لای ، از بیگانگان بزرگتر شوند متأسفانه ، تمام تلاش ها فقط Kang و Kodos را متقاعد می کند اکنون زمان مناسب برای حمله و تسخیر زمین است. با استفاده از این بخش نهایی ، بینندگان نه تنها با بیگانگان مورد علاقه خود مدت طولانی تری دارند بلکه به پایان قسمت منسجم و منسجم نیز می پردازند.

The Simpsons Treehouse of Horror XX (پخش شده در 18 اکتبر 2009)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

مانند Treehouse of Horror nine ، این قسمت بعدی اپیزودی است که دائماً پخش می شود و مدتها قبل از شروع این ویژگی درباره موفقیت خود صحبت می کند – و این قسمت بیستم نیز هست. این اپیزود ناک اوت از لحظات آغازین آن است ، موجودات جهانی دهه 30 زندگی می کنند و در خیابان های Springfield قدم می زنند. آنها که “لباس” خود را متناسب با زمانه نمی دانند ، لباس های جدید (مرد آهنی ، باب اسفنجی ، جیک سپپرو و ​​هری پاتر) را می پوشند و به مهمانی هالووین هومر راه می یابند – یعنی تا رسیدن خانم ها.

آلفرد هیچکاک برمی گردد به سیمپسونها امسال ، تقلید مسخره انگیز از شماره گیری M برای قتل آوردن صلیب نهایی بین بارت و لیزا. همانطور که انتظار می رفت ، فرد به قول خود عمل نمی کند. در حالی که این بخش به طور کلی قابل پیش بینی است ، اما پایان کار شوک ایجاد می کند و خود را به آگاهی و نیاز به رفاقت زن وام می دهد. در یک 28 هشت روز بعداً پیچ و تاب می خورد ، یک Krusty Burger جدید همه شهروندان Springfield را به زامبی تبدیل می کند. در حالی که سیمپسونها در امنیت خانه خود پناهنده می شوند ، معده خالی بارت دو برابر امید و فنا می دهد.

تیم برتونرا سوئینی تاد: آرایشگر دیمون خیابان فلت نه تنها کانون قسمت آخر است بلکه گوهر قسمت است. در یک صحنه موسیقی ، مو از کمبود عشق و یک دوست دختر ابراز تاسف می کند. اگرچه به نظر می رسد که وقتی بر اثر یک حادثه ناگوار ، هومر به زیرزمین می افتد و روی لوله های شیر آب آب گیر می کند ، شانس او ​​تغییر می کند. هنگامی که خون هومر به درون آبجو می چکد ، مو متوجه می شود که معجون سازی جدید به نفع او کار می کند و مارج را با هر جرعه جلب می کند. این قسمت یک ناک اوت است زیرا تنظیمات فراتر از مرحله ارائه بخش است ، از جمله داربست ، نورپردازی و تغییرات صحنه در سمت. این قسمت نمونه ای از اوج تقلید و روایت است که سریال به طور مداوم قادر به بازسازی آن است.

The Simpsons Treehouse of Horror XXI (7 نوامبر 2010)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

قسط بیست و یکم از سیمپسونها Treehouse of Horror با کدو تنبل های حکاکی بارت و هومر و بازگشت “هشدار” قبل از قسمت وحشتناک امشب افتتاح می شود. همانطور که پروفسور فرانک به مخاطبان هشدار می دهد ، او از مدرن ترین فناوری از راه دور TiVo استفاده می کند تا توانایی حرکت سریع به جلو را از طریق قسمتهایی که والدین می توانند برای فرزندانشان ترسناک باشد به نمایش بگذارد – یک سرعت سریع جلو. با تماشای 10 سال از زمان پخش این قسمت ، نوستالژی آنها اتفاق می افتد که با تعیین زمان چارچوبی برای اپیزود ایجاد می شود.

در این قسمت ، سیمپسونها هجوهای خود را در فیلم های جومانجی، گرگ و میش، و آرام آرام. اول ، نگرانی مارژ در مورد بازی های ویدیویی خشن که بارت و میلهاوس درگیر آن هستند ، او را ترغیب می کند فرزندانش را ترغیب کند تا به بازی های رومیزی که در اتاق زیر شیروانی گرد و غبار جمع می کردند برگردند. Stalkling on Satan’s Path ، Milhouse و Bart تمام بازیهای رومیزی را زنده می کنند ، وحشت آنها در Springfield باعث ایجاد هر دو شوک ، مرگ وحشتناک و شادمانی می شود.

در بخش دوم این اپیزود ، هومر و مارژ از یک سفر آرام در دریا لذت می برند ، مردی که در یک قایق نجات کوچک بود ، تمام سفر خود را به هم ریخت. در حالی که این قسمت به طنز با حسادت هومر در رابطه با مارژ بازی می کند ، وقتی راجر داستان خود را درباره آلباتروز و مسمومیت با خدمه آن را پخش می کند ، وحشت شروع می شود – داستانی که ترس را به قلب هومر می اندازد زیرا یکی از پای های راجر باعث مرگ یک نفر می شود کوسه

سیمپسونها کسانی نیستند که بتوانند از نظر جمعیتی چشم پوشی کنند و در این سال ، وسواس بزرگسالان جوان با یک انسان و یک خون آشام بسیار مورد توجه قرار گرفت. کسانی که این قسمت را دیده اند ، هر یک از جنبه های ظریف را خنده دار می دانند ، و برای کسانی که این کار را نکرده اند ، هنوز چیزهای زیادی برای لذت بردن وجود دارد زیرا سازندگان با ذوق هر دو دیدگاه را در روایت خود قرار می دهند. وقتی لیزا به ادموند می افتد ، آرزوی زندگی ابدی با او را دارد. با این حال ، همانطور که لحظه تحول او فرا می رسد ، او می فهمد که ممکن است تمام آنچه که برایش پوشیده شده است نیست.

The Simpsons Treehouse of Horror XXIV (6 اکتبر 2013)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

سیمپسونها Treehouse of Horror بیست و چهار در صحنه های ابتدایی خود بازی می کند ، جایی که هیچ مورد دلخواه ترسناک امن نیست. درخشان، هزارتوی تابه ها، آلیس در سرزمین عجایب، تیغه ، و Z جنگ جهانی (فقط به نام چند مورد) همه با سکانس افتتاحیه / نیمکت سنتی سیمپسونها تزریق می شوند. وقتی می خواهید هر یک از منابع را بطور دقیق قرار دهید و از آنها استفاده کنید ، هیجان ایجاد می کند.

با پایان یافتن هیجان گردباد ، دکتر سئوسگربه در کلاه به هدف بخش اول تبدیل می شود. وقتی بچه چربی در گربه می آید تا بچه ها را شفا دهد و هالووین آنها را نجات دهد ، بچه های سیمپسون در خانه با اوریون هستند. با این حال ، جایی که چربی در گربه نوید یک شب سرگرمی و آب نبات را می دهد ، کودکان خشونت و مرگ را می شناسند که علائم تجاری واقعی او هستند.

ماهیت وحشتناک اپیزود به اینجا ختم نمی شود ، زیرا بخش دوم متوجه می شود که بارت سیمپسون سر خود را با فن جعبه از بدن جدا می کند و با جراحی به لیزا متصل می شود. در حالی که به نظر نمی رسد قسمت دوم زیاد مسخره باشد ، یک تصویر سرگرم کننده و خشن از رقابت خواهر و برادر و تقریباً جکیل و هاید جنبه بارت و لیزا در حالی که بارت متوجه شد هنگام کنترل لیزا خواب بدن آنها را کنترل می کند.

سرانجام ، این قسمت بینندگان را به سیرک ، هومر نیرومند ، هنرمند Marge the Trapeze و Moe عجیب و غریب – که همه برای جلب توجه مارج و داشتن یک انگشتر زمرد رقابت می کنند ، می آورد. آنچه وحشتناک است ، عدم برائت و خلوص هومر است. معمولاً حواس او را دونات ، آبجو و تلویزیون (و همینطور شیطان های با برنامه ریزی ضعیف) پرت می کند ، این کارتون کلاسیک همیشه ذاتی فروتنانه دارد. او خانواده اش را دوست دارد و زندگی اش را دوست دارد. با این حال در اینجا ، او مردی حریص و غرور مغرور است که تنها دغدغه زندگی بهترش را دارد و در این راه مارج را فدا می کند. این برداشت جالبی از شخصیت محبوب بود و کاملاً منطبق بر طبیعت عقب مانده قسمت های ترسناک Treehouse است.

The Simpsons Treehouse of Horror XXV (تاریخ پخش 19 اکتبر 2014)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

برای بیست و پنجمین القا از سیمپسونها Treehouse of Horror ، صحنه کاناپه افتتاحیه به سبک جوایز اهدا می شود ، زیرا گوینده “مهمان” را برجسته می کند – جنیفر لارنس، وارن بتی، کلینت ایستوود – همه در حالی که کلیپ های قسمت های قبلی توسط. همه اینها با نشان دادن قسمت های بدن “مهمانان” در قسمت پرده ، به سبک پرده ای به اوج خود رسید ، کودوس و کانگ با خنده از ایجاد آنها خندیدند. افتتاحیه خیلی طولانی نمی شود ، زیرا یکی از کوتاهترین سریال هاست ، و دقیقاً در عمل فرو می رود. اول ، سیمپسونها به جهنم برگردید – خوب ، حداقل بارت و لیزا. بارت و لیزا پس از یافتن رونزهای روی میز هنگام بازداشت ، با یك آی پد اسكن كردند ، نفرین را فعال كردند و بچه ها را به جهنم كشاندند. اما این برای رنج ابدی نیست ، بلکه بیشتر برای یادگیری است. همانطور که بارت و لیزا کشف کردند ، این جایی است که شیاطین شکنجه و درد را می آموزند – و جایی که لیزا محبوب است (بله ، جهنم یخ می زند). این یک قسمت هوشمندانه است که به راههای شیطانی بارت متمایل می شود و به او موفقیت می بخشد و به مخاطب تخم مرغ های عید پاک سیمپسونها را برای چشم مشتاق می بخشد.

ساعت نارنجی، چندین بار در طول Treehouse Horrors مورد مراجعه و لباس قرار گرفت ، سرانجام بخش تفریحی خاص خود را بدست آورد ، با بازی Moe در نقش الکس. این یک تقلید مسخره انگیز عالی است از این جهت که کلاه خود را به اصلی هدیه می دهد ، در حالی که آن را تازه ، مدرن و خانواده پسند نیز نگه می دارد. سرانجام، دیگران و هر قسمت از جن و وحشت در قسمت آخر از قسمت بیست و پنجم حل می شود. آنچه باعث برجسته شدن این بخش در میان سایر افراد می شود ، ارواحی است که سیمپسونها تحت تعقیب آنها قرار می گیرند … سیمپسونها (1989) هستند. غالباً ، به ویژه در گه های نیمکت ، نقاشی های اصلی برای سیمپسونها به سریال راه پیدا کنند. در اینجا ، نه تنها برای بهترین Marge بلکه برای زندگی نیز رقابت وجود دارد. این یک روش خلاقانه و طنزآمیز است که سریال می تواند تغییراتی را که طی 26 سال گذشته ایجاد کرده است ، تصدیق کند و گذشته و حال را در برابر یکدیگر قرار دهد.

The Simpsons Treehouse of Horror XXVII (22 اکتبر 2017)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

در یک مهمانی سوسیس تنظیم انیمیشن ، سیمپسونها و پدربزرگ با اضطراب وقت خود را در یک کاسه بیرون از خانه ساکت می کنند. هالووین است و آنها آب نبات برای ترفند یا درمانگرها هستند. در حالی که آنها زنده می مانند ، در یک قفسه قرار می گیرند تا سال آینده فراموش شوند ، یک اسم حیوان دست اموز شکلات پریشان که از سرنوشت آنها ناراحت کننده است – هومر از اینکه در یک آدم خواری کوچک کوکو شرکت کند ترس ندارد. این کمی هولناک است که هومر و خانواده اش خرگوش شکلاتی را سرگرم می کنند ، اما در عین حال سرگرم کننده است.

اولین پازوزوی مگی – اکنون این عبارتی است که هرگز فکر نمی کردم بشنوم. به عهده گرفتن جن گیر، هومر و مگی تحت تسخیر پازوزو قرار می گیرند. هومر یکی از خوش هیجان ترین اما مهیج ترین آهنگ های شیطانی را که تا به حال نوشته شده است ، می خواند در حالی که خون از بینی جن ها بر روی دیوارهای مگی می ریزد ، سر عروسک ها می چرخد ​​و کتاب ها به خود سوخت. اما مگی شدیداً به یک جن گیری احتیاج پیدا می کند ، دیو باعث می شود او در خانه شناور شود و به اطرافیانش آسیب برساند (یا قتل کند). این یک تقلید تقلید هوشمندانه از کلاسیک بی انتها است ، با یک روایت قوی و جوک هایی کاملاً اجرا شده در کل.

بازگشت به تیم برتون، سیمپسونها کورالین را از طریق چشم لیزا سیمپسون زنده می کند. این انیمیشن درخشان و خواب آور است و از نمای کلاسیک مجموعه تلویزیونی به دنیای جهان منتقل می شود تیم برتونها کورالین. این اپیزود نه تنها اعدام درخشان پیدا می کند ، بلکه از همان ابتدا خط داستانی پازوزو را از طریق موجودیت فیلم حمل می کند ، مگی هنوز از “پرونده پازوزو” رنج می برد. به شخصه ، از بین 82 بخش Treehouse of Horror و 32 قسمت ، این مورد محبوب من است که این مجموعه تاکنون انجام داده است.

این اپیزود با انتقال به بخش آخر ، سرعت خود را از دست نمی دهد ، هومر مایل است تنها باشد زیرا بقیه اعضای خانواده سیمپسونها برای چند روز دور خواهند بود. هومر با هیجان خود و در آهنگ هوشمندانه “دوباره فقط در خانه تنها” گم شده است ، همه چیز را در خانه می خورد (خوب ، نه سبزیجات ، بنابراین بله … همه چیز در خانه). با پیدا کردن یک هات داگ تنها در فریزر ، یک حادثه باربیکیو متوجه می شود که هومر انگشت خود را می خورد – که باورنکردنی خوشمزه و غیر قابل مقاومت است. طی چند روز آینده ، هومر ذره ذره شروع به خوردن غذا می کند – تا جایی که دیگر چیزی باقی نماند. این یک ایده کاملاً هوشمندانه است ، ایده ای که به خود منتقل می کند تا هومر خودش را تکه تکه کند و تمام ابزارهای “ادویه” کردن پخت و پز خود را پیدا کند.

The Simpsons Treehouse of Horror XXXI (18 اکتبر 2020)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

قسمت 666 سیمپسونها به شکل واقعی – به عنوان یک خانه درخت وحشت – ارائه می شود. قسمت سی و یکم سریال The Treehouse of Horror که مستقیماً وارد عمل می شود ، متوجه می شود که هومر از رفتن به خانه فرزند تازه متولد شده خود امتناع می کند زیرا پسر دیگری نمی خواهد (همانطور که بارت دیده می شود بارت را بر روی دیوار با خون می نویسد) ، به جای اینکه به خانه ببرد. دختری رها شده که او مگی نامگذاری می کند. اگرچه مگی یک کودک عادی نیست زیرا او تخم شیطان است. سکانس آغازین وقایعی را که در رخ می دهد برجسته می کند فال، و قسمت شیطانی عصر با سرعت بالا شروع می شود.

با روی کار آمدن Treehouse of ترس ، تقلیدها کمی روی بینی قرار می گیرند چیزهای غریبه، میلهاوس به نمایندگی از ویل ، و به عمق Over-Under توجه کرد. لیزا سیمپسون در تلاش برای نجات میلهوس وارد مخزن محرومیت می شود و متوجه می شود که نه تنها بازار مسکن در بالاترین سطح تاریخی قرار دارد و آمازون هنوز هم این کار را انجام می دهد بلکه حتی یک Ned Flanders نیز در Over-Under وجود دارد. از اینجا ، قسمت وارد قسمت بعدی خود می شود ، هومر در حال خفه شدن از یک هات داگ و ورود به بهشت ​​است – که در این مرحله ، خدا آن را به گوگل فروخته است. با این حال ، با یک اشتباه رخ داده و جسد هومر از دست رفته ، هومر باید جسد جدیدی پیدا کند تا به خانواده اش برگردد. با این حال ، به دست آوردن یک تصویر جدید به آسانی به نظر نمی رسد و هومر یک سری مبادله بدن را برای یافتن یک تصویر عالی آغاز می کند. این بخش خود را به برخی از لحظات طنز آمیز می بخشد زیرا هر شخصیت جدید تعداد زیادی از تعاملات جدید را ایجاد می کند.

سرانجام، شکل آب Zelma را به خط مقدم می آورد. او که توسط DMV اخراج شده است ، به عنوان یک نظافتچی در یک آزمایشگاه تحقیقاتی شروع به کار می کند – نیاز او به سیگار کشیدن باعث می شود او به یکی از بیگانگان گروگان گرفته برود. بسیار شبیه چیزهای غریبه تقلید در اوایل قسمت ، کمی روی بینی است ، اما با خلاقیت و شوخ طبعی همراه است. با Kodos و Kang به عنوان بیگانگان – و یک Thanos برای راه اندازی سریع – این قسمت تعادل بین دنیای سیمپسونها و هالووین را پیدا می کند.

The Simpsons Thanksgiving of Horror (24 نوامبر 2019)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

سال گذشته ، سیمپسونها، مارج در سکانس آغازین اذعان کرد ، پذیرفت که جهان اخیراً “با شبح و تار همه چیز” تاریک تر شده است. حتی با پایان هالووین ، بسیاری از داستان های وحشتناک برای گفتن وجود داشتند که نمی توانستند تا سال بعد مهار شوند. همانطور که مارژ استقبال می کند و هشدار می دهد ، هومر با بیان اینکه نمی داند چه زمانی برای صرف شام ترسناک است ، ترسناک است ، کودوس و کانگ در لباس زائران ظاهر می شوند ، که مورد تایید مارژ قرار گرفت. “ما سیاره شما را تصرف می کنیم. آیا این استعمارگران ظالمانه لباس نمی پوشند؟ “.

اولین بخش خلاقانه درخشان است و با ذهنیت ایجاد کننده هر قسمت صحبت می کند. بوقلمون ها در بیابان پرسه می زنند ، تخم مرغ به دنیا می آورند و به عنوان یک جامعه زندگی می کنند. همه آنها در Gobble صحبت می کنند ، Gobble در یک زندگی مسالمت آمیز زندگی می کند – تا زمانی که اسلحه سر یکی از بوقلمون ها را شلیک می کند. زائران آمده اند تا هر تعداد بوقلمون را که بتوانند بگیرند ببرند. وقتی خانواده ها از فرزندانشان جدا می شوند ، سر آنها برای شام یکی یکی خرد می شود ، به نظر می رسد همه امیدها از بین رفته است. در حالی که بوقلمونها بی سر می چرخند و خون در همه جا جاری می شود ، میلهاوس ادعا می کند که بوقلمونها جادو شده و سعی در تمیز کردن کلنی و آتش زدن ساختمانها دارند. هنگامی که بوقلمون ها فرار می کنند ، این درک وجود دارد که گرچه آنها دور شده اند ، اما دیگر هیچ چیز مثل گذشته نخواهد بود.

ترک خوردن شیشه و ضربات دیجیتال بینندگان را به بخش بعدی می کشاند ، آینه سیاه“کریسمس سفید” از طریق برج AI که شامل یک نسخه از Marge است ، زنده می شود. هومر که می خواست در تهیه غذای سالانه شکرگذاری به مارج کمک کند ، هومر با هوش مصنوعی به او هدیه می دهد ، در ابتدا از کمک او استقبال کرد اگرچه هوش مصنوعی Marge تمام پخت و پزها را برای فرزندان خود به کمال انجام می دهد ، اما Marge شروع به حسادت می کند و می خواهد برنامه حذف شود. همانطور که AI Marge احساس می کند وقتش به پایان رسیده است ، او برنامه ای برای بهترین شکرگذاری – و فرار از زندان خود طراحی می کند.

بیگانه و زندگی هجوها سیمپسونها را به فضا می آورند ، آخرین انسان باقی مانده در راه رفتن به یک سیاره دورافتاده برای اکتشاف و حفظ حیات انسان. For some reason, the children are awoken up before their parents, too much trust placed in the youth to complete their dioramas and stay out of trouble. Determined to still have a Thanksgiving, Bart, and Milhouse attempt to replicate a can of cranberry sauce, inadvertently infusing the sauce with life. But this, not just any sauce, and this is not just any blob. As it slims its way through the ship, it sucks the bones out of each child it comes up against.

There is such uniqueness and relevancy to the many topics interlaced within the episode, as well as a breath of freshness with the series continuing its horror streak in the context of Halloween. While I had wanted the marathon to end with the final episode to have premiered this year, I couldn’t think of a better episode to have ended on.

What are some of your favorite Treehouse of Horror episodes? Let us know in the comments below!


Watch The Simpsons

Does content like this matter to you?


Become a Member and support film journalism. Unlock access to all of Film Inquiry`s great articles. Join a community of like-minded readers who are passionate about cinema – get access to our private members Network, give back to independent filmmakers, and more.

Join now!

“ما باید زندگی را مثل اینکه بخشی از اکوسیستم هستیم شروع کنیم.” مصاحبه با تام مور و راس استوارت ، مدیران WOLFWALKERS

“برای آن بسیار آسان است تام و خودم برای تأثیرپذیری از داستانهای عامیانه و اسطوره های ایرلندی ، چنین چاهی عمیق برای استخراج وجود دارد ، اما من فکر می کنم این داستان با داستان های محیط زیست و شکاف جامعه روبرو است. ” راس استوارت، مدیر مشترک ، در کنار تام مور، از Wolfwalkers، “منظور من این است که هنوز هم تأکید زیادی بر روی خانواده وجود دارد ، مانند آهنگ دریا، اما من فکر می کنم این موضوع های تاریک موجود در آن را حل می کند “.

دارم ملاقات می کنم مور و استوارت برای بحث در مورد سوم در سه قصه فولکلور غیررسمی سلتیک خود ، Wolfwalkers. واقع در کیلکنی در زمان حمله کرامول در قرن هفدهم ، Wolfwalkers یک دختر جوان انگلیسی ، رابین (با بازی توسط) را می بیند افتخار کنافسی) پدرش را به کیلکنی برسانید ، جایی که مامور کشتن گرگهایی است که در جنگل اطراف زندگی می کنند. این به این دلیل است که می توان آن را قطع کرد و زمین را برای کشاورزی مورد استفاده قرار داد ، و در حالی که در ابتدا رابین از نقش پدرش به عنوان یک شکارچی گرگ خوشحال می شود ، یک ملاقات اتفاقی با یک دختر جوان که در جنگل به نام مبه زندگی می کند شروع به تغییر عقیده می کند .

استعمار و محیط زیست

Wolfwalkers به موضوعاتی مانند از دست دادن ، خانواده ، تخریب محیط زیست و استعمار می پردازد. به نظر می رسد مسائل دوقلوی استعمار و تخریب محیط زیست از اهمیت ویژه ای برخوردار است مور و استوارت“استعمار در گذشته نیست” مور می گوید ، “این هنوز در سیاست های روزمره ما ، از طریق فرهنگ راه خود را می پیماید ، بنابراین بازگشت به دوره ای که نوعی شروع به کار با قدرت بود ، جالب بوده است”. استوارت موافقت می کند ، اضافه می کند “و هنوز این ذهنیت غربی وجود دارد که طبیعت چیزی است که باید تحت سلطه و سو ab استفاده قرار گیرد. مانند انسانها این حق را دارند که بتوانند به دلخواه خود وارد بیابان شوند و از آنها استفاده کنند ، در حالی که ما به یک رویکرد کلی نگرانه تر احتیاج داریم زیرا ما فقط یک گونه روی کره زمین هستیم ، بنابراین باید زندگی را شروع کنیم انگار که بخشی از اکوسیستم “.

منبع: سالن کارتون

اشتیاق آنها هنگام صحبت با آنها روشن است ، اما این نیز صحت دارد که کار آنها گویای خود است. Wolfwalkers یک فیلم بسیار زیبا و زیبا است که از انیمیشن جذاب و دستی برای نشان دادن شکاف بزرگ بین طبیعت و جامعه استفاده می کند. شاید عاملی در این طراحی هنری ارتقا recent اخیر مدیر هنری باشد استوارت به کارگردانی وظایف با مور. چطور شد استوارت رسیدگی به مرحله بالا؟ “شما به عنوان مدیر هنری باید یک تیم را هدایت کنید ، اما این تیم کوچکتر است و شما فقط روی تصاویر تمرکز می کنید. با رفتن به سمت مسیر ، شما باید روی موسیقی و روحیه و کل برداشت کلی فیلم تمرکز کنید ، بنابراین این فیلم متفاوت بود و مسئولیت آن بسیار بیشتر بود ، و گاهی اوقات استرس زا بود اما پاداش بیشتری هم داشت! “

این باید کمک کند که او و مور هر چند مدت طولانی است که یکدیگر را می شناسند. “خوب تام و خودم از 11 سالگی با هم دوست بوده ایم … استوارت به من می گوید ، “بنابراین از نظر شخصیتی فکر می کنم قادر به تحمل هر طوفانی هستیم. ما نقاط قوت و ضعف یکدیگر را می دانستیم ، و تام در طی مراحل این همه چیزهای زیادی به من آموخت ، بنابراین من باید به او سلام کنم! ” مور می خندد ، “خوب من اینطور فکر نمی کنم! اما بله ، واقعاً برای من خیلی خوب بود که این بار شریک جرم باشم. کل پروژه تلاشی در همکاری بود ، بیش از هر کاری که قبلاً انجام داده ام ».

دو جهان متضاد

صحنه های اولیه در شهر کیلکنی جعبه ای و به وضوح کشیده شده است ، که در تضاد کامل با جریان باز بودن جنگل است. “ما این دو جهان متضاد را داریم” ، استوارت می گوید ، “یکی بیانگر آزادی و غریزه و هرج و مرج است ، سپس دیگری مانند قفس است. این نشان دهنده سفتی و نظم است و به همین دلیل شهر پر از خط و میله و اشکال ظالمانه بزرگ و سیاه است. بسیار هندسی است. این قفس رابین است و بنابراین وقتی او به جنگل می رود ، همه چیز در مورد آن برنامه ریزی و روان و آزاد و پرانرژی است. بسیار شبیه خود گرگ ها ، زیرا هیچ چیز در آنها گرفتار نشده است “.

منبع: سالن کارتون

این نوعی ایده است که توسط سبک هنری خود بیشتر شاعرانه تر می شود. در عصر پیکسار ، انیمیشن دستی به نظر می رسد که یک هنر در حال مرگ است ، خصوصاً که امروزه تعداد کمی از استودیوهای اصلی انیمیشن این کار را انجام می دهند. “خوب ، من همه آن چیزهای (CG) را دوست دارم” ، مور می گوید ، “انیمیشن اکنون با مواردی از این دست در مرزهای جدید قرار دارد به عنکبوت و بیت های کوچکی که دیده ام روح (آخرین فیلم Pixar به کارگردانی پیت داکتر) من خیلی احترام می گذارم پیتتوانایی آوردن مقداری از آن موارد گرافیکی UPA (United Productions of America) را که دوست دارد وارد CG کند. برای ما ، از ابتدای Cartoon Saloon ، ما به نوعی به این واقعیت واکنش نشان می دادیم که دنیای انیمیشن به سمت CG در حال چرخش است و ما در حال فکر کردن بودیم ، فراموش نکنیم که همه چیزهایی که انیمیشن دستی می تواند انجام دهد فراموش کنیم. ما سعی در حفظ آن در کهربا از دهه 60 یا 70 نداریم ، آنچه در تلاش هستیم انجام دهیم این است که فکر کنیم چه چیزی می تواند انیمیشن دستی را طراحی کند هنوز همچنین از فناوری استفاده کنید “.

شاید این یک جهت غیرمعمول برای یک استودیوی انیمیشن باشد ، با تمرکز بر اینکه چگونه فناوری می تواند بر روی انیمیشن کلاسیک تأثیر بگذارد و نه اینکه تلاش کند خود را بر روی نوع جدیدی از انیمیشن قرار دهد. مور این مفهوم را درک می کند اما احساس می کند بی معنی است “شما در نهایت به نظر می رسید که سعی می کنید با آن همگام شوید پیت داکتر و نمی توانید ، بنابراین بهتر است کارهای شخصی خود را انجام دهید هر وقت Pixar فیلمی را منتشر می کند ، این فناوری از قبل پیش رفته است و این برای ما یک بازی باخت است ، می دانید. من نگاه می کنم به داستان اسباب بازی؛ در سال 1995 چشم نواز بود اما اکنون به نظر می رسد یک بازی ویدیویی قدیمی است. در حالی که امیدوارم فیلم هایی که ما می سازیم بتوانند به اندازه فیلم های مشابه بی انتها باشند بامبی یا همسایه من توتورو، جایی که نمی توانید بگویید این فناوری چیست ، فقط می توانید دستان هنرمند را احساس کنید “.

سخنان پایانی

ذکر همسایه من توتورو مورد جالبی است من در بررسی خود Cartoon Saloon و Studio Ghibli را مقایسه کردم ، زیرا استودیوی انیمیشن ژاپن (تاسیس شده توسط هایائو میازاکی و اواخر ایسائو تاکاهاتا) یکی از آخرین قهرمانان انیمیشن دستی است و از نظر زیست محیطی با Cartoon Saloon شباهت دارد. آیا این عمدی است؟ “فکر می کنم معنویت آنها صرف نظر از کاری که انجام می دهند حاصل می شود” ، مور می گوید ، “تاکاهاتامن الان رفته ام ، اما آنها همیشه نگاه بسیار احترام آمیز به دنیا داشتند و من همیشه دوست داشتم که وقتی دیدی چیزی شبیه به این جهان بینی است ، توتورو یا شاهزاده مونونوکه یا روحیه دور من فکر می کنم این نوع جهان بینی پایه ای است که ما در مسائل خود نیز داریم “.

منبع: سالن کارتون

Wolkwalkers همچنین ، من یادداشت می کنم ، اولین باری است که آنها در Kilkenny فیلم می سازند ، با وجود اینکه این شهر خود پایگاه عملیاتی Cartoon Saloon است. “بله عالی بود” ، مور می گوید ، “چون کارمندانی از اقصی نقاط دنیا داریم ، بنابراین این راهی برای ما بود که می توانیم از طریق این سفرهای اسکچ که آنها انجام می دادند ، شهر خود را دوباره کشف کنیم ، چیزهایی که عادت کرده ایم مانند قلعه و همه ساختمانها و کوچه ها را ببینیم از گذشته کیلکنی ، و سپس به دلیل اینکه آنها از کشورهای دیگر و اغلب افراد جوان تر بودند ، آن را کشف می کردند ، بنابراین این یک روند واقعا جالب بود “.

زمان ما به پایان می رسد و من به شدت از هر دو تشکر می کنم مور و استوارت برای کار شگفت انگیزی که انجام می دهند. با پروژه های بیشتر ، از جمله نورا تومی جهت دار اژدهای پدر من، آینده برای Cartoon Saloon بسیار خوب به نظر می رسد و شاید طولانی باشد.

تحقیق فیلم می خواهد از توم مور و راس استوارت تشکر کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کردند!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS

هنوز کمی زمان باقی مانده است – و Pixar هنوز ویژگی مورد انتظار خود را منتشر نکرده است روح، که احتمالاً مورد اختلاف خواهد بود – اما Wolfwalkers تقریباً بهترین فیلم انیمیشن سال است. سومین سه گانه فولکلور غیررسمی از استودیوی ایرلندی Cartoon Saloon ، پر از جذابیت ، شگفتی و تجسم آرواره است – به قول ذاتی راز سلول ها و آهنگ دریا. گرچه آنها نمی توانند همان خروجی Studio Ghibli را داشته باشند ، اما در Cartoon Saloon فهرست آنها تبدیل به یکی از آخرین سنگرهای انیمیشن دستی شده است ، به خصوص از زمان سقوط همتایان ژاپنی آنها.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

شروع با نامزد اسکار 2009 Secret of the Kells، تام مور و نورا تومی سابقه ای برای انیمیشن با شکوه طراحی شده ، ریشه در اساطیر سلتیک دارد. Kells در ارائه خود بی نظیر بود ، مانند یک پنجره شیشه ای رنگی زنده می شود. این فیلم نه تنها با تصاویر باورنکردنی بلکه با یک داستان جذاب و لایه ای که هم کودکان و هم بزرگسالان را مجذوب خود می کرد ، به رخ کشید. در سال 2014 استودیو با زیبایی فوق العاده دو برابر شد آهنگ دریا، که در آن تجسمات گسترش یافته و ثابت کرد سالن کارتون با روایت داستانهایشان اعتماد به نفس بیشتری می یابد. حالا ، با Wolfwalkers، آنها حق خود را برای ذکر در میان بزرگترین استودیوهای انیمیشن تاریخ ثابت کرده اند.

کیلکنی و جنگل گرگ ها

Wolfwalkers در سال 1650 ، هنگام حمله انگلیس به ایرلند تحت هدایت الیور کرامول. لرد محافظ خود این روستا را به دام انداخته است ، جایی که قصد دارد جنگل مجاور آن را قطع کند تا زمینی برای کشاورزی ایجاد کند. این باعث ناراحتی گرگ هایی که خانه خود را در جنگل ساخته اند و غیره است کرامول می فرستد بیل گودفلو (با صداگذاری توسط شان بین، به راحتی نقش ناد استارک / بورومیر را که اکنون می توانست در خواب انجام دهد) برای کشتن آنها پر کند. بیل به دخترش رابین اختصاص داده شده است (افتخار کنافسی) كه مادرش ، ضمنی است ، درگذشت و بیل را به امانت خود سپرد. بیل این مسئله را بسیار جدی می گیرد و ناامیدانه تلاش می کند تا دخترش در حالی که برای شکار گرگ بیرون نیست ، در روستا سالم بماند. رابین اما می خواهد مانند پدرش شکارچی شود. او سرسخت و بدنام است ، شبیه به شجاعمریدا از راه هایی ، و مصمم به شکار است. او که پر از کنجکاوی است ، در جستجوی پدرش به جنگل می رود اما درعوض بر سر یک دسته گرگ و یک دختر کوچک عجیب به نام مبه (با صداگذاری توسط اوا ویتاکر) که ادعا می کند یک گرگ واکر افسانه ای است – مردمی که روح آنها شب هنگام خواب گرگ می شود.

به کارگردانی مشترک توسط تام مور، و مدیر هنری راس استوارت، Wolfwalkers یک جشن بصری در سراسر است. صحنه های اولیه در روستای کیلکنی در خطوط مستقیم و صلب تنظیم شده است. کاملاً منظم ، کاملاً محدود ، در مقایسه با صحنه های بعدی جنگل. هنگامی که از دید پرندگان نشان داده می شود ، این شهر جعبه ای و کلاستروفوبیک است. ساکنان آن در جعبه های کوچکی که در صفحه قرار دارند نشان داده می شوند ، به طور یکسان جارو ، تمیز ، حمل می کنند. رابطه کمی با سبک اندرسونی دارد اما در اینجا برای تأکید بر نظم و سختی زندگی شهر استفاده می شود. جنگل البته تقریباً عکس آن است.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

سرشار از سرسبزی سرسبز که مانند یک اقیانوس وحشی جریان دارد (گرگها خودشان سیال به نظر می رسند ، از صحنه ای به صحنه دیگر با ظرافت جریان می یابند انگار بخشی از رودخانه از درختان عبور می کند) ، جنگل مبه واقعاً زنده احساس می کند؛ ملیله وسیعی از رنگهای روان ، که به این طرف و آن طرف کشیده می شوند ، و از پایبندی به هر نظم یا ریتمی به جز خودش رد می کنند. یک سکانس باورنکردنی که در نیمه راه فیلم اتفاق می افتد نشان می دهد که رابین و مبه در جنگل اکتشاف می کنند ، به حواس گرگ خود اجازه می دهد آنها را راهنمایی کند. این بسیار عالی و هوشمندانه انجام شده است و از استفاده سنتی از انیمیشن بصری فراتر رفته و کار کاملا جدیدی با آن انجام داده است. بیشتر گفتن به معنای از بین بردن داستان و لذت کشف است ، اما مطمئن باشید این یک قطعه برجسته در یک فیلم پر از آنها است.

انسان در برابر طبیعت

در حالی که انیمیشن بی عیب و نقص است ، داستان خود نیز بسیار عمیق است. اساساً بازگویی انسان در برابر داستان های طبیعت مانند با گرگ ها می رقصد ، سرخس گلی، یا پوکاهونتاس ، ولف واکرز خطرات استعمار را اضافه می کند و از پویایی پدر / دختری استفاده می کند که هرگز احساس خستگی یا کلیشه نمی کند. روابط بیل و رابین بسیاری از روایت ها را لنگر می اندازد ، و نشان می دهد که چگونه ترس می تواند برای ما تصمیم بگیرد جایی که فرزندان ما درگیر آن هستند. هر تصمیمی که بیل می گیرد ، او این کار را با رابین در راس ذهن خود انجام می دهد ، و حتی اگر بعضی از این تصمیمات مستقیماً برای رابین آسیب زننده است ، ما می توانیم بفهمیم که چرا بیل آنها را انجام می دهد. او همیشه خط مقدم ایمنی رابین است. بعداً حتی یک چرخش خوب خوب اتفاق می افتد که Robyn همین نقش را با Mebh بازی می کند ، تصمیم سختی می گیرد که به Mebh صدمه می زند اما در نهایت برای محافظت از خودش است.

در مورد استعمار ، ایرلند با حمله انگلیس بیگانه نیست. سایمون مک برنیها کرامول یک کابوس خالصانه است ، طوری قدم می زند که گویی هدف بالاتری نسبت به دیگران دارد و حتی موذی تر است زیرا واقعاً آن را باور دارد. او بیش از یک شباهت گذرا (از نظر شخصیت) به قاضی فرولو در گوژپشت نوتردام و موثر است زیرا مارک خاص وی از شر بسیار قابل تشخیص است

در جای دیگر ، رابطه بین رابین و مبه به لطف مشخص شده است. این بسیار کارآمد است زیرا ماهیت واقعی دوستی ها را تداعی می کند: اگرچه آنها در ابتدا بسیار از یکدیگر بدشان می آید ، مبه کلاهبردار و بیش فعال است و رابین یک “شهروند” است که جنگل را نمی فهمد ، آنها به سرعت در یک ریتم طبیعی قرار می گیرند با همدیگر. یک سکانس می بیند که مبه و رابین در بالای شاخه درخت نشسته اند و در حال بحث در مورد جنگل هستند. در حالی که گفتگو ادامه دارد ، رابین از جیب خود برس می کشد و شروع به مسواک زدن موهای مبه می کند. هیچ یک از آنها به این اشاره نمی کنند و یا حتی تصدیق نمی کنند که این اتفاق می افتد. این به سادگی گواهی بر دوستی آنها است که چنین رفتارهایی را می توان مسلم دانست.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

آخرین قسمت پازل مادر مبه ، مول است. او محافظ اصلی گرگ ها است اما به طرز مرموزی ناپدید شده است. مبه با صبر و حوصله در انتظار بازگشت او است ، و به رابین اطمینان می دهد که مادرش هرگز نمی تواند گرفتار شود و هرگز او را ترک نخواهد کرد ، اما رابین خیلی مطمئن نیست. باز هم ، گفتن بیشتر به معنای از بین بردن آن است ، اما کافی است که بگوییم نقش مول شبیه بروناخ در آهنگ دریا. او در عمل سوم لحظه ای عاطفی را با دخترش تقسیم می کند که هیچ خشکی در خانه باقی نمی گذارد. به زیبایی تحقق یافته و ماهرانه اداره می شود.

نتیجه

Wolfwalkers کاملاً شگفت انگیز است. این یک افسانه سلتیک فوق العاده ارائه شده است که در کنار بهترین ها ایستاده و با آن راحت می نشیند راز سلول ها و آهنگ دریا در سه گانه عامیانه Cartoon Saloon. در عصری که انیمیشن های دستی کمتر و کمتر می شوند ، فیلم هایی مانند این یکی را باید از پشت بام ها فریاد زد و جشن گرفت. این تقریباً یقین است که Wolfwalkers برای سالهای آینده در مورد آن صحبت خواهد شد ، و امیدوارم که این فقط آغاز یک کار خارق العاده برای Cartoon Saloon باشد.

Wolfwalkers برای بازگو کردن داستان خود از افسانه های سنتی سلتیک گرفته شده است. آیا افسانه های مورد علاقه ای دارید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Wolfwalkers در انگلیس و ایرلند در تاریخ 30 اکتبر و در ایالات متحده در 11 دسامبر آزاد می شود. برای تاریخ انتشار بیشتر ، لطفا اینجا کلیک کنید

https://www.youtube.com/watch؟v=d_Z_tybgPgg


Wolfwalkers را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم لندن 2020: روح

مسلماً سه نوع مختلف فیلم Pixar وجود دارد. فیلم های منحصر به فرد برای کودکان وجود دارد (فکر کنید Cars، The Good Dinosaur، A Bug’s Life) ، و سپس فیلم های For-All-Ages (باورنکردنی ها ، پیدا کردن نمو، اخیراً آزاد شده است به بعد) ، و در آخر ، مواردی وجود دارد که به طور کامل از سن فراتر می روند و می توانند از ساختارهای سنتی ژانر انیمیشن خارج شوند و کاری کاملاً متفاوت انجام دهند ، مانند بالا، (ده دقیقه ابتدایی آن طنین احساسی بیشتری نسبت به بیشتر فیلم ها در 120 دقیقه دارد) ، اصلی داستان اسباب بازی و سومین خروج آن (هرچه در مورد 2 و 4 کمتر گفته شود بهتر است) ، کوکو، و البته، پشت و رو. آخرین آنهایی که مسلماً به عنوان ابتکاری ترین و تجربی ترین فیلم Pixar در حال حاضر ایستاده است و به درستی به عنوان یک شاهکار معرفی می شود.

جشنواره فیلم لندن 2020: روح
منبع: Walt Disney Studios Motion Pictures

روح احساس می کند که می تواند – و شاید می خواهد باشد – جانشین معنوی باشد پشت و رو. هردو توسط آنها سکان دار می شوند پیت داکتر، وسواس آنها در مورد ساختارهای چیزهای غیب (اولین بار در Monsters Inc.) اینجا بدون وقفه ادامه می یابد. هر دو مملو از تعمقات فلسفی هستند (در اینجا با توجه به اینکه روح چیست و چگونه شخصیت شکل می گیرد) ، و هر دو ایده های غیرمعمول و بدون ضرب و شتم را می گیرند و آنها را زنده می کنند. شما بخاطر اینکه فکر می کنید بخشیده می شوید روح بعدی است پشت و رو، اما متأسفانه – و شاید به خاطر آن ارتفاعات بلندی که دومی به آن رسیده است – روح کاملاً به آن سطح صعود نمی کند ، گاهی اوقات احساس می کند که کمی سخت تلاش می کند

جو و جاز

جو گاردنر (با صداگذاری توسط جیمی فاکس) یک معلم موسیقی از نیویورک است. او شیفته موسیقی جاز است و واقعاً خیلی چیزهای دیگری نیست. هنگامی که ما برای اولین بار با او ملاقات می کنیم ، او در حال آموزش دادن به گروهی از کودکان غیر روحیه است ، که بیشتر آنها ترجیح می دهند جایی دیگر باشند. به نظر می رسد که خاکستری چشمگیر محیط مدرسه وضعیت عاطفی جو را برجسته می کند. او از زندگی متوسطی که هرگز به آن چیزهای زیادی نرسیده ، حوصله و سرخوردگی دارد. وقتی دانشجو سابق به او فرصت می دهد در گروه موسیقی معروف Dorothea Williams به بازیگری بپردازد ، این همه تغییر می کند. جو از این فرصت برای تغییر زندگی خود آنقدر هیجان زده است که منافذی را که مستقیماً درون آن فرو رفته و به زندگی پس از مرگ نمی بیند.

جشنواره فیلم لندن 2020: روح
منبع: استودیوی Walt Disney Motion Pictures

او در یک مهد کودک آسمانی به نام The Great Before پیچیده می شود ، جایی که روح ها قبل از تولد در زمین رشد می کنند. این یک مفهوم شسته و رفته است اما به صورت جزئی اجرا شده است. توضیح داده شده است که روح ها قبل از اینکه بتوانند زندگی خود را شروع کنند باید “جرقه ای” پیدا کنند. این وظیفه مربیان است که به هدایت این روح ها به جرقه هایشان کمک می کنند تا بتوانند سفر خود را آغاز کنند. جو مربی 22 می شود ، روحی که هزاران سال در آن زندگی می کند و همه از او (سرگرم کننده) راهنمایی کرده اند مهاتما گاندی و مادر ترزا به آبراهام لینکولن و محمد علی، و هیچ کس علاقه ای به رفتن به زمین ندارد. جو اگر به 22 کمک کند تا جرقه او را پیدا کند ، می تواند جای او را بگیرد و به خانه برگردد ، و بنابراین سفری ظاهری به معنای شور و هدف زندگی آغاز می شود.

قلب روح

همه مواد لازم برای یک کلاسیک واقعی Pixar در اینجا وجود دارد. یک ماجراجویی برای کشف معنای فلسفی ، یک درس بصیرت آمیز ، عمیق برای آموختن ، و هزاران شوخ طبعی که باید در مفهوم اصلی آن استخراج شود. و در بیشتر موارد ، روح این کار را به زیبایی انجام می دهد طراحی شخصیت تفاوت های بی نقص و ظریف در عبارات است که بیشتر از آنچه در یک انیمیشن کمتر معنا می شود ، و تضاد بین یک عکس واقع گرایانه نیویورک (که هرگز در یک انیمیشن زنده تر احساس نشده است) و زندگی پس از مرگ انتزاعی سه جانبه است دیدن یک لذت است به این موسیقی متن فوق العاده اضافه کنید که بر ریشه های جاز آن در صحنه های زمینی و نمره مناسب اثری از ترنت رزنور و آتیکوس راس در هواپیمای اختری ، و شما یکی از بهترین فیلم های Pixar در سال –

حیف است که بقیه فیلم چنین نکند کاملا جمع کردن. این کار نمی تواند همان سفر احساسی مثلاً رایلی را انجام دهد پشت و رو یا میگل در کوکو. جو ، در اکثر موارد ، نسبتاً مغرور و خودجوش است. این خوب است اگر سفر او ببیند که چگونه متواضع تر و نگران دیگران باشد ، اما به نظر نمی رسد که هدف Pixar در اینجا باشد. ظاهراً درسی که باید آموخت این است که نباید خود را در جاه طلبی های خود گم کنید. یک سکانس زیبا در مکانی به نام The Zone نشان می دهد که چگونه وسواس در موفقیت می تواند همه گیر باشد و زندگی شما را خراب کند. گرچه این یک درس مهم برای یادگیری جو است ، اما باید استدلال کرد که تمرکز بر زندگی درونی دیگران (مانند آرایشگرش ، که خودش معتقد است با او نزدیک است و بعداً می فهمد که چیزی درباره اش نمی داند) در تبدیل شدن او به یک شخص بهتر کمک بیشتری کنید.

جشنواره فیلم لندن 2020: روح
منبع: استودیوی Walt Disney Motion Pictures

این می تواند در روابط وی با 22 تأثیرگذار باشد تینا فی (که به او لحنی ناخوشایند و ناراضی می بخشد) ، 22 روحی دور از ذهن است که به طور قابل قبولی دید منفی نسبت به زندگی روی زمین دارد. تلاش های جو برای متقاعد کردن او در غیر این صورت کاملاً نیمه کاره است ، بنابراین او نگران بازگشت به خانه است. احساس می کنید که این رابطه قلب آن است روح، اما خیلی مرتب شیشه می کند و هیچوقت احساس ارگانیک نمی کند. سخت است که دوستی در حال رشد بین جو و 22 وقتی او بسیار شیفته خود است و او به ندرت خود را با آنچه در این ماجرا می گذرد نگران کند. در نهایت احساس می کنید که آنها هرگز قرار نیست از یکدیگر بیاموزند زیرا آنها به ندرت به یکدیگر گوش می دهند ، حتی وقتی فیلم به اوج خود می رسد.

یک طرح نازک کاغذی

مسئله دیگر ، شاید واضح تر ، مربوط به خود طرح است. غیر معمول برای یک فیلم Pixar از این نوع ، روحطرح آن کاغذ نازک است. ما مرتباً از زمین به زندگی پس از مرگ می چرخیم ، و داستان به اندازه کافی تغییر می کند تا احساس کنید دو یا سه ایده متفاوت برای طرح وجود دارد که به نوعی در یک ایده ادغام شده اند. به عنوان مثال ، یک زیرمجموعه عوض کردن عمل دوم ، با همه مواردی که قبل از آن احساس می شوند ، خارج از نوع است و اگرچه این مفهوم برای درون نگری معمولی پیکسار می تواند رسیده باشد ، اما به سختی حتی با این ایده معاشقه می کند. در عوض ، این فقط چیزی کمتر از یک وسیله برای جو برای برقراری ارتباط با مادرش استفاده می شود ، و سپس کاملاً به نفع یک اقدام سوم تا حدودی کنار گذاشته می شود.

هیچ یک از اینها برای گفتن نیست روح فیلم خوبی نیست وقتی در بهترین حالت است ، روح فوق العاده است انیمیشن آن طلسم کننده و ابتکاری است ، مشاوران انتزاعی (که ریچارد ایواد ، و خانه راشل بخصوص، خنده دار و برجسته هستند) یک افزودنی سرگرم کننده و الهام بخش است ، و نمره احتمالاً یکی از بهترین امتیازات Pixar است. در کنار این لحظات شگفتی های ناب مانند منطقه فوق الذکر (از جمله لحظه ای بسیار زیبا که جو در هنگام نواختن پیانو از مرزهای فیزیکی جسمانی عبور می کند) و اجرای کاملاً عالی از گراهام نورتون (که شخصیت او ، تقریباً حواس پرت کننده ، تصویر تف از آن است پل کای، در غیر این صورت به Thoros of Myr on معروف است بازی تاج و تخت)

نتیجه

اگر سه نوع فیلم پیکسار وجود دارد ، پس روح مربوط به طبقات پایین تر از نوع سوم است. با انیمیشن خود کارهای بسیار برجسته ای انجام می دهد ، امتیاز آن باورنکردنی است و چند لحظه شوخ طبعی و زیبایی در این تغییر وجود دارد. درنهایت نمی تواند همان لحظات مانند آن لحظه ها را حفظ کند پشت و رو، اما مطمئنا ارزش این را دارد که وقت بگذارید حتی یک فیلم پیکسار کمتر نیز در زمره تلاش های بیشتر انیمیشن است که امروز انجام می شود.

Pixar در این مرحله دارای یک کاتالوگ گسترده است. مورد علاقه شما کدام است؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Soul در تاریخ 25 دسامبر از طریق Disney + در دسترس خواهد بود.

https://www.youtube.com/watch؟v=xOsLIiBStEs


روح را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ارواح ، جانوران و خدایان بدخواه: 15 سال استودیوی انیمیشن LAIKA

با شور و شوق کمی منتشر شد ، کوبو و دو رشته تأییدی بود بر اینکه استودیوی انیمیشن دست کم گرفته شده ، LAIKA ، مدعیان آشکار را شرم آور می کند. اما با اینکه مورد تحسین منتقدان قرار گرفته و به طور متوسط ​​در گیشه درآمد خوبی کسب کرده است ، لایکا هنوز فرهنگ فیلم را به همان روشی که دریم ورکس ، دیزنی و پیکسار دارند نقض نکرده است.

آنها گوسفند سیاه استودیوهای اصلی انیمیشن آمریکایی هستند ، که داستانهای پیچیده از دست دادن ، همراهی و ترس را در حرکت متوقف می کنند. در 15 سالگیهفتم سالگرد ، LAIKA هنوز احساس جوانی می کند ، اما با پیکسار به طور کلی کسل کننده و خیره کننده فرمول ، یک مکان خیانت آمیز و در عین حال ملموس برای LAIKA به عنوان اصلی ترین ، بالغ ترین گوینده داستان کودکان در آمریکا باز می شود.

اندکی تاریخچه

مالک و ریاست LAIKA را یکی از بنیانگذاران نایک بر عهده دارد فیل نایت. هنگامی که او برای اولین بار در استودیوی ویل وینتون شکست خورده سرمایه گذاری کرد ، پسرش ، تراویس نایت، کار را به عنوان کارآموز در آنجا آغاز کرد. این یک داستان غم انگیز برای قهرمان استاپ موشن و بنیانگذار اصلی است ، ویل وینتون، که گفته می شود اصطلاح “خاک رس” را ابداع کرده است. او را تحت فشار قرار داد فیل نایتقدرت رو به افزایش است (زیرا استودیو به شکست خود ادامه داد ، شوالیه بیشتر و بیشتر پول خواسته شد) و وینتون سرانجام از شرکت مشهور خارج شد.

تراویس نایت تنها پس از چند سال از انیماتور بودن به عضویت هیئت مدیره در آمد و اکنون نیز به عنوان رئیس جمهور و مدیرعامل مدیر مسئولیت کارگردانی ، تولید و انیمیشن را بر عهده دارد کوبو و دو رشته. علی رغم همه تمجیدهایی که از LAIKA می کنم (این سگ پس از سگی که توسط اتحاد جماهیر شوروی به فضا فرستاده شد در سال 1957 تغییر نام یافت) ، آغاز این کار به دلیل خصومت ورزیدن آشکار و تاکتیک های بی رحمانه تجارت آلوده شد.

ارواح ، جانوران و خدایان بدخواه: 15 سال استودیوی انیمیشن LAIKA
Coraline (2009) – منبع: Focus Features

هنری سلیکانیمیشن کوتاه ، دختر ماه، در جشنواره بین المللی فیلم اوتاوا در سال 2005 به نمایش در آمد و به معدود کسانی که این فیلم را برای اولین بار در جهان تولید فیلم LAIKA دیدند ، معرفی کرد. جذابیت علامت تجاری آنها با آنچه خیال پردازی تاریک را وحشتناک و عالی می کند ، به ویژه مورد اول ، قبلاً در داستان و طراحی تعبیه شده بود. هنری سلیکاز ویژگی های ابتدایی / برک آوت LAIKA ، کورالین، چهار سال بعد آزاد شد دختر ماه، یک اودیسه وهم آور به همان دنیای عجیب و ترسناکی بود که کودکان تنها می بینند آنها را به دست انیماتورها می جنگند.

بچه ها

بار پیوند موجود نیست، آخرین و کمترین جالبترین اکران آنها ، همه فیلم های LAIKA از منظر کودکی تعریف می شوند که در جهانی وجود دارد که در آن خویشاوندان ، بهتر یا بد ، به عنوان ارواح ، جانوران ، یا جادوگران و خدایان بدخواه ، قدرتمند ظاهر می شوند. آنها فیلم های پرماجرای ترسناک هستند ، در حالی که کودک باید درک بزرگسالان از روابط خود با اطرافیان خود را درک کند در حالی که یاد می گیرد از ویژگی ها و شخصیت خود قدردانی کند.

کورالین ، راجر ابرت گفت ، “ناخوشایند است ، شکایت می کند ، نگرشی دارد و با بی میلی دوست می کند.” پدر و مادر او نیز به همین ترتیب سخت کوش هستند و به عنوان یک فرد سه نفری ، مانند هر خانواده واقعی ، همیشه در یک صفحه نیستند. کورالین ، از طریق یک سفر وحشتناک به یک جهان جایگزین کابوس ، می فهمد که اگرچه والدینش همیشه او را خوشحال نمی کنند ، اما خستگی و استرس آنها نشان می دهد که آنها تلاش خود را رها نکرده اند.

نورمن ، از خنده دارترین فیلم های LAIKA ، ParaNorman، می تواند افراد مرده را ببیند ، اما از همان ابتدا ، او از هدیه خود نه ترسیده و نه کینه ای دارد. او فقط از این واقعیت ناراحت است که خانواده و بچه های او در مدرسه به جای پسر مهربان و با استعدادی که می تواند به آنها کمک کند تا به چیزی آرامش بخش مانند یک زندگی پس از مرگ دلپذیر باور کنند ، یک فرد دمدمی مزاج است.

ارواح ، جانوران و خدایان بدخواه: 15 سال استودیوی انیمیشن LAIKA
منبع: LAIKA

Boxtrolls عجیب ترین امر بصری آنها است. LAIKA داستان سرگرم کننده ، گاهی غم انگیز – از پسری را که جامعه ای از جانوران کم فروغ به فرزندی پذیرفته اند ، در یک شهر زیبا و سایه دار ویکتوریا به صحنه می برد. Cheesebridge با نداشتن یک قاب درب خط دار ، لامپ یا کاشی سقف ، شهری است که در آستانه ذوب شدن است ، و پر از چهره های انسان چاق ، لوس و ترول های زیبا و دوست داشتنی است که جعبه های مقوایی پوسیده را به عنوان لباس شخصی در اختیار دارند.

شاهکار Kubo و LAIKA

اگر هرگز فراموش نکنید که ساختن یک حرکت متوقف کننده در هر طولی چقدر زمانبر است ، صدها فیلم آنلاین در دسترس است تا دوباره تأیید کنید که برای انجام کوچکترین حرکات به ظاهر اتفاقی تلاش می شود. برخی از بهترین ها ، فیلم های اختصاصی LAIKA در مورد ساخت است کوبو و دو رشته، شاهکار دوم آنها. آنها به دلیل استفاده از چاپ سه بعدی ، به ویژه چاپ رنگی 3D بسیار مورد توجه قرار می گیرند ، زیرا این امر به آنها امکان می دهد ده ها هزار چهره چاپی در هر ویژگی تولید کنند تا حالت چهره شخصیت ها تا حد ممکن سیالیت انسان تکرار شود. چهره ها.

کوبو نه تنها برای تماشای آن یک شگفتی است ، بلکه قابل تغییرترین و هیجان انگیزترین فیلم LAIKA نیز هست. همکار نویسنده تحقیق فیلم ، مارک دارینگر، بسیار واضح تر در بررسی اولیه FI بیان کنید:کوبو تعریف معمولی “شاهکار” را برآورده کرده است ، مهم نیست که کلمه از لحاظ معنایی اشباع شده باشد ، اگر نه کاملاً معنی جدیدی را جعل کند. “

LAIKA انگیزه ای دارد که شرورترین و ظالم ترین اشرار را به همان اندازه رقت انگیز و هرگز فراتر از رستگاری جلوه دهد. ParaNormanبه عنوان مثال ، تنها فیلمی در کاتالوگ است که آنتاگونیست خود یک کودک است ، و نتیجه گیری بین نورمن و این شرور فرض شده دارای عقل فراوانی در مورد عواقب تفکر است که ما باید از کسانی که از آنها می ترسیم متنفر باشیم اما چیزی در مورد آنها نمی دانیم . این شرور در کابوس مستقر هستند اما به همان اندازه ترسناک و گمشده و تنها هستند.

ارواح ، جانوران و خدایان بدخواه: 15 سال استودیوی انیمیشن LAIKA
Kubo and the Two Strings (2016) – منبع: Focus Features

کورالین برای وضعیت ترسناک کلاسیک مقدماتی است ، اما کوبو هنوز وحشتناک است. كوبو ، قهرمان ما ، از خانواده خودش ، پدربزرگ و مجموعه ای از خاله ها فرار می كند كه می گویند “موجوداتی خرد شده كه می توانند این دنیا را روی ناخن های خود جای دهند”. آنها می خواهند كوبو را وارد بازی جهانی پیمایش كنند ، زیرا مادرش از آن بازی بیرون آورده است كه یك كیفیت استثنایی در انسان می دید ، كیفیتی كه به نظر او در خواهران و پدر خودش فاقد آن است. دلسوزی و خوش بینی که سازندگان فیلم با شکست پدربزرگ برخورد می کنند می تواند همان خوبی باشد که باعث شد مادر کوبو جاودانگی و قدرت نهایی را نکوهش کند.

نتیجه

تنها کلمه آن رستگاری است. شرورهای LAIKA یا از طریق همدردی بازخرید می شوند (آنها همیشه شکست می خورند ، اما بدون نشان دادن ناامیدی زیاد) ، یا به دلیل اینکه توسط کسانی که سعی در نابودی ، بردگی یا نابینایی دارند ، آنها را می بخشد.

هر کسی که علاقه به حفاری بیش از حد عمیق داشته باشد ، می تواند اثری طولانی در مورد اعلامیه های LAIKA در مورد حقیقت جهانی پیدا کند که عشق قدرت بیشتری نسبت به نفرت است – ایده ای که بیش از حد توسط افراد ناکافی برای استفاده از آن مورد استفاده قرار می گیرد – با قوام و اعتقاد به توانایی فقط هنرمندان واجد شرایط از. در اینجا راه حلی برای مشکلات ما وجود دارد ، زیرا ، LAIKA به ما می گوید ، ما بدون همدلی کور هستیم ، حتی برای مرگبارترین احمق ها.

فیلم مورد علاقه LAIKA شما چیست؟ با گذاشتن کامنت در ادامه به من اطلاع دهید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ما خرس ها را برهنه می کنیم: فیلم: شایان ستایش ترین نظر اجتماعی

از زمان اولین نمایش آن در شبکه کارتون در سال 2014 ، ما خرس های برهنه هستیم جنبه بازیگوشانه تعامل مدرن را نشان داد ، خواه فرهنگ میم ، دوست یابی ، ایجاد حضور ویروسی در شبکه های اجتماعی ، یا به سادگی یافتن دوستان جدید از طریق چشم سه شخصیت بعید. گریز ، یک خرس قهوه ای خوش شانس ، به همراه برادرانش پاندا ، یک پاندا بیمار عاشق و نماد رسانه های اجتماعی wannabe ، و خرس یخی ، یک خرس قطبی کاملاً سخت و با استعداد که یک جیب تجارت است. سه خرس بی باک که یتیم شده اند ، به غاری درست در خارج از سانفرانسیسکو منتقل می شوند و در آنجا تلاش می کنند که با دنیای بشری و منظر اجتماعی که همیشه در حال رشد است سازگار باشند.

این نمایش توسط ایده طراحی شد دانیل چونگ، که روی عناوین بزرگ فیلم انیمیشن مانند کار کرده است پشت و رو و لوراکس. We Bare Bears: The Movie اولین تلاش وی برای کارگردانی یک ویژگی است و آنچه که او برای این پروژه به ارمغان می آورد بسیار عمیق تر و معنی دارتر از آنچه این مجموعه در قالب معمول نیم ساعته خود ارائه می دهد ، است. محدوده نمایشی نمایش تمام مفاهیم ارائه شده در مجموعه را به منصه ظهور می رساند در حالی که بسیاری از مشکلات عمیق تری را که آمریکا در سال های اخیر با آن روبرو بوده است را برطرف می کند. دردسرهای شبکه های اجتماعی ، افزایش بیش از حد اختیارات با دستور کارهای اساسی و اصلاحات در امور مهاجرت ، همگی در داستانی در مورد یافتن مکان شما هنگامی که هیچ کس شما را نمی خواهد ، نقش دارند.

بله ، این یک فیلم کودکانه است ، اما خیلی بیشتر.

خرس ها نیز مردم هستند

من اعتراف می کنم که من یکی از طرفداران این نمایش هستم و می خواهم بگویم بیشتر زمان اجرای آن را دیده ام و به من اعتماد به نفس می بخشد ، زیرا نبوغ فیلم این کودک را شکستیم. اما به یاد داشته باشید ، سرگرمی کودکان توسط بزرگسالان نوشته شده است که امیدوارند بتوانند درس خوبی را به جوانان جهان القا کنند. من خودم نویسنده کتاب کودکان هستم و می توانم از روی تجربه بگویم که بهترین داستان ها برای کسانی که در سالهای رشد خود هستند به عنوان درس های مربوط به زندگی مبدل می شوند. یکی از مهمترین درسها مفهوم خود بودن است و به دنبال آن پذیرفتن افراد دیگر و جشن گرفتن تفاوت است. We Bare Bears: The Movie همه چیز در مورد این مانترا است در حالی که بازیگوشانه در این روش مرتبط است.

داستان از آنجا شروع می شود که خرس ها برای مشهور شدن در اینترنت تلاش می کنند تا فقط به دلیل خاموشی های شدید از طریق تبلیغات خود ، هرج و مرج ایجاد کنند. خشمگین ، مأمور ماهی قزل آلا با کمیسیون فدرال حیات وحش ، با کمال وحشتناک بازی کرد مارک ایوان جکسون، تلاش می کند تا برادران را از هم جدا کند و آنها را به محوطه های مختلف در جهان بفرستد ، گریز ، که خود را در یک اردوگاه در قفس خرس های ولگرد قرار داده است.

به نظر می رسد با سیاست خاص مهاجرت از مدت نه چندان دور آشنایی دارید؟

WE BARS THE LOVIE یک شایان ستایش ترین نظر اجتماعی است
منبع: سرگرمی خانگی برادران وارنر

آنچه در زیر می آید تعقیب و گریز است که در آن خرس ها سعی می کنند خود را به کانادا برسانند تا آزادی و مقبولیت مورد نظر خود را پیدا کنند و پیوند آشنای خود را در این راه آزمایش کنند.

هنر تقلید از زندگی

آنچه که من در مورد فیلم بسیار شگفت انگیز یافتم ، زیر متن عمیقی بود که همیشه در مطالب اصلی یافت نمی شود ، در حالی که هنوز سریال را با یک پیام مربوط به همه ، پیر و جوان ، در مورد دوستی ، خانواده و آنچه این به معنای وجود در جهانی است که آماده پذیرش وجود کسی نیست.

در پس زمینه رنگارنگ و سرگرم کننده ، آرمان های معناداری در مورد چگونگی خرس بودن مردم یا در مورد فیلم ، احترام گذاشته می شود که به سادگی تلاش می کنند جایگاه خود را پیدا کنند ، بدون اینکه بخاطر اینکه هستند متفاوت باشند. برای آنچه آب نبات احمقانه بود ، در عوض تصمیم می گیرد پاهای خود را دراز کند و به روشی کاملاً چشمگیر دنبال آن برود. توجه داشته باشید ، مخاطبان جوان ممکن است پیام را به راحتی از طریق داستانهای جالب و ماجراهای مضحک مشاهده نکنند ، اما این ممکن است فیلمی باشد که والدین مایلند آن را بنشینند تا بعداً بحث بیشتری درباره پیام آن داشته باشند.

پوزخند بزن و تحملش کن

همه چیز ، از استعداد صدا ، داستان ، تا سکانس پایانی اعتبار ، مرا مجذوب خود کرده بود ، مخصوصاً از آنجایی که من دستگیره مواد اصلی بودم. اما نگذارید دیدن نمایش مانع لذت بردن از فیلم شود. حتی با سرما رفتن ، مخاطبان چیزی را برای دوست داشتن پیدا می کنند و تعادل کمدی و ارتباط اجتماعی شما را سرپا نگه می دارد. آنقدر احمقانه نیست که بزرگسالان از تماشا احساس خجالت کنند و آنقدر سنگین نباشند که بچه ها را خسته کنند. We Bare Bears: The Movie برای بسیاری از نسل ها جهانی سرگرم کننده و سرگرم کننده ایجاد می کند.

این فیلم یک توصیه گریزلی است ، پر از انیمیشن چشم نواز ، خنده ، ماجراجویی و بیش از همه معنی. بنابراین به ندرت بچه ها با ساختن یک طرح قدرتمند مبدل به کرایه کودک با این میزان شوخ طبعی و سرگرمی تیزهوشانه با مهارت رفتار می کنند. این روزها می توانیم از اینها استفاده کنیم.

آیا یک فیلم یا نمایش انیمیشن وجود دارد که بیش از آنچه انتظار داشتید با آن روبرو شوید؟ انجمن تحقیق فیلم دوست دارد در مورد آن چیزی بشنود ، بنابراین در قسمت نظرات متوقف شده و مکالمه را ادامه دهید.

We Bare Bears: The Movie اکنون در DVD و Blu-ray و چندین سیستم عامل جریان در دسترس است.

https://www.youtube.com/watch؟v=m04sHvUkBBA


We Bare Bears: The Movie را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آدام مسخره

آدام مسخره

بیشتر زندگی ام را صرف تماشای فیلم و بحث و گفتگو کردم. نوشتن راهی برای ادامه گفتگو با بقیه جهان است.

CHILDREN OF THE SEA: تصاویر زیبا ، داستان حیرت انگیز

کارگردان ایومو واتانابهاقتباس از یک مانگا توسط دایسوکه ایگارشی، که فیلمنامه فیلم را نیز نوشت ، بچه های دریا یک داستان خیره کننده و زیبا و عمیق فلسفی است که در تابستان یک دختر جوان با آب شور قرار دارد. شامل ستاره های دنباله دار که به دریا می ریزند ، پسران بزرگ شده توسط دوگانگ و تصاویر کالئیدوسکوپی کافی برای تأمین دارو بعدی دارو ، بچه های دریا یک شاهکار انیمیشن است. با این وجود ، وقتی نوبت به داستان سرایی می رسد ، فیلم به مراتب ضعیف تر است ، در حالی که طرح داستان در زیر وزن بیش از حد بسیاری از سوالات متافیزیکی بی پاسخ مانده است.

زیر دریا

روکا (با صداگذاری توسط مانا آشیدا) یک دانش آموز متوسطه دوره اول و متوسطه ورزشکار و پرانرژی است که تابستان مورد انتظار اوضاع بدتر می شود وقتی تیم هندبال را به دلیل انتقام جویی از حریفی که با خونریزی بینی او را لگد زد ، لگد زد. روکا به جای اینکه در خانه با مادر الکلی خود بماند ، در آکواریومی که پدرش در آن کار می کند سرگردان است. این مکانی است که روکا بیشتر دوران کودکی خود را در آنجا گذرانده است ، اما از زمانی که والدینش از هم جدا شدند ، او تا حد زیادی دور ماند.

در آکواریوم ، روکا با پسر جوان غیرمعمولی به نام اومی آشنا می شود (هیرو ایشیباشی) بزرگ شده توسط dugongs (نوعی گاو دریایی ، شبیه شپشک) در کنار برادر بزرگترش سورا (سیش اوراگامی) ، Umi به دلیل توانایی های چشمگیر زیرآبی توسط زیست شناسان دریایی در آکواریوم مورد مطالعه قرار می گیرد. در واقع ، Umi در آب بسیار راحت تر از خشکی است ، جایی که پوست او – که خیلی عادت داشت همیشه خیس باشد – خیلی زود خشک و ناراحت کننده می شود.

CHILDREN OF THE SEA: تصاویر زیبا ، داستان حیرت انگیز
منبع: GKids

روکا زمان زیادی را با Umi سپری می کند ، و این باعث ناراحتی سورا می شود ، که بیشتر در یک رویداد قریب الوقوع مرموز متمرکز شده است که توسط انواع پدیده های ماوراuralالطبیعه اعلام شده است ، از جمله یک دنباله دار که به دریا سقوط می کند و انواع زیادی از دریا موجوداتی که در سواحل ژاپن جمع می شوند. گویی آنها نیز منتظر چیزی هستند. چی هست ، روکا مطمئن نیست ، اما هر چیزی که بیشتر وقتش را با برادران می گذراند یک چیز برای او روشن می شود: او یک ارتباط عجیب ، تقریباً معنوی با دریا نیز دارد ، ارتباطی که اولین بار در روزهای اولیه دوران کودکی او.

آب نبات چشم

تصاویر موجود در بچه های دریا برخی از زرق و برق دارترین مواردی هستند که تاکنون روی صفحه دیده ام. ترکیبی منحصر به فرد از CGI و انیمیشن دستی با هدف تکرار آثار هنری مانگا ، درجه جزئیات در هر قاب حیرت انگیز و کاملا غوطه ور است. وقتی روکا در شهر قدم می زند و می ایستد تا به دریا نگاه کند ، تقریباً می توانید نمک هوا را بویید و خورشید را روی پوست خود احساس کنید. در واقع ، استفاده نفس گیر فیلم از نور ، با تابش اشعه های خورشید از ابر و آب برای روشن کردن هر قاب ، می تواند احساس را در انسان ایجاد کند انگار که در حال تماشای یک سری نقاشی های آبرنگ در حال حرکت است. در نمای نزدیک از چهره شخصیت ها ، چشمان آنها با انعکاس شگفت آور و واضح شی the نگاهشان برق می زند – که البته این اغلب دریا است ، به عنوان چرخش پیچ و خم رمز و راز و زندگی به تصویر کشیده می شود که باید با حس تعجب و احترام

و با وجود این که از بسیاری تکه های شگفت انگیز آب نبات چشم تشکیل شده است ، بچه های دریا تا حد زیادی رضایت بخش نیست رمز و راز در مرکز فیلم بیش از حد عرفانی است که منطقی باشد و برای مدت طولانی کشیده می شود ، فیلم تقریباً دو ساعته طول می کشد. هیچ شکوه جلوه بصری نمی تواند برای مدت زمانی که نمی تواند داستان را دنبال کند ، توجه او را به خود جلب کند. پیام های خوبی وجود دارد که در آنها دفن شده است بچه های دریا در مورد مراقبت بهتر از محیط رنج ما و حفظ ارتباط معنوی ما با طبیعت ، اما آنها توسط امواج عظیم سردرگمی بلعیده می شوند.

CHILDREN OF THE SEA: تصاویر زیبا ، داستان حیرت انگیز
منبع: GKids

اگر کسی فیلم را بدون هیچ گفت و گویی تماشا کرده و فقط استودیو غیبلی استالوار است جو هیسایشینمره دوست داشتنی در موسیقی متن ، یکی می تواند قدردانی کند بچه های دریا به عنوان یک جشن سمعی و بصری خالص (به ویژه اگر شخصی قبل از تماشای آن به نوعی ماده مصرف کرده باشد – و نگوید که من آن را تأیید می کنم ، فقط به این دلیل که می تواند تجربه جالبی ایجاد کند). اما تا زمانی که فیلم به سکانس روانپزشکی که از اوج تشکیل شده است می رسد ، فرد تا حد زیادی از آنچه اتفاق افتاده گیج می شود و از نتیجه گیری ناامید می شود.

نتیجه

فقط برای انیمیشن خیره کننده ، بچه های دریا ارزش تماشای آن را دارد ، اما اگر خود را غرق در داستان عجیب و غریب سورئال فیلم می کنید تعجب نکنید.

شما چی فکر میکنید؟ آیا با مانگایی که بر اساس آن آشنا هستید آشنا هستید بچه های دریا بر اساس؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

Children of the Sea در حال حاضر برای پخش در Netflix در ایالات متحده در دسترس است. همچنین در DVD و Blu-ray در دسترس است. می توانید تاریخ انتشار بین المللی بیشتری را در اینجا پیدا کنید.

https://www.youtube.com/watch؟v=SOhRCIv-VOE


کودکان دریا را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ غیر قاتل کارگردانی کرده است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن یا نوشتن درباره فیلم ها ، معمولاً می توان او را در توییتر با وسواس در مورد فوتبال دید.

روانشناسی در همسایه من توتورو

همسایه من توتورو ممکن است بسیاری از افراد هنگام بررسی بزرگترین فیلم انیمه در تمام دوران به ذهن خطور کنند. حتی برای کسانی که این کار را نمی کنند ، این فیلم غیرقابل انکار یک فیلم کلاسیک است ، انیمیشن استثنایی و داستانی قابل هضم و دلچسب از دو خواهر را ارائه می دهد. به هرحال روایت به همین سادگی ، فیلم غنی از فرهنگ و شخصیت است و از مفاهیم ارائه شده توسط آن برخوردار است هایائو میازاکی ممکن است کمی حفاری شود

اکنون ، تعدادی نظریه ، مقاله فکری و فیلم وجود دارد که به بررسی آنها می پردازد همسایه من توتورومعنا و مفهوم ، اما چه چیزی برای یادگیری وجود دارد همسایه من توتورورا اساس در واقعیت؟ چه عواملی پویایی خانوادگی را که در فیلم دیده می شود ، شکل می دهد و آیا توترو ، موجود دوست داشتنی را می توان متافیزیکی توضیح داد؟

روانشناسی در همسایه من توتورو
منبع: شرکت Toho ، آموزشی ویبولیتین

اولاً ، درک آن مهم است همسایه من توتورو الهام گرفته از فرهنگ ژاپن است و در دهه 1950 تنظیم شده است ، بنابراین این تأثیرات نیز هست میازاکیتأثیرات شخصی دنیای فیلم را شکل می دهد. به جای بررسی این موضوعات ، سعی می کنم برخی از زمینه های روانشناختی فیلم را بررسی و تفسیر کنم. برای انجام این کار ، شاید بهترین کار این باشد که از خود تووترو شروع کنید.

تخیل و معنویت گرایی

توتورو ، روح غول پیکر و دوست داشتنی جنگل ، خود را در فرهنگ پاپ جا انداخته است. اگرچه او در واقع خیلی اوقات در فیلم ظاهر نمی شود ، شخصیت تیتراژ به چهره ای برجسته تبدیل شده و به طور بالقوه احساسات واقعی فیلم را تحت الشعاع قرار می دهد. البته قابل قبول است که Totoro ، Totoros کوچکتر و Catbus همه ارواح واقعی جنگل درون فیلم هستند. در واقع ، من می گویم این چیزی است که به تصویر کشیده می شود. با این حال ، داستان با در نظر گرفتن وضعیت و تجربیات خواهران جوان ، با واقعیت تار می شود.

در ابتدای فیلم ، ساتسوکی و می کودکانی هستند که به منظور نزدیکتر شدن به مادر بیمار خود در بیمارستان به تازگی به خانه جدیدی نقل مکان کرده اند. دختران افراد زیادی را در این منطقه نمی شناسند و تحت این تصور هستند که خانه آنها خالی از سکنه است. خواهران به طور مکرر نگران وضعیت سلامتی مادرشان هستند و وقتی امید دارند مادرشان به خانه بیاید ، ناامید می شوند.

جالب اینجاست که به نظر می رسد موجودات خارق العاده فیلم خصوصاً در اوقات ناراحت کننده ای مانند زمانی که دختران در ایستگاه اتوبوس منتظر پدرشان هستند یا دانه هایی که آنها کاشته اند رشد نمی کنند ، ظاهر می شوند. با نگرانی های مکرر و عوامل استرس زای موقعیتی ، سازگاری ممکن است به اشکال مختلف ایجاد شود. بنابراین ، آیا ممکن است جایی در امتداد خط ، روح جنگل به مکانیسم های مقابله ای دختران تبدیل شود؟

روانشناسی در همسایه من توتورو
منبع: شرکت Toho ، آموزشی ویبولیتین

دوستان خیالی این پتانسیل را دارند که در مواقع پریشانی مایه آرامش باشند و همچنین می توانند به کودکان کمک کنند تا حس شایستگی را کسب کنند ، مسلماً این امر برای Mei در طول فیلم اتفاق می افتد. اینطور نیست که بگوییم خواهران خیال پردازی ناسازگارانه انجام می دهند ، بلکه آنها در حال کشف یک رابطه تصور شده سالم هستند که باعث آرامش می شود و به آنها در رشد فردی کمک می کند.

توترو در حین حوصله اکتشافی خود شرکت می را حفظ می کند ، برای ساتسوکی در ایستگاه بارانی باران حضور دارد ، به رشد سریع دانه های کاشته شده کمک می کند (که روز بعد بلند نمی مانند ، به طور بالقوه استنباط می شود این تصور شود) ، و در کنار دختران است در آخر به ملاقات مادر بیمار خود بروید. همچنین لازم به ذکر است که هر خواهر برای اولین بار توترو را به صورت جداگانه می بیند – فقط بعداً خواهران به طور همزمان با او تعامل می کنند. خواهران فقط ممکن است این دوستان خیالی را به عنوان شکلی از بازی تخیلی در جایی به اشتراک بگذارند که این موجودات را به عنوان بخشی از پاراكاسم خود پذیرفته اند.

البته نمی توان همه را از طریق تخیل توضیح داد. ساتسوکی چادر پدرش را در ایستگاه بارانی باران به چه کسی داد؟ چطور این دو دختر خیلی زود به مادرشان رسیدند اگر کاتبوس نبود؟ جزئیات مقابله ای برای هر دو تفسیر فیلم وجود دارد ، اما صرف نظر از خواندن ، توترو و دوستانشان نماد امیدواری برای دو خواهر جوان و در حال تکامل هستند.

داستان دو خواهر

توتورو و دوستانش به خوبی می توانند مکانیزم کنار آمدن برای کمک به دختران از طریق پریشانی عاطفی باشند ، اما من معتقدم که تمرکز داستان روی این موجودات نیست. اگرچه این روحیه ها یک لایه سرگرم کننده و خارق العاده به فیلم اضافه می کنند ، همسایه من توتورو بر روی پیوند بین دو خواهر به روشی که به احتمال زیاد کلیسایی است تمرکز می کند میازاکی.

Young Mei رفتارهایی را که در میان خواهر و برادرهای کوچک تر متداول است ، به تصویر می کشد ، از ساتسوکی بزرگتر تقلید می کند و به دنبال تأیید او است. در طول نیمه اول فیلم ، بینندگان می توانند می را ببینند که مرتباً بعد از ساتسوکی تکرار می کند و در اطراف او را دنبال می کند. وقتی ساتسوکی در مدرسه است ، به نظر می رسد مای در کار خود گم شده است.

به نظر می رسد ساتسوکی با توجه به وضعیت مادرشان ، نقش خفیف والدینی را به عهده می گیرد ، این می تواند در میان خانواده هایی که والدین بیمار هستند ، معمول باشد. البته ، خواهران هنوز پدرشان را تحت مراقبت از خود نگه می دارند ، اما دختران با یک برنامه شلوغ و شلوغ ، چنین پویایی را در روابط خود نشان می دهند. بعد از دریافت اخباری مبنی بر اینکه مادر دختران به خانه نمی آیند ، تا آخرین بازی این فیلم هنگامی که بازی می کند ، واگرا می شود.

Mei ، در این نمونه ، در مرحله ابتکار عمل قرار دارد. خواهر جوان محیط خود را سر و صدا می کند و لجبازی و غیرت را متعادل می کند. فرار ممکن است هنگامی که با یک معضل عاطفی روبرو می شویم یک واکنش متداول برای کودکان باشد ، و گرچه از طریق یک اقدام اشتباه ، مای قبل از پی بردن به پیوند خانوادگی تقویت شده با خواهرش ، احساس استقلال تازه ایجاد شده را نشان می دهد.

نتیجه

چه عناصر در همسایه من توتورو تصوری یا واقعی است ، این فیلم پویایی خانواده را به روشی بررسی می کند که برای تعدادی از افراد قابل تعریف است. توتورو و دوستانش ممکن است در برانگیختن پرخاشگری زیبا در بینندگان هدف داشته باشند ، اما روانشناسی در این زمینه است همسایه من توتورو مقابله ، تخیل و رشد است. من می گویم که زیبایی فیلم های انیمیشن ، نه فقط همسایه من توتورو، پیامهایی است که می توان ترسیم کرد ، به بینندگان اجازه می دهد تا لذت ببرند و تفسیرهای خود را پیدا کنند.

شما چی فکر میکنید؟ آیا توتورو چیزی نیست جز حاصل تخیل دو دختر جوان؟ به ما اطلاع دهید!

همسایه من توتورو اولین بار در سال 1988 در ژاپن منتشر شد.

https://www.youtube.com/watch؟v=92a7Hj0ijLs


همسایه من توتورو را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

یک WHISKER AWAY: یک عید عالی برای تابستان (و گربه ها)

در طول تابستان همیشه با نسخه های جدید زیادی روبرو می شوید ، اما امسال آنها بیشتر به دلیل همه گیر بودن در حال کاهش هستند. به جز سرویس های جریان سازی. نتفلیکس اخیراً ویژگی جدید انیمه خود را منتشر کرد یک Whisker Away، کارگردانی شده توسط جونیچی ساتو و Tomotaka Shibayama و توسط انیمیشن استودیو کلریدو. من این فیلم را هفته ها قبل از اکران دیدم. این واقعاً مرا با احساس گرمی و تحقق بخشنده به همراه داشت ، برای افرادی که اکنون می توانند در شبهای تابستان تماشا کنند ، که در منظره های آفتابی یک شهر ژاپنی در نزدیکی دریا پیچیده شده است ، تماشای آن عالی است.

یک داستان عادی تابستانی؟

این فیلم بر روی دختری به نام Muge که پر از کاریزما و انرژی است ، می شود و یک پسر ناامیدکننده را بر روی یک پسر به نام Hinode در کلاس خود دارد. مثل داستان عاشقانه یک طرفه عادی صدا می کنید؟ خوب ، مگ بعد از مدرسه به یک گربه کوچک سفید تبدیل می شود و به خانه هینود می رود و از آنجا که انسان بود ، قدردانی بیشتری می کرد. هینود ، که شخصیت ترسو تر است ، پس از سگ کودکی خود ، گربه کوچک سفید تارو را صدا می کند.

یک WHISKER AWAY: یک عید عالی برای تابستان (و گربه ها)
منبع: نتفلیکس

شبیه به ضربه سر و صدا اسم شما، یک Whisker Away در مورد تعویض بدنه ، عشق جوان و تصاویر تابستانی بسیار جالب است. ولی یک Whisker Away بسیار بیشتر در مورد دیدگاه ساده لوحانه شما به عنوان یک نوجوان جوان و امید بی دقتی که با بزرگتر شدن همه چیز بهتر می شود. در یک نسخه انیمه مشابه (با همان نویسنده ، ماری اوکادا) به نام آنوهانا: گلی که آن روز دیدیم.

این داستان کلی سوئیچ با بدن مانند چیزی است که می تواند به راحتی عجیب شود ، به خصوص با توجه به اینکه چگونه اغلب به عنوان روایتی عاشقانه مورد استفاده قرار می گیرد و در آنجا یکی از شخصیت ها یاد می گیرد شخصیت مورد علاقه خود را یاد بگیرد ، در حالی که علاقه عاشقانه کاملاً فراموشی است. یک Whisker Away در ابتدا با این عارضه شروع می شود ، اما طی مدت زمان 104 دقیقه اجرا ، چیزی بیش از یک داستان عاشقانه کمی عجیب و غریب به وجود می آید.

با تمایل به گریه کردن ، وانمود می کنم گربه هستم

پس از شروع سبکی ، مگ شروع به صحبت می کند که چرا او می خواهد به چیز دیگری تبدیل شود که مورد قدردانی قرار گیرد. چقدر در مورد طلاق کثیف والدینش و چگونگی فرار او از احساسات بسیار زیاد است. و سپس او درک بیشتری راجع به هینود آغاز می کند ، و اینکه چگونه همیشه فکر می کند او یک فرد شاد غیرقابل نفوذ است. چگونه هر دو آنها آسیب پذیری عاطفی دارند و این مهم چگونگی درک آنها از یکدیگر است.

یک WHISKER AWAY: یک عید عالی برای تابستان (و گربه ها)
منبع: نتفلیکس

این جایی است که من از روایت موگ کمی ناامید می شوم ، زیرا به سختی به آنچه می تواند استعاره خوبی برای افسردگی و اضطراب باشد لمس می کند. وقتی او در ابتدای آخرین اثر فیلم فرار می کند ، احساس می کند واقعاً می تواند به یک منطقه تاریک تر تبدیل شود. اما در عین حال ، احساس می شود نویسندگان می دانستند که چه کاری می خواهند انجام دهند ، اما در عین حال فقط کمی است. به ویژه هنگامی که روی داستان عشق جوان متمرکز است ، و نه داستان عاطفی Muge.

همچنین احساس می شود که تبلیغ فیلم بیش از غم و اندوه جوانی بر انتظارات چیزی بیشتر در مورد عشق به جوانان متمرکز شده است ، با این که عنوان انگلیسی کاملاً متفاوت از ترجمه تحت اللفظی عنوان ژاپنی است – می خواهم گریه کنم ، وانمود می کنم گربه باشم.

گربه ها ، گربه ها و گربه های بیشتر

این موضوع مرا به موضوع بزرگ دیگر فیلم می کشاند: گربه ها. یکی از فیلم های مورد علاقه من و یکی از فیلم های کم ارزش تر استودیو غیبلی ، گربه برمی گردد به نظر می رسد الهام بخش بزرگی برای یک Whisker Away. با تمام داستان “قهرمان شدن به گربه و یادگیری دنیای مخفی گربه ها” بخش بزرگی از هر دو فیلم است.

یک WHISKER AWAY: یک عید عالی برای تابستان (و گربه ها)
منبع: نتفلیکس

ترکیبی از زندگی دنیوی و فانتزی دارای یک دروازه مشترک است که با احترام زیادی با آن برخورد می شود و آن گربه ها هستند. هم در دنیای گربه ها و هم در دنیای واقعی ، گربه ها مانند شخصیت های واقعی رفتار می شوند ، و همچنین چطور برای انسانهایی که با آنها زندگی می کنند راحت هستند اما هنوز هم در دستور کار خود قرار دارند.

ولی، یک Whisker Away اسطوره گربه خود را می سازد ، با اینكه شرور اصلی این فیلم فروشنده ماسك سایه بان است ، كه گربه بزرگی است كه در جشنواره تابستانی ماسك گربه را به موگ می فروشد تا او را به یكی تبدیل كند. اما یک واقعیت وجود دارد: فروشنده ماسک در واقع چهره انسان موژ را می خواهد ، به این معنی که روح او را جلب می کند.

نتیجه

با این پیش فرض بسیار غم انگیز “روح خود را از دست می دهید” ، این توطئه فرصتی را دوباره از دست می دهد تا حقیقتاً در مورد خواست مگو برای از دست دادن خود و قدردانی از خودش نباشد. مجدداً ، لازم نیست که همه چیز استعاره هایی در مورد زمینه های اساسی باشد ، و یک Whisker Away آن را با هنر اصلی خیره کننده خود و دنیای گربه های انسان دوستانه که انسان هایی هستند که روح خود را از دست داده اند ، به دست می آورد.

بدین ترتیب، یک Whisker Away 104 دقیقه خوب برای سپری کردن این بخش از مضامین ، به دنبال چیزی سبکی و زیبا (و شاید چیز دیگری باشد ، بسته به اینکه به رسانه ای که مصرف می کنید) بیشتر باشد ، این یک ساعت تابستانی مناسب Netflix برای شماست.

همچنین ببینید

VIRAL: ANTISEMITISM در چهار جهش: یک مستند مهم و به موقع

مشاهده کنندگان انیمه و علاقه مندان به گربه ، نظر شما چیست؟ میتوانست یک Whisker Away بیشتر به اعماق عاطفی شخصیت ها اقامت گزید یا این خیال پر از گربه ای بود که شما می خواستید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Whisker Away در 18 ژوئن سال 2020 در شبکه نتفلیکس منتشر شد.


یک Whisker Away تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

فردي

کارگر صنعت فیلم سازگار مستقر در استکهلم ، سوئد با اشتیاق به وحشت ، انیمیشن و همه چیز در بین.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی

برنامه نویسی تلویزیونی کودکان کار سختی نیست. کودکان را می توان به راحتی جبران کرد – رنگ های روشن و جاسوسی های بد بو مطمئناً در صورت عدم رشد مغز شما این ترفند را انجام می دهند – و پردازش پیام های پیچیده در رسانه ای که مصرف می کنند برای آنها دشوار است. به همین دلیل است که هنگام ایجاد رسانه برای مخاطبان جوان ، به راحتی باور نکردنی است که بتوان از هرگونه عمق آن صرف نظر کرد. اما آزمون واقعی از شایستگی یک نمایش تأثیر آن بر زندگی شخص است – وقتی تماشاگران اصلی آن از آن خارج شوند ، چه اتفاقی برای آن خواهد افتاد.

آواتار: آخرین Airbender به عنوان یک کودک مرا تحریک کرد. داستان دنیایی با چهار ملت مجزا که بر پایه جادوی ابتدایی (آب ، زمین ، آتش و هوا) بنا شده است و با تلاش های فتح ملت فایر ناسازگار می شود ، که تنها ناجی آن یک آواتار 12 ساله به نام آنگ بود – استاد مقتدر هر چهار عناصر. وقتی به مدرسه راهنمایی رسیدم و نحوه مصرف رسانه به آرامی شروع به تغییر کرد ، سریال به طور ناگهانی Netflix برداشته شد (حدس می زنم شما می توانید بگویید وقتی دنیا به آن احتیاج بیشتری داشت … ناپدید شد) من شروع به فهمیدن ارزش کامل محتوای آن کردم اما هرگز نتوانستم به طور کلی سریال را بازخوانی کنم.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

به نظر می رسد تنها مناسب است که سالی که دبیرستان را تمام کردم ، یک نماد نزدیک به دوران کودکی ، این سریال به Netflix بازگشت و به من و هر کس دیگری که با این نمایش بزرگ شده اند اجازه داده است که یک بار دیگر شیرجه بزنیم. این یک پاداش (و اولین ساعت برای برخی از افراد) است که وسواس گسترده ای را برانگیخته است. یک آواتار اگر بخواهید این چیزی بیش از نوستالژی نیست ، این تجدید حیات است که باعث شده است تا بسیاری از افراد پیام های مهمی را که نمایش داده می شود و تردیدهایی که با آنها پخش شده است – مجدداً مورد بازبینی قرار دهند.

آغاز زمین

سازندگان مایکل دانته دیمارتینو و برایان کونیتسکو این نمایش را با یک نمای سینمایی و پر مخاطب شکل داد. متناسب سازی برای داستان افسانه ای که آنها می خواستند بگویند. این هیچ سکوت احمقانه یا ماجراجویی نیمه پخته نبود ، منظور این بود که این افسانه ها باشد. تلفیقی از سبک “منتخب” که هر دو با آنها بزرگ شده بودند و سبک فیلم سازی انیمه که مورد احترام بودند.

زمین اولیه سست بود ، ایده “مرد هوایی” در تندرا که توسط “آتش سوزی ها” سرکوب می شد ، و گرچه توسط قلب نیکلودئون مورد استقبال قلبی قرار گرفت ، محدودیت هایی به آن داده شد. آنها مجبور بودند به دلیل تماشاگران جوان ، بدون خشونت رضایت بخش اقدام به نمایش نمایند و این یکی از تأثیرات اصلی ویژگی اصلی تخیلی – خم شدن عناصر شد. دستکاری آب ، زمین ، آتش و هوا به ترتیب ، هم روش مبارزه و هم شیوه زندگی. هر عنصر با منطقه ای متفاوت – قبیله آب ، عشایر هوایی ، آتش ملت ، و پادشاهی زمین – جفت شد و با هر منطقه تأثیرات فرهنگی متنوعی از جمله آسیا بوجود آمد.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

به راحتی می توان نمایشی را ایجاد کرد که توسط دو مرد سفید پوست ساخته شده و تحت تأثیر فرهنگ انیمه و آسیا به عنوان نادان و تخصیص پذیر است ، اما این می تواند تلاشها و تحقیقات انجام شده در بخشی از نمایش و همچنین تیم اختصاصی پشت آن را تضعیف کند. برای خم شدن ، مربی هنرهای رزمی سیفو کیسو مورد مشاوره قرار گرفت و وی با استفاده از چهار سبک اصلی هنرهای رزمی به عنوان نقاط تأثیر ، سبکهای متمایز را ایجاد کرد – تای چی برای آب دادن ، آویزان گار کونگ فو برای زمین خاکی ، هنرهای رزمی شائولین شمالی برای شلیک آتش و Baguazhang برای پخش هوا. این تأثیرات فراتر از سبک مبارزات صرفاً گسترش یافته ، به عنوان مثال ، اصل تای چی از یین و یانگ تشکیل هسته تحت اللفظ از قبیله آب شمالی ، و نقش مهمی در نهایی کتاب 1 بازی می کنند.

این جنبه نژادی است آواتار با این حال شاید سخت ترین باشد. در حالی که هیچ یک از ملل به طور مستقیم یک گروه قومی خاص را تایپ نمی کنند ، الهاماتی وجود دارد که نمی توان از آن چشم پوشی کرد ، یعنی آتش نشن نماینده امپریال ژاپن. نام های هوایی از راهبان تبتی الهام گرفته شده اند ، اما مفهوم آواتار عمدتا از هندوئیسم و ​​ایده تناسخ ناشی می شود. آب قبیله نفوذ اینوی و چینی ها را تحت تأثیر قرار داده است. این یک گلدان ذوب فرهنگ و زیبایی شناسی آسیا است که به درستی مورد استفاده قرار نمی گیرد ، اما برای ترسیم فلسفه شرقی و فضیلت هایی که معمولاً از سوی مخاطبان جوان تر پوشیده می شود. نمایش کامل یا روش کاملی برای نمایش نیست (مختصراً نشان داده شده Guru Pathik و sandbenders در تأثیرات نژادی آنها هر دو مورد سؤال هستند) اما این در حالی است که برای داشتن بسیاری از بینندگان جوان آسیایی مانند خود من با داشتن کل بازیگران کاملاً غیر سفید در خانه مهیا شده است. شخصیت هایی که آژانس خود را دارند و داستان های خودشان را می گویند.

مبارزه با آتش

شخصیت ها واقعاً تمام نمایش را به نمایش می گذارند و آنچه آنها را محبوب می کند این است که آنها کاملاً ناقص هستند. همان چشم اندازهای سیاه و سفید که در فلسفه شرقی نا مطلوب است ، در آن رد می شوند آواتار همچنین ، نمایش داده می شود با نوازش های خاکستری گسترده ، با روح. نقص شخصیت ها آنها را تکمیل می کند ، و از همه افراد ناقص در آواتار جهان ، بدون شک هیچ کس بیشتر از شاهزاده تبعید شده آتش Nation ، Zuko ، در تضاد نیست.

قوس رستگاری او بسیار دشوار است. شکار اولیه برای یافتن آنگ و رهایی خود از شرورانه ای که در پوست او سوخته است ، توسط تمایل کور دامن زده می شود ، زیرا او حتی به طور کامل مطمئن نیست که می خواهد ، و ناامنی و اضطراب خود را در زیر خشم دفن می کند. جهان بینی وی بسیار متأسفانه باریک است (همانطور که بیشتر افراد 16 ساله حساس هستند) ، و این در هر تعامل با نوع خود ، عمو ایرو پیر – که خودش برای جبران جنگ خود در جنایات جنگ گذشته ، به طرز بزرگی رفته است ، روشن می شود. ایرو تحمل می کند و به آرامی از زوکو به تلخی رهنمون می شود ، و کتاب 2 را در پادشاهی زمین می گذراند و برادرزاده اش ارزش های فروتنانه ای را تحریک می کند که کودکی پرشور او را به سرقت برده است. جذابیت داخلی چایخانه مشترک این جفت ارز در حال بهبود است و امید است که اصلاحات به آسانی شکوفا شود تا اینکه گذشته زوکو به او بازگردد.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

در فینال کتاب 2 است که او به دایی خود خیانت می کند و به همراه صندلی سلطنتی خود به همراه خواهرش آزولا دوباره به یاد می آورد که عدم قطعیت زوکو به اوج خود می رسد. این انتخاب برای دیدن او تکان دهنده است اما به شدت با شخصیت او صادق است – پذیرش پدرش Firelord Ozai ، تنها هدفی است که او در تمام این سالها شناخته شده است ، و کیست که اکنون او را کنار بگذارد؟ پذیرفتن سرنوشت از پیش ساخته ای که به او تحمیل شده است ، برای همیشه ساده تر است تصور درست است ، نه این که اختلافات درون او را رمزگشایی کنید.

زوکو با فرض گرفتن این موقعیت نادرست قدرت ، شرکت در یک نشست جنگی در کنار پدرش همانطور که همیشه آرزو می کرد ، و هنوز هم به دلیل گناه خیانت سنگین می شود ، زوکو قادر است آینده خود را به دست خودش بگیرد و واقعاً خودش را بگیرد. سخنان عمو به قلب – “وقت آن است كه به درون نگاه كنيد و شروع كنيد به اين سؤال بزرگ از خود بپرسيد: شما كي هستيد و چه مي خواهيد؟”. او با پدرش مقابله می کند ، و از درس های ایرو برای دفاع از خود در برابر رعد و برق کشنده اوزای استفاده می کند ، و برای کمک به آواتار و درست کردن خطاهای پیشینیان خود اقدام می کند.

بذر اتحاد بعید آنه و زوکو زود کاشته می شود. در کتاب 1 قسمت “روح آبی” ، آنگ به موقع می پرسد “اگر ما آن موقع همدیگر را می شناختیم ، فکر می کنی ما می توانستیم دوست باشیم؟” این احساس ارتباط و امکان طولانی بعداً در کتاب 3 اعمال می شود ، وقتی که این دو پسر می آموزند که مخالفان مشهور آواتار روکو و آتش لرد سوزین در کودکی فقط از دوستان نزدیک نبودند ، اما روکو پدربزرگ و زوکو است. گذشته های آنها به واسطه روابط خونی به هم می خورد.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

هنگامی که Zuko سرانجام با آموزش نیروهای آتش نشانی آواتار به نیروهایی با “آنگ باند” پیوست ، جلب اعتماد آنها برای او کار ساده ای نیست ، اما او برای پرداختن به اشتباهات خود بسیار سخت کار می کند (از طریق سه “سفر میدانی” که تهدیدکننده زندگی است با Aang ، به ترتیب ، Katara ، و Sokka) ، به دست آوردن یک خانواده انتخاب شده و پیوند شکسته شده را در تاریخ مشترک او و Aang ترمیم می کنند. این تصویر بخشش بدون فراموش کردن ، تغییر واقعی و کار سختی که برای انجام این کار صورت می گیرد ، به زیبایی نوشته شده و نمایش دادن بسیار مهم است. مردم در اخلاق خود دوتایی نیستند و برای همیشه توسط اجدادشان تعریف نمی شوند. تغییر کار ساده ای نیست ، اما همیشه ممکن است ، و این وظیفه را هم دارد که فرد داشته باشد.

واترهای تاریک

به نظر می رسد که آواتار همیشه در حال فشردن مرزها بود و آنچه را كه به عنوان برنامه “قابل قبول” برای برنامه های كودكان به نمایش گذاشته شده بود ، با بازخوانی نسل کشی ، امپریالیسم ، استعمار و آسیب هایی که با آن همراه بود تعریف می کرد. علی رغم همه فشارها ، خدمه دریافت شده از نیکلودئون در لحظه های سنگین تر (به عنوان مثال “مرگ متعجبانه جت”) آنقدر حفظ و ارتباط برقرار می کنند.

سه فصل این نمایش به طور عمده برای ردیابی مسیر آنانگ به شکست Firelord Ozai انجام می شود ، اما در زیر آن همه پرتره ای پیچیده از اشکال مختلف وحشت امپریالیسم و ​​استعمار است ، و اینکه ملت ها چگونه تحت تأثیر آن قرار می گیرند. پادشاهی زمین اکثراً اشغال شده است ، و آخرین شهر دژبان باقی مانده آن یعنی Ba Sing Se یک پناهگاه امن کاذب است که در فساد سیاسی پوشانده شده است (تکرار بعد از من: در Ba Sing Se هیچ جنگی وجود ندارد) پس از یورش Fire Nation ، قبیله واتر تعداد زیادی دارد و فرقه بازمانده آن همچنان در سنت ریشه دوانده است تا خود را به طور کامل سد کند ، هرچند بعداً ناموفق است. حتی آتش ملت به طور حتمی در سراسر کتاب 3 انسان سازی شده است – بسیاری از ساکنان تحت غفلت دولتشان فقیر شده اند ، و حتی کسانی که نمی توانند از بدو تولد به دروغ تاریخ کاذب و تبلیغات جنگی بپردازند. تمایز بین شهروندان و رژیم فاسدی که در دام آنها افتاده است روشن است.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

اما این ویرانی نابسامان هوایی است که ویران کننده ترین است. قتل عام تقریباً كلی كه صد سال بعد فقط آنگ شاهد آن است. غم و اندوه او همیشه در صدر اقدامات خود نیست اما او مرتباً با خودش حمل می کند ، و لحظه هایی که او می شکند (هر بار که وارد کشور آواتار می شود) بسیار سنگین است. آدم ربایی اپا در کتاب 2 او را به طرز اندکی که در قسمت های قبلی دیده نشده است بدخواه می کند زیرا پیوند منفرد او با گذشته اش از بین رفته است. خویشاوندی او در آخرین نفر از نوع ، از بین رفت.

این سوخت ظریف به آتش او است. عشقی که در گذشته و حال او نسبت به مردم دارد اما او را قادر به جدا کردن کامل خود نمی کند. او و زوکو هر دو ورق یکدیگر هستند به این ترتیب: آنگ ​​به خاطر عشقی که از دست داده است سکوت می کند و به خانواده اش که محکم بسته می شود چسبیده است ، در حالی که زوکو آشفتگی را در نیاز به جدا شدن از خانواده ای پیدا می کند که هیچ وقت نخواسته به او عشق نشان دهد و افراد خاص خود را پیدا کنید

همچنین ببینید

فلینت: مسمومیت از یک شهر آمریکایی: پرده برداری از یک جنایت آمریکایی

کودکان جنگ در هوا

البته مرتکب این همه تخریب کسی نیست جز Firelord Ozai. تأثیر وی گسترده است اما حضور واقعی او اندکی دیده می شود ، با اولین حضور کامل او در قسمت اول کتاب 3. او با اقدامات خود توصیف می شود – ملل مختلفی که تحت حاکمیت سرکوبگرانه دولت او رنج می برند ، و بازخوانی های کمی از زندگی او از کسانی که او را می شناسند ، رنج می برد. در سریالی که به دنبال انسان سازی و توسعه هر شخصیتی است که از آن برخوردار است ، اوزای به طرز چشمگیری خالی است. آغازگر غیر انسانی از محاکمات Aang و Zuko هر دو به عنوان دو ستون نمایش و بازتابی از وحشت های واقعی زندگی امپریالیسم و ​​سوءاستفاده هستند که واقعیت ما را خراب می کند. او کمتر از یک فرد است ، و مظهر سیستم های مخرب بزرگتر است.

در مقابل استبداد وی شکوفا می شود و اصرار بر تعادل و هماهنگی – قلب واقعی نمایش – و آنچه باعث قدرت بیشتر می شود جوانان شخصیت هایی هستند که آن را بیان می کنند. به خاطر سپردن بعضی اوقات توانایی های جنگ باورنکردنی و قدرت عاطفی آنها در زمان جنگ ، دشوار است اما همه آنها واقعاً هستند فرزندان. دائماً توسط افرادی که با آنها ملاقات می کنیم شکل می گیرد و تجدید شکل می شود و تجربیاتی که آنها با پیشرفت های اخلاقی و دیدگاه های جهانی تجربه می کنند ، تغییر شکل می یابد. پیروان عظیم آن در هر سال ، ممکن است ، نمایش مشخصات کودک و نمایش کودکانه و بسیار مهم در آن باشد.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

وقتی از دخالت وی در این سؤال پرسیده شد آواتار به عنوان مشاور هنرهای رزمی ، سیفو کیسو اظهار داشت: یکی از دلایلی که من برای نمایش وارد آن شدم این پیام بود برایان و مایک می خواست با کودکان به اشتراک بگذارد مفاهیم افتخار ، وظیفه ، وفاداری ، دوستی و هماهنگی. فکر کردن فراتر از خود. یکدلی. رحم و شفقت – دلسوزی”. فکر کردن در مورد نمایش کودک دیگری که همه اینها را با همان آرایش و اشتیاق نشان می دهد دشوار است آواتار، با نشان غیر قابل توصیف خود و بسیاری دیگر از مردم در سراسر جهان.

نتیجه

من تمایل به فکر کردن دارم آواتارتماشاگران به عنوان نسل به نسل تقسیم می شوند – هزاره هایی که تماشای آن در ابتدا پخش می شدند ، ژنرال مسن Z که در اولین دوره حضورش در نتفلیکس (آن را شامل می شد) آن را مشاهده کردم ، و اکنون محصول جدیدی از تماشاگران جوان Gen Z از آخرین دور خود در. نتفلیکس تعداد کمی از برنامه های تلویزیونی وجود دارد که تأثیر آن را می توان بیش از یک دهه پس از آزادی آنها احساس کرد ، مخاطبان را در همه سنین مورد احترام و وحدت قرار داد ، اما وقتی کسی با هم همراه شود ، فراموش کردن غیرممکن است. آواتار: آخرین Airbender داستانی است برای سنین ضربان قلب آتش آن تقریباً 15 سال پس از انتشار اولیه می سوزاند و احتمالاً هرگز از بین نمی رود.

نظر شما چیست آواتاربازگشت به نتفلیکس؟ در نظرات بحث کنید!


سازمان دیده بان آواتار: آخرین Airbender

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!