TOM & JERRY: Imposter ناخالص

حتی یک دقیقه به جدید نمانده است تام و جری فیلم ، من می خواستم آن را خاموش کنم. به ظاهر آن نیفتید. ممکن است برخی از آیکون های با ماندگاری طولانی در تمام انیمیشن ها را نشان دهد. ممکن است کل نوشته های کودکی من روی صفحه نمایش بزرگ باشد ، اما بینندگان مراقب باشند: این مورد نیست ویلیام هانا و جوزف باربرا کاریکاتورهای دهه 40 و 50 احیا شدند. داستان تیمرا تام و جری یک فریبکار فاحش چیزی است که شما در مورد رقابت گربه و موش می دانید و دوست دارید.

این حتی در مورد تام یا جری نیست

این فیلم 2021 واقعاً در مورد زن جوانی به نام کایلا است (Chloë Grace Moretz) ، که منفی و دروغ می گوید برای کار در هتل رویال گیت. انسانها در اینجا متوقف نمی شوند. به نوعی فیلم می خواهد ما با صاحب هتل آشنا شویم (راب دلانی) ، که هیچ کاری انجام نمی دهد جز ریشخندهای ناشیانه و مدیر رویداد Terrance (مایکل پنا) ، که بدون دلیل مشخص دیگری غیر از فیلمنامه ای که چنین گفته است ، قصد نابودی امیدها و رویاهای كایلا را دارد. آه و کن جئونگ در این فیلم به عنوان یک سرآشپز عصبانی حضور دارد ، زیرا او همچنان به کلیشه های منفی آسیا ادامه می دهد.

و سپس وجود دارد کالین جوست و پالوی شاردا به عنوان یک زوج جوان تأثیرگذار مشهور ، که قصد دارند “عروسی قرن” را در هتل برگزار کنند. این عروسی کل طرح را هدایت می کند. در اصل مهلتی است که شخصیت های انسانی باید آن را داشته باشند. در همین حال ، کایلا سعی می کند به همه و به خودش ثابت کند که توانایی مدیریت سمت مدیریتی را دارد ، حدس می زنم؟

توجه کنید که من چطور از تام یا جری نام نبردم. این به این دلیل است که آنها به سختی در این کار هستند. داستان درباره آنها نیست. اتفاق می افتد که هر چند وقت یک بار از آنها استفاده کنید. این نکته گیج کننده است که این فیلم چقدر متعهد است که شخصیت های اصلی خود را به ما نمی دهد.

شخصیت های انسانی Bland ، پر از جنجال

به نظر می رسد که داستان می خواست بازیگران را در این قسمت راهنمایی کند تا جایی که ممکن است بیش از حد دراماتیک باشند ، تا سعی کنند استانداردهای کارتونی شخصیت های حیوانی را برآورده کنند. حتی اگر ایده درستی باشد ، فیلمنامه به هیچ انسانی ماده یا حس کمدی نمی بخشد. آنها بیشتر از هر چیز دیگری شبیه کاریکاتور هستند.

مورتز تمام تلاش خود را می کند تا کایلا را دوست داشتنی جلوه دهد و در بعضی موارد عملکرد فوق العاده ای دارد. از خنده های ناجور او که تبدیل به خرخر می شود تا تعاملات طبیعی او با تام و جری در صفحه ، مورتز یک بار دیگر ثابت می کند که او دارای قدرت ستاره ای است. فقط شرم آور است که فیلمنامه دائماً به ما بزرگسالان یادآوری می کند که کایلا به عنوان یک الگوی برای کودکان چقدر وحشتناک است. چیزهایی که او در این فیلم از آن دور می شود باورنکردنی است و فیلم انتظار دارد بدون توجه به او ریشه یابی کنیم.

TOM & JERRY: Imposter ناخالص
منبع: تصاویر برادران وارنر

در همین حال، جوست مردی است که هر چیزی را که می خرد تا یازده شماره می گیرد ، از هواپیماهای بدون سرنشین ارتش گرفته تا آوردن فیل ها برای عروسی ، همه در حالی که با یک زیر نویس “احمق سختگیر پدرزن هند” سروکار دارد ، می دوید. پنیا به عنوان یک آنتاگونیست انسانی مجبور در داستان قدم می زند ، همه در حالی که بی دست و پا است ، زیرا او نظرات مردم را بیش از حد واقعی می گیرد. او رسانه های اجتماعی را “InstaBookFace” و “Ticky Tock” می نامد. آیا من باید بخندم زیرا او اشتباه آنها را می گوید؟ سپس یک شخصیت متصدی بار وجود دارد (جوردن بولگر) که به عنوان علاقه بالقوه کایلا و یک زنگ تفریح ​​عمل می کند (پاتسی فران) که تنها ویژگی او در کل فیلم این است که از هیچ جا ظاهر می شود و مردم را می ترساند. و سپس وجود دارد جئونگ. فقط می توانم بگویم که لحظه ای در فیلم وجود دارد که تام قصد دارد کیکی را که جری در آن مخفی شده است ، نابود کند ، فقط برای جئونگ وارد شود و خودش خرابش کند.

همه اینها یک امر پرخاشگرانه ناخوشایند است ، پر از شخصیت های آزار دهنده انسانی که برای ایجاد یک عروسی ملایم در اطراف می دوند.

جلوه های بصری عالی و لحظات بالقوه

جایی که فیلم در واقع نوعی جایگاه پیدا می کند وقتی است که در واقع درباره تام و جری باشد.

تصمیم برای انیمیشن نگه داشتن آنها ، در پس زمینه ای مانند دیگر فعالیت های زنده قرار می گیرد جام جم یا کسی که خرگوش روگر را طراحی کرد، یک استراتژی تحسین برانگیز است. در واقع ، هر حیوان در این فیلم انیمیشن است. برخلاف کاریکاتورها ، که طرحی برای چگونگی ترسیم همه چیز را می پذیرند ، فیلم واقعاً چیزهایی را در نظر می گیرد که میزان واقعی هرج و مرج و آسیب تام و جری به یک مکان چیست. می بینیم کاناپه هایی پاره شده ، دیوارها شکسته ، بالش ها خرد شده اند. چوب دستی سرگرم کننده و راضی کننده است.

در طول سکانس های تام و جری ، نه تنها صداپیشگی مستقیم از ضبط های بایگانی پیدا می شود ، بلکه فراخوانی های تصویری قسمت های کلاسیک نیز وجود دارد. اگر قبلاً کارتون ها را دیده باشید ، جزئیات کمی مانند جری که از سر تام عبور می کند و صورت تام بعد از ضربه زدن به آن مطمئناً دکمه های دلتنگی شما را فشار می دهد. و خدایا ، من هرگز لذت بردن از فریادهای درد تام را قطع نخواهم کرد.

TOM & JERRY: یک ناخالص داخلی
منبع: تصاویر برادران وارنر

آخرین و نه مهمترین ، من باید ظاهر شخصیت ها را مطرح کنم. جلوه های بصری در اینجا زرق و برق دار است. تام و جری قبلاً در لایو اکشن هرگز به این زیبایی نگاه نکرده بودند. حالات چهره آنها کاملاً با کارتون های اصلی دهه 40 و 50 وفادار مانده و عمق سه بعدی کافی برای تعلق آنها در یک فضای عملی زنده دارد. حتی شخصیت های فرعی کلاسیک مانند اسپایک و بوچ در اینجا عالی به نظر می رسند.

عدم درک مطلب منبع

متأسفانه ، بسیاری از مواردی که در اینجا کار می کنند ، هنوز توسط برخی از انتخاب های ترسناک نوشتن و ترانه همراه است. برای شروع ، هیچ ارکستری وجود ندارد ، که در آن برخی از سازها مانند سنج یا شاخ فرانسه بتوانند کمدی و پوچ بودن این مجموعه را برجسته کنند. طرفداران کارتون های اصلی ، ویولا یا پیانو را برای برجسته کردن جری که در خانه می دوید ، مرتبط می کنند ، در حالی که تام تمایل دارد در پس زمینه مقداری طبل داشته باشد تا حرکت او را همراهی کند. از ویولن برای نشان دادن شخصیت یا افتادن خنده استفاده می شود. شما می توانید به یک قسمت تام و جری گوش دهید و بر اساس امتیاز ارکستر حدس بزنید چه اتفاقی می افتد.

باورنکردنی است که چقدر داستان گویی در کارتون های اصلی از موسیقی ناشی شده است. هیچ کدام از این موارد در اینجا یافت نمی شود. کاملا هیچ. در عوض ، ما یک موسیقی متن کامل پر از آهنگ های هیپ هاپ دریافت می کنیم که هرگز به صورت لحنی با آنچه به ما نشان داده می شود مطابقت ندارد. در حال تماشای تام که جری را تحت تأثیر قرار می دهد اریک بی و راکیم “تکنیک را عرق نکنید” فقط گیج کننده است. هیچ تلاشی برای داستان سرایی وجود ندارد ، جایی که موسیقی ما را از پایین و پایین این تعقیب گربه و موش عبور دهد. آیا می توانید تصور کنید اگر فیلم بادام زمینی ما را وادار کرد که Snoopy در حال تعقیب Baron قرمز با آهنگ “Straight Outta Compton” توسط N.W.A.؟ با قرار دادن یک آهنگ رپ در پس زمینه ، کل سکانس اکنون به عنوان یک قطعه تنظیم شده خارج می شود – یک قطعه قطعه پر سر و صدا. هرگونه پیشرفت بالقوه در رقابت تام و جری و همچنین یک دوستی کنار گذاشته می شود. این انتخاب های سوال برانگیز آهنگ از ابتدا تا انتها یافت می شوند. این فیلم به معنای واقعی کلمه با کبوترهایی شروع به شکستن دیوار چهارم می کند که “آیا می توانم آن را لگد بزنم؟” از جانب قبیله ای به نام تلاش.

TOM & JERRY: Imposter ناخالص
منبع: تصاویر برادران وارنر

در همین حال ، باید تکرار کنم که تام و جری به حاشیه رانده شده اند. آنها به هیچ وجه فیلم را در داستان پیش نمی برند. بلکه آنها فقط مانند نقوش کنار بازی می کنند. گیج کننده است این یک فیلم در مورد یک زن جوان است که شغل می گیرد و برای عروسی آماده می شود.

تام و جری: این مرا عمیقاً رنج می دهد

من به عنوان کسی که صبح یک شنبه با تماشای کارتون های اصلی بزرگ شده ام ، هیچ لذتی برای من ندارد تیم استوری تام و جری یک محاسبه غلط است. این فیلم پر از شخصیت های ناخوشایند انسانی و دسیسه ای که حتی شامل شخصیت های برجسته حیوانات آن نمی شود ، به اندازه یک کاسه ژلاتین بدون طعم ، بی روح است.

مورتز (برکت قلب او) تمام تلاش خود را می کند تا به فیلم کاریزما بدهد ، اما فیلمنامه در کنار او نیست. سازندگان فیلم در پشت این مسئله به روشنی نمی فهمند (یا برایشان مهم نیست) تام و جری یکی از شاخص ترین و تأثیرگذارترین مجموعه های انیمیشن در تمام دوران ها است. این فقط یک کارتون برای بچه های کوچک نیست. این سریالی است که چندین جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه انیمیشن برنده شده است و امروز نیز رکورددار بیشترین برد در آن دسته برای یک استودیو است.

به عنوان کسی که تا به امروز هنوز هم تماشا می کند تام و جری شلوارک مانند کنسرتو گربه و لطفا ساکت!، من در این سطح از اعدام ناخوشایند هستم. در واقع ، من برگشتم و یک ساعت از کلاسیک را دوباره تماشا کردم هانا و باربارا کارتون ها مانند یک آئین پاکسازی هستند. دیدن چنین حق امتیازهایی برایم دردناک است گوسفند را شان کنید، بادام زمینی، لونی تونز با حداکثر احترام رفتار شود ، اما چیزی مانند تام و جری اینگونه انجام می شود زوج Captain Underpants: اولین فیلم حماسی با عشق و علاقه به کتابهای اصلی ساخته شده است. به جای یادآوری اینکه چرا رقابت گربه و موش یکی از با ارزش ترین داستان های من است ، این 2021 تام و جری فقط یادآور فیش حقوقی و بستر گربه ها بود.

دیدی تام و جری؟ نظر شما در مورد فیلم چیست؟ در زیر به اشتراک بگذارید!

تام و جری در تاریخ 26 فوریه در سینماها و HBO Max در سراسر جهان اکران شدهفتم، 2021


تام و جری را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

گزارش Sundance 2021 1: CRYPTOZOO ، جان و سوراخ و ضربه زدن

این یک سال دیگر است و این به معنای یک جشنواره فیلم Sundance دیگر است! در حالی که هیچ یک از ما تجربه واقعی خود را نداریم ، در فضای پارک و پارک لذت می بریم ، اما لذت بردن از فیلم ها و فیلم های زیادی برای بلعیدن همچنان وجود دارد. من فکر می کنم ارزش یک دور واقعی تشویق به ساندنس برای آنچه که امسال با وجود همه چیز توانستند انجام دهند ، است. من خوش بین هستم که سال آینده برای همه ما متفاوت خواهد بود ، اما تا آن زمان ، من از توانایی خودم در استراحت در لباس خواب و لذت بردن از فعالیت مورد علاقه زندگی خود لذت می برم: تماشای فیلم. برنامه من یک ترکیب کاملاً التقاطی داشت که همیشه ماموریت من است و من از به اشتراک گذاشتن آنچه قادر به تماشای آن هستم هیجان زده هستم.

سه فیلم اول را می توان در ژانر مشابه دسته بندی کرد و هنوز … نه. یک ارتباط این است که همه آنها به شیوه خود کمی عجیب هستند (بعضی بیشتر از دیگران – من به شما نگاه می کنم) Cryptozoo) اما همه ، چیزی ذاتیاً منحصر به فرد برای ارائه داشتند ، حتی اگر آنها خیره کننده نبودند.

Cryptozoo (داش شاو)

گزارش Sundance 2021 1: CRYPTOZOO ، JOHN AND THE Hole & KNOCKING
Cryptozoo (2021) – منبع: جشنواره فیلم ساندنس

حتی قبل از شروع این فیلم فکر می کردم این فیلم سفارشی برای من ساخته شده است. انیمیشن دستی ، رمزنگاری ها و کلی استقبال از چیزهای عجیب؟ به نظر می رسد این یک افزایش فوری دست برای من است. گرچه کاملاً به همه علائم نرسید ، اما بیشتر با تصمیمات متناقض روایی خود را از دست داد ، اما هنوز هم چیزی بود. بعد از تماشای من در واقع یک لحظه “وای” داشتم و این قطعاً یک است ریوز کیانومانند پاسخی که من به آن اشاره می کنم. این لزوماً بد یا خوب نبود ، فقط مدتی طول کشید تا معنی این پاسخ را جویدم.

سکانس افتتاحیه ، که یک زوج را دنبال می کند (این دو با صداگذاری می شوند لوئیزا کراوز و مایکل سرا) رابطه جنسی در جنگل و سپس کشف حصار غول پیکر (تقریباً شبیه آن) پارک ژوراسیک – و این جایی نیست که شباهت ها پایان می یابد) صعود به آن (هنوز برهنه) ، و سپس کشف آنچه شما حدس زده اید ، Cryptozoo ، شگفت انگیز بود. وقتی مرد شاخ تک شاخ را لرزاند ، من خیلی قفل شدم.

از آنجا به یک شخصیت جدید می رود ، قهرمان اصلی ما لورن گری (دریاچه بل) ، که پس از تعامل با باکو (موجودی افسانه ای که رویاهای شما را می خورد) ماموریت خود در زندگی محافظت از رمزپایه ها است. همچنین ، برای پیوستن به دوست دوران کودکی محبوب خود.

هنگامی که برخی از شخصیت های اصلی تلاش خود را آغاز می کنند ، فیلم شتاب خود را از دست می دهد. این بدان معنا نیست که با انسجام آن جالب نیست اما شلتر می شود. در حالی که می توانم چیز عجیب و غریب را ستایش کنم ، اما چند بار کمی از ریل خارج می شود.

امتیاز کاملاً خارق العاده ای بود و تنوع بازی در انیمیشن و رنگ در تحویل کاملاً قوی بود. یک سفر نهایی به Cryptozoo وجود دارد که شخصیت اصلی ما را با دیگران متحد می کند ، زیرا پارک از کنترل خارج می شود. افراد موجود در آن آزاد شده اند و دولت می خواهد آنها کنترل شود. آشنا بنظر رسیدن؟ بله ، دیگری پارک ژوراسیک تکان دادن ، با همان اجماع در پایان آن “آیا این به نفع آنها است یا ما؟”

این اساساً به دلیل خلاقیت بودن خلق آن ، هنوز یک ساعت ارزشمند است. این برخلاف هر چیزی است که من قبلاً دیده ام ، و گرچه برخی ممکن است آن را به یک تلاش پر از مواد مخدر استنباط کنند ، من نمی دانم که این واقعاً یک چیز منفی است. من فکر می کنم این می توانست حتی از زمان محدود آن کوتاهتر باشد و معتقدم برخی از طرح ها توسعه نیافته بودند ، اما من هنوز موجودات و عنصر جهان ساز را دوست داشتم. ناگفته نماند ، این انیمیشن واقعاً یک تجربه بود که به وضوح یک کار عشق بود. خیالی و فوق العاده طراحی شده ، حتی اگر عالی نباشد ، Cryptozoo قطعاً یک تجربه است.

جان و چاله (Pascual Sisto)

گزارش Sundance 2021 1: CRYPTOZOO ، جان و سوراخ و ضربه زدن
جان و چاله (2021) – منبع: جشنواره فیلم ساندنس

در حالی که احساس می کنم این فیلم می تواند یک اختلاف نظر باشد ، اما به این واقعیت اطمینان دارم که این یک فیلم جذاب است. هرگز من را از دست نداد (تقریباً از دست داد) حتی اگر جاه طلبی های آن گاهی اوقات تحویل آن را بیش از حد کند ، در این هیجان قابل قدردانی است.

جان (چارلی شاتول) ، در یک عملکرد برجسته ، تصمیم می گیرد (بدون هیچ توضیحی واضح و فکری به خاطر داشته باشید) که می خواهد خانواده اش را مخدر کند و آنها را در چاله ای قرار دهد. سه قربانی این اتفاق پیچیدند تنها در خانه پدر براد هستند (مایکل سی. هال) ، مادر آنا (جنیفر اِله) و خواهر لوری (Taissa Farmiga) او می خواهد آزادی ، “بزرگسالی” را همانطور که شما تجربه می کنید تجربه کند ، و فیلم در طی روزهایی از یک طرف ، شروع به خوردن هرچه می خواهد ، رانندگی در اطراف ، معاشرت با دوستانش (چند بازی کاملاً غیرمعمول و ناسالم) می کند. بگویید) در حالی که خانواده وی در گودالی گل آلود گیر افتاده اند ، از آنچه اتفاق می افتد گرسنه و متحیر مانده اند. از هر دو طرف ، تحریک کننده و جالب است.

این فیلم تغییرات لحنی را اغلب بین شوخ طبعی تاریک و ناامیدی مشاهده می کند ، و بعضی صحنه ها را تند می کند در حالی که برخی دیگر باعث خنده می شوند. این می تواند از نظر گذشته کمی ناخوشایند باشد ، اما همچنان جذاب است. فیلمبرداری فوق العاده ای در طول فیلم وجود دارد و بازیگران حتی وقتی نگارش کم می شود ، داستان را حمل می کنند. این یک قطعه بدخلق است که از طریق چشم پسر جوانی که ممکن است انگیزه های آن کاملاً روشن نباشد ، زنده می شود ، اما در کل شما از چه کسی تعجب کرده اید – قرار است بعد چه کاری انجام دهد؟ در حالی که خانواده اش در سوراخ گیر کرده اند ، و با وجود برخی اقدامات وحشتناک ، س questionال برانگیز و اجتماعی-پاتک ، لحظاتی نیز وجود دارد که او با دیگران در خارج از آن زندگی می کند ، جایی که او در حال تمایل است ، تمایل به تماس دارد ، گویی که او حتی واقعا نمی داند چرا خودش این کار را کرد این تفاوت های ظریف است که چارلی شاتول بهترین قسمت فیلم. بعضی مواقع احساس می کردم که اگر اجازه نمی دهد نگاهم را دور کنم – و اگر این فیلم کانال را هدایت می کرد ، فکر می کردم تأثیرگذاری بیشتری داشت.

چندین سوراخ “پلان” وجود دارد ، بله ، این یک جناس در نظر گرفته شده است ، که ممکن است شما را در مورد چگونگی / دلیل پس از آن تعجب کند ، و بسته به دیدگاه شما ، ممکن است بیشتر از دیگران آزار دهد. برای من ، این فیلم خراب نکرد ، بلکه آن را از آنچه می توانست تخلیه کند. من فکر می کنم اینجا چیزی بسیار عالی وجود داشت ، که بعضی اوقات ، فقط نمی دانست چه می خواهد باشد.

این فیلمی نیست که شما را متزلزل کند ، گرچه لحظات خودش را دارد و همچنین فیلمی نخواهد بود که کاملاً طنین انداز باشد. عناصری وجود دارند که واقعاً کار می کنند ، صحنه هایی که حتی در اعتبارات باقی مانده اند و سایر مواردی که ممکن است باعث خستگی سر شما شود. در واقع این داستان از یک پسر جوان است که می خواهد بزرگسال باشد ، با ارجاع متقابل (به اندازه کافی اعدام نشده است) از یک بزرگسال که می خواهد از پدر و مادر فرار کند ، و فرزند خود را به بلوغ وادار می کند. جان و چاله فیلمی است با پیش فرض عالی ، اعدامی متناسب ، اما هنوز هم باید کشف شود. استعداد چشمگیر از چارلی شاتول دلیل کافی است

در زدن (فریدا کمف)

گزارش Sundance 2021 1: CRYPTOZOO ، جان و سوراخ و ضربه زدن
The Knocking (2021) – منبع: جشنواره فیلم ساندنس

من همیشه طرفدار وحشت روانی بوده ام. برای من ، این تنها ژانر فرعی است که می تواند من را وحشت زده کند. دلیل؟ این در واقعیت و حقیقت استوار است که همه ما این امکان را داریم که اجازه دهیم درک واقعیت را لغزش کنیم. وقتی شروع می کنیم فریدا کمفرا در زدن ، مولی (سسیلیا میلوکو) ، که اخیراً با یک تجربه آسیب زا روبرو شده است ، از یک موسسه آزاد می شود. وقت آن است که او دوباره روی پا بایستد. او یک آپارتمان به دست می آورد و تقریباً بلافاصله چیزی باعث دلهره او می شود.

مولی شروع به شنیدن یک کوبیدن مرموز می کند و از خود می پرسد این چیست. به نظر می رسد هیچ یک از همسایگان او نمی دانند که او به چه چیزی اشاره دارد ، اما همچنان ادامه دارد. آیا او آن را تصور می کند؟ آیا کسی به کمک احتیاج دارد؟ ما همانجا هستیم که پارانویای در حال رشد به آرامی بر روی او سرازیر می شود و او را به هسته اصلی خود متزلزل می کند. از بسیاری جهات ، حتی بدون دانستن پایان و “حقیقت” ، این یک اکتشاف کامل سینمایی برای روشن کردن گاز است. نه تنها کسی او را باور نمی کند ، بلکه بسیار سریع هم انجام می دهد و باور نمی کند. این باعث می شود که خودش شک کند و قضاوت و چارچوب ذهنی او را بیشتر مختل کند.

او چه در آپارتمان خود و چه در خاطرات خودش به دام افتاده است. با یک زمان اجرا بسیار کوتاه ، این فیلم خنک کننده یک ساعت سریع است ، اما یک فیلم راحت نیست. چیزهای زیادی وجود دارد که به این ناراحتی کمک می کند ، امتیاز ، ویرایش / میکس فوق العاده صدا ، عملکرد بی نظیر سرب و همچنین جو ایجاد شده. او نه تنها با سر و صدایی ناامیدکننده و یک رمز و راز رو به رشد آزار می بیند ، بلکه یک موج گرما نیز در تلاش است تا دوباره وارد زندگی خود شود. با ادامه این هیجان آهسته سوز ، او می لغزد ، خفه می شود ، تا اینکه در نهایت به نقطه جوش او منجر می شود.

سسیلیا میلوکو یک بازیگر بسیار با استعداد است و تعهد او به این نقش قسمت عمده ای از دلیل تغییر کاراکتر شدن من است. پایان کار مطلبی را باقی می گذارد. این داستانی نیست که لزوماً برای فیلم ناشناخته باشد ، و گرچه آنچه که من ذکر کردم ، آن را به قصه ای تبدیل می کند که باید دید ، در آخرین لحظات آن تعطیلی وجود ندارد. برای مولی و مخاطبان. با عملکرد عالی ، با هدایت مهارت فنی ، در زدن هنوز مطمئن است که یک پاسخ احساسی به دست می آورد.

آیا توانستید در جشنواره امسال شرکت کنید؟ آیا از این موارد چیزی دیده اید؟ نظرات خود را در نظرات زیر با ما در میان بگذارید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

FISH S1E1: سرگرم کننده نیست. خنده دار نیست. ارزشش را ندارد.

این ذهن را گیج می کند که چطور چیزی با طول بسیار کوتاه می تواند بسیار وحشتناک باشد. ماهی، خلبان جدید نویسنده / خالق کورتیس جانسون و سگ دن فیلم ، ظاهراً موفق به کشف فرمول چنین مخملی شدند. بیایید با خلاصه داستان شروع کنیم و سعی کنیم آن را از آنجا ببریم.

طبق IMDb- When Jacob Fiskel ، معروف به ماهی (ترنل بلانکس)) ، برای شغل رویایی خود به عنوان مجری رادیو درخواست می کند و رد می شود ، او دعوت به زندگی خود را به عنوان مجری رادیو هدف قرار می دهد تا آنجا که ممکن است. هر روز صبح ، او با شادمانی فضای کار خود را ، با آمار ، عکس ، یک لپ تاپ برای پخش مجدد و سر و صدای حباب خود ، در حال آماده سازی برای نبرد کمدی ، آماده می کند.

این نمایش کاملاً دقیق چیزی است که من فقط می توانم تصور کنم زمین بازی باشد ، با چند تصور غلط در اصطلاحات. کلماتی مانند “خنده دار” و “کمدی” باید بلافاصله به دلیل استفاده نادرست از چنین اصطلاحاتی حذف شوند. لحظه ای نبود که متوجه شدم در حال لبخند زدن هستم ، چه رسد به اینکه بخندم ، با هر آنچه گفته یا دیده می شود در تمام این ظروف وحشتناک انیمیشن فلش با ظاهری ارزان قیمت.

آن را به عقب پرتاب کنید

با توجه به مدت زمان طولانی و بیش از چهار دقیقه ای که من در آن به سر می بردم ، فکر این است که این کار را بیشتر از زمان لازم انجام ندهم ، تنها لطف پس انداز است ماهی. اینجا چیزی نیست هیچ چیزی. من آن را سه بار تماشا کردم و هنوز هم حتی لحظه ای از هجوم هوشمندانه را پیدا نکردم ، چه رسد به یک طرح.

داستان به همین ترتیب است. اساساً ، یک پسر کم انیمیشن به نام فیش در اتاق خواب خسته و مات خود چشم بسته ایستاده و روانشناختی با یک حباب صحبت می کند که کدام برنامه گفتگوی رادیویی را فراخواند و مورد آزار و اذیت قرار دهد. با برخی از برنامه های گفتگوی تئوری توطئه ناپسند همراه باشید متیو مک کاناهی صدای ناک اوت در مورد بیگانگان سیگار کشیدن علف های هرز فقط به دلیل تیتراژ ماهی قطع می شود. توهین هایی که حیاط مدرسه ضعیف نوشته اند بین این دو شخصیت پرواز می کنند و صحنه به پایان می رسد. دقیقاً همان صحنه را در ایستگاه رادیویی دیگری با یک مجری کلیشه ای فمینیست به نام کارول برید ، جایی که به معنای واقعی کلمه دقیقاً همان چیزی اتفاق می افتد که اکنون به خاطر ناامیدی کمدی با نفرین های تصادفی تنگ شده است. محو شدن به سمت سیاهی. این کل نمایش یا حداقل چیزی است که به من تماشا شده است.

FISH S1E1: سرگرم کننده نیست. خنده دار نیست. ارزشش را ندارد.
ماهی (2021) – منبع: Dog Den Films

آخرین باری که بررسی کردم ، شما نمی توانید در رادیو فحش دهید ، بنابراین فیلم نامه حتی برای انیمیشن بزرگسالان نیز پا به پا می شود. این گفتگو چیزی غیر قابل تحمل نیست که مجموعه ای از شخصیت های متأسفانه ارائه شده یکدیگر را “عوضی” صدا می کنند یا خود را “احمق” خطاب می کنند. (طلا کمدی ، همانجا!) تنها چیزی که از دست رفته یک جوک یو ماما در سال 1997 است که به خوبی اندازه گیری شده است. حتی لحظه ای پیش می آید که کسی می پرسد ماهی ده ساله است یا خیر ، که در مورد شوخ طبعی چیزهای زیادی می گوید.

راستش را بخواهید ، اگر کسی این سبک کمدی نوجوانان را حتی کمترین خنده دار دانست ، امیدوارم پدر و مادرشان آنها را بدون شام به اتاقشان بفرستند.

من آنچه را که می خواستید می گیرم ، اما …

افشای کامل ، هنگامی که من برای اولین بار چه خواندم ماهی در مورد من فکر کردم ممکن است یک کمدی خرابکارانه و خرابکارانه باشد که ارزش وقت من را دارد. ایده کسی که میزهای خود را به دی جی های هک برگرداند که نمایانگر نسخه های افراطی کلیشه های اجتماعی هستند و نظرات یک طرفه را بیرون می کشند ، در واقع در دست نویسندگان کمدی توانمند به نوعی درخشان است. من تصور می کردم که در طول نمایش ماهی می تواند افراد دیگری را برای به راه انداختن آنها در هوا بدست آورد ، فقط برای استخدام مدیر ایستگاه که به او گفته است برای رادیو مناسب نیست. اما ماهی ، شخصیت ، خنده دار ، شوخ طبع ، و حتی جذاب نیست. او به همان اندازه ، اگر نه بیشتر ، به عنوان دی جی هایی که قصد دارد آنها را نابود کند ، آزار دهنده است و داستان را برای کسی باقی نمی گذارد که بتواند ریشه کن کند ، چه رسد به این که به آنها اهمیت دهد.

کار صدا در تلاش است تا تمام این شخصیت های کم انیمیشن را زنده کند ، با توجه به سطل های زباله ، آنها مجبور به جابجایی دوباره می شوند. نه اینکه مهم باشد که وقتی شخصیت اصلی به عنوان یک آفت کم نور بازی می شود که وقتی همه کارها تمام می شود چیزی بیش از صدای مسخره نیست.

مهمترین F-Word خنده دار است

جک لمون یک بار برای این نقل قول ، “مردن آسان است ، کمدی سخت است.” ماهی مثالی از هر دو احساسات است. نوشتن کمدی یک هنر است و باید به تعداد معدودی منتقل شود که می دانند چگونه تنظیمات ، زمان بندی و خط تولید کار می کنند. خنده ها در این نمایش حتی با رعایت استانداردهای شوخی پدر که نمی توانند خنده دار باشند کوتاه نیست.

یکی از گناهان اساسی ماهی استفاده آشکار از فحش است. اکنون ، من به هیچ وجه اهل زبون نیستم و آخرین گردهمایی های خانوادگی من شاهدی بر اعتقاد من به چاشنی گفتگو با محرمانه ای است که بسیار جا افتاده است. ماهیبا این حال ، کاری که این روزها کمدی ها انجام می دهند ، لیستی از “آنچه در تلویزیون نمی توانید بگویید” را بیرون می کشد و کسی ناگزیر می خندد.

این کار را نکن

فحش بی وقفه به خاطر خنده استعدادی است که اگر به درستی و با هدف انجام شود شما را به خانه می کشاند. در اینجا ، مثل یک کودک نوپا تقلید از آنچه که او را از عموی مست خود در شکرگذاری شنید تقلید می کند.

به ما بگو واقعا چه احساسی داری

ماهی بسیار خسته کننده است و در پایان لحظه های رهایی از آن کم است. انیمیشن دارای تاریخ و سفتی است ، اگر فقط شوخی های مناسبی برای جبران ظاهر داشته باشد مسئله ای نخواهد بود ، اما متاسفانه نه. علاوه بر این ، با یک پیش فرض مناسب و معقول ، در غیر این صورت نمی توانم دلیل واحدی برای اتلاف وقت خود را با این نمایش هک انگیز و بدون الهام پیدا کنم.

آیا یک مجموعه انیمیشن خرابکارانه وجود دارد که شما ممکن است به انجمن تحقیق فیلم پیشنهاد دهید؟ در زیر نظر دهید و مکالمه را شروع کنید.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل برگردید و بیشتر

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند

کریسمس در آلمان نازی همانطور که انتظار می رفت پیچ و تاب داشت. خانواده های آلمانی کلوچه هایی به شکل سوستیکا می خوردند ، درختان صنوبر را با رونهای “سنتی” نوردیک تزئین می کردند و برای جلوگیری از اشاره به خدا ، مسیح و مسیحیت ، سرودهایی را می نوشتند که بازنویسی شده است. از آنجا که عیسی یکی از برجسته ترین یهودیان تاریخ است ، حزب نازی با تعطیلاتی که تولد او را جشن می گرفت ، جنگ کرد. نازی ها نیز به طور فزاینده ای نسبت به دین سازمان یافته احتیاط می کردند. آنها حتی سعی کردند تولد مسیح را با تولد جایگزین کنند آدولف هیتلر – او “نجات دهنده فورر” را صدا كردند.

در سالهای رژیم نازی آغشته و دهه های پس از آن ، روابط آلمان و کریسمس مخدوش و ناخوشایند بود. این نبرد نازی ها در برابر کریسمس ستون فقرات روایت غیرمعمول کلاسیک عجیب و در عین حال دوست داشتنی کریسمس را تشکیل می دهد: انیمیشن ویژه ایست متحرک 1970 Santa Claus Comin ’to Town است.

Burgermeister Meisterburger و رژیم نازی وی

سانتا کلاوس به شهر می آید ، امسال 50 سالگی خود را جشن می گیرند ،یک محصول Rankin / Bass است که به دنبال سایر کالاهای ویژه ایستاده کریسمس استودیو است رودلف گوزن شمالی بینی قرمز و پسر کوچک درامر. اولین بار در سال 1970 با فیلمنامه ای از استودیوی معمولی از تلویزیون پخش شد رومئو مولر. در بررسی من از رودلف گوزن شمالی بینی قرمز و این روایت آشکار کویر آن است که من گفتم Santa Claus Is Comin ’to Town “سانتا را به عنوان یک چهره مسیحی دوباره بازسازی می کند و تصور می کند که عیسی می توانست هولوکاست را متوقف کند” ، این نوع خلاصه ای نیست که شما فقط بدون پیگیری در مورد مردم می نویسید.

Santa Claus Comin ’to Town است داستان اصلی سانتا است و راوی ما ، S.D. ، توضیح می دهد “در یکی از کشورهای شمالی” کلوگر (با صداگذاری توسط فرد آستر، چرا که چرا نه). روستایی که در آن مولر صحنه ما سامبرتاون است ، یک شهرداری کوچک و بدبخت که در آن مردم شهر سیاه می پوشند ، هیچ کس رابطه جنسی برقرار نمی کند و همه آنها احتمالاً گرسنه هستند.

Burgermeister Meisterburger (پل فریز) بر سامبرتاون سلطنت می کند ، در حالی که شهروندان گرسنه می شوند خود را خسته می کند و برای حفظ صلح به شبه نظامیان خود اعتماد می کند. سربازان همه با لباس ضد جنگ جهانی اول ، کامل با پیکلهاوبن کلاه ایمنی خوشه دار من فکر می کنم Burgermeister ، که نیروهای نظامی او را “Her Burgermeister” می نامند ، واقعاً یک پادشاه است. اما از آنجا که نمایش ویژه یک شهر عمومی پروس فرهنگ قرن 18 با قرن 19 را مخلوط می کند پیکلهاوبن و نازیسم قرن بیستم ، خواندن جزئیات تمثیل آن دشوار است.

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

بدیهی است که Burgermeister قصد دارد که یک هیتلر کامپوزیت. او یک استبداد دیوانه و با تعصب شدید است – در اینجا ، این در برابر اسباب بازی ها است – و همه او و سربازانش با لهجه های آلمانی سنگین صحبت می کنند در حالی که صدای ساکنان شهر و سانتا شبیه آمریکایی ها است.

جنگ او با اسباب بازی ها از انزجار عمیق او برای خوشبختی شهروندانش ناشی می شود (حدس می زنم سامبرتاون نامی برای زندگی داشته باشد). بعد از اینکه او هنگام پایین آمدن از پله های کاپیتول روی یک اسباب بازی بلغزد ، در بیمارستان پیچ می خورد. “اسباب بازی؟” او با کمال ناباوری از ستوانش می پرسد. “همانطور که شک کردم … از اسباب بازی ها متنفرم. و اسباب بازی ها از من متنفرند! یا آنها می روند ، یا من می روم … و مطمئناً نمی روم. ” وی خواستار ذوب شدن همه سربازان قلع ، دستگیری عروسک های بالرین و غرق شدن قایق های اسباب بازی است. وی می گوید: “بدین وسیله اسباب بازی ها غیرقانونی ، غیراخلاقی ، غیرقانونی اعلام می شوند و هر كسی كه یك اسباب بازی در اختیار داشته باشد ، دستگیر و در سیاه چال انداخته خواهد شد.”

Burgermeister تهدید به دستگیری کودکان ، ایجاد ممنوعیت منع رفت و آمد منزل ، و مأموریت می دهد که پس از غروب آفتاب همه درها و پنجره ها قفل شود ، و او و رژیمش شبانه به خانه ها حمله می کنند تا اسباب بازی هایی را که ممکن است پنهان شوند جستجو کنند (بخوانید: زیر تخته کف یا داخل پیانوها). “در محل جستجو کنید! اگر به اندازه یک سنگ مرمر یا نصف جک پیدا کنید ، کل خانه دستگیر شده است! ” او در حالی که خانواده ای در سالن مسافرتی ترسیده اند ، سربازان خود را فریاد می کشد.

افراطی بودن قوانین Burgermeister در قوانین نورنبرگ ، که در آلمان یک کشور نژاد محور ایجاد می کند و سوزاندن کتاب در سراسر کشور را تسهیل می کند ، دارای همتایان واقعی است. بعد از کریستیلناخت ، قوانین ضد یهودی بیشتر منجر به دستگیری های جمعی و مجازات اعدام برای هر کسی که یهودیان را پناه می دهد ، شد.

Burgermeister یک اسباب بازی را در میدان شهر سوزانده است. “فرزندان سامبرتاون!” او فریاد می کشد ، و مشعل را به سمت اسباب بازی ها گرفته است. “دیگر هرگز بازی نخواهی کرد!” او آنها را در وسط شهر جلوی چشم بچه ها روشن می کند و سربازانش به تماشای اردک های چوبی و خانه های عروسکی می روند که در شعله های آتش به همان روشی که نازی ها تماشا می کردند صفحات کتاب پیچ خورده و در آتش خاکستر می شوند.

سانتا شکل مسیح

Burgermeister و رژیم نازی اش ، به همین ترتیب ، علیه کریسمس عصبانی می شوند هیتلرحزب در دهه های 1930 و 40 انجام شد. کریسمس در Kris Kringle شخصیت پردازی شده است (میکی رونی) ، که پیدایش آن با تصاویر مذهبی و اساطیر کلاسیک قهرمان مسیحی به اوج کتاب مقدس رسیده است. منشأ او داستان بسیاری از پیامبران قبل از او را تداعی می کند.

کریس ابتدا مانند موسی ، استر و عیسی به عنوان یتیم وارد دربار Burgermeister می شود. یادداشتی که روی پتو او چسبانده می شود ، سرنوشت او را نشان می دهد مانند کریس که در یک رمان YA بد زندگی می کند: “او استثنایی خواهد بود ،” این نت پیش بینی می کند ، “فقط اگر عشق مورد نیاز او باشد.”

Burgermeister وقت این شیطنت را ندارد و سفارش می کند کودک را به پرورشگاه خارج از شهر بفرستد. در مسیر ، اما ، سورتمه کریس توسط باد شدید از بین می رود. او مانند موسی در سبد نی ، کوهی را به جنگل منفجر کرده و سرانجام در آستانه یک خانواده برجسته فرود می آید.

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

از آنجا ، مضامین قهرمان مسیحی خاموش است – اگرچه ادیسه کریس از طریق جنگ جهانی وارلاک را می توان به 40 روز وسوسه عیسی در بیابان تشبیه کرد ، و خویشاوندی او با حیوانات جنگل را می توان به خوبی متصل کرد ، قهرمانان کتاب مقدس را انتخاب کنید. مسیحیت یهودیت همه اینها زمانی برمی گردد که Burgermeister بابانوئل را از انجام تحویل اسباب بازی به سامبرتاون غیرقانونی اعلام کرد ، اما کریس گروه را برای انجام آخرین کار با هم جمع می کند و همه را به خطر می اندازد تا یک اسباب بازی کشتی نوح را به یک دختر کوچک بیمار تحویل دهد.

کریس ، مانند عیسی ، برای مردم شهر معجزه می کند – او نه تنها باعث شادی و نشاط فرزندان سامبرتاون می شود ، بلکه می تواند آینده را بخواند ، ذهن مردم را بخواند ، گوزن شمالی را پرواز دهد و بدترین ریش جهان را رشد دهد. وقتی کریس با کینه Burgermeister روبرو شد ، حتی نمی تواند خود را متنفر از پادشاه سامبرتاون کند. مسیح نفرت نیاورد. او آمد تا به خانه ها نفوذ کند و با جنگ افزارها دوست شود و همه او از جای جنگ خارج است.

بسیاری از مضامین مذهبی در عروسی او با معلم مدرسه شهر ، خانم جسیکا متبلور می شوند (رابی لستر) آستر به ما می گوید ، “آنها در جنگلهای زمستانی ساکت در برابر خداوند ایستادند و کلیسای جامع آنها یک نخلستان از درختان کاج بود.” به طرز عجیبی ، Warlock Warlock (کینان وین) باید کمی جادو از خدا بخواهد. جادو تمام نکته بابانوئل است! در داستان اصلی او ، به ما نشان داده شده است که جادوی کریسمس حتی قدرتمندترین نیرو در جهان نیست. سانتا و وارلاک به قدرت بالاتری پاسخ می دهند. (نکته: این خداست.)

آهنگ سیمای اتصال مسیح ، آهنگ عروسی کریس و جسیکا ، “What Better Way To Tell You” ، به طور مستقیم به تولد عیسی اشاره می کند و یک خط مستقیم از مجوس کتاب مقدس می آورد که به عروسی سانتا و جسیکا هدایای خود را در عروسی عوض می کنند. “این رسم از مدتها قبل آغاز شده است ،” آستر آواز می خواند ، “هنگامی که مردان خردمند برای اولین بار سه نفر / هدیه های عشق ، عشق / به نوزادی تازه متولد شده اهدا کردند.” (اکثر آهنگ ها وحشتناک هستند.)

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

در جمع بندی ویژه ، به ما یادآوری می شود که شب کریسمس “مقدس ترین شب سال” است و داستان سانتا ، مانند تمام داستان های کتاب مقدس ، دارای درس های اخلاقی است که شما باید از آن بگیرید. من ممکن است در مدرسه یکشنبه فقط نیمی از توجه را داشته باشم ، اما آخرین لحظه Santa Claus Comin ’to Town است دقیقاً همان نوع چیزهایی است که تماشا می کنیم ، و با اتصال سانتا به موضوعات خیرات ، دلسوزی و عشق عمیق و پایدار به خدا پایان می یابد.

یهودیت اسباب بازی ها

تا کنون ، جالب ترین جنبه ویژه تمثیل پیچیده آن برای آزار و اذیت مردم یهود توسط رژیم نازی است. در تمثیل ، اسباب بازی ها برای نشان دادن یهودیان است. به نظر ناراحت کننده ، تحقیرآمیز و کمی شوخی آور است ، اما سابقه طولانی شدن عینیت قوم یهود توسط پروس و امپراتوری آلمان را در نظر بگیرید. که در آموس ایلونرا حیف آن همه ، وی در مورد بررسی یهودیان آلمان از سال 1743 تا ظهور رایش سوم نوشت که یهودی در پروس “از حقوق محروم شد و به کالایی مانند یونجه یا گاو تبدیل شد.” تنها راهی که یهودیان می توانستند به برلین قرن هجدهم وارد شوند ، دروازه ای بود که مخصوص دام ها بود.

همچنین این مسئله وجود دارد که شهر چگونه قانون ضد اسباب بازی Burgermeister را به راحتی می پذیرد. همه سامبرتاون بلافاصله با آن همراه هستند. حتی خانم جسیکا ، معلم جدید مدرسه ، بی چون و چرا می پذیرد که اکنون اسباب بازی ها غیرقانونی هستند و تهدیدی برای دولت محسوب می شوند. آنها به راحتی برای مشکلات شهر فریب می خورند.

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

سانتا کلاوس به شهر می آید ، با این حال ، استادانهآنقدر به شما سر می زند که حتی نمی توانید به تمثیل هولوکاست در هسته آن فکر کنید. به عنوان مثال سانتا ، یک آهنگ کامل را در مورد چگونگی نیاز کودکان به نشستن در دامان او و پرداخت بوسه به او می دهد اگر اسباب بازی می خواهند ، که برخی از گریه های وحشتناک درجه A است. (آهنگ برای اکثر پخش های شبکه قطع یا مختصر شده است.)

جسیکا تصنیف قدرتمندانه دهه 70 را می خواند. Burgermeister با یو یو بازی می کند. و این یک فرد جانبی عجیب و غریب پنگوئن وجود دارد ، Topper – به هر حال توپر چه فایده ای دارد؟ او زیلچ می کند تا داستان را پیش ببرد. او مفید ، بامزه یا باهوش نیست. او اظهار داشت که یک مدیر شبکه با دیدن استوری بورد ها می گوید: “هوم ، سانتا با گونی اسباب بازی هایش در حال دویدن در این شهر بدبخت است. احساس کردن درست است … من می دانم! یک پنگوئن به آن اضافه کنید! یار جانبی پنگوئن! و کمی روسری راگبی به او بده! “

معمای جن

Santa Claus Comin ’to Town است بر اساس آهنگ مشهور همان آهنگ ، به همان روشی که فیلم ساخته شده است کشتی جنگی، که در آن لیام نیسون و ریحانا مبارزه با بیگانگان در دریا ، بر اساس بازی رومیزی است. این یک چیز گیج کننده است که باید بخاطر بسپارید ، Santa Claus Comin ’to Town است هیچ پایه ای در آهنگ ندارد. به عنوان مثال خانواده جن ها ، کرینگز را در نظر بگیرید – آنها در بالای کوه Winter Warlock در دره رودخانه رنگین کمان زندگی می کنند ، و کریس جوان را هنگامی که موسی را به آستان خانه خود می برد ، می برند.

پدرسالار ، تانتا کرینگل (جوآن گاردنر) ، در مقایسه با نازی های سامبرتاون ، تنها شخصیت خوب لهجه آلمانی است. Kringles ، او از طریق ترانه به ما می گوید ، قبلاً “مشهور جهان” بوده و از حق امتیاز برخوردار بوده است ، جزئیاتی که نه تنها در آهنگ اصلی وجود ندارد بلکه هیچ تأثیری در داستان ندارد – آنها می توانند از یک طیف طولانی صاحبان سالن های بولینگ و تفاوتی نمی کند. تنها جنبه داستانی که این تصمیم بر آن تأثیر می گذارد ، زیرمتن یهودی است.

ایلون در می نویسد حیف همه چیز درباره شهرت باستانی که توسط روشنفکران یهودی در قرون وسطی کسب شده است. وی می نویسد: “آنها طبقه متوسط ​​اولیه شهری را از تجار ، جراحان ، داروخانه ها و صنعتگران با طلا ، نقره و سنگ های قیمتی تشکیل می دادند.” این در مورد کرینگلز نیز صدق می کند – در هیچ کجای سامبرتاون ، جایی که القا می شود قبلاً کار می کردند ، نشانه هایی از یک طبقه متوسط ​​مشاهده نمی کنیم. به نظر می رسد که تنها شغل در شهر عضویت در شبه نظامیان Burgermeister باشد که ساختارهای مذهبی مانع از پیگیری یهودیان می شود. Kringles تنها صنعتگرانی هستند که در فیلم می بینیم. (برخی از منتقدان ادعا کرده اند که این جنگل شخصیت یهودی است ، اما ما در مورد او بسیار اندک می آموزیم که نمی توانم صادقانه در این باره صحبت کنم).

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

ایلون همچنین در مورد “یهودیان درباری” می نویسد ، یک جمعیت کوچک نخبه از یهودیان ممتاز که مستقیماً امور مالی و کالاهای دادگاه را کنترل می کردند – یک سیستم منحصر به فرد آلمان. کرینگل ها در هر دو دسته قرار می گیرند ، که یادآوری تاریخ یهودیان در آلمان است. از آنجا که او را بزرگ کردند ، کرینگل ها فرهنگ و میراث یهودی خود را بر روی کریس ترسیم می کنند. هنگامی که او با اسباب بازی های گونی پشت خود را به سمت سامبرتاون رهسپار می کند ، او خشن را مجسم می کند بتلجودن بسیاری از عشایر یهودی مجبور به گذراندن سبک زندگی شدند

نتیجه گیری: صرفه جویی در کریسمس

با همه تمثیل های خاص درباره نازیسم و ​​ظهور فاشیسم در آلمان ، Santa Claus Comin ’to Town است با یک جارو زدن واقعا عجیب و غریب در زیر فرش به پایان می رسد. کلوگر می گوید: “Meisterburgers ، نیمه خاموش شد و از قدرت افتاد. و توسط و توسط ، افراد خوب فهمیدند که قوانین Meisterburger چقدر احمقانه است. خوب ، همه خندوانه فوق العاده ای داشتند و همه چیز را فراموش کرده بودند. ” متاسف، فرد آستر، اما یک خنده مفرح و مبهم و درک گسترده نقایص رهبر قدیمی برای اطمینان از اینکه تاریخ هرگز تکرار نمی شود کافی نیست. این یک تخیل تحقق آرزو است و همانطور که فاشیسم در دنیای واقعی پس از سال 1945 به ما آموخته است ، یک پلیس کامل و کامل است.

یک جمع بندی بهتر از فاشیسم “قرار دادن یک پا در مقابل پای دیگر” است ، آهنگی که کریس در مورد چگونگی تغییر نگرش شما آسان می خواند. در این فیلم ، این مفهوم معنای مثبتی در مورد تغییر دیدگاه شما برای تبدیل شدن به یک فرد بهتر ، شادتر و ذوب شدن قلب یخی warlock دارد. اما این آواز همچنین شیب لغزنده فاشیسم را توصیف می کند و اینکه چگونه ستم سیستمی می تواند به تدریج به نسل کشی تبدیل شود. یک چیز به چیز دیگری منجر می شود ، و به زودی از در بیرون می روید.

Santa Claus Comin ’to Town است مثل دو فیلم احساس می شود: یکی داستان اصلی بابا نوئل با مضامین مسیحیانه وار. دیگری یک فیلم سکولارتر است که جسورانه به تاریخ آزار و اذیت یهودیان در آلمان می پردازد و تصاویر نازی های بسیار روی بینی را نشان می دهد. از طریق استفاده از تاریخ متناوب – به تصویر کشیدن سانتا به عنوان شخصیتی مسیحی مانند که اگر در دهه 1930 بود ، می توانست جلوی سقوط آلمان به فاشیسم را بگیرد – این فیلم یک داستان کاملاً متعالی و غیر مسیحی را به یک داستان کاملاً مذهبی تبدیل می کند. احساس گربه ماهی می کند ، مثل اینکه کودکان را به دین وادار می کند. اما در همان زمان ، آیا دلیل حضور Topper در آنجا نیست؟ و آهنگ ها؟ و قفل جنگی؟ تا شما را از مضامین مذهبی منحرف کند؟

در مورد درگیری طولانی مدت آلمان با کریسمس ، تلاش نازی ها برای ایجاد ریشه های “ژرمنی” و “سنتی” بیشتر برای این تعطیلات ناموفق بود ، هرچند برخی از اعمال و سرودهای تجدید نظر شده برای چند دهه در آن جا ماند. جمهوری دموکراتیک آلمان در 1950s جنبش ضد مسیحی سازی مشابهی را آغاز کرد ، اما این نیز ناکام ماند.

ملت در دهه 60 و 70 برگشت. آلمان ثروتمندتر شد ، کریسمس به کانون سال تقویم خرده فروشی تبدیل شد و تا دهه 1980 ، این کشور به وضعیت مصرف گرایی انبوه رسیده بود که خود اکثریت دنیای غرب را به کام خود فرو برد. آلمان هرگز در مبارزه با بابانوئل پیروز نشد ، کریسمس پس انداز شد ، و فقط با 79.99 دلار در آمازون ، می توانید یک زیور آلات Hallmark از Winter Warlock و رفیق قدیمی او ، Topper the penguin بخرید.

به چی فکر میکنی بابا نوئل به تاون می آید؟ Rankin / Bass ویژه مورد علاقه شما چیست؟ در زیر با افکار خود نظر دهید


Santa Claus Comin ’to Town را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع

همه ما با محصولات ویژه ایستاده حرکت کریسمس Rankin & Bass آشنا هستیم ، از جمله معروف ترین آنها ، رودلف گوزن شمالی بینی قرمز. و در حالی که پوشیدن آن و لذت بردن از داستان تعطیلات آب نبات در مورد یک گوزن شمالی که با دیگر افراد نادرست تیم می شود و برای گرفتن تأیید بابانوئل در یک یقه باند می بندد ، یک چیز است ، شناختن فیلم برای آنچه واقعاً است: یک بررسی عمیق و پیچیده از محرومیت از افراد LGBTQ +.

The Reindeer’s History

برنامه های کودک ، به ویژه ویژه برنامه های کریسمس Rankin & Bass ، فرعی برای فرعی نیست. آدم برفی یخ زده اکنون به عنوان استعاره ای از اجتناب ناپذیری آسیب زای تغییر اقلیم خوانده می شود ، سال بدون بابانوئل تمثیلی برای نیکسون دولت ، و Santa Claus Is Comin ’to Town سانتا را به عنوان یک چهره مسیحی دوباره تعریف می کند و تصور می کند که عیسی می توانست جلوی هولوکاست را بگیرد. (اما این مقاله به طور کامل مقاله دیگری است.) بنابراین تصور کردن آن یک جهش نظری چندان عظیم نیست رودلف به عنوان یک روایت عجیب و غریب کیشوتیک در مورد تلاش برای تعلق به جهانی که شما را نمی خواهد.

این شخصیت مدتها قبل از اولین پخش ویژه در سال 1964 متولد شد ؛ رودولف زندگی خود را به عنوان کتاب کودک در پاشنه رکود بزرگ آغاز کرد ، سپس شخصیت در یک ضربه دوباره متولد شد Gene Autry ترانه در سال 1949. سپس ، او DCEU را نقض کرد ، و در چندین عنوان کمیک DC در طول دهه 1950 حضور داشت که در آن گوزن های شمالی با یک پوزخند بزرگ لذت می برد. گونه های سرخ شده فرم انعطاف پذیر ، و مژه های بلند و زنانه ، از مقدار زیادی انرژی عجیب و غریب.

گرفتن که رودلف در عین حال ، مخفیانه یک روایت بیرون آمدن است ، و هر کریسمس را برای همه دور دور می کند سال ها در حال حاضر ، از جمله در نیویورکر در سال 2014 ، سپس در مجله نیویورک تایمز، کرکس، و اخیراً ، ملت. فیلمنامه نویس رومئو مولر احتمالاً برای ساختن اسلحه نبود شکست قطب شمال در اینجا ، اما صرف نظر از اهداف نویسنده ، رودلف همجنسگراست. مثل ، واقعاً ، واقعاً همجنسگرا و همینطور بیشتر دوستانش.

بازی های گوزن شمالی

داستان از رودلف بله ، اما جشن چه کسانی هستند؟ داستان با تولد رودولف آغاز می شود ، در آن زمان دونر ، هموفوب و پدر بد کلی ، بینی براق پسرش را می بیند و بلافاصله گریه می کند ، “چگونه می توانیم که ؟! “ بینی قرمز رودولف بلافاصله به نمادی از عدم انطباق او تبدیل می شود ، یعنی یک خارجی شدن ملکه درون. این علامت گویایی برای دیگران است که رودلف “یکی از آنها” نیست ، و تا زمانی که بینی رودلف آشکار نمی شود شروع همجنس گری است. دونر سعی می کند قبل از رسیدن سانتا ، آن را با گل بپوشاند.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

سانتا یک دیک بزرگ است رودلف. همه Christmastown ، همانطور که در فیلم قطب شمال نامیده می شود ، در واقع فقط قلعه لوکس اوست که از برف بیرون می آید. گوزن های شمالی ، که به نظر می رسد تقریباً نیمی از جمعیت Christmastown را تشکیل می دهند ، به عنوان شهروندان درجه دو رفتار می شوند و هر زمان که سانتا به آنها نزدیک می شود ، یک ارباب خادم ناخوشایند وجود دارد. حضور الیگارچال سانتا به عنوان بهترین مقام مردسالار و دولت در این سرزمین ، می تواند به راحتی برای دولت آمریکا یا نیروهای سرمایه داری ایستادگی کند – شما واقعاً می توانید انتخاب خود را انجام دهید. هنگامی که او به رعیت سفر می کند و با رودلف ملاقات می کند ، او فقط جیب کوچک را به عنوان یک کارمند آینده در نظر می گیرد – “او روزی در تیم من خواهد بود” ، او را صدا می کند و رودولف را “یک شخص کوچک و محکم” می نامد.

اما با دیدن بینی قرمز درخشان ، سانتا آن را از دست می دهد و دونر با عجله به او کلماتی را می گوید که مطمئنم اکثر بچه های کر در محیط های بدون حمایت بارها بارها این حرف ها را شنیده اند: “من مطمئن هستم که او به محض بزرگ شدن متوقف می شود. ” بعد از رفتن پدر سرمایه داری ، دونر به پسرش می گوید ، “تو مثل دیگران یک جیب معمولی خواهی بود!”

پس از چند ماه تلاش دونر برای تربیت مجدد فرزند خود با درسهای جستجوی غذا و جنگ ، چند ماه بعد قطع شد. رودلف برای آموزش گوزن های شمالی به آنجا می رود و در آنجا با کلاریس ، دوبله ای که سیمپل می زند ، آشنا می شود سخت برای او ، و او وقتی او را ناز صدا می کند خوشحال می شود. به حدی که چشمانش باگ است و برای اولین بار بلند می شود. اما جلد رودلف هنوز دمیده نشده است. وقتی او دچار یک درگیری فیزیکی بازیگوشانه با گوزن شمالی گوزن شمالی گوزن شمالی می شود که از او دور می شود. همانطور که شاخ های شاخ را قفل می کنند ، رودلف به طور تصادفی اجازه می دهد تا درپوش بینی بلغزد ، و راز بزرگ همجنسگرایانه خود را به جهانیان نشان دهد. پس از تمام دوران کودکی در گنجه ، ملکه رودلف خارج است ، و او بی وقفه و به سختی مورد آزار و اذیت همسالان خود قرار می گیرد تا زمانی که در تاندرا عقب نشینی می کند.

هرمی کاملاً لود شده

در همین حال ، در یکی از جن های جن بی جنس در زیرزمین کاخ سانتا ، هرمی جن تصمیم می گیرد که دیگر نمی خواهد اسباب بازی بسازد ، و این یک سنت فرضیه ای دارد که الف ها فقط به ساخت اسباب بازی می پردازند. هرمی لبهایی قرمز و زنانه دارد و موهای بلوند کاملاً موج دار دارد ، در حالی که الف های دیگر همه به نظر می رسد مانند پارچه پوش و فشار آور هستند.

جوامع گوزن شمالی و وروجک ها به شدت ناهماهنگ هستند ، با آموزش گوزن های شمالی که نقش های جنسیتی را اعمال می کند و فشار اجتماعی فوق العاده ای روی جفت گیری ایجاد می شود. در جامعه جن ها ، جن بچه ها منحصراً از لباس صورتی و پسرها آبی استفاده می کنند. رقص وروجکها بر جفت شدن دختران و پسران تأکید می کند ، و بیشتر همنشینان هرمی وقت خود را صرف دور زدن زنان می کنند. تمام آنچه که ما از جامعه جن می بینیم ، واقعاً است. این و وزن خردکننده سرمایه داری است. رد هرمی از سبک زندگی سنتی جن ، بنابراین ، رد او از ناهمگونی را نیز در بر می گیرد.

هرمی همچنین چهره دونر همجنسگرا و غیر همدردی دارد. Head Elf ، نوعی سرکارگر در کارگاه ، به جاه طلبی های دندانپزشکی هرمی اهمیتی نمی دهد و در عوض با او به عنوان جفت دیگری از دستان اسباب بازی سازی در جهنم های بیرحمانه نیروی کار بی وقفه خط مونتاژ سانتا رفتار می کند. هرمی از زندگی در زیر پاشنه بوت سانتا ناراضی است و از پنجره کارگاه بیرون می آید و با دویدن قدرت به داخل جنگل می رود.

او رودولف را ملاقات می کند و در اولین جلسه رسمی جبهه آزادی خواهی کریستماستاون ، آنها در مورد چگونگی ایجاد جامعه متاسفانه با ذهنیت افراد عجیب و غریب آواز می خوانند. پس از حدود یک دقیقه شناختن رودلف ، هرمی نیز به پشت خود می پرد و او را مانند اسب سوار می کند.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد قانونی همجنسگرا
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

آنها آواز “ما چند نفر از نارضایتی ها هستیم” را می خوانند و تصمیم می گیرند که بهتر است هنجارهای اجتماعی را انکار کنند و شانس خود را در بیابان بخرند تا اینکه با پارادایم نخبگان حاکم مطابقت داشته باشند. با کشیدن انگشت میانی به سمت دولت فاسد مطابق ، آنها با هم در پهنه برفی فرو می روند.

هرمی و رودولف منجر به ایجاد هدایت های جالب توجه می شوند زیرا انگیزه آنها زیاد است نه به هویت و جاه طلبی های آنها کاملا پی ببرند. رودلف با افتتاح یک عمل دندانپزشکی در وینیپگ به پایان نمی رسد. اگرچه آنها به جامعه ای که در آن بزرگ شده اند پشت کردند ، اما هر یک از آنها به خانه خود وابسته هستند و در قطب شمال سرگردان می شوند و ظاهراً هیچ برنامه ای برای توسعه زندگی خود ندارند ، صرفاً با وجود تأمین انرژی. می توانید بگویید که هر کدام قصد دارند به Christmastown برگردند در نهایت، البته با سوراخ كردن نوك سينه ، ناخن هاي نقاشي شده و كتاب هايي درباره ماركسيسم كه زير بغلشان جمع شده بود. بنابراین خدا را شکر که با یوکان کرنلیوس روبرو می شوند.

یوکان در حال سوختن است

یوكون كورنلیوس ، یكی از بهترین شخصیت هایی كه تاكنون برای تلویزیون خلق شده است ، با انرژی عظیم خرس در حال دریدن درزها است. او یک انسان بزرگ همجنس گرا است ، کسی آنقدر سرشار از مردانگی است که بیش از حد به عجیب و غریب تبدیل می شود. یوكون ، كوتاهی كمپی كه ما همیشه به آن احتیاج داشته ایم ، هنگام جستجوی نقره و طلا کلنگ خود را لیس می زند ، او تئاتری و مسخره است و عاشق آواز خواندن است. او در آنجا تنها با سگهای سورتمه خود بیرون است ، جایی که او ظاهرا فقط آهنگ هایی را درباره عجله طلا اختراع می کند و حیوانات خانگی خود را فریاد می زند. عامل اصلی حمله این است که یوکان یک فرد بد جستجو است – او هرگز هیچ نقره یا طلا پیدا نکرده است و همچنین نمی تواند سگ های خود را به له و له تبدیل کند.

حتی اگر بیش از حد مردانگی او به مهارت شغلی تبدیل نشود ، یوكون هنوز در قطب شمال شکوفا می شود ، فارغ از جامعه ای كه در غیر این صورت از محبوبیت او استقبال نمی كند. وقتی راوی می پرسد ، “پس نظر شما درباره دوست ما کورنلیوس چیست؟” توقف کردم. چی میکند راوی انتظار دارد که ما در مورد کورنلیوس توجه کنیم؟ موضع سلطه جویانه ، تابش خیره کننده ، یا آن بازوهای بزرگ و تنومند که به راحتی می توانند مردی را به گره گره بزنند و او را به هفت روش مختلف بکشند؟

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

رودولف و هرمی با معاشرت بعید و محکم خود ، سرانجام راضی هستند که به تنهایی و به دور از جامعه ای که مجبور به تظاهر به آن هستند ، از خود دور باشند و از هویت واقعی خود به نفع بازی های گوزن شمالی و هنجاربرداشتن اسباب بازی های غیرجنسی استفاده کنند. آنها سرانجام به جزیره اسباب بازی های نامناسب منتقل می شوند.

جزیره رانده شدگان کویر و شیر عیسی

برخی تفاسیر از رودلف جزیره اسباب بازی های نامناسب را که هیچ پایه ای در آهنگ کلاسیک ندارد ، به یک نماد شوم و ناخوشایند برای رودلف و شرکت تشبیه کرده اند – این نتیجه ترک جامعه و تلاش برای ساختن آن به تنهایی است. شبهای سرد بی پایان دور آتش سوزی جمع شده بود و از عشق بچه ها محروم بود. اما من فکر می کنم این نزدیکی به بهشت ​​است ، مستعمره ای بدون تعرض به همجنسگرایان و تبعیض بر اساس جنسیت و جنسیت ، مکانی که تازه واردان را به احساس خوشامدگویی و ابراز وجود تشویق می کند.

وقتی باند به جزیره می رسد ، توسط چارلی درون جعبه مورد استقبال قرار می گیرد که آواز می خواند: “یک جک صندوق منتظر است بچه ها فریاد بزنند. / بیدار شو! آیا نمی دانی زمان بیرون آمدن است؟ ” اسباب بازی های رد شده همه با افتخار جنسی خود را مانند نشان افتخار به نمایش می گذارند. همه در جزیره ، از تفنگ آب شلیک ژله گرفته تا گاوچران شترمرغ (نگه دارید hold بخصوص گاوچران شترمرغ سوار) بدون سر و صدا همجنسگرا است. باز هم ، نه فقط به این دلیل که چارلی ، گاوچران و فیل خال صورتی از خارجی ها استقبال می کنند و آن ها را در آغوش می کشند ، بلکه به دلیل “اشتباه” بودن ، آنها توسط همه چیزهایی که جامعه Christmastown معرفی نمی کند ، تعریف می شوند: گشودگی ، استقلال و آزادی جنسی.

اسباب بازی ها توسط Lion Jesus هدایت می شوند (اگرچه در فیلمنامه ، او King Moonracer نامیده می شود ، که بیشترین گه هایی است که من تاکنون شنیده ام). شیر عیسی صداپیشه همان سانتا را دارد (استن فرانسیس) تشویق ما برای دیدن این جزیره نه به عنوان یک دنیای اخلاقی جهنمی بلکه به عنوان یک شهر وارونه Christmastown ، مکانی که بیش از بهره برداری و تعصب بریتانیایی مبتنی بر مدارا است.

بسیاری از این دو برابر شدن جالب است که در اتفاق می افتد رودلف فرانسیس صدای سانتا و فویل او ، Moonracer را صدا می کند ، در حالی که صدای چارلی درون جعبه را صدا می کند آلفی اسکوپ، که همچنین Fireball را انجام می دهد ، جفتک جوانی که به طور تصادفی رودولف را در قطب شمال پشت سر می گذارد. اسکوپ همچنین صدای جن های مختلف را می گیرد. کارل باناس، Head Elf ، همچنین برای برخی دیگر از اسباب بازی های نامناسب نیز دو برابر می شود. دو برابر شدن یک واقعیت متناوب در جزیره ایجاد می کند. صدای عدم تحمل در کریستماون برای قهرمانان ما به دوستان عجیب تبدیل می شود.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد قانونی همجنسگرا
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

باند به قلعه Lion Jesus می رود. (در صورتی که تاکنون کل چیزهای همجنسگرایان را انتخاب نکرده باشید ، قلعه Moonracer در واقع یک دسته گل آلت تناسلی است که به سمت آسمان می رسد.) Moonracer آنها را به شب ماندن دعوت می کند ، در یک مهمانخانه صورتی رنگ که مجهز به پتوهای صورتی ، بالش ، و پرده ها

اما رودولف ، برای اهداف نقشه ، تصمیم می گیرد که نیاز به فرار از جزیره و رفتن به تنهایی دارد. این هنوز هم داستانی از دهه 60 است – باز هم ، رودلف تمایلی به ساختن آن به تنهایی و خود را ندارد. سرنوشت او به کریستماون گره خورده است ، و از آنجا که این هنوز هم یک ویژه ویژه محافظه کارانه کریسمس است ، قطعنامه داستان می طلبد که رودولف به محل آسیب دیدگی خود برگردد و خود را با جامعه سلطان هراسی سانتا دوست بدارد.

Bumbles جستن و همچنین نفرت مردم همجنسگرا

“رودلف تا آنجا که می توانست وجود داشت” ، راوی ما ، Burl Ives، به ما می گوید ، که مانند آن ، همان است. اما رودولف همچنین با یک تهدید شوم ، اژدها در پایان سفر قهرمان خود ، در تضاد است. آدم برفی نفرت انگیز همیشه در پشت کوه ها ، همیشه در جایی از بیابان ، در کمین است و او را شکار می کند.

اگر سانتا نشان دهنده قدرت مردسالار غالب بر ملت و خانواده دونر است ، پس آدم برفی نفرت انگیز مظهر تاریک ترین و هوموفوبیک ترین احساسات است که در پشت هر نیروی حاکم کمین کرده است. هوموفوبیای وحشتناک ، زشت ، پرانتز.

رودولف به کریستماون برمی گردد. او همه بزرگ شده است و به احتمال زیاد بر روی او تمیز کرده است جیمز بالدوین و تئوری فمینیسم و ​​کوئر. اما کسی وجود ندارد که بتواند آن را با او در میان بگذارد ، زیرا خانواده وی ، از جمله کلاریس ، همسایگان محله ، قطب شمال را ترک کرده اند تا او را جستجو کنند. نفرت انگیز آنها را گرفته است و رودولف برای نجات آنها به راه می افتد.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

صحنه ای رویایی که رودلف با آن نفرت انگیز روبرو می شود و KO’d را بدست می آورد مانند چیزی است که از آن دور است بیوولف. دوستانش به زودی حاضر می شوند و هرمی موفق می شود از Chechov’s Dobby Hobby برای از بین بردن جانور برفی استفاده کند. یوكون به ما می گوید آنها آنها را نمی كشند – بالاخره نمی توانند چون Bumbles پرش می كنند. هیولای همجنسگرای بی دندانی که از آنها باقی مانده است یک پیام قدرتمند ، هرچند غم انگیز است ، که می گوید اگرچه نمی توانیم همدستی را در قلب سیستم های قدرت خود ریشه کن کنیم ، اما می توانیم آنها را خنثی کنیم تا از نفوذ و تهدید آنها کاسته شود.

(همچنین این تصاویر جذاب غار واژینال با لانه Abominable وجود دارد که نماهای خارجی غار رودلف را در ابتدای فیلم منعکس می کند. با پیروزی در لانه هیولا ، رودلف و دوستان اساساً دوباره به عنوان قهرمان دوباره متولد می شوند.)

نتیجه گیری: جایی که رنگین کمان به پایان می رسد

رودلف مترقی نیست رودولف و هرمی هرگز سعی نمی کنند جامعه ای جدا از قطب شمال همجنسگرایانه را اختراع کنند و حتی “پایان خوش” اسباب بازی های نامناسب نیز وقتی در سیستم ارزش های سانتا ادغام می شوند و به بچه های دوست داشتنی اهدا می شوند. در کل ، این ویژه بینی به زنان نیز چرخانده می شود ، به ویژه هنگامی که خانم دونر (که نام او واقعاً همین است) و کلاریس به داخل برف می روند و بلافاصله توسط مفرحین اسیر می شوند.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد قانونی همجنسگرا
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

در پایان روز ، رودلف ، هرمی و یوکان فقط مجاز به بازگشت به جامعه قطب شمال هستند زیرا مفید و قابل بهره برداری هستند. قوس شخصیت رودلف با راهنمایی سورتمه سانتا از طریق مه و اثبات رئیس و پدرش اینكه افراد كوئر می توانند به همان اندازه افراد صاف برای جامعه مفید باشند ، كه كاملاً ناخالص است.

بنابراین اخلاق این است که اگر شما متفاوت باشید ، بهتر است مفید باشید وگرنه جامعه شما را بیرون می اندازد – انحراف از هنجار مجازات می شود مگر اینکه قابل بهره برداری باشد ، شوخی می کند – این یک پیام خشن برای کودکان است خاص اما این جانسون-را آمریکا اینجا. رودلف ، هرمی ، کورنلیوس – خصوصیات آنها به دلیل ارزش آنها قابل تحمل است. هر لحظه که دیگر مفید واقع نشوند ، دوباره به سایه ها برده می شوند – کشمکشی که بسیاری از افراد LGBTQ + می دانند و اکنون با آن رابطه دارند.

در داخل رودلفتله های تینسلی ، گرچه یک رگ امید است. آهنگ “There’s Always Tomorrow” که کلاریس برای رودلف می خواند ، درباره موج تغییر است. به طور خاص ، این در مورد بحران هویت جنسی رودلف و اصرار دونر و سانتا است که خاصیت او چیزی است که او از آن رشد خواهد کرد. او آواز می خواند ، “همه ما وانمود می کنیم / رنگین کمان پایان دارد / و روزی دوست تو خواهی بود.” روزی فرا خواهد رسید که رودولف می تواند وانمود کند که شخصی نیست. رنگین کمان پایان ندارد. برای ویژه ای که همیشه پیام درستی درباره کوئین ندارد ، کاملاً دقیق است. از این گذشته ، همه ما نمی توانیم به قطب شمال فرار کنیم تا مانند شوک دزدگیرهای غیرقابل توقف ، استخراج طلا ، موی سینه مانند یوکان کورنلیوس تبدیل شویم.

شما چی فکر میکنید؟ در زیر ژانر فیلم های کریسمس کوئیر ، است رودلف بهتر از مثلا خوشبخت ترین فصل؟ در زیر نظر بدهید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آن را بکش و این شهر را ترک کن: یک سفر متحرک کاملاً پریشان و مسحورکننده

در طول حرفه فیلم سازی خود ، ماریوس ویلچینسکی شورت متحرک ایجاد کرده است. با این حال، در زمان ساخت شورت ، ویلچینسکی همچنین سعی داشت اولین فیلم بلند خود را به پایان برساند.

پانزده سال در ساخت ، ماریوس ویلچینسکیاولین فیلم بلند سینمایی ، آن را بکش و این شهر را ترک کن، کاملا متحرک ، متشکل از طرح های مبهم و فرفری روی کاغذهای خط دار است. فضای فیلم کم کم یادآور لودز ، یک شهر صنعتی لهستان است ویلچینسکی در دهه 1970 بزرگ شد بزرگ ، شاعرانه ، و توهم ، آن را بکش و این شهر را ترک کن یکنواختی ، دلهره ، وحشیگری و دلشکستگی مرتبط با ویلچینسکیوای شخصی و تخیل بی حد و مرز.

یک فیلم متحرک راحت و سورئال که در ذهن شما ماندگار است

این مکان یک شهر صنعتی دلخراش و پر از دود است که در هر گوشه آن کارخانه هایی دارد و فقط با انفجارهای رنگی جداگانه – همانطور که در یک تابلوی نئون دور یا یک روبان ساده دیده می شود. ساکنان محلی که توسط صاحبان مغازه های دست و پاگیر ، والدین مهربان و کارمندان بیش از حد حواس پرت زندگی می کنند ، بی دقتی ، بی حوصلگی و خودخواهی هستند. دود مرکب کارخانه ها آسمان را سیاه می کند و خیابان های ناخوشایند پر از زباله است ، ساکنان (و بینندگان) را در یک شهر خالی از هر زیبایی محدود می کند. فیلم بلافاصله فضایی از ترس ، نارضایتی و مالیخولیا را تداعی می کند.

آن را بکش و این شهر را ترک کن: یک سفر متحرک کاملاً پریشان و مسحورکننده
منبع: Outsider Pictures

غمگین از مرگ پدر و مادرش ، ویلچینسکی پدر و مادرش در این شهر بی روح زندگی می کنند ویلچینسکی خودش در فیلم به عنوان غولی برهنه ظاهر می شود که خاطرات دردناکی را زنده می کند و خاطرات جدیدی را ایجاد می کند تا احساس پشیمانی و پشیمانی خود را کاهش دهد.

در یک صحنه ویرانگر متوسط ​​، ویلچینسکی مادر بزرگتر خود را ملاقات می کند (باربارا کرفتونا) در بیمارستان ، جایی که کوتاهی او مانع از تمایل او برای گذراندن وقت بیشتر با او قبل از عبور او می شود. متأسفانه ، لحظاتی بعد ، او رفته است – قبل از اینکه هرگز فیلم ارزشمند خود را به او نشان دهد ، رفته است. در یک صحنه دور از انتظار ، بینندگان در حال دوختن جسد مادرش از نزدیک ، از نزدیک مشاهده می کنند. در صحنه ای دیگر ، ویلچینسکیپدرش در تلاش است تا یک قصه افسانه (“چگونه Fiki Miki Mouse از آن طرف دریاها و اقیانوس ها از آمریکا قایقرانی کرد)” را بر روی یک پروژکتور اسلاید نشان دهد ، و هنگام عملکرد نامناسب ، بیش از پیش ناراحت می شود. قرار دادن صحنه های فوق الذکر تصادفی است ، و همچنین مجموعه باقی مانده پرچم های موجود در سراسر کشور ویلچینسکیپروژه ای بی وقفه دلهره آور و پر از تنش.

یک ویکت یک پسر جوان به نام ژانک وجود دارد که پدرش (آندره چایرا) یک روز بعد از ظهر او را به ساحل می برد و مادرش را ترک می کند (Krystyna Janda) در خانه. وقتی آنها از تماس با او غافل می شوند تا به او بگویند که حالشان خوب است ، مادر سرخورده برای کمک به ایستگاه قطار ساحلی تماس می گیرد ، فکر می کند اتفاق بدی برای آنها افتاده است. این صحنه ها از جمله ژانک ترس والدین از دست دادن فرزند شما را نشان می دهد در حالی که کمبود نگرانی را درمورد افرادی که به شدت منافع شخصی خودشان را مصرف می کنند و در این حالت پوچی است ، نشان می دهد.

آن را بکش و این شهر را ترک کن: یک سفر متحرک کاملاً پریشان و مسحورکننده
منبع: Outsider Pictures

انتقال بین پرتوهای قابل جدا شدن خود به خودی و ظاهراً بدون برنامه ریزی صورت می گیرد ، گرچه واقعیت همچنان باقی است ویلچینسکی سالهاست که این فیلم را برنامه ریزی می کند. کاغذ پاره پاره ای که تصاویر خراشیده شده روی آن کشیده شده است ، گویای این امر است ویلچینسکیبازگشت به سبک های انیمیشن سنتی و اشتیاق او به همه چیزهای سورئال ، باشکوه ، رقت انگیز و وحشیانه را تشدید می کند. این فیلم یک زیبایی بصری خام و سخت را به خود اختصاص می دهد ، که در واقع سفر سرگیجه آور ویلچینسکیذهن پریشان

بصری ، آن را بکش و این شهر را ترک کن وابسته به سورئالیسم است. مشخص می شود که یک قایق که در دریای عمیق آبی قایقرانی می کند ، یک قایق اسباب بازی در وان است ، تحقق پیچیده ای که ما را وادار می کند برداشت خود را از موقعیت ها و اشیا در نظر بگیریم. همچنین پرندگان بزرگ با منقار خونین وجود دارند که انسان را به عنوان حیوان خانگی نگه می دارند و تصویری را به سختی تکان می دهند. توالی دیگری که شامل یک دسته ماهی در یک بشکه است ، به طور محسوسی دافعه می شود زیرا ماهی ها توسط انسانهای کوچک جمع می شوند – و به روشی مشابه آنچه در زمان آماده سازی برای ماهی ها انجام می شود ، انسان ها سپس روده می شوند و برش می خورند. این صحنه به راحتی می تواند به عنوان یک پیام زنده ضد گوشتی تلقی شود ، یا ممکن است باشد ویلچینسکیذهنم به مکانهای فوق العاده پیچ خورده می رود. از این گذشته ، تخیل ما اغلب ترسهای وجودی ما را منعکس می کند – در این حالت ، مانند چیزی کمتر از انسان با او رفتار می شود. همه مواردی که در نظر گرفته شده ، هسته درد و رنجی است که در فیلم وجود دارد ویلچینسکیغم و اضطراب فلج کننده است.

سفر Transfixing از غم و اندوه

آن را بکش و این شهر را ترک کن یک کار کاملاً شخصی است که به عنوان مراقبه ای گسترده و بی حوصله درباره وجود مبدل می شود. لحظاتی وجود دارد که شخصیت ها در مورد ناامنی ها ، پوچی یا غم و اندوه خود با یکدیگر بحث و جدال می کنند. اما این فعل و انفعالات هرچند گاهی پیچیده یا طاقت فرسا است ، اما با انیمیشن خیالی سیاه و سفید تقویت می شود که گهگاه با رنگ قرمز در می آید تا از جریان خون تقلید کند.

آن را بکش و این شهر را ترک کن: یک سفر متحرک کاملاً پریشان و مسحورکننده
منبع: Outsider Pictures

آن را بکش و این شهر را ترک کن یک کار پیچیده از شور و عصبانیت است که سالها طول کشید تا به طرز ناخواسته ای پیشه وری شود. فیلم تابش می کند ویلچینسکیغم و غضب و این کار را با درون نگری عمیق و نمادگرایی بصری انجام می دهد. دقایق پایانی فیلم خصوصاً روح انگیز است ویلچینسکی، هنوز به شکل غول پیکر ، پدر و مادرش را در حال حرکت دور می کند و به طور بالقوه انتقال می دهد که چگونه حافظه و تخیل می تواند ما را زخمی کند ، همانطور که در زمان غم و اندوه می تواند ما را درمان کند.

در یک لحظه ، ویلچینسکی اشاره می کند که پدر و مادرش از بین رفته اند ، اما آنها نمرده اند: “آنها نمردند ، آنها در تصور من زنده هستند.” با وجود دوام و مزایای حافظه و تخیل بی حد و حصر ، ویلچینسکیتصورات بسیار شادابانه است. دنیایی که او در خواب می بیند غرق در عذاب است و بنابراین تجربه ای ناپسند را رقم می زند ، اما حتی اگر تصاویر کاملاً ناراحت کننده باشد ، هنوز هم قابل دیدن است.

در حالی که انیمیشن به طرز قابل توجهی گنگ و خسته کننده است ، تادئوس نالپا((که اکنون به طرز فجیعی از دنیا رفته است)) نمره سنگ محور مناسب است outré ، خدمت به عنوان یک فیلم جذاب علاوه بر جذابیت که به طور طبیعی به دلیل بی ادبی ، سورئال بودن و غیر سرکوب شده بودن برجسته است. ریف های گیتار الکتریکی پراکنده به طرز عجیبی جذاب هستند و به طرز متعالی تکان دهنده ای هستند ، مانند همه چیز در مورد فیلم.

نتیجه گیری: آن را بکش و بگذار

ماریوس ویلچینسکیرا آن را بکش و این شهر را ترک کن هنر در ناب ترین شکل خود است؛ صمیمی ، برانگیزاننده و صمیمی آن را بکش و این شهر را ترک کن یکی از بی نظیرترین فیلم های سال است. گفته شد ، برای باز کردن بسته بندی کامل همه چیز در مورد این سفر خواب آور هیپنوتیزم که در بسیاری از جهات غیر منتظره بدون دستیابی آگاهانه به یک مقصد مشخص انجام می شود ، به صبر بیننده نیاز است.

هنگامی که وارد دنیای غیرمعمول بی رحمانه می شوید آن را بکش و این شهر را ترک کن، ممکن است بخشی از شما بخواهد فرار کند ، اما ویلچینسکی قلب ، روح و استعدادهای هنری خود را در فیلم ریخته و ساخته است آن را بکش و این شهر را ترک کن یک عمل سینمایی هنرمندانه سورئال و شور و نشاط عمیق که فراموش کردن آن تقریباً غیرممکن است.

آیا دیده اید آن را بکش و این شهر را ترک کن؟ در غیر اینصورت ، آیا اکنون علاقه مند به دیدن آن هستید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

آن را بکش و این شهر را رها کن برای اولین بار در جشنواره بین المللی فیلم برلین در 22 فوریه سال 2020 پخش شد. برنامه Outsider Pictures برای توزیع این فیلم در ایالات متحده برنامه دارد.

https://www.youtube.com/watch؟v=IAqBoqMXV3I


سازمان دیده بان کشتن آن و ترک این شهر

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon

آن زمان از سال است که تعقیب و گریز و وحشت صفحه های ما را پر می کند. سنت های تماشای هالووین اصلی ترین فصل و امسال است ، سیمپسونها Treehouse of Horror از این قاعده مستثنی نیست. در حالی که القا 33 سی و سوم از سیمپسونها Treehouse of Horror قرار بود در 18 اکتبر سال 2020 اکران شود ، به دلیل بیس بال به تأخیر افتاد و زمان زیادی برای غواصی در بین وحشت های قدیمی برای بینندگان باقی ماند. و با انتخاب 32 قسمت ، کدام قسمت را انتخاب می کنید؟

راستش ، اگر فرصتی برای تماشای همه آنها دارید ، من آن را اکیداً توصیه می کنم. اما اگر می خواهید بهترین ها را در این گروه هدف قرار دهید ، این 13 قسمت از مواردی است که قطعاً باید به آنها ضربه بزنید! هر قسمت در مقیاس 1-10 در دسته هایی از جمله چقدر خنده دار ، تقلید مسخره انگیز ، غریبه بیگانه ، صحنه آغازین ، چقدر وحشتناک و خلاقیت کلی آن رتبه بندی شده است. اگر به دنبال یک ماراتن جدید برای شروع هستید یا می خواهید از بهترین Halloween Simpsons نمونه برداری کنید ، این لیست برای شما مناسب است.

The Simpsons Treehouse of Horror IV (پخش شده در 28 اکتبر 1993)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

لك كردن از لیست چهارمین Treehouse of Horror است (اگرچه در این زمان ، هنوز هم با عنوان The Simpson Halloween Special شناخته می شود). همانند قسمت های قبلی Treehouse ، این قسمت نه برای مقدمه کلاسیک سیمپسونها ، بلکه بیشتر برای گورستان Springfield ، حکاکی های روی سنگ قبرها با طنز جای خود را به احساس قسمت می دهد – “الویس آن را قبول می کند” ، “یک بودجه متعادل” ، “طنز سیاسی ظریف” و “خشونت تلویزیونی” (مملو از سوراخ های گلوله و خون که می چکد) – قبل از اینکه در یک صحنه کاناپه پر از زامبی ها به پایان برسید. این یک دهانه محکم و محکم است که به تداوم محبوب صندلی های کاناپه ادامه می دهد و در عین حال روح تعطیلات را نیز حفظ می کند.

همانطور که صحنه افتتاحیه نتیجه گرفت ، سیمپسونها از طریق معرفی آثار هنری به تصویر کشیده ، بینندگان خود را به بخشهای سه بخشی خود راه می اندازد ، هر داستان تقلید طنز ، طنز و خلاقیت خاص خود را ارائه می دهد. اولاً ، وسواس هومر سیمپسون در مورد شیرینی جات مورد علاقه او باعث می شود با شیطان قرارداد ببندد – شیطان ند فلاندر کمتر از این نیست. با التماس به جهان که روح خود را برای یک پیراشکی (که خالی شده است زیرا کارل و لنی آنها را به سمت پدربزرگ سیمپسون انداخته اند) هدیه می دهد ، نبرد هوشمندان (و مالکیت) بین شیطان فلاندرز ، هومر و مارج آغاز می شود.

دو قسمت بعدی موفقیت های خود را در تقلیدهایی که زنده می کنند می یابند. منطقه گرگ و میش و دراکولا اول بارت سیمپسون برای جلوگیری از فاجعه اتوبوس مدرسه و در دومی ، لیزا سیمپسون تلاش می کند تا شهر را از آفت خون آشام ها نجات دهد از طریق ساکنان اسپرینگفیلد زنده می شوند. برای کسانی که مطالب اصلی را تشخیص می دهند جذاب است ، اما در عین حال منحصر به فرد است سیمپسونها جهان برای لذت بردن از همه.

شوخ طبعی و خلاقیت زیادی در هر سه بخش وجود دارد ، عناصر زیادی (غذای پیراشکی در جهنم) در قسمت های بعدی ظاهر می شوند – این ادای احترام در آینده فقط موفقیت این قسمت را بیشتر تقویت می کند. با پایان یافتن قسمت ، یک چرخش شدید به سمت تعطیلات انجام می شود ، شخصیت هایی که از شخصیت هالووین خود می شکنند و به کریسمس می روند ، نشانه ای از فشار مصرف گرایی کریسمس است که بلافاصله با شروع ساعت به نیمه شب هالووین شروع به کار می کند.

The Simpsons Treehouse of Horror V (پخش شده در 30 اکتبر 1994)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

سیمپسونها Treehouse of Horror برای یک سال دیگر بازگشت (که هنوز هم به آن هالووین ویژه سیمپسونها گفته می شود) ، افتتاحیه آن بار دیگر مارج سیمپسون به والدین هشدار داد تا فرزندان خود را در رختخواب بگذارند زیرا این قسمت ممکن است بسیار ترسناک باشد – “بسیار ترسناک ، که کنگره حتی اجازه دهید آن را نشان دهیم “. یک Family Guy در مقدمه احساس مهمی می کند و نفوذ این کلاسیک انیمیشن را در مجموعه های بعدی ایجاد می کند.

از اینجا ، اپیزود به سرعت به صحنه کاناپه خود منتقل می شود ، در حالی که سنگ قبر آغازین با خواندن “سنگ قبرهای سرگرم کننده” نشان دهنده پایان استفاده از آنها در قسمت های بعدی است ، تصویری که در حال حاضر برای اپیزود سیمپسونها کاملاً تکان دهنده است. مو از یک درخت (طبیعت وحشتناک اوج گرفتن سریال) ، سوزاندن خواهران مارج ، پتی و زلما ، سر بریدن از پرنسیل اسکینر (در میان دیگران) و صحنه نیمکت سیمپسونهای فرانکشتاین آویزان بود.

سه بخش بعدی هر دو طنز و سرگرم کننده هستند ، هجو ای از آن درخشان آقای برنز با تأمین کردن هر دو خطا و نقص شخصیت ، سعی در اطمینان از کار جدی (قطع تلویزیون و حذف آبجو) باعث هومر را قاتل و دیوانه کرده است. این مجموعه در بخش دوم خود ، فیلم هایی مانند آینده را تقلید می کند اشتون کوچر فیلم اثر پروانه، تعمیر هومر از یک اجاق توستر که او را به زمان دایناسورها بازمی گرداند ، هر حرکتی که انجام می دهد دنیایی را که به آن بازمی گردد تغییر می دهد. سرانجام ، آدم خواری یک القای دلپذیر پیدا می کند زیرا رئیس جمهور اسکینر و دولت او طعم غیر قابل مقاومت کودکان را کشف می کنند.

Treehouse of Horror V از صحنه آغازین تا آخرین لحظاتش به درون وحشتناک فرو می رود و آن را با خلاقیت هجوآمیز تلفیق می کند و با شوخ طبعی بازی های شخصیت های محبوب خود را حفظ می کند.

The Simpsons Treehouse of Horror VI (پخش شده در 29 اکتبر 1995)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

سیمپسونها Treehouse of Horror در حال اجرا است ، ششمین قسمت آن بدون سنگ قبرها و هشدارها ، ورود یک سوارکار بی سر “Krusty” که صحنه کاناپه فوری را آغاز می کند ، سیمپسونها در اتاق نشیمن خود از حلقه ها آویزان شده اند. این یک افتتاح ناگهانی است و گرچه قوی ترین محصول مخصوص جشن های هالووین نیست ، اما برای پایین آوردن قسمت بسیار کم است.

برای قسمت ششم ، این اپیزود در درجه اول مربوط به سه بخشی است که گفته می شود خارش آن واضح است و دلیل آن روشن است. هومر که به خاطر تبلیغات دروغین پیرامون یک پیراشکی عظیم الجثه افتاده بود ، پیراشکی Lard Lad را می دزد و باعث می شود تمام مجسمه های سراسر Springfield زنده شوند و شهر را خراب کنند. لیزا باقی مانده است تا روز را نجات دهد ، اما این شوخ طبعی و تعاملات ظریف بین شخصیت ها است که این موضوع را برجسته می کند.

این اپیزود برای دومین داستان تقلیدی خود آغاز می شود ، کابوسی در خیابان نارون دریافت کردن سیمپسونها رفتار. دانش آموزان ابتدایی Springfield در معرض عذاب و شکنجه ویلی قرار می گیرند ، مرگ مارتین در خواب باعث می شود کودکان سیمپسون راهی برای بیدار ماندن پیدا کنند. جایی که شجاعت بارت را پیدا می کند ، که متقاعد شده است می تواند ویلی را از دنیای رویا به واقعیت برساند ، نجات غیر منتظره از بعیدترین مکان ها می آید.

بخش آخر ، با الهام از منطقه گرگ و میش قسمت “دختر کوچک گمشده” ، هومر (و کودکان و حیوانات سیمپسون) را پیدا می کند که ناامیدانه در جستجوی مکانی برای پنهان کردن از زلما و پتی هستند. هومر با اطمینان از اینکه می تواند در پشت یک قفسه کتاب پنهان شود ، درگاهی را کشف می کند و او را به دنیای سه بعدی منتقل می کند ، بازیهای مسخره و عصبانیت باعث ایجاد یک کرم چاله می شود. همانطور که زندگی او در تعادل آویزان است ، سیمپسونها ، Reverend Lovejoy و دیگران تلاش می کنند تا او را نجات دهند.

تعادل هوشمندانه ای بین هر یک از بخش ها برقرار است ، اولی در روایت خود قوی است ، دوم با سختی تقلید می کند و سوم نه تنها از انیمیشن بلکه از جهان موازی فراتر می رود – همه اینها در حالی است که پایان خود را با کیک های اروتیک پیدا می کنند. گرچه به اندازه بعضی از قسمتهای قبل (و افتتاحیه آن) وحشتناک نیست ، سیمپسونها یک Treehouse of Horror جامد ارائه دهید.

The Simpsons Treehouse of Horror IX (پخش شده در 29 اکتبر 1998)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

وقتی به قسمت نهم The Treehouse of Horror رسیدیم ، من می دانستم که این قسمت باید در لیست ماراتن حماسی قرار بگیرد – این همان اپیزودی است که من از زمان پخش آن در سال 1998 بیشترین بازپخش را دیده ام. این یک احساس افتتاحیه تقریباً منظم دارد ، با اینکه هالووین پیچیده است ، بارت سیمپسون روی تخته سیاه با خون نقاشی می کشد در حالی که اندکی پس از آنکه بارت ، لیزا و هومر را با ماشین خانواده بیرون می کشند – مدتی که فردی و جیسون با حوصله روی کاناپه منتظر می مانند. گرچه جذاب ترین افتتاحیه سریال نیست ، اما بخشهایی که دنبال می کنند بیشترین خاطره را دارند.

اولین بخش با نظافت موهایش در فروشگاه راحتی Apu باز می شود ، افسر Wiggum برای دستگیری مار برای اعتصاب سوم خود وارد می شود ، شاهدان فروشگاه تضمین می کنند که مار صندلی را می گیرد. با از بین رفتن مار ، اعضای بدن او می توانند اهدا شوند ، و هومر موهای سرحال خود را به ارث می برد. اگرچه ، با ریشه دادن فولیکول ها ، روح شرور Snake جسمی جدید پیدا می کند و تهدیدهای او برای انتقام از Apu ، Moe و Bart Simpson می تواند سرانجام انجام شود. تغییر هوشمندانه ، به یاد ماندنی و شوخ طبعی بین هومر بی گناه و زنده ماندن مار با ترکیبی خیانت آمیز است.

Pleasantville تقلید خود را در بخش بعدی این قسمت پیدا می کند ، زیرا بارت و لیزا از راه دور با پلوتونیوم بازی می کنند تا بتوانند Itchy and Scratchy Halloween Special را تماشا کنند که مادرشان خیلی تلاش کرده بود آنها را از این کار دور کند. اما به محض شروع استفاده از آن ، به تلویزیون ، خارش و خراشیده شدن پیوند می خورند تا “به آنها درس بخوان”. آنچه این بخش را بسیار خلاق می کند ، تنها کاردستی نیست که در آن تقلید از روی هر دو انجام می شود Pleasantville و مجموعه تلویزیونی انیمیشنی که قبلاً آمده اند اما طنز را در هر لایه تزریق می کنند.

بخش آخر ، Kodos و Kang را فراتر از هجوم آورده و به آنها تمرکز کامل می دهد. مگی شروع به دندان درآوردن ، خش خش و رشد شاخک های خود کرده است – می دانید چیزهای طبیعی کودک است. با این حال هنگامی که پستانک او سیگنال بیگانگان را برای بازیابی او به زمین می فرستد ، ورود بیگانه پدر بودن کودک محبوب ترین تلویزیون را زیر سال می برد – و حضور در جری اسپرینگر شو. گرچه این کار با هجو سیاسی خاتمه می یابد و از شدت وحشتناکی به مراتب کمتری برخوردار است ، اما این تمرکز سنگین تری را به مگی و هر دو بیگانه و تماشاگران می دهد تا کمی بیشتر از گذشته جهان سازی و شخصیت سازی را تجربه کنند.

The Simpsons Treehouse of Horror XVI (6 نوامبر 2005)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

شانزدهمین Treehouse از ترس Simpsons با یک بازی بیس بال آغاز می شود ، یک بازی که سرعت Kodos و Kang را خشمگین می کند ، سرعت بازی را “تسریع” می کند. “حرکت آرام Spacelax” هومر فریاد می کشد زیرا نیاز بی وقفه آنها برای سرعت بخشیدن به بازی باعث از بین رفتن ساختار وجودی می شود – اما نگران نباشید ، آنها یادداشت می کنند. تازه کردن عناوین کدوس و کانگ برای ما تازه کننده است ، اما ظاهر سالانه آنها نه تنها با استقبال استقبال می شود.

خوشبختانه ، بافت موجود فقط به طور موقت تغییر می کند ، زیرا ما وارد بخش های امسال می شویم ، استیون اسپیلبرگرا A.I. هوش مصنوعی. وقتی بارت سیمپسون قصد دارد از پنجره به داخل استخر بپرد ، فاصله را بد قضاوت می کند ، جراحات او را در کما قرار می دهد (حتی حتی صدای دوچرخه جدید نمی تواند او را از آن بیرون بکشد). خانواده سیمپسون با ناراحتی ، از یک کودک مصنوعی در خانه خود استقبال می کنند ، وافل های خانگی و ماساژ شانه های او باعث از بین رفتن بارت می شود. با این حال ، هنگامی که بارت از خواب بیدار می شود ، زمینه را برای نبرد نهایی برای موقعیت به عنوان مورد علاقه دوران کودکی فراهم می کند.

هجوها به همین صورت ادامه می یابند سیمپسونها قبول کردن خطرناک ترین بازی توسط ریچارد کانل – گرچه بسیاری امروز خود را به یاد می آورند شکار که اوایل سال جاری منتشر شد. هومر را به یک اجتماع مشکوک در عمارت آقای برنز دعوت می کنند ، سخاوت سخاوتمندانه پیشنهاد او درست است. و از آنجا که این یک قسمت Treehouse است ، همینطور است. هومر و بقیه حاضران در شکار نهایی بقا بازی می کنند.

در نهایت، سیمپسونها تزریق تقلیدها را ایجاد می کند ، و الهام بخشیدن در بیش از یک مکان است – Halloweentown II: Kalabar’s Revenge، Buffy the Vampire Slayer“هالووین” و منطقه گرگ و میش“The Masks”. عصبانیت یک جادوگر در زندگی واقعی با جایزه “بهترین لباس” ، جادوگر طلسمی را ایجاد می کند که همه را دقیقاً به همان چیزی تبدیل می کند که می پوشند. در حالی که هرج و مرج در سطح شهر جریان دارد ، یک بار دیگر به نظر می رسد مگی تنها کسی است که می تواند همه آنها را نجات دهد. هر سه این تقلیدها با شوخ طبعی و خلاقیت اجرا می شوند و بار دیگر دنیای جهان را در هم می آمیزند سیمپسونها و بازدیدهای فرهنگی که در بین مخاطبان مختلف موفقیت کسب کرده است.

The Simpsons Treehouse of Horror XVII (5 نوامبر 2006)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

اگر تاکنون فکر کرده اید که آقای برنز شما را به یاد حافظه دخمه از یادآوری می کند داستان از سرداب، سیمپسونها موافق. در قسمت هفدهم از Treehouse of Horror ، آقای برنز “استاد Scarimonies” ما است که ما را به یک سنت وحشتناک فریب می دهد ، شروع با یک قتل وحشتناک Moe در یک اتاق شکنجه قرون وسطایی – خون به زمین ریخت تا اعلام کند از بخشها

لکه کانون بخش اول است ، هومر سیمپسون با خوردن “مارشمالوی فضایی” ، بلعیدن موجودات فرازمینی او را به یک لکه غول تبدیل می کند. آنچه شروع می شود به معنای واقعی کلمه خوردن سیمپسونها در خانه و خانه ، به یک مصرف وحشتناک از شهروندان Springfield تبدیل می شود. سیمپسونها بازسازی Sir Mix-A-Lot’s “Baby Got Back” (“کودک از چربی خوشش می آید”) ، 50 فوت لنی و دکتر فیل یک ارتفاع هوشمندانه و طنز آمیز برای یک بخش کاملاً ساختار یافته است.

سیمپسونها برای بخش دوم خود دارای ستارگان بزرگ مهمان است ، ریچارد لوئیس و فران درشر با صدای گلم های زن و مرد. هنگامی که بارت برای شکایت از خرقه اسیدپاشی به کروستی به پشت صحنه می رود ، از یافتن گولمی که هر وظیفه ای را که روی کاغذ نوشته شده و در دهان او قرار می گیرد ، انجام می دهد ، مبهوت می شود. در حالی که او همچنان به آنچه که نوشته شده است عمل می کند ، لیزا به گولم دستور می دهد که صحبت کند ، و به او فرصت می دهد برای اولین بار ابراز وجود کند ، هم به سیمپسونها و هم به مخاطبان لحظه ای برای دیدار با گولم واقعی می دهد.

اورسون ولز تمرکز در بخش آخر است ، پخش رادیویی او از جنگ جهانیان از طریق هیستری اسپرینگفیلد زنده شد. همانطور که شهروندان اسپرینگفیلد دچار ترس می شوند ، سیدشو مل پیشنهاد می کند که آنها می توانند با برهنه شدن و مانند حیوانات در گل و لای ، از بیگانگان بزرگتر شوند متأسفانه ، تمام تلاش ها فقط Kang و Kodos را متقاعد می کند اکنون زمان مناسب برای حمله و تسخیر زمین است. با استفاده از این بخش نهایی ، بینندگان نه تنها با بیگانگان مورد علاقه خود مدت طولانی تری دارند بلکه به پایان قسمت منسجم و منسجم نیز می پردازند.

The Simpsons Treehouse of Horror XX (پخش شده در 18 اکتبر 2009)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

مانند Treehouse of Horror nine ، این قسمت بعدی اپیزودی است که دائماً پخش می شود و مدتها قبل از شروع این ویژگی درباره موفقیت خود صحبت می کند – و این قسمت بیستم نیز هست. این اپیزود ناک اوت از لحظات آغازین آن است ، موجودات جهانی دهه 30 زندگی می کنند و در خیابان های Springfield قدم می زنند. آنها که “لباس” خود را متناسب با زمانه نمی دانند ، لباس های جدید (مرد آهنی ، باب اسفنجی ، جیک سپپرو و ​​هری پاتر) را می پوشند و به مهمانی هالووین هومر راه می یابند – یعنی تا رسیدن خانم ها.

آلفرد هیچکاک برمی گردد به سیمپسونها امسال ، تقلید مسخره انگیز از شماره گیری M برای قتل آوردن صلیب نهایی بین بارت و لیزا. همانطور که انتظار می رفت ، فرد به قول خود عمل نمی کند. در حالی که این بخش به طور کلی قابل پیش بینی است ، اما پایان کار شوک ایجاد می کند و خود را به آگاهی و نیاز به رفاقت زن وام می دهد. در یک 28 هشت روز بعداً پیچ و تاب می خورد ، یک Krusty Burger جدید همه شهروندان Springfield را به زامبی تبدیل می کند. در حالی که سیمپسونها در امنیت خانه خود پناهنده می شوند ، معده خالی بارت دو برابر امید و فنا می دهد.

تیم برتونرا سوئینی تاد: آرایشگر دیمون خیابان فلت نه تنها کانون قسمت آخر است بلکه گوهر قسمت است. در یک صحنه موسیقی ، مو از کمبود عشق و یک دوست دختر ابراز تاسف می کند. اگرچه به نظر می رسد که وقتی بر اثر یک حادثه ناگوار ، هومر به زیرزمین می افتد و روی لوله های شیر آب آب گیر می کند ، شانس او ​​تغییر می کند. هنگامی که خون هومر به درون آبجو می چکد ، مو متوجه می شود که معجون سازی جدید به نفع او کار می کند و مارج را با هر جرعه جلب می کند. این قسمت یک ناک اوت است زیرا تنظیمات فراتر از مرحله ارائه بخش است ، از جمله داربست ، نورپردازی و تغییرات صحنه در سمت. این قسمت نمونه ای از اوج تقلید و روایت است که سریال به طور مداوم قادر به بازسازی آن است.

The Simpsons Treehouse of Horror XXI (7 نوامبر 2010)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

قسط بیست و یکم از سیمپسونها Treehouse of Horror با کدو تنبل های حکاکی بارت و هومر و بازگشت “هشدار” قبل از قسمت وحشتناک امشب افتتاح می شود. همانطور که پروفسور فرانک به مخاطبان هشدار می دهد ، او از مدرن ترین فناوری از راه دور TiVo استفاده می کند تا توانایی حرکت سریع به جلو را از طریق قسمتهایی که والدین می توانند برای فرزندانشان ترسناک باشد به نمایش بگذارد – یک سرعت سریع جلو. با تماشای 10 سال از زمان پخش این قسمت ، نوستالژی آنها اتفاق می افتد که با تعیین زمان چارچوبی برای اپیزود ایجاد می شود.

در این قسمت ، سیمپسونها هجوهای خود را در فیلم های جومانجی، گرگ و میش، و آرام آرام. اول ، نگرانی مارژ در مورد بازی های ویدیویی خشن که بارت و میلهاوس درگیر آن هستند ، او را ترغیب می کند فرزندانش را ترغیب کند تا به بازی های رومیزی که در اتاق زیر شیروانی گرد و غبار جمع می کردند برگردند. Stalkling on Satan’s Path ، Milhouse و Bart تمام بازیهای رومیزی را زنده می کنند ، وحشت آنها در Springfield باعث ایجاد هر دو شوک ، مرگ وحشتناک و شادمانی می شود.

در بخش دوم این اپیزود ، هومر و مارژ از یک سفر آرام در دریا لذت می برند ، مردی که در یک قایق نجات کوچک بود ، تمام سفر خود را به هم ریخت. در حالی که این قسمت به طنز با حسادت هومر در رابطه با مارژ بازی می کند ، وقتی راجر داستان خود را درباره آلباتروز و مسمومیت با خدمه آن را پخش می کند ، وحشت شروع می شود – داستانی که ترس را به قلب هومر می اندازد زیرا یکی از پای های راجر باعث مرگ یک نفر می شود کوسه

سیمپسونها کسانی نیستند که بتوانند از نظر جمعیتی چشم پوشی کنند و در این سال ، وسواس بزرگسالان جوان با یک انسان و یک خون آشام بسیار مورد توجه قرار گرفت. کسانی که این قسمت را دیده اند ، هر یک از جنبه های ظریف را خنده دار می دانند ، و برای کسانی که این کار را نکرده اند ، هنوز چیزهای زیادی برای لذت بردن وجود دارد زیرا سازندگان با ذوق هر دو دیدگاه را در روایت خود قرار می دهند. وقتی لیزا به ادموند می افتد ، آرزوی زندگی ابدی با او را دارد. با این حال ، همانطور که لحظه تحول او فرا می رسد ، او می فهمد که ممکن است تمام آنچه که برایش پوشیده شده است نیست.

The Simpsons Treehouse of Horror XXIV (6 اکتبر 2013)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

سیمپسونها Treehouse of Horror بیست و چهار در صحنه های ابتدایی خود بازی می کند ، جایی که هیچ مورد دلخواه ترسناک امن نیست. درخشان، هزارتوی تابه ها، آلیس در سرزمین عجایب، تیغه ، و Z جنگ جهانی (فقط به نام چند مورد) همه با سکانس افتتاحیه / نیمکت سنتی سیمپسونها تزریق می شوند. وقتی می خواهید هر یک از منابع را بطور دقیق قرار دهید و از آنها استفاده کنید ، هیجان ایجاد می کند.

با پایان یافتن هیجان گردباد ، دکتر سئوسگربه در کلاه به هدف بخش اول تبدیل می شود. وقتی بچه چربی در گربه می آید تا بچه ها را شفا دهد و هالووین آنها را نجات دهد ، بچه های سیمپسون در خانه با اوریون هستند. با این حال ، جایی که چربی در گربه نوید یک شب سرگرمی و آب نبات را می دهد ، کودکان خشونت و مرگ را می شناسند که علائم تجاری واقعی او هستند.

ماهیت وحشتناک اپیزود به اینجا ختم نمی شود ، زیرا بخش دوم متوجه می شود که بارت سیمپسون سر خود را با فن جعبه از بدن جدا می کند و با جراحی به لیزا متصل می شود. در حالی که به نظر نمی رسد قسمت دوم زیاد مسخره باشد ، یک تصویر سرگرم کننده و خشن از رقابت خواهر و برادر و تقریباً جکیل و هاید جنبه بارت و لیزا در حالی که بارت متوجه شد هنگام کنترل لیزا خواب بدن آنها را کنترل می کند.

سرانجام ، این قسمت بینندگان را به سیرک ، هومر نیرومند ، هنرمند Marge the Trapeze و Moe عجیب و غریب – که همه برای جلب توجه مارج و داشتن یک انگشتر زمرد رقابت می کنند ، می آورد. آنچه وحشتناک است ، عدم برائت و خلوص هومر است. معمولاً حواس او را دونات ، آبجو و تلویزیون (و همینطور شیطان های با برنامه ریزی ضعیف) پرت می کند ، این کارتون کلاسیک همیشه ذاتی فروتنانه دارد. او خانواده اش را دوست دارد و زندگی اش را دوست دارد. با این حال در اینجا ، او مردی حریص و غرور مغرور است که تنها دغدغه زندگی بهترش را دارد و در این راه مارج را فدا می کند. این برداشت جالبی از شخصیت محبوب بود و کاملاً منطبق بر طبیعت عقب مانده قسمت های ترسناک Treehouse است.

The Simpsons Treehouse of Horror XXV (تاریخ پخش 19 اکتبر 2014)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

برای بیست و پنجمین القا از سیمپسونها Treehouse of Horror ، صحنه کاناپه افتتاحیه به سبک جوایز اهدا می شود ، زیرا گوینده “مهمان” را برجسته می کند – جنیفر لارنس، وارن بتی، کلینت ایستوود – همه در حالی که کلیپ های قسمت های قبلی توسط. همه اینها با نشان دادن قسمت های بدن “مهمانان” در قسمت پرده ، به سبک پرده ای به اوج خود رسید ، کودوس و کانگ با خنده از ایجاد آنها خندیدند. افتتاحیه خیلی طولانی نمی شود ، زیرا یکی از کوتاهترین سریال هاست ، و دقیقاً در عمل فرو می رود. اول ، سیمپسونها به جهنم برگردید – خوب ، حداقل بارت و لیزا. بارت و لیزا پس از یافتن رونزهای روی میز هنگام بازداشت ، با یك آی پد اسكن كردند ، نفرین را فعال كردند و بچه ها را به جهنم كشاندند. اما این برای رنج ابدی نیست ، بلکه بیشتر برای یادگیری است. همانطور که بارت و لیزا کشف کردند ، این جایی است که شیاطین شکنجه و درد را می آموزند – و جایی که لیزا محبوب است (بله ، جهنم یخ می زند). این یک قسمت هوشمندانه است که به راههای شیطانی بارت متمایل می شود و به او موفقیت می بخشد و به مخاطب تخم مرغ های عید پاک سیمپسونها را برای چشم مشتاق می بخشد.

ساعت نارنجی، چندین بار در طول Treehouse Horrors مورد مراجعه و لباس قرار گرفت ، سرانجام بخش تفریحی خاص خود را بدست آورد ، با بازی Moe در نقش الکس. این یک تقلید مسخره انگیز عالی است از این جهت که کلاه خود را به اصلی هدیه می دهد ، در حالی که آن را تازه ، مدرن و خانواده پسند نیز نگه می دارد. سرانجام، دیگران و هر قسمت از جن و وحشت در قسمت آخر از قسمت بیست و پنجم حل می شود. آنچه باعث برجسته شدن این بخش در میان سایر افراد می شود ، ارواحی است که سیمپسونها تحت تعقیب آنها قرار می گیرند … سیمپسونها (1989) هستند. غالباً ، به ویژه در گه های نیمکت ، نقاشی های اصلی برای سیمپسونها به سریال راه پیدا کنند. در اینجا ، نه تنها برای بهترین Marge بلکه برای زندگی نیز رقابت وجود دارد. این یک روش خلاقانه و طنزآمیز است که سریال می تواند تغییراتی را که طی 26 سال گذشته ایجاد کرده است ، تصدیق کند و گذشته و حال را در برابر یکدیگر قرار دهد.

The Simpsons Treehouse of Horror XXVII (22 اکتبر 2017)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

در یک مهمانی سوسیس تنظیم انیمیشن ، سیمپسونها و پدربزرگ با اضطراب وقت خود را در یک کاسه بیرون از خانه ساکت می کنند. هالووین است و آنها آب نبات برای ترفند یا درمانگرها هستند. در حالی که آنها زنده می مانند ، در یک قفسه قرار می گیرند تا سال آینده فراموش شوند ، یک اسم حیوان دست اموز شکلات پریشان که از سرنوشت آنها ناراحت کننده است – هومر از اینکه در یک آدم خواری کوچک کوکو شرکت کند ترس ندارد. این کمی هولناک است که هومر و خانواده اش خرگوش شکلاتی را سرگرم می کنند ، اما در عین حال سرگرم کننده است.

اولین پازوزوی مگی – اکنون این عبارتی است که هرگز فکر نمی کردم بشنوم. به عهده گرفتن جن گیر، هومر و مگی تحت تسخیر پازوزو قرار می گیرند. هومر یکی از خوش هیجان ترین اما مهیج ترین آهنگ های شیطانی را که تا به حال نوشته شده است ، می خواند در حالی که خون از بینی جن ها بر روی دیوارهای مگی می ریزد ، سر عروسک ها می چرخد ​​و کتاب ها به خود سوخت. اما مگی شدیداً به یک جن گیری احتیاج پیدا می کند ، دیو باعث می شود او در خانه شناور شود و به اطرافیانش آسیب برساند (یا قتل کند). این یک تقلید تقلید هوشمندانه از کلاسیک بی انتها است ، با یک روایت قوی و جوک هایی کاملاً اجرا شده در کل.

بازگشت به تیم برتون، سیمپسونها کورالین را از طریق چشم لیزا سیمپسون زنده می کند. این انیمیشن درخشان و خواب آور است و از نمای کلاسیک مجموعه تلویزیونی به دنیای جهان منتقل می شود تیم برتونها کورالین. این اپیزود نه تنها اعدام درخشان پیدا می کند ، بلکه از همان ابتدا خط داستانی پازوزو را از طریق موجودیت فیلم حمل می کند ، مگی هنوز از “پرونده پازوزو” رنج می برد. به شخصه ، از بین 82 بخش Treehouse of Horror و 32 قسمت ، این مورد محبوب من است که این مجموعه تاکنون انجام داده است.

این اپیزود با انتقال به بخش آخر ، سرعت خود را از دست نمی دهد ، هومر مایل است تنها باشد زیرا بقیه اعضای خانواده سیمپسونها برای چند روز دور خواهند بود. هومر با هیجان خود و در آهنگ هوشمندانه “دوباره فقط در خانه تنها” گم شده است ، همه چیز را در خانه می خورد (خوب ، نه سبزیجات ، بنابراین بله … همه چیز در خانه). با پیدا کردن یک هات داگ تنها در فریزر ، یک حادثه باربیکیو متوجه می شود که هومر انگشت خود را می خورد – که باورنکردنی خوشمزه و غیر قابل مقاومت است. طی چند روز آینده ، هومر ذره ذره شروع به خوردن غذا می کند – تا جایی که دیگر چیزی باقی نماند. این یک ایده کاملاً هوشمندانه است ، ایده ای که به خود منتقل می کند تا هومر خودش را تکه تکه کند و تمام ابزارهای “ادویه” کردن پخت و پز خود را پیدا کند.

The Simpsons Treehouse of Horror XXXI (18 اکتبر 2020)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

قسمت 666 سیمپسونها به شکل واقعی – به عنوان یک خانه درخت وحشت – ارائه می شود. قسمت سی و یکم سریال The Treehouse of Horror که مستقیماً وارد عمل می شود ، متوجه می شود که هومر از رفتن به خانه فرزند تازه متولد شده خود امتناع می کند زیرا پسر دیگری نمی خواهد (همانطور که بارت دیده می شود بارت را بر روی دیوار با خون می نویسد) ، به جای اینکه به خانه ببرد. دختری رها شده که او مگی نامگذاری می کند. اگرچه مگی یک کودک عادی نیست زیرا او تخم شیطان است. سکانس آغازین وقایعی را که در رخ می دهد برجسته می کند فال، و قسمت شیطانی عصر با سرعت بالا شروع می شود.

با روی کار آمدن Treehouse of ترس ، تقلیدها کمی روی بینی قرار می گیرند چیزهای غریبه، میلهاوس به نمایندگی از ویل ، و به عمق Over-Under توجه کرد. لیزا سیمپسون در تلاش برای نجات میلهوس وارد مخزن محرومیت می شود و متوجه می شود که نه تنها بازار مسکن در بالاترین سطح تاریخی قرار دارد و آمازون هنوز هم این کار را انجام می دهد بلکه حتی یک Ned Flanders نیز در Over-Under وجود دارد. از اینجا ، قسمت وارد قسمت بعدی خود می شود ، هومر در حال خفه شدن از یک هات داگ و ورود به بهشت ​​است – که در این مرحله ، خدا آن را به گوگل فروخته است. با این حال ، با یک اشتباه رخ داده و جسد هومر از دست رفته ، هومر باید جسد جدیدی پیدا کند تا به خانواده اش برگردد. با این حال ، به دست آوردن یک تصویر جدید به آسانی به نظر نمی رسد و هومر یک سری مبادله بدن را برای یافتن یک تصویر عالی آغاز می کند. این بخش خود را به برخی از لحظات طنز آمیز می بخشد زیرا هر شخصیت جدید تعداد زیادی از تعاملات جدید را ایجاد می کند.

سرانجام، شکل آب Zelma را به خط مقدم می آورد. او که توسط DMV اخراج شده است ، به عنوان یک نظافتچی در یک آزمایشگاه تحقیقاتی شروع به کار می کند – نیاز او به سیگار کشیدن باعث می شود او به یکی از بیگانگان گروگان گرفته برود. بسیار شبیه چیزهای غریبه تقلید در اوایل قسمت ، کمی روی بینی است ، اما با خلاقیت و شوخ طبعی همراه است. با Kodos و Kang به عنوان بیگانگان – و یک Thanos برای راه اندازی سریع – این قسمت تعادل بین دنیای سیمپسونها و هالووین را پیدا می کند.

The Simpsons Thanksgiving of Horror (24 نوامبر 2019)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

سال گذشته ، سیمپسونها، مارج در سکانس آغازین اذعان کرد ، پذیرفت که جهان اخیراً “با شبح و تار همه چیز” تاریک تر شده است. حتی با پایان هالووین ، بسیاری از داستان های وحشتناک برای گفتن وجود داشتند که نمی توانستند تا سال بعد مهار شوند. همانطور که مارژ استقبال می کند و هشدار می دهد ، هومر با بیان اینکه نمی داند چه زمانی برای صرف شام ترسناک است ، ترسناک است ، کودوس و کانگ در لباس زائران ظاهر می شوند ، که مورد تایید مارژ قرار گرفت. “ما سیاره شما را تصرف می کنیم. آیا این استعمارگران ظالمانه لباس نمی پوشند؟ “.

اولین بخش خلاقانه درخشان است و با ذهنیت ایجاد کننده هر قسمت صحبت می کند. بوقلمون ها در بیابان پرسه می زنند ، تخم مرغ به دنیا می آورند و به عنوان یک جامعه زندگی می کنند. همه آنها در Gobble صحبت می کنند ، Gobble در یک زندگی مسالمت آمیز زندگی می کند – تا زمانی که اسلحه سر یکی از بوقلمون ها را شلیک می کند. زائران آمده اند تا هر تعداد بوقلمون را که بتوانند بگیرند ببرند. وقتی خانواده ها از فرزندانشان جدا می شوند ، سر آنها برای شام یکی یکی خرد می شود ، به نظر می رسد همه امیدها از بین رفته است. در حالی که بوقلمونها بی سر می چرخند و خون در همه جا جاری می شود ، میلهاوس ادعا می کند که بوقلمونها جادو شده و سعی در تمیز کردن کلنی و آتش زدن ساختمانها دارند. هنگامی که بوقلمون ها فرار می کنند ، این درک وجود دارد که گرچه آنها دور شده اند ، اما دیگر هیچ چیز مثل گذشته نخواهد بود.

ترک خوردن شیشه و ضربات دیجیتال بینندگان را به بخش بعدی می کشاند ، آینه سیاه“کریسمس سفید” از طریق برج AI که شامل یک نسخه از Marge است ، زنده می شود. هومر که می خواست در تهیه غذای سالانه شکرگذاری به مارج کمک کند ، هومر با هوش مصنوعی به او هدیه می دهد ، در ابتدا از کمک او استقبال کرد اگرچه هوش مصنوعی Marge تمام پخت و پزها را برای فرزندان خود به کمال انجام می دهد ، اما Marge شروع به حسادت می کند و می خواهد برنامه حذف شود. همانطور که AI Marge احساس می کند وقتش به پایان رسیده است ، او برنامه ای برای بهترین شکرگذاری – و فرار از زندان خود طراحی می کند.

بیگانه و زندگی هجوها سیمپسونها را به فضا می آورند ، آخرین انسان باقی مانده در راه رفتن به یک سیاره دورافتاده برای اکتشاف و حفظ حیات انسان. For some reason, the children are awoken up before their parents, too much trust placed in the youth to complete their dioramas and stay out of trouble. Determined to still have a Thanksgiving, Bart, and Milhouse attempt to replicate a can of cranberry sauce, inadvertently infusing the sauce with life. But this, not just any sauce, and this is not just any blob. As it slims its way through the ship, it sucks the bones out of each child it comes up against.

There is such uniqueness and relevancy to the many topics interlaced within the episode, as well as a breath of freshness with the series continuing its horror streak in the context of Halloween. While I had wanted the marathon to end with the final episode to have premiered this year, I couldn’t think of a better episode to have ended on.

What are some of your favorite Treehouse of Horror episodes? Let us know in the comments below!


Watch The Simpsons

Does content like this matter to you?


Become a Member and support film journalism. Unlock access to all of Film Inquiry`s great articles. Join a community of like-minded readers who are passionate about cinema – get access to our private members Network, give back to independent filmmakers, and more.

Join now!

“ما باید زندگی را مثل اینکه بخشی از اکوسیستم هستیم شروع کنیم.” مصاحبه با تام مور و راس استوارت ، مدیران WOLFWALKERS

“برای آن بسیار آسان است تام و خودم برای تأثیرپذیری از داستانهای عامیانه و اسطوره های ایرلندی ، چنین چاهی عمیق برای استخراج وجود دارد ، اما من فکر می کنم این داستان با داستان های محیط زیست و شکاف جامعه روبرو است. ” راس استوارت، مدیر مشترک ، در کنار تام مور، از Wolfwalkers، “منظور من این است که هنوز هم تأکید زیادی بر روی خانواده وجود دارد ، مانند آهنگ دریا، اما من فکر می کنم این موضوع های تاریک موجود در آن را حل می کند “.

دارم ملاقات می کنم مور و استوارت برای بحث در مورد سوم در سه قصه فولکلور غیررسمی سلتیک خود ، Wolfwalkers. واقع در کیلکنی در زمان حمله کرامول در قرن هفدهم ، Wolfwalkers یک دختر جوان انگلیسی ، رابین (با بازی توسط) را می بیند افتخار کنافسی) پدرش را به کیلکنی برسانید ، جایی که مامور کشتن گرگهایی است که در جنگل اطراف زندگی می کنند. این به این دلیل است که می توان آن را قطع کرد و زمین را برای کشاورزی مورد استفاده قرار داد ، و در حالی که در ابتدا رابین از نقش پدرش به عنوان یک شکارچی گرگ خوشحال می شود ، یک ملاقات اتفاقی با یک دختر جوان که در جنگل به نام مبه زندگی می کند شروع به تغییر عقیده می کند .

استعمار و محیط زیست

Wolfwalkers به موضوعاتی مانند از دست دادن ، خانواده ، تخریب محیط زیست و استعمار می پردازد. به نظر می رسد مسائل دوقلوی استعمار و تخریب محیط زیست از اهمیت ویژه ای برخوردار است مور و استوارت“استعمار در گذشته نیست” مور می گوید ، “این هنوز در سیاست های روزمره ما ، از طریق فرهنگ راه خود را می پیماید ، بنابراین بازگشت به دوره ای که نوعی شروع به کار با قدرت بود ، جالب بوده است”. استوارت موافقت می کند ، اضافه می کند “و هنوز این ذهنیت غربی وجود دارد که طبیعت چیزی است که باید تحت سلطه و سو ab استفاده قرار گیرد. مانند انسانها این حق را دارند که بتوانند به دلخواه خود وارد بیابان شوند و از آنها استفاده کنند ، در حالی که ما به یک رویکرد کلی نگرانه تر احتیاج داریم زیرا ما فقط یک گونه روی کره زمین هستیم ، بنابراین باید زندگی را شروع کنیم انگار که بخشی از اکوسیستم “.

منبع: سالن کارتون

اشتیاق آنها هنگام صحبت با آنها روشن است ، اما این نیز صحت دارد که کار آنها گویای خود است. Wolfwalkers یک فیلم بسیار زیبا و زیبا است که از انیمیشن جذاب و دستی برای نشان دادن شکاف بزرگ بین طبیعت و جامعه استفاده می کند. شاید عاملی در این طراحی هنری ارتقا recent اخیر مدیر هنری باشد استوارت به کارگردانی وظایف با مور. چطور شد استوارت رسیدگی به مرحله بالا؟ “شما به عنوان مدیر هنری باید یک تیم را هدایت کنید ، اما این تیم کوچکتر است و شما فقط روی تصاویر تمرکز می کنید. با رفتن به سمت مسیر ، شما باید روی موسیقی و روحیه و کل برداشت کلی فیلم تمرکز کنید ، بنابراین این فیلم متفاوت بود و مسئولیت آن بسیار بیشتر بود ، و گاهی اوقات استرس زا بود اما پاداش بیشتری هم داشت! “

این باید کمک کند که او و مور هر چند مدت طولانی است که یکدیگر را می شناسند. “خوب تام و خودم از 11 سالگی با هم دوست بوده ایم … استوارت به من می گوید ، “بنابراین از نظر شخصیتی فکر می کنم قادر به تحمل هر طوفانی هستیم. ما نقاط قوت و ضعف یکدیگر را می دانستیم ، و تام در طی مراحل این همه چیزهای زیادی به من آموخت ، بنابراین من باید به او سلام کنم! ” مور می خندد ، “خوب من اینطور فکر نمی کنم! اما بله ، واقعاً برای من خیلی خوب بود که این بار شریک جرم باشم. کل پروژه تلاشی در همکاری بود ، بیش از هر کاری که قبلاً انجام داده ام ».

دو جهان متضاد

صحنه های اولیه در شهر کیلکنی جعبه ای و به وضوح کشیده شده است ، که در تضاد کامل با جریان باز بودن جنگل است. “ما این دو جهان متضاد را داریم” ، استوارت می گوید ، “یکی بیانگر آزادی و غریزه و هرج و مرج است ، سپس دیگری مانند قفس است. این نشان دهنده سفتی و نظم است و به همین دلیل شهر پر از خط و میله و اشکال ظالمانه بزرگ و سیاه است. بسیار هندسی است. این قفس رابین است و بنابراین وقتی او به جنگل می رود ، همه چیز در مورد آن برنامه ریزی و روان و آزاد و پرانرژی است. بسیار شبیه خود گرگ ها ، زیرا هیچ چیز در آنها گرفتار نشده است “.

منبع: سالن کارتون

این نوعی ایده است که توسط سبک هنری خود بیشتر شاعرانه تر می شود. در عصر پیکسار ، انیمیشن دستی به نظر می رسد که یک هنر در حال مرگ است ، خصوصاً که امروزه تعداد کمی از استودیوهای اصلی انیمیشن این کار را انجام می دهند. “خوب ، من همه آن چیزهای (CG) را دوست دارم” ، مور می گوید ، “انیمیشن اکنون با مواردی از این دست در مرزهای جدید قرار دارد به عنکبوت و بیت های کوچکی که دیده ام روح (آخرین فیلم Pixar به کارگردانی پیت داکتر) من خیلی احترام می گذارم پیتتوانایی آوردن مقداری از آن موارد گرافیکی UPA (United Productions of America) را که دوست دارد وارد CG کند. برای ما ، از ابتدای Cartoon Saloon ، ما به نوعی به این واقعیت واکنش نشان می دادیم که دنیای انیمیشن به سمت CG در حال چرخش است و ما در حال فکر کردن بودیم ، فراموش نکنیم که همه چیزهایی که انیمیشن دستی می تواند انجام دهد فراموش کنیم. ما سعی در حفظ آن در کهربا از دهه 60 یا 70 نداریم ، آنچه در تلاش هستیم انجام دهیم این است که فکر کنیم چه چیزی می تواند انیمیشن دستی را طراحی کند هنوز همچنین از فناوری استفاده کنید “.

شاید این یک جهت غیرمعمول برای یک استودیوی انیمیشن باشد ، با تمرکز بر اینکه چگونه فناوری می تواند بر روی انیمیشن کلاسیک تأثیر بگذارد و نه اینکه تلاش کند خود را بر روی نوع جدیدی از انیمیشن قرار دهد. مور این مفهوم را درک می کند اما احساس می کند بی معنی است “شما در نهایت به نظر می رسید که سعی می کنید با آن همگام شوید پیت داکتر و نمی توانید ، بنابراین بهتر است کارهای شخصی خود را انجام دهید هر وقت Pixar فیلمی را منتشر می کند ، این فناوری از قبل پیش رفته است و این برای ما یک بازی باخت است ، می دانید. من نگاه می کنم به داستان اسباب بازی؛ در سال 1995 چشم نواز بود اما اکنون به نظر می رسد یک بازی ویدیویی قدیمی است. در حالی که امیدوارم فیلم هایی که ما می سازیم بتوانند به اندازه فیلم های مشابه بی انتها باشند بامبی یا همسایه من توتورو، جایی که نمی توانید بگویید این فناوری چیست ، فقط می توانید دستان هنرمند را احساس کنید “.

سخنان پایانی

ذکر همسایه من توتورو مورد جالبی است من در بررسی خود Cartoon Saloon و Studio Ghibli را مقایسه کردم ، زیرا استودیوی انیمیشن ژاپن (تاسیس شده توسط هایائو میازاکی و اواخر ایسائو تاکاهاتا) یکی از آخرین قهرمانان انیمیشن دستی است و از نظر زیست محیطی با Cartoon Saloon شباهت دارد. آیا این عمدی است؟ “فکر می کنم معنویت آنها صرف نظر از کاری که انجام می دهند حاصل می شود” ، مور می گوید ، “تاکاهاتامن الان رفته ام ، اما آنها همیشه نگاه بسیار احترام آمیز به دنیا داشتند و من همیشه دوست داشتم که وقتی دیدی چیزی شبیه به این جهان بینی است ، توتورو یا شاهزاده مونونوکه یا روحیه دور من فکر می کنم این نوع جهان بینی پایه ای است که ما در مسائل خود نیز داریم “.

منبع: سالن کارتون

Wolkwalkers همچنین ، من یادداشت می کنم ، اولین باری است که آنها در Kilkenny فیلم می سازند ، با وجود اینکه این شهر خود پایگاه عملیاتی Cartoon Saloon است. “بله عالی بود” ، مور می گوید ، “چون کارمندانی از اقصی نقاط دنیا داریم ، بنابراین این راهی برای ما بود که می توانیم از طریق این سفرهای اسکچ که آنها انجام می دادند ، شهر خود را دوباره کشف کنیم ، چیزهایی که عادت کرده ایم مانند قلعه و همه ساختمانها و کوچه ها را ببینیم از گذشته کیلکنی ، و سپس به دلیل اینکه آنها از کشورهای دیگر و اغلب افراد جوان تر بودند ، آن را کشف می کردند ، بنابراین این یک روند واقعا جالب بود “.

زمان ما به پایان می رسد و من به شدت از هر دو تشکر می کنم مور و استوارت برای کار شگفت انگیزی که انجام می دهند. با پروژه های بیشتر ، از جمله نورا تومی جهت دار اژدهای پدر من، آینده برای Cartoon Saloon بسیار خوب به نظر می رسد و شاید طولانی باشد.

تحقیق فیلم می خواهد از توم مور و راس استوارت تشکر کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کردند!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS

هنوز کمی زمان باقی مانده است – و Pixar هنوز ویژگی مورد انتظار خود را منتشر نکرده است روح، که احتمالاً مورد اختلاف خواهد بود – اما Wolfwalkers تقریباً بهترین فیلم انیمیشن سال است. سومین سه گانه فولکلور غیررسمی از استودیوی ایرلندی Cartoon Saloon ، پر از جذابیت ، شگفتی و تجسم آرواره است – به قول ذاتی راز سلول ها و آهنگ دریا. گرچه آنها نمی توانند همان خروجی Studio Ghibli را داشته باشند ، اما در Cartoon Saloon فهرست آنها تبدیل به یکی از آخرین سنگرهای انیمیشن دستی شده است ، به خصوص از زمان سقوط همتایان ژاپنی آنها.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

شروع با نامزد اسکار 2009 Secret of the Kells، تام مور و نورا تومی سابقه ای برای انیمیشن با شکوه طراحی شده ، ریشه در اساطیر سلتیک دارد. Kells در ارائه خود بی نظیر بود ، مانند یک پنجره شیشه ای رنگی زنده می شود. این فیلم نه تنها با تصاویر باورنکردنی بلکه با یک داستان جذاب و لایه ای که هم کودکان و هم بزرگسالان را مجذوب خود می کرد ، به رخ کشید. در سال 2014 استودیو با زیبایی فوق العاده دو برابر شد آهنگ دریا، که در آن تجسمات گسترش یافته و ثابت کرد سالن کارتون با روایت داستانهایشان اعتماد به نفس بیشتری می یابد. حالا ، با Wolfwalkers، آنها حق خود را برای ذکر در میان بزرگترین استودیوهای انیمیشن تاریخ ثابت کرده اند.

کیلکنی و جنگل گرگ ها

Wolfwalkers در سال 1650 ، هنگام حمله انگلیس به ایرلند تحت هدایت الیور کرامول. لرد محافظ خود این روستا را به دام انداخته است ، جایی که قصد دارد جنگل مجاور آن را قطع کند تا زمینی برای کشاورزی ایجاد کند. این باعث ناراحتی گرگ هایی که خانه خود را در جنگل ساخته اند و غیره است کرامول می فرستد بیل گودفلو (با صداگذاری توسط شان بین، به راحتی نقش ناد استارک / بورومیر را که اکنون می توانست در خواب انجام دهد) برای کشتن آنها پر کند. بیل به دخترش رابین اختصاص داده شده است (افتخار کنافسی) كه مادرش ، ضمنی است ، درگذشت و بیل را به امانت خود سپرد. بیل این مسئله را بسیار جدی می گیرد و ناامیدانه تلاش می کند تا دخترش در حالی که برای شکار گرگ بیرون نیست ، در روستا سالم بماند. رابین اما می خواهد مانند پدرش شکارچی شود. او سرسخت و بدنام است ، شبیه به شجاعمریدا از راه هایی ، و مصمم به شکار است. او که پر از کنجکاوی است ، در جستجوی پدرش به جنگل می رود اما درعوض بر سر یک دسته گرگ و یک دختر کوچک عجیب به نام مبه (با صداگذاری توسط اوا ویتاکر) که ادعا می کند یک گرگ واکر افسانه ای است – مردمی که روح آنها شب هنگام خواب گرگ می شود.

به کارگردانی مشترک توسط تام مور، و مدیر هنری راس استوارت، Wolfwalkers یک جشن بصری در سراسر است. صحنه های اولیه در روستای کیلکنی در خطوط مستقیم و صلب تنظیم شده است. کاملاً منظم ، کاملاً محدود ، در مقایسه با صحنه های بعدی جنگل. هنگامی که از دید پرندگان نشان داده می شود ، این شهر جعبه ای و کلاستروفوبیک است. ساکنان آن در جعبه های کوچکی که در صفحه قرار دارند نشان داده می شوند ، به طور یکسان جارو ، تمیز ، حمل می کنند. رابطه کمی با سبک اندرسونی دارد اما در اینجا برای تأکید بر نظم و سختی زندگی شهر استفاده می شود. جنگل البته تقریباً عکس آن است.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

سرشار از سرسبزی سرسبز که مانند یک اقیانوس وحشی جریان دارد (گرگها خودشان سیال به نظر می رسند ، از صحنه ای به صحنه دیگر با ظرافت جریان می یابند انگار بخشی از رودخانه از درختان عبور می کند) ، جنگل مبه واقعاً زنده احساس می کند؛ ملیله وسیعی از رنگهای روان ، که به این طرف و آن طرف کشیده می شوند ، و از پایبندی به هر نظم یا ریتمی به جز خودش رد می کنند. یک سکانس باورنکردنی که در نیمه راه فیلم اتفاق می افتد نشان می دهد که رابین و مبه در جنگل اکتشاف می کنند ، به حواس گرگ خود اجازه می دهد آنها را راهنمایی کند. این بسیار عالی و هوشمندانه انجام شده است و از استفاده سنتی از انیمیشن بصری فراتر رفته و کار کاملا جدیدی با آن انجام داده است. بیشتر گفتن به معنای از بین بردن داستان و لذت کشف است ، اما مطمئن باشید این یک قطعه برجسته در یک فیلم پر از آنها است.

انسان در برابر طبیعت

در حالی که انیمیشن بی عیب و نقص است ، داستان خود نیز بسیار عمیق است. اساساً بازگویی انسان در برابر داستان های طبیعت مانند با گرگ ها می رقصد ، سرخس گلی، یا پوکاهونتاس ، ولف واکرز خطرات استعمار را اضافه می کند و از پویایی پدر / دختری استفاده می کند که هرگز احساس خستگی یا کلیشه نمی کند. روابط بیل و رابین بسیاری از روایت ها را لنگر می اندازد ، و نشان می دهد که چگونه ترس می تواند برای ما تصمیم بگیرد جایی که فرزندان ما درگیر آن هستند. هر تصمیمی که بیل می گیرد ، او این کار را با رابین در راس ذهن خود انجام می دهد ، و حتی اگر بعضی از این تصمیمات مستقیماً برای رابین آسیب زننده است ، ما می توانیم بفهمیم که چرا بیل آنها را انجام می دهد. او همیشه خط مقدم ایمنی رابین است. بعداً حتی یک چرخش خوب خوب اتفاق می افتد که Robyn همین نقش را با Mebh بازی می کند ، تصمیم سختی می گیرد که به Mebh صدمه می زند اما در نهایت برای محافظت از خودش است.

در مورد استعمار ، ایرلند با حمله انگلیس بیگانه نیست. سایمون مک برنیها کرامول یک کابوس خالصانه است ، طوری قدم می زند که گویی هدف بالاتری نسبت به دیگران دارد و حتی موذی تر است زیرا واقعاً آن را باور دارد. او بیش از یک شباهت گذرا (از نظر شخصیت) به قاضی فرولو در گوژپشت نوتردام و موثر است زیرا مارک خاص وی از شر بسیار قابل تشخیص است

در جای دیگر ، رابطه بین رابین و مبه به لطف مشخص شده است. این بسیار کارآمد است زیرا ماهیت واقعی دوستی ها را تداعی می کند: اگرچه آنها در ابتدا بسیار از یکدیگر بدشان می آید ، مبه کلاهبردار و بیش فعال است و رابین یک “شهروند” است که جنگل را نمی فهمد ، آنها به سرعت در یک ریتم طبیعی قرار می گیرند با همدیگر. یک سکانس می بیند که مبه و رابین در بالای شاخه درخت نشسته اند و در حال بحث در مورد جنگل هستند. در حالی که گفتگو ادامه دارد ، رابین از جیب خود برس می کشد و شروع به مسواک زدن موهای مبه می کند. هیچ یک از آنها به این اشاره نمی کنند و یا حتی تصدیق نمی کنند که این اتفاق می افتد. این به سادگی گواهی بر دوستی آنها است که چنین رفتارهایی را می توان مسلم دانست.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

آخرین قسمت پازل مادر مبه ، مول است. او محافظ اصلی گرگ ها است اما به طرز مرموزی ناپدید شده است. مبه با صبر و حوصله در انتظار بازگشت او است ، و به رابین اطمینان می دهد که مادرش هرگز نمی تواند گرفتار شود و هرگز او را ترک نخواهد کرد ، اما رابین خیلی مطمئن نیست. باز هم ، گفتن بیشتر به معنای از بین بردن آن است ، اما کافی است که بگوییم نقش مول شبیه بروناخ در آهنگ دریا. او در عمل سوم لحظه ای عاطفی را با دخترش تقسیم می کند که هیچ خشکی در خانه باقی نمی گذارد. به زیبایی تحقق یافته و ماهرانه اداره می شود.

نتیجه

Wolfwalkers کاملاً شگفت انگیز است. این یک افسانه سلتیک فوق العاده ارائه شده است که در کنار بهترین ها ایستاده و با آن راحت می نشیند راز سلول ها و آهنگ دریا در سه گانه عامیانه Cartoon Saloon. در عصری که انیمیشن های دستی کمتر و کمتر می شوند ، فیلم هایی مانند این یکی را باید از پشت بام ها فریاد زد و جشن گرفت. این تقریباً یقین است که Wolfwalkers برای سالهای آینده در مورد آن صحبت خواهد شد ، و امیدوارم که این فقط آغاز یک کار خارق العاده برای Cartoon Saloon باشد.

Wolfwalkers برای بازگو کردن داستان خود از افسانه های سنتی سلتیک گرفته شده است. آیا افسانه های مورد علاقه ای دارید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Wolfwalkers در انگلیس و ایرلند در تاریخ 30 اکتبر و در ایالات متحده در 11 دسامبر آزاد می شود. برای تاریخ انتشار بیشتر ، لطفا اینجا کلیک کنید

https://www.youtube.com/watch؟v=d_Z_tybgPgg


Wolfwalkers را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم لندن 2020: روح

مسلماً سه نوع مختلف فیلم Pixar وجود دارد. فیلم های منحصر به فرد برای کودکان وجود دارد (فکر کنید Cars، The Good Dinosaur، A Bug’s Life) ، و سپس فیلم های For-All-Ages (باورنکردنی ها ، پیدا کردن نمو، اخیراً آزاد شده است به بعد) ، و در آخر ، مواردی وجود دارد که به طور کامل از سن فراتر می روند و می توانند از ساختارهای سنتی ژانر انیمیشن خارج شوند و کاری کاملاً متفاوت انجام دهند ، مانند بالا، (ده دقیقه ابتدایی آن طنین احساسی بیشتری نسبت به بیشتر فیلم ها در 120 دقیقه دارد) ، اصلی داستان اسباب بازی و سومین خروج آن (هرچه در مورد 2 و 4 کمتر گفته شود بهتر است) ، کوکو، و البته، پشت و رو. آخرین آنهایی که مسلماً به عنوان ابتکاری ترین و تجربی ترین فیلم Pixar در حال حاضر ایستاده است و به درستی به عنوان یک شاهکار معرفی می شود.

جشنواره فیلم لندن 2020: روح
منبع: Walt Disney Studios Motion Pictures

روح احساس می کند که می تواند – و شاید می خواهد باشد – جانشین معنوی باشد پشت و رو. هردو توسط آنها سکان دار می شوند پیت داکتر، وسواس آنها در مورد ساختارهای چیزهای غیب (اولین بار در Monsters Inc.) اینجا بدون وقفه ادامه می یابد. هر دو مملو از تعمقات فلسفی هستند (در اینجا با توجه به اینکه روح چیست و چگونه شخصیت شکل می گیرد) ، و هر دو ایده های غیرمعمول و بدون ضرب و شتم را می گیرند و آنها را زنده می کنند. شما بخاطر اینکه فکر می کنید بخشیده می شوید روح بعدی است پشت و رو، اما متأسفانه – و شاید به خاطر آن ارتفاعات بلندی که دومی به آن رسیده است – روح کاملاً به آن سطح صعود نمی کند ، گاهی اوقات احساس می کند که کمی سخت تلاش می کند

جو و جاز

جو گاردنر (با صداگذاری توسط جیمی فاکس) یک معلم موسیقی از نیویورک است. او شیفته موسیقی جاز است و واقعاً خیلی چیزهای دیگری نیست. هنگامی که ما برای اولین بار با او ملاقات می کنیم ، او در حال آموزش دادن به گروهی از کودکان غیر روحیه است ، که بیشتر آنها ترجیح می دهند جایی دیگر باشند. به نظر می رسد که خاکستری چشمگیر محیط مدرسه وضعیت عاطفی جو را برجسته می کند. او از زندگی متوسطی که هرگز به آن چیزهای زیادی نرسیده ، حوصله و سرخوردگی دارد. وقتی دانشجو سابق به او فرصت می دهد در گروه موسیقی معروف Dorothea Williams به بازیگری بپردازد ، این همه تغییر می کند. جو از این فرصت برای تغییر زندگی خود آنقدر هیجان زده است که منافذی را که مستقیماً درون آن فرو رفته و به زندگی پس از مرگ نمی بیند.

جشنواره فیلم لندن 2020: روح
منبع: استودیوی Walt Disney Motion Pictures

او در یک مهد کودک آسمانی به نام The Great Before پیچیده می شود ، جایی که روح ها قبل از تولد در زمین رشد می کنند. این یک مفهوم شسته و رفته است اما به صورت جزئی اجرا شده است. توضیح داده شده است که روح ها قبل از اینکه بتوانند زندگی خود را شروع کنند باید “جرقه ای” پیدا کنند. این وظیفه مربیان است که به هدایت این روح ها به جرقه هایشان کمک می کنند تا بتوانند سفر خود را آغاز کنند. جو مربی 22 می شود ، روحی که هزاران سال در آن زندگی می کند و همه از او (سرگرم کننده) راهنمایی کرده اند مهاتما گاندی و مادر ترزا به آبراهام لینکولن و محمد علی، و هیچ کس علاقه ای به رفتن به زمین ندارد. جو اگر به 22 کمک کند تا جرقه او را پیدا کند ، می تواند جای او را بگیرد و به خانه برگردد ، و بنابراین سفری ظاهری به معنای شور و هدف زندگی آغاز می شود.

قلب روح

همه مواد لازم برای یک کلاسیک واقعی Pixar در اینجا وجود دارد. یک ماجراجویی برای کشف معنای فلسفی ، یک درس بصیرت آمیز ، عمیق برای آموختن ، و هزاران شوخ طبعی که باید در مفهوم اصلی آن استخراج شود. و در بیشتر موارد ، روح این کار را به زیبایی انجام می دهد طراحی شخصیت تفاوت های بی نقص و ظریف در عبارات است که بیشتر از آنچه در یک انیمیشن کمتر معنا می شود ، و تضاد بین یک عکس واقع گرایانه نیویورک (که هرگز در یک انیمیشن زنده تر احساس نشده است) و زندگی پس از مرگ انتزاعی سه جانبه است دیدن یک لذت است به این موسیقی متن فوق العاده اضافه کنید که بر ریشه های جاز آن در صحنه های زمینی و نمره مناسب اثری از ترنت رزنور و آتیکوس راس در هواپیمای اختری ، و شما یکی از بهترین فیلم های Pixar در سال –

حیف است که بقیه فیلم چنین نکند کاملا جمع کردن. این کار نمی تواند همان سفر احساسی مثلاً رایلی را انجام دهد پشت و رو یا میگل در کوکو. جو ، در اکثر موارد ، نسبتاً مغرور و خودجوش است. این خوب است اگر سفر او ببیند که چگونه متواضع تر و نگران دیگران باشد ، اما به نظر نمی رسد که هدف Pixar در اینجا باشد. ظاهراً درسی که باید آموخت این است که نباید خود را در جاه طلبی های خود گم کنید. یک سکانس زیبا در مکانی به نام The Zone نشان می دهد که چگونه وسواس در موفقیت می تواند همه گیر باشد و زندگی شما را خراب کند. گرچه این یک درس مهم برای یادگیری جو است ، اما باید استدلال کرد که تمرکز بر زندگی درونی دیگران (مانند آرایشگرش ، که خودش معتقد است با او نزدیک است و بعداً می فهمد که چیزی درباره اش نمی داند) در تبدیل شدن او به یک شخص بهتر کمک بیشتری کنید.

جشنواره فیلم لندن 2020: روح
منبع: استودیوی Walt Disney Motion Pictures

این می تواند در روابط وی با 22 تأثیرگذار باشد تینا فی (که به او لحنی ناخوشایند و ناراضی می بخشد) ، 22 روحی دور از ذهن است که به طور قابل قبولی دید منفی نسبت به زندگی روی زمین دارد. تلاش های جو برای متقاعد کردن او در غیر این صورت کاملاً نیمه کاره است ، بنابراین او نگران بازگشت به خانه است. احساس می کنید که این رابطه قلب آن است روح، اما خیلی مرتب شیشه می کند و هیچوقت احساس ارگانیک نمی کند. سخت است که دوستی در حال رشد بین جو و 22 وقتی او بسیار شیفته خود است و او به ندرت خود را با آنچه در این ماجرا می گذرد نگران کند. در نهایت احساس می کنید که آنها هرگز قرار نیست از یکدیگر بیاموزند زیرا آنها به ندرت به یکدیگر گوش می دهند ، حتی وقتی فیلم به اوج خود می رسد.

یک طرح نازک کاغذی

مسئله دیگر ، شاید واضح تر ، مربوط به خود طرح است. غیر معمول برای یک فیلم Pixar از این نوع ، روحطرح آن کاغذ نازک است. ما مرتباً از زمین به زندگی پس از مرگ می چرخیم ، و داستان به اندازه کافی تغییر می کند تا احساس کنید دو یا سه ایده متفاوت برای طرح وجود دارد که به نوعی در یک ایده ادغام شده اند. به عنوان مثال ، یک زیرمجموعه عوض کردن عمل دوم ، با همه مواردی که قبل از آن احساس می شوند ، خارج از نوع است و اگرچه این مفهوم برای درون نگری معمولی پیکسار می تواند رسیده باشد ، اما به سختی حتی با این ایده معاشقه می کند. در عوض ، این فقط چیزی کمتر از یک وسیله برای جو برای برقراری ارتباط با مادرش استفاده می شود ، و سپس کاملاً به نفع یک اقدام سوم تا حدودی کنار گذاشته می شود.

هیچ یک از اینها برای گفتن نیست روح فیلم خوبی نیست وقتی در بهترین حالت است ، روح فوق العاده است انیمیشن آن طلسم کننده و ابتکاری است ، مشاوران انتزاعی (که ریچارد ایواد ، و خانه راشل بخصوص، خنده دار و برجسته هستند) یک افزودنی سرگرم کننده و الهام بخش است ، و نمره احتمالاً یکی از بهترین امتیازات Pixar است. در کنار این لحظات شگفتی های ناب مانند منطقه فوق الذکر (از جمله لحظه ای بسیار زیبا که جو در هنگام نواختن پیانو از مرزهای فیزیکی جسمانی عبور می کند) و اجرای کاملاً عالی از گراهام نورتون (که شخصیت او ، تقریباً حواس پرت کننده ، تصویر تف از آن است پل کای، در غیر این صورت به Thoros of Myr on معروف است بازی تاج و تخت)

نتیجه

اگر سه نوع فیلم پیکسار وجود دارد ، پس روح مربوط به طبقات پایین تر از نوع سوم است. با انیمیشن خود کارهای بسیار برجسته ای انجام می دهد ، امتیاز آن باورنکردنی است و چند لحظه شوخ طبعی و زیبایی در این تغییر وجود دارد. درنهایت نمی تواند همان لحظات مانند آن لحظه ها را حفظ کند پشت و رو، اما مطمئنا ارزش این را دارد که وقت بگذارید حتی یک فیلم پیکسار کمتر نیز در زمره تلاش های بیشتر انیمیشن است که امروز انجام می شود.

Pixar در این مرحله دارای یک کاتالوگ گسترده است. مورد علاقه شما کدام است؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Soul در تاریخ 25 دسامبر از طریق Disney + در دسترس خواهد بود.

https://www.youtube.com/watch؟v=xOsLIiBStEs


روح را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!