صفحه به صفحه: GOLDFINCH یک اقتباس کامل بود – به همین دلیل شکست خورد

صفحه به صفحه ستونی است که اقتباس های ادبی را در مکالمه با مطالب اصلی خود بررسی می کند. باشگاه کتاب خود را فراخوانی کنید و چند کاناپه تنظیم کنید ، ما در حال خواندن هستیم.

گل سرخ، جان کراولیاقتباس از دونا تارترمان برنده جایزه پولیتزر به همین نام ، چیزهای زیادی است. این یک داستان اخلاقی درباره ارزش هنر و وظیفه ماست تا اطمینان حاصل کنیم که جاودانگی فرهنگی آن در درون داستانی قرار گرفته است که از جنبه های هیجان انگیز و بزرگسالی (و بسته به کسی که می پرسید ، یک عاشقانه همجنسگرایانه) مساوی است. از زمان انتشار آن یک سال پیش ، گل سرخ همچنین برای یک نژاد خاص از طعمه های اسکار خلاصه شده است – توخالی و پرمدعا ، درک نادرست از منبع اصلی آن ، بدون داشتن زیرساخت های روایی برای حمایت از ادعاهای خود ، به دنبال عظمت است.

هر یک از این توصیف ها نمایانگر جنبه ای از نوع فیلم است گل سرخ است ، اما هیچ کس آن را به طور کامل تصرف نمی کند. آنها توصیف نمی کنند که چه چیزی باعث شده است این یک سوire استفاده حیاتی و مهم باشد ، پاورقی های فرهنگ را سقوط می دهد ، که به جز یک گروه کوچک از طرفداران، که هنوز آن را گرامی می دارند.

سلب مسئولیت: من یکی از مدافعان گفته شده هستم. من معتقدم که گل سرخ فاجعه بیرونی و بیرونی نیست که اعتقاد شما مهم باشد. بله ، این یک فیلم کاملاً معیوب است ، اما زیبایی و قدرت رمانی را که اقتباس می کند ، حفظ کرده است.

زیبایی و قدرت گفتند که مستقیماً مسئول نقص های آشکار فیلم و تمایل به نگه داشتن آنچه به عنوان داستان منحصر به فرد ساخته شده است ، منجر به سختی در اقتباس در جایی که انعطاف لازم بود ، می شود. ویژگی های منفی که آسان قابل مشاهده و انتقاد از آن آسان است ، بسیاری از موارد مثبت را تحت الشعاع خود قرار می دهد و فیلم تحت الشعاع مکالمه ای است که ایجاد کرده است.

همه اینها برای گفتن است ، به گلدفینچ هرگز فضایی داده نشد تا بتواند خود را با شرایط خود بیان کند. توصیفات آن کاملاً مشخص نیست که این نوع فیلم چیست زیرا هیچ کس برای کشف این موضوع وقت نگذاشته است. هیچ کس تا جایی که گفتن پیش نمی رود گل سرخ یک شاهکار مخفی است ، اما خوب ، زیباست و شایسته بازنگری و ارزیابی مجدد است.

ترجمه داخلی به خارجی

در هسته آن ، گل سرخ داستانی است که با غیبت تعریف می شود. در مرکز ، تئو دکر ، پسر جوانی قرار دارد که پس از بمب گذاری در موزه هنر متروپولیتن ، به طور تصادفی The Goldfinch ، یک نقاشی بی ارزش کارل فابریتیوس را سرقت می کند. به دنبال انفجار ، تئو خود را در جهان تنها می یابد. مادرش در این انفجار کشته شد و پدرش مدتی غایب بود. ما در حالی که تئو را برای تعلق جستجو می کند ، دنبال می کنیم. عدم وجود به صورت غم ، افسردگی ، انزوا ، تنهایی و بی مکانی.

داستانی که معنی آن بیش از آنچه در حال حاضر است از آن است که گم شده است ، گفتن داستان ساده ای نیست ، اما رمان آن را با تعجب می کشاند. این رمان با توانایی موقعیت یابی خود در دیدگاه اول شخص تئو ، دنیای انزوا و غیاب خود را با جزئیات و درون نگری پر می کند. مونولوگ داخلی تئو ، که بصیرت و شوخ است ، تعداد زیادی از رمان ، که گاهاً صد صفحه به طور همزمان دارد ، حمل می شود. درونی بودن این رمان چنان توسعه یافته است که می تواند نتیجه گیری شود که متشکل از یک بحران وجودی تب-رویا است ، زمانی که تئو متوجه می شود “که خنده سبک بود و نور خنده بود ، و این رمز و راز جهان است.” “

صفحه به صفحه: GOLDFINCH یک اقتباس کامل بود - به همین دلیل شکست خورد
منبع: استودیوی آمازون

در مقایسه ، این فیلم به سادگی نمی تواند آن سطح از درونی را بدست آورد. ماهیت رسانه سینمایی از آن جلوگیری می کند. در حالی که برخی از قابلیت های پخش صدا برای کمک به متن جهت پرش از صفحه ای به صفحه دیگر ، از اندازه بزرگ استفاده شده است دونا تارترمان – که بیش از 800 صفحه طول دارد – به این معنی است که بیشتر دنیای داخلی تئو را نمی توان به فیلم ترجمه کرد. تأثیر فقدان مونولوگ داخلی برای هرکسی که با این رمان آشنا باشد بلافاصله قابل مشاهده است ، این به فیلم و احساس فقر می بخشد ، پوچی که به راحتی قابل جمع شدن با وطن است. اگرچه مخلوط کردن آنها اشتباه است.

پوچی فیلم یک انتخاب آگاهانه است ، ترجمه جانبی مبارزات داخلی تئو است نه یک ترجمه واقعی. به این ترتیب گل سرخ به عنوان قصه پردازی ، جایگزین یک عمل طبقاتی می شود تارتنثر با جو راجر دیکینفیلمبرداری و محیط ترور گورکیسنمره ترجیح برای نوشتن داستان نسبت به بصری قابل درک است ، تارتنوشتن به صورت منفرد است ، اما رد کردن مورد دوم به عنوان تقلیدی کم رنگ از اولی ، بی اعتبار کردن دستاوردهای خدمه با استعداد است ، که نه تنها بهترین راه را برای ترجمه نوشتار به تصاویر یافتند.

نقاشی

یکی از رایج ترین شکایات علیه گل سرخ این بود که زمان بسیار کمی را به نمایش تئو با فیلم Goldfinch اختصاص داد. و حتی وقتی تئو با آن دیده می شود ، در روزنامه یا بسته بندی پیچیده می شود ، و در آن پنهان می شود. ما آن را می بینیم ، اما “نمی بینیم” ستون فقرات احساسی داستان به ارتباط او با نقاشی بستگی دارد – درست قبل از بمب گذاری ، مادرش آن را نشان می دهد و می گوید این مورد مورد علاقه او است. پس از انفجار ، تئو آن را از خاکستر بیرون می کشد ، وزن عاطفی از دست دادن او را به آن متصل می کند ، و متعاقباً نمی تواند آن را به مقامات بازگرداند زیرا دست کشیدن از آن ، رها کردن او است.

تئو نقاشی را گروگان می گیرد ، و به همان اندازه نقاشی او را گروگان می گیرد ، او مانند پرنده ای که به تصویر می کشد زنجیر می شود. ارتباط Theo با The Goldfinch محوری است که کل داستان بر روی آن می چرخد. انتقاد از فیلم برای نقاشی نبودن یک واکنش طبیعی است. اما من استدلال می کنم که انجام این کار این است که رابطه تئو با آن را اشتباه بخوانید ، و بنابراین فیلم را به طور کلی بخوانید. Goldfinch ممکن است اغلب روی صفحه نباشد ، اما حضور آن را می توان در همه جا احساس کرد.

صفحه به صفحه: GOLDFINCH یک اقتباس کامل بود - به همین دلیل شکست خورد
منبع: استودیوی آمازون

ظاهر Goldfinch در طراحی رنگ است – تقریباً هر عکس از رنگهایی تشکیل شده است که در جایی از خود Goldfinch ظاهر می شود. این در روشی است که Theo با افراد سرد ، دور و خویشتندار ارتباط دارد. این در اشتیاق او به دوران باستان وجود دارد. این وضعیت در حال بدتر شدن او به سو alcohol مصرف الکل و مواد مخدر است. لازم به ذکر است که Goldfinch یک عدم حضور برابر در رمان است ، و باعث می شود تصویر روی صفحه نمایش آن مستقیماً از مواد منبع بلند شود. بنابراین ، برای انتقاد از فیلم ، داشتن وفاداری بیش از حد به مواد اصلی منصفانه است ، می توان تغییرات احتمالی ایجاد کرد و احتمالاً باید ایجاد می شد.

اما در تصمیم گیری برای اجازه دادن به The Goldfinch همانطور که در فیلم وجود دارد ، کراولی روح رمان را به تصویر می کشد. تئو می گوید: “وقتی او را از دست دادم ، هیچ نقطه عطفی را که ممکن بود مرا با خوشبختی به جایی سوق دهد ، از دست دادم.” از دست دادن او جسمی کامل است و تأثیر آن بر زندگی او کاملاً است. در نگه داشتن نقاشی اضافی ، و اجازه دادن به آن خود را در سراسر فیلم از راه های دیگر ، کراولی کل ضرر تئو را بازسازی می کند – هم در همه جا و هم در یک جا.

ضربه

انتقاد عمده دیگری که به فیلم وارد می شود نحوه بازسازی مواد اصلی آن است. در جایی که رمان کاملاً ساده است ، قبل از پیگیری شروع ، در رسانه ها با تئو در آمستردام آغاز می شود ، زیرا او همه چیزهایی را که او را به این لحظه هدایت کرده است برای ما تعریف می کند ، فیلم داستان را قطعه قطعه می کند ، بین نوجوان و تئوی تئو به عقب و جلو می پرد. سالهای بزرگسالی این نقص را قبول می کنم بازسازی ، بمب گذاری را شکسته و لحظه تعیین کننده داستان را از هم جدا کرده و در سطح فیلم پراکنده می کند. ریتم یا هدف قابل تغییر در تغییر زمانها نیز بسیار کم است ، و به ویژه به هیچ وجه به گام برداشتن روایت کمک نمی کند.

صفحه به صفحه: GOLDFINCH یک اقتباس کامل بود - به همین دلیل شکست خورد
منبع: استودیوی آمازون

با این حال ، حتی این تصمیم ، که بدترین تصمیم در فیلم است ، یک تصمیم کاملاً بد نیست. در حالی که تا حدودی یکپارچگی روایت را به خطر می اندازد ، و توجه را به لحظه های پرتحرک تر جلب می کند – تارتسبک نئو دیکنزی است ، که تا حد زیادی به اتفاقی بعید و ضربات غیرمترقبه سرنوشت متکی است – این یک حرکت بد و بیرونی نیست. آنچه در انسجام از دست می رود ، در تعهد به ارائه کیفیت شکسته زندگی تئو بدست می آید. با بریدن داستان به روبان و پراکنده کردن آن ، ظاهراً به طور تصادفی ، کراولی واقعیت زندگی با ضربه را ثبت می کند.

این فیلم ، مانند تئو ، برای فرار واقعی از بمباران تلاش می کند. حتی پس از دو ساعت و نیم زمان اجرا ، روایت همچنان به لحظه تحریک کننده بازمی گردد ، و در آغاز پایان می یابد ، درست لحظاتی قبل از انفجار بمب. درد تئو گرانش است و روایت از هم پاشیده مانند اشیایی که در آن گیر افتاده اند ، قادر به فرار از مدار خود نیست.

نتیجه گیری: تصویب آن

گل سرخ از یک شی کامل دور است و گرچه ایرادات آن در ذهن من قابل دفاع است ، اما اگر باعث شود شما آن را رد کنید قابل درک است. اما من شما را تشویق می کنم که آن را یادداشت نکنید و این کار را به عنوان یک بازدید یا بازدید مجدد انجام دهید. احیای مجدد و به اشتراک گذاری ارزش های اصلی داستان هستند ، اجسام زیبا را از لاشه هواپیما بیرون می کشند و آنها را از یک شخص به فرد دیگر منتقل می کنند ، جایی که می توان آنها را حفظ ، به اشتراک گذاشت و گرامی داشت.

شاید این طبقه بندی بزرگوارانه باشد گل سرخ به عنوان یک شی زیبا اغلب اوقات شلخته است و وفاداری به مواد اصلی آن به همان اندازه که به آن کمک می کند مانع آن می شود. اما همچنین با استفاده از هنر زیبا برای آشتی دادن احساسات پیچیده و دشواری زندگی ، تصویری زیبا از ضربه است. گل سرخ ما را تشویق می کند تا به دنبال زیبا بگردیم ، از آن دفاع کنیم و از آن استفاده کنیم. من می توانم به چند ماموریت نجیب تر از آن فکر کنم.

آیا دیده اید گل سرخ؟ نظر شما چیه؟ نظرات خود را در نظرات به اشتراک بگذارید!

Goldfinch اکنون در Amazon Prime در ایالات متحده جریان دارد.


Goldfinch را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!