کارگردان آنسل فرج در مورد ساخت دریاچه LOON ، توهین به مقدسات و آتش زدن کلیسا در زیر باران

فیلمساز مستقل انسل فرج جوان شروع کرد ، و او هنوز هم جوان است. نویسنده / کارگردان به تازگی 29 ساله شده است ، اما شما نمی دانید که با نگاه کردن به رزومه کاری خود ، که در حال حاضر دو رقمی در اعتبارات کارگردانی است ، می دانید. آخرین سفر او ، دریاچه لون، که هم اکنون در صورت درخواست Blu-ray و video در دسترس است ، یک هیجان ترسناک بر اساس یک افسانه محلی واقعی در مینه سوتا، که او با آن همکاری کرده است ناتان ویلسون، که در فیلم با تهیه كننده همبازی است کلی ارین دکر. پیشکسوتان تلویزیون و فیلم دیوید سلبی و کاترین لی اسکات، که هر دو در سریال صابونی گوتیک مورد علاقه فرقه نیز بازی کردند سایه های تاریک، برجسته هستند سایه های تاریک سایه بلند می اندازد فرجدنباله روی صفحه است.

فرج به طور انحصاری با استعلام فیلم صحبت کرد.

جیم دیکسون برای استعلام فیلم: من این را جمع آوری می کنم دریاچه لون پیدایش خود را در یک افسانه محلی واقعی یا کمی از فرهنگ عامیانه دارد.

انسل فرج: این از این افسانه روستایی در آن منطقه ناشی می شود [of Minnesota] از مری جین، جادوگر دریاچه لون. همه تفسیر خاص خود را از افسانه دارند. بعضی ها می گویند سه جادوگر در گورستان دفن شده است ، برخی می گویند هیچ جادوگری وجود ندارد ، همه اینها توسط شخصی ابداع شد که در دهه پنجاه پمپ بنزین را اداره می کرد و فقط می خواست ترافیک داشته باشد ، اما همه ریشه در این منطقه دارد. و دوست من نیت ویلسون، که نویسنده این فیلم بود و نقش لویی را بازی کرد با این افسانه بزرگ شد. و تا زمانی که من او را می شناسم ، او در مورد آن صحبت می کند و می گوید: “من می خواهم این را به یک فیلم تبدیل کنم ، من می خواهم این را به فیلم تبدیل کنم.” و سپس سرانجام انجام داد.

50 سال پیش ، وینسنت پرایس قدم می زند تا سر جادوگر را ببرند …

من فکر می کنم این واقعیت که بر اساس چیزی منحصر به فرد و محلی ساخته شده است ، به آن یک جنبه کاملاً شخصی می بخشد ، و با این حال در همان زمان که من پیشگفتار را تماشا می کنم ، فکر می کنم “وای ، اگر او این کار را پنجاه سال می کرد پیش از این ، وینسنت پرایس قدم می زد تا سر جادوگر را سر ببرد. “

انسل فرج: نمی توانم انکار کنم جنرال جادوگر و Blood on Satan’s Claw. خون روی پنجه شیطان تأثیرات عظیم و عظیمی داشتند. من از تربیت منع شدم جنرال جادوگر در طول فیلمبرداری فیلم ، زیرا من خیلی در مورد آن صحبت کردم و همه را مجبور کردم آن را تماشا کنند و همه آنها را دیوانه کنم – من واقعاً می خواستم آن جو زمین و کل جان کوکیلون تصور می کنم شما می توانید آن را صدا کنید. من به شدت در فیلم می خواستم. من همیشه دوست داشتم یک قطعه ترسناک عامیانه بسازم. بنابراین وقتی نیت مدام در مورد آن صحبت می کرد ، این فرصت مناسبی برای کار در آن حوزه بود. با عرض پوزش ، این واقعا طعنه طولانی بود! [laughs]

کارگردان آنسل فرج در مورد ساخت دریاچه LOON ، توهین به مقدسات و آتش زدن کلیسا در زیر باران
منبع: Hollinsworth Productions

نه نه به هیچ وجه. سوژه مصاحبه ای که بتواند پاسخ دهد مشکلی ندارد. خوب است زیرا کار من را بسیار راحت تر می کند.

انسل فرج: من پرشورم مرد!

من شور را دوست دارم شور خوب است. حالا ، برای اینکه نکته خیلی خوبی روی آن نگذارم ، اما من جمع کردم شما فقط 29 سالگی خود را جشن گرفتید.

انسل فرج: آره ، دوشنبه پیش.

خوب ، یکی ، تولدت مبارک ، این باعث می شود که تقریباً هم سن دخترم باشی. دو ، به نظرم واقعاً جالب است که فردی به اندازه شما جوان نسبت به برخی از مواردی که کودکی من را تعریف کرده است ، چنین علاقه خاصی دارد.

انسل فرج: [laughs] من که زیاد دریافت می کنم

سایه های تاریک… به عنوان داستان های قبل از خواب…؟

واضح است که ما هر دو هستیم سایه های تاریک طرفداران …

انسل فرج: آره

اگرچه من برای اولین بار شاهد اجرای آن بودم – از دیدن گسترش این فرقه خوشحالم. شما دو مورد از محبوب من دارید سایه های تاریک اعضای بازیگران در دریاچه لون: دیوید سلبی که اتفاقاً در این فیلم درخشان است – اجرای فوق العاده فوق العاده – و کاترین لی اسکات که به سادگی یکی از بازیگران محبوب من است. چگونه با این افراد ارتباط برقرار کردید؟

انسل فرج: خوب ، برای شروع ، مادرم با نمایش بزرگ شد. او یکی از بچه هایی بود که از مدرسه برای تماشا به خانه می دوید سایه های تاریک. در سال 1986 ، کاترین اولین کتاب خود را منتشر کرد ، My Scrapbook Memories of Shadows تاریک. او آن را خریداری کرد و آن را از روی خودکار و کل مصیبت انجام داد ، و سپس من همراه شدم ، و او از من می خواست که قوس های داستان را از داستان به عنوان داستان های قبل از خواب برای من تعریف کند ، بنابراین من می شنوم که وقتی جولیا سعی کرد بارناباس را درمان کند و او را برگرداند قدیمی

وای. به نظر می رسد مادر تو با مادرم خیلی متفاوت است.

انسل فرج: [laughs] بنابراین من با آن بزرگ شدم – این چیزها را به عنوان داستان قبل از خواب می شنوم ، و سپس نگاه می کنم به[[کاترین لی اسکات]کتاب همچنین مایلم عکسهای پشت صحنه ساخت نمایش یا ساختن آن را ببینم خانه سایه های تاریک و این همه نوع جذاب بود. من در آن زمان جوان بودم ، احتمالاً فقط مثل سه یا چهار نفر بودم. و خانه سایه های تاریک بالاخره به نوار فیلم رسید

این به شما می گوید چند وقت پیش – و ما آن را اجاره کردیم و مادرم هرگز آن را عجیب ندیده بود – او دیده بود وحشت دانیچ در رانندگی ، بنابراین من آن را نمی فهمم. اما من به شرط بندی کارولین رسیدم و این مرا آزاد کرد. و مادرم وارد اتاق شد و دید چقدر خشونت آمیز است ، این چیه؟ و آن را بیرون آورد من در همان زمان آسیب دیده و در عین حال شیفته بودم و دیگر نمی توانستم درباره آن فکر کنم. بالاخره پدر و مادرم را متقاعد كردم كه نوار ویدئویی را دوباره اجاره كنند تا دوباره امتحان كنم. فقط 45 دقیقه از زمان فیلم می گذرد. هر زمان. یک سال طول کشید تا آن فیلم را تمام کنم – دائماً مرا از خود دور می کرد. اما من آن را دوست داشتم.

و چند ساله بودید که برای اولین بار این را می دیدید؟

انسل فرج: پنج یا شش؟

خوب ، بله ، برای آن یکی کمی جوان است.

انسل فرج: درست.

من وقتی بیرون آمد احتمالاً 12 یا 13 ساله بودم و تمام محله برای دیدن آن به تئاتر ایالتی قدیمی در شنکتادی نیویورک سفر می کردند. بنابراین من آن را برای اولین بار در یک صفحه بزرگ دیدم – در یک صورتحساب مضاعف با پولانسکی قاتلان خون آشام ترسناک، راستی.

انسل فرج: چه خوب. این یک فیلم عالی است.

آن روز بعد از ظهر تأثیر کاملاً سازنده ای در کل زندگی من داشت.

انسل فرج: [laughs] عالی!

شخصاً هنوز هم در نظر دارم خانه سایه های تاریک تا یکی از بهترین فیلم های خون آشام مدرسه قدیمی باشد. و برای ما که بسیار عجب آور بودیم که عادت کرده بودیم بارناباس را تقریباً به عنوان یک ابرقهرمان نشان دهند. منظورم این است که او یک شنل می پوشد ، او ابرقدرت هایی دارد ، می دانید؟

انسل فرج: بله – در گذر زمان

کارگردان آنسل فرج در مورد ساخت دریاچه LOON ، توهین به مقدسات و آتش زدن کلیسا در زیر باران
منبع: Hollinsworth Productions

همه ما عادت داشتیم که او اساساً پسر خوبی باشد. و او مانند یک پسر خوب در این فیلم عمل نمی کند.

انسل فرج: بله ، او کاملا بی رحمانه است.

من برای اولین جشنواره بین المللی فیلم Sleepy Hollow در پاییز گذشته حضور نداشتم و آنها چنین کار خوبی انجام دادند. کاترین لی اسکات برای آنجا بود سایه های تاریک روز و آنها صفحه نمایش را انجام دادند خانه سایه های تاریک برای یک خانه بسته بندی شده.

انسل فرج: خوب. آره و آنها تریلری را برای نمایش دادند دریاچه لون ، هم.

بله ، در واقع ، ما آنجا را دیدیم. و اتفاقاً کاترین لی اسکات خیلی درباره شما صحبت می کند. اما دیدن تأثیر آن بسیار عالی بود خانه سایه های تاریک هنوز مخاطبان دارد. بنابراین مادر شما یک نسخه خودنویس از کتاب کاترین لی اسکات گرفت …

انسل فرج: او فقط او را به عنوان یک طرفدار گذر ملاقات کرد. و این دوباره در سال 1986 بود. اما این کتاب برای من مهم بود زیرا در پشت صحنه داشت ، ساخت یک نمایش تلویزیونی ، به طور کلی فیلم سازی را نشان می داد. و قبلاً هرگز در معرض آن نبوده ام. من می توانستم دوربین ها را در استودیو و نحوه کار همه چیز را ببینم.

بنابراین ، می دانید ، در حال تماشای تلویزیون یا تماشای فیلم از تلویزیون ، من شروع به فکر کردن در مورد چگونگی واقعی ساختن آنها کردم ، می دانید ، این فقط اتفاق نمی افتد و من این چیز را تماشا می کنم. یک فرایند کامل برای این وجود دارد.

اما این همه مثل وقتی است که من واقعاً جوان هستم و نمی توانم کاملاً این ایده ها را شکل دهم. مثل اینکه من شروع به جمع آوری همه چیز کردم به هر حال داستان کوتاه کوتاه است. 2012 همراه با تیم برتون [[سایه های تاریک فیلم سینما]بالا آمدن – خوب ، نه قبل از آن ، وقتی نوجوان بودم ، حدود 15 ، 16 سال ، اولین بار را نوشتم دکتر مابوس فیلم بنابراین من همیشه این رویای عجیب و غریب لوله را داشتم که می دیدم جری لسی به عنوان دکتر مابوز چون تراسک مرا از بچگی رها کرد.

جری لسی بازیگر خوب لعنتی است.

کاترین لی اسکات: “چند ساله گفتی …؟”

انسل فرج: بله ، او خوب است. همه آنها بازیگران خارق العاده خارج از کشور هستند سایه های تاریک. و هیچ کس واقعاً در این باره صحبت نمی کند. هیچ کس هرگز این موضوع را برجسته نمی کند. اما به هر حال 2012[[تیم برتونسایه های تاریک]فیلم می آید ، و من فکر می کنم اکنون 20 ساله بودم. من آن فیلمنامه را هنوز داشتم و همیشه به آن فکر می کردم. و با انگیزه ، من فقط تصمیم گرفتم که فقط می خواهم این را به آنجا بفرستم کاترین لی اسکات.

و من در پیدا کردن چگونگی برقراری ارتباط با او بسیار شیطنت کردم ، اما با او ارتباط برقرار کردم و آن را برای او ارسال کردم. و من گفتم ، من یک بچه 20 ساله هستم ، با نمایش بزرگ شدم ، من این فیلم را می سازم ، این قسمت را برای شما نوشتم ، آیا شما علاقه مند می شوید؟ او چند ساعت بعد به من ایمیل زد و من واقعاً هیجان زده شدم. او گفت ، “خوب ، خوب فیلمنامه را برای من بفرست ، و من می بینم که شما در مورد چه چیزی صحبت می کنید.” او فیلمنامه را خواند و گفت: “من دوست دارم با شما ملاقات کنم.” و این وحشت آور بود. بنابراین من در هالیوود جلسات انتخاب بازیگران فیلم را می گذراندم ، و او به استماع آزمون آمد. فقط ملاقاتم

فکر نمی کنم او اعتقاد داشت که من فیلم نامه ها را نوشتم چون او مانند این بود که این شکل عجیب و غریب به من می دهد: “چند ساله هستند تو “، مثل اینکه چیزی بی فایده بود. اما سپس او شروع به پرسیدن س meالاتی از من کرد که چگونه این فیلم را می بینم و من توانستم جواب های مشخصی در مورد بینایی و تأثیراتم به او بدهم. یکی از سالاتی که وی پرسید این بود – نمی دانم اولین مورد را دیده اید یا نه دکتر مابوس – اما اسپویلر ، او از بالای یک ساختمان می پرد – و مانند او است ، شما چگونه می خواهید این کار را در یک گاراژ انجام دهید؟ از آنجا که من قبلاً یکبار پریده ام ، در یک فضای بسیار تنگ ، پس چگونه می خواهید این کار را انجام دهید؟

و من به او توضیح دادم که چگونه این کار را انجام دهیم ، و او مانند اوکی است ، و یک چیز به چیز دیگری منجر شد ، من با جری تماس گرفتم ، و سپس جری سوار شد ، لارا [Parker] سوار شد و ناگهان داشتم داشتم از این فیلم فیلمبرداری می کردم و در 20 سالگی در یک گاراژ در یک فضای هشت در هشت بدون میکروفون بسیار مورد توجه قرار گرفتم و زندگی بسیار عجیب است. [laughs]

من فکر می کنم کاترین لی اسکات ، در دو صحنه در دریاچه لون.

انسل فرج: بله ، یک سوم وجود دارد که قطع شد. ولی آره.

من جادوگر تو را جمع کردم ، کلی ارین دکر ، حکایتی دوست داشتنی درباره فراموش کردن یک قطعه لباس داشت.

انسل فرج: آره پیش بند او. بله ، باید بگویم در آن زمان من حتی از آن مطلع نبودم تا زمانی كه كلی ماجرا را هنگام انجام کارهای پشت صحنه تعریف كرد. منظورم این است که من با یک میلیون چیز دیگر که در جریان بود سر و کار داشتم. اما این کاترین است.

کاترین پیش بند مادربزرگش را به او داد تا برای یکی از صحنه های کلیسا از آن استفاده کند زیرا او آن روز در پاتوق بود تا صحنه خود را برای ما بسازد. مثل اینکه شاید بتوانم شخصاً حرف بیشتری در مورد خودم و کاترین بگویم. کاترین به نوعی دروازه ورود به داخل بود سایه های تاریک زمین و ملاقات با همه و آنچه که به نظر من بسیار جذاب و نحوه کارکرد زندگی بود همانطور که گفته بودم همانطور که شروع کردیم ، مادرم کتاب کاترین را گرفت. و این اولین مقدمه من در ساخت فیلم بود سایه های تاریک، به ژانر گوتیک و بنابراین من همه چیز را ابتدا ، به طرز عجیبی ، از طریق کاترین ، از کودکی ، اگر خیلی دور یاد گرفتم.

بزرگ شدن و تماشای نمایش و خانه سایه های تاریک دوباره و دوباره. و سپس در مورد اولین نوع من ، نقل قول ، حرفه ای ، بگویید که یک فیلم کم حرف “حرفه ای” ، کاترین اولین کسی است که ملاقات می کنم ، وارد هیئت مدیره می شود و به نوعی مرا راهنمایی می کند – ابتدا او به من کمک کرد تا متقاعدش کنم لارا پارکر برای حضور در این فیلم ، و بعد مثل “اوه ، شما باید صحبت کنید کریس پناک” سپس “اوه ، شما باید با دیوید سلبی صحبت کنید” ، و “شما باید صحبت کنید جیم پیرسون

اساساً ، او به من کمک کرده است تا شروع کنم و به طرز باورنکردنی به من کمک کرده است – مانند نحوه نوشتن بیانیه مطبوعاتی ، نحوه گفتگو با بازیگران ، چگونگی انجام کارها در صنعت واقعی. هر وقت مشکلی یا درخواستی یا چیزی پیش آمد ، او را صدا می کنم و او آنجاست. او برای من مانند سنگ است ، و من فوق العاده از او سپاسگزارم که او و همه کمک های او را می شناسم. فقط نحوه کار کردن بسیار خنده دار است. همانطور که گفتم ، ابتدا از دوران کودکی از او یاد می گیرد ، و اکنون ، در زندگی واقعی ، او در آنجاست و من هنوز هم از او یاد می گیرم.

کارگردان آنسل فرج در مورد ساخت دریاچه LOON ، توهین به مقدسات و آتش زدن کلیسا در زیر باران
منبع: Hollinsworth Productions

من چندین تماس تلفنی با او انجام داده ام و چند بار شخصاً با او مصاحبه کرده ام ، و او همیشه فوق العاده بخشنده بوده است. او یک قصه گو عالی است. و همانطور که می دانید ، اگر کتاب های او را بخوانید ، او می تواند بنویسد. بانوی بسیار باهوش ، بازیگر زن بسیار جدی. من خوشحال شدم که او را دیدم که یک فیلم آبدار را در فیلم شما گرفته است. فکر می کردم او عالی است.

دیوید سلبی فقط می خواهد یک پسر را بازی کند

انسل فرج: او بود. آن قسمت را برای او نوشتم. دیوید [Selby] و من می خواستم با هم کار کنم … دیوید مرتباً می گفت ، من فقط یک پسر می خواهم ، فقط یک پسر به من بده. بنابراین ، وقتی در حال نوشتن فیلمنامه هستیم ، من مثل این هستم ، من می خواهم با دیوید سلبی در این مورد صحبت کنم ، و نیت ، مانند “او هرگز این کار را نخواهد کرد”. و من مثل این هستم ، “من فکر می کنم او این کار را خواهد کرد زیرا او فقط می خواهد در نقش یک پسر و اموری فقط در یک کشاورز بازی کند.” بنابراین آن را ارسال کردم.

و سپس او همه هیجان زده است ، او می خواهد آن را انجام دهد. و سپس من “بسیار خوب ، خوب ، کاترین عصبانی خواهد شد اگر ما برویم و ما یک فیلم در مینه سوتا بسازیم ، به خصوص اینکه او اهل مینه سوتا است ، بنابراین ما باید کاری کنیم … بنابراین اکنون ، ما این ایده را عقب انداختیم – چطور شما این کار را هدفمند قرار می دهید زیرا در اصل بخشی از فیلمنامه نبوده است. و سپس ما آن را کار کردیم و آن را پیچیدیم و سپس اینگونه شد ، “Nate ، ما کاملاً به این نیاز داشتیم. ما به این شخصیت احتیاج داشتیم. “

ما به این موضوع اضافی احتیاج داشتیم زیرا چیزهای زیادی به کشیش و آنچه در گذشته می گذشت داد. من او را صدا کردم و من مانند “کاترین ، ما این کار را در مینه سوتا انجام می دهیم. و شما می خواهید همسر دیوید سلبی را بازی کنید. و نمی توانید نه بگویید. ” و او فقط می گوید ، “کی مرا می خواهی.” او در آن زمان در نیویورک بود و با پرواز به لس آنجلس ، برای گرفتن ، فکر می کنم لباس او از زمانی بود که خانه ای کوچک در چمنزار. او لباس خود را بیرون آورد و همه چیزهایی که با آن پرواز کردند به عقب نیویورک، منتظر ماند تا زمان آن فرا برسد و سپس به مینه سوتا پرواز کند. برادر و خواهرشوهرش او را از آنجا راندند مینیاپولیس، سه ساعت پایین به دور دریاچه جایی که در حال تیراندازی بودیم. همه ما شب را با هم گذراندیم. روز بعد ، همه ما به سمت روستای پایونیر حرکت کردیم. و سپس او رفت و به مدت یک هفته با خانواده اش رفت و آمد داشت. و من همان بودم که می دانید ، این فقط نحوه کار ما است.

در واقع این یک داستان الهام بخش برای هر فیلمساز جوانی است که فکر نمی کند قادر به انجام آن هستند. اگر نپرسیدید ، پاسخ همیشه منفی است.

انسل فرج: اما اینطور نیست که من فقط نشسته باشم و گفتم ، “اوه ، من می خواهم یک فیلم بسازم.” من از پنج سالگی این کار را کردم بعد از دیدن خانه سایه های تاریک و سپس با فیلم های هیولا جهانی ، به طور خاص ، بزرگ می شوند روح اپرا – این دو موردی بودند که باعث شدند من بگویم “من می خواهم این کار را انجام دهم ، زیرا احساسی را که هنگام تماشای این احساس احساس می کنم دوست دارم ، بنابراین می خواهم این کار را با افراد دیگر انجام دهم.” می دانید ، مثل دوربین های ویدئویی قدیمی دهه 1990 ، با شخصیت های اکشن و دوستانم از مدرسه وقتی می توانستم آنها را به یکی از آنها ببندم ، فیلم ها را با استفاده از نوار ویدئویی می ساختم. من همیشه فیلم می ساختم.

[laughs] من در حقیقت به یاد می آورم که وقتی آنها برای اولین بار نوار ویدئویی را داخل کاست قرار می دادند. من در آن زمان در دانشگاه بودم. زمانی که من یک فیلمساز دانشجویی بودم ، ما در واقع از این موارد به نام فیلم استفاده می کردیم. شما باید آن را توسعه داده و همه چیز. و اگر با نورسنج پیچ کردید ، واقعاً ناامید خواهید شد.

انسل فرج: من دوست دارم روزی با فیلم بازی کنم ، دوست دارم آن را ببینم.

هرچند که دیجیتال از من دور شده است می توان انجام دهید – مقدار نوری که نیازی ندارید. من می توانم با خودم فیلم بگیرمتلفن در نور کم که هرگز نمی توانید فیلم را در معرض آن قرار دهید.

انسل فرج: درست؟ در رزولوشن 4k نیز. کاری که اکنون می توانیم انجام دهیم مسخره است.

اکنون می توانیم وضوح بهتری نسبت به دوربین فیلمبرداری با کیفیت حرفه ای در سال 1978 از یک گوشی هوشمند دریافت کنیم.

انسل فرج: آره این دیوانه است بله ،

بنابراین دریاچه لون دیوید سلبی ، بازیگری که از آن زمان تحسینش کردم ، حضور دارد سایه های تاریک. او یک بت بچه روزی بود که کوئنتین کالینز را بازی می کرد و هنوز هم یک مرد خوش تیپ خوش تیپ است. چقدر بلند است او؟

انسل فرج: او بلند است ، مرد. منظورم این است که ، او باید مثل شش دو تا شش شود – او خم می شود ، مثل اینکه وقتی بازی اموری را قوز می کند[کهدر[inدریاچه لون]. اما وقتی او راست می شود و می شود دیوید سلبی ، مثل اینکه او یک مرد بزرگ است. منظورم این است که آبراهام لینکولن چیزی شوخی نیست

[دیویدسلبیدرسال1998نقشآبراهاملینکلنرابازیکرد[DavidSelbyplayedAbrahamLincolnona1998episodeofیک فرشته لمس کرد]و این شخص در واقع در کارت های تجارت بوده است.

انسل فرج: آره وقتی او برای فیلمبرداری وارد Round Lake شد – این فیلم یک راز بود – اما این شهر فقط مانند 150 نفر است و کل شهر از این فیلم اطلاع داشتند. اما پس از آن کوئنتین کالینز به شهر آمد و دوست من نیت ، که در این شهر بزرگ شده بود ، مانند “من نمی توانم اعتقاد داشته باشم که مردم در اینجا چگونه عمل می کنند” ، زیرا آنها او را می دیدند و “اوه خدای من” ، و در گروه فیس بوک شهر که کوئنتین اینجا بود یا ریچارد چانینگ از شاهین کرست اینجا بود ، و همه در حال آمدن به داروخانه بودند و می خواستند بدانند “اگر دیوید سلبی اینجا است” ، و بسیار وحشی بود. و من مثل من به شما بچه ها گفتم من می دانستم که این کار نمی خواهد. هیچ کس به من گوش نمی دهد.

کارگردان آنسل فرج در مورد ساخت دریاچه LOON ، توهین به مقدسات و آتش زدن کلیسا در زیر باران
منبع: Hollinsworth Productions

وقتی در مکان فیلمبرداری می کنید ، گروه های فیلمبرداری ، حتی گروه های کوچک فیلم ، جمعیت را به خود جلب می کنند.

انسل فرج: برای هر سه ما [myself and producer/co-stars Nathan Wilson and Kelly Erin Decker]، این یک پروژه اشتیاق بود. همانطور که گفتم ، نیت با این همه چیز بزرگ شد و مدتها بود که می خواست این فیلم را بسازد. و ما برای نوشتن فیلمنامه خیلی اوقات خوبی داشتیم. ما مجبور بودیم این فیلم را بسازیم و لحظات زیادی وجود داشت که به فیلم رسید ، آیا این اتفاق حتی می افتد؟ آیا این حتی امکان پذیر است؟ و ما دقیقاً مثل این بودیم: “ما باید این کار را بکنیم ، اگر این کار را نکنیم چه کار می کنیم ، ما فقط می خواهیم اینجا بنشینیم و چیزی نداریم ، و یک سال می گذرد و ما هیچ کجا نباشید – ما باید این کار را انجام دهیم ، بچه ها. “

هر کسی که Blu-ray دارد باید ویژگی پشت صحنه را تماشا کند زیرا در واقع بسیار سرگرم کننده است. درباره واقعیت های ساخت فیلم با بودجه کم ، نظیر “ما توانایی خرید لوون های تقلبی” را نداریم. من بسیار تحت تأثیر ابتکار تهیه کننده شما و کل نگرش “خوب ، ما خواهیم فهمید که چگونه خودمان را ایجاد کنیم” بود.

انسل فرج: آره ، کلی [Erin Decker]. کلی یک هدیه خدایی است. کلی یک جادوگر است اما مانند یک جادوگر خوب است. او اتفاقات را می اندازد.

من اخیراً با برخی از افراد که روی آنها کار کرده اند صحبت کردم هم اتاقی می خواست چندی پیش ، و آنها فقط تأثیرات عملی مردم را برای مدت یک روز در صحنه داشتند و نگرانی واقعی در مورد کمبود خون وجود داشت.

انسل فرج: آره من معتقدم که من معتقدم که

من معتقدم که پیش گفتار و فلاش بک های شما مورد اصابت گلوله قرار گرفته است – جایی در ماساچوست جایی نیست که من را به نام دهکده استوربریج (Sturbridge Village) بنامند ، جایی که آنها یک تفریح ​​کامل در یک دهکده استعماری را تجربه کرده اند – و من شما را در جایی مانند این مکان شلیک می کنم .

انسل فرج: بله ، این یک داستان خنده دار است. بنابراین ، هوم ، وقتی آن را نوشتیم ، فیلمنامه همچنان ادامه پیدا می کرد که من و نیت فقط آن را می نوشتیم ، مثل اینکه ، ببینیم چه چیز دیگری می تواند با کشیش ادامه یابد؟ و ما فکر کردیم ، خوب ، “بیایید یک کلیسا داشته باشیم” ، و ایده احمقانه اصلی ما این بود که یکی از اتاق های خانه انبار قدیمی را به هیئت داوران تبدیل کنیم و آن را به یک چیز کلیسایی جعلی تبدیل کنیم. و سپس کلی اینگونه بود: “چه جهنمی برای شما دو نفر است؟ به چه جهنمی فکر می کنی؟ ما به یک کلیسا نیاز داریم. “

بنابراین او کتابی در مورد کلیساهای تاریخی در کل ایالت مینه سوتا گرفت ، به این منظور که اگر کلیسایی را پیدا کنیم که درست باشد ، ما می توانیم به هر کجا که این کلیسا باشد رانندگی کنیم و سکانس های آنجا را شلیک کنیم. و بنابراین ما در حال آماده سازی کل فیلم در لس آنجلس هستیم ، و نیت به عقب برمی گردد و به طور دوره ای خانواده اش را می بیند. برای اینکه به شما زمینه بدهیم ، ما در نوامبر 2017 شروع به نوشتن کردیم و فیلم را در سپتامبر 2018 فیلمبرداری کردیم. بنابراین ، این باید ماه مارس ، آوریل ، تابستان باشد و ما نمی دانیم که کجا می خواهیم این کلیسا را ​​تصویربرداری کنیم.

و نیت به خانه برگشته است ، [scouting] مزارع – نمی دانم او چه بود – فکر می کنم داشت پیدا می کرد [locations for] سکانس های محراب – صحنه های قربانی کردن و معاشرت با خانواده اش. او در حال بازگشت به فرودگاه بود و اتفاقاً فقط ده دقیقه از مزرعه خانواده اش به اتوبان نگاه کرد. این کلیسای تاریخی قدیمی و همه این بناهای قدیمی وجود دارد ، و او مانند “اوه ، گه ، بله ، دهکده پیشگامان ، من این موضوع را کاملا فراموش کردم.” او برگشت و گفت ، “سلام بچه ها ، من كاملاً دهكده Pioneer را فراموش كردم. آنها همه این ساختمان های قدیمی را دریافت کرده اند – آنها مانند سه کلیسا در آنجا شده اند … “

و بنابراین ما به آن نگاه کردیم. معلوم شد که معلم انگلیسی کلاس هشتم او ، می خواهم بگویم ، در هیئت مدیره دهکده پایونیر بوده است. او آنها را صدا کرد ، “من نیت ویلسون هستم” ، آنها می دانند او کیست ، شهر 150 نفره ، و او به آنها گفت که من این فیلم را انجام می دهم ، و آنها مانند “بله ، فقط بیا پایین”. خیلی باحال بود

فیلم سازی مستقل در لس آنجلس عوضی است. این LA است ، این شهر صنعتی است ، هالیوود است. همه در اینجا این کار را می کنند ، آنها می توانند در مورد آنچه شما انجام می دهید و آنچه شما انجام نمی دهید گریه کنند. مهم نیست اگر می خواهید کاری انجام شود ، باید خم شوید و مقدار X چندین رقم داشته باشید تا هر چیزی را در هر مکانی بدست آورید. همه چیز در مورد پول است. من یک بومی LA هستم. من هرگز چیزی خارج از LA شلیک نکرده ام. ما یک تیم سه نفره به اضافه پسر صدا هستیم[[دیوید کارون]و پسر دوربین[[کریستوفر لنگ]، و اساساً بلاک لک خودمان را داشته باشیم ، با هر نوع مدرسه کلیسایی ، همسریابی ، خانه های قدیمی ، همه این چیزهایی که در اختیار ماست برای دویدن و بازی کردن – مثل خرده بازی جهانی بود. من بهترین زمان زندگی ام را گذراندم. اما این همان جایی بود که ما سکانس های دهه 1880 را فیلمبرداری کردیم. اتفاقاً در یک روز

جمع کردم شما وقت زیادی برای این کار ندارید

انسل فرج: شلیک شانزده روز ، مرد.

رعد و برق روی نشانه

و شما به یک طوفان احتیاج داشتید و در حقیقت یک طوفان را گرفتید

انسل فرج: اوه ، آره! [laughs] منظورم این است که شما همچنین می توانید صاعقه را در یک نقطه به کلیسا بشنوید. همانطور که در حال معاشرت در حال تیراندازی بودیم ، همانطور که در حال فیلمبرداری صحنه ای بودیم که دیوید سلبی می گوید ، “من خدا را باور نمی کنم …”

کارگردان آنسل فرج در مورد ساخت دریاچه LOON ، توهین به مقدسات و آتش زدن کلیسا در زیر باران
منبع: Hollinsworth Productions

[Laughs] و صاعقه به کلیسا برخورد می کند.

انسل فرج: و صاعقه درست بیرون می زند. و کاترین مانند “این به خاطر همه انفجارهایی است که در جریان است” ، و من مانند “بیایید این کار را انجام دهیم.” می دانید که ما در این کابین تخته سه لا کوچک ، تنگ و اصلی 1800 هستیم که می تواند با شمع به راحتی آتش بگیرد. و بنابراین بله ، رعد و برق. سرگرم کننده بود ، مرد. بهترین زمان زندگی من بود. شوخی نمی کنم.

و در واقع شما مرد برجسته خود را در هنگام رعد و برق چتر فلزی بر روی اپراتور دوربین خود نگه داشته اید تا بتوانید از برخورد صاعقه عکس بگیرید. شما به معنای واقعی کلمه از ستاره می خواهید که یک میله برق باشد.

انسل فرج: باید بگویم که من از ستاره نمی خواستم. ستاره مثل این بود: “کریس ، بیا بریم ، بیا برویم مرد”. من و ستاره و جادوگر در پروژه برابر هستیم. هیچ نوع سلسله مراتبی وجود نداشت. این فقط آن چیزی است که ما هستیم ، زیرا این کاری است که ما دوست داریم انجام دهیم. اون نیت بود هیچ کس از ما حتی به چیزی از این فکر نکرده است ، فکر می کنم تا مثل روزها بعد. این رعد و برق ، باران سیل آسا است ، و ما همه جا کابل داریم. فقط یک نوع پلاگین تولید کننده اساسی وجود دارد که Pioneer Village با مهربانی به ما اجازه استفاده از آن را داد رایگان.

بنابراین ، همه این کابل ها را داریم که از کلیسا به آن طرف مزرعه به داخل انبار ، به این چیز دیگر و باران سیل آسا می ریزند. و پایه های فلزی C که چراغ هایشان روی آنها با کابل و غیره است. و کریس ، DP ما ، مانند این است: “خوب ، بیایید فقط کابل را در کیسه های زباله بچرخانیم.” پس از آن مانند ساعت دو بامداد است که ما تمام شب را شلیک کرده ایم و کلیسا و همه چیز را کفر و سوزانده ایم و باید همه این موارد را جمع کنیم و این فقط خود ما هستیم که می توانیم این کار را انجام دهیم. او حتی دیوید سلبی است ، او مانند کابل را ساعت دو با رعد و برق و آنچه در آن نیست با آبگیرهای بزرگ و سیم سیم برق گرفته است و فقط آن را انجام می دهد. می دانید ، این بهترین روش برای انجام آن نیست. اما شما باید آنچه را که باید انجام دهید انجام دهید. بله من هستم. اما این به شما می گوید که دیوید برای ساخت فیلم نیز مانند آن است. بدون سلسله مراتب او فقط بخشی از گروه است.

دریاچه لون با برخی از موضوعات نسبتاً سنگین سروکار دارد. منظورم این است که این یک فیلم ترسناک است و سرگرم کننده است – این نوع پرش ها را شنبه شب ، تاریخی که تماشاگران فیلم به دنبال آن هستند فراهم می کند ، که صادقانه بگویم ، آنها انتظار دارند از یک فیلم که با نفرین جادوگر سروکار دارد – اما شما همچنین در مورد ایمان ، خرافات در برابر عقل ، احساس مردم در مورد مرگ صحبت می کنید … منظورم این است که به نظر من چیزهای نسبتاً بالغی در اینجا وجود دارد که از برخی نویسندگان صریحاً جوان بیرون می آیند.

انسل فرج: فقط همین رول می شود. ما نمی خواهیم یک فیلم ترسناک ارزان بسازیم ، ما می خواهیم یک چیز اساسی بسازیم زیرا در نهایت آنچه را که می خواهیم تماشا کنیم می سازیم. شما می توانید راه ساده ای را طی کنید – مفهوم اصلی نیت وقتی او 15 ساله بود ، نوجوانانی بودند که از کنار قبر جادوگر عبور می کردند ، و جادوگر برمی گردد و همه آنها را می کشد. این مفهوم اساسی آنچه اتفاق می افتد است: جادوگر می آید و شما را می کشد. و می توانید خیلی راحت این کار را در جایی که اجساد پوسیده دارید انجام دهید. این به من یادآوری می کند – اتفاقاً من این فیلم را دوست دارم – من آن را نمی کوبم – یک فیلم دهه 80 به نام خرافات، جایی که شما جادوگر پوسیده ای را دارید که از دریاچه بیرون می آید و همه را ذبح می کند. این بسیار سرگرم کننده خواهد بود ، اما هیچ یک از ما واقعاً نمی خواستیم چنین کاری کنیم. ما بیشتر به جنبه روانی کار علاقه مند بودیم.

استادان وحشت

جنبه هایی از دریاچه لون این تقریبا ادای احترام به برخی از رمان های استیون کینگ است. رابطه لوئیس و اموری یادآور رابطه لویی کرید ، شخصیت اصلی فیلم است حیوان خانگی Sematary ، و همسایه سالخورده اش ، جود کراندال. شخصیت شما لوئیس یادآور بن میرس نیست ، قهرمان داستان Salem’s Lot، که قطعاً یک دیس نیست ، زیرا به نظر من استیون کینگ نویسنده فوق العاده ای است.

انسل فرج: من کاملا می توانم حیوان خانگی سمینار ارتباط. و به ویژه جالب بود که نسخه بازسازی شده در همان زمان ما بود. خوانده ام درخشان، و من خواندم دکتر بخواب و برج تاریک و چه اما فراموش نکنید ، استفان کینگ نوشتن نیست [a vacuum]. همه ما از استادان اصلی وحشت آموخته ایم و همه از همان نویسندگی ها استفاده می کنیم. تا آنجا که اموری ، این شخصیت به راحتی می تواند پسر شود [who’s] در رازهای تاریک ، یک شخصیت شوم. و ما هرگز نمی خواستیم این کار را با او انجام دهیم.

ما می خواستیم اموری فقط یک پسر بچه باشد ، فقط یک کشاورز صادق واقعی باشد ، تا واقعیت را نداند تا یک کلیشه معمول را که ممکن است در این نوع فیلم ها انتظار داشته باشید ، انجام دهد. اما می دانید که یک داستان یک داستان است و این جمله وجود دارد که فقط پنج داستان اصلی در جهان وجود دارد. من می توانم به عنوان یک فیلمنامه نویس به شما بگویم که این درست است زیرا فقط در بسیاری از روش ها وجود دارد که یک فرمول خاص می تواند در هر ژانر خاصی قرار بگیرد.

کارگردان آنسل فرج در مورد ساخت دریاچه LOON ، توهین به مقدسات و آتش زدن کلیسا در زیر باران
منبع: Hollinsworth Productions

من فکر می کنم حقیقت واقعی زیادی در آن وجود دارد. در دوران دبیرستان ، یک استادی داشتم که می گفت برخی از محققان فکر می کنند یک مونومیت وجود دارد – که در واقع فقط یک داستان وجود دارد ، و اگر به اندازه کافی عقب بروید ، آن را پیدا خواهید کرد.

انسل فرج: درست.

داستان سرایی قدیمی ترین شکل هنر و تاریخ است. منظورم این است که اولین رمان های گرافیکی روی دیوارهای غار انجام شده است.

انسل فرج: درست ، دقیقاً.

این یک فیلم شگفت آور بالغ است که از چنین فیلمسازان جوانی بیرون می آید و من فکر می کنم شما از پس چالش های ناشی از سنگینی پول برآمدید ، زیرا این یک فیلم زیبا است ،

انسل فرج: اتفاقاً دوست دارم بیش از حد از پول سنگین شوم. [laughs]

بت کورمان

من این را دریافت کردم ، اما قهرمان شخصی من در دنیای فیلم سازی واقعاً راجر کورمن است.

انسل فرج: آمین

اصلی فروشگاه کوچک ترسناک در دو روز مورد اصابت گلوله قرار گرفت. این قابل توجه است.

انسل فرج: ما می توانیم کل یک هفته راجع به آن صحبت کنیم راجر کورمن زیرا او مانند تثلیث مقدس کارگردانان در سه نفر برتر من قرار دارد. او تأثیر زیادی عظیم بر من دارد – در مورد چگونگی انجام کارها. من دارم یک راجر کورمن داستان برای شما … من 17 ساله بودم ، تازه دبیرستان را فارغ التحصیل کرده بودم. می دانستم که می خواهم فیلم بسازم و راجر کورمن تأثیر عظیم و عظیمی بر من داشت. همه پو فیلم ها ، فیلم های هیپی – فرشتگان وحشی همه اینها – و دفاتر او درست در خیابان بودند. من رزومه خودم را از تمام فیلم هایی که از دوران اکشن فیگور ساخته ام ، برای اینکه در تمام دبیرستان با تمام دوستان دبیرستانی ام و هر تولید دیوانه ای که در آن زمان جمع کرده بودم ، فارغ التحصیل کردم و یک حلقه را برش دادم ، یک حلقه نقل قول-نقل قول و رانندگی کرد ، یا مادرم من را به دفتر خود رساند ، و من تمام تلاشم را کردم تا در هفده سالگی شبیه یک بزرگسال جوان باشم.

نه ، من حتی سبیل هم ندارم. از پله ها بالا می روم و همه این پوسترها برای تولیدات دنیای جدید وجود دارد – مانند پیرانا و آمارکورد ، که او آزاد کرد ، بنابراین من مانند رو در رو با فلینی. And, and I go in, and I introduce myself to his secretary and how I’d love to have an internship here and, and left my stuff. She said, “We’ll take a look, thank you for coming,” and whatnot. And so I’m all excited and panic-stricken and anxious and whatnot for like a week, week and a half, and then I got an email.

And it was a very, very nice email from Julie Corman, and she said, we liked your stuff, but you’re just a little too young right now. Because I was like, I’ll work on set, I could co-direct, I was like, trying to sell myself so badly. But they were like, no, you’re just too young. So I was a little heartbroken. But it’s all good. You know, I’ll recover.

And you’re doing fine. You’re making movies. Best of luck with Loon Lake.

Ansel Faraj: I hope I haven’t talked to your ear off, by the way.

Oh, not at all. I enjoyed it very much. I appreciate your time.

Ansel Faraj: Excellent. Thank you so much, man.

نتیجه

The last word goes to Kathryn Leigh Scott, who was gracious enough to give Film Inquiry an exclusive comment on her protegé’s burgeoning career:

Kathryn Leigh Scott: It was a joy to see Ansel, a young filmmaker I’ve worked with since his promising, early backyard efforts, make the leap to filming Loon Lake, a first-class feature. I’m proud to be in it.

Film Inquiry would like to thank Ansel Faraj fro taking the time to speak with us!

Loon Lake is currently available on Blu-ray, DVD, Video on Demand and major streaming platforms including Amazon Prime and Tubi.


Watch Loon Lake

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!