مصاحبه با هلنا کوآن ، مدیر AUDREY

همیشه مواقعی رخ می دهد که آرایش از بین می رود ، یا کمد لباس پنهان می شود. کانون توجه خواهد جوشید و غوغاهای روزمره تولید را از بین خواهد برد. آنچه از آنجا اتفاق می افتد ، به ویژه توسط کسانی که به سادگی از محصول فیلم سازی لذت می برند ، دیده نمی شود. اما در مورد نماد جهان آدری هپبورن، به نظر می رسد آنچه در صفحه مشاهده کردید عمدتا همان چیزی بود که از صفحه خارج شدید.

آدری ، مستند جدید از Universal Pictures که برای پخش در تاریخ 5 ژانویه در دسترس است ، نگاهی به بازیگر زن از طریق یک لنز فوق العاده دوست داشتنی می اندازد ، یک لایق و شبیه آنچه که موضوع آن دنیا را دیده است. از سالهای ابتدایی هپبورن به عنوان یک قربانی تماشاگر جنگ جهانی دوم تا آخرین روزهای حضورش در یک بشردوستانه جهانی ، این مستند همه جانبه و صمیمانه است.

استعلام فیلم به تازگی فرصتی پیدا کرده است که با کارگردان فیلم صحبت کنم ، هلنا کوآن، در مورد تجربه ساخت کار در پروژه ، از جمله برداشت او از ناامنی های هپبورن و کار بشردوستانه او ، و همچنین تصمیم صمیمی او برای ادغام رقص در فیلم.

این مصاحبه برای شفافیت ویرایش شده است.

لوک پارکر با تحقیق فیلم: شما فیلم را با نقل قولی از آدری باز می کنید ، او می گوید که هالیوود ابتدا او را در آغوش گرفت زیرا آنها دیدند که “آنجا به اندازه یک انسان برای ترسیم کردن” کافی است. منظور آدری در آنجا را چگونه توصیف می کنید؟ هالیوود چه دید؟

هلنا کوآن: فکر می کنم آدری قبل از آمدن به هالیوود ، خصوصاً با تجربیاتش در طول جنگ ، چیزهای زیادی را در زندگی تجربه کرد: او تقریباً از گرسنگی مرد و والدینش هوادار نازی ها بودند. و من فکر می کنم به دلیل همه آن تجربیات و اشتیاق او به رقصنده بودن ، فکر می کنم او این آسیب پذیری را در مورد خود داشت که او را بسیار انسانی و واقعی کرد.

او از یک خانواده هالیوودی نبود. او در ایالات متحده بزرگ نشد او در اروپا بود. بنابراین من فکر می کنم او به نوعی بیگانه بود. حدس می زنم او این حساسیت و این آسیب پذیری را داشته باشد که حتماً هالیوود چیزی متفاوت از آن دیده است. چه نوع نگاه او باشد ، چه چگونگی صحبت و رفتار او ، ما ذاتاً احساس می کنیم – و فکر می کنم به همین دلیل است که او هنوز هم چنین نمادی است و هنوز هم چنان محبوب اوست – که یکی از ما، به جای یکی از آنها. او بمب بور هالیوود نیست. او در آن زمان كاملاً متفاوت از زنان دیگر بود. او شخصیتی واقعی بود ، و من فکر می کنم هالیوود به نوعی چنین دید ، زیرا نقش هایی که به دست آورد ، نمادی از آن بود.

مصاحبه با هلنا کوآن ، مدیر AUDREY
منبع: جهانی

همه نقش های او نقش های تحول آفرین بودند. اولین نقش او در تعطیلات رومی، او از این شاهزاده خانم شگفت انگیز به این فرد روزمره تبدیل می شود – که به نوعی نقشی معکوس در زندگی واقعی او محسوب می شود. و من فکر می کنم آنها این تفاوت را در او دیدند.

قسمت بزرگی از جذابیت آدری و چیزی که در فیلم لمس می کنید ، شفافیت او در صفحه نمایش است. او می دانست که چگونه شخصیت خود را از طریق ظاهر ، خواه از طریق مد یا از طریق عملکرد ، تحت فشار قرار دهد. اگر مجبور بودید انتخاب کنید ، کدام یک از اجراهای او آدری ستاره را بهتر جذب می کند ، و کدام یک آدری را به تصویر می کشد؟

هلنا کوآن: فکر می کنم ستاره باید باشد صبحانه در تیفانی، حدس می زنم. اما شاید این بیشتر نحوه دریافت فیلم و چگونگی نمادین بودن این فیلم باشد. به نظر من ، در واقع ، چیزی که او را بیشتر از همه به عنوان یک ستاره نشان می دهد ، است سابرینا. فکر می کنم در آن فیلم ، لباس ها ، نوع نگاه او ، نحوه عکسبرداری آن ، همه چیز زرق و برق خالص هالیوود است. این یک فیلم زیبا است و من فکر می کنم آن ستاره بودن اوج آن است.

فکر می کنم برای او به عنوان یک شخص ، آخرین فیلمی باشد که او ساخته است ، یعنی همیشه توسط استیون اسپیلبرگ. او نقش یک فرشته را بازی می کند و این بلوز سفید را می پوشد. او فقط پنج دقیقه در فیلم است ، اما برای من ، این خلاصه او به عنوان یک شخص است. او این چهره بسیار دوست داشتنی ، لطیف و همه جا است.

اما همچنین فکر می کنم او شباهت زیادی به نحوه حضور در صفحه داشت. او این اختلاف بزرگ را نداشت.

در خارج از تصاویر بایگانی و ضبط های مصاحبه ، رقص ، اولین اشتیاق آدری را انتخاب کردید تا صمیمی ترین لحظات و پیچیده ترین احساسات او را تجسم کنید. چه رقصی منجر به چنین تصمیمی شد؟

هلنا کوآن: فکر می کنم این یک تصمیم چند وجهی بود. اولاً ، من همیشه می خواستم اطمینان حاصل کنم که این مستند عنصر دیگری نیز در آن وجود دارد که باعث می شود احساس سینمایی ، فیلم سازی بیشتری داشته باشد. این فیلم قرار بود در سینماها اکران شود ، بنابراین این یک مسئله واقعاً مهم بود: داشتن عنصری در فیلم باعث می شود از لحاظ سبک هنری کمی بیشتر شود.

دوم اینکه ، آدری می خواست رقصنده شود. این آرزوی شماره یک او بود. بنابراین من می خواستم از تکنیکی استفاده کنم که او قدردانی کند ، آن را درک کند و از دیدن آن نیز لذت ببرد.

و من فکر می کنم رقص راهی زیبا برای نمادپذیری و قدرت همزمان آدری است. برای اینکه یک رقصنده باشید ، باید این آسیب پذیری و نرمی را داشته باشید ، اما شما همچنین این ورزشکار قدرتمند هستید. بنابراین فکر کردم رقص راهی زیبا برای نشان دادن آن است. ممکن است این فنجان چای همه نباشد ، اما من آن را دوست دارم و واقعاً به آن افتخار می کنم. این یک حرکت جسورانه بود و فکر می کنم نتیجه داد.

فکر می کنم خیلی خوب نتیجه گرفت. من همیشه گفته ام که فیلم ها با نمایش های موزیکال در اوج هستند ، زیرا احساس می کنم چیزی بهتر از همکاری بین بینایی – رقص – و موسیقی نیست. این اوج فیلم سازی است. تماشای ضبط یک رقص یک چیز است ، اما حرکت دوربین شما بخشی از تنظیم رقص است.

آیا می توانید همکاری خود را با وین مک گرگور توصیف کنید؟ نقش شما در کارگردانی آن رقص ها چه بود؟

هلنا کوآن: همکاری من با او قسمت ویژه ای از این فیلم بود. من اساساً برای هر سکانس رقص متن می نوشتم – حدس می زنم مثل فیلم های کوتاه کوتاه – و سپس آنها را پیش او بردم. بعضی اوقات ، من برای برخی حرکات رقص ، نوعی ایده آزاد می نوشتم ، اما او متن ها را می خواند و با رقص رقص ، داستان را تعریف می کرد. بنابراین او تمرین می کرد و من می رفتم و رقص ها را تماشا می کردم و یادداشت می کردم ، اگرچه تعداد زیادی نداشتم زیرا شگفت انگیز بودند. کاملاً فهمید از این نظر چنین همکاری واقعی بود.

و سپس در روز واقعی ، من کنترل خلاقانه ای بر چگونگی به نظر رسیدن رقص ها داشتم. او ممکن است تغذیه کند ، “ما هنوز این مسئله را کاملا درست نکرده ایم.” این یک تجربه شگفت انگیز بود.

مصاحبه با هلنا کوآن ، مدیر AUDREY
منبع: جهانی

ما همچنین با یک عملیات درخشان Steadicam به نام کار کردیم اراده [Lyte]. ما قبلاً فرصتی برای انجام هرگونه تمرین نداشتیم ، اما او کاملاً این کار را انجام داد. او بخش مهمی از سکانس های رقص بود زیرا شما باید این توانایی غریزی را داشته باشید تا بدانید کجا بروید. تقریباً مانند او و دوربین رقصنده چهارم یا گاهی رقصنده دوم بود. و این برای من نیز بسیار مهم بود ، همیشه اطمینان حاصل کنم که دوربین احساس می کند بخشی از حرکت است. من می خواستم سکانس های رقص بسیار صمیمی و در برخی مواقع شدید و نزدیک و شخصی باشند و ویل واقعاً به من کمک کرد تا آن را زنده کنم.

من پیام های زیادی از مردم داشته ام که می گفتند بعد از سکانس رقص نهایی گریه می کنند و فکر می کنم این به خاطر همان چیزی باشد که شما الان می گفتید: هم افزایی بینایی و صدا. نمره الکس سامرز برای آن سکانس رقص نهایی فقط آن را به سطح دیگری رساند. در واقع این یکی از قطعه های موسیقی مورد علاقه من است که من تا به حال شنیده ام ، و فقط آن سکانس نهایی را کاملاً بالا برده و آن را به یک قطعه کار بسیار خاص تبدیل کرده است.

من فکر می کنم شاید ماندگارترین خط فیلم وقتی رخ می دهد که کسی می گوید بهترین راز درباره آدری غمگین بودن او بود. آیا چیزی در مورد آن طرف آدری در تحقیق شما را متعجب کرد؟

هلنا کوآن: این اما ، نوه آدری بود که گفت ، و بله ، چنین شد. مبارزات عظیمی که او از سر گذرانده است – از رفتن پدرش و اینکه چگونه این نوع زندگی در طول زندگی او ، سقط جنین ، طلاق ، او عظیم ناامنی در مورد ظاهر و توانایی بازیگری او – درک عمق آن واقعاً تعجب آور بود. این یک نبرد مادام العمر بود که او با آن روبرو شد.

کمی در فیلم وجود دارد که وی می گوید آرزو می کند کاش می توانست بلوند باشد و خمیدگی بیشتری داشته باشد. او آرزو می کند کاش می توانست همه چیز را تغییر دهد و برای من این خط در فیلم ماند که من در حال ساخت آن بودم. اگر او می توانست همه چیز را تغییر دهد ، ما این میراث شگفت انگیز را نخواهیم داشت.

اما فکر می کنم کشف این که او چقدر تلاش کرده است بسیار هیجان انگیز و ناراحت کننده بود ، اما فیلم همچنین در مورد چگونگی تبدیل او به این درد و ضربه و غم و اندوه به عشق و چیزی قویتر و زیبا تر است.

این یکی از قسمتهای مورد علاقه من در فیلم است – این واقعیت که اگرچه منابع درد و عشق از دست رفته در زندگی آدری را بررسی می کند ، همچنین نشان می دهد که چگونه او توانسته است آن تجربیات و احساسات را به دلسوزی برای دیگران تبدیل کند. برای اینکه بتوانید این کار را انجام دهید باید قدرت فوق العاده ای داشته باشد.

هلنا کوآن: مطمئنا. من فکر می کنم ما به عنوان مردم – و من نیز در این زمینه مقصر هستم – نوعی شیفتگی بیمارگونه با افرادی که آن مبارزات و آن ضربه و نیستند قادر به تبدیل آن است. بنابراین من واقعاً می خواستم مستندی در مورد شخصی بسازم انجام داد. به نوعی این یک نوع تعلیمی است ، این پیام است که می توانید ضربه و دردی را که تجربه کرده اید تحمل کنید و آن را به چیزی قدرتمند تبدیل کنید.

من فکر می کنم در ابتدا ، ما برای بدست آوردن بودجه برای این فیلم تلاش کردیم ، زیرا استودیوها فکر کردند ، “خوب ، او به اندازه کافی چشمگیر نیست. او به اندازه کافی قهرمان نیست. ” و من می خواهم که ، “او از یک جنگ جهانی جان سالم به در برد ، سپس بزرگترین نماد قرن 20 شد ، و سپس به انجام کارهای بشردوستانه پرداخت و میلیون ها دلار برای بچه های مستضعف جمع کرد.” او تأثیر زیادی بر جهان گذاشت. چه چیزی قهرمانانه تر از تبدیل آن درد جوانان شما به بخشش نهایی است؟ برای من این یک قهرمان است.

صحبت از این دلسوزی ، آخرین کار فیلم کار آدری و یونیسف است. در آن مرحله از زندگی خود ، او از کانون توجه فاصله گرفته بود و به نظر می رسید که یک بازنشستگی کاملاً ایده آل برای خود تنظیم کرده است. آیا می توانید کمی درباره تصمیم او برای درگیر شدن و پیوستن به یونیسف صحبت کنید؟

هلنا کوآن: او از زمانی که در پایان جنگ توسط آنها نجات یافت ، از یونیسف اطلاع داشت. پس از آن او آشکارا در زندگی هالیوود و زندگی فیلم فرو رفته بود. اما من فکر می کنم وقتی این ایده به او ارائه شد ، فکر می کنم این فقط در زندگی او و آنچه می خواست بعد از آن انجام دهد ، جای گرفت. وی مهمترین نقش خود را برای بازگرداندن این میلیونها کودک که همانطور که او متحمل رنج شده بود ، دانست.

مصاحبه با هلنا کوآن ، مدیر AUDREY
منبع: جهانی

من فکر می کنم او واقعاً هرگز بخشی از هالیوود نبود. او نه مکان بود و نه حالت روحی ، حتی اگر او را نمادی از هالیوود می دانند. او در اروپا زندگی می کرد و از آن جدا شده بود. و فکر می کنم وقتی کار یونیسف به وجود آمد ، فقط با زندگی او سازگار بود و دایره کامل داشت ، حدس می زنم. او چنان عصبانی بود که هنوز هم این اتفاق می افتاد ، به ویژه فرزندان و مادران به غیر از دولت های بد ، دلیل دیگری نمی کشیدند. او واقعاً علاقه زیادی به این موضوع داشت. او از این موضوع عصبانی بود و 10 سال آخر زندگی خود را وقف آن کرد. حتی وقتی بیمار بود و می دانست بیمار است ، متوقف نشد. او فوق العاده به آن وقف داشت.

شما گفته اید که با این پروژه داشتن یک خدمه عمدتا زن برای شما مهم بود. می توانید کمی در این باره توضیح دهید ، و همچنین توضیح دهید که فکر می کنید پویایی فیلم توسط گروه فیلم تغییر کرده است؟

هلنا کوآن: همکاران اصلی من زن بودند: آنابل ویگودر، تهیه کننده و فیلمبردار من ، سیمونا سوسنه. اما سردبیر من ، مارک کدی، همچنین چنین بخش مهمی از این امر بود ، بنابراین می خواهم اطمینان حاصل کنم که او کنار گذاشته نشده است زیرا او یک قهرمان مطلق بود.

داشتن آن همكاران اصلی – تهیه كننده و فیلمبردار شما – و به ویژه ، این نقش فیلمبردار بسیار نادر است. خیلی بعید است یک فیلمبردار زن پیدا کنید. و من فکر می کنم داشتن آن زنان باورنکردنی ، و فقط آنها نبودند. همه خدمه ما در LA زن بودند ، از ضبط کننده صدا گرفته تا فوکوس کش تا راننده ، مثل همه زن بودند.

فیلم های آدری به طور واضح همیشه توسط مردان کارگردانی می شد ، زیرا در آن زمان ، چنین بود. و این فرصتی واقعاً شگفت انگیز بود تا داستان او را از طریق نگاه زنانه ببیند ، شاید نگاهی دلسوزانه یا همدلانه تر از او. و داشتن آن همکاران زن در کنار من نیز فقط به گفتن داستان او از منظری کاملاً متفاوت کمک کرده است که قبلاً مورد بررسی قرار نگرفته بود. این نگاهی ممتاز به زندگی او نیست. این فقط نوعی تلاش صادقانه و همدلانه برای درک و ساختارشکنی این زنی است که اغلب او را به عنوان یک زن کامل معرفی می کنند. فکر می کنم واقعاً برای همه ما توانمند بود.

تحقیق فیلم از هلنا کوآن برای وقت خود تشکر می کند.

آدری اکنون در DVD و Blu-ray در دسترس است و در 5 ژانویه 2021 به صورت دیجیتالی منتشر می شود.


آدری را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ساعت کودک: 60 سال پیشرفت

از استونewال گرفته تا ترور هاروی میلك تا تصمیم دادگاه عالی ازدواج در همان جنس ، مایل ها از زمان انتشار آزاد شده اند ویلیام وایلر تصویر بسیار مهم و جسورانه ، ساعت کودکان. شصت سال به بعد ، بیایید نگاهی بیندازیم که چگونه تحمل بیشتری به دست آوردیم ، و چگونه می توانیم به بهترین وجه پیشرفت کنیم.

ساعت کودک: 60 سال پیشرفت
منبع: هنرمندان متحد

هنگامی که اولین نمایشنامه استاد با همین عنوان برای اولین بار در سال 1934 منتشر شد ، همجنسگرایی چنان تابو بود که حتی ذکر این عمل غیرقانونی بود. ایالت نیویورک داد ساعت کودکان مجوز ادامه کار خود به دلیل عشق و حمایت بی حد و حصر از این امر با انتقادی بدست آمده است. این نمایشنامه جسورانه و پذیرفته ، بحث در مورد حقوق LGBTQ + را در زمان مقدماتی به ارمغان آورد ، در حالی که حتی گفتن عبارت «همجنسگرایی» از نظر قانونی قابل فهم بود. ساعت کودکان جرات کرد مخاطبان را ناراحت کننده جلوه دهد و عواقب تعصب را ارائه دهد.

ساختن گام های کوچک

در حالی که بسیاری از فیلم هایی که حقوق LGBTQ + را قهرمان می کنند ، در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد به جریان اصلی تبدیل شدند ، ساعت کودکان یک مورد منحصر به فرد از بسیاری جهات است ، زیرا نه تنها یکی از فیلم های پیشگام – از یک فیلمساز مشهور و در حال حاضر کاملاً تثبیت شده با از دست دادن زیاد – بلکه یکی از اولین درون جریان اصلی است که یک رویکرد تاریک و در عین حال همدلانه به آن عمل کرده است. فقط یک موضوع در حالی که اتفاقی که در حوادث مشکوک وب رخ می دهد ساعت کودکان هر چیزی خوشایند است ، ویلیام وایلر از رویکردی نبوی استفاده کرد که به عنوان اخطار پر از همدردی با ادعا مطرح شد.

ساعت کودک: 60 سال پیشرفت
منبع: هنرمندان متحد

مشاهده بسیار جذاب است ساعت کودکان به عنوان قطعه چند لایه روند پیش بینی شده ، که ما امروز آن را مشاهده می کنیم ، به عنوان افرادی که در پشت این فیلم استادکار بودند ، از این که تاریخ را می ساختند ، آگاهی نداشتند. گفته می شود ، حتی از کارگردان نیز گفته شده است که وی هرگز قصد نداشته است که این یک درام همجنسگرا را بسازد و حتی به او فشار آورد تا صحنه های صمیمی تر بین دو عزیز مهم را برش دهد. شرلی مک لاین یک بار گفت ، “عمق این موضوع در واژگان دوره تمرین ما نبود. من و آدری هرگز در این مورد صحبت نکردیم. جالب نیست؟ واقعاً شگفت انگیز است. ” جالب است که از این منظر جالب باشد ، موضوعی که در آن می توانست با لطف یک قطار باری اجرا شود و به جامعه محروم آسیب برساند. خوشبختانه ، این همان چیزی نیست که به ما خدمت کرده اند ، با این وجود جهان موازی به مراتب نزدیکتر از آن است که برخی اعتراف کنند.

اختلاف نظر در درون جامعه

شاید جذاب ترین و منحصر به فرد ترین ویژگی آن باشد ویلیام وایلر درام جسورانه استقبال آن است. برای افراد غافل ، این قطعه به هموفیوبی داخلی و نحوه برخورد جامعه با این گروه حاشیه ای می پردازد. این مسیر معمولی برای یک فیلم درباره انجمن LGBT + نیست. به طور معمول فیلمساز به صراحت با تروما یا زندگی روزانه هر زیر گروه خاصی از جامعه سروکار دارد. با توجه به این موضوع ، من فکر می کنم بسیار جالب است که این اثر نمایشی هنری به طور صمیمانه مورد استقبال جامعه ای قرار نگرفته است. نویسنده تایلر کواتس دکیدر یک بار گفت: ساعت کودکان این است که یک مارک مهم را از دست می دهد. این واقعاً یک فیلم عجیب و غریب نیست ، زیرا هیچ کس در این فیلم تلاش نکرد تا تجربه کوکر را درک کند. ” در حالی که من مخالف این موضوع هستم که “هیچ تلاشی” برای درک تجربه جامعه ای که من بخشی از آن هستم انجام نمی شود ، من با این احساس نظر موافقم که این یک پله پله بود و نه یک نهایی.

ساعت کودک: 60 سال پیشرفت
منبع: هنرمندان متحد

در حالی که فیلم ها ، کتاب ها و تجربیاتی وجود داشته اند که جنبش را به شکلی معنی دارتر و پربارتر پیشرفت کرده اند ، اما من می دانم که مراحل گذار ادغام اجتماعی بسیار واجب تر برای مطالعه است. البته هرکسی می تواند قبول کند که پذیرش کامل و پیشرفت یک چیز خارق العاده است – به همین دلیل است ساعت کودکان چنین مستهجن است این هوای دلهره ای از عشق و همدلی را در خود دارد ، اما با این همه تلاش نمی کند تا عادی حرکت در جامعه مدرن را به طور کامل اجرا کند.

نتیجه

من تقریباً مهمتر از این را امتحان و درک قطعاتی می کنم که باعث شده ما بتوانیم فیلم هایی تولید کنیم که ظاهراً پذیراتر و فراگیر تر هستند و در حالی که ساعت کودکان به دور از تصویری که از لحاظ سیاسی درست و واقع بینانه به تصویر کشیده شده باشد ، مسلماً تلاش می کند تا عادی سازی این افراد محروم را عادی سازد ، و پیدا کردن راه هایی برای پرداختن به این موضوعات قابل ستایش است ، حتی اگر وجود داشته باشد ، و هنوز راه درازی در پیش است. .

فکر می کنی ساعت کودکان امروز هنوز یک کار قدرتمند است؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

همچنین ببینید

RUPAUL'S DRAG RACE S12E14

ساعت کودک در حال حاضر برای پخش در Amazon Prime در دسترس است.


ساعت کودک را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

هایدن ولچ

عاشق هر چیز سینما ، هایدن ولچ دانشجوی و نویسنده فیلم مستقر در ویسکانسین است. عشق او به Twin Peaks و Björk شاید تنها چیزی باشد که از فیلم برای او قدرتمندتر است!