جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: مصاحبه با کارگردان نیکول ریگل و بازیگر زن جسیکا باردن برای HOLLER

در حالی که داستانهای زنده ماندن و انتقالی فاصله زیادی با یک داستان جدید دارند ، توانایی آنها در هم آمیختن موضوعات مهم و گفتگوهای ضروری جهان در روایت ، آنها را تازه و مرتبط نگه می دارد. این توانایی آنها برای وفادار ماندن به مسائل از طریق شخصیت های قوی و محکم است که اهمیت آنها را در طول تاریخ سینما حفظ می کند. در سال 2020 ، مدیر نیکول ریگل ما را به ارمغان می آورد هولر.

من این فرصت را داشتم که با هر دو کارگردان صحبت کنم نیکول ریگل و ستاره فیلم جسیکا باردن در مورد الهام از فیلم ، چالش هایی که آنها با آن روبرو شده اند هولر به زندگی ، و بیشتر!

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: مصاحبه با کارگردان نیکول ریگل و بازیگر زن جسیکا باردن برای HOLLER
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

استفانی آرچر برای تحقیق در مورد فیلم: از اینکه هردوی شما وقت گذاشتید و امروز در مورد فیلم خود با من صحبت کردید متشکرم هولر. باید بگویم که بعد از تماشای فیلم ، من داستان روت را کاملا دوست دارم. این واقعاً طنین انداز است و واقعاً واقعاً مربوط به موارد قابل توجه در خبرها و مواردی است که شاید نیاز به توجه بیشتری دارند. اول و مهمترین ، شما قرار بود قبل از شروع COV غربالگری خود را در SXSW انجام دهید. من تعجب می کردم که برای هر دوی شما باید مکث کنید و منتظر بمانید تا فیلم خود را به نمایش بگذارید ، چگونه بوده است.

نیکول ریگل: منظورم این است که مطمئناً تولدی تأخیری بود ، اما منظورم این است که دوویل و تورنتو آمدند و ما بسیار هیجان زده هستیم که هفته آینده فیلم را با همه این افراد به اشتراک می گذاریم.

جسیکا باردن: من فقط می خواستم بگویم مثل اینکه هرگز یک ثانیه دیگر اعتقاد به فیلم را متوقف نکردم. این فقط یک مورد دیگر برای این فیلم است. مثل اینکه ، از خیلی چیزها جان سالم به در برده است ، بنابراین من هرگز از این عقیده دست بر ندارم. من در آن زمان احساس دلسوزی می کردم برای اولین بار که سازندگان فیلم قادر به دیدن افرادی نبودند که فیلمشان را برای اولین بار در یک تئاتر تماشا می کنند. من امیدوارم که همه اکنون در حال تجربه هستند – من از این موضوع خسته نشده ام. مثل اینکه ، فیلم شما خوب خواهد شد و راهی برای بازگشت پیدا می کند.

نیکول ، شما یک فیلم کوتاه را نوشتید و کارگردانی کرد هولر و همچنین در مورد دو برادر با خلاصه داستان بسیار مشابه. آیا همیشه قصد شما این بود که آن را به یک ویژگی تمام قد تبدیل کنید؟

نیکول ریگل: اوه ، بله ، و نه من به نوعی کوتاه را به عنوان تمرین برای فیلمبرداری در یک اسکاردارد و در آن نوع محیط بی نظم ساخته ام و می فهمم چگونه واقعا این کار را انجام می دهم. من قبلا هرگز چنین کاری نکرده ام و تا زمانی که آن را به پایان رساندم ، اشتباهات زیادی مرتکب شدم و چیزهای زیادی در مورد آن آموختم ، فقط از نظر نحوه فیلمبرداری در آن محیط و چگونگی آوردن مردم محلی مقابل دوربین و راحتی آنها با دوربین. و من واقعاً به آن افتخار می کنم. اما وقتی این ویژگی را توسعه دادم ، این فقط در مورد چیزی بود که برای من شخصی بود و لازم بود که در مورد یک زن جوان باشد و داستان آن در مرکز باشد. و این به نوعی در مورد چیزهای خودش در مورد دنبال کردن این دختر برای تحصیل در دانشگاه و تحصیلات و آینده ای بهتر برای خودش شکل گرفت. من فقط درسهای زیادی را از این کوتاه و به ویژگی آموختم – با خلاقیت ، واقعاً به جهتی دیگر رفت.

و شما گفتید که این نوع از چیز شخصی است. ایده فیلم از کجا آمده است؟

نیکول ریگل: منظورم این است که ، من از جکسون ، اوهایو ، جایی که فیلمبرداری کردیم ، در زادگاهم در چیلیکوت ، اوهایو ، واقع در یک شهرستان همسایه. و من در آنجا بزرگ شدم و صحنه ای از فیلم که معلم روت را از ادامه تحصیل در مدرسه منصرف می کند و او را ترغیب می کند تا در IT کار کند ، اما او می گوید که نمی خواهد ، این برای من اتفاق افتاد و فقط سخت است که به اطراف نگاه کنم و افرادی را ببینید که این آینده را برای من نمی دیدند ، زیرا من فکر می کنم گاهی اوقات ، مردم نمی توانند چون چیزی را برای خود نمی بینند ، برای آنها سخت است که آن را برای شما ببینند.

و من می خواستم فیلمی در این باره بسازم زیرا اگر چنین احساسی داشتم ، پس بسیاری از زنان جوان دیگر نیز چنین احساسی داشتند. و برای جسیکا و من بسیار جالب بوده است که از زنان جوان دیگر می شنوم و ، می دانید ، “هی ، آن چیزی که به من گفته شد یا کسی من را از دلسردی من ناامید کرد” ، و این برای بسیاری از دختران اتفاق افتاده است که ما فقط دلسرد می شویم دختران ما و من می خواستم داستانی امیدوار کننده در این باره به جهانیان ارائه دهم و امیدوارم پیام متفاوتی به آنها ارسال کنیم.

باید بگویم این چیزی بود که واقعاً مرا تحت تأثیر قرار داد. آیا کل تحصیلات و بازدارندگی از پیشرفت ، دستیابی به فرصت ها بود. به خصوص از کسانی که فرض می شود مانند معلمان و مدیران الهام بخش باشند و در اینجا او کتاب می گیرد زیرا می خواهد بیشتر بیاموزد.

جسیکا باردن: و همچنین بسیار ساده است. قرار نیست که بخواهید تحصیلات خود را ادامه دهید ، درخواست بزرگی نیست. این چیزی است که شما باید خیلی سریع یاد بگیرید. این برای همه صدق نمی کند. می دانید ، شما از فرزند خود به مدرسه می روید و فقط تصور می کنید که این چیزی است که برای همه در دسترس خواهد بود. س bigال بزرگی نیست اینطور نیست که شما چیزی مثل ماشین یا مثل تعطیلات یا چیزی را بخواهید. این فقط آموزش بیشتر است ، همین.

خوب ، و در دنیای امروز ، شما وام دانشجویی دارید ، حتی اگر وام بگیرید ، حتی پس از آن نیز نمی توانید آن را پرداخت کنید. و این به خودی خود یک عامل بازدارنده است. و دیدن این نمایش منفی گفتن افراد واقعی واقعاً دلخراش است.

نیکول ریگل: جالب است که به آموزش و نحوه پرداخت هزینه تحصیل اشاره کردید. چیزی که عمداً از این فیلم خارج شده FASFA و کمک هزینه و بورس تحصیلی است زیرا شما باید افرادی را در مورد این موارد به شما بگویید و درباره FASFA به شما بگویند. و هیچ کس در مورد FASFA به روت نگفته است. هیچ کس در مورد برنامه یا اسناد یا مراحل رفتن به دانشگاه و نحوه پرداخت آن به او نگفته است. و بنابراین شما حتی نمی توانید راه های قابل دسترسی برای رفتن را پیدا کنید و شاید مجبور نباشید که تمام این پول را جمع کنید ، هیچ کس حتی در مورد آن به شما نمی گوید.

این ذکر نشده است ، بورس تحصیلی ذکر نشده است. و او به عنوان یک فرد بسیار درخشان به تصویر کشیده شده و هیچ چیز فراهم نیست ، بلکه هر گونه امید از بین می رود.

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: مصاحبه با کارگردان نیکول ریگل و بازیگر زن جسیکا باردن برای HOLLER
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

نیکول ریگل: آره و چه تعداد دختر مانند روت از این درخشش برخوردارند و از آن استعداد برخوردارند و ما آن را پرورش نداده ایم و حفظ نکرده ایم.

و صحبت از صحبت کردن در مورد پرورش و عدم فرصت ، تعداد زیادی عکس از کارخانه ، پشته ها و آب و همه چیز کسل کننده وجود داشت. نه تنها روت ، بلکه شهر نیز به نوعی منعکس شده بود. برای شما ، از جمله کارخانه ، روند فکر شما با این همه نمایش چیست؟

نیکول ریگل: بله ، ما در یک کارخانه تولید مواد غذایی منجمد و عملیاتی شلیک کرده ایم و عظیم بود. و زمانی که ما در آن فیلمبرداری می کردیم کار می کرد. و به ما اجازه داده شد ، به جسیکا اجازه داده شد ، همه این فلزات را برش دهیم و در حالی که مردم در شیفت کاری خود بودند ، جرقه هایی را در سراسر نقاط پرواز می کردند ، که نمی توانم باور کنم که ما واقعاً از پس آن برآمده ایم. [laughs]

جسیکا باردن: هیچ کس در واقع هیچ سوالی نپرسیده است. همه درست مثل این بودند ، “خوب. سرد.”

نیکول ریگل: [laughs] بله ، خیلی زیبا بود. و من فقط منتظر می مانیم که تعطیل شویم. اما پروتکل های زیادی داشتیم که البته باید آنها را دنبال کنیم ، اما همه این ماشین آلات و همه اینها ، می دانید ، فکر می کنم یک چیز خلاقانه که در فیلم خیلی خوب کار کرد این است که ریتم آن وجود دارد. این شیوه زندگی است. شما به کار می روید ، در این شیفت کار می کنید ، به خانه می روید ، در این زمان بلند می شوید ، از بچه های خود مراقبت می کنید. می دانید ، یک روال معمول وجود دارد. و آن کارخانه ریتم خاصی دارد که زندگی همه آن افراد حول این کارخانه می چرخد ​​، اما روت چنین نمی کند. او مانند این شمایل گرای کوچک است. و او در آن دستگاه جای نمی گیرد. و او لزوماً نمی خواهد در آن دستگاه باشد. این بد نیست او فقط خودش را در ریتم آن شهر نمی بیند. بنابراین نشان دادن ریتم آن شهر مهم بود.

و جالب است ، همانطور که روت در تلاش است تا از یکنواختی جدا شود ، دیدن طرف دیگر که مردم می خواهند در یکنواختی باشند ، جالب بود زیرا حداقل این یک ضمانت پول است. حداقل قابل پیش بینی است و همچنین طرف مقابل را می بینید که آن یکرنگی را به زور از بین می برند.

نیکول ریگل: آره به خصوص در شخصیت لیندا ، که توسط غیر قابل تسخیر بازی می شود بکی آن بیکر. یکی از صحنه های فیلمبرداری برای من که واقعا غم انگیز بود ، وقتی بود که او در کمد خود است و پاکت سیگار خود را بیرون می آورد و شما عکس ها و جوایز کارمند ماه را می بینید و این از دست دادن حقوق نیست که برای اینقدر ناراحت کننده است این مردم. این از دست دادن جامعه است. و هر روز با افرادی که به خانواده شما تبدیل شده اند به این کار می روند و سپس این مشاغل از بین می روند. این یک ضرر واقعی است. مانند کاری که یک زن در سن خود در آن مرحله انجام می دهد ، اگر 40 سال در یک کارخانه کار کرده اید و اکنون زندگی شما تغییر می کند.

جسیکا ، من فکر می کردم چه چیزی شما را به سمت این نقش سوق داده است؟ چه چیزی شما را به سمت جذب روت جذب کرد؟

جسیکا باردن: منظورم این است که اولین بار که فیلمنامه را خواندم ، من فقط روت و بلیز ، برادرش را دوست داشتم. من می توانم در شخصیت و نحوه بزرگ شدنم و شهری که در آن بزرگ شده ام ، که بدیهی است در انگلیس است ، خیلی از خودم را ببینم. اما برای من فوق العاده آشنا بود. من هم برادر دارم. و فکر نمی کنم قبل از دیدن فیلمی که رابطه بین خواهر و برادر را مانند این مورد بررسی می کند ، فیلمنامه را بخوانم زیرا این فیلم پیچیده و پیچیده است. رقابتی که شما دارید و اینکه چگونه شما را در بزرگ شدن با یک برادر بسیار متفاوت می کند ، خصوصاً وقتی آنچه از زندگی خود می خواهید بسیار متفاوت است ، چیزی که من در زندگی ام دارم.

برادران من هنوز در شهری که من در آن بزرگ شده ام زندگی می کنند. آنها همان چیزی را که من و روت در جایی که شما به اطراف نگاه می کنید نداریم و مثل این است که “اوه ، من در واقع می خواهم کار دیگری غیر از این انجام دهم”. این به این دلیل نیست که من این افراد را دوست ندارم. فقط ، نمی دانم ، فقط یک غریزه است که شما می خواهید چیز دیگری را تجربه کنید. و عصبانیتی که نسبت به خود نسبت به آن احساس می کنید و عصبانیت در بقیه جهان ، چقدر کاملا گیج و بی جا احساس می کنید و نمی دانید با این چیز در مغز خود ، جایی که می خواهید انتظار بیشتری داشته باشید ، باید چه کار کنید خودت و تو مثل هستی ، چرا دنیا انتظار بیشتری از من ندارد من واقعاً می خواستم آن را بازی کنم و روی صفحه نمایش بدهم. سپس وقتی من با نیکول آشنا شدم ، با کسی صحبت می کردم که در واقع همان من و این شخصیت است.

فکر نمی کنم در این مرحله با کارگردانی کار کرده باشم که سابقه مشابه من داشته باشد. این چیزی نیست که کسی را که با او کار کرده ام از من بگیرد ، مثل اینکه ، من هرگز با کسی کار نکرده ام که در واقع همان شخصیت بود ، به ویژه یک شخصیت طبقه کارگر به شکل فیلمنامه. و او به من گفت که این فیلم واقعاً چالش برانگیز خواهد بود و سخت ترین فیلمی است که من ساخته ام و او باعث خواهد شد که من بیش از هر کارگردان دیگری کار کنم. و من مثل این بودم که ، بله ، قطعاً می خواهم این کار را انجام دهم. این 100٪ دلیل بازیگری من است. و من واقعاً علاقه زیادی به کار با نیکول داشتم که چنین دید خوبی نسبت به آنچه در این فیلم قرار داشت داشت و انتظارات زیادی از فیلم و خودش داشت. بله ، من فقط در گرفتن نقش وسواس داشتم.

و شما اشاره کردید که نیکول گفته بود چالش برانگیز خواهد بود. برخی از چالش هایی که با آن روبرو شدید چه بود؟

جسیکا باردن: یعنی خیلی سرد بود. آیا می توانید به یاد بیاورید که گرداب قطبی سال گذشته در ابتدای سال چه زمانی بوده است؟ خوب ، ما در آن بودیم ، این برنامه فیلمبرداری ما بود. ما در کولاک کار کردیم ، از فیلم فیلمبرداری کردیم و هنوز هم یک فیلم کم هزینه داریم. اکثر فیلم هایی با این اندازه سعی در فیلمبرداری روی فیلم ندارند زیرا محدودیت شما در میزان فیلمبرداری روزانه است. ما حداکثر سه مورد کار داریم. بنابراین همه چیز باید باشد ، هنگام انجام این کار باید از همه چیز مطمئن باشید ، اما مطمئناً هنوز هم می خواهید همه چیز در لحظه باشد ، که تعادل سختی است با فیلمبرداری در مکانی که مردم این کار را نمی کنند فیلم

مردم شگفت انگیز بودند. مردم محلی این راه را آسان تر از آنچه می شد انجام دادند. داشتیم روی یک اسکاردارد فیلمبرداری می کردیم. این یک مکان واقعی بود. ما کاملاً به روی عناصر باز بودیم. هیچ روزی در استودیو نبود ، می دانید ، حتی در یک فیلم مستقل نیز مانند هفته استودیو برگزار می شود. ما چنین چیزی نداشتیم همه چیز کاملاً واقعی بود. هر روز که از خواب بیدار می شدید و سر کار می رفتید و مثل این بودید ، “خوب ، این برنامه است ، اما مانند این ، ممکن است به زودی این اتفاق بیفتد. ما فقط باید با آن کنار برویم “. اما از نظر جسمی آنقدرها هم که سخت به نظر می رسید سخت نبود زیرا نیکول چنین تجربه غوطه وری را ایجاد کرد. محیط واقعاً احساس می شد – احساس می کنم گاس هم همین حرف را می زند ، او در نقش Blaze بازی می کند. مثل اینکه واقعاً مثل روت و بلیز احساس می کردیم. بنابراین هر کاری که از ما خواسته شد انجام دهیم ، ما فقط این کار را انجام دادیم زیرا آن ذهنیت بقا را در آن لحظه هنگام فیلمبرداری داشتیم.

نیکول ، یکی از چیزهایی که واقعاً گیر افتاد و من واقعاً می خواهم بپرسم ، لوبیای قرمز است که روت می پوشد.

جسیکا باردن: شما می توانید یکی داشته باشید!

نیکول ریگل: [laughs]

جسیکا باردن: بار داریم.

[laughs] از دست دادن واقعاً سخت است. به خصوص از آنجایی که در تضاد شهر خسته کننده و خسته کننده رنگ و بقیه کمد لباس او است. دلیل این لوبیا و رنگ آن چه بود؟

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: مصاحبه با کارگردان نیکول ریگل و بازیگر زن جسیکا باردن برای HOLLER
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

نیکول ریگل: اوه وای. با تشکر از شما برای این سوال من با آن لوبیای قرمز وسواس دارم در واقع قرار بود هدیه ای که در همه این نخست وزیران فیلم اهدا می شد ، به همه داشتن کلاه روت باشد. بنابراین امیدوارم که بتواند ، و برخی از اعضای مطبوعات آنها را داشته باشند ، اما امیدوارم که این امر در زمان اکران فیلم یا در زمان مناسب بتواند به یک موضوع تبدیل شود. من رنگ قرمز ، سفید و آبی را برای این کار دوست دارم. این فیلم در اوهایو فیلمبرداری شده است. این یک نگاه عمیق در فیلم آمریکایی و یک داستان جهانی با فیلم آمریکایی است. و من فکر می کنم رنگ قرمز رنگ روت است و یک کل وجود دارد – من نمی خواهم با آن خسته شوم. یک طرح کاملاً رنگی وجود دارد ، اما لنس و سیرا ، طراح تولید و طراح صحنه و لباس من ، جایی را که ما از طریق فیلمنامه کار کردیم و نمودار تهیه کردیم ، انجام دادند ، ما با رنگ قرمز شروع می کنیم و این انتقال رنگ تا پایان جایی که او قرمز است و او وجود دارد. آبی است ، و او آن کلاه را به او خواهد داد. و اگر در آخرین عکس از فیلم متوجه شدید تنها زمان فیلم است که روت آبی پوشیده است. او با خود به خانه برده است. انتقال رنگ وجود داشته است.

فکر می کنم همیشه رنگ قرمز را در فیلم هایم قرمز دارم. احساس می کنم برای شخصیت ، زنان برجسته ای که می خواهم آنها را خلق کنم – و نوع خاصی از رنگ قرمز ، ساعت ها زمان انتخاب این رنگ قرمز را نمادین می دانم. من می خواستم او چیزی مانند بانوی اصلی در این فیلم داشته باشد که برای یک فیلم کوچک کوچک که نه تنها خلاقانه کار می کند ، بلکه شما با خود می برید و مردم می خواهند از آن استفاده کنند و می خواهند از آن استفاده کنند و این می تواند نماد فیلم باشد . مانند رویای من این است که دختران در همه جا یک لوبیای قرمز می خواهند زیرا آنها می خواهند مانند روت باشند زیرا او باحال است. و کارهایی که او در این فیلم انجام می دهد الهام بخش و قدرتمند است ، و او نظر خود را بیان می کند و نظر می دهد و دارای این چرخ زاویه کامل است و مردم او را دلسرد می کنند ، اما او به هر حال راه خود را پیدا می کند. من فکر می کنم همه آن چیزها بسیار مثبت هستند و این چیزی است که آن لوبیا نماد آن است. این رویای من است که هر کس یکی از آن حبوبات را داشته باشد و مانند “بله ، من می خواهم مانند روت باشم”.

من آن را دوست دارم. من کاملا این را دوست دارم. من همچنین عاشق نمره برای هستم هولر. در لحظات پرتحرک تر فیلم صفحه را پر می کند ، اما همیشه مثبت به نظر می رسد – تقریبا امیدوار کننده. کار با Gene Back برای آوردن این امتیاز به فیلم چگونه بود؟

نیکول ریگل: خوب ، ژن باورنکردنی است و این اولین فیلم او نیز بود. او قبلاً در گروه ، The Books بود ، و ویولونیست در بروکلین است و ما از طریق موسسه Sundance در مزرعه Skywalker با هم آشنا شدیم و این فرصت را داشتیم که بسیاری از موارد مختلف را آزمایش کنیم. و من واقعاً نمره ای برای فیلم می خواستم و می خواستم ارکسترال باشد. و من فکر می کنم بسیاری از افرادی که قبل از اینکه ژن با آنها صحبت کرده باشم مانند یک گیتار آکوستیک تصور می کردند. آنها مانند یک کلیشه برای یک فیلم می خواستند ، چیزی شبیه به این ، اما همه چیز باید روی نبض روت باشد. و بنابراین من و ژن ، اولین کاری که کردیم این بود که باید تشخیص دهیم که جسیکا به نظر می رسد چگونه است. [laughs] و ما سازهای مختلفی را امتحان کردیم و شبیه آنها هستیم ، او مانند یک کوارتت زهی به نظر می رسد. مثل ، او نیست؟ زیرا شما هرگز تصور نخواهید کرد که یک کوارتت زهی در یک اسکاردارد کثیف و منجمد در آپالاچیا و یک کوارتت زهی علیه کار دستی باشد. مانند آن منطقی نیست.

اما این کنار هم قرار گرفتن است که فکر می کنم از نظر موسیقیایی واقعا جذاب باشد زیرا صدای روت است. و سپس ژن مضمون روت را نوشت که در صحنه آشپزخانه بازی می کند. و سپس آن صحنه با تکامل و تغییر او تکامل می یابد و تغییر می کند. و گاهی تاریک و بدخلق و گاهی روشن و امیدوار کننده است. و ما فقط یک موضوع را نوشتیم و سپس متناسب با روحیه آن را پیچاندیم. من خیلی خوشحالم که در این فیلم یک کوارتت زهی وجود دارد.

مثل اینکه شما گفتید ، انتظار ندارید در فیلمی مانند آن ، در آن محیط ، اما کاملاً متناسب است. و این به خاطر ضرب آهنگ روت است. همه چیز فقط اوج می گیرد. هر دوی شما امیدوارید که مخاطبان از فیلم چه چیزی را بگیرند؟

جسیکا باردن: امیدوارم که پایان کار به مردم یادآوری کند که شما رد پایی دارید و در زندگی خود تصمیم می گیرید. فیلم به پایان می رسد و شما نمی دانید او به دانشگاه می رود یا نه. شما نمی دانید که آیا او در حال دور شدن است. تنها چیزی که می دانید این است که او فهمید که می تواند ترک کند این است که خودش می خواهد و می تواند تصمیم بگیرد که اینجا گیر نکرده است. اینجا به کسی بدهکار نیست تنها کاری که او باید انجام دهد این است که به چیزی بله بگوید یا بگوید ، نه. من فکر می کنم این یک اعتماد به نفس است که فقط با درک اینکه شما گزینه هایی دارید ، حاصل می شود. و فکر نمی کنم چیزی باشد که مردم وقت بگذارند و به بچه هایی که از این نوع مکان ها می آیند بگویند که به شما بستگی دارد و شما می توانید این کار را همانطور که می خواهید انجام دهید. و او در انتها متوجه می شود. این همان چیزی است که امیدوارم مردم از او بگیرند.

و شما چطور ، نیکول؟

نیکول ریگل: من فقط می توانم همه آنچه جسیکا گفت را تکرار کنم ، امیدوارم که آنها آن را از آن بگیرند. امیدوارم آنها دختران ما را تشویق کنند که بیشتر بخواهند و بدانند که آنها می توانند این کار را انجام دهند ، این امکان وجود دارد زیرا من فکر می کنم این پایان تلخ و شیرین پیروزی برای آنها برای فیلم است. و من امیدوارم که دختران فیلم را تماشا کنند و احساس کنند هر کاری که می خواهند انجام دهند. شاید آنها نمی خواهند کارگردان فیلم باشند. [laughs] شاید آنها نمی خواهند بازیگر شوند. هرچه برای آنها باشد ، ممکن است. و این ممکن است زیرا ما هولر را ساختیم. چون من و جسیکا هولر را امکان پذیر کردیم. و این فکر می کنم شواهد است.

من همچنین می خواستم در مورد تأثیرات شما صحبت کنم. من نمی توانم کمک کنم اما احساس یک Winter’s Bone و زمین دیگر در ابتدای فیلم. چه تاثیری بر فیلم سازی شما گذاشتید؟

نیکول ریگل: آره ، منظورم اینه که دوست دارم دبورا گرانیک. منظور من این است که، دبورا گرانیک شگفت آور است او به شدت متعهد اصالت است و همه چیز را به خوبی تحقیق می کند. و من دوست دارم Winter’s Bone. من عاشق آندره آرنولد. مایلم بگم آندره آرنولد به نوعی برای من مثل فیلم ملکه است و به نوعی همه چیز برای من است. من فکر می کنم او بهترین است. فکر نمی کنم کسی بهتر از آندره آرنولد. من خیلی ترسیده ام که او فیلم را ببیند. کلی ریخارد، برادران داردن، کن لوچ.

ولی آندره آرنولد بله ، این بسیار ترسناک و الهام بخش است.

آیا پروژه های دیگری نیز برای هر یک از شما ترتیب داده اید که بینندگان ما منتظر آن باشند؟

نیکول ریگل: آره من اکنون روی دومین عکس خود کار می کنم و این یکی دیگر از پرتره های زن حاشیه ای است که قابل دسترسی است. این احتمالاً همان کاری است که من فقط به انجام آن ادامه خواهم داد. این همان چیزی است که باعث می شود من واقعاً خوشحال باشم و این نقش ها را ایجاد کرده و سپس با آنها کار کنم ، می دانید زنانی که جسیکا را دوست دارند. این تمام کاری است که من می خواهم انجام دهم. [laughs]

جسیکا باردن: من یک فیلم دیگر دارم که در تاریخ 6 نوامبر اکران می شود جنگل روشن، که از نوع مشابه این فیلم است. این فیلم در ماساچوست فیلمبرداری شد و آنجا تنظیم شد. اما این در دنیای مردان و ثروت طبقه کارگر بسیار بیشتر است. من آن را دوست دارم و به زودی منتشر خواهد شد. و سپس قبل از همه گیری ، داشتم در حال فیلمبرداری یک سریال نتفلیکس بودم. بنابراین ، من برمی گردم و به زودی از آن فیلم می گیرم ، اما اینگونه اعلام نشده است که نمی توانم عنوان یا چیزی را بگویم. و آره ، من دوست دارم دوباره با نیکول کار کنم.

نیکول ریگل: بله ، قطعاً این اتفاق خواهد افتاد. هر فرصتی برای نقش آفرینی او در نقش های اینچنینی و فقط نوعی آزاد کردن او و انجام کارهایش کار من را آسان می کند.

تحقیق فیلم از نیکول و جسیکا تشکر می کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کردند!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: HOLLER

در حالی که داستانهای زنده ماندن و انتقالی فاصله زیادی با یک داستان جدید دارند ، توانایی آنها در هم آمیختن موضوعات مهم و گفتگوهای ضروری جهان در روایت ، آنها را تازه و مرتبط نگه می دارد. توانایی آنها در وفادار ماندن به مسائل از طریق شخصیت های قوی و محکم است که اهمیت آنها را در طول تاریخ سینما حفظ می کند. در سال 2020 ، مدیر نیکول ریگل ما را به ارمغان می آورد هولر.

در ابتدا قرار بود در SXSW اکران شود ، هولر با صبر و حوصله در انتظار پرواز است ، داستان یک زن جوان برای حق تحصیل درست مثل همیشه مربوط. طبیعت نادر و سطح ناصافی وجود دارد هولر که مورد توجه مخاطبان ، نیاز به بقا ، استقامت و عناصر فرصت قرار خواهد گرفت که همه ما در یک زمان یا زمان دیگر با آنها روبرو شده ایم.

قصه انتخاب ، بقا و فرصت

باز کردن یک زن جوان که در خیابان می دوید ، کیسه های قوطی های آلومینیومی در دستانش ، ترس از گرفتار شدن هر لحظه به او فشار می آورد ، بلافاصله چارچوب نه تنها فیلم بلکه برای صحنه ای که قرار است در آن اتفاق بیفتد را تنظیم می کند. یک احساس فراموش شده ، آسمانهای خاکستری خسته کننده و منعکس کننده شهری غیر شناخته شده برای بقیه کشور. مانند ترامپصدای او از طریق رادیو شنیده می شود ، وعده وی در مورد “شغل ، شغل ، شغل” به سرعت در تضاد با وضعیت واقعی شهر و اعتماد آن به کارخانه برای درآمد ، اجتماع و ثبات است. این شهری است که برای بقا تلاش می کند ، اما سرنوشت خود را حل کرده است.

نفس گیر است که چقدر سریع این تنظیم ساخته می شود و سپس بلافاصله با درخشش آرام روت در تضاد قرار می گیرد (جسیکا باردن) در حالی که او به عنوان یک زن جوان ساکت و منزوی معرفی می شود ، او همیشه در حال تماشا ، گوش دادن – تجزیه و تحلیل است. او صحنه های درخشان و مستقلی از روت در آشپزخانه اش است که در حال جمع آوری و انجام کارهای مدرسه برای دیگران است ، همراه با “تم روت” از آهنگساز ژن برگشت، ثابت می کند که ویترین در عمق شخصیت فقط در گفتگو نیست.

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: HOLLER
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

در حالی که او آرزو دارد تا از شهر رها شود و ریتم یکنواخت عدم قطعیت و یک سبک زندگی خودکار است ، او تصمیم گرفته است که نمی تواند ترک کند ، نمی تواند بیشتر بخواهد – بیشتر به این دلیل که هیچ کس تاکنون به او نگفته است که می تواند. این تا زمانی است که برادرش Blaze (گاس هالپر) درمورد پرتاب برنامه کالج خود ، پر کردن و نوشتن مقالاتی – که او با زحمت برای روت ارسال می کند ، کشف می کند. در حالی که پذیرش او باعث خوشحالی او می شود ، روت در موقعیتی قرار می گیرد که بین خانه و فرصت انتخاب کند – مورد دوم ثابت می کند نه تنها به دست آوردن بلکه به آن اعتقاد دارد.

هولر را زنده کنید

در آغاز هولردر ابتدا سخت است که هویت خود فیلم را ببینیم ، کنش ها و گفتگوی شخصیت هایی که به طور مختصر به روت رجعت می کنند اوزارکس، و خود فیلم مانند یک خواهر احساس می شود Winter’s Bone و در بعضی مواقع زمین دیگر. در حالی که یک بیابان متفاوت است ، شباهت ها به سختی قابل چشم پوشی است ، اما با پیشرفت فیلم ، از تأثیرگذاری به تأثیرگذار می رود. لحظه ای طول می کشد تا در آن مستقر شوید ، مناظر و شهر اطراف روت را بپذیرید – و حتی خود روت را نیز به آنجا منتقل کنید.

مقدمه ای محکم از خود روت داده شده است. ساکت ، در عین حال ناظر ، بسیار باهوش اما فروتن. او همچنین سازگار است و نه تنها شانس زنده ماندن در یک محیط وحشی را تضمین می کند بلکه توانایی خود را برای جلو بردن در هر جهتی را که انتخاب می کند تضمین می کند. او توسط زندگی آورده شده است جسیکا باردن عملکرد آنها نه تنها به یاد ماندنی است بلکه نمایانگر استعداد فزاینده بازیگری است. او قلب و روح است هولر، قدرت و توانایی او در ضربه محکم و ناگهانی شدت روت به طرز درخشان استفاده کرد. اگر Winter’s Bone قرار دادن جنیفر لارنس روی نقشه ، این مطمئناً همین کار را برای شما انجام می دهد باردن – قطعاً یک بازیگر است که اگر قبلاً آن را تماشا نکرده اید.

پالت رنگی فیلم بلافاصله ایجاد می شود و تاریکی سرد و دلگیر را به شهر تحمیل می کند ، احساسی که انگار در حال خشک شدن است و پشت سر گذاشته شده است. در آنجا به نظر می رسد که رویاها دلسرد شده و پذیرش واقعیت کلی تشویق می شود ، یک خلا وجود دارد. اگرچه در حالی که پالت رنگ جای خود را به خلق و خوی دلخراش می دهد ، اما زیبایی آن را نیز پیدا می کند. ترکیبی باشکوه از عکسهای فلز موجود در اسکاردارد وجود دارد که به موازات شهر و شیوه زندگی آن به روت می رسد. او الماس در زمخت است و از اطرافیان خود برتری دارد.

از طریق شکوه و عظمت فلز و روحیه پالت ، هر دو به شدت در مقابل یک لوبیای قرمز قرار می گیرند که ورزش روت فکر می کرد اکثر آنها هولر. این یک چراغ راهنما است ، و نگاه شما را به روت بسته نگه می دارد. رانندگی در خانه با درک این که او متفاوت از شهر نسبت به اطرافش است. او درخششی دارد که نه تنها باید رشد کند بلکه باید برای داشتن شجاعت کافی برای انجام این کار را فراهم کند. در این یک رنگ پاپ عمیقی وجود دارد که بی سر و صدا در مقابل بینندگان وجود دارد و با پیشرفت فیلم تکامل و رشد معنی خود را پیدا می کند.

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: HOLLER
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

با تمرکز هنوز بر روت ، شهر ، کارخانه ، سبک زندگی و مبارزات هر یک به شخصیت های پشتیبانی خود تبدیل می شوند. این مبارزات است و روت نه تنها خود را شاهد بوده بلکه از دست می دهد. اینها شخصیت های فرعی هستند که نه تنها او را وادار می کنند که خواسته های بیشتری برای خودش داشته باشد بلکه او را در جای جای خود وصل می کند.

با توجه به همه اینها ، هولر تکمیل منسجم خود را از طریق نمره نفوذ آهنگساز پیدا می کند ژن برگشت. قابل تأمل ، در عین حال امیدوار کننده و خوش بینانه است. رشته ها صفحه را پر می کنند و ریتم فیلم ، روت و داستان را به جلو سوق می دهند.

آموزش و فرصت

هولر نگاهی سخت به فرصتهایی که برای جوانان ما محروم و دلسرد شده اند ، می اندازد. در یکی از لحظات دلخراش ترش ، معلمی که قصد الهام گرفتن داشت ، روت را از ادامه تحصیل در دانشگاه منصرف می کند. این را به جرم سرقت کتاب کتابخانه – با این دلیل که به دلیل ضعف در حضور وی اجازه بیرون آوردن کتاب را ندارد – با او دستگیر کنید و هولر نگاهی اجمالی به واقعیتی که برای دانشجویان شکل می دهیم ، می دهد. شما فقط برای زندگی متولد شده خوب هستید ، تا بیش از حد دلسردانه رویای خود را ببینید. انکار فرصت و آینده قبل از اینکه حتی فرصتی برای شروع آن داشته باشید.

ما باید کودک خود را به خواب دیدن ، بچه های آینده ترغیب کنیم. و همه در آن مردان ، زنان ، جوامع فقیر ، مهاجر. هر کس شایستگی این را دارد که نه تنها تحصیلات مناسبی بدست آورد بلکه معنایی هم داشته باشد. برای اینکه شما را به جلو سوق دهد. خواب دیدن. همانطور که در تصویر مشاهده می شود ، ما نمی توانیم آن عمر کارخانه را حل کنیم هولر، همان چیزی است که از همه انتظار می رود آن را دنبال کنند همان چیزی است که همه می خواهند. این که با خواستن بیشتر ، حتی با تحریک ایده بیشتر ، اقدامی شایسته است که نه تنها فکر می کند بلکه انجام می دهد.

انشعاب از ادامه تحصیل و فرصت ، هولر همچنین سر به شکست سیستم عدالت می زند. فراتر از دستگیری روت به جرم سرقت کتاب ، مادرش ، یک معتاد در حال بهبودی مواد مخدر (که اعتیادش از یک حادثه کاری ناشی شد) در زندان شهرستان نگهداری می شود تا تمیز شود. همدلی کمی نسبت به موقعیت مادر و نحوه رسیدن او به آنجا نشان داده شده است ، فقط این که او بخشی از چرخه اعتیاد ، بزهکاری و انتظارات کلیشه ای است. این ایده که عدالت سنگین حتی در هنگام کشف جوانان و کسانی که از نبردها رنج می برند و برای پیروزی تلاش می کنند ، رحمت کمی نسبت به جوانان نشان می دهد ، کانون توجه غم انگیز و سختی است که آمریکا در آن قرار دارد.

همچنین مراجعه کنید

جنگ فعلی: برش کارگردان: تجزیه و تحلیل زندگی نامه بصری استادانه گومز-رجون هزینه پیشرفت را تحلیل می کند

نتیجه گیری: هولر

ما به داستانهای بیشتری مانند هولر، فیلمها از ترس از توجهات به شکست ها و کاستی های کشور و جامعه ما که به جوانان تحمیل شده است – در مورد آینده – ترس ندارند. و نه تنها جوانان ، بلکه کسانی که تلاش می کنند هر روز از پس آن برآیند.

احساس بزرگی از دست دادن وجود دارد هولر همانطور که در این چارچوب قرار می گیرید ، فیلم ارائه می شود و آن را در مکان ها و افراد مختلف در سراسر کشور اعمال می کند. جوامع و جوانان هر دو تحت تأثیر قرار گرفتند. با این حال ، در این احساس بزرگ از دست دادن ، یک احساس امید ریشه ای عمیق نیز وجود دارد که درخشش آن غیر قابل انکار و فراموش نشدنی است. روت این امید است ، و هولر سمفونی او است

هولر اولین بار در جشنواره بین المللی فیلم تورنتو در 9 سپتامبر برگزار شد.

آیا مطالبی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی تحقیق فیلم را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!