خودتان فروش: پس انداز آقای. بانک ها

اجتناب ناپذیر است که افراد مشهور گاهی دستی در تصویرگری خود در رسانه ها داشته باشند. به عبارت دیگر ، از چهره های زنده می توان از سوژه ای در ارتباط با تصویر پردازی روی صفحه ، درگیری داشت. به عنوان مثال ، اخیر موشک انداز، بازگویی خارق العاده از التون جانزندگی و حرفه او توسط خود مرد آغاز شد. این منطقی است ، زیرا افراد برجسته ممکن است بخواهند نظیر و شهرت خود را در رسانه ها کنترل کنند.

از نظر بسیار قابل توجه ، این آژانس فراتر از مرگ آنها است. مخصوصاً اگر نام آنها یکی از بزرگترین شرکتهای رسانه ای مجامع جهان را به هم پیوند دهد.

محافظت از یک روایت

فیلم Disney’s 2013 صرفه جویی در آقای بانک مبارزات بین P.L. تراورس ، نویسنده مری پاپینز، و شخص والت دیزنی. دیزنی در حالی که رمان گرانبها را از دست او خارج می کند و بر روی صفحه نمایش او قرار می گیرد ، با نرم افزار تراورس مخالفت می کند.

“نرم” در “مخالفت نرم” باید در اینجا بسیار تأکید شود. با مشاهده دقیق فیلم ، شخص درمی یابد که دیزنی در واقع به عنوان شخصیتی بسیار دوست داشتنی و با فضیلت تر از تراورس به تصویر کشیده شده است. تراورس به عنوان شخصیتی کنترل کننده دلسوز اما سرکوب شده نشان داده می شود که گذشته او را بدبین و ناخوشایند کرده است. دیزنی به عنوان یک فویل برای او عمل می کند: مردی مهربان و دلسوز که خودش را خیلی جدی نمی گیرد. به این ترتیب ، دیزنی می تواند در فیلم قهرمان شود و در عین حال از نظر فنی به عنوان مخالفت با شخصیت اصلی بازی می کند.

خودتان فروش: پس انداز آقای. بانک ها
منبع: استودیوی Walt Disney Motion Pictures

روایتی که در این فیلم کشیده شده شامل مجبور شدن تراورس به فروش حق فروش است مری پاپینز به دلیل ضرورت مالی ، و یک گروه دلسوز دیزنی که مایل است درخواستهای عجیب و غریب او درباره فیلم را برآورده کند. هنگامی که درخواست ها بیش از حد طاقت فرسا می شوند ، دیزنی برای جلب رمان از چنگال او اقدام به بهبود عاطفی او می کند. تراورس که محقق شد ، قدم های دورتر می گذارد و دیزنی شاهکاری (مثل همیشه) خلق می کند که تراورس و بقیه جهان نمی توانند عاشق آن شوند.

آیا ما Baddies هستیم؟

در اقدامی که در ابتدا اقدامی جسورانه از نظر تهیه کنندگان به نظر می رسد ، والت دیزنی در این نمایش داده می شود صرفه جویی در آقای بانک با نقصهایی که به سختی در طول زندگی پنهان کرد. قابل ذکر است ، او در پشت درهای بسته سیگار کشیده است. او همچنین نسبتاً محکم به سمت P.L. تراورس ، و در نقاط از او ناامید می شود ، هر چند او در تمام طول قلب خود را دوست دارد.

این نقایص ظاهری برای حمایت از بی عفتی موذی تر ، روی دیزنی رنگ آمیزی شده است. شرکت دیزنی در نمایش چند عیب و نقص تصمیم می گیرد که چه چیزی را نشان دهد تا انسان انسان به نظر برسد ، و چه چیزی را باید کنار بگذارد یا در خدمت یک توهم بزرگتر غیر قابل لمس باشد. او یک شخص واقعی بود ، آنها سعی می کنند ما را متقاعد کنند ، اما در ذات و عطوفت خوب و بی عیب و نقص خود ، او یک فضیلت غیرممکن ، انسانیت غیرانسانی را به تصویر می کشد.

خودتان فروش: پس انداز آقای. بانک ها
منبع: استودیوی Walt Disney Motion Pictures

بیایید لحظه ای فاصله بگیریم و از لنز دوربین گلگون خود فاصله بگیریم و حقایق را بررسی کنیم – برای لحظه ای ، فقط آنهایی که در داستان داستانی فیلم هستند. والت دیزنی ، پس از تلاش برای به دست آوردن حقوق مری پاپینز به مدت بیست سال ، قرارداد صریحی را با تولید بیش از حد فیلم تراورس منعقد می کند. او از سطوح بی سابقه ای از حقوق به وی اعطا می شود ، و ناامید از تولید آن است. او در ابتدا تقاضاهای نسبتاً معقولی راجع به انتخاب بازیگر و استفاده از انیمیشن مطرح می کند (بلکه فقدان آن است). دیزنی با کمال میل پاسخ می دهد.

دیزنی اقدام به براندازی توافق می کند ، اعتراف می کند که او همیشه راه خود را پیدا می کند و برای اطمینان از برآورده شدن خواسته های خود در پشت تراورس کار می کند. وقتی او به میزان این تخلف پی برد ، از همکاری بیشتر امتناع می ورزد و تولید را رها می کند. او به دیدار وی می رود و داستانی را برای هق هق گریه بیرون می کشد تا یا یک رابطه عاطفی عمیق ایجاد کنید که منجر به تحقق فردی متقابل شود یا قرارداد جدیدی تهیه کنید – قراردادی که در آن نفوذی نداشته باشد. مطمئناً انگیزه واقعی همچنان یک معما باقی خواهد ماند.

سپس دیزنی این فیلم را کاملاً برخلاف بسیاری از خواسته ها و مشخصات اولیه تراورس خلق می کند و از دعوت او به اولین نمایش خودداری می کند. او به هر حال شرکت می کند و هنگام تماشای آن گریه می کند. اینها اشک رستگاری در است صرفه جویی در آقای بانک، اما به طور قابل توجهی در زندگی واقعی نبودند.

اعتبار تولید شده

علی رغم یک رقابت کاملاً واقعی و پیچیده بین دو چهره واقعی ، در صرفه جویی در آقای بانک، هر کاری که دیزنی بر خلاف خواسته تراورس انجام می دهد فداکاری است ، به نفع همه است و کاملاً معلوم می شود. او بدون اینکه مغرور باشد اعتماد به نفس دارد و ثابت می شود که همیشه لیاقت هر اونس قدرت و نفوذ خود را دارد. توسط مرد بازی می شود تام هنکس، که خود گویاست.

خودتان فروش: پس انداز آقای. بانک ها
منبع: استودیوی Walt Disney Motion Pictures

در یک نزاع خیالی ، طبیعی است که رقابتها را کمرنگ کرده و روابط را غلو کنید. با این حال، صرفه جویی در آقای بانک اطمینان حاصل کند که این کار را فقط به نفع دیزنی انجام می دهد ، و او را از شر هر ویژگی منفی قانونی خلاص می کند و به او عاطفی و عملی را بیش از تراورس می دهد. نقص های کم عمق به شخصیت او وارد می شود تا او را انسانی جلوه دهد ، درعوض بی عفت عمیق او را تقویت می کند.

بیننده ای غیر منتقد می تواند این نسخه از روایت را به راحتی بپذیرد. و واقعاً ، این برای اکثر بینندگان اهمیت زیادی ندارد: این یک داستان به اندازه کافی بی اهمیت و با شخصیت های کافی قانع کننده است. اما این استراتژی ها فقط مختص دیزنی یا داستان نیست. به خوبی توصیه می شود که رسانه ها را در مورد افراد مشهور و شخصیت های تاریخی به طور انتقادی بررسی کنید ، به ویژه اگر آنها یا کسانی که علاقه زیادی به شهرت خود دارند در ساخت آنها سهیم بودند. در نهایت ، بهتر است بزرگداشت یک چهره قدرتمند با یک دانه نمک باشد ، نه یک قاشق شکر.

فیلم های واقعیت محور مورد علاقه شما کدامند؟ آیا دوست دارید آنها را به عنوان آموزش تاریخی تماشا کنید یا به عنوان داستانهای متناوب جهان؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!


صرفه جویی در آقای بانک را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

فرانسیس ماورر

فرانسیس دانش آموخته فیلم و رسانه های دیجیتال از کالیفرنیا است. او از تماشای تئوریك ها و توضیح تئوری ها در مورد سینما لذت می برد ، خصوصاً در مواردی كه توسط زنان تجربی یا كارگردانی می شود. در اوقات فراغت او از خواندن داستان های کوتاه و نوشتن خیالات عجیب لذت می برد.

Giveaway: بلیط های RAMS را برنده شوید [Australia Only]

با تشکر از دوستان ما در Roadshow Films ، Film Inquiry با خوشحالی اعلام می کند که 5 پاس دوبرابر در فصل دریافت کرده ایم قوچ به خوانندگان استرالیایی ما!

جرمی سیمز سازگاری وفادارانه و همدلانه از Grímur Hákonarson’s درام ایسلندی نامزد اسکار قوچ این هفته (22 اکتبر) وارد سینماهای استرالیا می شود و خلاصه داستان داستان زیر است:

در استرالیای غربی دور افتاده ، دو برادر بیگانه ، کالین (سام نیل) و Les (مایکل کاتون) ، در حال جنگ هستند. با پرورش گله های گوسفند جداگانه ای که از خانواده خون گرانبهای خانواده شان جدا می شوند ، این دو مرد در کنار هم کار می کنند اما دنیاها از هم جدا نیستند. هنگامی که قوچ جایزه Les با بیماری نادر و کشنده تشخیص داده می شود ، مقامات دستور پاکسازی هر گوسفند در دره را صادر می کنند. در حالی که کالین سعی می کند به طور یواشکی نیروهایی را که به دست می آورند ، زیر پا بگذارد ، لس سرکشی عصبانی را برگزید. اما آیا برادران درگیر جنگ می توانند اختلافات خود را کنار بگذارند و فرصتی داشته باشند تا خانواده خود را جمع کنند ، گله خود را نجات دهند و جامعه خود را دوباره جمع کنند؟

Giveaway: بلیط های RAMS را برنده شوید [Australia Only]
منبع: Roadshow Films

برای برنده شدن بلیط ها ، مسابقه روزانه “حدس این فیلم” را همچنان ادامه خواهیم داد صفحه توییتر (بنابراین مطمئن شوید که ما را دنبال می کنید!) ، اما از دوشنبه 19 اکتبر تا جمعه 23 ، ما تصاویری از بازسازی های معروف را انجام خواهیم داد ، اولین خواننده ای باشید که هر روز فیلم را به درستی حدس می زند و بلیط ها متعلق به شماست (محدودیت یکی به ازای هر نفر).

موفق باشید! پس از پایان مراسم اهدا در روز جمعه 23 با برندگان در ارتباط خواهیم بود. این مسابقه دقیقاً مخصوص خوانندگان استرالیایی است.

https://www.youtube.com/watch؟v=xg4zGf3_F1Q

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

الکس لاینز

الکس لاینز

الکس 24 ساله استرالیایی غربی است که کمی به فیلم علاقه دارد. هنگامی که او از نگرش شل استرالیا نسبت به فیلم و فیلم اخم نمی کند ، سعی دارد با ساختن کمدی های آماتور با دوستانش ، به تجارت معتبر نمایش دست بزند. الکس با مجموعه دی وی دی خود و دانش کافی فیلم ، همچنان به نوشتن درباره فیلم ادامه می دهد ، چیزی که خانم ها می داند.

“من شک دارم که فقط نمی تواند به موقع تر باشد.” مصاحبه با جرمی سیمز ، مدیر RAMS

اوایل ورود قوچجرمی سیمز‘بازسازی استرالیایی درام ایسلندی نامزد اسکار 2015 به همین نام – برادران بیگانه کالین (سام نیل) و Les (مایکل کاتون) وقتی دو رقیب آخر در مسابقه سالانه قوچ جایزه شهری دور افتاده استرالیای غربی باشند ، مجبور می شوند با هم لانه کنند. علی رغم تنشی که در سرتاسر مناطق مختلف کوه بارکر موج می زند – که توسط قاتلان استعدادهای محلی و بین المللی از جمله میراندا ریچاردسون، آشر کدی ، و وین بلر – به نظر می رسد کل ماجرا به طور معمول تجارت باشد و حتی وقتی جایزه کوچک به یک لس مبهم تحویل داده می شود ، به نظر می رسد که همه این سختی ها تعادل را در این جامعه گره خورده تثبیت می کند.

این خونسردی جدی وقتی قوچ جایزه Les با بیماری نادر و کشنده تشخیص داده می شود ، مقامات دولتی را مجبور به پاکسازی هر گوسفند در دره می کند ، و درایوهای فعال منحصر به فرد هر دو برادر را از بین می برد. ایده ویروس غیرقابل پیش بینی که اخلال در شیوه طبیعی زندگی ما را ایجاد کند ، امسال با یک وحشت غیرمنتظره ای روبرو می شود ، اما ژول دانکنفیلمنامه بار دیگر تأکید می کند که در تاریک ترین لحظه های انکارناپذیر ما زمانی است که بهترین انسان ها توانایی درخشش درخشان را دارند.

پیش از قوچ اکران نمایشی استرالیا در 22 اکتبر ، من فرصتی برای گفتگو داشتم قوچ کارگردان جرمی سیمز درباره اقتباس درام اصلی ایسلندی ، کیفیت بی انتهای کوه بارکر و کار با آن مایکل کاتونطرف دراماتیک است.

الکس لاینز برای تحقیق در مورد فیلم: من در مصاحبه ای در سال 2018 که درست قبل از فیلمبرداری رامس نوشته شده بود ، خوانده ام که فرصتی برای ملاقات با گریمور هاونکارسون نداشته اید ، اما اشاره کردید که او بسیار مشارکت داشت – می خواستم از شما بپرسم از آن زمان توانسته اید با او ملاقات کنید و آیا او فیلم را دیده است؟

جرمی سیمز: خوب ، جواب این است که من با او ملاقات نکرده ام. من علاقه ای به صحبت قبلی با او نداشتم زیرا می خواستم فیلم خودم را بسازم. شناخت من از فیلم واقعاً از دیدن آن در جشنواره ها هنگام تور بود آخرین کابین به داروین. سپس فکر کردم ، نگاه کن ، من به اندازه کافی آن را می دانم تا اکنون روی نسخه ما کار کنیم.

اما تولیدکنندگان ، ژانله و آیدان، دوستان خوبی با او هستند و آنها در تمام مراحل با هم در ارتباط بودند و او مجبور شد پیش نویس های متن متن را بخواند. همه ما قرار بود دور هم جمع شویم و فیلم را ببینیم اگر ویروس نبود. ما احتمالاً در یک بار در جایی در اسکاندیناوی بوده ایم که احتمالاً درباره آن صحبت کرده ایم ، بنابراین شرم آور است. من دوست دارم او را ملاقات کنم و می دانم که او فیلم را دوست دارد.

منبع: Roadshow Films

احساس می کنید تغییر تنظیمات از این نوع حومه سرد ایسلندی به محیط خشک استرالیای غربی که روی مواد یا زیر متن شخصیت ها و روابط مرکزی آنها تأثیر داشته باشد ، احساس می کنید؟

جرمی سیمز: فکر نمی کنم در واقع روی آن تأثیر بگذارد. آن داستان ، داستان دو برادر ، در اصل ، یک حماسه ایسلندی است. این داستان از همان داستان داستان قابیل و هابیل می آید و هر فرهنگ دیگری این داستان دو برادر را دارد ، در بیشتر فرهنگ های غربی با این ایده که پسران از پدر به ارث می برند ، تنظیم شده است. بنابراین ایده دو پسر که کاملاً مخالف یکدیگر هستند و یکی مورد پسند پدر است و دیگری این نیست که وقتی به آنها واگذار شد با یکدیگر جنگ کنند ، این داستان از هزاران و هزاران سال پیش وجود داشته است.

بنابراین، هنگامی که گریمور شروع به کار بر روی نسخه اصلی کرد قوچ، او در حال کپی برداری از یک حماسه بود که با آن بزرگ شده بود و عمویش به او گفت. من فقط از این منظر به آن نزدیک شدم ، خوب ، من این حماسه را به من منتقل کرده ام ، بنابراین می خواهم آن را بگویم. تا آنجا که دو مرد در کشور منزوی بودند ، وقتی به مردم در کوه بارکر گفتیم که ما در حال ساخت یک فیلم در مورد دو برادر هستیم که 40 سال صحبت نکرده اند و آنها مزرعه خود را از وسط تقسیم کرده اند ، او گفت ، ” اوه ، شما آن را در مورد پیت و دیو ساختید که هر کجا زندگی می کرد. ” همه داستان را تشخیص می دهند. از این منظر ، خواه گرمای طاقت فرسای تابستان استرالیای غربی باشد یا سرمای یخ زده زمستان ایسلندی ، آن قسمت ، طبیعت همان نقشی را که در نسخه اصلی فیلم داشت ، در نسخه من بازی کرد.

یکی از جنبه های رسمی این فیلم که می خواستم به آن بپردازم کیفیت پایین و تاریخی کوه بارکر و شخصیت های مختلف آن بود. احساس گم شدن در زمان ، به ندرت تلفن همراه یا دال مدرن را می بینید ، اگر به من بگویید این فیلم در دهه 80 یا 90 تنظیم شده است ، من به شما باور می کنم آیا احساس کردید که این کیفیت آنالوگ عامل مهمی در تحقق این جهان و ساکنان آن است؟

جرمی سیمز: خوب ، مطمئناً اوایل می دانستیم که هیچ یک از قهرمانان اصلی ما تلفن های همراه را دوست ندارند. آنها پیرمردهای تلفن خود هستند و یک بار من با آنها کار کردم کلیتون جونسی از نگاه فیلم ، من مطمئناً نمی خواستم به جایی برسم که بگویم ، “خوب ، چرا آنها فقط او را صدا نمی کنند؟” این که او می خواهد تلفنش را با او در وسط مزرعه گوسفند داشته باشد. ما فقط از این فرض رفتیم که آنها تلفن حمل نمی کنند.

و اگر به شهرهای روستای استرالیای غربی رفته باشید ، در بیشتر موارد ، اگر وسایل نقلیه را از آن خارج کنید ، به نظر می رسد که در دهه 70 یا 80 هستند. Mount Barker یک شهر زیبا است و داستان پیرامون ایده های مدرن نبوده ، اگرچه معلوم شد که ما نمی توانستیم با یک بیماری همه گیر مدرن تر باشیم. جالب است که آن را برداشتید ، اما بله ، ما عمداً این کار را کردیم. ما نمی خواستیم دنیای مدرن را بسازیم. ما نمی خواستیم فناوری مدرن را در این فیلم مطرح کنیم.

بین این و آخرین کابین به داروین، شما واقعاً توانسته اید از گوشت خارج شوید و توجه اصلی را بر روی خردهای دراماتیک مایکل کاتون قرار دهید ، که فکر می کنم هنوز شخصیت ملی خنده دار یقه آبی بودن را به همراه دارد ، بنابراین به عنوان یک بازیگر خود ، چگونه می توانید با تغییر شکل آن شخصیت در این نقشهای قابل اندازه گیری بیشتر؟

جرمی سیمز: اوه ، ببین ، برای من خیلی خوب بوده است که مردم او را به عنوان پسری می بینند قلعه یا عمو هری در تلویزیون. از آنجا که من به عنوان بازیگر با او کار کرده ام ، فقط می دانستم که او چقدر ماهر است. این واقعا دشوار است که برای مردم توضیح داده شود ، مهارت این است که جلوی دوربین بروید و بدانید کجا هستید و چه کاری انجام دهید و چگونه چیزهای کوچکی را که یک داستان را بازتاب می دهند منعکس کنید. مهارت های او در کشور ما بی نظیر است. او یکی از باتجربه ترین بازیگران اکران است و همینطور است سام برای این موضوع سپس شما اضافه می کنید میراندا ریچاردسون به مخلوط می پردازید و شما می خواهید مانند رولز رویس کارگردانی کنید.

برای من ، دانستن مایکل خوب ، دانستن اینکه او چنین پتانسیلی دارد ، واقعی است مایکل کاتون انسان متفکر ، جالب ، بی ثباتی است. او یک جنبه تاریک دارد و از نوشیدنی هم بدش نمی آید ، بنابراین این شخصیت ، اگرچه برای مخاطبانی که می دانند یک کشش است مایکل کاتون، من می دانستم که او به اندازه کافی از این شخصیت شناخت دارد. و او در کشور بزرگ شد و خانواده ای دارد که با یکدیگر صحبت نمی کنند. منظورم این است که او همه این مطالب را درک کرده است. من واقعاً متعجب هستم که مردم از این که او در کارش بسیار خوب است شوکه شده اند زیرا من می دانستم که چنین خواهد شد.

منبع: Roadshow Films

من فکر می کنم این همه چیز کمدین است ، مانند جیم کری یا رابین ویلیامز که می روند ، “اوه ، وای”. به دلایلی احساس تعجب می کند.

جرمی سیمز: همه کمدین ها با تاریکی کار می کنند. به همین دلیل آنها خنده دار هستند. اگر به واژه نامه ستاره های فیلم آمریکایی در 30 سال گذشته نگاه کنید ، 90٪ از مردان ستاره فیلم های آمریکایی وقتی شروع به کار می کنند ، کمیک استندآپ هستند زیرا به دنیا نگاه می کنند و می روند ، “آیا این موضوع گنگ نیست” آنها به آن نزدیک می شوند نگاه کن کاتون فقط یک بازیگر واقعا دوست داشتنی است و او را جذب می کند و سام با هم شاید بهترین کارگردانی باشد که روی این فیلم انجام دادم ، من سخت تلاش کردم تا آنها را جمع کنم.

شما قبلاً آن را لمس کردید ، اما احساس می کنید که بازدیدهای فیلم اکنون از این زمان خاص متفاوت است؟

جرمی سیمز: من از افرادی که آن را می بینند ، مشکوک شده ام که به نمایشگاه ها و کارهای روز پدر رفته اند ، من گمان می کنم که فقط نمی تواند به موقع تر باشد.

نوعی عجیب است. منظورم این است که ای کاش فرصتی بیشتر برای آن وجود داشت تا بتواند اعدادی را انجام دهد که فکر می کنم اگر تمام سینماها کاملاً افتتاح شود و همه ما با خوشحالی به سینماها برویم می توانست این تعداد را انجام دهد. اما من فکر می کنم آنها به اندازه کافی باز خواهند بود تا مردم بگویند: “اوه ، من نمی خواهم بروم و یک فیلم تاریک ببینم. من هم نمی خواهم بروم و یک کمدی احمقانه ببینم. من چیزی می خواهم که در آن جایی که اکنون در جهان هستیم صحبت کند. “

و به اندازه کافی عجیب ، این فیلم انجام می دهد. این جامعه با برخی از مسائل واقعاً بزرگ دست و پنجه نرم می کند و همه آنها انسان هستند و همه در حال بحث هستند که پاسخ صحیح به این همه گیری که با آن روبرو هستیم چیست. بنابراین بین آتش سوزی بوته ها و یک بیماری ویروسی که چیزهایی را که آنها دوست دارند از بین می برد ، ما تقریباً پول زیادی را صرف کرده ایم.

استعلام فیلم از جرمی سیمز تشکر می کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کرد.

Rams در تاریخ 22 اکتبر 2020 به سینماهای استرالیا می رود.


رم ها را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

SLIM & I: خاطرات موسیقی

جای تعجب نیست که استرالیایی ها همچنان در وحشت از کار نمادین افسانه موسیقی کشور و سنگ بنای فرهنگی باقی مانده اند Dusty باریک؛ همه جنبه های زندگی حرفه ای خود را ، از نام مرحله گاو مشت زدن به اوقات فراغت اوتراشه Rafferty‘کلاهبردار و روش بافتن تصنیف های بوته ای به هویت ملی ما ، کاملاً متجلی از داستان کلاسیک استرالیا ، شرح حال دست مزرعه فروتن است که از طریق مشاغل اختصاصی خود برای خود نامی به وجود آورد.

با وجود چنین دیسکوگرافی افسانه ای که پس از مرگ وی در سال 2003 به جای مانده است ، جای تعجب نیست که ، مانند سایر نمادهای Aussie مانند پیتر بروک یا استیو اروین، که داستان او بار دیگر برای صفحه نمایش تکرار شده است ، بباریک و من، یکی از ویژگی های نادر استرالیا برای بازگشت سریع به سینماهای بعد از قرنطینه ، با کمی پیچ و تاب حیله گرانه از راه می رسد.

تصنیف باریک و شادی

که در Kriv Stenders… عالمانه کالیبره شد باریک و من، داستان سابق به تنهایی روایت نمی شود. شادی مک کین، Dusty باریکهمسر ، مدیر و ترانه سرای پرکار در پشت بیشتر بزرگترین بازدیدهای همسرش ، نه تنها می تواند در کانون توجهات با شریک زندگی فقید خود باشد ، بلکه می خواهد خود داستان داستان خود را پخش کند. بازتاب جاده های نوردی که در آن نشان داده شده است دیوید گوردون کرک پاتریک هم نام شد Dusty باریک، صاف کننده ها تورهایی در سراسر استرالیا مصاحبه با موسیقیدانان معاصر که مسیری را طی کرده اند غبارآلود و شادی در دهه 50 شکسته شد ، و اثری را که کار این زوج بر موسیقی کشور و به طور کلی تاریخ استرالیا داشته است ، روشن می کند.

SLIM & I: خاطرات موسیقی
منبع: تصاویر جهانی

مک کینخاطرات ما یک تکه تحسین ، کلیپ ها ، مصاحبه ها و فیلم بایگانی Super-8 را بهم پیوند می دهد ، که بسیاری از آنها از فیلم کنسرت 1984 تهیه شده است ، فیلم Slim Dusty، گزیده های نوستالژیک خود ، نیاز به هرگونه دراماتیک ترسناک را منحرف کرده و ستون فقرات مورد نیاز دادرسی را فراهم می کند. صاف کننده ها، که استخوانهایش را از تجسم جنبه های مختلف شخصیت مدرن استرالیا ساخته است ، چه جذابیت های راک آن در سگ قرمز سریال یا نژادپرستی زشت و ناگفته در آن است روز استرالیا، از پروفایل های پی در پی خارج شده است پیتر بروک و Go-Betweens ، و به نظر می رسد یک طرح کاملاً فرمولی ، اما قابل احترام برای بسته بندی این خاطرات در بسته های قابل هضم و آسان برای ردیابی پیدا کرده است که هم به تازه واردان و هم به طرفداران طولانی مدت افراد خود سرویس می دهد.

راه موفقیت

شروع کردن با Dusty باریک انتخاب برچسب نشان خود را در سن 11 سالگی ، به خواستگاری خود را از مک کین و برنامه های بعدی سفرهای کشور و نمایش های روده ای آنها که از دهه 1950 در روستاهای استرالیا بسیار محبوب بودند ، کمک کردند این جفت را به اولین موفقیت بین المللی “میخانه بدون نام” برسانند ، هر سنگ برجسته فرهنگی و تاریخی قابل توجهی با کافی واردات زمینه ای و حیاتی که نتایج و اهمیت آنچه را ارزیابی می کند لاغر و مک کینموفقیت های آنها برای آنها و صنعت بود.

SLIM & I: خاطرات موسیقی
منبع: تصاویر جهانی

به عنوان سر صحبت های مختلف ، از جمله پل کلی، میسی هیگینز، کیت اوربان و کسی و بیل چمبرز مراحل دادرسی را با پوشش مختصر موارد مورد علاقه خود علامت گذاری کنید غبارآلود آهنگ ، تاکید آرام نسبت به کاشته شده است مک کینفریبنده ساده ترانه نویسی ساده ، تنظیم آکوردهایی که با آنها جفت شده است غبارآلودکار آوازی لارریکین که به عقیده خود ترانه کانتری استرالیا بود ، کافی بود تا بیش از 1000 آهنگ در 100 آلبوم را بسازد ، که این یکی دیگر از پیروزی های خودآهنگی این دو نفره است.

نتیجه

“وجود داشت بانجو پترسون و هنری لاوسون، اما بود لاغر که آمد و به ما نشان داد که چگونه می توان آهنگ های زیر را با خواندن آهنگ های استرالیایی ساخت ” جان ویلیامسون – خواننده و آهنگساز کانتری استرالیایی ، نه آهنگساز محبوب فیلم – نماد موسیقی همکار را معرفی کرد Dusty باریک در نوار 2000 خود از این زندگی شماست ، احساسی گرم که خلاصه ای از افسانه موسیقی کانتری آراسته با آکوبرا را خلاصه می کند. این آخرین ادای احترام ملودیک ، لاغر و من ، به بهترین وجه می توان به عنوان یک قسمت “این زندگی شماست” به روز شده و با صیقلی روشن توصیف شد شادی مک کین، که زندگی تغییر دهنده بازی آنها به صورت یک عکس خوب از خاطرات دوست داشتنی و آهنگ های به یادماندنی شکل گرفته است و در یک ستایش شایسته زوج سلطنتی روستایی استرالیا قرار گرفته است.

Slim & I is در سینماهای استرالیا افتتاح می شود 10 سپتامبر از جمله Ace ، Grand ، Hoyts ، Luna ، Event ، Palace ، مکانهای مترو Reading و مکانهای منطقه Orana.

همچنین مراجعه کنید

همیشه به ندرت گاهی اوقات: بیش از یک

https://www.youtube.com/watch؟v=ZgA8DMzjzlk


Slim & I را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

الکس لاینز

الکس لاینز

الکس 24 ساله استرالیایی غربی است که کمی به فیلم علاقه دارد. هنگامی که او از نگرش سستی استرالیا نسبت به فیلم و فیلم اخم نمی کند ، سعی دارد با ساختن کمدی های آماتور با دوستانش ، به تجارت معتبر نمایش دست بزند. الکس با مجموعه دی وی دی خود و دانش کافی در زمینه فیلم ، همچنان به نوشتن درباره فیلم می پردازد ، چیزی که خانم ها می داند.

جشنواره بین المللی فیلم ملبورن 2020: آخرین و اولین مردان ، آن با 13000 FT و DARK CITY BENEATH THE BEAT

از فریم یک ، پالت رنگی شیرین و شیرینی پزی TT The Artist’s شهر تاریک زیر بیت فوراً مناظر شما را به خود جلب می کند – و سپس موسیقی با شکوه شروع می شود. خواننده / رپر / تهیه کننده مستقر در بالتیمور با ساختن آثار هنری جذاب و پرتحرک و اولین مستند موسیقی خود ، یک حمله تند و تیز و کلیدوسکوپی به حواس ، غریبه نیست این که به زحمت واگرایی خرده فرهنگ موسیقی محبوب بالتیمور و مسائل اجتماعی معاصر را که از آنها سرپیچی و تجلیل می کنند ، ارج می نهد ، یک موفقیت بزرگ دیگر است.

مانند یک لیست پخش یوتیوب با ضرب و شتم که مخاطبان را به یک قلمرو زیرزمینی جدید از نوازندگان ، رقصندگان ، هنرمندان و صدها استعداد دیگر باز می کند ، شهر تاریک زیر بیت یک آتش بازی تمام عیار و بونافید از یک ویژگی است که به عنوان یک یادآوری ضروری از اهمیت هنر و فضاهای مشترکی که آنها برای روحیه اجتماعی و فردی جمعی ما دارند ، عمل می کند. ورود به زمان مناسب در این جهان متفرق ، به عنوان موضوعات داغ خشونت پلیس ، از دست دادن صداهای حاشیه ای و نیاز به همبستگی LGBTIQA + در خیابان های ما ، TT The Artist’s جشن داخلی ممکن است براساس بافت و درجه حرارت بالتیمور باشد ، اما همانطور که ایستاده است بدون سخنرانی یا جلب نظر مخاطبان ، مانند یک کلان جهان برای آمریکا عمل می کند ، بلکه باعث ایجاد وحدت در لحظه ای می شود که ما بیشترین نیاز را به آن داشته باشیم.

آخرین و آخرین مردان (جوهان جوهانسون)

جشنواره بین المللی فیلم ملبورن 2020: آخرین و اولین مردان ، آن با 13000 FT و DARK CITY BENEATH THE BEAT
آخرین و مردان اول (2020) – منبع: جشنواره بین المللی فیلم ملبورن

به عنوان صدای دور از تیلدا سوینتون به آرامی مخاطبان بی گناه را از طریق سفر گسترده بشریت که از امروز آغاز می شود و در آینده ای بسیار دور از 2،000،000،000 AD به پایان می رسد ، هدایت می کند ، یک احساس روده ای متمایز و کنجکاو وجود دارد که آخرین و آخرین مردان اولین (و متأسفانه آخرین) فیلم از آهنگساز ایسلندی نیست جوهان جوهانسون ، بلکه یک گوهر کشف نشده ، مدفون شده از دهه 1970 است که اخیراً برای لذت معاصر ما احیا و ترمیم شده است. از ایده های علمی – تخیلی مغزی آن – کاملاً مبتنی بر Olaf Stapledon’s رمانی به همین نام در سال 1930 – برای آن دانه دانه ، عکاسی سیاه و سفید 16 میلی متری ، این نوع داستان علمی تخیلی و ابتدایی است که ژانر را در دهه های 1960 و 70 زندگی می کند ، این شعر دیداری و شنیداری احساس یک قطعه در کنار آن است دویدن خاموش، 2001: ادیسه فضایی و سولاریس در آمیختن دنیوی و آینده نگری پررنگ.

ایجاد همان سطح ناراحتی با صنعت کلاسیک و اغلب کپی شده وی سیکاریو نشانه، جوهانسون ساختار نحوی با مجسمه های سنگی عجیب و غریب با صدای پیش بینی شده از آینده مطابقت دارد (سوینتون) که در مورد انقراض نهایی زمین هشدار می دهد ، پس از چندین چرخه نابودی و احیای مجدد ، با تقابل های ناگفته اما واضح برای برخورد خود ما با آرماگدون ، خواه از طریق تغییرات آب و هوایی یا جنگ های ویرانگر ادامه داشته باشد. لحن صومعه ای ، که بینندگان را به آرامی به ریتم های هیپنوتیزمی خود کاهش می دهد ، با وجود زیبایی شناسی قدیمی ، با اهمیت جانبی بر روی مجسمه های برجسته ای که بیش از هر فریم از این تصنیف 70 ​​دقیقه ای احاطه شده است ، به سمت چیزی بسیار مدرن تر حرکت می کند.

فریبکارانه در طراحی ساده اما در جزئیات صمیمی آن بسیار پیچیده ، آخرین و اولین مردان یکی از بسیاری از فیلمهای این جشنواره است شهر تاریک زیر بیت، تا وقتی در داخل منشورهای تلویزیون خانگی یا لپ تاپ کوچک شد ، بخشی از قدرت جذاب خود را از دست بدهد ، جوهانسون امتیاز مسحورانه برای غرق شدن در یک اتاق غریبه و غریب در آینده ای جانبی و زمینی ساخته شده است که خیلی متفاوت از چشم اندازهای آزار دهنده ما نیست. این یک چشم انداز منفرد است ، که توسط یک هنرمند تعریف کننده دهه ساخته شده است که ما خیلی زود و به عنوان بیانیه جسورانه و خلاقانه از فراتر از آن از دست داده ایم. از هر نظر بسیار لعنتی است

آن در 13000 فوت (Kazik Radwanski)

جشنواره بین المللی فیلم ملبورن 2020: آخرین و اولین مردان ، آن با 13000 FT و DARK CITY BENEATH THE BEAT
Anne at 13،000 ft (2020) – منبع: جشنواره بین المللی فیلم ملبورن

هنگامی که ما برای اولین بار با معلم عنوان در مرکز ملاقات می کنیم Kazik Radwanski’s آن در 13000 فوت، زندگی او در یک سقوط آزاد آزاد است – در این مرحله او یک غواصی در غواصی آسمان ایجاد می کند. استعاره اساسی که این را حمل می کند کاساوتالهام گرفته از درام mumblecore کانادا کاملاً ظریف نیست ، اما هیچ جنبه ای از آن (یک متعهد دراگ کمبل) واقعیت دیوانه وار این پروفایل روانشناختی زودگذر با شدت فیلم ترسناک آهسته سوز حباب می زند ، زیرا مخاطبان و اطرافیان مراقب مهد کودک در انتظار ترکیدن حباب اجتناب ناپذیر هستند ، تا در نهایت مشکلات بهداشت روانی آن به طور کامل خودش و همه اطرافش را در بر بگیرد. .

همچنین مراجعه کنید

من می دانم این خیلی واقعی است: فاجعه تجربه آمریکا

هنگامی که مراسم عروسی یک دوست قدیمی منجر به جذب آن به سرگرمی غیر معمول غواصی آسمان و یک شریک جدید بالقوه در قالب مت می شود (نیروانا گروه نمایش مت جانسون) ، به نظر می رسد که سیر نزولی وی ممکن است به سمت مسیر قاطع تری متمرکز شود ، اما آینه ای است Cassavettes ‘ زنی تحت تأثیر در هر دو سبک و داستان (ساختار بیضوی و گفتگوی سنگین بداهه گویی شامل) ، رادوانسکی فیلمنامه شل تنها یک عکس فوری را در یک موجود بدبخت ثبت می کند ، دوربین را برای تنش نزدیک نگه می دارد اما پوچ بودن کمیک یا کاتارسیس اعلام نشده فیلم فوق را فراموش می کند. ناراحت کننده اما هرگز راضی کننده نیست ، این یک تجربه تماشای دشوار است که مملو از ایده هایی است که هرگز دلیلی را بیان نمی کنند که چرا ما فقط این فصل از زندگی او را می بینیم ، یک عمل میانی که دارای یک قطعنامه نیست – هرچند غیرمتعارف باشد.

آیا هیچ یک از این فیلم های جشنواره آینده به شما علاقه مند هستند؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

https://www.youtube.com/watch؟v=JpJA22CvY5g

کشتی خونین: سرگرمی Schlocky در دریاهای مرتفع

رگ خونی مسیر قلعه کلاسیک دراکولا را می گیرد و آن را به یک کشتی خالی نازی که در اقیانوس اطلس است منتقل می کند. این کشتی توسط گروهی از پناهجویان از یک کشتی پزشکی بمب گذاری شده پیدا می شود. آنها مجروح ، سوء تغذیه و ترکیبی از ملیت ها و لهجه ها هستند. آنها خوراک توپ کاملی برای این نوع فیلم هستند.

منظورم این است که کمی از وحشت در مدرسه قدیمی به معنای وحشت است The Haunting of Hill House (اما در یک کشتی) یا کشتی ارواح (اما با خون آشام ها) این فیلم در تلاش نیست تا چرخ را اختراع کند ، چیزی پسامدرن ایجاد کند یا وحشت را برای همیشه تغییر دهد. اینجاست که شما می توانید چند ترس و وحشت خوب به شما بدهیم ، برخی بخندید و یک فیلم عالی جمعه شب با پیتزا ، آبجو ، و چراغ ها کم شد و از این رو بیشتر موفق می شود.

کشتی خونین: سرگرمی Schlocky در دریاهای مرتفع
منبع: سرگرمی چتر

خانه خالی از سکنه

بهترین قسمت های رگ خونی در اولین ساعت هستند این تیم کشتی خالی را سوار می کند و در تاریکی به جستجوی سرنخ هایی می پردازد که خدمه کجاست و چرا آنها همچنان اجساد پیدا می کنند. گروه اصلی متشکل از دو آمریکایی ، یک استرالیایی ، روسی و دو انگلیسی است. به طور طبیعی ، یکی از آمریکایی ها یک آشپز سریع اهل بروکلین است ، یکی از بریتانیایی ها یک سرخ پوست ، وحشتناک است یان هولمبا این حال ، استرالیا کاملاً خنده دار است ، و روسی سخت است و ناخن هایی را میخکوب می کند و هر صحنه ای را که در آن قرار دارد سرقت می کند. از آنجا که آنها برای اینکه زمین بیشتری را بپوشانند یا درمورد وضع آنها را به هم بزنند ، شکافته می شوند ، ما درباره همه آنها پیش زمینه کمی داریم. سه شخصیت که طولانی ترین زنده مانده اند و به پشت پرده غم انگیزی از چگونگی جنگ بر آنها و فداکاری هایی که انجام داده اند می پردازند.

کشتی خونین: سرگرمی Schlocky در دریاهای مرتفع
منبع: سرگرمی چتر

این ساعت چیزهای خالی از سکنه در خانه است ، که با کشف یک دختر کوچک وحشتناک که با تعجب وحشتناک بازی تازه وارد بازی شده است ، تقویت می شود سالن روبی ایزوبل. او مانند نیوت است بیگانگان اما بی نهایت spookier و خاموش است. با ساخت فیلم به پرداخت اجتناب ناپذیر ، این یک قطعه کاراکتر عالی با برخی از شوک ها و کارهای بسیار شگفت انگیز و خوب فضایی است. کشتی احساس تاریک و گرفتگی می کند و سایه های اطراف شخصیت ها به نظر می رسد که می توانند پر از هیولا باشند یا سربازان نازی که فقط منتظر پرش هستند.

مخازن خون آشام

مسافت پیموده شده شما ممکن است در نیم ساعت پایانی فیلم متفاوت باشد زیرا این هیول فاش می شود. Wicked of Oz ، استودیو جلوه های ویژه پشت فیلم ، کارهای ستاره ای معمول خود را با خون آشام بابا انجام می دهد که بیشتر از ادوارد کالن Nosferatu است ، اما هنگامی که او ظاهر شد ، فیلم کاملاً جنجالی می شود. ترسناک های جوی واقعی با عکس های هیولا طولانی و مکالمات در زیرنویس های حروف گوتیک جایگزین می شوند.

عناصر فوق طبیعی که در پس زمینه وجود داشته اند و سؤالات بی پاسخ ناگهان به خط مقدم می روند و یکبار هیولا فاش می شود ، خلق کننده ای چشمگیر است اما ترسناک نیست ، و قطعاً ترسناک تر از وحشت های ناشناخته ای نیست که قبلاً تصور می کردیم. شاید این یک انتقاد ناعادلانه باشد ، به عنوان اینکه کدام کارگردان قصد دارد چیزی ترسناک تر از تصورات ما ایجاد کند؟ اما موضوع اصلی در این مرحله واقعاً کمرنگ می شود.

کمدی هیولا خالی از سکنه

این فیلم با سه تن اصلی کار می کند: خانه خالی از سکنه ، ویژگی موجودات و وحشت کمدی. هر لحن بسیار خوب اداره می شود ، اما مسئله این است که آنها به طور همزمان کنترل نمی شوند. بنابراین ، ساعت اول یک فیلم خانه خالی از سکنه است که در آن شخصیت ها در راهروهای تاریک کشتی حرکت می کنند ، شکافته می شوند ، چیزهایی را در انتهای دیگر چراغ قوه خود پیدا می کنند و تعجب می کنند که همه در کجا هستند. سپس ، پس از آشکار شدن این هیولا ، این بسیار شوم و مبتنی بر هیولا می شود ، بنابراین خواندن کتاب های شبح و کنترل ذهن خون آشام بسیار است. بعد از گذشت ده دقیقه از زمان ، دو یا چند شخصیت اصلی به یک بازی دوتایی تبدیل می شوند که در یک اتاق خون آشام ها پس از جابجایی با یکدیگر و داشتن یک زمان قدیمی قدیمی ، راهی یک اتاق خون آشام ها می شوند.

کشتی خونین: سرگرمی Schlocky در دریاهای مرتفع
منبع: سرگرمی چتر

بخش های خالی از سکنه قوی ترین هستند و در حالی که من از دیدن خون آشام هیولای Nosferatu به نظر می رسید ، تماشای تماشاگرانی که در راز سبک Marie Celeste از کشتی خالی و آنچه در آن پنهان شده بود بسیار آسان است. در مورد وحشت کمدی ، بسیاری از خنده ها در فیلم وجود دارد اما هرگز بعضی ها به اندازه صحنه های پایانی آن مبهم نیستند. تا آن زمان ، جوک ها احساس ارگانیک و شخصیتی داشته اند ، بنابراین بسیار جالب است که دو بازمانده قبل از انجام یک عمل خشونت شدید ناگهان به ریگ و مورتاگ تبدیل شوند.

نتیجه

رگ خونی بخش خوبی از مواد نمایش ترسناک نیمه شب است. با تماشای جمعیت مناسب ، این فیلم به قتل می رسد و شاید آن را مانند من تماشا نکند: روی یک صفحه نمایش در دفتر من توسط خودم به دلیل COVID-19 شرایط ایده آل برای چنین فیلمی نیست.

استعداد زیادی در اینجا وجود دارد. اجراها – که مانع چند لهجه براق است – محکم است ، کار هیولا عالی است ، و کارگردانی با اطمینان است. اما در بعضی مقاطع ، فیلم احساس می کند که از نویسندگان دور شده است ، و آنها شروع به ساخت چیز دیگری کردند ، چیزی متفاوت از آنچه که با آنها شروع کردند.

به طور کلی، رگ خونی نمی خواهیم وحشت را برای همیشه تغییر دهد ، اما به خصوص ساعت اول سرگرم کننده است. برخی از پاپ کورن و چند همسران خود را دور هم جمع کنید (وقتی قفل تمام شد) و لذت ببرید.

همچنین ببینید

WAVES: یک درام خانوادگی نوآورانه که در میان جزر و مد و دل درد می گوید

چه فکری کردی رگ خونی؟ آیا فیلم ترسناکی مورد علاقه استرالیا دارید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


کشتی Blood را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

شان فالون

شون نویسنده ای در استرالیا ، معلم TEFL بود و اکنون مشاور دانشگاهی است. وی در فیلم The Big Issue ، Digest Reader ، انجمن فیلم گفتگوی و نویسنده Loves Movies منتشر شده است. فیلم مورد علاقه او The Exorcist است و او The Monster Squad را بر The Goonies ترجیح می دهد. او همچنین میزبان کانال YouTube شرکت Blue Bantha Milk است.

آب سیاه: ABYSS: ترسناک تمساح نیش می زند

آب سیاه: پرتگاه به دنبال اینكه آنها به یك سیستم غارنشین استرالیایی سفر كنند ، به دنبال گروهی از پنج دوست خود هستند كه می توانند تله جدید توریستی پیدا كنند ، اما به جای آن با تمساح عصبانی روبرو می شوند. آب سیاه: پرتگاه کارگردانی شده است اندرو تراکی و نوشته شده توسط جان ریدلی و سارا اسمیت. این فیلم عاقبت فیلم 2007 است آب سیاه. ستاره می شود جسیکا مک نام به عنوان جنیفر ، لوک میچل به عنوان اریک ، امالی طلایی به عنوان یولاندا ، آنتونی جی شارپ به عنوان نقدی ، و بنیامین هوتجس به عنوان ویکتور

راه اندازی قوی که سقوط مسطح است

آب سیاه: پرتگاه با صحنه ای به یاد ماندنی شروع به نمایش وحشت می کند که باید دنبال شود ، اما بقیه فیلم هرگز تا این صحنه آغازین زندگی نمی کنند. این فیلم فیلم را تنظیم می کند و شما را به سمت اکشن سوق می دهد ، اما همه چیز باهم مقایسه می کند.

استفاده از حمله نقطه‌ای از نقطه نظر تمساح در این صحنه اول خیلی خوب کار می کند ، اما هیچ حمله دیگری در این فیلم نمی تواند آن را زنده کند. این افتتاحیه که در آن شخصیت های ناشناخته ای را مشاهده می کنیم که به وسیله هیولا مورد حمله قرار می گیرند می بینیم به زودی بسته های عاطفی بیشتری نسبت به بقیه فیلم ها دارد. من نسبت به شخصیت هایی که قرار است در اکشن اصلی فیلم از آنها مراقبت کنیم ، نسبت به این دو گردشگر بیشتر احساس کردم.

آب سیاه: ABYSS: ترسناک تمساح نیش می زند
منبع: صفحه نمایش رسانه ای

در بیشتر فیلم ، حملات تمساح ها معادل ترسناک هستند لیام نیسون بالا رفتن از حصار در گرفته شده 3. هنگامی که هر عملی در درون رخ می دهد آب سیاه: پرتگاهتنها چیزی که می توانید در آن قرار دهید آب پاشیدن است.

شاید بتوانید نگاهی اجمالی به تمساح بیندازید ، اما هیچ لحظه ای از حالت ایستاده وجود ندارد که موجودات روی مرکز پاشیدن آبهای سریع ساخته شده و باعث می شوند مخاطب فرض کند چیزی در حال وقوع است.

درام غلبه بر وحشت

آب سیاه: پرتگاه می تواند یک فیلم ترسناک و سرگرم کننده باشد ، اما بیش از حد به زندگی درام و عشق گروه اصلی از دوستان توجه می شود ، و نه به شکلی که باعث می شود احساس بیشتری به آنها و داستانهای آنها داشته باشیم.

در زمان، آب سیاه: پرتگاه مانند زندگی ملاقات می کند آناکوندا، و نه به روشی سرگرم کننده بیش از حد که می تواند بازی کند. بیشتر از زمان اجرا به مکالمه هایی درباره تقلب ، بارداری و پیشنهادهای به موقع اشتباه به جای تمساح ها داده می شود.

این نوع تمرکز بر شخصیت بر روی هیولا در وحشت می تواند موثر باشد ، اما شخصیت ها و داستان ها باید به اندازه کافی جالب باشند تا سزاوار آن زمان زیادی از فیلم باشند که باید به ایجاد مجموعه های ترسناک ماندگار و جالب توجه توجه داشته باشند.

آب سیاه: ABYSS: ترسناک تمساح نیش می زند
منبع: صفحه نمایش رسانه ای

در نیمه دوم خود ، آب سیاه: پرتگاه شروع به بلند کردن می کند اما به سرعت تمام شد. چند لحظه جالب از دیدن تمساح در فاصله ، محاصره شده توسط تاریکی وجود دارد ، اما بین این موارد چند و خیلی فاصله نیست. برخی از صحنه هایی که ما دندانهای تمساح را می بینیم ، عمل در پس زمینه عکسبرداری است ، تقریباً خیلی دور است تا واقعاً بگوییم چه اتفاقی می افتد.

هنگامی که ما در خانه هستیم ، من کمی بیشتر از این فیلم لذت بردم ، زیرا استفاده از موسیقی برای نشان دادن بقا و کارهای امدادی برای ایجاد یک تنش ویژه قبل از یک مرحله نهایی نمایش که شامل تلاش برای شلیک یک تمساح است. ممکن است همان مشت عاطفی بسته نباشد کیرستن دانست شلیک تمساح در در مورد تبدیل شدن به یک خدا در فلوریدا مرکزیاما این یکی است که باید به خاطر بسپاریم. می دهد آب سیاه: پرتگاه آخرین لحظه دختر بد الاغ که فوراً هر فیلم ترسناک را کمی بهتر می کند.

ساختن وحشت از طریق موسیقی

آب سیاه: پرتگاه از نمره خود برای ایجاد تعلیق و تنش استفاده می کند و گاها نیز کار می کند. غالباً موسیقی بر این فیلم غلبه می کند و صدای موسیقی ترسناک عمومی را صدا می کند – صدایی که با وحشت وابسته است و بیش از آنکه به ایجاد ساختمان های ترسناک به یاد ماندنی از محیط و فرضیه وابسته باشد ، بیش از حد به صدای ترسناک متکی است.

آب سیاه: ABYSS: ترسناک تمساح نیش می زند
منبع: صفحه نمایش رسانه ای

در این حالت ، موسیقی بیشتر احساس می کند که به جای اضافه کردن به آنها ، می تواند جنبه های وحشت را جایگزین آن کند تا لحظات وحشتناک و پرخطر فیلم را ایجاد کند. جنبه های مختلف فیلم سازی در آب سیاه: پرتگاه به نظر می رسد در پایان با یکدیگر بیشتر از مکمل هستند.

این موسیقی به نظر آزاردهنده و پر از لحظات پرتنش و بلند است ، اما بیش از حد وحشت فقط به جای روش هایی که در آن با تصاویر فیلم مخلوط می شود ، فقط به صدا پاسخ می دهد.

همچنین ببینید

THE KING: A Netflix Snoozer

نتیجه

آب سیاه: پرتگاه در وحشتش از قوت خود شروع می شود – کاملاً با استخوان و خون – اما خیلی سریع ، فیلم در یک داستان درام با پس زمینه آب پاشیده شده ، و چند نکته از آنچه می تواند تمساح باشد ، در می آید. آب سیاه: پرتگاه وحشت جالب را با نقاط طرح تر و عمومی تر و بسیار چشمگیر جایگزین می کند. لحظه پایانی آن به خوبی کار می کند ، اما وحشت تمساح و تمسخر کافی نیست که در بقیه فیلم مشاهده شده است.

فکر می کنید وحشت با تمرکز تمساح باید یک زیر ژانر بزرگتر باشد؟ نظرات خود را در نظرات به اشتراک بگذارید.

Black Water: Abyss در تاریخ 7 اوت 2020 در سینماها و On Demand اکران می شود.


تماشای آب سیاه: پرتگاه

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم پشتیبانی کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا مززیلو

آماندا مززیلو نویسنده ای با B.A است. در رشته نگارش و زبانشناسی و جزئی در مطالعات فیلم از دانشگاه جنوبی جورجیا. او از نوشتن کمدی و کاوش در همه اشکال رسانه لذت می برد. نام توییتر او یک حرف بد است:mazzillofirefox

Miniseries STATELESS: یک درام پناهنده تحریک کننده اما بیش از حد سفید

چیزی وجود دارد که به آن احساس نمی کند بی تابعیت. نه به این دلیل که به طرز وحشتناکی ساخته شده است ، یا به دلیل بازیگران بد است. مشکل بر این چشم انداز سفیدپوست است که این نمایش برای گفتن داستانی که قرار است افراد رنگی را در صندلی جلوی خود قرار دهد ، تکیه می کند. آره، بی تابعیت، یک مینی بوس استرالیایی که با هم ایجاد شده است کیت بلانشت، تونی آیرسو الیسا مک کریدیهدف از این کار ، کشف سیستم شکسته یک بازداشتگاه استرالیا ، برجسته کردن مبارزاتی است که پناهجویان باید در هنگام تلاش برای داشتن زندگی بهتر در استرالیا با آنها مقابله کنند. اما در حالی که قصد تحسین برانگیز است ، این نمایش متاسفانه چیز دیگری است ، به دلیل اینکه بیش از حد مشغول تمرکز بر زندگی داخلی شخصیت های سفید آن به جای افراد مناسب است که در وهله اول می تواند برجسته شود.

سیستم شکسته

در میان یکی از این شخصیت های سفید ، صوفی ورنر (نامزد امی) است ایوان استراسوفوی) ، سرنشین پرواز که به دلیل چندین اتفاق ناگوار ، به طور غیرقانونی در بازداشتگاه داستانی بارتون بازداشت می شود. وقتی برای اولین بار با او ملاقات کردیم ، او در حال فرار از چیزی است که در وسط استبداد استرالیا قرار دارد ، به نظر می رسد خسته و بی جهت به نظر می رسد که انگار دنبال چیزهای دور است. این تصویر نگران کننده سپس به یک استعاره کامل برای مبارزات واقعی که پناهجویان استرالیا تقریباً هر روز در داخل بازداشتگاه با آن روبرو می شوند تبدیل می شود: آرزو برای اندکی آزادی در سرزمینی که به همه آنها وعده می دهد ، اما نهایتا به آنها چیزی نمی دهد.

Miniseries STATELESS: یک درام پناهنده تحریک کننده اما بیش از حد سفید
منبع: ABC استرالیا / نتفلیکس

صوفی با بازی فوق العاده ای بازی کرد استراووسکی، مبتنی بر یک شخص واقعی به نام است کرنلیا راو، یک شهروند روانی آلمانی و یک ساکن دائم استرالیا که در اوایل دهه نود به مدت ده ماه در زندان به سر می برد پس از فرار از یک فرقه ، در بازداشتگاه باکستر (در این سریال ، فرقه تحت رهبری است. بلانشتPat پت و دومینیک غربیاستادان گوردون). در این سفر او تلاش کرده است تا به آلمان برگردد و فرار از فرقه و خانواده اش ، از آنجا به نمایش درآید که سه شخصیت اصلی دیگر و مسئله dehumanization را در مرکز مهاجرتی که می خواهد مقابله کند معرفی کند.

اول ، امیر (فیصل بازارزی، که سعی دارد با همسرش نجیبا ، از افغانستان به استرالیا فرار کند (ساجدا سماع) و دو دختر ، مینا (ثریا حیدری) و صدیقه (ایلاها رهیمی) داستان جدایی او از خانواده و سپس پایان دادن به بارتون جایی است که نمایش بیشتر لحظات ویرانگر آن را بدست می آورد. و باززی واقعاً ضربان احساسی نمایش را با عملکرد چشمگیر خود ثبت می کند. اما زمانی است که او ظالمانه را در داخل بازداشتگاه جستجو می کند ، در کجا بی تابعیت واقعاً چکش ها رفتار وحشتناکی را که این پناهجویان از افرادی که درون سیستم کار می کنند دریافت می کنند.

Miniseries STATELESS: یک درام پناهنده تحریک کننده اما بیش از حد سفید
منبع: ABC استرالیا / نتفلیکس

در آن طرف حصار ، کام ساندفورد (جی کورتنی) ، پدری که به عنوان نگهبان در بازداشتگاه بارتون ، شغل خود را پیدا کرده و همچنین کلر (اشر کدی) ، یک بوروکراتیک غیرمعمول منصوب نشده است تا مطبوعات بدی را که مدت مدیدی در اطراف بازداشتگاه احاطه کرده است برطرف کند. در هر شش قسمت ، نمایش با کام و کلر دنبال می شود که به آرامی توسط سیستم شکسته از بین می روند. زیرا آنها به خاطر حفظ شغل خود مجبورند انسانیت و همدلی خود را نسبت به پناهجویان از دست بدهند. این وحشتناک است که شاهد تحریم افزایشی و در عین حال قدرتمندی هستیم که هر دو شخصیت در حال تجربه هستند و با استفاده از آن کورتنی و کدیاجراهای حیرت انگیز اولی ، به ویژه ، موضع گیری است. او می تواند معضل عاطفی و اخلاقی را که کام با آن روبرو می کند به روشی باورنکردنی نشان دهد.

از طریق کام و کلر ، این مسئله واضح است بی تابعیت می خواهد به ما نشان دهد كه سیستم خراب برنامه مهاجرت استرالیا نه تنها به پناهنده آسیب نمی زند ، بلكه افرادی كه زندگی خود را وقف آن می كنند. و وقتی که بی تابعیت این نمایش قادر است این لایه های همدستی ایجاد شده توسط هیچ کس را به جز خود سیستم نشان دهد ، بدون آنکه داستان امیر را کاهش دهد ، این نمایش در حال تحریک کننده است. اما بیشتر اوقات ، بی تابعیت تلاش می کند تعادل کاملی بین همه شخصیت های اصلی پیدا کند و در نتیجه ، بسیار غلط می شود زیرا همواره امیر را به نفع تأکید بیشتر بر کام ، کلار و صوفی نگه می دارد.

سفیدی بیش از حد

البته ، قابل درک است اگر بی تابعیت می خواهد از صوفیه یا تا حدی کلر و کام به عنوان اسب تروایی که بحث بسیار بزرگتری درباره پویایی در درون بازداشتگاه خود باز می کند استفاده کند – از این گذشته ، نارنجی سیاه جدید است قبلاً ثابت کرده است که وقتی این روش درست انجام می شود ، روشی مؤثر است. اما به نظر می رسد مشکل اینجاست بی تابعیت کاملاً غافل است که وقتی می خواهیم داستانی از چگونگی شکستن برنامه مهاجرت استرالیا شکسته شویم ، افرادی که قرار است برجسته باشند باید خود مهاجران باشند نه شخصیت های سفید رنگ اطراف آنها.

Miniseries STATELESS: یک درام پناهنده تحریک کننده اما بیش از حد سفید
منبع: ABC استرالیا / نتفلیکس

حضور آمیر در داستان در نهایت فقط به عنوان نشانگر سایر شخصیت های POC احساس می شود ، اما هرگز به این فرصتی داده نمی شود که به اندازه همتایان سفیدپوست خود پیچیده باشد. بله ، ما می دانیم که او از افغانستان است و او در سفر به استرالیا از خانواده اش جدا شده است. اما به غیر از این ، این نمایش هرگز به زندگی داخلی امیر اجازه نمی دهد تا به روشی که صوفی انجام می دهد ، ایستادگی کند. و حتی برای بدتر شدن اوضاع ، همه مواردی که امیر در هر شش قسمت در معرض آن قرار دارد ، فقط به عنوان یک ماده احساس می شود تا نشان دهد زندگی در بازداشتگاه چقدر بدبختانه است ، نه اینکه شخصیت او یا داستان را قانع کننده تر جلوه دهد.

اگر چه بی تابعیت در وهله اول می خواهد به این نتیجه برسیم که چشم ما را باز کند و بحثی را در مورد همه این موارد مهاجرت ایجاد کند ، پس نمایش باید داستان امیر را کمی بیشتر بیرون می آورد و حتی تمام شخصیت های POC دیگر را نیز شامل می شد ، که اکثر آنها در آخر قرار دارند. پیشینه ، به قسمت بزرگتر داستان. به معنای واقعی کلمه زوایای زیادی از دیگر شخصیت های پناهجو وجود دارد که نمایش را می توان افشا کرد. مبارزاتی که امیر با آن روبرو است ، و دلیل فرار از میهن خود ، همان روشی نخواهد بود که مثلاً جواد (ققنوس رائی) یا روزنا (Helana Sawires) ، دو شخصیت POC دیگر در نمایش دارند. و برای ساختن داستان امیر ، تنها نمایندگی برای همه پناهجویان درگیر در این داستان ، در بهترین حالت احساس کاهشی و در بدترین حالت مشکل ساز است.

اندیشه نهایی

بی تابعیتالبته ، قلب خود را در جای مناسب است. از این گذشته ، این نمایش از ما می خواهد که در مورد مشکلات مربوط به مراکز بازداشت که نه تنها در استرالیا بلکه در سایر کشورها نیز اتفاق می افتد ، برای مدت زمان بسیار طولانی ، در گفتگو دشوار انجام دهیم. اما با کم کردن شخصیت های POC که قرار است روی آنها تمرکز شود ، بی تابعیت متأسفانه سرانجام خود را از فرصتی برای نمایش یک نمایش که واقعاً قابل توجه است و همچنین مهم است به پایان می رساند. چه ضربه گیر

همچنین ببینید

جشنواره بین المللی فیلم ملبورن 2019: HAPPY New Year، COLIN BURSTEAD

دیدی بی تابعیت؟ در موردش چی فکر می کنی؟ نظر خود را در نظرات به ما اطلاع دهید!

تمام شش قسمت از Stateless برای پخش در Netflix در دسترس است.


سازمان دیده بان بی تاب

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

“این کاملاً رادیکال است و خنک و غیرمعمول و مهم است.” میزگرد RELIC با ناتالی اریکا جیمز ، امیلی مورتیمر ، رابین نوین و بلا هیتکات

از نویسنده و کارگردان ناتالی اریکا جیمز، و به رهبری یک بازیگر زن عمدتاً زن ، یادگار جدیدترین مورد برای حل مسئله امروز است ، و آن را از طریق ژانر بسیار وحشتناکی که نه تنها سرگرم می کند بلکه باعث اطلاع رسانی می شود ، نیز آمیخته است. با این حال ، در جایی که بسیاری از فیلم ها شخصیت اصلی در معرض بیماری در هسته آن دارند ، یادگار در درجه اول به نامرئی متکی است. نيروي غيبي كه نه تنها به در دست بگيرد بلكه نمي توان آن را جنگيد ، شواهد موجوديت آن تنها در وخامت روز افزون قربانيان آن شاهد بود. یادگاراز طریق یک تصویر زیبا و درخشان ، مسائل اجتماعی و خانوادگی پیرامون زوال عقل را شخصیت سازی و مقابله می کند.

اخیراً این شانس را داشتم که با هر دو کارگردان در یک میزگرد شرکت کنم ناتالی اریکا جیمز و اعضای بازیگران از جمله رابین نوین، امیلی مورتیمر و بلا هیتکوت برای فرو بردن عمیق تر یادگار. به پرس و جو فیلم فرصت داده شد یک سؤال را در رویدادهای روز و به عنوان نویسنده دیگر بپرسید الکس لاینز فقط با جیمز در مورد فیلم او ، من از این فرصت استفاده کردم تا دریابم که چرا هر کدام از بازیگران می خواستند از هم جدا شوند یادگار.

استفانی آرچر برای استعلام فیلم: سلام! من ناتالی می خواستم فیلم شما را تبریک بگویم. این شگفت انگیز بود – حذفی مطلق ، و همه چنین اجراهای شگفت انگیزی را ارائه دادند. دیدن این یک لذت واقعی بود. من برای بازیگران یک سؤال دارم: چه چیزی باعث جذب هر یک از شما شد که بخواهید جدا از این پروژه باشید و نقشهای خود را بر عهده بگیرید؟

رابین نوین: من اولین بار به این یکی می روم. ترکیب عناصر مانند همیشه با پروژه ، شما همیشه باید کل کالاها را در نظر بگیرید ، نه فقط یک چیز. بنابراین این ترکیب بود – خوب ، اولین چیزی که بازدید می کند فیلمنامه است. قابل تشخیص بود من می توانم احساس آنچه در مورد آن بود.

منبع: IFC Midnight

من ژانر وحشت را نمی فهمم. الان کمی بیشتر درک می کنم ، اما تجربه ای با آن را قبل از فیلمنامه تجربه نکردم. بنابراین من از پرینت بزرگ که همه چیز در مورد جوی و همه کارهایی بود که ناتالی انجام می داد دوری کردم. چیزهایی که به شما دادم در کلمات است و این همان چیزی است که من واقعاً به آن علاقه مند شدم. ناتالی بسیار چشمگیر بود و من نیز تحت تأثیر تولید کنندگان نیز قرار گرفتم – این را انتخاب کردم. بنابراین برای من ، احساس و حقیقت این بود که در حال نوشتن بود

این هم از خود فیلم و هم از اجراهای شما می خواند.

بلا هیتکوت: قطعاً فیلمنامه برای من اولین کارت قرعه کشی بود. من واقعاً منفجر شدم. من نمی توانم آن را کنار بگذارم و عاشق برش برای من نیز هستم. من در حال گذر از دورانی بودم که دورهمی زیادی را انجام می دادم ، و خواندن مطلبی که در زمان فعلی ما گفته می شد ، بسیار دوست داشتنی بود. من عاشق این بودم که هر سه زن یک جور جایگاه برابر داشته باشند و هر کدام از شخصیت ها چیزی برای ارائه داشتند. آنها واقعاً خوب نوشته شده بودند و پیچیده بودند و روابطشان کثیف بود.

همچنین من عاشق روابط مادر با روابط مادر بزرگ و مادربزرگ هستم. من فقط عاشق نوعی تضاد و تضاد بین همه روابط هستم ، فکر کردم واقعاً باورنکردنی است و به مخاطب اطمینان دارد که شما هنوز هم می توانید مانند یک شخصیت زن دوست داشته باشید ، حتی اگر او پیچیده باشد یا حتی اگر او را با مادر همراه نکردید .

منبع: IFC Midnight

و این قطعاً نیز می خواند. تماشای شما و امیلی از یکدیگر و همچنین شما و رابین بسیار جالب بود. و در مورد شما امیلی چطور؟

امیلی مورتیمر: خب ، همه چیز برای من صادق است که رابین و بلا درباره آنها صحبت کرده اند. اما همچنین چیز دیگری که فکر می کنم واقعاً جذاب بود و مرا به خود جلب کرد ، فقط راهی بود که با آن پرداخت و به واقعیت مرگ در چشم نگاه کرد ، مانند چیز واقعی جسمی آنچه که فروکش می کند و می میرد ، از نظر جسمی و روحی ، و به نوعی دیگر وجود ندارد. به جایی بکشید که دیگر وجود نداشته باشید و چگونه آن سفر واقعی به مرگ و سفر که هنگام مرگ می روید. و همچنین سفری که افرادی که عاشق شما هستند وقتی به شما کمک می کنند بمیرند.

من واقعاً در تجربه من فکر نمی کنم ، که من واقعاً چیزی را دیده ام یا خوانده ام که واقعاً با آن سر و کار دارد. این واقعاً فقط به آن نگاه می کند [death] از نظر چشم و روشی که احساس کند جایی کاملاً رادیکال و خونسرد و غیرمعمول و مهم است زیرا فکر می کنم در فرهنگ ما – خصوصاً در نوع فرهنگ غربی ما تا به امروز ، همه چیز از این ویروس تغییر کرده است – البته ما در مورد مرگ خیلی فکر نکنید ، واقعاً عجیب و غریب است و با توجه به اینکه این تنها چیزی است که یک واقعیت اجتناب ناپذیر در تمام زندگی ما است.

همچنین ببینید

Berlinale 2020: ANNE at 13،000 FT

Inquiry فیلم می خواهد از ناتالی اریکا جیمز ، امیلی مورتیمر ، رابین نوین و بلا هیت کوت بخاطر وقت گذرانی با ما تشکر کند!

یادگار در حال حاضر در سینماهای انتخابی ، درایوها و VOD در دسترس است!


یادگار را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

استفانی آرچر

استفانی آرچر

استفانی آرچر 35 ساله متعصب فیلم است که در نوروکلک ، سی تی ایالت آمریکا زندگی می کند.

مصاحبه با جوشوا لی ، مدیر پروژه FATHERING

جوشوا لی مستند اجتماعی پروژه پدر با یک سؤال ظریفانه ظریف آغاز می شود: اگر هرگز چنین کسی را نداشته باشید ، چگونه می توانید یک پدر خوب باشید؟ فیلمبرداری شده در یک ترم مدرسه ، لی عکس مختصر اول و مهمتر از همه تصویری صمیمی از آسیب های جمعی موجود در خیابان های آرماداله ، یکی از خشن ترین حومه های پرت است که در اثر وقایع روزانه مواد مخدر ، خودکشی ، جنایت و خشونت سوخته است. رانده شده برای درک این موضوع که چرا آمار پیرامون خودکشی ، افسردگی ، اعتیاد و حبس انقدر به سمت مردان با سوء پیشینه اجتماعی و اقتصادی پایین محکوم شده است ، تحقیقات وی او را به سمت درب پروژه The Fathering سوق می دهد ، که ادیسه تکنوازی کارگردان را به یک نمایش تجمعی سوق می دهد. ناهمگونی فرهنگی و ارزش مردانگی مدرن استرالیا.

پیش از نمایش برتر فیلم در قطب نما در ABC1 ساعت 6.30 بعد از ظهر یکشنبه 12 ژوئیه 2020 ، من فرصتی پیدا کردم تا با او صحبت کنم جوشوا لی درباره آغاز فیلم ، جدا کردن داستان با هم ، اصلی ترین درسهای آموخته و دشوارترین روز تصویربرداری او.

الکس لاینز برای تحقیق فیلم: چگونه پروژه پدرینگ به عنوان یک مستند آغاز شد؟

جوشوا لی: من کارشناسی ارشد خود را در مستند در AFTRS در سیدنی انجام می دادم. این دوره بسیار پرشور بود و فقط دو نفر از ما در جریان مستند بودند. ما را وادار به بررسی موضوعی با اهمیت عمیق شخصی کردند. این یک انتخاب بدیهی بود که هرگز با پدرم ملاقات نکردم تا پدر بودن را به عنوان یک موضوع تحقیق در نظر بگیرد. من همچنین فکر کردم زمان مناسبی برای کشف مردانگی است.

در این مرحله از زمان ، نقش ها و انتظارات مردان به طور مداوم در حال تغییر است ، بنابراین من می خواستم سعی کنم آن را حس کنم. بنابراین در طول تحصیل من مصاحبه با مردم در سراسر کشور را در مورد این موضوع آغاز کردم. یکی از مصاحبه ها با مدیر عامل آن زمان پروژه پدرینگ وین برادشو بود. هنگامی که او به من در مورد برنامه At Risk گفت که آنها امیدوار بودند در Armadale اجرا شود ، من می دانستم که باید در مورد آن فیلمی بسازم.

آیا می توانید در مورد تاریخ خود به عنوان یک مستند صحبت کنید ، به نظر شما چه نوع داستانهایی را جذب خود می کنید؟

فیلم های من به نوعی یا شکل همیشه تمایل دارند که با مردانگی یا طبقه (معمولاً هر دو) سر و کار داشته باشند. به طور کلی آنها یک شخصیت اصلی مرد (یا چند نفر) را درگیر می کند که با محدودیت های شیوه زندگی او در جهان مطابقت دارد. من همچنین گرایشی به توجه به نحوه برخورد مردان با درد ، چه به صورت شخصی و چه از نظر اجتماع ، مشاهده کرده ام.

با این حال ، من اخیراً از این موضوع دور شده ام و به فیلم های بیشتر با موضوع روزنامه نگاری می پردازم. من به تازگی یک پروژه با موضوع گردشگری کره شمالی و یک سری دیگر از فیلم های کوتاه با موضوع پایداری انجام دادم.

فرایندی مانند ویرایش موضوعات مختلف از جمله خود شما به روایت چگونه بود؟

ویرایش داستانهای پدران و برنامه کاملاً یکپارچه بود. من برای یک ویژگی به اندازه کافی مواد داشتم و مطالب هر شخصیت را به خوبی می دانستم. بنابراین واقعاً فقط موضوع انتخاب مناسب ترین و اصلاح طاق آنها بود. موضوع روایت خودم خیلی سخت تر بود. این یک نقطه کور واقعی برای من در ویرایش بود.

من مجبور شدم به دیگران اعتماد کنم که بتوانم مقاومت خودم را از جمله خودم در فیلم از بین ببرم و همچنین به درک این موضوع بپردازم که چگونه قوس شخصیت من کار می کند. تا آخرین هفته ویرایش نبود که صحنه های پایانی خودم را ضبط کردم ، که نشان دهنده چالش تحقق خودم به عنوان یک شخصیت در فیلم است.

مصاحبه با جوشوا لی ، مدیر پروژه FATHERING
منبع: صفحه استرالیا

از خودتان گرفته تا موضوعات مختلف ، سطح صمیمیت باورنکردنی در این مستند وجود دارد. همه افراد اینقدر گشاده و صریح هستند ، چگونه با ایجاد این روابط و آن سطح اطمینان با همه افراد درگیر شدید؟

من به سادگی از داستان خودم برای شکستن موانع با شخصیت ها استفاده کردم. هنگام ملاقات با پدران در آرماداله ، به آنها می گفتم: من جاش هستم ، من پدر بزرگ شدم و این مرا به این سفر کشاند و مرا به اینجا کشاند. این کار بسیار مضر بود و به مردم این امکان را می داد که بدانند می توانند به من اعتماد کنند تا داستانهای خود را با روشی حساس و مسئولانه به اشتراک بگذارم.

من فکر می کنم همیشه یکی از نقاط قوت فیلمسازی من برای دستیابی به این امر بوده است و این نیز ناشی از علاقه واقعی به موضوعی است که شما در حال تحقیق هستید و افرادی که داستان را می گویید. یکی دیگر از عناصر انتخاب عکسبرداری در دوربین های کوچک بدون آینه با میکروفون های کوچک زوم بود. این یک انتخاب آگاهانه بود که مانند یک خدمه بزرگ تولید ظاهر نشود و به شخصیت ها اجازه دهد حداقل اختلال را احساس کنند.

آیا از زمان پایان فیلم با هر یک از موضوعات درگیر در ارتباط بوده اید؟ واکنش آنها چه بود؟

بله ، اولین کسی که فیلم کامل را به او نشان دادم تراورس بود – شخصیت اصلی فیلم. من به خانه او رفتم و آن را با او و 2 پسرش تماشا کردم. این یک تجربه قدرتمند بود ، همه آنها در طول فیلم گریه می کردند و من احساس می کردم که ما با هم کار خاصی کرده ایم. که شاید این فیلم بتواند به مردم کمک کند.

من همچنین با تسهیلگر دیوید واکر در تماس نزدیک بوده ام. بارها شام خوردیم و برای قهوه بارها ملاقات کردیم او برای من شخصاً پشتیبانی و الهام بخش بوده است. من همچنین با تعدادی از افراد در Armadale در تماس بوده ام و در حال حاضر مشغول انجام پروژه دیگری هستم.

شما را به عنوان دشوارترین روز تیراندازی خود چه می کنید؟

سخت ترین روز ، اولین روز تیراندازی بود. من در خیابان اصلی آرماداله با شخصیت اصلی تراورس که شروع به صحبت با مردم در مورد پدر بودن کردم ، راه افتادم. داستانهایی که شنیدیم نگران کننده بود. مرد جوان بومی به ما نزدیک شد و فقط گریه را شکست. آن روز از دسترسی وی به پسرش در دادگاه محلی محروم شده بود و یک شکاف شکاف در دست وی (مبتلا به خودکشی) داشت.

همچنین ببینید

NYFF 2019: DEMONIC: میراث ترس

تراورس آن مرد را در آغوش گرفت و سپس حدوداً یک کیلومتر را با دست در دست پیاده طی کرد تا برای وی کمک پیدا کند. این یک عمل دلسوز و نفس گیر بود و احتمالاً یکی از قدرتمندترین کارهایی است که من تاکنون شلیک کرده ام. ما نمی توانیم به دلایل اخلاقی از مطالب موجود در فیلم استفاده کنیم ، اما مطمئناً به من اطمینان داد که ما در حال شروع یک موضوع بسیار مهم هستیم که نیاز به بررسی دارد.

چه بزرگترین درسی چه از نظر فنی و چه از نظر فنی ، چه بود که شما از روند ساخت پروژه پدرینگ فاصله گرفتید؟

از نظر فنی – از نظر مؤلفه واقعی فیلمسازی که پیدا کردم بسیار آسان است. درسهای واقعی برای من از طرف جنس تولید بود. من خودم آن را برای 2 سال اول (از تقریباً 3 مورد تحقق آن) قبل از آمدن آلیس ولف ، که بسیار باورنکردنی بود ، تولید کردم.

در مرحله اول دستیابی به داستان به معنای برخورد با تعدادی از سازمان ها بود که خواستار حساسیت و اطمینان اخلاقی زیادی بودند. این کار به 6 ماه کار به تنهایی نیاز داشت و در بعضی مواقع بعید به نظر می رسید دسترسی داشته باشم. من هم در آن زمان در سیدنی مستقر بودم بنابراین پرواز و عقب بدون هیچ بودجه چالش برانگیز بود.

بعد از فیلمبرداری ، مجبور شدم راهی برای دستیابی به بازار پیدا کنم. من صنعت را واقعاً درک نکردم ، به همین دلیل برای من یادگیری پیمایش در دنیای مستند به یک کارآموزی باورنکردنی تبدیل شد. من موفق به استفاده از مخاطبینی بودم که داشتم و روابط جدیدی را ایجاد کردم تا کم کم توجه فیلم را جلب کنم. من در حال فروش تجهیزات دزدگیر دوربین خود بودم تا به سیدنی پرواز کنم تا با سردبیران راه‌اندازی شوم یا برای تأمین اعتبار تریلرهای جدید. این یک روند بسیار کند و دردناک بود ، اما من افتخار می کنم که فیلم را فهمیدم و وقتی به نظر می رسید که بدیهی ترین کار برای انجام دادن نیست ، تسلیم نشدم.

تحقیق فیلم از جوشوا لی تشکر می کند که وقت خود را برای گفتگو با ما گرفتید.

برای بینندگان استرالیایی ، پروژه پدرینگ قرار است در قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه شدن از قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه شدن از قطعه نمایش در ABC1 در ساعت 6.30 عصر یکشنبه 12 ژوئیه 2020.

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!