صفحه به صفحه: در انجمن ادبی GUERNSEY و PIE PEL PIE و قدرت اشتراک داستان ها

صفحه به صفحه ستونی است که اقتباس های ادبی را در مکالمه با مطالب اصلی خود بررسی می کند. باشگاه کتاب خود را فراخوانی کنید و چند کاناپه تنظیم کنید ، ما در حال خواندن هستیم.

بیایید با آن عنوان شروع کنیم.

مجموعه ای تصادفی از هجا ، مرزبندی در چیدمان آنها بی معنی است و دیدن آن پوچ است. گفتن انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey با صدای بلند قسمتهای مساوی شما را بی نفس و گیج می کند (واقعاً ، آن را امتحان کنید). کنفرانس “پای سیب زمینی“، روشی که در برابر”ادبی“، و اینکه چگونه کل چیزها ، مانند مهره های تسبیح ، با سوالی که”گرنزی” چون واقعاً گرنزی چیست؟

فروتنی آسان است ، “و”(که فیلم ، به عنوان مرجع ، آن را با یک ماده بزرگ جایگزین می کند). در حالی که بقیه عنوان مطالب داستان را نوید می دهد – این مربوط به جوامع ادبی و پای پوست سیب زمینی و گرنسی است –و“که موضوع را نوید می دهد. این عملکرد دستوری است زیرا یک پیوند نمادین است ، دو عنصر متفاوت را به هم پیوند می دهد ، و آنها را به یک کل بزرگ تر تبدیل می کند ، و این مضمون مضمون انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey. این داستانی است در مورد داستان ها ، اینکه چرا آنها را به اشتراک می گذاریم و بازگو می کنیم ، و (در یک سطح گسترده تر ، تا حدودی متا سطح) چرا آنها را اقتباس می کنیم.

درباره مری آن شفر و انجمن های ادبی

مری آن شفر می دانست انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey تنها رمانی است که او نوشت. شفربا نزدیک شدن به پایان یافتن رمان ، سلامتی او رو به زوال بود ، و در طول ویرایش های نهایی ، که دو برابر ماه های آخر او شد ، از خواهرزاده خود خواست ، آنی باروز، برای کمک به کار او. داشتن رمان منتشر شده بود شفررویای مادام العمر ، رویایی که او هرگز تحقق نمی یابد. وی در 16 فوریه 2008 درگذشت. این رمان در سال 2009 قفسه بندی شد.

از زمان انتشار ، رمان از رشد مداوم محبوبیت برخوردار بوده و از محبوبیت خاصی در بین باشگاه های کتاب و محافل کتابخوانی به سمت یک کتاب مدرن بسیار خوانده و مورد توجه قرار گرفته است. سایه آن اساساً از طریق توصیه دهان به دهان افزایش یافته است. تقارن بین وجود دارد پای گراندسی ادبی و سیب زمینیقوس فرهنگی و محتوای داستانی آن. شفر از باشگاه کتابش الهام گرفته است ، و سپس او را به عنوان عنوان انجمن ادبی و پای پای سیب زمینی در رمان نوشت. عشق آنها به به اشتراک گذاشتن داستان الهام بخش از یک داستان است که توسط افرادی که عاشق داستان هستند.

صفحه به صفحه: در انجمن ادبی GUERNSEY & PETATO PEEL PIE و قدرت به اشتراک گذاری داستان ها
منبع: Blueprint Pictures

موازات بین رمان و واقعیت ، چه از روی عمد و چه از روی عمد ، تکرار می شوند. شفر در متن توسط جولیت اشتون ، نویسنده طنز ، و داستان نویس که دوست دارد ، ارائه شده است شفر در واقع ، گرنزی را به طور تصادفی کشف می کند ، هنگامی که یکی از ساکنان به نام داوسی آدامز به او نوشت زیرا او به کتاب او دست یافته است ، مقاله های الیا. به همان اندازه شفر توسط الیزابت مک کنا ، ساکن گرنزی ، که از نظر جسمی غایب است (که توسط آلمانی ها ، که در طول جنگ جهانی دوم این جزیره را اشغال کردند) اخراج شده است ، نمایندگی می کند اما از نظر احساسی کاملاً داناست.

اقدامات عصیان و مهربانی الیزابت ، که یکی از آنها منجر به تاسیس انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی شد ، جامعه را به بهبودی در غیاب وی ، راهی برای تکریم فداکاری او تحریک می کند. آنها همچنین تحسین بسیاری از افرادی را که آنها را می شنوند تحریک می کنند ، از جمله جولیت. خیلی به همین روش انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey همچنان فراتر از این الهام می گیرد شفردر حال عبور است محبوبیت آن به او احترام می گذارد و از مردمی که دوستشان داشت ، احترام می گذارد.

گفتن و بازگویی داستان ها موضوع اصلی رمان است. با به اشتراک گذاشتن مراقبت ، بهبود می یابیم ، رشد می کنیم. جامعه ادبی تجسم این مفهوم است. و خوانندگان با به اشتراک گذاشتن رمان ، اساسی ترین ایده آن را به تصویب می رسانند. زنجیره اتصال از شفرکلوپ کتاب ، به شفر، از طریق شخصیت ، کار او را پر می کند ، به خوانندگان ، به دوستان خوانندگان ، و دوستانشان و به بعد ، داستان ها به واقعیت تبدیل می شوند.

در مورد مایک نیول و گرنزی

در میانه راه صحنه ای وجود دارد مایک نیولرا انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey که در آن ژولیت (لیلی جیمز) ، پس از ورود به گرنزی ، و دیدار با انجمن پای ادبیات و پوست سیب زمینی ، با اعضای آنها در مورد اینکه آیا شارلوت یا آن برونته خواهر مترقی تر است ، بحث می کند. جولیت ادعا می کند که آن صریح تر بود ، اگنس گری مستقیم تر از است جین ایر در چگونگی پرداختن به موقعیت زنان. نه ، پاسخ Amelia Maugery (پنه لوپه ویلتون) و ایزولا پریبی (کاترین پارکینسون) ، آیا او نمی تواند بدون توجه به آنچه در صفحه است ، ببیند که جین ایر به دلیل اینکه بیشتر خوانده می شود تأثیرگذارتر بود؟

هدف از این صحنه روشن کردن پاسخ (این کار بهتر است به بورس ادبی سپرده شود) نیست بلکه هدف آن پرداختن به یک حقیقت پذیرفته نشده در مورد چگونگی بحث درباره نوع هر فرهنگ است. حقیقت و کیفیت عینی همیشه در درجه دوم واکنشهای احساسی فرد مصرف کننده است. احزاب مربوطه مواضع خود را اتخاذ می کنند زیرا متنهایی که از آنها دفاع می کنند برای آنها عزیز است. مطمئناً شایعاتی در پشت استدلال های آنها وجود دارد ، اما این استدلال ها صرفاً برای احساساتشان پیش می آیند. نکته قابل توجه در مورد صحنه این است که بحث ، در حالی که پرشور و پرشور نیست ، عصبانی نیست. شخصیت از صداقت لذت می برد ، و لذت می برد

صفحه به صفحه: در انجمن ادبی GUERNSEY و PIE PEL PIE و قدرت اشتراک داستان ها
منبع: Blueprint Pictures

زیربنای این صحنه یک مفهوم اساسی برای هر سناریویی است که در آن فرهنگ و اشتیاق به فرهنگ گفته شده مشترک است: تفسیر درستی وجود ندارد ، فقط تفسیر شماست. این مفهوم به همان اندازه در روند سازگاری اعمال می شود. در واقع ، شامل شدن صحنه فوق الذکر ممکن است برای جلوگیری از انتقاد از جانبازان بدیع قبل از اینکه بتوانند آن را بیان کنند ، در نظر گرفته شده است. لذت اقتباس از آنجاست که داستان از متوسط ​​به متوسط ​​به همان اندازه که از عناصری که بصورت عمده بازآفرینی می شوند ، متفاوت است.

در یک ویژگی ویژه DVD برای هری پاتر و جام آتش دانیل رادکلیف شرح داده شده مایک نیول به عنوان “بسیار بسیار انگلیسی” ، افزود: “او هر روز ژاکت می پوشد.” مایک نیولاقتباس از انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey به اندازه او انگلیسی است. در حالی که ضربات داستان یکسان است ، اما دامنه جامعه ای که در فیلم به تصویر کشیده شده به طور محسوسی بیشتر است. این رمان به محدودیت خرد ، به طور کلی ، به روابط بین فردی شخصیت هایش متمرکز است – در عین حال ، فیلم به کلان علاقه مند است ، و از مفاهیم قدرت و سرسختی انگلیسی سوال می کند.

نیوولخوانش این است که سرسختی جامعه ادبیات و پای پای سیب زمینی بومی کل گرنزی است ، و گرنسی جهان عظیم مردم انگلیس است. شکل روایت ، برای صفحه نمایش دوباره سازی شده است ، بنابراین جولیت زودتر به گرنزی سفر می کند و مدت طولانی تری می ماند ، به پیوندهای بین شخصیت ها حق بیمه می دهد. آسیب پذیرترین لحظات آن است که شخصیت ها از نظر احساسی منزوی شوند. صحنه ای که ایزولا و ژولیت به اسرار جنسی اعتراف می کنند (ایزولا یک باکره است ، بهترین دوست ژولیت همجنسگراست) در مقابل صحنه بعدی قرار می گیرد که ژولیت از گرنزی خارج می شود (“وقتی تو رفتی …” ایزولا قبل از اینکه خودش را قطع کند شروع می کند ، قادر به پایان دادن به جمله برای اشک)

صفحه به صفحه: در انجمن ادبی GUERNSEY & PETATO PEEL PIE و قدرت به اشتراک گذاری داستان ها
منبع: Blueprint Pictures

جنگ جهانی دوم حضور مداوم است ، یک شبح روی فیلم است به شکلی که در رمان نیست. با بالا بردن آن نیوول موضوع جامعه را اقتباس می کند ، و آن را برای یک زمینه گسترده تر تفسیر می کند ، و دو تعامل بین ژولیت و ایزولا این است که تفسیر در مینیاتور انجام می شود. متحد آنها قادر به غلبه بر ضربه هستند ، هر چقدر هم شخصی باشد ، اما منزوی هستند و ناتوان هستند. بنابراین عمل مشترک به همان اندازه که برای یکدیگر است برای ما نیز مفید است.

نتیجه گیری: در مورد الیزابت مک کنا ، اندز ، و آمپرساند

با پایان روایت ، ژولیت ، که به نزدیکان ساکنان گرنزی نزدیک شده است ، تصمیم می گیرد که به یک ساکن بزرگ تبدیل شود ، متعهد می شود که به جامعه ای که به او داده است بازگردد. اولین هدیه او یک کتاب است ، زندگی نامه الیزابت مک کنا ، که داستان های مختلفی را که توسط دوستانش ، اعضای انجمن پای پای ادبیات و سیب زمینی برای او بازگو کرده است ، بازگو می کند. حفره ای که ژولیت در جامعه پر می کند همان حفره ای است که الیزابت از آن باقی مانده است و ژولیت با نوشتن زندگی نامه خود قول می دهد نه تنها جایگزین شود بلکه طرفدار آن باشد ، ماجرا را برای شنیدن دیگران و الهام گرفتن از آنها منتقل می کند.

با خطر یافتن همزمانی در جایی که هیچ کدام وجود ندارد ، انعکاس های داستانی را می توان مانند بسیاری از این روایت ها در واقعیت احساس کرد. موازات بین الیزابت و ژولیت و شفر و نیوول، در حالی که دست کم گرفته می شود ، اما غیرقابل انکار است. الیزابت هرگز برای دیدن گرنزی پس از اشغال زندگی نمی کند. شفر هرگز از موفقیت رمان خود که محبوب است ، می داند اقتباس شده است.

در حالی که شفرگذر از زندگی غم انگیز است ، قدرت ماندگاری کتاب او و ادامه حضور آن در گفتگوی فرهنگی ، نه تنها به استعداد او به عنوان نویسنده بلکه به ارزش ایده هایی که او سعی در تعالی داشت صحبت می کند. زیرا انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey به هر حال ، داستانی در مورد “و” است.

چه فکری کردی انجمن ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey به عنوان یک کار اقتباسی؟ در نظرات بحث کنید؟


انجمن گرمی ادبی و پای سیب زمینی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

صفحه به صفحه: GOLDFINCH یک اقتباس کامل بود – به همین دلیل شکست خورد

صفحه به صفحه ستونی است که اقتباس های ادبی را در مکالمه با مطالب اصلی خود بررسی می کند. باشگاه کتاب خود را فراخوانی کنید و چند کاناپه تنظیم کنید ، ما در حال خواندن هستیم.

گل سرخ، جان کراولیاقتباس از دونا تارترمان برنده جایزه پولیتزر به همین نام ، چیزهای زیادی است. این یک داستان اخلاقی درباره ارزش هنر و وظیفه ماست تا اطمینان حاصل کنیم که جاودانگی فرهنگی آن در درون داستانی قرار گرفته است که از جنبه های هیجان انگیز و بزرگسالی (و بسته به کسی که می پرسید ، یک عاشقانه همجنسگرایانه) مساوی است. از زمان انتشار آن یک سال پیش ، گل سرخ همچنین برای یک نژاد خاص از طعمه های اسکار خلاصه شده است – توخالی و پرمدعا ، درک نادرست از منبع اصلی آن ، بدون داشتن زیرساخت های روایی برای حمایت از ادعاهای خود ، به دنبال عظمت است.

هر یک از این توصیف ها نمایانگر جنبه ای از نوع فیلم است گل سرخ است ، اما هیچ کس آن را به طور کامل تصرف نمی کند. آنها توصیف نمی کنند که چه چیزی باعث شده است این یک سوire استفاده حیاتی و مهم باشد ، پاورقی های فرهنگ را سقوط می دهد ، که به جز یک گروه کوچک از طرفداران، که هنوز آن را گرامی می دارند.

سلب مسئولیت: من یکی از مدافعان گفته شده هستم. من معتقدم که گل سرخ فاجعه بیرونی و بیرونی نیست که اعتقاد شما مهم باشد. بله ، این یک فیلم کاملاً معیوب است ، اما زیبایی و قدرت رمانی را که اقتباس می کند ، حفظ کرده است.

زیبایی و قدرت گفتند که مستقیماً مسئول نقص های آشکار فیلم و تمایل به نگه داشتن آنچه به عنوان داستان منحصر به فرد ساخته شده است ، منجر به سختی در اقتباس در جایی که انعطاف لازم بود ، می شود. ویژگی های منفی که آسان قابل مشاهده و انتقاد از آن آسان است ، بسیاری از موارد مثبت را تحت الشعاع خود قرار می دهد و فیلم تحت الشعاع مکالمه ای است که ایجاد کرده است.

همه اینها برای گفتن است ، به گلدفینچ هرگز فضایی داده نشد تا بتواند خود را با شرایط خود بیان کند. توصیفات آن کاملاً مشخص نیست که این نوع فیلم چیست زیرا هیچ کس برای کشف این موضوع وقت نگذاشته است. هیچ کس تا جایی که گفتن پیش نمی رود گل سرخ یک شاهکار مخفی است ، اما خوب ، زیباست و شایسته بازنگری و ارزیابی مجدد است.

ترجمه داخلی به خارجی

در هسته آن ، گل سرخ داستانی است که با غیبت تعریف می شود. در مرکز ، تئو دکر ، پسر جوانی قرار دارد که پس از بمب گذاری در موزه هنر متروپولیتن ، به طور تصادفی The Goldfinch ، یک نقاشی بی ارزش کارل فابریتیوس را سرقت می کند. به دنبال انفجار ، تئو خود را در جهان تنها می یابد. مادرش در این انفجار کشته شد و پدرش مدتی غایب بود. ما در حالی که تئو را برای تعلق جستجو می کند ، دنبال می کنیم. عدم وجود به صورت غم ، افسردگی ، انزوا ، تنهایی و بی مکانی.

داستانی که معنی آن بیش از آنچه در حال حاضر است از آن است که گم شده است ، گفتن داستان ساده ای نیست ، اما رمان آن را با تعجب می کشاند. این رمان با توانایی موقعیت یابی خود در دیدگاه اول شخص تئو ، دنیای انزوا و غیاب خود را با جزئیات و درون نگری پر می کند. مونولوگ داخلی تئو ، که بصیرت و شوخ است ، تعداد زیادی از رمان ، که گاهاً صد صفحه به طور همزمان دارد ، حمل می شود. درونی بودن این رمان چنان توسعه یافته است که می تواند نتیجه گیری شود که متشکل از یک بحران وجودی تب-رویا است ، زمانی که تئو متوجه می شود “که خنده سبک بود و نور خنده بود ، و این رمز و راز جهان است.” “

صفحه به صفحه: GOLDFINCH یک اقتباس کامل بود - به همین دلیل شکست خورد
منبع: استودیوی آمازون

در مقایسه ، این فیلم به سادگی نمی تواند آن سطح از درونی را بدست آورد. ماهیت رسانه سینمایی از آن جلوگیری می کند. در حالی که برخی از قابلیت های پخش صدا برای کمک به متن جهت پرش از صفحه ای به صفحه دیگر ، از اندازه بزرگ استفاده شده است دونا تارترمان – که بیش از 800 صفحه طول دارد – به این معنی است که بیشتر دنیای داخلی تئو را نمی توان به فیلم ترجمه کرد. تأثیر فقدان مونولوگ داخلی برای هرکسی که با این رمان آشنا باشد بلافاصله قابل مشاهده است ، این به فیلم و احساس فقر می بخشد ، پوچی که به راحتی قابل جمع شدن با وطن است. اگرچه مخلوط کردن آنها اشتباه است.

پوچی فیلم یک انتخاب آگاهانه است ، ترجمه جانبی مبارزات داخلی تئو است نه یک ترجمه واقعی. به این ترتیب گل سرخ به عنوان قصه پردازی ، جایگزین یک عمل طبقاتی می شود تارتنثر با جو راجر دیکینفیلمبرداری و محیط ترور گورکیسنمره ترجیح برای نوشتن داستان نسبت به بصری قابل درک است ، تارتنوشتن به صورت منفرد است ، اما رد کردن مورد دوم به عنوان تقلیدی کم رنگ از اولی ، بی اعتبار کردن دستاوردهای خدمه با استعداد است ، که نه تنها بهترین راه را برای ترجمه نوشتار به تصاویر یافتند.

نقاشی

یکی از رایج ترین شکایات علیه گل سرخ این بود که زمان بسیار کمی را به نمایش تئو با فیلم Goldfinch اختصاص داد. و حتی وقتی تئو با آن دیده می شود ، در روزنامه یا بسته بندی پیچیده می شود ، و در آن پنهان می شود. ما آن را می بینیم ، اما “نمی بینیم” ستون فقرات احساسی داستان به ارتباط او با نقاشی بستگی دارد – درست قبل از بمب گذاری ، مادرش آن را نشان می دهد و می گوید این مورد مورد علاقه او است. پس از انفجار ، تئو آن را از خاکستر بیرون می کشد ، وزن عاطفی از دست دادن او را به آن متصل می کند ، و متعاقباً نمی تواند آن را به مقامات بازگرداند زیرا دست کشیدن از آن ، رها کردن او است.

تئو نقاشی را گروگان می گیرد ، و به همان اندازه نقاشی او را گروگان می گیرد ، او مانند پرنده ای که به تصویر می کشد زنجیر می شود. ارتباط Theo با The Goldfinch محوری است که کل داستان بر روی آن می چرخد. انتقاد از فیلم برای نقاشی نبودن یک واکنش طبیعی است. اما من استدلال می کنم که انجام این کار این است که رابطه تئو با آن را اشتباه بخوانید ، و بنابراین فیلم را به طور کلی بخوانید. Goldfinch ممکن است اغلب روی صفحه نباشد ، اما حضور آن را می توان در همه جا احساس کرد.

صفحه به صفحه: GOLDFINCH یک اقتباس کامل بود - به همین دلیل شکست خورد
منبع: استودیوی آمازون

ظاهر Goldfinch در طراحی رنگ است – تقریباً هر عکس از رنگهایی تشکیل شده است که در جایی از خود Goldfinch ظاهر می شود. این در روشی است که Theo با افراد سرد ، دور و خویشتندار ارتباط دارد. این در اشتیاق او به دوران باستان وجود دارد. این وضعیت در حال بدتر شدن او به سو alcohol مصرف الکل و مواد مخدر است. لازم به ذکر است که Goldfinch یک عدم حضور برابر در رمان است ، و باعث می شود تصویر روی صفحه نمایش آن مستقیماً از مواد منبع بلند شود. بنابراین ، برای انتقاد از فیلم ، داشتن وفاداری بیش از حد به مواد اصلی منصفانه است ، می توان تغییرات احتمالی ایجاد کرد و احتمالاً باید ایجاد می شد.

اما در تصمیم گیری برای اجازه دادن به The Goldfinch همانطور که در فیلم وجود دارد ، کراولی روح رمان را به تصویر می کشد. تئو می گوید: “وقتی او را از دست دادم ، هیچ نقطه عطفی را که ممکن بود مرا با خوشبختی به جایی سوق دهد ، از دست دادم.” از دست دادن او جسمی کامل است و تأثیر آن بر زندگی او کاملاً است. در نگه داشتن نقاشی اضافی ، و اجازه دادن به آن خود را در سراسر فیلم از راه های دیگر ، کراولی کل ضرر تئو را بازسازی می کند – هم در همه جا و هم در یک جا.

ضربه

انتقاد عمده دیگری که به فیلم وارد می شود نحوه بازسازی مواد اصلی آن است. در جایی که رمان کاملاً ساده است ، قبل از پیگیری شروع ، در رسانه ها با تئو در آمستردام آغاز می شود ، زیرا او همه چیزهایی را که او را به این لحظه هدایت کرده است برای ما تعریف می کند ، فیلم داستان را قطعه قطعه می کند ، بین نوجوان و تئوی تئو به عقب و جلو می پرد. سالهای بزرگسالی این نقص را قبول می کنم بازسازی ، بمب گذاری را شکسته و لحظه تعیین کننده داستان را از هم جدا کرده و در سطح فیلم پراکنده می کند. ریتم یا هدف قابل تغییر در تغییر زمانها نیز بسیار کم است ، و به ویژه به هیچ وجه به گام برداشتن روایت کمک نمی کند.

صفحه به صفحه: GOLDFINCH یک اقتباس کامل بود - به همین دلیل شکست خورد
منبع: استودیوی آمازون

با این حال ، حتی این تصمیم ، که بدترین تصمیم در فیلم است ، یک تصمیم کاملاً بد نیست. در حالی که تا حدودی یکپارچگی روایت را به خطر می اندازد ، و توجه را به لحظه های پرتحرک تر جلب می کند – تارتسبک نئو دیکنزی است ، که تا حد زیادی به اتفاقی بعید و ضربات غیرمترقبه سرنوشت متکی است – این یک حرکت بد و بیرونی نیست. آنچه در انسجام از دست می رود ، در تعهد به ارائه کیفیت شکسته زندگی تئو بدست می آید. با بریدن داستان به روبان و پراکنده کردن آن ، ظاهراً به طور تصادفی ، کراولی واقعیت زندگی با ضربه را ثبت می کند.

این فیلم ، مانند تئو ، برای فرار واقعی از بمباران تلاش می کند. حتی پس از دو ساعت و نیم زمان اجرا ، روایت همچنان به لحظه تحریک کننده بازمی گردد ، و در آغاز پایان می یابد ، درست لحظاتی قبل از انفجار بمب. درد تئو گرانش است و روایت از هم پاشیده مانند اشیایی که در آن گیر افتاده اند ، قادر به فرار از مدار خود نیست.

نتیجه گیری: تصویب آن

گل سرخ از یک شی کامل دور است و گرچه ایرادات آن در ذهن من قابل دفاع است ، اما اگر باعث شود شما آن را رد کنید قابل درک است. اما من شما را تشویق می کنم که آن را یادداشت نکنید و این کار را به عنوان یک بازدید یا بازدید مجدد انجام دهید. احیای مجدد و به اشتراک گذاری ارزش های اصلی داستان هستند ، اجسام زیبا را از لاشه هواپیما بیرون می کشند و آنها را از یک شخص به فرد دیگر منتقل می کنند ، جایی که می توان آنها را حفظ ، به اشتراک گذاشت و گرامی داشت.

شاید این طبقه بندی بزرگوارانه باشد گل سرخ به عنوان یک شی زیبا اغلب اوقات شلخته است و وفاداری به مواد اصلی آن به همان اندازه که به آن کمک می کند مانع آن می شود. اما همچنین با استفاده از هنر زیبا برای آشتی دادن احساسات پیچیده و دشواری زندگی ، تصویری زیبا از ضربه است. گل سرخ ما را تشویق می کند تا به دنبال زیبا بگردیم ، از آن دفاع کنیم و از آن استفاده کنیم. من می توانم به چند ماموریت نجیب تر از آن فکر کنم.

آیا دیده اید گل سرخ؟ نظر شما چیه؟ نظرات خود را در نظرات به اشتراک بگذارید!

Goldfinch اکنون در Amazon Prime در ایالات متحده جریان دارد.


Goldfinch را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

PLOT در برابر آمریكا “قسمت 6”: یك پایان عالی برای سریالهای كامل

“آزادی می تواند به سرعت از بین برود و از بین برود ، و تنها کاری که باید انجام دهید اینست که از تلاش برای آن دست بکشید.” – دیوید سایمون، مصاحبه با اسلیت ، 20 آوریل 2020

به نظر می رسد که کلمه “کامل” کمی بیش از حد پرت می شود ، به خصوص با توجه به اینکه این کلمه دلالت دارد. برای نمایش کامل ، هر شات ، هر اجرا ، هر سطر ، هر ظرافت ، هر چیز ریز و درشتی باید نه تنها کاملاً آماده ، بلکه کاملاً اجرا شود ، و کاملاً مطابق داستان باشد. با توجه به آن نظم بلند ، کمال چیزی است که بدیهی است هر روز اتفاق نمی افتد. بنابراین وقتی به من می گویم به من اعتماد کن ، بندرت از کلمه مناسب تر از توصیف استفاده شده است دیوید سایمون و اد برنزدرخشان توطئه علیه آمریکا.

خلاصه قسمت

سپتامبر 1942. خشونت ناشی از رقابت احزاب در حال افزایش است. کاندیدای حزب دموکرات ریاست جمهوری ، والتر وینچل در یکی از تظاهرات های خود مورد حمله قرار می گیرد. اعتراضات و ضد اعتراضات همچنان درگیر شورش ها هستند. در تظاهرات بعدی ، وینچل ترور می شود و کشور به آشوب می رود. مدتی ، رئیس جمهور لیندبرگ (بن کول) علی رغم درخواست مداوم بنگلزورف مبنی بر اینکه او به نوعی اظهارات عمومی می کند تا بتواند تنش را کاهش دهد ، ساکت است.

خانواده لوین ناامیدانه سعی می کنند مانند همه افراد در امان بمانند ، مشاغل یهودی توسط ستمگران نفرت انگیز سوزانده می شوند ، در حالی که اجرای قانون فقط چند پا از آن فاصله دارد ، اما از مداخله امتناع ورزید. آلوین (آنتونی بویل) با یک جنبش مقاومت زیرزمینی روبرو می شود ، و به عنوان یک شرکت کننده ناخواسته یا به همین دلیل او به سقوط هواپیمای رئیس جمهور مشکوک می شود.

PLOT در برابر آمریكا
منبع: HBO

با گم شدن لیندبرگ ، این کشور بیشتر به خشونت ناشی از نفرت می پردازد ، زیرا شایعات و اتهامات پرواز می کنند. به قول وزیر هنری فورد ، بنگلزورف (جان تورتورو) به اتهام توطئه علیه توطئه علیه دولت دستگیر شده است. بانوی اول آن مورون لیندبرگ (کارولین کاپلان) به اسارت غیرقانونی برده می شود ، در حالی که مردم داستانی را که او در غم و اندوه در بستر است ، تغذیه می کنند. تنها هنگامی که وی توسط حامیان وفادار دولت لیندبرگ آزاد شد ، علیه خشونت سخن می گوید ، خواستار برگزاری انتخابات جدید در ماه نوامبر است. سرانجام ، خشونت فروکش می کند و کشور شروع به بازگشت به برخی از ظاهرهای عادی می کند ، اما هرگز دیگر یکسان نیست.

اعدام بی عیب و نقص

شبیه به فیلیپ راثرمان ، شخصیت جوان فیلیپ است که به طرز ماهرانه ای در تمام سریال به عنوان کشتی ای استفاده می شود که از طریق آن می توانیم تغییراتی در خانواده و همچنین در کل کشور مشاهده کنیم. از آنجا که فیلیپ خیلی جوان است ، ما با ترسهای آشنایی که خودمان در کودکی تجربه کردیم ، ارتباط داریم. علاوه بر این ، ما هرج و مرج را می بینیم که فیلیپ در حال تجربه آن است بدون فیلتر که به طور طبیعی با بزرگتر شدن رشد می کند.

در هر قسمت از شش قسمت این سریال ، تجربیات فیلیپ باعث می شود واقعیت متناوب داستان از نظر ظاهری واقعی به نظر برسد. طبیعتاً بینندگان موظف هستند که کفر را با هر داستان داستانی متوقف کنند ، اما توطئه علیه آمریکا این کار را با استفاده از فیلترهای محافظ طولانی مدت گرامی خود ، یک قدم جلوتر می برد. سیمون و می سوزد از دیدگاه یک کودک بی گناه استفاده کنید تا از مخاطبان خود بخواهید که آجر ، آجر ، آجر ، دیوارهایی را که در قلب ما ساخته ایم ، پاره کنند.

که در قسمت 6، فیلیپ (اجی رابرتسون) مجبور شده است توازن بین نیازهای خودش و نیازهای دیگران را آشتی دهد. فیلیپ تنها دوست جوان سلدون آرشو بود (یعقوب لاوالاخیراً به عنوان بخشی از برنامه “Homestead 42” به همراه مادرش به کنتاکی نقل مکان کردند. در واقع ، فیلیپ حداقل تا حدی مسئولیت Wishnows را مجبور به حرکت می کند: Evelyn (وینونا رایدر) ، قبلاً خانواده لوین را به قصد جابجایی به كنتاكی قرار داد ، احساس كرد كه اگر دوستش به آنجا نقل مکان كند ، بر فیلیپ آسانتر خواهد بود. وقتی هرمان (مورگان اسپکتور) ، تصمیم گرفت که دستور را نادیده بگیرد ، سلدون و مادرش در کنتاکی به پایان رسیدند در حالی که لوینز در نیوجرسی پشت سر می ماند. در طول این قسمت ، می آموزیم که مادر سلدون توسط اعضای کو کلوکس کلان کشته شده است. هرمان و سندی (Caleb Malis) به جمع آوری پسر بروید ، و سطح دیگری از ترور ناشی از نفرت را در ایالت جنوبی تجربه کنید.

فیلیپ مجبور به آشتی دادن اقدامات خود و تأثیر آنها بر دیگران ، اهمیت حیاتی تاکتیک را در طول این قسمت می آموزد ، از جمله زمانی که ممکن است لازم باشد کمتر از حقیقت باشد تا بیشتر موارد مهم را در یک موقعیت بحرانی بیشتر کند. شاید شدیدترین درس به شکل پیوندهای شکسته بین مادر و خواهرش باشد. اویل پس از دستگیری بنگلدورف ، به خانه ی لوین می آید و ناامیدانه به دنبال کمک و سرپناه است. با تماشای فیلیپ ، بیس زن ناامید را دور می کند. او تصمیم دارد امنیت خانواده خود را بالاتر از خواهرش قرار دهد و چاره ای برای انجام این کار ندارد ، زیرا Evelyn بارها و بارها نشان داده است که از نظر بس در مورد امنیت خانواده اش بیزار است. بس به خواهرش می گوید: “من همیشه تو را دوست خواهم داشت ، اما هرگز تو را نخواهم بخشید.” اویل با او تماس می گیرد ، اصرار دارد ، حتی با اثبات بر خلاف این ، اثبات کند که او هیچ اشتباهی نکرده است. بس وقتی ساکت می ماند سکوت می کند.

PLOT در برابر آمریكا
منبع: HBO

اجراهای این سریال از سطح بالایی برخوردار هستند ، اما زو کازان در این فینال آن را به سطح دیگری می برد. به طور خاص ، یک صحنه به عنوان شایسته همه تحسین ها است. همانطور که بس سعی دارد سلطان را از طریق تلفن در وسط شب راحت کند ، کازان کلاس بازیگری را در بازیگری ارائه می دهد. Seldon وحشت زده است ، وحشت دارد که مادرش از کار برنگشته است ، و هنوز صدا نکرده است. او ادامه می دهد: “او مرده است ، من می دانم که او است”. بس به وضوح می ترسد که چنین چیزی ممکن باشد ، اما باید ترس های خود را با کودک وحشت زده و احساس تعهدی که به او کمک می کند آشتی دهد. او سعی می کند توضیح دهد که ممکن است مادرش به تازگی به تأخیر افتاده است ، و به پسر گفت که اشکالی ندارد.

او در حالی که صحبت می کند حرکت می کند ، انگار که او را به عقب و جلو تکان می دهد ، ناامیدانه سعی می کند وحشت را از صدای خودش دور نکند. سپس ، او یک گلوله اسلحه در خارج از پنجره اش می شنود. بعد دیگری هراس او در حال افزایش است ، او مجبور است برای حفظ صدای خود به عنوان آرام ادامه دهد و همچنان به تلاش و کمک به سلدن ادامه می دهد. در کل صحنه ، دوربین به راحتی شلیک می کند. این یک لحظه استادانه است ، و در کل فقط یکی از موارد بسیاری است توطئه علیه آمریکا.

“آزادی را می توان از دست داد و به سرعت از بین رفت.”

در طول توطئه علیه آمریکا، “مرد بد” ای وجود ندارد. هیچ قهرمان مشخص و تبهکاری به معنای سنتی وجود ندارد. درعوض ، شخصیت ها صرفاً انسانی هستند. این نمایش مراقب است که نظر یک انسان را به سمت کانون توجه قرار ندهد. در حالی که البته نظر رئیس جمهور وزنه برداری دارد ، اما این عقیده چیزی نیست که منجر به ناآرامی شود. در عوض ، این فرضیه اعتقادات دیرینه از طرف شهروندان روزمره است. به طور خلاصه ، تعصب تأیید.

خطر تعصب تأیید این است که ، مردم همیشه بوده و همیشه خواهند بود که مردم آنچه را که به دنبال آن هستند می یابند. اگر آنها بخواهند تأیید نژادپرستی را در اعمال یا سخنان یک رهبر ببینند ، این همان چیزی است که آنها می یابند. و اگر آنها بخواهند در همان کلمات و اعمال دقیقاً نکوهش نژادپرستی را ببینند ، این همان چیزی است که آنها پیدا خواهند کرد. در پایان ، خطر هر شخص و هر گروهی از افراد نیست ، هر چقدر هم که قدرتمند باشد. در پایان ، خطر واقعی تحقق ایده های واپس گرایانه از طریق عدم مواجهه و آموزش است.

PLOT در برابر آمریكا
منبع: HBO

این نمایش با یک عکس جالب باورنکردنی خاتمه می یابد ، صحنه ای که کاملاً منعکس کننده آمریکای مدرن است ، در حالی که این کشور برای انتخاب رئیس جمهور جدید در 3 نوامبر 1942 به صندوق های رای می رود. بهترین و بدترین کشور ما ما در افراد مبارزات انتخاباتی ، خوش آمد گویی به یکدیگر ، جنسیت های مختلف ، مذاهب ، نژادها ، امید را می بینیم. سپس ، به عنوان سرقت رأی و سوزش آرزوها ناامید می شویم. به عقب و جلو ، پیشرفت را می بینیم ، و سپس رکود می کنیم.

همچنین ببینید

GEMINI MAN: A Clone Action Bland

آهنگ شات نهایی در سراسر خانواده لوین ، که در اتاق نشیمن خود نشسته اند ، منتظر نتایج انتخابات از طریق رادیو هستند. به آرامی ، دوربین دوربین در نزدیکی رادیو قرار گرفت ، زیرا گوینده توضیح می دهد که تا کنون ، نتایج بسیار نزدیک به تماس هستند. برش به سیاه چرا؟ چرا به چنین نت ، بدون نتیجه انتخابات پایان می دهیم؟ زیرا این خلاف تمام نقطه نمایش است. توطئه علیه آمریکا از ما نمی خواهد که مردم “درست” را انتخاب کنیم. درعوض ، از ما می خواهد بسازیم واقعی، بادوام تغییر دادن. نژادپرستی ، نفرت ، ترس یا هر مسئله ای که اکنون “داغ” است با انتخابات حل نمی شود. رهبری جدید به طور ناگهانی تغییر بزرگی ایجاد نمی کند. این به ما بستگی دارد در دموکراسی ، رهبری به معنای نمایندگی است. مردم تصميم گرفتن. به عنوان یکی از مردم ، صدای من باید مهم باشد. بنابراین باید مال شما باشد. پس چی میگی؟ آیا بالاخره وقت آن رسیده است که نفرت گذشته را جابجا کنیم؟

همانطور که آلوین در خلال یک مسابقه فریاد با هرمان در پایان قسمت گفت ، چقدر دیگر می خواهیم بنشینیم و منتظر باشیم تا چیزی بیاید و اوضاع را تغییر دهد ، خواه مداخله الهی باشد یا هر چیز دیگری؟ همانطور که بسیاری از افراد (من در این مورد نیز گناهکار هستم) در مورد انتخابات بعدی صحبت می کنند انگار قرار است به طور ناگهانی همه چیز را برطرف سازد ، تکرار شعار رای دادن به آراء ، دیوید سایمون و اد برنز با این سریال یک توبیخ نگران کننده از بی عدالتی ما را تحویل دهید. همین الان عمل کن. متوقف کردن انتظار انتخابات تنها بخش کوچکی از ریشه کن کردن شر است. پول و عمل خود را در جایی که حساب می شود قرار دهید. به جنبش بپیوندید … اکنون.

پدرم گفت: “پدر من ، دوباره به او نقل قول می کنیم – ما در تهیه خط برای یک ورق مشکل داشتیم. و ما یک دسته از مطالب را امتحان کردیم ، برخی از آن کمی بیش از حد در پول بود ، برخی از آن کمی انتزاعی بود. و آن چیزی که سرانجام با آن رفتیم ، چیزی است که پدرم در هر عید صدر می گفت … در این تعطیلات با مضامین آزادی ، پدرم گفته بود که دمکراسی و آزادی ، با گسترش ، هرگز نمی توانند کاملاً پیروز شوند. هر روز یک مبارزه سه جانبه است. هر روز شما باید چند مار را بکشید. هر روز باید بجنگید تا تلاش کنید تا فرضیه آزادی را برای چند نفر دیگر گسترش دهید ، به آن دسته از گروههایی که بیشترین محاصره را دارند. شما هرگز نمی خواهید کار را تمام کنید. هرگز لحظه ای جایی که دستان خود را غبار می زنید و می گویید ، “خوب ، در آنجا است. این جمهوری ما است این عالی است. “این مبارزه است. این سخت ترین نوع حکومتی وجود دارد ، تلاش برای خودگردانی ، و کاملاً ناقص است. اما آزادی می تواند به سرعت از بین برود و از بین برود ، و تنها کاری که باید انجام دهید اینست که دست از جنگیدن برای آن بردارید. شما باید جلوی کار خود را بگیرید ، باید جلوی کشتن مارها را بگیرید. او هر ساله این را به ما می گفت. و فکر نمی کنم تا به امروز که در این سه سال گذشته زندگی کرده ام ، پیچیدگی آنچه را که او می خواست بگوید را درک کرده ام. ” – دیوید سایمون، مصاحبه با اسلیت ، 20 آوریل 2020

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم Enquiry را باز کنید. به جمعی از خوانندگان هم فکر که علاقه مند به سینما هستند ، بپیوندید – به شبکه خصوصی اعضای ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل بازگردید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

کارگردان جاستین کورزل در مورد تاریخچه واقعی KELLY GANG صحبت می کند

در تاریکی شب ، قطار از طریق بیابان استرالیا شارژ می شود. The Ned Kelly Gang ، ارتش جوانی است که لباس های خود را به رهبری ناقوس نلی کلی رهبری می کند ، در انتهای مسیرها منتظر حمله است. این یک تصویر سورئال است که تقریباً شبیه به رویای خواب است ، هر دو بسیار تند و زننده و در عین حال خسته کننده.

بیشتر داستان نید کلی عمدتاً با کسانی که در ایالات متحده آمریکا حضور دارند بیگانه است. اما ، در استرالیا ، او یک شخصیت فرهنگی برجسته ، موضوع زندگی نامه های بی شمار و آثار هنری است. در فیلم ، او توسط همه بازیکنان فوتبال استرالیا بازی می شود (بابی چیتی) ، به یک راک استار (میک جاگر) ، و حتی یک بازیگر برنده اسکار (مدیر بهداشت) حالا کلی دوباره در قالب تصویر جدید با عنوان جدید دوباره به صفحه نمایش باز می گردد داستان واقعی از باند کلیبر اساس رمانی برنده جوایز 2001 با همین نام که داستان کلی را از دیدگاه وی تصویر می کند.

اخیراً خوشحال شدم که با کارگردان جدید فیلم صحبت کنم ، جاستین کورزل، درست قبل از انتشار کورزلخود استرالیایی ، مشغول ایجاد شغل در طیف متنوعی از پروژه ها از تصاویر جنایات واقعی است (شهر برفی) ، اقتباس های شکسپیر در مقیاس حماسی (مکبث) ، و حتی آوردن یک سری بازی معروف ویدیویی به صفحه بزرگ (Assasin’s Creed) در اینجا ، وی درباره اهمیت کلی برای فرهنگ استرالیا ، نقش موسیقی در فیلم او و اینکه چگونه این اقتباس داستان از آنهایی که پیش از این بی نظیر است ، بی نظیر است.

کارگردان جاستین کورزل در مورد تاریخچه واقعی KELLY GANG صحبت می کند
منبع: IFC Films

جسی نوسان برای استعلام فیلم: بدیهی است که داستان نید کلی داستانی است که در تعداد زیادی کتاب و حتی فیلم به آنها گفته می شود. چه شد که شما را به این داستان جلب کرد ، و احساس کردید که می توانید از آن بیرون بیاورید که شاید متفاوت از چیزی باشد که قبلاً دیده بودیم؟

جاستین کورزل: خوب ، من حدس می زنم که این یک نوع غیر معمول بود زیرا این کتاب نوعی حساب اول شخص از ند کلی بود ، و شما را به روشی خاص آزاد می کند. شما بلافاصله می دانید ، این جایی نخواهد بود که یک بیوپیک سنتی باشد که در آن بودجه اختصاصی به آنچه ند و چه اتفاقی افتاده است می پردازید. او داستان خود را از طریق نامه هایی به فرزند متولد نشده خود می گفت زیرا سعی داشت تاریخ خودش را بگوید و برای اینکه دخترش حقیقت آنچه را که اتفاق افتاده را درک کند.

این برای من طنین انداز شد زیرا ، بزرگ شدن ، ند کلی نوعی کارناوال بود. در شهر کوچک ما یک نید کلی با 20 پا وجود داشت. می توانید زره های او را ببینید ، پای ناد کلی وجود دارد. بنابراین او به عنوان یک چهره در طول تاریخ ما تبدیل به یک افسانه و افسانه شده بود. جالب بود که یک شخصیت داشته باشید که سعی داشت در مقابل آن بنویسد. آنوقت چیزهای کمی مثل لباس داشتید که همیشه مرا در کتاب مجذوب خود می کرد ، با این بچه ها لباس هایی را به عنوان زره یا جنگ می پوشیدند تا علیه انگلیسی ها بجنگید. این جهانی برای من باز شد که با هر آنچه که قبلاً آمده بود متفاوت بود.

بله ، لباس جزئیات کوچک و کمی تیره و جالب است. به نظر شما چه چیزی در مورد ناد کلی است که او را به این شخصیت فرهنگی عظیم در استرالیا تبدیل می کند؟ آیا معادل کسی مثل جسی جیمز در اینجا در ایالات متحده است؟

جاستین کورزل: بله ، منظور من او ضد اقتدار است و استرالیایی ها آن را دوست دارند. من فکر می کنم مدت هاست او به عنوان نوع رابین هود استرالیا دیده می شود ، چه کسی بانک ها یا مربیان مرحله را سرقت می کند و ثروت را توزیع می کند. و همچنین ، من فکر می کنم زره هایی که او استفاده می کرد خیالی و مبتکر بود و از آن برای جنگ با پلیس استفاده می کرد. این چیزی بود که احساس می کنم تصورات مردم اسیر شده است.

می دانید ، ما در استرالیا عجیب هستیم ، ما دوست نداریم به تاریخ بسیار کوتاه و سفید خود نگاه کنیم. من فکر می کنم با وحشیگری اتفاقی که در اینجا افتاد ، رابطه بسیار ناراحت کننده ای داریم. بنابراین ، من فکر می کنم ما به سمت چیزهایی حرکت می کنیم که کمی شناسایی آنها با ما آسان است. من فکر می کنم در مورد ناد نیز چیزی وجود دارد که او با بسیاری از افراد سفید پوست آلفا در ارتباط است و این به خاطر شورش در او و ماهیت ضد اقتدار وی است که در آنجا با لباس زره پوش علیه پلیس می ایستد. به نظر می رسد که این تصویر به نوعی طنین انداز است. بنابراین ، شفق قطبی در مورد او وجود دارد که فکر می کنم نویسنده باشد پیتر کری، و ما کمی تند تند و تند و تیز می زدیم.

بدیهی است ، من می خواهم در مورد ناد کلی خود ، با بازی جورج مک کی ، از شما سؤال کنم ، که احتمالاً افراد بسیاری از آنها 1917. چه شد که در مورد او ایستاد و برای او درست کرد؟

جاستین کورزل: جورج فقط توضیحی در مورد او دارد که به محض اینکه وارد اتاق شد ، فکر کردم ، “این مرد می تواند این موارد را بنویسد.” در هر دو فیلم و کتاب ، ناد کلی کاملاً کلمات کلیدی است. بنابراین ، ما می خواستیم هرکسی که در این نقش بازی می کردیم ، یک پختگی ذاتی برای او داشته باشد و چیز خوبی در او وجود داشته باشد که شما می توانید شاهد تبدیل شدن به چیزی کاملاً خشن و وحشیانه باشید. و ، جورج مک کی او یکی از خوب ترین مردم خونین است که می توانستید با آنها ملاقات کنید ، و او بسیار مرفه و مهربان است و نوعی خوبی را به وجود می آورد.

ایده گرفتن از آن و تبدیل آن به چیزی وحشیانه ، که همان چیزی است که او در پایان می شود ، بخش عظیمی از این بود که چرا ما او را ریختیم. اما ، من همیشه هوادار عظیمی از او بوده ام. وقتی انجام می دادم ، او را به عقب برگرداندم مکبثاو را در چند فیلم دیدم ، و فکر کرد که فوق العاده است کاپیتان فوق العاده. بنابراین ، وقتی او به استماع رسید ، من فقط فکر کردم که او برای نقش مناسب است.

شخص دیگری که می خواهم از شما بپرسم راسل کرو است ، که فکر می کردم در این فیلم بسیار دلنشین و جذاب است ، حتی اگر او شخصیتی بسیار بیرحمانه بازی می کند. من نمی خواهم آن را به طور کامل از بین ببرم ، اما آهنگی که او در این فیلم می خواند وجود دارد که من شنیدم که او با خودش آمد. داستان پشت این چیست؟ او به نظر می رسد مانند یک شخصیت بسیار موزیکال است ، حتی اگر بیشتر مردم به این طریق فکر نمی کنند.

جاستین کورزل: وقتی برای اولین بار به خانه او رفتم تا با او درباره رول صحبت کنم ، تمام شب را به موسیقی گوش دادیم. او فوق العاده موزیکال است بنابراین ، من برگشتم به شون [[اعطا کردن]، نویسنده ما ، و گفت: “این بسیار خارق العاده خواهد بود اگر راسل بتواند در این فیلم آواز بخواند و شادی و نور را به مکانی بسیار متروک برساند.” این ترانه نوعی آهنگ ملایم ضد استبدادی است ، اما در واقع ، کلمات بسیار لعنتی افتضاح هستند. در استرالیا چیزهای زیادی وجود دارد ، آهنگ های زیادی در مورد ضد اقتدار که معمولاً با اندکی چشمک زدن به یک آهنگ پیچیده می شوند اما با اشعار بسیار گزنده.

ما در دهه 70 و 80 استرالیا چند ترانه پیدا کردیم که می توانستیم به آنها اعتماد کنیم ، اما راسل گفت: “من می خواهم این کار را انجام دهم ، می خواهم با آن بیاموزم.” این یک آهنگ عالی است ، و معنای آن چنان خارق العاده است که ما ناد را مجبور به استفاده از آن بعداً در فیلم کردیم و به یک لحظه مهم تبدیل شد. اما ، راسل شگفت انگیز است و چیزهای زیادی را برای آن به ارمغان آورده و به فیلم وفادار است.

همچنین ببینید

Downtown LA Film Festival 2019: مصاحبه با زنون ساموئل ، کارگردان SURVIVE
کارگردان جاستین کورزل در مورد تاریخچه واقعی KELLY GANG صحبت می کند
منبع: IFC Films

آیا او کسی است که تمام مدت فقط آهنگ می خواند یا گیتار دارد که در حال پخش است؟

جاستین کورزل: خوب ، او از نظر داشتن گیتار در مجموعه به دلیل اینکه شخصیت او ، هری پاور ، کار کرد ، روی ما قرار داد. ما آهنگ دیگری در فیلم داشتیم که استفاده نکردیم ، اما ایده این بود که هری نوعی باند مسافرتی یک مرد بود. خیلی عالی بود! ما مدام بازی می کردیم ، افراد زیادی بودند. ما بسیاری از نوازندگان در مجموعه بود. داشتیم مارلون ویلیامز در این فیلم نقش آفرینی کردند و پسران به یک گروه پیوستند ، حتی دو هفته قبل از شروع فیلمبرداری ، آلبومی نوشتند و جادوگری انجام دادند. این مجموعه بسیار جالب و زیبا بود که باید به آن پی برویم زیرا بیشتر مردم در حال نواختن ساز و یا نوشتن آهنگ بودند. بنابراین ، آن را سرگرم کننده بود.

یکی از مواردی که من واقعاً در مورد فیلم جالب دیدم ، تعادل بین این داستان بسیار تاریخی است ، در حالی که داشتن این زیبایی شناسی بسیار مدرن ، تقریبا پانک-سنگ با کلیت چیزها نیز بسیار مهم است. چگونه می توانید از آن خط خوب سوار شوید ، آیا این چیزی است که در مرحله فیلمنامه یا در طول تولید است؟

جاستین کورزل: خوب ، من نمی دانم بسیاری از مراجعی که من برای این باند داشتم ، اشاراتی به گروههای دهه 70 و اوایل دهه 80 در استرالیا بود. سیلوئیت آنها و طرز نگاه و احساس آنها مرا به یاد عکس مردان در گروه های استعماری استرالیا می اندازد. من لزوماً تصمیم نگرفتم که چنین چیزی را انجام دهم. این فقط به صورت ارگانیک اتفاق افتاد. وقتی بودجه ما به نصف کاهش یافت ، من فیلم کامل را اجرا نمی کردم. من نمی توانم آن را تحمل کنم.

اما آزاد کننده بود ما در حال فکر کردن بودیم ، “چه کاری می توانیم انجام دهیم و چه احساسی را برای مخاطب ایجاد خواهیم کرد.” من نمی خواهم مخاطبان به این باند نگاه کنند و فکر کنند ، “آنها خیلی بیگانه به نظر می رسند ، و این لهجه های ایرلندی را به دست آوردند ، و من نمی توانم آنها را کاملا احساس کنم زیرا خیلی دور هستند.” من می خواستم پسران مثل بچه ها احساس کنند که می توانید اکنون در خیابان قدم بزنید اما بدون اینکه مدرن باشد. من می خواستم چیزی آشنا و ابتدایی داشته باشم و انرژی و نگرشی در مورد آن داشته باشم ، در حالی که همچنین نباید از هیچ وجهی از دوره های مختلف دور شود.

کارگردان جاستین کورزل در مورد تاریخچه واقعی KELLY GANG صحبت می کند
تاریخ واقعی کلی باند کلی (2020): [IFC]

خوب ، من می خواهم ما را با یک سوال سرگرم کننده حلقه کنید. اگر مجبور بودید یک ویژگی دوتایی را با تاریخ واقعی گانگ کلی برای تماشای مردم ، انتخاب شما چه خواهد بود؟

جاستین کورزل: فیلمی استرالیایی به نام Wake In Fright، که در دهه 70 ساخته شده است تد کوتچف، که یک کارگردان کانادایی بود که کارگردانی کرد خون اول و آخر هفته در برنی به دلایلی (می خندد). او یک کارگردان شگفت انگیز است که این فیلم را بر اساس رمان استرالیایی ساخته است درباره یک انگلیسی که در بیرون از وسط هیچ جا قرار گرفته است. او تمام پول خود را در وسط شب قمار از دست می دهد. این یکی از اکثر فیلم های هولناک و هولناک که احتمالاً الهام بخش جهنم بسیاری از کارگردانان استرالیایی است ، قطعاً من. این یک فیلم عالی و عالی است!

استعلام فیلم از جاستین کورزل برای تشکر از وقت برای صحبت با ما تشکر می کند.

تاریخ واقعی Kelly Gang برای اجاره در Vudu در تاریخ 24 آوریل 2020 آماده است.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

LITTLE FIRES EVERYWHERE Season 1: Motherhood & Privilege زندگی حومه شهر را آتش گرفت

مقایسه میان سازگاری هولو با این کار ساده است Celeste Ng’s رمان پرفروش آتش سوزی کوچک در همه جا و اپرا سریال پرستیژ HBO دروغ های کوچک بزرگ. هر دو نمایش ساخته شده است و توسط ستارگان ساخته شده است ریس ویترسپون به عنوان یک بانوی ثروتمند بدون نظارت که می خواهد همه چیز و همه را کنترل کند. هر دوی این نمایش ها با snobbery ای که در زندگی یک زندگی در حومه طبقه بالا وجود دارد ، برخورد می کنند. و هر دو نمایش نیز با انتهای فک پایین آن شروع می شوند. اما در جایی که اولی اهمیت و پیچیدگی همبستگی زن را در دنیای مردسالاری بررسی می کند ، دومی از سوی دیگر ، مادر بودن ، نژاد ، امتیازات و هویت را بررسی می کند.

به طور طبیعی ، همه این موضوعات مهم ساخته شده است آتش سوزی کوچک در همه جا قانع کننده تر ، درست است؟ متأسفانه ، اینگونه نیست ، زیرا بیشتر همیشه با برابری برابر نیستند. مشکل این نیست که این نمایش می خواهد یکباره با بسیاری از موارد کنار بیاید. در واقع ، این نمایش را عالی می کند. اما در طول هشت ساعت ، آتش سوزی کوچک در همه جا تلاش می کند تا تفاوت اصلی منبع اصلی خود را که برای کشف این مباحث فکری لازم است ، به دست آورد. و در نتیجه ، آنچه می تواند نمایشی پیچیده باشد که آینه ای از آنچه جامعه ما در حال حاضر با آن سر و کار دارد داشته باشد ، به پایان می رسد به عنوان یک اپرا صابون دیگر و ویترین نمایش ویترسپوناستعدادی برای بازی در این نوع نقش ها دارد.

داستان دو مادر

پیش نمایش در 18 مارس ، آتش سوزی کوچک در همه جا با آتش شروع می شود. و نه ، فقط به صورت استعاری نیست. عمارت کامل ویترسپونشخصیت النا ریچاردسون ، تا زمانی که هیچ چیز باقی نماند سوزانده می شود. چندی نگذشت ، یک پلیس به النا ، که هنوز در شوک است ، گفت که همه جا در داخل خانه آتش سوزی کمی به وجود آمده است ، بدین معنی که شخصی وجود دارد که به طور هدفمند قصد دارد هر کسی را که داخل خانه باشد به همراه آن بسوزاند. البته سوال اولیه این است که چه کسی چنین کاری را انجام می داد؟ اما برخلاف دروغ های کوچک بزرگ ، که تا حدودی توسط عنصر رویه هدایت می شود ، آتش سوزی کوچک در همه جا هرگز داستان خود را باریک نمی کند تا به رمز و راز بزرگ “چه کسی” پاسخ دهد. در عوض ، آنچه آشکار می شود “چرا” و تمام درام های منتهی به این رویداد است.

LITTLE FIRES EVERYWHERE Season 1: Motherhood and privilegjet زندگی حومه شهر را آتش می گیرند
منبع: هولو

قبل از اینکه خانه اش به آتش کشیده شود ، به نظر می رسد النا زندگی کامل و خانواده خوبی دارد. او به عنوان روزنامه نگار در روزنامه محلی Shakers Height فعالیت می کند. شوهرش بیل (جوشوا جکسون) یک وکیل درخشان است و چهار فرزندش ، لکسی (جید پتیجوهن)، سفر (جردن الساس) ، مودی (گاوین لوئیس) ، و ایزی (مگان استوت) ، به نظر می رسد همه چیز عالی است. اما مطمئنا ، این فقط چیزی است که از بیرون به نظر می رسد. همیشه تنش در این خانه وجود دارد. چه با شوهرش بخواهد بیشتر از آنچه که از قبل برنامه ریزی کرده است ، رابطه جنسی برقرار کند – این اتفاق هفته ای دو بار انجام می شود – یا با ایزی که هیچ ارتباطی با او ندارد ، زندگی النا قطعاً از ایده آل فاصله دارد. اما حداقل او به دلیل امتیاز خود به عنوان یک بانوی ثروتمند و سفید پوست ، همیشه در پایان روز فقط خوب اداره می شود.

وقتی یک هنرمند سیاه پوست و روحیه آزاد به نام میا وارن (همه چیز) خیلی سریع شروع می شودکری واشنگتن) و دخترش مروارید (لکسی زیروود) پای خود را به شهر برسانید. النا ، که دوست دارد از همه کس دیگری سر و کار کند ، با فرض اینکه بی خانمان هستند ، برای اولین بار میا را می بیند وقتی او و دخترش در حال خوابیدن در اتومبیل خود هستند ، با فرار پلیس تماس می گیرند. و این اولین بار نیست که النا هرگونه فرضیه ای درباره میا انجام می دهد. در حقیقت ، در طول کل فصل ، النا فرضیات و قضاوت های ضعیف را فقط به این دلیل که نمی تواند به آن کمک کند ادامه خواهد داد.

النا سرانجام وقتی تصمیم گرفت اجاره یکی از خانه های خود را به او بدهد ، با میا عبور می کند. و با فرض اینکه میا هیچ پولی ندارد ، او همچنین به عنوان “مدیر خانه” شغل خود را به او پیشنهاد می کند ، که اساساً این فقط یک نسخه خیانتکار یک خدمتکار است. اگرچه در ابتدا ، میا تمایلی ندارد ، اما در پایان پس از دانستن اینکه لکسی به خانه النا رفته است ، گفت: بله. در این مرحله ، النا خود را به عنوان یک خانم سفیدپوست خوب که فقط می خواهد یک خانم سیاه بدشانس را نجات دهد تصور می کند. و این کاملاً اشتباه نیست اما مشکل اینجاست که ، او هرگز فکر نمی کند که کاری که انجام داده است – با فرض میا ضعیف و کسی که حتی از او سؤال به کار نکند – در واقع نژادپرستانه مرزی است. میا در ابتدا با آن بازی می کند زیرا هیچ دلیلی برای مقابله با کسی که از امتیازات سفیدی خود غافل باشد وجود ندارد. اما وقتی فهمید که لکسی پس از گذراندن وقت با النا ، تغییر کرده است ، میا تصمیم می گیرد که به اندازه کافی از آن استفاده کرده باشد. او با النا روبرو می شود و فریاد می زند که در واقع او هیچ انتخاب خوبی را انجام نمی دهد زیرا در تمام زندگی او هیچ وقت انتخاب بدی نداشته است.

LITTLE FIRES EVERYWHERE Season 1: Motherhood and privilegjet زندگی حومه شهر را آتش می گیرند
منبع: هولو

این البته النا را به آتش می کشد ، به ویژه پس از فهمیدن کوچکترین فرزندش ایزی همان کارهایی را انجام داده است که لکسی انجام داده است. گذراندن وقت در خانه میا در پشت او. اصولاً ، هر دو لکسی و ایزی از مادران خود خسته شده اند و می خواهند کسی را پیدا کنند که واقعاً آنها را بشناسد. تنش شروع به منفجر شدن می کند ، رهبری النا و میا ، به همراه مخاطب ، در زندگی ، امتیازات و نژادشان تأمل می کنند. وقتی نمایش با استفاده از لحظات کوچک و تأمل برانگیز در این موضوعات فرو می رود ، آتش سوزی کوچک همه جاe در بهترین حالت است. اما متأسفانه بیشتر اوقات بدون ظرافت این کار را انجام می دهد ، بنابراین باعث می شود که اصیل آن کمتر واقعی و بیش از حد روی بینی باشد.

با این وجود ، لحظات کوچکتر وجود دارد که برای ارائه پیام نمایش اثر می گذارد ، مانند زمانی که النا از لکسی دعوت می کند تا در خانه اش شام بخورد و با فراموشی فرض می کند که باید با دوست پسر لکسی برایان ()استوونته هارت) ، فقط به این دلیل که رنگ پوست یکسانی دارند. اگر فقط نمایش بداند که چطور باید بیشتر اوقات به جای تبدیل کردن آن به لحظات بزرگ و انفجاری ، فقط برای نمایش ، چیزها را نادیده گرفت ویترسپون و واشنگتنبازیگری بزرگتر از زندگی ، آتش سوزی کوچک در همه جا بسیار قانع کننده تر خواهد بود

جنگ مخفی Undercook

اکتشاف نمایش از مادر بودن نیز به یک نقشه B گسترش می یابد که شامل نبرد حضانت بین بهترین دوست النا ، لیندا مک کالو (Rosemarie DeWitt) و همکار میا Bebe Chow (لو هوانگ) که کودک خود را در یک ایستگاه آتش نشانی به دلیل مشکل اقتصادی رها کرد. در کتاب اصلی ، این زیر مجموعه برای تقویت روابط فشار و کشش بین النا و میا به خوبی کار می کند. اما بدون این که خیلی چشمگیر باشد ، این کار را می کند. در همین حال ، سازگاری هولو برعکس است؛ ساختن این درام در صحن به عنوان بزرگترین ضربه ی نمایشی ، بدین ترتیب نتیجه ی نمایش نامحلول را از دست می دهد و بیشتر لحظه ی ظریف خود را از دست می دهد.

با توجه به این واقعیت که آتش سوزی کوچک در همه جا دارای ایده های تحریک آمیز زیادی در زیر همه ملودرام ها است ، با کمال تأسف بسیار ناامید کننده است که می بینید که به راحتی بخاطر اینکه می خواهد بزرگ باشد به راحتی می لرزد. یک سوال چالش برانگیز وجود دارد که چه کسی واجد شرایط بودن برای داشتن یک مادر خوب است؛ آیا این زنی است که تمام دنیا در دنیا پول دارد و می تواند همه چیز را به فرزندی تأمین کند؟ یا آیا این فقط خط خون و عشق است؟ ولی آتش سوزی کوچک در همه جا هیچ وقت کاملاً تعجب نکنید که این سؤال حتی عمیق تر شود ، زیرا نمایشنامه در صحن عمدتاً برای تشدید تنش بین النا و میا به جای کاوش کامل ببه و لیندا است.

همچنین ببینید

LITTLE FIRES EVERYWHERE Season 1: Motherhood and privilegjet زندگی حومه شهر را آتش می گیرند
منبع: هولو

البته، آتش سوزی کوچک در همه جا داستان میا و النا است. آنها از همه مهمتر شخصیت های اصلی هستند ، دو نفری که قرار است در وهله ی اول نماینده همه مضامینی باشند که داستان می خواهد در آن مرتفع شود. اما در بیشتر قسمت ها ، این نمایش هرگز به اقدامات میا یا النا اجازه نمی دهد تا برای بیبه و لیندا بجنگند و آرمانگرایی آنها را نسبت به آنچه مادر خوب است بجنگند. درعوض ، کاری که این دو شخصیت در طول فصل انجام می دهند ، دقیقاً مانند مجازاتی است که آنها برای گذراندن وقت با هر یک از فرزندان خود در زمانی که نمی توانند به یکدیگر بدهند ، نه به خاطر این که آنها از اثبات ایده آل گرایی خودداری می کنند اشتباه است.

آتش سوزی به سرعت بیرون می رود

اشتباهات زیادی در این نمایشگاه وجود دارد که باعث می شود آتش سوزی های آن به سرعت خاموش شود. از جاه طلبی های تهاجمی اش برای مقابله با بسیاری از موارد تا رویکرد ملودرام نامحلول و سنگین آن ، آتش سوزی کوچک در همه جا بدیهی است که از بیشتر آن رنج می برد. اما یک مورد که حداقل سفر را ارزشمند می کند اجراها هستند. ویترسپون و واشنگتن لحظه های ارزشمند Emmy زیادی داشته باشید. دیویتعملکرد علی رغم زمان کوتاه صفحه نمایش نیز فوق العاده است. با این حال ، MVP تازه وارد است مگان استوت، که نمایش احساسی آن در طول فصل همیشه مورد توجه است. خیلی بد نیست برای ادامه آتش سوزی کافی نیست.

نظر شما در مورد پایان چیست؟ در نظرات به ما اطلاع دهید!

همه قسمت های آتش سوزی کوچک همه جا برای پخش در هولو در دسترس است.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

PLOT در برابر آمریكا “قسمت 5”: قهرمانان واقعی ، شرور واقعی

جابجایی غیر ارادی ، خانواده لوین را وادار به مواجهه با جنبه های قبلی نشده و ناگفته از زندگی و روابط خانوادگی خود می کند. با طوفان ضرب المثل ، بی گناهی از بین می رود زیرا هر یک از اعضای خانواده ناامیدانه سعی می کنند در مواجهه با جذب فرهنگی اجباری ، هویت فردی را حفظ کنند. در قسمت پیش فرض از توطئه علیه آمریکا، دیوید سایمون و اد برنز همچنان به نمایش تسلط خود بر هنر و صنعت فیلم ، هیچ سنگی نپرداخته و هیچ شخصیتی بی فایده باقی نمی مانند.

خلاصه قسمت

هرمان (مورگان اسپکتور) این خبر را به خانواده خود تحویل می دهد که لوینز توسط شرکت وی انتخاب شده است تا به عنوان شرکت کنندگان غیر ارادی در برنامه “Homestead 42” به کنتاکی نقل مکان کند. بس (زو کازان) مشکوک است که پذیرش اجباری آنها در برنامه نتیجه انتقام جویانه از طرف اویلین است (وینونا رایدر) از امتناع بس به اجازه سندی عصبانی شد (Caleb Malis) برای شرکت در یک رویداد ریاست جمهوری در قسمت قبلی. هرمان از تسلیم مقامات در این باره امتناع می ورزد و در عوض سعی می کند دادخواستی ایجاد کند.

در همین حال ، آلوین (آنتونی بویل) در حال تلاش برای یافتن جایگاه خود در این آمریکای جدید است. او قبل از رسیدن به موقعیت با سازنده دستگاه پین ​​بال دزد ، از طریق یک سری کارهای عجیب و غریب کار می کند. به نظر می رسد با از دست دادن پای خود ، آلوین نسبت به گذشته کمتر به سیاست پرداخته است و بیشتر شبیه یک شهروند ساده است که فقط در تلاش است تا راه خود را پیش ببرد. این باعث نمی شود FBI از ادامه دادن او و همچنین خانواده لوین به طور کلی ادامه دهد.

PLOT در برابر آمریكا
منبع: HBO

این ادامه آزار و شکنجه ، هرمن را متقاعد کرد که پاشنه های خود را بیشتر کند و در تظاهرات داده شده توسط والتر وینچل امیدوار کننده پیشرو ریاست جمهوری شرکت کند (بیلی کارتر) آشوبگران ضد ستیزی به جمعیت حمله می کنند و هرمن خونین به خانه باز می گردد. وحشت با وحشت ، به او اولتیماتوم می دهد: یا با فعال شدن سیاسی خود و امتناع از عقب نشینی حتی در مواجهه با تهدیدآمیز زندگی متوقف می شود ، یا او بچه ها را می گیرد و به کانادا می رود. مدتی است ، جوان فیلیپ (اجی رابرتسون) ساعت ها ، وحشت زده ، به عنوان خانواده و کشورش ، جلوی چشمان او از هم می افتند.

از دست دادن غم انگیز توجه بیمار

من در قسمتهای مختلف قسمتهای مختلف کاملاً نقد و بررسی کرده ام توطئه علیه آمریکا که در مورد قدم زدن در نمایش منفی صحبت می کنند. اظهارنظرها در مورد کلیپ “خسته کننده” ظاهراً درباره یک مشکل رو به رشد در توجه جمعی جامعه به مطالب فیلم صحبت می کند. در تقابل آشکار با بسیاری از فیلم های معاصر ، از پرش از بشریت ذاتی قصه گویی به منظور تحویل انفجار بزرگ بعدی یا ظاهراً دراماتیک ، راضی هستیم ، دیوید سایمون و اد برنز به عنوان قصه‌گوانی که در ابتدا روی شخصیت و داستان تمرکز دارند ، از هم جدا شوید.

ما در استفاده از هنرهای سینمایی چنان بی هویت شده ایم که دیگر حاضر نیستیم داستان نویس را به صورت نیمه کاره ملاقات کنیم: انجام کارهای اضافی برای قرار دادن خودمان در کفش شخصیت. انجام این کار مستلزم گذراندن وقت کافی با آنها است مانند مردم، به جای اینکه به صورت قاشق تغذیه نشود و به طور ضعیف تحویل داده شود ، همانطور که عادی شده است. خدای ناکرده یک هنرمند انتظار دارد بیننده فکر کند!

بدترین مصیبت ناشی از این از دست دادن جمعی صبر ، از دست دادن غوطه وری هدفمند در داستان معین است. یكی از بزرگترین ابزاری كه ما در اشتراك فرهنگ ، اخلاق و درس زندگی داریم ، داستان پردازی است. بیشتر و بیشتر ، مخاطبان می نشینند و با احتیاط و خیره کننده از چشمان لعاب دار به هنگام خاموش شدن تصاویر قبل از آنها ، مایل نیستند و یا قادر به انجام کاری بیشتر از تماشای آن نیستند. ما به طور فزاینده توانایی خود را برای خم شدن به جلو و غوطه ور شدن در زندگی ، فرهنگ ، اخلاق و درسهایی که ارائه می دهیم ، از دست می دهیم. برای درک واقعی از داستانی که گفته می شود ، بینندگان باید بدانند به عمد خودشان را اختراع کنیم و به طرز غم انگیزی ، به نظر می رسد که توانایی و علاقه خود را برای انجام این کار از دست می دهیم. سیمون و می سوزد، به دور از ناتوانی در ارائه داستانهای هیجان انگیز فاقد یک سرعت سریع ، در حقیقت بخشی از آن نژاد در حال مرگ داستان نویس های درخشان است که به طرز ماهرانه ای از این هنر و صنعت بهره مند می شوند: با انتظار انتظار بیمار از طرف مخاطب فکری.

قهرمانان و افراد شرور

در طول قسمت 5به بینندگان تصاویر قانع کننده ای از زندگی در هر دو طرف جنگ فرهنگی ارائه می شود به همان اندازه واقعی که بین محورها و قدرتهای متفقین در آن طرف جهان در حال فاجعه است. در ابتدای قسمت ، هرمن ، خسته شده اما امتناع از عقب نشینی ، خبرهایی را از خانواده خود برای جابجایی اجباری آنها ارائه می دهد. این صحنه به طرز باورنکردنی ساخته شده است: هرمن که پیش از این از چیزهایی مانند این عصبانی شده بود ، به خاطر پسرانش ، بی سر و صدا اخبار را تحویل می گیرد و سعی می کند آن را مثل یک فرصت خوب جلوه دهد ، تا فرزندانش بتوانند از این طریق احساس امنیت کنند. بخشی از رفتار او البته عمداً طعن و حیرت انگیز است. سندی که طرفدار برنامه است ، این موضوع را جمع می کند و اتاق را ترک می کند. فیلیپ جوان ، که می تواند بگوید پدرش در تلاش است تا اوضاع را شکر کند ، گیج و ترس مانده است.

بس و هرمان اساساً مکانهای ایدئولوژیکی را در ابتدای این قسمت تغییر می دهند. هرمان به وضوح خسته است ، و از خشم سوخته است. به نظر می رسد این خبر چیزی را در او به وجود می آورد و رفتار او به یکی از آرامش شدید تغییر می کند. از طرف دیگر ، بس از ترس سوخته و عصبانیت شروع به فوران می کند. وقتی هرمان پیشنهاد داد از اویل عذرخواهی کند ، بس کسی است که به او می گوید “جرات نمی کنی.” با این حال ، ترس او بعداً در اپیزود بازمی گردد زیرا هرمان تصمیم می گیرد که دیگر عقب نشینی نکند ، و در عوض با شکایت دولت و حضور در تظاهرات وینچل ، موقعیت خود را بیشتر کند.

PLOT در برابر آمریكا
منبع: HBO

در تمام این موارد ، زمینه اخلاقی بالا در مقیاس کلان مشخص است. اما در مقیاس فردی ، هر شخصیت هر دو قهرمان و بدخواه را بازی می کند. هرمان یک قهرمان است که در اعتقادات خود ، و برابری به طور کلی ایستادگی می کند ، اما شرور به خاطر این که این کار را انجام می دهد در معرض امنیت خانواده اش است. باس از این طریق شخصیت اصلی را به آنتاگونیست خود بازی می کند ، و تهدید می کند که اگر بچه ها اولویت های خود را مستقیم نگیرند ، بچه ها را می برد و می رود. با این وجود ، او خودش با بدگویی نسبت به آنچه در خارج از جامعه است ، شرور را بازی می کند. البته ، برای عادلانه بودن ، ترس او از این که به طور فزاینده ای توجیه می شود ترس دارد.

گفته می شود ، با این حال ، یکی از جذاب ترین صحنه های این قسمت در میان استدلال بین سندی و بقیه خانواده اش ایجاد شد. سندی با زندگی كوتاه مدت در كنتاكی به عنوان بخشی از برنامه “فقط مردمان” زندگی می كند ، به واسطه یك جابجایی خانواده در آنجا هیجان زده می شود و نگرانی والدینش را نسبت به این موضوع بی حد و حصر می بیند. در واقع ، او در این صحنه نکته جالبی می کند و سخنان والدینش را طعنه می زند تا تعصب تأیید آنها را اعلام کند: “همه چیز در مورد آمریکا درست است در اینجا در نیوآرک ، نیوجرسی ، و همه چیز در همه جای دیگر است.” در حقیقت ، او بسیار شبیه به انسان خاخام جهان ربیع Begelsdorf (جان تورتورو) ، که در صحنه دیگری می گوید ، با صحبت کردن باس ، که حتی به عنوان یک یهودی ، او “راحت زندگی در همه جا در آمریکا” است ، به جای ماندن در آنچه که او یک جامعه یهودی “عایق” می نامد.

البته این نکات خوب است؛ بیرون رفتن از منطقه آسایش شخصی خود ، و تلاش برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد آنچه فراتر از فرهنگ شخصی شماست چیز خوبی است. اما بین این تفاوت است داوطلبانه مسافرت و غوطه ور شدن در فرهنگ های جدید ، و بودن اجباری برای انجام این کار در واقع ، گزینه دوم بوی ادغام فرهنگی را نمی دهد ، و اجرای آن دلالت بر این دارد که شما و فرهنگ شما ارزش هزینه های ناچیز برای حفظ آن را ندارید.

همچنین ببینید

Tribeca 2019 دور شماره 3: TWO / ONE ، یک روز در زندگی آمریکایی ها و تیم KILL (مصاحبه بعلاوه با بازیگران و کارگردان)

این آنچه این جوامع حاشیه نشین احساس می کنند. قرار گرفتن در معرض داوطلبانه در فرهنگ های جدید باید از طریق آموزش تشویق شود ، و نه از طریق فساد نازک محجبه در قالب برنامه های غیر ارادی دولتی یا خصوصی. بنگلزورف و همتایانش در دنیای واقعی ممکن است چنین برنامه هایی را مانند فرصت هایی برای “جذب جواهرات آمریکایی به جریان اصلی” توصیف کنند ، و جایگزین کردن “یهودی” با هر فرهنگ دیگری که مورد سوال است. در پایان ، آنچه که از این امر جلب می شود ، جابجایی مبتنی بر دین ، ​​فرهنگ یا نژاد است ، بهتر از درخواست ترامپ برای ممنوعیت سفر یا محدودیت های دیگر بر اساس این معیارها. علاوه بر این ، اگر هر فرهنگی نیاز به یادگیری خود در معرض ایده های دیگر داشته باشد ، این غالب ، در حال حاضر WASP ها (پروتستان های آنگلو ساکسون سفید) است.

PLOT در برابر آمریكا
منبع: HBO

در واقع ، حتی بنگلسدورف ، قهرمان و قهرمان قرار گرفتن در معرض عقاید و فرهنگ های دیگر ، اما شرور برای حفظ فرهنگ خودش ، یک درس سخت را می آموزد ، یکی که توسط شرور نهایی ، هر دو نمایش داده می شود ، و دنیای واقعی را نیز به نمایش می گذارد. . وقتی از وی درخواست افزایش بودجه برای افزایش دستمزدها و در نتیجه تشویق خانواده ها برای پذیرش جابجایی های غیر ارادی خود می شود ، به هیچ وجه بلاتکلیفی به او گفته نمی شود که چه چیزی درست است همیشه صندلی عقب را برای تجارت خواهد گرفت. توجیهی که وی برای بازپرداخت آن وجوه داده شده به چیزی است که ما در حال حاضر “حق کار” می دانیم ، است. ایده ای که بیش از هر قانون دیگری تا به امروز برای خرابکاری در حقوق کارگران آمریکایی انجام داده است.

اینگونه است که اتفاق می افتد. همه می ترسند. ” – بس

توطئه علیه آمریکا بازتابی تلخ از جامعه مدرن است. از آنجایی که ما به اسم حفظ شخصی و آسایش بیش از همه تلاش می کنیم ، تنها ابزاری را که برای پیشرفت واقعی در اختیار داریم ، پشت سر می گذاریم. حتی به عنوان ترامپ ادعا می کند که قدرت مطلق دارد ، به نظر می رسد کمتر و کمتر شهروندان روزمره حاضر به ایستادن در برابر آنچه درست است. چرا حضور در راهپیمایی مسالمت آمیز برای نامزد ریاست جمهوری برای هرمن خطرناک بود؟ فقط به این دلیل که تعداد کمی از مردم حاضر به ایستادن در برابر آنچه درست است وجود دارد و تعادل قدرت را در اختیار کسانی قرار می دهد که از این قدرت برای انجام خشونت استفاده کنند.

امروز ، ما همین کار را می کنیم. با این تعداد معدود که مایل به ایستادگی در برابر حق هستند ، ما موازنه قدرت را در دست افرادی مانند رئیس جمهور و نزدیکان او می گذاریم. اینگونه است که اتفاق می افتد. همه می ترسند. ” سخنان بس کاملاً واضح اما واقعی است. دیگر بهانه نیست. اقدام به. و مهمتر از همه ، هنگامی که نظرسنجی ها در ماه نوامبر به پایان می رسد ، حتماً نقش خود را برای رای دادن به هیولا در خارج از کار انجام داده اید.

طرح توطئه علیه آمریکا: قسمت 5 در تاریخ 13 آوریل ، 2020 ، از HBO پخش شد. این سریال هم اکنون برای پخش در HBO NOW و HBO GO در دسترس است.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

طرح مقابل آمریکا “قسمت 4”: داوری تاریخ

تقریباً یک سال از انتخابات لیندبرگ می گذرد و جامعه یهود تقسیم می شود. که در قسمت 4 از توطئه علیه آمریکا، سردرگمی و درگیری ناشی از اطلاعات نادرست باعث ایجاد گوه میان دوستان و خانواده می شود ، در حالی که جنگ در اروپا رواج دارد.

خلاصه قسمت

جامعه یهود در آمریکا اساساً به دو گروه تقسیم شده است: کسانی که هنوز فکر می کنند لیندبرگ ضد یهودی خطرناک است ، و کسانی که به دلیل آنچه می بینند به دلیل عدم وجود مدارک منفی برای هر قانون منفی که مستقیماً بر آنها اعمال شود ، نظر خود را تغییر داده اند. توسط رئیس جمهور (بن کول) درعوض ، گروه دوم اقتصاد قوی و امنیت شغلی را می بینند. برادر هرمان ، مونتی (دیوید کرومولتز) ، تجارت خود را رونق می دهد و شروع به اعتقاد دارد كه لیندبرگ از اظهارات ضد ستیزی كه قبل از انتخابات اظهار داشت ، پیشی گرفته است. هرمان (مورگان اسپکتور) ، البته ، برعکس را باور دارد. هر دو مرد رویدادهای یکسانی ، شواهد مشابه را می بینند و طبق عقیده خودشان تفسیر می کنند.

به همین ترتیب ، خواهر بیس ، Evelyn (وینونا رایدر) ، اکنون با نامزد خاخام بنگلزورف کار می کند (جان تورتورودر برنامه “Folks Just” ، هنگامی که وی دعوت مستقیم از رئیس جمهور و خانم Lindbergh را تهیه می کند ، با خانواده درگیری می کند (کارولین کاپلان) برای Sandy (Caleb Malisبرای شرکت در یک شام که در آن وزیر امور خارجه آلمان فون ریبنتروپ (اورست لودویگ) حضور خواهد داشت خشمگین ، بس (زو کازان) خواهرش را به خاطر پشت سرش فحاشی می کند: “تو حق نداری!”

طرح مقابل آمریکا

در همین حال ، آلوین (آنتونی بویل) در یک بیمارستان جانبازان در کانادا باقی مانده و در معرض افسردگی عمیق است. هرمان به دیدار وی می رود و به او اطمینان می دهد که همیشه با خانواده لوین خانه ای دارد. سرانجام ، آلوین به خانه بازگشت ، اما به عنوان پوسته ای از خود سابق خود است. او می آموزد که با یک پای مصنوعی پیاده روی کند و در فروشگاه Monty کار کند. با این حال ، یک عامل FBI مزاحم (لی Tergesen) مونی را مجبور به آتش زدن آلوین می کند و برای خانواده لوین مشکل ایجاد می کند و این ایده توخالی را که آلوین کمونیست است دنبال می کند.

تفسیر شدید در مورد تعصب در تأیید

یکی از جالب ترین جنبه های رمان فیلیپ راث و این اقتباس درخشان توسط دیوید سایمون و اد برنزگرایش هر شخصیت به سمت تعصب در تأیید ، یا تمایل انسان به “فیلتر کردن” شواهدی که خلاف تصورات از پیش تصور شده ما است ، می باشد. ما از عقاید مخالف آنچه که ما باور داریم ، غافل می شویم ، ایده هایی را می پذیریم که از آنچه ما اعتقاد داریم پشتیبانی می کند ، و برای ایده هایی که در بین آنها قرار دارد ، با “حقایق” خودمان به نتیجه می رسیم تا آنها را به سمت خود خم کنیم.

بیش از هر دلیل واحد دیگر ، تعصب تأیید پشت اختلاف سیاسی فعلی ما و همچنین بسیاری از اختلافات در طول تاریخ است. چند بار جنگ با ادعای حق الهی توجیه می شود از هر دو سو؟ چه تعداد درگیری بر سر زمین یا منابع ادعا شده جنگیده است هر دو طرف؟ چه مدت حزب سیاسی ما ادامه خواهد یافت ، جایی که زمین the اخلاقی والای بسیاری از موضوعات مختلف مدعی شده است هر دو طرف؟ واضح است که در همه این مثالها و دیگران بیشمار ، هر دو طرف هستند نمی تواند درست باشد ، اما با این وجود هر دو اصرار دارند که چنین هستند. چرا؟ تعصب تأیید.

طرح مقابل آمریکا
منبع: HBO

این قسمت بیش از هر زمان دیگری در این سریال ، تمایل انسان به سمت این گسل را نشان داده است. هرمان و مونتی ، برادرانی که فقط یک سال پیش به سخنان مبارزات انتخاباتی بنگلزدورف گوش می دادند ، حالا کنار هم نشسته بودند ، حالا خود را به زحمت و مشاجره می بینند و آنچه را که هرکدام به عنوان مدرک تصویر خود از رئیس جمهور چارلز لیندبرگ می بینند ، مشاجره می کنند. هرمان مونی را متهم می کند که نمی تواند فراتر از موفقیت روز افزون در تجارت خود باشد ، در حالی که مونته هرمان را متهم به پارانوئید و فراموش نکردن از اشتباهاتی می داند که فکر می کند لیندبرگ پیروز شده است.

بزرگترین معلم ما

در پایان ، البته تاریخ همیشه در کنار مستضعفین خواهد بود ، حتی اگر ممکن است زمان زیادی طول بکشد تا ستمگر سرانجام به یک تفاهم برسد. درخشش توطئه علیه آمریکا اینگونه است که از دردهای رو به رشد فیلیپ جوان به عنوان وسیله ای برای نشان دادن رشد کشور استفاده می کند. حامی لیندبرگ اویل ، بنگلدورف و سندی هستند. در مقابل او هرمان ، بس و آلوین ایستاده اند. توهین و تحقیر بین این دو گروه به جلو و عقب پرواز می کند ، زیرا گوه بین آنها عمیق تر و عمیق تر حرکت می کند. جایی در وسط ، فیلیپ است ، که بین اعضای خانواده خود به عقب و جلو کشیده می شود ، قادر به آشتی دادن شواهد متضاد هر دو نیست.

از یک طرف ، او می خواهد از فرصت هایی که با رئیس جمهور برخوردار است و سندی و اویل با اشتیاق در مورد آنها صحبت می کنند ، هیجان زده شوند. از طرف دیگر ، وقتی در مورد لیندبرگ و خطری که او می کند صحبت می کند ، ترس واقعی را در چشمان والدینش می بیند. با گذشت زمان ، فیلیپ شروع به یادگیری می کند که در نهایت کدام طرف موجه خواهد بود. قدرتی که این درس را به او می آموزد ، در واقع ، قدرتی که همه بزرگترین درسهای زندگی را آموزش می دهد ، عشق است.

دو لحظه در این قسمت ، یکی با مادرش و دیگری با پدرش ، آموزش این دروس اساسی زندگی را کاملاً به تصویر می کشد. درخشان ، آنها این کار را به عنوان یک تصویر کامل از آنچه که واقعاً دوست دارند این لحظات را در کودکی تجربه کنند ، انجام می دهند ، بلکه به عنوان یک درس بزرگتر برای یک جامعه در حال رشد ، چه در دهه 1940 داستان و چه در واقعیت مدرن ما.

طرح مقابل آمریکا
منبع: HBO

یک شب در خانه راه می رود ، مامور اف بی آی ، مک کارل ، کنار فیلیپ جمع می شود و شروع به سؤال از وی می کند. پسرک کاملاً وحشت زده است و وقتی برخورد به پایان رسید ، او به خانه خود می رود تا به عقیده وی ایمنی باشد. درعوض ، او برای دیدن چراغهای چشمک زن آمبولانس می آید و می گوید جسدی در حال بیرون رفتن از خانه خود به سمت وسیله نقلیه است. پدرسالار آپارتمان همسایه ، پس از مدت طولانی بیماری ، درگذشت. بس ، مادر فیلیپ ، پسر را می بیند که می آید و او را در آغوش می گیرد. او سعی می کند با او راحت صحبت کند ، اما در ابتدا از این واقعیت آگاه نیست که کودک در حال حاضر وحشت زده معتقد است که پدر خود او است که در زیر ورقه گیر افتاده است.

همچنین ببینید

پایان F *** ING WORLD Season 2: A F *** علاوه بر این به معنای افتخاری اما غیر ضروری است

وقتی بس متوجه این موضوع شد ، احساساتی که از چهره او عبور می کنند فوق العاده قدرتمند هستند. در این لحظه ، بیننده هم به مادر ، هم به عنوان سرپرست مربوط می شود و هم کودک که ترس وحشتناکی را تجربه می کند ، مهم نیست که چقدر غیرمنطقی باشد. لحظه ای باورنکردنی است و درخشان اجرا شده است. بس به زانو در می آید و با جدیت به پسرش نگاه می کند. او تمام تلاش خود را می کند تا مفهوم مرگ را توضیح دهد ، در حالی که به پسر اطمینان می دهد که پدرش سالم است و درست در داخل خانه ایستاده است. تمام عشق در جهان ، حتی در ترس ، بین یک مادر و پسرش مشترک است.

بعداً ، فیلیپ برای حضور در شام رئیس جمهور به تماشای خاله اویل در روزنامه ها می رود. او توسط صاحب تئاتر گرفتار شده است ، که پدرش را صدا می کند تا بیاید او را انتخاب کند. هرمان خشمگین است و فیلیپ را با بازو به سمت ماشین می کشد. هنگامی که فیلیپ سعی می کند از ما دور شود ، هرمن قبل از اینکه خودش را بگیرد ، دست خود را به اعتصاب می اندازد. او دست خود را پایین می آورد ، به پسرش نگاه می کند ، و با جدیت می گوید پنج کلمه کوچک که قدرت باورنکردنی دارند: «این است نه یک بازی.” لحظه ای بسیار باورنکردنی دیگر ، که در آن تمام عشق در جهان ، حتی در عصبانیت ، بین یک پدر و پسرش مشترک است. با فهمیدن ، فیلیپ دست پدر را می گیرد ، و آنها با هم به سمت ماشین می روند.

این صحنه های برگشت به پشت که در آن مادرش ، پس از آن پدرش ، با چنین جدیت با او صحبت می کنند ، ممکن است اولین باری باشد که فیلیپ سخنان اصیل و نامحدودی را از طرف والدین دیده است. هنگامی که والدین شروع به صحبت با آنها می کنند بدون اینکه از فیلتر محافظی که تا آن زمان استفاده می شود ، صحبت کنند. اغلب اوقات حوضه آبریز اتفاق می افتد که کودک کاری را انجام می دهد که آنها را دچار مشکل کند یا در مواجهه با فاجعه اتفاق می افتد و والدین از این طریق می فهمند که کودک برای بحث بالغ تر آماده است. در این حالت ، فیلیپ هر دو را تجربه کرد.

بازیگری در این صحنه ها درخشان بود. نگرانی اصلی که روی چهره والدین و فرزند نوشته شده است ، شناخت آنها از اهمیت بحث در مورد آنها ، تشخیص فیلیپ از جدی بودن آنچه مورد بحث است تشخیص می دهد. باور نکردنی خیلی زود ، کشور در کل نیز باید درس سخت خود را بیاموزد و فقط می توان امیدوار بود که عشق ، بزرگترین معلمان ، یک صندلی در جدول به دست آورد.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

EMMA: شایعات بی اساس ، ضرب وشتم و عشق عشق

پاییز د وایلد اما یک شاهکار درام کمدی است که قادر است یکپارچه رمان جین آستین را با تمام تفاوت های ظریف و پازل هایی که شایسته آن است ، سازگار کند. اگرچه گفت و گو زمان ها غالباً برای بینندگانی که با دوره Regent بریتانیا ناآشنا هستند ، غیرقابل دسترسی تلقی می شود ، اما کمدی و عاشقانه با سهولت ، از طریق هر کلمه ای زمزمه شده ، خنده بلند ، و نگاه پنهانی همراه می شوند. همه چیز ، از لباس های زیبا و تزئینات پیچیده گرفته تا شکل تورم ، کاملاً مخاطب را به جهان جذب می کند. به زودی ، زندگی ما بدون شکست درهم آمیخته می شود ، و ما شروع می کنیم او را دوستانه بیش از هر چیز دیگری می بینیم.

این فیلم زندگی Emma Woodhouse را بازی می کند که با بازی عزیزان وحشت بازی کرده است آنیا تیلور-جوی، یک زن ثروتمند که به همراه پدرش در خانه روستایی هارتفیلد ، در نزدیکی روستای Highbury زندگی می کند. با عنوان “خوش تیپ ، باهوش و ثروتمند” توصیف می شود ، اما در میان شخصیت های متوسط ​​ویکتوریایی اولیه ، یک زن جوان با شوخ و شوخ طبعی و همچنین شخصیتی بسیار ناقص است. همراه با موهای خود و موهای زائد و همسرش خواهر و برادر خواهرش آقای نایتلی (جانی فلین)، اما از بازی در خواستگاری با افراد در زندگی خود لذت می برد و آنها را هرچه مناسب می بیند جفت می کند. اگرچه اما اهداف واقعی برای پیدا کردن خوشبختی برای افرادی که به آنها اهمیت می دهند وجود دارد ، شکی نیست که او لذت خود را از سرمایه گذاری های خود برای بافندگی عاشقانه در بین همسالان خود به دست می آورد.

خوش تیپ ، باهوش و غنی

هنگامی که قدرت او ، خانم تیلور ، ازدواج می کند و به دور می شود ، اما یک همراه جدید در هریت اسمیت پیدا می کند (میا گات) ، یک دختر فقیر ، جوان تر که برای او فکر می کند می تواند یک مسابقه عالی را پیدا کند. این که آیا این یک تلاش برای همراهی واقعی است یا راهی برای سرگرم کردن خودش ، ما دقیقاً نمی دانیم. او هریت را متقاعد می کند تا آقای اسمیت را کنار بگذارد (کانکتور سویندلز) و به جای آن ، محبت های قائم مقام محلی ، آقای التون (جاش او کانن) ، که به طرز فاجعه آمیزی خاتمه می یابد. در میان تلاش برای یافتن یک مسابقه عالی برای هریت و همچنین مبارزه با احساسات شکوفایی خودش برای آقای نایتلی ، اما سعی می کند مشکلات خود را برای خواستگاری که اغلب اوقات تحریک می شود برطرف کند و سعی در یافتن یک پایان خوش برای هریت و همچنین خودش دارد.

EMMA: شایعات بی اساس ، ضرب وشتم و عشق عشق
منبع: ویژگی های تمرکز

به عنوان یک شخصیت اصلی ، برخلاف آنچه ما تمایل داریم از داستانهای دوران رجنتس انتظار داشته باشیم ، از هر لحاظ. او دارای شوخ طبعی و کمدی است که بالاتر از آنچه بسیاری از نظر مناسب می دانند نیست ، اجازه نمی دهد زنانه بودن او را از بازی های محبوب خود باز دارد ، جایی که در یافتن ازدواج های ماندگار برای افراد اطراف خود احساس آرامش می کند. به نظر می رسد در لباس های زرق و برق دار ، پاستیل و مدل موهای زیبا و زیبا ، تصویر کاملی از ظرافت در جامعه بلند انگلیس است. با این حال ، او به پدر بزرگتر خود اهمیت می دهد (بیل نگی) ، تا جایی که او ایده ازدواج برای خودش را بیزار می کند ، زیرا می خواهد با او در خانه کشور خود بماند. بسیاری از روابط او ، گرچه اغلب شامل تصمیم گیری وی و تلاش برای باهم کردن یک عاشقانه می شود ، اما به نظر می رسد تلاش او برای ترک روابط واقعی برای خودش پس از ترک فعالیت خود است.

تیلور-جوی او را با همه ی شعله های ظریف و هوشمندی که شایسته آن است بازی می کند. هر صورت صورت ، چه کروکی ابرو باشد و چه لبخندی ، بر انرژی هر ضربه‌ای که در آن قرار دارد تسلط دارد. این عبارات پوسته پوسته فقط با تورم و سرعت نمره که این علائم کمدی تر را نشان می دهد ، تشدید می شود. با صحنه های آهسته تر و احساسی. تیلور-جوی از هر فرصتی برای ماندن در این لحظات ویژه استفاده می کند. از آنجا که ما به سختی اما Emma را در یک وضعیت واقعاً آسیب پذیر می بینیم ، به نظر می رسد این صحنه ها بیشتر از همه صمیمی تر هستند ، تقریباً مثل اینکه نباید به نظر برسیم. با این حال ، از آنجا که آنها به پایان نزدیک می شوند ، احساس می کنند در سفر ما با فیلم از طریق فیلم ، ما شایسته تر شده ایم که این قسمت های او را ببینیم.

دوستی غیرممکن است

در مقایسه با هوشمندی تیز اما ، به نظر می رسد هریت اسمیت کاملاً از هم دور است ، مایل است برای اکثر فیلم ها با اکثر ایده ها و نقشه هایش همراه باشد. برای والدین ناشناس متولد شده است ، آموزش هریت فراهم شده است. اما به سرعت او را دوست می کند و تلاش می کند تا بازی کامل خود را پیدا کند. این تلاش خیلی سریع پیش می رود ، زیرا ایما هریت را متقاعد می کند تا آقای مارتین ، یک کشاورز محلی را کنار بگذارد ، و در عوض محبت ها و امیدهای خود را در آقای التون ، یک قائم مقام قرار دهد. هریت به سرعت برای او سقوط می کند ، اما هنگامی که عواطفش برنگشته می شوند ، ویران می شوند و باعث می شود که ایما باعث شود که او را با فرانک چرچیل تنظیم کندکالوم ترنر)

EMMA: شایعات بی اساس ، ضرب وشتم و عشق عشق
منبع: ویژگی های تمرکز

روابط متقابل اما با هریت به عنوان روشی برای ایجاد هیجان در زندگی آغاز می شود و به او اجازه می دهد راهی را برای فرار از مشکلات خودش پیدا کند به خاطر عشق زندگی هریت. با این حال ، به محض نزدیک شدن هریت و ایما ، این آرام آرام در یک دوستی بسیار واقعی شکوفا می شود ، و دوستان خوبی می شوند. گات هریت را با رفتاری بسیار معصوم و شیرین بازی می کند ، اما با یک نوع سریع درک کردن که به او اجازه می دهد با اعتماد به نفس خود نیش کند. اگرچه حساس و همدلانه است ، اما دلخراش هریت با آن همدردی بسیار آسان است. همه ما هریت اسمیت بوده ایم و سهم منصفانه ای از آقای التون داشتیم که انتظارات بالایی از آن داریم؛ دوستان ما به ما اصرار دارند که حرکتی انجام دهیم ، هیجان زده می شویم و بعد؟ تپش قلب سریع که هر دو ما را شوکه می کند و ما را رها می کند.

گات و تیلور-جوی روی صفحه نمایش شیمیایی قابل توجهی دارند و نقاط قوت یکدیگر را به طرز خارق العاده ای بازی می کنند. هریت قلب خالص پشت برنامه های Emma است ، که از تعهدات بدشکلی به سمت یک واقعی می رود و می خواهد بهترین دوست خود را خوشحال کند. در عین حال ، صدای صدای عقل است که هریت در تلاش است تا به دست آقای التون برود ، به عنوان ستون پشتیبان عمل می کند ، و سعی می کند به او کمک کند تا در جای دیگر به دنبال حرکت و جستجوی عشق باشد ، نه اینکه جایی که به وضوح شکوفا نخواهد شد. به هر چیزی فراتر از پین کردن بی ثمر. با هم ، آنها یک جفت غیرممکن اما در کل بسیار دوست داشتنی می سازند. آنها هر دو مایل به فداکاری های بزرگ برای یکدیگر هستند. در حقیقت ، تنها عشق دیگری که در هر نقطه دیگری به نظر می رسد بسیار مهم است ، رابطه Emma و آقای نایتلی است.

یک عاشقانه Regent ، در واقع

همانطور که اما با خواندن سریع افراد اطراف خود و آنچه در آن است ، اغلب در ابرها قرار دارد او احساس می کند برای آنها بهترین چیز است ، به نظر می رسد چیزی که به او بیش از همه احتیاج دارد این است که کسی وقتی واقعاً از مرزها فراتر رود ، چند قدم به زمین بخورد و او را بکشد. وارد شوید: آقای نایتلی. او می تواند با صمیمیت مساوی اما ، در صورت نیاز او را اصلاح کند. آقای نایتلی دوست قدیمی تر و مادام العمر بودن ، می تواند یک چهره بلوغ و اخلاق را به همراه حقیقت ارائه دهد دانستن او به عنوان یک شخص اگر اما اریما هریت را تقلید کند ، آقای نایتلی به دلیل این موضوع اعتراض می کند.

هنگامی که اما با احتیاط اجازه می دهد زبان خود را لغزش کند و به خانم بیتس توهین کند (میراندا هارت) ، این آقای نایتلی است که او را برای اقدامات خود راهنمایی می کند و از او می خواهد عذرخواهی کند. او به او هشدار می دهد که برای آقای چرچیل بیفتد ، اگرچه هنوز مشخص نیست که این ناشی از حسادت یا تحقیر واقعی شخصیت اوست. مهمتر از همه ، او یک شخصیت قدرتمند ثابت در زندگی خود است و به وضوح می خواهد بهترین چیزی برای او باشد ، مهم نیست که چه چیزی می تواند برای خودش معنی داشته باشد.

همچنین ببینید

TOLKIEN: بیوپیک کلاسیک گفت
EMMA: شایعات بی اساس ، ضرب وشتم و عشق عشق
منبع: ویژگی های تمرکز

بین پرچم و اختلاف نظرهای تند و سریع آنها ، اما می بیند که عاشق آقای نایتلی و او با او است. علیرغم اینکه همیشه ادعا می کرد که فراتر از ایده ازدواج است و می خواهد در کنار پدرش بماند ، او تنها کسی است که به او اجازه می دهد نگهبانش را رها کند. پویایی آنها به ویژه جالب است زیرا از یک رابطه راحت و دوستانه به روابطی تبدیل می شود که خیلی بیشتر است. در این حالت ، آن را از چیزی که در حالت عادی درگیر است به چیزهای کاملاً جدید متمایز می کند. جهت قادر است نه تنها در وسط یک دوستی قدیمی ، ما را لکه دار کند بلکه ببیند که بدون هیچ زور واقعی حرکت می کند و تغییر می کند. اما حتی نمی داند که عاشق آقای نایتلی است تا زمانی که هریت احساسات احتمالی نسبت به او نشان دهد ، و او برای این واقعیت با ناراحتی گیج کننده روبرو می شود.

اما: یک عاشقانه مدرن

یک جنبه مهم از اما روشی است که آن را به زحمت ترجمه می کند تا به امروز معاصر. پاییز د وایلدفیلم ، هرچند در لباسهای ناهار خوری بریتانیا و لباسهای تزئینی کاملاً پیچیده دوران رجنیس ، واقع شده است ، از چیزی که ما در زندگی خودمان تجربه کرده بودیم خیلی دور نیست. این که آیا از موضع علاقه های دوستمان که شخص دیگری را دوست دارد ، ناامید شده و یا عشق را در مدت زمانی که حداقل انتظار آن را داشته باشیم ، غافلگیر کنیم ، اما توانایی ضربه زدن به محافظت شده ترین قسمت های ما را دارد. همه ما می توانیم خود را در Emma بیابیم که به نظر می رسد در پایان بیشتر از هر چیزی دوست است. تنظیم دوره ای آن ، زیبایی فیلم را تزیین می کند ، اما همچنین نشان می دهد که عشق ، با وجود همه تغییرات جهان ، نسبتاً یکسان است.

Emma در 6 مارس 2020 منتشر شد. شما هم اکنون می توانید آن را در سیستم عاملهای جریان مانند Vudu ، Google Play ، Amazon ، Microsoft ، iTunes و YouTube فیلم تماشا کنید.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

طرح مقابل آمریکا “قسمت 3”: واقعیت وحشتناک جدید

شش ماه پس از انتخابات لیندبرگ ، یهودیان در سراسر کشور تلاش می کنند تا هویت خود را حفظ کنند ، بسیاری از آنها با ترس مداوم زندگی می کنند. که در قسمت 3 از توطئه علیه آمریکا، آزادی به آرامی شروع به آشکار شدن می کند.

خلاصه قسمت

از زمان پیروزی لینبرگ ، این کشور به مکانی خطرناک برای یهودیان تبدیل شده است. خانواده لوین نیز هر دو به روش خاص خود تلاش کرده اند. فیلیپ جوان (اجی رابرتسون) ، مانند بسیاری از کودکان یهودی ، کابوس های مکرر دارد. شنی (Caleb Malis) لیندبرگ ()بن کول) ، و عصبانیت والدینش نسبت به او را کم نظیر می بیند. بس (زو کازان) هر روز با ترس زندگی می کند و به آرامی شروع به فروپاشی در یک خراب عاطفی می کند. هرمان (مورگان اسپکتور) از وضعیتی که خود را پیدا می کند عصبانی است و از سکوت در موقعیت های خطرناک امتناع ورزید و باعث اضطراب بیشتر خانواده وی می شود.

علیرغم ترس های بیس ، هرمان اصرار دارد که خانواده با یک تعطیلات برنامه ریزی شده طولانی به واشنگتن D.C حرکت کنند. خوشبختانه ، اما برخی از نقاط روشن مهربانی نیز وجود دارد ، بیشتر از طرف آقای تیلور (مایکل سرووریس) این نقاط روشن همان چیزی است که در نهایت هرمن را متقاعد می کند که اجازه دهد سندی به عنوان بخشی از خاخام بنگلسدورف به کنتاکی سفر کند (جان تورتورو) برنامه “فقط قشرها” ، با تأیید لیندبرگ ساخته شده است.

طرح مقابل آمریکا
منبع: HBO

در همین حال ، آلوین (آنتونی بویل) به عنوان بخشی از ارتش کانادا ، آنچه را که ممکن است برای کمک به تلاش های جنگ انجام می دهد. محل قرارگیری وی در حملات هوایی ثابت است ، اما او و سایر سربازان راه هایی را برای ادامه فعالیت خود پیدا می کنند و از آنچه در تحقیق و تحقیق اندک برخوردار هستند لذت می برند. آلوین به یکی از دو سرباز وظیفه مأموریت خطرناک اما مهم برای سرقت یک سیستم ناوبری آلمان تبدیل می شود. این مأموریت ناکام ماند و اپیزود با آلوین در تخت بیمارستان پایان یافت و نیمی از پای راست او را از دست داد.

یک پیام به موقع

طی چند هفته گذشته ، سیاره ما با یک زمان عجیب ، استرس زا و ترسناک رنج می برد. بسیاری از ما عادت نداریم بخشی از زندگی روزمره خود را با خطر بالقوه زندگی کنیم ، اما هنوز هم واقعیت جدید ما چنین است. در حالی که ترس از ویروس لزوماً مطابق با ترسی که از مظلومان احساس می شود نیست ، موازی هایی وجود دارد و حتی بعد از اینکه زندگی به حالت عادی برگردد ، همه ما می توانیم و باید درسهایی را که در اینجا آموخته ایم بخاطر بسپاریم.

به ترسی که هفته های گذشته احساس کرده اید ، فکر کنید. اکنون تصور کنید که هر روز ، در طول زندگی ، در آن ترس زندگی کنید. با استفاده از coronavirus و COVID-19 ، جامعه علمی جهان در تلاش برای یافتن راه حلی سخت است. حال تصور کنید که اگر کسی به آنچه شما احساس می کنید اهمیت ندهد و از آن بدتر ، به نظر می رسد که جهان به طور فعال کار می کند ، تصور کنید چه احساسی خواهد داشت در برابر پیدا کردن چیزی برای کمک به شما این ترس واقعی و واقعیت روزانه برای گروههای مظلوم است.

طرح مقابل آمریکا
منبع: HBO

در دنیای توطئه علیه آمریکااین ترس باعث می شود خانواده و جامعه یهودی در کل به نقطه شکست برسند. سطح استرس بس با وجود اصرار هرمن مبنی بر خوب بودن ، فوق العاده زیاد است. هنگامی که آنها برای اولین بار در واشنگتن D.C وارد می شوند ، یک افسر (ایان کمپبل دون) داوطلبان برای هدایت آنها به هتل خود. بس احساساتی می شود و از اینکه “جایی که ممکن است ما را رهبری کند” نگران است. تصور کنید که با چنان ترس باورنکردنی زندگی کنید که مطمئناً نمی توانید مطمئن باشید که آیا یک عمل مهربانی وجود دارد ، و عدم اطمینان از وزن شما باعث ایجاد یک شکستگی عاطفی خواهد شد. این وحشتناک است

از آنجایی که خانواده در میان اظهار نظرهای اسکی و خیره کننده به خشمگینانه در تلاشند از تعطیلات خود لذت ببرند ، ما باورنکردنی ترین تصویر از این سریال را تاکنون به ما داده ایم. آنها پس از یک روز دیدنی طولانی ، از یادمان لینکلن بازدید می کنند. در حالی که در آنجا هستید ، می توانید ساختار خانواده را شروع کنید که از هم پاشیده می شود ، زیرا بیس همچنان در ترس خود را از دست می دهد و هرمن از تصدیق این ترس ها امتناع می ورزد. دیدن ترس از استبداد باعث جدا شدن خانواده در زیر چشمان بزرگترین رهایی تاریخ آمریکا بسیار مؤثر بود.

همچنین ببینید

جائیکه بس با اشک واکنش نشان می دهد ، هرمان با عصبانیت واکنش نشان می دهد. الوین هم همینطور. از نظر تمام احساسات عصبانی بین آنها ، این جفت ارز بسیار شبیه به هم هستند که دوست دارند بپذیرند. هرمان از تغییر واقعیت جدید اجازه می دهد تا برنامه های خود را تغییر ندهد و از تجدید نظر در ماهیت صریح خود نیز امتناع ورزد ، حتی اگر عقاید سیاسی با صدای بلند او خطراتی را برای خانواده وی ایجاد کند. به بیان ساده تر ، او به كسی كه دارد افتخار می كند و از آنچه كه بی عدالتی می داند ، دفاع نمی كند. آلوین به دلایل بسیار مشابه ، تصمیم گرفت در ارتش کانادا ثبت نام کند ، همانطور که در یک سریال درخشان از این قسمت می گوید: “من اینجا نیستم زیرا من آمریکایی هستم. کشور من به جهنم رفته است من اینجا هستم تا یک امتیاز قدیمی را حل کنم. “

نتیجه گیری

توطئه علیه آمریکا ادامه سریال باورنکردنی HBO از تلویزیون اصلی عالی و عالی. نیمی از سریال ، سیمون و می سوزد داستان غنی و مفصلی و چند وجهی تهیه کرده اند که برای سرمایه گذاری چشمگیر بینندگان وجدان آمیز آماده شده است. ما احساس افزایش اضطراب از طریق شخصیت های کاملاً پیچیده و قابل اعتماد روی هم رفته ، این یکی از مهمترین و مهمترین ارائه های تلویزیونی در حافظه اخیر است.

توطئه علیه آمریکا: قسمت 3 در تاریخ 30 مارس 2020 ، در HBO پخش شد. این سریال هم اکنون برای پخش در HBO NOW و HBO GO در دسترس است.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

PLOT در برابر آمریكا “قسمت 2”: همه جاده ها منجر به ترس می شوند

با عقب نشینی آمریکا از جنگ در اروپا ، این کشور پیش می رود که چه چیزی قول جنگ دیگری را می دهد ، جنگی که در آن غنایم اندکی بیشتر از عزت اساسی و رفتار برابر است. که در قسمت 2 از توطئه علیه آمریکا، دیوید سایمون و اد برنز به طور ماهرانه نقشه های شخصیت های مختلفی را با هم می بافیم ، که همه آنها در شب انتخابات ریاست جمهوری ، سه شنبه ، 5 نوامبر 1940 به سر می برند.

خلاصه قسمت

اپیزود با تصویری از زندگی روزانه باز می شود ، بخشی که در تضاد کامل با تجاوز واقعیت جدید در انتهای قسمت خواهد بود. آلوین (آنتونی بویل) شغل دیگری را که به عنوان راننده و دستیار آبه اشتاینهایم کار می کند ، تضمین کرده است (ند آیزنبرگ) عمو و پدرسالار خانواده لوین ، هرمان (مورگان اسپکتور) ، به منظور جلب شغل برخی رشته ها کمک کرد ، اما آلوین با کلاهبرداری آبه و عادت مداوم در استفاده از مشتری های آسیب پذیر اقتصادی ، شرایط سختی دارد.

طرح مقابل آمريكا
منبع: HBO

در ضمن ، هرمن برای تحقق سهمیه ماهانه خود ، مانند سالهای گذشته ، بسیار سخت تلاش می کند. بس (زو کازانتصمیم می گیرد برای کمک به خانواده در پس انداز یک خانه شغل پیدا کند. پسران ، سندی (Caleb Malis) و فیلیپ (اجی رابرتسون) با عوارض بزرگ شدن و پیدا کردن جای شخص در حالت مداوم سردرگمی ، به نظر می رسد که همه افراد دیگر می پذیرند. در کل ، به نظر می رسد که یک زمان کاملاً عادی در زندگی یک خانواده کاملاً عادی است.

با این وجود ، در سراسر کشور ، یک انقلاب سیاسی در جریان است ، این خانواده معمولی و بی گناه را در هرج و مرج فرو می برد. به آرامی ، انقلاب تا سه شنبه 5 نوامبر 1940 که چارلز لیندبرگ به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده انتخاب می شود ، رشد می کند.

بافی یک شاهکار مداوم

در طول این اپیزود ، چندین خط نقشه کاملاً متفاوت و مجسمه با هم بافته می شوند که باعث افزایش سوخت می شود. هر یک از این طرح ها به خوبی طراحی شده اند ، با گفت و گو بسیار تحریک آمیز و جالب توجه ، که بینندگان احساس می کنند که با این شخصیت ها زمان بسیار بیشتری را تجربه کرده اند تا چند دقیقه ای که به هر صحنه داده شده است. دیوید سایمون و اد برنز، کانال سازی فیلیپ راثنوشتن درخشان ، همچنان در انتخاب دقیق به عنوان وسایل خلاق خود رویدادهای زندگی و اشیایی را که همه افراد می توانند شناسایی کنند ، مهارت باورنکردنی را نشان می دهند.

در طول قسمت ، فیلیپ جوان با تأثیر بد دوستش ارل ()گریدون یوسوویتس) ارل او را به مکانهایی می رساند که قبلاً هرگز نبوده است ، هم از نظر جسمی ، وقتی که این جفت یک اتوبوس را گرفت تا افراد را به خانه خود دنبال کند و هم از نظر رفتاری ، وقتی ارل فاش می کند دزدی از والدینش برای وی آسان بوده است ، فیلیپ را وسوسه می کند که آن را نیز امتحان کند. . حتی در خانه ، زندگی فیلیپ سریعتر از آنچه دوست دارد تغییر می کند. وقتی بس اعلام کرد که قصد دارد شغلی پیدا کند ، ترس از چهره پسر جوان قابل لمس است.

هنگامی که فیلیپ برای اولین بار در معرض قرقره های جنگ قرار می گیرد ، می بیند که بمب های آلمانی روی انگلیس در حال سقوط است. او از سندی می خواهد تا آنچه را که می بیند ، روشن کند و سندی به صورت غیرقابل پاسخ پاسخ می دهد: “این جنگ است”. فیلیپ حتی گیج تر است ، می پرسد: “من فکر می کردم جنگ سربازان به یکدیگر تیراندازی کردند.” سندی با یک خط ساده اما فریبنده درخشان پاسخ می دهد: “این است جدید جنگ فیلیپ به صفحه نمایش برگشت و در اعماق صندلی خود فرو می رود. این یک تصویر درخشان از کودک است که در مورد حقایق سخت زندگی می آموزد ، به آرامی معصومیت خود را ریخته و از ترسیدن می آموزد. تا آن زمان ، خطر جنگ بسیار دور به نظر می رسید ، بین سربازان متعهد جنگید. حال او می بیند که از آسمان بر روی افراد عادی مانند خودش در حال سقوط است. بعداً ، چون خانواده وی نتایج رادیو را از رادیو می شنوند و با ترس نسبت به عصبانیت که در اطراف او در خانه مشاهده می کند ، واکنش نشان می دهند ، به اتاق خود می رود تا یک چمدان را بسته بندی کند ، و فکر می کند ممکن است این هرج و مرج منجر به بمباران منزل وی شود. .

طرح مقابل آمريكا
منبع: HBO

همچنین روابط هرج و مرج در خانه بین هرمان و آلوین برای نشان دادن تنش فزاینده ای که هردو در خارج از جهان احساس می کنند ، استفاده می شود. آلوین با آنچه او بی اخلاقی بودن از طرف کارفرمای خود ، آبه می داند ، مبارزه می کند. آبه به او پول خوبی می دهد و بورس تحصیلی را برای او تضمین کرده است ، اما آلوین می گوید او ترجیح می دهد با هیتلر بجنگد تا وقت خود را برای ساختن بدهی به یک یهودی که اسم بدی به یهودیان می گذارد بجنگد. از طرف دیگر ، هرمان اعتقاد ندارد یا به سادگی از کلاهبرداری و ناهنجاری آبه بی اعتنایی می کند ، بلکه در عوض بر موفقیت های مالی که نتیجه کار سخت این مرد می داند تمرکز می کند. بعد از انتخابات ، آلوین سرانجام به آبه می گوید که خود را لعنتی کند و برای ثبت نام به انگلیس سفر می کند.

شکل گیری اوج این قسمت بسیار درخشان است. مسیرهای مختلف فردی که هر شخصیت از آن پیروی می کند ، به یک تجربه مشترک قدرتمند در طی سخنرانی سیاسی گفته شده توسط علاقه عاشقانه جدید اویلین ، خاخام یهودی و حامی لیندبرگ ، لیونل بنگلزورف (وجان تورتورو) تبدیل اویل به یک حامی لیندبرگ ، خواهرش نگران تنش اجتناب ناپذیر سیاسی بین آنها ، ساختن آلوین بر کسانی است که از دیگران سوء استفاده می کنند یا به دیگران آسیب می رسانند ، و دیوار جاهلیت هرمن از اصرار وی شکل گرفت که بدترین وضعیت هرگز نمی تواند رخ دهد. این شخصیت ها در تلاش برای ادامه امیدهای خود انتخاب های مختلفی را انجام داده اند ، اما در طی سخنرانی بنگلدورف ، همه چیز خراب می شود.

PLOT در برابر آمریكا
منبع: HBO

بعد از سخنرانی ، هرمان ناامیدانه سعی می کند امید مردن خود را درک کند: “آیا این احمق فکر می کند که یک یهودی مجرد از آنجا بیرون می رود و بخاطر آن سخنان احمقانه دروغگو ، به این ضد یهود رأی می دهد؟ چه فکر می کند او انجام می دهد؟ ” آلوین با این پاسخ درخشان دیوار جاهلیت هرمن را لرزاند:

همچنین ببینید

چرنوبیل

او لیندبرگ را لگد می زند! آنها او را به آنجا نبردند تا با یهودیان صحبت کند. آنها او را برای این کار خریداری نکردند. نمی فهمیدی؟ او آنجاست که با او صحبت می کند گوییم. او به همه “خاندان های خوب مسیحی” این کشور اجازه می دهد که اجازه خاخام شخصی خود را برای رای دادن به لیندی و خود را نازی ها یا ضد یهودی ها تصور نکنند. نمی توانید ببینید که آنها فقط لیونل بنگلزورف عالی را انجام دادند؟

ترس به عنوان یک وسیله هنری

آخرین شات قسمت هرمان را در مرکز جمعیتی قرار می دهد که روزنامه ها را تماشا می کنند. افراد پیرامون وی پیروزی خیره‌کننده چارلز لیندبرگ را به عنوان رئیس جمهور تشویق می کنند ، در حالی که هرمن در جمع صدها نفری به تنهایی ، ساکت و ترس نشسته است.

قسمت 2 از توطئه علیه آمریکا تفسیر قدرتمندی در مورد ترس ارائه می دهد. در حالی که همه ما می توانیم با ترس از بزرگ شدن ارتباط برقرار کنیم ، که از دید چشمان کسی مثل فیلیپ جوان دیده می شود ، راث از آن وسیله قابل اعتماد برای باز کردن ذهن بینندگان استفاده می کند تا درک آنچه از آن باید باشد روبرو شود با چیزی به مراتب بدتر: بسیار واقعی. خطر روزانه جوامع حاشیه نشین. آنها حتی در میان جمعیت ، مجبورند که در حالی که قدرتمندان همچنان نادیده گرفتن نیازهای خود را جستجو می کنند ، یا گاهی اوقات به طور جدی بر آنها ظلم می کنند ، در پی یافتن راهی برای زندگی خود باشند. لحظات درخشان هنری مانند این ها به بزرگترین هدف داستان پردازی خدمت می کنند ، و بیننده ای متشکل از آنچه در زندگی چنین زندگی ممکن است به بیننده بصیرت ارائه شود ، ارائه می دهد. ما خوب می توانیم توجه کنیم.

طرح توطئه علیه آمریکا: قسمت 2 در 23 مارس 2020 ، در HBO پخش شد.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!