راهنمای مبتدی برای تئوری ملی سینما

سینمای ملی موضوعی سخت و فریبنده است. شاید قبلاً حتی از آن چیزی نشنیده باشید. شاید بتوانید آنچه را که درمورد این موضوع مشخص است: سینما از یک ملت.

نظریه سینمای ملی در ناخودآگاه ما تعبیه شده است. توصیف فیلم ها از کشوری که کارگردان از آن ساخته شده ، کار را آسان تر می کند. نظریه سینمای ملی دارای تاریخچه دشواری است که می توان با یک مقاله مقابله کرد. این مقاله صرفاً نقطه پرش به یکی از بلوک های بنیادی مطالعات فیلم است.

نظریه سینمای ملی چیست

وقتی به یک فیلم خارجی فکر می کنیم ، چگونه معمولاً آن را توصیف می کنیم؟ اگر به دوستان خود می گفتید تماشا کنید انگل (2019) ، من می توانم فرض کنم که احتمالاً به آنها می گفتید که این فیلم کره ای است. یا شاید شما تعداد زیادی فهرست را مشاهده کرده باشید که همه فیلم های کره ای را که باید تماشا کنید به شما می گوید انگلبرنده تاریخی به عنوان بهترین تصویر. شاید فکر کنید این پایان تئوری سینمای ملی است: شناسایی کنید که این فیلم از کجاست و کشور را برای توصیف فیلم استفاده می کنید.

به بیان ساده تر ، تئوری سینمای ملی به دنبال درک ریشه های یک فیلم و چگونگی بازتاب آن در خود اثر است. ممکن است فکر کنید این کار به اندازه کافی آسان است ، اما چگونه می توان دسته بندی فیلم را از کجا طبقه بندی کرد؟ آیا صرفاً از کشور مبدأ کارگردان است؟ آیا این مکان جایی است که روایت صورت می گیرد؟ هزاران روش برای شناسایی کشور مبدأ برای یک فیلم وجود دارد.

راهنمای سریع تئوری ملی سینما
انگل (2019) – منبع: CJ Entertainment

ماهیت مشترک فیلم ، شناسایی یک کشور مبدأ ، به ویژه در این جهان جهانی شده را پیچیده می کند. استدلال هایی درباره آنچه باید سینمای ملی در نظر گرفته شود یا حتی اگر از تئوری سینمای ملی باید به عنوان پایه ای برای تجزیه و تحلیل فیلم استفاده شود ، گذشته و گذشته است. این سؤال در قلب تئوری سینمای ملی است: آیا فیلم می تواند با تاریخ یا فرهنگ یک ملت صحبت کند؟

تاریخ

در ابتدا این فیلم به عنوان یک شکل هنری از یک ملت خاص تصور نمی شد. در واقع ، این به عنوان یکی از اولین واسطه های جهانی شده دیده می شد. از این گذشته ، فیلم ها ساکت بودند. برای لذت بردن از فیلم نیازی به دانستن زبان نداشتید. Intertitles به راحتی قابل جابجایی و جایگزینی با یک متن ترجمه شده است.

دانشمندان مدرن پس از انتشار ، شروع به جستجوی نظریه سینمای ملی صنایع دستی کردند جوامع خیالی: تأمل در منشأ و گسترش ناسیونالیسم توسط بندیکت اندرسون در سال 1983. او اظهار داشت كه ورود تصاویر صحبت كردن باعث ایجاد سینمای ملی شد. وقتی فیلمی زبانی خاص را معرفی کرد ، دیگر برای مخاطبان جهانی صحبت نمی شد. صحبت کردن فیلم ها ، در اصل ، موانعی را ایجاد کرده و ابزاری برای ساختن جامعه تخیل شده است.

دانشمندان فیلم تا به امروز هنوز بحث از سینمای ملی از اصطلاح “جامعه تخیل” استفاده می کنند. اندرسون نوشت: ملت ها صرفاً آفرینش های سیاسی و فرهنگی تا تخیل جمعی هستند. و چگونه می توانید این تخیل را توسعه دهید؟ از طریق تولیدات فرهنگی مانند ادبیات ، هنر و فیلم. یک فیلم می تواند داستانهایی را بیان کند که می تواند معنای بودن از یک ملت را نشان دهد.

راهنمای سریع تئوری ملی سینما
Stagecoach (1939) – منبع: United Artists

مثلا، جان فورد فیلم برجسته ، راه راه (1939) ، آمریکای غربی کلاسیک است. از عاشقانه سازی گاوچران و مرز گرفته تا قتل قبایل بومی ، غربی ها را دوست دارند راه راه مدتها پس از ناپدید شدن مرز ، ایدئولوژی آمریکایی از مانیفست سرنوشت را ترویج کنید. این فیلم هایی از این دست است که تاریخ و فرهنگ ایالات متحده را ثابت می کند.

چالش های تئوری

این بدان معنا نیست که تئوری سینمای ملی عوامل مخرب خود را دارد. اندکی پس از اندرسون انجمن های خیالی منتشر شد ، منتقدی مانند پارتا چاترجی، خاطرنشان كرد كه تئوری اندرسون پیامدهای یورو محور ناسیونالیسم را نادیده می گیرد. چه کسی تصمیم می گیرد که چیست و یک ملت نیست؟

به ویژه با نگاه به سینما ، تئوری سینمای ملی از تأثیر بزرگی که هالیوود در سطح جهان دارد نادیده گرفته است. توماس الساسر استدلال می کند که ملت ها معمولاً توسط استودیوهای هالیوود ساخته می شوند ، نه کارگردانانی در یک کشور خاص. تام او ریگان این ایده را بیشتر به پیش می برد که ملل دیگر قلمروهای ملتهای دیگر را در آثار سینمای ملی خود درونی می کنند و “بومی سازی می کنند”.

راهنمای سریع سینمای ملی
مولین روژ! (2001) – منبع: فاکس قرن بیستم

مثلاً کارگردان استرالیایی باز لهرمان مولین روژ! (2001) یک اپرا ایتالیایی را اقتباس کرد ، لا بووم ، با یک بازیگر زن استرالیایی در فرانسه به یک مجموعه موسیقی jukebox در فرانسه نیکول کیدمن، بازیگر انگلیسی ایوان مک گرگور، و بازیگران عمدتاً آمریکایی و استرالیایی. علاوه بر این ، لورمان خاطرنشان کرد که منبع بزرگی از الهام بخشیدن به سبک او از فیلمهای بالیوود ناشی شده است. میکند مولین روژ! تجربه یا فرهنگ استرالیا را توصیف کنید؟ غریزه روده شما به شما می گوید نه.

مولین روژ! نمونه ای از دانشمندان است اندرو هیگسون به عنوان “فراملی” توصیف می شود. او استدلال می کند که سینمای ملی بیش از حد متمرکز بر نمونه های سفت و سخت ملل است که در یک فضای بسته وجود دارد ، دست نخورده از تأثیرات جهان خارج. ارتقاء سینمای ملی شبیه به ترویج این ایده است که جهانی سازی وجود ندارد.

همچنین ببینید

NANETTE هانا گادسبی یک فیلم است ، در اینجا به همین دلیل است

تئوری ملی سینما امروز

با توجه به نقدهای تئوری سینمای ملی ، آیا حتی باید از آن استفاده کنید؟ بله و خیر. این مهم است که بدانیم که هر فیلمی که منتشر می شود ، به گفتمان سینمای ملی نمی افزایند. با این حال ، تا به امروز کارگردانان از برجسته کردن فرهنگ ملت خود در آثارشان آگاه هستند.

برگشت به انگلآیا به سینمای ملی کره جنوبی اضافه می شود؟ بسیاری استدلال می کنند که چنین است. مدیر بونگ جون هو اظهار داشته است که انگل به دلیل تأکید زیاد سرمایه داری اواخر در فرهنگ کره جنوبی ، بازگشت به کره ای محور بود. نابرابری در کره جنوبی آنقدر واضح است که یک اصطلاح برای آن وجود دارد: “جهنم ژوزون”. در حالی که انگل طنین انداز با یک جمعیت بین المللی ، یادآوری های مداوم وجود دارد که این فیلم کره ای است – از زبان ، فرار و از وسواس نانوایی های تایوانی.

در پایان روز ، دانشمندان به بحث در مورد این موضوع ادامه می دهند و هرگز به نتیجه نمی رسند. اما اشکالی ندارد فرهنگهای ملی و به همین دلیل سینماهای ملی دائماً در حال جریان هستند. اوج تئوری سینمای ملی امروز در تعادل بین ملی و فراملی است. آیا یک فیلم واقعاً همیشه یکی است یا دیگری؟ چه کسی تصمیم می گیرد سینمای ملی چیست و چیست؟ آیا مکانهایی مانند هنگ کنگ که از لحاظ فنی ملت ها هنوز سینمای ملی ندارند؟

معیارهای شما برای سینمای ملی چیست؟ در نظرات بحث کنید!

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، پیوستن به انجمن ما در Discord و موارد دیگر داشته باشید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

راهنمای مبتدی: جان سینگلتون

جان سینگلتون در 6 ژانویه 1968 در منطقه جنوب مرکزی لس آنجلس متولد شد. فیلمنامه او برای Boyz n Hood به پایان رسید تحصیلات خود را در برنامه نوشتن فیلم در USC به Columbia Pictures فروخت. سال بعد، سینگلتون جوانترین (24 ساله!) شد و برای اولین بار نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین کارگردانی آفریقایی-آمریکایی شد. جذابیت چیست جان سینگلتون فیلم های؟

پسندیدن سنبله لی قبل از او ، سینگلتون عشق او به فیلم ها ، فرهنگ و تاریخ آفریقایی-آمریكایی و رشد بزرگ بودن به عنوان یك سیاه پوست در آمریكا را در آمیخت. فیلم های او مانند غربی هایی که او عاشق بزرگ شدن است فیلمبرداری و ساخته می شوند. چهره های منحصر به فرد که جدا از افراد محلی هستند ، عکاسی زیبا برای گرفتن منظره ، تلاش های قهرمانانه برای درست کردن یک اشتباه و یک وحدت مجموعه ای از مکان که در آن اقدامات تغییر شکل می یابد. همه این نشانه‌ها به همراه صداقت وی از تجربه آفریقایی-آمریکایی ، او را به صدای متمایز در سینما تبدیل کرده است.

Boyz N هود (1991)

راهنمای مبتدی: جان سینگلتون
Boyz n the Hood (1991) – منبع: Columbia Pictures

این داستان در سنین جوانی ، در حال رشد در كرنشاو ، سه دوست را شامل می شود و مسیری را كه در سفرشان به بزرگسالی طی می كنند. سینگلتون شخصیت های مبتنی بر افرادی که او می دانست در حال رشد است و از تربیت خود برای ساخت این فیلم وحشیانه و صادقانه و خارق العاده استفاده می کند. اینها شخصیت های واقعی هستند و کلیشه های هالیوود را که از صفر برخوردار نیستند ، کمک می کند تا حتی بیشتر از این فیلم هم بلند شوید.

همراه با داستان پردازی صادقانه او ، آن استوایی غربی در سراسر فیلم نشان داده می شود. سبک های سه گانه (کوبا گودینگ جونیور) پس از سالها زیر پدرش به همراه پدرش حرکت می کند و به عنوان شخصیت “تفنگ تفنگ تنها” ما خدمت می کند. به نظر نمی رسد ترس با اطرافیان خود متناسب باشد و به دنبال فرار از هر دو محیط اطرافش باشد و مواردی را که در جهان اشتباه است ، بخصوص در محله خود درست کنید. اینجاست که وی باید با اعضای باند و یک افسر پلیس نژادپرستانه نژادپرستانه روبرو شود.

پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان ، تر به پایان می رسد. متأسفانه ، دوستان دوران کودکی ، ریکی و داگبو چندان خوش شانس نیستند. سینگلتون با این فیلم نگاهی گذرا به سختی هایی که مردان جوان آفریقایی-آمریکایی از کودکی تا 18 سالگی با آن روبرو هستند ، انداخت و متأسفانه ، سختی ها همچنان در بزرگسالی ادامه دارند.

آموزش عالی (1995)

راهنمای مبتدی: جان سینگلتون
آموزش عالی (1995) – منبع: Columbia Pictures

این فیلم که در ابتدای ترم یک دانشگاه داستانی تنظیم شده است ، بر تجربه کالج مجموعه متنوعی از دانشجویان تمرکز دارد. یک دختر دره ، یک ستاره بورس تحصیلی ، رئیس یک برادری سیاه و یک مرد جوان به طور جدی گمراه شده از آیداهو با موانع مختلفی روبرو می شود و به روش خود پاسخ می دهد. موضوعی که مورد توجه قرار می گیرد نژاد پرستی دانشگاهی است که متأسفانه هنوز یک تیتر خبری تکرار شونده است.

نمونه هایی از این دست نشان داده شده است که پلیس دانشگاه در دو مناسبت قابل توجه برادری سیاه را آزار می دهد. یک بار از موسیقی مهمانی شکایت کنید ، حتی اگر آنها به برادران دیگر نگویند که همین کار را انجام دهند ، و یک برادری عمدتاً سفید پوست که با پلیس دانشگاه تماس می گیرد و از سیاهچاله ها به عنوان گانگستر یاد می کند. علاوه بر این ، آسیب پذیر و ساده لوح مایکل راپورت شخصیت به یک گروه نئو نازی می پیوندد.

پسندیدن Boyz n Hood، آموزش عالی از مکان محدود خود برای ایجاد فضایی استفاده می کند که به نظر می رسد از سایر نقاط جهان قطع شده است. علاوه بر این ، فیلم از عکسهای گسترده ای برای گرفتن هر جزئیات از شخصیت های اطراف استفاده می کند ، بازیگران این منظره خاص را کوتوله می کند. سینگلتون با بازگشت به گذشته ، به ترکیب هم تنش های غربی و هم نژادی ادامه داد.

گلاب (1997)

راهنمای مبتدی: جان سینگلتون
Rosewood (1997) – منبع: برادران وارنر.

* هشدار محتوا: حاوی منابع و صحنه های لینچینگ است. *

در سال 1923 در شهرهای Rosewood (سیاه) و سومنر (سفید) در دوران جیم کرو ، فلوریدا قرار گرفته است ، که براساس داستان واقعی یک زن سفید پوست ، یک مرد سیاه پوست را متهم می کند ، و شهرهای سفید که منجر به قتل عام نژادی می شوند. این رویدادی است که متاسفانه به اندازه کافی آموزش داده نمی شود ، یا اصلاً ، در دوره های تاریخ ایالات متحده ، اما لازم است. این یک ساعت وحشیانه است ، اما مانند فهرست شیندلر، یک ساعت مهم

عنصر غربی به شکل یک دست ساز مرموز به نام مان (میوینگ رامز) ، ممکن است این نام واقعی او نباشد ، دقیقاً مثل “Blondie” در مردی بدون نام سه گانه او بیرونی مشخص است که ابروهای هر دو شهر سفید و سیاه را بالا می برد. این قهرمان تنهایی سعی در درست کردن یک اشتباه دارد و حتی چندین اسلحه حمل می کند تا نشان دهد منظورش تجارت است. تیراندازی و تعقیب در اسب وجود دارد ، نزدیکترین سینگلتون آمده است که یک غربی واقعی درست کند.

با ترکیب یک کار واقعی در تاریخ آمریکا و غرب ، سینگلتون بلند پروازانه ترین فیلم خود را در این مرحله ایجاد کرد. اجرای عالی ، عکاسی زیبا و آموزش در یک رویداد کم ذکر شده هم آموزنده و هم جذاب است. سینگلتون در فیلم بعدی خود مجدداً از اسلحه ساز تنهایی استفاده خواهد کرد و شخصیتی کمی آشنا را باز می گرداند.

شافت (2000)

راهنمای مبتدی: جان سینگلتون
شافت (2000) – منبع: Paramount Pictures

این یک بازسازی کلاسیک 1971 با نیست ریچارد دور گرد، اما راه اندازی مجدد / عاقبت فیلم اصلی. ساموئل ال جکسون جان شفت ، برادرزاده را بازی می کند میزگرد (چه کسی کومو درست می کند) شافت. مانند عموی او ، یک کارآگاه در نیویورک است که می تواند جنایات را حل کند.

سینگلتونرا شافت دوباره عشق خود را به غربی ها و تنش های نژادی در ایالات متحده ترکیب می کند. شافت دادستان تفنگدار ما است که از شهر خود ، نیویورک محافظت می کند. این جنایت یک قتل با انگیزه نژادی است که توسط پسر یک سرمایه دار املاک و مستغلات انجام شده است. پسر، مسیحی بیل، عملکردی جدی را ارائه می دهد دونالد ترامپ جونیور پرنیان.

بعد از گلاب و سایر درام ها ، سینگلتون با ساخت اولین فیلم اکشن خود ، همه کاره بودن خود را به عنوان یک فیلمساز به بینندگان نشان می دهد. هر فیلم همچنان رشد خود را خلاقانه و غیرقابل پیش بینی بودن او با هر پروژه نشان می دهد. فیلم بعدی ما را به جنوب مرکزی می برد ، جایی که همه چیز آغاز شد.

پسر بچه (2001)

راهنمای مبتدی: جان سینگلتون
پسر بچه (2001) – منبع: Paramount Pictures

ما در همان محله برگشتیم سینگلتوناولین ویژگی و دقیقا 10 سال از آن نقطه شروع است. این فیلم مانند اولین فیلمش ، مرد جوانی را در یک چهارراه زندگی نشان می دهد خوب شدن (عمر گودینگ بجای کوبا) و یک رپر (Snoop Dogg بجای قالب یخ) بر خلاف آن ویژگی اولیه ، این یک داستان از سن کم نیست ، بلکه داستانی است که قبلاً به بزرگسالی رسیده است.

جوزف “جودی” سامرز (Tyrese Gibson) مردی 20 ساله است که در وضعیت دستگیری توسعه یافته است. او با مادرش در خانه زندگی می کند ، شغلی ندارد و وظایف والدین را با دوست دختر خود به اشتراک می گذارد. Beau فعلی مادرش ، Melvin (وینگ رامز) ، یک محکوم سابق که صاحب مشاغل شد ، سعی در ارائه مشاوره جودی در مورد مسئولیت و بزرگ شدن دارد.

موضوعی که در وسترن ها یافت شد ، جان وین و به ویژه غربی های پیش از 1960 ، مفهوم معنای مرد بودن است. مناطق مشترک با مسئولیت پذیری و مراقبت از عزیزان است. ملوین می خواهد جودی یک جوان قوی و مثبت باشد که از اطرافیان خود مراقبت می کند. مراقبت از کسانی که دوستشان دارید بار دیگر ظاهر می شود سینگلتونown‘ on جان وین غربی

همچنین ببینید

COD BODY: یک Thriller Cop Supernatural Cop Thrilling که با خشم ناخوشایند روبرو می شود

چهار برادر (2005)

راهنمای مبتدی: جان سینگلتون
Four Brothers (2005) – منبع: Paramount Pictures

این فیلم بازسازی سال 1965 است جان وین فیلم ، پسران کیتی بزرگر. در اصل ، چهار برادر برای یافتن کسانی که پدر خود را به قتل رسانده و از مادرشان بهره می برند ، می روند. این بازسازی دارای برادران مرسر (همه اتخاذ شده) شخصی است که مسئول شلیک مادر خود در سرقت از فروشگاه است. عدالت قدیمی وگیلانت غربی در قرن بیست و یکم دیترویت تعیین شد.

در اینجا می بینیم که موضوع غربی افتخار از عزیزان شما و رفتن به دنبال شرورانی است که به سد مقدس شما دست زدند. سرزمین ما ، فضای محدود ، یک محله دیترویت است ، جایی که یک بد بو محلی کارهایی را انجام می دهد ، و گروهی از اسلحه سازان مدرن طول می کشد تا او را به زمین بزنند. این فیلم مانند هر وسترن بزرگ ، حاوی ضربات زیادی بین اسلحه سازان رقیب است.

علاوه بر این ، این فیلم از تم غربی دیگری برای بازگشت یک محلی استفاده می کند. کسی که سالها ناپدید شده است ، فقط به دلیل وقایع آسیب زا به شهر خود باز می گردد. سینگلتون دوباره با استفاده از کنوانسیون های ژانر نمایش داده می شود و آنها را برای همه این پروژه های غیر غربی به کار می برد.

افکار نهایی درباره جان سینگلتون

با ناراحتی، جان سینگلتون در 28 آوریل 2019 ، در سن جوان 51 سالگی به دلیل عوارض سکته مغزی درگذشت. بعد از چهار برادراو آخرین اثر تئاتری خود را ، 2011 آدم ربایی. که متاسفانه بهترین کار او نیست. با این حال ، او فراتر از ویژگی ها بود.

سینگلتون چندین کارگردانی را برای تلویزیون به دست آورد ، خصوصاً یک قسمت از این فیلم داستان جنایات آمریکایی: The People V. O.J. سیمپسون ، پیوستن به او با کوبا گودینگ جونیور آخرین پروژه او قبل از مرگ وی ، ساخت سری FX بود بارش برف، اپیدمی شکاف را در لس آنجلس در دهه 1980 نشان می دهد. او سه قسمت را کارگردانی کرد و چندین مورد دیگر را نوشت. من این سریال را تماشا نکرده ام ، اما در صف رو به رشد من است.

مرگ چیزی سینگلتون اشک را به چشم من آورد. فیلم های او داستان های تحریک آمیز ، شخصیت های صادقانه و تصاویری را ارائه می دادند که از هر تماشایی گذشته است. گنجینه ای که در منظره سینمایی آمریکا و جهان از دست داده ایم ، اما او میراث و بدنه ای از خود به جای می گذارد ، که برای نسل های آینده مورد مطالعه و بهره گیری قرار می گیرد.

فیلم مورد علاقه جان سینگلتون چیست؟ آیا یکی از شما می خواهید من شامل آن هستم؟ لطفا در زیر نظر بدهید.

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، پیوستن به انجمن ما در Discord و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان

تعداد کمی از کارگردانان فیلمبرداری کاملاً بی نظیر و غیر منتظره دارند جورج میلر. متولد 1945 در استرالیا ، میلر در ابتدا به عنوان پزشک شروع به کار کرد ، جایی که او به دلیل تأثیرات تصادف تکان دهنده ، اگر نه ناخوشایند و ناگوار ، مجذوب اتومبیل در بدن انسان شد ، مجذوب شد. این کنجکاوی در اولین تصویر او شکوفا می شود ، دیوانه مکس در سال 1979 ، سرانجام شهرت خود را به عنوان یکی از فیلمسازان برتر سینما برانگیخت.

اما ، نگاه گسترده تری به آن میلر فیلمبرداری هنرمندی را نشان می دهد که کارهایش فراتر از محدوده های این مجموعه است دیوانه مکس کائنات. فیلم های خانوادگی ، یک درام پرستیژ و حتی یک فیلم کمدی پیچ گوشتی وجود دارد. آنچه همه آنها را به هم وصل می کند ، حس بازیگویی میلر است. تماشای یکی از فیلم های او مانند دیدن یک رهبر زنگ کار در یک سیرک استادانه است. بیرون اسپیلبرگمعدود فیلمسازان شاغل دیگری هم دارند میلر فرمان کاملی بر روی قطعات ، توسط درک استادانه خود از جغرافیا آورده شده است.

جغرافیا ، همان چیزی است که توالی های خوب عمل را از موارد بزرگ جدا می کند ، نوعی که باعث می شود شما از صندلی خود دور شوید و دوباره به عشق خود به سینما ابراز کنید. با کارآفرینی اکسپرسیونیستی و چشم به لحظه های دیدنی چشمگیر ، میلر فیلمساز با قدرت ایجاد لحظاتی که برای همیشه در ذهن شما ریخته خواهد شد.

بنابراین ، با هنوز سینماها باز نشده است و 5 سالگرد شاهکار اکشن او Mad Max: Fury Roadبیایید نگاهی به فیلمبرداری از جورج میلر!

دیوانه مکس (1979)

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان
دیوانه مکس (1979) – منبع: برادران وارنر.

احتمالاً یکی از تماشای آن ها اندکی خاموش است میلر اولین عکس اکشن با سرعت بالا ، فقط در صورتی که برای دنیای متفاوت خود از بقیه موارد متفاوت باشد دیوانه مکس تصاویر. این سریال با بیابان های بیابانی آن از وسایل نقلیه رشک ، لباس های کمپینگ و شخصیت های اسطوره ای بزرگ مترادف شده است. این دنیایی است که تمدن در آن فروپاشیده است ، و بخش های باقیمانده مجدداً در یک چیز ابتدایی و وحشیانه قرار گرفتند.

اما ، ویرانگری که این سریال را تعریف کرده است ، در اولین قسط آن جایی پیدا نمی شود. بله ، جاده ها و بزرگراه های پشتیبان مملو از باندهای قاتل و جنایتکاران بی قانون است ، اما هنوز یک سیستم عدالت باقی مانده است. جهان ممکن است از نظر دیستوپیایی باشد ، اما نسبت به اقساطی که در پی خواهد آمد ، به واقعیت جامعه ما نزدیکتر است. دیوانه مکس روایت از نزدیک بیشتر به ضرب و شتم پلیس-تریلرها یا تصاویر باند دوچرخه سواری می پردازد تا تماشای علمی تخیلی.

حداکثر ما در اینجا می بینیم ، توسط یک پسر بچه بازی می کند مل گیبسون، تنها سرگردان و ساکت دنباله های نمادین تر نیست. او یک وکیل دادگستری است که می خواهد شغل خود را به طور فزاینده ای خطرناک پشت سر بگذارد تا اینکه بدی به او و خانواده اش برسد. پسندیدن سام رئیمی اصلی ایول مرده تصویر ، دیوانه مکس احتمالاً به عنوان یک آزمایش آزمایشی برای آنچه بعداً به وجود آمده ، بهترین تجربه را دارد. بخشی از لذت در زیبایی شناسی سنگین ، کم بودجه و سنگین آنهاست ، اما آنها بیشتر به عنوان اولین پیش نویس برای دنباله های مبهم تر و با نفوذ تر احساس می شوند.

فقط به عنوان رییمی عناصر تاریک و تقریباً تاریک را از همان اول خود فهمید ایول مرده فیلم مؤثرترین بیت هایی بود که در یک سکانس در آغوش گرفت میلر با تعقیب و گریزهای اتومبیلرانی

Mad Max 2: The Warrior Road (1981)

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان
Mad Max 2: The Warrior Road (1981) – منبع: برادران وارنر.

اگر دیوانه مکس ویترین میلر هدیه ای باورنکردنی در ساختن دنباله های اکشن و هیجان انگیز ، هر چند ، در یک درام پلیس تا حدودی آشنا ، جنگجوی جاده به او امکان می داد آن سکانس ها را با احساس تخیل و تماشای بالا ببرد. میلر بار دیگر با فیلمبرداری تحریک آمیز و جنبشی او هیجان زده و لذت می برد ، اما در اینجا تصاویر فوراً در صحنه بندی و قاب بندی آنها نمادین احساس می شوند.

بی قانونی و احتیاطی که صحنه های فردی را در آن رقم زده است دیوانه مکس بنابراین برق اکنون به کل تصویر گسترش می یابد ، به عنوان مثال جنگجوی جاده بازگشت استرالیا را به عرصه ای از ضرب وشتم آخرالزمانی تبدیل می کند. این عالی است ، و فقط در فیلم ها گونزو می تواند باشد. گیبسون در اینجا قاطعانه ناهموارتر است ، اکنون فقط بقا به جای قانون و یا حتی انتقام جویی به آن دامن زده است. پس از همه ، قهرمانی بودن جنگجوی جاده صرفاً مردانی که برای حفظ نظم در دنیای فزاینده خشونت آمیز مبارزه نمی کنند بلکه لحظه هایی از بشریت موجود در جهانی است که به ابتدایی ترین شکل خود فرو رفته اند.

منطقه گرگ و میش: فیلم (1983)

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان
گرگ و میش منطقه: فیلم (1983) – منبع: برادران وارنر.

در تراژدی پوشیده ، منطقه گرگ و میش: فیلم در تالارهای تاریخ فیلم سینمایی گریم دارد ، که عمدتاً از وضعیت آن به عنوان اثری تحت تأثیر سرگرمی پاپ محروم است. زمین در مرکز آن – چهار فیلمساز را وارد کنید تا چرخش خود را بر روی یک کلاسیک بگذارند منطقه گرگ و میش قسمت – عنوانی است برای تصویر شناسی گلچین. با این حال ، با وجود درگیری 80s عزیزان مانند جان لاندیس، جو دانته، و حتی استیون اسپیلبرگ، این فیلم هرگز کاملاً زنده نمی شود و ترس های دور از ذهن و تفسیر آشکار را تنها بهترین ها می خواند منطقه گرگ و میش اپیزودها می توانند انجام دهند.

در عوض ، همه چیز احساس بی حالی می کند. یک خواب شبانه از طریق ضربانهای آشنا به امید ایجاد یک واکنش گرم نوستالژیک – اصلاً چیزی که انتظار داشت از راد استرلینگ کار استاد هنوز میلر اقساط ، بازسازی قسمت “کابوس در 20،000 پا” ، بخش دیگری از فیلم است که فقط کلیک می کند. با زاویه های تهاجمی و حرکت سریع دوربین ، میلر به داستان های کلاسیک ترور در کشتی های هوایی یک اضطراب اضطراب اضافی می بخشد. برخلاف سایر اقساط ، میلر بازخوانی کمتری از قدرت و قدرت بخشیدن به قدرت بیشتر است و به او اجازه می دهد تا به اندازه کافی برای فشرده سازی هر لحظه به مواد اعتماد کند.

Mad Max Beyond Thunderdome (1985)

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان
Mad Max Beyond Thunderdome (1985) – منبع: برادران وارنر.

با موفقیت مالی از جنگجوی جادهفشارهای زیادی برای میلر وجود داشت تا بار دیگر به بیابانهای آخرالزمانی خود بازگردد. با مقیاس بزرگتر از دو مورد قبلی دیوانه مکس اقساط ، فیلم مجاز است میلر تا در جهان منحصر به فرد عجیب و غریب خود غرق شوید.

که در جنگجوی جاده، میلر نمادهای جالب توجه با حس غنی از تاریخ و ملاحظه برای هر شیء در قاب تزریق شده است. غیر از جنگ ستارگانتصویری دیگر وجود ندارد که با اطمینان بیشتری دنیای کاملاً اصیل را برای مخاطبان خود روی صفحه نمایش ایجاد کند. و همینطور جورج لوكاس به همین ترتیب ، وسواس دنیاهای داستانی او وسواس بیشتری پیدا می کند میلر با رعد و برق. در حالی که فیلم از بین می رود ، شما با هر طراحی و مقاله ای از لباس ، با جزئیات و شگفتی تخیلی شگرف سیل می شوید.

با این حال ، در حالی که رعد و برق اجازه می دهد میلر در مورد تخیل خود بیشتر تحقیق کنید ، نمی توانید کمک کنید اما احساس می کنید تصویر نسخه ای از آب پایین است دیوانه مکس تجربه ، تجارت ضرب وشتم احشایی از دو فیلم اول برای ماجراجویی swashbuckling از ایندیانا جونز. بیهوده اضافه کنید تینا ترنر، یک حلقه مبارزاتی گلادیاتوری ، و یک قبیله از کودکان جنگجو مستقیم از آنجا بیرون می آیند ارباب مگسها، و شما تصویری دارید که احساس می کند قسمت های مساوی از هم جدا شده و اردو زده اند.

جادوگران ایستوویک (1987)

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان
جادوگران ایستوویک (1987) – منبع: برادران وارنر.

ترک بیابان از کشور دیوانه مکس جهان پشت (حداقل به طور موقت) ، میلر شروع کرد به اولین کنفرانس بزرگ استودیویی ، که در آن نویسنده اتوی باید به جای گروه مستقل از همکارانش ، با محدودیت ها و یادداشت های سیستم هالیوود مقابله کند. توسط همه حساب ها ، تولید جادوگران ایستوویک یکی از میلر استرس ترین تجربه ها با ستاره جک نیکلسون حتی رفتن تا جایی که او را از فشار زیادی در استودیو محافظت می کند و برای رسیدن به چشم انداز کارگردان می جنگد.

چند دهه بعد ، این فیلم به عنوان نمونه اصلی برای نوع کمدی استودیویی در میانه بودجه است که هالیوود دیگر با یک قطب ده پا لمس نمی کند. اوه ، چه شرم آور! آنچه را که من نمی خواهم هر هفته یکی از این موارد را داشته باشم ، و حتی قبل از COVID-19 نیز صادق بود. این روزها یک لوکس عجیب و غریب برای گرفتن تصویری است که فقط می خواهد شما را سرگرم کند ، هر گونه نیاز به حمایت از هرگونه تعهد حق رای دادن یا تبلیغات استراتژیک برای جوایز را کنار می گذارد. تماشا کردن جادوگران ایستوویک، شما بلافاصله از این که چگونه دهه 80 است ، نه به روشی خاص برای فرهنگ موسیقی یا زیبایی ، بلکه سست “من حدس می زنم که این می تواند کار کند” ، نگرشی است که همه آن ساخته شده است ، بلافاصله تحت تأثیر قرار گرفتید.

فقط در آن دهه می توانست چیزی غیر عجیب و غریب غیر عجیب و غریب بسازد ، اما همه آنها را به طرز معجزه آسایی در کنار جذابیت های بی نظیر ستارگانش جمع کند. من مطمئن نیستم که تا به حال می توانم بخرم چر، سوزان ساراندونو میشل پفیفر پاهایشان را جارو می کنند نیکلسون (حداقل نه چگونه او در این تصویر به نظر می رسد) ، اما همه افراد در فیلم پذیرای پوچی هستند. میلر شما را به عناصر فانتزی بازیگوش فیلم می فروشد ، اما او به اندازه کافی عاقل است که به ستاره ها اعتماد کند تا شما را در کمدی جنسی پیچ گوشتی در مرکز بفروشد.

روغن لورنزو (1992)

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان
روغن لورنزو (1992) – منبع: تصاویر جهانی

روی کاغذ ، به نظر می رسد طعمه یکبار مصرف اسکار: دو پدر و مادر خستگی ناپذیر کار می کنند تا درمانی برای فرزندشان پیدا کنند ، که به دلیل بیماری نادر اما کشنده از او ناتوان شده است. با این حال ، به طرز معجزه‌آسایی بیشتری برای لورنزو وجود دارد روغن از ارزان ترین و چرندهای اشک آلود در هسته عاطفی شما.

میلر، خود یک پزشک پیشین ، مشغول تهیه مطالب است به شکلی که بیشتر فیلمسازان اینگونه نباشند. او نمی ترسد در وهله اول به بحث های طولانی پر از داروهای پزشکی بپردازد یا شما را در ساعات پر تحرک تحقیقات و آزمایش های لازم برای دستیابی به موفقیتها غوطه ور کند. میلر به بازیگرانش اعتماد دارد (سوزان ساراندون و نیک نولت) به شما در عوارض و فرسودگی عاطفی بفروشید ، حتی به عنوان یکی از آنها – سرفه سرفه ، نولت – این کار را پشت لهجه کارتونی ایتالیایی انجام می دهد. و سرانجام ، او از لحاظ استراتژیک می فهمد چه موقع دیوانه وار و سبک عملی خود را مستقر می کند و چه زمانی خود را مهار می کند.

این باعث می شود فیلم نسبت به تماشای ناچیز او کمی جذاب باشد. با این حال ، این ممکن است تنها مورد از میلر درگیر با مواد از طریق فیلمنامه خود را به جای ساخت و ساز تکنولوژیکی آن است. پسندیدن جیمز کامرونیا رابرت زمکیس ، میلر یک فیلمساز وسواس با ایده استفاده از فناوری و جلوه ها به عنوان ابزاری برای داستان پردازی بوده است. این تا حدی به همین دلیل است که فیلم های او از نظر بصری بسیار بیان هستند. هنوز ، لورنزو روغن نگاهی اجمالی به مسیر متناوب در حرفه خود می کند ، کسی که به جای دنیاهای خیالی به افراد و نهادها علاقه دارد.

عزیزم: خوک در شهر (1998)

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان
عزیزم: خوک در شهر (1998) – منبع: تصاویر جهانی

یادت میاد عزیزم، درست؟ یکی درباره خوک صحبت کردن با چاقو برای گله گوسفند که به یکی از تصاویر تحسین برانگیز سال 1995 تبدیل شد ، حتی نامزدهای چند اسکار را نیز تأمین کرد؟ میلر از دهه 80 نگاهش به این پروژه بود اما می خواست صبر کند تا اینکه فناوری از بین برود تا بتواند تمام شخصیتهای مختلف حیوانات را به اندازه کافی زنده کند. در حالی که میلراو با نظارت بر فیلم خانوادگی تحسین شده ، او وظایف کارگردانی را به نویسنده فیلم منتقل می کند ، کریس نونان.

با این حال ، سه سال بعد ، او به دنبال دنباله ای بسیار دلپذیر که می رود ، می رود عزیزم بیرون از انبار و داخل جنگل بتونی شهر بزرگ. گرچه به اندازه نسخه اصلی آن به گرمی دریافت نشده است ، خوک در شهر به دنبال خود یک فرقه مهم به دست آورده است. زوج نوح بامباک ساعت عکس را ستود ، آن را به عنوان یک ویژگی دوتایی در کنار هم پخش کرد چشم های گسترده درباره شخصیت های سقوط خرگوش در یک شهر مرموز مانند رویا.

اما ، ارتباط مستقیمی نیز وجود دارد خوک در شهر و دیوانه مکس حق رای دادن ، با عملکرد سابق تقریبا به عنوان معادل خانوادگی دومی. میلر هدیه در ترکیب اثرات لمسی در سرگرمی ، مجموعه های بصری پویا همانند همیشه شایع است ، این بار با حیوانات مختلف به جای وسایل نقلیه انحرافی. اولین عزیزم تقریباً مثل داستان عامیانه قدیمی زنده شده احساس می کردم. با این حال، خوک در شهر بزرگ دارای انرژی ذهنی ، کارتونی است ، داستان را از یک دنیای آشنا بیرون می کشد و آن را در یکی از آنها قرار می دهد میلر تخیل بازیگوش.

پاهای مبارک (2006)

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان
پاهای مبارک (2006) – منبع: برادران وارنر

گاهی اوقات شما فقط به موفقیت یک فیلم نگاه می کنید و تعجب می کنید ، “چه لحظه عجیب و غریب بود”. یک سال قبل میلرموسیقی رقصنده در مورد شاخی (نه ، واقعاً صحبت های جنسی زیادی در این فیلم وجود دارد) پنگوئن ها ، برادران وارنر موفقیت فوق العاده ای با مورگان فریمن مستند روایت شده مارس پنگوئن ها. همانطور که معلوم است ، آمریکا به سادگی نتوانست به اندازه کافی از پرندگان بی پرواز از جنوب به پایین بیاید ، در نهایت فشار آورد رقصان به یکی از پرمخاطب ترین عکس های سال 2006 ، در حالی که همچنین یک جایزه اسکار برای بهترین ویژگی های انیمیشن بدست آورده است ، میلر فقط برنده اسکار.

نزدیک به 15 سال بعد ، رقصان کاملاً کاملاً به عنوان یک انیمیشن کلاسیک باقی نمی ماند ، اگرچه نمونه دیگری از آن را نشان می دهد میلرجادوگران فنی و مجموعه های بازیگوش. در ردیابی تندرا قطب شمال بسیار مراقب باشید و پنگوئن ها را تا حد ممکن شبیه به زندگی کنید اما شبیه به سال گذشته شیر شاه بازسازی ، فشار برای عکاسی باعث می شود که بسیاری از شخصیت ها از یکدیگر متمایز نباشند. معلوم است؛ همه پنگوئن ها یکسان به نظر می رسند اما ، شاید مهمتر از همه ، این فیلم فقط احساس مبهم بودن می کند ، گویی میلر با یک داستان ساده از یک شخص خارجی که در تلاش برای یافتن پذیرش در جامعه خود است ، شروع کرد و کم کم تمرکز خود را به سمت یک پیام محیطی تغییر داد اما بدون اینکه کاملاً منسجم آن دو را به هم وصل کند.

و این ما را به سمت…

همچنین ببینید

STAR TREK: PICARD (S1E9)

پاهای مبارک دو (2011)

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان
پاهای مبارک دو (2011) – منبع: برادران وارنر

تصادفا ، هر دو رقصان فیلم ها پس از دوره های مبارزه برای آمده اند میلر ، به عنوان موانع متعدد در راه پروژه های بزرگتر ، چه یک چهارم باشند دیوانه مکس تصویر یا حتی یک شکاف در لیگ عدالت. پس از آن عجیب است که وقتی این دو پروژه از هم جدا شدند ، برادران وارنر گفتند: “سلام ، به یاد داشته باشید که فیلم پنگوئن شما این کار را کردید؟ چرا دیگری را امتحان نمی کنید؟ “

متأسفانه ، آمریكا همه چیز را از تثبیت پنگوئن خود برداشته است كه باعث شد همه در سال 2006 به سالنهای سینما بروند. این شرم آور است ، زیرا دو پا مبارک از بسیاری جهات ممکن است پیشرفتی در اصل باشد. بیشتر دلیل میلر موفقیت در ادامه می تواند درک کند که اولین بار در اطراف کار کرده است و با استفاده از یک تصویر دوم به عنوان راهی برای تیز کردن در هیجان انگیزترین ایده های یک فیلم ، و همچنین تقویت سبک آن با پیشرفت در فن آوری.

با دو پا مبارک، میلر احساس می کند زنده و اعتماد به نفس بیشتری در استفاده از انیمیشن دارد. تصاویر احساس ایستایی کمتری دارند. در عوض ، آنها روی صفحه نمایش بزرگنمایی ، چرخش و سوار شدن می کنند. اما پیام محیط زیست همچنین احساس دقیق تر و پخته شدن ارگانیک در داستان را تجربه می کند ، جایی که قبلاً به اصل نگاه می کرد. بعلاوه ، می دانید ، وجود دارد برد پیت و مت دیمون بازی کردن کریلی به نام های ویل و بیل ، که ممکن است یکی از واقعی ترین مواردی باشد که تاکنون در یک فیلم شاهد آن بوده ام.

Mad Max: Fury Road (2015)

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان
Mad Max: Fury Road (2015) – منبع: برادران وارنر.

پس از ده سال تلاش ناموفق برای بازگشت به بیابان ، میلرسرانجام آنچه را كه ممكن است بزرگترین اثر او باشد تهیه كرد: یك شاهکار باشكوه فیلم سازی كه ممكن است خالص ترین شکل سینما در بیست سال گذشته باشد. جاده خشمگین یک نمایش کامل ، پرتاب گاز و انفجاری است که مانند تبلور آن احساس می شود میلر دیوانه مکس چشم انداز.

می رود تام هاردی، در محل گیبسون، که به دست گرفتن مکس شیطان تاسمانی بیشتر از قدرت استوایی ستاره دوم است. اما ، این بار توجه جلب توجه است شارلیز ترون ، که از نظر معنوی احساس هماهنگی بیشتری با آن دارد گیبسون حداکثر در ناهمواری و استوایی او. دنیای درد در پشت چشم های او وجود دارد ، اما همچنین یک فرمان ترسناک از صفحه وجود دارد که باعث می شود احساس شود که تمام تصویر در حال گردش به دور او است. این یک نمایش فوراً نمادین است ، که خود را در سالن قهرمانان بزرگ فیلم مانند الن ریپلی در بیگانگان یا عروس در بیل را بکش. اوه ، من اشاره کردم که او یک بازوی رباتیک دارد؟

جاده خشمگین به راحتی میلر در راس او این سمفونی خشونت با او به عنوان هادی است و مناظر و صداهای مختلفی را به وجود می آورد که 99 درصد دیگر فیلمهای اکشن اصلی حتی به تلاش نزدیک نمی شوند. و با جابجایی تمرکز خود به زنان بیابان ، میلر همچنین چیزی را ایجاد می کند که به طور غیر منتظره ای سیاسی از طریق او قدرت و آژانس را فراهم کند ، و این کار را به یک کار شگفت آور قدرتمند از تجدید نظرگرایی فمینیستی تبدیل کند.

نتیجه گیری: بعدی چیست؟

از هم اکنون ، دو پروژه وجود دارد میلر در حال گردش است ، و بله ، یکی از آنها یک است دیوانه مکس فیلم سینما. جاده خشمگین با كسب استقبال كوچك ، از جمله شش برد اسكار ، علاقه خود را به اين فرانچيز زنده كرد.

با این حال ، این بار ، تمرکز در حال تغییر کاملاً از Max است ، و پذیرش آن است شارلیز ترون شخصیت Imperator Furiosa به عنوان رئیس حق رای دادن جدید. با این حال ، در حالی که طرفداران ممکن است در اطراف پارکینگ در حال دویدن باشند ، با خیال و فریاد از خوشحالی فریاد می کشند ترون تجدید نماد او ، میلر برنامه های دیگری دارد

مطابق مصاحبه اخیر با نیویورک تایمز ، میلر در 20 سالگی در جستجوی یک بازیگر جوان است تا نسخه جوانتر این شخصیت را بازی کند. اما ، قبل از شروع جستجو ، او تصویر را منتشر می کند سه هزار سال اشتیاقبازیگران تیلدا سوینتونو ادریس البا . اگرچه در مورد این فیلم چیزهای زیادی شناخته نشده است ، اما توسط برخی گزارش ها به عنوان “داستان عشق حماسی” توصیف شده است … هر آنچه که به این معنی باشد.

با این وجود ، شنیدن آن بسیار هیجان انگیز است میلربه زودی به پرده سینماهای ما خواهد پرداخت. اگر از طریق فیلمبرداری خود چیزی را آموزش دهید ، این سازگاری و توانایی او برای نزدیک کردن سبک اکسپرسیونیستی به تقریباً هر پروژه است.

فیلم مورد علاقه شما جورج میلر چیست؟

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

راهنمای مبتدی: جاش و بنی صفدی ، نویسندگان و کارگردانان

نکته در مورد زندگی در شهر نیویورک این است که همه – حتی افرادی که هرگز پا در یکی از پنج ولسوالی های شهر نرفتند – فکر می کنند نیویورک را می شناسند. بزرگ اپل ، شهری که هرگز نمی خوابد … هر آنچه که می خواهید آن را بخوانید ، هیچ منکر این نیست که نیویورک در فرهنگ عامه به شکلی به تصویر کشیده شده است که هرکسی نسخه خود را از شهر زندگی می کند که درون سر خود زندگی می کند.

نیویورک شما می تواند دنیای سکسی و پر زرق و برق باشد سکس و شهر، جایی که هر کس می تواند مانولو Blahniks را بپذیرد و ناهارهای بلند و راحت را بخورد. خانه های فوق فکری و عصبی همه وودی آلن فیلم ، که در آن هر شخصیت خیلی سریع صحبت می کند و دارای مدرک دانشگاهی زیادی است (البته لازم به ذکر نیست که درمانگران). یا میدان جنگ شدید و کثیف جنگجوها، با باندهایی که در خیابانها و مردم عادی اداره می شوند پس از تاریکی می ترسند خانه های خود را ترک کنند. واقعیت ، البته ، آمیزه ای از همه موارد فوق است ، با تندی از شوخ طبعی و طنز ، طعنه آمیز که در حد متوسط ​​شما یافت می شود سیفلد قسمت (اما به ویژه ، یکی از سوپ نازی ها).

جاش و بنی صفدی این را بدان. فیلم های آنها نیویورک را به تصویر می کشد که آن دسته از ما که در اینجا زندگی می کنیم دوست داریم از نفرت و نفرت از عشق (گرچه در پایان ، ما همیشه به عشق خود خواهیم گشت). نیویورک آنها پر هرج و مرج ، پر سر و صدا و پر از فرصت برای ماجراجویی ، خوب و بد است. نیویورک آنها دارای شخصیت های رنگارنگ و کم رنگی است که کمتر از همه چیز جالب نیستند – در واقع ، بسیاری از به یادماندنی ترین انتخاب های بازیگران خود ، شامل زن و مرد تصادفی است که به راحتی از خیابان بیرون می آیند و نسخه های سینمایی خود را بازی می کنند. بعضی اوقات نیویورک ممکن است خیلی سخت باشد ، گاهی اوقات. اما من به عنوان یک نیویورکر ، هرگز ندیده ام که خانه ام به تصویر کشیدن واقعی تر از آنچه در تمام سال های سینمایی آنها نشان داده شده ، روی پرده باشد.

با پیشرفت زمان ، فیلمسازی جاش و بنی صفدی با قطعه های جذاب تر و ستاره های بزرگتر پیچیده تر می شود ، اما شهر در مرکز کاملاً باقی مانده است ، و به طرز وحشتناکی همان است. اگر همیشه می خواهید نیویورک واقعی را بشناسید ، می توانید مطمئن باشید که هر یک از فیلم های زیر معرفی ایده آل را برای شما ارائه می دهند.

لذت از سرقت (2008)

منبع: IFC Films

اولین برادران صفدی ویژگی کاملاً “” نیستبرادران صفدی“فیلم؛ این در درجه اول است جاش تولید با کارگردانی و بنی به عنوان دستیار ویرایشگر اعتبار یافت. لذت از سرقت یک فیلم کوچک تقریباً در حاشیه در مورد یک زن کلیفوماسی عجیب و غریب به نام Eleonore است ، و در حالی که شباهت های بیشتری به مامان دارد از آنچه که با صفحات کارهای اخیر اکتان بالاتر ، هنوز نشانه های بسیاری از جنون هنوز وجود ندارد.

بازیگری که الونور را بازی می کند ، اولین بار در بسیاری از دوره های تکراری است صفدی یکی از همکاران در یک سفر از طریق فیلمبرداری خود ملاقات خواهد کرد – الونوره هندریکس، که در بخش بازیگران در تمام فیلم هایشان کار کرده است. تخصص او بازیگران خیابانی است ، بنابراین هندریکس می توانید از معرفی مخاطبان با بسیاری از شخصیتهای بی نظیر نیویورک که در این جشنواره ظاهر شده اند تشکر کنید برادران صفدی فیلم های. این تمایل به کار نه تنها با بازیگران آموزش دیده ، بلکه به آنها اجازه می دهد که اساساً خودشان را بازی کنند ، با بداهه نوازی و مربیگری کمترین ، یک عامل اصلی در ارائه صفحات نیویورک بسیار معتبر؛ بازیگران آموزش دیده که نیازی به کمبود هوشیاری لازم برای ایجاد این شخصیت ها در زندگی واقعی ندارند ، به راحتی روی صحنه های واقعی نیویورک تکرار نمی شوند.

هنگامی که برای اولین بار با Eleonore آشنا می شویم ، او در حال قدم زدن است – نه در یک محله پر زرق و برق پر از بلند و مرتفع ، بلکه یکی که مضطرب است و با نقاشی های دیواری تکه تکه می شود – و زنی را که در آن طرف خیابان قدم می زند نام دارد. سرانجام ، اتونور به طور اتفاقی آن را صحیح می کند و با خوشحالی از زن استقبال می کند و ادعا می کند که یک آشنای دیرینه است. در حین انجام این کار ، او به طرز ماهرانه ای کیف بزرگ قرمز زن را از بازو و روی خودش می کشد ، بدون اینکه او عاقل تر باشد.

دزدی اجباری برای Eleonore است ، او را وادار می کند تا همه چیز را از انگور تنها در یک دسته از بازار به یک کیسه بزرگ لباسشویی که شامل یک سگ و چندین بچه گربه است ، بردارد. در یک لحظه ، او یک کلید ماشین را در کیف پول دزدیده شده پیدا می کند و شروع به پرونلینگ خیابان می کند ، و کلید آن را در هر خودرویی که می تواند پیدا کند تا زمانی که کار کند ، امتحان می کند. از آنجا ، او به پایان رسید رانندگی دوست خود جاش – مانند جاش صفدی – تمام راه را به خانه خود در بوستون در ماشین سرقت رفته ، با وجود اینکه نمی دانید چگونه رانندگی کنید و باید در طول راه یاد بگیرند.

منبع: IFC Films

روشن است که این تجربه ، و عجله آدرنالین ، سرقت از آن است که Eleonore رشد می کند ، خیلی بیشتر از خود کالاهای دزدیده شده. از این گذشته ، او هر روز همان ژاکت قرمز و مینیسک را می پوشد ، وقتی که به عنوان یک دزد ماهر ، می توانست کمد لباس بسیار گسترده تری داشته باشد. در واقع ، Eleonore همه چیز را در مورد تجربه ها دارد – او علیرغم اینکه نمی داند چگونه بازی کند ، وارد تفریح ​​تنیس روی میز می شود ، و هنگامی که پلیس پلیس او را از طریق کیسه یک زن در پارک بازداشت کرد ، او را مجبور می کند تا او را برای گرفتن یک جنایتکار دیگر بدست آورد. در باغ وحش Central Park: “من در باغ وحش برونکس و باغ وحش Prospect Park بوده ام ، اما هرگز باغ وحش پارک مرکزی!” نکته برجسته فیلم زمانی است که Eleonore برای بازدید از خرسهای قطبی باغ وحش گله می کند و در نهایت با پریدن به داخل خانه اش می رود و خوشحال می شود با وجود این واقعیت که این حیوان می تواند هر موقع گلو را بیرون بکشد.

لذت از سرقت به همان اندازه تیز (یا همان استرس زا) نیست صفحات بعداً کار می کند ، اما ارزش تماشای آن را دارد هندریکس تصویری lo-fi از یک دختر گمشده که به دنبال چیزی غیرقابل توصیف است. شما می توانید Eleonore حلق آویز با دیگر وسایل نقلیه دیگر در برادران صفدی جهان – تلاش برای سرقت چنگال جولیا در خارج از یک باشگاه مرسوم ، مد روز یا برخورد با کونی در کلاهبرداری خود ، سعی در برکناری برادرش از زندان و برچسب زدن فقط به خاطر هیجان آن. نسبیت و جذابیت طبیعی وی ، فعالیتهای تفریحی حواس پرت الونور را بیش از آنچه که در ابتدا تصور می شد ، دلسوز تر می کند. به راحتی تصور می کند که او در مکالمه ای با شما در یک نوار غواصی در جایی در سمت شرق پایین دست در حالی که او کم کلید کیف پول شما را می چرخاند ، آسان است.

صحبت از میله ها: در یک صحنه بسیار به یاد ماندنی اما کاملاً پرتاب ، مردی که به یک نوار حمله می کند Eleonore اعلام می کند که نوشیدنی های همه مردم روی او هستند ، قبل از اینکه بفهمند نوار شلوغ است و با بی عدالتی پشت معذرت خواهی عصبی می رود. لمس های کوچکی از این دست ممکن است در طبقه اتاق برش در فیلم دیگر کارگردان به پایان برسد ، اما در اینجا آنها رنگی پر جنب و جوش می افزایند که خیلی طولانی به سمت واقعی کردن این دنیای سینمایی می رود.

بابا لنگ دراز (2009)

منبع: IFC Films

اولین فیلم بلند که اعتبار هر دو را دارد جاش و بنی به عنوان کارگردان ، بابا لنگ دراز – به طور متناوب با عنوان برو مقداری رزماری دریافت کنید – اعتصاب نزدیک به خانه. داستان یک پدر بروکلی بی روح و دوست داشتنی اما دوست داشتنی به نام لنی که زندگی بی هدف او وارونه می شود وقتی او هر سال به مدت دو هفته از حضانت دو پسر خردسالش به سر می برد ، این فیلم با الهام از الهام صفحات تجربیات خود را با پدر مطلقه خود داشته باشید.

که در بابا لنگ دراز، گفت پدر با بازی می شود رونالد برونشتاینبازیگر و فیلمبرداری که از زمان ویژگی های همه آنها با Safdies همکاری کرده است و همه را ویرایش می کند. اینکه او شخصیتی را بازی می کند که با الهام از یکی از اعضای خانواده آنها در بابا لنگ دراز معنا می یابد؛ وقتی صحبت از فیلم های آنها می شود ، او در اصل سوم است صفدی برادر.

مثل هر صفدی شخصیت لئون یک شخصیت پر هرج و مرج از Eleonore از طریق Eleonore است تا به هوارد رادنر برسد ، که لزوماً برای انجام مکرر انتخاب های زندگی بد مشکوک ، جذابیت عجیب او را کم نمی کند. لنی یک دوست دختر غیر مسئولانه به همان اندازه لنی دارد (هندریکس، دوباره) ، کسی که کارهایی مانند خرید پسران خود یک مارمولک (که آنها را فراموش کرده اند که تغذیه کنند) و پس از مشاجره با لنی ، به سمت تونل مترو تاریک حرکت می کنند. با هم ، آنها با وجودی که واقعاً به دلیل این واقعیت هستند که چنین تأثیرات بدی دارند ، با هم جفت ارزند که با دو پسر جوان سرنوشت ساز باشند.

منبع: IFC Films

از جمله فعالیت های دردسرساز که لنی پسرانش را درگیر می کند ، آنها را در یک سفر آخر هفته با یک زن که یک ایستاده یک شب با او (و دوست پسر او) داشت و همراه با قرص های خواب آور ، آنها را در طبقه بالا در خیابان قرار داده بود تا بتواند در یک شیفت شب کار کند. سینمای سینما ، فقط برای پسران 48 ساعت محکم می خوابند. در یک لحظه وی به همراه دوستان خود نقاشی های رنگ آمیزی با اسپری را با دوستانش دستگیر می کند در حالی که پسران هنوز هم در آپارتمان او محاصره شده اند و صبح روز بعد فقط به موقع برمی گردند تا آنها از خواب بیدار شوند.

واضح است که لنی ، که دائماً با او مشاجره می کند و هر فرد بالغ دیگری را که در اطراف خود است ، بیگانه می کند ، به سختی بالغ تر از بچه هایش است. او به سختی می تواند از خود مراقبت کند ، چه رسد به آنها. به همین دلیل است که ، وقتی لنی باید بچه ها را در پایان دو هفته به مادرشان بازگرداند ، احساس می کند که بسیار خالی و تنهایی است. قرار است او بدون زندگی آنها با زندگی خود چه کند؟ هنگامی که شما یک پسر مانند لنی هستید ، تنها یک راه برای حل این اتفاقات وجود دارد: آدم ربایی فرزندان خود و رها کردن خود به خود از آپارتمان خود برای رفتن به جایی که دیگر نمی توانید پیدا کنید.

بابا لنگ دراز با یک شات پایانی در نیویورک به پایان می رسد که در کلاس کلاسیک جایی نخواهد داشت وودی آلن فیلم: لنی و پسرانش و تمام چمدانهایشان در تراموا جزیره روزولت ، سوار آن می شوند و به دنیایی ناشناخته سوار می شوند. خوب ، نه واقعاً – به طور واضح به جزیره روزولت می رود – اما کسی نمی داند آینده برای آنها چه نوع آینده ای دارد. در حالی که ماشین تراموائی آنها در فاصله ناپدید می شود ، فرد با احساس ترس و وحشت همراه است. این یک پایان کاملاً خوشحال کننده نیست ، بلکه در آن است برادران صفدی“جهان – مانند دنیای واقعی” ، ما به ندرت چنین ساده ای را می گیریم.

بهشت چه می داند (2014)

منبع: RADiUS-TWC

بهشت چه می داند اولین مورد است برادران صفدی فیلمی که بسیاری از ویژگیهای سبکی که اکنون با آنها در ارتباط هستیم واقعاً شروع به جهش از صفحه و حمله به چشم و گوش شما می کند. اگر لذت از سرقت و بابا لنگ دراز می توان به عنوان سخنگو ، بهشت چه می داند بیشتر یک فریاد اولیه است. ستاره فیلم ، آریل هولمز، توسط مشاهده شد جاش صفدی در خیابان های نیویورک. بعد از اینکه کمی اطلاعات بیشتری در مورد او کسب کرد ، او را متقاعد کرد که داستان زندگی خود را بنویسد ، حتی هزینه صفحه را نیز پرداخت کند. آن خاطره ، دیوانه عشق در شهر نیویورک، هرگز منتشر نشد ، اما توسط این اقتباس شده است صفحات و برونشتاین در این فیلم با بازی در نقش اصلی هولمز به عنوان یک نسخه آزادانه خیالی از خودش.

در حالی که لذت از سرقت و بابا لنگ دراز از یادداشت های نسبتاً سبکی شروع کنید ، بهشت چه می داند بلافاصله شما را از سوراخ خرگوش به تاریکی چرخاننده می کشد که شخصیت اصلی آن را درگیر می کند. در صحنه افتتاحیه ، هارلی معتاد به هروئین معتاد (هولمز) دوست پسر سابق خود را ، به یک معتاد دیگر به نام ایلیا التماس می کند (Caleb Landry Jones) ، او را به دنبال شکست اخیر ، به عقب برگرداند. هارلی آنقدر ناامید شده است که ایلیا را پس بگیرد ، که از هیچ ارتباطی با او امتناع ورزد ، به طوری که او از او می پرسد که آیا او درگذشت دوباره او را دوست دارد. نه تنها ایلیا می گوید بله ، بلکه او همچنین هارلی را تشویق می کند که مچ دست خود را با تیغ های تیغ ببندد که با پول بدست آمده بدست می آورد.

کل این سکانس ، از تقاضای اولیه هارلی به ایلیا ، از خرید تیغ های تیغ تیغی ، بریده شدن مچ دست های او ، و این باعث می شود که ایلیا ترشح کند و با یک آمبولانس تماس بگیرد ، غلطکی از احساسات است. من هرگز از هروئین استفاده نکرده ام ، اما تماشای چرمی هارلی و ایلیا در وضعیتی که به مواد مخدر اضافه شده بود ، باعث شد احساس کنم که خودم در مواد مخدر بودم ، با پارانویا و هراس سرخ شده ام. این سکانس لحن تردد ناخوشایند را از طریق عالم اموات نیویورک به دنبال خواهد داشت ، زیرا هارلی در اطراف نیویورک سرگردان است و به دنبال نیمکت هایی برای تصادف و مواد مخدر برای گلزنی است. شدت این فیلم بیشتر توسط انتخاب های موسیقی مورد بررسی قرار می گیرد ، از الکترونیکی گرفته تا سخت افزاری ، و به نظر می رسد هر لحظه ذهن وحشتناک ذهن هارلی را تکرار می کند.

منبع: RADiUS-TWC

بهشت چه می داند بسیار دشوار است برادران صفدی فیلم برای تماشای ، در بخش عمده به دلیل اصالت خام هولمز عملکرد به عنوان هارلی. یک ستاره براق و جوان هالیوود ، هر چقدر هم که این بازیگر با استعداد باشد ، هرگز نمی توانست هارلی را به لباس طبیعی دنیا که هولمز به نقش می آورد؛ اقداماتی که به طور بالقوه می تواند از بالای سطح احساس کند ، کاملاً طبیعی در وضعیت ناامید کننده او احساس می شود. فرار از وی با معتادان همسایه در پارک های اسکیت و رستوران های فست فود نوعی چیز است که در هر روز مشخص در قسمت های کم آب و هوای قسمت پایین دست پایین شرقی مشاهده می شود ، در حالی که اعتماد وسواس او به ایلیا علی رغم رفتارهای ناسازگارانه او ، ناامید کننده است بلکه بسیار باورپذیر است.

در این فیلم ، ایلیا در صحنه ای می میرد که تقریباً به دلیل کیفیت سورئال بودنش در فیلم جایی ندارد. وی پس از ترك خواب هارلی در اتوبوس كه برای میامی قرار دارد ، وارد خانه ای متروكه می شود و هنگامی كه شمع در كنار فضای خواب او فرو می رود ، در آتش آتشین می میرد. در زندگی واقعی، هولمز ایلیا در اثر مصرف بیش از حد دارو در پارک مرکزی درگذشت. این فیلم به او اختصاص داده شده است ، با این احساس چپ که مرگ روی پرده این شخصیت ، ایلیا را به خروج سینمایی و دراماتیک اعطا کرد که در زندگی واقعی از او سلب شد.

هیچ چیز در مورد بهشت چه می داند به هیچ وجه پر زرق و برق است ، و نه از طریق یک نگاه اخلاقی قابل قضاوت است. در عوض ، آن را لکه دار می کند تا انسانیت پنهان شده در پشت حماسه هایی که هر روز در خیابان های نیویورک دیده می شود را آشکار کند.

وقت خوش (2017)

منبع: A24

در حالی که صفحات با هر فیلمی که اکران می کردند ، تحسین بیشتری به دست آوردند ، تا این زمان نبود وقت خوش که آنها واقعاً به عنوان فیلمساز برای تماشای صحنه صحنه منفجر شدند. بازیگران تقریبا غیرقابل تشخیص است رابرت پتینسون به عنوان سارقان بانکی بی سر و صدا کونی و بنی صفی به عنوان برادر معلول ذهنی وی ، نیک ، این فیلم به شرح حال یک شب مجنون است که در آن کونی سعی می کند پس از سرقت ، نیک را از زندان بیرون بکشد. مانند پاتینسون آن را در مصاحبه قبل از انتشار فیلم توضیح داد ، “فیلم بعدی این نوع واقعا سخت کوئین ها ، نیویورک است ، روانی آسیب دیده روانی ، فیلم سرقت از بانک.” من صادقانه نمی توانم به توصیف بهتر این گرداب وحشی یک فیلم فکر کنم.

کونی از نوع مردانی است که فهمیده نیست که درمان برادرش به او کمک می کند و کاملاً متقاعد شده است که باید گفت برادر خود را از معالجه خارج کند تا در سرقت بانکی شرکت کند. کونی عاشق برادرش است ، اما او همچنین یک فرد خود مخرب است ، به این معنی که عشق او نوعی عشق مخرب است ، نوعی که منجر به بدتری برای افرادی شود که به سمت آن سوق می یابد تا خیر.

در تلاش برای فرار از صحنه جرم ، یک بسته رنگی در یکی از کیسه های پول منفجر می شود و باعث سقوط راننده خودرویی که در آن قرار دارند می شود. این برادران سعی می کنند رنگ را در حمام پیتزا دومینو شستشو دهند ، اما هنگامی که شروع به راه رفتن در خیابان می کنند ، توسط پلیس راه می روند. نیک با وحشت فرار می کند و در حالی که کونی فرار می کند دستگیر می شود. اما ، همانطور که قبلاً خاطرنشان کردیم ، کونی عاشق برادرش است ، و مصمم است که او را در اسرع وقت از زندان خارج کند.

همچنین ببینید

TATER TOT و PATTON: آسایش در کاتاریس

کونی سعی می کند وثیقه را تأمین کند ، اما توسط این وام دهنده گفته می شود – چه کسی اتفاق می افتد وثیقه وثیقه ای در کوئینز است! – که او حداقل به ده بزرگ بیشتر احتیاج دارد. او به دوست دخترش می رود (جنیفر جیسون لی) و او را متقاعد می کند که از کارتهای اعتباری خود استفاده کند ، اما مادرش همه آنها را لغو کرده است. او می شنود که نیک از درگیری در زندان در بیمارستان بستری شده است و مردی به شدت باند شده را از بیمارستان می شکند ، فقط برای کشف اینکه مرد گفت برادرش نیست ، بلکه یک جنایتکار به تازگی با قرار ملاقات به نام ری آزاد شده است.دوستان دوئس، که همچنین ظاهر می شود بهشت چه می داند) اصولاً ، کونی نمی تواند استراحت کند – هرچند که عادلانه باشد ، این عملاً تقصیر خودش است.

منبع: A24

کانی و ری در پایان به یک پارک تفریحی متروکه رفتند تا یک کیف پول نقد و یک بطری نوشابه پر از LSD که ری در آنجا مخفی کرده بود پیدا کنند. طبیعتاً ، این کار هموار نخواهد بود – دعوا با یک محافظ امنیتی (بارخاد عبدی) با گفتن این که نگهبان بیهوش می شود و با برخی از LSD دوز می شود ، خاتمه می یابد. صحنه ای که او از خواب بیدار می شود یکی از سنین است. در واقع ، وقتی که من دیدم صفحات به دنبال یک نمایش پرسش و پاسخ ، یک پرسش و پاسخ انجام دهید وقت خوشآنها گفتند که شانس انجام آن صحنه همان چیزی بود که قانع شد عبدیبازیگر نامزد اسکار برای اولین بار در صفحه نمایش خود در کاپیتان فیلیپس، برای گرفتن نقش

وقت خوش فقط یک “زمان خوب” برای کسانی است که تماشای این اتفاقات ناخوشایند را بر روی صفحه نمایش نشان می دهند ، نه شخصیت های موجود. با این وجود ، برای یک ناظر بیرونی ، این فیلم یک هیجان مطلق است که ترکیبی از اضطراب ناشی از مواد مخدر و تنظیم آشفتگی بهشت چه می داند با دوز سالم و طنز تیره این فیلم در کوئینز و در شرق آن اتفاق می افتد – تغییر طراوت در سرعت برای هیجان انگیز جنایات نیویورک ، که همیشه به نظر می رسد در اطراف منهتن می چرخد ​​، و این واقعیت است که این فیلم را در یک واقعیت طبقه کارگر و بیرونی قرار می دهد. در نقشی که به معنای واقعی کلمه برای او نوشته شده بود ، پاتینسون در واقع ارزش خود را به عنوان یک بازیگر شخصیت اثبات می کند ، ظاهر خوب فیلم او در زیر یک چنگال روغنی از موهای سفید شده و یک پارک قرمز قرمز بزرگ پنهان شده است. او حتی لهجه کوئینز کنی را میخکوب می کند!

با وجود داشتن چهره های بسیار قابل تشخیص تر از بازیگران نسبت به سایرین صفدی فیلم برادران ، وقت خوش هنوز هم مثل یک تکه پر از زندگی نیویورک احساس می کند ، البته یکی تا یازده شماره گیری شده و با سرعت دو برابر بازی می کند. پسندیدن بهشت چه می داند، موسیقی خیلی طولانی به سمت ارائه کامل دنیای فیلم می رود. این بار ، این یک امتیاز الکترونیکی جالب است دانیل لوپاتیناستعدادهای صوتی منحصر به فرد که تن صدای بیش فعالی را نیز ایجاد می کند سنگهای میانبر. و در واقع ، این تحسابی بود که توسط این کسب درآمد حاصل شد وقت خوش این امکان را فراهم کرد صفحات سرانجام این فیلم راجع به یک جادوگر منطقه الماس که از قبل برنامه ریزی کرده بودند ، بسازد بهشت چه می داند.

سنگهای میانبر (2019)

منبع: A24

من به طور مستقیم پنج بلوک در شمال منطقه الماس در میانه شهر منهتن کار می کنم. من به جواهر فروشی آنجا رفتم تا حلقه نامزدی خود را تغییر اندازه دهم. با این حال ، فروشگاه سوراخ در دیوار و طبقه فوقانی پنهان شده و توسط یک جواهر فروشی یمنی که من از آن بازدید کردم ، اداره می شود فریادی از آنچه در خیابان می بینید در خیابان 47 در خیابان 47 بین خیابان های 5 تا 6 است. در آنجا ، پنجره ها با ردیف هایی بر روی ردیف های جواهرات می درخشند و صاحبان مغازه در درهای خانه کمین می کنند ، آماده هستند تا هر کس را که به نظر می رسد شاید کمی پول در داخل داشته باشد ، فریب دهند و فریب دهند.

جاش و بنی صفدی پدر قبلاً در منطقه الماس کار می کرد. داستان های او همان چیزی است که حماسه هاوارد راتنر ، جواهر فروشی و معتاد قمار در مرکز سنگهای میانبر. بازی شده با آدام سندلر در بهترین عملکرد شغلی ، هوارد خوشحال کننده است ، کسی که با افتخار انگشتر قهرمانی Knicks NBA را می پوشد و با مشتریان بسکتبالیست معروف خود مثل دوستان خوب او شوخی می کند. هنگامی که وی ساعت و گردنبند – از جمله نمادی از طلا و الماس تختخوابی Furby را با زنجیره ای عظیم – به ورزشکاران مشهور نمی فروشد ، او به هر بازی خود در زمین شرط می بندد. به همین دلیل هوارد به هزاران هزار دلار به مدیون کتاب مدیون است ، و به همین دلیل او دچار مشکلات فزاینده ای می شود. او همیشه فرض می کند شرط بعدی نتیجه بزرگ خواهد بود تا او را به سطح خود برگردانیم ، و این هرگز ، هرگز نیست.

هاوارد زندگی دوگانه ای را به عهده می گیرد و بین خانه ای که در حومه های خوب انجام شده در حومه لانگ آیلند با همسرش دینا تقسیم می کند (آیدینا منزل) و فرزندانش ، و آپارتمانی که وی در منهتن برای کارمند و معشوقه خود ، جولیا (جولیا فاکس، یک هنرمند و یک کلوپ در نیویورک و در عین حال یکی دیگر از بازیگران آموزش دیده در یک سریال طولانی برای ارائه یک بازی ستاره ای برای صفحات) صحنه ای که هوارد در کمد آن آپارتمان را غافلگیر می کند تا جولیا را شگفت زده کند ، که همان پیشگویی از استیک سوخ اسمیت و وولنسکی را که خودش به خانه آورده است ، در عاشقانه بودن همزمانی (نه ذکر ویژگی آن) و ناخوشایند شیرین است. در ظلم کفر (اشاره ای به متن های وحشتناک هوارد به جولیا از گنجه نیست ، که هم خنده دار هستند و هم قابل فهم).

همانگونه که هوارد قادر به ترک قمار نیست ، بنابراین او نیز نتوانسته است ذهن خود را برای ترک دینا به جولیا ناتوان کند. هنگامی که دینا پس از عید پاک می خواهد طلاق دهد ، اولین تمایل او جشن گرفتن با جولیا نیست بلکه او را از آپارتمان بیرون می کشد و التماس می کند که دینا او را پس بگیرد. مثل کونی در وقت خوش، هوارد مردی است که دائماً بین چندین انتخاب پاره می شود ، که اکثر آنها اشتباه است. و بنابراین ، سوراخی که او برای خود حفر کرد ، به طور فزاینده ای برای او سخت می شود تا راهی برای خراشیدن و چنگ زدن به راهش پیدا کند.

منبع: A24

در حالی که سندلر در نقش اصلی درخشان است ، سنگهای میانبر از داشتن یکی از عجیب ترین بازیگران پشتیبان تاریخ سینما ایستادگی می کند. بعلاوه منزل بازی در برابر نوع شاهزاده خانم دیزنی به عنوان یک شاهزاده خانم سخت یهودی آمریکایی صحبت ، و روباه با حساسیت طبیعی او صفحه را در آتش روشن می کنیم ، ما ستاره سابق NBA نیز می شویم کوین گارنت به عنوان خودش ، لیکیت استنفیلد به عنوان دمانی ، که مشتریانی مانند گارنت را برای گذراندن دستمزدهای بزرگ خود ، شخصیت رادیوی ورزشی ، وارد فروشگاه هوارد می کند. مایک فرانچسا به عنوان کتابدار هوارد ، بازیگر و نمایشنامه نویس اریک بوگوسین به عنوان آرنو ، کوسه وام و هوادار هوارد. این یک مجموعه متنوع و رنگارنگ از مردم است که همه آنها 100٪ واقعی احساس می کنند ، و اساس این شخصیت جنون آمیز داستان فیلم در جهانی است که کاملاً قابل تشخیص برای هرکسی است که تا به حال با کیفیت در نیویورک گذرانده است.

گیلاس در بالای این کیک بلند از بازیگران است وین الماس، سازمان بهداشت جهانی جاش صفدی در سال 2008 در شام در دهکده غربی برگزار شد و برای بازی در یک لوتاریو خوش تیپ که درخشش به جولیا را در صحنه های کازینو (عمدتاً نامشخص) که اوج فیلم است ، استخدام شد. یک بار دیگر ، تصور اینکه بازیگری مانند یک شخصیت بازی کند ، دشوار است الماس بهتر از الماس فقط خودش بازی می کند ، همه موهای اسپری ، براق و موهایش و حرکات شخصی.

هوارد یک عقیق سیاه نادر از آفریقا خریداری کرده است که امیدوار است در کریستی حراج کند تا پول کافی برای پرداخت بدهی های قمار خود داشته باشد. گارنت با دمیان به مغازه خود می رود و با گوهر وسواس می شود ، ابتدا می خواهد آن را برای شانس خوب قرض کند و سپس خواستار خرید آن شد. اما هوارد از فروش خود به گارنت امتناع می ورزد ، با فرض اینکه می تواند پول بیشتری برای آن در حراجی بدست آورد. به طور طبیعی ، این یکی دیگر از گزینه های گمراه کننده هوارد است که ناگزیر به تعقیب او می آید. در پایان ، وی مجبور است جولیا را از طریق هلیکوپتر به یک کازینو با یک لیست شرط بندی طولانی و بیش از حد بفرستد ، به این امید که بتواند پول را قبل از آرنو و برخی از مأمورین خوشحال کننده ماشه را از طریق شیشه ضد گلوله گلوله بازگرداند. خرید و او را بکش.

آنچه در واقع اتفاق می افتد ترکیبی پیچیده از هر دو است ، شوکی پایان می یابد که هیچ کس ، از جمله هوارد ، نمی توانست آینده را ببیند. با این حال پایان دادن به این نیز پایان یافته است برادران صفدی فیلم های قبلی ، فیلم هایی با قطعات مساوی سبک و تاریک ، خوش بین و دلهره آور. هیچ چیز به طور پاک در یک پایان نمی یابد صفدی برادران فیلم ، و این همان چیزی است که باعث می شود فیلم های آنها اینقدر در روده شما را لرزاند ، باعث می شود احساس بی هوای مبهمی به نظر برسید ، انگار که شما نیز در حالی که ساعت مسابقه می رفتید برای پیروزی در آن یک نمره بزرگ بزرگ را کسب می کنید. فیلم های آنها شما را بلعیده و شما را دوباره با صدای دلخراش بیرون می زند ، شما را همزمان خسته می کند در حالی که می خواهید بیشتر. به عبارت دیگر ، فیلمهای آنها دقیقاً مانند بازدید از نیویورک احساس می کنند.

نتیجه

از جانب لذت از سرقت به سنگهای قیمتی ، سینمای پرخاشگر و آشوب آور جاش و بنی صفدی فوراً قابل تشخیص است که شخص دیگری جز مال آنها نیست. با این حال ، نیویورک آنها و افرادی که جمعیت آن را تشکیل می دهند نیز فوراً قابل تشخیص هستند: مثل من.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

راهنمای مبتدی: بونگ جون هو ، نویسنده و کارگردان

شما هرگز مطمئن نیستید که هنگام راه رفتن برای تجربه آخرین نسخه از کارگردان ، چه چیزی را می خواهید بدست آورید بونگ جون هو. به مدت بیست سال ، وی موفق شد یکی از سرگرم کننده ترین و مهیج ترین سرگرمی های جهان باشد ، در عین حال یکی از طنزپردازان کم سابقه ترین سینما نیز محسوب می شود.

با جدیدترین عکس خود ، انگلچهار اسکار از جمله بهترین تصویر ، بونگ موفق شده است آگاهی فیلمسازان آمریکایی را به روشی که پیش از این تعداد کمی از فیلمسازان دیگر کره جنوبی از آن برخوردار بودند ، آگاه کند. برای کسانی که با کار او آشنا هستند ، جایزه ها ، گرچه بسیار شایسته هستند ، اما جای تعجب ندارند. در حالی که از دید آنها منحصر به فرد و مجرد است ، فیلم های وی توانسته اند حساسیت خاصی از پاپ را بیان کنند.

راهنمای مبتدی: بونگ جون هو ، نویسنده و کارگردان
مادر (2009) – منبع: CJ Entertainment

یکی از بونگعلائم تجاری متمایز همواره توانایی چشمگیر او برای پرش بین ژانرهای مختلف بوده است و اغلب انتظارات ما را در حین تزریق آنها با کوکتل طنز سیاسی به زیر می اندازد. این مهارتی است که توانسته است او را برای مأموریت های خارجی در خارج از منبر و تحریک آمیز ، یک مباشر بسیار بیشتر در دسترس سینمای کره قرار دهد پارک چان ووک (اولدبو، زن مأمور) یا غالباً مراقبه و سخت گیرانه است لی چانگ دونگ (شعر، سوزش)

حتی فیلمساز (و باستان شناس سینما) کوئنتین تارانتینو در مقایسه بونگ به نظر یکی از رسانه های بزرگ هنرمند پاپ. وی گفت: “از بین همه فیلم سازان در 20 سال گذشته ، او چیزی دارد [1970s] اسپیلبرگ دارد. این میزان سرگرمی و کمدی در فیلم های او وجود دارد. “گفت: تارانتینو در جشنواره بین المللی فیلم بوسان در سال 2013.

حالا ، با شکوه تازه اسکار ، بونگ فیلمبرداری اولیه برای کشف مجدد رسیده است ، و راهنمایی مبتدی برای حرفه ای اش مهم تر است.

سگ های پارس هرگز نیش نمی زنند (2000)

راهنمای مبتدی: بونگ جون هو ، نویسنده و کارگردان
سگهای پارس هرگز نیش نمی زنند (2000) – منبع Magnolia Pictures

در حالی که به طرز قاطعانه ای متواضع تر از کارهای او که در پی آن خواهد بود بونگ اولین ویژگی ، هنوز هم تفسیر چشمگیری را ارائه می دهد ، به همراه پنجره ای به آنچه که از نقاط قوت سبک فیلم های دیگر وی بدل می شود. در اینجا ، شخصیت اصلی او دانش آموز درجه پریشانی است ، که شروع به بیرون کشیدن اضطراب زندگی روزمره بر روی یک سگ که به طور مداوم پارس می کند و در مجتمع آپارتمان خود ساکن است ، می شود. چیزهایی که به ناچار با یک سری آدم ربایی از حیوان خانگی خارج از کنترل قرار می گیرند ، به عنوان شخصیت اصلی برای یافتن سگ فریاد زدن او را به لبه خود رنج می دهد.

سگ های پارس هرگز نیش نمی زنند سرانجام به این مفهوم تبدیل می شود که معمولی ترین افراد به لطف گرفتاری های زندگی روزمره ، می توانند در رفتار روانی حل شوند. البته ، همه اینها برای اثر کمدی بازی می شوند ، نشانگر توانایی همیشه چشمگیر بونگ برای بیرون کشیدن کمدی از تاریکی ترین موضوعات موضوعی.

و گرچه بسیاری از بینندگان احتمالاً توالیهای شکنجه حیوانات را بسیار تکان دهنده یا ناخوشایند می دانند ، اما فیلم های بی نظیر ایده های بی نظیری را بازی می کنند. دیدن تفسیری در مورد نحوه مشاهده خشونت علیه حیوانات و خشونت علیه مردم در سرگرمی های ما دشوار نیست. مردی که در یک مجتمع آپارتمانی شلوغ اقدام به قتل افراد می کند ، به یک تلنگر سریال قاتل سرپیچی تبدیل می شود ، اما سگ؟ این بی رحمانه و بی رحمانه به نظر می رسد

برای کسانی که اسیر شده اند بونگ برنده اسکار انگل، سگ های پارس هرگز نیش نمی زنند تسلط آشنا از فضا و مکان را ارائه می دهد. درست همانطور که خانه لوکس در جدیدترین عکس خود به یک شخصیت به خودی خود تبدیل می شود ، مجموعه آپارتمان در سگ های پارس هرگز نیش نمی زنند به یک عنصر اصلی بصری در فیلم تبدیل می شود. دوربین از راهروها و راهروهای مختلف می پیچد و در عین حال به شخصیت ها امکان می دهد تا از طریق بالکن های مخالف و شکاف های پنهان ، جادوگرانه از یکدیگر جاسوسی کنند.

خاطرات قتل (2003)

راهنمای مبتدی: بونگ جون هو ، نویسنده و کارگردان
Memories of Murder (2003) – منبع StudioCanal UK

احتمالاً یکی از بهترین شاهکارهای او ، خاطرات قتل بی پرده از تحقیقات درباره اولین قاتل سریالی مستند کره جنوبی در اواسط دهه 80 بازگو می کند. با این حال، بونگ علاقه ای به ارائه یک جشن خشونت احشایی برای مخاطبان خود ندارد. هیچ نوجوانی قاتل نقاب دار قتل عام در خانه های متروکه وجود ندارد. بازی های ذهنی و گربه ای مانند قاتل های سریال هالیوود نیز وجود ندارد سکوت بره ها یا هفت.

بونگ از چهارچوب تشریفات پلیس برای کشف تنش ها بین جمعیت روستایی و شهری کره جنوبی استفاده می کند ، به عنوان یک کارآگاه در شهر کوچک که توسط یک مرد پیشرو معمولی بونگ بازی می شود ، آهنگ کانگ هو، مجبور به همکاری با پلیس شهری است که روشهای جدید آن تقریباً بیگانه است. این یک تصور است که فرصت کافی را برای شما فراهم می کند بونگ به کارآگاهان اجازه دادند که با کارآگاهان دو روش کارآزمایی مخالف روشهای کمدی باشند.

البته ، یک انتقاد تلخ از بوروکراسی دولت نیز وجود دارد و اینکه چگونه می تواند مانع کار خوب پلیس و هرگونه حس واقعی کارآیی شود. اما ، این فیلم بیش از یک عکس پلیس طنز عمل می کند. خاطرات قتل قابل بحث است بونگ استادانه ترین تصویر از نظر لحن ، در حال تحول از هیجان های پرتنش ، طنز خنده دار ، و دلهره عمیق است که اغلب در یک صحنه واحد. در بعضی مواقع قبل از اینکه یک ارگانیسم زنده باشید ، مانند عکس قبل از اینکه یک ارگانیسم زنده باشد ، مانند شکل یک ماده ارگانیک شکل می گیرد و شکل می گیرد. این نباید کار کند و مطمئناً نباید یک قطعه را حس کنید ، اما به طرز جادویی نیز چنین می کند.

از قضا ، فیلمی که به عنوان نزدیکترین قطعه همراه دیده می شود خاطرات قتل می شود چهار سال پس از انتشار آن ، دیوید فینچر زودیاک. هر دو فیلم با کمبود وضوح خاتمه می یابند ، و نه قاتلان آنها در کافهای دست یا پشت میله های زندان هستند. در عوض ، آنها تبدیل به داستان های شاعرانه وکلا می شوند که با این عقیده که روش هایی که سالها به آنها اعتماد کرده اند در مواجهه با شر بی سابقه ای ناکارآمد هستند.

میزبان (2006)

راهنمای مبتدی: بونگ جون هو ، نویسنده و کارگردان
میزبان (2006) – منبع: Magnolia Pictures

اگر بونگ نسل اوست استیون اسپیلبرگ، ممکن است این خودش باشد فکs ، اثری وحشتناک از خمیر فیلم های هیولا به بالاترین هنر. اما ، در حالی که اسپیلبرگ ما را با حیوانات خود طعنه می زند ، بونگ در اولین کار خود را در یک قطعه رقص ماهرانه و حرفه ای قرار می دهد.

هیولا در اینجا ، نوعی جانور رودخانه ای جهش یافته ، محصول غفلت شرکت ها است. این یک تمثیل مناسب برای تخریب محیط زیست است که به دلیل بی توجهی شرکت ها و دولت به مردم بیگناه پرتاب می شود. این یک معرکه آشنا در فیلم های هیولا دهه ها است ، اما اکنون تمثیل میزبان به نظر می رسد حتی در زمینه تغییرات آب و هوا و روشی که بسیاری از قدرتها برای چشم پوشی از آن انتخاب کرده اند ، باهوش تر عمل می کنند. در عین حال ، شهروندان متوسط ​​برای پیامدهای انباشته مجبور به کفاره می شوند.

در حالی که سایر تصاویر در نوع خود ، دانشمندان مقامات نظامی را به عنوان شخصیتهای قهرمانانه آنها انتخاب می کنند ، میزبان براندازان ، نقاشی این گروه ها را به عنوان ناتوان و نا آماده و یا اقتدارگرا به روشی که می خواهند مجدداً کنترل یک سئول را که از ترس و هرج و مرج گرفتار شده ، به دست آورد. بونگ در کره جنوبی در دوران اشغال ارتش ایالات متحده بزرگ شد و اثرات و اضطراب های زیاد آن دوران بیشتر از سایر فیلم های او در اینجا حضور دارند.

با این حال ، در حالی که میزبان برای بسیاری از خوانش های سیاسی و زیست محیطی اجازه می دهد ، این مهمترین و مهمترین چیز هیجان انگیز است ، در بعضی مواقع به نظر می رسد بلافاصله خنده دار. برای مخاطبان آمریکایی ، این فیلم معمولاً به عنوان توصیف می شد گودزیلا از طریق خانم کمی آفتاب، با این که شخصیت های اصلی فیلم یک خانواده ناکارآمد هستند که باید اختلافات خود را کنار بگذارند و برای نجات دختر جوان که توسط جانور در یکی از صحنه های اولیه ترسناک فیلم گرفته شده جمع شوند.

مادر (2009)

راهنمای مبتدی: بونگ جون هو ، نویسنده و کارگردان
مادر (2009) – منبع: CJ Entertainment

پس از تحسین و موفقیت بین المللی میزبان، بونگ دوباره به یک هیجان انگیز با مقیاس معتدل بازگشت ، یکی دیگر درباره شکار قاتل یک زن. با این حال ، این بار شخصیت اصلی مانند کارآگاه پلیس کارآگاه نیست خاطرات قتلاما یک زن مسن ناامید شده است تا نام فرزند معلول ذهنی خود را پاک کند ، که خود را به عنوان مظنون اصلی این جنایت در زندان یافت.

برای بخش عمده ای از زمان اجرای آن ، مادر نشانه های خود را از فیلم های کارآگاهی کفش لثه می گیرد ، با آنکه شخصیت های اصلی خود از مهارت خود استفاده کنند تا سرنخ هایی را بدون نوار قرمز و بوروکراسی که می تواند با کارهای معمولی پلیس همراه باشد کشف کند. در حالی که ضربان ریتم در مادر داستان گویی مستقیماً درون این ژانر محترم احساس می شود ، براندازی در شخصیت اصلی قرار می گیرد بونگ مکانها در مرکز فیلم

با این حال ، در آخرین لحظات فیلم جایی است مادر به چیزی بسیار تاریک تر و بسیار تحریک آمیز تر می شود. بازیگر نقش اصلی شخصیت اصلی فیلم است هی جی کیمباید با این احتمال روبرو شود که پسرش واقعاً مرتکب جرم شده باشد. عشق و علاقه مادر به فرزندش تا چه حد و به چه حواشی ناگوار ادامه خواهد یافت ، سؤال اصلی در قلب این مطالعه شخصیت منحصر به فرد پیچیده قرار می گیرد.

برفی (2014)

راهنمای مبتدی: بونگ جون هو ، نویسنده و کارگردان
Snowpiercer (2014) – منبع: شرکت Weinstein

جالب است که فکر کنید اولین فیلم انگلیسی بونگ ممکن است یکی از کم تحرکترین او باشد. به دلیل تنش های عقب و جلو با تولیدکننده هاروی Scissorhands (یا واینشتین همانطور که ممکن است شما او را بشناسید) ، این فیلم نسخه ای بسیار کوچکتر از آن چیزی که احتمالاً شایسته آن بود ، دریافت کرد ، زیرا بیشتر مخاطبان آن را از طریق Video On Demand مشاهده می کردند. واینشتین، همیشه قلدر ، با نویسنده کره ای در قطعه نهایی فیلم ، با بونگ تا آنجا که در مورد صحنه های خاصی دروغ می گوید تا از دید کامل وی بی اطمینان باشد.

از یک طرف ، برفی فاقد ظرافت از آثار مشهور بونگ است. این مربوط به یک طنز فرانسوی است در مورد دنیای پس از آخرالزمانی که در یخ پوشانده شده است ، جایی که تنها پناهگاه بشر در قطار سرعتی است که از کره زمین دور می زند. با این حال ، فراتر از یک شکاف کلاس سفت و سخت هنوز هم وجود دارد. کسانی که فقیر هستند ، در پشت سکونت دارند ، در حالی که کسانی که در جبهه هستند از غنای زمان متمدن تر برخوردار می شوند. کریس اوانزبا استراحت از او کاپیتان آمریکا گیگ ، اتهام را هدایت می کند ، زیرا پشت با ماشین با اتومبیل به آینده ای مرفه تر می جنگد. یا به همین ترتیب فکر می کنند

توپ برفی طنز کلاس در مقایسه با چیزی شبیه به سطح گسترده تر و سطح بیشتری است میزبان یا حتی انگل. با این حال ، مفهوم بالا و علمی برجسته و چشمگیر جهان ساز بسیاری از لذت های سینمایی را برای آنها به ارمغان می آورد بونگ هر اتومبیل در قطار به عنوان اکوسیستم خلاق خود پر از تصاویر سورئال ، خیره کننده و حتی گروتسک عمل می کند. یک اتومبیل به عنوان یک آکواریوم ، دیگری یک کلاب شبی ، سوم ، مدرسه ای که کودکان قطار را با شیوه ای فرقه مانند شستشو می دهد ، خدمت می کند.

در کل ، تجربه تماشای برفی آن چیزی است که دنیاهای پوستی فیلم مانند آن را به ذهن متبادر می کند 12 میمون و برزیل، با بونگ حتی ادای احترام به مدیرشان تری گلیام، در قالب شخصیتی با همین نام که توسط آن بازی شده است جان هورت. آنچه در این فیلم کمبود ظرافت وجود ندارد ، در تصاویر وحشی و تاریک سؤال برانگیز را رقم می زند.

اوکجا (2017)

راهنمای مبتدی: بونگ جون هو ، نویسنده و کارگردان
Okja (2017) – منبع: Netflix

بونگ توضیحات طنز منحصر به فرد خود را به صنعت بسته بندی گوشت ماهی و فعالیت های مربوط به حقوق حیوانات از طریق داستان دختر جوان و دوست داشتنی “خوک فوق العاده” می بخشد. در طول حرفه خود ، بونگ بزرگترین قدرت به عنوان یک فیلمساز ، احتمالاً کنترل چشمگیر او بر لحن است ، همانطور که در ابتدا گفته شد خاطرات قتل. با این حال ، در اینجا مخلوط مانند روغن و آب می شود.

اوکجا به نظر می رسد بخش های اولیه به سبک سرگرمی Amblin Entertainment در اواسط دهه 1980 برمی انگیزد ، ماجراجویی دوستانه خانوادگی و تنها با خفیف ترین احساس خطر. اما با افزودن برخی از فیلم ها شخصیت انگلیسی زبان ، یعنی اوضاع خیلی کمرنگ تر می شود تیلدا سوینتون و غیرمعمول بیش از حد بالا جیک گیلنهاال. بونگ فیلم ها غالباً با کمدی غیر منتظره روبرو هستند ، اما هر وقت گیلنهاال و سوینتون این فیلم روی پرده سینما قرار گرفته است سیمپسونها قسمت.

همچنین ببینید

Berlinale 2020: مصاحبه با ری یو یانگ SUK SUK (قسمت 1/2)

این فیلم هنگامی که شروع به گرفتن یک چرخش تاریک تر در نیمه دوم خود می کند ، بیشتر از تعادل خارج می شود. احساس شگفتی و انرژی کلاه دیوانه باعث می شود که تصویر اورولیایی از تولید مواد غذایی پر از شلوغی و در بعضی مواقع تصاویر فوق العاده وحشتناک به وجود بیاید. در حالی که بونگ توانایی با هم گره خوردن ترور ، کمدی و تفسیر سیاسی معمولاً فضایی شگفت انگیز و غیرقابل پیش بینی را در صحنه ها ایجاد می کند ، در اینجا احساس جدائی و اختلاف با خودش می کند.

با این حال ، حتی به عنوان بونگ تلاش می کند تا آهنگ های زوج را با هم مخلوط کند اوکجا، این فیلم چندین سکانس دقیق و دقیق را بطور منظم ارائه می دهد ، یعنی تعقیب و گریز گسترده ای در یک کلانشهر که احساس نزدیکی نسبت به اتریش کره ای دارد که تمام شود. اسپیلبرگ.

انگل (2019)

راهنمای مبتدی: بونگ جون هو ، نویسنده و کارگردان
انگل (2019) – منبع: نئون

یک دنباله میان راه وجود دارد بونگ جون هو برنده اسکار اخیر که حول تهیه غذای بنام “روم-دون” می چرخد. این یک شوخی بیش از حد خاص است ، اگرچه ممکن است مخاطبان غیر کره ای (از جمله واقعی شما) حتی متوجه آن نشده باشند. “رام-دون” ، به نظر می رسد ، فقط Jjapaguri ، یک میان وعده محبوب ارزان و آسان است که ترکیبی از دو شکل مختلف رشته فرنگی فوری است.

با این وجود ، آنچه این ظرف را متفاوت می کند این است که اضافه کردن ریبای ، تبدیل یک نوع ارزان و معمولی از مواد غذایی به یک ثروت فرد. به عنوان یک قسمت اخیر از سری وب Binging با بابیش به عبارت دیگر ، معادل قرار دادن ترافل ها بر روی بزرگ است.

رام دون در انگل یک انتقاد نامحسوس از نحوه برخورداری از ثروتمندان معمولاً از غذاهای معمولی طبقه کارگر است ، که مواد آن را می طلبد تا ثروت را به دست آورد. در پایان ، تلاش برای “ارتقاء” چیزی به نشانه ناآگاهی نسبت به نزاع و اوضاع اقتصادی و اجتماعی – اقتصادی که منجر به ظروف شده می شود.

و ، که داستان اصلی این فیلم است که به خاطر اسپویلرها ، داستان خانواده ای فقیر را توصیف می کنم که راه خود را برای اشتغال یک ثروتمند ساده لوح متصل می کنند. چه چیزی می سازد انگل چنین مواردی شگفت انگیز است که توانایی لذت بردن از آن هم از نظر احشایی و هم از نظر موضوعی. همانطور که در مثال بالا روم-دون مشهود است ، بونگ طنز خود را در کمترین و کم اهمیت ترین لحظه ها قرار داده است.

به همان اندازه که برنده بهترین تصویر Parasite به نظر می رسد لحظه تغییر بازی برای جوایز اسکار ، موفقیت و طنین آن نیز اجتناب ناپذیر است. تقریباً همه کسانی که با آنها روبرو شده ام که فیلم را دیده اند احساسات و نشاط می کنند نه تنها برای صحبت کردن در مورد آن بلکه برای پخش آن. سرمایه داری ، تغییر اوضاع ، تخصیص فرهنگی ، همه چیز برای گشودن این مسئله وجود دارد اما هرگز به شکلی که احساس می کند بونگ شما را بر سر این عنوان کتک می زند.

مهمتر از همه این است که Parasite فقط یک تجربه فیلم برداری الکتریکی است ، نوعی که باعث می شود مردم بخواهند با اشتیاق از صندلی خود بیرون بروند. هر لحظه ، نزدیک ، شلیک شده ، هر حرکت دوربین ، هر قرارگیری اشیاء و شخصیت ها در قاب برای حداکثر ضربه طراحی شده است.

افکار نهایی

بنابراین ، با سطح محبوبیت جدید و چند اسکار در زیر کمربندش ، بونگ از اینجا به کجا می رود؟ خوشبختانه ، نشانه های کمی وجود دارد بونگ خود را به ماشین حق رای دادن مکیده ، انتخاب بین پلیس بورلی هیلز بازسازی یا یک پنجم مردان سیاه و سفید تصویر او بیش از حد مستقل است. بعلاوه ، وقتی از وی سؤال شد که آیا او تا به حال تصویری از کتاب طنز را هدایت کرده یا خیر ، با طنز پاسخ داد:

من یک مشکل شخصی دارم. من به خلاقیتی که به فیلم های ابرقهرمانی می رود احترام می گذارم ، اما در زندگی واقعی و فیلم ها ، نمی توانم افرادی را بپوشم که لباس های تنگ دارند. من هرگز چیزی شبیه این را نخواهم پوشید ، و فقط دیدن کسی با لباس های تنگ از نظر روحی مشکل است. من نمی دانم به کجا نگاه کنم ، و احساس خفگی می کنم. بیشتر ابرقهرمانان لباس های تنگ دارند ، بنابراین من هرگز نمی توانم یکی را هدایت کنم. فکر نمی کنم کسی پروژه را به من پیشنهاد دهد. اگر یک ابرقهرمان وجود داشته باشد که لباس بسیار خوبی دارد ، شاید بتوانم امتحان کنم. “

بجای، بونگ موفقیت بین المللی با انگل می تواند به معنای یک چک خالی یا حداقل بودجه قابل توجهی بزرگتر باشد که بتواند با هر پروژه ای که می خواهد در آینده مقابله کند با آن کار کند. برای بسیاری از برندگان بهترین کارگردان ، داشتن یک مرد طلای کوچک در رزومه کاری شما می تواند به معنای اضافه شدن صفر دیگر در بودجه فیلم بعدی شما یا فرصتی برای جذب استعدادهای بزرگتر به نام باشد. در حال حاضر ، درهای هالیوود باز است و به احتمال زیاد بدون همان موانع و دردهای استودیویی که در گذشته اتور کره ای را به ستوه آورده است.

اما نظر شما چیست؟ بونگ جون هو باید با چه ژانری برخورد کند؟ آیا پروژه بعدی وی باید با ستاره های هالیوود باشد یا باید با استعداد کره جنوبی به کار خود ادامه دهد؟


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!