توجه بالا: یک رویای Mundane

رویاهای موفقیت در همه جا که اکنون به نظر می رسید از بین می روند ، یا حداقل آنها را به حالت تعلیق در می آورند. این اتفاق هم در دنیای داستانی و هم در دنیای واقعی رخ داده است نت عالی، به عنوان یک بازیگر تمام ستاره برای نگاهی پرشکوه به آرزوهای موسیقی که درست در همه گیر COVID-19 بهم ریخته بود ، جمع شد.

این یکی از آن فیلمهایی است که همه چیز را خاموش کرده بود و در حال حاضر برای اکران تئاترش آماده بود ، درست قبل از فصل فیلم تابستانی ادعا کرد که یک شکاف زیبا دارد و این باعث می شد چندین هفته بازده جامد شیر بخورد. با تمام این سرمایه هایی که قبلاً سرمایه گذاری شده است ، اکنون در حال انتشار قضیه VOD چند پلتفرمی هستید ، حرکتی که برای فیلم های خانوادگی خوب است اما هنوز هم برای مخاطبان بزرگسال آزمایش نشده است.

عجیب و غریب ، این ممکن است فیلم ایده آل برای سرمایه گذاری در لحظه فعلی باشد ، زیرا صدای خوبش حتی در پیش نمایش های خود روی صفحه نمایش ظاهر می شود. اگر مثل من هستید ، به هیچ عنوان بیش از حد استرس زا یا چالش برانگیز نیستید ، و دقیقاً همان چیزی است که نت عالی اجتناب می کند درعوض ، آن را با شمع های جذابیت نسیم می زند ، و اگر شما برای چند دقیقه توسط خانواده یا تلفن خود قطع شوید ، چیزی مهم را از دست نخواهید داد. بنابراین با روشی عجیب و غریب ، می تواند به آرزوهای خود برسد که به هر حال ضربه ای بزند.

جاده بادگیر طولانی

در داخل فیلم ، همه در حال رویای مکانی بزرگتر و بهتر در صنعت موسیقی هستند. داکوتا جانسون مگی آن را به عنوان دستیار خواننده افسانه ای گریس دیویس (سنگتریلی الیس راس) ، اما او مخفیانه دوست دارد که تولید شود. دیویس خودش در یک نقطه عطف در حرفه خود قرار دارد ، با رسیدن به سنی که خوانندگان زن عموماً به چراگاه می روند (که در این مورد اقامتگاه وگاس است) ، اما طرف بلندپرواز او هنوز هم می خواهد موسیقی جدید بسازد.

توجه بالا: یک رویای Mundane
منبع: ویژگی های تمرکز

هردو فیلم را به طور جدی کار می کنند و کار خود را در پیش می گیرند ، اما نوع دیگری هم ندارند. همه اینها بسیار ناپسند است ، با استراحت برای بازیگران جوان داغ و تک آهنگ “بدون اسکراب”. و ببین ، چند راه سریعتر از قلب من وجود دارد راس و جانسون وانمود می کنم “می خواهم با من بی پولی بیاورم ، اوه نه” ، اما مانند بسیاری از لحظه های لذت بخش این فیلم ، که به هیچ وجه نمی رسد.

بنابراین ، با تعجب که فیلم احساس نمی کند خرد شده است. این چیزی است که من واقعاً به عنوان کارگردان به دنبال آن بودم نیوشا گاناترا فیلم قبلی ، دیروقت، اجازه ندهید لحظات به اندازه کافی طولانی بنشینند تا مرتب شوند. او با زیبایی اصلاح کرد یادداشت بالا، که با وجود مدام تندرست از خط نقشه به خط طرح و یا فقط گرفتن یک زمان جذاب ، هیچکدام از آن به طرز بد احساس سطحی نمی کنند.

توجه بالا: یک رویای Mundane
منبع: ویژگی های تمرکز

با این وجود ، با وجود تقریباً همه فیلم های حاوی لحظات سرگرم کننده ، کمی از این چیزهای بی اهمیت وجود دارد. فیلم فقط 2 ساعت طول دارد و در واقع بیش از 90 دقیقه کاری ندارد. علیرغم رقصیدن زندگی تولید کنندگان ، مجریان و مدیران ، این مسئله به آنچه در آن کار انجام می شود ، نمی پردازد ، و همچنین علاقه ای به نقاط دقیق تر بودن یک میانسال ، سیاه پوست ، مجری زن یا یک مدیر سیاه پوست و یا علاقه مند نیست. یک خانم سفید پوست بودن و سعی در گفتن موسیقی به ده ها سال به آن دو نفر است. در اینجا و آنجا چند خط برای یادآوری این پویایی ها وجود دارد ، اما بیشتر این امر می خواهد به عنوان فضایی ایمن و ایده آل برای این افراد در اسکیت بازی کنید تا بتوانند روی اهداف خود کار کنند. و فیلم از این نظر خیلی خوب است ، اما دقیقاً آگاه نیست که چقدر به مقدار کمی از این مورد نیاز است.

درخشش درخشش

با این همه مزاحمت ، یادداشت بالا در واقع به عنوان یک فیلم پاتوق بهتر عمل می کند ، و لازم است بازیگران کامل برای مکیدن شما باشند.

اولین چیزی که احتمالاً متوجه خواهید شد اینست که آنها درباره چه کسانی باهوش بودند که به آنجا رفتند ، تقریباً هر کس با شخصیتی کاملاً موازی با زندگی واقعی خود بازی می کرد. جانسون مگی دختر دی جی رادیویی است ، بنابراین او در واقع کسی را بازی می کند که سعی دارد وارد صنعت پدر و مادرش شود (سلام ، به یاد داشته باشید چگونه جانسون دختر ملانیا گریفیت و دون جانسون؟). سپس ، البته ، راس در حال بازی کسی است که بسیار شبیه مادرش ، دایانا راس است. و قالب یخ است راس ‘ مدیر چون او قطعاً از زنده ماندن مدت طولانی به عنوان یک مجری اطلاع دارد.

توجه بالا: یک رویای Mundane
منبع: ویژگی های تمرکز

خوشبختانه ، اینها به سادگی اجزای ریختن شیرین کاری نیستند ، زیرا هر سه یک ماده شیمیایی آسان دارند که باعث می شود پرهیزگاری خود را پاپ کند و به طور کلی این پشم گوسفند را حفظ می کند. این مهارتی است که بسیار ساده تر از آنچه گفته شده است ، انجام می شود ، و این چیزی نیست که شما در ابتدا انتظار داشته باشید که آنها کنار بیایند.

سپس حضور وجود دارد کلوین هریسون جونیور، سلاح مخفی این فیلم که درست وقتی بیرون می آیید سؤال می کنید که چگونه زمان خود را پر می کند. او به لطف فیلم هایی مانند ، به سرعت صعود می کند لوس و امواجاما این به او فرصتی می دهد تا یک رهبری عاشقانه تمام عیار باشد. او به عنوان علاقه عشق و مشتری اول بالقوه نشان می دهد جانسون، و یک بار دیگر او نشان می دهد که تقریباً می تواند کاری انجام دهد (از جمله آواز خواندن).

تعریف کردن از اجراهای آنها نورپردازی بسیار حیرت انگیزی است ، که می دانم هیجان انگیزترین نکته نیست ، اما فراموش کردن اینجا غیرممکن است. نور خاصی وجود دارد که بازیگران را با براق براق می کند و به فیلم احساس غیرقابل انکار و بی نظیری می دهد. این زندگی واقعی جایی نیست که هر چند وقت یکبار در چهره شما صاف می شود. نه ، حتی اگر کسی از جا بکشد ، همه دوستانشان در این بهشت ​​درخشان به دور خود می گردند ، و این احساس شگفت آور آسایش این فیلم است.

همچنین ببینید

6 UNDERGROUND: قطعه باشکوه از جنون بی نظیر مایکل بی

نتیجه: نت عالی

نت عالی در واقع تیراندازی زیاد نیست ، اما اگر می خواهید آن را در میانه راحت خود برآورده کنید ، برای چند ساعت یک انحراف خوب خواهید داشت. سبک ، جذاب و پر از نمایش های برنده است. فقط بیش از حد از آن سؤال نکنید.

دیدی نت عالی؟ چی فکر کردی؟ چه کسی عملکرد مورد علاقه شما را داده است؟

یادداشت عالی اکنون در ایالات متحده مورد تقاضا است.


تماشای یادداشت بالا

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

THE SINNER فصل 3: مفصل آسیب پذیری مردان

هنگامی که اولین بار در سال 2017 ، گناهکار، یک رمز و راز جنایات جذاب که توسط درک سیموندز و اجرایی تولید شده توسط جسیکا بیل، دقیقاً شبیه یک درام رویه ای جنایی دیگر بود که یک کارآگاه در حال بررسی قتل در یک حومه است. اما با ادامه نمایش ، گناهکار به سرعت در یک مطالعه قانع کننده که روانشناسی شخصیت ها را بررسی می کند ، تکامل می یابد. به مدت سه فصل ، نمایش هرگز نمی پرسد چه کسی را می کشد – چه کسی بلافاصله در خلبان هر فصل پاسخ می دهد. در عوض ، چه گناهکار واقعاً از این دلیل است که قاتلان در وهله اول آنچه انجام می دهند انجام می دهند.

در هر فصل رمز و راز متفاوت و مجموعه جدیدی از شخصیت ها ارائه می شود. تنها بافت اتصال شخصیتی به نام کارآگاه هری امبروز است (بیل پولمن) اما برخلاف سایر کارآگاهان که اغلب در نمایش های مشابه دیگر شاهد آن هستیم ، Ambrose به عنوان کسی که همیشه می داند در تحقیقات چه می کند ، به تصویر نمی کشد. او در حقیقت شخصیتی بسیار ناقص و آسیب پذیر است ، شخصیتی که گاهی اوقات مورد سوال است. با این حال به دلیل این نقص ها ، Ambrose قادر است با شخصی که در یک سطح بسیار عمیق تر تحقیق می کند ، همکاری کند. او وقت خود را صرف فهمیدن آسیب های آنها می کند تا اینکه سعی در یادگیری انگیزه های آنها داشته باشد. و به همین دلیل است که اگرچه برخی از قسمت ها با دیگر برنامه های تلویزیونی رمز و راز جنایات آشنا هستند ، کیفیتی که Ambrose در جدول به ارمغان می آورد گناهکار احساس طراوت و قانع کننده تر می کند.

تصور غلط از ietbermensch نیچه

مثل دو فصل قبلی ، گناهکار فصل سوم با مرگ وحشتناک آغاز می شود. اما در مقایسه با ضرب و شتم کورا در فصل اول یا مسمومیت جولیان در فصل دو ، این بار کمی احساس دنیوی می کند. این یک تصادف است و قربانی مردی به نام نیک هااس است (کریس مسینا) مرد روی صندلی مسافر از این تصادف جان سالم به در برد و نام او جیمی برنز (مت بومر) در ابتدا ، به نظر می رسد که او سعی دارد با تماس گرفتن 911 به نیک کمک کند. اما Ambrose یک نظریه دیگر دارد. او فکر می کند که در مورد این تصادف چیز عجیبی وجود دارد. و معلوم می شود که نظریه او اشتباه نیست. ظاهرا ، جیمی تصمیم می گیرد که تقریباً یک ساعت قبل از تماس با 911 صبر کند ، و از مرگ نیک اطمینان می دهد ضمن جلوگیری از هرگونه سوء ظن نسبت به او.

THE SINNER فصل 3: مفصل آسیب پذیری مردان
منبع: شبکه USA

ما نمی دانیم که در گذشته دقیقاً بین جیمی و نیک چه اتفاقی افتاده است. و این نمایش قبل از آشکار کردن رابطه این دو ، زمان خود را به آرامی می گذراند. آنچه تاکنون در مورد جیمی می آموزیم این است که او فقط یک معلم معمولی است که زندگی خوبی دارد و یک همسر باردار به نام للا (پریسا فیتز-هنلی) اما البته ، این دقیقاً همان چیزی است که از بیرون به نظر می رسد. بعداً در نیمه دوم قسمت اول ، می آموزیم که جیمی و نیک رفقای کالج هستند. و لئلا چیزی در مورد آن نمی داند تا اینکه نیک در مقابل خانه خود ظاهر می شود در حالی که جیمی و لئلا قرار است شام بخورند.

Leela فرض می کند که شوهرش و نیک یک زوج بودند ، یا حداقل آنها در حالی که در دانشگاه بودند آزمایش کردند. اما کاملاً اشتباه کرده است رابطه نیک و جیمی به دور از رابطه عاشقانه یا جنسی نیست. این در واقع بر پایه فلسفه نیچه ساخته شده است. مشکل این است که ، درک نیک از مفهوم Übermenshch توسط نیچه نامعتبر و حتی مضر است. او فرض می کند که آنچه مفهوم سعی در گفتن دارد این است که برای داشتن زندگی بالاتر از سایر موجودات ، باید با مرگ روبرو شوید و از هیچ عواقب اعمال خود نترسید.

THE SINNER فصل 3: مفصل آسیب پذیری مردان
منبع: شبکه USA

در واقع یک مفهوم بسیار جالب برای کشف است. اما این هم سنگین است وقتی نمایش زمان خود را صرف اعم از روابط جیمی و نیک و درک آنها از آن فلسفه می کند ، کمی تکرار می شود. مشکوک نیست تمام آنچه که مانده ، فقط صحبت کردن و فلسفه کردن است. البته کاملاً قابل درک است که نمایشگر می خواهد این نمایش چیز دیگری باشد ، اما اگر فقط آنها بدانند چگونه می توانند این گفتگوی فلسفی را به عنصر مشکوک نمایش برسانند ، فصل بسیار جذاب خواهد بود. هنوز ، حتی وقتی اوضاع سنگین تر می شوند ، بومر عملکرد همچنان جذاب است. او قادر است زخم درونی نیک را با استفاده از حرکات ظریف بدن و در عین حال جذاب و جذاب نشان دهد. این به راحتی بهترین عملکرد حرفه ای اوست.

تجزیه مردانگی

در طول فصل ، سرزنش نیک و تصور غلط وی در مورد اتفاقاتی که برای جیمی رخ می دهد ، آسان است. اما جیمی نیز بی تقصیر نیست. تقصیر او این است که او هرگز نگرش نیک را به چالش نمی کشد. در عوض ، او فقط به این دلیل ادامه می دهد ، زیرا او از طرف جذابیت های نیک خیلی دلگیر شده است. در نتیجه ، او ترس خود را به نفع یک رابطه سمی بطری می کند. و حتی بعد از سالها دیدن نکردن نیک ، ترس و ترومائی که او از زمان ملاقات با نیک پنهان شده است ، هنوز در درون او وجود دارد زیرا او هرگز فرصتی یا تمایلی برای رها کردن این همه ندارد. دقایقی که نیک دوباره در زندگی خود ظاهر می شود ، آن احساساتی که در درون او موج می زند ، شروع به آشفتگی او و زندگی او می کنند. جیمی سرانجام با رها کردن نیک تلاش می کند آن احساسات را بکشد. اما مطمئناً کار ساده ای نیست

وقتی احساسات زیادی را در درون خود مشاهده کرده اید ، تنها راهی که می توانید از آن رهایی پیدا کنید این است که اجازه دهید همه اینها بروند ، نه اینکه آن را پنهان نگه دارند. همانطور که این نمایش از جیمی نشان می دهد ، ریختن احساسات ما برای ما و اطرافیان ما خطری است. ما نباید از برقراری ارتباط احساسات خود صرفنظر از این که چقدر دردناک است ، نترسیم. تقصیر جیمی زودتر متوجه نمی شود. او فرض می کند که چون او مرد و شوهری است که قرار است پدر شود ، بیان احساسات او فقط باعث ضعف او می شود.

THE SINNER فصل 3: مفصل آسیب پذیری مردان
منبع: شبکه USA

این موضوع مردانگی سمی دقیقاً جدید نیست گناهکار. در واقع ، در دو فصل اول ، نمایش از طریق امبروز به بررسی این موضوع پرداخته است. تقریباً مانند جیمی ، امبروز کسی است که به جای اینکه کاری در مورد آن انجام دهد ، تصمیم می گیرد احساسات خود را بهم بخورد. او ترومای کودکی را تجربه کرده است. اما تفاوت این دو در برخلاف جیمی است که حاضر نیست تصدیق کند که مشکلی با او رخ داده است ، امبروز از اتفاقاتی که برای او می افتد آگاه است. او خانواده اش را در آغوش نگه می دارد زیرا می ترسد اگر نزدیک آنها باشد ، احساساتی که در درون او پنهان شده است ، او را به دست می گیرد و درست مانند کاری که جیمی برای بسیاری از افراد در طول فصل انجام می دهد ، خطرناک می شود.

اگرچه نیمه دوم فصل سه هنوز کمی ناامیدکننده است ، اما اکتشاف نمایش از شباهت بین جیمی و امبروز جالب است. آمبروز قادر است نیک را مانند هیچ کس دیگری درک کند زیرا او بخش هایی از خودش را در جیمی می بیند. همین مورد برای جیمی نیز پیش می رود. او مرتباً به آمبروز بر می گردد زیرا سعی دارد خودش و احساسات خود را از آمبروز درک کند. اما هنگامی که امبروز به نیک کمک می کند ، امتناع می ورزد زیرا هنوز نمی فهمید چه اتفاقی برای او می افتد یا خطری که به محیط اطراف خود وارد می کند ، نیست.

همچنین ببینید

در یک MINUTE NEW YORK: نگاهی بی نظیر و بی نظیر به عشق

آنچه در این فصل به ما می آموزد

تا آخرین آخرین فصل سه ، این نمایش سعی نمی کند توضیح دهد که جیمی دقیقا چه چیزی را تجربه می کند و همچنین سعی در ارائه راه حل هایی برای آن ندارد. اما این دقیقاً همان چیزی است که دقیقه آخر جیمی را در این فصل غم انگیزتر می کند. جیمی در تلاش است تا احساسات خود را تا انتها بفهمد. و بدتر اینکه ، او حتی از تلاش برای انجام کاری در مورد آن امتناع می ورزد. البته ، بیان برخی احساسات دشوار است ، اما به معنای این نیست که نباید سعی کنیم این کار را انجام دهیم. اگر نمی خواهیم مانند جیمی تمام شویم ، از جایی شروع خواهیم کرد.

این فصل از گناهکار هیچ جا نزدیک به دو فصل قبلی نیست. بیشتر تعلیق به نفع افراد جدی تر قربانی می شود. و نیمه اول این فصل احساس می کند که فقط در یک دایره اجرا می شود. اما در پایان ، هنگامی که نمایش عمیق به بررسی مردانگی و احساسات مردانه می پردازد ، گناهکار در حال حاضر مانند هیچ نمایش جنایتی دیگر در تلویزیون یک موضع باقی مانده است.

نظر شما در مورد پایان چیست؟ در نظرات به ما اطلاع دهید!

فصل Sinner برای تماشای برنامه USA USA در دسترس است.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!