فروشگاه وحشتناک در 60 سالگی: تحولات اجتماعی و اضطراب نر سفید

همانطور که منتظر اقتباس موسیقی دیگری از فروشگاه کوچک ترسناک ، ارزش بازگشت به آن را دارد راجر کورمان فیلم اصلی campy 1960. قبل از الهام بخشیدن به همه شماره های موسیقی جذاب ، کورمان فیلم کمدی پوچ و پوچ است که با ترکیبی از افسردگی شدید همراه است.

عمدتاً به خاطر الهام بخشیدن به یک موسیقی بسیار موفق و یک اجرای اولیه به یاد ماندنی با یک اتفاق عجیب و غریب جک نیکلسون، این فیلم در 60 سالگی خود سزاوار نگاه دوم است. برای یک چیز ، این به عنوان یک نمونه اصلی از این خدمات است کورمان روش تولید بودجه کم کارآمد؛ این یک فیلم کاملاً کارآمد است که خیلی بیشتر از مجموع اجزای آن می افزاید.

اما علاوه بر مهارت فنی ، وقتی می بینیم که این فیلم چه زمانی ساخته شده است ، درست در تقسیم دو دوره در تاریخ آمریکا ، سعادت های دهه 50 و دهه 60 شلوغ ، یک نفر تحت تأثیر قرار گرفتن چقدر روشنگری در مورد زمان و مکان خود قرار دارد. یکی از اینها نیز با ناراحتی تلخ فیلم از قدرت کم رنگ شدن مرد سفید پوست در زندگی آمریکایی روبرو می شود.

شخصیت اصلی آن ، مهربان سیمور ، درگیر فشارهای فلج کننده چندگانه است که نشان دهنده خشم و تحولات اساسی فیلم در تحولات اجتماعی است. مادر پیری او هنوز زندگی خود را کنترل می کند ، همسر آینده نگر او خارج از لیگ اجتماعی اوست ، رئیس او دائما تهدید اخراج را از سر خود می گیرد و این عوامل همه منجر به تعهد وحشتناک او به گیاه گیاهخواری می شود که در نهایت روح او را طلب می کند و بدن

فروشگاه وحشتناک در 60 سالگی: تحولات اجتماعی و اضطراب نر سفید
منبع: تصاویر بین المللی آمریکا

من می خواهم این را استدلال کنم فروشگاه کوچک ترسناک حداقل منابع اضطراب مردسالارانه را در وحشت خود می پوشاند: ترس از یک قوم دیگر ، یک فمینیسم به طور فزاینده قدرتمند و ناامیدی از تأثیرات سرمایه داری بر مردانگی.

طرح

کورمانداستان کوچک احمقانه دنبال سیمور مهربان و دست و پا چلفتی است (جاناتان هزکه در Skid Row در گل فروشی مشنیک با آدری شیرین و جذاب کار می کند (جکی جوزف) تحت فشار مشنیک (مل ولز، اگر صاحب مغازه کلیشه ای کلیشه ای بیش از حد خنده دار باشد اگر اکنون بیش از کمی ناراحت کننده باشد خنده دار است) سیمور نژاد جدیدی از Venus Flytrap ایجاد می کند تا به عنوان ویترینی برای مشاغل دشوار مشنیک باشد. این گیاه به نام آدری جونیور توسط سیمور به نظر می رسد که ضربه بزرگی باشد ، اما متأسفانه از گوشت و خون انسان تغذیه می شود و سیمور را وادار به برخی فعالیت های شبانه می کند.

اضطراب نر سفید

در هر سطح ، فیلم یک سریال سریع است. طنز کمرنگ و وحشت فریبنده است. این چیزهای بدی نیست ، به خاطر بسپار. این فیلم شصت سال بعد سرگرم کننده مانده است. اما هنر پایین ابرو چیزی مشترک با پسر عموی بالای ابری خود دارد: هر دو در خدمت انتقاد تهاجمی به وسط پهن و فراموشی وسط هستند ، که می خواهد هنر آن عمدتاً به عنوان چیزی غیرقابل استفاده برای مصرف باشد. فروشگاه کوچک ترسناک در شوخی های گاه به گاه خود در مورد قومیت و جنسیت ممکن است توهین آمیز باشد ، اما همچنین به طرز شگفت آور خرابکارانه است و به علامت گذاری تقسیم واضح بین آرمان گرایی دلپذیر دهه پنجاه آیزنهاور و شلوغی دهه شصت کمک می کند.

گرفتاری سیمور را می توان کاوش در اضطراب مردان سفید پوست در دوره ای از تحولات گسترده اجتماعی دانست. اضطراب وی به سه شکل صورت می گیرد: نژادی ، جنسیتی و اقتصادی.

نژاد و قومیت

قدرت کم رنگ سفیدی بخش اعظم چشم انداز کابوس فیلم را نشان می دهد.

مشنیک ، که یهودی بودنش در این فیلم کلیشه ای ظالمانه است ، تقریباً کنترل کاملی بر سیمور اعمال می کند. این فیلم آغاز می شود که شخصیت اصلی ما را به دلیل اشکال مختلف بی کفایتی شلیک می کند اما به او فرصتی می دهد تا در صورت تحویل گیاه معجزه خود بتواند جایگاه خود را پس بگیرد. در هر زمان ، حرص و طمع و قدرت او کمک می کند تا سیمور مانند عروسکی ، روی رشته ای آویزان باشد. به تصویر کشیدن صاحب مغازه با تصاویر ضد ستیزی صاحبان مشاغل یهودی از تبلیغات توطئه ای بسیار افراطی و فاشیستی ، ناراحت کننده است.

جک نیکلسونچرخش طنز به یاد ماندنی در این فیلم همچنین با اضطراب مردان سفید پوست در سال 1960 روبرو شده است. شخصیت او ، حامی ماسوکسیستی دندانپزشک معروف سادیست Skid Row ، یک دیوانه است. بدون شک لذت فرخنده او از تجربه درد ، خنده دار است ، اما درمورد وضعیت ذهن او جای هیچ سؤال نمی گذارد. نام شخصیت ، ویلبر نیرو ، شوخی هممی دیگر در فیلمی است که با آنها همراه است ، اما وقتی اشاره‌ای را به این شوخی می کنیم ، اضطراب نژادی عمومی فیلم بیشتر مورد توجه قرار می گیرد.

فروشگاه وحشتناک در 60 سالگی: تحولات اجتماعی و اضطراب نر سفید
منبع: تصاویر بین المللی آمریکا

ویلیام ویلبرفورف نام دولتمرد انگلیس است که مظهر جنبش برای لغو تجارت برده ها است. این فیلم با استفاده از این نام خاص برای یکی از نقاط قوت خود ، ناخواسته یا نه ، ادعایی نسبتاً زشت در مورد افزایش موج برابری برای افراد رنگ ، درست در وسط جنبش حقوق مدنی آمریکا ایجاد می کند. با استفاده از نام ویلبرفورف در یک دیوانه ماسوشی ، این فیلم اظهارات تکان دهنده ای درباره اضطراب سفید نشان می دهد.

زنانگی هیولا

ماهیت مردسالاری اضطراب سیمور نیز فیلم را کاملاً از بین می برد.

بخشی از دلایلی که سیمور از چنین طرحی برخوردار است ، تسلیم بودن وی در برابر مادر غیردی ، غیردی است. كنترل كامل او بر زندگي اش آشكارا در عدم موفقيت از ديدن با آدري آشكار مي شود ، اما فيلم در مورد رديابي شخصيت بي نظير او با تأثيرگذاري بيش از حد ، ترديد چنداني ندارد.

فراتر از این مضامین واضح فرویدی ، فروشگاه کوچکهسته ژنتیکی بسیار ناشی از ترس از زنان است.

استفاده از پرواز مگس زهره دارای سابقه طولانی در وحشت است. محققان مانند باربارا کرید (در کتاب عالیش هیولا-زنانه) مدتهاست که ثابت کرده اند که وحشت غالباً هیولاهای خود را به عنوان زنانه ای رمزگذاری می کند. پروانه پرواز یکی از نمادهای اینچنینی است. تا سال 1922 نوسفراتو، این گیاه با هیولا فیلم به عنوان راهی برای کدگذاری آنها به عنوان زنانه همراه بود. مراجعه صریح به مهبل (واژن) باعث می شود تا در هنگام ابراز نگرانی وحشتناک نسبت به زنانگی ، مگس ناهید به عنوان سمبل آشکار مورد استفاده قرار گیرد. (این استعاره به معنای واقعی کلمه در فیلم زیرنویس 2007) ساخته شده است دندان)

همچنین ببینید

KLAUS: یک شگفت انگیز کریسمس با انیمیشن سنتی

آدری جونیور ، گرچه توسط یک بازیگر مرد ابراز می شود ، اما یک وحشت زنانه است و جنبه دیگری از اضطراب فرهنگی مردان سفید پوست در اوج دهه شصت را نشان می دهد. اگر در اینکه چگونه سیمور نگرش های مردسالارانه زمان خود را درونی کرده است ، شکی وجود داشت ، باید فقط قربانی نهایی خود را برای آدری جونیور در نظر گرفت (قبل از این که او با کمال میل خود را وارد کارخانه کند ، یعنی). زیر طلسم خواب آور گیاه ، سیمور برای یافتن قربانی دیگری شب به خانه می رود و قبل از مراجعه به یک کارگر جنسی که او را قربانی خوبی می کند (اگر کمی برای طعم گیاه کمی نازک باشد) تعداد بیشماری از خیابانها را در خیابان می گذراند. او خود را متقاعد می کند که او داوطلبانه برای قربانی کردن ، وجدانش را به اندازه کافی آسان می کند تا با این عمل کنار بیاید. این یک عمل غلط ناب است و تأکید می کند که نگرش فیلم نسبت به برابری جنسیتی در سپیده دم دهه جدید.

فروشگاه وحشتناک در 60 سالگی: تحولات اجتماعی و اضطراب نر سفید
منبع: تصاویر بین المللی آمریکا

نتیجه

گیاه شگفت انگیز ، علاوه بر این که نمایانگر زنانگی تهدیدآمیز است ، به عنوان استعاره ای برای مطالبات ظالمانه سرمایه داری نیز عمل می کند. این گیاه به عنوان محصول کار خود شروع می کند اما به زودی به خواسته های خود می رسد و خیلی سریع هستی او را به دست می گیرد.

در ابتدا ، این گیاه کوچک از چند قطره خون سیمور راضی است ، اما به زودی او باید اجساد جامعه را به دلیل مصرف بی پایان آن به حاشیه بریزد. آنچه به عنوان کار عشق او شروع شد ، به سادگی کار می شود به عنوان خواسته های کار معیشتی برای از بین بردن بشریت سیمور.

فروشگاه کوچک ترسناک یک فیلم هنوز هم سرگرم کننده ، اما غیرقابل انکار وحشیانه است. طنز و خشونت خام آن موفق به سرگرمی می شود ، اما در زیر زیبایی ظاهری کم نظیر آن یک فیلم بسیار عصبانی قرار دارد. در نگاه اول ، احساس ناراحتی از سیمور آسان است ، اما باید این را هم در نظر بگیریم که اضطراب او مانند خود آدری جونیور از یک دانه تلخ رشد می کند.

چه فیلم های دیگری انعکاس اضطراب دوران خود را نشان می دهند؟


فروشگاه کوچک ترسناک را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!