بررسی مالکولم و ماری: یک آشفتگی توخالی از نظر احساسی

در یک صحنه محوری تقریباً ده دقیقه مانده به پایان مانده است مالکوم و ماری، جان دیوید واشنگتنمالکوم با عصبانیت می گوید زندایاماری “شما روان پریش هستید”، که او تلافی می کند ، “شما هذلولی هستید”. بسیار نادر است که فیلمی از راه برسد که بتواند در یک تبادل دیالوگ ساده از فیلمنامه آن محصور شود ، اما در مورد سام لوینسونآخرین گردش ، این کار تقریباً خیلی ساده انجام می شود. در طی چند هفته در طی بیماری همه گیر COVID-19 تحت پروتکل های ایمنی شدید ، شلیک شده است لوینسونسومین ویژگی فوراننده احساسی یک پروژه جاه طلبانه است ، اما یکی از این بلند پروازی ها فروپاشیده است. دقیقاً مانند دو لید آن ، مالکوم و ماری شکنندگی وحشیانه ای را در خود جای می دهد که به درونی بودن فیلم نفوذ می کند. وزنی مشابه سری HBO او را دارد رضایت (همچنین با بازی زندایا) ، نمایشی که سبک در هر قاب را شل می کند و در عین حال ناامنی هایی را که در هوای نفس کشیدن شخصیت ها نفوذ می کند ، می پیچاند.

بسیار شبیه به رضایت، مالکوم و ماری در سطح زیبایی است. به ویژه به لطف ، هر صحنه در ارائه خود با یک احساس منحصر به فرد از تکینگی تزریق می شود مارسل ریوفیلمبرداری فوق العاده زیبایی و لوینسوناین شخصیت ها را بیان می کند. و با این وجود ، بسیاری از عناصر ضروری در این نگاه خسته کننده با اعتماد به نفس و در عین حال سرسام آور توخالی در روند خلاقیت و وسایل آزمایش روابط (و همچنین جبران ناپذیری بالقوه آنها) وجود ندارد. بیشتر اوقات ، این فیلم به اندازه کافی شایسته است که بتواند به عنوان یک نگاه جذاب در این مضامین قرار بگیرد ، اما تقریباً در اجرای آن به اندازه منسجمی نیست که برای ارائه آن لازم باشد.

بررسی مالکولم و ماری: یک آشفتگی توخالی از نظر احساسی
منبع: نت فلیکس

برای یک فیلم مانند یک جسارت ثابت لازم است مالکوم و ماری کارکردن به طور خاص تر ، یک تعادل ظریف. لوینسونگرایش های بصری به اندازه کافی فصیح است که به فیلم اجازه می دهد زمین محکم تری برای پیمودن آن باشد ، اما طولی نمی کشد که خاک از آن می لغزد و متعاقباً فیلم با شکاف با شکاف مواجه می شود. علی رغم جذابیت آن ، بین تصویر قابل توجه و روایت راکد یک رابطه قطع وجود دارد (یک مشکل لوینسون به نظر می رسد با پروژه های خود روبرو است) ، و در نتیجه این ناسازگاری روشن ، مالکوم و ماری تقریباً از هر نظر عمیقا احساس ناراحتی می کند.

عملکرد الکتریکی

به همان اندازه که مشخصات فنی آن از صمیم قلب یک ظرف غذا است ، مالکوم و ماری انبوهی از موارد را دارد که حتی در ناامیدترین قطعات آن را زنده نگه می دارد. این شامل ، البته ، زندایا و جان دیوید واشنگتنمن به عنوان یک زوج تیتراژی جذاب ، اجرای عالی و کاملاً جذابی را ارائه می دهم. هر دو با سطحی غیر منتظره و قابل اعتماد و اطمینان از خود وارد صحنه می شوند و شخصیت هایی را به نقش های خود می رسانند كه آنها را از یكدیگر متمایز می كند و در عین حال اجازه می دهد تا با پیشرفت زمان اجرا ، درگیری واقع بینانه تری بین شخصیت های آنها داشته باشد.

شاید به همین دلیل بسیار ناامیدکننده است که به دلیل آن ، شیمی انکار ناپذیر آنها کاملاً قابل استفاده نیست لوینسوناصرار ظاهراً بیش از آنکه بتواند جوید ، بر گاز گرفتن است. در طول مالکوم و ماری100 دقیقه طول می کشد ، یک عدم تعادل تکان دهنده در همه وجود دارد. وعده ای که این داستان با آن شروع می شود با سنگینی عوامل متعددی که درست در مسیرهای خود متوقف می شوند سرکوب می شود. لوینسوناسکریپت نمایش یک نمایش کاملاً خودنمایی از تحریک بدون مرز است. تاکنون هرگز حدس نمی زند که تماشاگر از فشار فیلم احساس لغزش کند ، اما در نقاط مختلف بسیار زیاد است.

بررسی مالکولم و ماری: یک آشفتگی توخالی از نظر احساسی
منبع: نت فلیکس

همراه با این یک تلاش کاملاً مذموم در امر رسمی است که به سادگی تحقق نمی یابد. لوینسوناگر در شخصیت های او هر نوع پیچیدگی یا صمیمیت دیده می شد ، ساختار در اینجا ممکن است بهتر کار کند ، اما روابط مالکوم و ماری هرگز قابل لمس نیست. این به عنوان یک سازه مناسب عمل می کند و چیز دیگری نیست بلکه ریشه در اصطکاک دردناک کشش و فشار دارد که به طور مداوم احساس می کند فرش را از زیر بیننده خارج می کند ، زمانی که آنها حتی متوجه نمی شوند که روی یک ایستاده اند. در آن دروغ است مالکوم و ماریقابل لمس ترین نقص: ناتوانی در سازگار ماندن با هدف خود و تحویل متزلزل در نتیجه.

سبک جارو

افزودن به دو نمایش سرب با شکوه پوسته بیرونی زرق و برق داری است که به راحتی قابل پیش بینی بود اما با این وجود یک پوشش دلپذیر برای درجات مختلف غیرقابل پیش بینی روایت است. مارسل ریوفیلمبرداری سیاه و سفید 35 میلی متری یک سفر استثنایی است و معجزه می کند تا فیلمنامه ای جدا از هم را که دارای ویژگی بصری است ، به همان اندازه که در فضای پر زرق و برق (اما هرگز بیش از حد پر زرق و برق) نقش دارد ، تسخیر کند.

همکار مکرر لوینسون لبرینت (که اخیراً برنده جایزه امی برای شده است سرخوشی نمره) بازگشت به ترکیب نمره برای مالکوم و ماری و در حالی که ممکن است به اندازه او مشخص نباشد رضایت امتیاز این بود ، مطمئناً میزان علاقه مشابهی به داستان و نحوه سازگاری با آن دارد. نمره او آنقدر که انتظار می رود در فیلم دیده نمی شود ، اما بقیه موسیقی متن خوشبختانه آنقدر قوی است که می تواند صرفه جویی کند تعداد انگشت شماری از لحظات خسته کننده تر که در سراسر کشور پراکنده شده اند.

بررسی مالکولم و ماری: یک آشفتگی توخالی از نظر احساسی
منبع: نت فلیکس

اما متأسفانه ، حتی اغوا کننده ترین تکنیک های سبک شناسی لوینسون و شرکت استخدام نمی تواند این خرابکاری را از خودش نجات دهد. در طول 100 دقیقه ، مالکوم و ماری بحث بین جفت عناوین را از بین می برد ، اما تعداد کمی از آنها به دلیل لوینسونناتوانی در مقابله با هر یک از مواردی که او سعی دارد بدون نگاه مداوم به ناف تجزیه و تحلیل کند.

از نظر موضوعی Vapid

در طول مدت مالکوم و ماری، کاملاً دردناک است که لوینسون در تلاش است تا از چاله ای که خودش بیش از حد در آن حفر کرده است ، خارج شود. کل فیلم احساس شکستگی می کند و بیننده را از همان بدو ورود به طور مداوم به استدلال های مالکوم و ماری می اندازد ، اما هیچ زمینه لمسی برای له شدن ندارد. لوینسون می خواهد بیننده احساس سرمایه گذاری کند ، اما به قیمت خطی بودن مضمون فیلمش.

کل فیلم پس از مشاجره با هر بازیگری که سخت تلاش می کند آن را غرق در غرق شدن در ارتفاعاتی که آنقدر ناامیدانه می خواهد (و می تواند با فیلمنامه بهتر) غرق شود ، اما در پایان ، به نظر می رسد نسخه گسترده ای از این استدلال است صحنه در چشمان بسته. یکی از کوبریکمضامین آن صحنه حتی توسط retooled می شود لوینسون و هنگامی که ماری از مالکوم می پرسد که چرا به او حسادت نمی کند ، در محدوده این فیلم قرار می گیرد ، زیرا او ادامه می دهد که او ممکن است از بازوی مرد دیگری آویزان باشد و او دو بار در مورد آن فکر نمی کند.

بررسی مالکولم و ماری: یک آشفتگی توخالی از نظر احساسی
منبع: نت فلیکس

آنقدر زیاد است مالکوم و ماری می خواهد باشد ، اما هرگز به اندازه کافی بر روی هر یک از موارد تمرکز نمی کند تا یک روایت منسجم از آنها ببندد. واقعاً شرم آور است ، زیرا پتانسیل زیادی وجود دارد که فقط منتظر است تا با داستانی از این دست مطابقت داشته باشد. کاریزما از مالکوم و ماریآگهی ها به سادگی نمی توانند ماهیت متفرق آن را نجات دهند. لوینسون می خواهد کیک خود را بخورد و آن را نیز بخورد ، و کم عمق بودن اعدام او باعث می شود که این فیلم سه ساعته احساس کند که حتی دو بار هم نمی شکند.

نتیجه

مالکوم و ماری به هیچ وجه یک فیلم وحشتناک نیست ، اما بدون شک یک ظرف غذا گیج کننده است که به دلیل ناتوانی حیرت انگیز برای خودش و مخاطب ، تحت وزن خودش فرو می ریزد. این فیلم اغلب به نظر می رسد که ناامیدانه سعی در تقلید از آن دارد کاساوت بدون درشتی خود به خودی آنچه باعث شده فیلم های او کار کنند ، و میمون ها کار وای در پایان بدون نوع ابهام احساسی مناسب. زندایا در این نقش کاملاً شگفت انگیز است (و واشنگتن بسیار محکم است ، گرچه شریک زندگی اش با اختلاف زیادی از او پیشی می گیرد) ، اما تلاشی که این فیلم برای کاوش در پیچیدگی های روابط شخصیت های آنها انجام می دهد در نهایت سقوط می کند.

لوینسوناسکریپت ثابت یک هجوم متحرک با فشار و کشش بدون هیچگونه ساختار ظاهری است ، و اغلب فرش را از زیر بیننده با تجمع صفر بیرون می کشد. از نظر سبک شناسی ، این یک کار زیبا است ، اما زیبایی زیبا برای جلب روح پشت مالکوم یا ماری کافی نیست. این فیلم بیشتر از آنکه در روانشناسی موضوعاتش قرار بگیرد ، به مونولوگهای مملو از تبادل نظر می پردازد. اینجا یک فیلم خوب در اینجا وجود دارد ، اما این نیست.

آیا خواهید دید مالکوم و ماری؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید.

مالکوم و ماری در 5 فوریه 2021 در Netflix منتشر می شود.

https://www.youtube.com/watch؟v=CGZmwsK58M8


مالکوم و ماری را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

فروشگاه وحشتناک در 60 سالگی: تحولات اجتماعی و اضطراب نر سفید

همانطور که منتظر اقتباس موسیقی دیگری از فروشگاه کوچک ترسناک ، ارزش بازگشت به آن را دارد راجر کورمان فیلم اصلی campy 1960. قبل از الهام بخشیدن به همه شماره های موسیقی جذاب ، کورمان فیلم کمدی پوچ و پوچ است که با ترکیبی از افسردگی شدید همراه است.

عمدتاً به خاطر الهام بخشیدن به یک موسیقی بسیار موفق و یک اجرای اولیه به یاد ماندنی با یک اتفاق عجیب و غریب جک نیکلسون، این فیلم در 60 سالگی خود سزاوار نگاه دوم است. برای یک چیز ، این به عنوان یک نمونه اصلی از این خدمات است کورمان روش تولید بودجه کم کارآمد؛ این یک فیلم کاملاً کارآمد است که خیلی بیشتر از مجموع اجزای آن می افزاید.

اما علاوه بر مهارت فنی ، وقتی می بینیم که این فیلم چه زمانی ساخته شده است ، درست در تقسیم دو دوره در تاریخ آمریکا ، سعادت های دهه 50 و دهه 60 شلوغ ، یک نفر تحت تأثیر قرار گرفتن چقدر روشنگری در مورد زمان و مکان خود قرار دارد. یکی از اینها نیز با ناراحتی تلخ فیلم از قدرت کم رنگ شدن مرد سفید پوست در زندگی آمریکایی روبرو می شود.

شخصیت اصلی آن ، مهربان سیمور ، درگیر فشارهای فلج کننده چندگانه است که نشان دهنده خشم و تحولات اساسی فیلم در تحولات اجتماعی است. مادر پیری او هنوز زندگی خود را کنترل می کند ، همسر آینده نگر او خارج از لیگ اجتماعی اوست ، رئیس او دائما تهدید اخراج را از سر خود می گیرد و این عوامل همه منجر به تعهد وحشتناک او به گیاه گیاهخواری می شود که در نهایت روح او را طلب می کند و بدن

فروشگاه وحشتناک در 60 سالگی: تحولات اجتماعی و اضطراب نر سفید
منبع: تصاویر بین المللی آمریکا

من می خواهم این را استدلال کنم فروشگاه کوچک ترسناک حداقل منابع اضطراب مردسالارانه را در وحشت خود می پوشاند: ترس از یک قوم دیگر ، یک فمینیسم به طور فزاینده قدرتمند و ناامیدی از تأثیرات سرمایه داری بر مردانگی.

طرح

کورمانداستان کوچک احمقانه دنبال سیمور مهربان و دست و پا چلفتی است (جاناتان هزکه در Skid Row در گل فروشی مشنیک با آدری شیرین و جذاب کار می کند (جکی جوزف) تحت فشار مشنیک (مل ولز، اگر صاحب مغازه کلیشه ای کلیشه ای بیش از حد خنده دار باشد اگر اکنون بیش از کمی ناراحت کننده باشد خنده دار است) سیمور نژاد جدیدی از Venus Flytrap ایجاد می کند تا به عنوان ویترینی برای مشاغل دشوار مشنیک باشد. این گیاه به نام آدری جونیور توسط سیمور به نظر می رسد که ضربه بزرگی باشد ، اما متأسفانه از گوشت و خون انسان تغذیه می شود و سیمور را وادار به برخی فعالیت های شبانه می کند.

اضطراب نر سفید

در هر سطح ، فیلم یک سریال سریع است. طنز کمرنگ و وحشت فریبنده است. این چیزهای بدی نیست ، به خاطر بسپار. این فیلم شصت سال بعد سرگرم کننده مانده است. اما هنر پایین ابرو چیزی مشترک با پسر عموی بالای ابری خود دارد: هر دو در خدمت انتقاد تهاجمی به وسط پهن و فراموشی وسط هستند ، که می خواهد هنر آن عمدتاً به عنوان چیزی غیرقابل استفاده برای مصرف باشد. فروشگاه کوچک ترسناک در شوخی های گاه به گاه خود در مورد قومیت و جنسیت ممکن است توهین آمیز باشد ، اما همچنین به طرز شگفت آور خرابکارانه است و به علامت گذاری تقسیم واضح بین آرمان گرایی دلپذیر دهه پنجاه آیزنهاور و شلوغی دهه شصت کمک می کند.

گرفتاری سیمور را می توان کاوش در اضطراب مردان سفید پوست در دوره ای از تحولات گسترده اجتماعی دانست. اضطراب وی به سه شکل صورت می گیرد: نژادی ، جنسیتی و اقتصادی.

نژاد و قومیت

قدرت کم رنگ سفیدی بخش اعظم چشم انداز کابوس فیلم را نشان می دهد.

مشنیک ، که یهودی بودنش در این فیلم کلیشه ای ظالمانه است ، تقریباً کنترل کاملی بر سیمور اعمال می کند. این فیلم آغاز می شود که شخصیت اصلی ما را به دلیل اشکال مختلف بی کفایتی شلیک می کند اما به او فرصتی می دهد تا در صورت تحویل گیاه معجزه خود بتواند جایگاه خود را پس بگیرد. در هر زمان ، حرص و طمع و قدرت او کمک می کند تا سیمور مانند عروسکی ، روی رشته ای آویزان باشد. به تصویر کشیدن صاحب مغازه با تصاویر ضد ستیزی صاحبان مشاغل یهودی از تبلیغات توطئه ای بسیار افراطی و فاشیستی ، ناراحت کننده است.

جک نیکلسونچرخش طنز به یاد ماندنی در این فیلم همچنین با اضطراب مردان سفید پوست در سال 1960 روبرو شده است. شخصیت او ، حامی ماسوکسیستی دندانپزشک معروف سادیست Skid Row ، یک دیوانه است. بدون شک لذت فرخنده او از تجربه درد ، خنده دار است ، اما درمورد وضعیت ذهن او جای هیچ سؤال نمی گذارد. نام شخصیت ، ویلبر نیرو ، شوخی هممی دیگر در فیلمی است که با آنها همراه است ، اما وقتی اشاره‌ای را به این شوخی می کنیم ، اضطراب نژادی عمومی فیلم بیشتر مورد توجه قرار می گیرد.

فروشگاه وحشتناک در 60 سالگی: تحولات اجتماعی و اضطراب نر سفید
منبع: تصاویر بین المللی آمریکا

ویلیام ویلبرفورف نام دولتمرد انگلیس است که مظهر جنبش برای لغو تجارت برده ها است. این فیلم با استفاده از این نام خاص برای یکی از نقاط قوت خود ، ناخواسته یا نه ، ادعایی نسبتاً زشت در مورد افزایش موج برابری برای افراد رنگ ، درست در وسط جنبش حقوق مدنی آمریکا ایجاد می کند. با استفاده از نام ویلبرفورف در یک دیوانه ماسوشی ، این فیلم اظهارات تکان دهنده ای درباره اضطراب سفید نشان می دهد.

زنانگی هیولا

ماهیت مردسالاری اضطراب سیمور نیز فیلم را کاملاً از بین می برد.

بخشی از دلایلی که سیمور از چنین طرحی برخوردار است ، تسلیم بودن وی در برابر مادر غیردی ، غیردی است. كنترل كامل او بر زندگي اش آشكارا در عدم موفقيت از ديدن با آدري آشكار مي شود ، اما فيلم در مورد رديابي شخصيت بي نظير او با تأثيرگذاري بيش از حد ، ترديد چنداني ندارد.

فراتر از این مضامین واضح فرویدی ، فروشگاه کوچکهسته ژنتیکی بسیار ناشی از ترس از زنان است.

استفاده از پرواز مگس زهره دارای سابقه طولانی در وحشت است. محققان مانند باربارا کرید (در کتاب عالیش هیولا-زنانه) مدتهاست که ثابت کرده اند که وحشت غالباً هیولاهای خود را به عنوان زنانه ای رمزگذاری می کند. پروانه پرواز یکی از نمادهای اینچنینی است. تا سال 1922 نوسفراتو، این گیاه با هیولا فیلم به عنوان راهی برای کدگذاری آنها به عنوان زنانه همراه بود. مراجعه صریح به مهبل (واژن) باعث می شود تا در هنگام ابراز نگرانی وحشتناک نسبت به زنانگی ، مگس ناهید به عنوان سمبل آشکار مورد استفاده قرار گیرد. (این استعاره به معنای واقعی کلمه در فیلم زیرنویس 2007) ساخته شده است دندان)

همچنین ببینید

KLAUS: یک شگفت انگیز کریسمس با انیمیشن سنتی

آدری جونیور ، گرچه توسط یک بازیگر مرد ابراز می شود ، اما یک وحشت زنانه است و جنبه دیگری از اضطراب فرهنگی مردان سفید پوست در اوج دهه شصت را نشان می دهد. اگر در اینکه چگونه سیمور نگرش های مردسالارانه زمان خود را درونی کرده است ، شکی وجود داشت ، باید فقط قربانی نهایی خود را برای آدری جونیور در نظر گرفت (قبل از این که او با کمال میل خود را وارد کارخانه کند ، یعنی). زیر طلسم خواب آور گیاه ، سیمور برای یافتن قربانی دیگری شب به خانه می رود و قبل از مراجعه به یک کارگر جنسی که او را قربانی خوبی می کند (اگر کمی برای طعم گیاه کمی نازک باشد) تعداد بیشماری از خیابانها را در خیابان می گذراند. او خود را متقاعد می کند که او داوطلبانه برای قربانی کردن ، وجدانش را به اندازه کافی آسان می کند تا با این عمل کنار بیاید. این یک عمل غلط ناب است و تأکید می کند که نگرش فیلم نسبت به برابری جنسیتی در سپیده دم دهه جدید.

فروشگاه وحشتناک در 60 سالگی: تحولات اجتماعی و اضطراب نر سفید
منبع: تصاویر بین المللی آمریکا

نتیجه

گیاه شگفت انگیز ، علاوه بر این که نمایانگر زنانگی تهدیدآمیز است ، به عنوان استعاره ای برای مطالبات ظالمانه سرمایه داری نیز عمل می کند. این گیاه به عنوان محصول کار خود شروع می کند اما به زودی به خواسته های خود می رسد و خیلی سریع هستی او را به دست می گیرد.

در ابتدا ، این گیاه کوچک از چند قطره خون سیمور راضی است ، اما به زودی او باید اجساد جامعه را به دلیل مصرف بی پایان آن به حاشیه بریزد. آنچه به عنوان کار عشق او شروع شد ، به سادگی کار می شود به عنوان خواسته های کار معیشتی برای از بین بردن بشریت سیمور.

فروشگاه کوچک ترسناک یک فیلم هنوز هم سرگرم کننده ، اما غیرقابل انکار وحشیانه است. طنز و خشونت خام آن موفق به سرگرمی می شود ، اما در زیر زیبایی ظاهری کم نظیر آن یک فیلم بسیار عصبانی قرار دارد. در نگاه اول ، احساس ناراحتی از سیمور آسان است ، اما باید این را هم در نظر بگیریم که اضطراب او مانند خود آدری جونیور از یک دانه تلخ رشد می کند.

چه فیلم های دیگری انعکاس اضطراب دوران خود را نشان می دهند؟


فروشگاه کوچک ترسناک را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!