کتابهای خون: گلچینی وحشتناک بدون دندان و بدون روح

داستان های کلایو بارکر – یکی از معروف ترین نویسندگان ترسناک نسل ما – خشن و نابخشودنی هستند. شفافیت اخلاقی اغلب به نفع برجسته سازی رفتار حیوانی شخصیت های داستان دار کنار گذاشته می شود. خون در همه جا می جوشد ، اعضای بدن اینجا و آنجا خرد می شوند. هر صفحه اساساً یک عمل مازوخیسم ترسناک است ، با شیاطین ، هیولاهای انسان خور و انواع عناصر ماورا الطبیعه به گروتسک ترین شکل ممکن وارد و خارج می شود. و با این وجود ، علی رغم همه این موارد ، سازگاری های زیادی بر اساس آن انجام شده است پارسمجموعه داستانهای کوتاه “کتابهای خون” ، اگرچه بیشتر آنها – به استثنای برنارد رزها آب نبات – موفق به ضبط آنچه که باعث می شود منبع اصلی در وهله اول بسیار جذاب باشد نیست.

آخرین موضوعی که چالش دلهره آور طرح ریزی را به خود اختصاص داده است پارسدید مجنون روی صفحه نمایش است برانون براگا با گلچین ترسناک هولو کتاب خون (قطره 7 اکتبر). اما جایی که تمام اقتباس های قبلی فقط به یک داستان متمرکز هستند و این کار را به روشی وفادارانه انجام می دهند ، براگا سعی می کند کاری متفاوت انجام دهد: ایجاد داستان های جدید در حالی که سعی دارد روح را از منبع اصلی به طور یکپارچه وارد فیلمنامه خود کند. نتیجه کمی کیسه مخلوط است. از یک طرف ، فیلم واقعاً جیغ می کشد کلایو بارکر، اما از طرف دیگر ، و در بیشتر موارد ، براگاداستان های جدید واقعاً چندان جالب و حتی کمی کسل کننده نیستند.

سه داستان ناهماهنگ

کتابهای خون به سه داستان متفاوت اما بهم پیوسته تقسیم شده است. اولین مورد روی جنا تمرکز دارد (بریت رابرتسون) ، یک دختر جوان بیش از حد حساس به بیماری میسوفونی که سعی در فرار از والدین خفه کننده خود دارد اما پس از درگیر شدن با یک صاحب مرموز B&B به نام الی در وضعیت ناخوشایند تری قرار می گیرد (فردا فه شن) داستان دوم به راحتی از فصل اول منبع اصلی الهام گرفته شده است ، که در آن یک روانشناس درخشان به نام مری (آنا فریل) توسط سیمون خوش تیپ و کاریزماتیک اغوا می شود (رافی گاورون) بعد از اینکه او را متقاعد کرد که می تواند با پسر 7 ساله او که از سرطان خون گذشته است ارتباط برقرار کند.

کتابهای خون: گلچینی وحشتناک بدون دندان و بدون روح
منبع: هولو

در حالی که دو خط داستانی اول به صورت جداگانه آشکار می شوند ، آخرین تصویر فیلم ، جایی که یک قاتل حرفه ای به نام بنت (یول وازکز) در تلاش برای دستیابی به چیزی به نام کتاب خون است ، تلاش می کند همه آنها را به یکی متصل کند اما در واقع چیزهای بصیرتی به فصل های قبلی نمی دهد. این نیست که این سه داستان شباهت های مشترکی ندارند. مشکل اینجا اتفاق می افتد زیرا براگا به نظر نمی رسد راهی منسجم برای اتصال آنها به یک نتیجه گیری بزرگ پیدا کند. وقتی به لحظه آخر فیلم می رسید ، به احتمال زیاد از نحوه پایان آن راضی نخواهید بود ، به خصوص اگر طرفدار زیادی داشته باشید پارسکار

کتابهای خونبا این حال ، بیشترین آسیب را از نحوه مشاهده شخصیت های خود می بیند. در بیشتر پارسدر داستان ها ، شخصیت ها هرگز به عنوان دلسوز ترسیم نمی شوند. در صورت وجود ، این قسمت تاریک آنها است که معمولاً مورد تأکید قرار می گیرد پارس. اما این رویکرد نابخشودنی بخشی از دلیل جذب مردم به این جهان است. این به ما نشان می دهد که چگونه بعضی اوقات در این دنیا ، فسق و فجور می تواند چیز خوبی را بر سر زبان ها بیندازد. براگااز طرف دیگر ، تلاش می کند تا به شخصیت های خود درجه خاصی از پیچیدگی و همدردی بدهد ، آن جنبه را از منبع اصلی نفی کند.

کتابهای خون: گلچینی وحشتناک بدون دندان و بدون روح
منبع: هولو

به عنوان مثال ، جنا را در نظر بگیرید. در فیلم ، وی به عنوان کسی معرفی می شود که نه تنها از اختلال شنوایی منحصر به فرد خود رنج می برد بلکه از ضربه ای که در گذشته اتفاق افتاده رنج می برد. تلاش او برای فرار از والدینش برای شروع کار جدید در لس آنجلس ، به نوعی نشان دهنده آزادی دختری جوان است که ممکن است توسط خانواده خودش مورد آزار و دستکاری قرار گرفته باشد (فیلم هرگز به صراحت نمی گوید چه اتفاقی برای جنا افتاده است ، اما سرنخ ها آنجاست). بنابراین در این رابطه ، براگا پیشنهاد می کند که ما باید برای زنده ماندن و ایمنی جنا ریشه بگیریم ، که اگر در مورد مواد مختلف منبع صحبت کنیم ، صریحاً مشکلی نیست.

که در پارسجهان هیچ کس ریشه پذیر نیست. هیجان خواندن کتاب او عمدتا در نحوه تخریب شخصیت ها و قرار دادن خود در یک موقعیت خطرناک است. در ضمن ، چه کتاب خون آیا اینجا تقریباً برعکس است. این می خواهد جهانی بسازد که چندان مطابق با آن نباشد پارسدیدگاه راستش کمی تعجب آور است که پارس خودش به عنوان تهیه کننده اجرایی نام خود را روی این فیلم گذاشته است ، چون می داند چقدر فیلم تمایلی برای ادامه یافتن لحن کتاب خودش ندارد.

کمبود همه چیز

این که عملکرد از بازیگران عمدتا متوسط ​​است ، قطعاً کمکی هم نمی کند. رابرتسون به غیر از اینکه همیشه بخاطر ترس نگاه کنی ، هیچ کاری برای انجام دادن ندارد. حتی وقتی شخصیت او خیلی تلاش می کند تا از یک موقعیت خطرناک فرار کند ، او واقعاً نمی تواند تمایل خود را برای زنده ماندن نشان دهد. نحیف و گاورونشیمی نیز خاموش به نظر می رسد. تنش جنسی بین شخصیت های آنها به هیچ وجه قابل باور نیست. واقعاً آشفته است.

کتابهای خون: گلچینی وحشتناک بدون دندان و بدون روح
منبع: هولو

از جنبه فنی ، عناصر ترسناک که براگا صنایع دستی در اینجا نیز دور از اختراع است. بله ، در اینجا سایه های مختلف ترسناک وجود دارد. از روانشناختی و دردناک تا ماوراern طبیعی و بدن وحشتناک. اما به جای یافتن راهی قانع کننده برای از بین بردن آن لایه های وحشت ، براگا انتخاب می کند تا به شدت به کلیشه تکیه کند. ترس و جهش خیلی زیاد اتفاق می افتد. طراحی صدا و نمره تحریک کننده ، با صدای بلند احساس دستکاری می کند. هیچ ظرافتی در این راه وجود ندارد کتاب خون ترسناکی را که شخصیت ها با آن روبرو هستند معرفی می کند.

از همه بدتر اینکه ، در واقع اتفاقات کمی در فیلم رخ می دهد که علاقه به علاقه تا پایان کار سخت است. بسیاری از صحنه ها تکراری احساس می شوند و چیزی ندارند. حتی پیچ و تاب در پایان فیلم که قرار است ما را شوکه کند ، در مقابل هیجان انگیز ، غیرضروری است. و در نتیجه ، آنچه می تواند امیدوار کننده باشد کلایو بارکراقتباس به پایان می رسد فقط یک گلچین وحشت فراموش نشدنی است.

فکر نهایی

شکی نیست که چقدر بلند پروازانه است براگا در حالی که تلاش می کند چرخش خود را بر روی آن بگذارد ، دید بارکر را به صفحه نمایش می آورد. اما در حالی که ایده ها و داستان های جدید امیدوار کننده به نظر می رسند ، براگاعدم وجود جهت مشخص و اعدام بدون الهام از تقریباً همه جنبه های فیلم متاسفانه باعث می شود کتاب خون در آخر خیلی بی دندان

نظر شما در مورد پیچ ​​و تاب آخر فیلم چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

کتابهای خون 7 اکتبر در هولو افتاد.


کتابهای خون را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ریزاندو ناوارا

ریزاندو ناوارا

ریزاندو ناوارا یکی از علاقه مندان به فیلم و تلویزیون پرشور از اندونزی است. وقتی او تلویزیون و فیلم تماشا نمی کند ، دوست دارد آشپزی کند و شکر درست کند.

من هنوز باور می کنم: دختر رویایی مسیحی مانی

درام عاشقانه تبلیغات مسیحی من هنوز هم اعتقاد دارم بلند است یک ستاره متولد شده استرسیدن به جاه طلبی ها رودخانهسرب شکارچی KJ Apa ستاره هایی مانند جرمی کامپ ، پسر بچه گیتاری آواز ایندیانا که به کالج می رود و عاشق اولین دختر بلوند ناز او می شود – ملیسا ، با بازی برت رابرتسون.

جرمی همچنین با ژان لوک ناز دیدار می کند (ناتان پارسونز) ، گیتاریست رهبری کلاه گیس برای یک گروه راک مسیحی – فکر می کنم کرید ، اما با حتی کمتر لبه – که جرمی را بت می کند. این جدول برای یک عاشقانه کلاسیک بلند ستاره لس آنجلس آماده شده است ، و حدود 30 دقیقه ، من هنوز هم اعتقاد دارم پیامهای مسیحی را روشن می کند و جرمی و ملیسا را ​​به سمتی می برد.

کارگردانان اندرو و جان اروین، با این حال ، برای تشکیل یک ترکیب نیست بردلی کوپر، که می سازد من هنوز هم اعتقاد دارم حدود دو نفر اروین خیلی زیاد هستند و یک زن و شوهر از کوپرها کوتاه هستند. شخصی می گوید: “من آهنگ های عاشقانه می نویسم … به خدا” ، و شیوه نگارش این مطلب ، می تواند هر هشت شخصیت با بخش صحبت کردن باشد. من هنوز هم اعتقاد دارم می توان به راحتی به عنوان یک بازی دو نفره در یک تئاتر جعبه سیاه بازیابی مجدد کرد و آن نسخه از داستان هزار برابر جالب تر از وانابای عیسی مسیح است. ستاره متولد شده است فیلم ساخت فیلم را دنبال می کند.

یادداشت در مورد تبلیغات

مانند اروینزدرام قبلی ، من فقط می توانم تصور کنم، این یک بیوگرافی است ، و همچنین یک ورود عجیب و غریب به یک کانون فیلم در حال رشد مسیحی آمریکایی است. این اولین پروژه از شرکت Kingdom Story ، بازوی تولید کریستان Lionsgate است. خوشبختانه ، هر چند ، من هنوز هم اعتقاد دارم به همان اندازه ظریف است که تمایل به تبلیغات مسیحی است. به اعتقاد این ، دیدگاه های زنان ، گروه های اقلیت و سیاست خارجی آمریکا به طرز چشمگیری خیرخواهانه تر از بچه های همکار صنعت فیلم مسیحی همسایه با جمهوری خواه است خدا مرده نیست و اتاق جنگ. به طور غیرقابل توضیح شخصیت های اقلیت کمی در فیلم وجود دارد که توضیح می دهد چگونه ما از آب نژاد عمیق دور مانده ایم. من هنوز هم اعتقاد دارم مطمئناً سفیدترین L.A بوده است.

البته هیچ مشکلی در تبلیغات وجود ندارد – انتقام جویان فیلم ها 25 تبلیغات قیمتی قوی دارند و از تولید ناخالص داخلی ترینیداد و توباگو پول بیشتری کسب کرده اند. من هنوز هم اعتقاد دارم، هرچند ، تبلیغات تبلیغاتی حتی ساخته شده ای نیست ، بعید به نظر می رسد که بتوانید از افراد تازه وارد یا حتی الهام بخش فیلمبرداران برای بازدید از وب سایت یا خرید آلبوم متصل در انتها استفاده کنید. با این حال ، من داوران را خوانده ام که از این فیلم شکایت نمی کنند بیشتر دینی. من فکر می کنم شما نمی توانید همه را خوشحال کنید.

سینماگرهای مذهبی و من احتمالاً می توانیم موافق باشیم که زمین پیاده روی فیلم به واقع از بین رفته است. من تأیید خود را برای کلیسای پرسبیتری ام کردم و در بیشتر دوران جوانی در مدرسه یکشنبه شرکت کردم. من دریافتم که چگونه این داستانها معمولاً کار می کنند. این فیلم اگر با ژانر بیوپیک موزیکال گیر بیفتد و نوع دیگری از درام های مسیحی را تحویل دهد ، جالب تر خواهد بود ، اما در عوض به سمت “خدا و ایمان در زمان های آشفته” عقب می رود ، شیرهایی که 100 سال در سینما ها ریخته می شود. و از آن زمان تازه نبوده است D.W. گریفیترا عدم تحمل. این شرم آور است ، زیرا آپا و رابرتسون جوان و گرم به اندازه کافی برای جذب در جمع نوجوانان هستند ، اما این فیلم فقط جرمی را به عنوان یک پسر زیبا تازه تبخیر شده و ملیسا به عنوان دختر رویایی مسیحی مانی که مسئول تبدیل اوست ، استفاده می کند.

من هنوز باور می کنم: دختر رویایی مسیحی مانی
منبع: Lionsgate

ملیسا مانند پرتره یک زن واقعی احساس نمی کند – او فقط یک سخنران جذاب برای دگم های مسیحی مگا امپریالیست است. او همیشه در زمان مناسب و در زمان مناسب است ، هر وقت جرمی با او اذیت می شود لبخند بزرگی ، شایان ستایش و لبخند می زند و تنها تقصیر او این است که به سرطان مبتلا می شود – یک تشخیص کشنده که فیلم سعی می کند به عنوان یک نقص شخصیت مبدل شود.

نه اینکه جرمی واقع بینانه تر باشد. وقتی ژان لوک به او گفت که ملیسا در بیمارستان است و خیلی خوب به نظر نمی رسد ، جرمی در حال گذراندن تعطیلات زمستانی خود در خانه در ایندیانا است. این مرد در یک طوفان برفی کشور متقابل کشور را سوار می کند تا با دوست دختر اول سال اول سال اولش باشد ، به او می گوید که او را دوست دارد و او را به او پیشنهاد می کند. و اگرچه سیناپسهای “کلاهبرداری بیمه” باید در مغز ملیسا خاموش شود ، ذهن معتاد او به ازدواج با این مرد موافقت می کند.

اگرچه این نوع تصمیم عاشقانه kneejerk است که باعث می شود در یک ویژگی انیمیشن مدرن دیزنی مورد توبیخ قرار گیرید – “شما نمی توانید با مردی که به تازگی ملاقات کرده اید ازدواج کنید” این است که السا چگونه آن را بیان می کند – جرمی و ملیسا به طرز حیرت انگیزی سالم به نظر می رسند. زن و شوهر. اما کلیشه مقدر شده در کنار هم هنوز توخالی است – ما همه ستاره های جوان فیلم داغ نیستیم – و اوضاع را بدتر می کنیم ، من هنوز هم اعتقاد دارم اصرار دارد كه اظهارات بزرگ ، بزرگ و گران قيمت عشق تنها موارد مهم هستند. اگر در یک نمازخانه با تزئینات لوکس انجام نشود ، چه پیشنهادی دارید؟ عروسی اگر در ساحل انجام نشود که به نظر می رسد از کارت پستال برداشته شده است ، عروسی چیست؟ و به نوعی ، یک صحنه یا دو سال بعد ، او در حال ساخت یک ساندویچ در یک آشپزخانه خالی است ، و من فهمیدم که این دو کودک به نوعی خانه ای را بین صحنه ها خریداری کردند ، پس از آنکه خانواده جرمی درباره اینکه به سختی قادر به پرداخت هزینه کالج در کالیفرنیا بودند ، یک خانه بزرگ خریدند.

من هنوز باور می کنم: دختر رویایی مسیحی مانی
منبع: Lionsgate

واقعی زندگی انسان ها بسیار دشوارتر از آن است که شما فکر می کنید خواستگاری هالیوود. پایان نامه من هنوز هم اعتقاد دارم همان شخصی است که ملیسا در رختخواب بیمارستان مورد حمایت خود قرار داده است – که اگر شخص با ایمان ماندگار خود در مواجهه با رنجهای عظیم لمس شود ، همه اینها توجیه می شود. اما چرا باعث نمی شود نوجوانان lovestruck کم کم قابل اعتماد باشند؟ جرمی و ملیسا تقریباً سه بعدی تر از شهدای مسیحی نیستند که بر روی پنجره های آغشته به نقاشی حک شده اند.

مسیحیت مدت ها قبل از اختراع سینما از داستان های پرستش قهرمان حماسه بهره می برد ، اما یک تئاتر با منبر متفاوت است. به عنوان تبلیغات ، من هنوز هم اعتقاد دارم به سختی قابل اعتماد است ، و به عنوان شهادت با ملیسا لین هنینگ کام ، واقعاً سطحی است. این فیلم 110 دقیقه در خودمحوری ناخوشایند سپری می کند که ملیسا را ​​به عنوان یک قدیس تنظیم می کند در حالی که از اضافه کردن هر لایه ای به شخصیتش امتناع می ورزد. و سپس در دقایق پایانی فیلم ، این فیلم به طرز تکان دهنده ای کل میراثش را در هم می کشد ، در نتیجه پروژه ای که احساس می کند بهره برداری از رنج هایش بیشتر از الهام گرفتن از آن است.

آیا شما آنجا هستید ، خدا؟ این من ، ملیسا هستم.

اسکریپت نوری اسب کمکی نمی کند. یک بازی بداهه کلاسیک به نام “بله ، و …” وجود دارد که در آن شرکت کنندگان با شروع هر جمله با عبارت ، صحنه را ادامه می دهند ، اما من هنوز هم اعتقاد دارم در عوض توسط بازی بسیار خیره کننده “و خدا” هدایت می شود.

همه جرمی و ملیسا در مورد خدا صحبت می کنند – حتی صحنه اولیه معاشقه گرمی و ملیسا به پایان می رسد که جرمی اساساً به او می گوید این برنامه خداست که آنها فاک می کنند. علاوه بر این ، آنها کمی در مورد عشق و کمی در مورد موسیقی صحبت می کنند. آنها 30 دقیقه را در دانشگاه می گذرانند ، اما ما هیچ وقت از آنچه آنها می خوانند ، هیچ نتیجه ای نمی گیریم. اگر شخصی در نحوه گفتن داستان آنها وجود نداشته باشد ، می توانیم به طور خاص بیوپیک تهیه کنیم؟

فیلم های بسیار بهتر مبتنی بر ایمان وجود دارد که می توانند شخصیت های متناقض و کاملاً تحقق یافته را همزمان با کاوش در اصول مسیحیت ارائه دهند بدون اینکه تأیید های آشکار دین باشند – شخصیت های auteur مانند درخت زندگی و سکوت. اما بسیار فراتر از زمین فیلومنا، استفان فرارسنمایشی کاملاً شگفت انگیز در سال 2013 ، مسیحیت را بهتر از هر یک از این فیلم ها به سادگی با اجازه شخصیت هایش ضبط می کند شخصیت ها.

این بسیار زیبا مسیحیت یک زن را بررسی می کند – Philomena Le (جودی دنچ) – نه کل مسیحیت. و به جای آن ، موعظه نمی کند ، در عوض از روایتی استفاده می کند که بارها و بارها فیلون را آزمایش کند و با تکیه بر موضع اخلاقی محکم او برای انجام کار درست. این تنها فیلم مسیحی است که در آن قرار دارد استیو کوگان به یک راهبه می گوید که فاک کند. این تمایل به ناقص بودن شخصیت ها ، درام مؤثر مسیحی را از ناکارآمد و جدا می کند من هنوز هم اعتقاد دارم اساساً از تعامل با داستان انسان در هسته خود امتناع می ورزد ، مانند والدینی منزجر که یک کودک تازه بوی تازه را تسکین می دهد.

من هنوز باور می کنم: دختر رویایی مسیحی مانی
منبع: Lionsgate

این فیلم علاوه بر مکانیسم ارائه مضامین مسیحی ، از نظر ارزش هنری نیز بی ارزش است. من هنوز هم اعتقاد دارم روشن است ، شلیک شده است ، و مانند ویرایش می شود آناتومی گریبدون زاویه دید دوربین و هدف از ترکیب آن نیست. یک صحنه دوست داشتنی dovey از فانوس های کاغذ روشنایی جرمی و ملیسا در یک شب در ساحل می تواند به راحتی به عنوان یک تصویر زمینه برای یک تبلیغ اکتیویا بازی کند.

همچنین ببینید

خدايان آمريكايي:

پیام و داستان یک فیلم هرگز نباید به ضرر کاردانی فنی آن باشد – اگر شما تبلیغات می کنید ، از همه چیز ، تسلط بر هنر فیلم سازی برای شما سودمندتر خواهد بود. میلیون ها نفر اگر این یک شگفتی معماری و هنری نباشند ، هر سال واتیکان را نمی بینند.

پایان های مبارک فراوان ، غیرقابل باور

طبیعتاً ، خداوند سرطان ملیسا را ​​درمان می کند. و در حالی که ممکن است ملیسا واقعی به طرز معجزه آسایی درمان شود تا بتواند ماه عسل را با جرمی برود ، اما با چنین رفتار سواره ای و تسریع آمیز در این فیلم رفتار می شود که آنچه ممکن است پیچش و نشاط بالایی داشته باشد ، در عوض یک رفتار غیرقانونی اخلاقی است. با توجه به اینکه اکثر فیلم های درام مسیحی آمریکایی با یک پایان می یابند ترجمه آن “خدایی از ماشین” است.

و اگر متوجه نشدید ، ژان لوک آنجاست که به طرز دلسوزانه از رادیو زنده موعظه کند ، “به معنای واقعی کلمه هیچ توضیحی پزشکی وجود ندارد! هیچ یک! هرچه باشد! ” شما نمی گویید. من هنوز هم اعتقاد دارم با سرطان به عنوان یک زنگ عجیب ایمان رفتار می کند. درمان صریح فیلم از بیماری ملیسا و بهبود اسرارآمیز دلالت بر این نکته دارد که اگر خدا سرطان شما را درمان نکند ، به این دلیل است که شما او را به اندازه کافی دوست ندارید.

مداخله خدا اثبات کننده همسري است كه فيلم به آن توصيه مي شود ، و نيز نشانگر هشدار دهنده اينكه خداوند براي چه نوع زندگيي پس انداز مي داند. ملیسا یک موعظه عالی و یک شریک وفادار است ، بی امان پشتیبان و هرگز به دنبال زندگی مستقل از همسرش نیست. به خوبی رابرتسون ملیسا همیشه در هجوم دیگران است. او یک خانم پیشرو است که دارای یک تکیه است و هیچ فردیت بیشتری نسبت به یک ماریونت ندارد. و هنوز من هنوز هم اعتقاد دارم به او احتیاج دارد – او دختر رویایی مسیحی مسیحی است که مردان را به سمت نجات وسوسه می کند.

چه زمانی من هنوز هم اعتقاد دارم اوایل ماه مارس در سینماها نمایش داده می شد و coronavirus تازه شروع راهپیمایی خود را در سراسر کشور انجام می داد ، بلیط این بلیط به سختی نبود خطر پزشکی که با آن همراه بود ، باشد. در خانه، من هنوز هم اعتقاد دارم به نظر نمی رسد جذاب تر باشد. من نمی توانم کمک کنم ، اما فکر می کنم که در 20 سال ، ما یک فیلم مسیحی را در مورد این بیماری همه گیر فاجعه بار خواهیم دید. عاشقانه ای که دو نوجوان داغ را بازی می کند ، یکی از آنها COVID-19 را منعکس می کند ، با این پیام نهایی که اگر شما به اندازه کافی خدا را دوست دارید ، او مجاری شما را درمان می کند.

من هنوز هم اعتقاد دارم اکنون در سیستم عامل های جریان در دسترس است.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!