موضع: کاملاً بر پتانسیل آن تأکید نمی کند

به عنوان یک بزرگ استفان کینگ طرفدار ، وقتی من برای اولین بار شنیدم که یک سازگاری دیگر وجود دارد ، اگر بگویم من خوشحال شدم – خوب ، جای تأمل نیست. هنگامی که انتخاب بازیگران اعلام شد ، می توانم ببینم که هر یک از این شخصیت ها از صفحه اتصال به چهره های بازیگر و بازیگر برداشته شده اند. احساس امید القا شده بود. حتی بیشتر ، وقتی شنیدم که هست جاش بون و بنجامین کاول در پشت آن ، من می دانستم که مهارت و اشتیاق کافی برای وجود دارد کینگ کار کنید ، تا من را یک مومن کنید.

در مورد یک قطعه هنری که دوست دارید از آن اقتباس کنید ، دوگانگی وجود دارد. از یک طرف ، شما می خواهید فردی باشد تا مسیری جدید برای اوج گرفتن داستان پیدا کنید. از طرف دیگر ، این ماده اصلی است. شما محکم آن را می گیرید ، انگشتانتان را به قسمت بیرونی فرو می برید ، همیشه اکراه ندارید که از اول عاشق آن شوید. شما از تغییر آن دفاع می کنید. وقتی تعادل برقرار شد ، آن لحظه است که می توانید به سازگاری نگاه کنید و احساس رضایت کنید.

با غرفه، که گاهی اوقات چنین بود ، اما به طور کلی ، ناهمواری غالب بود.

موضع: کاملاً بر پتانسیل آن تأکید نمی کند
منبع: CBS All Access

امیدوارم این عنوان کاملاً ناامید کننده نباشد ، زیرا اینگونه نیست. در واقع ، این نمایش من را تا پایان خلبانش مجذوب خود کرده بود. که از نظر من ، به طور کلی چیز خوبی است. مسئله تأسف بار که اغلب هنگام اقتباس از داستانهایی به این بزرگی اتفاق می افتد ، آنها را فریب می دهد ، اما جریان اعدام پیدا نمی کنند.

غرفه کارهای زیادی برای آن انجام شده است ، و احساس می کنم اگر 10 قسمت دیگر داشته باشد ، شاید بتواند توانایی کامل خود را پیدا کند. یا شاید من همیشه این حرف را می زنم. شاید ، من همیشه بیشتر می خواهم واقعیت این است که هر دو روی سکه ضرب المثلی ارزش غرق شدن در اینجا را دارند و من به اندازه اشتیاق بیشتر تحت تأثیر قرار نگرفتم.

مبارزه خیر و شر

چیزی پادشاه این رمان که به زندگی در روح دامن می زد این ایده بود که توانایی خوب و بد در همه ما وجود دارد. می تواند چهره های واضحی در داستان وجود داشته باشد – مانند نیروهای مخالف شر ، رندال پرچم (الكساندر اسكارسگارد) ، و خوب ، مادر ابیگل (ووپی گلدبرگ) – اما برای بقیه ، این در مورد آزادی انتخاب آنها است. اگرچه ممکن است لحظاتی یادآور شرایط فعلی باشد و احساسی دلهره آور را برانگیزد ، اما داستان بزرگتری که از این جهان نشات نمی گیرد هدایت می شود. این فانتزی در بهترین حالت خود است زیرا ماهیت انسانیت را با استعداد لازم برای شیفتگی ترکیب می کند.

غرفه اتفاق می افتد و در دوره های زمانی متناوب بعد از “Captain Trips” ، یک بیماری شبیه آنفولانزا با مهندسی زیستی ، گفته می شود 99٪ مردم را از بین می برد. افراد باقیمانده خواب این دو را می بینند و آنها را با مادر ابیگیل به لاس وگاس که فلگ در آنجا است یا کلرادو می کشانند. چرا آنها زنده مانده اند؟ آیا سرنوشت داشت؟ همه ی اینها چه معنایی میدهد؟ گرچه ممکن است در شش قسمت اول تمام پاسخ ها را نگیریم ، اما مطمئنم که باقی مانده بسته خواهد شد. تا آن زمان ، بازماندگان شاهد تلاش برای بازسازی جامعه خود در بولدر ، 5 ماه پس از ابتلا به ویروس هستند ، زیرا می دانند خطر دیگری در کمین آنها نیست. این زندگی پس از زندگی قسمت بزرگی از داستان است ، زیرا این افراد آینده ایمنی هستند که یک بستر جذاب پس از آخرالزمانی را ایجاد می کند.

موضع: کاملاً بر پتانسیل آن تأکید نمی کند
منبع: CBS All Access

بسیاری از جذابیت ها ، و در اینجا از بین نمی رود ، تفاوت در شخصیت هایی است که با هم ترکیب می شوند. هر وقت در حال تماشای یک داستان پسا آخرالزمانی هستید ، شخصیت ها حیاتی هستند. در این مورد ، بسیاری از آنها هرگز قبلاً ملاقات نکرده بودند و چه چیزی قویتر از پیوند برای بقا برای پیوند مردم است؟ بازیگران ساخته شده در نمایش همه کار می کنند و من فکر می کنم اجراها بسیار عالی بودند. الكساندر اسكارسگارد، یکی از افراد برجسته ، خود را بعنوان راندال پرچم شگفت انگیز شرور ، یکی از مورد علاقه های من در آیه-کینگ ، حفظ نمود و در حالی که خشم اصلی به اندازه کافی قفس شده بود ، نمای کاریزماتیک را حفظ کرد. ووپی گلدبرگ همچنین کار می کند ، چراغی برای کسانی که در آن طرف هستند دنبال می کنند. با این حال ، هر دو در واقع غوطه وری عمیق را که شایسته آنها است ، انجام نمی دهند. حداقل ، نه در شش قسمت اول.

ما باید در مورد هارولد لودر صحبت کنیم

Franny Goldsmith (اودسا یانگ) و هارولد لودر (اوون تیگ) تنها کسانی هستند که قبلاً یکدیگر را می شناختند ، و آنها دارای دو قویترین قوسها هستند. من کسی بودم که در مینی سریال اصلی CBS بزرگ شدم ، و گرچه این یک مکالمه کاملاً دیگر است و من سایه نمی اندازم مولی رینگوالد، این همان فرنی بود که امیدوارم بود. یکی از جنبه های مورد علاقه من تاکنون نقش هارولد بوده است. همه شخصیت ها حق خود را دریافت نکرده اند ، اما احساس می کنم داستان و عملکرد او بیش از دیگران طنین انداز شده است. او شخصی است که مسیر ویژه ای دارد.

در کتابی با این غنی ، پر از خط داستانی ، برخی ناگزیر به گم شدن هستند. این جنبه تأسف برانگیز هرگونه سازگاری است و بسیاری در این سریال کوچک قربانی این موضوع می شوند. من می خواستم داستان های بیشتری داشته باشم ، بیشتر تعاملات ایجاد کننده این پیوندهای عظیم باشد.

موضع: کاملاً بر پتانسیل آن تأکید نمی کند
منبع: CBS All Access

دو نفر از شخصیت های اصلی در دو طرف متناوب این “نبرد” کارگر تگزاسی شرقی استو ردمن هستند (جیمز مارسدن) و لوید هنری جنایتکار (نات ولف) هر دو ابتدا به طور خارق العاده ای معرفی می شوند ، اما در نهایت احساس می کنند که کمی خاموش هستند. استو و لوید هر دو کلید این داستان هستند ، اما به جای احساس زمین بودن ، کاملاً درک نشده بودند. من فکر می کنم هر دو بازیگر با استعداد کار بسیار خوبی انجام دادند ، من فقط احساس کردم نقش ها به بیشتر احتیاج دارند. بیشتر ، به طور کلی ، به نظر می رسد موضوع مشترک در اینجا باشد. و شخصیت های مهم بسیاری وجود دارد ، اما آنها نیز مانند نیک آندروس (هنری زاگا) و ری برنتنر (ایرنه بدارد) برخی از مواردی هستند که احساس کردم به سابقه بیشتری در صفحه نیاز دارند.

بدون پرداختن به شرح کامل طرح ، که احساس می کنم اگر آشنا نباشید ضرر خواهد بود و بدون جزئیات جزئیات تک شخصیت ها ، باز هم اشاره می کنم که بازیگران فیلم کاملا عالی بودند. لری آندروود (جووان آدپو) ، که لیاقتش نسبت به آنچه قبلاً در اولین اقتباس روی صفحه نمایش ساخته شده بود و گلن بیتمن (گرگ کینیر) هر دو شگفت انگیز هستند.

شما می خواهید یک هویت ، یک نگاه تازه داشته باشید ، اما اگر می خواهید تغییرات بزرگی ایجاد کنید ، باید بتوانید دلیل آن را نیز توضیح دهید. برخی از عناصر تغییر یافته وجود دارد که منطقی ، موضعی بودند ، اما بعداً مواردی وجود داشت که فقط مرا گیج کرد و باعث شد سرم را خراش دهم.

موضع: کاملاً بر پتانسیل آن تأکید نمی کند
منبع: CBS All Access

انتخاب فیلم و موسیقی فوق العاده است. هر دوی آنها برجسته بودند تا در بسیاری از سکانس ها واقعاً خلق و خوی را نهایی کنند ، گاهی اوقات گیلاس در یک صحنه تأثیرگذار قابل توجه است. برخی از کارهای نوشتاری ، به ویژه گفتگوها ، اما آنچه این مینی سریال را برای خیره کننده بودن از رقابت خارج می کند ، در درجه اول محدودیت هایی است که برای خود ایجاد می کند. این با اقدامات داستان سرایی خود ناهموار است و باعث می شود برخی از قسمت ها برجسته شوند (در درجه اول دو قسمت اول) و برخی دیگر برای تأثیرگذاری کمتر. چیزی که در اوایل استفاده شده بود ، که احساس کردم آنها به آن بیشتر احتیاج دارند ، ایجاد جدول زمانی بیشتری برای قرار دادن دندانهایمان بود. در این پنج ماه داستان های زیادی وجود دارد و بسیاری از تعاملات ارزش بررسی دارند.

و برای طرفداران این نویسنده برجسته ، خوشحالم که گزارش می دهم ، اگر مراقب باشید که نگاه کنید ، تعدادی تخم مرغ عید پاک مخفی شده است.

نتیجه گیری: The Stand

در این مرحله من فقط می توانم شش مورد اول را نشخوار کنم ، و با وجود هر مشکلی که ممکن است داشته باشم ، هنوز هم نمی توانم صبر کنم تا ببینم چگونه پایان می یابد. آیا قسمت های پایانی برخی از این دست اندازها را هموار می کند؟ شاید. همانطور که هست ، غرفه، از نظر جهت گیری و بازیگری عالی است ، حتی اگر برخی از مدیریت زمان به طور دقیق انجام نشود. به ساده ترین اصطلاحات: من می خواستم آن را دوست داشته باشم (هنوز هم دوست دارم) اما در نهایت آن را دوست داشتم. گرفتن چیزی به همان اندازه باورنکردنی غرفه حضور در صفحه نمایش کار آسانی نیست و امیدوارم که قسمت های آخر با یک نت بالا خاتمه یابد. شاید حتی آن را ذخیره کنید.

شما چی فکر میکنید؟ چگونه مقایسه شد؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

اولین نمایشگاه Stand در هفدهم دسامبر در CBS All Access برگزار می شود.


استند را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

STAR TREK: PICARD (S1E10) “Et In Arcadia Ego، Part 2”: Stumble to Finish Line

در برخی از زمان ، ما در نسخه از به فروش می رسد Star Trek: Picard که عمیق به میراث این کاپیتان یکبار بزرگ بود ، کاوش آنچه در این سالها او را محکم نگه داشته بود ، کشف کرد و یک حس امید را دوباره در یک حق رای دادن مجدداً تلاش کرد که بتواند مطابق آرمانهای خودش زندگی کند. در جایی دیگر ، این نسخه در دریایی از داستان های نفخ ، منسوخ و داستان های فصلی که نمی تواند سر و یا دم از کیف چنگک مخصوص خود را بسازد ، از بین رفت. پیاده روی طولانی عناصر.

لذت بردن از این وجود داشته است – قسمت های اولیه نشان می داد که فلاش های مردی که پیکارد تبدیل شده بود و روایتی بزرگتر را که ساخته شده بود ، طعنه زد. پیاده روی طولانی تاریخ ، در حالی که “نپنته” یادآوری دل انگیزی از قدرتی که این شخصیت ها هنوز در دست دارند ارائه می داد – گرچه همه اینها به عنوان یک اتفاق افتاده ، یک هیولای فرانکنشتاین یک فصل جمع می شدند. چیزی که فقط به نظر می رسید وقتی به او نزدیک شد که قرار بود شبیه یک قطعه شخصیت صمیمی باشد به یاد دارد.

STAR TREK: PICARD (S1E10)
منبع: CBS All Access

“قسمت 2” دقت و تلاش خود را انجام می دهد ، و از تماشای چشمگیر و سرویس فن استفاده می کند (کاپیتان ریکر؟ بررسی کنید! مانور پیکارد؟ بررسی کنید!). اما سرانجام ، این (یا حداقل سعی می کند باشد) داستان پیرمرد و اندرویدی است که رویاهای خود را فراموش می کند. این چیزی است که در مورد این اتفاق افتاده است ، درست است؟ خوب ، این به هر حال قسمت اول و آخر مربوط می شود ، همه چیز بیشتر با دستبرد زدن به بورگ ، رومیان و ارواح مختلف از گذشته پیکار انجام می شد.

مرحله نهایی مسابقات در کوپلیوس

همه این عناصر این هفته به هم می ریزند – نیروهای Zhat Vash به سرپرستی Commodore Oh ، وارد خانه Synth می شوند و موجی از آتش فاز را بر روی ارکیده ها رها می کنند ، در حالی که Picard سعی می کند به اندازه کافی بلند بماند تا سوجی تغییر کند. اگرچه درگیری در اینجا عمدتاً نادرست است ، زیرا هفت قسمت طول کشید تا واقعاً در سر سوجی و فقط دو مورد برای خیانت پیکارد خود را نشان داده و دوباره به اطراف برگردید. بر روی کاغذ ، مشخص می شود که او ممکن است برای کمک به همنوعان خود به سوترا بپیوندد و شاید این سخنرانی پیکارد برای بشریت که در طول فصل به دست آورد جذاب باشد. اما گفتن این نمایش در واقع کارنامه روایی را انجام داده است تا در آنجا بهترین حالت سخاوتمندانه باشد. این اتفاقات به این دلیل رخ می دهد که نقشه به آن احتیاج دارد ، اما چیزهای کمی در درام انسانی (یا اندرویدی) قابل تشخیص وجود دارد.

هرچقدر هم که به Picard و Soji فرصت داده نشده است که رابطه ای برقرار کنیم که این سرزمین را رقم بزند استوارت قلبش را بیرون می کند متأسفانه ، درمورد همه این موارد نیز همینطور می توان گفت پیکارداین خدمه سازنده ، وقتی او را در آغوش خود می میرد ، آشکارتر شد. چه کسی ژان لوک پیکار به رافی ، ژوراتی ، ریوس و النور است؟ ما به گفت و گو گفتیم که او به معنای مقدار قابل توجهی برای آنها است و برعکس ، اما وقتی اشک آنها را از بین می برد کاملاً آشکار است که این دسته از آن نوع پیوندهایی را که به نظرشان می رسد تشکیل نداده است. ما نیمی از فصل را برای جمع آوری این افراد سپری کردیم و حتی کمتر از تماشای آنها در شکل گیری یا برقراری ارتباط واقعی ، و به همین ترتیب ، این بازیگران مانند بازیگران توانا در تلاش برای نجات مطالبی هستند که فقط کار نمی کنند.

STAR TREK: PICARD (S1E10)
منبع: CBS All Access

در جای دیگر ، هفت نبرد با ناریسا – که علی رغم اینکه در حال خاموش کردن Artifact و سوار کشتی در “قطعات شکسته” است ، در واقع هنوز در مکعب است. او به خاطر دردسرهایش به زیر شفت می افتد ، اما همه اینها فقط به عنوان یادآوری آنچه شرور خداپسند است ، خدمت می كند. اینکه او می توانست خیلی سریع از آن دور شود ، بدون اینکه به هیچ چیز دیگری آسیب برساند ، نشان می دهد که این شخصیت پس از آن در طرح بزرگ چه تأثیراتی داشته است. هفت بعدا ابراز پشیمانی از کشته شدن دوباره (پس از وقایع “Stagust City Rag”) ، اما این به هیچ وجه با کمان معنی دار همخوانی ندارد.

این خجالت آور است که شخصیتی که زمانی در سفر بود تا هم انسانیت را درک کند و هم خودش را در جریان این روند کشف کند اکنون با این که آیا کشتن به اسم عدالت هوشیار درست است ، دست و پنجه نرم می کند. این ماده بسیار شفاف ، فاقد تفاوت و ظهور است و می تواند به هر شخصیتی اعطا شود ، این باعث می شود که ناامید کننده تر از این باشد که به یکی از این موارد تحویل داده شود. پیاده روی طولانیجذاب ترین شخصیت ها پایان با نوعی رابطه با رافی برای فصل دو ، نوید بخش هایی را نشان می دهد ، بنابراین شاید هنوز امید وجود داشته باشد.

نگاه به آخر

در مورد پایان دادن به این موضوع ، موضوع یک فیل بسیار بزرگ در اتاق نیز وجود دارد – این که پیکارد با فدا کردن خود برای نجات روز ، اکنون اندرویدی است. اول از همه ، من این را فهمیدم که مرگ وی ناشی از سندرم بی نام است که بر مغز او تأثیر می گذارد ، بنابراین تمام صحبت های او در مورد “ایثار” گیج کننده بوده و به درستی در این قسمت ارتباط برقرار نکرده است. ثانیا ، اکنون که اندیشه Picard است ، دیگر چه ارتباطی با او وجود دارد؟ این نمایش در ابتدا خود را به عنوان آخرین سفر خود به ناشناخته معرفی می کرد ، اما اکنون به وی کارت رهایی از مرگ و درمانی برای نشانگان بی نام داده شده است ، پس حالا؟ هسته عاطفی نمایش اکنون چیست که شخصیت تیتراژ آن هیچ هدف واقعی فراتر از پرواز در کشتی ، انجام … کاری را ندارد. “مرگ و میر به زندگی انسان معنا می دهد” ، داده به کاپیتان قدیمی خود در یک روبو-limbo عجیب و غریب ، احساساتی می گوید که کاملاً به زمین می خورد ، در صورتی که آنها فقط آگاهی او را در بدن جدید اندرویدی قرار ندهند.

همچنین ببینید

MIDWAY: نبردی که سزاوار فیلم بهتر است

و از صحنه Data صحبت می کند ، احساس می کند راه حیرت انگیز و راه حیرت آور است تا نمایش را به جایی که آغاز شده بازگرداند. این ایده که داده (یا نسخه ای از وی) هنوز زنده است کاملاً از هیچ جا خارج نمی شود ، در حالی که تلاش عجولانه برای ارسال یک ارسال مناسب ممکن اگر این عنصر بیش از پنج دقیقه قبل معرفی شده باشد ، کار کنید. شخصیت قبلاً دوباره درگذشت نمسیس و افشای وجود مداوم او و به دنبال آن آرزوی او برای رسیدن به مرگ ، در حال تلاش برای سطحی از زهد است که قسمت فقط نمی تواند آن را بدهد.

STAR TREK: PICARD (S1E10)
منبع: CBS All Access

اما سلام ، حداقل این نمایش ، برخلاف اوضاع پناهندگان رومولایی ، که ظاهراً فقط در سیاره خود گیر کرده اند ، علی رغم توانایی رومولان ها در ناوگان بزرگ ، یا این واقعیت که جوراتی مادوکس را به قتل رساند ، این موضوع را برمی گرداند. روی خدمه می ماند حتی این ایده که فدراسیون راه خود را از دست داده بود زیر قالیچه جاروب شد ، با وجود بزرگ “Starfleet به نجات” یک پیروزی کاملاً پیروزمند بود ، با وجود اینکه هیچ تلاشی برای انجام دادن به ما نشان نمی داد که چگونه موقعیت آنها تغییر کرده است. مطمئناً ، ممنوعیت مصنوعی برداشته شده است ، اما این اتفاق کاملاً خارج از صفحه اتفاق می افتد ، و هیچ یک از شخصیت های ما در این تصمیم شرکت نمی کنند. این فقط پرداختن به خدمات لب به عقاید و بدون هیچگونه پیگیری طولانی مدت است.

و این در مورد خلاصه فصل ، واقعاً ایده های جالب و اجراهای عالی است ، اما جایی برای آنها پیش نیامده است. قسمت ها ، نوارهای یک یا دو ، فقط به اندازه ورودی های مستقل قوی نبودند و داستان بزرگتر یک آشفتگی گیج کننده و ناخوشایند بود که نتوانست چیزی درباره مرد در مرکز بگوید. این که آیا “قسمت 2” بدترین ورود را داشته است یا خیر پیکاردفصل اول برای بحث و گفتگو است ، اما آنچه انجام داد این بود که همه آنچه را که ساخته شده است به یک نمایش خوب اما ناامیدکننده نشان داد که متاسفانه از این علامت خجالت کشید. تا فصل بعد!

افکار بعدی

  • دستگاه جادویی که می تواند کشتی ها را برطرف کند و تصاویر را از هوای نازک تولید کند ، بسیار جذاب است و نشان های نوشتاری تنبل و بی فکر را نشان می دهد.
  • چه معنایی داشت که اوه و ناریسا دوباره به Starfleet نفوذ کند؟ من حدس می زنم که آن را بر روی شمع موضوعات نقشه فراموش شده پرتاب کنید.
  • پسر ، وقتی که روبو پیکارد فصل بعد بقیه خدمه قدیمی را ملاقات می کند ، ناخوشایند خواهد بود.

نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!