جشنواره فیلم لندن 2020: NOMADLAND

در اینجا ، در انتهای جشنواره فیلم لندن ، یک درام رک و پوست کنده و جذاب باعث بشریت می شود. به طور همزمان قلب گرم کننده و قلبشکن است. به روشی کیمیایی ، کلوئی ژائوها عشایر موفق می شود روح یک سیستم شکسته و روح از دست رفته ای را که با استفاده از نمایش های طبیعی غیر بازیگران و یک چرخش شگفت انگیز در بین ترک ها سقوط می کنند ، به تصویر بکشد. فرانسیس مک دورمند. این یک دستاورد شگفت انگیز و گواهی زیبا برای روحیه آمریکایی است.

زنده ماندن از آمریکا

Nomadland: Surviving America in the Twenty-First Century ، با الهام از کتاب داستان نویسی 2017 ، نوشته شده توسط جسیکا برودر، عشایر کانون توجه رونق نسل دهه 60 است: زمانی ثروتمند و در بالای جهان ، اکنون از اثرات مخرب سقوط مالی 2008 رنج می برد. در آغاز ، ما از سرنوشت شهر امپراتوری ، نوادا مطلع می شویم. زمانی که یک شهر معدنی پر رونق که بیشتر توسط کارگران گچ ایالات متحده زندگی می کند ، با رکود اقتصادی و اخراج کارها از بین رفته است. جمعیت که یک بار در حدود 750 نفر بود ، پس از خشک شدن کار فرار کردند. متعاقباً کد پستی شهر قطع شد. این واقعیتی آشکار است که بسیاری از افراد در آمریکای پس از رکود اقتصادی با آن روبرو هستند. زمانی بخشی از طبقه متوسط ​​محترم اکنون به زیر بشکه فقر خیره شده اند و توانایی تهیه خانه خود را ندارند.

جشنواره فیلم لندن 2020: NOMADLAND
منبع: جشنواره فیلم لندن

سرخس (فرانسیس مک دورمند) یکی از این افراد است. زمانی که شوهرش درگذشت مجبور شد زندگی خود را رها کند و اکنون در خارج از ون محبوب خود زندگی می کند و از طریق دشت های آمریکا سفر می کند. او یک عشایر است ، بخشی از یک جامعه نیمه سرگردان که از ایالتی به ایالت دیگر سفر می کنند ، مشاغل مختلفی را که می توانند انتخاب می کنند و زمان مناسب را پیش می برند. فرن در فصل تعطیلات در یک انبار آمازون ، در خارج از فصل در یک رستوران کار می کند و هنگامی که فرصت پیدا می کند به عنوان یک مددکار در نمایشگاه کار می کند. مشاغل متنوع و ناپایدار هستند ، اما جامعه پیرامون این مشاغل سازگار است. در مسافرتهای خود ، سرخس با همان افرادی که برای تماس با دوستانشان می آید ملاقات می کند. افرادی مانند دیو ، آنجلا و سوانکی. آنها به خانواده دفاکتوی او تبدیل می شوند ، و تاریخچه او را در هنگام پاتوق های آتش سوزی و مراسم معاشرت سالانه لاستیک لاستیک ، که توسط باب ولز برگزار می شود ، یک عشایر زندگی واقعی در اینجا بازی می کند و نسخه خیالی خود را بازی می کند ، تحریک می شوند.

جشنواره فیلم لندن 2020: NOMADLAND
منبع: جشنواره فیلم لندن

در واقع ، تقریباً همه در اینجا از Fern و Dave (با بازی توسط) صرفه جویی می کنند دیوید استراتایرن) یک عشایر در زندگی واقعی است. ژائو تمایل خود را برای اصالت نیمه سند ادامه می دهد ، از سال 2017 شروع می شود سوار، با قرار دادن فرن در میان این جامعه واقعی و اجازه دادن به این افراد فرصتی برای خودشان. آغشته می شود عشایر با حس خارق العاده قلب و پاتوس داستانهایی که می شنویم ، به طور کلی ، داستانهای واقعی هستند. افرادی که با آنها ملاقات می کنیم افراد واقعی هستند. حس این است که این یک فیلم نیست ، این دریچه ای به دنیای زنده و تنفس است که در آن مردمانی با ملیله غنی از تاریخ زندگی می کنند. تماشای حمام های اسکراب سرخس پوشیده شده از مدفوع انسانی یا حرکت در ون فرسوده و آماده برای خراش دادن و تحقق بخشیدن به معنویت در این زندگی ، سربلندی ناشی از زندگی پایه ای ، تحسین برانگیز است. فرن در مورد شرایط خود به طراوت و صراحت صادق است. او نه خود ترحم می کند و نه تلخ. او به راحتی سعی می کند از پس زندگی برآید. نزدیکترین چیزی که ما به بینش شخصیت او می رسیم – و نزدیکترین چیز به یک نقشه – رابطه در حال رشد او با دیو است که به وضوح نسبت به او احساساتی دارد. او بیشتر اوقات دیو را دراز و بازو نگه می دارد ، و ما در او تمایلی برای باز کردن خود به روی دیگران می بینیم. شرایطش او را سخت کرده اما حاضر به تسلیم شدن نیست. او به سادگی ادامه می دهد.

دلسوزی عشایر

مک دورمند اینجا فوق العاده است او کاملاً در نقش فرن بازی می کند ، او هم زمان شیرین طبع و سرحال ، ظریف و ظریف است. او مرکز احساسی داستان و نقطه ورود دیگران است. وجود او شعر بصری و رویایی مانند را لنگر می اندازد عشایر، که – دقیقاً مانند شخصیت های اصلی اش – لحظه به لحظه می پیچد و هرگز در چیزی شبیه روایت یا ساختار قرار نمی گیرد. این یک اجرای استادانه و پر از کنه های کوچک است که به یک شخصیت کاملاً تحقق یافته اضافه می شود ، تا حدی که فرن احساس می کند مانند یکی دیگر از غیر بازیگران است که ژائو به طریقی عملکرد فوق العاده طبیعی از. اگر صحبت کنیم تصمیم به انتخاب بازیگران غیر بازیگر یک تصمیم الهام گرفته شده بود. ژائو به نوعی طبیعت گرایی خیره کننده ای را از این عشایر بدست می آورد ، که اغلب از زندگی خود با لبه ای مبهم صحبت می کنند. با هر داستانی که می شنویم با دلسوزی و همدلی برخورد می شود. در اینجا هیچ قوس رستگاری وجود ندارد ، هیچ دستگاه طرح لحظه آخری برای صرفه جویی در روز وجود ندارد.

جشنواره فیلم لندن 2020: NOMADLAND
منبع: جشنواره فیلم لندن

افرادی که ما ملاقات می کنیم با چشم اندازی که در آنها پیدا می کنیم مطابقت دارند. ژائو، در کنار فیلمبردار جوشوا جیمز ریچاردز، یک بوم وسیع از مناطق قلب آمریکا را ایجاد می کند ، که بیشتر در حالی که آخرین غوطه نور خورشید در حال خاموش شدن است ، شلیک شده است. کاملاً جدا از فیلمبرداری تصویری راه است عشایر با هم جریان دارد. با توجه به کمبود ساختار روایی آن ، و اینکه اغلب صحنه ها بدون هیچ هدف واقعی گسترده می شوند ، جای تعجب است که بدانیم واقعاً لحظه به لحظه غرق کننده است. شاید به خاطر غزلی باشد که ژائو به نظر می رسد که از صحنه ای به صحنه دیگر منتقل می شود ، و به طور موثر باعث می شود کل تلاش مانند یک ترکیب ارکسترال احساس شود ، و به تدریج ذره ذره ساخته می شود.

نتیجه

احتمالاً موارد مختلفی وجود خواهد داشت عشایر. می توان آن را به چندین روش تفسیر کرد. این تا حدی بررسی از دست دادن و غم و اندوه است ، و اینکه چگونه یک فرد در این زمان از جامعه جدا می شود ، خود را از همه جدا می کند. همچنین می تواند به عنوان روح کم روح جامعه تلقی شود. عشایر علی رغم همه آنچه که متحمل شده اند ، خود را در یک خانواده موقت می یابند و واقعاً همه تلاش خود را برای کمک به یکدیگر انجام می دهند. مهربانی از هر لحظه بیرون می زند. اینها افراد واقعاً خوبی هستند که تلاش می کنند در دنیای سخت و ظالمانه ای که با آنها برخورد کرده است ، آنچه را که می توانند انجام دهند. سرانجام، عشایر می تواند به عنوان هشداری در برابر خطرات سرمایه داری تلقی شود. ایده سود بر مردم ، صرف نظر از هزینه. کل صنایع و جوامع برای کسب درآمد بیشتر از بین رفتند. به هر روشی که برای تفسیر آن انتخاب کنید ، عشایر شکوفا می شود تحت هدایت ژائو، و با عملکرد درخشان از مک دورمند. ارزش وقت شما را دارد.

Nomadland یکی از معدود فیلم های قابل توجهی است که از نمایش های غیر بازیگران استفاده می کند. مورد علاقه شما کدام است؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

Nomadland در ایالات متحده در 4 دسامبر 2020 و در انگلیس در 1 ژانویه 2021 آزاد می شود


Nomadland را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

گزارش شماره 2 NYFF 2020 | استعلام فیلم

ایزابلا (به کارگردانی Matías Piñeiro)

گزارش شماره 2 NYFF 2020
ایزابلا (2020) – منبع: صنف سینما

ایزابلا تمام ساخته های یک فیلم را دارد که می خواهم ، می توانم و باید لذت ببرم. از همان ابتدا ، با اعتماد به نفس خود را به عنوان یک شیرجه نظری در ایده های “عملکرد” ​​، “ساختار روایی” و روش های بازی عناصر بصری به حالت ها اعلام می کند. از سایه های آبی ، سبز و بنفش در بین عناوین ساکت بین توالی های جداگانه و غیر تقویمی دو زن در آرژانتین ، ماریل استفاده می شود (ماریا ویلار) و لوسیانا (آگوستینا موونوز) ، در مورد استماع نقش ایزابلا در تولید شکسپیر بحث می کند اندازه گیری برای اندازه گیری. آنچه ماریل ، هنرمند همیشه مشتاق و امیدوار به تحت تأثیر قرار دادن آن ، نمی داند این است که لوسیانا نیز در حال تست دادن است. این صحنه ها با صحنه هایی از لوسیانا که به خیابان های شلوغ به جایی و مکانی دیگر می رود ، ایزابلا در حال کار بر روی یک تاسیسات هنری با صفحه های بزرگ ، چراغ های رنگی و سنگها ، حوادث پس از تست و خود ممیزی احاطه شده اند.

عناصر از ابتدا با ادامه فیلم شروع به کلیک کردن در ذهن می کنند اما این به یک تمرین یکنواخت تبدیل می شود. باید تعجب کرد که چرا این چرخش های نمایشی بسیار ساده باید جاده طولانی و دشوار و ناسازگار را به نتیجه برساند. فیلم های غیر تقویمی در بازی با انتظارات مخاطبان ، مانند فیلم های تارکوفسکی ، هدفی کاملاً منحصر به فرد دارند آینه یا The Wachowski’s ابر اطلس ، یا به عنوان فراتحلیل سینما و قصه پردازی مانند Kurosawa’s کار می کند راشومون یا Tarantino’s داستان عامهپسند. ایزابلا درگیر حیله داستان روایی است که فراتر از تلاش برای معرفی خود را مرموز ، عمق کمی به روند کار می افزاید.

معمای داستانی که پینیرو هدیه ها هیچ رازی برای من ندارند. در واقع هیچ بینش روایی یا دستوری وجود ندارد ایزابلا فراتر از درک اینکه فیلم در واقع کاملاً ذهن شما را پیچیده نمی کند بلکه آگاهانه به روشی عجیب سازمان یافته است. شاید در این واقعیت جذابیتی وجود داشته باشد که شما را مجبور به توجه به لحظات خاص کند ، اما این نیز نیست داستان عامهپسند جایی که هر صحنه ، با گام بی نقص و ساخته شده ، می تواند مانند یک ویکت جداگانه جداگانه خود بلند باشد. عدم علاقه آن به قطعات تشکیل دهنده آن مستلزم پرداخت سود است و در اینجا به سادگی وجود ندارد. استعاره های تصویری از رنگ ، فضا و حرکات بازیگران زن را فقط می توان جذابیت های غیر متعارف کارگردان آن دانست. این انتخاب ها باعث می شود روند تلاش برای ما درمورد تلاش برای فكر كردن به جایی كه مناسب است. ایزابلا فیلمی است که کاملاً به عنوان یک جعبه شلوغ برای مخاطبانش عمل می کند.

شب پادشاهان (کارگردانی فیلیپ لاکت)

گزارش شماره 2 NYFF 2020
Night of the Kings (2020) – منبع: نئون

تاریخچه های فرهنگی غنی و متنوع قاره آفریقا بهترین و ابتکاری ترین داستان سرایی امروز سینما را ساخته است. فیلیپ لاکترا شب پادشاهان تلفیق سنتهای قصه گویی گذشته با حال را که در آن نیز بود ، انجام می دهد امبیثی ماسیاخارق العاده است کتی کتی (2017) هر دو فیلم در ایجاد اسطوره ای از یک پادشاهی فرعی محصور ، بیش از حد مجاز عمل کردند ، بدون اینکه قواعد را به طور کامل بیان کنند. در حالی که مورد دوم با متافیزیک سروکار داشت (این امر در زندگی پس از روحانی اتفاق افتاد) ، اما اولی مکانی ملموس ، فانی و قابل احترام تر است – زندان.

در یک پیش فرض شبیه به Sheherazade در شب های عرب ، یک جیب بر جوانباکری کونه) با عنوان “رومی” توسط Blackbeard اعطا می شود (ایساکا ساوادوگو) ریش سیاه بیمار است و نزدیک به پایان سلطنت خود در این زندان محکوم است ، جایی که نگهبانان در سنگر مستحکم خود بیکار می ایستند. ریش سیاه می خواهد یک بار دیگر خون بریزد و وقتی ماه قرمز خود را نشان می دهد ، او خواستار “شب رومی” است. اسطوره های درون این پادشاهی کوچک به طور خلاصه مورد بحث قرار گرفته و هرگز توضیح داده نمی شوند ، که جالب است به نفع داستان باشد. با در نظر گرفتن رومی ، که به معنای واقعی کلمه تازه وارد زندان شده است ، لاکتی سردرگمی مخاطبان خود را در روند دادرسی توجیه می کند و تنش را از یک مبارزه ابتدایی و غریزی برای بقا می گیرد. رومی باید داستانی را تعریف کند و آن را ادامه دهد تا اینکه طلوع فجر کند وگرنه او قربانی خون ریش سیاه خواهد شد.

داستان رومی یکی از آشنایان وی به نام زاما کینگ را بازگو می کند. انتخاب های هنری لاکوت تاریخ فرهنگی داستان نویسی ساحل عاج را برجسته می کند ، خصوصاً داستانهای بزرگ ، که شاعران مسافرتی بودند که برای سرگرمی داستان می گفتند. داستان سرایی رومی با جلب توجه زیادی روبرو می شود و نمایش هایی وجود دارد که با حرکات تفسیری ، رقص های همزمان و بازی-بازی به آن می پیوندند. این روند نمایش بزرگی به خود گرفت که ما را نه تنها به داستان The Roman بلکه یک سنت غنی از داستان سرایی که یک بافت قدیمی از میراث لاکات است ، منتقل می کند.

روزها (کارگردان Tsai Ming-liang)

گزارش شماره 2 NYFF 2020
روزها (2020) – منبع: Grasshopper Film

من عمیقا از خدایان سینمای کند به دلیل ناتوانی در غوطه ور شدن خود عذرخواهی می کنم تسای مینگ لیانگآخرین تجربه کما. سازنده ترین فیلم ساز برای خداحافظ مسافرخانه اژدها دو ساعت فیلمبرداری فیلمبرداری ایستا با محوریت دو مرد ، کانگ (لی کانگ شنگ) و غیر (آنونگ هونگ هوانگسی) ، زندگی روزمره خود را با استراحت ، ماساژ ، شام پختن ، بیرون غذا خوردن و دعا کردن. در طول پرسش و پاسخ در NYFF Tsai اشاره کرد که چگونه فیلم “یک نگاه شدید و معنادار” است که با احترام به سبک منحصر به فرد و فلسفه مشاهده “زمان واقعی” در سینما متعهد است.

لحظه ای که نزدیکترین چیزی را که می توانم از آن به عنوان فیلم دلپذیر معتبر و احساسی یاد کنم ، دنباله طولانی عدم شستشوی سبزیجات مختلف و برش ماهی با شلنگ و پختن آنها بود. تاریکی خنک نور فلورسنت که در کف و دیوارها رخ می دهد ، یک احساس آرامش عمیق دارد ، آبی بودن شب همه با حافظه آشنا صحبت می کند ، به خصوص به عنوان کسی که بازدیدهای زیادی از خانواده بزرگ در آسیا داشته است. هر فریم از فیلم چیزی است که انتظار دارید در یک موزه عکاسی ببینید ، اما با این وجود هیچ چیزی بیشتر از صحنه ای اینجا یا آنجا مرا گیر نمی آورد. یک دقیقه چیزی پیدا کردم که با من صحبت می کرد ، لحظه بعد همه چیز غیرقابل نفوذ ، دور و گمشده بود.

تسای به نظر می رسید که مستقیماً با من صحبت می کند وقتی که وی گفت که “اگر فکر می کنید چنین چیزهایی خسته کننده یا بی معنی هستند ، بدانید که آنها عمدی و محاسبه شده اند تا من به آن درجه از صحت و واقعی که می خواهم برسم”. احساس می کنم لازم است اشاره کنم که سینمای کند ، به عنوان یک ژانر ، برای من “گم نشده” است – من از گستره آثار فیلمسازان آهسته از دیاز، تار، کاستا، به آکرمان، وراستاکول، و غیره. تسایفیلم ها در مشاهدات خود از زمان ، خلق و خو و بافت به توانایی بیننده برای اتصال همان طول موج فیلم ساز وابسته هستند ، به طوری كه واقعاً چیزی فراتر از احساس شما در یك لحظه خاص هنگام تماشا وجود ندارد. ادامه دادن در این صورت ، واکنش من پس از دیدن این مسئله در یک شب پنجشنبه در ساعت 11 PM EST ، هوشیار و با روحیه ای کاملاً طبیعی “… پس چه شد”. شاید دفعه بعدی چیز دیگری باشد.

عشایر (کارگردان Chloe Zhao)

گزارش شماره 2 NYFF 2020
Nomadland (2020) – منبع: Searchlight Pictures

دلخراش ترین جنبه از عشایر علی رغم اینکه براساس یک گزارش غیر داستانی از سقوط مالی سال 2008 ساخته شده ، چقدر مرتبط و یکپارچه برای سال 2020 مناسب است. گزارش مورد بحث کتاب جسیکا برودر بود ، Nomadland: Surviving America in the 21خیابان قرن. زنده ماندن چیزی است که آمریکایی ها ، به عنوان یک مجموعه جمعی ، از زمان رکود بزرگ تاکنون مجبور به مبارزه با آن نبوده اند. با این حال ، این قرن چنین درگیری اقتصادی قابل فهم برای مردم را جمع کرده است تا داستان سرخس (فرانسیس مک دورمند) برای کسانی که از دست دادن شغل ، تهی شدن پول و یا حق رای از سیستم را تجربه کرده اند بسیار راحت است و حتی برای کسانی که تجربه نکرده اند بسیار راحت است.

کلوئی ژائوهدف این فیلم ها ایجاد ارتباط صمیمانه بین مردم و سرزمین است عشایر با این موضوع هم به معنای واقعی طبیعی در شخصیت سوانکی سروکار دارد (شارلین سوانکی) و یک حس استعاره در Fern. سرخس لزوماً با طبیعت آغشته نیست یا از نظر معنوی ریشه عمیق در خاک ، هوا و چمن دارد. او یک زن ساده است ، که وقتی شوهر مرحومش درگذشت و معدن ملافه ای که برای همیشه زندگی خود را تعطیل کردند همه چیز را از دست داد. ارتباط سرخس با زمین در وسعت مداوم آن است ، بی پایان افق آن که او می تواند از همه و همه فرار کند. این یک شخصیت محوری است که ترس از اعتماد به دیگران دارد. وابستگی به چیزی در کشوری که دائماً شما را رها کند سخت است.

سرخس از شغل به شغل دیگر تغییر می کند ، فصل به فصل دیگر و ژائودوربین او را در مارک تجاری کارگردان که عکس هایی از طلا ایجاد می کند ضبط می کند و تنهایی و یک برابری را با خودی که فرن احساس می کند و رشد می کند ، خاکستری می کند. لحظات کوچک او در حومه شهر ، جایی که او سعی می کند با خواهرش ارتباط برقرار کند و با یک دوست (یا بیشتر از یک دوست) در دیوید ملاقات می کند (دیوید استراتایرن) مانند یک سیاره دیگر در عشایر. ژائو این محله ها را با گوشه هایی تمیز و بدون چشم انداز ارائه می دهد ، دوربین را به Fern نزدیک می کند تا ناراحتی عمیقی را که او در این شکل پایدار و بیگانه احساس می کند ، هنگامی که می داند این کشور کاملا راه خود را گم کرده است ، به نمایش بگذارد.

مالمکروگ (کارگردان کریستی پویو)

گزارش شماره 2 NYFF 2020
Malmkrog (2020) -منبع: Shellac

در بهترین فیلم جشنواره ، کریستی پویو یک پیش فرض کلاسیک بونوئلی را با سخت گیری منفی ارکستر می کند … اما به هر حال چند ترک جامد نشان می دهد. مالمکروگ یک شوخی مستقیم و دقیق است و ارزشمند. جایی که چهار دوست بورژوازی پوسته بالا (یک صاحب زمین ، یک سیاستمدار ، یک کنتس ، یک ژنرال و همسر جوانش) یک روز را در کاخ صاحب زمین می گذرانند و درگیر بحث های مختلف وجودی می شوند که حول جنگ ، سیاست و خدا می چرخد. مانند پروانه های شعله ور ، آنها دائماً از طریق این بحث ها خود را به حلقه ها می رسانند ، که همه از طبیعت بسیار پرمدعایی هستند. بی شباهت به Buñuel نیست فرشته نابود کننده، قرعه کشی حضور در شرکت یکدیگر تأثیرات پویایی دارد که علی رغم بسیاری از اغتشاشات از جمله بیمار شدن شمارش ، ویژگی یکپارچه سازی یکدیگر از طریق شطرنج دیالکتیکی کلمات آنها را ناخودآگاه به دام می اندازد. آنها تصور می کنند که چندین بار خسته شده اند اما بدون اصرار زیاد خسته می شوند.

Puiu بسیار هدفمندتر ظریف است و مطمئناً ناامیدکننده است ، با توجه به واقعیت Buñuel’s افسون با احتیاط بورژوازی اساساً از همان نوع پیش فرض بحث در میان نخبگان برای کشف نظریه های خود در مورد شرایط سیاسی و اجتماعی استفاده کرده و آنها را به عنوان روباهایی خارج از لمس که ثروت و موقعیت آنها حتی از ابتدایی ترین بینش در مورد شرایط انسانی مانع می شود ، قرار داد. البته بونوئل ، طنزپرداز بودن او ، فقط با آن بیرون می آید. پویو ، عمدتا از طریق صدا ، لحظات سورئالیسم را برمی انگیزد. در طی یک بحث درمورد نژاد و معنای “اروپایی بودن” در مقابل “وحشی” ، آنها موسیقی بلند را از طبقه پایین می شنوند که به طور مداوم بیشتر خوشحال می شود و نزدیکتر می شود. این کار با یک غوغای غول پیکر به پایان می رسد که هیچ تاثیری واقعی بر تداوم شرکت آنها در شب ندارد. این آشفتگی را می توان به عنوان جنگ جهانی اول (فیلم در سال 1900 اتفاق می افتد) و لرزش های آهسته انقلاب بلشویکی 1917 (مرکز فیلم روس ها) تعبیر کرد.

کنایه از کل شخصیت Puiu وجود دارد. چنین گفتگوی پرحرفی بین نخبگان در مورد رویدادهای جهان و تغییر در ساختار اجتماعی ، دور از حوادث زمینی که در واقع اتفاق می افتند و در زمان مناسب منفجر می شوند ، پنهان است. حتی در داخل خانه ، ساختارهای طبقاتی با صراحت و لعنتی بیان می شوند. آنها مجارستانی صحبت می کنند در حالی که استادان علی رغم روسی بودن و رومانیایی بودن کارگردان فیلم به زبان فرانسه صحبت می کنند. وقتی ایستوان ، رئیس ستاد چای را فاسد می بیند ، دو نفر از خادمان خانه را صدا می کند و آنها را سرزنش می کند. او سپس مانند یک ماشین با نظم و انضباط بی دریغ و بدون فکر خودش ، پیش می رود تا به ندا و ندای استادان توجه کند. فعل و انفعالات ده ثانیه ای مانند چاقوی داغ ساعتهای بی پایان دیافراگم را قطع می کند.

سالن شهر (کارگردان رابرت وایزمن)

گزارش شماره 2 NYFF 2020
City Hall (2020) – منبع: Zipporah Films، Inc.

“شهر یک شخصیت است!” از یادآوری در مورد راه هایی که سینما می تواند شخصیت ها را از طریق مکان و محیط ایجاد کند خودداری می کند. در Weisman’s سالن شهر، بوستون شخصیت نیست بلکه بدن میزبان دارای اندام و سلول است که سعی در همکاری با یکدیگر برای زنده ماندن دارد. در مورد “بقای” شهر – به معنای کلان فاجعه بزرگ زیست محیطی یا تروریسم برای مقامات منتخب و روز به روز با کاهش دلار برای شهروندان ، صحبت های زیادی وجود دارد. در فیلم وایزمن “شخصیت” مشخصی برای بوستون وجود ندارد ، علی رغم همه اجزای تشکیل دهنده آن ، به ویژه شهردار و دفتر او ، به طور مداوم مانند یک مجموعه یکدست جمعی عمل می کند که مخفف ارزش ها و سنت های منحصر به فرد است. این دوگانگی است که باعث می شود این فیلم چهار ساعته کاملاً مفهوم اجتماع بین افرادی را که به نمایندگی از ملت و جهان انتخاب شده اند و مردمی که در آن زندگی می کنند نشان دهد.

Bela Tarr’s Satantango همین نوع حفاری بی سر و صدا خنده دار را در بخشهای مختلف یک جامعه واحد با یک یا دو چرخ دنده شیطانی انجام می داد که مردم را با کلمات زیبا بازی می کردند ، هر چند با یک هدف آگاهانه تلطیف شده. رویکرد مشاهده ای غیر سبک مند هدفمند وایزمن واقعاً اجازه می دهد سخنرانیهای یکنواخت و سخنان مبهم همبستگی شهردار بوستون و کارکنانش – افراد به اندازه کافی دوست داشتنی با ارزش خالص خالص – بتوانند خودشان صحبت کنند ، به ویژه در واکنش های رای دهندگان.

این بدان معنا نیست که این مستند از استعداد بالایی برخوردار نیست. وایزمن ساختمان شهرداری را در آن مستند می کند سالن شهر از زوایای مختلف ، خنده دارترین آنها زاویه ای است که روی پوستر مشخص شده است ، که به نظر می رسد دهانی از کوسه رباتیک غول پیکر با دندان های وحشتناک است. این نمایش تفسیری به مخاطب اجازه می دهد آنچه را که دوست دارد در زمان خودش بسازد و اثربخشی وب بوروکراتیک نشان داده شده در سالن شهر. یک چیز مطمئناً ، این یک مسئله پیچیده ، بصیرت آور و طاقت فرسا است.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

TIFF 2020: NOMADLAND – تصویری خیره کننده از یک رویای شکست خورده آمریکایی

اولین فیلمی که تقریباً همزمان در جشنواره های فیلم تورنتو ، ونیز ، نیویورک و تلوراید به نمایش در می آید ، عشایر یک داستان با محوریت سرخس است (فرانسیس مک دورمند) ، یک زن بیکار و طبقه کارگر که به عنوان یک عشایر امروزی که از غرب میانه آمریکا عبور می کند به زندگی روی می آورد. نوشته شده ، کارگردانی و ویرایش شده توسط غیر قابل مقایسه کلوئی ژائو، سر و صدای زیادی که درباره فیلم وجود دارد قادر است از وحشیانه ترین انتظارات برای تبدیل شدن به اولین برجسته جشنواره همه جانبه سال در سال عبور کند.

تصاویر صمیمی

در هسته اصلی خود ، این فیلم نگاهی صمیمی به زندگی فرن است و بدون اجرای محوری قوی به سادگی کار نخواهد کرد. خوشبختانه ، بازیگر دو بار برنده جایزه اسکار با بازی برای سنین مختلف ارائه می دهد. برخلاف نقش قبلی نمایشی و صریح او در سه بیلبورد خارج از ابینگ ، میسوری، مک دورمندها عملکرد در عشایر یکی از مواردی است که در واقعیت خشن فیلم بسیار بیشتر استوار است. در زیر عبارات مینیمالیستی او در اکثر داستان ها ، تصویر ظریف او حضور درد و عدم اطمینان عاطفی در پشت تصویر ثابت قدم را که سعی در تبلیغ برای دیگران دارد ، به نمایش می گذارد. با این حال ، وقتی فیلم به آخرین مرحله خود می رسد ، به تدریج حالت عاطفی او به یک فینال دلخراش تبدیل می شود که تضمین می کند عملکرد او فراموش نشدنی نیست.

TIFF 2020: NOMADLAND - تصویری خیره کننده از یک رویای شکست خورده آمریکایی
منبع: تصاویر جستجوگر

در مورد چیزهای زیادی باید گفت McDormand’s بازیگران پشتیبانی نیز هست. جدا از David Strathairn’s تبدیل به عنوان دیو ، مطلقه ای که به نظر می رسد به دنبال زندگی موازی با زندگی فران ، همه بازیگران دیگری که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند ، در واقع غیر بازیگر هستند. ادامه Chloe Zhao’s میل برای غیر بازیگران دیده شده در سال 2015 است آهنگهایی که برادرم به من آموخت و 2017 سوار، ژائو در درجه اول عشایر مدرن زندگی واقعی را به کار می گیرند که در چنین شرایطی نتایج فوق العاده موفقی را تجربه می کنند. داستانهایی که در غیر این صورت رد می شدند یا از آنها بی سابقه می ماند ، در این فیلم در اولویت اصلی خود قرار دارند و سرانجام صدایی قوی به کسانی که در آمریکای میانه هنوز از عواقب رکود اقتصادی رنج می برند ، بدون سازش توسط ثروتمندان ، که مدتهاست فراموش کرده اند ، رنج می برند. وضعیت آنها از آن زمان به بعد

یک بوم طبیعی

با این حال ، اگر راهی که تصاویر پس زمینه طبیعی گسترده توسط این کشور به دست نمی آمد ، بسیاری از آن لحظات تأثیرگذار نبودند. ژائو و فیلمبردار جوشوا جیمز ریچاردز. علی رغم ماهیت صمیمی فیلم ، استفاده از عکس های گسترده به حماسه ای از مقیاس را می دهد که با غروب های خورشید قابل توجهی برجسته می شود که منجر به لمس انبوهی از رنگ به مناظر غیرمعمول می شود.

TIFF 2020: NOMADLAND - تصویری خیره کننده از یک رویای شکست خورده آمریکایی
منبع: تصاویر جستجوگر

ژائو تدوین خود این فیلم نیز مورد دیگری است که فقط به واقع گرایی فیلم می افزاید. غرایز تحریریه وی در مورد زمان قطع عکسهای متضاد عریض و صمیمی ، طبیعت احشایی تصویر را افزایش می دهد ، و حتی زمانی که او تصمیم می گیرد دوربین مدت زمان بیشتری طول بکشد ، منجر به مکش بیننده به عمق بیشتر از گذشته می شود و شخص را نگه می دارد چشمان چسبیده به صفحه. علاوه بر این ، حضور Ludovico Einaudi’s امتیاز مالیخولیایی می تواند زاویه دیگری از ناامیدی عاطفی را در فیلم ایجاد کند ، اطمینان حاصل کند که جنبه های فنی فیلم در کل تقریباً بی عیب و نقص و فراموش نشدنی است.

نتیجه گیری: ژائو در بهترین حالت

با این حال ، دلیل اصلی کارکرد این فیلم و دلیل اصلی ستایش این فیلم برای همه ، همه به یک نام است: کلوئی ژائو صدای نسبتاً جدید متنوعی در صنعت که باید نمایندگی بیشتری داشته باشد ، نتیجه کار وی نتیجه ای است که من امیدوارم سرانجام مدیران را ترغیب کند تا صداهایی از اقشار مختلف جامعه را بگنجانند و آنها را مسئول پروژه های بلند پروازانه خود قرار دهند. که در عشایر، ژائو مضامین و سبک روایی کارهای قبلی خود را به گونه ای گسترش می دهد که به نوعی قادر به بزرگنمایی و بهتر کردن تک تک آنها باشد. او می تواند فیلم را با فضایی غنایی شبیه به آثار این فیلم آغشته کند ترنس مالک

از آن زمان استفاده از بهترین کاربردهای تکنیک های وریته سینما در یک فیلم داستانی رابرت آلتمن و جان کاساوتس ، ژائو فضای رئالیسم را بر خلاف هر فضای دیگری که می تواند به عنوان یک مستند بازی کند ، اگر نه عملکرد خیره کننده از فرانسیس مک دورمند. دست زدن به شکست دلخراش و عدم دستیابی به رویای آمریکایی برای یک طبقه از طبقه کارگر ، عشایر یک ادیسه متافیزیکی و معنوی است که منجر به تجربه ای متعالی و یکی از بهترین فیلم های سال می شود.

آیا هیاهوی چند جشنواره ای شما را از دیدن هیجان زده کرده است؟ عشایر؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Nomadland در سینماهای ایالات متحده در 4 دسامبر سال 2020 و در انگلیس از 1 ژانویه 2021 اکران می شود.

https://www.youtube.com/watch؟v=dVP7PNRx8Mw


Nomadland را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

دیگو آندلوس

نویسنده Latinx با فلج مغزی ، Diego Andaluz یکی از خالقان و تهیه کنندگان ClapperCast: The Global Film Podcast است و هم اکنون در حال نوشتن فیلم های Inquiry Film، Awards Watch، and Clapper Ltd. است. وی همچنین تهیه کننده ، کارگردان ، تعداد زیادی فیلم کوتاه کوتاه برنده جایزه (از جمله فیلم ترسناک ویروسی ، Dante: A Replication) را به صورت جداگانه ویرایش و ضبط کرد. در حال حاضر ، به غیر از پوشش فصل جشنواره ، دیگو در حال نوشتن یک فیلمنامه طولانی از فیلم کوتاه خود ، دانته: یک تکرار است.