جشنواره مستقل فیلم ممفیس 2020: من جامعه را مقصر می دانم

آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چگونه یک قتل کامل را مرتکب می شوید؟ آیا مکانیسم های اعدام و فرار از گرفتار شدن را شسته اید؟ به نظر می رسد که این مکالمه ای است که همه ما در برخی موارد با دیگران یا خودمان داشته ایم. چگونه این کار را انجام می دهید؟ و می توانید با آن کنار بیایید؟ این سال است من جامعه را سرزنش می کنم مقابله می کند ، فرایند فکر را یک قدم جلوتر می برد.

من جامعه را سرزنش می کنم، از نویسنده و کارگردان جیلیان والاس هوروات، یکی از ناجورترین ، دمدمی مزاج ترین و اصلی ترین فیلم های ترسناک است که مدتی است دیده ام و قطعاً یکی از بهترین فیلم های سال است. اصالت آن در داستان سرایی و محتوا ، جنبه های تاریک خود را به خود جلب می کند و آن را بیش از حد شعله ور می کند ، و همیشه تهدید می کند که از لبه عبور می کند و با تاریک ترین جایگاه های ذهن ما صحبت می کند. این اولین ویژگی کارگردان است والاس هوروات، و فقط بر اساس این فیلم ، برای بیشتر در من ثبت نام کنید.

تعارف

من جامعه را سرزنش می کنم با یک فیلمساز جوان ، جیلیان (جیلیان والاس هوروات) ، روی صفحه ، همانطور که شروع به جلب مخاطب می کند ، با توضیح پیش فرض فیلمش. گرچه مخاطب نیست که او لزوماً به او می گوید (ما تماشاگران فیلم هستیم) ، اما این برای آقایی است که در مقابلش قرار دارد – دوست او که برای از بین بردن مقصر بودن و محافظت از هویتش نام او تغییر کرده است. همانطور که از او می خواهد به یاد بیاورد ، اخیراً دوستانش از او تعریف کردند که معتقد بودند او یک قاتل زنجیره ای خوب خواهد کرد بدون چرخی زدن یا تأخیر ، او با یک خنده نرم موافقت می کند.

جشنواره مستقل فیلم ممفیس 2020: من جامعه را مقصر می دانم
منبع: جشنواره فیلم ایندی ممفیس

همانطور که او همچنان توضیح می دهد ، این تعارف او را به فکر فرو برد – آیا او واقعاً می تواند قتلی مرتکب شود و چه کسی را بکشد؟ همانطور که او توضیح می دهد ، لازم است شخصی باشد که به شخصی که دوست دارد – در این مورد ، دوست دختر او – ظلم کرده باشد. تعامل آنها که کاملاً وحشتناک بود ، پایان یافت و پروژه به سرعت متوقف شد زیرا فیلمساز جوان توجه خود را به سایر پروژه ها معطوف کرد. سه سال بعد ، و هنوز که هنوز یک فیلمساز مبارز است ، خود را قادر به اجتناب از این قطعه سینما که در وهله اول برای ایجاد آن سوق داده شده بود ، نکرد.

ایجاد یک قاتل

مفهومی از من جامعه را سرزنش می کنم به خودی خود اصیل و تازه است. جیلیان کار خود را ناجور و مطمئن آغاز می کند ، درست همانطور که تصور می کردید اگر این سناریو واقعی باشد. با این حال ، گرچه اصالت فیلم توجه شما را به خود جلب می کند ، اما کل روایت و روند یک قاتل است که این فیلم را به یک موفقیت موفق تبدیل می کند. همانطور که او به پروژه خود بازگشت ، و تصمیم گرفت که آن را به پایان برساند ، این بار در اجرای خود خلاصه تر است. او روح خود را برهنه نمی کند و برنامه هایش را برای دیگران به غیر از دوربین – و در نتیجه مخاطب – فاش نمی کند. ما یک گروه ممتاز هستیم که شاهد ایجاد شرارت هستیم.

جشنواره مستقل فیلم ممفیس 2020: من جامعه را مقصر می دانم
منبع: جشنواره فیلم ایندی ممفیس

هنگامی که جیلیان شروع به پایین آمدن در مستند خود می کند (شبیه به خود فیلم) ، او تصمیمات آگاهانه ای را اتخاذ می کند تا کارهای کوچک را تسریع و تنظیم دقیق یک قاتل کند. او با شروع یک اتفاق ساده در سرقت مغازه و یادگیری ساختن گره های دستبند ، او به سرعت به سمت قدم زدن ، شکستن و ورود و غیره پیش می رود. در حالی که او نه تنها در حال شکل گیری MO خود است و بهترین روش را برای انجام هر مرحله مرتب می کند ، بلکه شروع به دادن بهانه هایی می کند که چرا انجام کاری که انجام می دهد اشکالی ندارد. “این برای فیلم است” ، “اینطور نیست که بخواهم آن را روی اینترنت بگذارم.” او شروع به منطقی کردن رفتار خود می کند و به خود اجازه می دهد بیشتر مطالعه کند.

زنان در وحشت

در حالی که جیلیان در حال قتل است ، مرزهای بین هنر و خشونت او را از بین می برد ، فیلم خود پیام های خاص خود را در مورد هنر و نقش زنان ارائه می دهد. جیلیان به طور مداوم در تلاش است تا یکی از فیلم نامه ها را تولید کند و فرصت دستیابی به موفقیت خود را در کارگردانی پیدا کند. با این حال ، او دائماً رد می شود. بسیاری از اوقات او بیش از حد تاریک است ، تصمیم گیرندگان شلوارک او را دوست دارند اما از آنها به عنوان “فوق العاده لوس” یاد می کنند – این نظرات همراه با اظهاراتی در مورد چگونگی او به نظر می رسد چنین دختر خوبی است.

هنوز کلیشه قاطع آنچه زنان در هالیوود باید خلق کنند و توانایی مشابه شخصیت هایی که آنها به نمایش می گذارند وجود دارد. از زنان بعنوان آینده استقبال نمی شود الی روث، جیمز وانیا لی وانلدر عوض انتظار می رود که خوشبختی و ترسهای ساده ای ایجاد کند – هیچ چیز عمیق ، تاریک یا ناخوشایندی. هالیوود قادر به یافتن نقطه ای در تولیدات خود نیست ، به ندرت سعی می کند مکانی را برای آنها رقم بزند ، جایی که فیلم هایی مانند فیلمی که گیلیان می سازد وجود داشته باشد. از نوشتن شخصیت های زن به هیچ وجه غیر از لیدهای دوست داشتنی بدتان نمی آید.

جشنواره مستقل فیلم ممفیس 2020: من جامعه را سرزنش می کنم
منبع: جشنواره فیلم ایندی ممفیس

والاس هوروات این دیدگاه را با فیلم خود به چالش می کشد من جامعه را سرزنش می کنم. وی با بیان مبارزاتی که زنان هنوز متحمل شده اند ، به این رفتار و دیدگاه فراخوانده می شود. او همچنین این موضوع را صدا می زند در حالی كه جیلیان در فیلم از خطری كه شخصیتش با آن روبرو شده است و غیر قابل تغییر شدن است و به طور كلی اجازه می دهد فیلم او را به نقاط تاریك برساند صحبت می كند. آن اینجاست من جامعه را سرزنش می کنم نه تنها اصلی است ، بلکه همچنین مهم است و خواستار تغییر مداوم رفتار ما با زنان در صنعت است – چه جلوی دوربین و چه پشت.

بیایید فنی بگیریم

ساختار دوربین دستی به فیلم می دهد من جامعه را سرزنش می کنم بیشتر احساسی واقعی و واقعی از فیلم دارد. این مسئله مربوط به فیلمبرداری یا نورپردازی نیست و قاب بندی ها گاهی بی نظم و دائماً در حال تغییر است – که فقط موفقیت فیلم را بیش از پیش افزایش می دهد. همه اینها بیشتر منجر به ایجاد آزادی برای سبک فیلم سازی و شخصیت شخص می شود – هیچ جعبه ای وجود ندارد که بتواند جهات فیلم و موضوع آن را مهار کند.

والاس هوروات ارائه یک فیلمنامه قوی برای شخصیت های خود ، اصالت در واکنش ، و درگیر آنچه ممکن است بعدی اتفاق می افتد. شما در صحبت های جیلیان معطل می مانید و می بینید که چقدر این کار را می کند. و والاس هورواعملکرد t به عنوان یک فیلمساز ناجور و دمدمی مزاج فقط گفتگو را به خانه می کشاند. او مصمم است كه این فیلم را به عنوان یك فیلمساز ، روی صفحه و پشت دوربین روی دهد و در تمام عناصر فیلم طنین انداز می شود.

جایی که فیلم درخشش درخشان دارد در تدوین دقیق آن است. والاس هوروات با استفاده از آرایه ای از دوربین ها ، هر زاویه و منظره را بالا می برد من جامعه را سرزنش می کنم علاوه بر این ، نه تنها کلوزآپ ها بلکه عکس های گسترده ای را برای در بر گرفتن یک وضعیت کامل ارائه می دهد. ما محدود به چشم انداز فیلمساز داستانی نیستیم و داستان را گسترش می دهیم والاس هوروات برای گفتن تعیین کرده است.

نتیجه گیری: من جامعه را سرزنش می کنم

من نمی توانم توصیه کنم من جامعه را سرزنش می کنم کافی. تاکنون در جشنواره ، این فیلم مورد علاقه من است که نمایش داده ام – و یکی از مورد علاقه های من در سال است. اصالت داستان و فیلم سازی یک منظره قابل دیدن است و روایت آن یک نمونه نفیس از این است که مرز نازک بین واقعیت و هنر با چه سرعتی می تواند محو شود. این همچنین ویترین ایده های پیش فرض زنان در صنعت فیلم سازی است که هنوز هم باید آنها را از بین ببریم. اگر فرصت دیدن دارید من جامعه را سرزنش می کنم، لطفا انجام بدهید. پشیمان نخواهی شد.

I Blame Society اولین بار در جشنواره فیلم Indie Memphis در 24 اکتبر برگزار شد.


سازمان I Blame Society را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد 2020: شلوارک کمدی

بعد از یک شب شورت ترسناک ، من از رفتن به گوشه کمدی رسانه فیلم کوتاه بسیار هیجان زده شدم. من قبلاً یکی از شورت ها را به نمایش گذاشته بودم – 40 دقیقه بیش از مائوئی – در جشنواره فیلم Tribeca 2019 ، طنز و شادابی آن زمینه را برای حضور بیشتر افراد در اینجا فراهم می کند.

عصر برایس (دیوید فیگان و برایان الیوت)

جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد 2020: شلوارک کمدی
Age of Bryce (2019) – منبع: جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد

مادران هلیکوپتر – بسیار سرشار ، با آماری شارژ و “همیشه” درست. چشم لیزر آنها همیشه به سمت بالا است ، حتی وقتی که از مکالمه مداوم دیگران منحرف شود (خوب ، در دیکته کردن به دیگران). از نظر برایس ، زندگی او تحت الشعاع مادرش قرار گرفته است ، و همیشه می ترسد که او به یک آمار تبدیل شود ، و همیشه می ترسد که دادن یک وجب آزادی به پسرش.

ما در حالی که برایس در حال دویدن به داخل استخر است ، در آخرین لحظه توسط تنگی که به پشت بسته است ، عقب می کشد. همانطور که ما برایس را می گیریم ، این بند به بخشی از دامداری اقدامات ایمنی تبدیل می شود که مادرش در اطراف خود قرار داده است. صورت او از لایه های مهار کننده ضد آفتاب سفید خالص است و به دلیل زیاد بودن شناورهایی که بدنش را پوشانده اند ، به سختی متحرک است. اگرچه خطرات تحمیل شده برای فرزندش در استخر متوقف نمی شوند. همانطور که برایس خود را مهره قرار می دهد ، او یک بار دیگر ملافه می شود – کلاه ایمنی هاکی با برچسب های کم رنگ رنگین کمان در قسمت بالا ، دست ها را روی دستانش قرار داده و فقط چند اینچ از رختخواب او فاصله دارد – محیط ثابت و به ظاهر ظالمانه ای را که او پرورش داده است نشان می دهد که در.

عصر برایس، از کارگردانان دیوید فیگان و برایان الیوت، بسیاری از آنچه که می توانست نمونه های سنگین آزادی انکار شده باشد را با سهولت و با زیرکی سریع ارائه می دهد. هر ویترین مادر ، متاثر از واکنش های پسرش ، نه تنها آگاهی چشمگیر از دوران کودکی طاقت فرسا را ​​به ارمغان می آورد بلکه به عنوان پلی که شکاف بین کودکی و بزرگسالی را از بین می برد ، یک آزادی کلیسایی را ایجاد می کند.

شرکت کننده (جان پیازا)

جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد 2020: شلوارک کمدی
شرکت کننده (2020) – منبع: جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد

شرکت کننده، از کارگردان جان پیازا، یک فیلم کوتاه است که در آن دیدن طنز دشوار است ، به خصوص که این فیلم تلاش یک مرد برای رهایی از افسردگی خود را از طریق ساخت یک قفسه کتاب دنبال می کند. هنگامی که او به اتاق نشیمن خود می رود ، بینندگان با وضعیت خانه اش آشنا می شوند. جعبه های پیتزا استفاده شده ، جعبه های خرد شده لباس و وسایل مدرسه قدیمی – هر آنچه تصور می کنید کف خانه های او را فرش کرده است. همانطور که در حال گشت و گذار است ، متوجه یک قفسه کتاب ساخته نشده می شود و به سازماندهی زندگی خود می پردازد.

در آشفتگی پخش شده در کف زمین ، بی نظمی و وظایف روزمره که در پی افسردگی کنار جاده قرار می گیرند نمادی وجود دارد. غم و اندوهی در عدم توانایی عبور از وضعیت نابسامان ، مرتب کردن همه چیز به ترتیب وجود دارد. همچنین در تلاش برای سازماندهی حتی قسمت کوچکی از اتاق امید وجود دارد. لمس ناجور و ملایم هنگام قرار دادن پست ها و پیچ های قفسه کتاب ، موسیقی خوشحال و امیدوار به پایان کار. در این لحظه وضوح وجود دارد زیرا او مجبور می شود جنبه ای از زندگی خود را تغییر دهد.

با این وجود ، یک غم و اندوه بسته نیز وجود دارد زیرا این مرد ، با موفقیت قفسه را جمع کرده و گوشه ای از اتاق را سازماندهی کرده است ، با فراموشی بازی می کند و تلفنش بی صدا در دستش تیک می خورد. در حالی که او قدم هایی برداشته و علیه ناملایمات خودش جنگیده است ، اما در سایه ها باقی مانده است ، اما مطمئناً بازگشت خواهد کرد. با این صحنه پایانی ، شرکت کننده بیشتر فیلمی درباره آگاهی و درک می شود. این یک تلاش کوتاه و حیاتی در تلاش مستمر برای نشان دادن حمایت از کسانی است که رنج می برند و دستیابی به تفاهم برای کسانی که می خواهند حمایت خود را انجام دهند بسیار مهم است.

Bee’s Knees (الکس گروسمن)

جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد 2020: شلوارک کمدی
Bee’s Knees (2020) – منبع: جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد

متأسفانه ، از عصر ، این فیلمی است که من نگرفتم – شوخ طبعی اش به وضوح بر من گم شد. یک کمدین مبارز با هجوم به سمت مدیر خود ، از انجام کارهای معمول خود برای فدراسیون زنبورها امتناع می ورزد – هرگز از لباسی که انتظار می رود بپوشد ، سر باز می زند. یک شوخی در مورد زنبورها ، و حالا او مرد زنبور است. Bee’s Knees، از کارگردان الکس گروسمن، بسیار کوتاه است ، و متاسفانه خیلی خنده دار نیست.

در حالی که او از اجرای برنامه امتناع می ورزد ، مدیر او تمام وقت کوتاه را صرف تلاش برای متقاعد کردن وی می کند که هنوز هم یک مجری خوب است و باید اجرا کند. بین آنها جنگ درگیری ایجاد شده است ، هر كدام سعی در به دست آوردن كنترل دارند ، در حالی كه هر كس معتقد است كه می داند چه چیزی برای آینده این بازیگر طنز و حرفه اش بهتر است. در حالی که او به خاطر راهی که موفقیت او را به خود ترش کرده است ، مدیر او هم حمایت می کند و هم منتقد ، او را بخاطر عقب نگه داشتن صدا می کند ، در حالی که هنوز قدرت استعداد خود را حفظ می کند.

# مشکلات پرنسس (ماریتزا گومز)

#PrincessProblems (2020) – منبع: جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد

این یکی از شورت های مورد علاقه من در کل جشنواره بود. # مشکلات پرنسس، از کارگردان Maritza Gomez ، کوتاه است که امیدوارم بتواند برای دختران کوچک و زنان به طور یکسان قابل دسترسی باشد. در دنیایی که هر شکل از فمینیسم ، هم توانمند شده و حتی مورد انتقاد قرار می گیرد ، موضوع شاهزاده خانم ها به عنوان الگوی های زنده ، موضوعی است که می تواند با بحث و گفتگو داغ روبرو شود. یک طبیعت خانگی همراه با نقش های متحرک وجود دارد ، زنانی که در خطر هستند و به یک مرد برای نجات آنها احتیاج دارند. با این حال ، آیا شاهزاده خانم هایی که در جنگ برای برابری نادیده گرفته شده اند ، ماهیتی الهام بخش و قدرتمند هستند؟ این چیزی است که # مشکلات پرنسس برای پاسخگویی تعیین می کند.

یک ناخوشایند عصبی وجود دارد که Bree را احاطه کرده است (بریتنی لی همیلتون – همچنین نویسنده کوتاه) همانطور که او برای فیلمبرداری آماده می شود. به نظر می رسد او بیش از آنکه با جریان کار کند ، برای رسیدن به کمال تلاش می کند. او بیش از حد مثبت است ، کیفیتی که معمولاً با یک شاهزاده خانم ارتباط برقرار می کند. همانطور که با دوستش برای فیلم در مورد الگوهای قوی زن مصاحبه کرد ، شما می توانید شاهد باشید که تصویر شاهزاده خانم هنگام پاسخ دادن به او بیشتر می شود و در صفحه نمایش راحت تر می شود.

بری یک شاهزاده خانم اجاره ای برای مهمانی های تولد کودکان است ، شغلی که او با صمیم قلب و حتی در سخت ترین روزها از آن استقبال می کند. امروز ، بینندگان در حالی که وی سفید برفی را برای یک مهمانی محلی به تصویر می کشد ، مادران را همراهی می کنند ، مادرانی که ساعاتی از آزادی را در آغوش می کشند ، در حالی که بری در حالی که سفید برفی با برخی از س questionsالات و داستان های سخت کودکان روبرو می شود. اگرچه ، همانطور که شب ادامه دارد ، دوست او شروع به به چالش کشیدن دیدگاه بری در مورد قدرتی می کند که تصویر شاهزاده خانم ها برای کودکان می تواند داشته باشد. با این حال ، در تاریک ترین لحظه او ، زیر سوال بردن اعتقادات خود ، یک لحظه اعتبار ، اهمیتی را که برای آن ایستاده است به ارمغان می آورد.

# مشکلات پرنسس الهام بخش تر از کمدی است – اگرچه خنده دار نیست. این فیلمی نیست که به پایان برسد و شما بلافاصله در مورد شوخ طبعی نظر دهید ، بلکه در مورد پیامی است که سعی در انتقال آن دارد. در حالی که مادران در اتاق دیگر می نوشند و پدر غایب است ، بری شخصیت اصلی دختران است. او نه تنها سرگرم کننده است ، بلکه صندلی ردیف اول آن چیزی را دارد که کودکان واقعاً می بینند – داستان های خانواده های آنها ، پیری ، مرگ و نیاز به رضایت (“# سفیدپذیرفتن”). این یک فیلم عمیق لایه ای است که در ابتدا به اندازه سوژه های شخصیت آن کرک و سبک به نظر می رسد ، اما با ادامه کار سطح آن بسیار ظریف است. ظرافت ساده شاهزاده خانمها چیزهای بیشتری دارد.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

تعریف لطفا: تصویری لایه ای از خانواده ، آزادی و بیماری روانی

احساسات و تجربیات انسانی هسته اصلی فیلم سازی است. تقلید از زندگی برای بینندگان یک کاتارسیس ایجاد می کند ، آنها را با دیدگاه های دیگری غیر از دیدگاه های خود آشنا می کند و فرصتی برای دیدن خود فراهم می کند ، خلا vac خلوت تنهایی را از بین می برد. لطفاً لطفاً، از نویسنده و کارگردان روز سوجاتا، یکی از این فیلم هاست که بینندگان از مرزهای فرهنگ فراتر رفته و خود را در شخصیت ها و احساساتشان می بینند. لطفاً لطفاً یک زن جوان را دنبال می کند که با درک نه تنها آنچه که از زندگی می خواهد ، بلکه آنچه از ساختار خانواده اش می خواهد ، تلاش می کند. به آنچه در حال حاضر دارد.

لطفاً لطفاً داستانی است از یادگیری رها کردن ، تعریفی که چند وجهی از آن رها می شود و به فیلم لایه های مختلفی می دهد تا بینندگان از بین بروند. رها کردن تصورات قبلی از گذشته ، رها کردن تصورات خود از خود ، رها کردن آنچه که شما را به هم نزدیک می کند ، و رها کردن ترس – فقط برای ذکر چند مورد. و در حالی که فیلم بر روی مونیکا تمرکز داشت (روز سوجاتا) سفر کشف خود و آزادی ، اطرافیانش را به باد نمی سپارد و به فیلم لایه های کاملاً ریشه ای می دهد تا بینندگان بتوانند هر بار یک صحنه و یک شخصیت را از بین ببرند.

Diegesis: D-i-e-g-e-s-i-s. یک روایت یا طرح ، معمولی در یک فیلم

لطفاً لطفاً در حالی آغاز می شود که مونیکا جوان ادعای پیروزی در مسابقات قهرمانی کشور Spelling Bee را دارد. در پیروزی گرداب که به دنبال آن به نظر می رسد ، او به نظر می رسد آماده ادعای آینده خود است. در این چند لحظه اول ، مونیکا به عنوان یک دختر بچه جوان زودرس ، عملگرا و فداکار شناخته می شود. این معرفی او در دوران کودکی بنیادی از عناصر شخصیتی است که فرد جوان رشد می کند و با بزرگتر شدن رشد می کند. این مهم است زیرا همانطور که ما در حال حاضر ، بزرگ شده و به دنبال فرصت های شغلی بالقوه به سوی مونیکا حرکت می کنیم ، هر دو این موارد هنوز در زندگی او کاملاً تزریق شده است.

تعریف لطفا: تصویری لایه ای از خانواده ، آزادی و بیماری روانی
منبع: تولیدات جون استریت

در آینده او ، او هنوز در خانه زندگی می کند ، از مادرش مراقبت می کند و در پرتگاه آینده اش ایستاده است. او باید تصمیم بگیرد که آیا گذشته را رها کند یا از آنچه که همیشه می دانسته حرکت کند. در این لحظه ، او می تواند سیر زندگی در بقیه زندگی خود را تعیین کند. اگر این کافی نبود که با آن کنار بیایید ، ورود ناگهانی برادر بیگانه اش فقط اوضاع را پیچیده تر می کند. در حالی که خواهر و برادر برای اتصال دوباره تلاش می کنند ، حقایق سختی برای هر دو آشکار می شود ، بسیاری از آنها دیگر نمی توانند به کناری رانده شوند و در فرصتی دیگر با آنها برخورد شود. حساب و مصالحه ممکن است تنها نجات آنها باشد.

Ménage: M-e-n-a-g-e. اعضای یک خانوار

لطفاً لطفاً فیلمی درباره احساسات است – و چه آرایه ای را قادر به لمس کردن آن است. شما بلافاصله با مادر مونیکا ، جایا آشنا می شوید (آنا خواجه) ، که عشق او به فرزندانش غیرقابل انکار است ، با این حال تصور او درباره آنچه باید باشد و نباید انتظار کلان باشد. و هرگز از ذات طبع بی توجه باشید ، گناهی که به دلیل ایجاد سلامتی بیمار برای هر دو خواهر و برادر تحمیل می شود ، نه تنها روابط آنها در حال حاضر ، بلکه همچنین گذشته است. نه تنها از نظر فرهنگی و عاطفی اهمیت نشان دادن مادر از این طریق ، بلکه برای ادامه کار فیلم برای اهداف شخصیت سازی نیز وجود دارد.

تاکنون می دانیم که مونیکا عملی و فداکار است. در امروز ، می بینیم که بیشتر این فداکاری ریشه دوانیده است – فداکاری برای خانواده. انتظار می رود او رفتاری خاص داشته باشد و در کنار مادر و خانواده اش باشد. بعلاوه ، به عنوان مربیان مونیکا ، دانش آموزان خود را می آموزید ، تلاش او برای جبران هزینه های کودکی خود را از طریق رفتار با دانش آموزان مشاهده می کنید. هنگامی که والدین بیش از حد بزرگ هستند ، به سختی از روی هر اشتباهی پایین می آیند و انتظارات غیرقابل تصوری برای برآورده ساختن دارند ، مونیکا رانده می شود تا لحظه ای از قدرت بدتر شود.

تعریف لطفا: تصویری لایه ای از خانواده ، آزادی و بیماری روانی
منبع: تولید خیابان ژوئن

با معرفی سانی (یا “دادا” ، همانطور که گاهی اوقات در فیلم به او اشاره می شود) ، با بازی ریتش راجان، او بیشتر لایه های مونیکا را بیرون می کشد ، همه در حالی که اجازه می دهد فیلم گسترش یابد و عناصر بیشتری از زندگی خانوادگی را در بر بگیرد. شما می بینید که بی اعتمادی مونیکا به برادرش ، عدم توانایی در برقراری ارتباط و ورود او وجود دارد. بینندگان بلافاصله روشن نمی شوند که چرا ، اما یک شبح نامرئی وجود دارد که به نظر می رسد همیشه در کنار سانی ایستاده است ، فقط دور از چشم دوربین.

رقابت خواهران و برادران برطرف می شود ، همه در حالی که با عواطف ناشی از آزار و شکنجه مواجه می شوند که با یک کودک متفاوت از بقیه رفتار شده است. لطفاً لطفاً خط حساب این شخصیت ها را ترسیم می کند ، جایی که آنها نه تنها باید آنچه را که در مورد خودشان انکار کرده اند بلکه کارهای خانوادگی را نیز تصدیق کنند. شکاف های عمیقی وجود دارد که ممکن است هرگز به طور واقعی بهبود نیابد ، اما تصدیق وجود آنها است که روند بهبود را ممکن می کند.

فصیح: E-l-o-q-u-e-n-t. مسلط یا متقاعد کننده در صحبت یا نوشتن

یکی از جالب ترین عناصر فنی لطفاً لطفاً اشاره فیلم به ماهیت عملی مونیکا از طریق استفاده از کلمات زنبور عسل برای توصیف لحظه ها ، مردم و احساسات است. این کلمه گفته می شود ، هجی می شود و تعریف می شود ، و بینندگان یک احساس املایی واقعی را احساس می کنند در حالی که نگاه متفاوتی به چگونگی درک دیگران از بینندگان می دهد.

تعریف لطفا: تصویری لایه ای از خانواده ، آزادی و بیماری روانی
منبع: محصولات تولیدی جون استریت

روز سوجاتا عملکردی عمیقاً بنیادین در نقش مونیکا. او ظریف است ، با این وجود قدرت تغییر جهان در دستان خود را دارد. هر کاری که انجام می دهد با لمس ملایم است ، می ترسد اطرافیان خود را ناراضی کند و از فشار بیش از حد می ترسد. همچنین یک معصومیت در آن بازی می کند روزحرکات ، پاسخ ها و تعاملات که می تواند به دلیل عدم قرار گرفتن در معرض فراتر از محدودیت های کودکی او ایجاد شود ، اما با ادامه فیلم ، ساختن زیرکی هوشمندانه نشان می دهد که هرچه بگذرد ، این بی گناهی کودکی است که واقعاً او را الزام آور می کند.

ریتش راجان از وضعیت برادر بزرگ تقلید می کند ، همه در حالی که سوسوهایی از طبیعت شکسته را حفظ می کند. راجان انرژی را برای عملکرد خود به ارمغان می آورد ، و روحیه ای سرزنده به سانی می بخشد که با تمام نکات منفی منفی که او را احاطه کرده است ، مغایرت دارد. راجان با شروع فاش کردن بیشتر فیلم ، عمیقی از شخصیت را به ارمغان می آورد ، تصویری دقیق و دقیق از رنج و اشتیاق ایجاد می کند. و شیمی ای که قادر است با آن تولید کند روز، فکر می کنید آنها در زندگی واقعی خواهر و برادر بودند.

نتیجه گیری: C-o-n-c-l-u-s-i-o-n. پایان

لطفاً لطفاً فیلمی است که از ابتدا تا انتها نیاز ما به ایجاد تنوع بیشتر را نشان می دهد. این داستانی است که بدون توجه به قومیت و فرهنگ قابل گفتن است و ثابت می کند که تثبیت روی ریخته گری سفید باید تغییر کند. ورود فرهنگ به فرهنگ فقط نیاز به مخاطبان را در فیلم های ارائه شده توسط هالیوود بیشتر می کند. داستانهایی برای گفتن وجود دارد و چشم اندازهای جدیدی نیز برای محصور کردن وجود دارد.

با این حال ، این تنها تنوعی نیست که فیلم به آن می پردازد ، سلامت روان به یک نقطه کانونی فیلم تبدیل می شود. لطفا ، لطفاً تعادل هر عنصر از جنبه های بهداشت روانی را که با کمال مقابله می کند ، به خود اختصاص می دهد تا نظرات مربوط به اهمیت داروها را حفظ کند ، در حالی که اهمیت مکالمه را حفظ می کند. این اذعان می کند که گرچه داروها می توانند به ما در یافتن تعادل کمک کنند ، اما تا زمانی که ریشه موضوع کشف و بحث نشود ، فقط یک کمک باند است. ما باید افکار ، ترس ها و عصبانیت های خود را در اختیار داشته باشیم تا درک واقعی داشته باشیم و واقعاً رو به جلو حرکت کنیم.

لطفاً لطفاً فیلمی است که در قلب خانواده فرو می رود ، خوب و زشت را پس می گیرد تا تصویری کامل بدست آورد و تلاش می کند شخصیت های آن را کامل کند. همراه با فشار برای تنوع ، لطفا ، لطفاً فیلمی است که نمی خواهید آن را از دست بدهید.

شما چی فکر میکنید؟ آیا روز سوجاتا برای اولین بار در مقام کارگردان سوژه جذاب دارد؟

لطفاً لطفاً در 24 اکتبر 2020 در سینماهای ایالات متحده اکران می شود.


لطفاً تعریف را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ATTACK THE BLOCK هنوز هم یک فیلم علمی تخیلی بی احترام با یک مرکز اخلاقی قوی است

چه زمانی جو کورنیشرا حمله به بلوک در سال 2011 وارد سینما شد ، به سرعت مورد علاقه فرقه قرار گرفت اما تلاش کرد تعداد زیادی را در گیشه به دست آورد. اگر امروز در پی فراخوان های بیشتری برای ایجاد تنوع اکران شده باشد ، آسان است تصور کنید که این فیلم جریان اصلی بیشتری داشته باشد. گذشته از همه اینها، حمله به بلوک مخاطب را مجبور به مقابله با موضوعات مهم می کند ، با استفاده از کمدی ، هجو و علمی تخیلی.

این فیلم حوادث یک شب را دنبال می کند ، در آن مهاجمان بیگانه به املاک شورای جنوب لندن حمله می کنند. این هیولاها یک بازی مرگبار موش و گربه را با موسی ایجاد می کنند (جان بویگا) و باند نوجوان او ، که در صحنه آغازین با آنها ملاقات می کنیم ، در حالی که آنها یک پرستار جوان را لوس می کنندجودی ویتاکر) در خیابان های کم نور نزدیک بلوک برج خود. از اینجا، کورنیش این شخصیت ها را به کابوسی دنیوی می کشاند که باند به عنوان قهرمانانی بعید ظاهر می شود. از طریق همه اینها ، فیلم یک حس جذابیت کمیک با طعم مشخص بریتانیایی را حفظ می کند.

دفاع از بلوک

با ساخت فیلم کم بودجه اش ، کورنیش زندگی این نوجوانان را با سرعت شکستن گردن بررسی می کند. این باند جنایتکارهای کلاس کلاس نیستند و قصد دارند خیابان ها را به خیابان بکشند ، بلکه نوجوانان گمراه شده ای هستند که می خواهند ماشین گرایی خود را به یکدیگر ثابت کنند. حمله به بلوک، با این حال ، نمایی از آسیب پذیری آنها را نشان می دهد. ما می بینیم که پسران با عجله به خانه می آیند و برای جنگیدن با بیگانگان سلاح جمع می کنند و لحظه ای وجود دارد که آفت خرد کننده (الکس اسماعیل) اقدام سختگیرانه را کنار گذاشته و می گوید: “در حال حاضر ، من می خواهم به خانه بروم ، در را قفل کنم و FIFA بازی کنم.”

ATTACK THE BLOCK هنوز هم یک فیلم علمی تخیلی بی احترام با یک مرکز اخلاقی قوی است
منبع: انتشار بهینه

مونتاژهای زندگی خانگی آنها در تضاد با زمانی است که آنها برای اولین بار به عنوان متقلب معرفی می شوند ، و به طور حیرت انگیزی مشاهده این باند که به مناسبت مبارزه با بیگانگان به وجود می آید کاملاً کاتارتیک است. با این حال ، پسران ، در ابتدا که مبهوت ایده رفتن به جنگ با هیولاهای بیگانه شده بودند ، به سنگینی اوضاع خود پی می برند و به برج برج خود پناه می برند. همانطور که مهاجمان گروه را به وحشت می اندازند ، شجاعت پسران هرگز متزلزل نمی شود و ما شروع می کنیم به آنها با نگاهی متفاوت.

حمله به بلوک بین رستگاری و محکومیت خط خوبی را طی می کند. در حالی که کورنیش در طول کمدی می بافد ، پسران هرگز به دلیل خشونت گذشته خود معذور نیستند ، با اینکه موسی دائماً یادآوری می کند که اقدامات او بی پروا و غیرقابل دفاع است: چرا همیشه کسی مورد سرقت یا ضرب و شتم قرار می گیرد؟ ” می گوید تیا (دانیل ویتالیس) ، دوست باند. به تدریج ، موسی می فهمد که هیولاها به جامعه خود حمله می کنند ، زیرا او یک بیگانه کوچکتر را کشت ، که به نوبه خود ، ایده اصلی فیلم را که “اعمال عواقب دارد” ، پیش می برد.

ATTACK THE BLOCK هنوز هم یک فیلم علمی تخیلی بی احترام با یک مرکز اخلاقی قوی است
منبع: انتشار بهینه

قدرت آرام حمله به بلوک نهفته است در اینكه پسران بیشتر از همه مشكلاتی كه برایشان پیش آمده مقصر هستند ، اما آنها از شانه خالی از مسئولیت خودداری می كنند. کورنیش به طور واضح می خواست داستانی را بیان کند که نشانه هایی از دنیای واقعی است ، زیرا س questionsالات پیرامون نمایندگی گروه های اقلیت همیشه وجود دارد. این دیدگاه دقیق شخصیت های با پیش زمینه های متنوع است که باعث می شود حمله به بلوک متفاوت از فیلم تهاجم بیگانه شما به طور متوسط. از مدت ها پیش داستان علمی تخیلی به عنوان ژانری شناخته می شود که قهرمان تنوع است و حمله به بلوکبازیگران جوان بازیگران دلیل دیگری برای تازه و صادقانه ماندن فیلم است. امروز ، به عنوان مانند جان بویگا به سمت چیزهای بزرگتر حرکت کرده است ، صحنه ای که موسی در راهرو می دود و شمشیر خود را با انبوهی از بیگانگان که به دنبال او می چرخند ، تکان می دهد ، قدرتمندتر است.

از نظر اجتماعی آگاه

تلفیق علمی تخیلی و رئالیسم اجتماعی به همین دلیل است که فیلم طنین انداز می شود و از ساخت کورنیش الهام گرفته شده است حمله به بلوک بعد از اینکه در جنوب لندن مورد هجوم قرار گرفتند. واکنش او به جای محکوم کردن صریح این جنایتکاران جوان ، تلاش برای درک رفتار آنها بود. بیشتر فیلم درباره ادراک و چگونگی سریع قضاوت درباره یکدیگر است و حمله به بلوک احساس همدردی با افرادی که در چرخه خشونت گیر کرده اند ، با این فیلم نشان می دهد که این پسران توسط سیستم شکست خورده اند.

کورنیشتفسیرها را می توان در تغییر نهایی قلب سام مشاهده کرد: در میان هرج و مرج و حمله بیگانگان ، او متوجه می شود که این باند فقط بچه هایی هستند که راه اشتباهی را در پیش گرفته اند و نباید از آنها ترسید. در ابتدا ، سام پسران را چیزی غیر از دردسر ساز نمی داند ، اما حمله بیگانگان باعث می شود تا انسانیت آنها را بشناسد. این یک چرخش قابل توجه است ، که اهمیت وجود شخصیت های کاملاً مشخص را نشان می دهد. به عنوان مثال ، موسی به عنوان یک پسر خوب که کارهای بدی انجام داده است نشان داده نمی شود ، بلکه یک شخصیت بسیار ناقص است که نشان می دهد در صورت تهدید بزرگتر قادر به تغییر است. همیشه یک قطب نما اخلاقی بازی می کند و وقتی پسران در تخت سام ، جروم اسیر می شوند (لیون جونز) اخلاق فیلم را به بالاترین شکل ممکن به خانه سوق می دهد: “امشب چیزهای بدتری وجود دارد که باید از آنها بترسد ، اعتماد کن!” در این موارد است که حمله به بلوک به طور مستقیم با نژاد و کلاس مقابله می کند و پیامی را در مورد پذیرش اختلاف در دیگران به اشتراک می گذارد.

این یک فیلم کمتر متمرکز بر تهاجم واقعی است و علاقه بیشتری به چگونگی رشد این شخصیت ها پس از قرار دادن در جاسوسی دارد. در پایان ، موسی ناجی جامعه خود می شود. حتی اگر او پس از نابودی بیگانگان دستگیر شده باشد ، او می تواند از کلیشه هایی که در ابتدای فیلم علیه او برگزار می شد ، فراتر رود. هنگامی که جمعیت نام او را شعار می دهند ، سام به پلیس می گوید كه موسی و باندش از او محافظت كردند و همه موانع طبقاتی را از بین بردند.

حمله به بلوک در نهایت احساس می شود یک مداخله در معنی قهرمان بودن است در حالی که جوان و پویایی نژادی را بررسی می کنید. این یک داستان هشدار دهنده است که مهمترین تصورات کلاهبرداری در مقابل بیگانگان است که شاهدی بر قدرت داستان علمی است. حمله به بلوک گوهر نادری باقی می ماند که مخاطب را به همان اندازه که سرگرم می کند ، به چالش می کشد. کورنیشفیلم به عنوان یک قطعه عالی از سینمای انگلیس برجسته است که از علمی تخیلی کلاسیک با شخصیت های تیز و تیز استفاده می کند و شانس را برطرف می کنند و جهان را نجات می دهند.


Attack The Block را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لیام اسپرینگ-جونز

لیام نویسنده مستقل و نویسنده وب سایت مستقر در لندن است ، و در وبلاگ ها و نشریات مختلف فعالیت می کند. او در مورد موضوعات مختلف نوشته است اما در فرهنگ (به ویژه فیلم) تخصص دارد و بر ویژگی ها و محتوای نظر تمرکز دارد.

“من شک دارم که فقط نمی تواند به موقع تر باشد.” مصاحبه با جرمی سیمز ، مدیر RAMS

اوایل ورود قوچجرمی سیمز‘بازسازی استرالیایی درام ایسلندی نامزد اسکار 2015 به همین نام – برادران بیگانه کالین (سام نیل) و Les (مایکل کاتون) وقتی دو رقیب آخر در مسابقه سالانه قوچ جایزه شهری دور افتاده استرالیای غربی باشند ، مجبور می شوند با هم لانه کنند. علی رغم تنشی که در سرتاسر مناطق مختلف کوه بارکر موج می زند – که توسط قاتلان استعدادهای محلی و بین المللی از جمله میراندا ریچاردسون، آشر کدی ، و وین بلر – به نظر می رسد کل ماجرا به طور معمول تجارت باشد و حتی وقتی جایزه کوچک به یک لس مبهم تحویل داده می شود ، به نظر می رسد که همه این سختی ها تعادل را در این جامعه گره خورده تثبیت می کند.

این خونسردی جدی وقتی قوچ جایزه Les با بیماری نادر و کشنده تشخیص داده می شود ، مقامات دولتی را مجبور به پاکسازی هر گوسفند در دره می کند ، و درایوهای فعال منحصر به فرد هر دو برادر را از بین می برد. ایده ویروس غیرقابل پیش بینی که اخلال در شیوه طبیعی زندگی ما را ایجاد کند ، امسال با یک وحشت غیرمنتظره ای روبرو می شود ، اما ژول دانکنفیلمنامه بار دیگر تأکید می کند که در تاریک ترین لحظه های انکارناپذیر ما زمانی است که بهترین انسان ها توانایی درخشش درخشان را دارند.

پیش از قوچ اکران نمایشی استرالیا در 22 اکتبر ، من فرصتی برای گفتگو داشتم قوچ کارگردان جرمی سیمز درباره اقتباس درام اصلی ایسلندی ، کیفیت بی انتهای کوه بارکر و کار با آن مایکل کاتونطرف دراماتیک است.

الکس لاینز برای تحقیق در مورد فیلم: من در مصاحبه ای در سال 2018 که درست قبل از فیلمبرداری رامس نوشته شده بود ، خوانده ام که فرصتی برای ملاقات با گریمور هاونکارسون نداشته اید ، اما اشاره کردید که او بسیار مشارکت داشت – می خواستم از شما بپرسم از آن زمان توانسته اید با او ملاقات کنید و آیا او فیلم را دیده است؟

جرمی سیمز: خوب ، جواب این است که من با او ملاقات نکرده ام. من علاقه ای به صحبت قبلی با او نداشتم زیرا می خواستم فیلم خودم را بسازم. شناخت من از فیلم واقعاً از دیدن آن در جشنواره ها هنگام تور بود آخرین کابین به داروین. سپس فکر کردم ، نگاه کن ، من به اندازه کافی آن را می دانم تا اکنون روی نسخه ما کار کنیم.

اما تولیدکنندگان ، ژانله و آیدان، دوستان خوبی با او هستند و آنها در تمام مراحل با هم در ارتباط بودند و او مجبور شد پیش نویس های متن متن را بخواند. همه ما قرار بود دور هم جمع شویم و فیلم را ببینیم اگر ویروس نبود. ما احتمالاً در یک بار در جایی در اسکاندیناوی بوده ایم که احتمالاً درباره آن صحبت کرده ایم ، بنابراین شرم آور است. من دوست دارم او را ملاقات کنم و می دانم که او فیلم را دوست دارد.

منبع: Roadshow Films

احساس می کنید تغییر تنظیمات از این نوع حومه سرد ایسلندی به محیط خشک استرالیای غربی که روی مواد یا زیر متن شخصیت ها و روابط مرکزی آنها تأثیر داشته باشد ، احساس می کنید؟

جرمی سیمز: فکر نمی کنم در واقع روی آن تأثیر بگذارد. آن داستان ، داستان دو برادر ، در اصل ، یک حماسه ایسلندی است. این داستان از همان داستان داستان قابیل و هابیل می آید و هر فرهنگ دیگری این داستان دو برادر را دارد ، در بیشتر فرهنگ های غربی با این ایده که پسران از پدر به ارث می برند ، تنظیم شده است. بنابراین ایده دو پسر که کاملاً مخالف یکدیگر هستند و یکی مورد پسند پدر است و دیگری این نیست که وقتی به آنها واگذار شد با یکدیگر جنگ کنند ، این داستان از هزاران و هزاران سال پیش وجود داشته است.

بنابراین، هنگامی که گریمور شروع به کار بر روی نسخه اصلی کرد قوچ، او در حال کپی برداری از یک حماسه بود که با آن بزرگ شده بود و عمویش به او گفت. من فقط از این منظر به آن نزدیک شدم ، خوب ، من این حماسه را به من منتقل کرده ام ، بنابراین می خواهم آن را بگویم. تا آنجا که دو مرد در کشور منزوی بودند ، وقتی به مردم در کوه بارکر گفتیم که ما در حال ساخت یک فیلم در مورد دو برادر هستیم که 40 سال صحبت نکرده اند و آنها مزرعه خود را از وسط تقسیم کرده اند ، او گفت ، ” اوه ، شما آن را در مورد پیت و دیو ساختید که هر کجا زندگی می کرد. ” همه داستان را تشخیص می دهند. از این منظر ، خواه گرمای طاقت فرسای تابستان استرالیای غربی باشد یا سرمای یخ زده زمستان ایسلندی ، آن قسمت ، طبیعت همان نقشی را که در نسخه اصلی فیلم داشت ، در نسخه من بازی کرد.

یکی از جنبه های رسمی این فیلم که می خواستم به آن بپردازم کیفیت پایین و تاریخی کوه بارکر و شخصیت های مختلف آن بود. احساس گم شدن در زمان ، به ندرت تلفن همراه یا دال مدرن را می بینید ، اگر به من بگویید این فیلم در دهه 80 یا 90 تنظیم شده است ، من به شما باور می کنم آیا احساس کردید که این کیفیت آنالوگ عامل مهمی در تحقق این جهان و ساکنان آن است؟

جرمی سیمز: خوب ، مطمئناً اوایل می دانستیم که هیچ یک از قهرمانان اصلی ما تلفن های همراه را دوست ندارند. آنها پیرمردهای تلفن خود هستند و یک بار من با آنها کار کردم کلیتون جونسی از نگاه فیلم ، من مطمئناً نمی خواستم به جایی برسم که بگویم ، “خوب ، چرا آنها فقط او را صدا نمی کنند؟” این که او می خواهد تلفنش را با او در وسط مزرعه گوسفند داشته باشد. ما فقط از این فرض رفتیم که آنها تلفن حمل نمی کنند.

و اگر به شهرهای روستای استرالیای غربی رفته باشید ، در بیشتر موارد ، اگر وسایل نقلیه را از آن خارج کنید ، به نظر می رسد که در دهه 70 یا 80 هستند. Mount Barker یک شهر زیبا است و داستان پیرامون ایده های مدرن نبوده ، اگرچه معلوم شد که ما نمی توانستیم با یک بیماری همه گیر مدرن تر باشیم. جالب است که آن را برداشتید ، اما بله ، ما عمداً این کار را کردیم. ما نمی خواستیم دنیای مدرن را بسازیم. ما نمی خواستیم فناوری مدرن را در این فیلم مطرح کنیم.

بین این و آخرین کابین به داروین، شما واقعاً توانسته اید از گوشت خارج شوید و توجه اصلی را بر روی خردهای دراماتیک مایکل کاتون قرار دهید ، که فکر می کنم هنوز شخصیت ملی خنده دار یقه آبی بودن را به همراه دارد ، بنابراین به عنوان یک بازیگر خود ، چگونه می توانید با تغییر شکل آن شخصیت در این نقشهای قابل اندازه گیری بیشتر؟

جرمی سیمز: اوه ، ببین ، برای من خیلی خوب بوده است که مردم او را به عنوان پسری می بینند قلعه یا عمو هری در تلویزیون. از آنجا که من به عنوان بازیگر با او کار کرده ام ، فقط می دانستم که او چقدر ماهر است. این واقعا دشوار است که برای مردم توضیح داده شود ، مهارت این است که جلوی دوربین بروید و بدانید کجا هستید و چه کاری انجام دهید و چگونه چیزهای کوچکی را که یک داستان را بازتاب می دهند منعکس کنید. مهارت های او در کشور ما بی نظیر است. او یکی از باتجربه ترین بازیگران اکران است و همینطور است سام برای این موضوع سپس شما اضافه می کنید میراندا ریچاردسون به مخلوط می پردازید و شما می خواهید مانند رولز رویس کارگردانی کنید.

برای من ، دانستن مایکل خوب ، دانستن اینکه او چنین پتانسیلی دارد ، واقعی است مایکل کاتون انسان متفکر ، جالب ، بی ثباتی است. او یک جنبه تاریک دارد و از نوشیدنی هم بدش نمی آید ، بنابراین این شخصیت ، اگرچه برای مخاطبانی که می دانند یک کشش است مایکل کاتون، من می دانستم که او به اندازه کافی از این شخصیت شناخت دارد. و او در کشور بزرگ شد و خانواده ای دارد که با یکدیگر صحبت نمی کنند. منظورم این است که او همه این مطالب را درک کرده است. من واقعاً متعجب هستم که مردم از این که او در کارش بسیار خوب است شوکه شده اند زیرا من می دانستم که چنین خواهد شد.

منبع: Roadshow Films

من فکر می کنم این همه چیز کمدین است ، مانند جیم کری یا رابین ویلیامز که می روند ، “اوه ، وای”. به دلایلی احساس تعجب می کند.

جرمی سیمز: همه کمدین ها با تاریکی کار می کنند. به همین دلیل آنها خنده دار هستند. اگر به واژه نامه ستاره های فیلم آمریکایی در 30 سال گذشته نگاه کنید ، 90٪ از مردان ستاره فیلم های آمریکایی وقتی شروع به کار می کنند ، کمیک استندآپ هستند زیرا به دنیا نگاه می کنند و می روند ، “آیا این موضوع گنگ نیست” آنها به آن نزدیک می شوند نگاه کن کاتون فقط یک بازیگر واقعا دوست داشتنی است و او را جذب می کند و سام با هم شاید بهترین کارگردانی باشد که روی این فیلم انجام دادم ، من سخت تلاش کردم تا آنها را جمع کنم.

شما قبلاً آن را لمس کردید ، اما احساس می کنید که بازدیدهای فیلم اکنون از این زمان خاص متفاوت است؟

جرمی سیمز: من از افرادی که آن را می بینند ، مشکوک شده ام که به نمایشگاه ها و کارهای روز پدر رفته اند ، من گمان می کنم که فقط نمی تواند به موقع تر باشد.

نوعی عجیب است. منظورم این است که ای کاش فرصتی بیشتر برای آن وجود داشت تا بتواند اعدادی را انجام دهد که فکر می کنم اگر تمام سینماها کاملاً افتتاح شود و همه ما با خوشحالی به سینماها برویم می توانست این تعداد را انجام دهد. اما من فکر می کنم آنها به اندازه کافی باز خواهند بود تا مردم بگویند: “اوه ، من نمی خواهم بروم و یک فیلم تاریک ببینم. من هم نمی خواهم بروم و یک کمدی احمقانه ببینم. من چیزی می خواهم که در آن جایی که اکنون در جهان هستیم صحبت کند. “

و به اندازه کافی عجیب ، این فیلم انجام می دهد. این جامعه با برخی از مسائل واقعاً بزرگ دست و پنجه نرم می کند و همه آنها انسان هستند و همه در حال بحث هستند که پاسخ صحیح به این همه گیری که با آن روبرو هستیم چیست. بنابراین بین آتش سوزی بوته ها و یک بیماری ویروسی که چیزهایی را که آنها دوست دارند از بین می برد ، ما تقریباً پول زیادی را صرف کرده ایم.

استعلام فیلم از جرمی سیمز تشکر می کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کرد.

Rams در تاریخ 22 اکتبر 2020 به سینماهای استرالیا می رود.


رم ها را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

Queerly Ever After # 37: LATTER DAYS (2003)

Queerly Ever After یک ستون دو ماهانه است که در آن نگاهی می اندازم به فیلمهای LGBT + که به شخصیتهایشان یک زندگی عاشقانه خوشبختانه می دهند. اسپویلر وجود خواهد داشت. همچنین ، فراموش نکنید که Queerly Ever After Merch خود را در اینجا بخرید.

همچنین مهم است که من در این مقاله هشدار محتوا را برای اقدام به خودکشی قرار دهم.

در این درام عاشقانه ، مسیحی (وس رمزی) یک مرد جوان همجنس گرا ، با دوستانش جولی شرط بندی می کند (ربکا جانسون) ، اندرو (خری پایتون) ، و Traci (امبر بنسون) که می تواند یکی از چهار مبلغ مورمون را که تازه به مجموعه آپارتمان او نقل مکان کرده اند اغوا کند. وی به عنوان اثبات اغوای موفقیت آمیز خود ، قول می دهد لباس زیر مخصوص فتح مورمون خود را بازگرداند.

Queerly Ever After # 37: LATTER DAYS (2003)
منبع: انتشار TLA

البته ، مانند دیگر فیلم های این دوران که حول یک شخصیت می چرخند و شرط می بندد که او می تواند شخصیت دیگری را جلب کند ، کریستین در نهایت عاشق هدف خود ، پیر آرون دیویس می شود (استیو Sandvoss) ، که سالها راز جنسیت خود را نگه داشته است. نویسنده / کارگردان فیلم سی جی کاکس، برخی از بزرگسالی جوان خود را به عنوان مبلغ مورمون سپری کرد ، قبل از اینکه از کمد لباس بیرون بیاید و سبک زندگی پلیبوی را در غرب هالیوود داشته باشد.

دین و جنسیت

تمرکز اصلی این فیلم البته موضع گیری منفی کلیسای مورمون در مورد همجنس گرایی است. آرون زندگی خود را در مخفی کردن گنجه سپری کرده است زیرا می داند که بیرون آمدن می تواند وی را از کلیسا تکفیر کرده و توسط خانواده اش رد شود. چیزی که این فیلم همیشه در آن برتری نداشت ، به درستی مرز بین کمدی و درام بود. رابطه ای که با یک شرط بندی آغاز شده از نظر اخلاقی از نظر ذاتی اشتباه است ، این لایه اضافی را به وجود بیاورید که مریض مسیحی در واقع می تواند عواقب سنگینی برای او به همراه داشته باشد ، و این لحن شیطانی تری به آن می بخشد. بله ، این خوب و خوب است که مسیحی در واقع به هارون افتاده است ، اما او هرگز واقعاً مجبور نیست با نتیجه اقدامات خود روبرو شود. این باعث تعجب من می شود ، آیا شرط بندی حتی یک نکته ضروری بود؟ هارون قبلاً می دانست که او همجنسگراست ، این فیلم به راحتی می توانست به دو مرد اجازه دهد بدون تدبیر داستان ، عاشق ارگانیک شوند. از این گذشته ، آنها همسایه هایی بودند که مدام به یکدیگر می دویدند و به یکدیگر نزدیکتر می شدند. خیلی اوقات ، به نظر می رسد که فیلم خود شرط بندی را فراموش کرده است.

همانطور که اشاره کردم ، کریستین واقعاً هرگز با عواقبی روبرو نمی شود ، اما آرون قطعاً چنین می کند. بعد از اینکه این دو توسط هم مبلغین خود بوسیدند (جوزف گوردون-لویت، راب مک الهنی، و دیو پاور) هارون با شرم به خانه فرستاده می شود. در این مرحله است که فیلم از قلمرو کمدی خارج می شود و کاملاً وارد درام می شود. هارون که اکنون یک مریض است ، در خانه افسرده می شود.

Queerly Ever After # 37: LATTER DAYS (2003)
منبع: انتشار TLA

مادرش ، گلادیس (مکان مری کی) ، به سختی می تواند به او نگاه کند و از تماس تلفنی وی با تماس کریستین و پدرش ، فارون امتناع می ورزد (جیم اورتلیب) ، یک عضو عالی رتبه کلیسا ، حتی تحمل حضور در یک اتاق با او را ندارد. به بیان خلاصه ، پدر و مادرش آدم های افتضاحی هستند. هارون پس از یک بحث و جدال به خصوص با مادرش ، تصمیم می گیرد که به اندازه کافی سیر شده و تیغ صاف را به مچ خود می کشد. پدر و مادرش پس از اقدام به خودکشی ناموفق ، او را به نوعی کلینیک توانبخشی / درمانگاه تبدیل که در آنجا مجبور به حمام یخ و انجام کارهای سنگین می شود ، می فرستند. البته ، او سرانجام فرار می کند و با کریستین پیوند می یابد.

هالیوود غربی

چیزی که من از این فیلم قدردانی کردم این است که هر دو مسیحی و هارون در خارج از دوران عاشقانه جوان خود زندگی کرده اند. هر كدام دوستان و اهداف خاص خود را داشتند. کریستین ، همانطور که در پاراگراف ابتدایی ذکر شد ، در این فیلم سه دوست صمیمی دارد: جولی ، یک خواننده مشتاق که هم اتاقی او نیز هست ، اندرو و تراسی. هر چهار آنها همکار یک رستوران متعلق به لیلا حامی هستند (ژاکلین بیست) این شخصیت ها ، به کاکساعتبار هر کس با شخصیت های شخصی خود به خوبی تهیه شده است. جولی یک خواننده / ترانه سرا مصمم است که سخت تلاش می کند تا یک قرارداد ضبط کند ، که در نهایت در آن موفق می شود ، تراچی بازیگر پیوند نیویورک و مشتاق است ، که از LA متنفر است ، اما او همچنین از NYC متنفر است و اندرو یک همجنسگرای مثبت HIV مردی که در اوقات فراغت خود یک وعده غذایی برای افراد مبتلا به ایدز اجرا می کند. در طرف دیگر ، مبلغان همکار هارون چندان سرحال نیستند. در حقیقت ، تنها دیگری که واقعاً به او شخصیت داده می شود ، است گوردون-لویتبزرگتر ریدر ، که یک احمق متکبر و تند سر است.

در نتیجه گیری: روزهای آخر

این فیلم همیشه نمی داند که می خواهد یک درام باشد یا یک کمدی ، اما در واقع هر دو بودن موفق نیست. همچنین ، در یک ساعت و 47 دقیقه ، اغلب بیشتر از آن احساس می شود ، گویی فیلم با وجود اینکه در واقع داستان کاملاً کاملی دارد ، طرح کافی برای ادامه زندگی را ندارد. این فیلم بدی نیست ، اما همچنین عالی نیست. اگر نسبت به فیلم های اولیه مانند این نوستالژیک احساس می کنید او فقط همین است، پس این برای شماست.

Latter Days در 30 ژانویه 2004 در ایالات متحده آمریکا به نمایش درآمد. برای سایر تاریخ های انتشار ، اینجا را ببینید.


روزهای آخر را تماشا کنید

https://www.youtube.com/watch؟v=ZuQe-6Za_K8

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن بازیگر ، نویسنده و کارگردان از شهر نیویورک است. وی لیسانس خود را در رشته های فیلم ، تلویزیون و رسانه های تعاملی و هنرهای تئاتر از دانشگاه Brandeis دریافت کرد. او عاشق این است که هرکسی را که با لیست های بی پایان خود از حقایق جالب و دانش تاریخ فیلم گوش می دهد ، تنظیم کند. او را در توییتر و اینستاگرامamandajanester دنبال کنید

جشنواره فیلم Fantasia 2020: اشیاER کاغذی

به دلایلی که بیش از واضح است ، سینمای ورزش های رزمی همیشه در اوج قدرت جسمی خود بر شخصیت ها تمرکز کرده است. نشستن Ip Man 4: The Finale، فراموش کردن آن آسان است دونی ین در واقع در اواخر پنجاه سالگی است ، اما هنوز هم با همان سطح ظرافتی که برای اولین فیلم فرانچایز ، بیش از یک دهه پیش انجام داد ، حرکت می کند. و علی رغم اینکه اوایل سال تقویم 66 ساله شد ، جکی چان قرار است در یکی دیگر از بازی کند داستان پلیس فیلم (در حال حاضر برای اکران 2022 تنظیم شده است).

این واقعیت که به نظر می رسد سن در این نوع فیلم ها ارز بی معنی است ، مطمئناً شاهدی بر تعهد مجریان فوق در حفظ هیکل آنها است. اما همچنین به ماهیت تحول آفرین سینما اشاره دارد و اینکه این رسانه چگونه باعث می شود چین و چروک ها و لک هایی که بدن انسان با گذشت زمان تحمل می کند را فراموش کنید. که در ببرهای کاغذی، بائو ترنس هیچ قصدی برای پنهان کردن این نقص ها ندارد ، و واقعیت های تلاشگر یک رزمی کار پیر را کاملاً پذیرفته است. نتیجه فیلمی است که در واقعیت احساس عجیب و غریبی می کند ، در حالی که هنوز هم قادر به ایجاد حس تخیل است که انتظار می رود از ژانر ورزش های رزمی انتظار داشته باشیم.

جشنواره فیلم Fantasia 2020: اشیاER کاغذی
منبع: جشنواره فیلم Fantasia

این فیلم سه اعجوبه قبلی کونگ فو را دنبال می کند – دنی (آلن یوی) ، هینگ (ران یوان) ، و جیم (میکل شانون جنکینز) – که پس از مرگ استاد سابق خود ، سیفو چونگ دوباره به هم پیوستند (راجر یوان) حتی اگر رابطه آنها با یکدیگر مخدوش باشد ، آنها مجبور می شوند که گلایه های خود را کنار بگذارند تا مشخص کنند دقیقاً چه اتفاقی برای استاد افتاده آنها افتاده است ، و چه کسی ممکن است مسئول مرگ وی باشد. این باعث می شود آنها دوباره با صحنه هنرهای رزمی شهر در ارتباط باشند ، با صفحه متیو ارائه یک عملکرد بسیار به یاد ماندنی به عنوان یک رقیب رسمی دوست داشتنی.

قاب بندی زمان به عنوان دشمن

از همان لحظه اول که می بینیم هینگ لنگش را به روی بزرگراه دنی می اندازد ، مشخص است که زمان یک دشمن است ببرهای کاغذی. این دلیلی است که قهرمانان فیلم در مقایسه با خود قبلی خود از نظر جسمی دچار کوتاهی می شوند و به عنوان مانع اصلی عمل می کنند که در نهایت باید از آن عبور کنند. هر صحنه جنگ در فیلم به عنوان یک مبارزه فیزیکی برای این ورزشکاران سابق میانسال طراحی شده است اما در واقع تمثیلی برای پیگیری آنها به نوعی برگرداندن ساعت است. نه تنها معکوس کردن زمان بر روی بدن پیر ، بلکه در وضعیت روحی و روانی آنها ، که با گذشت سالها به همان اندازه خورده شده است.

جشنواره فیلم Fantasia 2020: اشیاER کاغذی
منبع: جشنواره فیلم Fantasia

این به ویژه در مورد دنی ، که زندگی شخصی خودش با پشیمانی های گذشته روبرو شده است ، صادق است ، این روابط از طریق رابطه ای که او با پسر خود دارد ، تقویت می شود. این مسئله همچنین در رابطه شکسته بین دنی ، هینگ و جیم نشان داده می شود ، که به نوبه خود ، در تعاملات فراق آنها با سیفو چونگ نیز تأثیر دارد. هر رابطه ای ، چه خوب و چه بد ، مجبور بوده است با آزمایش زمان ، که بزرگترین چالشی است که این شخصیت ها باید با آن روبرو شوند ، آب و هوا می شود. ترنس از زمان به عنوان شرور اصلی فیلم استفاده می کند و به آن اجازه می دهد تا در همه وجوه روایت خود نفوذ کند. بار جسمی زمان ممکن است بارزترین شاخه این درخت باشد ، اما مطمئناً تنها شاخه موجود نیست.

رقص و رقص که عمداً کامل نیست

وقتی نوبت به رقص اکشن فیلم می رسد ، کن کویتگوا وظیفه دشواری دارد که با ظرافتی که از یک فیلم هنرهای رزمی انتظار می رود ، بتواند واقعیت های سخت میانسال و نامناسب بودن را متعادل کند. دعوا باید به نظر برسد به سن آنها ، به اصطلاح ، در حالی که هنوز هم از نظر زیبایی شناسی دلپذیر است. این تعادل به وضوح بدست آمده است کویتگوا به طور مداوم کمبودهای هر جنگنده را به مخاطبان یادآوری می کند ، در حالی که هرگز به طور کامل از توانایی خود دور نمی شود

در بیشتر موارد ، هر ترکیبی مایع از ضربات و مشت با این تصدیق که این رگهای فیزیکی مسافت پیموده شده را طی سالها جمع کرده اند ، همسو می شود. مسافت پیموده شده خود اغلب از طریق بسیاری از لحظات خنده دار فیلم به تصویر کشیده می شود ، همه در حالی که درجه ای از جدیت را حفظ می کنید که هرگز صحنه ای را به هیچ وجه از تمسخر خارج نمی کند. تقریباً یک کیفیت ضربات دفاعی در کوروگرافی اکشن فیلم وجود دارد ، که شاید یک اشاره به فیلم های اکشن کلاسیک هنگ کنگی باشد که تران با تماشای آن بزرگ شده است. وای و یوان به ویژه در نمایش تسلط و مبارزه در صحنه های مبارزه مربوطه ، که کاملاً متناسب است ، چشمگیر هستند ببرهای کاغذیموضوع اصلی روایت

افکار نهایی

یک قدم به عقب ، آنچه باعث می شود ببرهای کاغذی چنین فیلمی منحصر به فرد این است که فیلم های جمعیتی خاصی را ضبط می کند که بندرت (هرگز) روی صفحه می بینیم. یعنی گروهی از ورزشکاران پیر که هنوز علاقه زیادی به ورزش های رزمی دارند اما دیگر نمونه های بدنی گذشته نیستند. انداختن این داستان در محیطی در آمریکای شمالی فقط آن را خاص تر می کند ، و ترنس واقعاً به عنوان یک کارگردان که دست به دستکاری می کند و به طناب شخصی برای او برخورد می کند ، می درخشد. حتی بدون خواندن یادداشت های مطبوعاتی فیلم ، ببرهای کاغذی با یک احساس اشتیاق ساخته شده است که فقط می تواند ناشی از یک فیلمساز باشد که مشتاق بیان خلاقیت صمیمی خود است. ترنس آن وسیله بیان را در می یابد ببرهای کاغذی، که مطمئناً برای اولین حضور در یک فیلم سینمایی چشمگیر است. دنیا مشتاقانه منتظر کار بعدی او خواهد بود.


ببرهای کاغذی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ویلسون کوونگ

ویلسون کوونگ

ویلسون یک علاقه مند به سینما است که از تورنتو کانادا خارج است. او با نوشتن افکار تصادفی درباره سینما در اینترنت از کار روزانه خود فرار می کند. اگرچه او تمایل زیادی به سینمای هنگ کنگ دارد ، اما خود را به طور كلی مدافع سینمای آسیا می داند. او از سال 2005 هر ساله در جشنواره بین المللی فیلم تورنتو شرکت می کند و کارهای بیشتری را می توان در وب سایت وی یافت: www.wilson-kwong.com.

SHITHOUSE: یک تجربه Cathartic در Ugly Beautiful

“همیشه قبل از طلوع آفتاب تاریک است.” سخنان هاروی دنت حرف هایی است که فراتر از صفحات رمان های گرافیکی و ابرقهرمانان است ، واقعیت را در بدترین حالت خود محصور می کند ، همه در حالی که به چشم انداز آینده متمرکز است. برای بسیاری ، ما باید خود را از مناطق آسایش خارج کنیم ، و خود را در منطقه ای ناآشنا قرار دهیم ، خط شکست و موفقیت را از بین ببریم. برای اکثر ما ، با بسیاری از این لحظات زندگی روبرو خواهیم شد ، جایی که دیگر نمی توانیم برای تصمیم گیری خود به دیگران اعتماد کنیم ، جایی که دیگر نمی توانیم در آغوش راحتی و پیش بینی باشیم. برای بسیاری ، اولین باری که ما این لحظه را تجربه می کنیم این است که ما از خانه خارج می شویم و بزرگسالی – دانشگاه را می پذیریم.

کالج یک تجربه آزادکننده است ، در جهشی که باید ترسناک باشد اما در تجربه هایی که نوید می دهد نشاط آور است. اگرچه برای برخی ، فشار خارج از منطقه راحتی می تواند یک سیاهچاله فراگیر باشد. شیثوس، از نویسنده و کارگردان کوپر رایف، آخرین درام دانشگاهی است که این موضوع را به منصه ظهور می رساند ، و به کسانی که ممکن است خود را در اینجا به تصویر بکشند مهلتی برای تنهایی ارائه داده است که آزادی تازه وارد آنها ارائه داده است. جایی که برخی از آنها شکوفا می شوند ، دیگران در این مسیر برجستگی هایی پیدا می کنند.

شکستن برزخ

شیثوس با الکس باز می شود (ریف) ، مرد جوانی سال اول تحصیل خود را شروع می کند. هنگامی که الکس برای اولین بار در دانشگاه می گذرد یا چالش های موجود در کلاس ، بینندگان با او آشنا نمی شوند. بلکه در یکی از ناخوشایندترین لحظات او با همه ما روبرو می شویم – نشستن با هم اتاقی دانشگاهش (لوگان میلر) او به وضوح از خودش یا محیط اطرافش مطمئن نیست ، کمی چنگال کودکی را که به او چسبیده است. همانطور که به نظر می رسد او در حال صحبت با سگ است ، یک رفتار ناخوشایند فوری دارد ، رفتارهای کودکانه مطابق با برداشت های اول با این حال ، این فقط حیوان پر شده نیست که ناجور بودن را پر می کند ، بلکه عدم توانایی در برقراری ارتباط و تسهیل رابطه با هم اتاقی اش است. همانطور که او سعی می کند او را مخاطب قرار دهد ، حضور در آنجا وجود ندارد زیرا هم اتاقی برای تعامل کم می کند و در هنگام مکالمه هدفون های خود را روشن نگه می دارد. الکس هم اتاقی ایده آل او نیست و پیام با صدای بلند و واضح خوانده می شود. ناخوشایند نیز در اینجا متوقف نمی شود.

SHITHOUSE: یک تجربه Cathartic در Ugly Beautiful
منبع: IFC Films

خوشبختانه برای الکس ، او مگی را ملاقات می کند (دیلن گلولا) ، و به همان سبک دانش آموز بی دست و پا به روش خود و RA برای کف ، که دعوت او برای یک شب ایستادن دنیای الکس را دور می زند. بین این دو شخصیت ، یک رابطه عمیق و آسیب پذیر ایجاد می شود ، خاطرات کودکی ، جاه طلبی ها ، ترس ها و خداحافظی لاک پشت بر سر شراب و سافت بال باعث ایجاد رابطه ای می شود که نه فهمیده بودند که آنها چه نیازی دارند و چه می توانند داشته باشند. با این حال ، به نظر سرعتی که به نظر می رسد ، گاهی اوقات چیزهایی که بیشتر از همه به آنها نیاز داریم زشت می شوند و کثیف می شوند – کاری که شما بعد از آن انجام می دهید واقعاً ما را می شمارد و شکل می دهد.

آه چه شبی

شیثوس (که به معنای واقعی کلمه به عنوان یک مکان بسیار ناخوشایند تعریف می شود) کثیف می شود ، نه به معنای واقعی حزب مهمانی دانشگاه ، حتی اگر خانه مهمانی فیلم این فیلم “Shithouse” نامیده می شود ، بلکه در اتصال انسان است. این در مورد بزرگ شدن ، انشعاب یافتن و مواجهه با آنچه ما را می ترساند ، مسیرهای ما را به تلاطم و درگیری می کشاند. بسیاری از آن اجتناب می کنند ، اکثر آنها حتی نمی دانند که به آن نیاز دارند. از نظر مگی و الکس ، هر دو در مکان های ناخوشایندی قرار دارند ، هر کدام قادر به حرکت نیستند ، اما می دانند که نمی توانند برگردند. آنها نمی توانند به خانواده ها یا خانه هایشان برگردند. آنها نمی توانند برگردند تا موقعیت هایی را که منجر به این مرحله شده است ، خنثی کنند. تنها کاری که آنها می توانند انجام دهند این است که غم و اندوه خود را با هم ادغام کنند ، و برای یافتن آنچه زیبا است از کنار آنچه وحشتناک است عبور کنند.

در این فیلم یک توانایی نسبی وجود دارد که از توصیف آن در محیط دانشگاه فراتر می رود و خود را برای یک شربت از شرایط در طول زندگی قابل استفاده می داند. کالج که بسیار قابل گفتگو است ، یک نکته اصلی برای تمرکز برای دسترسی به مخاطبان در هر سنی بود. از ریزترین جزئیات تا فرضیه اصلی فیلم ، کمی چیز در همه وجود دارد.

مانند شخصیت های آن ، شیثوس فیلمی نیست که در آن بلافاصله راحت باشید ، خواه خاطره ای از خودتان و دیگران در آنچه به تصویر کشیده می شود یا از احساساتی که برای الکس احساس می کنید. شیثوس فیلمی است که به سرعت روی شما رشد می کند ، بی حرکتی الکس که از طریق سلولوئید به ستون فقرات شما نفوذ می کند. همانطور که می بینید الکس و مگی شروع به باز شدن یکدیگر می کنند ، شما نیز در حال اسکان خواهید بود.

SHITHOUSE: یک تجربه Cathartic در Ugly Beautiful
منبع: IFC Films

شیثوس همچنین یک الگوی معکوس برای الکس ارائه می دهد که قابل تحسین است. الکس شامل نقشی است که به طور معمول برای زنان اختصاص دارد ، بردن حیوانات شکم پر به دانشگاه و صحبت با آنها و ارسال چندین پیام کوتاه (منظور من مقادیر ناپسند است) – شرمساری اضافی برای او ایجاد می کنید خصوصاً اگر قبلاً در چنین شرایطی قرار گرفته اید . او مرد معمولی شما در کالج نیست که به دنبال مهمانی و خوش شانس بودن است. بلکه کمی زنانه و آسیب پذیر است. او با اطمینان از اینکه تجربه آنها با او مطابقت دارد ، از زنان می پرسد که چه چیزی را دوست دارند. او از گریه نمی ترسد و از دوست داشتن هم نمی ترسد. اما در جهانی که دیدگاه خاص خود را درباره چگونگی او دارد ، نقاط قوت او به مبارزات او تبدیل می شود.

ریف نه تنها کارگردان و نویسنده فیلم بلکه ستاره آن نیز به یک تهدید سه گانه تبدیل می شود. او یک آسیب پذیری عمیق و ناشیانه ای را برای الکس به ارمغان می آورد که فریاد می کشد تا مورد توجه قرار گیرد. یک رزرواسیون نیز وجود دارد که عملکرد او را همراهی می کند ، باورپذیری شخصیت او و همچنین محیطی را که در آن غرق شده است هدایت می کند. دیلن گلولا به همان اندازه موثر است که باعث ایجاد بی نظمی و آسیب پذیری می شود که توسط لبه های خشن زندگی پوشانده شده است. شیمی بین این است که چشم در طوفان باشد ، مغناطیسی و نقطه کانونی است که شما را با “اراده می کند ، نمی کند” جذب می کند.

نتیجه گیری: Shithouse

یک تجربه Cathartic وجود دارد شیثوس به مخاطبان خود وام می دهد ، یک مطالعه شخصیت نه در شخصیت ها بلکه در مورد شخصیت احساسات است. تنهایی ، ترس و تردید هر یک موجودیت خاص خودشان هستند که همه باید با آنها روبرو شویم و گذشته را رد کنیم. آنها همیشه حضور دارند ، اما اگر اجازه دهیم آنها فقط سلطه بر زندگی ما دارند. و هنگامی که آنها را تسخیر می کنند ، برای همیشه نیست. بعضی اوقات برای دیدن فرصت هایی که آینده در اختیار داریم به نوردهی نیاز داریم.


Shithouse را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

دور از هایپ: گربه ها

گاهی اوقات ، یک فیلم منتشر می شود و هیاهوی / جنجال پیرامون آن خیلی زیاد است که فیلم از زیر آن خارج شود. گاهی اوقات این بدان معناست که ما در سینما با انتظارات و تصوراتی از پیش تصور می کنیم که نمی توانیم فرار کنیم.

Away from the Hype یک سریال در حال انجام است که برخی از این فیلم ها را سالها دور از اکران اولیه خود بررسی می کند تا ببیند آیا بدون وجود همه شیشه های هیاهو ، انتظار و جنجال ، فیلم ها در واقع خوب هستند یا خیر.

گربه را در کیسه نگه دارید

وقتی اولین تریلر برای گربه ها افتاد ، آن مانا از آسمان بود که به صورت آنلاین بصورت آنلاین انجام می شود ، آن گروه بدبین و خلاق ترین افرادی که می توانند یک میم را در چند ثانیه شلاق بزنند و هر چیزی را به یک کمدی سورئال تبدیل کنند. با این حال ، ساخت آن به نوعی غیرممکن بود گربه ها سورئال تر از آنچه که در گذشته بود.

اینکه کسی فکر کرده بود این ایده خوبی است: اقتباسی از نمایش موزیکال ، گیج کننده بود گربه ها با بازیگرانی که در نقش گربه ها محدود شده اند و استعدادهای متنوعی از جمله آنها بازی می کنند Dame Judi Dench، Jason Derulo، Rebel Wilson، Jennifer Hudson، Taylor Swift، و ادریس البا. مثل اینکه کسی برای بردن شرط بندی آن را به زمین زده و همه چیز از کنترل خارج شده است.

دیدن آن تریلر باعث تعجب من شد که چگونه فیلم از پیش تولید گذشته است. مطمئناً وقتی آنها اولین آزمایش های CGI را انجام دادند و فهمیدند که چقدر این گربه های برهنه و بدون دستگاه تناسلی با چهره افراد مشهور که به نوعی روی سرشان معلق هستند چقدر امری ناپسند است ، کسی باید می گفت که آنها باید شاخه را بکشند . یا آن را کاملاً متحرک سازید و آنها را گربه های واقعی کنید تا مکروهات خدا.

دور از هایپ: گربه ها
منبع: تصاویر جهانی

وقتی فیلم اکران شد ، از آن صرف نظر کردم. بخش عمده ای از این امر به این دلیل بود که این فیلم در همان روز به طور غیر قابل توضیح اکران شد جنگ ستارگان: ظهور اسکای واکر، و همچنین به این دلیل که در اعماق وجودم می دانستم که برای قدردانی واقعی از آن ، لازم است که آن را دور از هیاهو ببینم.

گربه ها (2019)

لعنتی

انتظار نداشتم اینقدر از این متنفر باشم. من فکر کردم ، از تریلرها و واکنش های انتقادی دیگر ، این فیلم های خوب آن بسیار بد است اتاق یا ترول 2. آنچه انتظار نداشتم این حمله بی امان به حواس من بود.

در شانزده دقیقه از این زمان ، یادداشت های من می خوانند: این فیلم به من حمله می کند. این هیچگونه تعویض ، رحمت و داستانی برای من ایجاد نمی کند.

دو هفته است که آن را تماشا نکرده ام و سرانجام آنقدر آرام شده ام که با نوعی عقلانیت بنویسم. این دو هفته با دو چیز نقطه گذاری شد: آواز “حافظه” و پرسیدن جهنم چیست.

مسئله ژلیكل واقعاً در راس احساسات بد من نسبت به این فیلم است. دو آهنگ نفس کشیده تعریف می کنند که گربه ژلیکول چیست ، یکی در آغاز و دیگری در وسط. هر دو فقط لیست های بی انتهایی هستند که هیچ چیز را روشن نمی کنند. کلمه Jellicle در سرتاسر دنیا ارائه شده است ، گویی چیزی است که باید فوراً آن را درک کنیم ، اما اگر جهان سازی در داستان شما به اندازه کافی قوی باشد که بتواند مردم را از طریق سرنخ های زمینه ای یا توضیح مختصر درک کند ، بسیار خوب است. اما با گربه ها، آنها آهنگی را برای شما تعریف می كنند كه معنی ژلیكل را مشخص می كند و این به نظر می رسد كه ژلیكل واژه ای باشد كه گربه ها از آن برای گربه ها استفاده می كنند ، فقط برای اینكه آهنگ شروع به صحبت در مورد گربه های ژلیكل كند ، گویی كه ژلیكل به نوعی گربه اشاره دارد. با این حال ، شعر کاری جز توصیف گربه ها از نظر تاریخچه ، فرهنگ عامه و چیزهای عمومی گربه ندارد.

آیا می توانید با جارو به مکان های بسیار دور سوار شوید؟
با شمع ، با کتاب و با زنگ آشنا هستید؟
دوست ویتینگتون بودی؟ دستیار Pied Piper؟
آیا شما دانش آموخته بهشت ​​یا جهنم بوده اید؟

منظورت مثل خرخر است؟
آیا شما مانند سیاهگوش لاغر هستید؟
آیا اشتیاق دارید که وقتی بوی موش می گیرید دیده شوید؟
کجا هستید که فرعونها به ابوالهول سفارش می دهند؟
اگر بودی و هستی ، تو گربه ژله ای هستی

هیچ چیزی در این مورد باعث نمی شود که فکر کنم گربه ژله ای فقط یک گربه نیست. فقط یک گربه معمولی.

دور از هایپ: گربه ها
منبع: تصاویر جهانی

سپس فکر کردم ، شاید ژلیکل نام قبیله آنها باشد. فیلم با قهرمان چشم چشم ما که ویکتوریا به خیابان پرتاب می شود و توسط این گربه های ژله ای گرفته می شود ، آغاز می شود. آنها به این روش عجیب و فراموش نشدنی فراموش نشدنی که هر آهنگی در این فیلم ارائه می شود ، به جز “حافظه” ، که یک ضربه محکم است ، برای او آواز می خوانند.

این گربه ها که او را به داخل می کشند ، گربه های ژله ای هستند. دلیل آن این است که Jellicle ممکن است به معنای گربه های خیابانی باشد مانند وضعیت جت و کوسه ها ، و ما قصد داریم با سایر گروه های گربه ای که قصد حمله به ما را دارند با توصیف آنچه آنها را به یک نوع دیگر از گربه ها حمله می کند ، ملاقات کنیم.

من اشتباه میکردم. من فکر می کنم.

ببینید ، مسئله وقتی پیش می آید که طرح فیلم خودش را نشان می دهد. و من از کلمه plot به قدری سبک استفاده می کنم که اگر همین حالا روی مانیتور خود بیایید ، کلمه از بین می رود.

طرح این است که در طی یک توپ سالانه ، یکی از گربه های قدیمی یک گربه را انتخاب می کند تا به لایه Heaviside صعود کرده و دوباره متولد شود. برای اثبات ارزش خود برای این جایزه باید حدس بزنید که یک آهنگ بخوانید. مثل اینه که آمریکا بدست آورد استعداد اگر داوران برهما و آنوبیس بودند.

حالا ، اینجا جایی است که سرم شروع به درد می کند. این توپ Jellicle Ball نامیده می شود ، که در طول Jellicle Moon اتفاق می افتد و انتخاب گربه خوش شانس برای مرگ و رفتن به بهشت ​​به عنوان Jellicle Choice شناخته می شود. تا اینجای کار ، ژلیکول

با این حال ، نیمه اول فیلم معرفی ویکتوریا به رقبای Jellicle Ball است که همه آنها گربه Jellicle نیستند. آنها گربه خیابان خیابان جیمز ، گربه گومبی ، گربه پر زرق و برق ، گربه قطار ، گربه تئاتر و گربه مرموز هستند.

و این دوباره من را به مسئله اصلی بازمی گرداند. کلمه Jellicle در این فیلم 128 بار گفته و خوانده شده است و در هیچ مقطعی صد در صد معنی آن مشخص نیست.

اگر می خواهید گربه ها را Jellicle Cats بنامید ، Ball ، Moon و Choice را چیز دیگری صدا کنید. به نظر می رسد که آنها در ادامه فیلم از بین بردن نام های عجیب و غریب از الاغ خود مشکلی ندارند. فیلمی با شخصیت هایی چون بوستوفر جونز ، آقای میستوفلیز ، مونکوستراپ و جنیانیدوتس ثابت کرده است که واژگان لازم را برای جلوگیری از نامیدن همه چیز به اسم Jellicle دارد.

دور از هایپ: گربه ها
منبع: تصاویر جهانی

این از یک مشکل عظیم در این فیلم صحبت می کند ، که بسیار ناامید کننده است. با نادیده گرفتن بمباران کلمه Jellicle ، این فیلم موزیکالی متشکل از آهنگ های کاملا فراموش نشدنی است. صدای همه آنها یکسان است زیرا اکثریت آنها همان کار را انجام می دهند: معرفی یک شخصیت.

طبق صفحه ویکی پدیا ، 20 آهنگ در این فیلم وجود دارد. ده نفر از آنها در حال معرفی شخصیت ها یا توصیف آنها هستند. آنها الگوهای خاصی را دنبال می کنند به این دلیل که شخصیتی دارند به نام خودشان نامگذاری می شوند و سپس آنها را توصیف می کنند که چه کسانی هستند و چه کاری انجام می دهند. و این تمام است. این مانند رفتن به یک کارکرد شرکتی است ، و رئیس شما را مجبور می کند یک یخ شکن را در جایی که ایستاده اید ، خود را معرفی کنید و یک واقعیت جالب راجع به زندگی خود به اشتراک بگذارید. فقط این در آهنگ است و این آهنگ توسط مردم گربه CGI’d عجیب و غریب در میان خوانده می شود ، در یک مورد ، دسته ای از بدترین سوسک های CGI که ​​تاکنون در فیلم قرار گرفته اند.

به غیر از “حافظه” ، هیچ یک از آهنگ های دیگر در هنگام تماشا هیچ اثری از شما باقی نمی گذارد. آنها خیلی کسل کننده و بی امان هستند. آنها در بعضی موارد به شما حمله می کنند یا در موارد دیگر فقط خسته کننده هستند.

و کل چیز بی معنی احساس می شود. من به هیچ یک از شخصیت ها اهمیتی نمی دادم ، و بلافاصله مشخص شد که چه کسی از زمان ظاهر شدن یک شخصیت خاص بر روی صفحه ، Jellicle Choice را دریافت می کند. هیچ خطری وجود ندارد ، هیچ تنش و تعلیقی وجود ندارد. شوخ طبعی بیشتر توسط دو شخصیت ارائه می شود که هر کدام دارای یک ویژگی شخصیت شوخی هستند ، جیمز کوردن شخصیت چاق است ، یاغی ویلسون ناشیانه است

شخصیت اصلی ، ویکتوریا ، توسط یک رقصنده به عنوان ابتکار چشمی بشقاب بازی می کند فرانچسکا هایوارد به او کاری داده نشده است به جز اینکه از همه چیز متحیر باشد و در طی دو سکانس که شخصیت ها آواز و رقص را متوقف می کنند ، برقصد. این نوعی آهنگ از آهنگ ها است ، اما به شکلی است که شکستن دست باعث می شود ذهن شما از پای شکسته شما خارج شود. بر روی صحنه ، این سکانس های باله فرض بر این است که فوق العاده هستند اما توسط هیولاهای CGI اجرا می شوند و مانند گریه آنها را ویرایش می کنند و در وسط اکشن می نشینند مانند این که فیلم دچار مشکل شده و باید دوباره تنظیم شود.

دور از هایپ: گربه ها
منبع: تصاویر جهانی

از نظر مثبت بازیگران جذاب هستند. بازیگران با جذابیت و استعداد طبیعی حتی در پشت تمام افتضاح های CGI به خصوص درخشش پیدا می کنند تیلور سویفت ، جنیفر هادسون ، ادریس البا ، جیسون درولو ، و جودی دنچ. برخی لهجه های وحشتناک کوکنی را درولو و سریع خوب است که به پس زمینه های ویدیوی موسیقی آنها ضربه بزنید تا صحنه های آنها به نوعی کار کند ، آهنگ های فراموش نشدنی را کنار بگذارید. اینها نوازندگانی هستند که می توانند همزمان حرکت کنند و آواز بخوانند ، بنابراین باعث می شوند که این کار عملی شود. آنها باعث تعجب من می شوند که اگر آنها به جای افراد با استعدادی که احتمالاً فکر می کردند ، بازیگران را با مجریان مشابه پر می کردند ، این وضعیت چگونه خواهد بود تام هوپر حداقل برای نامزدی اسکار بر اساس کارنامه قبلی او خوب بود.

“حافظه” هنوز یک هشدار است و جنیفر هادسون وقتی این کار را انجام می دهد همه چیز را به او می دهد حتی اگر در زمان رسیدن به لحظه بزرگ خود ظروف نقره را روی تایتانیک جلا دهد.

من 11 صفحه یادداشت برای این فیلم نوشتم ، و به سختی سطح آنها را برای این قطعه ترک کردم ، بنابراین من قصد دارم برخی از مشاهدات را که احساس می کنم لازم است بیان کنم.

ناهماهنگی عجیبی در نحوه حرکت شخصیت ها در این فیلم وجود دارد. برخی به صورت عادی حرکت می کنند ، دیگران مانند رقصنده و برخی دیگر مانند گربه حرکت می کنند. بنابراین شما باید جیمز کوردن فقط در حال قدم زدن در اطراف ، رقصندگان با تمام بدن خود حرکت می کنند ، و سپس برخی از لوازم اضافی در اطراف زمین می خزند.

لباسی که گربه ها می پوشند عجیب است زیرا بعضی از آنها به طرز باورنکردنی ناراحت کننده ای برهنه هستند ، برخی کفش های ورزشی به اندازه گربه می پوشند ، برخی لباس هایی با قطعات بزرگ دارند مانند دکمه های غول پیکر روی کت که در غیر این صورت متناسب با گربه است شورشی ویلسون در یک نقطه پوست خود را باز می کند تا لباس زیر را نشان دهد. در واقع ، در دو مرحله همان کاری که ابتدا در طول یک آهنگ و رقص انجام می شود ، و سپس دوباره در صحنه دیگری اتفاق می افتد تا او بتواند از شرور فرار کند. ظاهراً ، این فقط کاری است که این نوع گربه ها می توانند انجام دهند و نه فقط یک ویژگی که در صحنه های خارق العاده موسیقی وجود دارد.

دور از هایپ: گربه ها
منبع: تصاویر جهانی

و این همان حدی است که می توانم در مورد آن بنویسم گربه ها.

افکار نهایی – گربه ها

نیچه گفت که وقتی به ورطه خیره می شوی ، توجه داشته باش که گاهی ورطه به عقب خیره می شود. این فیلم پرتگاه است و وقتی گربه ها مستقیماً در دوربین آواز می خوانند ، قطعاً احساس می شود که پرتگاه به عقب خیره شده است.

مخصوصاً با پایان دادن. بعد از اینکه شرور شکست خورد و برنده Jellicle Choice در لوستر پرتاب برای مرگ فرستاده شد ، جودی دنچ همانطور که Old Deuteronomy به دوربین تبدیل می شود و آهنگ بسیار طولانی را در مورد چگونگی خطاب شما به مخاطب ، به مخاطب می پردازد.

این آهنگ با مکث های طولانی بین بیت ها ادامه دارد و ادامه می یابد ، و وقتی احساس می شود مثل آهسته شدن آستین پاورز به پایان رسیده است ، دوباره شروع می شود.

این کاملاً حاوی افتضاح این فیلم است ، فیلمی که سزاوار هر نوع انتقادی است و به دور از هیاهوی تبلیغاتی ، هنوز وحشتناک است تا حدی که احساس می کند به خاطر تماشای آن مجازات می شوید. آهنگ آخر در این فیلم شخصیتی است که اساساً به شما می گوید که در آهنگی که با گربه ها درست صحبت نکرده اید ، هیچ ارتباطی با چیز دیگری که ما تازه دیده ایم ندارد و چیزی به ما نمی دهد.

به دور از هیاهوی زیاد ، این فیلم یک تجربه گروتسک است که باید دید باید باور کرد ، اما درعین حال ، من با وجدان خوب نمی توانم به کسی توصیه کنم که آن را همیشه تماشا کند.

اغلب اوقات نیست که من یک فیلم را با بلند گفتن “Fuck off!” به پایان می رسانم اما با این فیلم ، با خط نهایی خود توانست مرا از لبه بالا ببرد.

فیلم پس از دو ساعت تعجب درباره اینکه گربه ژله ای چیست ، با این خط گفتگو به پایان می رسد: “من واقعاً معتقدم شما گربه ژله ای هستید … گربه دللیک”.

با عصبانیت خودم آماده بودم که گوگل dellicle چیست و بعد فهمیدم که مانند اکثر موارد این فیلم وحشتناک پاسخی نمی گیرم و حتی اگر هم جواب می دهم کمکی نمی کند .

آیا گربه ها را دیده اید؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


گربه ها را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

زیبایی ابدی: سالی هاوکینز دوباره این کار را می کند

“اگر چیزی به نام شادی وجود نداشته باشد ، فقط لحظات افسردگی نیست؟” بنابراین از قهرمان اسکیزوفرنیک می پرسد زیبایی ابدی، ویژگی سال دوم کارگردانی بازیگر ولزی کریگ رابرتز پرتره ای خنده دار و تاریک از رنج و خلسه بیماری روانی ، با جنبه ای دلچسب از اختلال عملکرد خانوادگی ، این فیلم با حسن نیت ارائه می دهد از برخی داستان پردازی های تصویری مبتکرانه و در عین حال اجرای تحول آمیز دیگری از سالی هاوکینز، مادر ملکه توپ های عجیب دوست داشتنی در همه جا.

مسائل خانوادگی

جین (به عنوان یک زن جوان) مرفید کلارک در فلش بک و هاوکینز در بزرگسالی) در روز عروسی خود در محراب رها می شوند – اگرچه یکی مطمئن نیست که آیا مرد مورد نظر در وهله اول وجود داشته است یا فقط یکی از صداهایی است که جین گاهاً در سر او می شنود. در بزرگسالی ، اسکیزوفرنی جین خود را به طرق مختلف نشان می دهد که کاملاً عجیب و غریب است و گاهی اوقات برای دیگران در اطراف او آزار دهنده است – در کریسمس ، او برای خودش هدیه ای برای خانواده اش می خرد تا به او بدهد و سپس رسیدهای بازپرداختش را به آنها می دهد – اما به نظر می رسد این همه جین خودش را آزار می دهد.

خانواده جین ، از جمله مادر سوus استفاده کننده عاطفی ویویان (پنه لوپه ویلتون) و خواهرانش آلیس (آلیس لاو) و نیکولا (بیلی پایپر) ، همه روشهای مختلفی برای برخورد با رفتار جین دارند. آلیس بیش از حد از یک خطا محافظت می کند ، نیکولا در تشخیص خود وسواس دارد تا بتواند از مزایای سلامتی برخوردار شود و ویویان او را در مورد ظاهر ، مسطح بودن و هر چیز دیگری که باعث شود وی ویان نسبت به زندگی خود احساس بهتری داشته باشد ، آزار می دهد. . و در حالی که اقدامات جین گاهی اوقات از مرزهای بی ضرر و خطرناک خطرناک عبور می کند – او ظاهراً در تلاش برای ربودن پسر آلیس ، برادرزاده اش وسواس دارد و حتی به او می گوید که او در واقع بچه او است – در بیشتر موارد ، او از دولت خود راضی است از بودن. صداهایی که در سرش می شنود او را از تنهایی باز می دارد و آگاهی وی از متفاوت بودن به معنای فقدان خودآگاهی به روشی است که تقریباً قابل حسادت است.

زیبایی ابدی: سالی هاوکینز دوباره این کار را می کند
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

زندگی جین با ملاقات با مایک تغییر می کند (دیوید تویس) یک نوازنده دو قطبی که او را از همان کودکی در اتاق انتظار پزشک می شناسد و به طرز بزرگی به سراغش می آید. در زمان رکورد ، جین از طرد او ، به قرار ملاقات با او ، به چنان عاشق شدن با او تبدیل می شود که پیشنهاد ناگهانی او برای ازدواج را قبول می کند ، که باعث ناراحتی خانواده اش می شود. جین معتقد است که آنها فقط باید بهترین چیزها را برای او بخواهند و اگر او خوشحال باشد خوشحال باشند. آنها نگرانند که شروع یک رابطه عاشقانه گردباد با فرد دیگری که دارای بیماری روانی است بیش از فایده آسیب برساند.

دیدنی سالی

زیبایی ابدی تلاش می کند تا به ما یادآوری کند که آنچه برخی به عنوان یک نقطه ضعف می دانند ، توسط دیگران به عنوان یک نقطه قوت قابل مشاهده است. جین به خود می بالد که ترجیح می دهد خودش باشد تا اینکه مانند آلیس باشد ، خواهر عادی او با یک فرزند و همسری که آلیس حاضر به اعتراف نیست با وجود اطمینان مکرر جین از او خیانت می کند. در واقع ، روش متفاوت جین برای دیدن همه چیز او را قادر می سازد تا بسیاری از اطرافیان خود را با بصیرت دقیق تری نسبت به خودشان ببیند و اطمینان می دهد که او هیچ گونه ایرادی در گفتن این موضوع به آنها ندارد.

زیبایی ابدی: سالی هاوکینز دوباره این کار را می کند
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

همانطور که گفته شد ، پیام اسکیزوفرنیا به عنوان ابرقدرت فیلم هر زمان که برادرزاده جین درگیر شود ، کمی تلنگر می شود. بازی های فکری که با او بازی می کند و موقعیت های خطرناکی که او را به وجود می آورد ، از جمله زخمی کردن او هنگام کوتاه آمدن در حالی که او در ماشینش نشسته و سپس تلاش برای پوشاندن آن با دروغ ، استدلال های معتبری ارائه می دهد که جین باید به مصرف داروهای خود ادامه دهد. با این وجود ، دیدن اینکه بیماری روانی در صفحه نمایش به عنوان چیزی که لزوماً نباید “معالجه شود” به تصویر کشیده می شود ، طراوت آور است ، بلکه چیزی است که خود شخص را می سازد … چیزی که نباید با آن مورد تحقیر و ترحم ، بلکه با همدلی و شوخ طبعی رفتار شود. مورد دوم به ویژه در بسیار قوی است زیبایی ابدی، فیلمی که ما را به خندیدن با جین ترغیب می کند اما هرگز به او خنده نداریم و خنده دارترین آن را در دردناک ترین و ناجورترین تعاملات انسانی پیدا می کند.

از بازی های نامزد اسکار او در خوشحال-برو-خوش شانس و شکل آب به نوبه خود به همان اندازه درخشان اما کمتر اعلام شده است مودی و ساخت داگنهام، سالی هاوکینز در حال حاضر خود را به عنوان یکی از با استعدادترین مجریان نسل خود ، با توانایی منحصر به فرد در بالا بردن هر نقشی از صرفاً دمدمی مزاجی به یک شخصیت پیچیده ، تقویت کرده است. فیلمبرداری او شخصیت هایی را خارج از حاشیه جامعه به اصطلاح محترم پذیرفته و به ما نشان می دهد که آنها لیاقت عشق و احترام ما را دارند ، نه تمسخر ما را. کار او در زیبایی ابدی به طور دقیق در این کار متناسب است و در عین حال برای او یک نقطه اوج جدید احساس می شود ، که یک اتفاق کوچک نیست. این کمک می کند تا او توسط یک بازیگر حامی احاطه شود که به همان اندازه در چالش است ، به ویژه ثولیس به عنوان مردی که ممکن است بسته به مکانی که در اتاق قرار دارید خبر خوب یا بدی باشد.

زیبایی ابدی: سالی هاوکینز دوباره این کار را می کند
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

رابرتز دنیای منحصر به فرد جین – چه در داخل و چه در خارج از سر او – را با استفاده جسورانه از رنگ ارائه می دهد. جین قبل از اینکه در محراب رها شود ، با لباس آبی پررنگ و جسمی که باعث می شود احساس یک شاهزاده خانم کند ، وارد مسابقات زیبایی شد ، هرچند که ناشی از بی قراری اجتماعی او باعث می شد هرگز برنده هیچ یک از آنها نشود. پس از آن ، او زندگی خود را بیشتر با لباس سفید شسته ، یادآور لباس عروسی که در آن روز سرنوشت ساز پوشیده بود ، ادامه می دهد ، در حالی که خواهران او با قرمزهای پررنگ (آلیس) و سبزها (نیکولا) در ارتباط هستند. هنگامی که جین به خوبی انجام می شود و احساس می کند که زندگی خود را کنترل می کند ، آبی های روشن شروع به بازگشت به زندگی او می کنند ، این نشانه این است که او حتی در مواجهه با اختلال در کار مداوم خانواده ، برخی از شدت جوانی خود را بازیابی می کند. علاوه بر این ، استفاده خلاقانه از قصه گویی بصری ، از جمله اجازه دادن به جین برای دیدن سوراخ دیواره در گذشته و آشکار کردن یخچال با اندام های بریده شده پس از اینکه جین همه افراد در یک مهمانی خانوادگی را به آدم خواری متهم کرد ، به زنده بودن تخیل جین کمک می کند.

نتیجه

در حالی که خط داستانی و پیام در سراسر صفحه ثابت نیست ، زیبایی ابدی با این حال یک فیلم لذت بخش با نیت های تحسین برانگیز است ، که با کار حساس و برجسته ساخته شده است هاوکینز و بازیگران پشتیبان او.

شما چی فکر میکنید؟ به نظر شما کدام یک از بهترین تصاویر بیماری روانی در صفحه است؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

زیبایی ابدی از جمعه ، 2 اکتبر در سینماهای منتخب و بر اساس تقاضا در ایالات متحده و انگلیس در دسترس است. شما می توانید تاریخ اکران بین المللی بیشتری را در اینجا پیدا کنید.


زیبایی ابدی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ کشنده ساخته است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن یا نوشتن درباره فیلم ، معمولاً می توان او را در توییتر با وسواس در مورد فوتبال دید.