نظریه توطئه ها: آنچه سینمای پارانوئید در مورد خود ما به ما می گوید

اگر این یکی را شنیدید مرا متوقف کنید.

گروهی از مردان و زنان چشم بسته ، كلماتی را شنیدند كه در جنگل بودند و برای یافتن آن ، جنگل متراكم را شجاع می كردند. آنها به جایی می رسند که منشأ پوسته پوسته شدن در فاصله کمی از چوب قرار دارد. آنها در یک دایره حرکت می کنند و قسمت های مختلف این موجود اسرارآمیز را لمس می کنند. آنها شروع به گزارش توضیحات خود به یکدیگر می کنند. یک مرد به هموطنان خود فریاد زد: “سلام ، من اعتقاد دارم که این یک دسته از مواردی است که ما روی آن اتفاق افتاده است!” مرد دیگری فریاد می زند: “نه! این یک مرد سیاه در تلاش برای آزار و اذیت و تهدید ما در مورد اشیاء پرواز ناشناس است. ” هنوز ، یک زن با عصبانیت درست فریاد زد ، “نه! نه! نه! این دومین تیرانداز روی گره چمن است! ” تجربه ذهنی هر فرد از آنچه توصیف می کردند منجر به توسعه بعدی فرقه های مختلف مذهبی آنها شد که هر یک دارای آیین های متمایز ، معیارهای اخلاقی ، خدایان (ع) و درصد های دهم بودند. آنها هرگز نتوانستند اختلافات خود را پشت سر بگذارند تا کل این موجودیت را بشناسد. می بینید ، آنها صرفاً فانیانی بودند که نتوانستند از تجربیات خود گذشته باشند.

دریافتش؟

آنچه که این مثل به شما نمی گوید این است که شخصی تمام مدت هنگام تماشای قسمت های مختلف این چیز در چوب ، این افراد نابینا را تماشا می کرد. چگونه دیگر می توانستم این داستان را در کنار شما منتقل کنم؟ ناظر – به وضوح از توانایی های حسی برتر ، دارای ذهنی کاملاً منطقی و طبق گفته های ناگفته از مثل ، از هوش بالاتری نسبت به فانی های صرفاً نابینا که بعضی از موجودات را در چوب دوست داشته اند – می دانست که این همه زمان چیست و ، با این حال ، اجازه دهید این گنجشک های بیچاره و بدون هیچ گونه افشاگری به راه مبارک خود ادامه دهند.

شما می پرسید چه موجودیت در چوب زنگ زده است؟

دولت.

این همیشه دولت است.

هر نفسی که می گیرید ، هر حرکت شما را انجام می دهد درست کردن

توطئه ها و پارانویا در سینمای آمریکا همه زمانه رشد می کند. این پایه اساسی در ژانر تریلر است ، اما راه خود را در هر ژانر فیلم از رمانتیک گرفته تا وحشت تا درام می یابد. سینمای آمریکا مجذوب قدرت هایی است که غیب ، یا به آسانی دیده نمی شود ، خواه رشته های اسپکتر باشد ، بخش MIB یا ساده ترین کارخانه دسیسه های الهی. الگوهای ترسیم شده با عدم اعتماد به نفس ، خواه از خانواده ، دولت و یا ذهن شما صحبت می کند. ما مردمی هستیم که همیشه منتظر ریختن کفش دیگر هستیم.

نظریه توطئه ها: آنچه سینمای پارانوئید در مورد خود ما به ما می گوید
10 Cloverfield Lane (2016) – منبع: Paramount Pictures

جورج وید اصطلاح پارانوئید در سینمای آمریکا را به عنوان “filmnoia” تعریف کرد و بخش های آن را به پنج عنصر (که در سطوح مختلف ظاهر می شوند) تجزیه کرد:

“(1) محیطی از هرج و مرج اجتماعی یا روانی – فیلم های آلمانی دهه 1920 نمونه های کلاسیک بودند: کابینه دکتر کالیگاری در یک خانم بزرگ برگزار می شود. که در تنوع حسادت قاتل در یک عمل با سیم زیاد طغیان می کند. در مرکز این گونه داستانها (2) قهرمانان تنها فکر و تنها هستند. جدا از واقعیت ، این تنهایی ها غالباً احساس عصبانیت می کنند یا معتقدند که تنها افرادی هستند که نیستند. آنها در (3) داستانی قرار دارند که شامل شکست غیر روحانی یا مرگ غیر قابل توضیح است. در فیلم سینمایی ، قهرمانان از نبود فضیلت ناکام می شوند بلکه به دلیل عدم موفقیت برای رفاه (4) یک مخالفت تاریک و غیر شخصی ضروری هستند. با آنتاگونیست های دورگه و سایه دار در راس ، شخصیت های اصلی اغلب (5) از کاتاریز واقعی خودداری می کنند. “

این عناصر فیلم با مقاله دانشگاهی اخیر که درمورد روانشناسی تفکر توطئه گرانه انجام شده است ، مربوط می شود که آن را به سه دسته انگیزشی ، معرفتی ، وجودی و اجتماعی تقسیم می کند. نویسندگان با بیان اینکه:

وی گفت: “گرچه درجه های مختلفی وجود داشته باشد ، آنها در این مورد سوداگرانه عمل می کنند که اعمال پنهانی از نظارت عمومی پنهان می شوند ، پیچیده ای از این نظر که آنها هماهنگی چند بازیگر را فرض می کنند و در برابر جعل و تحریف در برابر این فرضیه که مقاومت می کنند توطئه گران از مخفیکاری و اطلاعاتی برای پنهان کردن خود استفاده می کنند. اقدامات … آزمایش ها نشان داده اند که در مقایسه با شرایط پایه ، اعتقاد توطئه زمانی افزایش می یابد که افراد نتوانند نتایج را کنترل کنند و هنگام تصدیق کنترل آنها کاهش می یابد. از احساس مقصر بودن برای موقعیت نامطلوب خود گروه بگیرید. “

به نظر می رسد تصدیق ، کنترل و خودشیفتگی در هسته تفکر توطئهگرانه است. فرد می خواهد حقیقت آنها عینی و غیرقابل تفکیک باشد. آنها کنترل روایتی اساسی را که در آن زندگی می کنند ، حفظ می کنند و از طریق هر «اثبات» تقویت کننده حرکت می کنند. سپس این قلعه تصدیق و کنترل ، اطمینان خاصی در باورهای فکری آنها ایجاد می کند. آنچه آنها می گویند به صورت عینی صحیح است و اگر موافق باشید پس در جمع هستید ، اگر نه ، پس شما بخشی از طرح برای پنهان کردن آنچه درست است. بنابراین ، تفکر توطئه ای به صورت فردی خاتمه می یابد و خودشیفتگی جمعی. حقیقت عینی می توان شناخت و ما داوران آن هستیم

نظریه توطئه ها: آنچه سینمای پارانوئید در مورد خود ما به ما می گوید
نظریه توطئه (1997) – منبع: برادران وارنر.

با این حال ، همه ما درجات مختلفی را در این عادت ها قرار می دهیم. غالباً آن را به یك خراب اتومبیل از جنون نمی اندازد ، اما به این نتیجه می رسد كه باید حرف خودمان را بخوریم یا از یك اشتباه عذر خواهی كنیم كه به دلیل دروغینی كه قبلاً اعتقاد داشتیم انجام شده است. “Filmnoia” ، بنابراین ، به تماشاگران اجازه می دهد تا به جهان پارانویا هم هشدار دهند و هم به عنوان یک عمل شفقت – وادار کردن ما به دیدن کمی از خود ، از خوبی ، در ضدقهرمان محکوم ما.

همه در ذهن شماست *چشمک زن*

وقتی به تفکرات توطئه مدرن می اندیشم ، ذهن من اغلب به هوارد و اسیدهای وی روی می آید 10 خط Cloverfield Lane. شروع فیلم به همان شیوه پارانویای آمریکایی است که “اقتدار” در روایت ممکن است حقیقت را به شما نگوید. به نظر می رسد هوارد (با بازی) جان گودمن) نباید به آنها اعتماد کرد. اگر خیره کننده خیره و پناهگاه زیرزمینی این کار را انجام ندهد ، گلوله به سر و تجزیه گوشت از طریق اسید خواهد شد. با این حال مری الیزابت وینستدمیشل فرار نهایی خود را از چنگال هاوارد مرور می کند ، او به یک تحول در حال تغییر پارادایم می آید: هوارد تمام وقت درست بود.

سپس ذهن من به سمت 1997 می چرخد تئوری توطئه بازیگران مل گیبسون – که تمام وجود آن شاید کمی به موضوع کل فیلم نزدیک باشد – و جولیا رابرتز. می بینید ، گیبسونجری فلچر ، شخصیت پارانوئید ما نیز درست بود. با این حال ، در مورد کدام نظریه درست است ، تضاد اصلی روایت فیلم است. جای تعجب نیست پاتریک استوارتنقش اسرارآمیز در مرکز نظریه صحیح توطئه خواهد بود. شکل برو

من نمی دانم که چه چیزی در مورد فیبر اخلاقی من می گوید وقتی ذهن من به فیلم هایی می رود که پارانویا هنگام شنیدن و در نظر گرفتن جدیدترین تئوری توطئه روز درست می شود – “blah blah blah 5G blah وحشیانه ، انسان خوردن” خرگوشها بلاه بلا دونالد ترامپ. ” با این حال ، در انسانی ترین لحظه های من ، می توانم با سهولتی که ذهن می تواند بین عناصر نامتناسب و ایجاد یک شبکه بزرگ ارتباط برقرار کند ، ابراز همدردی کنیم و امیدواریم که گرفتار آن نباشیم. به راحتی می توان فهمید که چگونه روایت های متعالی “آنها” و “آنها” که در شکاف های تاریک و محفظه سایه ها زندگی می کنند ، رشته ها را می کشند ، می توانند به روشهای عجیب و غریب خود آسوده باشند. و جای تعجب نیست که در پایه این توطئه ها پول و قدرت ناگفته ای وجود دارد. در کشوری که پول و قدرت غالباً به ضرر کل جمعیت به کار می رود ، باز هم می توانم در درک قدرتها و اصولگرایی که بر سر و وضع ملی تأثیر می گذارد ، همدلی پیدا کنم.

و در شکنجه ترین لحظه ها ، از خودم می پرسم: اگر درست باشند چه؟؟

نظریه توطئه ها: آنچه سینمای پارانوئید در مورد خود ما به ما می گوید
JFK (1991) – منبع: برادران وارنر.

چه می شود اگر چیزی در آنجا وجود داشته باشد که از نابودی من ، نابودی خانواده من ، جهنم شود؟ چه اتفاقی می افتد که بیگانگان معلق در واقع در خارج از من باشند وقتی که بالاخره از زندان زیرزمین خود فرار می کنم؟ یا اگر زندگی من تمام ساختمانی بود که از طریق نوعی روش شستشوی مغزی MK Ultra ساخته شده بود و کسانی که در پشت آن بودند هنوز مرا ردیابی می کردند؟

فکر کردن به این افکار با هر صحت واقعی کافی است که کسی را… دیوانه کند.

با این وجود تفکر گفتنی کار سختی نیست. اگر کسی زمان را قرار دهد ، می تواند در کنار یکدیگر مقایسه کند که چگونه رسانه های مختلف اتاق های پژواک عایق خود را برای کلیک روی عناوین خود مقایسه می کنند. شاید یکی از آنها صادق باشد (یا حقیقت جایی در وسط است) ، با این حال ، موقت اطلاعاتی که با آنها سرچشمه می گیریم می تواند اطلاعاتی از ما را با بیشترین شجاعت از بین ببرد. ناگفته نماند ، داستانهای موجود در سالنامه های تاریخی سیا و سایر ادارات دولتی که در ارائه آنها به عموم مردم کمتر از شفافیت بودند. گاهی اوقات به اندازه کافی دشوار است بدانید که آیا شخص در کنار شما واقعاً قابل اعتماد است یا اینکه فقط یک نسخه دیگری از نسخه ما است نمایش Truman.

همه اینها را باید بگوییم ، که ما احتمالاً همه روزهای متمادی از دست دادن یاتاقانهای خود در واقعیت و تبدیل شدن به D-Fens دور هستیم جوئل شوماخررا افتادن.

حقیقت وجود دارد …

بخش دشوار تفکر توطئه گرچه جدایی توطئه از حقیقت است. JFK مورد اصابت گلوله قرار گرفت ، چه در نتیجه توطئه ای که بافی در سر داشته است لی هاروی اسوالدبه تنهایی ، یا شاید یک شبکه گسترده تر از فتنه سیاسی الیور استونرا JFK. پس از انتشار پنتاگون ، ویدئوهای واقعی اشیاء پرنده ناشناس که توسط فیلمبرداری برخی خلبانان نظامی ضبط شده است ، جستجوهای جان کیل را برای جستجوی ایندیدر سرد و توطئه های بیگانه پیرامون Point Pleasant ، ویرجینیای غربی ، Roswell ، NM و مواردی از این قبیل ، کمی بیشتر از اینها برای آنها گاز گرفت.

نظریه توطئه ها: آنچه سینمای پارانوئید در مورد خود ما به ما می گوید
ابریشم (1983) – منبع: روباه قرن بیستم

تا به امروز كو كلوكس كلان شهروندان آفریقایی آمریكایی را با كمتر كردن درد و رنج خود در طول تاریخ آمریكا از بردگی گرفته تا جیم كرو تا زندانی شدن در زندان و وحشیگری پلیس ، روشن می كند. مایک نیکولز دوربین خود را روی داستان کارن سیلک وود (با بازی مریل استریپ) در سال 1983 چوب ابریشم. او یک نیروگاه هسته ای در کارخانه پلوتونیوم Kerr-McGee بود که تخلفات و شواهد مختلفی را در مورد کارمندان در معرض اشعه مشاهده کرد. مجموعه مدارک وی و تهدید علنی رفتن با مرگ وی در شرایطی به ظاهر مشکوک به پایان رسید. شواهد و مدارك كافی وجود داشت مبنی بر اینكه روایت رسمی Silkwood در حال خوابیدن در چرخ ، اگر كاملاً نادرست نباشد ، حداقل مسئله ساز است.

به راحتی می توان به تجاوزات اخیر توطئه های coronavirus و وجود QAnon نگاه کرد و از انگیزه های کسانی که آنها را آغاز کرده اند و همه کسانی که این ایده های مضر را گسترش می دهند ، به شکلی مشکوک هستند ، اما اگر عدالت واقعی مستلزم سر و صدایی از فتنه باشد ، مشکوک هستیم. در معرض اینکه آثار انسان باید خنثی شود. اینجاست که تفکر توطئه ای برای جامعه سودمند می شود. و در بسیاری از موارد گفته شده در فیلم ها در مورد آسیب های زیست محیطی (و متعاقباً انسانی) آسیب دیده ، یک شرکت یا شرکت قدرتمند وجود دارد که به دنبال مخفی کاری است که انجام داده است. همه چیز از اخیر واترهای تاریک به ارین بروکوویچ به یک اقدام مدنی و فیلمهای دیگری که به بررسی داستانهای فاجعه زیست محیطی می پردازند و اساساً در داستانهای زندگی واقعی وجود دارند ، ما را ملزم می کند در صورت انجام عدالت ، تصورات توطئهگرانه خود را از بین ببرد.

“وجود دارد پیام در موسیقی “

اما چه روایاتی که به سمت عدالت خم می شوند و کسانی که به سمت غیر منطقی و جنون خم می شوند ، جدا می شود؟ شاید چند فیلم بتوانند به ما در نمایش تفاوت کمک کنند: چیناتون و زیر دریاچه نقره. که در چیناتون، جیک گیتس (با بازی جک نیکلسون) توطئه ای را توسط L.A انجام می دهد. آب و نیرو برای خشک کردن زمین برای خرید آن با قیمت ارزانتر و مجبور کردن ساکنان از خانه های خود. پیچ و تاب و چرخش و آشکار شدن باعث می شود مخاطب درمورد اینکه حقیقت واقعی چیست ، دچار ابهام شود ، اما بازپرس خصوصی بی پروا در جستجوی آن حقیقت بی امان است.

همچنین ببینید

FREAKS: ترکیبی از سبک و جاه طلب و جوش آور

که در زیر دریاچه نقره، شخصیت اصلی ما ، سام (با بازی اندرو گارفیلد) ، یک آدم سستی است که در سیلور لیک ، لس آنجلس زندگی می کند و با یک مستاجر جدید مجتمع آپارتمانی که در آن زندگی می کند ، ملاقات کرده است ، سارا زیبا (با بازی رایلی کئو) آنها یک شب به ظاهر شاد و جادویی دارند که به هم می پیوندند و صبح روز بعد او از بین می رود. آپارتمان وی خالی است. او بدون هیچ اثری باقی مانده است. بدین ترتیب جستجوی سام برای زنی که ممکن است عاشق آن باشد آغاز می شود (اما به احتمال زیاد فقط می خواهد با او رابطه برقرار کند) و جستجوی او او را در طبقات و مناطق مختلف LA ، بذر و خیالی به طور یکسان می برد. با این وجود وقتی جواب ماموریتش حل شد ، به مجتمع آپارتمانی خود برمی گردد ، با همسایه بالغ خود رابطه جنسی برقرار می کند و اوضاع به شکلی پیش می رود که گویی هیچ وقت این مأموریت صورت نگرفته است.

نظریه توطئه ها: آنچه سینمای پارانوئید در مورد خود ما به ما می گوید
Chinatown (1974) – منبع: Paramount Pictures

در انگیزه این دو شخصیت اختلاف انگیزه وجود دارد. به نظر می رسد جیک – که به دلیل کار منتخب خود و بخشی از بی امان بودن وی – انگیزه دارد با جستجوی حقیقت برای عدالت. برای درست کردن یک اشتباه و دفاع از قربانیان قدرتهای پیشرو که در پی جابجایی آنها هستند. سام از طرف دیگر در تلاش است. ماموریت ها ، از نظر تاریخی و ادبیات ، اهداف خود را در افزایش ثروت ، قدرت یا سایر خودخواهی ها می یابند ، خودشیفته ظاهرپایان می یابد هدف یک تلاش ، تکریم نفس است. برای تأیید و به دست آوردن یا کنترل چیزی یا شخصی. همیشه به دنبال درونی است.

اگر رازها ذاتی موجودیت بشر هستند ، چه چیزی تلاش می کند تا تکه های عالم را به هم بچسباند؟ اگر به تفاوت جیک گیتس و سام نگاه کنیم ، اختلافات از اعماق بالا می رود. گیتس توطئه را برای آنچه هست می بیند ، یک بی عدالتی است که انجام می شود و همه چیز را در پی افشای آن از دست می دهد. سام پرده از رمز و راز موزه جدید بلوند خود تنها برای بازگشت به زندگی عادی خود ، بدون تغییر ، تبادل خیال خود از یک شب با سارا برای همسایه اش.

تفاوت جیک و سام چیست؟ هزینه عدالت در جهانی خسته و به ظاهر آشفته. گیتس قیمتی را برای گله کردن خود می پردازد. چیناتون هنگامی که یکی از همکارانش به او می گوید ، “بیهودگی می کند.” این چیناتون است. ” سام تنها یک یا دو روز در خیابانها و پناهگاهها و محله های عجیب و غریب L.A از دست می دهد و تنها به زندگی خود در مجتمع آپارتمانی بازمی گردد تا شب را به جای دیگری با یک همسایه بگذراند. جیک با توطئه ای که علیه او انجام می شود تغییر می یابد ، سام در نهایت به هیچ وجه قابل توجهی تغییر نمی کند. او در اتاق پژواک خودش راحت است. جستجوی حقیقت و معنی ، جیک و سام را به هم پیوند می دهد ، اما دلایل ذاتی جستجوهای آنها نمی توانست بیشتر در تقابل باشد.

“قطعه کار چیست مرد!”

دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم مملو از توطئه هایی است که پیرامون همه گیر یکبار در قرن وجود دارد ، دولت ریاست جمهوری مانند هیچ آمریکایی دیگر ندیده است ، انتخابات آینده و وعده ها و تهدیدهای مداوم ناشناس و QAnon. بسیاری از این موارد را می توان در مورد بشریت مورد تعجب قرار داد تا بتواند هرگونه ارتباط را امکان پذیر سازد تا از اتصال نقاط جلوگیری کند که باعث می شود آنها در حقیقت واقعی که ممکن است در نور روز به آنها خیره شود ، مقابله کنند. بسیاری از این توطئه ها صرفاً به معنای تأیید آنچه ما قبلاً با وجود ادله برعکس معتقد هستیم ، تأیید می شوند.

نظریه توطئه ها: آنچه سینمای پارانوئید در مورد خود ما به ما می گوید
Under The Silver Lake (2018) – منبع: A24

با این وجود ، بیماری ها و خطاهای واقعی در آنجا وجود دارد که عمداً برای سودآوری ، تثبیت قدرت و یا تماشای سوزاندن جهان مبهم هستند. کشف این توطئه ها یک عمل عدالت است ، اما با هزینه قابل توجهی برای کسانی که تحمل این کار را دارند. این هزینه چیزی است که توطئه های شرورانه مردان را از خودخواهی ناشایست که بشریت را اشباع می کند ، دور می کند.

اگر “filmnoia” به ما چیزی می آموزد ، این ناتوانی انسان برای پردازش و مقابله با ناشناخته ها ، عجیب و غریب ، به ظاهر متناقض ، و هرج و مرج است. ما گونه ای هستیم که برای یافتن معنا محور می شویم ، زیرا ما نسبت به آنچه واکنش منفی ظاهری داریم آلبر کامو “پوچگی” نامیده می شود:

وی گفت: “انسان با غیر منطقی رو در رو ایستاده است. او اشتیاق سعادت و خوشبختی را در درون خود احساس می کند. پوچ ناشی از این تقابل بین نیاز بشر است [for meaning] و سکوت غیر معقول جهان. ” – اسطوره سیزیف

ما از محدودیت ناراحتیم. ما از ناتوانی در حس کردن چیزها ناراحتیم. این میراث طولانی روشنگری است که از دهه 1700 بر ما تحمیل شده است. وقتی اعتقاد داشتیم که علم و ادراک و عقل بشر می توانند سایه های تاریک خدایان را آشکار کنند و یک آرمانشهر حاصل از این دانش تازه آشکار را به وجود آورند. با این حال ، 300 سال از تاریخ فقط به ما نشان داده است که رمز و راز هرگز به پایان نمی رسد ، فقط در میکروسکوپ ذرات مولکولی فرو می رود و در کهکشان های فضا و جهان های متناوب بالقوه گسترش می یابد. بشریت برای همیشه به رمز و رازهایی که در پی اکتشافات جدید کشف می شود زنجیر شده است.

دیگران نمونه تئوری های توطئه در فیلم ها چیست؟ چگونه کاراکترها با این نظریه ها ارتباط برقرار می کنند و این درباره شخصیت چه می گوید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

π Vivid، Paranoid Fantasy از نظریه پرداز مدرن توطئه است

π می تواند یک شگفتی برخی از کارگردان فراموش شده باشد ، اما دارن آرونوفسکی اکنون یکی از آن فیلمسازانی است که فیلم هایش را “رویداد” می نامند. پول بیشتری او را به جلا داد مرثیه ای برای یک رویا چند سال بعد ، اما علائم استعدادی جوان خام π به عنوان ناهنجاری در لیست کار خود ، و همچنین نبوغ فنی که با بودجه اندکی امکان پذیر است. با این حال ، همان عمل متعادل کننده ایده های دور از دسترس و به همان اندازه که می گویند ، در آنجا وجود دارد مدیگر!

مکس کوهن ، πقهرمان غم انگیز ، غیرقابل انکار ، از مشکلات پیچیده سلامت روان رنج می برد ، اما این فیلم یک بنای تاریخی جالب تر از انفجار ناشی از ترکیبی از نبوغ و وسواس است. همچنین اگر بخواهیم نقطه ای برای آن پیدا کنیم π در اوضاع فعلی ، مطمئناً به عنوان یک دنیای آشنا پرچم گذاری می شود که در آن هیچ چیز چیزی نیست و همه چیز را می توان با این عقیده محور توضیح داد که “آنها” همیشه برای دستکاری و کنترل ما هستند ، “آنها” ثروتمند هستند ، قدرتمند و / یا یهودی.

ذهنیت نظریه پرداز توطئه

انواع توطئه هایی که بر همه گیر فعلی حاکم شده اند ، معمولاً در وب محدود می شوند ، اما بحران در اینجا بسیار گسترده است ، و نظریه پردازان نیز بسیار فرصت طلب هستند. به نوعی ، توطئه ها به آسانی قابل درک هستند ، زیرا این عقیده منطقی که کنترل می کنیم هیچ چیز حتی در بهترین حالت ها بیش از حد خسته کننده نیست. اینکه Covid-19 کار بیل گیتس یا شبکه های 5G است ، اما منطقی نیست.

این فعالان آنلاین دوست دارند خودشان را در شرایطی قرار دهند که مکس دارند: در اختیار داشتن یک دانش که هم قدرت به آنها می دهد بلکه هم آنها را در معرض گروه های منافع قدرتمند قرار می دهد. مکس ریاضیدان است که در طول فیلم فیلم نزدیک تر می شود و به عنوان یک شماره شناس نامیده می شود ، زیرا استاد قدیمی او و تنها صدای عقل بیان می کند که مکس در حال حاضر خیلی از بین رفته است.

π تخیل زنده و پارانوئید نظریه پرداز مدرن توطئه است.
منبع: سرگرمی صنعتگر

او در حال کار برای پیش بینی بازار سهام است ، اما این تنها ابزاری برای تئوری بسیار بزرگتر و عمیق تر اعدادی است که در آن گم شده است. ”12:45 – فرضیات من را دوباره ببندید. ریاضیات زبان طبیعت است. ” اگر به معنای واقعی کلمه همه چیز قابل جمع باشد ، هرچند پیچیده و به تعداد ، و سپس الگوهای تشخیص داده شده از طریق تجزیه و تحلیل دقیق ذوب مغز ، پس چرا بازار سهام نیست؟ از آنچه می توانیم بگوییم ، مکس تقریباً به آنچه می خواهد می رسد نزدیک است: تأیید این نظریه. سول ، استاد قدیمی مکس ، دوست دارد نام ماهی های خود را پس از چهره های تاریخ باستان یا اسطوره شناسی ، مانند ایکاروس و ارشمیدس ، که وقتی می خواهد به ماکس هشدار دهد ، از سودآوری های خطرناک خود سودمند است.

اما تفاوت مهمی بین مکس و نظریه پرداز مدرن توطئه وجود دارد. اگر فیلم را از نظر چهره ارزیابی کنیم ، مکس واقعاً به چیزی می پردازد. نظریه پرداز توطئه از این ایده که فقط به حقیقت واقعی دسترسی دارند دسترسی پیدا می کند. این فرض ، مشابه تئوری مکس نیز وجود دارد ، که اگر به اندازه کافی نزدیک نگاه کنید ، الگوهای و شواهدی از یک سیستم کنترل ، جهانی یا خاص برای صنایع خاص ، مانند هالیوود ، پیدا خواهید کرد. با این وجود ، این قانع کننده تر است که این سطح “حقیقت” باعث می شود مانند مکس ، دچار یک روان پریشی شوید ، نه اینکه در کت و شلوار Hi-Viz به کسی فریاد بزنید زیرا فکر می کنید این بدان معناست که آنها زیرساخت های 5G را نصب می کنند.

آنها

نخبگان بین المللی که مسئول شکاف نابرابری های ثروت در سراسر جهان هستند ، افراد واقعی هستند. و اگر در کنفرانس های مطبوعاتی یا جلسات روزانه نمی توانید آنها را در پشت تریبون یا سکوهای ایستاده پیدا کنید ، می توانید با کمی Googling صالح فاصله بگیرید. با این حال ، “آنها” ساختار خاصی از افراد ثروتمند و قدرتمند ، یک گروه انتزاعی ، گریزان هستند که به همان روشی رفتار می کنند که در وال استریت در آن رفتار می کند. π.

ما ابتدا صدای صاف و صاف آنها را هنگامی که مکس در تلفن است ، می شنویم ، زیرا او در مورد یک آپارتمان کوچک نیویورک می لرزد ، یکی که در سیم ها فرو می رود و در رایانه ها دفن می شود. این یک خانه نیست بلکه یک دن برای مخفی کردن تنها چیزهایی است که او می فهمد. آنها ناامید به ملاقات ، “صحبت” می شوند ، اما پس از چند تماس ناموفق تصمیم می گیرند که نظارت خود را از ماکس آشکارتر کنند ، وقتی بیرون می آمد از ساختمان آپارتمان سول ، یا ملاقاتش با او در نیمه راه در خیابان های تاریک ، تصمیم به نظارت بیشتر از ماکس می گیرند.

آنها به او یك تراشه رایانه ای طبقه بندی شده دولتی برای كمك به پروژه بازار سهام خود ارائه می دهند ، كه وقتی مكس می پذیرد ، او به امضاء خط نقطه ای از قراردادی كه خوانده نشده است. هنگامی که او هنوز کالایی را تولید نکرده است ، افراد به اوج شوم خود می رسند و به مکس می گویند که او فقط منبع اطلاعاتی است ، که او به عنوان یک کشتی مازاد است. صحنه تعقیب و گریز وجود دارد که دوربین در داخل و اطراف راهروهای یک فروشگاه مواد غذایی خم می شود و هنگامی که به خیابان ها می روند ، در پشت پرده ماکس دور می زنید تا جلوی چراغ های خیابانی یا در سراسر چراغ کوره پنجره های مغازه بچرخد. این حرکات تصویری ، در رنگهای سیاه و سفید با کنتراست بالا و زیبا ، با پیچ و تاب و پیچیده ، پیچیده شده و توسط سیمهای مسی این نیویورک paranoiac تبدیل می شوند.

π تخیل زنده و پارانوئید نظریه پرداز مدرن توطئه است.
منبع: سرگرمی صنعتگر

“آنها همه چیز راجع به شما می دانند ، و” آنها می خواهند شما را از طریق یک شبکه مفصل و همکار بازداشت کنند. شیرجه رفتن به هر کانون توطئه مشهور آنلاین ، و از طریق خشم و بمب های حقیقت ، می توانید قبل از خروج از خانه ، مشخص کنید که کدام یک از آنها نیاز به کشش دارند ، فقط در مواردی که مجبور شوند مردان را به صورت سیاه از راه خود خارج کنند. کافی نت.

به نام خدا

به همان شیوه “آنها” مکس را دنبال کرده اند ، می دانیم که وی توسط سازمان دیگری تحت تعقیب قرار گرفته است. وقتی این گروه دوم او را از جمع وال استریت نجات می دهد ، پس از صحنه تعقیب و گریز ، در این مرحله ما فقط مبهم از انگیزه های آنها از مباحث ماکس با لنی ، پیشاهنگ آنها در اوایل فیلم آگاه هستیم. اطلاعاتی که لنی و دوستان وی به آنها علاقه مند هستند ، بسیار ارزشمندتر از پول است.

هیچ تئوری خوب توطئه ای بدون سوءاستفاده از یک نخبه انتزاعی یهودی نیست. این یکی از قدیمی ترین و رایج ترین رفع نظریه پردازان توطئه است و نسخه کمتر توهین آمیز از این روایت در π. در طی یکی از آزمایشات ناموفق مکس ، تعداد 216 رقمی تصادفی پاشیده شده است ، و این تعداد ، به گفته گروه یهودیان / ریاضیدانان Hasidic ، نام خدا است.

آنها خواستار این هستند که حداکثر رقم های کامل 216 را تحویل دهد. او مجهز به ایجاد دوره مسیحایی نیست ، این همان چیزی است که آنها معتقدند داشتن نام خدا به آنها اجازه می دهد انجام دهند. تعدادی تناقض ، چه عمدی و غیرقابل اجتناب ، در این صحنه حضور دارند. اولا ، همانطور که مکس به درستی می گوید ، اگر این عدد واقعاً پیغامی از جانب خداوند است ، پس چرا آن را به او هدیه دهید ، هنگامی که ، همانطور که سر خاخام مطرح می کند ، او لایق آن نیست؟ ثانیاً ، این افراطی ترین و هیجان انگیز فیلم است ، اما هنگامی که از هرگونه ابهام محروم شد و به طور ساده بین شخصیت ها مورد بحث قرار گرفت ، تأثیر زیادی را از دست می دهد و گفت و گو دست و پا چلفتی است.

و در آخر اینکه ، مکس با بازجویی از خاخام ناراحت کننده است. او هم به آنچه می داند و هم نسبت به آن خشمگین است. تضاد – و این موضوع در مورد نظریه پردازان توطئه ما نیز صدق می کند – این است که او می خواهد همه این کارها متوقف شود ، در عین حال معتقد است که این بار مسئولیت وی است. وظیفه او محافظت از خود در برابر کسانی است که می خواهند آن را بدزدند و دستکاری کنند. بنابراین ، مکس (و نظریه پرداز توطئه) یک پیامبر است ، و با آن یک خود صالح خاص به وجود می آید که باعث می شود کل ماهیت دشوار بودن انتخاب شده بسیار ساده تر شود.

Amen Break

πبه عنوان بخشی از سفر جامع این نوستالژی فرهنگی این دوره ، ترانزیت اعتبار افتتاحیه ، اگر امروز به هم بریده شود ، ترانه ای عاشقانه به دهه 1990 خواهد بود. درعوض ، با انتشار نزدیک به هزاره جدید ، نمونه ای واقعی از دو قطعه قطعی ترین دهه بود: انیمیشن های چشمگیر و ناکافی از نمودارهای ریاضی ، و موسیقی الکترونیکی در یک اوج – از نظر تجاری و به عنوان یک آزمایش هنری – Amen Break ضربه زدن. مخصوصاً سخت کلینت مانسلسرود جنگجویان پرا.

π تخیل زنده و پارانوئید نظریه پرداز مدرن توطئه است.
منبع: سرگرمی صنعتگر

موسیقی متن فیلم فیلم تلفیقی درست از گوهرهای دهه 90 است. صدای مصنوعی له شده از کالپول اینترول، که باز است Autechreآلبوم اصلی کتاب چاپی قدیمی، مانند ناله های یک کامپیوتر آسیب دیده به صدا در می آیند ، و کاملاً برای همراهی استفاده می شوند πنمایش ترسناک از چگونگی وخامت بار مکس به عنوان تومور کرم مانند روی سر او. او به دوست جدید خود در آینه خیره می شود ، به آن فشار می آورد و وقتی که عقب می ایستد فریاد می زند. در حین حمله وحشتناک ، فریادهای او از طریق رایانه های خود تکرار می شوند که نام خدا را بیرون می آورند.

همچنین ببینید

YOUNG AHMED + CORPUS CHRISTI: مسیرهای روشن و تاریک

و نکته قابل توجه این است که این حمله توسط درد غیر عاطفی و عاطفی نیز انجام می شود. مکس خیلی دور از دسترس است تا بتواند از روابط سالم انسان استقبال کند ، حتی اگر یک عنصر عاشقانه به محبت غیرقابل توصیف او از یک همسایه مهربان وجود داشته باشد. او که در کنار خانه است ، می تواند همه چیز را در آپارتمانش بشنود ، و هنگامی که به تدریج صدای عشق او از بین می رود و بر اضطراب خود افزوده می شود ، او بیش از حد اضافه می کند. در اواسط حمله ، او با اسلحه تزریقی که برای تجویز داروهای ضد اضطراب از آن استفاده می کند ، به تومور روی سر خود می کوبد ، پیش ساز راه حل نهایی خشونت آمیز که در نهایت حداکثر آزاد خواهد شد.

نتیجه

هنگامی که ما مورد لطف و ذکاوت الکتریکی ، ذهنیت کلاستروبی مکس قرار داریم ، این فیلم شبیه است Shinya Tsukamotoرا Tetsuo: مرد آهنین، که آرونوفسکی اظهار داشته است که تأثیر داشته است. موازی با این کلاسیک ترسناک بدنی ژاپنی ، سبک است ، اما مانند مأمور بدخوابی که به مردی آهنین تبدیل می شود ، مکس با رایانه های خود آمیخته است. با این حال ، جذب بدن جسمی نیست ، اما مغزی است.

مکس داستانی را در طول فیلم تکرار می کند ، که ما از طریق صداهای پراکنده او می شنویم. در زمان کودکی والدینش به او گفتند که به آفتاب خیره نشود. او به هر حال – اولین آزمایش خود را انجام داد – و او می گوید ، لحظه ای اتفاق افتاد ، هنگامی که خورشید در کانون توجه قرار گرفت و همه چیز معنا پیدا کرد. او به طور موقت کور شد و با بهبودی “سردرد” شروع شد. آیا این تجربه مسئول سفر روانی مکس به تئوری همه چیز است؟

نظریه پردازان توطئه ، بدون توجه به این واقعیت که در طرف مقابل بالاتر باشد ، اعتماد نخواهند کرد یا به چیزی که از منابع آنها نتیجه می گیرد ، در نظر نمی گیرند. آنها ترجیح می دهند به چیزی اعتقاد داشته باشند که توهم واقعی بودن نهایی است و به آنها احساس ارزش یا قدرت نسبت به دیگران می دهد. یک توهم مشابه روی شخصیت های موجود در آن تأثیر می گذارد π. اگرچه هر گروه ، از جمله مکس ، همان چیزها را دارند ، این “حقیقت” بسته به اینکه چه کسی می خواهد ، کاملاً متفاوت می شود. به عنوان بخشی از دانش یا قدرت ، ارزش چیزی فراتر از محیط وسواس آنها نیست. در حالی که افراطی است ، پایان فیلم کاملاً خوش بینانه است زیرا نشان می دهد که راهی وجود دارد.

آیا من بیش از حد کلی سازی می کنم؟ آیا من در مورد نام خدا جنبه داستان را اشتباه می دانم؟ لطفا در نظرات زیر به من اطلاع دهید.


پی را تماشا کن

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!