HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی

هانیبال در حال افزایش است احتمالاً همیشه پاورقی کمتری برای جهان ادبی و سینمایی هانیبال لکتر خواهد بود. پیش درآمد ما را به ریشه های لکتر برمی گرداند. اول ، ما او را به عنوان یک قربانی جنایات در طول جنگ جهانی دوم می بینیم ، سپس می بینیم که هیولا در یک تریلر انتقامجویانه گسترده ظاهر می شود. رمان و فیلم همراه هر دو به طرز فشرده ای طراحی شده اند و فرصت های زیادی را برای مجذوب شدن و دفع همزمان هانیبال لکتر فراهم می کنند. این ، در نوع خود ، یک ورود خوب در حق رای دادن است.

این فیلم در زمان اکران به طور یکنواخت توسط منتقدان کنار گذاشته شد ، و این شرم آور است ، زیرا نه تنها پس زمینه ای قابل قبول برای روانشناسی هانیبال و تماشای بسیاری از نمایش های وحشتناک فراهم می کند ، بلکه دارای عملکرد فوق العاده ای نیز توسط گاسپارد اولیل، که ممکن است لکتر رمان ها را با دقت بیشتری از هر بازیگر بزرگ دیگری که شیطان محبوب را به تصویر کشیده اند ، به تصویر بکشد. حضور او دقیقاً به روشی که برای شخصیتهای دیگر ایجاد می کند بسیار دلهره آور است توماس هریس کتابها را به تصویر می کشند

غفلت از این داستان خاص لکتر نیز غم انگیز است زیرا داستان تحول هانیبال برای معضل اخلاقی که در این اوقات سیاسی سیاسی با آن روبرو هستیم دارای اهمیت قابل توجهی است. در اینجا ، من می خواهم استدلال کنم که انتقام هانیبال سیاست بدون هدف است. بله ، او علیه فاشیسم می جنگد ، اما از طرف خودش هیچ ضد ایدئولوژی مثبتی ندارد. هیولای خود هانیبال لکتر نتیجه نهایی ضد فاشیسم اوست زیرا ریشه در یک سیستم ارزشی فراتر از زیبایی شناسی انتقام نداشت.

برای افراد ناآگاه ، هانیبال در حال افزایش است بیننده را به دوران کودکی لکتر در لیتوانی در جنگ جهانی دوم بازمی گرداند ، جایی که می بینیم خانواده اش در هرج و مرج درگیری شوروی و نازی که زندگی اشرافی و اشرافی آنها را در حومه روستا کشته بود ، کشته شده اند. فقط هانیبال جوان و خواهرش میشا زنده مانده و در یک کابین دورافتاده در جنگل پنهان شده اند تا اینکه گروهی از سودجویان جنگ از زمستان وحشیانه آنجا پناه می گیرند. گرسنگی جنایتکاران جنگ را به سمت آدم خواری سوق می دهد ، پسری که خواهر کودک خود را می برد تا او را بخورند درست قبل از حمله شوروی و نجات “قهرمان” ما. سرانجام ، هانیبال از یتیم خانه شوروی که پس از آن در (خانه قدیمی خود) بزرگ شد فرار می کند و راهی فرانسه می شود و با همسر ژاپنی عموی فقیدش زندگی می کند. در اینجاست که لکتر نوجوان جنایتکارانی را که خواهرش را کشته اند کشف می کند و سفری تاریک را آغاز می کند که منجر به هویت آدم خواری و هیولایی خود می شود.

فاشیسم به عنوان دشمن

مثل هر تریلر خوب انتقام ، این فیلم باعث می شود با وجود هانیبال در طول سفر تاریک او ، علی رغم آنچه از داستان های قبلی لکتر درباره او می دانیم ، همذات پنداری کنیم. اول ، ما فاجعه هولناکی را می بینیم که برادر خواهر کودکش رخ داده است. این به تنهایی همدردی کافی با هیولا در انتظار را ایجاد می کند که بیننده امیدوار است تا زمانی که بتواند انتقام مرگ میشا را بگیرد ، موفق به جلوگیری از دستگیری شود.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

علاوه بر دلسوزی که نسبت به فاجعه خانوادگی وی احساس می کنیم ، با این حال ، سوال طعمه هانیبال نیز در این داستان وجود دارد. اگر آنها به معنای دقیق کلمه کلمه نازی نباشند ، عمیقا با فاشیسم در ارتباط هستند. اولین قربانی وی یک همکار فرانسوی ویشی است. سودجویان جنگ در زمان جنگ با نازی ها کار می کردند و مدتها بعد راه های نفرت انگیز خود را حفظ می کردند.

مخصوصاً برای یک بیننده مدرن ، که شاید از دیدنش لذت بسیار زیادی برده باشد ریچارد اسپنسر در طول مصاحبه ای در خیابان که به صورت او مشت شد ، ایده مقاومت خشونت آمیز در برابر نازی ها و دیگر برتری طلبان سفیدپوست جذابیت عاشقانه ای دارد. دوران غم انگیز ما شاهد تجدید حیات ملی گرایی و سایر اشکال فاشیسم در اروپا و ایالات متحده بوده است. بنابراین ، این وسوسه وجود دارد که هانیبال را در این داستان به عنوان نوعی جنگجوی با فضیلت ببینیم ، و در حال انجام انتقام از شکارچیان نازی رسمی و با حمایت دولتی مانند بازرسان پوپیل (دومینیک وست) موفق به انجام

ایدئولوژی غایب هانیبال لکتر

دیدن هانیبال به عنوان یک قهرمان در این داستان ، هر چند وسوسه انگیز که ممکن است امروز برای ما باشد (خواه آنتیفا را ارزیابی نکنید یا نکنید) ، فراموش کردن یک نکته مهم اخلاقی و سیاسی است: برای مبارزه اخلاقی با یک هیولای سیاسی ، باید از یک موقعیت کار کرد از فضیلت سیاسی هانیبال لکتر هیچ ایدئولوژی سیاسی برای مبارزه با فاشیسم خود ندارد. همانطور که قربانیان او فقط به دلیل راحتی شخصی و شغلی نازی بودند ، ضد فاشیسم لکتر صرفاً پوششی مناسب برای ماهیتی تاریک و آدم کش است.

این فرصت طلبی سیاسی در این مورد روشن تر است هریسرمان جایی که هانیبال خود را با مزیت های استراتژیک به طور دوره ای با گروه های کمونیست جوانان ارتباط می دهد (ابتدا برای بازگرداندن سابقه خود به لیتوانی ، بلوک اتحاد جماهیر شوروی ، سپس برای جلب همدردی عمومی با جنایات خود علیه نازی های فراری). در این فیلم ، لکتر به سادگی نشان دهنده هیچ گرایش قابل توجهی به سیاست نیست. علایق وی فقط به مطالعه آکادمیک جسد در دانشکده پزشکی و انتقام شخصی از زورگویانی که با آنها روبرو می شود ، معطوف است.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

اقدامات انتقام جویانه او ، نه در ایستادن در برابر بی عدالتی ، بلکه صرفاً در تنبیه و به هلاکت رساندن دشمنان ، نشاط خاصی از خود نشان می دهد. در فصل سه NBC هانیبال، مادس میکلسنلکتر با معمایی اعلام می کند که “اخلاق به زیبایی شناسی تبدیل می شود”. این بینشی دلهره آور از فساد شخصیت هانیبال است. بیش از هر چیز دیگر ، این داستان لکتر ریشه و تحول اخلاق نهایی او در “بخور بی ادب” را به تصویر می کشد. این واقعیت که “بی ادبان” در این مورد فاشیست هستند ، صرفاً اتفاقی است.

سیاست به عنوان وضعیت

لکتر در تمام داستان های خود جایزه زیبایی شناسی را به همه چیزهای دیگر می دهد. سلیقه نفیس او در همه چیز ویژگی مشخص او برای کسانی است که با او ملاقات می کنند.

که در هانیبال در حال افزایش است ممکن است بگوییم زیبایی شناسی که وی برای عموم درست می کند فضیلت سیاسی است. در دهه پس از جنگ جهانی دوم و هولوکاست ، چه کسی فضیلت را در شکار و انتقام گیری وحشیانه از نازی های فراری انکار می کند؟ این سلیقه سیاسی است که هانیبال لکتر جوان در آثار هنری اولین قتل های خود پرورش می دهد.

با این حال ، همانطور که در اینجا استدلال کردم ، اقدامات وی فاقد فضیلت است زیرا ریشه در یک دیدگاه سیاسی مثبت ندارد. اگر لکتر در واقع سوسیالیست بود ، می توان اقدامات او را وسیله ای وحشیانه برای رسیدن به هدفی قابل توجیه ، یعنی رهایی انسان از استبداد فاشیستی دانست. او سوسیالیست نبود. او به سادگی موجودی بود که از زیبایی شناسی مرگ لذت می برد و به چیزی عمیق تر از آن اعتقاد نداشت. همانطور که پوپیل اظهار داشت ، “قلب او با میشا مرد. آنچه اکنون او است ، هیچ کلمه ای برای آن وجود ندارد ، به جز هیولا. “

همین نکته است که باعث می شود این فیلم در فضای سیاسی امروز بسیار مرتبط به نظر برسد. بنابراین بسیاری از سیاست های ما صرفاً مواضع التهابی است که چیزی بیش از مواد زیبایی شناختی برای ساختن یک شخصیت با فضیلت برای توییتر نیست. اخلاق ما واقعاً کمی بیشتر از زیبایی شناسی شده است که هیولایی است. خیلی اوقات ، هیچ عقیده مثبتی از سیاست در پشت ضد فاشیسم ما وجود ندارد. هیچ چیزی وجود ندارد که ما در واقع متعهد به جنگیدن برای آن باشیم. ما صرفاً برای رضایت از بی ادبی خوردن می جنگیم.

فاشیسم تجدید حیات یک مسئله واقعی است و ناسیونالیسم راست گرایانه اکنون به معنای واقعی کلمه گوش کاخ سفید را دارد. با این حال ، بسیاری از پاسخ های جمعی ما به آن سیاسی نیست. این زیبایی شناسی فضیلت سیاسی است تا ایدئولوژی محکم ضد فاشیسم که ما اغلب آن را انتخاب می کنیم. بله ، ممکن است یک “رضایت” کوتاه مدت با “صاحب شدن” فاشیست ها برای مصرف عمومی وجود داشته باشد ، اما هانیبال در حال افزایش است این س aboutال را مطرح می کند که ما با تأمین رضایت از زیبایی شناسی فضیلت سیاسی ، از خود چه نوع هیولاهایی می سازیم.


هانیبال در حال ظهور را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

THE PAINTED BIRD: وحشیگری جنگ از طریق چشم یک کودک

هیچگاه کمبود فیلم های جنگی وجود ندارد ، بشریت در نبرد با خودش چاه ثابت چشم اندازها و داستانهاست. و هیچ جنگی به اندازه جنگ جهانی دوم دیدگاههای زیادی را ارائه نداده است. سالهاست که این داستان ها از درون دروازه هالیوود سرازیر شده اند و حافظه را زنده نگه می دارند و داستان کسانی را که ممکن است ناپدید گشته باشند بلند می کند.

آرام و تعمق ، در عین حال به شدت بیرحمانه ، پرنده نقاشی شده، از کارگردان Václav Marhoul، آخرین فیلم برای یافتن وحشت های جنگ جهانی دوم به عنوان پس زمینه آن است. با این حال ، جایی که فیلم ها قبلاً بیننده ها را در قلب جنگ قرار داده بودند ، پرنده نقاشی شده جهت جدیدی می گیرد اقتباس از رمان به همین نام توسط جرزی کوزیسکی، در اینجا بینندگان از سفر غیرقابل باور و وحشتناک یک پسر جوان پیروی می کنند ، در حالی که او برای یافتن راه بازگشت به خانه تلاش می کند. پرنده نقاشی شده برای ضعف قلب نیست ، اما فیلمی است که مطمئناً اثری از خود برجای می گذارد.

طرح

فرستاده شد تا با عمه خود زندگی کند تا از وحشت هولوکاست ، Joska (فرار کند)پتر کوتلر) زندگی خود را در آلمان ترک می کند و با زندگی در مزرعه سازگار می شود. والدینش نتوانستند خود را نجات دهند ، اما می توانند او را نجات دهند. در حالی که در آنجا پنهان است ، وحشیگری وجود دارد که هنوز او را احاطه کرده است ، اما با مراقبت ملایم از عمه خود دور می شود. اگرچه مانند همه حباب های محافظت ، جوشکا زود هنگام ظاهر می شود که متوجه می شود عمه اش گذشته است ، آتش سوزی تصادفی به خانه ای که او یک بار نجات او را می دید ندیده است.

THE PAINTED BIRD: وحشیگری جنگ از طریق چشم یک کودک
منبع: IFC Films

با مرگ به موقع عمه خود ، یوسکا تنها برای روبرو شدن با جهان است. در حالی که مسیر خود را در حومه شهر می گذراند ، سفرش او را با چهره ای از افراد ، هرکدام با شیاطین خود – روبرو می کند – هرکدام با خشونت خود. در حالی که زمان سپری شده با هر شخصیت متفاوت است ، تأثیرات در زندگی Joska عمیق است ، بی گناهی از کودکی می گذرد و دیدگاه او را نسبت به جهان از بین می برد. از آنجا که احساس ترک و بقا به آرامی شروع به خزیدن در ذهن او می کند ، جوزکا از پسری به یک مرد رشد می کند ، دوران کودکی را پشت سر می گذارد و آنچه را که دنیا به او پیشنهاد کرده است را در آغوش می گیرد.

نقاشی پرنده

وحشیگری پرنده نقاشی شده فوری است هیچ انتقال آهسته ای به بیرحمانه جنگ صورت نمی گیرد ، هیچ ساختاری برای آماده سازی شما برای آنچه در آینده است وجود ندارد. پرنده نقاشی شده با جوسکا در حال عبور از جنگل است که گره سفید را در هم می کشد. در یک لحظه ، بی گناهی که خز سفید نشان می دهد ، در شعله های آتش گرفتار می شود و فراتر از شناخت می سوزد. مانند همه جنگها ، آمادگی ذهنی وجود ندارد.

در حالی که پرنده نقاشی شده یک فیلم بیرحمانه است ، شما هرگز بخش زیادی از جنگ را نمی بینید. در عوض ، به بینندگان نمایش داده می شود و ذهنیت یک ملت و شهروندان آن را نشان می دهد. در حالی که عده ای خشونت نسبت به Joska را از طریق نفرت خالص نشان می دهند ، برخی دیگر به دلیل خشونت هایی که وی نشان می دهد نسبت به او وحشیانه هستند. جایی که بسیاری از فیلم های جنگ جهانی دوم ارتباط مستقیم دارند ، رفتار یک سرباز نسبت به یک یهودی ، پرنده نقاشی شده در تظاهرات خود توسط توده ها به كودك كوچك ، دلهره آور است.

THE PAINTED BIRD: وحشیگری جنگ از طریق چشم یک کودک
منبع: IFC Films

در حالی که وحشیانه ، پرنده نقاشی شده فیلمی به زیبایی ساخته شده است ، با عکس های نفس گیر که با چشم قوی و کنتراست عمیق فیلم سیاه و سفید غیرقابل انکار جذاب است. هرچند به اندازه این فیلم زیبا باشد ، برای رسیدن به راه خود به معده قوی احتیاج دارید. پرنده نقاشی شده یک فیلم وحشیانه خشونت آمیز است ، در بعضی مواقع بیش از حد برای اداره. یک شلاق تیز وجود دارد که با تضاد زیبایی عکس و بی رحمی اکشن ایجاد شده است.

هر دو زیبایی و وحشیگری بیشتر از طریق تصویری از طریق صدا زنده می شوند. پرنده نقاشی شده فیلمی است که دیالوگ به ندرت مورد استفاده قرار می گیرد. شخصیت ها فقط در مواقع ضروری برای فیلم یا صحنه صحبت می کنند. بسیاری از اوقات از طریق غیر کلامی ارتباط برقرار می کنید – اکشن در اینجا با صدای بلند صحبت می کند. قدرت ارتباطات بر توانایی بازیگران حتی بیشتر متکی است. زبان بدن از اهمیت ویژه ای برخوردار است و هر یک از اعضای بازیگران آن را با کمال تحقق می بخشد.

نمایندگی های جنگ

در حالی که جوسکا در جستجوی خانه است ، در این راه با وحشتهای غیرقابل تصور روبرو می شود. در حالی که جهان در پس زمینه طغیان می کند ، ترس هایی که جهان در بی گناهی این پسر در حال تجربه است ، نمایانگر است. هر یک از این افراد که جوسکا در آن دیده می شود ، جنبه ای از جنگ ، گناه ، شر یا احساسات را نشان می دهد. در هر یک از این شخصیت ها و در کاوش های آنها وحشیگری وجود دارد. مانند جنگ ، فقط قبل از اینکه با هر تعامل جدید جوزکا بهتر شود ، بدتر می شود.

THE PAINTED BIRD: وحشیگری جنگ از طریق چشم یک کودک
منبع: IFC Films

پارانویا و خرافات به طور کامل در یک شهر و پزشک جادوگر آن به وجود می آیند. آنها Joska را به عنوان شیطان می بینند ، شرى که باید فوراً غرق شود مبادا ثروت فقیرى در این شهر به بار آورد. خشونت در مردی که همسرش را کتک می زند ، از خشم و ظن کور می شود ، بازنمایی می کند. شهوت نیز در تمایلات جنسی در هر سنی پیدا می شود و بارها دلخوری قلبی غیرقابل تحمل به همراه دارد.

ولی پرنده نقاشی شده نه تنها نمایانگر وحشت و شر است ، بلکه با لکه های امید و تاب آوری شعله ور می شود. هر کسی که جوسکا با آن روبرو می شود وحشتناک نیست ، به جای اینکه اولین نور از زمان گذشت عمه اش را به او بدهد ، نشان می دهد که حتی در دنیای نفرت و تاریکی ، کسانی هستند که یک قدم جلوتر می روند. کسانی هستند که محافظت و روشنگری می کنند. در جنگ ، امید به آزادی ، موفقیت و بقا وجود دارد – چیزی که همه ما باید آن را ادامه دهیم.

نتیجه

در شکل ساده خود ، پرنده نقاشی شده داستان آمدن سن است انتقال Joska از کودکی به بزرگسالی با هر تعامل اتفاق می افتد و به جلو سوق می یابد. از آنجا كه سفر خود را غوطه ور در معصوميت و دلسوزي آغاز مي كند ، آرام آرام به بقاي خالص و مردانگي ادراك شده مبدل مي شود.

بسیاری تلاش خواهند کرد تا با Joska بمانند و سفر او به اتمام برسند. وحشیگری و خشونت فیلم خاموش بسیاری خواهد بود. با این حال ، اگر می توانید تا آخر بمانید ، اگر می توانید ترسناک را تجربه کنید ، با ارائه واضح و آشفتگی هایی که ژوزکا هرگز خود را ابراز نمی کند ، فیلمی را پیدا خواهید کرد که ریشه در نیاز به ادامه فشار به جلو دارد.

همچنین ببینید

THE GENTLEMEN: بازگشت به فرم گای ریچی

همانطور که بسیاری از یهودیان و شهروندان در اثر جنگ آواره شدند ، یوسکا نیز همینطور است. او ، مانند بسیاری ، در سفر است تا تعریف خود را از “خانه” تعریف کند – و اگر “خانه” ای وجود داشت که ابتدا آغاز شود. در حالی که پرنده نقاشی شده وحشیگری بسیاری از افزودن این موارد به مجموعه خانه هایشان جلوگیری خواهد کرد ، این یک تجربه است که حداقل یک بار مشاهده کنید.

دیدی پرنده نقاشی شده؟ چی فکر کردی؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

نقاشی شده پرنده VOD در تاریخ 17 ژوئیه سال 2020 منتشر خواهد شد.


سازمان دیده بان پرنده نقاشی شده

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!