“من فقط می خواهم روح فیلم ها و فیلمسازانی را که از آنها قدردانی می کنم ، ضبط کنم و چگونه می توانم آن را جدید کنم؟” مصاحبه با مدیر SPREE و نویسنده یوجین کوتلیارنکو

کمی کمتر از یک هفته پیش ، من برای اولین بار تماشا کردم یوجین کوتلیارنکورا ولگردیو از آن زمان به ذهن من خطور نکرده است. به نظر من این یک انتقاد جذاب ، به شدت خنده دار در رسانه های اجتماعی و همچنین شایعه ای ناراحت کننده از خطرات جستجوی بی پایان نسل مدرن برای تأیید اعتبار است. من آن را پیدا کردم کوتلیارنکو به منظور ایجاد یک اودیسه رسانه های اجتماعی کلاستروفوبیک و پر از تنش ، از فضای تنگ یک ماشین رهایی استفاده کرد. از زمان نخستین رعایت اوقات ساندنس ، من شیفته شده بودم ، اما بعد از تماشای آن در نهایت ، به فروش کامل رسیدم کوتلیارنکوبینش بلند پروازانه همانطور که احتمالاً می توان انتظار داشت ، من انتخاب کردم که می توانم مصاحبه کنم کوتلیارنکو! در زیر مصاحبه ای است که من با آن انجام دادم کوتلیارنکو، در طی آن ما در مورد مضامین فیلم و ارتباط فرهنگی و همچنین مکان صحبت کردیم کوتلیارنکو از این فیلم الهام گرفته است.

اوون باتلر برای تحقیق در فیلم: سلام ، چطور پیش می رود؟

یوجین کوتلیارنکو: خوب ، مرد ، حال شما چطور است؟

حالم خوب است ، شما چطور؟

یوجین کوتلیارنکو: من بسیار هیجان زده هستم ، ما دیشب فیلم برتر این فیلم را تجربه کردیم و می دانید تعداد زیادی اتومبیل و بسیاری از مردم ترک خوردند ، و واقعاً عالی بود ، می دانید؟

بله ، خوب است که بشنوید امیدوارم همه تئاترهای افتتاح شده و تئاترها به زودی افتتاح شوند …

یوجین کوتلیارنکو: بله ، امیدوارم مردم آن را ببینند ، زیرا ما در حین قرنطینه به تلفنهای ما چسبیده ایم و این دقیقاً همان چیزی است که فیلم سعی می کند از آن لذت ببرد و درباره آن چیست. بنابراین برای افرادی که فکر می کنم خانه را ترک کنند و به محیطی عمومی بروند ، جایی که یک دسته اتومبیل یا یک دسته از افراد در صندلی های شش فوت از هم فاصله دارند ، بسیار خوب خواهد بود و سعی می کنند چیزی را تماشا کنند که امیدوارم زبانی به آنها ببخشد. درباره بعضی از این مواردی که با آنها همدست شده ایم ، بحث می کنید؟

بله ، قطعاً مانند یک جامعه جمعی است. من در سنین مختلف نبوده ام اما هر وقت می رفتم مطمئناً یک اتفاق بزرگ بود.

یوجین کوتلیارنکو: بله ، منظور من این است که خود فیلم نیز برای یک درایو خوب است ، زیرا اینگونه است که شما در فیلم خود آنقدر در طبقه اتومبیل قرار دارید ، بنابراین تماشای آن از یک اتومبیل کیفیت واقعی و فوق العاده ای دارد و می دانید؟

بله ، مطمئنا

یوجین کوتلیارنکو: پس چه خبر است؟

خوب ، بنابراین شما الهام بخش از فیلم های قدیمی تر هنگام نوشتن بود ولگردی، و اگر چنین است ، چه نوع مضامین موجود در آن موارد را در متن داستان خود گرفتید و قرار دادید؟ از آنجا که من برخی از احساس راننده تاکسی و خزنده شب vibes ، بنابراین من فقط می خواهم بدانم که آیا شما هر نوع الهام از آن نوع فیلم ها را هنگام نوشتن آن جلب کرده اید یا نه.

یوجین کوتلیارنکو: بله ، برای من ، شما می دانید ، این در ردیف انتقاد رسانه ها است ، بنابراین من و ژن ژن ، ما درمورد فیلم هایی مانند شبکهو برای مردن برایو پادشاه کمدی، و فیلم های دهه 50 وجود دارد که بسیار خوب است چهره ای در جمعو آس در سوراخ. آس در سوراخ فیلمی است که آنها با استفاده از این رویداد حساس ، نوعی واقعه غم انگیز ، برای تبلیغ عمومی با سیرک رسانه ، و چهره ای در جمع فیلمی در مورد کسی است که یک عضو حاشیه جامعه است ، که به واسطه نوع و روش های عجیب و غریب و مهارت های خود ، این تاکتیک های حسی ، بسیار محبوب و فوق العاده معروف و فوق العاده قدرتمند می شود و نوعی بیماری که رسانه ها به آن چیزها اجازه می دهند. رخ دادن.

بنابراین این فیلم هایی بودند که فکر می کنم ولگردی در ردیف فیلم قرار دارد ، و بعد فیلم های دیگری نیز وجود داشت که من به طور مشترک با بازیگران و خدمه به اشتراک می گذارم پادشاه کمدی، مانند ، می دانید ، یک فیلم ایرانی وجود دارد ، تاکسی تهرانتوسط جعفر پناهی ، همه در یک کابین شلیک شده و همه با دوربین و وسایل واقعی عکسبرداری شده اند. فیلمی به نام وجود دارد مرد نیش سگ را می زند که به نوعی مانند یک مسخره درباره یک قاتل سریالی است. بنابراین ، یک دسته وجود دارد. من همیشه در مورد “چگونه روح فیلم هایی را که دوست دارم” جذب می کنم و “چگونه می توانم آن را امروزی حس کنم” فکر می کنم می دانید ، این رویکرد من است. من در نقل قول ها و فریب خوردن ها یا دوست داشتن تمایلات یا هر چیز دیگری بزرگ نیستم. من فقط می خواهم روح فیلم ها و فیلمسازانی را که از آنها استقبال می کنم جلب کنم و چگونه آن را جدید کنم؟ چگونه آن را به روز کنم؟ چگونه می توانم آن را برای مخاطبان معاصر مرتبط کنم؟

منبع: RLJE Films

بله قطعاً من برخی از تحقیقات را انجام دادم و فهمیدم که یکی از همکاران نزدیک شما در تصمیم شما برای اضافه کردن “ترسیم زندگی من” به عنوان بخشی از لحظه های آغازین فیلم تأثیر گذاشت. چه احساسی در مورد این موضوع داشتید ، و آیا امیدوار هستید که در نتیجه لحظاتی از این دست ، بینندگان بتوانند طنین شخصی بیشتر با روح شخصیت Kurt را پیدا کنند؟ زیرا حتی اگر او فردی واقعاً خطرناک باشد ، از نظر قلبی او بسیار مشهور است مانند بسیاری از افراد. آنها فقط می خواهند مورد توجه واقع شوند ، و این نوعی ناراحت کننده است.

یوجین کوتلیارنکو: بله ، غم و اندوه ذاتی برای او وجود دارد ، درست است؟ و یک هیولا ذاتی برای او وجود دارد ، و فکر می کنم کورت بازتابی از نوع هیولا کوچک است که در درون همه ما زندگی می کند ، جایی که ما به آن توجه توجه می کنیم ، می خواهیم ضربه دوپامین احساس اعتبارسنجی و دوست داشتن را در یک آماری نشان دهیم. راه ، درست است؟ از آنجا که به این ترتیب رسانه های اجتماعی ساخته می شوند ، مانند شماره ها و آمار و فاحشه هایی وجود دارد. بنابراین ، من فکر می کنم “رسم زندگی من” عملی بود که توسط مشاور رسانه های اجتماعی ما افتخار لوی پیشنهاد شد ، و برای جو و من بسیار مفید بود که از پیش زمینه این شخصیت و بعد جایی در راه ما بفهمند. مثل این بود ، “خوب ، این فقط می تواند یک روش خوب برای کمک به مخاطبان برای ورود به فیلم باشد” ، و نوع خاصی از میانبرها را برای آنها فراهم می کند که شخصیت به چه دلیل است ، زیرا می دانید این فیلم خودش به طور واقعی بازی می کند- زمان ، نوع مانند در لحظه ، و بنابراین آنچه از نظر پیش زمینه دریافت می کنید ، آن را مرتب می کنید و فیلم را پر می کنید ، بر خلاف نوع فیلم های عمومی تر در مورد شخصیت های هیولا.

شما تقریباً در نیمه راه فیلم منتظر نقطه شکست یا چیزی هستید ، و این فیلم دقیقاً غرق می شود. بنابراین ، بله ، آن مونتاژ در رسانه های اجتماعی به نوعی تلاش برای داشتن یک روش واقعاً مفید برای درگیر کردن افراد در آن است. اما من فکر می کنم جو آن را خیلی خوب بازی کرد ، به افراد دسترسی پیدا کرد به آنچه در مورد این شخصیت و آنچه که قابل اعتماد است ناراحت کننده است ، اما در عین حال ، ما خیلی صریح و یکنواخت در ایجاد یک هیولا و ایجاد کسی بودیم که فیلم سرگرم کننده است. از ، درست است؟ مثلاً ، این یک طنز است ، یک انتقاد است ، ما سعی داریم از یک تأثیرگذار که از احساسات گرایی استفاده می کند برای ویروسی شدن استفاده کنیم ، لذت ببریم زیرا اینها نوعی بیماری در جامعه ما هستند ، افرادی که کارهای غیراخلاقی را برای توجه انجام می دهند ، می دانید؟

بله قطعاً من اغلب آن را در رسانه های اجتماعی زیاد می بینم. متأسفانه ، این سطحی بودن که توسط این سایتها ایجاد شده اند ، تأسف آور است که می بینیم چگونه با گذشت زمان تغییر کرد. منظورم این است که بدیهی است که برخی افراد واقعاً خلاق هستند و از سکوی خود به خوبی استفاده می کنند اما عده ای نیز وجود دارند که آن را فقط فرصتی برای تعداد … می دانند.

یوجین کوتلیارنکو: خوب ، منظور من این است که ، حتی افرادی که خلاق هستند ، مانند شخصیت جسی آدامز ، که در این فیلم توسط ساشر زاماتا بازی شده اند ، می دانید ، او یک نوع اثر خوب “خوب” است ، درست است؟ شما می دانید که او از برند خود استفاده می کند تا کمدی داشته باشد اما بی عدالتی هایی را که می بیند در معرض دید خود قرار دهد ، اما او هنوز هم در این نوع از اقتصاد توجه که در آن انسان ها به موجوداتی با مارک تبدیل می شوند ، همدست هستند و ما هر جایی که می خواهیم حس انسانی را از دست می دهیم. محتوا است ، بیان شخصی ما به نوعی جوشانده به محتوای میانجی شده است. هر تجربه ای که باید داشته باشیم باید با واسطه و اندازه گیری انجام دهیم ، و اتفاقاتی وجود دارد که وقتی اتفاق می افتد از دست می دهیم ، حتی اگر شما خلاق هستید یا به نوعی تلاش می کنید در جهت درست از نظر نحوه استفاده از رسانه های اجتماعی استفاده کنید. بنابراین ، این بخشی از انتقاد ساختاری بزرگتر نسبت به این چیز است که ما همه آن را امضا کرده ایم بدون اینکه واقعاً بخواهیم تأثیرات آن را بر روابط و احساس خودمان بفهمیم.

در مورد روابط صحبت می کنم ، می خواهم مکالمه را به دو فیلم قبلی شما برسانم ، که هر دو به شدت روی روابط متمرکز شده اند. آیا تجربه گفتن این داستان ها به هیچ وجه تأثیر خود را بر شخصیتی مانند Kurt ، که من نمی خواهم بگویم فاقد مهارت های اجتماعی است ، تغییر داده است ، اما خواندن زبان بدن بسیار بد است؟ کورت به شدت روی سکویی متمرکز است که معمولاً برای ارتقاء سطحی مورد استفاده قرار می گیرد و او بسیار تنهاست به این معنا که فقط کارهای خودش را انجام می دهد.

یوجین کوتلیارنکو: منظور من ، بله ، من فکر می کنم کورت نوعی تجسم زنده است که فرهنگ آن را از دست داده است ، جایی که ما در اصل مدتی قبل توافق کردیم که اشتراک گذاری ذاتاً خوب است و اشتراک گذاری است. نه ذاتاً یا از نظر اخلاقی خوب است ، فقط نوعی از این چیزهاست که فکر را شستشو می دهد زیرا سیستم عامل ها می خواهند از مطالب ما استفاده کنند و آنها می خواهند داده ها و مطالب ما را معدن کنند و بنابراین Kurt اساساً تقریباً شبیه نسخه انسانی است که از آن اصل استفاده می کند. ذاتاً خوب است اما ، می دانید ، بله ، من آن فیلمهای رابطه را تا حدودی ساختم زیرا من منابع لازم را برای ساختن آنها داشتم ، می دانید که آنها بسیار شخصی بودند ، و همچنین ساخت بسیار کم بودجه ای داشتند ، و ولگردی یک داستان بسیار جاه طلب تر است ، یک جور جاه طلبی از داستان پردازی ، و به همین دلیل من از اولین فیلم های من سعی کردم چیزی را ساختم که به نوعی شبیه به ژانرهای بیشتر و هیجان بیشتری باشد. و در حالی که من فکر می کنم امیدوارم که توانسته باشم برخی از خنده ها و سرگرمی های بزرگ را انجام دهم ابر شگفت انگیز و کاخ wobble، هر داستان انگیزه داستان پردازی خود را دارد و بنابراین من فقط امیدوارم که سفری که کورت ادامه می یابد سفر به بیننده ادامه یابد و راهی که ما این فیلم را از طریق این تصمیمات رسمی پخش زنده و آیفون ها و تمام نظرات ارائه کردیم. ، همه عناصر مختلف رسانه های اجتماعی ، به خوبی در خدمت این فیلم هستند. بنابراین ، می دانید ، این یک نوع مانند تکامل است ، هر داستانی روش گفتن خود را دارد.

منبع: RLJE Films

سفر فیلم بسیار ادیسه شبانه است که به نوعی به من یادآوری می کند در بعضی مواقع از نظر جوی فیلم هایی مانند مارتین اسکورسیزی پس از ساعت ها. آیا از قبل در ذهن خود می دانستید که داستان کورت چگونه شروع می شود ، بازی می کند و به پایان می رسد؟ یا آیا در هنگام نوشتن فیلمنامه این طبیعی تر به شما رسیده است؟

یوجین کوتلیارنکو: می دانید ، ما حدود دو سال روند نوشتن طولانی و طولانی را پشت سر گذاشتیم ، اما بله ، ذاتاً اگر فیلمی راجع به راننده و مسافران انجام می دهید ، نوعی ادیسه مانند خواهد بود پس از ساعت ها جایی که اپیزودیک است ، در آنجا شخصیت هایی دارید که دوباره وارد می شوند و دوباره ظاهر نمی شوند و شخصیت اصلی نوع وسیله نقلیه است ، به دلیل نداشتن یک کلمه بهتر ، برای روایت. و فکر می کنم در مورد فیلم ما نادر است که هیولا در حال داستان با کورت است. جسی قهرمان است ، و به همین ترتیب کورت ، هیولا ، کسی است که با آن به سفر می روید ، و این نوع از جایی است که وحشت به وجود می آید زیرا شما در آنجا گیر کرده اید ، در آنجا به دام می افتید ، از طریق این شر طرح. اما بله ، من فکر می کنم وقتی فهمیدیم که یک فیلم rideshare را انجام می دهیم ، می دانستیم که مانند یک ادیسه خواهد بود و این برای من جذاب است ، آن حالت ساختاری ، زیرا در فیلمی مانند برهنهیا بسیاری از فیلم های پل شرودر در واقع چنین چیزی را دارند ، همانهایی که او نوشت راننده تاکسی یا آنهایی که او دوست داشت هاردکوراین مربوط به نوع سفر یک شخصیت از طریق جهنم است ، و در این فیلم بیننده امیدوار است سرگرم کننده و سرگرم کننده باشد ، شما می دانید به نوع جهنمی که در این سوار است.

بله ، این چیزی است که به طور خاص به من یادآوری کرده است پس از ساعت ها، می دانید ، حتی اگر در آن شب واقعاً ، واقعاً شب طولانی ، آن مرد در جهنم قرار گرفته باشد ، تماشای آن بسیار جالب است ، و شما مطمئن نیستید که قرار باشد یا نه باشد ، اما اینطور نیست.

همچنین ببینید

آنچه ما پیدا کردیم: Thriller شدید با پیچ و تاب دوستی در دوران کودکی

یوجین کوتلیارنکو: بله ، من امیدوارم که این احساس ، درست است؟ منظورم این است که این فیلم فوق العاده پر انرژی است و من عاشق فیلم های اسکورسیزی هستم. من واقعاً تماشا می کردم آلیس در اینجا زندگی نمی کند Anymore روز دیگر ، و این یک فیلم فوق العاده پر انرژی در مورد یک زن میانسال است که در تلاش برای یافتن عشق ، در مجرد خود ، در مادر بودن است. اما فوق العاده پر انرژی است و من همیشه آنقدر در مورد اسکورسیزی احترام گذاشته ام که او واقعاً شیوه های بی نظیری و پرانرژی برای گفتن داستانها به روشی پیدا می کند که به شخصیت های داستان احترام بگذارد اما بخشی از انرژی اوست ، و امیدوارم وقتی مردم تماشا می کنند ولگردی آنها نوعی پیوند شبیه به خلاقیتی هستند که ما برای این داستان اعمال کردیم.

خوب ، صحبت کردن با شما بسیار جذاب بود!

یوجین کوتلیارنکو: عالی صحبت کردن با شما اوون ، خیلی ممنون

بله ، مشکلی نیست ، استراحت خوبی را در روز خود داشته باشید!

یوجین کوتلیارنکو: تو هم همینطور!

متشکرم!

استعلام فیلم از یوجین کوتلیارنکو تشکر می کند که وقت خود را برای گفتگو با ما گرفتید!

Spree در ساندنس 2020 به نمایش در آمد. این فیلم در تاریخ 14 اوت 2020 به صورت دیجیتال و VOD منتشر شد.


سازمان دیده بان ولگردی و قانونی شکنی

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

SPREE: یک طنز خنده دار در رسانه های اجتماعی

اگر در مورد سالهای 2010 چیزی گفته شود ، این است که یک دهه انقلابی برای ژانر ترسناک در سینما بود و باعث تجدید قواعد ژانر کلاسیک به روز شده و علاوه بر ارائه مفاهیم منحصر به فرد برای عصر مدرن می شود. . یکی از برجسته ترین اینها “Thriller Technology” است ، زیرمجموعه ای از فیلم های ترسناک که از فناوری به عنوان ابزاری روایی استفاده می کند ، در قالب یک نیروی ماوراء طبیعی ، یک عنصر نقشه و یا خلاقانه ترین ، یک تکنیک سینمایی است. دو فیلمی که ساخته شده اند بی دوست این سریال ها به دلیل ترکیب این شکل داستان پردازی در روایت های آنها قابل توجه هستند ، و اکنون ورود جدید دیگری به زیر نویس داریم: ولگردی، کارگردانی شده توسط یوجین کوتلیارنکو.

ولگردی با روشی منحصر به فرد شروع می شود ، اما با کسانی که در عصر شخصیت های YouTube بزرگ شده اند (“تأثیرگذار” ، اگر بخواهید) در جستجوی شهرت و استفاده از هر وسیله لازم برای دستیابی به وضعیت قابل توجه در صنعت ، آشنا می شوید. کورت کانکل (جو کری) یكی از میلیون ها جوان است كه در كیهان شناور است ، از شهرت و توجه ناامید شده است. این فیلم با یک مونتاژ کلیپ از تعداد زیادی از فیلم های او آغاز می شود ، و اگر آنها تفاوت دیگری نمی دانستند ، ممکن است تصور شود که آنها یک فیلم مستند را تماشا می کردند.

SPREE: یک طنز رسانه ای اجتماعی کاملاً خنده دار
منبع: RLJE Films

بیننده بیشتر در قالب فیلم “Draw My Life” به زندگی كورت معرفی می شود ، یك روش بی نظیر دیگر برای انتقال مخاطب به ذهنیت این شخصیت ، كسی است كه به یك شخص خارج از این حلقه شهرت و وسواس خود ، به نظر می رسد کاملاً بیش از اندازه و غیرواقعی است ، اما برای کسی که در زمان ظهور افرادی مانند کورت زندگی کرده است ، دور از حقیقت نیست. ضربه گیر واقعی وقتی به وجود می آید که فاش می شود که کورت بعد از تمام سالهای آپلود و تعقیب مشهور خود ، به سختی یک اونس را دنبال می کند ، و این جایی است که فیلم شروع به تکامل از طنز ساده رسانه های اجتماعی به چیزهای بسیار دیگری می کند.

یک انتقاد از ترسناک

سرانجام مشخص شد كه كورت با برداشتن مسافرانی كه از یك برنامه rideshare به نام Spree استفاده می كنند ، نه خیلی از امثال Uber و Lyft ، پول خود را جمع می كند. پس از همه ، او مجبور به پرداخت قبض است به نحوی. ما تقریباً در ابتدای مفهوم جدیدی که او با او لقب “درس” آورده است ، با جزئیات “مبهم” و تنظیمات مرموز ، همراه او هستیم و با پخش مستقیم Kurt هر دقیقه از وقایع روز ، با او آشنا می شویم.

هنگامی که اولین مسافر خود را انتخاب می کند ، مشتری هنگامی که ایدئولوژی های ناسیونالیستی سفیدپوست خود را به کورت نشان می دهد ، سوار به ظاهر ساده می شود و به نوبه خود او را تشویق می کند تا یکی از بطری های آب شیرین را در صندوق عقب ببرد. مشتری فقط برخی از آنها را برای فوران در سرفه ها می نوشد ، زیرا یک بازخورد آموزش از انواع YouTube نشان می دهد که کورت آب را با سم برای کسانی که آن را می نوشند ریخت. روز فقط از آنجا مجنون تر می شود ، زیرا کورت بیشتر به سمت طرح های قاتل می رود ، هر کدام نگران کننده تر از گذشته است.

این مجموعه فوق العاده ای بی نظیر برای فیلمی است که اساساً مانند مدرن است روانشناسی آمریکایی، اگر پاتریک باتمن بیست چیزی تشنه بود و زندگی می کرد ، هر یک از قتل های خود را برای دیدن جهان پخش می کرد. کوتلیارنکوتوجه منتقدان انتقادی که به این کاروان از بزرگسالان جوان شده و بیننده ها و لایک ها را رونق می دهد ، چشم تیز است (کاملاً تأثیرگذار از فیلم هایی مانند مارتین اسکورسیزی راننده تاکسی و دن گیلروی خزنده شب) ، و فیلمنامه شوخ او به غوطه وری در این کمدی وحشتناک و وحشتناک اضافه می کند. قطعات مجموعه گاهی اوقات احساس کمی مهار می کنند ، اما کریحضور مغناطیسی بر صفحه نمایش حاکم است و باعث می شود بیننده هرگز چشم خود را از بین نبرد.

SPREE: یک طنز رسانه ای اجتماعی کاملاً خنده دار
منبع: RLJE Films

با پیشرفت روز ، كورت به طور فزاینده ای دلگیر و ناامید به بدست آوردن هرچه بیشتر تماشاگران از نظر جسمی می شود ، منجر به مجموعه ای از سناریوهای وحشیانه می شود كه نشان می دهد واقعاً چقدر خطرناک است. من به اینجا نمی روم به داخل قلمرو اسپویلر ولگردی واقعاً فیلمی است که بهترین تجربه را با کمترین حد ممکن تجربه کرده است ، اما داستان نوبت های غیر منتظره ای را به خود اختصاص داده و در حالی که همه آنها کاملاً کار نمی کنند کوتلیارنکو شاید در ابتدا آنها می خواستند ، احترام گذاشتن به جاه طلبی های تکنیک های روایت و استفاده از فناوری به عنوان همراهی وحشتناک در داد و بیداد شبانه کورت ، تقریباً غیرممکن است.

عملکرد حذفی از جو کری

همانطور که قبلا ذکر شد، کری عملکردی را ارائه می دهد که دقیقاً بر خلاف هر کاری که قبلاً انجام داده است نیست. او به خاطر عملکردش در نتفلیکس مشهور است غریبه چیزهااما امیدواریم که او در آینده نقش های بیشتری مانند این را دریافت کند ، نقش هایی که همچنان به او امکان می دهند توانایی های کامل خود را به عنوان بازیگر در چرخش و تغییر حالت مداوم نشان دهد. او هر مکالمه ای را که به او گفتگو می کند ، می جوید و پشت کمر و دراماتیک مانند کمدی بلند می شود و حتی بیش از یک بار متوقف می شود تا به دقت تعادل بین خط این دو برقرار شود.

مطمئناً روی سطح این یک طنز تاریک است که از خشونت لکه دار به عنوان روشی برای شوکه کردن مخاطب استفاده می کند ، اما در اصل آن ، این داستانی در مورد خودشیفتگی و ناامیدی برای اعتبار سنجی است که با در نظر گرفتن اینکه چقدر خطرناک اجتماعی است ، بسیار ناراحت کننده است. رسانه است این ما را دستکاری می کند ، شخصیت های ما را تغییر می دهد ، ما را به افراد کاملاً متفاوت از گذشته تغییر می دهد و من را تحسین می کنم کوتلیارنکو برای اینکه بتواند داستان خود را با دقت موضوعی از این دست تأکید کند.

مسئله اصلی فیلم قدم زدن آن است. برای اولین ساعت ، ولگردی تنش و ناخوشایند ناخن و طنز تاریک را به اثر هیجان متعادل می کند ، یک کمدی شیطانی سرگرم کننده و فریبنده را ترسناک می کند که با سرعتی بسیار باورنکردنی حرکت می کند و در عین حال هنوز هم می تواند مضامین خود را برای رسیدن به بیننده منتقل کند.

SPREE: یک طنز رسانه ای اجتماعی کاملاً خنده دار
منبع: RLJE Films

نیم ساعت آخر فیلم ، در حالی که هنوز هم به اندازه کافی جذاب است تا بیننده را علاقه مند نکند ، واقعاً شتابی را که در طول بقیه فیلم ساخته شده می کشد. صحنه هایی که در طول این بخش از فیلم رخ می دهد به همان اندازه برای داستان و مضامین مهم هستند اما همه شرم آور است که به طریقی منتقل نشده است که سرعت شگفت آور آن ساعت اول را حفظ می کند. این فیلم به زودی به پاهای خود باز می گردد ، اما در این مرحله ، بیننده برای تنظیم مجدد به زمان نیاز دارد و در نتیجه ، بقیه فیلم احساس می کند که سعی دارد نتیجه محکم را به آنچه قبل از آن رسیده ، ارائه دهد ، اما هنوز به طور مداوم نیست. مشارکت کافی در این زمینه

ولگردی: نتیجه

علیرغم برخی از مسائل پراهمیت در حفظ حرکت خود ولگردی یک زمان استثنایی سرگرم کننده است که به عنوان یک طنز خیره کننده در مورد تأثیر رسانه های اجتماعی بر جامعه و روشی که همه ما در این دوره از تاریخ خود با همدست هستیم خدمت می کند که در آن خود تبلیغ و برندسازی چیزی است که بسیاری از بزرگسالان به طرز ناامیدی برای دستیابی به اعتبار از آن طلب می کنند. ساعت اول یک تکه تقریباً کامل از تن است ، و اگرچه این قدم زدن در نیمه عقب یک حالت دماغ ایجاد می کند ، کوتلیارنکو رویکرد متمایز نسبت به این مطالب ارائه می دهد که فکر نمی کنم هیچ کارگردان دیگری بتواند آن را منتقل کند و همچنین در اینجا انجام داده است.

همچنین ببینید

انسانهای کاملاً واقعی: یک واقعیت تحقق یافته نسبت به والدین و هویت

خیلی دور از یک فیلم بی عیب و نقص است ، اما کوتلیارنکوروشهای قصه گویی حاد به بیننده این امکان را می دهد که احساس کلاستروفوبیا و ناراحتی را به گونه ای که بسیاری از بیماران قادر به ارائه موثر آن نیستند ، احساس کند. ما به فیلمسازان بیشتری در این صنعت احتیاج داریم که بتوانند ضمن حفظ عناصر تاریک در هسته اصلی این داستان ، موضوعاتی عمیق و پیچیده مانند این را با چنین لطف و طنز آمیز حل کنند. کوتلیارنکو قطعاً در این رابطه موفق شد. بدون شک از دیدن چه چیزی هیجان زده ام کوتلیارنکو در آینده مقابله می کنیم و اگر او این مسیر را ادامه دهد ، من یک حرفه ای هیجان انگیز را پیش بینی می کنم.

دیدی ولگردی هنوز؟ نظرت راجع بهش چی بود؟ از کدام فیلم های دیگر که از رسانه های اجتماعی انتقاد می کنند لذت می برید؟

Spree در ساندنس 2020 به نمایش در آمد. این فیلم در تاریخ 14 اوت 2020 به صورت دیجیتال و VOD منتشر شد.


سازمان دیده بان ولگردی و قانونی شکنی

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

PRINCESS RITA: رویاهای عشق در ایالت آفتاب

اینترنت پر از شگفتی است – و هرچه جامعه در کنار آن رشد کرده است ، ما اکنون به همان اندازه که از تصاویر بی پایان گربه و تلفیق های ویدئویی نوستالژیک آگاه هستیم ، از مشکلات و خطرات آن آگاه هستیم. که در بلر واترزshort فیلم کوتاه برنده جایزه پرنسس ریتا، میل به ارتباط انسانی بر بدگویی که به هر جنبه دیگر از تعامل ما با کسانی که ما نمی شناسیم ، خونریزی می کند.

تنهایی تنظیم کننده بیمه بلند مدت

در جنوب فلوریدا ، تنظیم کننده بیمه ای بدون نام (فدور استر) به زنی به نام ریتا ، یک شاهزاده خانم در یک سرزمین دورافتاده برای او ایمیل می کند که او با دقت زندگی و امور مالی خود را تنظیم می کند تا او را به آمریکا منتقل کند. از طریق یک سری ایمیل که حاوی صدای صوتی است که در مقابل تصاویر یک زندگی انفرادی در جاده روایت می شود ، ناامیدی برای یک ارتباط انسانی به آرامی آشکار می شود.

PRINCESS RITA: رویاهای عشق در ایالت آفتاب
منبع: بلر واترز

وی واقعیت زندگی خود و آینده ای را که در انتظار او است ، توصیف می کند و او را برای ناخوشایند بررسی املاک آسیب دیده و خانه های سیلاب و پیرزنی که به مرور سقوط کرده اند ، آماده می کند ، در عین حال وعده می دهد که او را نیز ملکه همه چیز کند. [his] زندگی برنج مالوریفیلمنامه خیلی ناگفته باقی می ماند ، اما روایت گسترده تری می تواند از بین برود و ترک کند: دختری که نسبت به این عاشقانه اینترنتی شک دارد ، همکارانی که احساساتش را برای ریتا جدی نمی گیرند ، و احساس روزافزون انزوا و انزوا بیشتر می شود. که به سرعت به هر جنبه ای از زندگی او حمله می کند.

جهانی کهنه در لباس پاستل

پرنسس ریتا فیلمی از تضادهای ظریف است که از یک داستان داستانی منحرف می شود که به راحتی می تواند به عنوان یک داستان هشدار دهنده ساده لوحانه اینترنت گفته شود. مدیر بلر واترز به فلوریدا با آفتاب سفید که در لبه ها فرو رفته است ، می پردازد ، نه مقصد تعطیلات که در بروشورهای آژانس مسافرتی دیده می شود یا در پست های اینستاگرام فیلتر شده است.

تنظیم کننده بیمه از یک متل کنار جاده به دیگری منتقل می شود. یکنواختی پیراهن پیراهن بژ و شلوار قهوه ای که خیلی بالای مچ پای او تمام شود ، بیانگر طبیعت یکنواخت و تکراری شغل وی است. او هرگز آنها را از بین نمی برد ، به جز شناور مختصری در استخر متل: آبهای فیروزه ای با یک استخر صورتی روشن در یک لحظه نادر از سرعت برای شخصیت شناور برخورد می کنند.

PRINCESS RITA: رویاهای عشق در ایالت آفتاب
منبع: بلر واترز

واتر این موجود را با جهان تقریباً غرق در پاستیل ، شبیه به این ، تضاد می کند شان بیکرتصویری از متل بنفش در پروژه فلوریدا. واتر‘ساختمان ها نعناع سبز و سفید هستند و کل صفحه را برای لحظه ای کوتاه پر می کنند. نقاشی های دیواری از فلامینگوها بر روی دیوارها و صحنه های آرام آب و در عین حال فیلمبردار وجود دارد لوگان فلوید تضمین می کند که مخاطب دائماً از عمل فاصله گرفته است. او از عکسهای دید چشم پرنده و عکس های طولانی طرفداری می کند ، و به محض اینکه منتظر پاسخ ریتا باشید ، تنظیم کننده را به آرامی ناامید تر می کند.

آمیختن داستان و کارایی

چیزی که بسیار شگفت انگیز در مورد آن وجود دارد وجود دارد پرنسس ریتا از توصیف بوی او – در رؤیاهای تنظیم کننده – مانند “نارنگی گرم” گرفته تا لحظه های تأمل ، هنگامی که او به درون اقیانوس های آرام سرگردان می شود تا تصویری بسیار خاص بگیرد ، احساس مکان و احساس در هر صحنه معرفی می شود. .

PRINCESS RITA: رویاهای عشق در ایالت آفتاب
منبع: بلر واترز

در حالی که زمان اجرای فیلم کوتاه است ، با گذشت کمتر از ده دقیقه ، واتر و بقیه بازیگران و خدمه موفق به ساختن یک محیط خود مختار شده اند که نیاز به توضیح و نمایش کمی دارد. همه چیز در این دنیای کوچک کاملاً به تصویر کشیده شده است ، و آنقدر پر جنب و جوش است که ماهیت متضاد تنهایی تنظیم کننده و وابستگی فزاینده او به رابطه او با زنی که هرگز ملاقاتش نکرده بیشتر می شود – بیشتر از آنچه که می شد اگر بیشتر با آن تیراندازی می کرد. لنزهای واقع گرایانه. با عملکردی لطیف از استر و لحن کاملاً مطلوبی واتر این ثابت می کند که کیفیت آن است ، نه کمیت ، که باعث می شود یک فیلم ارزشمند باشد.

فیلم کوتاه مورد علاقه شما چیست؟ نظر زیر بگذارید!

همچنین ببینید

اوضاع بعد از شماره 7: جوانان بی صدا (2012) قسمت 1

پرنسس ریتا اکنون برای تماشای Vimeo و YouTube در دسترس است.

https://www.youtube.com/watch؟v=mhMHXv1zovU

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

رز دیموک

رز دیموک

رز یک منتقد مستقل فیلم است که برای فیلم Lies White Lies ، Screen Queens و Film Daze نوشت. او عاشق تریلرها ، شخصیت های زن عالی ، آل پاچینو و سینمای چند زبانه است.

بین خدا و انسان از یک تفنگ سیگاری دروغ می گوید: تأملات در معنا ، خشونت و رستگاری در بخش خالی GRSSE POINTE

من دیدم Grosse Pointe Blank به عنوان یک دانش آموز تازه وارد دبیرستان و تحت تأثیر داستان داستانی عجیب و غریب قرار گرفته است – یک فرد ضربتی که در ده سال حضور در دبیرستان خود شرکت می کند – و البته با لحظه های عالی عمل که منظره سینمایی آن را سوراخ کرد. من دوستانی داشتم که برای جستجوی صحت درگیری های اسلحه در فیلم ها ، ضربات سختی داشتند (مایکل مان برای آنها demigod بود). آنها شلیک اسلحه ها را محاسبه می کردند و محاسبه می کردند که آیا میزان عکس های موجود در مجله با هر اسلحه خاص مطابقت دارد یا خیر. از آنچه من به یاد می آورم ، آنها پیدا کردند Grosse Point Blank نسبتاً دقیق باشد به همین دلیل دلیل دیگری برای طلب آن به عنوان مورد علاقه ایجاد شده است ، زیرا راهی برای من بود که بتوانم در این گروه کوچک از دوستان هویت ایجاد کنم.

با این حال ، در بیست سال پیاپی که از اولین بار هوادار این فیلم شدم ، آمده ام که فیلم را به طرز کاملاً جدیدی آرزو کنم که حتی در آن روزهای ابتدایی حتی روی رادارم هم نباشد. به خصوص در چند سال گذشته ، من شروع به دیدن جنبش بازگرداندن خط داستانی که در فیلم ارائه شده است. مارتین بلان (جان کوساک) مردی به شدت شکسته است ، اگرچه شاید به شکلی که دوست داریم افراد شکسته را تصور نکنیم ، باشد. ما تمایل داریم از افرادی که به هروئین معتاد هستند یا در یک غرق شدن در حال مستی درگیر هستند ، پیش بینی کنیم که به مرگ یک خانواده چهار نفره خاتمه می یابد. این نمونه های دراماتیک تری هستند که برای جلوگیری از برگشت دادن انگشت اشاره به روش خود ، مورد استفاده قرار می گیرند. شکستگی Blank خود را به شکلی بسیار ظریف تر نشان می دهد ، راهی که ممکن است برای بیشتر ما کمی به خانه نزدیک شود.

مطمئناً او یک آدم کشی است و مردم را برای امرار معاش می کشد. که احتمالاً ممکن است بیشتر افراد در برخی از نقاط شکسته شود. من فکر می کنم شکستگی او کمی لطیف تر از آن است فقط شغل او. همانطور که رمان نویس بزرگ و کاتولیک جنوبی واکر پرسی بیان کرد ، مارتین بلان از کمبود هستی ، جدائی از خودش رنج می برد. به عبارت دیگر ، او خودش را بیش از آنچه برای زندگی می کند نمی شناسد. او دستگاهی ساده است ، دستگاهی ساخته شده از خون ، گوشت ، رگها و تاندون ها. متأسفانه ، تنها درمان شکستگی وی شناخته شده است.

بین خدا و انسان از یک تفنگ سیگاری دروغ می گوید: تأمل در معنا ، خشونت و رستگاری در Grosse Pointe Blank
منبع: Buena Vista Pictures

این مفهوم “شناخته شدن” صرفاً فرمول دانش مدرنیستی نیست ، بلکه صرفاً اطلاعات روشنفکرانه است بلکه در عوض ، چیزی کمی نزدیک تر از آنچه که “سنت پائول” در کتاب مقدس گلاطیان ، فصل چهارم درباره آن صحبت کرده است. این نوع دانش حاکی از صمیمیت بین دو طرف درگیر در عمل است ، صمیمیتی که با عشق مهربانانه و مهربان درون جامعه همراه است. او باید برای آنچه هست ، یک قاتل شکسته و رسماً مجازات شده که شروع به برداشت اثرات روانی و عاطفی اعمال گذشته خود و همراهی با از دست دادن بشریت می کند ، پیدا کرد.

می گویم این نوع شکستگی باید بیشتر ما را به خانه نزدیک کند ، زیرا واقعاً دراماتیک نیست. به عنوان دبی Newberry (راننده مینی) “دلبند دبیرستان بلانک” که عمیقاً از خود مارتین می گوید:

“… شما شکسته نیستید شما ملایم اسپری می کنید؛ هیچ چیز قابل اصلاح نیست. “

بسیاری از ما داستانهای دراماتیک زندگی نخواهیم داشت که از تجویز بیش از حد یا مدت زندان صحبت می کنند ، اما همه ما به نوعی دچار آن می شویم؛ رنج یکی از جهانی ترین عناصر بشریت است. همه ما به نوعی کاهش یافته است ، کاری که ما انجام داده ایم یا برای ما انجام شده است که به نظر می رسد نمی توانیم لرزش داشته باشیم. چیزی که پیرامون همه زندگی ما به عنوان یک یادآوری مداوم مبنی بر اینکه ما کامل نیستیم ، دنبال می شود و این که ما مطابق انتظارات نیستیم. ما به اصلاح نیاز داریم و مهم نیست که چقدر تلاش کنیم ، اما به نظر نمی رسد خودمان را اصلاح کنیم. مارتین بلان از طریق روایت فیلم مجبور است با بسیاری از ارواح گذشته خود که در این حومه یوپی دیترویت همگرا هستند ، مقابله کند. در پایان این همگرایی یکی از دو پیامد ممکن است – مرگ یا زندگی – اما به هر طریق ، او برای خودش و دیگران شناخته می شود. رستگاری آن را طلب می کند.

خشونت برای روایت کلیدی است Grosse Pointe Blank. در طی لحظات مختلف خشونت ، مارتین بلان مجبور به مقابله با گذشته خود و چه کسی شده است. چندین داستان وجود دارد که حضور Blank را در شهر Grosse Pointe میشیگان محاصره می کند. داستان اصلی به دلیل اصلی او در زندگی در شهر می چرخد: او برای حذف شخصی – قناری یا سوت زنبورد – به منظور ایجاد اصلاحات در یک کار دشوار در میامی که قرار بود شبیه سکته قلبی باشد اما به پایان رسید ارسال شد. به عنوان دو گلوله این کار در هفته آخر هفته اتفاق افتاد که همزمان با ده سال حضور در دبیرستان Blank ، آغاز شد. این ممکن است یک تصادف صرف باشد ، اما ، بیش از آنچه که محتمل بود ، منجر به سرقت از دستیار Blank ، مارسلا (جوآن کوساک) – که اولین بار در ابتدای فیلم موضوع ادغام دبیرستان را مطرح کرد و به نظر می رسد آن را به عنوان سرنوشت خود به مارتین می فروشد ، چیزی که او را در آنجا جلب کرده است. و به یک معنا ، او کاملاً نبوی است.

با این حال ، کار از زیر بینی رقیب اصلی مارتین ، مردی به نام گروچر به سرقت رفت.دن آیروید) پس از گذشت زمان ، گروچر دو خواستگاری از دولت را به Blank فراخوانده ، به طوری که ممکن است او را در این عمل گیر بیاورند و او را قبل یا بعد از حذف قناری حذف کنند. وقتی بلان در ‘لینکلن تاونکار’ خود به شهر رفت و آمد می کند ، دو لباس دولت عقب نیست. پس از اولین تلاش ، ناموفق Blank برای برقراری ارتباط مجدد با دلبند دبیرستانی خود ، دبی Newberry ، او یک مرد عجیب و غریب را که در خیابان قدم می زند ، می شناسد و او را بزرگ می کند ، در حالیکه به طور ناکارآمد مانند یک جادوگر متوسط ​​شهر عمل می کند. ما متوجه می شویم که بلانک ضربه کامل دیگری به سرش وارد کرده است ، اما این بار به دلیل برخی آسیب های ناخواسته وثیقه ناشی از منفجر شدن سگ با ارزش یک میلیونر به نام Boudreaux.

مهمتر از همه اینها ، او روانپزشک خود ، دکتر اوتمن (آلن آرکین) – چه کسی به مارتین گفت که دیگر نمی خواهد روانپزشک او شود پس از یادگیری کاری که برای زندگی انجام داده است ، اما همه فایده ای ندارد – برای رفتن به یک دوره دبیرستان در یک صحنه نسبتاً مضطرب و خنده دار. گفتگو بین پزشک و بیمار در اینجا برای تنظیم نوبت بازخرید فیلم مهم است:

مارتین: “من احساس ناراحتی می کنم. من فقط احساس دلسردی می کنم حوصله ام سر رفته. ماندن در روحیه خوب کار سختی است. من می دانم که مسائل مربوط به کار ، کار با مفهوم هستم و به راحتی احساس می کنم. “

دکتر اوتمن: “خوب ، نگاه کنید ، مارتین ، من نمی خواهم چیزی را پیشنهاد کنم که ممکن است برای شما ناراحت کننده باشد ، اما ممکن است بخشی از مشکل شما را در نظر بگیرید ، بخشی از آنچه شما را بسیار بدبخت می کند ، نگرانی نیست. کشتن بسیاری از مردم. شاید ، فقط آن را در پس زمینه قرار دهید. “

“بیا دیگه! من در در ورودی شما ظاهر می شوم ، احتمالاً شما کاری را انجام داده باشید که مرا به آنجا بیاورید. باشه. من به آن چیزها اهمیت نمی دهم. “

“شما به چه چیزهایی اهمیتی نمی دهید؟”

“اخلاق”

“هوم”

“من نمی خواهم در مورد کار صحبت کنم ، فکر نمی کنم که لزوماً کاری که شخص برای زندگی انجام می دهد منعکس کننده خودش است.”

“چند روز کسی را نکشید ، ببینید چه احساسی دارد.”

“خوب ، من به آن شلیک می کنم.”

“نه! نه ، شلیک نکنید هر چیزی شلیک نکنید! “

ترس ظریفی وجود دارد که به گفته های Blank به آن اشاره شده است: ترس از پیدا شدن ، شناخته شدن برای کسی که واقعاً در تمام خشونت هایش است. با این حال ، برای پیدا کردن – شناخته شدن – برای بازپرداخت به عنوان یک شخص ضروری است و مارتین بلان در این جنبه هیچ فرقی با بقیه ما ندارد. او به جای سمبل ها چیزی به غیر از اسم حیوان دست اموز تبدیل نشده است. صرف نظر از آنچه او می گوید ، آنچه او برای امرار معاش می کند به بازتابی از او تبدیل شده است که بازتاب نرگس همان بازنمایی از او واقعاً چه کسی بوده است. این درگیری های داخلی ، به همراه تهدیدات خارجی مرگ است که هنگام ورود وی به گروس پوینت ، میشیگان ، او را همگرا می کند. و این همگرائی ها در لحظه های خشونت با فیلم بازی می کنند.

“این من نیستم … چرا همه فکر می کنند شخصی هستند؟”

چندین گفتگوی تکراری وجود دارد که در کل فیلم اجرا می شود و هر دو برای درک حرکت بازخرید فیلم مهم هستند. اولین گفتگوی ، اظهارات مارتین بلان درباره “این من نیستم” در طول چهار صحنه مختلف در فیلم است که همه در لحظات خشن قابل توجهی در فیلم اتفاق می افتد.

مارتین ، به ابتدای فیلم ، اولین اعلامیه را در حین برخورد شدید خود در میامی انجام می دهد. او قرار است در هنگام خواب REM سم را به دهان باز شده مرد بگذارد تا او را در ایست قلبی قرار دهد. این سم رشته – در ادای احترام واقعی جیمز باند – به سمت دهان آن مرد است ، اما ، قبل از رسیدن به مقصد خود ، سر انسان می چرخد ​​و سم به گونه او برخورد می کند و به صورت بیدار شده شروع به سوختن پوست می کند. بلان اسلحه خود را به دست گرفت و از پله ها به اتاقی که مرد در آن ساکن است ، می کشد ، در را باز می کند و یک ضربه را به سینه مرد می زند درست همانطور که مرد اسلحه خود را بالا می برد تا قاتل خود را بیرون بکشد. او در را می بندد و به سمت هدف خلع سلاح که در حال خوابیدن است ، قدم می زند و روی تخت هتل خونریزی می کند. این مرد با ناامیدی به او نگاه می کند و می گوید: “هرچه هستم کاری را انجام می دهم که دوست داری ، من این کار را متوقف خواهم کرد.” با خونسردی حالت های سرد ، “این من نیستم” ، درست مثل اینکه یک مربع گلوله را در وسط پیشانی مرد قرار می دهد.

بین خدا و انسان از یک تفنگ سیگاری دروغ می گوید: تأمل در معنا ، خشونت و رستگاری در Grosse Pointe Blank
منبع: Buena Vista Pictures

این عبارت ساده بسیاری از خوانشهای ممکن را به نمایش می گذارد. به یک معنا ، مارتین به سادگی می گوید که این دلیل نیست که مرد را بکشد ، بلکه در عوض ، شخص یا شرکتی است که او را برای انجام این کار فرستاده است. اگرچه این خواندن به معنای واقعی کلمه ای صحیح است ، اما درک عمیق تر می تواند مفیدتر باشد. به نظر می رسد با بیان این جمله او مقصر بودن وی در مرگ یک انسان دیگر است. او دقیقاً آنچه را بیان می کند ، بیان می کند که اوضاع را شخصی نمی کند و بنابراین او را از سرزنش اخلاقی ای که او اتفاق می افتد معاف می کند ، اگر این اقدام در یک برخورد شخصی بین دو فرد و فقط دو فرد انجام شود ، از نظر شرعی محکوم می شود. در واقع ، او خود را صرفاً استخدام شده اعلام می کند اسلحه. این محاوره خشونت زبانی را با کسانی که از آن نام می برند به معنای این که دیگر انسان نیستند ، می کند ، بنابراین دیگر مقصر اقداماتشان نیست و یک سلاح صرف در دست کسانی است که پول یا قدرت دارند. ادامه این موضع برای بلان سخت تر خواهد بود.

دومین اعلامیه وی پس از وقوع شلیک و انفجار در Ulti-Mart محلی ، مشاغل ساخته شده در محل خانه کودکی Blank صورت می گیرد. مردی که به علت انفجار Boudreaux ، سگ را به قتل رسانده بود ، وارد فروشگاه راحتی می شود و آتش را بر روی Blank باز می کند در حالی که منشی فراموشی نسخه ای از بازی Doom را در قسمت جلوی فروشگاه بازی می کند و “Ace of Spades” Motorhead را منفجر می کند. هدفون او این قاتل قرار دارد مواد منفجره C4 را در مایکروویو فروشگاه قرار دهد و Blank فقط به سختی می تواند منشی و خودش را از صدمه ببیند تا بمب خاموش شود و فروشگاه راحتی تخریب شود. بعد از انفجار است که بلانک و منشی از چمن بلند می شوند و مارتین از منشی می پرسد که آیا خوب است و او پاسخ می دهد ، ناامید است ،

منشی: “برای چی کار کردی؟”

مارتین: “این من نبودم. حال شما خوب است؟”

منشی: “نه ، من خوب نیستم! من صدمه دیده ام ، دلخور شده ام ، باید شغل جدیدی پیدا کنم! “

بار دیگر ، می بینیم که به معنای واقعی کلمه ، Blank صحیح است ، این کسی نبود که مغازه را منفجر کرد ، به منشی آسیب رساند و باعث بیکاری وی شد. با این حال ، اظهارات Blank همانند اولی است که در نهایت حقیقت واقعی این موضوع را پوشش می دهد: این که اقدامات زشت گذشته Blank مستقیماً داشته است منجر به عواقبی شد که دیگران را تحت تأثیر قرار داد.

برای کسی که آنها یا دیگران را در اطراف خود انجام می دهد ، هیچ کاری مرتکب نشده است. گناه ، به کار بردن یک اصطلاح شرعی ، هرگز خصوصی نیست ، بلکه همیشه یک عمل عمومی است چه در پیامدهای عمومی آن ببینیم یا نه. همه افراد – و در این صورت – سگ ، او را کشته است ، برای تعقیب او و عواقب آن آشکارا باز می گردند. یک بار دیگر ، مانترا شخصی بلان صرفاً راهی برای عدم مقابله با ماهیت بسیار واقعی و خشونت آمیز کاری است که او می کند و چه کسی شده است. با این حال ، حتی اکنون ، او به نظر نمی رسد حقیقت عمیق تر را به سخنان خود تشخیص دهد.

تا سومین شکل گفتگو نیست که مخاطب شروع به دیدن یک شکاف احتمالی در نمای گفتگوی Blank می کند. در یکی از مهمترین صحنه های فیلم ، مارتین بار دیگر با دبی نیوبری و بهترین دوستش ، پاول اسپریکی آشنا شد (جرمی پیون) ، و خود را در مراسم دبیرستان خود پیدا می کند. رابطه او با دبی شروع به تقویت می کند و آن احساسات قدیمی عاشقانه دوباره زنده می شود. آنها در حال ترک اتحاد هستند که ، مانند اکثر تجارب اتحاد ، کمتر از ستاره بوده است ، هنگامی که مارتین تصمیم می گیرد به خاطر دلتنگی ، توسط قفل قدیمی خود متوقف شود.

در این مرحله است که قاتل مارتین و او یک مبارزات رقص واقع گرایانه – به دلیل این واقعیت که مرد بازی کننده قاتل بود بني “جت” اروويدز، جان کوساکمربی کیک بوکسینگ در زندگی واقعی – که به محض اینکه مارتین یک قلم جوهر را به گردن قاتل می زند ، خاتمه می یابد و او را فوراً می کشد. مارتین از بدن مرده قاتل ، چهره اش کبود و خونریزی شده ، لباس های شسته شده و اسلحه آغشته به خون در دستش کمر شده است. در آن مرحله است که دبی به گوشه گوشه می رود تا شاهد این صحنه خشونت ، که به صورت غیرمتعارف دیده می شود ، باشد. مارتین می گوید ، وقتی او شروع به لرزیدن و ترساندن از بینش می کند ، تقریباً ناامیدانه می گوید: “من من نیستم … این من نبودم.”

در این مرحله ، تمام آنچه مارتین می خواهد انجام دهد ، توجیه آنچه دبی شاهد آن است با گفتن اینكه این تقصیر او نبود سگ میلیونر منفجر شده است یا مردی كه او كشته است مرد بدی بود كه شایسته مرگ بود یا به او گفت كه این در دفاع از خود بود. هیچکدام از آنها به او فرصتی برای پخش عمومی نمی دهند زیرا او فرار می کند قبل از این که بتواند چیزی به جز این مانترا برای او بگوید. به او فرصتی داده نمی شود که خود را توجیه کند ، اما در عوض ، برای آنچه واقعاً وجود دارد ، دیده می شود: یک قاتل؛ در این مرحله ضمانت دارد یا نه ، مهم نیست. پل خیلی دور از دبی نیست و او نیز می بیند که مارتین چه کرده است. مارتین فقط با قاطعیت سعی می کند خود را با پولس توجیه کند ، که به نظر نمی رسد به توجیهات او علاقه مند باشد.

بین خدا و انسان از یک تفنگ سیگاری دروغ می گوید: تأمل در معنا ، خشونت و رستگاری در Grosse Pointe Blank
منبع: Buena Vista Pictures

دو نفر در زادگاهش که هنوز برای او اهمیت دارند ، که هنوز هم به او اهمیت می دهند ، که هنوز هم او را دوست دارند می دانم به او. سرانجام ، مخاطب این احساس را پیدا می کند که مارتین سرانجام احساس خشونت زبانی از نام بردن چیزی کمتر از انسان را احساس کرده است. او شروع به تشخیص اینکه این همه دروغ است و دیگر نمی تواند انکار کند که چه کسی شده است. در این مرحله ، تمام اهداف وی شخصیتی شده اند و شروع به تجزیه او می کنند. با این حال ، دقیقاً این لحظه خشونت ، این لحظه شناخته شدن توسط کسانی که او را دوست دارند ، می تواند آغاز رستگاری او را به دست آورد.

“من بیسکویت و گراوی را در سراسر کشور جنوبی می فروشم.”

شکل دوم گفتگوی تکراری ، تلاش های متعدد مارتین را برای گفتن به افرادی که در گروس پوینت با او ملاقات کرده اند در مورد آنچه برای زندگی می کند ، احاطه کرده است. ماهیت تکراری این گفت و گو ، برخی از خنده دارترین لحظات را در فیلم ایجاد می کند ، اما در زیر طنز عنصر عمیق عدم موفقیت زبان در معنای معناداری نهفته است اگر بدون اعتماد به صداقت شخصی که در حال صحبت است صحبت شود.

اولین لحظه ها در اولین ملاقات با مارتین با یار دبیرستانی خود ، دبی است ، پس از سوار شدن به Grosse Pointe و آمدن به محل کار دبی ، ایستگاه رادیویی محلی که وی در آن دژ است. مارتین ، با کمال تعجب ، وارد استودیو می شود و نمایش دبی را قطع می کند. او به سرعت آهنگ ترانه های The Specials را تنظیم کرد و از صندلی خارج شد تا به مردی که او را با لباس 700 دلاری ترک کرده بود ، بپردازد تا در شب دزد دریایی وارد ارتش شود ، بی خبر از او. در لحظه ای از لطف واقعی و غیرقابل تحمل ، آنها یکدیگر را در آغوش می گیرند و بدون تردید به صورت دستی بوسه می زنند ، گویی که هیچ یک از تاریخ های آنها وجود نداشته و روزی از آن نگذشته است. فقط بعد از آن بوسه اولیه وقتی که آنها واقعاً شروع به گفتگو با یکدیگر می کنند ، نگهبانان آنها بالا می روند و گفتگو برای متناسب کردن اوضاع بی دست و پا می شود. دبی سپس از او می پرسد که ده سال گذشته کجا بوده است و این گفتگو در زیر می آید:

مارتین: “در کالیفرنیا ، مسافرت کمی … به شغل (ظاهری گیج و محافظت شده) …”

دبی: “خودشه؟ این ده سال است؟ “

“بله ، …”

“من می خواهم به یک داستان آدم ربایی عالی یا چیز دیگری امیدوار باشم.”

“من چند لحظه هیجان انگیز در اینجا و آنجا داشته ام ، اما ، می دانید ، با آن پرواز کردم.”

“پس شغل شما چیست؟”

“قاتل حرفه ای”

“شما با آن دندانپزشکی می کنید؟”

“(می خندد) نه …”

خواندن پاسخ دبی در پاسخ به سؤال او درباره آنچه كه وی برای زندگی انجام می دهد ، جدی گرفته نمی شود ، همانطور كه ​​در ادامه این توضیحات نشان داده شده است. او قادر نیست حقیقت گفته خود را ببیند زیرا او همان زمینه ای را که در آن صحبت می کند به اشتراک نمی گذارد. او نمی داند که او را برای پیوستن به ارتش ترک کرده است یا اینکه ممکن است ده سال او را به کسی جدی تر و بی پروا از آنچه ممکن است در دوران نوجوانی بوده تبدیل کرده باشد. صداقت او صافی دارد که مخاطب نیز از آن محافظت می شود ، زیرا ، همانطور که دبی بعداً در این فیلم می گوید ، مردم فقط در مورد کارهایی که انجام نمی دهند شوخی می کنند. اما ، در اینجا ، مارتین کاملاً صادق است ، اما او از جامعه ای جدا می شود که گفته های او معنی واقعی آن را نشان می دهد.

صحنه دوم که گفتگوی مشابهی را شامل می شود ، بین پل و مارتین پس از اولین ملاقات با یکدیگر پس از ده سال است که با اتومبیل پاول سوار می شوند. پس از اینکه احتمالاً خریداران احتمالی را برای خانه ای که واسطه آن بود از دست داد ، پول روشن است. پولس از جاهای دیگر به بیرون می آید:

“ده سال ، مرد … ده سال !! ده سال کجا بودی؟ !! “

مارتین: “من فرار کردم ، به ارتش پیوستم و برای خودم کار کردم ، من یک قاتل حرفه ای هستم.”

“اوه ، آیا این کار ، شما باید برای آن کار کارشناسی ارشد انجام دهید یا می توانید مستقیماً وارد آن شوید؟ من در مورد آن کنجکاو هستم. “

“این یک بازار آزاد است.”

“بازار آزاد ، خوب است وای … (سکوت لحظه ای) ده سال ، مرد !! ده! ده سال!! ده سال ، ده ، ده سال ، ده سال !!! “

وی گفت: “من فرار کردم ، به ارتش پیوستم ، برای دولت کار کردم ، برای خودم کار کردم ، من یک قاتل حرفه ای هستم !!! این کاری است که من کردم! “

“خوب ، خوب ، می توانم پیوستم؟”

“آره!!!”

(هر دو شروع به خندیدن)

مجدداً در اینجا ، ما همان پاسخی را به حقیقت گفته مارتین توسط پولس می بینیم که با دبی انجام دادیم. پاول ، به وضوح ، همان زمینه را که کلمات مارتین دلالت بر حقیقت واقعی آنها دارد ، به اشتراک نمی گذارد. بار دیگر ، مارتین به آنها گفته می شود که در حقیقت هنوز هم به حقیقت صادقانه اهمیت می دهند ، اما آنها قادر به درک او نیستند زیرا وی در طی جدایی ده ساله خود از آنها در خارج از جامعه جدا شده است.

بین خدا و انسان از یک تفنگ سیگاری دروغ می گوید: تأمل در معنا ، خشونت و رستگاری در Grosse Pointe Blank
منبع: Buena Vista Pictures

مثال سوم نشان می دهد که مارتین در مورد حرفه خود دروغ گفته است زیرا شخصی که خودش در حال توضیح دادن است برای او هیچ معنی ندارد و اتفاق می افتد که گچ گرفته شود. ایمی ، یکی از همسالان دبیرستانی آنها ، در نوار جایی که مارتین و دبی دوباره در حال آشنا شدن هستند ، نشان می دهد. وی در پاسخ به این سؤال كه ده سال گذشته توسط همسالان مست خود به چه نكاتی رسیده است ، وی با اشاره به شوخ طبعی اظهار داشت: “من در مرغ سرخ شده كنتاكی كار می كنم … من بیسکویت و گراوی را در سراسر سرزمین جنوبی می فروشم. ” پاسخ ایمی به شرح زیر است: “نه! … شما خیلی خنده دار هستید! آدم بامزه!” در این مرحله ، او دلیلی برای گفتن حقیقت ندارد ، زیرا برای این مترجم هیچ تفاوتی وجود ندارد زیرا او حتی در وهله اول سخنان خود را به خاطر نمی آورد. معنا و حقیقت قبلاً در این شرایط مروارید هستند. با این حال ، حتی در حالت مستی امی ، او جنون پاسخ او را تشخیص می دهد.

شخص نهایی که حقیقت گفتن مارتین بر گوشهای ناشنوا است ، پدر دبی ، بارت نیوبری (میچل رایان) او برای انتخاب مجدد دبیرستان به دبی آمده است و او به او می گوید که پدرش می خواست او را ببیند. او وارد اتاق نشیمن می شود که بارت در حال خواندن روزنامه و نوشیدن نوحه است و حضور خود را اعلام می کند:

بارت: “من نمی دانم که از ده سال پیش دختر من را رها کردید ، کجا بوده اید ، و من اهمیتی نمی دهم. خوب است که شما ترک کردید. خوشحالم که شما این کار را کردید شما کمی بزرگ شده اید آیا شما اشتباه کرده اید؟ “

“خوب ، من نمی دانم. امیدوارم.”

وی گفت: “من شما را در یك تنگ دیدم ، به عنوان یكی از آن دسته از اشتباهات قهوه خانه های شفاف و پوشیده از قهوه ، كه من در آن دیده ام. اخبار نیوز

“نه ، نه ، نه ، من به جاده دیگری رفتم. شش شکل شما می دانید که ورزش ، رابطه جنسی ، بدون داشتن روابط واقعی با هیچ کس ، تجارت با خشونت لوله سرب ، حساسیت مزدور انجام می دهد. در مورد شما چطور؟ چگونه سالها با شما رفتار می کردند؟ “

“خوب ، شما مرا ، مارتین ، می شناسید. بهره برداری از مظلومان. “

“مطمئن.”

“اوه ، چه کارهایی است که انسان ، اکنون نجیب … (متوقف می شود) … آه ، آن را لعنتی ، بگذارید یک نوشیدنی بخوریم و تمام چیزهای لعنتی را فراموش کنیم.”

“Whatcha” با زندگی شما انجام می شود؟ “

“آه ، خوب ، قاتل حرفه ای.”

“آه! برای شما خوب است ، این یک صنعت رشد است. “

آقای نیوبری برای تأیید حقیقت سخنان خود ، زمینه مارتین را به اشتراک نمی گذارد ، اما برخلاف دبی و پل ، مارتین در ابتدا برای اثبات چیزی با او صحبت می کند. با این حال ، هنگامی که او می بیند که آقای Newberry نسبت به ظهور مجدد او در زندگی دخترش بی احساس است و این که او ، به طور کلی ، یک بیت راجع به زندگی مارتین یا کارهایی که انجام داده است ، مهم نیست ، او با لحنی طعنه آمیز حقیقت را می گوید زیر آن وقتی آقای Newberry در واقع از او سؤال می کند که برای زندگی به روشی ساده چه کاری انجام می دهد ، مارتین به او می گوید آنچه را که به دبی و پاول گفته است و پاسخ ، یک بار دیگر ، یک نظر هوشمندانه است ، که به حقانیت وحی مارتین خیانت می کند.

همچنین ببینید

CRIP CAMP: درس تاریخ زیبا درباره جنبش حقوق معلولیت

در هر یک از این سناریوها ، زبان مارتین برای کسانی که حقیقت را آشکار می کنند ، هیچ معنای معناداری را نشان نمی دهد ، زیرا او از اجتماع تفسیری آنها جدا شده است و آنها از او حذف می شوند ، زیرا آنها همان زمینه ای را که حقیقت او را آشکار می کند ، مشترک ندارند. با اقتدار که در واقع سزاوار آن است. با این حال ، هنگامی که مارتین برای اینکه واقعاً چه کسی است ، دیده می شود ، دبی ، پاول و آقای نیوبری وارد متن تفسیری مارتین می شوند و در آنجا با همان حقیقتی که در تمام مدت در مقابل آنها بود روبرو شدند. حقیقت آنها از گذشته بافر شده بود زیرا آنها دیگر نیستند می دانست مارتین بلان

“لال لعنتی لعنتی!”

چگونه افراد در چارچوب تفسیری مناسب قرار می گیرند كه در آن حقیقت به معنای معنایی است كه آنها و شنوندگان آنها را تغییر می دهد؟ Grosse Pointe Blankروایت پاسخی عمیق به این سؤال ارائه می دهد. همانطور که قبلاً نیز اشاره کردم ، مارتین بلان ، پس از قتل قاتل خود با قلم بسته نشده ، سرانجام به خاطر آنچه در واقع است قاتل دیده می شود. دبی و پل هر دو با مارتین وارد صمیمیت خشونت آمیز می شوند ، دانش صمیمی است که آنها را به درون یک چارچوب تفسیری سوق می دهد که افشاگری خود او در طول فیلم سرانجام حاکی از چیزی واقعی ، چیزی ملموس است. خارج از این دانش صمیمی ، هیچ کس اظهارات خود مبنی بر قاتل بودن حرفه‌ای را جدی نگرفت ، اما در عوض ، آن را صرفاً متنوع طنزآمیز از یک مکانیسم دفاعی گرفت ، از اجتناب از توجیه غیبت ده ساله او در زندگی آنها.

بین خدا و انسان از یک تفنگ سیگاری دروغ می گوید: تأمل در معنا ، خشونت و رستگاری در Grosse Pointe Blank
منبع: Buena Vista Pictures

نمونه نهایی تلاش مارتین برای توضیح آنچه او برای زندگی می پردازد ، مستقیماً پس از رسیدن این دانش صمیمی صورت می گیرد ، هنگامی که دبی با او درمورد آنچه که او فقط شاهد بوده است ، برخورد می کند. در این صحنه اتفاق قابل توجهی رخ می دهد که باید به طول در اینجا نقل شود:

دبی: “او می خواست تو را بکشد ، درست است؟”

مارتین: “بله”

“این راه دیگری نبود؟”

“نه این قصد من نبود. “

“آیا این کاری است که شما انجام داده اید”

“این کاری است که من انجام می دهم … حرفه ای. اکنون حدود پنج سال است. “

(گریه می کند) “شما شوخی می کردید. مردم درباره کارهای وحشتناکی که انجام نمی دهند شوخی می کنند ، آنها این کار را نمی کنند! این پوچ است! “

وی گفت: “وقتی من از آنجا خارج شدم به ارتش پیوستم و وقتی امتحان خدمت را گرفتم ، مشخصات روانی من یک انعطاف پذیری اخلاقی است – تنها راه برای توصیف آن. به یک برنامه تحت حمایت سیا وام داده شدم و ما یکدیگر را پیدا کردیم. این روش کار است. “

“بنابراین ، شما یک دولت سخنگو هستید؟”

“بله ، منظور من ، نه ، من قبلاً بوده ام اما اکنون نیستم. اوه ، اما این همه بی ربط است ، واقعاً دولت ها ، ملل ، همه این تئوری روابط عمومی در این مرحله است. “

“نکن! من نمی خواهم در مورد تئوری ها بشنوم؛ من می خواهم در مورد مردگان بشنوم. مردگان را توضیح دهید. چه کسی را می کشی؟ “

“این بسیار پیچیده است ، اما ، در آغاز ، مهم این است که چیز مهمی داشته باشید – به آن آویزان باشید – می دانید ، یک ایدئولوژی خاص برای دفاع ، درست است؟” منظورم این است که پرخاشگری بدون کنترل ، این مورد مورد علاقه شخصی من بود. بچه های دیگر دوست دارند “زندگی می کنند رایگان و یا می میرند” ، اما شما این ایده را می گیرید ، اما این همه دست انداز است و من این را می دانم. این همه مزخرف است ، شما این کار را می کنید ، زیرا شما برای انجام این کار آموزش دیدید ، شما را به انجام این کار تشویق کردید ، و در نهایت ، می دانید ، شما آن را دوست دارم. (مکث) من می دانم که بد به نظر می رسد. “

“شما روانی هستید!”

“نه نه نه! به همین دلیل روانپزشکی می کشد. من برای پول می کشم ، این یک کار است … این درست نبود … اوه ، بگذارید ببینم که آیا می توانم راه دیگری را ارائه دهم. اگر در خانه شما حاضر شوم ، احتمالاً شما کاری را انجام داده باشید که مرا به آنجا بیاورید. منظورم این است که همه این کار را می کنند! مثل نظم طبیعی است منظور من این است که کشورها این کار را انجام می دهند ، گاهی اوقات مراحل موقت انجام می شود و بعضی اوقات خلبانان شهرهای بمبی را فرش می کنند. ناآرامی … پلیس پلیس تظاهرکنندگان را شلیک می کند ، این بی تفاوت است ، من این کار را نمی کنم! شما باید پرونده ها را در مورد بعضی از این فریب ها بخوانید ، منظور من این است که مانند رزومه دیو خوانده می شود! ببین ، من اینجا ختم شده ام ، من طعم آن را کاملاً از دست داده ام. به همین دلیل برگشتم و می خواستم شما را ببینم ، می خواستم از ابتدا شروع کنم ، این کار را پشت سر بگذارم … “

“اوه ، بنابراین من بخشی از آغاز جدید عاشقانه شما هستم ، درست است؟”

(تردید می کند و شروع به صحبت می کند)

“چگونه هرگز یاد نگرفتید که اشتباه بوده است ، که موارد خاصی وجود دارد که شما انجام نمی دهید؟ شما در یک جامعه متمدن انجام نمی دهید! “

“در مورد چه تمدن هایی صحبت می کنیم؟”

“تعطیل شدی !! خفه شو! همه چیز در مورد شما دروغ است. همه چيز! از من دوری کن! “

آنچه به نظر می رسد این گفتگو نشان می دهد این است که به محض شناختن یک شخص ، از نزدیک با همه زشتی ها و شکستگی های خود ، توسط شخص دیگری ، هیچ پناهگاهی و فراری از حقیقت این که چه کسی هستند ، نیست ، و از این روچه کاری انجام می دهند تمام توجیهاتی که وی در این گفتگو به دبی واگذار کرده است ، بهانه های محض می گویند – تلاش های خندق گذشته برای نرم کردن ضربات واقعیت شاهد در مورد مارتین. اما هیچکدام از آنها کار نمی کنند. حتی به نظر نمی رسد که مارتین به قول خودش قانع شده باشد ، به خصوص وقتی که او در نهایت به او گفت که هنگامی که او برای کشتن آموزش دیده بود ، به جایی رسید که آن را دوست داشت. در آن مرحله ، او حتی به این واقعیت پی برد که با هر “این من نیستم” و “این من نبودم” که او صحبت می کرد ، به خودش دروغ می گفت. شخصی بود ، این بود که آن افراد را کشت و او از کشتن آن افراد لذت برد.

او با شناخت این حقیقت ، هرچند زشت ، سرانجام به این واقعیت پی برد که او بیش از یک ابزار بود. او مقصر بود و این که او نمی تواند از وزن اخلاق کار خود فرار کند ، از قتل همه این افراد ، توجیه پذیر یا نه. او دیگر نمی توانست در قطع ارتباطی که برای یک زندگی انجام داده و واقعاً چه کسی است زندگی کند. او می توانست اقدامات خود را با تمام لفاظی هایی که می توانست از آن استفاده کند توجیه کند ، اما در پایان روز ، او صرفاً قاتل ، زشت و بی پرده بود. و اگر هرگز پیدا نمی شد و هیچ جای پناهگاهی برای ترک به سر نمی برد ، هرگز به آن نتیجه شخصی و صمیمی نمی رسید.

پس از این گفتگو و از دست دادن دبی ، او تصمیم می گیرد سرانجام به هدفی که قرار بود در حین دیترویت حذف شود ، نگاه کند ، چیزی که در طول سفر از آن اجتناب کرده بود. “قناری که تصمیم به آواز خواندن گرفت” بارت نیوبری ، پدر دبی بود. در نقطه بازگشت و دیگر قادر به توجیه اقدامات خود نیست و یا اینکه او را از کسانی که دوست داشت پنهان کند ، تصمیم می گیرد کاری را انجام دهد که هرگز نتوانست در خط کار خود انجام دهد و به جای کشتن او ، هدف را نجات می دهد. وقتی مارتین متوجه می شود که بارت در خیابان درگذشته است – به دست گروچر و دامدارانش – بارت پرونده ای را می بیند که مارتین در دامانش سیلی می زند و می گوید: “گروه طراحی می خواهد مرا از روی آفتاب نشتی بیرون بکشد؟ به همین دلیل می خواهید مرا بکشید؟ ” و مارتین بار دیگر با مانترا پاسخ می دهد ، “این من نیستم! چرا همه فکر می کنند شخصی هستند؟ ” او برای اولین بار این حرف را در فیلم می گوید و عنصر فریب خود را از دست می دهد. در این صورت ، واقعاً او نیست ، بلکه سعی دارد او را از قتل نجات دهد. در جریان آخرین مشاجره بین مارتین و گروچر (و افرادش) ، مارتین می گوید با تماشای خورشید بر فراز اقیانوس حرکت می کند و احساس می کند که شاید یک خدا یا یک قدرت بالاتر وجود داشته باشد و در نهایت اعلام کند ، “منظورم این است که من هستم. کار بر روی همه چیز رستگاری. “

یک بار او توسط کسانی که او را دوست داشتند شناخته شده بودند و از او مراقبت می کردند و قادر به استفاده از توجیهات قبلی خود نبودند تا خود را از حقیقت دور کنند. سپس او توانست حقیقتی را که می تواند او را آزاد کند ، ببیند ، که می تواند او را در راه رستگاری قرار دهد.

خشونت به عنوان راهی برای رستگاری

Grosse Pointe Blank آیا از حقیقت خشن واقعیت خشونت در جهان ، چه بین کشورها ، مردم و چه از همان خشونتی که ما با توانایی طبیعی خود برای توجیه اقدامات و بدترین تمایلات به خودمان انجام می دهیم ، جلوگیری نمی کند. فردی که دائماً با دروغ زندگی می کند ، اغلب تا جایی که واقعاً به دروغ اعتقاد دارد ، همیشه در لبه روانی یک شکست است. و با این حال ، در برخی از سطح این شرط همه ما است. هر یک از ما یک دروغ تحمیل شده زندگی می کنیم. هیچکدام از ما کاملاً نسبت به دیگران یا خودمان حقیقت نداریم. همه ما در بیانیه مارتین بلان درباره “این من نیستم!” هیچکدام از ما نمی خواهیم ببینیم که واقعاً چه کسی هستیم ، زیرا زشت و محکوم است ، ما ترجیح می دهیم نگاه خود را به تقصیرهای شخص دیگری سوق دهیم – جایگزین کردن جایگاه خود را برای شکاف آنها.

Between God and Man Lies a Smoking Gun: Reflections on Meaning, Violence and Redemption in Grosse Pointe Blank
source: Buena Vista Pictures

However, redemption here requires violence. It may not always be physical, but the act of jarring us out of the lies we tell ourselves and others is brutalizing to our beings. Being found out for the poor judgment and the wrong actions we have partaken in never feels good. There is a reason why our natural response at the moment is to lash out or to turn inwards as we attempt to find shelter from the storm. Yet being known by another in all of our brokenness is the only way that life can move forward, otherwise, we are consciously or subconsciously chained to our past in perpetuity, never free of them, always feeling their force.

And this is the only way that other people can truly enter into our lives in any meaningful sense. Relationships live and die on vulnerability and transparency. The ability to see the real person, positives and negatives—and sometimes the deeply problematic areas—allows for the hope of grace and forgiveness. The ability for that other person to come into our context, share in our linguistic meaning, and choose to love us regardless is deeply redemptive to our beings. Martin Blank, by the end of Grosse Pointe Blank, is actively chosen by Debi even though she is fully aware of all of the violence he has done in the world. Because he is now known by her, ugliness and all, they can share in the meaning of their actions going forward.

Language is something that is taken for granted but is so deeply powerful to the human experience. It is an essential element of human connection. Our lives were being depleted and abstracted from us without the ability to create meaning with other people; to enter into the sacred spaces of another person’s context and share their burden. Put simply, to truly know them.

In my own religious tradition, this violence of being takes on a physical and spiritual element along with the linguistic and existential violence that is showcased in the film. The semiotic melding of salvation, wood, blood, and eventual resurrection cannot be understood nor signify any type of transformative meaning, unless, like Martin Blank, we are seen for who we really are and given no roads of escape from the ugly truth. Given no forms of justification for who we are and what he has done. We must stand guilty, with blood on our hands, before, in my own case, God and, for all of us, our own communities before we can be redeemed and given the freedom and a way to, in the words of Debi Newberry, “get the hell out of town.”

What do you think? Does Grosse Point Blank‘s central character achieve some sort of redemption?

Grosse Pointe Blank is currently streaming on HBO Go.

https://www.youtube.com/watch?v=iF7t91gbSf8

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

Tribeca 2020: 12 مصاحبه SHURT HOUR با نویسنده / کارگردان Brea Grant

با همه اتفاقاتی که در این دنیا می گذرد ، جشنواره فیلم Tribeca ، یکی از رویدادهای مورد علاقه سالانه من ، نتوانست تاریخ اصلی خود را حفظ کند. مانند بسیاری از افراد حاضر در دنیای سرگرمی ، بسیاری از فیلمسازان جدید و با استعداد نیازی به نمایش آثار خود ندارند. اخیراً ، Tribeca به برخی از مطبوعات اجازه داده است بخشی از صفحات خود را بصورت آنلاین نمایش دهند و البته فیلم Enquiry در حد توان خود را پوشش می دهد!

یک فیلم به ویژه که من منتظر آن بودم 12 ساعت شیفت. این نوشته و کارگردانی بازیگر است کمک بلاعوضو این دومین ویژگی اوست اوقات خوبی برای تماشاگرانش ، یک زمان بد و خنده دار و خنده دار است ، اما برای شخصیت های آن خیلی زیاد نیست.

Tribeca 2020: 12 SHIFT ساعت و مصاحبه با نویسنده / کارگردان Brea Grant
منبع: جشنواره فیلم Tribeca

آنجلا بتیس مندی را بازی می کند ، یک پرستار در حال رفتن به یک شیفت دو ، دوازده ساعته است. ناامیدی او از جهان بر هر حرکت و بیان او سنگین است. او به خصوص دوست ندارد ، اما هیچ یک از این شخصیت ها نیستند. حرکتی جسورانه با یک فیلم و خوشبختانه وقتی تماشای گرداب خون و هرج و مرج در این بیمارستان آرکانزاس می رویم ، پرداخت می کند. با وجود سخاوتمندانه ای از تاریک و عجیب و غریب ، تنظیم شده با یک امتیاز شگفت آور و تهاجمی (به بهترین وجه ممکن) از امتیاز ، من می دانستم که این نوع فیلم من در اوایل بود.

از صحنه افتتاحیه ، مندی ناامید ، بی تفاوت است – اگر از بیرون با بیشتر تعاملاتی که دارد ، اذیت نمی شود. او معتاد به مواد مخدر است و همچنین بخشی از عملیات قاچاق اعضای بدن در خارج از بیمارستان است. درگیر همکار ، کارن (Nikea Gamby-Turner) و پسر عمویش رجینا (کلو فرنورث) كسى كه در مورد كار بسيار پرانرژ است ، خطاى جدى را در جايگزين كردن ترين ارگانهاى شب در تبريز ايجاد مي كند. آنچه در پی آن حاصل می شود اساساً یک چرخه اطراف مندی است و او را به عنوان احساس سرگرمی ما از ثبات در حین حرکت همه چیز حفظ می کند. علی رغم اینکه بسیاری از شخصیت ها بدبخت ، جنایتکار یا آزار دهنده هستند ، اما هنوز هم اندازه ای از همدردی تقویت شده وجود دارد ، به خصوص در مورد مندی.

اعطا کردن کار خارق العاده ای انجام می دهد که چندین دیدگاه را در این گلدان ذوب فاجعه در هم می آمیزد. فیلمنامه و کارگردانی استعداد او را برجسته می کند ، و من نمی توانم صبر کنم تا ببینم که او بعد چه می کند. بتیس دوباره به ما نشان می دهد که او چقدر یک بازیگر زن قوی است و با افزودن تنش ، اظهارات گزنده ای را اضافه می کند. فارنورت همچنین ستاره ای و بزرگتر از زندگی است و پیوسته با انتخاب های پیچیده او ما را غافلگیر می کند. یکی از جنبه های مورد علاقه من در فیلم ، پرده بصری بود که با یک امتیاز شگفت انگیز جفت شد. این واقعاً پنجه های خود را به سمت احساسات و شخصیت های رو به رشد شخصیت های روی پرده غرق می کند و اضطراب تجارب را حتی احمق تر می کند.

اعطا کردن برای همه چیزهایی که به طور بالقوه می توانند در یک دوره 12 ساعته اشتباه کنند ، محلی قانع کننده ایجاد می کند. به خصوص هنگامی که یک اعتیاد به مواد مخدر ، یک محکوم خطرناک (دیوید آرکت) ، یک عمل برداشت اندام و چندین شخصیت بزرگ همه با هم برخورد می کنند. 12 ساعت شیفت طنز تاریک در بهترین حالت است ، با خشونت فراوان و لحظه های غیر منتظره ای از بارندگی برای گره خوردن به گره عجیب و سرگرم کننده. این یک ارزش است که اجازه دهد خود را باز کند.

Tribeca 2020: 12 SHIFT ساعت و مصاحبه با نویسنده / کارگردان Brea Grant
منبع: جشنواره فیلم Tribeca

من توانستم با او چت کنم اعطا کردن در مورد این فیلم و تصمیمات خلاقانه او ، همکاری ها و الهام بخش های او را مورد بحث قرار دادیم 12 ساعت شیفت.

سلام برا! این کریستی استراوس با پرس و جو فیلم است ، متشکرم که امروز با من صحبت کردید! پس چه طور بوده ای؟ چگونه همه چیز بر شما تأثیر گذاشته است؟ هنوز راه هایی برای خلاقیت پیدا می کنید؟

Grant Grant: آه ، این روی من تأثیر می گذارد ، اما من هنوز هم روال روزمره را دنبال می کنم. بنابراین ، قبل از همه اینها ، من هر روز کار را با نوشتن یا انجام یک تمرین کوچک شروع کردم و همین کار را ادامه دادم ، بنابراین من در طول این کار هر روز نوشتن را خیلی خوب می کنم ، تا اینکه رایانه من خراب شود ، اما مطمئناً مشکل است .

بله ، فکر می کنم مطمئناً روال کمک می کند.

کمک بلاعوض: این چیزی است که من خواندن را ادامه می دهم. [laughs]

بنابراین ، تبریک می گویم برای فیلم! من واقعا “ازش لذت بردم.

Grant Grant: با تشکر!

من می دانم که این یک تجربه بسیار عجیب است زیرا می دانم شما این کار را در Tribeca نوشتید و کارگردانی کرده اید شما همچنین توسط Southwest در یک قسمت برای جنوب نوشتید و به آن ستاره شد. من مطمئن هستم که این به خصوص استرس زا بوده است، با توجه به شرایط، که تو دارند این فیلم ها نمی توانند همانند آنچه که معمولاً با جشنواره ها مشاهده می کنند ، مشاهده کنند.

Grant Grant: مطمئناً این یک ضربه گیر است

من مطمئن هستم که این است ، اما من دوست دارم که این به صورت آنلاین در دسترس باشد تا ما بتوانیم از آن استفاده کنیم! بنابراین ، می توانید کمی درباره ما بگویید که چگونه داستان برای شما پیش آمد؟

Grant Grant: بله ، در ابتدا در شرق تگزاس مستقر شده بود. من اهل تگزاس شرقی هستم و در دهه 90 اتفاق می افتد و من یک کودک دهه 90 هستم و من از سالهای نوجوانی ام چیزهایی را که با آنها آشنا بودم ، ترسیم می کردم. هنگامی که من آن را می نوشتم ، در ابتدا به دلیل مشکلات خانوادگی ، زمان زیادی را در بیمارستان می گذراندم و من واقعاً از آنچه که در اطراف من به عنوان پرستار اتفاق می افتد ، الهام گرفته ام ، آنچه که آنها باید هر روز از سر گذرانده و عوارض آن را انجام دهند. آنچه آنها با آنها روبرو بودند ، از جمله من ، بنابراین این چیزهایی است که در ذهنم ایجاد شده است و می دانستم که می خواهم داستانی بنویسم که با این افسانه های شهری بازی کند ، به خصوص دختری که در وان حمام و کلیه اش از خواب بیدار می شود. آیا آن را می دانید؟

انجام میدهم!

Grant Grant: بنابراین ، من می خواستم این واقعیت متفاوت را که با آن آشنا بودم و واقعیتی که من همه این داستانها را شنیده ام ، از آن استفاده کنم و آن را به نوعی قرار دهم ، زیرا شما در نوجوانی در مورد همه این افسانه های شهری می شنوید. وقتی به آنها اعتقاد دارید ، بنابراین از بعضی جهات بسیار اتوبیوگرافی است.

بله ، و مطمئناً یک تنظیم جالب است. من فکر می کنم کار می کند زیرا مکانی است که می تواند کاملاً آشفته باشد. اتفاقات زیادی در جریان است در این فیلم علی رغم اینکه مندی شخصیت اصلی است اما افراد زیادی با او برنامه های خاص خود را در اطراف او دارند. تعداد زیادی قطعه متحرک!

Grant Grant: این چیزی بود که از ابتدا به همه علاقه مند بودیم ، می خواستیم همه از این شخصیت های دیگر تعجب کنند. شما می دانید ، مثل فکر کنید … این مرد کجای این زمان بود ، یا داستان او چیست؟ شما در مورد این شخصیت های مختلف می دانید ، بنابراین ما می توانیم مطمئن شویم که واقعاً مانند دنیای واقعی احساس کاملی دارد. از همان ابتدا این مهم بود که گوشت های این شخصیت ها را مرتب سازی کنید. و فکر می کنم نکته اصلی که من روی آن متمرکز بودم اطمینان از اینکه مندی از شخصیت واقعی واقعی برخوردار است احساس می کند. ما می دانیم که ما داستان او را دنبال می کنیم و بعد با این شخصیت های دیگر وحشی می شویم و یک پسر با یک موش موش صحرایی داریم که به باسنش می رود و هیچ کس آن را زیر سوال نمی برد.

[laughs] بله ، من آن را دوست دارم و شما ذکر 90s (من عاشق دهه 90 هستم) Wاز آنجا که مهم است که نزدیک به Y2K باشد ، دادن کمی مثل اضطراب اضافی که می خواستی داخلش کنی؟

Grant Grant: بله ، من نمی دانم شما چند ساله هستید اما Y2K خیلی عجیب بود و اولین بار بود که من می توانم به یاد داشته باشم که بخشی از یک مسئله جهانی را احساس می کنم ، خنده دار است که اکنون به آن فکر می کنم اما در آن زمان ، من واقعاً اعتقاد داشتید ، می دانید؟ و به نظر می رسد که کمی افسانه شهری بوده است. وقتی Y2K اتفاق افتاد ، دنیا در حال خاموش شدن است ، من فکر می کردم همه رایانه ها به خارج از کشور می روند ، همه در حال رفتن به زندگی کردن از روی زمین بودند. زیرا این همان چیزی بود که مردم می گفتند … همه چیز دیوانه می شد. و بنابراین درست است که آن را در آن زمان تنظیم کنیم.

اوه یادمه

Grant Grant: درست یک زمان دیوانه کننده بود ؟! مانند این که اکنون تجربه این مسئله خنده دار است ، زیرا این نوع از چیزی است که ما تجربه خواهیم کرد ، مگر اینکه فکر می کردیم برق نخواهیم داشت (که نمی دانم چرا فکر می کردیم هرگز چنین اتفاقی می افتد) ، اما یادم است که اطمینان داشتم که این اتفاق می افتد تا آخر باشد

Tribeca 2020: 12 SHIFT ساعت و مصاحبه با نویسنده / کارگردان Brea Grant
منبع: جشنواره فیلم Tribeca

20 سال بعد ، زمان بسیار عجیبی بود. اشاره کردید که در ابتدا قصد داشتید آن را در تگزاس مستقر کنید ، چه چیزی باعث شد آنرا به آرکانزاس تغییر دهید؟

Grant Grant: تهیه کنندگان من اهل آرکانزاس هستند و وقتی فیلمنامه را خواندند فکر می کردند می توانند مکانی را در آرکانزاس پیدا کنند و آنها نیز این کار را انجام دادند. آنها این بیمارستان شگفت انگیز را پیدا کردند ، ما توانستیم یک طبقه کامل را تصاحب کنیم که این یک رویا برای یک فیلم ایندی است و آرکانزاس نیز به ما انگیزه مالیاتی زیادی داد. بنابراین ، من عاشق تگزاس هستم ، من به تگزاس بسیار وفادار هستم. من هنوز هم آن را خانه می دانم ، اما به دلیل دسترسی آنها به امکانات ، و چیزهای محلی که می توانند از آن بیرون بیایند ، فقط درک ما این بود که آنجا شلیک کنیم و بعد تصمیم گرفتیم آن را آنجا بگذاریم زیرا همه مشوق های مالیاتی و چیزهایی که ارائه می دادند

کل بازیگران واقعاً شگفت انگیز است، اما چه زمانی آنجلا برای اولین بار درگیر شدد؟

Grant Grant: ما خیلی طولانی آماده نبودیم ، در اصل به مقدماتی می رفتیم و سعی می کردیم ابتدا او را پیدا کنیم زیرا می دانستیم که این مهمترین شخصیت خواهد بود. از مدت ها قبل طرفدار او بوده ام ممکن است. فکر می کنم این مانند یکی از مهمترین فیلم های هندی است که هر کسی می تواند تماشا کند. اما من برخی از کارهای دیگر او را نیز می شناختم و می دانستم که او واقعاً متناسب است.

بنابراین ما فیلمنامه را برای تیمش ارسال کردیم ، و این نقش برای کسی که کمی جوان تر بود نوشته شده است و آنها مطمئن نیستند که آیا این برای او کاملاً مناسب بوده است. بنابراین به اطراف آنها رفتم که امیدوارم آنها هیچ وقت مصاحبه هایی را که من می گویم هرگز نخوانند. [laughs] و آن را برای دوست خود که یک دوست مشترک است ارسال کرد. او آن را به او و سپس آنجلا و تهیه کننده من تارا و من ملاقات کردیم و من اساساً از او خواهش کردم که در این فیلم حضور داشته باشد. او گفت بله و سپس ما فقط چند بار باهم صحبت كردیم تا در مورد شخصیت صحبت كنیم زیرا می دانستم اگر شخصیت او را ناخن نكنیم ، بقیه فیلم احساس می كنند كاملاً متعادل نیستند.

این یکوسوم او در آن کامل است و من عاشق آن هستم ممکن است، فیلم فوق العاده نمره در این فیلم واقعاً ایستاده بود. این مت گلس بود که به اعتقاد من فیلمبردار نیز صحیح است؟

Grant Grant: بله ، و همچنین یک تهیه کننده

خیلی کلاه هم برای او دارد! [laughs] بنابراین تا آنجا که می خواستید استناد کنید ، اصلاً همکاری با این امتیاز وجود داشت؟

Grant Grant: بله بنابراین مت … آنها اساساً همه چیز را در خانه در HCT انجام می دهند. بنابراین از ابتدا ، مت قرار بود فیلمبرداری ، VFX و امتیاز را انجام دهد. هر دوی ما گوش می دادیم ما موسیقی متن فیلم در آن زمان کاملاً کمی بود و بنابراین ما کمی تحت تأثیر آن بودیم اما وقتی فیلم ویرایش شد ، شروع به ایده هایی کردیم. او این ایده عالی را داشت که همه شخصیت ها به نوعی قطعات موسیقی کمی دارند. و بنابراین ، مندی در همان ابتدا عمدتا درامز است ، و همه چیز را هدایت می کند. و برای شخصیت کلوئه ، و ما با آن مشکل زیادی داشتیم ، یک سری چیزهای مختلف را در نمره دما قرار دادیم و سرانجام به این ایده رسیدیم که Regina همیشه در ذهنش بود. بنابراین ، او تمام مدت این اپرا را اجرا می کرد ، می دانید؟ بنابراین ، این همه خواننده های اپرا وقتی با او ملاقات می کنید ، بودند و بعد از آن ، این دو امتیاز در کل فیلم با هم ترکیب شدند. من فکر می کنم بسیار درخشان است

موافقم! من عاشق روایت های زیادی هستم که شما می کنید و برخی از تصادفات عادلانه در زمان، مثل موسیقی در وسط ، من آن قسمت را دوست دارم! آیا این چیزی بود که شما همیشه قصد پرتاب آن را داشتید یا نوع خلقت آن چیست؟

Grant Grant: نه ، در واقع ما قبلاً تیراندازی کرده بودیم و قرار بود یکی از صحنه ها را فیلمبرداری کنیم و ما نیز قرار بود از دست بدهیم تامی هابسون، که وسط فیلم آواز می خواند ، او بخشی از موسیقی است. من می دانستم که ما این نمازخانه را داریم که فقط چند بار از آن استفاده می کنیم اما این مکان بسیار جالبی است و من می خواستم این نقط بزرگ که در آن شخصیت اصلی ما را می بیند در حال انجام کاری بسیار بد است و می بینیم شخصیت رجینا در حال انجام کار بسیار بدی است … من می خواست لحظه ای بزرگ باشد

من به بعضی از گروههای دهه 90 رسیدم تا ببینم آیا می توانم چند آهنگ را تهیه کنم و ما نمی توانیم به هرکدام از آنها پول بدهیم [laughs]. بنابراین ، در آرکانزاس ، من از حضور در آنجا و دیدن نمازخانه و فکر کردن به همه این آهنگهایی که در کلیسا بزرگ شده ام الهام گرفته ام ، فقط یک ترسو وحشتناک است و “خون بره” یک ترانه خزنده است. مرجع خون زیادی دارد و صحنه خیلی خونین است ، بنابراین فکر می کردم اگر فقط می توانستیم برسیم تامی هابسون و تارا پری آواز خواندن ، (آنها هر دو خواننده هستند) مانند یک لحظه جالب موسیقی خلق کنند ، پس شاید این کار انجام شود ، و این بخش محبوب من در فیلم تا کنون است.

Tribeca 2020: 12 SHIFT ساعت و مصاحبه با نویسنده / کارگردان Brea Grant
منبع: جشنواره فیلم Tribeca

بله ، قطعاً کار می کند! بنابراین، گفتید که وقتی در آرکانزاس این کار را انجام می دادید به نوعی الهام می گرفتید ، فکر می کنید با شروع تولید ، داستان یا فیلمنامه اصلاً تغییر می کند یا مانند بازیگران بیشتری درگیر این کار می شوند که آیا در شخصیت های خاصی تغییراتی ایجاد کرده اید؟ یا چیزی شبیه به آن؟

Grant Grant: موسیقی تغییر بزرگی بود. ما به پایان رسیدیم به شخصیتهایی که کمی بیشتر از اوقات دوست داشتیم ، تامی هابسونشخصیت مثالی بزرگ است. او یک EMT بازی می کند و یک دوست است و برای کار روی آن بیرون آمد و بنابراین ما به پایان رسید تا چند لحظه دیگر با او اضافه کنیم زیرا فکر می کردم او خیلی خونسرد و جالب است و او بازیگر بسیار خوبی است. بنابراین ، مواردی از این دست که من عاشق آنها هستم ، و بعد از آن روزی که همیشه می خواهم بازیگران بداهه نوازی کنند ، بنابراین به پایان رسید که چیزهای زیادی را به این روش اضافه کردیم و در همان لحظه با چیزهای واقعاً خنده دار روبرو شدیم اما غیر از این ، هیچ کاری نکردیم. آن چیزهای زیادی را به فیلمنامه اضافه کنید.

بنابراین وقتی می گویید بداهه بزنید تا حدودی مانند بعضی از گفتگوها؟

Grant Grant: اوه ، کاملاً بله ، من باید بگویم که ما به داستان فیلمنامه عاقلانه گیر کرده ایم اما وقتی بازیگران بداهه می روند و دوست دارم دوست دارم کیت ویلیامسون کسی که در فیلم نقش افسر را بازی می کند ، نمایشی به نام دارد مشرق که من سالها روی آن کار کردم ، و کیت همیشه بازیگران را تحت فشار قرار می دهد تا یک بار صرف بدست آوردن خطوط را بکشند و آنچه را که می خواهند بگویند و او آنرا “بازیگران می خواند”. من این کار را در کار خودم شروع کرده ام ، بنابراین در پایان ، یکبار همه چیز را که فکر می کنم نیاز دارم بدست می آورم ، می گویم “برو هر کاری را که می خواهی انجام دهی” و ما بداهه گوی های درخشانی در آن فیلم داشتیم و آنها مرا به این ترتیب نگاه می کنند. بسیار جالب تر از آنچه که من هستم از آنجا که آنها خطوط واقعا خنده دار دارند.

همچنین ببینید

جنگ فعلی: بیش از نور در این درام تاریخی پر فشار

این عالی است ، و فیلم بسیار خنده دار است! من مطمئن هستم که خودتان ارتباط زیادی با آن داشتید. خود شما به عنوان یک بازیگر این چیزی است که شما از آن بیرون می آیید؟ و آیا از بداهه نوازی خود لذت می برید؟

Grant Grant: می دانید ، من آن را دوست دارم. این که کارگردان آن را دوست داشته باشد یا نه ، من معمولاً با چند ایده ای که می خواهم امتحان کنم ، وارد می شوم. به خصوص در این مرحله ، کار کردن در تلویزیون چندان عادی نیست ، اما در فیلم های ایندی ، من احساس می کنم همه با ایده های خود وارد می شوند و بسیاری از کارگردان های ایندیایی واقعاً برای شنیدن حرف های بازیگران باز هستند. زیرا بازیگران بسیار جزئی از همکاری هستند. من سعی می کنم تا در برابر این نوع مسائل باز هم بمانم.

همینطور است ویژگی دوم شما ، با شکاف کاملاً نسبت به اول ، چگونه دآیا فکر می کنید به عنوان کارگردان تغییر کرده اید؟

Grant Grant: اوه وای ، من در آن زمان چیزهای زیادی آموخته ام. فقط به این دلیل که هنوز هفت سال است که در این صنعت هستم ، و به دلیل اینکه من نیز شورت کارگردانی کردم و تلویزیون را کارگردانی کردم. من درباره کارگردانی کاملاً کمی آموخته ام ، اما بهترین دوستان برای همیشه لطفا برای اولین چیزی بود که من تا به حال کارگردانی کردم و اشتباهات زیادی کردم ، هنوز هم اشتباه بسیاری می کنم ، اما فکر می کنم اکنون خودم بسیار آگاه تر هستم و سرگرم کننده تر هستم.

من فکر می کنم با اولین ویژگی شما اینقدر نگران هستید که می خواهید آنرا پیچ کنید و هیچ کس به شما اجازه نمی دهد فیلم دیگری بسازید که نمی خواهید خطرات بزرگی را به خود بگیرد و شما وقت زیادی را صرف تلاش برای بدست آوردن خود می کنید مسیر. در این باره ، احساس کردم خیلی بازتر و به مراتب بیشتر علاقه مندم فقط زمان خوبی داشته باشم و مدام نگران مدار جشنواره باشم و مردم فیلم را دوست داشته باشند یا نه. من این بار به خودم قول داده ام كه ​​فقط می خواهم از همه آن لذت ببرم ، كه بسیار خنده دار است زیرا مدار جشنواره اتفاق نیفتاد. [laughs] بنابراین ، من نمی دانم … من نمی توانم از آن لذت ببرم اما فکر می کنم من بهترین کاری را کردم که توانستم.

من آن را دریافت کردم اما هیچکس میتوانست دارند پیش بینیویرایش که بنابراین شما نمی توانید مقصر خود در آنجا باشید. به نظر می رسد که این یک تجربه سرگرم کننده بود که هرچند آن را ساخت!

Grant Grant: آره!

این واقعیت که شما دو فیلم با دو جشنواره بزرگ در چنین مدت کوتاهی دارید ، به خودی خود بسیار چشمگیر است. یوباید احساس افتخار کنی! آیا برای دیگران در خارج از کشور مشغول نوشتن یا کارگردانی توصیه ای دارید؟

Grant Grant: شما باید بیش از حد آماده شوید ، برای آنچه ممکن است اتفاق بیفتد آماده کنید ، و از آن نسخه پشتیبان تهیه کنید و سپس بدانید که تمام برنامه ها از پنجره بیرون می روند. تا زمانی که بتوانید این کار را انجام دهید خوب خواهید بود. با افرادی که می خواهند از شما در هر شرایطی و در هر تصمیمی حمایت کنند ، محاصره شوند ، اما نمی ترسید که نظر خود را اضافه کنید و گزینه های جالبی را انتخاب کنید. یک مورد که واقعاً از آن سپاسگزارم نمره این فیلم است زیرا مت با انتخاب های بسیار جالبی وارد شد که من هرگز به آنها فکر نمی کردم و موسیقی نمی نویسم ، بنابراین خودتان کسی را پیدا کنید که به ایده های شما گوش کند ، صحبت کنید. برای شما واقعاً آشکار در مورد خلاقیت

این مشاوره عالی و بدیهی است که در اینجا کار کرده است! همانطور که گفتم ، من واقعاً واقعاً از این فیلم لذت بردم ، بنابراین قطعاً تا حد امکان قهرمان خواهم شد. من می دانم که با همه چیز دشوار است ، امیدوارم ، مخاطبان آن را بدست آوریم. Tribeca از نظر فنی تا به حال دوباره برنامه ریزی نکرده استتی!

Grant Grant: آنها مانند گذشته که عمل می کنند عمل می کنند ، عجیب است. من مطمئن نیستم که آیا آنها این برنامه را دوباره تنظیم کرده اند یا اینکه آیا این کار تازه انجام شده است. ما فقط در جشنواره ای اعلام کردیم که به صورت آنلاین برگزار می شود ، بنابراین دیگر افراد به زودی می توانند آن را ببینند.

جشنواره متفاوتی؟

Grant Grant: یک جشنواره متفاوت بله اعلام نشده است و من نمی دانم چه زمانی این کار را انجام می دهید.

بنابراین، اکنون می توانیم رمز و راز را حفظ کنیم! من همیشه می توانم بعداً به خوانندگان ما اطلاع دهید. در این یادداشت ، هنگام توصیف فیلم چه می گویید؟

Grant Grant: من همیشه توصیف می کنم که آن را یک کمال کمدی تاریک می دانم ، و فکر می کنم مردم باید وارد شوند و آماده باشند که تفریح ​​زیادی داشته باشند. بله ، این یک فیلم خیلی جدی نیست ، نوع فیلمی است که فکر می کنم در این دوره بسیار مؤثر است و همه ما به روش های منحصر به فرد خود رنج می بریم.

استعلام فیلم از Brea Grant تشکر می کند که وقت خود را برای گفتگو با ما گرفت!

12 ساعته Shift در حال تنظیم مجدد در جشنواره فیلم Tribeca است که دوباره برنامه ریزی شده است.


ساعت 12 ساعته را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم Enquiry را باز کنید. به جمعی از خوانندگان هم فکر که علاقه مند به سینما هستند ، بپیوندید – به شبکه خصوصی اعضای ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل بازگردید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!