STARGIRL فصل 1: اهمیت کار تیمی ، دوستی و خانواده

یک تمرکز بیش از حد تاریک و فردگرایانه در ژانر ابرقهرمانان وجود دارد ، حتی در کارهایی که با تیم ها همکاری می کنند و گرد هم می آیند. DC Universe و CW دختر ستاره کار می کند تا اهمیت کار تیمی را نشان دهد ، و اینکه چگونه می تواند فقط از دوستی و اعتقاد واقعی به یکدیگر و همچنین خودتان حاصل شود. دختر ستاره خوش بینی و اعتقاد خود را برای پرورش کسانی که دوست دارید ، ابرقهرمانان ، پیاده روی ها یا خانواده خود نشان دهید. حتی پشت پرده های شخصیت های شرور با اهمیت خانواده سروکار دارند و چگونگی شکستن آن در هنگام عشق و احترام به راحتی از مواردی که انتظار می رود مورد احترام و دوست داشتن شما باشند ، نمی توان شکست.

دختر ستاره از شوخ طبعی خود ، مبارزه با رقص و پشت پرده ها برای ایجاد نمایشگاهی پر از خوش بینی استفاده می کند که اهمیت کار گروهی ، دوستی و خانواده را به سطح می آورد. سؤالاتی درباره اخلاق ، طبیعت انسانی و خانواده در سرتاسر این سؤال مطرح می شود و همیشه با دقت مورد بررسی قرار می گیرد.

طنز روابط ایجاد می کند

کورتنی ویت مور (Brec Bassinger) وقتی از خانواده خود جدا می شود تا به شهر دره آبی کوچک شهر بروند ، دوست ندارند از پله پله او بیزار شوند و نمی خواهند به خانه بروند. در طول این سریال ، رابطه او با پدر و مادرش پت دوگان است (لوک ویلسون) در یک پیشرفت طبیعی قوی تر می شود ، این امر شامل شوخ طبعی و یافتن مکان شما در جهان می شود که به نظر می رسد شما را برای پایین آوردن شما جهنم می کند.

وقتی كورتنی نخستین بار راز پنهان نگه داشتن را کشف كرد ، او می گوید: “شما نباید سوالات را بپرسید ،” پت “. اگر حتی نام واقعی شما باشد. ” او پاسخ می دهد ، “این پاتریک است.” حتی از این لحظه ابتدایی ، ما شروع یک تغییر پویا را احساس می کنیم ، کورتنی و نامادری او را با یک واکنش سریع با جذابیت پدر-شوخی نزدیک می کنیم.

اهمیت کار گروهی ، دوستی و خانواده در CW و DC Universe's Stargirl
منبع: تلویزیون برادران وارنر

هرچه كورتني و پت نزديكتر مي شوند ، و دوستان بيشتر – فرزنداني كه پت بايد از وظايف ابرقهرماني خود مراقبت كنند – به هم مي آيند ، شوخي باعث برقراري ارتباط فوري ميان دوستان تازه وارد مي شود. وقتی کورتنی ، با نام مستعار استارکل ، بث چاپل ، دکتر دکتر نیمه شب را استخدام می کند (آنجلیکا واشنگتن) ، یولاندا مونتز ، با نام مستعار Wildcat (Yvette Monreal) و ریک تایلر ، با نام مستعار هورمن (کامرون گلمن) با تیم ابرقهرمانان نوجوان ، آنها هنگامی که پات نبردهای جاودانه بین دادگستری آمریکا و انجمن ناعادلانه آمریکا را توصیف می کند ، لحظه ای ارتباط دارند. نوجوانان همگی قبول دارند که افرادی که با این اسامی آمده اند کار بزرگی انجام نمی دهند. این آنها را به هم پیوند می دهد و به گروه کمک می کند حتی در جنگ و هم در خارج از جنگ قوی تر شود.

در طول سریال ، لحظات طنز کار می کند تا همه احساس امنیت کنند ، همانطور که سرانجام جایی برای تماس با خود پیدا کردند. در کل سریال لحظات کمدی ناخوشایندی وجود دارد و ما هر شخصیت را بیشتر می آموزیم زیرا می بینیم که چگونه آنها تحت فشار عکس العمل نشان می دهند و هنگامی که آنها فقط در محاصره افرادی هستند که از آنها مراقبت و پشتیبانی می کنند. وقتی پت و كورتنی سعی می كنند بخشی از رازهای خود را پنهان كنند ، چیز دلپذیری در مورد آنها وجود دارد – بی خبر از طرف دیگر – با همان بهانه سقوط از پله های زیرزمین به وجود آمده است.

در کنار این نمایش ، کنوانسیون های نامگذاری طنز را به خط مقدم می رساند و کورتنی را به دوستانش وصل می کند. وقتی پت برای اولین بار به کورتنی درباره هفت سرباز پیروزی می گوید ، او پاسخ می دهد: “هشت نفر از شما ، پات بود”. در قسمت دیگری ، بث همان عکس را می بیند و به پت می گوید ، “هشت نفر از شما در عکس” وجود دارد که به او پاسخ می دهد “من می دانم که بث” در حالی که عکس را می گیرد.

اهمیت کار گروهی

صحنه های مبارزه در دختر ستاره اهمیت همکاری با هم را مطرح می کنیم ، و اینکه چگونه به تنهایی در فاجعه به پایان می رسد. همگام شدن با هم تیمی ها و دوستان خود به شما کمک می کند بهترین نتیجه را از هر عضو این تیم دوست داشتنی بگیرید زیرا آنها شهر و جهان خود را نجات می دهند. در طول نبردها ، شخصیت ها به جای اینکه هدف های تک تک نبردها را به سمت دشمن ببرند ، از قدرتهای خود برای پشتیبانی از یکدیگر استفاده می کنند.

علاوه بر ترکیب حرکات برای بهتر کردن هم تیمی هایشان ، دختر ستاره همچنین قدرت موجود در هر شخصیت را برجسته می کند ، حتی اگر آنها قهرمانان سنتی داستان نباشند. هیچ یک از گروه های اصلی بدون داشتن موارد خاصی که به آنها امکان استفاده می دهند ، اختیارات خود را ندارند. اما حتی شخصیت هایی که به هیچ وجه قدرت ندارند هنوز قادر به جنگ هستند – و حتی می توانند برای نجات روز باشند.

اهمیت کار گروهی ، دوستی و خانواده در CW و DC Universe's Stargirl
منبع: تلویزیون برادران وارنر

در قسمت 12 ، پسر پت ، مایک دوگان (ترا رومانو) ، و مادر کورتنی ، باربارا ویت مورم (امی هوشمند)، در نبردها در جای خود بایستید و لحظات خاص خود را داشته باشید که به مبارزه با شرورهای سریال کمک می کند.

وقتی شخصیت ها به تنهایی به جنگ می روند بدون حمایت هم تیمی ها و دوستانشان می جنگند ، فقط فاجعه و دل درد رخ می دهد. هنگامی که کورتنی ، پس از رها کردن هم تیمی های خود در طی یک تمرین تمرینی ناکام ، به تنهایی به تحقیق در مورد ISA رفت ، او بیشترین صدمه را در تمام فصل در جریان نبرد با سندی برمن ، با نام مستعار شیو (مگ دلیسی) کورتنی با کار کردن بدون تیمی که عاشقش شده است ، اهمیت کار تیمی را بسیار ارزشمند می کند.

با پیشرفت این سریال ، ریک ، بث ، یولاندا و کورتنی نزدیکتر می شوند و پت به عنوان یک پدر محافظ نسبت به همه آنها عمل می کند ، تیمی شگفت انگیز را ایجاد می کند که انتظارات جدیدی را برای هر فرد از آنچه که به معنای خانواده بودن است به وجود می آورد. هنگامی که کورتنی با پدر بیولوژیکی خود ملاقات بدی داشته است ، دوستانش با هم جمع می شوند تا مطمئن شوند که او خاص است و فقط به خاطر چیزی که به اعتقاد وی واقعی نبود ، به معنای واقعی بودن او نیست.

حتی شرورها عمق عاطفی می گیرند

تمرکز خانواده در کل دختر ستاره فقط به قهرمانان این سریال تفویض نمی شود. بنابراین بسیاری از اقتباسها در ژانر ابرقهرمانان وقت کمتری را صرف شرورهای خود می کنند و بیانگر عمق و واقعیت زندگی آنها در خارج از زندگی نیستند زیرا قهرمانان ما با آن مبارزه می کنند. دختر ستاره انجام کار شگفت انگیز برای ساختن هر شرور ، لحظاتی دارد که باعث می شود تعجب کنیم که آیا آنها می توانند در مقابل تیم خود تصمیم بگیرند تا بتوانند کسانی را که دوست دارند نجات دهند.

در طول فصل ، لحظه های بسیاری وجود دارد که من احساس می کنم شخصیت هایی که اغلب طراحی شده اند فقط از آن متنفر هستند. دلیل دختر ستاره خیلی خوب کار می کند و مفاهیم اخلاقی را مورد بحث قرار می دهد و معنای انجام درست آن چیست زیرا بدخواهان به عنوان مردم نوشته می شوند ، به جای آن که سر از شکل دور بکشیم.

با دیدن جوردن ماهکن ، با نام مستعار (نیل جکسون) ، در لحظات صمیمی با پسرش کامرون (شکارچی سانسون) مقابله با مرگ مادرش بینشی از روابط آنها و تمایل به کارهایی برای بهتر شدن ارائه می دهد.

با این کار به مخاطب اجازه می دهیم افراد شرور را با همان فرکانس و قلبی که همیشه قهرمانان را مشاهده می کنیم ، ببینند ، دختر ستاره به طور کامل این سوال را بررسی می کند که آیا افراد ذاتاً خوب یا بد هستند.

در برخی از روابط ارائه شده در این نمایش ، این سؤال والدین و فرزندان را از هم دور می کند ، زیرا آنها دیدگاه های متفاوتی از ماهیت انسان دارند. روابط والدین و فرزندانشان – چه نزدیک و چه از راه دور – مشکلات و پویایی هایی را ارائه می دهد که برای آن شخصیت ها منحصر به فرد است اما در عین حال کاملاً قابل درک است.

با دادن این شخصیت ها به تصاویر پشت پرده که باعث می شود هر کسی درد خود را احساس کند ، احساسات این سریال قوی می شود و نشان می دهد که ارتباط برای هر رابطه چقدر مهم است ، چه عاشقانه ، افلاطونی و یا خانوادگی.

با داشتن تیمی از شرور ، هر یک از مسائل مربوط به خود را به حرکت در می آورند ، همیشه این احساس عمیق وجود دارد که ممکن است شخصی نظر خود را تغییر داده و تمایلات قهرمانانه را آشکار کند ، اما حتی وقتی این کار را نکنند ، ما هنوز انسانیت را در درون هر شخصیت مشاهده می کنیم .

رابطه بسته بین هنری کینگ با نام مستعار Brainwave (کریستوفر جیمز بیکر) و هنری کینگ جونیور (جیک آستین واکر) از پیوند نزدیکی که بین اردن و کامرون می بینیم استقبال خوبی را ارائه می دهد. این روابط از نظر محبت و احترام کاملاً متفاوت است ، اما هر دو شخصیت پدر جزئی از انجمن ناعادلانه آمریکا هستند.

با نمایش انواع مختلفی از چهره های پدر در هر دو داستان قهرمانان و افراد شرور ، ما به همان اندازه می بینیم که با دیدن پویایی ناسالم که در شخصیت های خائنانی دیده می شود و شخصیتهایی که به عنوان قهرمانان نگاه می کنند ، احساس درد کنیم.

دوستی و روابط خانوادگی مرحله مرکزی را طی می کنند

حتی با فاجعه باران و نبردهای شدید در طول فصل اول سال دختر ستارهبه روابط در مرکز داستان اهمیتی داده می شود که آنها به درستی شایسته آن هستند.

ما باید به تماشای كورتنی در حال رشد و پذیرش او بپردازیم و دوست خود را پیدا كند و خانواده مورد نیاز خود را پیدا كند ، كسی است كه به اطراف می چسبد و به او عشق و علاقه خود را نشان می دهد. در یک لحظه بسیار احساسی طنین انداز ، پت در برابر پدر بیولوژیکی خود در مقابل کورتنی ایستاد که از کورتنی می خواهد گردنبند خود را پس دهد ، این تنها چیزی است که او باید همه او را به خاطر بسپارد زیرا می خواهد آنها را با اندکی پول اضافی بفروشد. پت در جایگاه كورتنی ایستاده و اطمینان می یابد كه می داند كه او برای او آنجا خواهد بود.

اهمیت کار گروهی ، دوستی و خانواده در CW و DC Universe's Stargirl
منبع: تلویزیون برادران وارنر

در طول فصل ، پیوستگی پت با كورتنی مایك را در شرایطی قرار می دهد كه او را کنار نگذاشت زیرا او همان راز بزرگ قهرمانانه ای را كه با او به اشتراک نمی گذارد ، ندارد. او احساس می کند جایگاه خود را در زندگی پدرش از دست می دهد. این نوع از لحظه های عاطفی ، به خصوص با شخصیت مرد ، در یک نمایش متفاوت بطری می رود و نادیده گرفته می شود ، اما دختر ستاره مفاهیم را بررسی می کند و حتی متوجه می شود که چگونه مایک و باربارا شروع به گذراندن وقت بیشتر در کنار هم می کنند.

همچنین ببینید

SELAH و SPADES: سنگ شیک سرد

این دو در یک لحظه شگفت انگیز مشترک وقتی که باربارا به مایک کمک می کند تا در نمایشگاه علمی خود – آتشفشان شکلات – که بعد از اتمام نمایشگاه با هم می خورند ، همکاری می کنند. لحظات پیوند با نامادری او خوب است ، اما این سریال هرگز فراموش نمی کند که مایک از دست می رود که تنها کسی در زندگی پدرش است.

دختر ستاره در مورد غفلت اوراق قرضه تازه ایجاد شده می تواند مراقبت کند. این سریال همیشه برای نمایش روابط واقع بینانه و لایه ای ، چندین ضلع از هر دینامیک را بررسی می کند.

درام نوجوانان کلیشه ای بر تحولات عاطفی غلبه نمی کند

دختر ستاره جدا از برنامه های دیگر نوجوانان است و با اطمینان خاطر تمرکز خود را بر زندگی شخصیت های اصلی نوجوانان ، سفرهای شخصی آنها و دوستی هایی که در طول سریال ها ایجاد می کنند ، متمرکز شده ایم. بنابراین بسیاری از نمایش ها در مورد نوجوانان کاملاً بر روی عاشقانه ها و درام های دبیرستان متمرکز شده اند ، که عناصری هستند که به آن توجه می شود دختر ستارهاما آنها هرگز آنقدر داستان را نمی پذیرند که ساختمان دوستی و پیدا کردن خانواده شما در کنار هم قرار می گیرد.

دختر ستاره شامل توطئه هایی است که معمولاً در رسانه های نوجوان وجود دارد ، مانند خرد کردن ، شایعات و قلدری ها ، اما این داستان ها به نحوه واقعیت بودن نزدیک تر هستند و کمتر با محوریت این سناریوها چقدر شدید و بزرگتر هستند. یولاندا ، بث ، ریک و کورتنی وقتی کورتنی در هنگام ناهار به میز خود می روند و دور هم جمع می شوند و متوجه می شوند که این تنها مکانی است که او از نشستن استقبال می کند. این گروه سریال را به صورت فراموشی آغاز می کند ، فقط با هم به این دلیل که هیچ جای دیگری برای رفتن ندارند ، اما هرچه با یکدیگر آشنا می شوند و آنچه را که هر یک از آنها گذرانده اند می فهمند ، دوستی در میان گروه شکل می گیرد. آنها سرانجام افرادی را پیدا كردند كه بتوانند خانواده خود را با آنها تماس بگیرند وقتی كه زندگی در خانه خودشان ممکن است به اندازه شایسته آنها نباشد.

نکاتی درباره روابط عاشقانه وجود دارد ، اما این موارد در مورد تمرکز مهمتر در کشف خود و کشف مکان هایی که در آن قرار دارید کار می شوند. یولاندا ، ریک ، بث و کورتنی همه مشکلات فردی خود را با آن روبرو هستند و در ابتدا سعی می کنند برای انجام این کار به تنهایی طولی نمی کشد که آنها درک کنند که مواجهه با مشکلاتشان ، آنها را به هم نزدیک می کند ، و آماده است تا برای آنچه به آن اعتقاد دارند ایستادگی کند.

از آنجا که درمورد رابطه بث با والدینش بیشتر می آموزیم ، می توانیم ببینیم که او چقدر می خواهد و نیاز دارد تا سن خودش را پیدا کند و به جای اینکه کنار گذاشته شود ، از همسالانش قدردانی می شود. در ابتدا ، کورتنی و یولاندا نمی خواهند که بث به آنها بپیوندد ، اما آنها به سرعت ریاکاری اقدامات خود را می فهمند و پیوندی ماندگار با بث برقرار می کنند. وقتی ریک به گروه می پیوندد ، همین اتفاق می افتد و همه باید او را ، تقصیرها و همه قبول کنند تا واقعاً قهرمانانی بشویم که می دانیم می توانند.

نتیجه

دختر ستاره نور جدید و خوش بینانه ای را به سبک ژانرهایی می بخشد که اغلب در حوالی صحنه های جنگ محور است و همه در کنار خود هستند و استقبال کاملی از دوستی و خانواده ای که در کنار تیم بودن می شوند ندارند. دختر ستاره ورود استقبال به دنیای تلویزیون ابرقهرمانی است که به مسائل اخلاق ، انواع مختلف خانواده ها و اهمیت کمک به یکدیگر می پردازد. سریال های مختلفی وجود دارد که این سریال با این مباحث سروکار دارد و اهمیت کار گروهی را در کلیه جنبه های زندگی نشان می دهد.

نمایش های تلویزیونی ابرقهرمان مورد علاقه شما چیست؟ آیا وقتی فیلم ها و فیلم ها پیچیدگی روابط را کشف می کنند ، آن را دوست دارید؟ نظرات خود را در نظرات به اشتراک بگذارید.


Stargirl را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

اضطراب انتخاب: تبدیل شدن به سوپرمن در DCEU Snyder

سوپرمن یکی از دشوارترین کاراکترهای نوشتن در هر رسانه معین است. هنگامی که به طور سطحی تحت درمان قرار می گیرد ، او یک کودک پیشاهنگ آمریکایی است که برای ارزش های آمریکایی که تاکنون کاملاً به آنها نرسیده ایم می جنگد. در یکی از معروف ترین تکرارهای فیلم ، سوپرمن (1978) وی نماینده آرمانی از فضیلت های روستایی سنتی و خوش بینی در بحبوحه دهه 1970 میلادی و بدبینانه است. کریستوفر ریوزسوپرمن ، مانند نسخه فعلی MCU از کاپیتان آمریکا ، مردی خارج از وقت بود و او سمبل آنچه را که آرزو می کنیم در بهترین شرایط باشد ، فراهم کرد. برای خیلی ها ، این نسخه سوپرمن بود که امیدوار بودند در آن ببینند زاک اسنایدررا مرد فولاد (2013)

وقتی اولین تریلرها برای فیلم کنار رفتند ، تماشاگران تصویری از كودكی را دیدند كه با یك پتو قرمز كه به دور گردن او در برابر یك پالت آبی و خاکستری بسته شده بود ، ایستاده بود و به نظر می رسید انگار قصد پرواز دارد. راسل کرو همانطور که جور الی سخنرانی در مورد آنچه می خواهد پسرش تبدیل شود سخنرانی می کند: “شما به مردم کره زمین ایده آل می دهید تا در این راستا تلاش کنند. آنها پشت سر شما مسابقه می یابند ، گیر خواهند کرد ، خواهند افتاد. اما با گذشت زمان ، آنها به شما در خورشید می پیوندند ، کال. با گذشت زمان ، به آنها کمک خواهید کرد تا شگفتی های خود را انجام دهند. ” تیزر با پرواز سوپرمن به پرواز در می آید که مستقیماً به آسمان مانند یک جت پرواز می کند. تماشاگران به دنبال نوع شگفتی و آرزویی بودند که فیلم سوپرمن سال 1978 تحویل داد. در عوض ، به آنها بازتاب فلسفی در مورد انتخاب ، اخلاق و معنای انسان بودن بودن داده شد.

اسنایدر و مشکلات انتقال از کاغذ به سلولز

دشواری که زاک اسنایدر و برادران وارنر در ایجاد یک جهان بهم پیوسته DC ، برای رقابت با جهان سینمایی خود مارول ، یکی از سازگاری ها است. هر نسل از خوانندگان کتاب های طنز با نسخه دیگری از سوپرمن دیدار می کنند. هر نسخه سوپرمن توسط نویسندگان مختلفی که به تاریخچه شخصیت کمک کرده اند و همچنین اینکه شخصیت چگونه دهه ای را که در آن نوشته شده است را تغییر می دهد ، تغییر داده است. در بالای آن بسیاری از اقتباس های فیلم و تلویزیون از شخصیت ساخته شده است که همچنین نشان می دهد چگونه نسل های مختلف شخصیت را مشاهده می کنند و چه نسل های مختلفی از شخصیت انتظار دارند.

تکامل و تغییر بخشی از روند کاراکترهای این شخصیت ها در یک سریال است که با معرفی سوپرمن به سال 1938 باز می گردد. اگر یک خواننده معاصر انتخاب می کرد کمیک های اکشن شماره 1 و طنزهایی که در طی آن اتفاق افتاد جری سیگل و جو شوستردر حال اجرا ، آنها شگفت زده می شوند که قهرمانی را پیدا می کنند که پرواز نمی کند و به همان اندازه نگران راه آمریکا نیست ، زیرا او در مورد ایستادن در برابر انواع مختلفی از قلدرها می گوید: سیاستمداران فاسد ، تولید کنندگان اسلحه ، شوهرهای متجاوز ، گانگسترها ، و slumlords.

در کتب طنز ، اگر نویسنده بخواهد یک ایده فلسفی را با شخصیت سوپرمن یا هر شخصیت دیگر کشف کند و لزوماً با ماهیت سریال فعلی روایت همگرایی نداشته باشد ، می توان به نویسنده این آزادی را داد. کتاب دیگری را ایجاد کنید که در ادام کتاب اصلی یا جدول زمانی نباشد ، یا نویسنده بتواند مینی سریال را بطور جداگانه یا آزادانه از پیوستگی اصلی تولید کند.

اضطراب انتخاب: تبدیل شدن به سوپرمن در DCEU Snyder
سوپرمن (1978) – منبع: تصاویر برادران وارنر

از طریق سریال و minisery های دیگر مکانها ، سازندگان قادر به بازی با شخصیتهای نمادین هستند و ایده های خود را بدون ناراحتی طرفداران که ایده های خاصی درباره آنچه شخصیت ها باید داشته باشند کشف کردند. اما فیلمسازان معمولاً این آزادی را ندارند. هنگامی که استودیوها شخصیت های کمیک بوک را با صفحه نمایش سازگار می کنند ، معمولاً در تلاشند تا کمترین مخرج مشترک را ارائه دهند. تلاش آنها سعی در متعادل کردن آنچه که می خواهند طرفداران کمیک بوک را ارائه دهند ، در عین حال برای بینندگان گاه به گاه جذاب که عمدتاً از طریق فیلم های قبلی یا حضور شخصیت در فرهنگ نیز با شخصیت آشنا هستند جذاب باشد. پول زیادی در معرض خطر است تا یک خالق بتواند با یک شخصیت بازی کند به گونه ای که ممکن است از محبوب ترین راه هایی که شخصیت در فیلم نمایان شده است فاصله بگیرد ، اما برادران وارنر داد. زاک اسنایدر آزادی ارائه سوپرمن در یک نور متفاوت. اسنایدرتکرار سوپرمن یک پیشرفت جالب در شخصیت است زیرا ذاتاً خوب نیست و ذاتاً سوپرمن نیست. او از طریق یک سلسله انتخاب ها سوپرمن می شود.

اگزیستانسیالیسم و مرد فولاد

اسنایدرسوپرمن یک پیشرفت جالب در شخصیت است زیرا سوپرمن را بدون ذات تصور می کند. در عوض ، سوپرمن باید تصمیم بگیرد که به آنچه انتظار می رود او تبدیل شود و آن تصمیمات مملو از اضطراب و ابهام باشد زیرا تصمیمات پیچیده است و تله های آن تصمیمات نهایی نیستند. سوپرمن در اسنایدر فیلم ها در اصل بازنمایی فلسفه اگزیستانسیالیستی است که شرح آن است ژان پل سارتر. در مقاله خود “انسان گرایی اگزیستانسیالیسم” ، سارتر توضيح مي دهد ، “منظور از اينكه گفتن وجود قبل از ذات است ، چيست؟ این بدان معناست که ، اول از همه ، انسان وجود دارد ، می چرخد ​​، در صحنه ظاهر می شود و تنها پس از آن ، خود را تعریف می کند. اگر انسان ، همانطور که اگزیستانسیالیست او را تصور کرد ، غیرقابل توصیف است ، به این دلیل است که در ابتدا ، او چیزی نیست. تنها پس از آن او چیزی خواهد بود ، و او خودش آنچه را که می کند ساخته است. بنابراین طبیعت انسانی وجود ندارد ، زیرا هیچ خدایی وجود ندارد که آن را تصور کند “(مقاله در اگزیستانسیالیسم 35-36).

سارتر ادعا می کند که آزادی بشر از هیچی متولد نمی شود که فقط از طریق موجود شناخته می شود. ممکن است انسان ها برای اعمال و زندگی به شکلی خاص با فشارهای فرهنگی ، مذهبی و اجتماعی روبرو شوند ، اما فرد تصمیم می گیرد که این انتظارات را رعایت کند یا از آنها جدا شود. از طریق تصمیم گیری ، شخص به خود او تبدیل می شود زیرا هیچ چیز اساسی برای شخص وجود ندارد جز اینکه چیزی به جای چیزی باشد.

اسنایدر این ایده از آزادی سوپرمن را برای انتخاب و بیگانه کردن سوپرمن از سیاره منشاء خود و از زمین از ابتدای آغاز معرفی می کند مرد فولاد. کریپتون در این فیلم در ابتدای فیلم در حال سقوط است و همه مخاطبان بعداً از Jor-El یاد می گیرند که دولت سیاره سعی کرده است آزادی را از تصور کریپتون ها حذف کند. جور ال و لارا فرض جامعه خود را رد می کنند و عمل آزادی را ادعا می کنند: آنها بطور طبیعی فرزندی دارند. جور اِل توضیح می دهد ، “هر کودکی به گونه ای طراحی شده بود که به عنوان یک کارگر ، یک مبارز ، یک رهبر و غیره ، در جامعه ما نقش از پیش تعیین شده ایفا کند. من و مادر شما اعتقاد داشتیم که کریپتون چیزی با ارزش ، عنصر انتخاب ، شانس را از دست داده است. اگر کودکی آرزو داشته باشد به چیزی غیر از آنچه جامعه در نظر داشت تبدیل شود؟ اگر کودکی به چیزی بزرگتر آرزو کند ، چه می شود؟ تو تجسم آن باور کال بودی. نخستین زایمان طبیعی کریپتون در قرنها

اضطراب انتخاب: تبدیل شدن به سوپرمن در DCEU Snyder
Man of Steel (2013) – منبع: تصاویر برادران وارنر

سپس کلارک به تنهایی و بدون مسئولیت بودن یک کریپتونی بودن به یک سیاره بیگانه اعزام می شود تا اینکه در خط میانه فیلم با زود ملاقات کند. در کانزاس ، جایی که سوپرمن توسط مارتا و جاناتان کنت پذیرفته شده است ، او نیز بیگانه می شود زیرا او مانند سایر فرزندان زمین نیست. منشأ او برای او یک رمز و راز است ، او تواناییهای ویژه ای دارد که والدینش او را ترغیب می کنند که پنهان نگه داشته شود زیرا می ترسند او را از آنها گرفته شود ، و سپس آنچه را که او انتخاب کرده است با توانایی خود بر عهده خود می گذارد. در پاسخ به عقب ، هنگامی که کلارک توسط گروهی از بچه ها مورد آزار و اذیت قرار می گیرد و واکنشی نشان نمی دهد ، جاناتان می گوید: “شما فقط باید تصمیم بگیرید که چه مردی می خواهید بزرگ شود ، کلارک. زیرا هرکس آن مرد شخصیت خوب و بدی باشد ، او می خواهد دنیا را تغییر دهد. ” كلارك از جوانی تا بزرگسالی اش با این انتخاب باقیمانده است ، و از آنجا كه او برای اسلحه های دست ساز انسان نامرئی است ، به معنای واقعی کلمه از هر لحاظ كه باشد می تواند در جهان آزاد باشد.

اخلاق و اگزیستانسیالیسم و ​​اضطراب سوپرمن

آزادی وجودی که در ابتدای فیلم برقرار است ، اخلاق وجودی فیلم را نیز برقرار می کند. بدون یک خدا یا قانونگذار در بند الحادی اگزیستانسیالیسم ، انسانهایی به وجود می آیند که رفتار اخلاقی برقرار می کنند. سارتر توضيح می دهد ، “انتخاب کردن به عنوان این یا آن است که در همان زمان ارزش آنچه را انتخاب می کنیم تأیید کنیم زیرا ما هرگز نمی توانیم شر را انتخاب کنیم. ما همیشه چیزهای خوب را انتخاب می کنیم و هیچ چیز نمی تواند برای ما خوب باشد بدون اینکه برای همه خوب باشد »(” اومانیسم اگزیستانسیالیسم “37). هنگامی که شخص متوجه وزن تصمیم گیری در این سیستم فلسفی شد ، می توان با اضطراب مصرف کرد زیرا انتخاب شخص یک استاندارد جهانی برای همه ایجاد می کند.

اضطرابی که کلارک با آن روبرو است دو برابر می شود زیرا توانایی های او باعث می شود او اساساً خدای انسان های زمین باشد. گزینه های کلارک فقط یک معیار اخلاقی تعیین نمی کنند (طبق آن) سارتر، انتخاب های هر فرد یک معیار اخلاقی را ایجاد می کند) بلکه گزینه های او این قدرت را دارند که به طور کامل دنیا را تغییر داده و از نو ترتیب دهند. کلارک ، به عنوان او سعی می کند پنهان بماند ، نمی تواند به نجات جان انسان کمک کند ، زیرا بیشتر مردم موافق هستند که اگر شما قدرت نجات جان خود را دارید و می توانید زندگی را نجات دهید ، پس باید برای نجات جان خود تصمیم بگیرید. انتخاب بزرگتری که کلارک باید انجام دهد این است که آیا او قصد دارد خود را با زمین و مردم آن همسو کند یا اینکه قصد دارد یک شخص خارجی باشد که گهگاه در موقعیتی قرار می گیرد که به طور اتفاقی کمک کند.

هنگامی که ژنرال زود با تهدید سیاره ، سوپرمن را به سمت نور می کشد ، انتخاب کلارک به سر می آید. قبل از اینکه کلارک در تلاش برای نجات زمین خود را به Zod تبدیل کند ، با یک کشیش در Smallville صحبت می کند و درگیری خود را شرح می دهد: “به zod نمی توان اعتماد کرد. مشکل این است ، من مطمئن نیستم که مردم کره زمین هم می توانند باشند. ” کلارک به هر دو طرف اعتماد ندارد تا به روشی عمل کند که برای همه خوب باشد. کلارک ، در فرایند تصمیم گیری ، سعی در انتخاب راهی داشت که اخلاقی باشد و به نفع مردم زمین و معدود کریپتونانی باشد که از نابودی سیاره باقی مانده اند. برای به دست آوردن اعتماد زمین و نشان دادن اینکه قصد انجام کار خوب را دارد ، خود را به ارتش آمریكا تبدیل کرده و سپس با آمادگی به ارتش اجازه می دهد تا او را به زود برگرداند.

زود انتخاب اخلاقی دیگری را به سوپرمن ارائه می دهد. او می تواند به کریپتون بپیوندد یا می تواند خود را دشمن آخرین نمایندگان دولت کریپتون کند. هنگامی که سوپرمن متوجه می شود که پیوستن به Zod به معنای شرکت در نسل کشی علیه بشریت است ، سوپرمن خود را با انسانیت همسو می کند و اولین قدم بزرگ خود را برای رسیدن به انسان و سوپرمن برمی دارد زیرا مخاطب تصور می کند که او وجود دارد. با هر تصمیمی ، او یک استاندارد اخلاقی برقرار می کند و او به جای اینکه ذاتاً سوپرمن باشد ، سوپرمن می شود.

اضطراب انتخاب: تبدیل شدن به سوپرمن در DCEU Snyder
Man of Steel (2013) – منبع: تصاویر برادران وارنر

این نسخه از سوپرمن با فیلم سوپرمن در فیلم 1978 کاملاً مخالف است ، که نشان می دهد سوپرمن مدتها قبل از حضور در صحنه جهانی با لباس قرمز و آبی ، در صحنه جهانی با هویت خودش مطابقت دارد. علاوه بر این، اسنایدرنسخه سوپرمن با هر گزینه ای مبارزه می کند و حتی در انتخاب های وی که پس از فاش شدن پیامدهایش صورت گرفته شک می کند. سوپرمن اسنایدر در دنیایی پیچیده تر زندگی می کند که در آن هر تصمیم تصمیمی برای زندگی یا مرگ است و همه شرایط را نمی توان در شرایط خاصی که خودش پیدا می کند نجات داد.

نتیجه گیری تکان دهنده از مرد فولاد

بسیاری از هواداران ساعت آخر را دوست ندارند مرد فولاد زیرا اسنایدر در جهان پیچیده تر مرد فولاد و محدودیت های سوپرمن که در آن زندگی می کند. اسنایدر با اجازه ندادن سوپرمن به نجات همه ، و به او اجازه می دهد كه Zod را بكشد ، معجزه آسا را ​​از بین می برد Deux سابق Machina لحظات فیلمهای قبلی و با نشان دادن تلاش برای تصمیم گیری در مورد زندگی و مرگ به عنوان رهبر ، درگیری سوپرمن را جالب تر می کند. یکی از سخت ترین قسمت های نوشتن سوپرمن باعث شده است که او قابل اعتماد باشد و این فیلم با ترغیب مخاطب به همدلی با تصمیماتی که در صورت قرار گرفتن در چکمه های سوپرمن باید انجام دهد این هدف را به دست می آورد.

به محض اینکه سوپرمن برنامه Zod را کشف کرد ، او کار اخلاقی را برای کار با Zod و برای بشریت انجام می دهد. او وقت ندارد قبل از اینکه Zod دستگاه ترسیمی خود را آزاد کند ، کلان شهر را از بین ببرد. تمرکز او باید روی نجات هرچه بیشتر افراد باشد و در شرایط خاص این بدان معناست که برخی از افراد در حالی که ماشینهای ترسناک را از بین می برد ، خواهند مرد. اما ، از بین بردن ماشین آلات باعث نجات گونه های انسانی می شود. اسنایدر سوپرمن را در نوع معضل سودمند قرار می دهد که هیچ کس واقعاً نمی خواهد به آن فکر کند یا با آن روبرو شود ، بلکه باید تصمیمی اتخاذ شود.

همین مسئله را می توان در تصمیم او برای قتل زود گفت. Zod آزادی خود را برای انتخاب مسیری متفاوت مانند Jor-El به رسمیت نمی شناسد ، و هنگامی که سوپرمن برنامه خود را برای کریپتون جدید از بین می برد ، توضیح می دهد: “من فقط برای محافظت از کریپتون هستم. این تنها هدفی است که من متولد شده ام. و هر اقدامی که انجام می دهم ، مهم نیست که چه خشن و چه بی رحمانه باشد ، برای منافع بیشتر مردم من. ” تنها هدف Zod هنگامی که شانس وی برای ایجاد یک کریپتون جدید از موجود نابود شود ، مجازات افرادی است که سوپرمن بیش از خودش انتخاب کرده است. سوپرمن نمی خواست Zod را که تنها بازمانده دیگر خانواده خود بود ، به قتل برساند ، اما او باید بین زندگی Zod و زندگی انسانهای بی گناهی که در آتش جنگشان گرفتار بودند ، انتخاب کرد.

اضطراب انتخاب: تبدیل شدن به سوپرمن در DCEU Snyder
Batman v Superman: Dawn of Justice (2016) – منبع: تصاویر برادران وارنر

وقتی سوپرمن گردن زود را می شکند ، زانو می زند و فریاد می زند و وزن انتخاب زندگی و عواقب آن عمل را می داند. اسنایدر دائما سوپرمن را انسان سازی می کند مرد فولاد با نشان دادن تردید در پشت هر انتخاب و وزن انتخاب. در مبارزه داخلی سوپرمن ، اسنایدر نه تنها یک سوپرمن جالب تر از ما به ما می دهد که می تواند با تغییر چرخش زمین ، مرگ را خنثی کند ، بلکه او ما را نیز تشویق می کند تا در مورد تصمیمات خود و پیامدهای اخلاقی هر تصمیم فکر کنند.

Batman v Superman و اخلاق ابهام

اسنایدربسیار متمایز است Batman v Superman: Dawn of Justice دنباله ای که از آن انتظار می رود نیست مرد فولاداما از نظر فلسفی نتیجه طبیعی فیلم قبلی است. اگر مرد فولاد علامت آزادی را برای تبدیل شدن به الگویی از معنای خوب بودن نشان داد – از اینکه معنای سوپرمن بودن چیست ، پس Batman v Superman آشکار می کند که ممکن است کارهایی که ما به سمت نتیجه نهایی خیر انجام داده ایم ، به عنوان یک کالای نهایی درک نشده و ممکن است عواقب ناخواسته و فاجعه بار داشته باشد. این فیلم نشان می دهد که تله هایی که سوپرمن و بشریت آرزو می کنند یک هدف همواره در حال حرکت است.

سوپرمن نه تنها با انتقاد از سوی دولت و شهروندان مختلف در گاتهام و کلانشهر در مواجه است Batman v Supermanاما او همچنان به این سؤال می پردازد که آیا وسیله وی اهداف خود را توجیه می کند و اینکه آیا وی واقعاً تصمیماتی را اتخاذ می کند که به نفع مردم زمین باشد. که در اخلاق ابهام، سیمون دوبووار تنش بین عمل به نفع دیگران و تبدیل شدن به یک ستمگر در این روند را کاملاً توضیح می دهد. او توضیح می دهد ، “اما عملی که می خواهد به انسان خدمت کند ، باید مراقب باشد که او را در راه فراموش نکند. اگر تصمیم بگیرد که کورکورانه خود را تحقق بخشد ، معنای خود را از دست می دهد یا معنای غیرقابل پیش بینی ای خواهد گرفت. برای اینکه هدف یک بار و برای همیشه ثابت نیست؛ در تمام طول جاده منتهی به آن تعریف شده است “(باووار 153). آنچه سوپرمن را به عنوان شخصیت و قهرمان جالب توجه در این فیلم ها رقم می زند ، تردید و مردد بودن او است زیرا این امر مانع از این می شود که او در تعقیبش چنان مجرد باشد که تبدیل به یک مستبد شود.

برای نشان دادن این نکته که اعتماد به نفس بیش از حد در انتهای فرد ممکن است به استبداد منجر شود ، اسنایدر بتمن را به عنوان یک ورق از سوپرمن معرفی می کند. در حالی که سوپرمن بیشتر فیلم ها را با تصمیماتش در آخرین فیلم کشتی می گیرد و اینکه چگونه باید در آینده به خدمت به جهانیان بپردازد ، می گذرد ، یک بتمن مسن تر و ظالمانه به شهر گاتهام باز می گردد و همزمان با وسواس آماده شدن ، شروع به بی رحمی کردن مجرمان می کند. برای از بین بردن آنچه او بزرگترین تهدید زمین می داند: سوپرمن.

بتمن چنان از هدف نهایی خود برای پاکسازی شهر گاتهام و از بین بردن تهدید سوپرمن اطمینان دارد که به نظر می رسد او مایل است از هر وسیله لازم برای تحقق آن استفاده کند. که در Batman v Superman، بتمن جنایاتی را که او با یک خفاش صید می کند ، مارک می کند ، که به یک مجازات اعدام در زندان تبدیل می شود. او نگهبانان متعددی را که برای لکس لوتور کار می کنند برای سرقت کریپتونیت برای آماده سازی برای جنگ سوپرمن ، به قتل می رساند و در نهایت به نظر می رسد که برای دستیابی به آنچه فکر می کند برای بشریت خوب است از هر خط عبور کند.

همچنین ببینید

BIRDS OF PREY: یک آبنبات کامی ، دیوانگی با رنگ آب نبات

هنگامی که سوپرمن ظلم روشهای بتمن را تشخیص می دهد ، نه تنها در مورد آن تحقیق می کند بلکه می کوشد جلوی آن را بگیرد. محدودیت او در درگیری با بتمن قابل توجه است. سوپرمن می توانست بتمن را به راحتی کشته و به سلطنت ترور پایان دهد. در عوض ، او تعقیب دیوانه وار در بتمن را در خیابانهای شهر قطع می کند و به او هشدار می دهد که متوقف شود. به نظر می رسد سوپرمن تا حدی فهمیده است که افرادی که بتمن را شکار می کنند ، نباید متوقف شوند (کسی در ابتدای فیلم کسی را به قاچاقچی انسان ترحم نمی کند) ، اما سوپرمن استدلال می کند که کسی که جرم را به پایان می رساند ، نباید چنین شود. بی رحمانه به عنوان جنایتکار در تلاش هایش.

اضطراب انتخاب: تبدیل شدن به سوپرمن در DCEU Snyder
Batman v Superman: Dawn of Justice (2016) – منبع: تصاویر برادران وارنر

مشکل اساسی بتمن این است که او نمی تواند انسانیت یا جنایتکار دیگری یا بیگانه را تشخیص دهد (سوپرمن). نقطه عطف فیلم زمانی است که سوپرمن به دلیل طرح های لکس لوتر ، با بتمن می جنگد. در این جنگ ، بتمن سوپرمن را تا حد مرگ تضعیف می کند و در همان لحظه ، سوپرمن از بتمن التماس می کند تا جان مادر فرزند خود را نجات دهد. هر دو مادرشان مارتا نامیده می شوند و این دعوا بتمن را اشتباه می گیرد تا اینکه او آنچه را که از او خواسته می شود نفهمد. در این لحظه ، انتخاب سوپرمن برای سلطنت نکردن به عنوان یک مستبد بر بتمن ، که می توانست به راحتی آن را تحت سلطه خود بگذارد ، به بتمن اجازه می دهد تا سرانجام سوپرمن را به عنوان یک انسان ببیند ، که باعث بی مهری ظلم و ستم استبداد خود می شود و به او اجازه می دهد تا شفقت انسانی خود – شفقت انسانی را به خاطر بسپارد. نوعی دلسوزی که در دو فیلم آخر توسط سوپرمن الگوبرداری شده است.

مرگ سوپرمن

سوپرمن نه تنها از طریق رستگاری او از بتمن ، الگویی را برای افراد دیگری که می خواهند در دنیا کارهای خوبی انجام دهند ، ایجاد می کند ، بلکه با ابهاماتی که در افکار خود نسبت به اعمال گذشته خود و در نتیجه نهایی خوب آنها ایجاد کرده است ، همخوانی دارد. در اوایل فیلم ، هنگامی که لوئیس تلاش می کند سوپرمن را به یاد نیکویی که انجام داده است و این نمادی که روی سینه اش است ، امیدوار باشد ، پاسخ می دهد: “این کار در دنیای من انجام شد. دنیای من دیگر وجود ندارد. ” در این لحظه ، او شرط هم نمادها و اخلاق را می شناسد. او می داند که “S” در سینه او نمادی در کریپتون است ، اما اگر کریپتون وجود نداشته باشد ، این نماد معنی را از دست می دهد. او می پذیرد که پدرش که تصور می کرد ممکن است کارهای خوب انجام دهد مرده است و آن انتظارات و رویاها با او درگذشت و برای اولین بار آگاه می شود که باید از طریق اعمال خود انتخاب کند که این نمادها تحت این چیست؟ وضعیت احتمالی جدید

وقتی او انتخاب می کند که نیزه کریپتونیت را انتخاب کند و همین امر او را در معرض مرگ آسیب پذیر می کند و به سوی رستاخیز پرواز می کند ، او مرگ خود را انتخاب می کند ، اما او انتخاب مرگ را انجام می دهد و مرگ او به وجود او معنی می دهد و الگوی اخلاقی را برای دیگران رقم می زند. پيگيري كردن. قبل از پرواز ، لوئیس از او دعا می کند که انتخاب لازم را نکند و او پاسخ می دهد: “این جهان من است … شما دنیای من هستید.” در این لحظه ، او دیگر تصمیم ندارد بین دو جهان باشد – او می خواهد کاملاً انسانی باشد و بیان آن در مرگ فداکارانه اوست. مردن انسانی ترین کاری است که سوپرمن می تواند انجام دهد ، و مرگ برای نجات بشریت یک کالای نهایی است که تنها او می تواند انتخاب کند.

این عمل با انتخاب یک فرد جهانی اخلاقی را ایجاد می کند. این کلمه به معنای واقعی کلمه الگویی برای سایر انسانها و انسانهای دارای توانایی های ویژه پیروی می کند. اگر یک بیگانه به انسانها و تمام حماقت های آنها نگاه می کرد و تصمیم می گرفت که وجود آنها از مال او مهمتر است ، پس متهمانی ها که پنهان شده اند ، دیگر نمی توانند پنهان شوند و از انجام کار خوب خودداری کنند. آنها می توانند در مقابل الگوی زندگی سوپرمن مقاومت کنند ، اما هیچ کس نتوانسته است منافع نهایی را در انتخابی که انجام داده منکر شود.

لیگ عدالت و رستاخیز مشکل Superman

لیگ عدالت قرار بود با اثرات انتخاب سوپرمن برای مردن مقابله کند. این فیلم او را از طریق رستاخیز باز می گرداند ، اما دشوار است که از محصول نهایی بدانیم که چیست اسنایدر قصد داشت با شخصیت سوپرمن پس از رستاخیز و ایده های اخلاقی و اگزیستانسیالیستی او را مورد کاوش قرار دهد. اسنایدر به دلیل یک فاجعه خانوادگی از این فیلم خارج شد جوس ودون قدم گذاشت تا فیلم تمام شود و به نظر می رسد کمی از سبکی و شوخ طبعی جهان سینمایی مارول را به خود اختصاص دهد. نتیجه نهایی فیلمی است که فاقد دید و لحن مجرد است.

اکثر صحنه ها با سوپرمن بدیهی است که توسط جوس ودون فیلمبرداری شده است. اصلی ترین واقعیت این واقعیت است هنری کاویلدهان و فک از طریق CGI به طرز وحشتناکی ارائه می شود زیرا کاویل نتوانست سبیل خود را از طریق بندهای Whedon اصلاح کند. از آنجا که این مقاله صرفاً به اقتباس اسنایدر متمرکز است ، تجزیه و تحلیل سوپرمن در این فیلم در شرایطی که اسنایدر در فیلم های قبلی ایجاد کرده است دشوار است زیرا سوپرمن او نیست. قبل از اینکه بدانیم دید کامل وی برای این سه فیلم چیست ، مخاطبان باید منتظر باشند تا اسنایدر فیلم برداری خود را برای HBO Max تمام کند.

نتیجه

با وجود عدم توانایی اسنایدر برای تکمیل دید سینمایی خود برای سوپرمن در لیگ عدالت در حال حاضر ، او سوپرمن را به بینندگان اعطا کرده است که ما قبلاً روی پرده آن ندیده بودیم. اسنایدر با ایجاد مبارزات سوپرمن بر روی صفحه نمایش به جای وجود فیزیکی ، شخصیت را عمیق تر کرد. خطر آوردن سوپرمن روی پرده این است که شخصیت بسیار عالی ، قدرتمند و بسیار خوب است که کسل کننده می شود. اسنایدر با نشان دادن اینكه ما می توانیم هر كاری را انجام دهیم و هر كاری باشد ، سطح عمق بیشتری به شخصیت اضافه كرد ، اما او دائما انتخاب سخت سوپرمن را انجام می دهد – او دائماً انتخاب شایسته را انجام می دهد.

سوپرمن مورد علاقه شما روی صفحه کیست؟ نظر شما در مورد سوپرمن اسنایدر چیست؟ در نظرات به ما اطلاع دهید.

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، پیوستن به انجمن ما در Discord و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!