صفر: تصور شایسته مرگ و میر

کازوهیرو سودا ممکن است یک نام خانوادگی در ژاپن مادری خود نباشد ، اما فیلم های پرکار این کارگردان ، مضامین و ایده های کاملاً جهانی را کشف می کنند ، حتی اگر با موضوعات فرهنگی خاص درگیر شوند. با یازده ویژگی به نام او ، جوش شیرین به یک سری شخصی از “ده فرمان” رعایت شده است که بیش از هر چیز بر نقش مشاهده ای دوربین تأکید دارد.

این روایات با روحیه واقعی بداهه نوازی و اجازه دادن به واقعیت برای خودش صحبت می کنند ، این دستورات را از استفاده از تولیدات نوشتاری ، ورودی های سوار شده (یا غیرقابل مرگ) ، کوتاه مدت ، و دگماتیسم موضوعی جلوگیری می کند. ذهنی، که در سال 2008 منتشر شد ، مسلماً یکی از فیلمهای شناخته شده اوست که زندگی بیماران روانی را از کلینیک Chorale Okayama ، یک مرکز بهداشت روان در جامعه ، مزخرف می کند. در حالی که این بیماران از پیشینه های مختلفی ناشی می شوند و از بیماری های مختلف رنج می برند ، همه آنها یک پزشک یکسانی را مشاهده می کنند یک پیرمرد غیرقابل باور اما مهربان به نام ماساتومو یاماموتو.

صفر: تصور شایسته مرگ و میر
منبع: سایه های آسیایی

دوازده سال از آن گذشته و دکتر یاماموتو با توجه به غروب آفتاب شغلی خود و برنامه ریزی برای بازنشستگی در سن هشتاد و دو سالگی بسیار قابل توجه است. او هنوز هم به طور مرتب بیماران را می بیند ، اما احتمالاً این جلسات آخر او با آنها بوده و قصد دارد انتقال به پزشك دیگری را كه باید تحت معالجه دیگری قرار بگیرد ، صاف كند. برخی از بیماران وی در ذهنی یا از دنیا رفته اند یا حرکت کرده اند؛ دیگران باقی می مانند ، به طور قابل توجهی قدیمی تر و بیننده ناآشنا نیست. بسیاری از آنها در بیشتر زندگی خود با افسردگی دست و پنجه نرم کرده اند و حالا باید با آنها کنار بیایند دکتر یاماموتووداع قریب الوقوع

صفر، جوش شیرینآخرین ویژگی مستند و پیگیری های بعدی ذهنی (عنوان ژاپنی سابق خوانده شده است سیشین [[ذهنی] 0) ، این تعاملات بین پزشک سالخورده و مراجعانش را با همدلی نادر و لمس کننده بررسی می کند. با زیرنویس خود به عنوان “فیلم مشاهده ای” ، به ندرت روایات مهم و یا صحبت هایی را به موضوع تحمیل می کند و به آنها عزت زندگی روزمره خود را در دوربین می دهد. و مانند بسیاری از جوش شیرینآثار دیگر ، هرگز احساس عجله نمی کند. دوربین ما دنبال می شود دکتر یاماموتو از جایی به جای دیگر ، صدای و حرکات برخوردهای مختلف او را خیس می کند.

بازگشت به صفر

شروع در مدیا Res در اتاق مشاوره کرال ، صفر می یابد دکتر یاماموتو با یکی از بیمارانش که او نیز در آنجا حضور داشت ذهنی (تصاویر آن ، سیاه و سفید برای کنتراست ، بعضی از صحنه های امروزی را به عنوان فلاش بک رزرو می کند). بیمار به او اطلاع می دهد که تمام مکالمات آنها را ثبت می کند ، بهتر است هر روز سخنان و توصیه های پزشک را بشنوید. او برای یافتن رضایت در زندگی خود تلاش می کند ، اغلب مجبور شده است بسیاری از خواسته های عادی را فرو بکشد – مانند CD جدید یا نسخه مانگا – به دلیل کمبود پول یا دلایل دیگر. این بیماری به ویژه در ژاپن سریع قدم و سریع در کلان شهرها وجود ندارد که کمبود مصرف کنندگان در آن سریع و ثابت است.

دکتر یاماموتو، به جای تجویز هر نوع دارویی ، رویکردی نسبتاً ذن و پوزش در مورد بیماری بیمار خود اتخاذ می کند: او پیشنهادی را برای “مکان” ارائه می دهد [oneself] در صفر “، برای متوقف کردن زندگی خود و نعمتهای حاصل از آن ، متوقف و از تمام تمایلات فعلاً خودداری کنید. وی می گوید: “شاید یک بار در هفته” ، نشستن و جمع آوری هر آنچه در حال حاضر است ، سودمند است ، “شکرانه بودن که زنده هستم” و از اینکه چیزهایی وجود دارد که آرزو می کنند وجود دارد. “شما نمی توانید این کار را هر روز انجام دهید.”

صفر: یک تأمل شایسته از مرگ و میر
منبع: سایه های آسیایی

این مفهوم گرامی داشتن هر دو آنچه را که می خواهد و خواسته است بسیار مورد تأثیر قرار می گیرد صفر و پرتره آن دکتر یاماموتو. وی که از سالهای تحصیل خود یک کارگر مداوم برای اکثر زندگی خود بوده است ، خود را به معالجه و خدمت به اعضای “ضعیف” و “ناخواسته” جامعه مودبانه اختصاص داده و از شرایط روحی خود خجالت زده و ننگ کرده است. و در حالی که بیماران وی همچنان به درمان نیاز دارند ، دکتر یاماموتو مرگ و میر خود را برای مقابله با ، سلامت خود را به غیر از کلینیک مبتنی بر جامعه است که پذیرش غیرقانونی از افراد نیازمند کمک روانپزشکی برای بسیاری از افراد الهام بخش مادام العمر بوده است.

حتی دوازده سال قبل مو دکتر یاماموتوسرش نشانه هایی از رنگ خاکستری را نشان می داد ، و صورتش از قبل با چروک های بازنشسته آراسته شده بود. که در صفربا موهایش که کاملاً چرب شده است ، راه رفتنش برجسته تر است و شانه او در فاصله خیلی کمی دراز نشده است ، پزشک سخنرانی خداحافظی را به پزشکان همکار خود می گوید. به نظر وی ، آنچه بیشتر بیماران فاقد آن هستند ، احترام ساده است. تعداد کمی از آن توسط سیستم مراقبت های بهداشتی سرزده و تشخیصی دولت به آنها واگذار شده است. درست مثل اینکه دوستانش علی رغم داشتن شانه دررفتگی ، بیرون رفتن و لذت بردن از خود را توصیه می کنند ، وی متوقف می شود که بیماران معمولاً هنگام دریافت توصیه های عمومی از این نوع احساس درماندگی می کنند.

زندگی پنهان

نیمه دوم صفر بعد حتی صمیمی تر را نیز بدست می آورد ، مانند جوش شیرین دوربین خود را به دور از کثرت بیماران در کرال و از آنجا دور می کند دکتر یاماموتوزندگی شخصی یوشیکوهمسرش که دچار زوال عقل شده بود ، ستون اصلی پشتیبانی وی بود و به پزشک اجازه می داد تمام انرژی خود را در معالجه بیماران جدید متمرکز کند. اکنون که بخش اعظم وضوح ذهنی خود را از دست داده است ، اکنون است دکتر یاماموتو که به عنوان تنها مراقب او خدمت می کند. او برای آنها چای درست می کند ، سوشی را برای شام سفارش می دهد (که جوش شیرین از خودش دعوت شده است تا در آن شرکت کند) و درباره دهه های ازدواج خود که از طریق آنها عشق و محبت بین آنها پایدار بوده است ، یادآوری می کند.

صفر: یک تأمل شایسته از مرگ و میر
منبع: سایه های آسیایی

آنها یک روز به یک دوست قدیمی می روند ، که از رابطه او با او بسیار هیجان زده است یوشیکو – در مورد عشق مشترک آنها به موسیقی کلاسیک ، کابوکی (یک فرم تئاتر ژاپنی) و حتی شرط بندی در بازار سهام. از طریق مکالمات او ، طرف دیگر یوشیکو ظهور می کند ، آن زن خانه ای است که فداکاری های بیشماری را به خاطر آن انجام داده است دکتر یاماموتو. هنگامی که برخی از بیماران وی اصرار داشتند که یک شب با او بمانند ، او مجبور شد در خانه آنها را در خانه بگذارد و نیازهای آنها را برطرف کند ، بعضی اوقات بر سر فرزندانشان (بالغ و آشکارا در فیلم غایب). این ادعا که “پشت هر مرد موفق یک زن است” در مورد آنها کاملاً خوب است ، و دکتر سریع می گوید که آن را تصدیق کند.

دنباله آخر صفر ویژگی های این زن و شوهر ، دست به دست ، بازدید از گورهای دکتر یاماموتوپدر و مادر و مادربزرگ و مادربزرگ. مانند یوشیکو نه به ندرت گیر می کند ، او بازوهای خود را دراز می کند تا از طریق دامنه ها و زمین های سنگی از او حمایت کند. او با رسیدن به مقصد خود ، او برای تمیز کردن سنگ قبرهای آنها و تهیه خوراکی ها حرکت می کند. و هنگام عزیمت ، دستانشان همچنان به هم بسته ، ثابت و محکم بسته می شوند.

همچنین ببینید

استفان ویلكس ، كارگردان JAY MYSELF در هنر به تصویر كشیدن مجموعه ای از زمان و مکان غوطه می زند

جوش شیرینفیلمبرداری همدلانه و دلسوزانه ، تصویری دلنشین و صمیمی اما هرگز تحریک آمیز از آن ارائه نمی دهد دکتر یاماموتو و همسر محبوبش؛ به ویژه به هیچ چیز اشاره نمی کند ، اما به هر حال به عنوان خلاصه ای از حرفه دیرینه پزشک و میراث محترم ، همراه با کارگردان است. جدا شدن از بیماری روانی به تنهایی به زندگی افراد اطراف خود ، صفر یادآوری به موقع مرگ و میر زندگی و سادگی و عزت کسانی است که با مهربانی و صادقانه زندگی می کنند.

دیدی صفر؟ نظر شما در مورد موضوع مستند چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


صفر را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

برنامه خروج: برنامه ریزی برای مرگ

برنامه خروج شروع به عنوان یک کاوش فلسفی از زندگی به سمت مرگ با یک بیماری پایانه است. مکس ایزاکسن ، با بازی بازی تاج و تخت ستاره نیکلاج کوستر-والداو، کشف می کند که او یک تومور مغز در حال رشد ، غیرقابل کارکرد دارد. او از کاهش جسمی و روحی خود به دلیل تومور می ترسد ، و همچنین می ترسد از وزنی که بیماری ترمینال وی روی همسرش می گذارد ، باشد. در پاسخ به این ترس ها ، او تصمیم می گیرد زندگی خود را بگذارد تا نه او و نه همسرش مجبور نباشند این نزول را تجربه کنند.

دو اقدام خودکشی که به طرز عجیبی دنبال می شوند ، تنها لحظات سنگین بودن فیلم را در حالی که مکس تلاش می کند و نتوانسته خودش را بکشد ، فراهم می کند. در یک صحنه ، او با یک مرد در یک فروشگاه سخت افزار مکالمه ای ناخوشایند در مورد چگونگی گره خوردن یک نود دارد. پس از تلاش دوم خودكشی ، مكس با مشتری قبلی كه شوهرش ناپدید شده بود ، تماس می گیرد. مکس ، که قبل از تومور مغز به عنوان یک بیمه کننده مشغول به کار بود ، پیش از این ادعای بیمه عمر زن را رد کرده بود زیرا هیچ مدرکی مبنی بر فوت مرد شوهرش وجود ندارد.

پیچ و تاب هیجان

همسر این مرحوم اخیراً ویدئویی از آخرین سخنان همسرش از هتل آرورا ، هتلی ارسال شده است که متخصص در خودکشی های کمک شده است ، یا همانطور که در تبلیغات خود عنوان می کند ، “پایان های زیبایی” ارسال شده است. مکس توسط تفرجگاه لوکس که به مشتریان امکان می دهد برنامه ریزی کنند که چگونه می میرند و چگونگی استراحت بقایای آنها قرار خواهد گرفت ، مورد توجه قرار می گیرد. او بدون اینكه به همسرش بگوید ، ترك می كند و با قصد خودكشی ، به مسافرت به توچال می پردازد. او با زیبایی تفرجگاه پذیرایی می شود ، اما پس از گذشت چند روز و یادآوری دقیق هدف هتل ، او بخشی از قرارداد را تحت تعقیب قرار می دهد که به او اجازه تسویه حساب نمی دهد.

برنامه خروج: برنامه ریزی برای مرگ
منبع: فیلم های صفحه نمایش رسانه ای

در این مرحله ، فیلم از یک تأمل فلسفی در مورد بیماری ، مرگ و خودکشی به یک هیجان انگیز درباره بیمار مریضی که به فکر خودکشی در مورد خودکشی کمک می شود تغییر می کند اما ممکن است نتواند فرار کند. سکانس های دنباله دار شدید هستند و مخاطب را در لبه صندلی های خود نشسته و با وحشت تماشا می کند که اسکلت های تحت اللفظی در زیرزمین این هتل در معرض دید است و مکس برای زندگی اندک خود رها می کند.

مخلوطی از برگمان و هیچکاک

این فیلم سوزش آهسته است ، اما از آنجا که مخاطراتش انتخاب زندگی و مرگ است ، هر لحظه پر از همدلی و شدت می شود. آرنبی و فیلمبردار نیل تاستوم دنیایی را برای شخصیت های خود ایجاد کنید که به همان اندازه کوه های اسکاندیناوی محکم و زیبا باشد ، که در آن هتل آرورا قرار گرفته است و به همان اندازه گرم و ملایم که عشق مکس با همسرش Laerka به اشتراک می گذارد ، بازی تووا نواتنی. این فیلم ترکیبی کامل از است ایگمار برگمان و آلفرد هیچکاک. تلاش مکس برای انتخاب بین مرگ طبیعی و خودکشی در برابر یک جهان بی تفاوت به همان اندازه قانع کننده است برگمان فیلم ، و شدت تعلیق فیلم به همان اندازه نیز فیلمبرداری و ویرایش شده است هیچکاک فیلم

کوستر والداو همانطور که حداکثر سبیل عملکرد مردی را که سعی در حفظ همسر خود دارد در حالی که وضعیت روحی و جسمی وی در حال فروپاشی است ، عملکرد حرکتی می دهد. نواتنی به عنوان شخصیت او سعی می کند همسر دوست داشتنی باشد ، اما با این وجود می بینیم که او به طور پنهانی در اثر بیماری همسرش فرو رفته است. شیمی بین کوستر والداو و نواتنی بیشتر همدلی هایی را که مخاطب برای شخصیت ها دارد دعوت می کند. این دو کار شگفت انگیزی را نشان می دهند که قطع رابطه در نتیجه عدم عشق بلکه دو دیدگاه متفاوت از وجود ناشی می شود: لارکنا هنوز می تواند آینده را تصور کند در حالی که مکس در زمان حال به دام افتاده است.

در حال مرگ خوب است

این فیلم با یک یادداشت مبهم به پایان می رسد که به مخاطب این امکان را می دهد تا آنچه را که در پایان اتفاق افتاده است جمع کند. این فیلم قضاوت در مورد خودکشی کمک نمی کند ، اما به غیر انسانی بودن روشی که فرهنگ ما به مراقبت های بهداشتی می پردازد و از مرگ جلوگیری می کند ، چشم پوشی می کند. در ابتدای فیلم ، مکس با توجه به نوع پوزیتیویسم علمی و تبلیغات حیرت انگیز از زندگی گرفته می شود که قادر به مقابله با اجتناب ناپذیری مرگ نیست زیرا فقط بدن را به عنوان یک ماشین مشاهده می کند. مکس تلاش می کند تا با سلامتی غذا بخورد و تمرین های ذهنی خاصی برای تمدید مرگ خود انجام دهد ، اما او می فهمد که این تکنیک ها فقط مکانیسم مقابله ای بودند که او را از رویارویی با مرگ خودش باز می داشت.

برنامه خروج: برنامه ریزی برای مرگ
منبع: فیلم های صفحه نمایش رسانه ای

سفر وی به هتل آرورا او را بیشتر از بشریت دور می کند زیرا علی رغم وعده های این تسهیلات ، اجازه مرگ با خانواده یا شرایط وی را ندارد. او که از آخرین روزهای زندگی خود در بیمارستان می گذرد ، در حالی که در بیمارستان می ماند ، در بیمارستان است. در پایان ، آرزوی او برای فرار ، میل به همراهی با شخصی بود که دوست داشت ، هرچند خودداری کرد و با مرگ روبرو شد. این فیلم جدا کردن مردگان از زندگی را رد می کند و یادآوری اهمیت اجتماع با دوستان و خانواده است زیرا ما با سرنوشت مشترک خود روبرو هستیم.

همچنین ببینید

نتیجه: برنامه خروج

مباحث بیماری ، مرگ و خودکشی ممکن است در حال حاضر برای بعضی از افراد بسیار شدید باشد زیرا با یک بیماری همه گیر جهانی روبرو هستیم. اگر اتفاقات اخیر شما را در وضعیت افسردگی قرار داده است و احساس غرق شدن در اخبار می کنید ، شاید این فیلم برای شما نباشد. برنامه خروج کاملاً تعلیق یک تریلر را متعادل می کند در حالی که سؤالات عمیقی در مورد چگونگی مرگ ما می پرسد. اگر مباحث خیلی سنگین نیستند ، برنامه خروج لذت بخش است و فکر می کند. شما مدت ها پس از اتمام آن ، در مورد وقایع فیلم و ایده های ارائه شده در فیلم تأمل خواهید کرد.

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

PALINDROME: یک ناامیدکننده جذاب اما ناامیدکننده

با بسته شدن سالنهای سینما در سراسر جهان ، و جهان به آرامی ، به طور آزمایشی سر خود را از پشت درهای بسته آپارتمان بیرون می کشد ، فیلم ها هنوز هم در حال پیشرفت هستند ، البته در مدل های جدید و غیرقابل نمایش. در جشنواره فیلم مستقل لندن (LIFF) ، ده‌ها مورد درست همانطور که دستور عقب نشینی داده شد ، در معرض دید عموم قرار گرفت. یکی از این فیلم ها بود مارکوس فلمینگ ویژگی جدید Palindrome، یک مراقبه شکسته در مورد خودآگاهی و خودمختاری ، که از کنوانسیون روایت دقیقاً به همان اندازه که انسجام موضوعی را دور می زند ، گشوده است.

یک قهرمان شکنجه شده

نه بدون عناصر لذت بخش و یا فکر کننده آن (این جایزه طراحی تولید را در LIFF به دست آورد ، و همچنین جایزه “بهترین فیلم LGBTQ” در جوایز سینماگرافی نیویورک) که متأسفانه همه Palindrome باقی مانده است: عکسهای جالب که قادر به همبستگی کامل در کل یک رضایت بخش نیستند. این فیلم در اصل دو داستان در مورد زندگی ناآرام است. در داستان اول ، فرد (جمین براون) در یک نهاد روانی گیر کرده است. زمان وی در آنجا شامل مقابله با گفتگوها و “درمانهای دردناک” با دکتر گلادستون بی رحمانه و مرموز است (دانیل جردن)، و تاریکی به ناخودآگاه خودش فرو می رود ، جایی که با شخصیت های غیرمترقبه ای روبرو می شود که او را به چالش می کشند و او را وادار می کنند تا آنچه را که می خواهد در زندگی بفهمد.

در حالت دوم ، آنا را دنبال می کنیم (سارا سواندر یک روز خاص از زندگی ، با صحنه های او و تری (هستر رووف)، بازیگر جوان و دوست دختر اخیر او. داستان یک تراژدی غیرخطی است و مرگ وحشتناک تری را دقیقاً قبل از ردیابی روابط خود از آغاز ، می پوشاند. یک عصر که داستان فیلم او در زمان واقعی دنبال می شود ، روز پایانی او نیز است و فقط یک نفر دیگر از آن خبر دارد.

داستانهای فرد و آنا تنها در چند لحظه با هم تلاقی می شوند ، اولین باری که فرد بعد از درمان الکتروشوک از دکتر گلدستون برای اولین بار وارد یک حالت عمیق ، تاریک و زیر آگاهی می شود. او هنگام شنیدن زنگ تلفنی به نوعی بیدار شدن در یک مکان ناشناخته می آید. در انتهای دیگر آنا قرار دارد که به فرد می گوید که ساعت 11:01 بعد از ظهر می خواهد بمیرد.

PALINDROME: یک ناامیدکننده جذاب اما ناامیدکننده
منبع: Hewes Pictures

فرد پس از تماس تلفنی با آنا ، یک ادیسه زیر آگاهی را آغاز می کند ، نه تنها به یک تمایل ذاتی برای نجات او ، بلکه در یافتن آزادی خودش نیز دامن زده است. این اهداف سحابی توسط سه شخصیت مجزا به هم پیوسته است: دانیل ، جوانی با لباس که موعظ about سرمایه داری است و فرد را به سرقت می برد طناب کشی می کند. پیرمرد ، بی نام ، نیهیلیستی که آرمانگرایی فرد را به چالش می کشد. و یک زن جوان ، مریم، چه کسی آن را تشویق می کند

هر سه نفر کمتر از نمادها شبیه شخصیت هستند ، اما آنچه دقیقاً آنها را نشان می دهند ، پاسخی است که فیلم هرگز با اطمینان نمی خواهد و نمی تواند پاسخ دهد. در عوض ، آنها فریادهای فلسفی را در فرد ، که هر دو بنا شده و احساس خود را از بین می برند ، از بین می برند. اگر مسئله ای وجود داشته باشد که این شخصیت ها را از اینکه کاملاً موفق باشند ، الزامی می کند ، عدم تعادل لحن است. هیچ وقت این حس وجود ندارد که فیلم می داند کی می خواهد خنده دار یا جدی باشد. خود بازیگران شخصیت های خود را تا حد امکان با صدای بلند و رسا می سازند ، اما گفتگوی دیکتیک آنها فقط حس و نیت را از بین می برد.

یک صحنه به خصوص به یاد ماندنی وجود دارد که آنها دزدی را در آنجا ربودند که دانیل در مورد سخنرانی فرد در مورد سرمایه داری ، استعمار و شرایط نظم جهانی سخنرانی می کند. این سمبلیسم جالب توجه است و احتمالاً نکته ای که در فیلم وجود دارد که به انسجام موضوعی نزدیک می شود. فرد ، مرد سیاه پوست ، در حال سخنرانی در مورد سیستم های انگلیس ، در مورد جایی که در جهان مظلوم است ، توسط دانیل ، یک مرد سفید پوست. این یک تحسین طولانی است که توسط عصبانیت و افزایش آرامش دنیل تحریک شده است. با این حال ، گفتگو به هیچ وجه منتهی نمی شود. بازپرداخت هرگز کاملاً نشان داده نمی شود ، اما نگاهی اجمالی به برخی از دیدگاه های سیاسی که فیلم می خواهد انتقال دهد ارائه می دهد.

تقاطع زندگی

این فیلم بلافاصله پس از صحنه ای که دانیل در ناحیه زیر سینه فرد را شلیک می کند ، به رنگ سیاه می رود. ما چهره آنا را از سر می گیریم که غیرقابل استفاده از آن با عینک آفتابی شدید ، چشم گربه ، رژ لب قرمز و هدفون پیچیده شده در گوش او ارائه می شود. ساعت 6:23 بعد از ظهر در یک گالری هنری است و هیچ کس نقاشی او را خریداری نکرده است. آنا از خودش دلگیر است. در فلاش بک ها با تری ملاقات می کند و ما شاهد هستیم که رابطه آنها در حال توسعه و برپایی است. این فاجعه کاملاً مبهم است و در چراغهای نئون صورتی و بنفش غرق است ، هرچند که با تری آشنا می شویم ، می آموزیم که تجارت مواد مخدر از طرف وی ، او را به دردسر انداخته است ، وسعتی که تا زمانی که به آن خیره نشویم ، هرگز او را یاد نمی گیریم. جسد مثله شده و بی جان او تقریباً در صورت کنار آنا قاطع شده مرده است.

PALINDROME: یک ناامیدکننده جذاب اما ناامیدکننده
منبع: Hewes Pictures

اگر این به نظر می رسد مانند یک اسپویلر است ، نگران نباشید. خود این فیلم کمتر به محتوای رویدادهای خاص توجه می کند و بیشتر به نحوه تعامل با یکدیگر در جدول زمانی مقدماتی آن علاقه مند است. بنابراین ، اطلاع از مرگ تری ، به معنای روایی بی تأثیر است و مهمتر از آنکه زمینه افسردگی مارپیچ آنا را داشته باشد ، مهمتر است که بعد از نمایش گالری ، سر زشت خود را مجدداً پشت سر می گذارد. این روز به طرز ناخوشایندی تا 11:01 بعدازظهر پخش می شود ، ردیابی شده توسط دفترچه راهنما و تقسیم توسط فلاش بک هایی که پایان اجتناب ناپذیر آنا را هجی می کند.

گذشته و حال به همان اندازه آزادیخواهانه در داستان آنا بافته می شوند ، همانطور که خیال و واقعیت در فرد است. شب گذشته آنا به دلیل اثر چشمگیر ترسیم شده است. او تعدادی از قرص ها را مصرف می کند ، آنها را با مقدار زیادی مشروبات الکلی شستشو می دهد ، و منتظر پایان اوست. برای یک شکوفایی نمادین ، ​​ما آخرین تاریخ برگشت به تری و آنا را در یک تاریخ می بینیم. تری به آنا می گوید که نام او یک palindrome است ، همان جلو و عقب. این تقریباً مانند بقیه فیلم سنگین است ، اما یک ماشه مناسب برای دنباله نهایی فیلم.

وقتی آنا از روی زمین برخورد کرد و ساعت ساعت 11:01 بعد از ظهر رسید ، فرد دوباره روی صفحه است و در همان موقعیتی که آنا روی زمین نشست ، روی زمین قرار دارد. در سیل تحقق ، او دوباره به اتاق می رود که در ابتدای فیلم تلفن را برداشت و آنا را به عقب بازگرداند ، فقط برای درک اینکه او خیلی دیر شده است تا او را نجات دهد. او سرسختی و خودخواهی خود را مقصر می داند ، گرچه شواهد اندکی وجود دارد که علت این فاجعه است.

معانی ناامید کننده

به گفته دکتر گلدستون ، دو نوع انسان در جهان وجود دارد. نوع اول ، هوشمند ، محدودیت های آنها را مشخص می کند. دوم ، آرمانگرایانه ، در تلاش برای تعقیب هوی و هوس های برآورده نخواهد مرد. هنوز مشخص نیست که فرد ، یا حتی آنا ، در این طبقه بندیها قرار دارد. ما نمی دانیم که فرد واقعاً فراتر از یک مفهوم مبهم از آزادی چه می خواهد. متأسفانه فیلم به آن خصوصیات علاقه ندارد. نظریه دکتر گلدستون هدفمندانه ساده انگارانه است ، و شاید اگر موضوع الزام آور در آن وجود داشته باشد Palindrome عقاید مبهم این است که نظریه او قابل قبول است.

PALINDROME: یک ناامیدکننده جذاب اما ناامیدکننده
منبع: Hewes Pictures

فرد همان ایدئولوگ است ، رؤیاهای عصبی آزادی و حلال را تعقیب می کند ، اما او زندگی می کند ، در حالی که به نظر می رسد آنا محدودیت هایش را تسخیر می کند. پس از بازگشت به آگاهی ، فرد با گلادستون در دفتر خود ، تازه با اعتماد به نفس ، سازنده سرنوشت خود مواجه می شود. درست همانطور که فرد با گلوله ای به سمت سرنوشت خود سوار شد ، او هم چنین فهمید و گلادستون را در یک عمل نهایی و خشونت آمیز بیرون کشید.

همچنین ببینید

دفاع از صعود JUPITER: ماتریس به عنوان یک مهمان آینده

Palindrome: نتیجه

Palindrome پیشنهادهای موضوعی گیج شده است ، اما زبان سینمایی آن حداقل با اهداف خود سازگار است و داستان خود را با آهنگساز تقدیم می کند بیلی جوپ موضوع جذاب و جذاب ، به جلو و عقب پخش شد تا علامت سفری هوس آور فرد ، مانند آنا ، با دستگاه زبانی تیتراژ را داشته باشد. Palindrome چارچوب مفهوم بالا در برابر آن عمل می کند. داستان داستانی فرد پیچیده است ، روایت آن از گفتگوهایی که در مخاطب انجام می شود نه با آن. و داستان آنا ، هرچند غم انگیز است ، در نهایت هیچ گونه تصور از پیش تصور شده درباره تروما و خود تخریب را به چالش نمی کشد. آنچه که بیان می کند ، هر چند ، گاهی اوقات قدرتمند است ، پتانسیل اتصال به همبستگی زندگی های متفاوت و سفر ممتد به سوی خودآرایی کردن است.

شما چی فکر میکنید؟ میکند Palindromeچارچوب مفهوم بالا برای روایت آن مخالف است یا خیر؟

Palindrome در تاریخ 1 آگوست 2020 در VOD منتشر می شود.


Palindrome را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!