DEVS S1E8: فینال تلگرام نمایش در یک برنامه متناسب پایان می یابد

اگر به یاد بیاورید قسمت آخر دلپذیر بود. لیندون (Cailee Spaenyجیمی (جین ها) توسط کنتون کشته شد (زاخ گرنیهقبل از اینکه خود کانتون توسط پیت کشته شود (جفرسون هال) ، که متعاقباً خود را جاسوسی روسی نشان داد. جنگل (نیک Offerman) و کیتی (آلیسون قرص) منتظر پایان روزهای انتظار و بالاخره لیلی (سونویا میزونو) برای آخرین بار به Devs می رسد و سرنوشت او را می پذیرد. بیایید ببینیم که چگونه این همه به پایان می رسد!

آمدن دوم

به طور معمول دیوها مد ، قسمت 8 با روزی گیج کننده شروع می شود. برای این یکی ، ما استوارت را می شنویم (استفان مک کینلی هندرسون) صدا در حال خواندن شعر “دومین آمدن” از ویلیام باتلر یاتس ، همه در حالی که هر یک از شخصیت های ما را در چراغ چشمک زرد چشمگیر ساختمان Devs قاب بندی شده است. سرانجام ، ما می بینیم که لیلی خودش در محل استقرار حاضر شده است. او چه خواهد یافت؟

منبع: FX

لیلی وارد ساختمان Devs می شود ، قبل از اینکه وارد اتاق پروژکتور شود ، جایی که جنگل بی سر و صدا در انتظار است ، کمی سرگردان است. او کمی بیشتر با او درباره جبرگرایی که دیوو نشان می دهد ، توضیح می دهد و توضیح می دهد ، هرچند لیلی ناراحت است ، هر آنچه که اتفاق افتاد مهم نیست که چه اتفاقی می افتد. فارست همچنین از طریق داده های Devs توضیح می دهد که دخترش زنده است.

لیلی سپس می خواهد ببیند که برای پایان دادن به زمان پیش بینی Devs چه می کند. آنها با هم تماشا می کنند: در عرض چند دقیقه ، لیلی با اسلحه به سمت اتاق پروژکسیون به سمت سر جنگل بیرون می رود. آنها به سکوی قابل حمل بین بخش بیرونی و مرکز ساختمان می روند ، جایی که سپس جنگل لیل را طعنه می زند و ادعا می کند که او به اصطلاح “مسیح” قیام خواهد کرد. او او را شلیک می کند ، که مهر و موم خلاء سکو را نیز شکسته و او را به اعماق زیر فرو می برد. پس از خزیدن چند لحظه در اتاق ، او درگذشت. خوب ، این شدید بود!

ما در اتاق طرح هستیم. به نظر می رسد لیلی سرنوشت خود را پذیرفته است ، در حالی که فارست معنای واقعی Devs را به او می گوید: “v” در واقع یک عدد رومی است ، بنابراین این پروژه در واقع “Deus” نام دارد که به یک خدایان اشاره دارد. این خیلی چیزارو توضیح میده! لیلی سپس ادعا کرد که وقت آنها تمام شده است و آنها به همان صحنه ای که اخیراً شاهد آن بودیم می روند. اما وقتی درهای سکوی بسته می شوند ، لیلی در عوض اسلحه را به خارج از درهای بسته می اندازد و ادعا می کند “ما سیستم شما را رها کرده ایم.” با این حال ، در حدود نیم راه ، Stewart دکمه اضطراری را فشار می دهد ، و این دو هنوز هم در حال مرگ در طبقه زیر هستند.

کیتی از استوارت می پرسد که چرا آنچه انجام داد ، را انجام داد و گفت که کسی مجبور است جلوی آنها را بگیرد ، و این “از پیش تعیین شده” است. و بعد چیزها واقعا عجیب می شوند سپس کیتی با صفحه نمایش طرح ریزی با فارست صحبت می کند و ادعا می کند دلیل پایان یافتن Devs به این دلیل است که لیلی واقعاً انتخابی کرده است. او سپس ناپدید می شود ، قبل از آنکه لیلی را در اتاق او ببینیم و کسی غیر از سرگئی (کارل گلسمان) ، آنها برای کار با هم در آمایا سفر می کنند.

منبع: FX

لیلی با جدی گرفتن Deja vu ، می داند که او قبلاً این همه را پشت سر گذاشته بود. پس از تلاش برای سرگئی برای نشان دادن برنامه سودوکو که از وی برای برقراری ارتباط با روسها استفاده می کند ، به ساختمان Devs می رود. در آنجا ، وی با فارست صحبت می کند ، که به نظر می رسد تنها کسی است که می داند چه اتفاقی می افتد. فارست توضیح می دهد که آنها در شبیه سازی Deus قرار دارند و در واقع بهشت ​​هستند حتی اگر از نظر فنی مردند. کیتی در حال شبیه سازی آنها است ، و درمورد قسمت قبلی با سناتور گفتگو کرده است که وی برای ادامه این کار نیاز به کمک دارد. قسمت / سریال با ملاقات لیلی با جیمی به پایان می رسد. آنها در آغوش می گیرند و صفحه پایان عنوان روشن می شود ، این بار نمایش “Deus”.

نکات برجسته و مشاهدات

-خب مطمئناً غیر منتظره بود! هنگامی که شاهد پایان فرضیه جنگل و لیلی بودیم ، فقط چند دقیقه از قسمت گذشته ، قبل از شروع مستقیم آن ، می دانستم که باید چیز دیگری وجود داشته باشد ، زیرا قسمت فقط نیمی از پایان آن بود. بنابراین دو نیمه اپیزود لحن های متضادی دارند: یکی تاریک و ترسناک ، در حالی که باقی مانده امیدوار. این ترکیب خوبی است.

– این نمایش به طور مداوم از شعر استفاده کرده است ، در اینجا “دومین آمدن” از ویلیام باتلر یاتس را انتخاب کرده است. این به طور واضح یک شعر مناسب برای استفاده در آغاز قسمت است ، زیرا آنچه را که می آید پیش بینی می کند: که در حقیقت ، نوبت دوم خواهد بود ، یک پیام متشکل از همه. گرچه قسمت غیرمنتظره این است که ما فکر می کردیم که آن را به جنگل ، مسیحای خودخوانده (که حتی با موهای بلند و ریش بلندش به مسیح شباهت دارد) اشاره کرد ، اما ما تا آخر می دانیم که در واقع لیلی است. . از این گذشته ، خود شعر دارای یک مفهوم تاریک با آن است ، در حالی که نتیجه گیری اپیزود امیدوارتر است. این خط ممکن است به بهترین شکل خلاصه شود ، اگرچه:

بهترین ها فاقد همه اعتقادات هستند ، در حالی که بدترین

پر از شدت شور است.

در این خط ، لیلی را می توان به عنوان سابق ، و دومی جنگل مشاهده کرد. شاید تنها مسیحیان واقعی بین ما کسانی باشند که خودشان ادعا نمی کنند.

-فکر من در مورد انتخاب لیلی: من امیدوار بودم که پایان فرض پیش بینی چیزی با انجام کارهای متفاوت لیلی داشته باشد. از این گذشته ، اگر می بینید که اقدامات شما به چه مواردی منجر شده است ، آیا امکان تغییر آن دوره وجود ندارد؟ ظاهرا ، فقط در مورد شخصی مانند لیلی ، که دارای قدرت اراده آزاد است ، و او “Deus” عنوان می شود. او در اصل از فن آوری پیش بینی آینده Devs متأسف است ، Deus را متأسف می کند و در عوض آن را به مکانی تبدیل می کند که داده ها در آن وجود داشته باشد و مردم بتوانند در داخل شبیه سازی ها زندگی کنند. این برای من مثل بهشت ​​به نظر می رسد ، اینطور نیست؟ همچنین باعث می شود که من به قسمت San Junipero Black Mirror فکر کنم ، جایی که همان نوع شبیه سازی پس از مرگ وجود دارد.

-بازیگری در دیوها پیوسته یکی از قویترین ویژگی های آن بود. در اینجا قسمت به وضوح متعلق است سونویا میزونو و نیک Offerman. از تعویض زیاد آنها در اتاق طرح Devs گرفته تا دلهره در درون سکوی معلق ، تا مکالمه صمیمانه آنها ، آنها به طور مداوم برخی از بهترین لحظات بازیگری خود را به فینال می رسانند. به طور کلی ، بازیگران در طول سریال کارهای خوبی انجام دادند.

– تصمیم به فاش کردن “Devs” به عنوان “Deus” در قسمت آخر بسیار هوشمندانه بود ، به خصوص در لحظه آخر که آن را به نام صحیح نمایش می داد. با توجه به پتانسیل تکنولوژی آن ، همیشه Devs برای من کمی خاموش بود ، بنابراین خوب است بدانید که در واقع این همه به معنای خدایان بود ، زیرا آنها در حال بازی با خدا بودند.

بحث بحث درباره اراده آزاد و جبرگرایی از نظر موضوعی یکی از برجسته ترین آنها بود. مطابق این نمایش ، اراده آزاد در بیشتر قسمت ها ممکن نیست ، اما با این وجود دائماً این ایده را زیر سوال می برد و در این قسمت به پیچ و خم نهایی می رسد که لیلی تصمیم می گیرد که جنگل را نکشد. بنابراین ، چه چیزی ما را قادر به اراده آزاد می کند – آیا فقط معدودی در بین ما هستند که می توانند سرنوشت آنها را تغییر دهند ، و بقیه ما فقط در شبیه سازی های از پیش تعیین شده گیر افتاده ایم؟ من فکر می کنم ما هرگز نمی دانیم.

منبع: FX

الکس گارلند همیشه به هوش مصنوعی و فناوری علاقه داشته است ، که در فیلم گذشته اش دیده شده است ماشین سابقو در اینجا او این ایده را بیشتر مورد استفاده قرار می دهد ، و این ایده را طرح می کند که شاید اگر زندگی ما را چیزی غیر از شبیه سازی رایانه بدانیم ممکن است ما نیز به یک فناوری خودآگاه تبدیل شویم ، و شاید روزی بتوانیم در داده هایی مانند آنها در Deus زندگی کنیم. . این دور از یک ایده اصلی است ، اما در متن نمایش به خوبی کار می کند.

-این نمایش همچنین باعث شد که من درباره کتاب کشتارگاه-پنج اثر کورت وونگوت فکر کنم. در این میان ، یکی از مهمترین نکته این است که هیچ کس واقعاً از بین نرفته است زیرا در یک مقطع زمانی ، آنها وجود داشته اند. در Deus ، به نظر می رسد که یکسان است ، حتی قبل از اینکه آنها توانایی زندگی افرادی را داشته باشند که در واقع در شبیه سازی ها زندگی می کنند.

در پایان ، به نظر می رسد که جنگل واقعاً دخترش را به عقب برگرداند ، اگرچه شاید به روشی که او انتظار داشت نیست. این برای او یک پایان مناسب است ، زیرا او می داند که این یک پروژکتور است ، و احتمالاً آنچه را که او با توجه به آنچه در متن نمایش انجام داده است لیاقتش را داشته است.

سوالات

من از آنجا که این قسمت آخر است ، سوالات زیادی ندارم ، اما در اینجا می آید:

-چرا استوارت انتخابی را که انجام داده انتخاب کرد؟ آیا او می دانست که این امر باعث می شود که کیتی بتواند فارست و لیلی را در یک شبیه سازی قرار دهد ، یا او در عوض فقط به خاطر امکانات نامطلوب برنامه Devs سعی در کشتن جنگل داشت ، به نوعی بازگرداندن مرگ لیندون نیز؟

همچنین ببینید

من می بینم: فیلمی با پیچ و تاب یا دو - یا سه

-آیا ممکن است در واقع کسی که فوت کرده است را در یک شبیه سازی قرار داده و آن را بسازد تا بتواند برای همیشه زندگی کند؟ آیا Deus فقط بهشت ​​را خلق کرد؟

-آیا این همان چیزی است که نظریه ی بسیاری از جهان در متن نمایش می تواند به آن اشاره کند ، به این ترتیب که هیچ کس نمی تواند مرگ خود را تجربه کند زیرا در یک شبیه سازی می توانند برای همیشه زندگی کنند؟

-اگر لیلی انتخاب نکرده است که در پایان جنگل را نکشد ، آیا زندگی در یک شبیه سازی غیرممکن بود؟

-با لیلی و جیمی چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا جیمی به نوعی می داند چه چیزی تغییر کرده است؟

-و شاید مهمترین سوال از همه: آیا همه ما فقط در شبیه سازی های خودمان زندگی می کنیم؟ چگونه می توانیم واقعاً بدانیم؟

نتیجه

این برای قسمت آخر است دیوها! چه نمایش خوبی از همه چیز در نظر گرفته شده است؛ اگرچه اوج و بلندی های خود را داشت اما با برخی از شخصیت های ریز نوشت و تماشایی ، به طور مداوم سرگرم کننده و فکری بود. این نظریه من را بیشتر تأیید می کند الکس گارلند یکی از بهترین صدای ما در آنجاست من مشتاقانه منتظر آنچه او با آینده می آید.

نظر شما در مورد فینال چیست دیوها؟ آیا شما به طور کلی طرفدار سریال هستید؟

Devs را می توان در کل خود در Hulu پخش کرد.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

DEVS S1E5: قسمت جذاب از لحاظ بصری همچنین در شکاف ها پر می شود

دوباره به آن برگردید! قسمت 4 بسیاری از شخصیت های ما را در موقعیت های ناخوشایندی قرار داد. لیندون (Cailee Spaeny) از Devs ، Forest (اخراج شده بود) اخراج شده بودنیک Offerman) هنگام تماشای یک طرح ریزی کامل از دخترش ، لرزید و از همه بدتر ، لیلی (سونویا میزونو) به موسسه فرستاده شده بود ، در حالی که ما هنوز نمی دانیم چه اتفاقی برای جیمی افتاد (جین ها) امیدوارم این بار اتفاقات کمی بهتر برای شخصیت های ما رقم بخورد!

سرگردان بی هدف

دیوها شاید این قسمت به شکل بی نظیری آغاز شود. ما ابتدا می بینیم که لیلی در رختخواب است و کارتن از کنتون در کنار او می گوید که به زودی بهتر می شود. با این حال ، او بلند می شود ، و به سرگئی نزدیک می شود (کارل گلسمان) در اتاق دیگر سپس ، جیمی ظاهر می شود ، و نسخه های لباس زنانه دیگری از لیلی نیز ظاهر می شود. به زودی ، متوجه می شویم که ما در حال تکرار زمان های مختلفی هستیم که لیلی با هر یک از سایر افراد مهمش گذراند. مدتی است که آهنگ “اوه من Wept” به نام Free پخش می شود. این یک راه کاملاً خواب آور برای شروع قسمت است.

DEVS S1E5: قسمت جذاب از لحاظ بصری همچنین در شکاف ها پر می شود
منبع: FX

هرچند به زودی ، صحنه ای باز می شود که بسیار کمتر خوشایند است. جیمی در حال غرق شدن در وان خود توسط کنتون (زاخ گرنیه) ما در این مرحله به خوبی شکنجه می کنیم ، وقتی در حمام خون می بینید. به نظر می رسد جیمی حاضر نیست حتی به عقب برود ، با سرما و ترس لرزید. کنتون سپس سر خود را زیر آب نگه می دارد تا داستانی را درباره زمان حضورش در سیا و خبر شهادت او از واقعه میدان تیانمنمن برای او بازگو کند. او خودش را با هم مقایسه می کند ، به این ترتیب که چینی ها مایل بودند آنچه را که لازم است انجام دهد تا جلوی رفتار مخالفان را بگیرند. این یک لحظه سرد است

سپس به ساختمان Devs زوم می کنیم ، جایی که کیتی (آلیسون قرص) در اتاق استاتیک در حال تماشای حادثه ای است که ما فقط شاهد آن بودیم؛ سپس به عنوان کودکی که با پدرش تخته نرد بازی می کند ، به لیلی تغییر پیدا می کند. سپس ، لیلی با سرگئی صحبت می کند ، که در آن به نظر می رسد که او تازه با جیمی درگیری کرده است. جیمی در رایانه خود نشسته است. و سرانجام ، لیلی در حالی که چیزی تماشا می کند با سرگئی نشسته است ، و سرگئی به او می گوید که او را برای اولین بار دوست دارد. این یک مونتاژ شیرین از لحظات حساس است.

سپس ، در یک طرح دیگر ، می بینیم که کیتی خودش را در یک سالن سخنرانی نشسته است و به صحبت های استادش در مورد فوتون ها گوش می دهد. او صحبت می کند ، اختلاف نظر خود را با استاد نشان می دهد و متعاقباً از کلاس طوفان می کند. هیچ کس غیر از جنگل او را دنبال نمی کند. به نظر می رسد اولین جلسه آنها است ، و او به او شغل ارائه می دهد. سریعتر به آینده ادامه خواهیم داد و تیم Devs از استوارت ، لیندون ، کیتی و فارست در حال بررسی اشیاء مختلفی مانند مکعب قند و یک موش مرده هستند و تقریباًً همانند چاپگرهای سه بعدی آنها را اسکن می کنند. مراحل اولیه این برنامه است.

سپس با دخترش نگاهی اجمالی به خواندن جنگل می بینیم و به دنبال آن صحنه ای بسیار تند تر از تصادف دختر و همسرش اتفاق می افتد که در واقع شاهد دست اول آن بودیم. فارست سپس با کیتی در مورد هدف خود در مورد Devs بحث و گفتگو می کند ، اگر در مورد جبرگرایی اشتباه کند ، لعنتی می شود.

DEVS S1E5: قسمت جذاب از لحاظ بصری همچنین در شکاف ها پر می شود
منبع: FX

سرانجام ، به نظر می رسد در زمان حال هستیم. جیمی با پدرش تماس می گیرد و به او می گوید که همه را برای مدتی دور کنید و کنتون در مورد روابط کاری خود با کیتی و فارست بحث می کند و لیلی را تهدید می کند. به گذشته ، لیلی در بستر مرگ پدرش است. پیش بینی های نهایی مربوط به لیلی است: بازی به عنوان یک کودک تخته نرد ، در حال مرگ بر روی کف ساختمان Devs و سپس جایی که برای اولین بار او را دیدیم ، در این موسسه. جیمی از طریق یک پنجره وارد می شود و او را بیرون می کشد.

نکات برجسته و مشاهدات

هفته گذشته این را گفتم ، اما اکنون آن را تکرار خواهم کرد: وای ، چه قسمت! کاملاً در حال تغییر لحن از قسمت قبلی بسته بندی شده با اکشن ، این قسمت عمدتاً شکافها را پر می کند ، بیشتر به روابط شخصیت ها باز می شود و چیزهای زیادی درباره مفهوم انتخاب و چگونگی تکرار آن در طول زمان می گوید.

– حتی بیش از پیش بینی های خود ، انتقال بین آنها را به اثر توهمی اضافه کرده است ، و این حتی بدون ذکر پیش بینی های درون پیش بینی ها نیست. به عنوان مثال ، در حالی که شاهد چهره دلهره ای جنگل از دیدن دختر و همسرش در تصادف هستیم ، ما همچنین شاهد نسخه ای از وی هستیم که از وی در درب اتومبیل استقبال می کند و در آن حادثه هرگز رخ نداده است. این یک مفهوم حیله گر است که واقعاً خوب توسط تیم جلوه های تصویری در اینجا اجرا شده است.

– تعامل بین کنتون و جیمی در اوایل قسمت ، نکته برجسته ای است که به ما این امکان را می دهد تا بینش بیشتری در مورد شخصیت او بدست آوریم ، و دلیل انتخاب او را نشان می دهد.

خوشحالم که بازگشت بازگشت را دیدم کارل گلسمانشخصیت سرگئی این قسمت ، از جمله اولین جوانه زدن رابطه او با لیلی ، و بعداً لحظه ای دلپذیر برای گفتن لیلی است که او را دوست دارد. این به عمق لیلی که او را از دست داده اضافه می کند.

صحنه ای که تیم Devs در حال تجزیه و تحلیل اشیاء مختلف بوده است تقریباً دیوید لینچین در اجرای آن ، همانطور که گاهی اوقات شاهد اشیاء انفرادی هستیم که توسط چراغ های نئون احاطه شده اند ، یا در یک لحظه جزئیات دقیقه آنها را به یک سطح مولکولی می رسانند. الکس گارلند به وضوح تحت تأثیر بهترین ها قرار دارد ، اما او نیز خودش را می سازد.

بازیگری عالی نیک Offerman در صحنه تصادف هنگامی که شوک از بین رفت ، بیان او کاملاً وحشیانه است و سرانجام در آنچه اتفاق افتاده است حل می شود.

DEVS S1E5: قسمت جذاب از لحاظ بصری همچنین در شکاف ها پر می شود
منبع: FX

– بیشتر بار قطره های سوزنی عالی این بار ، از آهنگ بوک “Oh I Wept” که هر دو در شروع و نتیجه گیری اپیزود پخش می شد ، تا صدای فریادهای با صدای زیاد ، در بعضی از صحنه های Devs.

– نقل قول عالی ، توسط پدر لیلی گفت: “هیچ کس دو بار در همان رودخانه قدم نمی گذارد. زیرا همان رودخانه نیست. و او همان مرد نیست. ” به نظر می رسد این مسئله یک بار دیگر مفهوم چگونگی تغییرات جزئی را با گذشت زمان تغییر می دهد و باعث تغییر فاحش در شخصیت شما می شود.

سوالات

-چه منجر به مرگ لیلی می شود؟ اگر به نظر می رسد که در بعضی از زمان های زمانی ، مردم زندگی می کنند ، آیا ما (امیدوارم) قادر خواهیم بود به آن یکی نگاه کنیم؟

همچنین ببینید

جشنواره فیلم Tribeca 2019: SUBLIME ، QUIET ONE ، LIL 'BUCK: REAL Swan and RED ، WHITE و WASTED

– منظور از کیتی چیست که کنتون قدرت “قتل” لیلی را ندارد؟ آیا او دقیقاً می داند نقش او در این چند قسمت آخر چیست؟

-چرا لیلی برای جنگل و کیتی اینقدر مهم است؟

-آیا لیندون به دیووس برمی گردد؟

برنامه جیمی بعد از نجات لیلی از موسسه روانی چیست؟

آیا سرانجام آیا جنگل از معنای اصلی واقعی مفهوم زمانی که دیووس پیشنهاد می کند پرده برمی دارد؟

الکس گارلند تاکنون واقعاً مرا تحت تأثیر این نمایش قرار داده است و من نمی توانم صبر کنم تا ببینم چه اتفاقی می افتد. تنظیم در هفته آینده!

نظر شما در مورد آخرین قسمت از چیست دیوها؟


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!