مصاحبه اختصاصی: شرورهای خودشیفتگی در جولیت لاندو در مکانی در میان مرگ کشف شده است

درست به موقع برای برخی از حواس پرتی های روحیه فصلی در میان تعلیق آزار دهنده زندگی واقعی ، مکانی در میان مردگان اولین کارگردانی فیلم بلند سینمایی را نشان می دهد ژولیت لاندائو. لاندائو دختر بازیگر تحسین شده است مارتین لاندو و بازیگری که بیشتر بخاطر نقش دروزیلا در این مجموعه تلویزیونی شناخته می شود Buffy the Vampire Slayer ، فرشته ، و فیلم هایی مانند اد وود – همه وحشت با دوز سنگین اردوگاه. در همین راستا ، مکانی در میان مردگان عجیب تر و دمدمی مزاج تر از ترسناک خارش ستون فقرات است. این فیلم از برنامه های روانگردان و روان به یک مستند (یا شاید یک “مستند مسخره؟”) درباره خون آشام ها شامل مصاحبه با کسانی که موجودات افسانه ای را بیشتر می شناسند – بازیگران گری اولدمن (که به طور نمادین دراکولا را در فیلم 1992 مجسم کرد) ، رون پرلمن (پسر جهنمی سری) و نویسنده آن رایس، بین دیگران.

این ویژگی به یک درام واقعی-جنایی تبدیل می شود لاندائو یک قاتل مرموز را دنبال می کند و گذشته او را تحت تعقیب قرار می دهد و اضافه می کند کمی قانون و نظم: SVU عنصر بصری ، مکانی در میان مردگان ادای احترام به کلاسیک های ژانر ، مانند پروژه جادوگر بلر، فعالیت های ماوراء الطبیعه، اره، دیوید لینچ فیلم (به ویژه بزرگراه گمشده و Mulholland Drive) ، مجموعه های تلویزیونی مانند خون واقعی، داستان ترسناک آمریکایی، و البته، بوفی و فرشته. به نظر می رسد برخی از سبک های انتخابی از ملودرام فزونی یافته ، با شکوه تر از Grand Guignol ، فیلم های شکننده و فیلم های B حاصل شده است. در حالی که مطمئناً جایی برای رشد و پیشرفت وجود دارد ، مکانی در میان مردگان و خالق آن پتانسیل قابل توجهی دارند. به دلخواه انتخاب کردن فیلم یا پاره شدن آن کاملاً از بین می رود. این اولین تلاش ستودنی است ، سواری سرگرم کننده ای که می توانید از آن به عنوان سرگرمی ناب لذت ببرید ، دقیقاً مانند سریالی که زندگی حرفه ای او را تحکیم می کند. و با این حال ، فیلم همچنین شامل عمق غیر منتظره ، قابلیت بازپرداخت و آسیب پذیری شخصی در بسیاری از لحظات است. همچنین هدف این است که آینه ای خشن را در برابر خطرات شرور خودشیفتگی نگه دارد.

ژولیت لاندائو، نقش های چهار برابر به عنوان بازیگر نقش اول زن ، کارگردان ، نویسنده همکار ، و تهیه کننده مشترک فیلم مکانی در میان مردگان ، بینش هایی در مورد کار عشق او و کاوش در جذابیت ابدی با جاودانگان پرانتز ارائه داد.

مصاحبه اختصاصی: شرورهای خودشیفتگی در جولیت لاندو در مکانی در میان مرگ کشف شده است
منبع: فیلم مدرن

سیندی سیبیلسکی برای تحقیق در مورد فیلم: به نظر نمی رسد شیفتگی خون آشام ها هرگز از مد نمی افتد بلکه هرچه دهه ها می گذرد بیشتر می شود و به نظر می رسد از هرگونه محدودیت ژانر یا سبک سرپیچی می کند. به نظر شما جذابیت ابدی چیست؟

ژولیت لاندائو: من فکر می کنم این یک روش ماندگار برای کاوش در جنبه های مختلف طبیعت خودمان است. این رقص با ایده جذاب برای جوان ماندن و حیات برای همیشه ، تقلب در مرگ و میر است. من به دلایل زیادی از این ژانر استفاده می کنم ، ابتدا برای ساختن یک فیلم سرگرم کننده بلکه همچنین ایجاد احساس امنیت در مخاطب برای کشف ایده های ناامن و رادیکال. من از خون آشام به عنوان استعاره برای خودشیفته نهایی استفاده می کنم. شما هرگز مطمئن نیستید که این شخصیت یک خون آشام است یا یک قاتل زنجیره ای که از یک خون آشام تقلید می کند ، اما به هر ترتیب ، مشخصات یکسان هستند.

مکانی در میان مردگان به وضوح ادای احترام به بسیاری از کلاسیک های فیلم و تلویزیون از ژانرهای ترسناک و تعلیق است. چه کسی یا چه تأثیراتی داشتید؟

ژولیت لاندائو: اِو ، ممنون ، من اینو دوست دارم. به جای فیلم ، فیلم عمدتا از دو کتاب الهام گرفته شده است ، م. اسکات پکرا مردم دروغ و رابرت دبلیو فایرستونرا باند فانتزی. شوهرم، هفته های Deverill، نویسندگی و تهیه کنندگی مشترک فیلم را با من انجام داد. ما هر دو توسط خودشیفتگان بزرگ شده ایم. سه مورد موردی در وجود دارد م. اسکات پککتاب های عمیق البته ، با مکانی در میان مردگان، ما در این مورد از طریق هنر و سرگرمی صحبت می کنیم.

اگر هجده ساله بودیم که چنین فیلمی را می دیدیم ، فکر می کنیم این مسیر و مسیر زندگی ما را تغییر می داد. من بازیگر شدم و اکنون یک فیلمساز نوظهور هستم ، عمدتا به این دلیل که فیلم ها باعث می شوند کمتر احساس تنهایی کنم. آنها به من کمک کردند تا چیزهایی را که شناختم پردازش کنم ، با آنها دست و پنجه نرم می کردم و راهی برای احساساتم می دادند. داستانهای انسانی همیشه تأمین کننده آنچه من به عنوان یک هنرمند علاقه مند بوده ام بوده است. همه کارهای عالی شخصی است ، بنابراین جهانی است. گفتگو را تحریک می کند. این همان چیزی است که من با فیلم دنبال آن هستم.

مضامین پوچی ، خودشیفتگی و خودخواهی در سراسر فیلم فراگیر است و حتی بخشی از پاسخ گری اولدمن به پرسش “What Evil چیست؟” است. این صفات برای شما چه معنی دارد و چگونه آنها نیروی محرکه روایت و شخصیت ها بودند؟

ژولیت لاندائو: ما در حال افزایش اوضاع خودشیفتگی ، پوچی ، بیرحمی و شرارت هستیم. که در مکانی در میان مردگان ، ما بر خودشیفتگی خانوادگی و شیطنت متمرکز هستیم و بر انتخاب فرد تأثیر می گذارد. هدف کلی فیلم این است که مهم است که حسابرسی کنیم و این امر بر شما حاکم نشود ، اجازه ندهید که ناخودآگاه مدام به انتخاب های مخرب منجر شود. جامعه در بحث در مورد این امر بسیار کم حرف بوده است ، اما مردم گرسنه این مکالمه هستند. بسیاری از آنها ، اگر نه در خانواده ، در انتخاب شریک زندگی ، دوستان ، رئیس و البته در رهبران جهان ما با این مسئله دست و پنجه نرم می كنند. اگر در جستجوی خودشیفتگی تایپ کنید ، اعداد حیرت انگیز هستند! YouTube دارای 9 میلیون و 120 هزار ویدئو است. گوگل 70،400،000 نتیجه دارد. سو abuse استفاده روانشناختی را تایپ کنید و 188،000،000 نتیجه Google وجود دارد.

مصاحبه اختصاصی: شرورهای خودشیفتگی در جولیت لاندو در مکانی در میان مرگ کشف شده است
منبع: فیلم مدرن

احساس حضور در آن طرف تولید چه حسی داشت؟ بزرگترین شادی ها کدام بود؟ بزرگترین چالش ها؟

ژولیت لاندائو: دوستش داشتم! شوهر من ، چه در زندگی و چه در خلاقیت ، بهترین شریک زندگی در جهان است و ما یک خانه باورنکردنی پیدا کرده ایم فیلم های مدرن. ما در این فرآیند چیزهای زیادی آموخته ایم. دشوار است که بدانید از کجا شروع کنید. آوردن ایده از ابتدای کار تا پایان کار شگفت آور است. مراحل بسیار مختلفی در روند آوردن وجود دارد مکانی در میان مردگان به زندگی ما بودجه را جمع کردیم ، فیلمنامه را به طور مشترک نوشتیم ، تولید مشترک داشتیم و همه استعدادها را تأمین کردیم. بعد از تیراندازی ، من با تیم درخشان ما ، از جمله سردبیر ، بسیار نزدیک کار کردم ، پاتریک شفیلد، که برای BAFTA نامزد شده بود تیم ورمیر، آهنگساز ما ، مونیکا ریچاردز، و بسیاری از طراحی صدا را با ایجاد کرده است استیو بوچینو. من یک فرد صبور نیستم ، اما به نوعی بی نهایت صبور هستم و به روند خلاقیت علاقه مند هستم. من یاد گرفتم چگونه ویرایش کنم تا بتوانم آنچه را که در ذهنم بود به پاتریک نشان دهم. به نظرم راحتتر از برقراری ارتباط با کلمات بود.

من بسیاری از عناصر صوتی را ضبط کردم. باهاش ​​کار کردم هری گرونر و سحر دیداویک، ضبط آنچه در ابتدا قرار بود برای صدای والدین موقت باشد. اما از نظر احساسی بسیار عالی بود. ما آن را نگه داشتیم فکر می کنم و من و پاتریک چهار روز را فقط با لایه لایه کردن زمزمه های آغازین گذراندیم. بزرگترین خوشحالی بحث هایی است که فیلم در اوج دزدکی نگاه ما ایجاد کرد ، درست قبل از قفل کردن وقتی فیلم را به پایان رساندیم و اولین نمایش مجازی جهانی و نمایش های ویژه آن را به نمایش گذاشتیم.

هر بار که کل مخاطبان تحت تأثیر قرار می گرفتند و گریه می کردند ، ساعت ها پس از آن بی پروا ماندند و درباره تصویر صحبت کردند و سپس به شدت داستان های شخصی خود را به اشتراک گذاشتند. ما واقعاً قبلاً هرگز چنین نوع پاسخی را در یک فیلم تجربه نکرده ایم! بزرگترین چالش فعلی ، به دلیل کار ، نداشتن ساعت کافی در روز است. من در حال بازی کردن یک نقش تکراری روی TNT بودم چنگال، که در میانه این پنجره اولیه اکران فیلم از سر گرفته شد. اما این یک نوع عالی چالش است! در میان چالش های واقعی که اکنون همه ما در جهان با آن روبرو هستیم ، این ، همانطور که شوهرم Dev گفت ، یک مشکل کیفیت است.

مصاحبه اختصاصی: شرورهای خودشیفتگی در کتاب جولیتا لاندو در مکانی در میان مردگان بررسی می شود
منبع: فیلم مدرن

این فیلم توسط سراسر جهان توزیع می شود فیلم های مدرن – یک شرکت تولید فیلم ، توزیع و رویداد سینمایی با هدایت زنان مستقر در لندن ، با استعدادهای در حال رشد و تثبیت شده از سراسر جهان و ارائه داستان های ابتکاری برای مخاطبان جهانی. تجربه کار با آنها چه بود و آیا توصیه ای برای شروع کار فیلمسازان یا بازیگران مستقر علاقه مند به ورود به کار تهیه کنندگی یا کارگردانی دارید؟

ژولیت لاندائو: تا آنجا که توصیه به فیلمسازان برای شروع کار یا بازیگران مستقر در کارگردانی برای اولین بار ، من می گویم از استادان یاد بگیرم. اگر بازیگری هستید که بسیار کار کرده اید ، تمام طلاها را از بهترین مجموعه هایی که بازی کرده اید بردارید. در هر صورت ، تا آنجا که ممکن است آماده سازی انجام دهید تا بتوانید سیال باشید. با افراد مستعدی که همکاری می کنند و پروژه ای را انتخاب می کنند که به شدت مشتاق آن هستید – اطراف خود را محاصره کنید ، دلیلی که شما و کل تیم شما را حفظ کند.

فیلم های مدرن باورنکردنی است! بتی و حوا که شرکت را اداره می کنند یک رویا هستند! آنها سلیقه فوق العاده ای دارند. آنها تازه آزاد کردند ورنر هرتزوگفیلم جدید است و اکران می شود ویگو مورتنسناولین کارگردانی ، در میان تابلوهای عالی فیلم های دیگر.

آنها بسیار ابتکاری هستند. علاوه بر تمام پنجره ها و مطبوعات سنتی ، آنها با شرکای خود کار می کنند تا رویدادهای ویژه نمایش را تولید کنند. این یکی از دلایلی بود که می دانستیم آنها مناسب هستند زیرا ما می خواستیم در مورد فیلم گفت و گو کنیم.

شرکت ما ، Miss Juliet Productions و Modern Films مدل توزیع جدیدی ساختند که هیجان انگیز است! Comic-Con نیویورک و لوازم آرایشی M.A.C حمایت واقعی از نمایش مجازی جهانی را بر عهده داشتند. همه ما خلایی در بازار دیدیم و آن را پر کردیم. مردم در Comic-Con پانل هایی را انجام داده اند که بعداً فروش بلیط را ایجاد می کند ، اما این باعث می شود فیلم دقیقاً همان جا در دسترس باشد.) همه در سراسر جهان فیلم را پخش کردند و آن را با هم تماشا کردند – به دنبال آن پرسش و پاسخ که در آن زمان تعامل داشتند!

این یک روش کاملا جدید برای دسترسی به مخاطب است. با تعطیلی سینماها در همه جا و فیلم های کارگردانی عمومی قبل از COVID-19 ، این جنبه ای از آینده خواهد بود. این تجربه خنک کننده آب / سینما است که از نظر فرهنگی ، جایی که همه چیز خیلی گسترده و پراکنده شده است ، بسیار کم است. همچنین ، این طرفداران را در صف اول قرار می دهد. فیلم های مدرن و تولیدات خانم ژولیت با دیگر حامیان مالی جالب هفته آخر هفته هالووین همکاری می کنند و به انجام یک سریال پیش نمایش ویژه ادامه می دهند و رویدادها را تا نوامبر و دسامبر نمایش می دهند.

تحقیق فیلم از ژولیت لاندائو به خاطر مصاحبه بصیرتش تشکر می کند.

مکانی در میان مردگان رویدادهای پیش نمایش را در 29 ، 30 و 31 اکتبر برگزار کرد. اکران رسمی فیلم در سراسر جهان 9 نوامبر است. برای بلیط به تمام رویدادها و اطلاعات بیشتر ، لطفاً به این موارد مراجعه کنید: https://www.modernfilms.com/aplaceamongthedead

پیش نمایش رسمی آن را تماشا کنید مکانی در میان مردگان.


مکانی در میان مردگان را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

“من می خواستم نشان دهم که خانه دوم شما خیلی اوقات احساس یک خانه شیطانی می کند.” گفتگویی با کوپر رایف ، کارگردان ، نویسنده و Star Of SHITHOUSE

وقتی فهمیدید کاملاً جذاب است کوپر رایف فقط 22 سال داشت که کارگردانی ، نویسندگی ، بازیگری و تدوین مشترک اولین ویژگی خود را انجام داد شیثوس، یک درام دانشگاهی ملایم و دلچسب که برنده جایزه بزرگ هیئت داوران بهترین فیلم داستانی امسال South by Southwest شد. اما تمرکز بر روی سن او در واقع سحر و جادو را کنار می گذارد ریف در فیلم بسیار بی زحمت نشان داده است.

در ظاهر ، داستان شیثوس یکی است که احتمالاً قبلاً یک میلیون بار از آن شنیده اید: یک دانشجوی تازه وارد به نام الکس (با بازی فوق العاده توسط ریف) تلاش برای ایجاد ارتباط جدید با یک دانشجوی دوم دبیرستان مستقل و زبانی به نام مگی (دیلن گلولا، به همان اندازه شگفت انگیز) در یک آخر هفته. اما در جایی که اکثر فیلم های دانشگاهی ضمن کاوش در روابط اصلی شخصیت اصلی (شخصیت) اصلی آن ، می توانند لذت و هیجان دانشگاه را بزرگنمایی کنند ، ریف سعی می کند از مکانی آسیب پذیرتر به این داستان نزدیک شود. او اجازه می دهد شخصیتش حساس باشد. مبارزه خود را نشان دهد و با احساسات خود ارتباط برقرار کند به گونه ای که در فیلم های دیگر کالج اغلب دیده نمی شود. و در پایان ، این چیزی است که باعث می شود شیثوس، با وجود برخی از مناطق معروف ، احساس طراوت و حتی انقلابی بودن کنید.

من اخیراً با آنها صحبت کردم ریف بیش از بزرگنمایی کنید تا در مورد فیلم صحبت کنید ، و بحث کنید که چرا او علاقه زیادی به گفتن این قسمت دردناک و در عین حال واقع گرایانه از تجربه کالج ، معنی فیلم برای او دارد ، و حتی کمی درباره بابایت و الیزا اسکنلن هم.

(این مصاحبه برای شفافیت قطع و ویرایش شده است)

منبع: IFC Films

ریزاندو ناوارا برای استعلام فیلم: تبریک فیلم! تماشای آن چنین تجربه خاصی بود. هر جنبه ای فقط به شکلی درخشان اجرا می شود. کارگردانی ، نویسندگی ، اجراها – شما ، امی ، دیلن و همه بسیار عالی هستند. و علاوه بر این ، دیدن یک فیلم دانشگاهی که اینقدر باز و صمیمانه است بسیار شاداب است. که من را به اینجا می رساند: برای فیلمی بسیار ملایم و گرم ، با یک شخصیت اصلی بسیار آسیب پذیر ، چرا تصمیم گرفتید نام آن را بگذارید شیثوس؟ آیا معنای استعاری در مورد آن وجود دارد؟

کوپر رایف: این یک سوال عالی است خیلی ممنون که گفتید من واقعاً سپاسگزارم که همه این حرف ها را می زنی و می بینی. و در مورد عنوان؛ من همیشه وقتی آنها دوست دارند ، مثلاً نقطه شروع فیلم ها هستند ، زیرا من فکر می کنم این اولین چیزی است که می بینید. و اینکه فقط از آنجا شروع کنم و سپس به این فیلم دوست داشتنی بپردازم چیزی است که من از نظر روانشناسی واقعاً در مورد آن دوست دارم. همچنین ، این فیلم در مورد یک خانه شلخته برای شخصیت من الکس است. او کالج را به عنوان یک خانه شلخته می داند زیرا ، به مدت 18 سال ، این شبکه اصلی امنیت را داشت ، سپس وقتی به دانشگاه رفت ، نمی دانست چگونه خانه ای برای خود ایجاد کند. بنابراین وقتی او در مورد مهمانی در “Shithouse” می شنود ، نگرش او مانند این است: “ای خدای من ، این یک استعاره کامل از این است که چقدر افتضاح است.” شاید دلیل این احساس او این باشد که ابزار مناسبی برای تبدیل کالج به خانه بهتر خود ندارد. و من می خواستم نشان دهم که خانه دوم شما اغلب به روشی کاملاً بی مفهوم و پوچ مانند یک خانه شلخته احساس می شود. و بنابراین من عنوان را خیلی دوست دارم. اما ما فقط آن را در سطح بین المللی تغییر دادیم …

اوه آره؟ من در مورد آن نمی دانستم …

کوپر رایف: بله ، ما آن را صدا می کنیم سال اول در سطح بین المللی ، امیدوارم که مردم علاقه مند شوند. این یک چیز آمریکایی است که آن را سال اول می نامد. در خارج از کشور معمولاً آنرا سال اول می نامند. بنابراین امیدوارم برای افراد خارج از ایالات متحده جالب باشد

به هر حال خیلی جالب است که شما گفتید دانشگاه بسیار شلخته است ، بله ، من کاملاً با آن موافقم. در واقع کالج یا هر خانه دوم واقعاً آزار دهنده است. و فیلم شما ، و از بسیاری جهات ، شخصیت شما نیز واقعاً این احساس را جذب می کند. آیا این همیشه چیزی است که شما هنگام نوشتن فیلم همیشه می خواسته اید بگویید ، چقدر ترسناک است که خودمان را در یک مکان جدید دوباره اختراع کنیم؟

کوپر رایف: بله ، من واقعاً می خواستم این حرف را بزنم. من فکر می کنم برای بسیاری از افراد ، رفتن به دانشگاه اولین بار است که شما مجبورید همه انتخاب ها و تصمیمات خود را انجام دهید و خود را در آن جا قرار دهید. و اگر این کار را نکنید ، فقط می خواهید تمام روز در اتاق خود باشید و صفر دوست داشته باشید. من می خواستم حد اکثر آن را نشان دهم و اینکه چقدر مهم است که به راحتی بیرون برویم. اما همچنین برای نشان دادن اینکه هیچ کس بالاتر از آن نیست.

در دبیرستان ، الکس این پسر بود که در زمان فارغ التحصیلی صحبت می کرد. او همه این دوستان و شخصیت و شهرت را داشت. بنابراین وقتی به دانشگاه رسید ، انتظار چیزهایی از مردم را داشت. اما ، مطمئناً ، همه در حال جن گیری خاص خود هستند ، بنابراین آنها در مورد ارتباطات یا روابط به گونه ای نیستند که الکس فکر کند خیلی به آن علاقه دارد. و هر لحظه که متوجه شد ، احساس می کند شکست ناپذیر است و این او را ناراحت و حتی بیش از آنچه که هست فلج می کند.

منبع: IFC Films

فکر می کنم به همین دلیل است که بسیاری از مردم واقعاً بزرگ با فیلم شما ارتباط برقرار می کنند. همه افراد به دانشگاه نمی روند ، اما در دوره ای از زندگی خود ، همه خانه اول خود را ترک می کنند و آنچه را که الکس پشت سر می گذارد ، می گذرانند. و بسیار جالب است که ببینید این فیلم در فیلم شما بسیار خوب بازی می کند ، که از بسیاری جهات ، یک نمایش HBO سال گذشته را یادآوری می کند. نمی دانم آیا آن را دیده اید یا نه ، اما این نامیده می شود خانم فلچر.

کوپر رایف: اوه ، بله ، بله … من آن را ندیده ام ، اما من در مورد آن می دانم. من عاشق کاترین هان خیلی زیاد.

او در آن فوق العاده است! مسائل مربوط به الکس و مادرش در واقع بسیاری از طرح های اصلی را به من یادآوری می کند خانم فلچر. در نمایش ، پسر شخصیت تیتراژ همان چیزی را می گذراند که الکس. او در دبیرستان محبوب است ، اما وقتی به دانشگاه رفت ، در تلاش است تا به همان روشی که الکس بود با آن سازگار شود. و بسیار نادر است که این نوع شخصیت ها را که به اندازه الکس آسیب پذیر و حساس است ، در فیلم ها یا نمایش های دانشگاهی مشاهده کنیم.

کوپر رایف: بله ، خیلی خام است متشکرم که آن را خاطرنشان کردی.

البته! چیزی که می خواهم بدانم این است ، آیا شما همیشه قصد داشتید این پویایی ویرانگر را بین الکس و مادرش نشان دهید؟ چگونه کسی که در حال مبارزه است نه فقط بچه بلکه والدین است؟

کوپر رایف: بله ، این همان چیزی بود که من برای رفتن به دانشگاه تجربه کردم. من فکر می کنم برای زنده ماندن و تحمل و حرکت رو به جلو در دانشگاه این است که شما باید والدین خود را فراموش کنید ، زیرا اگر شروع به فکر کردن کنید که پدر و مادر بودن تا چه اندازه ویرانگر است ، فلج می شود. و این همان چیزی است که در سال اول تحصیل با من اتفاق افتاده است. من فقط دائماً تمام وزنه هایم را روی مادرم می گذاشتم.

من فکر می کنم دیوانه است که والدین بچه هایشان را به مدرسه برسانند و آنها را رها کنند و آنها را آنجا بگذارند. این باید سخت ترین چیز در جهان باشد. الکس ، از بسیاری جهات ، درگیر آن فکر ویرانگر است. او می داند که مادرش در انتهای دیگر در حال پاره شدن است ، و این او را به طرز بزرگی عقب نگه می دارد. در آن تماس تلفنی آخر ، آنچه برای من بسیار احساساتی بود این بود که الکس مانند “متاسفم که مادر بودن خیلی گنگ بود”. و سپس یک لحظه کوتاه نیز وجود دارد که مادر به خواهر الکس نگاه می کند ، و من فکر می کنم او این احساس را دارد “آه ، او یک روز بیش از حد خواهد رفت.”

برای بچه هایی که به کالج می روند ، این لحظه است که دنیای شما به شکلی عظیم در حال باز شدن است. اما برای والدین ، ​​اکنون فقط یک چیز از دست رفته است. بنابراین به نظر نمی رسد که تمام زندگی آنها به پایان رسیده باشد ، اما تصور می کنم که کاملاً دردناک است. بنابراین با شیثوس، من می خواستم برای مادرم فیلمی بسازم که بگوید “بله ، می بینم که آن طرف دیگر گریه می کنید. و متشکرم که جلوی اشکهای خود را می گیرید ، زیرا در غیر این صورت ، فکر نمی کنم بتوانم حرکت کنم. و دوباره متشکرم که خیلی قوی هستید و 18 سال مادر بزرگی هستید. امیدوارم که حالا که من بالغ هستم هنوز هم می توانیم از راه های جدید با یکدیگر رابطه برقرار کنیم. “

اوه ، بله ، آن قسمت وقتی مادر الکس به خواهرش در ماشین خیره می شود خیلی قلبش خرد می کند.

کوپر رایف: واقعا هست. و این همان حافظه احشایی من است. من حتی ندیدم که آنجا چه اتفاقی می افتد ، زیرا ما با تلفن صحبت می کردیم ، اما این چیزی است که من همیشه در آن تصویر می کردم. نمی دانم ، بله ، غم انگیز است.

منبع: IFC Films

پویایی بین الکس و مادرش ، به نوعی ، نمایانگر الکس و مگی (ژولا) است. بنابراین آنچه می خواهم بدانم این است که چرا شما می خواستید این دو رابطه را نشان دهید؟ چرا فقط روی الکس و مگی یا برعکس تمرکز نکردید؟

کوپر رایف: این یک سوال عالی است من فکر می کنم علت این است که مثلاً آنها اساساً همان داستان ها هستند. در واقع در برش اول برش وجود دارد ، جایی که ما عکس چهره ایمی را به مگی ویرایش کردیم تا شباهت را نشان دهیم ، اما من مثل “نه ، این نکته اصلی نیست”. آنچه فیلم عمدتا در مورد آن است این است که نشان دهد الکس شخصی است که به نوعی از یک منطقه آرامش به یک منطقه دیگر می رود. و در ابتدای فیلم ، منطقه راحتی او زمانی است که با مادرش تلفنی است.

و سپس او این شب شگفت انگیز را با این دختر می گذراند که کاملاً فویل است و کاملاً مخالف است و قطعاً کسی نیست که با او سازگار باشد. اما آنها این شب عالی را با هم می گذرانند و به نوعی او شبکه ایمنی جدید او می شود. اما وقتی صبح روز بعد این دختر برای مراقبت از او به هیچ وجه آنجا نباشد ، او به این درک می رسد که “آه … من اینجا باید از خودم مراقبت کنم ، و فقط باید خودم این کار را انجام دهم و خانه ای درست کنم قبل از اینکه بخواهم وارد خانه شخص دیگری شوم ، یا شخص دیگری بتواند وارد خانه من شود.

اما بله ، برای پاسخ بهتر به این س :ال: این برای من مانند یک داستان عاشقانه است. مگی بر اساس این دختر به نام مادلین ساخته شده است که سه سال با او ملاقات کردم و این رابطه مانند بزرگترین چیز زندگی من است. و رابطه من و مادرم بزرگترین چیز دیگر است. بنابراین ، من فقط می خواهم یک فیلم درباره این دو رابطه بسازم ، واقعاً.

در این فیلم ، یک جهش 2.5 ساله وجود دارد. و ما نمی دانیم چه اتفاقی در آن مدت قبل از پایان برنامه رخ می دهد. می توانید به ما بینش دهید که در نهایت چه چیزی باعث می شود مگی تصمیم بگیرد تصمیم خود را تغییر دهد و با ایده ای روبرو شود که بستگی به افراد دیگر ندارد ، تا در نهایت پس از پرش زمان به الکس فرصت بدهد که با او باشد؟

کوپر رایف: با این نتیجه ، فقط می خواستم کمان ها را برای شخصیت ها کامل کنم. برای الکس ، وقتی او با مادرش تماس تلفنی برقرار کرد ، می گوید: “حداقل می خواهم امتحان کنم.” بنابراین آخرین صحنه ، به نوعی ، لحظه “من حداقل می خواهم امتحان کنم” مگی است. اما من فکر نمی کنم که آنها در نهایت با هم خواهند بود. عکس نهایی این است که آنها به تاریکی می روند و به سمت ناشناخته می روند ، بنابراین ممکن است رابطه آنها فقط دو هفته ادامه داشته باشد. اما من ایده دیدن جهش مگی را دوست داشتم و می دانستم که این اتفاق نمی افتد مگر اینکه کمی جهش کند. در آغاز اولین ملاقات آنها ، مگی احساس کرد که الکس رفتار خوبی با او ندارد. بنابراین او احساس کرد هنوز هم جا دارد تا با او به نوعی بد رفتار کند. اما آنها در آن شب عاشق یکدیگر شدند. و در طول 2.5 سال قبل از حادثه ، مگی سعی دارد ببیند – نه برای آزمایش کردن – آیا واقعاً پس از این همه مدت او را خیلی دوست دارد. و معلوم شد ، او عمیقا عاشق او است.

دیلن در بازی مگی بسیار عالی عمل می کند. او این شدت و عمق آرام را به شخصیت می آورد. اما شما همچنین به عنوان الکس عالی هستید. و آنچه برای من بسیار جذاب است راهی است که شما به عنوان یک بازیگر به سمت خود حرکت می کنید اما همچنان قادر به ترسیم این داستان صمیمی و بازی های قدرتمند از همه بازیگران به عنوان نویسنده و کارگردان هستید. چگونه همه آن کارها را انجام دادید؟

کوپر رایف: در واقع خیلی سخت است. این غیرممکن است زیرا واقعاً اشتیاق و حرفه ای بودن را از دیگران می گیرد. من فقط مدام در حال دویدن هستم ، و ذهن من همزمان در مکان های مختلفی است. این فیلم به سادگی کار نمی کرد مگر اینکه دیلن نبود فوق العاده ترین بازیگر جهان ، و مانند متمرکزترین و لرزان ترین فرد است. او نسبت به اینکه مگی چیست بسیار سخت گیر است ، بنابراین تنها جهت من فقط در مورد قوسها بود ، و به تصویر بزرگتر فکر می کردم.

وقتی مشغول انجام صحنه ای بودیم ، هرگز یادداشت غلطی نبود. هرگز این سوال وجود نداشت که “آیا این احساس ارگانیک دارد؟ آیا این احساس واقعی است؟ ” – باعث به اشتراک گذاشتن یک صحنه با دیلن، همیشه واقعی به نظر می رسید. کارگردانی فقط مربوط به “اوه ، من به این چیز نیاز دارم که بعداً فرود بیاید ، بنابراین فکر می کنم باید به این سمت برود.” اما هیچ کارگردانی از نظر “اوه می توانی اینجا کمی بهتر عمل کنی؟” و این در واقع بسیار خوب بود زیرا اگر من در صحنه با آن بازی کنم خیلی عجیب بود دیلن سپس در مورد عملکرد خود اظهار نظر احساس می کنم فوق العاده عجیب بوده است بنابراین من خوشحالم که من هرگز مجبور به انجام این کار نبودم ، زیرا او بسیار خوب بود.

منبع: IFC Films

کنجکاو هستم ، آیا صحنه هایی وجود داشت که برش نهایی را ایجاد نکرد اما صحنه هایی که شما آرزو می کردید انجام شود؟

کوپر رایف: بله ، مادر مگی در واقع یک قوس بزرگ داشت. خانه کودکی مگی در حال فروش بود و او از طریق تلفن با مادرش فهمید و تمام این داستان کاملاً قطع شد زیرا اگر در آن قرار می گرفت ، فیلم بیش از 2 ساعت پخش می شد. این مطالب با خواهر کوچکتر مگی نیز بریده شد و واقعاً حسرت بزرگی بود. من از نظر نوشتاری به اندازه کافی جمع و جور نبودم تا در صورت گنجاندن این دو قسمت ، مردم را هنگام تماشای فیلم خواب نبینم. بنابراین مجبور شدم آن را برش دهم ، اما بله ، این باعث خراب شدن می شود ، زیرا من واقعاً آن را دوست داشتم.

شاید بتوانید در آینده آن را روی DVD یا Blu-ray قرار دهید. من یک سوال آخر دارم این مربوط به فیلم سازی یا داستان یا شخصیت ها نیست ، اما من به شما قول می دهم که این یک فیلم مهم است. اگر مجبورید از این سال یک فیلم را به عنوان ویژگی دوگانه انتخاب کنید شیثوس، چه چیزی را انتخاب می کنید؟

کوپر رایف: از این سال؟ اوم بابایت. این فیلم خوبی است. نمی توانم به شما بگویم که چقدر دوست دارم الیزا اسکنل. من فکر می کنم او شگفت انگیز است واقعاً امیدوارم روزی با هم کار کنیم. بنابراین بله ، من قطعا می خواهم بابایت به عنوان یک ویژگی دوگانه. من فکر می کنم باید باشد بابایت اول اینکه واقعا غم انگیز است ، و سپس شیثوس پس از آن ، که در پایان به چنین روش خوب ، خوب است. احساس می کنم مردم می خواهند آن راه را ترک کنند اما در تمام مدت احساسات خود را احساس می کنند. هر چند ممکن است یک ویژگی دوگانه شدید باشد ، اما من فکر می کنم عالی باشد. احساسات زیادی

آه ، این انتخاب عالی است! و کاملاً موافقید که الیزا بسیار با استعداد است. امیدوارم روزی شما بتوانید با او در یک پروژه باشید ، جایی که شاید شخصیت های او نمی میرند.

کوپر رایف: آره! به هر حال ، او همچنین یک نویسنده و کارگردان شگفت انگیز است. فکر می کنم روزی با هم کار خواهیم کرد

انگشت عبور. اما به هر حال ، این همه از من است. بار دیگر این فیلم را به شما تبریک می گویم و از اینکه وقت گذاشتید و با من صحبت کردید متشکرم.

کوپر رایف: خیلی ممنونم. من واقعا قدردان وقت خود هستم.

استعلام فیلم از کوپر رایف بخاطر اختصاص دادن وقت خود برای صحبت با ما تشکر می کند!

Shithouse اکنون در تئاترهای منتخب بازی می کند و در VOD در همه جا جریان دارد.


Shithouse را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مصاحبه با کوین و لزلی آلخاندرو ، کارگردانان ADULT NIGHT

کوین و Leslie Alejandro’s شب بزرگسالان با ازدواج در بحران آغاز می شود. در یک تلاش جسورانه برای “زندگی رنگارنگ” ، یک زن و شوهر (لوسیفهم ستاره ها کوین الخاندرو و لسلی-آن برانت) تصمیم برای شرکت در یک مهمانی swinger ، آنها را به محصور شدن در یک دستشویی سوق می دهد ، و تلاش می کنند بفهمند که چگونه در زندگی به این موقعیت رسیده اند – و چگونه می توانند از آن خارج شوند.

در یک سال دشوار که صاحبان جشنواره و کسانی که به آنها کمک می کنند مجبور شده اند خود را با فضای پس از COVID توزیع دیجیتال و مجموعه فیلم های با فاصله اجتماعی ، سازگار کنند. شب بزرگسالان در جشنواره های فیلم مجازی امسال گزینه ای خوش بینانه ارائه داده است. حضورهای اخیر شامل نسخه های 2020 LA اقیانوس آرام آسیا و جشنواره های فیلم سن آنتونیو است. رسیدن به موفقیت بزرگ Netflix لوسیفر تقسیم فصل 5 ، طرفداران رویه فوقالعاده کاملاً جدیدی را کشف می کنند – دقیقاً مانند شخصیت های مربوطه – به دو نفر از بزرگترین بازیگران نمایش در این ترکیب جذاب و خونسرد گفتگوی داخلی و گفتگوی سریع.

قبل از آخرین ارائه فیلم در جشنواره فیلم Hollyshorts ، من این فرصت را داشتم که با کارگردانان متاهل فیلم صحبت کنم ، کوین و لسلی آلخاندرو، در مورد ایجاد شب بزرگسالان ، چگونه شرکت تولیدی آنها Alejandro Films ، بحران COVID-19 و روشهای خلاقانه ای را که برای تبلیغ فیلم کوتاه استفاده کرده اند ، مدیریت کرده است.

الکس لاینز برای استعلام فیلم: شب بزرگسالان چگونه به عنوان یک پروژه جدید برای شما دو شروع شد؟

لسلی آلخاندرو: خوب ، در واقع به عنوان ایده ای که کوین در حالی که ما در ونکوور بودیم داشت. در حالی که هنوز فیلمبرداری می کرد ، او دوباره برای کارگردانی خارش می گرفت لوسیفر، و آنها هنوز در ونکوور مشغول تیراندازی بودند ، اما او می دانست که با مدت زمانی که کار می کند ، فقط می خواهد این کار را خیلی ساده کند. او و لسلی-آن برانت می خواست با هم چیزی شلیک کند بنابراین ، او در واقع به دوست ما رسید درک ری و گفت ، “من می خواهم اسکریپتی داشته باشم که در یک مکان با دو نفر تنظیم شده باشد ، و بروم.” درک ، این را در واقع دو سال قبل از اینکه ما واقعاً فیلمبرداری کنیم ، نوشته بود. بعداً ، بعضاً که اوضاع پیش می رود ، در زمان حضور در ونکوور فرصتی برای فیلمبرداری واقعی آن نداشتیم.

پس ، تابستان گذشته پس از آن لوسیفر فصل پنج با وقفه روبرو شد ، من قبلاً کارگردانی را نیز شروع کرده بودم. ما مثل این بودیم ، “شما می دانید چه ، چرا این کار را نمی کنیم؟ من فکر می کنم ما می توانیم این کار را در یک روز شلیک انجام دهیم ، و اجازه دهید این کار را با هم انجام دهیم. ” بنابراین ، ما دوباره درک را صدا کردیم و او گفت ، “بیایید جلو برویم و این کار را می کنیم” ، و این به نوعی ، همه تاریخ است. بنابراین از همین جا نشأت گرفته است.

با همکاری شما دو نفر ، آیا می توانید نحوه کار این همکاری را در صحنه و در سطح تولید بررسی کنید؟

کوین آلخاندرو: همانطور که لزلی قبلاً اظهار داشت ، ما هر دو در حال انجام کارهای شخصی خودمان هستیم. بنابراین ، وقتی نوبت به آن می رسد ، انتظار می رود پاسخ همه سوالات را داشته باشید ، درست است؟ چون آن کلاه را بر سر دارید. بنابراین ، این یک فرصت واقعی برای ما بود تا در مورد آنچه که فکر می کردیم نقاط قوت خاص ما است همکاری کنیم. فکر می کنم همین که این را فهمیدیم ، فقط به آن گرایش پیدا کردیم. بنابراین ، من فهمیدم که ، وقتی صحبت از نورپردازی و ساخت عکس ها و این موارد شد ، لسلی تحصیلات بیشتری در آن زمینه داشت. بنابراین ، او این مسئولیت ها را به عهده گرفت. فکر می کنم هر دوی ما این را فهمیدیم ، من قبل از هر چیز در سر صحنه فیلمبرداری با لسلی-آن برانت سابقه دارم ، اما احساس می کنم قدرتم با بازیگر ارتباط برقرار می کند.

مصاحبه با کوین و لزلی آلخاندرو ، کارگردانان ADULT NIGHT
منبع: Alejandro Films

لسلی آلخاندرو: او در برقراری ارتباط با بازیگران و کارگردانی بازیگران باورنکردنی است ، جدا از اینکه فقط استعداد او در ایجاد داستان از طریق عکسهایش است ، چیزی که من می دانستم می توانم از او یاد بگیرم این است ، زیرا با تجارت ، من 10 سال گذشته عکاس بوده ام سالها ، و من بیشتر پرتره های مشهور با استعداد را انجام می دهم.

من استعداد را به شکلی دیگر کارگردانی می کنم ، زیرا می دانم که آنها باید در آن راحت باشند ، زیرا آنها معمولاً نمی دانند چگونه جلوی دوربین ثابت ژست بگیرند ، اما این بسیار متفاوت از تلاش برای جمع آوری احساسات از آنها ، یا بدست آوردن آنها را به مکانی که در آن لحظه باید باشند ، برسانید. تماشای اینکه کوین قادر به انجام چنین کاری است ، و منظورم از او آموختن از این امر بسیار ارزشمند بود. این چیزی نیست که من حتی بتوانم یاد بگیرم. من در یکی از معلمان برتر بازیگری ، یا مربیان بازیگری ، یک مستر کلاس در اینجا در LA گذراندم و مسترکلاس شش هفته ای او را گذراندم تا در واقع یاد بگیرد و ببیند که چگونه آنها را مربی می کند ، اما در واقع کوین را در عمل ببینم و ببینم آنها چه چیزی را ارائه می دهند با هم ، این فقط بی قیمت بود.

کوین آلخاندرو: برای کارهایی که به خوبی انجام دادیم به یکدیگر تکیه کردیم و لحظات اندکی وجود داشت که پا روی انگشتان پای یکدیگر قرار می گرفتیم. یکی از چیزهایی که من دوست دارم در مورد آنچه که با آن انجام دادیم شب بزرگسالان این است که ، نه تنها من و لسلی زن و شوهر هستیم ، بلکه شریک تولید ما خواهر او ، خواهر شوهر من است و همه کسانی که از این بازیگران گرفته تا بازیگران در این فیلم خاص جمع کردیم ، کسی بود که در حال حاضر در خانواده ما ، و سپس خانواده ما دور از خانواده ما. آنها دوستان ما بودند. دوستان و دوستان دوستان ، و همه ما فقط مجموعه ای را اجرا کردیم که همه کلاه های زیادی به سر داشتند و همه ما به هم اعتماد کردیم و در تلاش برای گفتن یک داستان به هم خوش گذشت.

لسلی آلخاندرو: و همچنین ، حتی با لسلی آن و کوین ، ما تمرین های زیادی انجام دادیم. ما تمرینات و مسدود کردن های زیادی را حتی قبل از رفتن به فضا و Lesley-Ann Brandt’s شوهر، کریس پین گیلبرت، همچنین نه تنها یک بازیگر عالی است ، بلکه او یک مربی عالی بازیگری نیز هست. بنابراین ، آنها واقعاً این ضربات را شکستند ، در واقع ایجاد شدت شدیدی که باید وجود داشته باشد و همچنین ایجاد رابطه عاطفی که کوین و لسلی باید داشته باشند. این همکاری بین همه بسیار مشترک بود – حتی DP و AD ما ازدواج کرده اند. این فقط یک خانواده خلاق بود که واقعاً می خواست چیزی خوب بسازد ، و من کاملاً اعتماد به نفس دارم ، کارهایم را بسیار قضاوت می کنم و نسبت به خودم سخت گیر هستم ، اما به آنچه همه با هم خلق کرده ایم بسیار افتخار می کنم.

شما عملاً به س nextال بعدی من پاسخ داده اید ، اما لزلی ، من می خواستم به تاریخچه شما به عنوان یک عکاس بپردازم. چه احساسی دارید که روی رویکرد شما در کارگردانی فیلم تأثیرگذار است؟

لسلی آلخاندرو: فکر می کنم این اعتماد به نفس را در من ایجاد کرد تا بدانم که من واقعاً بیش از آنچه فکر می کردم می دانستم. فکر نمی کردم فقط تا چند سال پیش قصد فیلم سازی داشته باشم ، می خواستم یک پروژه عکس انجام دهم و دوستی در ونکوور داشتم که مرا متقاعد کرد که شاید باید این پروژه را که انجام می دهم مستند کنم. . این یک پروژه بسیار بزرگ بود که من از نظر احساسی به شدت به آن وابسته هستم. بنابراین وقتی چند سال پیش به LA برگشتم ، تصمیم گرفتم دوره های کارگردانی را بگذرانم یا در UCLA Extension برنامه کارگردانی را انجام دهم. وقتی در آن کلاسها شرکت می کردم ، فهمیدم که در واقع همانطور که گفتم بیش از آنچه فکر می کردم می دانم. بنابراین ، واقعاً ، این فقط به من اعتماد به نفس داده است تا بفهمم در این فضا چه کار می کنم.

همچنین صرفاً عضویت در صنعت ، در نوعی سطح ، به ویژه یادگیری چیزهای زیادی از تجربه کوین ، واقعاً چیزهای زیادی در مورد انجام آن به من آموخته است. منظورم این است که DP ای که با آن کار کردم ، آخر هفته چند موسیقی کلیپ گرفته بودم. او به من گفت که کمی منقلب شده است ، واقعیت این است که من یک عکاس بودم که کارگردانی می کردم ، جایی که فکر می کنم بسیاری از عکاسان ممکن است به فیلمبرداری بروند ، اما من عاشق قصه گویی هستم. من قصه خواندن را حتی از طریق تصاویرم دوست داشتم که همیشه می گرفتم. بنابراین ، بله ، نه ، به نظر من این پیشرفت طبیعی است.

یک نکته ای که هنگام تحقیق آنلاین درباره شب بزرگسالان متوجه آن شدم ، روشهای مختلفی است که شما به بازار عرضه کرده اید ، به ویژه در اینستاگرام ، جایی که در آن مسابقه بازسازی پوستر برگزار کرده اید و سپس “ساعت خوش شب بزرگسالان” را داشته اید. چه احساسی دارید که این سطح از تعامل به گسترش کلمه فیلم کمک کرده است؟

کوین آلخاندرو: من شخصاً عاشق تعامل انسانی هستم. من دوست دارم احساس كنم كه به كسي كه با او صحبت مي كنم نزديك هستم. من فکر می کنم ما از این قضیه عقب نشینی کردیم. همه ما ، اکثریت ما اینطوری هستیم و طرفدارانمان هم برای این کار لوسیفر به خصوص ، ما بسیار نزدیک هستیم. ما به آنها گوش می دهیم. ما با آنها صحبت می کنیم ما عاشق تعامل با آنها هستیم.

احساس کردیم این فرصت خوبی برای ماست تا همان نوع عشق را گسترش دهیم و امیدواریم در همه پروژه هایمان که در سطح انسانی واقعی انجام می دهیم پیشرفت کنیم تا فقط مردم بدانند که ما فقط این کار را برای خود انجام نمی دهیم زیرا ما بیهوده هستیم ، یا به این دلیل است که ما این کار را برای خود انجام می دهیم ، اما ما نیز برای آنها انجام می دهیم. ما می خواهیم همه آنها احساس کنند که ممکن است درگیر باشند ، و من فکر می کنم این یک دارایی بسیار بسیار قدرتمند برای آنچه که ایجاد کرده ایم بوده است.

لسلی آلخاندرو: دنی دی عیسی، که خواهر من و شریک تهیه کننده ما در Alejandro Films است. او واقعاً واقعاً در تلاش برای ایجاد خانواده ای خارج از خانواده خود ما مفتخر است و واقعاً باید صادقانه و شفاف باشد ، در حال حاضر ، Alejandro Films ، به دلیل شب بزرگسالان، و به خاطر کوین و لسلی-آن برانت، بدیهی است که بسیاری از طرفداران دنبال کننده طرفداران خود هستند لوسیفر.

تلاش برای ایجاد بیننده در خارج از لوسیفر، و اینکه آنها دنبال کنند Alejandro Films قطعاً یک چالش است ، اما ما از این چالش استقبال می کنیم ، زیرا ما برای فیلم های آینده و پروژه هایی که با آنها رو به جلو هستیم هیجان زده ایم و همه می توانند آن را ببینند و مشاهده کنند و فرصت دیدن و مشاهده آن را داشته باشید. قطعاً به نفع ما کار شده است و ما از همه کسانی که می خواهند در رویدادهای ما شرکت کنند قدردانی می کنیم.

با Alejandro Films ، این شورت ها را داشته اید لبخند، داستان موقع خواب و شب بزرگسالان. آیا در آینده ، خودتان می بینید که به سمت ویژگی ها بروید؟

لسلی آلخاندرو: من سال گذشته روی فیلمنامه ای کار کرده ام که این یک ویژگی است. در حال حاضر ، من فقط در حال بازنویسی آن هستم ، اما امیدوارم بتوانم آن را خریداری کنم تا بتوانم در واقع فیلمبرداری کنم و خودم کارگردانی کنم. بله ، منظورم این است که ویژگی ها نقطه قوت کار ما هستند که می خواستیم انجام دهیم ، و همچنین آنچه جالب است این است که همه کارهایی که تاکنون انجام داده ایم کاملاً در ژانر نیست ، شاید قطعه های جزئی از جهتی باشد که می خواهیم رفتن. ما سه نفر ، عناصر ترسناک را دوست داریم. ما عاشق تریلر و تریلر روانشناختی با تأثیر اجتماعی هستیم.

کوین آلخاندرو: در حال حاضر به دنبال ماجراجویی بعدی کارگردانی ام هستم. مورد بعدی که بچه ها از من می بینید ، من فقط کارگردانی اولین فصل اجرای فصل شش را برای آن انجام دادم لوسیفر، اما من در حال حاضر متن را می خوانم. من می خواهم ماجراجویی بعدی کارگردانی ام یک فیلم سینمایی باشد.

الکس لاینز: Alejandro Films به طور کلی چگونه بحران COVID را کنترل کرده است؟ من تصور می کنم شما حتماً چند پروژه در حال مکث یا انتقال داشته اید؟

کوین آلخاندرو: بله ، همه موارد فوق ما ، فقط بسیاری از افرادی که ما شخصاً با آنها صحبت کرده ایم از تجربه استفاده از غلتک عبور کرده اند. جدید بود خوب بود ، این لحظه ای است که ما می توانیم فقط … خوشبختانه ما فرصتی برای خلاقیت داریم ، و پس از آن فکر می کنیم ، و فرش بیرون کشیده می شود ، و مانند “وای ، این چیزی واقعی که ما از آن عبور می کنیم. “

این یک غلتک احساسی بود و بله ، پروژه ها متوقف شدند ، اما بعد از مدتی ، لحظه ای داشتیم که می توانستیم به نوعی روی خودمان و داستان هایی که می خواستیم بگوییم متمرکز شویم ، فیلم نامه لسلی باورنکردنی است. او آن زمان به خود اجازه داد تا واقعاً بر آنچه می خواهد در آن داستان بگوید متمرکز شود. بنابراین ، ما فقط مانند بقیه صنایع در حال برداشتن هستیم و خوشبختانه دکمه مکث دکمه توقف نبود.

لسلی آلخاندرو: و من احساس می کنم که ، ما می توانیم از فرصت استفاده کنیم ، Alejandro Films هنوز کاملاً جدید است. دنی پس از بیش از 10 سال مربیگری در Maui ، از Maui خارج شده بود ، اما قبل از آن ، هنگامی که از دانشگاه خارج شد ، به عنوان رئیس توسعه برای تهیه کننده ای که مستقیماً خارج از دانشگاه با سونی و CBS معامله داشت ، کار می کرد. UCLA بنابراین ، او تقریبا 10 سال با یک تولید کننده دیگر در حال توسعه کار کرد ، و سپس تصمیم گرفت تا دنیا را به شیوه دیگری در آموزش نجات دهد ، و سپس نوعی دوباره گفت که: “خوب ، من فکر می کنم من آماده هستم تا دوباره به تولید بازگردم “

مصاحبه با کوین و لزلی آلخاندرو ، کارگردانان ADULT NIGHT
منبع: Alejandro Films

هنگامی که او به اینجا نقل مکان کرد ، اواخر ماه اوت سال 2019 بود. بنابراین ، ما هنوز کاملاً تازه کار هستیم و می توانیم از فرصت این مکث استفاده کنیم ، تا واقعاً پاشنه های خود را برای پیشرفت ، و چنگال های خود فرو کنیم. توسعه ، برای چندین پروژه اکنون که به آرامی از آن خارج می شویم ، در مکان بهتری قرار داریم تا بدانیم و اطمینان داشته باشیم که واقعاً می توانیم با این پروژه ها کارهایی را انجام دهیم و آنها در واقع به جایی می روند ، در مقابل اینکه این فقط یک ایده است و شما فقط آن را به باد می اندازید تا ببینید چه اتفاقی می افتد ، می دانید؟

به دلیل این مکث ما توانسته ایم از این فرصت استفاده کنیم. هنوز کمی دشوار خواهد بود زیرا همانطور که همه می دانند ، کسانی که در حال تولید هستند معمولاً آنهایی هستند که بودجه بالاتری دارند ، زیرا مجوزها بدون این تیم های COVID مجاز نیستند. بدون این بودجه ، نمی توانید هزینه تیم های COVID را پرداخت کنید. بنابراین ، کمی دشوار است که بفهمیم در چه سطحی قادر به تولید هستیم ، اما ما کاملاً مطمئن هستیم که این کار را انجام خواهیم داد.

الکس لاینز: آیا می توانید در مورد برخی از جشنواره های آینده که مردم می توانند در آن بزرگسالان شب پیدا کنند صحبت کنید؟

کوین آلخاندرو: اوه ، کاملا ما به تازگی در دو جشنواره بعدی فیلم های واجد شرایط اسکار ، HollyShorts و جشنواره فیلم های آسیایی اقیانوسیه لس آنجلس پذیرفته شدیم و این آخر هفته اتفاق می افتد ، عزیزم؟

لسلی آلخاندرو: در روز یکشنبه ، ما در واقع یک اتفاق بزرگ را با یک فیلمساز دیگر انجام می دهیم. اسمش آریانا باسکو، و او یک فیلم به نام دارد با روشنایی ضعیف تابیدن، که او به طور مشترک نویسنده و کارگردانی کرده است ، و در واقع بازی می کند ، و روزاریو داوسون دارد آن را روایت می کند. بنابراین، روزاریو خیلی باحال بود و کاملاً رویداد ما را ارسال کرده بود. روز یکشنبه ، ما در حال انجام یک نوع مراسم Dinner With Us برای این دو فیلم هستیم و در لس آنجلس ، به دلیل همه گیری ، من فیلیپینی هستم ، بنابراین جامعه من کمی مبارزه کرده است ، به ویژه در صنعت رستوران .

بنابراین ، بسیاری از رستوران های فیلیپینی به دلیل COVID تعطیل شده اند. بنابراین ، ما سعی داریم کمی توجه را جلب کنیم و کمی به جامعه خود کمک کنیم. بنابراین ، رویداد ما با ما شام بخورید. اگر مردم بلیط جشنواره را بخرند و اثبات آن را نشان دهند ، و سپس از رستوران فیلیپینی محلی خود ، در هر نقطه از لس آنجلس بیشتر بخرند ، به رویدادی که جوایز را اهدا می کنیم دعوت می شوید. یک ساعت و نیم است

بله ، ما در حال بازی هستیم. ما جوایز بزرگی داریم با هر دو تماس زوم می توانید برنده شوید کوین الخاندرو، دانته باسکو، و سپس نیز الا جی باسکو. او دختر کوچک سرب در بود پرندگان شکاری. بنابراین ، آن خانواده باسکو نیروگاهی از بازیگران و خالقان است.

کوین آلخاندرو: همچنین توسط Madre Mezcal حمایت مالی می شود. بنابراین ، ما پشتیبانی واقعی خوبی از یک هدف واقعاً عالی و افراد شگفت انگیز وابسته به آن داشته ایم.

استعلام فیلم از کوین و لزلی آلخاندرو برای وقت گذاشتن برای صحبت با ما تشکر می کند.

شب بزرگسالان از 9 تا 15 نوامبر سال 2020 در جشنواره مجازی Hollyshorts نمایش داده می شود.

به روزرسانی های مربوط به نمایش های جشنواره بزرگسالان شب را می توانید در اینجا و هر گونه خبر در مورد Alejandro Film Productions آینده را در صفحه اینستاگرام آنها مشاهده کنید.

https://www.youtube.com/watch؟v=mTjyp4ZDcCY

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با ROSE: A LOVE STORY کارگردان جنیفر شریدان

کارگردان بریتانیایی برای اولین فیلم بلند خود جنیفر شریدان تصمیم گرفت یک فیلم خون آشام بسازد. یا او؟ وحشتناک / درام ناخوشایند و عمیقا احساس می شود رز: یک داستان عاشقانه واقعاً یک فیلم خون آشام است؟ یا حتی یک فیلم ترسناک؟ آنقدر ترسناک و دلخراش نیست و بیشتر تمرکز بر روی یک زن و شوهر است. پس این چیست؟

تا آنجا که به سینما مربوط می شود ، افسانه خون آشام تا حد مرگ انجام شده است (جناس بسیار در نظر گرفته شده). کشش از همه راه نوسفراتو به گرگ و میش، علاقه ما به مکنده های خون بی پایان به نظر می رسد. اما هرچه زمان می گذرد ، قرار دادن یک چرخش تازه در داستان خون آشام سخت تر می شود. شریدان هر چند ممکن است فقط اینجا را مدیریت کرده باشد. کارگردانی فیلمنامه توسط مرد برجسته او مت استوکو، او یک نسخه جذاب و بدون اقدام جالب از این موجود کلاسیک را ساخته است.

سوفی راندل گل سرخ را بازی می کند ، که از هر نظر غیر از نیاز به غذا خوردن در خون انسان ، یک فرد عادی است. در غیر این صورت ، او “تبدیل” می شود و به یک هیولای شکار وحشی تبدیل می شود. وجود شکننده او در انزوای عمیق با همسر فداکار سام (استوکو) در کنار او کنار آمدن با شرایط غیرمعمول آنها چالش های بسیاری برای سام و رز به وجود می آورد و فیلمبرداری آن برای چند مورد ارائه شده است شریدان. در اینجا ، او با استعلام فیلم در مورد کارگردانی فیلم نامه نویس خود ، کار در برف و طراحی خون آشام.

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با ROSE: A LOVE STORY کارگردان جنیفر شریدان
Rose: A Love Story (2020) – منبع: Mini Productions

اندرو یانگ برای تحقیق در مورد فیلم: چیزی که من به خصوص در فیلم از آن لذت بردم این افزایش وحشت است ، بدون اینکه واقعاً دچار “وحشت کامل” شوم. آیا به عنوان یک فیلم ژانر به این موضوع نزدیک شدید؟ چگونه فیلم را طبقه بندی می کنید؟

جنیفر شریدان: من فکر می کنم این س questionال مداوم در کل راه بوده است ، حتی از زمانی که فیلم نامه را خوانده ام. من مثل “آیا این یک فیلم ترسناک است؟” ، زیرا بسیاری از آن یک درام پایه است. این ژانر دامن است. مثلاً آن را به عنوان یک فیلم خون آشام تصور کنید که از بعضی جهات می توانید استدلال کنید که اینگونه است. اما اگر به فیلم های سنتی خون آشام نگاه کنید ، آنها بسیار عاشقانه و کمی سکسی هستند. من فکر می کنم گل سرخ سکسی نیست حتی اگر نامیده شود یک داستان عاشقانه، بسیار پرسیده می شود که رابطه داشتن با کسی که چنین نوع رنجی داشته باشد ، واقعاً چه خواهد بود.

واقعیت این است که شما مجبورید زمانهای غذا را مدیریت کنید ، و باید دریابید که چگونه باید یک زندگی جنسی داشته باشید ، در حالی که آنها را از خود و جهان محافظت می کنید ، و از خود محافظت می کنید. من فکر می کنم که این جایی است که کار بهم ریخته می شود. زیرا آنها در یک وضعیت وحشتناک قرار دارند و چیزهای وحشتناک و کاملاً وحشتناکی وجود دارد. و خطری برای آن وجود دارد ، بنابراین آنها به نوعی در معرض خطر قرار می گیرند ، که این مضامین ترسناک را قرض می دهد. اما آنها همچنین فقط دو شخصیت کاملا واقعی هستند که سعی در زنده نگه داشتن ازدواج خود دارند.

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با ROSE: A LOVE STORY کارگردان جنیفر شریدان
منبع: Mini Productions

در چه مرحله ای فیلمنامه را دریافت کردید و وارد آن شدید؟ و چرا؟

جنیفر شریدان: من فیلمنامه را حدود دو سال قبل از ساخت فیلم خواندم و آن را دوست داشتم. سپس مت را ملاقات کردم ، به او گفتم که دید من در مورد فیلم چیست و او واقعاً با آن همسو شد. احساس می شد که ما رویکردی کاملاً مشابه با آن داشتیم که بسیار درخشان بود. بنابراین ما به نوعی با آن امضا کردیم مانند “بیایید این کار را با هم انجام دهیم” ، و سوفی به کشتی آمد زیرا او و مت در یک نمایش Sky کار می کردند. او دید که او در حال نوشتن فیلمنامه است ، سپس خواست که آن را بخواند ، سپس فکرهایی کرد. آن افکار درخشان بودند.

بنابراین ما وارد این نوع سه گانه فرایند خلاقانه شدیم ، جایی که ما فقط ایده هایی را در مورد فیلمنامه به دست می آوردیم و در مورد مضامین مربوط به آن صحبت می کردیم. این واقعا ارگانیک بود و به طور طبیعی هم اتفاق افتاد. بنابراین وقتی یک فیلمنامه در مکانی گرفتیم که واقعاً از آن راضی بودیم ، اتفاق خیلی سریعی بود که بعداً رخ داد. تهیه کننده را گرفتیم ، پول را گرفتیم – آنقدر که می خواستیم پول نگرفتیم اما آنقدر کافی داشتیم که فکر کردیم “بله می توانیم این کار را بکنیم” – و ما فقط رفتیم و این کار را کردیم. و در آن مرحله کاملاً گردباد بود.

کار با مت ، که فیلمنامه را نوشت ، چگونه بود؟ آیا این تجربه شما را به عنوان کارگردان ، کار با کسی که “مالکیت خلاقانه” بیشتری نسبت به پروژه دارد تغییر می دهد؟

جنیفر شریدان: خوب ، از بعضی جهات این کار را آسان می کند زیرا شما شخصی را بازیگر اصلی خود دارید ، اما داستان را از درون می داند و در همه سطور فکر کرده است و دلیل آن را پشت سر می گذارد. وقتی به آنجا رسیدید خیلی در یک صفحه هستید. فکر می کنم اگر در مراحل نوشتن فیلمنامه نبوده اید و با کسی که با او خلاق نیستید همسو هستید قدم می گذارید ، کابوس می بینید. در حالی که خوشبختانه من احساس می کنم من و مت ، و سوفی نیز چنین دیدگاه مطلوبی نسبت به فیلم داشتیم.

همچنین به دلیل اینکه آنها بازیگران بسیار قدرتمندی هستند و به دلیل رابطه با یکدیگر ، در این میان خلاصه ای وجود دارد که وقتی 15 روز فرصت دارید یک فیلم بسازید و نه منابع عظیم لوکس بودن سوار شدن یا وانت. شما به نوعی باید آن را میخکوب کنید ، و من فکر می کنم داشتن چنین نوع رابطه ای ، در این نمونه ، چنین نعمتی بود. این واقعا کمک کرد و باعث صرفه جویی در وقت زیادی شد. آن بحث هایی که شما با بازیگران در سر صحنه انجام می دهید در مورد اینکه انگیزه این شخصیت چیست ، لازم نیست که آنها را داشته باشید. او میداند!

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با ROSE: A LOVE STORY کارگردان جنیفر شریدان
منبع: Mini Productions

این فیلم کاملاً یک احساس بی انتها دارد. هیچ فناوری ، تلفن و چیزی که مخصوصاً تاریخ جهان باشد وجود دارد. آیا این کار عمدی بود یا فقط یک محصول جانبی تلاش برای منزوی کردن شخصیت ها بود؟

جنیفر شریدان: این سال واقعاً خوبی است. مقدار زیادی از آن در پس زمینه بود که ما کمی برای آنها طراحی کردیم ، یعنی اینکه در سر ما رز این گرفتاری را گرفتار کرده بود. او همیشه آن را نداشت ، به همین دلیل است که شما عکس های آنها را در تعطیلات می بینید ، به عنوان مثال ، در فیلم. شما می دانید که قبلاً زندگی وجود داشته است. بنابراین تقریباً شبیه این است که آنها مجبور شده اند زندگی خود را رها کنند ، یک کلبه بخرند و فقط زندگی را به این روش موقت کار کنند. و من فکر می کنم بسیاری از اینها ارتباط شما با دنیای مدرن را از بین می برد.

همچنین ، از نظر جسمی ، آن مکان فاقد سیگنال تلفنی بود [laughs]. داشتن تلفن تقریباً بی معنی بود ، زیرا شما نمی توانستید اینترنت دریافت کنید. این یک کابوس بود. می دانید که این مکان بسیار منزوی است. و انتظار نمی رفت برف این تعجب آور بود خوشبختانه ما به نوعی برای برف آماده شده بودیم ، اما نمی دانستیم که این فیلم قرار است این نوع فیلم تیره و برفی باشد. این فقط همان اتفاقی است که وقتی به آنجا رسیدیم و با آن غلت زدیم. بنابراین بله ، احساس می کنم انگیزه زیادی در پشت این وجود دارد [the setting]، به همین دلیل است که تقریباً کمی بی انتها احساس می شود. تقریباً مثل این است که اوضاع به نوعی با آنها فرار کرده است.

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با ROSE: A LOVE STORY کارگردان جنیفر شریدان
منبع: Mini Productions

«یک داستان عاشقانه» بخشی از عنوان است و این یکی است. چگونه به طراحی گل رز “خون آشام” نزدیک شدید ، تا از انسانیت برکنار نشوید و از داستان عشق در مرکز آن کم نکنید؟

جنیفر شریدان: بله ، این یک چالش جالب بود که من قطعاً با آن روبرو شدم. چون رز ، از جهاتی به این هیولای وحشی تبدیل می شود ، اما هنوز یک انسان پشت آن است و می تواند به قسمتهای انسانی اش برگردد. این او را کاملا تغییر نمی دهد ، بلکه کمی او را تغییر می دهد.

حتی از نظر طراحی صدا ، یافتن صدایی که هنگام چرخش ایجاد می کند مدت زمان زیادی طول کشید. گاهی اوقات طراح صدای من مانند “نظر شما در مورد این چیست؟” و من مانند “به نظر می رسد مانند یک هیولا است ، و باید به نظر برسد از یک زن کوچک بیرون می آید”. شما باید باور داشته باشید که او می تواند از طریق فیزیکی و از طریق تحولی که از آن سر می زند ، آن سر و صدا را ایجاد کند. بله ، این یک چالش واقعی بود ، و من دوست دارم تا آنجا که ممکن است کارها را در دوربین انجام دهم. اکثر اثرات جدا از برخی از رگها ، اثرات عملی و داخل دوربین هستند. چون این فیلم هایی هستند که من آنها را دوست دارم.

آیا شما فکر می کنید رز: یک داستان عاشقانه پیچشی موفق در افسانه خون آشام ایجاد می کند؟ چگونه می توانید یک هیولای ترسناک کلاسیک را تغییر دهید تا چیزی تازه ایجاد کند؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

ما می خواهیم از جنیفر شریدان بخاطر اختصاص دادن وقت خود برای صحبت با ما تشکر کنیم.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

“تقریباً مانند این است که آنها در سطح مولکولی دچار این بحران هویت شده اند.” در گفتگو با باگام طارق ، نویسنده-کارگردان MOGUL MOWGLI

به زودی ریز احمد در آغاز به صحنه می رود مغول موگلی، می دانید که قصد دیدن چیز خاصی را دارید. از این لحظه مشخص است که این فیلمی با انرژی و گاز خواهد بود و به قدرت فوق العاده ستاره آن متصل می شود. احمد در نقش Zed ، یک خواننده رپ انگلیسی-پاکستانی بازی می کند که در شرف بزرگترین تور زندگی خود است. درست قبل از گشت و گذار ، زد با یک بیماری خودایمنی روبرو شد که او را برای راه رفتن سخت تر می کند. آنچه در زیر می آید مراقبه ای جذاب ، غالباً سورئال ، در مورد دیاسپورای جنوب آسیا است.

با استفاده از آهنگ های از احمدآلبوم شخصی خداحافظی طولانی، مغول موگلی به عنوان یک پروژه کاملاً شخصی برای این بازیگر مطرح شده است ، وی همچنین در اینجا نویسندگی مشترک دارد. با این حال ، این فقط نیست ریز احمدفیلم این کاملاً محکم یک همکاری بین است احمد و نویسنده ، مستندساز و همکار TED بسام طارق. به سختی آسان است که فیلم را به عنوان یک اثر نیمه زندگینامه از آن سنجاق کنید احمد، این به معنای نادیده گرفتن تأثیر کارگردان و نویسنده مشترک است طارق در پروژه داشته است. از لحاظ زیبایی جاه طلبی ، بازی با توهمات و کششهای طولانی موسیقی ، مغول موگلی علامت این را دارد که یک فیلمساز مهر خودش را روی این ماده می گذارد.

اینجا، طارق در مورد زمان کار با فیلم با استعلام فیلم صحبت می کند ریز احمد، تجربیات خودش از دیاسپورا و رویکرد خلاقانه اش در فیلم.

منبع: توزیع BFI

اندرو یانگ برای استعلام فیلم: این همکاری بین شما و ریز احمد است. چه کسی ابتدا به چه کسی نزدیک شد و چگونه فیلم به شکل امروزی درآمد؟

بسام طارق: این پروژه واقعاً چیزی است که من و او به روشهای مختلفی روی آن کار کرده ایم. ما همیشه می خواستیم با هم کار کنیم و هرگز نمی دانستیم که چگونه این کار را انجام دهیم. من فکر می کنم ما یک سری ایده ها را به دیوار انداختیم و بعد فهمیدیم که به نوعی در پشت تروپ ها و ایده ها پنهان شده ایم و فقط باید در حد توان خودمان باشیم. به همین دلیل ما تصمیم گرفتیم ماسک ها را برداریم و کاری را به همان اندازه واقعی که می توانیم انجام دهیم ، و همانطور که می توانیم به خودمان و تجربیات خود متصل باشیم. بنابراین شخصیت زد به معنای واقعی کلمه ادغام او و من است.

جالب است که شما این را می گویید ، زیرا دیدن Zed به عنوان نسخه ای از Riz ، و این به اندازه داستان او بسیار وسوسه انگیز است. آیا گفتن داستان شخص دیگری در شغل شما به عنوان کارگردان تأثیر دارد؟ یا اینکه اینجا فرق می کرد چون شما مقداری از خود را در آن قرار می دادید؟

بسام طارق: بله ، من فکر می کنم این تنها راهی است که هرکسی می تواند این کار را انجام دهد. حداقل این تنها راهی است که می دانم چگونه کارگردانی کنم. با آمدن از مستند ، من بسیار معتقدم که مستندساز یا فیلمساز در ساخت داستان نقش دارد و نمی تواند مداخله خود را در این قاب انکار کند. بنابراین سوال این است: شما واقعاً چگونه مداخله می کنید؟ نامرئی بودن یک انتخاب است و حضور بسیار فعال آن یک انتخاب است. بنابراین من فکر می کنم صریح و روشن بودن در مورد قصد شما مهم است.

با این فیلم نامرئی بودن یا حضور فعالتر بودن آن بود؟

بسام طارق: می گفتم کمی از هر دو بود. من فکر می کنم قطعاً در نوشتن ، پدر و مادر من در این زمینه بسیار زیاد هستند. اما پس از آن در لندن و Zed’s یک خواننده رپ قرار می گیرد و ویژگی های غنایی و حساسیت های غنی Riz است که فیلم را پیش می برد. من هرگز نمی خواهم آن را انکار کنم. دیدن آن بسیار هیجان انگیز است ، و من فکر می کنم این بستر فیلم است و به ما کمک کرد بفهمیم چگونه می خواهیم این را از لحاظ سینمایی زنده کنیم. این واقعاً به افتخار اجرا بود و این همان گونه بود که سعی داشتم فیلم را به حرکت درآورم و فضا را برای این بازیگران فوق العاده و باورنکردنی ایجاد کنم.

منبع: توزیع BFI

این فیلم در مورد دیاسپورای جنوب آسیا ، به ویژه با شخصیتی در لندن است. شما و ریز بیشتر زندگی خود را به ترتیب در آمریکا و انگلیس گذرانده اید. با داشتن تجارب متفاوت از دیاسپورا ، این چه تاثیری بر فیلم داشت؟

بسام طارق: خنده دار است زیرا تجربه انگلیس-آسیا بسیار متفاوت از مهاجرت آمریکایی های آسیای جنوبی است. من فکر می کنم به طور کلی در اینجا تحرک بالاتر است [the States]، مردم به ویزای دانشجویی می آمدند و در نهایت به عنوان مهندس می ماندند ، اما نکته جالب این است که والدین من به عنوان طبقه کارگر ساکن کوئینز به اینجا آمده اند. نکته جالب این است که وقتی به کوئینز ، نیویورک نگاه می کنید بسیار شبیه به ومبلی است [where Ahmed and Zed are both from]. بنابراین تجربیات ما بسیار مطابقت داشت. واقعاً برای من بود که باید زندگی خودم را بیاورم و آن را به ومبلی بیندازم و خیلی جالب بود که ببینم چگونه به نوعی ترجمه شده است.

این فیلم در مورد هویت و تعلق است اما در مورد بیماری مزمن است. چرا این دو داستان در کنار هم قرار می گیرند؟ چرا یکی یا دیگری نیست؟

بسام طارق: آنها مناسب هستند زیرا ما نمی توانیم بدن خود را از مهاجرت جدا کنیم. من احساس می کنم الگوهای مهاجرت است و این مهاجرت بین نسلی که اتفاق می افتد در واقع آسیب به بدن ما وارد کرده است. مطالعات علمی زیادی در مورد این موضوع به نام اپی ژنتیک انجام شده است ، با این ایده از آسیب بین نسلی ، جایی که آسیب ناشی از سه یا چهار نسل پیش هنوز در DNA شما وجود دارد.

این در لبه علمی است ، چیزی است که مردم در مورد آن صحبت می کنند ، اما این یک چیز دیوانه کننده است و چیزی است که ما نمی خواستیم در فیلم درباره آن صحبت کنیم ، زیرا احساس می شد از بالای سر آن را می زنیم. اساساً این ایده وجود دارد و مطالعات نشان می دهد که افرادی که مهاجرت می کنند تعداد بیشتری از اختلالات خود ایمنی دارند. به خصوص افرادی که از سرزمین های گرم به مناطق سرد می آیند. بدن آنها به سختی با انطباق روبرو می شوند. بنابراین تقریباً مانند این است که آنها در سطح مولکولی دچار این بحران هویت شده اند و ما احساس کردیم که این روش جالب توجهی در این مورد است.

چیز دیگر این است که از نظر معنوی ، هنگامی که شما مانند تصوف بیمار هستید ، آن را نوعی تصفیه می دانند و مانند اینکه حجاب برداشته می شود. بنابراین این ایده این است که چون Zed بیمار است و هر روز بیشتر بیمار می شود ، در واقع بیشتر این حجاب ها برداشته می شود و او بیشتر در مورد این تجربه های مختلف توهم می کند.

منبع: توزیع BFI

در اینجا گزینه های کارگردان کاملاً چشمگیری وجود دارد. اول ، عناصر سورئال و توهم انگیز فیلم وجود دارد ، و دوم اینکه ، موسیقی وجود دارد ، که فقط در آن فلفل نیست بلکه اجازه پخش و تحریک واقعی داستان را دارد. تفکر پشت این دو تصمیم خلاقانه چیست؟

بسام طارق: بله مرد ، وحشی است زیرا کار در مورد چگونگی ایجاد تعادل بین همه این عناصر بسیار دشوار است و من آن را به عنوان یک رقص در نظر می گیرم. این بخشی از فیلم است که واقعاً مرا هیجان زده می کند. وقتی واقعا جاه طلبانه است و کار می کند ، و همچنین زمانی که اینطور نیست. من فکر می کنم که برای من واقعا هیجان انگیز است ، زیرا شکست دادن در جلو هیجان انگیز است. چون اگر شما چیزهایی را امتحان نمی کنید و اشتباه نمی کنید ، پس ما چه کار می کنیم؟ آزمایش سینمایی چیست؟

این هنوز یک زبان جدید است. نقاشی ها برای من وجود داشته است ، من نمی دانم چند هزار سال است. نوشتن برای مدت طولانی وجود داشته است. کمتر از صد سال است که این فیلم وجود دارد. هنوز خیلی جدید است ما در مقایسه با سایر اشکال هنری هنوز در مراحل ابتدایی هستیم و قبلاً در مورد شکل آن ایده گرفته ایم ، ایده هایی درباره داستان چیست و ساختار سه کاره بلا-بلا-بلا. من فکر می کنم ما هیجان شکل سینمایی را از دست می دهیم ، و این واقعاً در آن اشتباهات است ، در آن سفرهایی که فکر می کنم هیجان وجود دارد.

این در کثیف بودن هارمونی کورین است گومو، در کثیف بودن لئوس کاراکس پسران با دختر ملاقات می کنند. در آن فیلم هایی که اوضاع به هم ریخته و هیجان انگیز است ، ما شروع به کمک یک چیز هیجان انگیز و جدید به زبان سینمایی می کنیم. اگر این همان کاری است که ما انجام می دهیم ، می خواهیم جایی جدید و هیجان انگیز برویم و ارزشش را دارد. ارزش بهم ریختن را دارد. ارزش این را دارد که یک ستاره از نظر شما خارج شود.

تحقیق فیلم می خواهد از بسام طارق بخاطر اختصاص دادن وقت برای صحبت با ما تشکر کند!

مغول موگلی از استعدادهای موسیقی ستاره خود برای گفتن داستانی در مورد دیاسپورای جنوب آسیا استفاده می کند. چه فیلم های دیگری به شکلی جالب و معنی دار درباره دیاسپورا بحث می کنند؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

مغول موگلی در تاریخ 30 اکتبر 2020 در سینماهای انگلستان اکران می شود.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

“من شک دارم که فقط نمی تواند به موقع تر باشد.” مصاحبه با جرمی سیمز ، مدیر RAMS

اوایل ورود قوچجرمی سیمز‘بازسازی استرالیایی درام ایسلندی نامزد اسکار 2015 به همین نام – برادران بیگانه کالین (سام نیل) و Les (مایکل کاتون) وقتی دو رقیب آخر در مسابقه سالانه قوچ جایزه شهری دور افتاده استرالیای غربی باشند ، مجبور می شوند با هم لانه کنند. علی رغم تنشی که در سرتاسر مناطق مختلف کوه بارکر موج می زند – که توسط قاتلان استعدادهای محلی و بین المللی از جمله میراندا ریچاردسون، آشر کدی ، و وین بلر – به نظر می رسد کل ماجرا به طور معمول تجارت باشد و حتی وقتی جایزه کوچک به یک لس مبهم تحویل داده می شود ، به نظر می رسد که همه این سختی ها تعادل را در این جامعه گره خورده تثبیت می کند.

این خونسردی جدی وقتی قوچ جایزه Les با بیماری نادر و کشنده تشخیص داده می شود ، مقامات دولتی را مجبور به پاکسازی هر گوسفند در دره می کند ، و درایوهای فعال منحصر به فرد هر دو برادر را از بین می برد. ایده ویروس غیرقابل پیش بینی که اخلال در شیوه طبیعی زندگی ما را ایجاد کند ، امسال با یک وحشت غیرمنتظره ای روبرو می شود ، اما ژول دانکنفیلمنامه بار دیگر تأکید می کند که در تاریک ترین لحظه های انکارناپذیر ما زمانی است که بهترین انسان ها توانایی درخشش درخشان را دارند.

پیش از قوچ اکران نمایشی استرالیا در 22 اکتبر ، من فرصتی برای گفتگو داشتم قوچ کارگردان جرمی سیمز درباره اقتباس درام اصلی ایسلندی ، کیفیت بی انتهای کوه بارکر و کار با آن مایکل کاتونطرف دراماتیک است.

الکس لاینز برای تحقیق در مورد فیلم: من در مصاحبه ای در سال 2018 که درست قبل از فیلمبرداری رامس نوشته شده بود ، خوانده ام که فرصتی برای ملاقات با گریمور هاونکارسون نداشته اید ، اما اشاره کردید که او بسیار مشارکت داشت – می خواستم از شما بپرسم از آن زمان توانسته اید با او ملاقات کنید و آیا او فیلم را دیده است؟

جرمی سیمز: خوب ، جواب این است که من با او ملاقات نکرده ام. من علاقه ای به صحبت قبلی با او نداشتم زیرا می خواستم فیلم خودم را بسازم. شناخت من از فیلم واقعاً از دیدن آن در جشنواره ها هنگام تور بود آخرین کابین به داروین. سپس فکر کردم ، نگاه کن ، من به اندازه کافی آن را می دانم تا اکنون روی نسخه ما کار کنیم.

اما تولیدکنندگان ، ژانله و آیدان، دوستان خوبی با او هستند و آنها در تمام مراحل با هم در ارتباط بودند و او مجبور شد پیش نویس های متن متن را بخواند. همه ما قرار بود دور هم جمع شویم و فیلم را ببینیم اگر ویروس نبود. ما احتمالاً در یک بار در جایی در اسکاندیناوی بوده ایم که احتمالاً درباره آن صحبت کرده ایم ، بنابراین شرم آور است. من دوست دارم او را ملاقات کنم و می دانم که او فیلم را دوست دارد.

منبع: Roadshow Films

احساس می کنید تغییر تنظیمات از این نوع حومه سرد ایسلندی به محیط خشک استرالیای غربی که روی مواد یا زیر متن شخصیت ها و روابط مرکزی آنها تأثیر داشته باشد ، احساس می کنید؟

جرمی سیمز: فکر نمی کنم در واقع روی آن تأثیر بگذارد. آن داستان ، داستان دو برادر ، در اصل ، یک حماسه ایسلندی است. این داستان از همان داستان داستان قابیل و هابیل می آید و هر فرهنگ دیگری این داستان دو برادر را دارد ، در بیشتر فرهنگ های غربی با این ایده که پسران از پدر به ارث می برند ، تنظیم شده است. بنابراین ایده دو پسر که کاملاً مخالف یکدیگر هستند و یکی مورد پسند پدر است و دیگری این نیست که وقتی به آنها واگذار شد با یکدیگر جنگ کنند ، این داستان از هزاران و هزاران سال پیش وجود داشته است.

بنابراین، هنگامی که گریمور شروع به کار بر روی نسخه اصلی کرد قوچ، او در حال کپی برداری از یک حماسه بود که با آن بزرگ شده بود و عمویش به او گفت. من فقط از این منظر به آن نزدیک شدم ، خوب ، من این حماسه را به من منتقل کرده ام ، بنابراین می خواهم آن را بگویم. تا آنجا که دو مرد در کشور منزوی بودند ، وقتی به مردم در کوه بارکر گفتیم که ما در حال ساخت یک فیلم در مورد دو برادر هستیم که 40 سال صحبت نکرده اند و آنها مزرعه خود را از وسط تقسیم کرده اند ، او گفت ، ” اوه ، شما آن را در مورد پیت و دیو ساختید که هر کجا زندگی می کرد. ” همه داستان را تشخیص می دهند. از این منظر ، خواه گرمای طاقت فرسای تابستان استرالیای غربی باشد یا سرمای یخ زده زمستان ایسلندی ، آن قسمت ، طبیعت همان نقشی را که در نسخه اصلی فیلم داشت ، در نسخه من بازی کرد.

یکی از جنبه های رسمی این فیلم که می خواستم به آن بپردازم کیفیت پایین و تاریخی کوه بارکر و شخصیت های مختلف آن بود. احساس گم شدن در زمان ، به ندرت تلفن همراه یا دال مدرن را می بینید ، اگر به من بگویید این فیلم در دهه 80 یا 90 تنظیم شده است ، من به شما باور می کنم آیا احساس کردید که این کیفیت آنالوگ عامل مهمی در تحقق این جهان و ساکنان آن است؟

جرمی سیمز: خوب ، مطمئناً اوایل می دانستیم که هیچ یک از قهرمانان اصلی ما تلفن های همراه را دوست ندارند. آنها پیرمردهای تلفن خود هستند و یک بار من با آنها کار کردم کلیتون جونسی از نگاه فیلم ، من مطمئناً نمی خواستم به جایی برسم که بگویم ، “خوب ، چرا آنها فقط او را صدا نمی کنند؟” این که او می خواهد تلفنش را با او در وسط مزرعه گوسفند داشته باشد. ما فقط از این فرض رفتیم که آنها تلفن حمل نمی کنند.

و اگر به شهرهای روستای استرالیای غربی رفته باشید ، در بیشتر موارد ، اگر وسایل نقلیه را از آن خارج کنید ، به نظر می رسد که در دهه 70 یا 80 هستند. Mount Barker یک شهر زیبا است و داستان پیرامون ایده های مدرن نبوده ، اگرچه معلوم شد که ما نمی توانستیم با یک بیماری همه گیر مدرن تر باشیم. جالب است که آن را برداشتید ، اما بله ، ما عمداً این کار را کردیم. ما نمی خواستیم دنیای مدرن را بسازیم. ما نمی خواستیم فناوری مدرن را در این فیلم مطرح کنیم.

بین این و آخرین کابین به داروین، شما واقعاً توانسته اید از گوشت خارج شوید و توجه اصلی را بر روی خردهای دراماتیک مایکل کاتون قرار دهید ، که فکر می کنم هنوز شخصیت ملی خنده دار یقه آبی بودن را به همراه دارد ، بنابراین به عنوان یک بازیگر خود ، چگونه می توانید با تغییر شکل آن شخصیت در این نقشهای قابل اندازه گیری بیشتر؟

جرمی سیمز: اوه ، ببین ، برای من خیلی خوب بوده است که مردم او را به عنوان پسری می بینند قلعه یا عمو هری در تلویزیون. از آنجا که من به عنوان بازیگر با او کار کرده ام ، فقط می دانستم که او چقدر ماهر است. این واقعا دشوار است که برای مردم توضیح داده شود ، مهارت این است که جلوی دوربین بروید و بدانید کجا هستید و چه کاری انجام دهید و چگونه چیزهای کوچکی را که یک داستان را بازتاب می دهند منعکس کنید. مهارت های او در کشور ما بی نظیر است. او یکی از باتجربه ترین بازیگران اکران است و همینطور است سام برای این موضوع سپس شما اضافه می کنید میراندا ریچاردسون به مخلوط می پردازید و شما می خواهید مانند رولز رویس کارگردانی کنید.

برای من ، دانستن مایکل خوب ، دانستن اینکه او چنین پتانسیلی دارد ، واقعی است مایکل کاتون انسان متفکر ، جالب ، بی ثباتی است. او یک جنبه تاریک دارد و از نوشیدنی هم بدش نمی آید ، بنابراین این شخصیت ، اگرچه برای مخاطبانی که می دانند یک کشش است مایکل کاتون، من می دانستم که او به اندازه کافی از این شخصیت شناخت دارد. و او در کشور بزرگ شد و خانواده ای دارد که با یکدیگر صحبت نمی کنند. منظورم این است که او همه این مطالب را درک کرده است. من واقعاً متعجب هستم که مردم از این که او در کارش بسیار خوب است شوکه شده اند زیرا من می دانستم که چنین خواهد شد.

منبع: Roadshow Films

من فکر می کنم این همه چیز کمدین است ، مانند جیم کری یا رابین ویلیامز که می روند ، “اوه ، وای”. به دلایلی احساس تعجب می کند.

جرمی سیمز: همه کمدین ها با تاریکی کار می کنند. به همین دلیل آنها خنده دار هستند. اگر به واژه نامه ستاره های فیلم آمریکایی در 30 سال گذشته نگاه کنید ، 90٪ از مردان ستاره فیلم های آمریکایی وقتی شروع به کار می کنند ، کمیک استندآپ هستند زیرا به دنیا نگاه می کنند و می روند ، “آیا این موضوع گنگ نیست” آنها به آن نزدیک می شوند نگاه کن کاتون فقط یک بازیگر واقعا دوست داشتنی است و او را جذب می کند و سام با هم شاید بهترین کارگردانی باشد که روی این فیلم انجام دادم ، من سخت تلاش کردم تا آنها را جمع کنم.

شما قبلاً آن را لمس کردید ، اما احساس می کنید که بازدیدهای فیلم اکنون از این زمان خاص متفاوت است؟

جرمی سیمز: من از افرادی که آن را می بینند ، مشکوک شده ام که به نمایشگاه ها و کارهای روز پدر رفته اند ، من گمان می کنم که فقط نمی تواند به موقع تر باشد.

نوعی عجیب است. منظورم این است که ای کاش فرصتی بیشتر برای آن وجود داشت تا بتواند اعدادی را انجام دهد که فکر می کنم اگر تمام سینماها کاملاً افتتاح شود و همه ما با خوشحالی به سینماها برویم می توانست این تعداد را انجام دهد. اما من فکر می کنم آنها به اندازه کافی باز خواهند بود تا مردم بگویند: “اوه ، من نمی خواهم بروم و یک فیلم تاریک ببینم. من هم نمی خواهم بروم و یک کمدی احمقانه ببینم. من چیزی می خواهم که در آن جایی که اکنون در جهان هستیم صحبت کند. “

و به اندازه کافی عجیب ، این فیلم انجام می دهد. این جامعه با برخی از مسائل واقعاً بزرگ دست و پنجه نرم می کند و همه آنها انسان هستند و همه در حال بحث هستند که پاسخ صحیح به این همه گیری که با آن روبرو هستیم چیست. بنابراین بین آتش سوزی بوته ها و یک بیماری ویروسی که چیزهایی را که آنها دوست دارند از بین می برد ، ما تقریباً پول زیادی را صرف کرده ایم.

استعلام فیلم از جرمی سیمز تشکر می کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کرد.

Rams در تاریخ 22 اکتبر 2020 به سینماهای استرالیا می رود.


رم ها را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم Fantasia 2020: اشیاER کاغذی

به دلایلی که بیش از واضح است ، سینمای ورزش های رزمی همیشه در اوج قدرت جسمی خود بر شخصیت ها تمرکز کرده است. نشستن Ip Man 4: The Finale، فراموش کردن آن آسان است دونی ین در واقع در اواخر پنجاه سالگی است ، اما هنوز هم با همان سطح ظرافتی که برای اولین فیلم فرانچایز ، بیش از یک دهه پیش انجام داد ، حرکت می کند. و علی رغم اینکه اوایل سال تقویم 66 ساله شد ، جکی چان قرار است در یکی دیگر از بازی کند داستان پلیس فیلم (در حال حاضر برای اکران 2022 تنظیم شده است).

این واقعیت که به نظر می رسد سن در این نوع فیلم ها ارز بی معنی است ، مطمئناً شاهدی بر تعهد مجریان فوق در حفظ هیکل آنها است. اما همچنین به ماهیت تحول آفرین سینما اشاره دارد و اینکه این رسانه چگونه باعث می شود چین و چروک ها و لک هایی که بدن انسان با گذشت زمان تحمل می کند را فراموش کنید. که در ببرهای کاغذی، بائو ترنس هیچ قصدی برای پنهان کردن این نقص ها ندارد ، و واقعیت های تلاشگر یک رزمی کار پیر را کاملاً پذیرفته است. نتیجه فیلمی است که در واقعیت احساس عجیب و غریبی می کند ، در حالی که هنوز هم قادر به ایجاد حس تخیل است که انتظار می رود از ژانر ورزش های رزمی انتظار داشته باشیم.

جشنواره فیلم Fantasia 2020: اشیاER کاغذی
منبع: جشنواره فیلم Fantasia

این فیلم سه اعجوبه قبلی کونگ فو را دنبال می کند – دنی (آلن یوی) ، هینگ (ران یوان) ، و جیم (میکل شانون جنکینز) – که پس از مرگ استاد سابق خود ، سیفو چونگ دوباره به هم پیوستند (راجر یوان) حتی اگر رابطه آنها با یکدیگر مخدوش باشد ، آنها مجبور می شوند که گلایه های خود را کنار بگذارند تا مشخص کنند دقیقاً چه اتفاقی برای استاد افتاده آنها افتاده است ، و چه کسی ممکن است مسئول مرگ وی باشد. این باعث می شود آنها دوباره با صحنه هنرهای رزمی شهر در ارتباط باشند ، با صفحه متیو ارائه یک عملکرد بسیار به یاد ماندنی به عنوان یک رقیب رسمی دوست داشتنی.

قاب بندی زمان به عنوان دشمن

از همان لحظه اول که می بینیم هینگ لنگش را به روی بزرگراه دنی می اندازد ، مشخص است که زمان یک دشمن است ببرهای کاغذی. این دلیلی است که قهرمانان فیلم در مقایسه با خود قبلی خود از نظر جسمی دچار کوتاهی می شوند و به عنوان مانع اصلی عمل می کنند که در نهایت باید از آن عبور کنند. هر صحنه جنگ در فیلم به عنوان یک مبارزه فیزیکی برای این ورزشکاران سابق میانسال طراحی شده است اما در واقع تمثیلی برای پیگیری آنها به نوعی برگرداندن ساعت است. نه تنها معکوس کردن زمان بر روی بدن پیر ، بلکه در وضعیت روحی و روانی آنها ، که با گذشت سالها به همان اندازه خورده شده است.

جشنواره فیلم Fantasia 2020: اشیاER کاغذی
منبع: جشنواره فیلم Fantasia

این به ویژه در مورد دنی ، که زندگی شخصی خودش با پشیمانی های گذشته روبرو شده است ، صادق است ، این روابط از طریق رابطه ای که او با پسر خود دارد ، تقویت می شود. این مسئله همچنین در رابطه شکسته بین دنی ، هینگ و جیم نشان داده می شود ، که به نوبه خود ، در تعاملات فراق آنها با سیفو چونگ نیز تأثیر دارد. هر رابطه ای ، چه خوب و چه بد ، مجبور بوده است با آزمایش زمان ، که بزرگترین چالشی است که این شخصیت ها باید با آن روبرو شوند ، آب و هوا می شود. ترنس از زمان به عنوان شرور اصلی فیلم استفاده می کند و به آن اجازه می دهد تا در همه وجوه روایت خود نفوذ کند. بار جسمی زمان ممکن است بارزترین شاخه این درخت باشد ، اما مطمئناً تنها شاخه موجود نیست.

رقص و رقص که عمداً کامل نیست

وقتی نوبت به رقص اکشن فیلم می رسد ، کن کویتگوا وظیفه دشواری دارد که با ظرافتی که از یک فیلم هنرهای رزمی انتظار می رود ، بتواند واقعیت های سخت میانسال و نامناسب بودن را متعادل کند. دعوا باید به نظر برسد به سن آنها ، به اصطلاح ، در حالی که هنوز هم از نظر زیبایی شناسی دلپذیر است. این تعادل به وضوح بدست آمده است کویتگوا به طور مداوم کمبودهای هر جنگنده را به مخاطبان یادآوری می کند ، در حالی که هرگز به طور کامل از توانایی خود دور نمی شود

در بیشتر موارد ، هر ترکیبی مایع از ضربات و مشت با این تصدیق که این رگهای فیزیکی مسافت پیموده شده را طی سالها جمع کرده اند ، همسو می شود. مسافت پیموده شده خود اغلب از طریق بسیاری از لحظات خنده دار فیلم به تصویر کشیده می شود ، همه در حالی که درجه ای از جدیت را حفظ می کنید که هرگز صحنه ای را به هیچ وجه از تمسخر خارج نمی کند. تقریباً یک کیفیت ضربات دفاعی در کوروگرافی اکشن فیلم وجود دارد ، که شاید یک اشاره به فیلم های اکشن کلاسیک هنگ کنگی باشد که تران با تماشای آن بزرگ شده است. وای و یوان به ویژه در نمایش تسلط و مبارزه در صحنه های مبارزه مربوطه ، که کاملاً متناسب است ، چشمگیر هستند ببرهای کاغذیموضوع اصلی روایت

افکار نهایی

یک قدم به عقب ، آنچه باعث می شود ببرهای کاغذی چنین فیلمی منحصر به فرد این است که فیلم های جمعیتی خاصی را ضبط می کند که بندرت (هرگز) روی صفحه می بینیم. یعنی گروهی از ورزشکاران پیر که هنوز علاقه زیادی به ورزش های رزمی دارند اما دیگر نمونه های بدنی گذشته نیستند. انداختن این داستان در محیطی در آمریکای شمالی فقط آن را خاص تر می کند ، و ترنس واقعاً به عنوان یک کارگردان که دست به دستکاری می کند و به طناب شخصی برای او برخورد می کند ، می درخشد. حتی بدون خواندن یادداشت های مطبوعاتی فیلم ، ببرهای کاغذی با یک احساس اشتیاق ساخته شده است که فقط می تواند ناشی از یک فیلمساز باشد که مشتاق بیان خلاقیت صمیمی خود است. ترنس آن وسیله بیان را در می یابد ببرهای کاغذی، که مطمئناً برای اولین حضور در یک فیلم سینمایی چشمگیر است. دنیا مشتاقانه منتظر کار بعدی او خواهد بود.


ببرهای کاغذی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ویلسون کوونگ

ویلسون کوونگ

ویلسون یک علاقه مند به سینما است که از تورنتو کانادا خارج است. او با نوشتن افکار تصادفی درباره سینما در اینترنت از کار روزانه خود فرار می کند. اگرچه او تمایل زیادی به سینمای هنگ کنگ دارد ، اما خود را به طور كلی مدافع سینمای آسیا می داند. او از سال 2005 هر ساله در جشنواره بین المللی فیلم تورنتو شرکت می کند و کارهای بیشتری را می توان در وب سایت وی یافت: www.wilson-kwong.com.

جشنواره فیلم سارایوو 2020: مصاحبه با کارگردان مارتین ترک از نفس کشیدن فراموش نکن

با کارگردان ایتالیو اسلوونیایی نشستیم مارتین ترک به دنبال نمایش جدیدترین نفس را فراموش نکنید در نسخه آنلاین جشنواره فیلم سارایوو. در این مصاحبه ، او در مورد طعم درست و حسابی عشق جوان ، هویت پیچیده خود و چالش های سینما در دوره COVID بحث می کند. نفس را فراموش نکنید ، ویژگی دوم او یک اکتشاف نیمه اتوبیوگرافی از برادری و شروع وحشتناک اولین شیفتگی است که در یک شهر استانی اسلوونی تنظیم شده است.

مونیک برای استعلام فیلم: سلام مارتین! از اینکه امروز در فیلم Inquiry با ما صحبت کردید متشکریم. به نظر من تفاوت فاحشی بین زیبایی و حتی خلق و خوی وجود دارد نفس را فراموش نکنید و اولین ویژگی شما با کلماتت به من غذا بده

مارتین ترک: اکنون من پنج فیلم با همان DOP کار کرده ام ، دو ویژگی و سه فیلم کوتاه ساخته ام و هر بار ایده ما این است ، بیایید چیز دیگری بسازیم ، بیایید سراغ چیزهای مختلف برویم ، بگذارید خودمان را تکرار نکنیم. این ایده من با این پروژه بود ، اما با داستان نیز در ارتباط است ، من می خواستم از نظر بصری ، چیزی شاعرانه تر ، کمی خارج از زمان داشته باشم. بنابراین ، روش کاملاً متفاوت بود. در حال نوشتن ، برخی ایده های تصویری وجود داشت و ما خیلی زود گفتگوها را با DOP آغاز کردیم. می توانم بگویم برخی از ایده هایی که در این فیلم وجود دارد ، چندین سال پیش در یک فیلم کوتاه امتحان کردم. من همیشه سعی می کنم متفاوت باشم ، حوصله ندارم چیزهای مشابه را جستجو کنم.

نفس را فراموش نکنید کلمن های جوان را در تلاقی بین برادری و حسادت در تابستانی کاملاً مناسب قرار می دهد. اولین آرزو با چه بود نفس را فراموش نکنید؟ آیا عناصری از داستان های خودکار وجود دارد؟

مارتین ترک: ایده آغازین فیلم کمی زندگی نامه است زیرا این رابطه بین عشق اول دو برادر و برادران است که باعث نابودی این وضعیت بت پرست می شود. این چیزی است که برای من و برادرم در سن پانزده سالگی اتفاق افتاده است. بنابراین این ایده که ، وقتی پانزده ساله هستی ، همه چیز از روزی به روز دیگر تغییر می کند ، انگیزه ای بود که به من انگیزه داد ، شروع به تجدیدنظر در گذشته خود کنم ، و در عین حال پانزده سالگی یعنی چه و آیا همه چیز تغییر کرده است؟ بنابراین این ایده ای بود که من می خواستم به تصویر بکشم ، اما در عین حال باید یک فیلم در مورد بزرگسالی داشته باشم که یک فیلم کودکانه نیست ، اما به روشی جدی و جدی به آن نزدیک می شود.

جشنواره فیلم سارایوو 2020: مصاحبه با کارگردان مارتین ترک از نفس کشیدن فراموش نکن
منبع: جشنواره فیلم سارایوو

بعضی اوقات در اسلوونی با این مشکل روبرو می شویم که بعضی اوقات آنها برای مخاطبان جوان فیلم هایی می سازند که بیش از حد کودکانه هستند و نوجوانانی که اساساً افراد بالغ هستند را دست کم می گیرند. بنابراین من می خواستم شخصیت های پیچیده تری داشته باشم ، که تصمیم می گیرند و می توانند چیزها را تغییر دهند ، نه فقط سیاه و سفید. همچنین روابط و رویکرد جنسی ، همه این موارد ممکن است پیچیده تر باشد. من می خواهم اینطور باشد که یک نوجوان بتواند این را تماشا کند ، اما یک بزرگسال نیز می تواند به گذشته خود فکر کند. بنابراین همه می توانند فیلم را ببینند.

هر دو فیلم در سطح ناخوشایند با هویت اسلوونیایی مبارزه می کنند ، چگونه این مضمون با فیلم شناسی شما گره می خورد؟

مارتین ترک: اساساً ، همه فیلم های من ، با کلماتت به من غذا بده تا حدی در ایتالیا و اسلوونی تیرباران شد ، اما می دانید ، من خودم را اسلوونیایی احساس می کنم. والدین من اسلوونیایی هستند ، ما اسلوونیایی صحبت می کنیم ، اما من بسیار با فرهنگ ایتالیایی ارتباط دارم. من در ایتالیا بزرگ شدم ، اما اساساً اسلوونیایی هستم. من هر دو پاسپورت دارم و هر هفته دوم به ایتالیا می روم زیرا پدر و مادرم در آنجا زندگی می کنند. من با ایتالیا بسیار ارتباط دارم ، اما فیلم های من فیلم های اسلوونیایی هستند. حالا ، در چند سال آینده ، من دوست دارم فیلم های ایتالیایی بسازم ، با افرادی که ایتالیایی صحبت می کنند ، بنابراین من دوست دارم بازار ایتالیا را امتحان کنم.

یک روز خوب، فیلم قبلی من ، یک فیلم بوسنیایی بود که برای تلویزیون ترکیه در سارایوو ساختم. این فیلم توسط جشنواره فیلم سارایوو تولید شده است. و این هم چیز است ، من یک فیلم در بوسنی ساخته ام و اکنون می خواهم در ایتالیا یک فیلم بسازم. فقط برای تجربه مکان های دیگر کار.

حضور در اکران فیلم در جشنواره فیلم سارایوو در یک سال راکد در سطح جهانی چگونه بود؟

مارتین ترک: روما [Film Festival] برتر بود سارایوو یکی از جشنواره ها بود ، این فیلم قبلاً در برخی از جشنواره ها سفر کرده بود. فکر می کنم نکته خوب و خوب این سارایوو آنلاین بودن آن بود ، بنابراین همه از سراسر دنیا می توانستند آن را تماشا کنند. من کمی غمگین هستم زیرا سارایوو جشنواره بسیار شگفت انگیزی است با چنین فضای خوب و مخاطبان بسیار خوبی ، بنابراین من از اینکه هیچ نمایش زنده ای وجود ندارد کمی ناراحتم. اما در طرف دیگر این امکان برای افرادی مثل شما وجود داشت که می توانند از هرجایی فیلم را تماشا کنند. بنابراین ، می دانید ، شما باید این را بپذیرید ، روش های ارائه فیلم ها اکنون ، متفاوت از چندین سال پیش است.

فیلم بعدی به کجا می رود؟

مارتین ترک: فعلا هیچی ظرف یک ماه جشنواره ملی در اسلوونی خواهیم داشت. من دقیقاً نمی دانم کجا خواهد بود. پیش از این توسط تلویزیون ایتالیایی و کرواسی و تلویزیون اسلوونی به طور مشترک تولید شده بود و فکر می کنم توسط یک توزیع کننده چینی و لیتوانیایی توزیع شده باشد. ما امیدوار بودیم که این فرصت برای رفتن به سینماها فراهم شود ، اما البته ، ما نمی دانیم که وضعیت سینماها ظرف یک ماه آینده رقم خواهد خورد. همچنین ، ما امیدواریم که نماینده فروش بتواند حقوق را بفروشد.

جشنواره فیلم سارایوو 2020: مصاحبه با کارگردان مارتین ترک از نفس کشیدن فراموش نکن
منبع: جشنواره فیلم سارایوو

تصاویر کاملاً چشمگیر است و نوع خاصی از مالیخولیای ایدیلیک را ترسیم می کند ، آیا فیلم شناسی خاص یا خاطرات خاصی وجود دارد که به شما و DOP رادیسلاو جووانف گونزو الهام بخش باشد؟

مارتین ترک: بگذارید بگوییم که هنگام نوشتن سه فیلم در ذهن داشتم: عسل آمریکایی، گل و لای و افسانه خواب آمریکایی. اما از طرف دیگر ، من شیوه کار بسیار خاصی دارم زیرا معمولاً موسیقی متن فیلم را در ذهنم می سازم. من آهنگ هایی را پخش می کنم که فضای مطلوبی را دارند که می خواهم و در طول مراحل نوشتن این آهنگ ها را گوش می دهم. این به ذهن من کمک می کند تا چیزها را تجسم کند. DOP من [Radislav Jovanov Gonzo] همچنین بسیار به موسیقی وابسته است ، ما از طریق آهنگ ها و با جو صحبت می کنیم. بگذارید مثلاً بگوییم ، بگذارید این را بسازیم تقسیم شادی جو بنابراین بیشتر مربوط به جو و احساسات است. و وقتی می نوشتم ، تمام وقت می خواستم از آهنگ های کوکتو دوقلوها. این حال و هوای شاعرانه ای بود که تمام مدت در ذهنم بود. و همچنین آهنگساز من Teho Teardo چند قطعه را قبل از شروع تیراندازی نوشتیم. بنابراین این روش کار بسیار پیچیده است ، من فکر می کنم این یک الهام بخش است و همچنین من و DOP ده سال با یکدیگر آشنا هستیم ، ما قبل از تیراندازی خیلی کار نکردیم ، ما از یک صفحه داستان استفاده نمی کنیم ، ما در ذهن داریم مکانی که در مجموعه ایجاد کردیم.

برای موسیقی متن ، از کجا می دانستید که می خواهید Teho Teardo آهنگ را بنویسد؟

مارتین ترک: همسرم به یک کنسرت در لوبلیانا رفت و وقتی به خانه آمد گفت ، فکر می کنم Teho Teardo باید موسیقی فیلم شما را بسازد. بنابراین من گفتم ، خوب ، شاید. من با او تماس گرفتم ، و از آنجا که او بسیار کار می کند ، به عنوان مثال با او کار کرد سورنتینو، او گفت ، “خوب ، اول من فیلمنامه را می خوانم ، و اگر دوست داشته باشم با شما کار می کنم.” و بعد از یک هفته او گفت ، “من فیلمنامه را خواندم ، آن را دوست داشتم ، با آن کار می کنم تو یک موسیقی متن 40 دقیقه ای ساخت و ایده های خود را برای فیلمنامه ارسال کرد ، بنابراین من برای اولین بار چیزی داشتم قبل از شروع فیلمبرداری.

پس زمینه حومه اسلوونی ، تپه های نوردی و رودخانه ها تقریباً به خودی خود به یک شخصیت تبدیل می شود ، چرا این مکان را انتخاب کردید؟

مارتین ترک: این مکان محل زندگی همسرم است. من فیلمنامه را در این مکان نوشتم ، مکان ها را می شناختم ، تمام آنچه در فیلم نامه نوشتم همین مکان ها بود – همچنین حومه ای است که در فیلم های اسلوونی واقعاً استفاده نمی شود. فقط یک فیلم در اینجا فیلمبرداری شده است ، و این مکانی است بسیار واقعی ، بسیار باز ، برای من بسیار مهم است و برای شخصیت مهم است ، هر زمان که او با مشکلی روبرو شود به طبیعت می رود ، به رودخانه ها می رود ، بنابراین بسیار با این ارتباط دارد چشم انداز. برای من ، این یکی از شخصیت های اصلی بود ، رودخانه با همه چیز ارتباط زیادی دارد ، فکر می کنم خیلی خوب کار کرد ، عکسبرداری در آنجا بسیار خوب بود ، جو با خدمه بسیار خوب بود. خیلی راحت بود.

من فهمیدم که فیلمبرداری شما ساختار روایی کاملا جالبی دارد ، می توانید کمی در این باره به من بگویید ، روند کار چگونه است؟

جشنواره فیلم سارایوو 2020: مصاحبه با کارگردان مارتین ترک از نفس کشیدن فراموش نکن
منبع: جشنواره فیلم سارایوو

مارتین ترک: نمی دانم چون این فیلم از آن جهت که شخصی بسیار شخصی است داستانی طولانی داشت و از اتفاقی که برای من افتاده شروع شد. اول ، این ایده برای یک فیلم کوتاه بود که من بیست و یک ساله بودم و در مدرسه فیلم درس می خواندم ، اما قدرت نوشتن کامل آن را نداشتم. بنابراین آن را کنار گذاشتم. من به داستان بازگشتم ، فکر می کنم در سال 2011 ، زیرا همسرم ، تهیه کننده پروژه ، این ایده را دوست داشت و گفت ، شما باید آن را دوباره راه اندازی کنید ، این یک داستان خوب است. و سپس در سال 2011 ، اولین پیش نویس را نوشتم و متوقف شدم. من نتوانستم بیش از یک پیش نویس بسازم و در سال 2016 دوباره به داستان بازگشتم ، اما به جایی نرسید ، بنابراین از یک دوست خواستم که با هم بنویسد ، تا به ساختاری که اکنون است برسد. طرح اصلی البته اکثراً همان پیش نویس اول است. طرح اصلی: دو برادر ؛ دختری که می آید و همه چیز را نابود می کند. ایده این بود که همیشه در کنار شخصیت اصلی باشیم و شرایط او را درک کنیم ، گاهی اوقات او بسیار شرور است ، اما این به این دلیل است که او جوان است و نمی داند چگونه احساسات خود را درک کند.

کار با بازیگران چگونه بود ، آیا موانع زبانی وجود دارد؟

مارتین ترک: مانع زبان مشکلی ندارد ، من از اقلیت اسلوونیایی در ایتالیا هستم. من در ایتالیا متولد و بزرگ شدم ، اما وقتی بیست ساله بودم برای تحصیل در لیوبلیانا رفتم. تمام زندگی من دو زبانه بوده ام ، بنابراین ایتالیایی و اسلوونیایی را در یک سطح صحبت می کنم ، بگذارید بگوییم مانند آن madrelingua بنابراین زبان مسئله ای نیست. DOP من کرواتی است ، بنابراین من صربستانی-کرواتی صحبت می کنم. ما در یافتن بازیگران کار بسیار طولانی داشتیم و روزهای کاری بسیار طولانی داشتیم. اسلوونی بسیار کوچک است بنابراین آسان نیست. از یک منظر ، کوچکتر است ، اما در طرف دیگر سعی کردم شخصیت هایی را به یاد خودم بیاورم و بازیگرانی که شبیه شخصیت ها باشند.

و سپس من یک کارگردان تئاتر داشتم که به من کمک کرد تا با بچه ها کار کنم ، ما سه ماه با آنها کار کردیم تا زمان تصویربرداری. بسیار مهم بود که آنها در این سه ماه در کنار هم بودند ، بنابراین این احساس را داشتند که خانواده هستند. دو بازیگر اصلی که نقش برادران را بازی می کردند ، با هم تنیس بازی می کردند ، می رفتند با هم غذا بخورند ، با هم بازی می کردند. آنها مجبور بودند که از قبل با احساس نسبت به یکدیگر به تیراندازی بیایند. آنها همچنین باید یاد بگیرند که تنیس بازی کنند ، برای رانندگی ، دختر بزرگتر باید رقصیدن را یاد بگیرد. آنها باید آماده باشند ، بدون بداهه پردازی ، تا من و DOP بتوانیم در صحنه فیلم خلق کنیم. اما کار خوبی بود ، بازیگران بسیار حرفه ای بودند.

این مسئله من را به س finalال آخر من می رساند: چه انتظاراتی در آینده داریم ، آیا پروژه های دیگری در دست ساخت است؟

مارتین ترک: اکنون با این ویروس کرونا ویروسی یک وضعیت پیچیده است ، ما لحظه ای داریم که همه چیز کاملا مسدود شده است. به دلیل این بحران ، پول زیادی برای فرهنگ وجود ندارد ، اکنون کمی پیچیده است. من همچنین شروع به تدریس در دانشگاه نوا گوریکا کردم. من یک متن جدید با دوستی نوشتم که در ایتالیا ، در مرز اسلوونی و ایتالیا قرار خواهد گرفت ، این مشکلی است که ما داریم ، هویت اسلوونی در ایتالیا. بنابراین امیدوارم که کارساز باشد و در چند سال آینده مقداری پول بدست آوریم. همانطور که می دانید تهیه فیلم بسیار آسان نیست. اکنون می خواهم به محلی که در آن متولد شده ام برگردم ، می خواهم جستجو کنم و داستان معنای زندگی در مرزها را تعریف کنم ، جایی که در آن آمیخته است و جوامع زیادی وجود دارد.

این بازگشت من به چیزهایی است که من را به گذشته مرتبط کرده است.

تحقیق فیلم از مارتین ترک و فروید برای تنظیم مصاحبه تشکر می کند.


سازمان دیده بان فراموش نکنید که نفس می کشید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مصاحبه با Chyna Robinson ، مدیر NO ORDINARY LOVE

سال گذشته ، Chyna Robinson جهت دار نه یک عشق معمولی، یک هیجان جذاب در مورد دو زن در ازدواج های سو in استفاده. این مخاطب خود را بین دو تجربه بسیار متفاوت ، اما بسیار واقعی از خشونت شریک زندگی صمیمی متمرکز می کند. ما قهرمانان آن را دنبال می كنیم زیرا آنها متوجه می شوند كه آنها در معرض خطر هستند ، و ما در حال تعلیق احشایی هستیم كه آنها فرار را در نظر می گیرند. نه یک عشق معمولی با واقعیت های زشت بسیاری از روابط سو ab استفاده کننده روبرو می شود ، زیرا دوستان و خانواده بازماندگان و همچنین م institutionsسساتی که ظاهراً مفید هستند ، با سو استفاده مشارکت می کنند.

نه یک عشق معمولی در چندین جشنواره فیلم برنده جایزه شد و یکی از 21 فیلم سینمایی آمریکایی بود که در بیست و چهارمین جشنواره سالانه فیلم سیاه آمریکا نشان داده شد. رابینسون ، خارج از مدار جشنواره او ، به همان اندازه که در فیلمنامه نویسی و کارگردانی اش بصیرت دارد.

فرانسس مائورر برای تحقیق در مورد فیلم: بسیار ممنونم که به نمایندگی از فیلم تحقیق با من صحبت کردید. دیدار شما بسیار خوب است! تبریک می گویم برنده جایزه و نامزدی شما نه یک عشق معمولی.

Chyna Robinson: متشکرم!

بگذارید ابتدا در مورد مضامین به طور خلاصه صحبت کنیم: کسی باید چه چیزی را برای ورود به فیلم بداند؟

Chyna Robinson: خوب، نه یک عشق معمولی داستان دو زنی است که متوجه می شوند ازدواج های ایده آل آنها روندی خطرناک به خود گرفته است. هر دو شوهر این زنان یک راز کوچک کثیف دارند: آنها زندگی خود را به روشی متفاوت از زندگی پشت درهای بسته به جهانیان ارائه می دهند ، بنابراین حتی افرادی که به آنها نزدیک هستند نیز مشکوک نیستند که چه خبر است. برخی از مضامین عاشقانه و امید ، و همچنین دروغ ، اسرار و ترس در داخل این فیلم است که ما آن را هیجان مغزی می دانیم. ما واقعاً واقع بینانه به روابط دستکاری کننده و تهدید کننده زندگی که بخشی از خشونت شریک زندگی صمیمی است ، می نگریم.

مصاحبه با Chyna Robinson ، مدیر هیچ عشق عادی
منبع: فیلمهای CGB

خیلی تاریک است نحوه برخورد با چنین موضوعات تاریک و پیچیده ای برای اولین فیلم داستانی شما چگونه بود؟ روند شما در آنجا چطور بود؟

Chyna Robinson: خوب ، مسائل تاریک و سو abuse استفاده وجود دارد ، اما باز هم این تفاوت بین ساخت یک فیلم مستند و یک فیلم داستانی است. بنابراین با ایجاد تعادل بین این مسائل و صحنه هایی مانند آواز خواندن مادر و دختر در آشپزخانه ، لحظات خنده شدید و رقصیدن و عاشقانه بودن زیر نور شمع ، این کار را خوشایند کردم ، بنابراین در کل فیلم سو abuse استفاده فیزیکی بی امان وجود ندارد. به نوعی من آن را متعادل کردم بنابراین فقط یک فیلم تاریک نبود. این یک نگاه کاملا واقع بینانه در یک رابطه بود ، بنابراین لحظات خوب و لحظات نه چندان خوبی وجود دارد.

بله ، قطعاً طیف وسیعی از این روابط سمی را نشان داد. با توجه به آنچه شما گفتید ، تفاوت این فیلم سینمایی با یک مستند را که سو abuse استفاده یا روابط سمی را به تصویر می کشد چگونه می بینید؟ فکر می کنید استقبال متفاوتی از آنها می شود یا تأثیرات اجتماعی متفاوتی دارند؟

Chyna Robinson: قطعاً به طور متفاوتی از آنها پذیرایی می شود. مستندها راهی زیبا برای به اشتراک گذاشتن یک داستان با مخاطبان است. من فکر می کنم آنها واقعاً می توانند بسیار مثر باشند. اما من همچنین فکر می کنم که یک فیلم مستند در مورد سو aboutاستفاده بسیار دشوارتر از یک فیلم داستانی درباره همان موضوع است ، فقط به این دلیل که شما به زندگی شخصی که آن را پشت سر گذاشته یا آن را پشت سر گذاشته است نگاه می کنید و واقعاً قادر به فرار به آن جهان داستانی نیست. من توانستم مجوز خلاقیت بگیرم و یک داستان داستانی با شخصیت های خیالی بنویسم و ​​آن را برای افرادی که حتی به موضوعات اجتماعی ، به ویژه سو abuse استفاده علاقه مند نیستند ، سرگرم کننده کنم ، اما همچنین برای کسانی که هستند معتبر باشند. بنابراین در پایان ، فیلم ثابت کرده است که واقعاً برای همه نوع مخاطب روشنگر است. ما از طرف تماشاگران فیلم و بازماندگان سو abuse استفاده ، و طرفداران DV ، واقعاً بازخورد مثبت گرفته ایم [domestic violence] آگاهی نیز هست.

آیا احساس می کردید که چنین اثری با معنا و مفهوم اجتماعی را ایجاد می کنید یا گاهی اوقات طاقت فرسا است؟

Chyna Robinson: می دانید چه چیزی ، باید بگویم هنگام فیلمبرداری اصلاً طاقت فرسا نبود. روند تحقیق و نوشتن مقاله بسیار دشوارتر بود. من دو ماه به تحقیق درباره خشونت شریک زندگی صمیمی پرداختم ، با مردم صحبت کردم ، در دادگاه و مواردی از این دست با دادستان نشستم. اما وقتی پا به صحنه می گذارم ، کارگردان می شوم. متن در آن مرحله نوشته شده است. در آن زمان مسئولیت من این است که اطمینان حاصل کنم از نظر عاطفی بازیگران و عوامل فیلم خوب هستند و ما قادر به انجام کاری هستیم که برای ساخت فیلم باید انجام دهیم. بنابراین ایجاد روابط با خدمه و بازیگران بسیار مهم است تا ما به یکدیگر اعتماد داشته باشیم و با یکدیگر باز باشیم. و سپس برای نه یک عشق معمولی EP ما [executive producer] همیشه سر صحنه بود ، که معمولاً چنین نیست ، اما او واقعا یک سیستم پشتیبانی عظیم برای من بود.

مصاحبه با Chyna Robinson ، مدیر هیچ عشق عادی
منبع: فیلمهای CGB

و صحبت از بازیگران شما ، بازیگران و خدمه شما که من شنیده ام بسیار متنوع و توسط زنان هدایت شده است ، درست است؟

Chyna Robinson: آره کاملا ، آنها کاملا بودند. به عنوان یک فیلمساز زن سیاه پوست ، مهم است که من بتوانم داستانهایم را از دریچه منحصر به فرد خودم تعریف کنم. من قطعاً می خواهم در مورد سیاه پوستان و زنان سیاه پوست و خانواده های سیاه بنویسم ، اما فقط در اینجا متوقف نمی شود. من عاشق گفتن داستان های جهانی هستم ، و فقط یک چیز دنیا نیست. نه یک عشق معمولی یک داستان زن محور است ، که توسط زنان نوشته ، تولید ، کارگردانی ، ویرایش و از دیدگاه خانم های برجسته ما نشان داده شده است. برای من مهم است که زنان همان فرصت مشابه با همتایان ما را داشته باشند و داشتن یک بازیگر و خدمه متنوع نیز به همان اندازه مهم است. برای من واقعا دیوانه است که سیاه پوستان و سایر رنگین پوستان هنوز برای دستیابی به فرصت های برابر در صنعت می جنگند. اما در مجموعه ما ، ترکیبی زیبا از مردم را مقابل دوربین و پشت سر خود داشتیم.

این فوق العاده است شما در تحقیق خود برای ورود به دادگاه و انجام تحقیقات عملی زیادی اشاره کردید. چگونه دیگر این دیدگاه ها را که به شما کمک می کند چنین تجربیاتی از خشونت صمیمانه شریک زندگی را در این فیلم ایجاد کنید ، درگیر کردید؟

Chyna Robinson: خوب ، وقتی شروع به تحقیق کردم ، من یکی از افرادی بودم که وقتی به فکر سو abuse استفاده می افتادم ، به جسمانی فکر می کردم. فکر کردم فقط ضربه زدن ، لگد زدن و همه این موارد است. اما هر چه بیشتر بخوانم و بیشتر که با کارشناسان و بازماندگان سو abuse استفاده صحبت کنم ، بیشتر فهمیدم که سو abuseاستفاده اشکال بسیار مختلفی دارد. من می خواستم انواع مختلفی را که می توانم در فیلم وارد کنم بدون اینکه غیر واقعی جلوه کنم. من می خواستم داستان را از طریق دیدگاه های دو خانم برجسته خود تعریف کنم زیرا اغلب اوقات ، داستان های خشونت شریک زندگی صمیمی از دیدگاه مرد با یک کارگردان مرد روایت می شود. صدا دادن به زنان مهم بود. بنابراین ، در این تحقیق ، من با 23 زن بازمانده از سو abuse استفاده صحبت کردم ، و آنها نه تنها داستان های خود را برای من تعریف کردند ، بلکه ترس ها و تردیدهای خود در مورد ترک را برای من تعریف کردند. آنها قبل از اینکه حتی متوجه شوند در روابط سوus استفاده می کنند ، از عشقی که به سو ab استفاده کنندگان داشتند ، برای من گفتند. من از هیچ بخشی از داستانهای آنها استفاده نکردم ، اما شجاعت و صراحت آنها قطعاً به من کمک کرد تا واقع بینانه بنویسم.

این یک تحقیق عملی بسیار چشمگیر است.

Chyna Robinson: [Laughs] آره. سنگین بود اما کاملاً ارزشش را داشت.

به نظر شما فیلمسازان وظیفه دارند در کارهای خود به موضوعات اجتماعی از این قبیل بپردازند؟

Chyna Robinson: نه من فکر نمی کنم که آنها چنین کنند. من فکر می کنم که فیلمسازان وظیفه دارند در کار خود اخلاقی داشته باشند ، اما من مطمئناً فیلمنامه هایی را نوشتم و خواهم نوشت که لزوماً به موضوعات اجتماعی نمی پردازند. این ممکن است داستانی باشد برای فرار از خواب ، یا خندیدن. شما می دانید ، مانند یک داستان عاشقانه مناقصه با انتهای آب نبات. اما لازم نیست که همه مسائل اجتماعی در اطراف ما اتفاق بیفتد ، زیرا بسیاری از ما روز به روز آن را حمل می کنیم. بنابراین ما به فرار خود نیز نیاز داریم.

مصاحبه با Chyna Robinson ، مدیر هیچ عشق عادی
منبع: فیلمهای CGB

آیا وقتی می گویید اخلاقی ، منظور شما از لحاظ تولید ، درگیر کردن دیدگاه های مختلف است؟ این مثلاً در مورد یک فیلم عاشقانه یا یک فیلم اکشن چگونه صدق می کند؟

Chyna Robinson: وقتی می گویم “اخلاقی” ، منظورم این است که فرهنگ هنری زیادی در فرهنگ هنری دارد. و همه موافق نیستند ، و این خوب است زیرا ما دوباره مجوز خلاقیت داریم و داستان های تخیلی ایجاد می کنیم. اما برای من ، یک نکته پیش می آید که شما باید در گفتن مبارزه شخص دیگری دقیقاً مراقب باشید ، زیرا شما نمی توانید آن را درک کنید و آن را تجربه نکرده اید. یک جمله وجود دارد ، “قلم خود را در خون شخص دیگری فرو نبرید.” وقتی می گویم اخلاقی در مقابل غیراخلاقی است تقریباً همین است که من به آن اشاره می کنم.

فکر می کنم فیلم شما یک فیلم بسیار مهم است. شما به چه پیامی امید دارید نه یک عشق معمولی برای مخاطبان ارسال می شود؟

Chyna Robinson: خوب ، ما این فیلم را برای همه ، برای بازماندگان ، برای افرادی که فقط یک فیلم تعلیق خوب را دوست دارند ، ساخته ایم. پیامی که دوست داریم بینندگان با آن ترک کنند این است که به عزیزان خود توجه کنید ، کسانی را که مدتی است از آنها نشنیده اید بررسی کنید و پرچم های قرمز فیلم را از نظر ذهنی یادداشت کنید. در صورت نیاز روابط خود را دوباره ارزیابی کنید ، زیرا سو abuse استفاده همیشه کبودی به جا نمی گذارد.

وای. از بصیرت شما بسیار سپاسگزارم و دوباره به خاطر جشنواره جشنواره فیلم تبریک می گویم. آیا جایی وجود دارد که مخاطبان بتوانند از انتشار آن چشم پوشی کنند نه یک عشق معمولی؟

Chyna Robinson: ما در حال حاضر روی توزیع کار می کنیم ، اما در حال حاضر چند جشنواره آینده داریم. بعدی بیستمین جشنواره سالانه بین المللی فیلم کانزاس است که در ماه نوامبر اتفاق می افتد. ما همچنان به ارسال به روز رسانی در رسانه های اجتماعی خود ، بنابراین در فیس بوک ، اینستاگرام ، و توییتر. ما هر آنچه اتفاق می افتد ، به روز رسانی می کنیم ، با توزیع ، جشنواره های فیلم ، جوایز ، در پشت صحنه ، همه این موارد را می توان در رسانه های اجتماعی ما یافت.

تحقیق فیلم از Chyna Robinson برای وقت خود تشکر می کند.

هیچ عشق عادی در جشنواره فیلم سیاه آمریکا 2020 نمایش داده نمی شود و سپس در ماه نوامبر راهی جشنواره بین المللی فیلم کانزاس می شود. بدون عشق معمولی در فیس بوک ، اینستاگرام و توییتر!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم FrightFest 2020: مصاحبه با Francesco Giannini ، مدیر THE HALL

کلمه باور نکردنی هنگام فکر کردن به ذهن شما خطور می کند فرانچسکو جیانینیرا سالن. ارتباط فیلم و موازی بودن آن ضربه سختی خواهد زد. ذکر این نکته مهم است که نسخه فیلمی که فرصت دیدن آن را داشتم هنوز کامل نشده بود ، همه گیر کنونی باعث تاخیر در تولید پس از تولید شده است. اگرچه این هیچ کاری برای از بین بردن تأثیر یا ارتباط فیلم انجام نداد ، اما القا solid محکم تری را به ژانر ترسناک منتقل کرد.

من فرصت صحبت با جیانینی درباره انعکاس غیر منتظره فیلم او نسبت به همه گیری جهانی ، اهمیت توسعه شخصیت و تأثیراتی که از آن الهام گرفته است.

سلام. استفانی آرچر با استعلام فیلم. خیلی ممنون از اینکه امروز با من صحبت کردید و از فرصتی برای دیدن فیلم خود برخوردار شدید! اول و مهمترین ، باید بپرسم: آیا شما یک مسافر زمان هستید زیرا شباهت ها از وضعیت موجود تا گفت وگو کاملاً باورنکردنی است – منظور من ، باورنکردنی است.

فرانچسکو جیانینی: [laughs] نه ، من مسافر زمان نیستم. می دانید ، من فکر می کنم هنر قطعاً زندگی و زندگی منعکس کننده هنر است. درست؟ بنابراین ، هر فیلمی که فیلمساز توسعه می دهد ، پروژه های علمی تخیلی و آینده نگرانه ، همه ایده ها ، مفاهیم و داستان هایی هستند که ناخودآگاه در ذهن آنها زندگی کرده اند. می دانید ، شما همیشه به عنوان یک فیلمساز موارد خاصی را زیر سوال می برید ، ایده هایی که می خواهید براساس چیزهایی که در طول زندگی شما عبور می کنند ، توسعه دهید. درست؟ بنابراین فکر می کنم فیلمی مثل آن است سالن می دانید ، نه تنها یک بیماری همه گیر یا میزان انتشار ویروس ، بلکه فقط کنترل دولت و نحوه استفاده از رسانه به گونه ای است که مردم را دستکاری می کند و این مواردی است که همیشه خیلی به من علاقه مند بود

می دانید ، یکی از فیلم های مورد علاقه من در همه زمان ها فیلمی است به نام شبکه از سال 1976. من مطمئن نیستم که شما در مورد آن اطلاعاتی دارید ، اما واقعاً از زمان خود جلوتر بود. و این فقط درمورد کل پخش ، پخش کنندگان و همه این شرکتهای عظیم و عظیم و چگونگی کنترل آنها بر مردم و رسانه ها بود ، که چگونه میلیاردها دلار و افراد پشت این شرکت ها درآمد کسب می کنند. بنابراین در پایان روز ، قطعاً ایده هایی در زندگی و تجربیات من است. مانند 10 سال پیش ، به عنوان مثال ، وقتی H1N1 خارج بود و مردم در مورد گرفتن واکسن صحبت می کردند ، من در شرکتی کار می کردم که ما را ملزم به گرفتن واکسن می کرد و من مخالف آن بودم زیرا علاقه زیادی به استفاده از واکسن ها نداشتم. من ایده کامل واکسن ها را زیر سوال بردم – آیا شرکت های دارویی سعی می کنند میلیون ها دلار درآمد کسب کنند و آیا در واقع از ما محافظت می کند؟ 2001 ، 11 سپتامبر – شما به گذشته نگاه می کنید و همیشه توطئه ها و افکار وجود دارد. اکنون من نمی گویم که من یک تئوریسین توطئه هستم ، اما ذهن شنیدن هر دو طرف را آزاد دارم.

و من فقط از توده ها پیروی نمی کنم و از هنجارها پیروی نمی کنم. فقط این چیزی نبود که در تلویزیون به من گفته شود. من همیشه تاریخ و جامعه را بر اساس آن پایگاه اصلی زیر سال می بردم. من همچنین یک گرایش جامعه شناسی هستم. من فکر می کنم وقتی دانشگاه بودم ، جامعه شناسی موضوعی بود که واقعاً چشمم را به چگونگی کارکرد دنیا ، نهاد و ساختارهای جامعه و سپس نحوه اساساً اداره جهان ما باز کرد. من فکر می کنم جامعه شناسی قسمت بزرگی از کار من بود و فقط ذهنم را باز کرد تا یک تصویر ناب از همه چیز ببینم.

جشنواره فیلم Frightfest 2020: مصاحبه با فرانچسکو جیانینی ، مدیر THE HALL
منبع: جشنواره فیلم FrightFest

بنابراین وقتی شما در مورد سفر در زمان صحبت می کنید ، فکر می کنم این اتفاق می افتد گاهی اوقات وقتی شما در حال تماشای یک فیلم هستید و می گویید ، “خدای من ، این خیلی مهم است. این شخص قبل از اینکه واقعاً اتفاق بیفتد در مورد این صحبت می کرد “یا فیلمی مانند آن سرایت، این یک نوع متفاوت از فیلم است ، اما از نظر کل گسترش ، بیشتر در مورد یک پخش واقعی است و سپس به افکار پشت آن می پردازد. مردم همیشه به ایده ها و مفاهیم فکر می کنند ، این فقط یک مسئله زمان بندی است. و کاملاً اتفاق افتاده است که این اتفاق کاملاً اتفاقی بوده و بسیار کنایه آمیز است. و پس از آن زمان بندی ذهن شما را به باد می دهد و من هرگز در طی یک میلیون سال انتظار نداشتم که این اتفاق 12 ماه پس از فیلمبرداری رخ دهد. و این واقعاً سورئال است.

ذهن شما با هر لحظه مرتبط بودن به نوعی منفجر می شود. زیرا فقط ، بسیاری از موقعیت های روزانه منظم در آنجا اتفاق می افتد. و بسیاری از آنها بسیار تاسف آور است. و سپس این همه گیری را قرار می دهید ، همان مکانی که بسیاری از مردم احساس می کنند و از آن عبور می کنند. شما اشاره کردید که توانستید فیلم را قبل از همه گیری همه گیر به پایان برسانید. وقتی در حال گذراندن فیلم بودید و همه آن را با هم تدوین و تدوین می کردید ، پس از تولید همه گیر چگونه بود؟

فرانچسکو جیانینی: بنابراین اول از همه ، فقط برای اینکه بدانید ، مهم این است که ، زیرا من مطمئن نیستم که شما برشی را در این فیلم دیدید ، اما فقط بدانید که این فیلم در واقع به پایان نرسیده است. چیز زیادی برای انجام دادن باقی نمانده است ، اما آنچه شما دیدید از نظر طراحی صدا ، میکس صدا و کمی امتیاز ، یک فیلم ناتمام بود. بنابراین عناصر زیادی وجود دارد که هنوز کامل نیستند. ما فقط می خواستیم به موقع درستش کنیم تا تمامش کنیم. و این باعث تأسف است به دلیل COVID. تأخیرهای زیادی در تأسیسات پس از تولید و همه موارد وجود داشت. بنابراین ما به اندازه کافی به تأخیر افتادیم و مهلت خود را تعیین نکردیم ، اما چیزی به اندازه کافی قابل ارائه داشتیم تا ایده بگیریم. اما باز هم ، وقتی برش نهایی را مشاهده می کنید ، خیلی بهتر خواهد شد ، من فکر می کنم که در بهترین حالت با طراحی صدا در سطح دیگری قرار خواهد گرفت. اما بله ، وقتی همه گیر در ماه مارس آغاز شد ، یا هنگامی که ما آن را اعلام کردیم ، بیش از یک سال است که وجود دارد ، فقط مردم آن را مشخص نکردند – قبلاً در چین و مکان های خاص آغاز شده بود. بنابراین هیچ کس در مورد آن صحبت نمی کند.

اما وقتی اعلام شد ، صادقانه بگویم ، ما در مرحله پس از تولید بودیم و کمی طول کشید تا کلیک شود. من حتی متوجه آن نشدم من حتی نمی فهمیدم که در آن لحظه ، فیلم ما در حال تبدیل شدن به واقعیت است و کلیک کردن چند هفته طول کشید تا نقاط مانند “اوه خدای من” را به هم متصل کنید ، حتی سریع نبود. مانند ، “اوه خدای من ، این اتفاق می افتد”. یک هفته یا چیزی طول کشید تا واقعاً هضم شود و بگویید ، “سلام بچه ها ، فهمیدید که فیلم ما در حال حاضر واقعاً اتفاق می افتد؟” و سپس همه شروع به پریدن روی مثل ، “مقدس مقدس ، این در واقع مربوط” است. باورنکردنیه. راستش را بخواهید ، بسیار حیرت انگیز بود که ما در پست چگونه شوکی داشتیم. مثل این که در حین اتفاق همه گیر ، فیلم را ویرایش می کردیم ، یک فیلم همه گیر. بنابراین این چیزی است که شما شانس بیشتری برای برنده شدن در قرعه کشی دارید ، این را بگویید. [laughs]

[laughs] نمی توانم بهتر بگویم

بله دقیقا. بنابراین ما واقعاً از آن وضعیت شگفت زده شدیم. این یک تجربه سورئال در 6 ماه گذشته بود ، در حالی که ما در مرحله پس از تولید بودیم و در حالی که همه این اتفاقات افتاده بود و این وضعیت تأسف آور COVID است ، اما در عین حال ، برای ما نیز یک نعمت بوده است ، به دلیل بازاریابی و توجه. و سرگرم کننده است. به عنوان یک فیلمساز بسیار سرگرم کننده است که همانطور که گفتید زودتر از موعد باشید و از این طریق بصیر باشید ، جایی که چیزی را ایجاد کنید که مربوط باشد ، اتفاق می افتد ، اتفاق می افتد. برای یک فیلمساز و یک خلاق بسیار ارزشمند است زیرا شما چیزی را خلق می کنید ، چیزی را که در آنجاست مشاهده می کنید. این فقط داستان علمی تخیلی نیست این در واقع یک واقعیت است.

جشنواره فیلم Frightfest 2020: مصاحبه با فرانچسکو جیانینی ، مدیر THE HALL
منبع: جشنواره فیلم FrightFest

پس آره. البته زمانی که ما این فیلم را می ساختیم ، این یک فیلم علمی تخیلی بود که به سبک اسلش ترسناک ، بریده بریده ، تعلیق و تعلیق است. منظور این نبود که بگوییم ، “خدای من ، من دقیقاً از نظر کنترل دولت یا ایجاد این ویروس توسط دولت احساس می کنم”. و اینها فقط ایده هایی است که مردم می توانند درباره آن فکر کنند. من مخاطب را ترک می کنم تا درباره فرضیات و قضاوت های خود فکر کند ، من سعی نمی کنم به مردم بگویم اینگونه است. این فقط بیشتر ایده ای از مفهوم آنچه می تواند باشد است. بله ، قطعاً یک تجربه سورئال در یک وضعیت همه گیر است.

باید بگویم برشی که دیدم ، فکر می کنم آخرین نسخه فیلم ، شما حتی متوجه خواهید شد که هنوز کار ادامه دارد. این بسیار جذاب است و شما را در خود نگه می دارد. و برای من که آن را تماشا می کردم ، با گفت و گو در همان ابتدای کار ، “این فقط یک آنفولانزا است” ، آن لحظه ای بود که واقعاً تأثیرگذار بود تا این فیلم شبیه به زمان حال باشد.

فرانچسکو جیانینی: در فیلم همزمان ایده های مختلفی اتفاق می افتد ، کل داستان ، کل مفهوم ویروس همه گیر گسترش یافته و ساختمان اصلی ما ویروس را به عنوان یکی از اصلی ترین داستان ها پخش می کند ، اما پس از آن ما داستان سو abuse استفاده خانگی را داریم ، شما سو abuse استفاده از رابطه را می دانید. این دوباره ، یک ایده مفهومی ثانویه دیگر است که ما در حال بررسی فیلم هستیم. و ما در مورد یک ویروس همه گیر صحبت می کنیم ، ما در مورد یک مراسم عظیم و جمع آوری پول برای ویروس ها صحبت می کنیم ، و این می تواند هر نوع ویروس یا عکس آنفولانزا یا هر نوع دیگری باشد که شما می خواهید آن را بنامید. بنابراین این فقط مانند مفهوم آنفولانزا و ویروس و در کل به روشی متفاوت است. ممکن است فقط افرادی باشند که نسبت به اوضاع ساده لوح هستند ، مانند جشن ، افرادی که فقط به آنجا می روند و سرمایه جمع می کنند و نمی دانند چه خبر است ، که شروع می شود.

این می تواند مانند آغاز شیوع ویروس دیده شود ، به گونه ای که هتل اولین مکانی است که این محل شروع می شود ، اینجاست که آغاز شده است. از اینجا شروع می شود. فضای زیادی وجود دارد که بتوانید ایده شخصی خود را در مورد نحوه مشاهده ویروس و نحوه مشاهده ویروس در اختیار دیگران قرار دهید. بنابراین من آن را باز نگه داشتم ، بسیار ذهن آزاد برای مردم که فقط نظر خود را در مورد آن داشته باشند. من ممکن است دیدگاه خود را به این و چگونه می بینم. اما همانطور که گفتید ، برای همه آنچه اتفاق می افتد بسیار مهم است. و حتی قبل از همه گیری ، مردم هنوز در مورد ویروس ها صحبت می کردند و سالهاست که وجود دارد. از H1N1 تا آنفولانزای خوکی تا آنفولانزای اسپانیایی ، پایان نمی یابد. درست؟ بنابراین این کاملاً واضح تر است ، این فقط روشی است که رسانه های اجتماعی ، تلویزیون و همه چیز در چهره شما وجود دارد. جالب است که همه این عناصر زنده می شوند. این قطعاً مانند یک فیلم COVID است.

شما به خشونت اشاره کرده بودید. لایه های مختلف و انواع مختلف خشونت در روایت وجود دارد سالن. و سکوت را می توان ویروس شیوع دهنده خود دانست. شما خشونت خانگی دارید ، نوعی تروریسم ، خشونت طبیعی. فرایند تفکر قرار دادن این ایده های خشونت در روایت چگونه بود؟

دقیقاً همین است. بنابراین من طرفدار توسعه شخصیت برای فیلم هایی که می بینم و فیلم هایی که ایجاد و توسعه می دهم هستم. بنابراین برای من کاملاً ضروری بود که وقتی کلیات فیلم ، هزینه ویروس سنگ تمام شد ، ما با این مفهوم پیش خواهیم رفت ، من واقعاً می خواستم شخصیت هایمان را توسعه دهم و برای آنها سفری داشته باشم ، نه فقط افرادی باشید که در یک وضعیت ترسناک سعی در زنده ماندن دارند. من می خواستم پس زمینه ای برای آنها داشته باشم. بنابراین ما توسعه زنان سرب شروع کردیم و به این فکر کردیم که داستان آنها چه می تواند باشد. و این زمانی است که کل ایده سو abuse استفاده و خشونت خانگی مطرح شد. زیرا همانطور که گفتید ، یک رابطه سو ab استفاده کننده ، چه از نظر جسمی و چه کلامی ، می تواند استعاره از خود ویروس باشد ، همانطور که گسترش می یابد ، می تواند زندگی شما را تسخیر کند ، این می تواند سلامتی شما و کل عنصر نمادین و استعاره از روابط را در بر بگیرد. هرچه بیشتر در یک رابطه توهین آمیز بمانید ، فقط غذا شما را می خورد و نه تنها باعث آزار شما می شود بلکه فرزندان شما را نیز می خورد.

جشنواره فیلم Frightfest 2020: مصاحبه با فرانچسکو جیانینی ، مدیر THE HALL
منبع: جشنواره فیلم FrightFest

و همانطور که می دانیم ، تربیت و فرزندان ما ، والدین ما ، تأثیر زیادی در تربیت ما و افرادی که ما به عنوان افراد تبدیل می شویم دارند. بنابراین این کودکان از عواقب عملکرد والدین یا وضعیت والدین خود رنج می برند. بنابراین همه اینها مربوط به آنچه آنفولانزا به دنیا می کند ، بلکه به فرد و همچنین چگونه می توانیم این دو مورد را با هم اشتباه بگیریم ، رابطه سو abuse استفاده باعث کاهش ویروس می شود. بنابراین واقعاً خوب انجام شد. ما تمام تلاش خود را کردیم تا بتوانیم آن را به بهترین شکل ممکن جمع کنیم و تا آنجا که می توانیم بگوییم. ما نمی توانستیم بیش از حد روی شخصیت باقی بمانیم و همه اینها و ما باید روی فیلم کلی ویروس تمرکز می کردیم ، ما باید هر دو نفر را به اندازه کافی مراقبت از شخصیت ها ، درک سفر آنها و ارتباط آنها داشته باشیم ، یک زن ژاپنی از ژاپن یک زن از ایالات یا کانادا را در هر کجا که می زند این است و به هم متصل شوید ، مانند اینکه افراد کاملاً غریبه ای را نمی شناسید ، اما در یک سطح مشخص ارتباط برقرار کنید ، حتی اگر آنها در مورد طرف سوus استفاده نکنند ، اما آنها فقط آن را احساس می کنند در حالی که در حال برقراری ارتباط هستند. در آن لحظه ، در آسانسور و راهرو ، می خواستم فقط آنقدر داشته باشم که مردم بتوانند از آنها مراقبت کنند.

بنابراین وقتی آنها به سفر خود می روند ، مردم برای آنها تلاش می کنند تا از آنجا خارج شوند یا زنده بمانند. قطعاً چالش برانگیز بود ، اما باز هم به خوبی جواب داد. بازیگران جامد بودند و عملکرد خوبی داشتند. آنها واقعاً جنگجو بودند تا بتوانند در چنین شرایطی قرار بگیرند. و گاهی اوقات طاقت فرسا بود و ممکن است گاهی اوقات نیز سنگین باشد ، می دانید که روزهای طولانی و فقط اجرای روی زمین و آن خزیدن ، که نیاز به بعد از مصرف دارد. من واقعاً دوست داشتم این بازیگر تجربه چنین شرایطی را تجربه کند. و اینگونه است که ما آن را به ترتیب متوالی صحنه های واقعی فیلمبرداری کردیم. بنابراین ما این کار را عمداً انجام دادیم ، حتی تا آخرین صحنه.

بنابراین این ایده بود. برای ایجاد یک تجربه بود. به من ، سالن از ابتدا به معنای تجربه ای برای مخاطب بود ، تقریباً مانند سواری غلتکی که می توانم آنها را درگیر کنم و آنها را دنبال کنم و از آنها مراقبت کنم. و البته ، نقاط را به خود ویروس و آنچه در سطح شخصی پشت سر می گذارند متصل کنید. بنابراین بله ، من فکر می کنم ما همه تلاش خود را کردیم و فکر می کنم در نوع خود موفقیت آمیز باشد. و من واقعاً به آن افتخار می کنم.

من یک سوال در مورد دختر جوان کلی دارم که با بازی بیلی تین بازی می کند. نمی توانستم توجه کنم او شباهت زیادی به کارول دارد Poltergeist.

فرانچسکو جیانینی: [laughs] بله حتما. بله ، من خیلی زیاد می شوم

آیا می دانستید از ابتدا می خواستید بازیگران شما چه شکلی باشند؟ یا این فقط به طور طبیعی اتفاق افتاده است؟

فرانچسکو جیانینی: این به طور طبیعی اتفاق افتاد. بنابراین همه بازیگرانی که در این فیلم می بینید هرگز از قبل فکر نشده بودند. ما ایده هایی از نوع شخصیت های مورد نظر ، شخصیت ، نقاط قوت و ضعف آنها داشتیم. ما افراد ، بازیگرانی را می خواستیم که تحت شرایط و فشارهای مختلف بتوانند بازی کنند. من دید فیزیکی از شکل ظاهری آنها نداشتم. هر چه جلو می رفتیم بیشتر سازگار بودیم ، ممیزی که شروع به دیدن افرادی می کرد که برای فیلم در حال آزمایش بودند و به آرامی اما مطمئناً به دنبال بازی های قدرتمند بودیم و پس از آن اتفاق افتاد که این بازیگران برجسته ای بودند بیشتر برای من و من فکر کردم که این یک چیز عالی خواهد بود.

جشنواره فیلم Frightfest 2020: مصاحبه با فرانچسکو جیانینی ، مدیر THE HALL
منبع: جشنواره فیلم FrightFest

قصد من این نبود که هرگز شبیه او شود Poltergeist دختر ، اما بعد وقتی سر صحنه فیلمبرداری را دیدیم ، واقعیتی شد که او انجام می دهد. بنابراین هرگز این قصد نبوده است ، اما در آن مرحله ، شما می دانید که اگر آنها به آن دست بزنند چه می شود ، این عالی است. و این همان چیزی است که اتفاق افتاده است ، شما می دانید و البته ، این فیلم برای من از بسیاری از فیلم های دهه 80 الهام گرفته شده است. شاید بعضی از افراد ممکن است برخی از انتخاب های زیبایی شناختی را که من از لحاظ شکل ظاهری و تصویری انجام داده ام ، دریابند زیرا دهه 80 در این فیلم ها برای من الهام گرفته شده است ، می دانید؟ اگر دوست دارید می توانم چند نفر از شما را نام ببرم ، اما قطعاً بسیاری از فیلمسازان افسانه ای وجود دارند كه از من به عنوان یك فیلمساز الهام گرفته اند و من ناخودآگاه یا هدفمندانه از این عناصر در جایی استفاده كرده ام.

خنده دار است ، شما می گویید ذکر چند باشدهمچنین متوجه شدم که یک احساس زامبی برای کسانی که تحمیل می شوند وجود دارد. بنابراین در واقع فکر می کردم که چه فیلم هایی می توانند الهام بخش باشند یا ممکن است هنگام ایجاد این فیلم از آنها استفاده کرده باشید.

همچنین مراجعه کنید

باری لوی و هلنا سانتوس در Multiverse با THE SHASTA TRIANGLE هدف خود را می گیرند

فرانچسکو جیانینی: بنابراین وقتی ما در مورد خط داستانی صحبت می کنیم ، من داستان و گزینه های فنی ، زاویه دوربین را جدا می کنم. شما به عنوان یک کارگردان ، دیدگاه خود را دارید و از نظر ذهنی از سایر فیلمسازان بزرگ شده و فیلمسازان مدرن در مقابل فیلمسازان کلاسیک الهام می گیرید ، اما در اینجا ترکیبی از چیزها وجود دارد. بنابراین صحبت کردن در مورد ارجاع به دهه 80 ، هنگامی که در مورد عکسهای دیوپتر صحبت می کنیم ، یک فوکوس دوگانه است ، این عکسهای فنی زیادی است و سپس شما چند عکس عمودی دارید که در آن دوربین حرکت می کند و لنز بزرگنمایی می کند و شما آن را ایجاد می کنید اثر اینها همه الهاماتی است که من در طول سالها تماشای فیلم و تئوری فیلم آموخته ام ، مردم دوست دارند[[آلفرد] هیچکاک و استنلی کوبریک و اورسون ولز، مقداری همشهری کین و درخشان در آنجا نیز هست.

[[دیوید] کروننبرگ یک فیلمساز بود که برای بزرگ شدن من الهام بخش بود. پرواز و هار، اینها فیلم هایی از کانادا در دهه 80 و 70 هستند که قطعاً من را الهام بخشید. پرواز یکی از اولین فیلم های ترسناک بود که من تماشا کردم. بنابراین ، سعی کردیم تا حد امکان کلاسیک باشد. بنابراین 80٪ فیلم ، جلوه هایی که می بینید عملی هستند ، این VFX نیست. و این عمداً انجام شد زیرا من عاشق فیلم های دهه هشتاد هستم که از آن زیبایی شناسی در جایی که فیلم ها دوست دارند استفاده می شود چیز و بازی کودکان، اینها همه فیلم هایی هستند که بخشی از تربیت من بودند ، ژانر وحشت همیشه یکی از اولین معرفی های من به فیلم ها بود.

و وقتی درباره لمس مدرن صحبت می کنیم ، وقتی به یک مکان شلیک شده نگاه می کنیم ، یک فیلم را در یک مکان می سازیم ، شما به فیلم هایی مانند غرفه تلفن و اره حق رای دادن – شما می دانید که من فکر می کنم سالن الهام زیادی از اره. من فکر می کنم این راهی است که ما می خواستیم آن را از بسیاری جهات توسعه دهیم زیرا فکر می کنم سالن این امکان را دارد که حق رای دادن داشته باشد و دنباله ای از آن را داشته باشد. این از همان ابتدا ایده ای بود.

بنابراین ما در حال بررسی هستیم سالن 2 و چیزهای. بنابراین فیلمسازان جوان و مدرن نیز در آنجا حضور دارند که از خود فیلم الهام گرفته اند. بنابراین بله ، از نظر زیبایی شناسی و داستان و فقط ساختار فیلم ترکیبی وجود دارد. تشخیص دقیق چه کاری دشوار است ، اما در فیلم های مختلفی که در طول این سال ها دیده ام ، از فیلم سازان مختلف الهام گرفته شده است. من فکر کردم یک مکان یک چالش است ، اما این همان چیزی است که من می خواستم. من ایده این را داشتم که کل فیلم در یک مکان انجام شود. و مدتی بود که یک فیلم را در راهرو ندیده بودم ، یا به یاد نمی آورم که فیلمی برای اکثر فیلم در راهرو هتل اتفاق می افتد. من فکر کردم این یک چالش بزرگ بود و چیزی که در نوع خودش اصلی بود.

شما گفته بودید که بچه ها به آن فکر می کنید سالن 2. با قفل کردن ، در واقع نگه داشتن همه در محل ، آیا شما فرصتی برای شروع هر پروژه جدید و یا ادامه پروژه های موجود داشته اید؟

بله ، بنابراین من رشد کرده ام سالن 2. من زیاد چیزی نمی گویم ، اما ما در تلاشیم که یک فیلم حقوقی پیرامون شخصیت اصلی خود جولیان ، شرور بسازیم. ما می توانستیم بیشتر به داستان او بپردازیم و به نوعی به طور کامل وارد آن نمی شویم و این کار عمداً انجام شد. بنابراین ما آن را باز می گذاریم. بنابراین ما به نوعی به داستان او و شاید به طور بالقوه یک مکان جدید ، به طور بالقوه یک فرودگاه یا بیمارستان می پردازیم. بنابراین ما در حال توسعه هستیم سالن 2 من به عنوان کارگردان وارد فیلم دیگری شدم ، فیلمی که سال گذشته گزینه فیلمنامه آن را داشتم – فیلمی که در 80 درصد لیموزین اتفاق می افتد. تعلیق ، هیجان ، ترسناک دیگر و قطعاً یک فیلمنامه بسیار عالی ، پروژه ای بسیار سرگرم کننده است. امیدوارم اگر همه چیز خوب پیش برود ، در سال جدید شروع به تیراندازی کنم.

و فیلم دیگری که من روی آن کار می کنم یک پروژه ایتالیایی به نام است شهر طلایی، که به ایتالیایی Chittà d ’Oro است. و این یک فیلم بسیار بسیار شخصی برای من است زیرا به میراث ایتالیایی و سابقه ایتالیایی من اختصاص دارد. بنابراین به پدر و پدربزرگم تقدیم شده است ، و ما قصد داریم آن را در پدربزرگم ، زادگاه پدرم در ایتالیا تیراندازی کنیم. من می خواهم کمی ژانر را رها کنم و به رئالیسم خارق العاده ای درام می پردازم که در آن واقعاً از آن هیجان زده ام. فیلمنامه عالی به نظر می رسد. من واقعاً از این موضوع هیجان زده ام و من در شش ماه گذشته نیز در حال پیشرفت بوده ام. و البته البته من فیلمنامه های دیگری دارم که سالها در دست ساخت هستند و من واقعاً از آنها هیجان زده ام. و من هنوز جزئیات را به اشتراک نمی گذارم زیرا آنها هنوز در دست توسعه هستند ، اما برخی از اسکریپت های قدرتمند که مشتاقانه منتظر دستیابی به آنها و بودجه های بزرگتر نیز هستم. پس آره. بنابراین خواهیم دید که با وضعیت COVID چه اتفاقی می افتد ، اما من امیدوارم که در سال آینده یا همین مدت در صحنه فیلمبرداری باشم و این پروژه ها را به جلو سوق دهم.

این شگفت انگیز است نمی توانم صبر کنم تا برش نهایی را ببینم سالن. من آن را فقط از آنچه تاکنون دیده ام دوست داشتم و مشتاقانه منتظر پروژه های آینده شما هستم. باز هم ، بسیار ممنونم که با من صحبت کردید.

فرانچسکو جیانینی: مشکلی نیست باعث افتخار من. از اینکه با من مصاحبه کردید متشکرم

تحقیق فیلم می خواهد از Francesco Giannini تشکر کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کرد!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!