در Disney Nature’s PENGUINS: LIFE ON THE EDGE، It’s Filmmakers Versus Penguins

بادهای کاتاباتیک از طریق کیپ کروزیر فریاد می کشند ، یک تکه یخ و سنگ در برف ، در لبه قطب جنوب. هیچ کس آنجا زندگی نمی کند. هیچ کس ، به جز بیش از 270،000 پنگوئن آدلی. آنها حیواناتی چرت و پر ، لگدمال و قد 2 فوت هستند که به طور هدفمند در سراسر دشت های قطب جنوب می چرخند ، گاز می گیرند و با هم برخورد می کنند و مانند مسیو هولوتس کوچک روی هم می افتند. و موضوع آنها دو مستند Disneynature است: 2019 پنگوئن ها و ساخت برتر آن ، سال 2020 است پنگوئن ها: زندگی در لبه.

DisneyNature به طور مداوم خیره کننده ترین مستندهای حیات وحش دهه گذشته را تولید کرده است. اما حتی نگاه های نفس گیرتر در پشت صحنه نیز به چشم می خورد. در حالی که پنگوئن ها ، به روایت اد هلمز و به طور قطعی کودکان را هدف قرار می دهد ، با خوشحالی ، آزمایش ها و مصیبت های آدلیس ، قطعه ساخته شده آن را بررسی می کند ، زندگی در لبه ، گواهی است برای فیلمسازانی که برای گرفتن این داستان در برخی از سخت ترین شرایط زمین شجاعت داشتند.

دو فصل در قطب جنوب

ساختن پنگوئن ها ، چندین دوربین فیلمبرداری از اوایل بهار تا اواخر تابستان در قطب جنوب فیلمبرداری کردند ، زمانی که آدلی ها از دریا بازگشتند تا لانه های خود را بسازند ، جفت ها را پیدا کنند و جوجه های جوجه را پرورش دهند. کیپ کروزیر ، خصمانه ترین و منزوی ترین مکان فیلمبرداری که خدمه در آن کار می کردند ، دارای درب چرخشی از تیم های دو نفره بود که هر کدام چندین ماه را با مستعمره آدلی سپری می کردند.

Disneynature اغلب روایت های خود را به صورت داستان های ساده ، خوش طعم تهدیدکننده (یاپنگوئن داستان * از پنجره بیرون می پرد *). که در پنگوئن ها ، موضوع کمی آدلی ، استیو ، مرد بتا شیماک است که در پشت گیس خود گم می شود (این چیزی است که شما گروهی از پنگوئن ها را در خشکی می نامید ؛ آیا این کار شایان ستایش نیست؟) او به تمام نشانه های یک قهرمان ناخوشایند مرد ناهنجار برخورد می کند: او با یک بانوی بعید دیدار می کند ، از یخهای پنگوئن خود جدا می شود ، تقریباً توسط اورکها خورده می شود ، به اشتباه به یک کلونی مهر فیل می رود ، و سپس سرانجام او را هدایت می کند نوزادان به اقیانوس.

در Disney Nature's PENGUINS: LIFE ON THE EDGE، It's Filmmakers Versus Penguins
منبع: دیزنی +

زندگی در لبه ، خوشبختانه ، می داند که همه اینها مزخرف است. “استیو” ، همسر وی و فرزندانش ادغام احتمالاً ده ها پنگوئن آدلی هستند که سازندگان فیلم در ماه های خود در قطب شمال دنبال کرده اند. اپیزودهایی مانند Adélie در میان پنگوئن های امپراطور گم شده است ، نوزادان با عجله پدرشان را برای غذا می یابند و برخورد با Orcas همه به صورت جداگانه و با ماهها فاصله ثبت می شود ، سپس در مرحله پس از تولید با روایت نسیم لاک زده می شود که به ما می گوید این حوادث جداگانه همه است بخشی از زندگی پرماجرای “استیو”.

خدمه حتی در سه کلنی جداگانه پنگوئن فیلمبرداری کردند که در این فیلم به عنوان یک کل متحد ارائه شده است. اینها کیپ کروزیر ، پایگاه تحقیقات فرانسوی ایستگاه Dumont D’Urville و جزیره پرندگان است ، که آخرین مورد برای اوج فیلم استفاده شد ، که در آن “استیو” و جوجه هایش از مهرهای پلنگی زیر یخ دریا فرار می کنند.

پنگوئن و فرانسوی

به جای پنگوئن ها ، زندگی در لبهتأکید بر سختی هایی است که سازندگان فیلم با آن روبرو هستند. کارگردانان آلاستر فوترژیل و جف ویلسون، که همچنین سکان دار شد پنگوئن ها ، آنجا هم هست – ویلسون در حالی که خدمه Crozier را در اوایل بهار هدایت می کند فوترژیل در اواسط تابستان تیم هوایی را هدایت می کند – اما بیشتر فیلم در مورد سینماگران آنهاست ، همه هنرمندان مبتکر و فداکار ، کارهای درجه یک را در سرمای منجمد و باد انجام می دهند.

در جایی که سند اصلی ، پنگوئن ها را مثل اینکه مردم هستند ، مطالعه می کند ، ارتباطات انسان شناسی واضحی را با نشانه های موسیقی دمدمی مزاج ، صداسازی و روایت بی پروا برقرار می کند ، زندگی در لبه بسیار دیدنی است زیرا با آدلی ها به عنوان حیوانات رفتار می کند. حیوانات کثیف ، کنجکاو ، شگفت انگیز ، که همه تجهیزات و فیلمبردار را گله می کنند سوفی دارلینگتون. این درام ناشی از دشواری کار پنگوئن ها و پیروزی خدمه با وجود آن است.

در Disney Nature's PENGUINS: LIFE ON THE EDGE، It's Filmmakers Versus Penguins
منبع: دیزنی +

در یک صحنه ، رولف اشتاینمن و Max Hug-Williams یک دکل است که دوربین را در ارتفاع پنگوئن نگه می دارد و آن را در برابر بادهای شدید تثبیت می کند ، که بسیار نبوغ است. یکی دیگر از این تیم متوجه می شود که یک zipline برای دوربین در نظر گرفته اند تا بتواند بدون تکان خوردن از اتصال دکل به سینه شخصی ، از پنگوئن ها عکس های ردیابی صاف را ثبت کند.

به نحوی، دیدیه نوآرو، عکاس زیر آب این پروژه ، با هیچ یک از این مشکلات روبرو نیست و حتی موفق به یافتن یک ستاره در میان آدلیس ها می شود: یک پنگوئن کوچک که بیرون سوراخ یخ نشسته و منتظر فیلمبرداری است. نوآروچیزی که مثل یک افسانه فیلمبرداری در زیر آب است ، با آن کار کرده است ژاک کوستو و فیلم های زیر آب را برای چندین نفر گرفته است دیوید اتنبرو اسناد و مدارک بی بی سی ، بنابراین دیدن اینکه او در مورد کار با یک پرنده 2 فوتی بلند مزخرف است یکی از بسیاری از خوشحالی ها است زندگی در لبه ارائه می دهد. “این بازیگر ماست!” نوآرو به ما می گوید ، به فرانسه. “این ستاره فیلم است!”

پنگوئن های آدلی ، وقتی وارد آب می شوند ، بیشتر از اینکه بپرند ، می افتند – دقیقاً مانند تارون اجرتون که در موشک انداز وقتی او التون جان اولین قفسه سینه ، مواد مخدر را در استخر شنا می کند. (بعضی اوقات ، این کار را وقتی انجام می شود که آب زیادی به آن نرسد … تماشای افتادن پنگوئن ها به شکم – ابتدا با لرز چمباتمه زدن هرگز پیر نمی شود.) بنابراین نوآرومانند پنگوئن می افتد التون جان، و شنا کردن ، خدمه بالاتر از یخ. “حالا ستاره فیلم ما باید برگردد” ، یکی از موسیقی های فیلمبردار.

نوآرودر پایگاه تحقیقاتی فرانسه ، DDU اقامت دارید. هلی کوپتر که او را به آنجا می آورد ، اولین نامه و غذای تازه را پس از ماهها به ارمغان می آورد و در جالب ترین صحنه فیلم ، یکی از محققان اعلام می کند ، “خانمها و آقایان ، این یک روز تاریخی است! ما جشن بازگشت گوجه فرنگی تازه و سالاد سبز را جشن می گیریم! ” و خدمه فرانسوی همه کاهو و گوجه فرنگی را با دست خود می خورند ، موسیقی اپرا صدای موسیقی متن را می کشد.

کریسمس بسیار کروزی

جایی که نوآرو یک پنگوئن سازگار پیدا می کند ، عکسبرداری از آن آسان است ، بیشتر اوقات ، خرابکاری های کنجکاوی آدلیس به طول می انجامد – یک قسمت خوب وجود دارد که چند نفر از آنها دوربین را لگدمال می کنند. درام نسبتاً کم خطر این که آیا خدمه شلیک می کنند یا خیر ، جذاب تر از ساختار مصنوعی سه کنش اصلی آن است ، پنگوئن ها ، با زحمت اختراع می کند.

در Disney Nature's PENGUINS: LIFE ON THE EDGE، It's Filmmakers Versus Penguins
منبع: دیزنی +

اوایل تابستان سینماگران را به ارمغان می آورد متیو ابرهارد و جولی مونیر به Crozier – وظیفه آنها ، گرفتن عکس از جوجه کشی کودک پنگوئن. اما یک طوفان تابستانی نفوذ می کند و دوام می آورد روزها، و سینماگران چنان عصبانی می شوند که با باد 200 مایل در ساعت در داخل چادرهای خود گیر کرده اند.

آنها تا کریسمس (گرمترین زمان سال در قطب جنوب) در کروزیر می مانند. مونیر با اپراتور رادیو بررسی می کند و می پرسد آیا آنها پیامی برای او دارند یا خیر ابرهارد. او یک پیام کریسمس مبارک دریافت می کند ، اما به نظر می رسد این یک اشتباه است ، که برای سایت دیگری تعیین شده است … او و مت در واقع هیچ پیامی ندارید ، متأسفانه اپراتور می گوید کاملا ویران کننده است.

به خصوص به این دلیل که ما بلافاصله به DDU ، کجا برش می دهیم دیدیه در حالی که محققان فرانسوی ، احتمالاً مستی ، با روحیه تشویق می کنند ، در دام سانتا نشسته است جایی که مونیر و ابرهارد به تنهایی ، فقط با یک بطری انفرادی شراب بد گران قیمت ، یک قابلمه گوشت و سبزیجات ، و یک چادر تجهیزات کوچک برای جشن گرفتن ، افراد در DDU می رقصند ، آواز می خوانند و با میگو ، صدف و بیشتر شراب جشن می گیرند آنها می توانند در یک شب بنوشند.

درام پنگوئن

من در کالج و با دیدن خدمه فیلم در رشته تولید فیلم تحصیل کردم پنگوئن ها فیلمبرداری فیلمهای بیشتر بدیع در چنین محیط زیبا و ناشکری به همان اندازه که من مطمئن هستم که مثلاً شیطان پرادا می پوشد برای گرایش های تبلیغاتی و دانشجویان طراحی مد است. دیدن کار فشرده ای که در یک فیلم انجام شده است بسیار حیرت انگیز است اد هلمز می تواند شوخی های مدفوع کند.

راوی اینجا ، بلر آندروود، به همان تعداد شوخی نمی کند هلمس، اما صدا برای زندگی در لبه به طرز شگفت انگیزی قوی است. شما در مورد این پنگوئن ها بیشتر از آنچه در فیلم واقعی می توانید در مورد پنگوئن ها بیاموزید.

البته ، هر دو فیلم نیز عالی به نظر می رسند. اسناد DisneyNature به طور رسمی عالی هستند و برخی از نزدیکترین و با وضوح بالا را از عکس های حیات وحش در این سمت نشان می دهند سیاره زمین. هر فیلمی با مارک DisneyNature ، بدون توجه به اینکه خدمه در کدام گوشه از کره زمین اقدام به خرید کرده اند ، در دسترس ، جذاب و خانواده پسند است.

در Disney Nature's PENGUINS: LIFE ON THE EDGE، It's Filmmakers Versus Penguins
منبع: دیزنی +

اما این دسترسی و طبیعت خانوادگی دوستانه اغلب بزرگترین نقص آنهاست. این اسناد به دلیل کمبود اطلاعات و سنگین بودن اطلاعات ، برای مخاطبان جوانی تولید و به بازار عرضه می شود ، که معمولاً منجر به طغیان از داستان های ساخته شده داستان ، اختراع عمده شخصیت ها و داستان ها از طریق ویرایش و تأکید قاطع بر روایت شناسی غربی می شود. اغلب منجر به تمرکز موضوعی مانند خانواده هسته ای ، ارزش کار و اهمیت چرخه های نسل تربیت کودک و همچنین داستان سرایی و اقتصادی رضایت بخش و پایان می شود که ماجراها را در کمان های کوچک و زیبا می پیچاند.

جایی که پنگوئن ها بر قسمت انتهایی قطب خود تأکید می کند ، به عنوان مثال ، در زندگی در لبه ، یکی از بزرگترین موانع این است که چگونه پنگوئن ها واقعاً از سرما بیزار نیستند. آنها می توانند لانه بسازند ، روی تخمها بنشینند و جوجه های جوجه را پرورش دهند.

زندگی در لبه هنوز هم دارای درجه ای از مصنوعات است – خدمه به راحتی بر روی پدیده باورنکردنی تمرکز نمی کنند تن فروشی پنگوئن در میان آدلیسبه عنوان مثال ، به موجب آن پنگوئن های ماده با مردان مجرد رابطه جنسی معامله می کنند تا سنگ هایی را برای لانه های خود بدست آورند. با کمال رسوائی ، در مورد تغییر اقلیم که تهدیدی جدی برای زندگی آدلی است ، بسیار کم صحبت شده است.

نتیجه

همچنین ویژگی ساخت فیلم مستند نیز وجود دارد ، این احساس که این تماشای صادقانه پشت صحنه واقعاً کنترل شده بیش از حد مجاز است. بالاخره چه کسی از فیلمسازان فیلمبرداری می کند؟ چه کسی هلی کوپتر را هنگام ورود ، و سپس دوباره هنگام حرکت آن را ثبت می کند؟ همچنین می توانید در صحنه ها احساس کنید مونیر و ابرهارد بسیار ناامید شده اند ، زیرا آنها در سکوت در حال محاسبه نحوه بیان خود بدون فحش هستند.

دو بار آن را دیده ام ، پنگوئن ها: زندگی در لبه همچنان قابل توجه است. فینال ضربت سخت زدن ، که در آن خدمه با عصبانیت از مهرهای پلنگ فیلم می گیرند در حالی که گروهی از پنگوئن ها را شکار می کنند ، به طور یواشکی از یخ بیرون می آیند ، همچنان یکی از سکانس های سخت ، جذاب و غیر منتظره ای است که من تا به حال در یک سند طبیعت من همچنین بیشتر به نحوه برنامه ریزی ، استوری بورد و نوشتن فیلمنامه توسط تیم DisneyNature علاقه مند هستم ، زیرا فقط قسمت فیلمبرداری کار را می بینیم.

خدمه پنگوئن ها نه تنها در یکی از شدیدترین محیطهای کره زمین مقاومت کرد ، بلکه در مکانهایی مانند جزیره پرندگان فیلمبرداری کرد ، جایی که قبلا هیچ گروه فیلمبرداری در آنجا نبوده است. تیم به اندازه کافی مواد برای تهیه دو مستند ، هر کدام در نوع خود خوب ، به دست آورد. زندگی در لبه عدالت را درمورد کار معمولاً گمنام اجرا می کند فوترژیل، ویلسون، و فیلمبرداران برای گرفتن عکسهای خود ، خواه درگیری با پنگوئن ها یا غواصی در آبهای یخبندان ، از این طریق استفاده کردند. و با دیدن فیلمبردار معلق در دریا در زیر یك کوه یخی عظیم ، آبی یخ زده و بی فرم كه به سیاه و سفید عمیق زیر او كشیده شده بود ، می خواستم داستان های بیشتری مانند زندگی در لبه ، از سازندگان فیلم ، زندگی و اندام را به خطر می اندازند تا فیلمهایی از عجایب دیده نشده یا حداقل یک پنگوئن را که شکم خود را برای اولین بار در گل و لای فرو می برد ، به ارمغان بیاورد.

چه فکری کردی پنگوئن ها: زندگی در لبه ، یا از مستند برادر بزرگ آن ، پنگوئن ها؟ نظر خود را در زیر وارد کنید و به ما اطلاع دهید.

پنگوئن ها: زندگی در لبه اکنون در + Disney پخش می شود.


Penguins: Life on the Edge را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ایمنی: از نظر احساسی بسیار ایمن | استعلام فیلم

عنوان ایمنی نمی تواند برای این داستان واقعی کاملاً احساسی از یک ورزشکار فوتبال کالج ری مک الراثبی که بر سختی ها غلبه کرد ، مناسب تر باشد. بدون شک کسی در دیزنی داستان مشکلات ری را در خانه شنید که به دنبال او به دانشگاه رفت و او را مجبور کرد برای اثبات شایستگی خود تلاش کند. و گرچه داستان واقعی مک الراثبی الهام بخش است ، فیلمی که باعث خفیف ترین نمایش گوشی ها شد ، علاقه بیشتری به ساختن س hisال برانگیز و دل انگیزتر کردن داستان او داشت.

ابتدا ری وجود داشت

ری مک الراثبی (جی ریوز) ابتدا دیده می شود که به کالج می رسد و مشتاق اثبات خود است. او کلاسها را بار می کند ، در تمرینات فوتبال شرکت می کند ، و برنامه خود را متناسب با همه برنامه ها می خواهد. منطق او این است که اگر بورسیه می شود باید سعی کند تا آنجا که ممکن است بیشتر آموزش ببیند و فقط کلاس های آسان را ساحل نکند. علی رغم اینکه به نظر می رسد در کلاس و تمرین فقط چند اینچ عقب است ، اما پشتوانه خود را دارد. هم اتاقی او آنقدر استقبال می کند که به او غذا و کارمند کتابفروشی کیسی ()کورین فاکس) به قدری لطف دارد که در اولین ملاقات خود “دوستت دارم” غریزی خود را بهانه کند.

ایمنی: از نظر احساسی بسیار ایمن است
منبع: دیزنی

اما چنین سبک زندگی عجولانه ای برای کسی که کاملاً قادر به برش نیست ، نمی تواند دوام بیاورد. علاوه بر فشارها برای حفظ برنامه خود ، یک مشکل جدید برای ری وجود دارد. مادرش در خانه با مشكلات مواد مخدر روبرو بوده است و جان برادر كوچكترش ، فه‌مرار را به خطر انداخته استتادئوس جی میکسسون) Fahmarr ممکن است به اندازه کافی نیرومند باشد که بتواند از خود دفاع کند اما ری می داند که هیچ چیز از اخبار مادر برای ترمیم مجدد در بیمارستان حاصل نمی شود و Fahmarr را مجبور به مراقبت از خانواده می کند.

پس از آن Fahmarr وجود داشت

ری که همیشه خود را وقف انجام کار صحیح کرده است ، در آخرین لحظه تصمیم می گیرد که حضانت برادرش را به دست بگیرد. این به معنای پنهان کردن مخفیانه فاهرم در اتاق خوابگاه خود ، با تکیه بر رفاقت هم تیمی هایش برای مخفی نگه داشتن این پدر و مادر از RA و مدرسه است. این تصمیم صحنه های مسخره ای از پنهان شدن فهفرم در کیف بدنسازی ری را برای ایجاد یک استراحت مخفی برای دستشویی به وجود می آورد. چقدر زندگی یک کودک 11 ساله در دانشگاه خنده دار است! او فقط یک سو mis تفاهم را دارد که از مراقبت در خانواده مراقبت کند و باعث شود ری شانس تحصیل در دانشگاه را از دست بدهد.

ایمنی: از نظر احساسی بسیار ایمن است
منبع: دیزنی

خوشبختانه ، این پیش فرض کل فیلم نیست اما به یک نقطه کانونی برای ری تبدیل می شود. او خود را مجبور می کند که در مورد قبول یا عدم پذیرش نقش ولایت انتخاب کند. تیم او درگیر می شود و بعداً مربی او تلاش می کند تا کمک کند ، علی رغم سخنرانی پیش از این در مورد مشوق انگیزه برای دستورالعمل های فوتبال کالج غیرقانونی است. این مسئله نگران کننده ای است اما متأسفانه این تمرکز بر تنظیم مقررات بدان معناست که Fahmarr مانند یک فوتبال توسط سیستم و خانواده اش دور می زند و نمی داند در کجا قرار دارد. جای تعجب نیست میکسسون این نقش را با چنین بازگشت بی شرمی بازی می کند.

بعد ، آرامش وجود داشت

هنگامی که ری تمایل به اتوبوس ندارد و در جلسات مربوط به توانبخشی و تحصیل برادرش استرس ایجاد نمی کند ، زندگی در دانشگاه برای کسی که بار بسیار زیادی را به دوش می کشد بسیار مساوی است. او هنوز وقت می یابد تا با کیس در مورد دانشگاه پرده برداری کند و یک رابطه عاشقانه ایجاد کند که تقریباً غیر قابل توضیح به نظر می رسد. آنها عشق خود را به ورزش متصل می کنند و خیلی زود آن را از بین می برند. دوباره ، فکر می کنم وقتی از قبل با یک برنامه شلوغ مشغول هستید ، روابط باید با سرعت نور حرکت کنند.

اما وای ، آیا ری راهی پیدا می کند که همه اینها جواب بدهد. به نظر می رسد که او با تمام این وظایف فقط یک یا دو روش و کلاس را از دست داده است ، حتی قبل از تعطیل شدن آن به فروشگاه کتاب راه می یابد. بعداً خانه ای به دست می آورد و به نوعی بعد جیبی را باز می کند تا وقت اضافی را برای تعمیر تعمیرات اجاره کاهش یافته پیدا کند. نمی گویم امکان پذیر نیست اما صحنه های بسیار زیادی وجود دارد که خیلی ترسو هستند و به نظر می رسد حل مشکلات ری خیلی دشوار نیست. به نظر می رسد چند بار فشار در مورد برآورده کردن انتظارات او افزایش یافته است ، و فقط ذهن را مختصر در لحظه های درون نگرانه فیلم آلوده می کند.

و سپس فوتبال وجود داشت

هر چیز دیگری که در فیلم وجود دارد ، در یک نمایش PG کاملاً آشنا به آب می رود و من واقعاً نمی توانم عیب های عمده ای پیدا کنم. صحنه های فوتبال با تعداد زیادی عکسبرداری نزدیک و واکنش های بزرگ رانندگی و نشاط آور است. عاشقانه ری با کیسی به لطف برخی از اجراهای کاملاً واقعی برای کارگردانی که به راحتی می تواند به سرزمین صابون بریزد ، سبک و در عین حال جذاب به نظر می رسد. تحقیر چشمهای دائمی فاهرما برای آسانترین کار برای بسیاری از افراد آسان باشد ، او تا حد زیادی چراغ درخشان تسکین کمیک در فیلمی است که به نظر می رسد همه برای هر دو طنز شایسته لبخند یا قدرت لیاقت گریه رقابت می کنند. تعداد بسیار کمی از آنها به آن نقطه می رسند اما میکسسون خیلی خوب به علامت او برخورد می کند کاش فیلم کاملاً از دید او بود.

ایمنی: از نظر احساسی بسیار ایمن است
منبع: دیزنی

با این حال ، ناراحت کننده ترین لحظه در نتیجه نهایی فیلم است که برای تشویق ساخته شده است. ری تنها در صورت تأیید یک هیئت بررسی می تواند در حالی که از برادرش مراقبت می کند به فوتبال خود ادامه دهد. هیئت مدیره فقط با یک رای قاطع در بین شورا این موضوع را تأیید می کند ، تحت تأثیر قدرت ری و هم تیمی هایش برای به چالش کشیدن سازمان. اما هنگامی که نتیجه گیری ناخوشایند تلخی به آینده دانش آموز برای مدرسه و خانواده می رسد که فقط پنج نفر تصمیم می گیرند که باید او را وعده بدهند ، یک تلخی در مورد این سیستم وجود دارد که به سرعت از انتشار و تشویق های Ray خسته می شود توانایی بازی و مراقبت از برادرش را دارد. این بدان معنا نیست که داستان ری برای میزان پیروزی او بر سختی ها جذاب نیست ، اما فیلمی که بی گناه هدف آن را گرفته است ، مطمئناً به عنوان مهمات بارگذاری می شود ، زیرا استدلال می کند هیچ مشکلی در فوتبال دانشگاه وجود ندارد. به هر حال ، اگر ری بتواند همه این کارها را انجام دهد ، بهانه شما چیست؟

نتیجه: ایمنی

برای یک داستان واقعی در مورد تغییر قوانین ، ایمنی کاملاً به کتاب نمایش درام ورزشی غبارآلود می چسبد. هیچ چیزی در تصویر به صورت تناوبی وجود ندارد که قبلاً توسط تعدادی از قصه های ورزشکاران ماندگار پذیرفته نشده باشد. گفته می شود ، هنوز در قلمرو به اندازه کافی خوب کار می کند تا بتواند جمعیتی را دوست داشته باشد که نکات ضربات الهام بخشی را به شما القا می کند. هیچ برخورد خاصی با داستان ری وجود ندارد. او احساس احساسی امیدوار کننده از هر درام ورزشی دیگری را دارد که خانواده می تواند آن را بپذیرد بدون اینکه خیلی عصبانی از سیستم دانشگاهی باشد که دانشجو را مجبور می کند با کمک کم از خارج انتخاب سختی در مورد آینده خود انجام دهد. این یک مبارزه خیلی بزرگ برای مقابله با این فیلم است که اهداف ساده تری از بازی سخت ری را برای بازی بزرگ ، تأثیر پدرانه او بر برادرش ، رفاقت هم تیمی هایش و عشق کسی که به او باور دارد ، تعیین می کند. این یک داستان واقعی الهام بخش است که با پوششی ضخیم از آن قندهای احساسی دیزنی ، باعث می شود تا داستان روانتر شود.

دیدی ایمنی در دیزنی +؟ آیا این یک درام الهام بخش فوتبال بود یا برای سلیقه شما بیش از حد احساساتی بود؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید.

اکنون ایمنی در Disney + موجود است.


ایمنی تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مارک مک فرسون

مارک ، کارمند سابق فروشگاه فیلم ، سالها است که در مورد فیلم می نویسد و هنوز متوقف نشده است. وی در کالج در رشته فیلم و انیمیشن تحصیل کرد ، جایی که یک بار هدف تابستان خود را تماشای هر فیلم در مجموعه معیارها قرار داد. مارک برای بسیاری از نشریات آنلاین و کتابهای خود منتشر شده “Pixels to Premieres: A History of Movies Video Games” و “بهترین ، بدترین ، فیلم های عجیب و غریب دهه 1990” نوشت.

جشنواره فیلم لندن 2020: روح

مسلماً سه نوع مختلف فیلم Pixar وجود دارد. فیلم های منحصر به فرد برای کودکان وجود دارد (فکر کنید Cars، The Good Dinosaur، A Bug’s Life) ، و سپس فیلم های For-All-Ages (باورنکردنی ها ، پیدا کردن نمو، اخیراً آزاد شده است به بعد) ، و در آخر ، مواردی وجود دارد که به طور کامل از سن فراتر می روند و می توانند از ساختارهای سنتی ژانر انیمیشن خارج شوند و کاری کاملاً متفاوت انجام دهند ، مانند بالا، (ده دقیقه ابتدایی آن طنین احساسی بیشتری نسبت به بیشتر فیلم ها در 120 دقیقه دارد) ، اصلی داستان اسباب بازی و سومین خروج آن (هرچه در مورد 2 و 4 کمتر گفته شود بهتر است) ، کوکو، و البته، پشت و رو. آخرین آنهایی که مسلماً به عنوان ابتکاری ترین و تجربی ترین فیلم Pixar در حال حاضر ایستاده است و به درستی به عنوان یک شاهکار معرفی می شود.

جشنواره فیلم لندن 2020: روح
منبع: Walt Disney Studios Motion Pictures

روح احساس می کند که می تواند – و شاید می خواهد باشد – جانشین معنوی باشد پشت و رو. هردو توسط آنها سکان دار می شوند پیت داکتر، وسواس آنها در مورد ساختارهای چیزهای غیب (اولین بار در Monsters Inc.) اینجا بدون وقفه ادامه می یابد. هر دو مملو از تعمقات فلسفی هستند (در اینجا با توجه به اینکه روح چیست و چگونه شخصیت شکل می گیرد) ، و هر دو ایده های غیرمعمول و بدون ضرب و شتم را می گیرند و آنها را زنده می کنند. شما بخاطر اینکه فکر می کنید بخشیده می شوید روح بعدی است پشت و رو، اما متأسفانه – و شاید به خاطر آن ارتفاعات بلندی که دومی به آن رسیده است – روح کاملاً به آن سطح صعود نمی کند ، گاهی اوقات احساس می کند که کمی سخت تلاش می کند

جو و جاز

جو گاردنر (با صداگذاری توسط جیمی فاکس) یک معلم موسیقی از نیویورک است. او شیفته موسیقی جاز است و واقعاً خیلی چیزهای دیگری نیست. هنگامی که ما برای اولین بار با او ملاقات می کنیم ، او در حال آموزش دادن به گروهی از کودکان غیر روحیه است ، که بیشتر آنها ترجیح می دهند جایی دیگر باشند. به نظر می رسد که خاکستری چشمگیر محیط مدرسه وضعیت عاطفی جو را برجسته می کند. او از زندگی متوسطی که هرگز به آن چیزهای زیادی نرسیده ، حوصله و سرخوردگی دارد. وقتی دانشجو سابق به او فرصت می دهد در گروه موسیقی معروف Dorothea Williams به بازیگری بپردازد ، این همه تغییر می کند. جو از این فرصت برای تغییر زندگی خود آنقدر هیجان زده است که منافذی را که مستقیماً درون آن فرو رفته و به زندگی پس از مرگ نمی بیند.

جشنواره فیلم لندن 2020: روح
منبع: استودیوی Walt Disney Motion Pictures

او در یک مهد کودک آسمانی به نام The Great Before پیچیده می شود ، جایی که روح ها قبل از تولد در زمین رشد می کنند. این یک مفهوم شسته و رفته است اما به صورت جزئی اجرا شده است. توضیح داده شده است که روح ها قبل از اینکه بتوانند زندگی خود را شروع کنند باید “جرقه ای” پیدا کنند. این وظیفه مربیان است که به هدایت این روح ها به جرقه هایشان کمک می کنند تا بتوانند سفر خود را آغاز کنند. جو مربی 22 می شود ، روحی که هزاران سال در آن زندگی می کند و همه از او (سرگرم کننده) راهنمایی کرده اند مهاتما گاندی و مادر ترزا به آبراهام لینکولن و محمد علی، و هیچ کس علاقه ای به رفتن به زمین ندارد. جو اگر به 22 کمک کند تا جرقه او را پیدا کند ، می تواند جای او را بگیرد و به خانه برگردد ، و بنابراین سفری ظاهری به معنای شور و هدف زندگی آغاز می شود.

قلب روح

همه مواد لازم برای یک کلاسیک واقعی Pixar در اینجا وجود دارد. یک ماجراجویی برای کشف معنای فلسفی ، یک درس بصیرت آمیز ، عمیق برای آموختن ، و هزاران شوخ طبعی که باید در مفهوم اصلی آن استخراج شود. و در بیشتر موارد ، روح این کار را به زیبایی انجام می دهد طراحی شخصیت تفاوت های بی نقص و ظریف در عبارات است که بیشتر از آنچه در یک انیمیشن کمتر معنا می شود ، و تضاد بین یک عکس واقع گرایانه نیویورک (که هرگز در یک انیمیشن زنده تر احساس نشده است) و زندگی پس از مرگ انتزاعی سه جانبه است دیدن یک لذت است به این موسیقی متن فوق العاده اضافه کنید که بر ریشه های جاز آن در صحنه های زمینی و نمره مناسب اثری از ترنت رزنور و آتیکوس راس در هواپیمای اختری ، و شما یکی از بهترین فیلم های Pixar در سال –

حیف است که بقیه فیلم چنین نکند کاملا جمع کردن. این کار نمی تواند همان سفر احساسی مثلاً رایلی را انجام دهد پشت و رو یا میگل در کوکو. جو ، در اکثر موارد ، نسبتاً مغرور و خودجوش است. این خوب است اگر سفر او ببیند که چگونه متواضع تر و نگران دیگران باشد ، اما به نظر نمی رسد که هدف Pixar در اینجا باشد. ظاهراً درسی که باید آموخت این است که نباید خود را در جاه طلبی های خود گم کنید. یک سکانس زیبا در مکانی به نام The Zone نشان می دهد که چگونه وسواس در موفقیت می تواند همه گیر باشد و زندگی شما را خراب کند. گرچه این یک درس مهم برای یادگیری جو است ، اما باید استدلال کرد که تمرکز بر زندگی درونی دیگران (مانند آرایشگرش ، که خودش معتقد است با او نزدیک است و بعداً می فهمد که چیزی درباره اش نمی داند) در تبدیل شدن او به یک شخص بهتر کمک بیشتری کنید.

جشنواره فیلم لندن 2020: روح
منبع: استودیوی Walt Disney Motion Pictures

این می تواند در روابط وی با 22 تأثیرگذار باشد تینا فی (که به او لحنی ناخوشایند و ناراضی می بخشد) ، 22 روحی دور از ذهن است که به طور قابل قبولی دید منفی نسبت به زندگی روی زمین دارد. تلاش های جو برای متقاعد کردن او در غیر این صورت کاملاً نیمه کاره است ، بنابراین او نگران بازگشت به خانه است. احساس می کنید که این رابطه قلب آن است روح، اما خیلی مرتب شیشه می کند و هیچوقت احساس ارگانیک نمی کند. سخت است که دوستی در حال رشد بین جو و 22 وقتی او بسیار شیفته خود است و او به ندرت خود را با آنچه در این ماجرا می گذرد نگران کند. در نهایت احساس می کنید که آنها هرگز قرار نیست از یکدیگر بیاموزند زیرا آنها به ندرت به یکدیگر گوش می دهند ، حتی وقتی فیلم به اوج خود می رسد.

یک طرح نازک کاغذی

مسئله دیگر ، شاید واضح تر ، مربوط به خود طرح است. غیر معمول برای یک فیلم Pixar از این نوع ، روحطرح آن کاغذ نازک است. ما مرتباً از زمین به زندگی پس از مرگ می چرخیم ، و داستان به اندازه کافی تغییر می کند تا احساس کنید دو یا سه ایده متفاوت برای طرح وجود دارد که به نوعی در یک ایده ادغام شده اند. به عنوان مثال ، یک زیرمجموعه عوض کردن عمل دوم ، با همه مواردی که قبل از آن احساس می شوند ، خارج از نوع است و اگرچه این مفهوم برای درون نگری معمولی پیکسار می تواند رسیده باشد ، اما به سختی حتی با این ایده معاشقه می کند. در عوض ، این فقط چیزی کمتر از یک وسیله برای جو برای برقراری ارتباط با مادرش استفاده می شود ، و سپس کاملاً به نفع یک اقدام سوم تا حدودی کنار گذاشته می شود.

هیچ یک از اینها برای گفتن نیست روح فیلم خوبی نیست وقتی در بهترین حالت است ، روح فوق العاده است انیمیشن آن طلسم کننده و ابتکاری است ، مشاوران انتزاعی (که ریچارد ایواد ، و خانه راشل بخصوص، خنده دار و برجسته هستند) یک افزودنی سرگرم کننده و الهام بخش است ، و نمره احتمالاً یکی از بهترین امتیازات Pixar است. در کنار این لحظات شگفتی های ناب مانند منطقه فوق الذکر (از جمله لحظه ای بسیار زیبا که جو در هنگام نواختن پیانو از مرزهای فیزیکی جسمانی عبور می کند) و اجرای کاملاً عالی از گراهام نورتون (که شخصیت او ، تقریباً حواس پرت کننده ، تصویر تف از آن است پل کای، در غیر این صورت به Thoros of Myr on معروف است بازی تاج و تخت)

نتیجه

اگر سه نوع فیلم پیکسار وجود دارد ، پس روح مربوط به طبقات پایین تر از نوع سوم است. با انیمیشن خود کارهای بسیار برجسته ای انجام می دهد ، امتیاز آن باورنکردنی است و چند لحظه شوخ طبعی و زیبایی در این تغییر وجود دارد. درنهایت نمی تواند همان لحظات مانند آن لحظه ها را حفظ کند پشت و رو، اما مطمئنا ارزش این را دارد که وقت بگذارید حتی یک فیلم پیکسار کمتر نیز در زمره تلاش های بیشتر انیمیشن است که امروز انجام می شود.

Pixar در این مرحله دارای یک کاتالوگ گسترده است. مورد علاقه شما کدام است؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Soul در تاریخ 25 دسامبر از طریق Disney + در دسترس خواهد بود.

https://www.youtube.com/watch؟v=xOsLIiBStEs


روح را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

HAMILTON & AMADEUS: یک ویژگی دوگانه عالی

با انتشار نسخه فیلمبرداری شده در Disney + ، طرفداران و تازه واردین دیگر مجبور نیستند برای بلیط بخت آزمائی کنند و یا پس انداز خود را عمیق کنند تا فرصتی برای دیدن داشته باشند. همیلتون یک بار از یک صندلی پنجاه فوت دورتر ، درست در پشت اولین زرافه انسانی جهان است. کسانی که این کار را انجام داده اند ممکن است خیلی خوب نباشند اکنون که کالای منحصر به فرد بلیط داغی که برای دیدن دوستان خود لاف می زدند اکنون می تواند ساعت 3 صبح از توالت خود را با قیمت یک قهوه تجربه کنید.

با این وجود ، اوایل ماه گذشته ، به مناسبت اولین پخش جریانی منتظر آن ، جایگاه خود را در دنیای فیلم به برادوی اعطا می کند و من همه را تشویق می کنم که به عنوان یک عضو افتخاری ، در آغوش باز از آن استقبال کنند. و به عنوان یک عضو افتخاری در دنیای فیلم این س inevال اجتناب ناپذیر مطرح می شود: کدام ویژگی دوگانه را می توانید با آن تماشا کنید؟

اگر چه همیلتون ممکن است فیلمی به همان شکلی نباشد که سایر موارد در کاتالوگ سایت های دیگر جریان دار باشد و طرف نابالغ فیلم پاک من بیشتر بتواند آن را گواهی کند ، من قاطعانه عقیده دارم که کافی است یکی از آن ها بخشی از یک مراسم مقدس باشد ، در اعماق فیلم سنت اصلی و علاقه مند به فیلم ، که من دوست دارم آن را ویژگی دوگانه فانتزی بنامم.

همه این کار را نمی کنند ، اما کسانی که این کار را می کنند ، این کار را شرورانه انجام می دهند – سینفیل های خود خوانده و طرفداران معمولی که همه از همان روش قدیمی تماشای فیلم هایی که به موارد مورد علاقه خود نگاه می کنند و دیگر آنها را دوست ندارند ، خسته شده اند. یکی دیگر مثل برخی از خواستگارهای بی نظیر. دو فیلم در ازدواج مقدس به عنوان یک ویژگی دوگانه عالی ، پشت سر هم تماشا شده به هم پیوسته و یک نوع عجیب از تخیل تجربه عالی فیلم درایو ایجاد می شود.

یک جفت شدن بعید است

نمونه های بسیاری از این نوع موارد وجود دارد – با طیف گسترده ای از روش ها و دلایل برای جمع آوری فیلم ها در انواع مختلف ترکیب ها. شما می توانید فیلم هایی را با ویترین سبک کارگردانی متمایز مانند هم گروه کنید خداحافظ و کازینو یا یادگاری و بیخوابی، یا به سادگی با مضامین مشابه آنها مانند درخشش ابدی یک ذهن پاک و او یا کابینه دکتر کالیگاری و مرد فیل.

HAMILTON & AMADEUS: یک ویژگی دوگانه عالی
همیلتون (2020) – منبع: تصاویر والت دیزنی

اما یک سوم ، احتمالاً بهترین گزینه برای قرار دادن دو فیلم در کنار هم وجود دارد: دو فیلم از نظر قوس شخصیت ضرب به ضرب ، داستان ، مضامین بسیار نزدیک به یکدیگر که تقریباً وحشتناک است که نبودن آنها مربوط.

اگرچه فکر کردن اینکه یک اثر ممکن است از اثری دیگر الهام گرفته باشد باعث خزیدن پوست من نمی شود ، من آن را در قلمرو چیزهای غیرمعمولی قرار می دهم که هر دو این داستان ها عمدتاً مبتنی بر وقایع زندگی شخصیت های تاریخی مربوط به آنها بوده اند طرح های غیرقابل تشخیص ضرب و شتم مستقیماً از یک تراژدی شکسپیر تمیز شده نشان می دهد.

بنابراین چه چیزی ایجاد می کند همیلتون و آمادئوس چنین زوج قدرت دوگانه؟

سؤال خوبی بود. و این یکی است که تا حدودی زودتر از همه پاسخ داده شد زیرا این دو فیلم شباهت های شگفت انگیزی با یکدیگر دارند: بازگوهای بیوگرافی از ظهور شهرت شخصیت های تاریخی عنوان آنها به روشی گفته می شود که از دیدگاه منحصر به فرد دشمنان تحت الشعاع سایه خود استفاده می کند . اما این به اینجا ختم نمی شود در قسمت آخر است که هر دو این فیلم ها تخصص خود را پیدا می کنند به عنوان آرون بور و آنتونیو سالیاریه هر دو نمونه لایه ای زیبا و چند بعدی از چیزی که دوست دارم آن را بنامم: “قهرمان اصلی”.

اگر اصطلاحات آرایشی Cheesy را کنار بگذاریم ، معنای یک “قهرمان اصلی” ، اگر عبارتی باشد که قانونی شود ، بسیار ساده است ، هرگاه شخصیت شرور یا “بد شخص” یک داستان قهرمان داستان شود. و هر جا که قهرمان داستان در طیف شرارت دراز بکشد ، این گروه را بسیار متنوع می کند. همانطور که در شخصیت ست براندل در سال 1986 نشان داده شده است ، یک انتهای افراطی “قربانی تراژیک شرایط” است. پرواز. در انتهای دیگر ، “روانپریش قابل جبران ناپذیر با ویژگی های کم و زیاد بدون بازخرید” (2019 جوکر ، سال 2013 گرگ وال استریت)

بنابراین همانطور که می بینید ، این “قهرمان اصلی” ، اگرچه یک تعریف مشخص ندارد ، اما واقعاً مستلزم آن است که هر شخصیتی از نظر آنها ما را از طریق داستان هدایت کند ، شخصی جذاب و جالب برای تماشای آن باشد ، اخلاق و به اصطلاح نجابت عمل آنها کنار گذاشته شود.

HAMILTON & AMADEUS: یک ویژگی دوگانه عالی
آمادئوس (1984) – منبع: Orion Pictures

پس کجا آرون بور و آنتونیو سالیری افتادن روی این خط؟ و چه چیزی آنها را در دو فیلم به نام قهرمان می کند همیلتیشن و آمادئوس، هر دوی آنها کاملاً به معنای وجود آنها در مورد افرادی است که همنام هستند در عناوین خودشان هستند؟

خوب ، خوشحالم که بگویم که دو “قهرمان اصلی” ما واقعاً در هیچ کجای همان خط مانند کسانی که آرتور فلک یا جوردن بلفورت که در جوکر یا گرگ وال استریت. شرور Burrand Salieriare فقط به این معنا که دشمنان قهرمانان تیتراژ فیلمشان بودند. بیشتر کارهایی که آنها انجام دادند تقریباً در مرکز “قربانی غم انگیز شرایط” قرار گرفت.

من احساس کردم که آنها لیاقت این افتخار را دارند ، از آنجا که هرگونه نادرستی تاریخی را به خاطر دراماتورژی کنار گذاشتن ، هرگز واقعاً یک بار از همدردی با Burror Salieri برای مدت زمان اجرا در کل فیلم خود فاصله نگرفتم و اوضاع غم انگیز آنها را کاملاً درک کردم: یک فیلم داغ جوان ، جدید در این بازی ، و با توجه به شانس خود برای صعود از نردبان حرفه ای خود توسط همكاری كه مخفیانه این اعجوبه را تحسین می كند ، و همچنین هنوز در خفا ، آنها را رقیب خود می كند ، در حالی كه رابطه آنها با دوستان بسیار خوبی است خارج از.

همچنین مراجعه کنید

قلب و استخوان: لحظه سرنوشت ساز

این وضعیت مملو از پتانسیل زیادی برای درگیری داخلی و داخلی است که تقریباً فقط توسط موتور تشنه این شخصیتهای گمراه و ناامید پیش می رود. این پاورقی ها در تاریخ به دنبال شهرت و امنیت میراث خود هستند که از قضا برای همیشه شناخته می شوند به عنوان کسی که الکساندر همیلتون را کشته یا عملاً به یک قبر اولیه ، ولفگانگ آمادئوس موتزارت رانده است.

نتیجه

ویژگی های دوتایی متناسب با خود ، و خیال آور ، اصلاً غیرمعمول نیستند ، اما برای بسیاری از مردم ، ایده انجام این کار با دو فیلم که تقریباً از هر طریق مربوط به طرح یکدیگر را منعکس می کنند ، کاملاً فنجان آنها نیست. چای. و اشکالی ندارد هیچ کس نگفت شما باید دقیقاً از همان چای لذت ببرید ، چه رسد به نوشیدن آن. من شما را تشویق می کنم ، لطفا ، خود را پیدا کنید.

این دو فیلم باشند که دارای مضامین مشابه هستند ، اما نه دقیق ، یا به طور غیر قابل توضیح دارای فضای کلی یکسانی هستند ، یا حتی فقط یک بازیگر مشترک دارند ، این شما هستید که می خواهید چه نوع ویژگی دوگانه ایجاد کنید. آنها طعم های زیادی از چای درست می کنند. این اتفاق می افتد دو فیلم با یکسان از شرورهای تاریخی سو historical تفاهم که به شهرت می رسند و اجازه می دهند حسادت آنها آنها را مصرف کند تا جایی که شهرت آنها بیش از حد بدنام است.

در مورد شما چطور؟ ویژگی دوگانه کامل شما چیست؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ویلیام هاپسون

ویلیام هاپسون

سلیقه فیلم ویلیام که هم اکنون در رشته لیسانس خود در هنرهای رسانه ای با یک خردسال به زبان انگلیسی کار می کند ، متمایل به اغراق غم انگیز در هر چیز چارلی کافمن ، پیکسار قبل از 2011 ، یا آثار The Holy David Trinity (Lynch، Lean، & Fincher) است. او همچنین می خواهم اضافه کنم که هر گونه سeriesال در مورد جدیدترین نسخه زیر لیوانی ، چرا 3D Blu-ray رپ بدی پیدا می کند یا اهمیت موسیقی در فیلم ها و تئاتر موسیقی باید به او توجه شود.

MULAN: بازگو کننده وفادار ، شجاع و واقعی

پیدا کردم مولان به عنوان یک مطالعه موردی جذاب از نظر مرور یک فیلم بر اساس مواد موجود موجود. بسته به نوع بزرگ شدن شما با داستان ، می توانید آن را به عنوان ماندگارترین داستان عامیانه چینی در همه زمان ها یا به عنوان یکی از فیلم های محبوب دیزنی خود تشخیص دهید.

که بررسی این بازسازی زنده را دشوار می کند.

از این نظر دشوار است که قطعه عظیمی از انتظار ما توسط چیزی که غرب زده شده است بسیار شکل گرفته است. در فیلم انیمیشن 1998 ، مولان یک “سفر قهرمان” را تجربه می کند ، جایی که او به جنگ می رود و راه خود را برای تبدیل شدن به یک جنگجوی بزرگ در کنار همرزمانش آموزش می دهد – یک داستان داستانی کلاسیک که با پس زمینه چینی روایت می شود. اصلی تصنیف مولانبا این حال ، او را زنی از قبل ماهر در جنگ نشان می دهد که قبلاً به او هنرهای رزمی ، مبارزه با شمشیر و تیراندازی با کمان آموخته اند ، اما به دلیل موقعیت اجتماعی و البته زن بودن باید آن را پنهان کند. در واقع ، او ژنرال شد و 12 سال ارتش چین را رهبری کرد ، هیچ کس نمی دانست که او یک زن است تا اینکه خودش حقیقت را فاش کرد.

این 2020 مولان تلاشی شجاعانه در بازگویی داستان عامیانه اصلی است. این موضوع تسکین کمیک آمریکایی را بیرون می کشد. این آهنگ های پاپ را بیرون می اندازد. اساساً ، همه چیزهایی را که مخاطبان غربی در مورد مولان می دانند و دوست دارند از بین می برد و جرات آنها را پیدا می کند چیز جدیدی برای قدردانی پیدا کنند و کارساز است.

داستان آشنا ، اما درام تغییر کرده است

در سراسر اقتباس های بی شماری ، مولان پیش فرض اصلی خود را حفظ می کند – هوآ مولان (لیو ییفی) یک زن جوان شجاع است که به جای شکست دادن اشغالگران توران شمالی (اکنون به جای شان یو توسط بوری خان هدایت می شود) جای پدرش را می گیرد و به عنوان یک مرد برای خدمت به ارتش چین ظاهر می شود.

MULAN: بازگو کننده وفادار ، شجاع و واقعی
منبع: استودیوی Walt Disney Motion Pictures

در حالی که اجرای 1998 با داستانی از دوستی با همرزمانش و جنگیدن برای نجات امپراطور در خط مقدم ادامه داشت ، این نسخه علاقه بیشتری به لحظات شخصیت و انعکاس شخصی دارد. با تغییر در زمینه و دستور کار موضوعی ، برخی از لحظاتی که شما در حال تماشای آنها بزرگ شده اید ممکن است در اینجا احساس براق کنند. مشخص است که کارگردان نیکی کارو به مراتب بیشتر از طرح و اقدام به درام علاقه مند است ، وقتی بازیابی مهارتهای موجود مولان ، تمرکز اجتناب ناپذیر و شرافتمندانه ای است.

به آسانی می توان سفر شخصی را که در حال آموزش و پرورش است و مهارت و روحیه لازم در جنگ را به او می دهد ، انتقال داد. بسیار دشوارتر است – و صادقانه بگویم ، بسیار جالب تر – وقتی که فرد قبلاً آن چیزها را داشته باشد ، اما چیز دیگری مانع او می شود. با این اتفاق تغییرات اساسی بزرگی در شخصیت ها به وجود می آید.

تغییر در شخصیت ها

شخصیت های جانبی که همه ما می شناسیم و دوستشان داریم – لینگ ، یائو ، و چین پو – به سختی در فیلم حضور دارند. این یک تحسین برانگیز اما مشکل ساز است زیرا این فیلم بیشتر به مولان و وجدان او متمرکز شده است. در عوض ، ما یک گروه از شخصیت های کمیک تسکین دهنده دریافت می کنیم که بیش از حد قابل تفکیک از یکدیگر نیستند – تنها راهی که می توانید تشخیص دهید چه کسی براساس خطوطی که از فیلم 1998 می گویند ، است.

از طرف دیگر ، کاپیتان لی شانگ جالب ترین تغییر را مشاهده می کند. اکنون فیلمنامه نقش وی را به دو شخصیت مجزا تقسیم کرده است ، فرمانده کامیون تونگ (دونی ین) و چن هونگویی جوان (یوسون آن) ، انواع مختلف پویایی جنسیتی را که مولان در سفر خود با آن روبرو است گسترش می دهد. اگر چه ین در فیلم کار زیادی نمی توان انجام داد ، فیلمنامه لحظات کافی را از آن ارائه می دهد یک تا ما بخواهیم کمی بیشتر او را درک کنیم.

و سپس پدر مولان ، هوآ ژو ، است که توسط بزرگان بازی می شود تزی ما. تنها چیزی که می توانم بگویم این است که خدا را شکر این فیلم صحنه های بیشتری با دخترش به او می دهد و به ما این امکان را می دهد که عشق مولان به پدر و خانواده اش را بیش از پیش احساس کنیم. این امکان را برای چند لحظه نزدیک به پایان فیلم فراهم می کند تا به شکلی کاملاً جدید احساس شوند.

همه این عملکردها توسط ستاره ما جذب و درونی می شوند ، لیو ییفی، که از زمان تحصیل در مدرسه راهنمایی ، گزینه انتخابی من برای مولان بوده است. او آشفتگی درونی مولان را در پنهان کردن حقیقت و عدم توانایی نشان دادن اینکه او به جهان است ، می فروشد. در همان زمان ، او با چنین قدرت ظریف و مهمی روی صفحه نمایش فرماندهی می کند.

MULAN: بازگو کننده وفادار ، شجاع و واقعی
منبع: استودیوی Walt Disney Motion Pictures

اما واقعیت اضافه شده در داستان که مبارزه داخلی مولان را از تکرار شدن نجات می دهد ، معرفی شیان لانگ است (گونگ لی) ، جادوگری قدرتمند برای تغییر شکل ، به عنوان فویل او عمل می کند. رابطه بین مولان و ژیان لانگ ، دو بازیگر اصلی زن در داستان ، آنقدر جذاب است که ای کاش بیشتر فیلم در مورد آنها بود.

ارزش تولید ، اکشن و قطعه های تنظیم شده

مولان همچنین از ظاهر شدن روی صفحه با آرایه ای خیره کننده از رنگ و توجه به جزئیات سود می برد. طراحی صحنه و لباس تعادل خوبی بین تاریخ دقیق و خیالی مانند یک افسانه برقرار می کند و همه لباس ها و ست ها احساس فرسودگی و زندگی می کنند – چیزی که به نظر من در آن نادیده گرفته شد علاladالدین بازسازی

حتی با توجه بیشتر فیلم به درام انسانی ، کارو به اندازه کافی از مجموعه های بزرگ اکشن را ارائه می دهد که امیدواریم در یک کنش زنده به آنها امیدوار باشیم مولان بازسازی گرچه تنظیم رقص wuxia هرگز به اندازه روان بودن نیست اژدهای پنهان ببر خمیده و صحنه های نبرد حماسی در مقایسه با چیزی شبیه به آن کمرنگ است صخره قرمز، در حال حاضر برای من یک تعجب آور است که دیزنی حتی در وهله اول حتی از این جهت پذیرفت.

MULAN: بازگو کننده وفادار ، شجاع و واقعی
منبع: Walt Disney Studios Motion Pictures

به طور کلی ، صحنه های اکشن ارزش قابل تحسین پروژه را برجسته می کنند. در حال حاضر گرانترین فیلم ساخته شده توسط یک کارگردان زن است و معتقدم که نشان می دهد. هر مکان با زیبایی خاص رنگ خاص خود به خوبی تحقق یافته است و عملکردی که با هر مکان همراه است به طور منسجم و بدون نظارت بیش از حد زیاد ، شلیک می شود و کنار هم قرار می گیرد. گرچه شخصاً دوست دارم کمی wuxia و کمی حرکت آهسته داشته باشم.

دومین تلاش خوب لعنتی از دیزنی

با این توجه زیاد به جزئیات تاریخی و فداکاری برای داشتن بازیگران تمام آسیایی ، تقریباً همه آنها را می خواستم مولان در عوض به زبان ماندارین صحبت شود. تصاویر غوطه وری بسیار کار می کردند به طوری که شخصیت های انگلیسی صحبت می کردند یک نقص عجیب اما اجتناب ناپذیر بودند.

این همه مشکلات فیلم نیست. چند صحنه از گفتگو در تحویل آنها بسیار سفت و سخت احساس می شود ، و من فکر می کنم بیشتر به این دلیل است که در آنها بازیگران چینی با زبان ثانویه صحبت می کنند. جت لی در اینجا نیز عملاً قابل تشخیص نیست ، با صدایی که قسم می خورم یک دوبله صوتی بد است. سرانجام ، گام به گام و انتقال صحنه با عجله به اینجا و آنجا می رسد ، به ویژه هنگامی که شخصیت ها از وضوح تصویر عبور می کنند.

با این حال ، وقتی نوبت به اقتباس دوم داستان عامیانه چینی از هالیوود می رسد ، این دومین تلاش لعنتی است. آنها یک قدم بزرگتر به آنچه افسانه اصلی در مورد آن بود نزدیک شدند ، در حالی که هنوز آن جشن کلاسیک غربی از فردیت را حفظ می کردند و خود را می پذیرفتند ، و تقویت احساسات هنوز هم م worksثر است. وقتی مولان سرانجام موهای خود را آزاد کرد و هم استعاره و هم به معنای واقعی کلمه زره های خود را ریخت ، این پیروزمندانه ترین لحظه فیلم است. It’s Wonder Woman در حال عبور از هیچ مردی است. این چراغ برق است که به دست ری پرواز می کند. این داستانی است که قهرمان را در آغوش می کشد ، زیرا قهرمان سرانجام پذیرفت که او کیست.

مولان: عالی نیست ، اما من با صمیم قلب از آن پشتیبانی می کنم

این فیلم ، روی کاغذ ، داستانی کاملاً متفاوت با نسخه سال 1998 است. این ممکن است کمتر مخاطب سینما را مجذوب خود کند ، زیرا درگیری بسیار داخلی تر از گذشته است و طرح آن بسیار دورتر از گذشته است ، اما فیلم در کاری که قرار است انجام دهد موفق است.

همچنین مراجعه کنید

LOST GIRLS: واجب ، اما راک گفتن

در دراز مدت ، نسخه 1998 هنوز از این نسخه بازسازی شده بیشتر است ، اما برای من ، این مهم نیست. نکته مهم این است که جوانان امروز در حال حاضر دارای دو فیلم کاملاً متفاوت و قدرتمند از نظر عاطفی برای رشد هستند.

MULAN: بازگو کننده وفادار ، شجاع و واقعی
منبع: Walt Disney Studios Motion Pictures

خنده دار است زیرا سال 1998 مولان این یک کلاسیک محبوب است ، حتی اگر دیزنی قسمت زیادی از آن داستان را تغییر داده باشد. به ویژه با افزایش نفوذ ژاپنی ها در فرهنگ پاپ آمریکا در اواخر دهه 90 ، استودیوی آن زمان حتی نمی توانست چینی و ژاپنی را تشخیص دهد. مسلماً مولان بیش از چینی ژاپنی کشیده شد و اولین اقدام او را در آرایش گیشا واقعی قرار داد. و البته ، Mushu ، یک شخصیت جانبی دوست داشتنی اما کاملاً آمریکایی بود که به شما کمک می کند تا داستان را با روحیه و سرگرم کننده نگه دارید. اینها همه “مشکلاتی” بود که من مدتها پیش پذیرفته ام.

من عاشق فیلم 1998 هستم. این یکی از فیلمهای محبوب دیزنی من است. اما من همچنین می خواستم که دوباره گفته شود. در همان زمان ، اگر قرار بود اشتباهی انجام شود یا بد انجام شود ، وحشت کردم. در سالهای رویای یک کنش زنده مولان فیلم ، خیلی قبل از روزهای Crazy Rich Asians، این یک شوت باید یک مزخرف باشد ، در غیر این صورت تا حدود یک سال دیگر فرصت دیگری پیدا نمی کنیم.

این 2020 مولان کامل نیست من آن را به اندازه کافی دوست دارم اما من از صمیم قلب از آن پشتیبانی می کنم زیرا این چیزی فراتر از بازسازی است. این بازگویی وفادار ، شجاعانه و واقعی از تصنیف چینی است که زمانی موفقیت آمیز بود. این ثابت می کند که داستان ها دلایلی دارند که باید زنده بمانند و بارها و بارها گفته شوند.

دیدی مولان؟ نظر شما در مورد فیلم چیست؟ در زیر به اشتراک بگذارید!

اولین نمایش مولان در ایالات متحده در 9 مارس 2020 بود. در 4 سپتامبر 2020 در دیزنی + منتشر شد.


مولان را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

چگونه MANDALORIAN و ILM دستیابی به موفقیت جلوه های بصری را ایجاد کردند

جنگ ستارگان خانه ای است که جلوه های بصری ساخته شده است. و در سری جدید دیزنی + ماندالوریایی ، این خانه با استفاده از فناوری موتور بازی به صورت واقعی در یک دیوار صفحه نمایش ویدیویی LED 270 درجه پیش بینی می شود. و به همین دلیل ، جلوه های بصری احتمالاً برای همیشه تغییر می کنند.

روش ماندالوریایی مورد استفاده شامل تیراندازی به بازیگران در مجموعه ای با عنوان “حجم” است. (در مجموعه های فیلم ، “حجم” به هر فضایی که توسط فناوری ضبط حرکت تعیین می شود ، اشاره دارد.) بازیگران و خدمه توسط دیواری از صفحه نمایش ویدئو که 21 فوت قد و قطر 75 فوت دارد ، توسط 11 رایانه اجرا می شود و شامل 1،326 است. پانل های LED این دیوار فقط نورپردازی تعاملی را انجام نمی دهد – همچنین از فناوری موتور بازی برای نشان دادن رندرهای محیط و جلوه ها در دوربین در زمان واقعی استفاده می کند. ماندالوریایی اولین تولیدی است که این فناوری انقلابی را با استفاده از ارائه در زمان واقعی در هماهنگی با پسوندها و جلوه ها و جلوه های مجموعه دوربین دیواری در دوربین و استفاده از آن ارائه می دهد.

جلد ، که به طور رسمی StageCraft نامیده می شود ، توسط Industrial Light & Magic و Epic Games ، با همکاری Fuse ، Lux Machina ، Profile Studios ، NVIDIA و ARRI ، با همکاری جون فاوروGolem Creations. با آن، فارو و تیمش در ماندالوریایی به معنای واقعی کلمه می تواند کوه ها را حرکت دهد ، Sandcrawlers را در مراحل صوتی بسازد و در کمتر از یک ساعت بازیگران را از ایسلند به تونس برساند.

حجم چیست؟

طلوع انسان چیست و کینگ کونگ اشتراک داشتن؟ فرافکنی صفحه جلویی.

طرح جلوی صفحه نمایش ترکیبی از عملکردهای فیلمبرداری شده در پیش زمینه با مواد از پیش فیلمبرداری شده در پس زمینه در دوربین است. مشهورترین کاربرد این روش در سکانس “طلوع انسان” در سال بود استنلی کوبریکرا 2001: ادیسه فضایی ، جایی که انسان کشی ها در یک صحنه تیراندازی می شدند و یک پس زمینه آفریقایی روی صفحه ای در پشت آنها قرار داشت. این ترفند فرافکنی در اوایل دهه 1933 مورد استفاده قرار گرفت کینگ کونگ.

ماندالوریان (2020) - منبع: دیزنی
منبع: دیزنی +

برای ماندالوریایی ، طرح جلوی صفحه با احاطه یک مرحله با دیوار و سقف ویدیویی LED حاصل شد. محیط های مجازی بر روی LED ها نمایش داده می شوند تا نه تنها به عنوان پس زمینه – مانند غروب خورشید در Tatooine یا فضای بیش از حد در صحنه های کابین خلبان – بلکه به عنوان پسوند تنظیم شده نیز عمل کنند. آشیانه Mos Eisley ، از قسمت پنجم ، در وسایل عملی و کف روی صحنه وجود دارد ، اما همچنین 30 فوت اضافی در هر جهت فراتر از آنچه مجموعه اجازه می دهد ، امتداد دارد. وسایل نقلیه ای مانند Jawas ’Sandcrawler یا Razor Crest ، کشتی ای که ماندالوریان (پدرو پاسکال) خلبانان ، با استفاده از ترکیبی از مجموعه های عملی و برنامه های افزودنی مجازی ایجاد شده اند: نیمی از کشتی در حجم ، نیمه دیگر روی دیوار قرار دارد.

به طور معمول ، در فیلم ها و سریال های دارای جلوه های سنگین ، مراحل صوتی با صفحه سبز و آبی برای عکاسی از بازیگران و ترکیب پس زمینه و اکشن بعداً مستقر می شوند. اما چنین ابزاری گران است ، پس از تولید را خزنده می کند و باعث می شود بازیگران ، سینماگران و کارگردانانی که نمی دانند در زمان واقعی به چه چیزی پاسخ می دهند ، سنگینی می کنند. Volume راه حل این مسائل مربوط به گردش کار است.

آوردن ایسلند به لس آنجلس

بیش از 50 درصد از فصل اول سریال در Volume فیلمبرداری شد ، به عنوان روشی برای کاهش هزینه ها و سازگاری با جدول زمانی سریال های تلویزیونی. نه اینکه به خصوص ارزان باشد – بودجه فصل اول 100 میلیون دلار بود. برای مقایسه ، فصل آخر بازی تاج و تخت بودجه 90 میلیون دلاری داشت. ولی ماندالوریایی بسیار ارزانتر از یک است جنگ ستارگان فیلم و حدود چهار برابر طولانی تر است. نسبتاً ارزان تر جنگ ستارگان فیلم های گلچین سرکش یکی و انفرادی بودجه ای بالغ بر 200 میلیون دلار

بنابراین برای حمل و نقل بازیگران و خدمه در سراسر جهان برای چندین بار فیلمبرداری در محل ، هیچ هزینه ای وجود ندارد. Volume به گروه دوربین اجازه داد تا در عوض دنیا را به استودیوی خود بیاورند. خدمه به مکانهایی مانند شیلی و ایسلند سفر کردند ، و آنها هزاران عکس و اسکن سه بعدی عکاسی را به استودیوی ساحل منهتن در لس آنجلس آوردند ، جایی که بیشتر نمایش ها در آنجا انجام شد. تیم جلوه های بصری همچنین از تفاسیری که ILM از قبلی ذخیره کرده بود استفاده کرد جنگ ستارگان پروژه ها ، از جمله اسکن و عکس از گرینلند و تونس. این فتوگرامتری اساس دنیای فوتوریالی ایجاد شده در StageCraft را تشکیل داد.

برای مدیر عکاسی باز ایدیونه و تهیه کننده مشترک ، فیلمبردار مشترک گریگ فریزر، دومی نیز تیراندازی کرد Rogue One ، حجم بسیار سخاوتمندانه تر از یک مرحله صدای طبیعی صفحه آبی بود. برای یک چیز ، StageCraft مجموعه های آنها را کاملاً روشن کرد.

چگونه MANDALORIAN و ILM دستیابی به موفقیت جلوه های بصری را ایجاد کردند
منبع: دیزنی +

“اغلب ، شما قبل از ایجاد پس زمینه ، از عناصر واقعی عکاسی عکس می گیرید و تصور می کنید که نور تعاملی چه کاری انجام می دهد – و سپس باید امیدوار باشید آنچه که در صحنه فیلمبرداری انجام داده اید مطابق با آنچه در پست بعد اتفاق می افتد باشد ، ” فریزر گفت فیلمبردار آمریکایی. “اگر کارگردان پس زمینه پست را تغییر دهد ، پس نورپردازی مطابقت ندارد و عکس نهایی احساس نادرستی می کند.”

در Volume ، تمام روشنایی توسط دیواره های LED ایجاد شده است. این بدان معنی بود که محیط مجازی با در نظر گرفتن نور طراحی شده است. دارایی هایی مانند خورشید در عکسهای غروب آفتاب تاتو باید بسیار روشن تر از آسمان اطراف باشند ، بنابراین نوری که به مجریان می دهد و مجموعه یکپارچه است.

برای صحنه های روز در فضای باز هنگامی که خورشید برجسته تر بود – مانند سکانس Sandcrawler در “کودک” ، بیشتر “Sanctuary” مستقر در Sorgan ، و جنگ در دو قسمت پایانی – خدمه مجبور شدند به قسمت عقب بروند . LED ها می توانند بسیاری از پایه ها را بپوشانند ، اما نمی توانند با شدت نور خورشید مطابقت داشته باشند.

هنگام عکاسی در حجم ، ایدیونه دوست داشت یک باند باریک از رنگ سفید را در قسمت بالای دیوار LED قرار دهید تا به عنوان یک نور پس زمینه قوی برای کلاه ایمنی Mando عمل کند. هر صفحه LED می تواند در روشنایی کامل تنظیم شود یا به عنوان یک پرچم سیاه عمل کند – یعنی برای جلوگیری از نور – در هر زمان و هر کجا که سینماگران به آن نیاز داشتند.

DP ها همچنین می توانند شرایط مکان را کنترل کنند. اگر کارگردانان اپیزود باشند دیو فیلونی، ریک فامویویوا، دبورا چو، برایس دالاس هوارد ، و تایکا وایتیتی مورد نیاز کوه ها برای بهبود ترکیب منتقل می شوند ، تیم جلوه های بصری می توانند به دنیای مجازی بروند و آنها را حرکت دهند. و آنها می توانند غروب آفتاب مجازی را به مدت 10 ساعت حفظ کنند. “ساعت جادویی” به جای فقط 25 دقیقه می تواند یک روز کامل از عکسبرداری را ادامه دهد ، بنابراین سرعت عکسبرداری را بسیار سریع می کند.

تأملات و موره در جلد

استفاده از دیوارهای LED برای روشنایی یکی از بزرگترین سردردهای مجموعه های صفحه سبز و آبی را نیز برطرف می کند: بازتاب ها.

که در انتقام سیت پشت صحنه فیلم ، جورج لوکاس از C-3PO یک معامله بزرگ می کند – این اولین فیلمی است که او در آن براق است. و به همین دلیل در آنتونی دانیلزبا لباس ، می توانید بازتاب هایی از صفحه سبز ، دوربین و خدمه را ببینید که باید با زحمت از آنها ترسیم شود و در بازآفرینی بازتاب های جدید جایگزین شود. ماندالوریایی با همان مشکل روبرو شد ، هر چند این بار ، مرد براق فقط یک بازیکن پیرامونی نبود.

چگونه MANDALORIAN و ILM دستیابی به موفقیت چشمگیر را ایجاد کردند
منبع: دیزنی +

با دو اپیزود اول ، وقتی ظاهرا ظاهری ماندو و فرسوده تر به نظر می رسد – و به ویژه در یک دعوای نامرتب در قسمت دو – بازتاب ها نگرانی زیادی ندارند. قسمت سوم به بعد ، هنگامی که او زره پوش Beskar جدید خود را دریافت می کند ، که Mando به یک آینه پیاده روی و تفنگ تبدیل می شود. Volume امکان انعکاس صحیح را فراهم می کند که نیازی به تغییر در محل ویرایش نیست ، و همچنین به تصاویر برجسته و متنوع بیشتری در زره پوش شخصیت نسبت به مجموعه ای از صفحه سبز امکان می دهد. اما چنین تجملاتی به زمان زیادی برای طراحی دنیا نیاز دارد.

“حتی اگر فقط در یک جهت از یک مکان خاص عکس می گرفتیم ، بخش هنر مجازی مجبور است یک مجموعه 360 درجه بسازد تا بتوانیم از نور و بازتاب تعاملی درست استفاده کنیم.” فریزر گفت فیلمبردار آمریکایی. “این برای مجموعه های عملی که در صحنه و در پس زمینه ساخته می شدند نیز صادق بود – ما مجبور بودیم مناطقی را بسازیم که هرگز جلوی دوربین آنها را نخواهیم دید زیرا در لباس منعکس می شود.”

برای تکمیل نمای بازتابنده ، می توان دیوارهای اضافی را برای پوشش 360 درجه به Volume اضافه کرد. دیوارها همچنین می توانند برای افزایش دسترسی برداشته شوند.

با این وجود صفحه های LED مشکل متفاوتی را ایجاد می کنند: جلوه مویر ، همان استاتیک موج دار است که شما گاهی اوقات از گرفتن صفحه نمایش روی دوربین می گیرید. این راه حل شامل دادن پیکسل به LED ها 2.84 میلی متر است ، همراه با عمق میدان کم لنز دوربین ، که خنثی می کند. با استفاده از این جلوه های درون دوربین ، پس از تولید در صحنه های ضبط شده در جلد می تواند به جای ترکیب بندی با تصویر بزرگ ، روی جزئیات متمرکز شود.

عکسبرداری در یک دنیای مجازی

همانطور که جلوه های نورپردازی و دنیای مجازی Volume پیشگامانه است ، StageCraft از یک منظر منظر سه بعدی نیز برخوردار است.

“Parallax” به فاصله درک شده از اشیا از منظر دوربین اشاره دارد. در Volume ، این به یک محیط مجازی ترجمه می شود که بر اساس مکانی که دوربین نشان می دهد ، به طور مداوم در زمان واقعی تغییر می کند – اخذ مجوز از موتور غیر واقعی Epic Games.

چگونه MANDALORIAN و ILM دستیابی به موفقیت جلوه های بصری را ایجاد کردند
منبع: دیزنی +

که در گالری دیزنی: ماندالوریان ، یک سریال پشت صحنه در دیزنی + ، ناظر جلوه های تصویری ریچارد بلوف آنچه در استفاده از موتور بازی بسیار خاص است توضیح می دهد: “The [visuals] که هر کسی یک بازی ویدیویی بازی می کند [is] مشاهده در میلی ثانیه محاسبه می شود. بنابراین اگر در صحنه به سمت راست حرکت کنید یا به سمت چپ حرکت کنید یا برگردید و منظره ای را در محیطی مشاهده کنید که قبلاً هرگز ندیده اید ، این در میلی ثانیه اتفاق می افتد. در زمان واقعی است. “

برای درست کردن آن ، مشخصات دوربین تولید – 2.39: 1 Arri Alexa LF آنامورفیک – در StageCraft برنامه ریزی شده است ، که اطمینان می دهد فضایی که دوربین می بیند به طور کامل ارائه می شود ، در حالی که بقیه دیوار می تواند یک تصویر با وضوح پایین ارائه دهد اهداف روشنایی

“Sputniks” بر روی دوربین ثابت شد تا موقعیت آن را در زمان واقعی ردیابی کند. این اسپوتنیک ها در واقع توپ های کوچک پینگ پنگ سفید بودند که دوربین های ردیابی حرکت در اطراف Volume آنها را دیدند و از آنها برای ضبط موقعیت دوربین در فضای مجازی استفاده کردند.

“این داده های موقعیتی از دوربین داشت تا بتوانید هنگام حرکت دوربین تغییر چشم انداز و اختلاف منظر داشته باشید.” ایدیونه گفت ، “و بنابراین محتوای روی دیوار با تغییر دوربین تغییر می کند.”

چگونه MANDALORIAN و ILM دستیابی به موفقیت جلوه های بصری را ایجاد کردند
منبع: دیزنی +

Volume روند سنتی تولید را پشت سر گذاشت ، چرخش کرد ماندالوریاییخط لوله ای به چیزی نزدیک به فیلم انیمیشن است. فیلمبردار ، بخش هنرهای مجازی ، پیشاهنگان مکان ، تیم نورپردازی و تیم های VFX حتی قبل از شروع عکاسی اصلی باید درگیر تولید باشند. آنها مجموعه های مجازی سه بعدی را در StageCraft طراحی کردند که سپس سینماگران و دپارتمان های هنری با استفاده از هدست های VR ، طراحی کامل و انتخاب بازیگران دیجیتال ، لوازم جانبی ، بافت ها و چترهای خانه را به صورت مجازی ردیابی می کنند.

مجموعه ای از هنرمندان از ILM ، Unreal و Profile در طول تولید ، ایستگاه های کاری “Brain Bar” را در استودیو اداره می کردند. این ایستگاه ها وظیفه کارهای سریع اصلاح رنگ و تعدیل نور مجازی بین عکس ها را بر عهده داشتند.

چگونه حجم ایجاد شد

لوکاس بیش از یک دهه پیش ، در سال 2008 ، هنگامی که وی در حال تحقیق درباره فناوری خود بود ، سعی در توسعه فناوری مشابه StageCraft داشت جنگ ستارگان سریالی که هرگز به ثمر نرسید.

ILM ده ها سال است که در لبه برنده VFX قرار دارد و نوآوری های قبلی آن که به StageCraft کمک می کنند شامل 1991 است قلاب، هنگامی که یک نقاشی مات برای اولین بار با هندسه سه بعدی طراحی شد ، امکان اختلاف منظر دوربین را فراهم می کند. اما جایی که ILM توانایی داشت ، طول کشید فارو و رشته ای از فیلمهای سنگین VFX که باعث فشار پاکت دیزنی می شوند تا جلد را به واقعیت تبدیل کنند.

بالاخره این اولین ردئو نیست فارو، خالق ، تهیه کننده ، نویسنده اصلی و مجری برنامه در ماندالوریایی. علاوه بر نمونه کارهای بسیار سنگین ، از جمله جن ، زاتورا ، و مرد آهنی ، فارو مرزهای تولید فیلم مجازی را در خود جابجا کرد شیر شاه بازسازی از سال 2019. جایی که 2016 او کتاب جنگل دوباره تصور کردن عکس نیل ستی (به عنوان موگلی) و شخصیت های حرکتی او در یک صحنه صدا روی صفحه آبی با نور تعاملی ، شیر شاه پیشگام فناوری موتور بازی است که فارو و ILM برای استفاده در ادامه خواهد یافت ماندالوریایی

چگونه MANDALORIAN و ILM دستیابی به موفقیت چشمگیر را ایجاد کردند
منبع: دیزنی +

که در شیر شاه، فارو و تیم او نورپردازی را تنظیم کردند ، دوربین ها را کار کردند و فیلم هایشان را در واقعیت مجازی گرفتند. آنها همچنین تکرار قبلی Volume داشتند ، با این تفاوت که دنیای آنها کاملاً مجازی بود و هیچ مجموعه ملموسی وجود نداشت. سیم دار شرح داده شده شیر شاه تنظیم شده به عنوان “یک فضای باز بزرگ که در آن خدمه مسیرهای دالی یا جرثقیل را راه اندازی کرده است. […] منظره یاب ها با جیب ، گلوله های پلاستیکی به اندازه دست تزیین می شوند که سیگنال های مادون قرمز را پخش می کنند. بالای سر یک خرپای فلزی ، ماتریسی از حسگرهای سه بعدی سیگنال ها را ردیابی می کند و موقعیت منظره یاب ها را به VR ترجمه می کند. “

در این مجموعه ، پشت صحنه ، فارو در حال تجربه اختلاف منظر درون دوربین بود. دستکاری وی با هندسه سه بعدی و تیراندازی از سوژه های واقعی در دنیای مجازی ، مستقیماً کار او را با StageCraft آگاه می کند.

کارل ودرز حجم را دوست دارد

این فناوری نه تنها به سود فیلمسازان بلکه به بازیگران نیز می رسد. در جنگ ستارگان حلقه های پشت صحنه prequels ، ایوان مک گرگور و هایدن کریستنسن با این کار غیرقابل حل روبرو هستند که بر روی یک مجموعه کاملاً سبز قرار بگیرند و نسبت به مکان ها ، شخصیت ها و رویدادهای موجود عکس العمل نشان دهند. انتقام سیت ، که داشت 2400 عکس VFX، بیش از هر فیلم دیگری در این امتیاز ، صحنه هایی دارد که ووکی های کاملاً لباس پوشیده از طریق موانع روی صفحه آبی برای جنگی که در آن وجود ندارد شارژ می کنند ، یا جایی که آناکین و پادم از پنجره شهری که به پست وارد می شود نگاه می کنند . می بینید که بازیگران کمی گم شده اند و با بازی های خود ناامیدانه سعی در اختراع جهانی دارند.

با ماندالوریایی ، آن جدا شدن مشکلی نداشت. گفت: “تو در محیط بودی” کارل ودرز، که در این مجموعه نقش Greef Karga ، همکار صنف Bounty Hunter Guild را بازی می کند. “دیگر لازم نیست تظاهر کنی.”

وی توصیف کرد که Volume چقدر صحنه های سنگین VFX را بهبود بخشیده است ، مانند پرواز در رودخانه گدازه Nevarro در فینال فصل ، که تصویربرداری صحیح با استفاده از صفحه سبز تقریباً غیرممکن است. “اگر چهار نفر از ما در قایق سوار شده اید ، درست است؟ چهار نفر وجود دارد – اگر در واقع همان چیز را نمی بینید ، [they] چهار مفهوم مختلف از آنچه اتفاق می افتد داشته باشید. “

چگونه MANDALORIAN و ILM دستیابی به موفقیت جلوه های بصری را ایجاد کردند
منبع: دیزنی +

Volume آن جهان را برای بازیگران می سازد و به همان اندازه که برای خدمه ساخته می شود ، برای مجریان نیز تجسم ایجاد می کند. گفت: “فیلم سازی ، به طور ناگهانی ، تقریباً به مدرسه قدیمی بازگشته است.” ورنر هرتزوگ، که به عنوان “مشتری” در نمایش مهمان است. “فناوری نامرئی می شود و این یک چیز عالی است.”

گفت: “این مرا دوباره در یک مجموعه قرار داد.” فامویوا، یکی از کارگردانان اپیزود. “این مرا به آنجا برگرداند که قوانین همان چیزی است که شما می فهمید.”

آنچه که همچنین کمک می کند این است که Volume در کنار بسیاری از جلوه های عملی ، مجموعه ها و لوازم جانبی کار می کند. کودک ، توسط طرفداران “Baby Yoda” لقب گرفته است. نیک نولتهUgnaught، Kuiil؛ و وایتیتیbounty hunter droid IG-11 شخصیت هایی هستند که انتظار می رود به طور واقعی خلق شوند. (و در بحث های اولیه ، The Child و IG-11 قرار بود کاملاً خلاقیت های CG باشند ، مدل ها و عروسک های عروسکی فقط برای مرجع روشنایی و ایستاده در هنگام فیلمبرداری هستند.) اما آنها در عوض شخصیت هایی هستند که بیشتر در دوربین وجود دارند.

محدودیت های StageCraft

StageCraft در شرف تبدیل شدن به استاندارد صنعت است ، اما به هیچ وجه استاندارد نخواهد بود. این آینده سینمای چند میلیون دلاری است ، نه سینما به طور کلی.

همچنین مراجعه کنید

HARLEY QUINN فصل 1: یک مطالعه شخصیت پایدار در یک دنیای دیوانه

و فناوری هنوز کامل نیست – از محدودیت های زیادی که این فناوری ایجاد می کند ، مهمترین آنها زمان صرف شده برای کار در پیش تولید است. برای اینکه نورپردازی مثر باشد ، هر مجموعه ای باید به طور کامل ایجاد شود ، حتی اگر فقط 40 درصد از مجموعه روی صفحه نمایش نشان داده شود. دیگر این لوکس نیست که فقط طراحی آنچه دوربین می بیند را طراحی کنید.

همچنین موانع فنی وجود دارد که هر تیم انیمیشن در برابر آنها دست و پنجه نرم می کند ، مانند نورپردازی و انعکاس رنگ رودخانه گدازه در Nevarro مثال خوبی در این مورد است – رنگ قرمز رنگ گدازه مجازی است ، اما از آنجا که دیوار LED منبع اصلی روشنایی خدمه است ، رودخانه برای بازیگران چراغ قرمز می افکند. تن های تیره در مجموعه و کف برای سکانس رودخانه گدازه به این جلوه کمک می کند تا صحنه تقویت شود.

اما صحنه های زیادی وجود دارد که در آن یک ستون مانند یک پست زرد یا یک گلدان قرمز در مجموعه مجازی همه چیز را دور می اندازد ، به ویژه در مکان های روشن تر مانند Mos Eisley. “همانطور که صفحه های LED تمام روشنایی مجموعه عملی را تأمین می کنند ، در نهایت شما با این منبع نور قرمز و زرد روبرو می شوید که مستقیماً شن های جلوی آن را روشن می کند” بلوف گفت fxguide.

چگونه MANDALORIAN و ILM دستیابی به موفقیت چشمگیر را ایجاد کردند
منبع: دیزنی +

علاوه بر این ، اعضای خدمه که معمولاً فقط در هنگام عکاسی اصلی کار می کنند – مانند فیلمبرداران و تیم های روشنایی – باید فن آوری را در کنار تیم های VFX بیاموزند و پروژه را برای طراحی محیط ها و برنامه ریزی عکس ها زودتر از موعد شروع کنند.

این دنیای امکان به فیلمسازان این امکان را می دهد تا ماه ها قبل از فیلمبرداری ، شات عالی را خلق کنند که این امر باعث می شود پروژه بیش از حد ایده آل جلوه کند. فیلمبرداران در ماندالوریایی این ترس را به اشتراک گذاشت – “من همیشه نمی خواهم که یک نور پس زمینه کامل باشد ، زیرا در نهایت جعلی به نظر می رسد” فریزر گفت به فیلمبردار آمریکایی.

بنابراین ، این چالش را ایجاد می کند که مجبورید محدودیت های خود را ایجاد کنید ، که ماندالوریایی در اولین فصل خود هرگز کاملاً فهمید بسیاری از صحنه ها – به ویژه صحنه هایی با The Armorer (امیلی پرستو) و درگیری های بین ماندو و طوفان های طوفانی – زیبایی زیبایی بیش از حد متشکل از مصنوعی دارند ، مانند عکسهایی که به جای پس زمینه از یک نمایش تلویزیونی ، به عنوان پس زمینه دسکتاپ طراحی شده اند.

این زیبایی مدیون فیلم های وسترن و سامورایی است ماندالوریایی تقلید است: عکسهای گسترده ، تدوین کندتر سرعت درگیری ها و یک دوربین قفل شده بسیار غیرتهاجمی. اما این محدودیت همچنین توسط محدودیت های فنی StageCraft اطلاع داده می شود. به دلیل مشکلات تأخیر ، نمایش نمی توانست از سبک هایی مانند بادامک متزلزل یا چشم اندازهای پیچیده استفاده کند. “در هیچ لحظه لنز چشم 8 میلی متری در چهره کسی مشاهده نخواهید کرد” فریزر گفت

برای من ، نگاه کردن به ماندالوریایی با دانستن اینکه فیلم چگونه فیلمبرداری شده است ، به نظر می رسد ماجراهای ماندو در مقیاس کوچکتر هستند. صحنه های بین دو شخصیت در گستره وسیعی از صحرای تاتو احساس جزیره ای و بزرگتر بودن کمتری دارند. جلد ، هنگامی که از آن آگاهی پیدا کردید ، تأثیر ناخوشایندی در ایجاد احساس کم شدن تولید دارد.

شما شروع به مشاهده تمام صحنه های قابل جوشاندن می کنید تا دو تا چهار نفر نشسته و صحبت می کنند. این محدودیت تصور اینکه پروژه های در مقیاس بزرگتر مانند خط اصلی را دوست دارند دشوار می کند جنگ ستارگان فیلم ها ، فیلم های مارول یا حتی مواردی از این دست ارباب حلقه ها، در جایی که شخصیت ها از میان تپه های سرزمین میانه محدود می شوند ، می توان در چنین مرحله کوچکی تحقق یافت ، مهم نیست که چقدر امکان وجود یک جهان بی نهایت بر روی LED ها وجود دارد.

چگونه MANDALORIAN و ILM دستیابی به موفقیت جلوه های بصری را ایجاد کردند
منبع: دیزنی +

فارو و تیم او StageCraft را مانند این فناوری با کاربرد آسان توصیف می کنند که انقلابی در ساخت فیلم ایجاد می کند. هیچ یک از این دو ادعا آب زیادی را در خود نگهداری نمی کند – یکی از این فن آوری ها بسیار پیچیده است. (ما حتی در پی رندر V-Ray به ردیابی اشعه واقعی یا تطبیق پیچیدگی بصری هم نرسیدیم.)

برای دیگری، ماندالوریایی فقط یک تصادف شاد نبود کمپانی والت دیزنی مانند جادوگری که هم صاحب یک شرکت بزرگ تولید کلاه و هم یک مزرعه خرگوش است ، دارای لوکاس فیلم و همچنین Industrial Light & Magic است. ILM با استودیوهای دیگر مرتبا کار می کند (No Time to Die، The SpongeBob Movie: Sponge on the Run، و Space Jam: A New Legacy پروژه های آینده آنها در خارج از خانه ماوس است) ، اما من شک دارم که Volume ، گران قیمت آن ، اگر دیزنی مجبور به کار با یک خانه خارج از VFX باشد ، در حالت فعلی امکان پذیر است.

نتیجه گیری: آینده StageCraft

بعلاوه جنگ ستارگان، StageCraft و فناوری مانند همه جا ظاهر خواهد شد. تولید مجازی در مرحله LED فناوری تغییر پارادایم است که اکنون همه استودیوهای بزرگ در حال آزمایش آن هستند.

به عنوان مثال Weta Digital در ماه جولای اعلام شد که برای ساخت یک استودیوی تولید مجازی جدید در ولینگتون ، نیوزیلند با استفاده از Avalon Studios و Streamliner همکاری کرد ، همچنین با استفاده از موتور غیرواقعی Epic Games. دوباره برای جیمز کامرونرا آواتار دنباله ها بسته به زمان اتمام آنها ممکن است در این مجموعه ها انجام شوند. خانه های تولیدی کوچکتر مانند شرکت های NEP Live و Skyway Studios خود را ایجاد کردند مرحله LED نیز هست.

در یک زمان نامعلوم در صنعت فیلم سازی ، وقتی تولید همه چیز ، از فیلمهای پرفروش گرفته تا آگهی های تجاری برای حلقه های بین المللی مورد توجه قرار گرفته است ، استودیوها بیش از هر زمان دیگری به این فناوری نیاز دارند. با استفاده از آن ، می توان از صحنه های ساختاری و ساخت مجموعه ها کاسته ، صحنه های ازدحام را حذف کرد و تولیدات می توانند از فاصله های اجتماعی و خدمه کوچکتر استقبال کنند.

سیر تحول این فناوری تولید مجازی LED در سالهای آینده جالب خواهد بود. StageCraft در فصل بعدی به Disney + بازگشت ماندالوریایی ، هنوز هم قرار است اکتبر 2020 منتشر شود. و سری جدید Obi-Wan Kenobi ساخته شده توسط چو، یکی از ماندالوریاییکارگردانان هنوز سالها با ما فاصله دارند ، اما این مجموعه همچنین به شدت از این فناوری استفاده خواهد کرد.

صنعت VFX بسیار فاصله دارد کینگ کونگ و 2001، و StageCraft کهکشان بسیار دورتر از گذشته را قابل دسترسی ساخته است. از بسیاری جهات ، این فناوری تغییر دهنده بازی است لوکاس همیشه با جنگ ستارگان حق رای دادن ، و فیلم سازی با بودجه زیاد احتمالاً دیگر هرگز مثل سابق نخواهد بود.

نظر شما در مورد ILM StageCraft و ماندالوریایی؟ فکر می کنید این فناوری به همان اندازه که پارادایم تغییر می کند به نظر می رسد؟ در زیر با افکار خود نظر دهید

https://www.youtube.com/watch؟v=gUnxzVOs3rk


ماندالوریان را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی تحقیق فیلم را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

PINOCCHIO: صنایع دستی ایتالیایی در دنیای قدیم | استعلام فیلم

وقتی نوشتم سگمن سال گذشته ، من آن را ذکر کردم ماتئو گارون یکی از مستعدترین فیلمسازانی است که امروز کار می کند. فیلم سینمای بزرگ او با اقتباس او از مجموعه قدیمی ایتالیایی بی ربط است پینوکیو. این یک موضوع عالی برای یک فیلمساز است که بیشترین قدرت آن جهانی سازی است.

PINOCCHIO: صنایع دستی ایتالیا در دنیای قدیمی
منبع: 01 توزیع

مانند عکس های زیبا و غوطه ورانه فانتزی داستان داستان، گارون رویکرد واقع گرایانه ای را ایجاد می کند پینوکیو چشمگیر در ساخت و سازها و جلوه های آن است ، در عین حال فانتزی غریب و غریب را نیز برای ما از بین می برد.

Brushstrokes استادانه

از نظر عنوان ، از نقاشی فیلم تا بوم فیلم و کاردستی واقعی گرفته تا معماری بسیار مدیترانه ای که شهرها و دهکده های آن را تشکیل می دهد ، از نظر نقاشی کیفیتی دارد. این گم نشده است گارون که پینوکیو بخشی از داستان در مورد عشق یک صنعتگر به کار خودش است. Gepetto (اجرای درخشان توسط رابرت بنیینی) یک صنعتگر است که پینوکیو (جوان) را می سازد فدریکو ایلاپی که در نوع خودش استعداد دارد) با این هدف که فرزند او را در نظر بگیریم.

گارونفیلم نیز از لحاظ ژنتیکی از حساسیت او به عنوان یک فیلمساز جداست. در حالی که پینوکیو سازگار است ، مانند داستان قصه ها ، گاروناستعداد شخصی برای فانتزی تاریک و طنز جذاب هنوز هم به روش عجیب و غریب خود می درخشد.

گارون اکثر فیلم را با عکس های متوسط ​​تا طولانی فیلمبرداری می کند ، و طرح های محلی و محلی های اثیری او را برجسته می کند که با توجه به بودجه نسبتاً متوسط ​​فیلم (12.7 میلیون دلار) خیره کننده و چشمگیر است. فیلمبردار Nicolaj Brüelقاب ها کاملاً دقیق و زیبا ساخته شده اند – تقریباً هر عکس شایسته است که قاب شود و روی دیوار آویزان شود. برای اکثر فیلم ها ، این می تواند خسته کننده و استریل باشد اما گارون احساس بازی و تعجب را القا می کند.

PINOCCHIO: صنایع دستی ایتالیا در دنیای قدیمی
منبع: 01 توزیع

داریو ماریانلینمره نوستالژیک و ساده – چیزی که مبهم از دنیای قدیم ایتالیا بلکه کاملاً مدرن است – حمل و نقل است. روشی که نورپردازی پرده سینما را بازی می کند و باعث روشنایی بازیگران می شود ، یادآور یک نمایش صحنه است و بوم رنگ ها و سایه هایی که به صورت چشمگیر به روی پرده می روند ، رویایی را احساس می کنند.

ذات جوانان

قلب پینوکیو در فداکاری خود به شخصیت به عنوان یک کودک بی هدف است. این یک نقط point نقط point نقط point نقط point نقط point نقطه‌ی نقطه‌ی قدیمی نیست ، حتی اگر به هر حال به آن نشانه‌ها برسد. بجای، گارون اجازه می دهد تا پینوکیو خود را سرنگون کند ، از مسیر خود جلوگیری کند و “داستان” را کنار بگذارد. بسیاری از سکانس ها شامل عروسک چوبی جوانی است که به سادگی در دنیای اطرافش به سر می برد ، زیرا او در مزارع حومه ای طلایی قدم می زند ، آدم ربایندگان را در یک جنگل تاریک گول می زند ، یا توسط یک حشره دار اسب که توسط یک گربه هدایت می شود ، دور می زند.

پینوکیو همچنین به معنای معاشرت و سرزنش کردن بزرگسالان و سرپرستان صادق است و به او می گوید چه چیزی برای او مفید است. »در پشت صدای اخلاقی نرم گاروندروس شبیه به داستانهای افسانه ای ایسوپ در آثار او ، تاریکی و ظلم تکان دهنده ای در مورد این اقدامات وجود دارد. در اوایل فیلم ، پینوکیو پاهای خود را در نزدیکی اجاق گاز نگه می دارد تا گرم بماند و به پایان برسد که آنها را خاموش کند.

او همچنین توسط آدم ربایان که هودهای سفید پوشیده اند ، احتمالاً عجیب ترین لحظه کل فیلم ، او را نیز بر روی یک درخت لنگر انداخته است. البته این واقعیت که او دستگاه تنفسی ندارد به این معنی است که او فقط در آنجا آویزان می شود تا اینکه گربه روی اسب سواری بیاید و او را رها کند. کافی است بگوییم ، این دیزنی نیست پینوکیو.

PINOCCHIO: صنایع دستی ایتالیا در دنیای قدیمی
منبع: 01 توزیع

این که آیا شما چنین رفتار با مواد را با سلیقه می دانید یا نه ، در مورد فیلمی گفته می شود که ریشه های فرهنگی ریشه داستان آن را بازیابی می کند و با آن حساسیت ها را در ذهن می گوید. کسی امیدوار است که به داستانهایی مانند کتاب جنگل ، مولان ، شیر شیر ، علاءالدین و دیگران کمک مالی و اعتماد به کشورها و فرهنگ هایی که از آنها سرچشمه می گیرند داده شود. ادعای دیزنی در مورد این خصوصیات فقط برای استریل کردن آنها برای مخاطب عام و غیرمذهب – و توسط “مخاطب غریب” ، من می خواهم تأکید کنم که مخاطب یکی از شرط های هالیوود است که اینگونه باشد.

نتیجه

برخورد پینوکیو با پری با موهای فیروزه ای نزدیکترین این فیلم است که به نظر می رسد در آمریکا “آمریکایی” باشد. او قطب نمای اخلاقی فیلم است و پینوکیو را با درک و همدلی راهنمایی می کند. اما پری به جای یک فرشته سرپرست ، هم به عنوان خواهر بزرگتر و هم بعداً ، یک مادر به پینوکیو عمل می کند. گارونفیلم دائماً خط بین یک رویکرد واقع گرایانه و یک فانتزی غریبانه را می پیچد ، و او در کل تعادل را به طور رضایت بخش حفظ می کند.

همچنین ببینید

SYSTEM CRASHER: قلبهای شکسته و فک های شکسته

چه نسخه ای پینوکیو آیا ترجیح می دهید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

پینوکیو در تاریخ 19 دسامبر 2019 در ایتالیا با برنامه هایی برای انتشار انگلستان و ایرلند در 14 اوت سال 2020 منتشر شد.


پینوکیو را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

سوهام گادره

Soham Gadre یک نویسنده / فیلمساز در منطقه D. D. Washington است. او برای Hyperallergic ، نوت بوک MUBI ، Popula ، Vages Visages و Bustle در میان دیگران نوشت. او همچنین تمام وقت برای یک غیر انتفاعی محیطی کار می کند و یک نمایشگر جشنواره فیلم محیط زیست است. در خارج از فیلم ، او یک هوادار شیکاگو بولز و مکرر معده است.

The Clone Wars (S7E12): The End

چه زمانی جنگ های کلون در وضعیت عجیب و غریب خود بود ، جایی که می دانستیم یک فصل 7 در یک وضعیت نیمه تمام وجود داشته است ، من بیشتر به امید اینکه روزی آن را ببینم زنده مانده ام. این امید بسیار بهتر از نمایش بود که پایان یافت زیرا در این راه ، هرگز مجبور به خداحافظی نشدم. تصادفی هرگز خداحافظی نمی کند.

اما وقتی در اینجا می نشینم ، در تاریخ چهارم اردیبهشت و نه کمتر ، می فهمم که بالاخره وقت خداحافظی است. جنگ های کلون بالاخره تمام شد و اگر فکر می کردید این کار با خواندن “زمان زندگی شما” با خواندن روز سبز پایان می یابد ، دیگر نمی توانست صحیح باشد. جنگ های کلون با یادآوری این موضوع به پایان می رسد جنگ ستارگان در اصل ، داستانی در مورد جنگ است. و تلفاتی که در پی آن است.

راهی نیست

Ahsoka و رکس به عنوان یک گردان کلون در کلون تلاش می کنند تا آنها را از بین ببرد و نابود کنند. آنها راه خود را از سر راه بیرون می کشند و در تلاشند تا از یکی از شاتل های موجود بر روی کشتی مسافرتی که مول باعث سقوط زمین در یک ماه در نزدیکی آن شده است ، استفاده کنند. مول خود را شاتل می یابد و بدون در نظر گرفتن رکس یا آهسوکا فرار می کند ، در حالی که جدی و فرمانده سابق تلاش می کنند تا با کلون ها مبارزه کنند. در یک گره نه چندان ظریف به Rise of Skywalker ، Ahsoka تلاش می کند شاتل مول را با این نیرو عقب بکشد ، اما در نهایت فرار می کند.

سرانجام ، آهسوكا و ركس خود را یك شاتل می بینند و راهی ماه می شوند ، اما قبل از اینكه ببینیم “Ahsokabatics” عالی را می بینیم ، زیرا او از یك كشت یاب ناقص به شاتل ركس می افتد و به نظر می رسد مانند تام كروز. ماموریت غیرممکن. Ahsoka و رکس برای کلون های گمشده سوگوار می شوند و قسمت با یک و تنها Darth Vader به پایان می رسد که مکان های فراموش شده اشسوکا ​​را در برف می یابد.

رویکردهای تاریکی

در این اپیزود فاش نشده است. این نشان نمی دهد که Ahsoka بچه یودا یا ماله را دید از ری پیدا کند. از زمان اجرای بیست دقیقه ای خود برای بازگرداندن کانن قبلاً تأسیس شده یا آینده فرنچایز استفاده نمی کند. این به سادگی داستانی را که همیشه می خواست آن را بگوید به پایان می رساند. این مانند یک بیان قدرتمند از نمایش است: “ما به جز بستن کلون ها چیزی به شما بدهکار نیستیم”. این یک پایان جدی است که به آینده نگاه نمی کند. به خود نگاه می کند.

The Clone Wars (S7E12): The End
منبع: دیزنی +

آخرین لحظات قسمت Darth Vader را به ما نشان می دهد که چراغ قوه احصوکا را پیدا می کند. او صحبت نمی کند ، فقط به آن ریتم نمادین تنفس می کند که همه ما آنرا خوب می شناسیم. آناكین پاداو خود را به یاد نمی آورد ، تا آنجا كه می توانیم ببینیم. ما فقط تماشا می کنیم وقتی که ماسک بی حرکت به چراغ خیره می شود و هیچ احساسی از چهره اش نمی رود. آناکین از بین رفته است. تاریکی او را گرفته است.

Ahsoka با کشیدن کاپوت خود ایستاده و به کلاه های کلون های مرده خیره شده است که بدون شک او خودش تنظیم کرده است. حتی اگر او را روشن کردند ، او می داند که این تقصیر آنها نبود. او ساکت است ، اما می توانید ترکیبی عجیب از غم و دلتنگی را بر چهره او ببینید. گویی او دارای فلاش بک است که ما نمی توانیم ببینیم ، اما به نوعی می توانیم حدس بزنیم که او چه می بیند. شاید کلونهایی که در یک سیاره با موجودات عجیب و غریب و عجیب به هم می خندند. یا آناکین که او را “اسنپس” می نامد. کلون جنگ در نور شروع می شود و به تاریکی ختم می شود. این نمایش با بازدم و بدون استنشاق اعتبار پس از اعتبار به پایان می رسد تا به ما امید بدهد.

Ahsoka Tano

Ahsoka Tano یکی از بهترین شخصیت هایی است که از آن پدیدار شده است جنگ ستارگان کانن شاید او بهترین. او یک مبارز سرسخت و با خرد یک رهبر است. او با قلب خود عمل می کند ، گاهی اوقات impulsively ، اما همیشه با بهترین منافع کسانی که در ذهن می کوشند. او نسبت به چیزهایی که عزیز نگه می دارد انتقاد می کند ، و این دانش را به او می دهد که کمتر کسی در این جهان دارد. قوس او به طرز عجیبی مترادف با آناکین است. هر دو جدی احساس می کنند که توسط یک مؤسسه خیانت به آنها خیانت کرده است. آناکین با این خیانت به تاریکی سوق می یابد ، اما اهسوکا به سمت چیزی بزرگ تر سوق می یابد. چیزی مثل روشنگری.

The Clone Wars (S7E12): The End
منبع: دیزنی +

Ahsoka به اشتباه به جرم متهم شده است و تصمیم به ترک دستور Jedi دارد. اما او هنوز هم کمک می کند. او می فهمد که جدی ها انحصاری در انجام کار صحیح ندارند ، حتی اگر فکر می کنند انجام می دهند. تصمیمات او مطابق با تصمیماتی است که لوک می گیرد آخرین جدی. او می داند که این دستور ناقص است. او می داند که نیرو چیزی نیست که یک گروه بتواند از آن برخوردار باشد. اما به جای اینکه در یک جزیره پنهان شود و خودش را از جهان دور کند ، Ahsoka به مبارزه با افراد بد ادامه می دهد.

Ahsoka Tano بهترین جدی است. او نمایانگر تعادل گریزان در نیرویی است که همیشه در مرکز عرفان است جنگ ستارگان. او آنچه را که درست است انجام می دهد. عیب هایش را می فهمد. اما او همیشه به افراد نیازمند کمک می کند. او شخصیتی است که من عمیقاً از آن گنج می زنم ، و خودم را پیدا کردم که در کارهای روزمره به دنبال الهام گرفتن هستم. Ahsoka مردگانش را عزادار می کند و آنها را با خود نگه می دارد. او به خاطر کسانی که به او اعتماد دارد شجاع است ، حتی اگر اعتماد وی به هم خورده باشد. Ahsoka هر روز می آموزد ، و او به تماشاگران می آموزد که می رود ، هر کجا که می رود.

همچنین ببینید

نظر شما در مورد آن فینال چیست؟ لحظات مورد علاقه شما چیست؟ کلون جنگ؟ آیا شما مشتاقانه برای دیدن دوباره Ahsoka هستید؟ با گذاشتن کامنت در ادامه به من اطلاع دهید!


سازمان دیده بان Star Wars: The Clone Wars

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم Enquiry را باز کنید. به جمعی از خوانندگان هم فکر که علاقه مند به سینما هستند ، بپیوندید – به شبکه خصوصی اعضای ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل بازگردید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

THE CLONE WARS (S7E10 + 11): دوستان و دشمنان

من اخیراً کمی عاشقش شده ام انتقام از سیث. بعد از سالها سرکوب کردن آن در گروه ، که بیشتر از این نمی تواند کمک کند اما با بی احترامی به عنوان “prequels” از آن یاد می شود ، چهره ای ایجاد می کند که انگار آنها فقط یک لیمو کامل خورده اند ، فهمیدم که آن را دوست دارم. بیش از این ، فکر می کنم فیلم خوبی و لذت بخش در آن باشد.

صحنه ای که همیشه مرا درگیر می کند انتقام از سیث، همانطور که من مطمئن هستم که این کار را بیشتر افراد انجام می دهد ، دنباله سفارش 66 است. ما یک مونتاژ از کلون ها را نشان می دهیم که جدی را در نبرد جنگ روشن می کنند. جدی ها گیج هستند. برخی از آنها می جنگند ، و بعضی از آنها بیش از حد مبهم هستند که حتی فرصتی برای ترسیم چراغهای اتومبیل خود ندارند. این صحنه توسط موسیقی عظیم و دلهره جان ویلیامز به ثمر می رسد که بلندگوها را به صدا در می آورد و به مخاطبان صدا می دهد که صدای جدی گمشده خود را صدا می کنند.

کلون جنگ این سکانس را در طول سالها تأثیرگذارتر کرده است. بینندگان به کلون ها نزدیکتر شده اند و آنها را با جدی پیوند داده اند. ما دیده ایم که آنها انتخاب می کنند و چیزهای جدید یاد می گیرند. ما دیده ایم که آنها شجاع یا ترسیده اند. ما دیده ایم که آنها دوست و دشمن می شوند. کلون جنگ نگاه صمیمی و ویژه ای به کلون هایی که پیشینیان هرگز انجام نمی دادند ، به ما داده است. تماشای سفارش 66 آن را بسیار سخت تر می کند. ناگهان ، ما فقط برای جدی گریه نمی کنیم ، برای کلون ها گریه می کنیم. سوئیچ پرتاب می شود ، و ناگهان رشدی که ما آنها را برای هفت فصل تماشا کرده ایم از بین می رود. این تقریباً یک سرنوشت بدتر از مرگ است.

به عنوان فصل آخر سال کلون جنگ بیشتر و بیشتر به جدول زمانی فرو رفت انتقام از سیثظاهراً قصد داشتیم ببینیم كه احصوكا به تنهایی باید از دستور 66 استفاده كند. و پسر او را انجام داد.

شاگردهای فراموش شده

پس از این که فهمیدیم که دارت مئول در ماندالور تحت تعقیب قرار دارد ، Ahsoka و کلون های کلون های او سعی در دستگیری سابق گریزان کرده و او را به عدالت می کشانند. شکار خیلی طول نمی کشد ، و قبل از اینکه آن را بدانید ، Ahsoka و مول در یک اتاق تاج و تخت خالی ایستاده اند ، در حالی که مول دست خود را به عنوان شریک زندگی پیشنهاد می دهد. درگیری شروع می شود و ماله را به سر می برد و به سرپرستی Ahsoka و شرکت می برد.

WARS CLONE (S7E10 + 11): دوستان و دشمنان
منبع: دیزنی +

رکس هنگامی که در کشتی قرار دارد ، آهسوکا را ترک می کند تا بتواند به یک تماس پاسخ دهد. ما امپراتور را می بینیم و می دانیم قبل از اینکه اتفاق بیفتد چه می شود. دستور 66 اعدام شده است ، و كلون هایی كه با نقاشی كلاه خود وفاداری خود را به Ahsoka نشان داده بودند ، شباهت زیادی به نوبت او در جیبی سابق داشتند. Ahsoka به مولان رها می کند تا به خود فرصت جنگ دهد و تراشه مهار کننده ای را که در مغز رکس کاشته شده است کشف می کند. این اپیزود به پایان می رسد که شخصی مرموز تلاش می کند تا در را که مخفی است از مرگ حبسوکا و رکس پنهان کند.

وزن هنوز هم وجود دارد

همانطور که بحث کردیم ، دانش آنچه می آیند همیشه با کسانی که تماشا می کنند بوده است کلون جنگ. ما می دانیم ، از ظاهر او در شورشیان و ظاهر آینده او در فصل 2 از ماندولوریایی، Ahsoka از این مصیبت جان سالم به در خواهد برد. اما این بدان معنی نیست که سهام وجود ندارد. این قسمت هنوز هم می تواند غم و اندوه و نگرانی را که همیشه با سفارش 66 در ارتباط هستم ، ضبط کند ، همه در حالی که Ahsoka به سختی زمان دارد تا آنچه را که اتفاق می افتد پردازش کند. مگر اینکه خیلی اشتباه کنم ، او از این راه خارج نمی شود که هیچکدام از کلون هایی که به او حمله می کنند را نکشد ، گویی که فکر می کند هنوز می تواند آنها را نجات دهد. این امید که او در سکوت نگه داشته باشد ، دلنشین کننده برای تماشای است ، حتی اگر در ابتدا آشکار نباشد.

WARS CLONE (S7E10 + 11): دوستان و دشمنان
منبع: دیزنی +

و با این حال ، Ahsoka قادر است رکس را از حالت شستشوی مغزی بازگرداند. این فرصت های عظیمی را برای قسمت پایانی قسمت باز می کند کلون جنگ. آیا احسوکا به نوعی راهی برای نجات چندین کلون خواهد فهمید ، یا اینکه همه آنها محکوم به پیوستن به صفوف دارت سایدوز هستند؟ چگونه می توانیم با وجدان خوب ، از تماشای Storm Troopers کشته شویم ، وقتی می دانیم که آنها زمانی دوستان Ahsoka بودند که ما آنها را بسیار عزیز نگه داشته ایم؟ Ahsoka ما را به آینده کلونها امیدوار می کند ، حتی اگر آن آینده را روی پرده نبینیم.

آینده مول

ماله با مرگش ملاقات کرد شورشیان ، حتی او از این واقعیت که نمی دانیم چه اتفاقی می افتد مصون نیست. با این حال ، ما برخی از مکاشفه های وحشتناک را از او یاد می گیریم. مانند این واقعیت که می داند آناکین شاگرد Palpatine خواهد بود. و علاوه بر این ، او به Ahsoka می گوید. این که او تصمیم بگیرد که به او اعتقاد داشته باشد یا خیر ، ما هنوز کاملاً مطمئن نیستیم ، اما واقعاً سابقه “هر اتفاقی می تواند رخ دهد” را برای قسمت آخر تنظیم می کند.

WARS CLONE (S7E10 + 11): دوستان و دشمنان
منبع: دیزنی +

اگرچه ما می دانیم که وقتی مول می میرد ، ما می دانیم که از ورود او به داخل انفرادی، او بخشی از یک سندیکای جنایت در بازه زمانی بین سال است کلون جنگ و مرگ او کلون جنگبا دیدار Ahsoka با Mandalorians ، به وضوح ما را برای ورود او در فصل 2 از آماده می کند ماندالوریایی، اما در مورد ماله؟ شایعاتی درباره سریال Darth Maul برای دیزنی + وجود داشت ، آیا House of Mouse می تواند ما را برای آن آماده کند؟ فقط زمان می تواند بگوید…

همچنین ببینید

ART of Self-Defence: مردانگی سمی در جایی که صدمه می زند ، ضربه می زند

قسمتهای آخر کلون جنگ ما را به همان سؤالاتی که جواب داده اند ، رها کرده اند ، و من همه برای آن هستم. جنگ ستارگانمانند آن باشد یا نباشد ، همیشه در اطراف خواهد بود. جالب است که حدس بزنید که آنها چه کارهایی بعدی انجام می دهند ، و روشن است که آنها همیشه می خواهند به ما حیوانات ریز و درشتی بدهند تا از ذهن کنجکاو ما تغذیه کنند.

نظر شما در مورد این دو قسمت آخر چیست؟ از فینال سریال هیجان زده اید؟ با گذاشتن کامنت در ادامه به من اطلاع دهید!


سازمان دیده بان Star Wars: The Clone Wars

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم Enquiry را باز کنید. به جمعی از خوانندگان هم فکر که علاقه مند به سینما هستند ، بپیوندید – به شبکه خصوصی اعضای ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل بازگردید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جنگ های CLONE (S7E8 + 9): از سایه ها

مانند کلون جنگ ما را بیشتر و بیشتر به سمت پایان سریال سوق می دهد ، نمایش شروع به تنظیم پیاده ها برای نمایش نهایی خود می کند. آهسوکا ، دارت مول ، آناکین و گرینویچ همگی در دو قسمت آخر به همراه دوستان ماندالوریایی ما ظاهر شده اند. سوال باید پرسیده شود؛ آنها این پایان را به چه چیزی وصل می کنند؟ نویسندگان کلون جنگ فرصت اتصال دارند کلون جنگبه بزرگتر جنگ ستارگان کانن ، کاری که نمایش همیشه آرزو کرده است انجام دهد ، اما چیزی که همیشه به دلیل انیمیشن نمایش فقط از دسترس خارج به نظر می رسید در حالی که بیشتر خصوصیات دیگر اکشن زنده هستند. آیا ما به آن وصل خواهیم شد انتقام از سیث؟ آیا آنها تنظیم می شوند شورشیان؟ یا حتی بیشتر به آینده نگاه می کنند ماندالوریایی؟

به نظر می رسد که آنها به همه چیز کمی هشدار می دهند ، اما من نمی دانم که آیا آنها قصد دارند به طور خاص روی یک خاصیت تمرکز کنند یا نه تا بتوانند این فصلهای آخر را به هم پیوند دهند. این یک سؤال جالب است و شما را از نزدیک تماشا می کند و محتویات آن را برای سرنخ ها شستشو می دهید تا ببینید چه اتفاقی در آینده رخ خواهد داد صرف نظر از این ، به نظر می رسد این نمایش با برنامه حمله “بهترین گزینه را برای آخرین بار” اجرا می کند ، زیرا این دو قسمت گذشته بهترین بودند. بیایید حفر کنیم.

خداحافظ و سلام

آهسوکا و همراهان جدیدش ، ردیابی و رافا ، هنوز در چنگال پیکس ها هستند. Ahsoka در تلاش است تا ضمن حفظ هویت پنهان خود به عنوان جدی سابق ، آنها را آزاد کند. خواهران مارتز با پیکس ها معامله می کنند و سعی می کنند ادویه های بیشتری را برای سرگرم کردن آنها سرقت کنند ، در حالی که Ahsoka چاره ای ندارد جز این که شما برای فرار از مهارت های او به عنوان جدی استفاده کنید. در همین حال ، Bo-Katan ، ماندالوریایی که از دور به تماشای Ahsoka می پردازد ، جدی های سابق را برای کمک به آزادی Mandalor یک بار دیگر فراخوانی می کند ، زیرا فاش می کند Darth Maul بار دیگر در آنجا اقامت گزیده است.

جنگ های CLONE (S7E8 + 9): از سایه ها
منبع: دیزنی +

در قسمت بعدی ، Ahsoka سرانجام با مسترهای قدیمی خود ، Anakin و Obi-Wan مجدداً همراه می شود. در یک دیدار مجدد کمتر از شادی ، آناکین و اوبی وان به آهوسوکا می گویند که آنها نمی توانند به او کمک کنند تا به دنبال مئول برود ، زیرا به آنها دستور داده شده است که پس از گرینویشان بروند. اما آنها یک گروه از نیروها را به آهسوکا تأمین می کنند ، و آناکین یک هدیه دوم به Ahsoka می گذارد: چراغهای سبک ، جدید و با درخشش آبی بهبود یافته است. آهسوکا سربازانش را به سمت ماندالور می برد و قسمت به پایان می رسد که او و مول یک بار دیگر به صورت ایستاده در می آیند.

و ما هنوز چند قسمت باقی مانده ایم!

پیوستن

ما مدت زیادی صبر کرده ایم برای اتحاد Ahsoka و Anakin. رابطه آنها در فصول اولیه نمایش مسئول من است و احتمالاً بخش بزرگی از آن جنگ ستارگان عشق تصادفی ، عشق تازه به آناکین به عنوان یک شخصیت. کلون جنگ مقداری مورد نیاز را آورد شخصیت به شخصیت آناکین. تماشای تعامل او با Ahsoka مانند یک برادر بزرگ / پدر بسیار لذت بخش بود. بنابراین وقتی آنها از هم جدا شدند ، ما نه تنها از دست دادن یک رابطه زیبا احساس کردیم ، بلکه از دست دادن شخصیتی که می خواستیم خیلی دوست داشته باشیم در مقدمات دوست داشتیم ، و در نهایت با کلون جنگ.

جنگ های CLONE (S7E8 + 9): از سایه ها
منبع: دیزنی +

دیدار مجدد آنها در قسمت 9 یک اتفاق عجیبی بود. آناکین می خواهد همه چیز را به جای خود برگرداند. او می خواهد او را “snips” بنامد و مانند او در گذشته به مأموریتی برود ، اما احسوكا او را با احتیاط قلمداد می كند و اجازه نمی دهد كه به طور کامل به روابط قدیمی خود با استادش بازگردد. او با او مانند یک شریک تجاری رفتار می کند ، آماده نیست که کاملاً اجازه دهد تا نگهبان خود را در اطرافش بدست آورد. او هنوز از آنچه اتفاق افتاده صدمه دیده است ، و تماشای آن وحشتناک است. صدمه دیده است ، اما این یک حرکت شجاعانه است که من به آن نویسندگان احترام گذاشته ام. این نیازی به پایان خوشی ندارد. در حقیقت ، ما می دانیم که واقعاً برای همه سخت است ، بنابراین چرا اکنون این درد را شروع نمی کنیم؟

تعامل اوبی وان با Ahsoka تقریبا به همان اندازه صدمه دیده است. به نظر می رسد او مسیر Ahsoka را طی کرده و دیگر او را به عنوان همسالان نمی داند. این یک نگاه جدی برای چهره مربی مورد علاقه ما است ، اما روش او در درمان Ahsoka با مشکلات بزرگتر با دستور Jedi صحبت می کند ، موضوعی که کلون جنگ همیشه مقابله کرده است. شخصیت Ahsoka وجود دارد که جدی را به عنوان یک سازمان مشکل ساز در معرض نمایش قرار دهد و اکنون که او با افرادی بوده است که به او نشان داده اند که نظر جدی واقعاً چیست ، بعید نیست که او هرگز دوباره به جدی نگاه کند.

همچنین ببینید

منطقه TWILIGHT (S1E7)

چراغ!

من چند دوست دارم که به من می گویند Solo: A Star Wars Story بهتر است در پاداش من آن را مجدداً بازنویسی کردم ، و همانطور که در اولین بار آن را دیدم ، روی آن ولرم بود. و در پایان روز ، فکر می کنم مغز گنگ من فقط سروتونین را تماشا نمی کند جنگ ستارگان مگر اینکه چراغهای برق را ببینم. من نمی توانم به آن کمک کنم! چراغهای سبک هستند سرد. بنابراین ، هنگامی که ما سرانجام دیدیم که Ahsoka یکبار دیگر سلاح های امضاء خود را آتش زد ، من جادوگر شدم. منجر به بهترین دنباله اکشن می شود … شاید در تاریخ نمایش؟

جنگ های CLONE (S7E8 + 9): از سایه ها
منبع: دیزنی +

Ahsoka از یک کشتی به پشت بام دیگر می رود و شروع به پایین آوردن دشمنان چپ و راست می کند. او چراغهای برق را برای هر حمله به سرعت خاموش و روشن می کند ، بنابراین این نمایش می تواند به آن صدای جرقه زنی نمادین چند بار پشت سر هم ببالد ، همه در حالی که تم نیرو پشت او متورم می شود. او به شکاف پرش می کند و از هر دو طرف نگهبان را لگد می زند ، جت پکی کسی را می کوبد تا آنها به زمین مارپیچ شوند ، روی زمین فرود می آیند و در پشت انفجاری قرار می گیرند. این عالی است. این همان چیزی است که ما منتظر آن هستیم. این افراد Ahsoka Tano هستند.

نظر شما در مورد این دو قسمت گذشته چیست؟ آیا قبل از پایان همه ، Ahsoka و Anakin دوباره به هم می پیوندند؟ با گذاشتن کامنت در ادامه به من اطلاع دهید!


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!