صفحه به صفحه: در انجمن ادبی GUERNSEY و PIE PEL PIE و قدرت اشتراک داستان ها

صفحه به صفحه ستونی است که اقتباس های ادبی را در مکالمه با مطالب اصلی خود بررسی می کند. باشگاه کتاب خود را فراخوانی کنید و چند کاناپه تنظیم کنید ، ما در حال خواندن هستیم.

بیایید با آن عنوان شروع کنیم.

مجموعه ای تصادفی از هجا ، مرزبندی در چیدمان آنها بی معنی است و دیدن آن پوچ است. گفتن انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey با صدای بلند قسمتهای مساوی شما را بی نفس و گیج می کند (واقعاً ، آن را امتحان کنید). کنفرانس “پای سیب زمینی“، روشی که در برابر”ادبی“، و اینکه چگونه کل چیزها ، مانند مهره های تسبیح ، با سوالی که”گرنزی” چون واقعاً گرنزی چیست؟

فروتنی آسان است ، “و”(که فیلم ، به عنوان مرجع ، آن را با یک ماده بزرگ جایگزین می کند). در حالی که بقیه عنوان مطالب داستان را نوید می دهد – این مربوط به جوامع ادبی و پای پوست سیب زمینی و گرنسی است –و“که موضوع را نوید می دهد. این عملکرد دستوری است زیرا یک پیوند نمادین است ، دو عنصر متفاوت را به هم پیوند می دهد ، و آنها را به یک کل بزرگ تر تبدیل می کند ، و این مضمون مضمون انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey. این داستانی است در مورد داستان ها ، اینکه چرا آنها را به اشتراک می گذاریم و بازگو می کنیم ، و (در یک سطح گسترده تر ، تا حدودی متا سطح) چرا آنها را اقتباس می کنیم.

درباره مری آن شفر و انجمن های ادبی

مری آن شفر می دانست انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey تنها رمانی است که او نوشت. شفربا نزدیک شدن به پایان یافتن رمان ، سلامتی او رو به زوال بود ، و در طول ویرایش های نهایی ، که دو برابر ماه های آخر او شد ، از خواهرزاده خود خواست ، آنی باروز، برای کمک به کار او. داشتن رمان منتشر شده بود شفررویای مادام العمر ، رویایی که او هرگز تحقق نمی یابد. وی در 16 فوریه 2008 درگذشت. این رمان در سال 2009 قفسه بندی شد.

از زمان انتشار ، رمان از رشد مداوم محبوبیت برخوردار بوده و از محبوبیت خاصی در بین باشگاه های کتاب و محافل کتابخوانی به سمت یک کتاب مدرن بسیار خوانده و مورد توجه قرار گرفته است. سایه آن اساساً از طریق توصیه دهان به دهان افزایش یافته است. تقارن بین وجود دارد پای گراندسی ادبی و سیب زمینیقوس فرهنگی و محتوای داستانی آن. شفر از باشگاه کتابش الهام گرفته است ، و سپس او را به عنوان عنوان انجمن ادبی و پای پای سیب زمینی در رمان نوشت. عشق آنها به به اشتراک گذاشتن داستان الهام بخش از یک داستان است که توسط افرادی که عاشق داستان هستند.

صفحه به صفحه: در انجمن ادبی GUERNSEY & PETATO PEEL PIE و قدرت به اشتراک گذاری داستان ها
منبع: Blueprint Pictures

موازات بین رمان و واقعیت ، چه از روی عمد و چه از روی عمد ، تکرار می شوند. شفر در متن توسط جولیت اشتون ، نویسنده طنز ، و داستان نویس که دوست دارد ، ارائه شده است شفر در واقع ، گرنزی را به طور تصادفی کشف می کند ، هنگامی که یکی از ساکنان به نام داوسی آدامز به او نوشت زیرا او به کتاب او دست یافته است ، مقاله های الیا. به همان اندازه شفر توسط الیزابت مک کنا ، ساکن گرنزی ، که از نظر جسمی غایب است (که توسط آلمانی ها ، که در طول جنگ جهانی دوم این جزیره را اشغال کردند) اخراج شده است ، نمایندگی می کند اما از نظر احساسی کاملاً داناست.

اقدامات عصیان و مهربانی الیزابت ، که یکی از آنها منجر به تاسیس انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی شد ، جامعه را به بهبودی در غیاب وی ، راهی برای تکریم فداکاری او تحریک می کند. آنها همچنین تحسین بسیاری از افرادی را که آنها را می شنوند تحریک می کنند ، از جمله جولیت. خیلی به همین روش انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey همچنان فراتر از این الهام می گیرد شفردر حال عبور است محبوبیت آن به او احترام می گذارد و از مردمی که دوستشان داشت ، احترام می گذارد.

گفتن و بازگویی داستان ها موضوع اصلی رمان است. با به اشتراک گذاشتن مراقبت ، بهبود می یابیم ، رشد می کنیم. جامعه ادبی تجسم این مفهوم است. و خوانندگان با به اشتراک گذاشتن رمان ، اساسی ترین ایده آن را به تصویب می رسانند. زنجیره اتصال از شفرکلوپ کتاب ، به شفر، از طریق شخصیت ، کار او را پر می کند ، به خوانندگان ، به دوستان خوانندگان ، و دوستانشان و به بعد ، داستان ها به واقعیت تبدیل می شوند.

در مورد مایک نیول و گرنزی

در میانه راه صحنه ای وجود دارد مایک نیولرا انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey که در آن ژولیت (لیلی جیمز) ، پس از ورود به گرنزی ، و دیدار با انجمن پای ادبیات و پوست سیب زمینی ، با اعضای آنها در مورد اینکه آیا شارلوت یا آن برونته خواهر مترقی تر است ، بحث می کند. جولیت ادعا می کند که آن صریح تر بود ، اگنس گری مستقیم تر از است جین ایر در چگونگی پرداختن به موقعیت زنان. نه ، پاسخ Amelia Maugery (پنه لوپه ویلتون) و ایزولا پریبی (کاترین پارکینسون) ، آیا او نمی تواند بدون توجه به آنچه در صفحه است ، ببیند که جین ایر به دلیل اینکه بیشتر خوانده می شود تأثیرگذارتر بود؟

هدف از این صحنه روشن کردن پاسخ (این کار بهتر است به بورس ادبی سپرده شود) نیست بلکه هدف آن پرداختن به یک حقیقت پذیرفته نشده در مورد چگونگی بحث درباره نوع هر فرهنگ است. حقیقت و کیفیت عینی همیشه در درجه دوم واکنشهای احساسی فرد مصرف کننده است. احزاب مربوطه مواضع خود را اتخاذ می کنند زیرا متنهایی که از آنها دفاع می کنند برای آنها عزیز است. مطمئناً شایعاتی در پشت استدلال های آنها وجود دارد ، اما این استدلال ها صرفاً برای احساساتشان پیش می آیند. نکته قابل توجه در مورد صحنه این است که بحث ، در حالی که پرشور و پرشور نیست ، عصبانی نیست. شخصیت از صداقت لذت می برد ، و لذت می برد

صفحه به صفحه: در انجمن ادبی GUERNSEY و PIE PEL PIE و قدرت اشتراک داستان ها
منبع: Blueprint Pictures

زیربنای این صحنه یک مفهوم اساسی برای هر سناریویی است که در آن فرهنگ و اشتیاق به فرهنگ گفته شده مشترک است: تفسیر درستی وجود ندارد ، فقط تفسیر شماست. این مفهوم به همان اندازه در روند سازگاری اعمال می شود. در واقع ، شامل شدن صحنه فوق الذکر ممکن است برای جلوگیری از انتقاد از جانبازان بدیع قبل از اینکه بتوانند آن را بیان کنند ، در نظر گرفته شده است. لذت اقتباس از آنجاست که داستان از متوسط ​​به متوسط ​​به همان اندازه که از عناصری که بصورت عمده بازآفرینی می شوند ، متفاوت است.

در یک ویژگی ویژه DVD برای هری پاتر و جام آتش دانیل رادکلیف شرح داده شده مایک نیول به عنوان “بسیار بسیار انگلیسی” ، افزود: “او هر روز ژاکت می پوشد.” مایک نیولاقتباس از انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey به اندازه او انگلیسی است. در حالی که ضربات داستان یکسان است ، اما دامنه جامعه ای که در فیلم به تصویر کشیده شده به طور محسوسی بیشتر است. این رمان به محدودیت خرد ، به طور کلی ، به روابط بین فردی شخصیت هایش متمرکز است – در عین حال ، فیلم به کلان علاقه مند است ، و از مفاهیم قدرت و سرسختی انگلیسی سوال می کند.

نیوولخوانش این است که سرسختی جامعه ادبیات و پای پای سیب زمینی بومی کل گرنزی است ، و گرنسی جهان عظیم مردم انگلیس است. شکل روایت ، برای صفحه نمایش دوباره سازی شده است ، بنابراین جولیت زودتر به گرنزی سفر می کند و مدت طولانی تری می ماند ، به پیوندهای بین شخصیت ها حق بیمه می دهد. آسیب پذیرترین لحظات آن است که شخصیت ها از نظر احساسی منزوی شوند. صحنه ای که ایزولا و ژولیت به اسرار جنسی اعتراف می کنند (ایزولا یک باکره است ، بهترین دوست ژولیت همجنسگراست) در مقابل صحنه بعدی قرار می گیرد که ژولیت از گرنزی خارج می شود (“وقتی تو رفتی …” ایزولا قبل از اینکه خودش را قطع کند شروع می کند ، قادر به پایان دادن به جمله برای اشک)

صفحه به صفحه: در انجمن ادبی GUERNSEY & PETATO PEEL PIE و قدرت به اشتراک گذاری داستان ها
منبع: Blueprint Pictures

جنگ جهانی دوم حضور مداوم است ، یک شبح روی فیلم است به شکلی که در رمان نیست. با بالا بردن آن نیوول موضوع جامعه را اقتباس می کند ، و آن را برای یک زمینه گسترده تر تفسیر می کند ، و دو تعامل بین ژولیت و ایزولا این است که تفسیر در مینیاتور انجام می شود. متحد آنها قادر به غلبه بر ضربه هستند ، هر چقدر هم شخصی باشد ، اما منزوی هستند و ناتوان هستند. بنابراین عمل مشترک به همان اندازه که برای یکدیگر است برای ما نیز مفید است.

نتیجه گیری: در مورد الیزابت مک کنا ، اندز ، و آمپرساند

با پایان روایت ، ژولیت ، که به نزدیکان ساکنان گرنزی نزدیک شده است ، تصمیم می گیرد که به یک ساکن بزرگ تبدیل شود ، متعهد می شود که به جامعه ای که به او داده است بازگردد. اولین هدیه او یک کتاب است ، زندگی نامه الیزابت مک کنا ، که داستان های مختلفی را که توسط دوستانش ، اعضای انجمن پای پای ادبیات و سیب زمینی برای او بازگو کرده است ، بازگو می کند. حفره ای که ژولیت در جامعه پر می کند همان حفره ای است که الیزابت از آن باقی مانده است و ژولیت با نوشتن زندگی نامه خود قول می دهد نه تنها جایگزین شود بلکه طرفدار آن باشد ، ماجرا را برای شنیدن دیگران و الهام گرفتن از آنها منتقل می کند.

با خطر یافتن همزمانی در جایی که هیچ کدام وجود ندارد ، انعکاس های داستانی را می توان مانند بسیاری از این روایت ها در واقعیت احساس کرد. موازات بین الیزابت و ژولیت و شفر و نیوول، در حالی که دست کم گرفته می شود ، اما غیرقابل انکار است. الیزابت هرگز برای دیدن گرنزی پس از اشغال زندگی نمی کند. شفر هرگز از موفقیت رمان خود که محبوب است ، می داند اقتباس شده است.

در حالی که شفرگذر از زندگی غم انگیز است ، قدرت ماندگاری کتاب او و ادامه حضور آن در گفتگوی فرهنگی ، نه تنها به استعداد او به عنوان نویسنده بلکه به ارزش ایده هایی که او سعی در تعالی داشت صحبت می کند. زیرا انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey به هر حال ، داستانی در مورد “و” است.

چه فکری کردی انجمن ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey به عنوان یک کار اقتباسی؟ در نظرات بحث کنید؟


انجمن گرمی ادبی و پای سیب زمینی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

DAMNATION: The Blak and the Beautiful

پنجمین فیلم بلند سینماگر افسانه ای مجارستان بلا تار، لعنت وقفه غم انگیز الكلی افسرده را كه با وسواس عاشق خواننده متاهل در یكی از سوراخهای آبیاری اش روایت می كند ، شرح می دهد. برای اولین بار در سال 1988 منتشر شد ، بازسازی 4K جدید از دوربین اصلی فیلم 35 میلی متری فیلم منفی به عنوان بخشی از بخش Revivals در جشنواره فیلم 2020 نیویورک آغاز شد و به زودی در سینماهای مجازی سراسر ایالات متحده به نمایش در می آید. و در حالی که لعنت سرگرمی فرار از دسترس را که امروزه بسیاری از آن گرسنه هستند ، فراهم نمی کند ، اما نگاهی تیره اما زیبا به پشت پرده آهنین ، با مجوز از یک فیلم نامه عمیقاً شاعرانه و با شکوه ترین فیلمبرداری سیاه و سفید که می بینید ، به ما ارائه می دهد.

در گل گیر کرده

کارر (Miklós B. Székely) هر روز در سایه گاریهای معدنی بیدار می شود که در چرخه ای به ظاهر بی پایان بالای روستای فرسوده ای که در آن زندگی می کند ، به عقب و جلو می روند. او در حالی که از افکار و عقاید خود برای یک سری از افرادی که قبلاً همه چیز را شنیده اند ، چشم پوشی می کند ، زندگی خود را با پیچ و خم از یک میله بار دیگر عبور می کند. در یکی از نقاط مورد علاقه او ، تایتانیک ، یک خواننده وجود دارد (ولی کرکس) که در حال حاضر با او درگیر است. با این حال ، او متأسفانه ازدواج کرده است – و به کارر گفته است که می خواهد به رابطه آنها پایان دهد.

DAMNATION: The Blak and the Beautiful
منبع: Arbelos

خدمتکار سالخورده کت در تایتانیک به کارر هشدار می دهد که از خواننده دور نشود و به او گفت: “آن زن یک زالو است. او یک مرداب ته ته است ، که شما را می بلعد و شما را می مکد. ” اما کارر تمایلی ندارد – یا به عبارت دقیق تر ، قادر به شنیدن او نیست. دیوانه وار عاشق و ناامید از گرفتن شوهر خوانده با بدهی خواننده (György Cserhalmi) از راه ، کارر او را با یک کار قاچاق که توسط متصدی بار در تایتانیک برای او آورده شده است راه اندازی می کند. در حالی که شوهر در این مأموریت غایب است ، کارر سعی می کند خواننده را متقاعد کند که ازدواج خود را کنار بگذارد ، و به او گفت ، “اگر من تو را از دست می دادم ، پایان ناپذیر من بود.” افسوس که مانند بسیاری از بهترین برنامه ریزی ها ، از همان ابتدا به نظر می رسد همه چیز برای شکست است.

نوآر مجارستان

در سطح ، طرح از لعنت تقریباً می تواند به نوآر سنتی هالیوود تعلق داشته باشد: ضدقهرمان ژنده پوش عاشق یک زن متاهل می شود و باید به هر روشی ، از جمله جنایتکار ، از شر شوهرش خلاص شود. ولی تار آخرین ذره از براقیت سینمایی را از آن نوارها خراشیده و ما را مجبور می کند که زیر زرق و برق هالیوود کلاسیک را به مردمان واقعی و بدون لاک الکل آغشته در این مثلث به اصطلاح عشق نگاه کنیم. در واقع ، چه زمانی تار یک صحنه جنسی بین عاشقانش که ظاهراً ستاره دار شده اند را به ما می دهد ، این فاقد بخار آب است که از یک رابطه خارج از ازدواج انتظار می رود. در عوض ، سرانجام یکی از کم جنبش ترین و بی احساس ترین صحنه های جنسی در سینما است.

به عنوان کارر ، Miklós B. Székely یکی از چهره های فوق العاده لعاب دارش را ندارد که وقتی به او نگاه می کنی ، بلافاصله احساس می کنی که او آنچه را که جهان ارائه می دهد دیده است و متوجه شده است که مورد پسند او نیست. تجربیات او بر روی پوست او حک شده است ، پاک کردنش غیرممکن است. در همین حال ، به عنوان خواننده ، ولی کرکس از خواننده مشعل فیلم معمولی شما گرانتر و ضعیف تر است. وقتی او آواز می خواند ، عملاً از خستگی مضاعف می شود و سبک های غنایی او به کلمه گفتاری نزدیکتر است. با این حال ، در صحنه های او با کارر ، می توانید درک کنید که چرا او اینقدر تصمیم گرفته است که او را رها نکند. در شهری که به نظر می رسد در آستانه مرگ است ، او حداقل حاوی جرقه ای از زندگی است.

DAMNATION: The Blak and the Beautiful
منبع: Arbelos

فیلمنامه برای لعنت اولین همکاری بین بسیاری از تار و نویسنده لاسلو کرازناهورکای، که رمان آن است ساتانتانگو اساس را برای درامی حماسی شکل داد تار احتمالاً بیشتر شناخته شده است. گفتگوی فلسفی آنها بالاتر از عشق و زندگی و معنایی که اولی می تواند به دومی بدهد ، وقتی احساس می کند چیز دیگری برای ارزش زندگی ندارید ، در تضاد با رفتار غالباً وحشیانه انسان هایی است که در آن صحبت می کنند. در همان زمان ، کشش های طولانی وجود دارد لعنت جایی که به هیچ وجه گفت وگو وجود ندارد ، از جمله صحنه آغازین ، شلیکی که چند دقیقه طول می کشد در حالی که دوربین به آرامی و با ظرافت از مدار بی پایان چرخ دستی های استخراج از طریق پنجره اتاق خواب کارر خارج می شود ، چهره هگارد

حرکت تقریبا هیپنوتیزمی دوربین ، ایستایی را نشان می دهد که اکثر شخصیت های فیلم در آن به دام افتاده اند ، در یک بن بست و روابط بن بست بدون هیچ گونه وسیله ای برای فرار. آنها دقیقاً مثل آن گاریهای معدنی که همیشه در حال حاضر هستند گیر کرده اند ، صدای خنده تقریباً شوم آنها به همان اندازه بخشی از موسیقی متن فیلم است میهالی ویگ موسیقی مینیمالیستی. چنین عکسهای بلند و بی کلام ، ساخته شده در یک سیاه و سفید بکر که در سایه های آن تقریباً براق نقره ای است ، قسمت عمده ای از آن را تشکیل می دهد لعنت، و زیبایی آنها همان چیزی است که به فیلم کمک می کند جذابیت خود را حفظ کند حتی وقتی که خط داستانی بیش از پیش به یک موضوع نزولی تبدیل شود.

لعنت دقیقاً برعکس تقویت روحیه است ، اما وقتی می بینید که دوربین به راحتی در ورقه های باران در خیابان های تقریباً رها شده از شهر سر می خورد یا در فاصله ای بالاتر از یک دایره رقصنده در یک میله که شبیه یک اوروبور است ، معلق می شوید ، سخت است که روحیه خود را بالا ببرید. حتی گلی همیشگی که به نظر می رسد همه شخصیت ها را از نظر جسمی و روحی غوطه ور می کند ، به طرز عجیبی زیبا احساس زیبایی می کند. به زبان ساده ، فیلمبردار گابور مدویگی کار استادانه است و به همان اندازه ای که در فیلم ها دیده می شود ، کاملاً مناسب موضوع است. اگر بازیابی شده را تماشا می کنید لعنت بدون هیچ دلیل دیگری ، بگذارید اینگونه باشد.

نتیجه

اگر به دنبال فرار از ناامیدی هستید ، نه فرار از آن ، لعنت فیلم برای شماست

شما چی فکر میکنید؟ آیا با فیلم های بلا تار آشنا هستید؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

4K Restoration of Damnation اکران در سینماهای مجازی ایالات متحده در تاریخ 30 اکتبر 2020 آغاز می شود. می توانید لیستی از مکان ها را در اینجا پیدا کنید.


لعنت را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ غیر قاتل کارگردانی کرده است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن یا نوشتن درباره فیلم ها ، معمولاً می توان او را در توییتر با وسواس در مورد فوتبال دید.

جشنواره فیلم لندن 2020: دور دیگری

توماس وینتربرگ، یکی از مشهورترین و تحسین شده ترین فیلمسازان دانمارک ، با افتخار در جشنواره فیلم لندن امسال بازگشت. دور دیگربا پشت سر گذاشتن نقدهای شدید و جایگاهی به عنوان بخشی از انتخاب رسمی کن ، بهترین فیلم از LFF امسال را به خانه برد که برای اولین بار توسط مخاطبان به آن رای داده شد. این شاید بگوید که وینتربرگفیلم با بسیاری از مردم روبرو شد.

با او نوشته شده است شکار همکار توبیاس لیندولم، وینتربرگاین فیلم چهار معلم میانسال را دنبال می کند که تصمیم دارند با حفظ یک سطح ثابت الکل در خون ، زندگی کسل کننده خود را زنده کنند. پیش فرض به تنهایی پیش از سقوط اجتناب ناپذیر ، قوس شاید آشنایی را نشان می دهد ، همراه با ظهور سبک قلب قهرمانان ما. وینتربرگفیلم از این نظر شوک یا براندازی نمی کند ، به ترتیب ضربان ها را می زند. با این حال به بالاتر و پایین تر از حد انتظار می رسد ، هم قلب ناراحت کننده ای را ناراحت می کند و هم خشنودی شادی آور است.

یک زندگی معمولی

چهار معلم ما تحت هدایت هستند مادس میکلسن، که احتمالاً اکنون در حال بازی برای مشهورترین بازیگر دانمارکی در تمام دوران است ، در یک عملکرد مغناطیسی به عنوان مارتین ، یک معلم تاریخ قطعاً فاقد اشتیاق است. زندگی مارتین نه یک تصادف اتومبیل بلکه یک ترافیک بسیار کسل کننده است. او به سختی همسرش را می بیند ، دو پسر او بیش از پدرشان به تلفن هایشان علاقه مند هستند و او یک معلم صریحاً وحشتناک است. اگر مارتین هرگز به تاریخ و الهام بخشیدن به ذهن جوان اهمیت می داد ، اکنون همه شواهد آن از بین رفته است.

جشنواره فیلم لندن 2020: دور دیگری
منبع: جشنواره فیلم لندن

او در زندگی کاملاً رضایتبخش خود سه مرد به طور مشابه میانسال به او ملحق می شوند. تامی (توماس بو لارسن) پیتر (،لارس رانته) یک معلم موسیقی خسته است ، و نیکولاج (مگنوس میلانگ) یک معلم روانشناسی بی حوصله است. آنها همه مردان سفیدپوست مستقیمی هستند که دارای مشاغل راحت هستند ، و این امتیاز آنها یک بخش داخلی است وینتربرگکالبد شکافی زندگی آنها. او هم آشفتگی ذهنی زیر سطح را آشکار می کند (بعضی از آنها واقعاً خسته شده اند ، اما بعضی دیگر عمیقا افسرده اند) ، و هم کاوش هایی که سهولت و امتیاز طولانی می تواند داشته باشد.

به نظر می رسد که تأثیر ، فقدان عاشقانه است. ازدواج آنها نه تنها ناکام یا بیات است ، بلکه دیگر نگاه عاشقانه ای به زندگی ندارند. آنها از امکاناتی که جهان ارائه می دهد و یا عاشق شگفتی های آن شگفت زده نمی شوند ، اما نسبتاً از دنیای اطراف خود بی اطلاع هستند. نیکولاج در حالی که از زندگی جوانی می گذرد ، اکنون روزهای خود را صرف تماشای دانش آموزان بسیار سرگرم کننده تر از آنها می کند ، طرحی ارائه می دهد.

برای آشامیدن و یا نه؟

ایده نیکولاژ ، بر اساس ادعای جعلی یک فیلسوف نروژی مبنی بر اینکه همه ما با “کمبود” الکل در جریان خون خود به دنیا آمده ایم ، این است که چهار مرد دائماً کمی به نوشیدن ادامه دهند. به این ترتیب ، آنها برای همیشه احساس می کنند که 1 یا 2 لیوان شراب خورده اند ، اما هرگز آن چیزی نیستند که کسی آنها را مست بنامد. امید این است که الکل باعث شل شدن آنها شود و به آنها در خانه و کلاس کمک کند.

جای تعجب نیست ، اما تا زمانی که این کار نکند ، کار می کند. وینتربرگ در راه صعود با شخصیت های زیادی سرگرم می شود ، و لذت کم نظیری را در صحنه هایی به وجود می آورد که مارتین به طور معجزه آسایی دوباره به یک معلم خوب تبدیل می شود و هم او و هم شاگردانش بار دیگر خوشحال هستند. در اینجا نیز طنز وجود دارد ، با یک رفاقت گرم و خوب بین هر چهار بازیگر.

جشنواره فیلم لندن 2020: دور دیگری
منبع: جشنواره فیلم لندن

با این اوصاف ، ایده مست چهار دوست برای دو ساعت در کنار هم بودن یک شرکت کاملاً سرگرم کننده تر از آن چیزی است که ما در اینجا داریم. همه چیز یک طناب زنگ دار را می پیماید ، و با ظرافت لحظات خنده دار را به یک مجموعه کاملاً مالیخولیایی می بافد. لازم به یادآوری است که قهرمانان ما فقط برای سرگرمی شروع به نوشیدن نمی کنند ، بلکه برای بهبود زندگی خود ، برای تسکین مشکلات خود هستند. اینکه این ضروری است به قلب تاریک فیلم اشاره دارد.

اگر وینتربرگ و لیندولم کار خوبی را با جنبه سرگرم کننده آزمایش نوشیدن انجام دهید ، سپس آنها واقعاً بازی خود را با نقاط ضعف پیش می برند. حتی در صحنه های آرام ، فیلم با بلایای ناگهانی به جلو حرکت می کند. در یک صحنه کاملاً قضاوت شده ، مارتین را می بیند که در حال عبور از محدودیت آزمایش است ، به دور اتاق کارمندان می لنگد و از همکاران خود قبل از برخورد با دیوار به سختی اجتناب می کند. این مانند تماشای تصادف اتومبیل در حرکت آهسته است که مارتین به آرامی اما مطمئناً از کنترل خارج می شود.

آمیزه ای از سرگرمی و درد وینتربرگ شعبده ها کاملاً برای فیلمی در مورد الکل مناسب است ، اما اگر به عنوان کالبد شکافی فرهنگ نوشیدن قضاوت شود ، فیلم کاملاً موفق نیست. به عنوان مثال هیچ تصویری از تصویر نوجوانان ندارد. هیچ بحثی درباره فشار همسالان ، توانایی ظاهراً در برپایی اجتماعات اجتماعی پیرامون الکل ، یا تأثیر الکل بر ذهن و بدن جوان وجود ندارد. همه دانش آموزان اینجا مست ، سرحال و خوشحال هستند. دور دیگر ظاهراً در مورد نوشیدن است ، اما موضوع را با مراقبت یا پیچیدگی زیادی درمان نمی کند.

لطفاً چهار بحران میان زندگی

شاید این فقط به این دلیل است وینتربرگ واقعا مهم نیست فیلم او در واقع به فرهنگ نوشیدن و مسائل اجتماعی پیرامون آن علاقه ندارد. مطمئناً در مورد مزایا و معایب سوزش مداوم بحث شده است دور دیگر در میانسالی ، با از دست دادن و کشف مجدد جوانی ، بیشتر جذب می شود. این قصیده ای است برای نوشیدن نیست بلکه برای پذیرفتن عشق و شادی در زندگی است ، در زمانی که شما وجود آنها را فراموش کرده اید.

این اشتباه نیست که رهبران ما همه معلمانی هستند که دائماً در رابطه با جوانان پرشور اطراف خود قضاوت می شوند. این فیلم با حضور دانش آموزان در یک چالش آشکارا مضحک نوشیدنی آغاز می شود که بسته به حساسیت شما بسیار مفرح یا وحشتناک است و وینتربرگ به سرعت این را با برنامه روزمره معلمان مقایسه می کند. آنها همان چیزی هستند که ممکن است لذت گرایان جوان شوند ، و این بسیار غم انگیز است.

جشنواره فیلم لندن 2020: دور دیگری
منبع: جشنواره فیلم لندن

آنها معلمان بدی هستند زیرا ارتباط خود با دانش آموزان خود را از دست داده اند همانگونه که ارتباط خود را با دوران جوانی خود از دست داده اند. با شروع فیلم آنها نشاط جوان دانش آموزان خود را پرورش نمی دهند ، بلکه از آن کینه دارند. هنگامی که آنها شروع به نوشیدن می کنند ، دوباره با دانش آموزان ارتباط برقرار می کنند و به نوبه خود با جوانانشان ارتباط برقرار می کنند. آنها در حال انجام کاری هستند که نباید دوباره انجام دهند ، و مدتی برای اولین بار سرگرم کننده هستند.

با این حال مطمئناً بیش از کمی اثر دارونما در اینجا وجود دارد. وقتی مردان علاقه مجدد به شغل خود و افراد اطرافشان را پیدا می کنند ، فقط به این دلیل نیست که آنها مست هستند بلکه به این دلیل که آنها معتقدند نسخه های بهتری از خود هستند. آزمایش آنها چیزی را به آنها داد تا دوباره به آن باور کنند ، نوید چیزی جدید و مهیج. این آنها را از خواب غفلت میان سال بیدار کرد و فرصتی را برای دیدن جهان از طریق چشمان تازه ، هر چند تار ، فراهم کرد. مشخص نیست که آیا آنها واقعاً برای این کار نیاز به نوشیدن داشتند.

پس از حرکت در ضربان های احساسی مورد انتظار ادیسه نوشیدن ، دور دیگر سپس دنده دیگری می زند. این واقعاً روی شخصیت های خود سرمایه گذاری می کند و هرچه بیشتر به پیروزی و افسردگی می پردازیم هرچه بیشتر به سمت یک فینال عالی حرکت می کنیم. بعد از بالا رفتن و سقوط اجتناب ناپذیر برنامه آنها ، آنچه در کنار مارتین ، تامی ، نیکولا و پیتر اتفاق می افتد جایی است که فیلم می تواند انتظارات را برانداز کند و درباره شخصیت های آنها چیزهای زیادی به ما می گوید. هر چهار لحظه خود را با یک فیلمنامه کاملا متعادل می گیرند ، اما همینطور است میکلسن و بو لارسن که بیشترین کار را می کنند ، هر دو در عملکردهای فوق العاده متحرک ظاهر می شوند.

تعادل زنگ که وینتربرگ اعتصابات در کل فیلم به یک کلیت عمیقاً راضی کننده تبدیل می شود که با قطعه ای بسته می شود که به قلب فیلم می پیوندد. هوشمندانه ، وینتربرگ مدرسه را در مرکز خود نگه می دارد ، دانش آموزان فارغ التحصیل همانطور که معلمان نگاه می کنند ، مهمانی می گیرند. با این حال مارتین و شرکت اکنون بدانید که آنها چیزی بیش از این نوجوانان بی دغدغه ، لذت طلب دارند. آنها عمر طولانی تر و درد بیشتری را تجربه کرده اند. آنها عاشق زندگی شده اند و دوباره عاشق شده اند. آنها می دانند که چقدر ارزشمند است و از آن نهایت استفاده را می برند.

دور دیگر در قلب خود فیلمی در مورد میانسالی است. بهترین فیلم ها در مورد بحران های میان زندگی چه کمدی و چه تراژیک کدامند؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!


دور دیگری را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم لندن 2020: NOMADLAND

در اینجا ، در انتهای جشنواره فیلم لندن ، یک درام رک و پوست کنده و جذاب باعث بشریت می شود. به طور همزمان قلب گرم کننده و قلبشکن است. به روشی کیمیایی ، کلوئی ژائوها عشایر موفق می شود روح یک سیستم شکسته و روح از دست رفته ای را که با استفاده از نمایش های طبیعی غیر بازیگران و یک چرخش شگفت انگیز در بین ترک ها سقوط می کنند ، به تصویر بکشد. فرانسیس مک دورمند. این یک دستاورد شگفت انگیز و گواهی زیبا برای روحیه آمریکایی است.

زنده ماندن از آمریکا

Nomadland: Surviving America in the Twenty-First Century ، با الهام از کتاب داستان نویسی 2017 ، نوشته شده توسط جسیکا برودر، عشایر کانون توجه رونق نسل دهه 60 است: زمانی ثروتمند و در بالای جهان ، اکنون از اثرات مخرب سقوط مالی 2008 رنج می برد. در آغاز ، ما از سرنوشت شهر امپراتوری ، نوادا مطلع می شویم. زمانی که یک شهر معدنی پر رونق که بیشتر توسط کارگران گچ ایالات متحده زندگی می کند ، با رکود اقتصادی و اخراج کارها از بین رفته است. جمعیت که یک بار در حدود 750 نفر بود ، پس از خشک شدن کار فرار کردند. متعاقباً کد پستی شهر قطع شد. این واقعیتی آشکار است که بسیاری از افراد در آمریکای پس از رکود اقتصادی با آن روبرو هستند. زمانی بخشی از طبقه متوسط ​​محترم اکنون به زیر بشکه فقر خیره شده اند و توانایی تهیه خانه خود را ندارند.

جشنواره فیلم لندن 2020: NOMADLAND
منبع: جشنواره فیلم لندن

سرخس (فرانسیس مک دورمند) یکی از این افراد است. زمانی که شوهرش درگذشت مجبور شد زندگی خود را رها کند و اکنون در خارج از ون محبوب خود زندگی می کند و از طریق دشت های آمریکا سفر می کند. او یک عشایر است ، بخشی از یک جامعه نیمه سرگردان که از ایالتی به ایالت دیگر سفر می کنند ، مشاغل مختلفی را که می توانند انتخاب می کنند و زمان مناسب را پیش می برند. فرن در فصل تعطیلات در یک انبار آمازون ، در خارج از فصل در یک رستوران کار می کند و هنگامی که فرصت پیدا می کند به عنوان یک مددکار در نمایشگاه کار می کند. مشاغل متنوع و ناپایدار هستند ، اما جامعه پیرامون این مشاغل سازگار است. در مسافرتهای خود ، سرخس با همان افرادی که برای تماس با دوستانشان می آید ملاقات می کند. افرادی مانند دیو ، آنجلا و سوانکی. آنها به خانواده دفاکتوی او تبدیل می شوند ، و تاریخچه او را در هنگام پاتوق های آتش سوزی و مراسم معاشرت سالانه لاستیک لاستیک ، که توسط باب ولز برگزار می شود ، یک عشایر زندگی واقعی در اینجا بازی می کند و نسخه خیالی خود را بازی می کند ، تحریک می شوند.

جشنواره فیلم لندن 2020: NOMADLAND
منبع: جشنواره فیلم لندن

در واقع ، تقریباً همه در اینجا از Fern و Dave (با بازی توسط) صرفه جویی می کنند دیوید استراتایرن) یک عشایر در زندگی واقعی است. ژائو تمایل خود را برای اصالت نیمه سند ادامه می دهد ، از سال 2017 شروع می شود سوار، با قرار دادن فرن در میان این جامعه واقعی و اجازه دادن به این افراد فرصتی برای خودشان. آغشته می شود عشایر با حس خارق العاده قلب و پاتوس داستانهایی که می شنویم ، به طور کلی ، داستانهای واقعی هستند. افرادی که با آنها ملاقات می کنیم افراد واقعی هستند. حس این است که این یک فیلم نیست ، این دریچه ای به دنیای زنده و تنفس است که در آن مردمانی با ملیله غنی از تاریخ زندگی می کنند. تماشای حمام های اسکراب سرخس پوشیده شده از مدفوع انسانی یا حرکت در ون فرسوده و آماده برای خراش دادن و تحقق بخشیدن به معنویت در این زندگی ، سربلندی ناشی از زندگی پایه ای ، تحسین برانگیز است. فرن در مورد شرایط خود به طراوت و صراحت صادق است. او نه خود ترحم می کند و نه تلخ. او به راحتی سعی می کند از پس زندگی برآید. نزدیکترین چیزی که ما به بینش شخصیت او می رسیم – و نزدیکترین چیز به یک نقشه – رابطه در حال رشد او با دیو است که به وضوح نسبت به او احساساتی دارد. او بیشتر اوقات دیو را دراز و بازو نگه می دارد ، و ما در او تمایلی برای باز کردن خود به روی دیگران می بینیم. شرایطش او را سخت کرده اما حاضر به تسلیم شدن نیست. او به سادگی ادامه می دهد.

دلسوزی عشایر

مک دورمند اینجا فوق العاده است او کاملاً در نقش فرن بازی می کند ، او هم زمان شیرین طبع و سرحال ، ظریف و ظریف است. او مرکز احساسی داستان و نقطه ورود دیگران است. وجود او شعر بصری و رویایی مانند را لنگر می اندازد عشایر، که – دقیقاً مانند شخصیت های اصلی اش – لحظه به لحظه می پیچد و هرگز در چیزی شبیه روایت یا ساختار قرار نمی گیرد. این یک اجرای استادانه و پر از کنه های کوچک است که به یک شخصیت کاملاً تحقق یافته اضافه می شود ، تا حدی که فرن احساس می کند مانند یکی دیگر از غیر بازیگران است که ژائو به طریقی عملکرد فوق العاده طبیعی از. اگر صحبت کنیم تصمیم به انتخاب بازیگران غیر بازیگر یک تصمیم الهام گرفته شده بود. ژائو به نوعی طبیعت گرایی خیره کننده ای را از این عشایر بدست می آورد ، که اغلب از زندگی خود با لبه ای مبهم صحبت می کنند. با هر داستانی که می شنویم با دلسوزی و همدلی برخورد می شود. در اینجا هیچ قوس رستگاری وجود ندارد ، هیچ دستگاه طرح لحظه آخری برای صرفه جویی در روز وجود ندارد.

جشنواره فیلم لندن 2020: NOMADLAND
منبع: جشنواره فیلم لندن

افرادی که ما ملاقات می کنیم با چشم اندازی که در آنها پیدا می کنیم مطابقت دارند. ژائو، در کنار فیلمبردار جوشوا جیمز ریچاردز، یک بوم وسیع از مناطق قلب آمریکا را ایجاد می کند ، که بیشتر در حالی که آخرین غوطه نور خورشید در حال خاموش شدن است ، شلیک شده است. کاملاً جدا از فیلمبرداری تصویری راه است عشایر با هم جریان دارد. با توجه به کمبود ساختار روایی آن ، و اینکه اغلب صحنه ها بدون هیچ هدف واقعی گسترده می شوند ، جای تعجب است که بدانیم واقعاً لحظه به لحظه غرق کننده است. شاید به خاطر غزلی باشد که ژائو به نظر می رسد که از صحنه ای به صحنه دیگر منتقل می شود ، و به طور موثر باعث می شود کل تلاش مانند یک ترکیب ارکسترال احساس شود ، و به تدریج ذره ذره ساخته می شود.

نتیجه

احتمالاً موارد مختلفی وجود خواهد داشت عشایر. می توان آن را به چندین روش تفسیر کرد. این تا حدی بررسی از دست دادن و غم و اندوه است ، و اینکه چگونه یک فرد در این زمان از جامعه جدا می شود ، خود را از همه جدا می کند. همچنین می تواند به عنوان روح کم روح جامعه تلقی شود. عشایر علی رغم همه آنچه که متحمل شده اند ، خود را در یک خانواده موقت می یابند و واقعاً همه تلاش خود را برای کمک به یکدیگر انجام می دهند. مهربانی از هر لحظه بیرون می زند. اینها افراد واقعاً خوبی هستند که تلاش می کنند در دنیای سخت و ظالمانه ای که با آنها برخورد کرده است ، آنچه را که می توانند انجام دهند. سرانجام، عشایر می تواند به عنوان هشداری در برابر خطرات سرمایه داری تلقی شود. ایده سود بر مردم ، صرف نظر از هزینه. کل صنایع و جوامع برای کسب درآمد بیشتر از بین رفتند. به هر روشی که برای تفسیر آن انتخاب کنید ، عشایر شکوفا می شود تحت هدایت ژائو، و با عملکرد درخشان از مک دورمند. ارزش وقت شما را دارد.

Nomadland یکی از معدود فیلم های قابل توجهی است که از نمایش های غیر بازیگران استفاده می کند. مورد علاقه شما کدام است؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

Nomadland در ایالات متحده در 4 دسامبر 2020 و در انگلیس در 1 ژانویه 2021 آزاد می شود


Nomadland را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با ROSE: A LOVE STORY کارگردان جنیفر شریدان

کارگردان بریتانیایی برای اولین فیلم بلند خود جنیفر شریدان تصمیم گرفت یک فیلم خون آشام بسازد. یا او؟ وحشتناک / درام ناخوشایند و عمیقا احساس می شود رز: یک داستان عاشقانه واقعاً یک فیلم خون آشام است؟ یا حتی یک فیلم ترسناک؟ آنقدر ترسناک و دلخراش نیست و بیشتر تمرکز بر روی یک زن و شوهر است. پس این چیست؟

تا آنجا که به سینما مربوط می شود ، افسانه خون آشام تا حد مرگ انجام شده است (جناس بسیار در نظر گرفته شده). کشش از همه راه نوسفراتو به گرگ و میش، علاقه ما به مکنده های خون بی پایان به نظر می رسد. اما هرچه زمان می گذرد ، قرار دادن یک چرخش تازه در داستان خون آشام سخت تر می شود. شریدان هر چند ممکن است فقط اینجا را مدیریت کرده باشد. کارگردانی فیلمنامه توسط مرد برجسته او مت استوکو، او یک نسخه جذاب و بدون اقدام جالب از این موجود کلاسیک را ساخته است.

سوفی راندل گل سرخ را بازی می کند ، که از هر نظر غیر از نیاز به غذا خوردن در خون انسان ، یک فرد عادی است. در غیر این صورت ، او “تبدیل” می شود و به یک هیولای شکار وحشی تبدیل می شود. وجود شکننده او در انزوای عمیق با همسر فداکار سام (استوکو) در کنار او کنار آمدن با شرایط غیرمعمول آنها چالش های بسیاری برای سام و رز به وجود می آورد و فیلمبرداری آن برای چند مورد ارائه شده است شریدان. در اینجا ، او با استعلام فیلم در مورد کارگردانی فیلم نامه نویس خود ، کار در برف و طراحی خون آشام.

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با ROSE: A LOVE STORY کارگردان جنیفر شریدان
Rose: A Love Story (2020) – منبع: Mini Productions

اندرو یانگ برای تحقیق در مورد فیلم: چیزی که من به خصوص در فیلم از آن لذت بردم این افزایش وحشت است ، بدون اینکه واقعاً دچار “وحشت کامل” شوم. آیا به عنوان یک فیلم ژانر به این موضوع نزدیک شدید؟ چگونه فیلم را طبقه بندی می کنید؟

جنیفر شریدان: من فکر می کنم این س questionال مداوم در کل راه بوده است ، حتی از زمانی که فیلم نامه را خوانده ام. من مثل “آیا این یک فیلم ترسناک است؟” ، زیرا بسیاری از آن یک درام پایه است. این ژانر دامن است. مثلاً آن را به عنوان یک فیلم خون آشام تصور کنید که از بعضی جهات می توانید استدلال کنید که اینگونه است. اما اگر به فیلم های سنتی خون آشام نگاه کنید ، آنها بسیار عاشقانه و کمی سکسی هستند. من فکر می کنم گل سرخ سکسی نیست حتی اگر نامیده شود یک داستان عاشقانه، بسیار پرسیده می شود که رابطه داشتن با کسی که چنین نوع رنجی داشته باشد ، واقعاً چه خواهد بود.

واقعیت این است که شما مجبورید زمانهای غذا را مدیریت کنید ، و باید دریابید که چگونه باید یک زندگی جنسی داشته باشید ، در حالی که آنها را از خود و جهان محافظت می کنید ، و از خود محافظت می کنید. من فکر می کنم که این جایی است که کار بهم ریخته می شود. زیرا آنها در یک وضعیت وحشتناک قرار دارند و چیزهای وحشتناک و کاملاً وحشتناکی وجود دارد. و خطری برای آن وجود دارد ، بنابراین آنها به نوعی در معرض خطر قرار می گیرند ، که این مضامین ترسناک را قرض می دهد. اما آنها همچنین فقط دو شخصیت کاملا واقعی هستند که سعی در زنده نگه داشتن ازدواج خود دارند.

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با ROSE: A LOVE STORY کارگردان جنیفر شریدان
منبع: Mini Productions

در چه مرحله ای فیلمنامه را دریافت کردید و وارد آن شدید؟ و چرا؟

جنیفر شریدان: من فیلمنامه را حدود دو سال قبل از ساخت فیلم خواندم و آن را دوست داشتم. سپس مت را ملاقات کردم ، به او گفتم که دید من در مورد فیلم چیست و او واقعاً با آن همسو شد. احساس می شد که ما رویکردی کاملاً مشابه با آن داشتیم که بسیار درخشان بود. بنابراین ما به نوعی با آن امضا کردیم مانند “بیایید این کار را با هم انجام دهیم” ، و سوفی به کشتی آمد زیرا او و مت در یک نمایش Sky کار می کردند. او دید که او در حال نوشتن فیلمنامه است ، سپس خواست که آن را بخواند ، سپس فکرهایی کرد. آن افکار درخشان بودند.

بنابراین ما وارد این نوع سه گانه فرایند خلاقانه شدیم ، جایی که ما فقط ایده هایی را در مورد فیلمنامه به دست می آوردیم و در مورد مضامین مربوط به آن صحبت می کردیم. این واقعا ارگانیک بود و به طور طبیعی هم اتفاق افتاد. بنابراین وقتی یک فیلمنامه در مکانی گرفتیم که واقعاً از آن راضی بودیم ، اتفاق خیلی سریعی بود که بعداً رخ داد. تهیه کننده را گرفتیم ، پول را گرفتیم – آنقدر که می خواستیم پول نگرفتیم اما آنقدر کافی داشتیم که فکر کردیم “بله می توانیم این کار را بکنیم” – و ما فقط رفتیم و این کار را کردیم. و در آن مرحله کاملاً گردباد بود.

کار با مت ، که فیلمنامه را نوشت ، چگونه بود؟ آیا این تجربه شما را به عنوان کارگردان ، کار با کسی که “مالکیت خلاقانه” بیشتری نسبت به پروژه دارد تغییر می دهد؟

جنیفر شریدان: خوب ، از بعضی جهات این کار را آسان می کند زیرا شما شخصی را بازیگر اصلی خود دارید ، اما داستان را از درون می داند و در همه سطور فکر کرده است و دلیل آن را پشت سر می گذارد. وقتی به آنجا رسیدید خیلی در یک صفحه هستید. فکر می کنم اگر در مراحل نوشتن فیلمنامه نبوده اید و با کسی که با او خلاق نیستید همسو هستید قدم می گذارید ، کابوس می بینید. در حالی که خوشبختانه من احساس می کنم من و مت ، و سوفی نیز چنین دیدگاه مطلوبی نسبت به فیلم داشتیم.

همچنین به دلیل اینکه آنها بازیگران بسیار قدرتمندی هستند و به دلیل رابطه با یکدیگر ، در این میان خلاصه ای وجود دارد که وقتی 15 روز فرصت دارید یک فیلم بسازید و نه منابع عظیم لوکس بودن سوار شدن یا وانت. شما به نوعی باید آن را میخکوب کنید ، و من فکر می کنم داشتن چنین نوع رابطه ای ، در این نمونه ، چنین نعمتی بود. این واقعا کمک کرد و باعث صرفه جویی در وقت زیادی شد. آن بحث هایی که شما با بازیگران در سر صحنه انجام می دهید در مورد اینکه انگیزه این شخصیت چیست ، لازم نیست که آنها را داشته باشید. او میداند!

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با ROSE: A LOVE STORY کارگردان جنیفر شریدان
منبع: Mini Productions

این فیلم کاملاً یک احساس بی انتها دارد. هیچ فناوری ، تلفن و چیزی که مخصوصاً تاریخ جهان باشد وجود دارد. آیا این کار عمدی بود یا فقط یک محصول جانبی تلاش برای منزوی کردن شخصیت ها بود؟

جنیفر شریدان: این سال واقعاً خوبی است. مقدار زیادی از آن در پس زمینه بود که ما کمی برای آنها طراحی کردیم ، یعنی اینکه در سر ما رز این گرفتاری را گرفتار کرده بود. او همیشه آن را نداشت ، به همین دلیل است که شما عکس های آنها را در تعطیلات می بینید ، به عنوان مثال ، در فیلم. شما می دانید که قبلاً زندگی وجود داشته است. بنابراین تقریباً شبیه این است که آنها مجبور شده اند زندگی خود را رها کنند ، یک کلبه بخرند و فقط زندگی را به این روش موقت کار کنند. و من فکر می کنم بسیاری از اینها ارتباط شما با دنیای مدرن را از بین می برد.

همچنین ، از نظر جسمی ، آن مکان فاقد سیگنال تلفنی بود [laughs]. داشتن تلفن تقریباً بی معنی بود ، زیرا شما نمی توانستید اینترنت دریافت کنید. این یک کابوس بود. می دانید که این مکان بسیار منزوی است. و انتظار نمی رفت برف این تعجب آور بود خوشبختانه ما به نوعی برای برف آماده شده بودیم ، اما نمی دانستیم که این فیلم قرار است این نوع فیلم تیره و برفی باشد. این فقط همان اتفاقی است که وقتی به آنجا رسیدیم و با آن غلت زدیم. بنابراین بله ، احساس می کنم انگیزه زیادی در پشت این وجود دارد [the setting]، به همین دلیل است که تقریباً کمی بی انتها احساس می شود. تقریباً مثل این است که اوضاع به نوعی با آنها فرار کرده است.

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با ROSE: A LOVE STORY کارگردان جنیفر شریدان
منبع: Mini Productions

«یک داستان عاشقانه» بخشی از عنوان است و این یکی است. چگونه به طراحی گل رز “خون آشام” نزدیک شدید ، تا از انسانیت برکنار نشوید و از داستان عشق در مرکز آن کم نکنید؟

جنیفر شریدان: بله ، این یک چالش جالب بود که من قطعاً با آن روبرو شدم. چون رز ، از جهاتی به این هیولای وحشی تبدیل می شود ، اما هنوز یک انسان پشت آن است و می تواند به قسمتهای انسانی اش برگردد. این او را کاملا تغییر نمی دهد ، بلکه کمی او را تغییر می دهد.

حتی از نظر طراحی صدا ، یافتن صدایی که هنگام چرخش ایجاد می کند مدت زمان زیادی طول کشید. گاهی اوقات طراح صدای من مانند “نظر شما در مورد این چیست؟” و من مانند “به نظر می رسد مانند یک هیولا است ، و باید به نظر برسد از یک زن کوچک بیرون می آید”. شما باید باور داشته باشید که او می تواند از طریق فیزیکی و از طریق تحولی که از آن سر می زند ، آن سر و صدا را ایجاد کند. بله ، این یک چالش واقعی بود ، و من دوست دارم تا آنجا که ممکن است کارها را در دوربین انجام دهم. اکثر اثرات جدا از برخی از رگها ، اثرات عملی و داخل دوربین هستند. چون این فیلم هایی هستند که من آنها را دوست دارم.

آیا شما فکر می کنید رز: یک داستان عاشقانه پیچشی موفق در افسانه خون آشام ایجاد می کند؟ چگونه می توانید یک هیولای ترسناک کلاسیک را تغییر دهید تا چیزی تازه ایجاد کند؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

ما می خواهیم از جنیفر شریدان بخاطر اختصاص دادن وقت خود برای صحبت با ما تشکر کنیم.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی

هانیبال در حال افزایش است احتمالاً همیشه پاورقی کمتری برای جهان ادبی و سینمایی هانیبال لکتر خواهد بود. پیش درآمد ما را به ریشه های لکتر برمی گرداند. اول ، ما او را به عنوان یک قربانی جنایات در طول جنگ جهانی دوم می بینیم ، سپس می بینیم که هیولا در یک تریلر انتقامجویانه گسترده ظاهر می شود. رمان و فیلم همراه هر دو به طرز فشرده ای طراحی شده اند و فرصت های زیادی را برای مجذوب شدن و دفع همزمان هانیبال لکتر فراهم می کنند. این ، در نوع خود ، یک ورود خوب در حق رای دادن است.

این فیلم در زمان اکران به طور یکنواخت توسط منتقدان کنار گذاشته شد ، و این شرم آور است ، زیرا نه تنها پس زمینه ای قابل قبول برای روانشناسی هانیبال و تماشای بسیاری از نمایش های وحشتناک فراهم می کند ، بلکه دارای عملکرد فوق العاده ای نیز توسط گاسپارد اولیل، که ممکن است لکتر رمان ها را با دقت بیشتری از هر بازیگر بزرگ دیگری که شیطان محبوب را به تصویر کشیده اند ، به تصویر بکشد. حضور او دقیقاً به روشی که برای شخصیتهای دیگر ایجاد می کند بسیار دلهره آور است توماس هریس کتابها را به تصویر می کشند

غفلت از این داستان خاص لکتر نیز غم انگیز است زیرا داستان تحول هانیبال برای معضل اخلاقی که در این اوقات سیاسی سیاسی با آن روبرو هستیم دارای اهمیت قابل توجهی است. در اینجا ، من می خواهم استدلال کنم که انتقام هانیبال سیاست بدون هدف است. بله ، او علیه فاشیسم می جنگد ، اما از طرف خودش هیچ ضد ایدئولوژی مثبتی ندارد. هیولای خود هانیبال لکتر نتیجه نهایی ضد فاشیسم اوست زیرا ریشه در یک سیستم ارزشی فراتر از زیبایی شناسی انتقام نداشت.

برای افراد ناآگاه ، هانیبال در حال افزایش است بیننده را به دوران کودکی لکتر در لیتوانی در جنگ جهانی دوم بازمی گرداند ، جایی که می بینیم خانواده اش در هرج و مرج درگیری شوروی و نازی که زندگی اشرافی و اشرافی آنها را در حومه روستا کشته بود ، کشته شده اند. فقط هانیبال جوان و خواهرش میشا زنده مانده و در یک کابین دورافتاده در جنگل پنهان شده اند تا اینکه گروهی از سودجویان جنگ از زمستان وحشیانه آنجا پناه می گیرند. گرسنگی جنایتکاران جنگ را به سمت آدم خواری سوق می دهد ، پسری که خواهر کودک خود را می برد تا او را بخورند درست قبل از حمله شوروی و نجات “قهرمان” ما. سرانجام ، هانیبال از یتیم خانه شوروی که پس از آن در (خانه قدیمی خود) بزرگ شد فرار می کند و راهی فرانسه می شود و با همسر ژاپنی عموی فقیدش زندگی می کند. در اینجاست که لکتر نوجوان جنایتکارانی را که خواهرش را کشته اند کشف می کند و سفری تاریک را آغاز می کند که منجر به هویت آدم خواری و هیولایی خود می شود.

فاشیسم به عنوان دشمن

مثل هر تریلر خوب انتقام ، این فیلم باعث می شود با وجود هانیبال در طول سفر تاریک او ، علی رغم آنچه از داستان های قبلی لکتر درباره او می دانیم ، همذات پنداری کنیم. اول ، ما فاجعه هولناکی را می بینیم که برادر خواهر کودکش رخ داده است. این به تنهایی همدردی کافی با هیولا در انتظار را ایجاد می کند که بیننده امیدوار است تا زمانی که بتواند انتقام مرگ میشا را بگیرد ، موفق به جلوگیری از دستگیری شود.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

علاوه بر دلسوزی که نسبت به فاجعه خانوادگی وی احساس می کنیم ، با این حال ، سوال طعمه هانیبال نیز در این داستان وجود دارد. اگر آنها به معنای دقیق کلمه کلمه نازی نباشند ، عمیقا با فاشیسم در ارتباط هستند. اولین قربانی وی یک همکار فرانسوی ویشی است. سودجویان جنگ در زمان جنگ با نازی ها کار می کردند و مدتها بعد راه های نفرت انگیز خود را حفظ می کردند.

مخصوصاً برای یک بیننده مدرن ، که شاید از دیدنش لذت بسیار زیادی برده باشد ریچارد اسپنسر در طول مصاحبه ای در خیابان که به صورت او مشت شد ، ایده مقاومت خشونت آمیز در برابر نازی ها و دیگر برتری طلبان سفیدپوست جذابیت عاشقانه ای دارد. دوران غم انگیز ما شاهد تجدید حیات ملی گرایی و سایر اشکال فاشیسم در اروپا و ایالات متحده بوده است. بنابراین ، این وسوسه وجود دارد که هانیبال را در این داستان به عنوان نوعی جنگجوی با فضیلت ببینیم ، و در حال انجام انتقام از شکارچیان نازی رسمی و با حمایت دولتی مانند بازرسان پوپیل (دومینیک وست) موفق به انجام

ایدئولوژی غایب هانیبال لکتر

دیدن هانیبال به عنوان یک قهرمان در این داستان ، هر چند وسوسه انگیز که ممکن است امروز برای ما باشد (خواه آنتیفا را ارزیابی نکنید یا نکنید) ، فراموش کردن یک نکته مهم اخلاقی و سیاسی است: برای مبارزه اخلاقی با یک هیولای سیاسی ، باید از یک موقعیت کار کرد از فضیلت سیاسی هانیبال لکتر هیچ ایدئولوژی سیاسی برای مبارزه با فاشیسم خود ندارد. همانطور که قربانیان او فقط به دلیل راحتی شخصی و شغلی نازی بودند ، ضد فاشیسم لکتر صرفاً پوششی مناسب برای ماهیتی تاریک و آدم کش است.

این فرصت طلبی سیاسی در این مورد روشن تر است هریسرمان جایی که هانیبال خود را با مزیت های استراتژیک به طور دوره ای با گروه های کمونیست جوانان ارتباط می دهد (ابتدا برای بازگرداندن سابقه خود به لیتوانی ، بلوک اتحاد جماهیر شوروی ، سپس برای جلب همدردی عمومی با جنایات خود علیه نازی های فراری). در این فیلم ، لکتر به سادگی نشان دهنده هیچ گرایش قابل توجهی به سیاست نیست. علایق وی فقط به مطالعه آکادمیک جسد در دانشکده پزشکی و انتقام شخصی از زورگویانی که با آنها روبرو می شود ، معطوف است.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

اقدامات انتقام جویانه او ، نه در ایستادن در برابر بی عدالتی ، بلکه صرفاً در تنبیه و به هلاکت رساندن دشمنان ، نشاط خاصی از خود نشان می دهد. در فصل سه NBC هانیبال، مادس میکلسنلکتر با معمایی اعلام می کند که “اخلاق به زیبایی شناسی تبدیل می شود”. این بینشی دلهره آور از فساد شخصیت هانیبال است. بیش از هر چیز دیگر ، این داستان لکتر ریشه و تحول اخلاق نهایی او در “بخور بی ادب” را به تصویر می کشد. این واقعیت که “بی ادبان” در این مورد فاشیست هستند ، صرفاً اتفاقی است.

سیاست به عنوان وضعیت

لکتر در تمام داستان های خود جایزه زیبایی شناسی را به همه چیزهای دیگر می دهد. سلیقه نفیس او در همه چیز ویژگی مشخص او برای کسانی است که با او ملاقات می کنند.

که در هانیبال در حال افزایش است ممکن است بگوییم زیبایی شناسی که وی برای عموم درست می کند فضیلت سیاسی است. در دهه پس از جنگ جهانی دوم و هولوکاست ، چه کسی فضیلت را در شکار و انتقام گیری وحشیانه از نازی های فراری انکار می کند؟ این سلیقه سیاسی است که هانیبال لکتر جوان در آثار هنری اولین قتل های خود پرورش می دهد.

با این حال ، همانطور که در اینجا استدلال کردم ، اقدامات وی فاقد فضیلت است زیرا ریشه در یک دیدگاه سیاسی مثبت ندارد. اگر لکتر در واقع سوسیالیست بود ، می توان اقدامات او را وسیله ای وحشیانه برای رسیدن به هدفی قابل توجیه ، یعنی رهایی انسان از استبداد فاشیستی دانست. او سوسیالیست نبود. او به سادگی موجودی بود که از زیبایی شناسی مرگ لذت می برد و به چیزی عمیق تر از آن اعتقاد نداشت. همانطور که پوپیل اظهار داشت ، “قلب او با میشا مرد. آنچه اکنون او است ، هیچ کلمه ای برای آن وجود ندارد ، به جز هیولا. “

همین نکته است که باعث می شود این فیلم در فضای سیاسی امروز بسیار مرتبط به نظر برسد. بنابراین بسیاری از سیاست های ما صرفاً مواضع التهابی است که چیزی بیش از مواد زیبایی شناختی برای ساختن یک شخصیت با فضیلت برای توییتر نیست. اخلاق ما واقعاً کمی بیشتر از زیبایی شناسی شده است که هیولایی است. خیلی اوقات ، هیچ عقیده مثبتی از سیاست در پشت ضد فاشیسم ما وجود ندارد. هیچ چیزی وجود ندارد که ما در واقع متعهد به جنگیدن برای آن باشیم. ما صرفاً برای رضایت از بی ادبی خوردن می جنگیم.

فاشیسم تجدید حیات یک مسئله واقعی است و ناسیونالیسم راست گرایانه اکنون به معنای واقعی کلمه گوش کاخ سفید را دارد. با این حال ، بسیاری از پاسخ های جمعی ما به آن سیاسی نیست. این زیبایی شناسی فضیلت سیاسی است تا ایدئولوژی محکم ضد فاشیسم که ما اغلب آن را انتخاب می کنیم. بله ، ممکن است یک “رضایت” کوتاه مدت با “صاحب شدن” فاشیست ها برای مصرف عمومی وجود داشته باشد ، اما هانیبال در حال افزایش است این س aboutال را مطرح می کند که ما با تأمین رضایت از زیبایی شناسی فضیلت سیاسی ، از خود چه نوع هیولاهایی می سازیم.


هانیبال در حال ظهور را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

KAJILLIONAIRE: درام غیرمعمول میراندا جولای متحرک و پر از قلب است

اگر بخواهیم طبقه بندی کنیم کم لطفی است میراندا جولایفیلم های عجیب و غریب. اولین ویژگی او من و تو و هرکسی که می شناسیم پر از لحظات عجیب و غریب عجیب و غریب مانند معرفی “)) <> ((” – یک شکلک عجیب و غریب برای بیان “Pooping عقب و جلو. برای همیشه”. سپس در ویژگی سال دوم خود آینده، او به معنای واقعی کلمه از یک گربه برای روایت برخی قسمت های داستان استفاده می کند (بله ، شما درست آن را شنیده اید).

جولایآخرینم کجیلونر، هیچ تفاوتی ندارد. پر از اتفاقات عجیب و غریب مانند دیواری است که هر چند ساعت یک بار حباب های رنگی پاستلی نشت می کند یا صحنه ای که ما نمی توانیم چیزی به جز لکه “گرد و غبار” را ببینیم. اما در زیر این کنجکاوی ، چیزی غیرقابل مقاومت شیرین و حتی عجیب و غریب دلخراش وجود دارد. و درک آن آسان است. در هسته اصلی آن ، فیلم با مضامینی روبرو است که اکثر مردم می توانند به راحتی با آنها ارتباط برقرار کنند: نیازهای انسان برای ارتباط و تأثیر ماندگار بی توجهی والدین. بنابراین حتی وقتی هر دقیقه عجیب تر می شوند ، کجیلونر همیشه با بررسی احساسات انسانی راهی پیدا می کند که شما را به عقب برگرداند و حتی قلب خود را چند بار حرکت دهد.

دیدار با Dynes

در مرکز داستان Dynes قرار دارند. یک خانواده سه نفره متشکل از شوهر رابرت (ریچارد جنکینز) ، همسر ترزا (دبرا وینگهr) ، و یک دختر 26 ساله Old Dolio (ایوان راشل وود) ، Dynes زندگی خود را به عنوان گریبان اختصاص داده شده اما غیر ماهر ساخته اند. در واقع ، ما ابتدا با آنها ملاقات می کنیم که آنها قصد انجام یکی از موارد منفی خود را دارند ، با پیرمرد Dolio که با یک لباس ورزشی بزرگ و یک موی بلند و صاف ، قسمتهای زیادی از صورت او را پوشانده است. هدف؟ صندوق های پستی افراد دیگر ؛ شاید به امید اینکه بتوانند چک یا ساعت یا چیزی را که می توانند بفروشند پیدا کنند.

KAJILLIONAIRE: درام غیرمعمول میراندا جولای متحرک و پر از قلب است
منبع: ویژگی های کانونی

وقتی آنها به سرقت یا کلاهبرداری از مردم مشغول نیستند ، Dynes وقت خود را صرف اجتناب از Stovik Man می کنند (مارک ایوانیر) ، مردی که فضای اداری کوچکی را که اکنون آنها را خانه صدا می کنند به آنها اجاره می دهد ، زیرا ظاهراً آنها سه ماه از اجاره عقب مانده اند. Old Dolio در تلاش برای جمع آوری پول بیشتر طرح جدیدی را شامل بیمه هواپیمایی و چمدان گمشده پیشنهاد می کند. و این جایی است که ملانی جذاب (جینا رودریگز) وارد تصویر می شود و زندگی Dynes ، به خصوص Old Dolio را زیر و رو می کند.

در ابتدا ، ملانی برای پیوستن به کیش کوچک Dynes بسیار کنجکاو و هیجان زده است. او حتی با ایجاد یک دزدگیر جدید به آنها کمک می کند تا پول بیشتری برای پرداخت اجاره بها بگیرند. اما حضور او در مدار Dynes به آهستگی حسادت حسادت پیر دولیو را ایجاد می کند ، خصوصاً پس از آنکه شاهد بود مادرش ، که هرگز به او نگفته است “دوستت دارم” ، یا هرگونه نشانه ای از علاقه به او نشان داده است ، در واقع قادر به مراقبت از افراد دیگر است. – در این مورد ، ملانی. در طول نیمه اول فیلم ، کجیلونر تلاش Old Dolio در درک این احساسات عجیب و غریب جدید را به نام حسادت که قادر به پردازش یا بیان آن نیست ، از نزدیک مشاهده می کند. و این در این لحظه است ، جایی که فیلم بیشترین لحظات دلخراش خود را تجربه می کند ، احساسات Old Dolio را بررسی می کند و او را تحت فشار قرار می دهد تا فراتر از محدودیت های خانواده اش بدون از دست دادن جولایلمس متمایز

رشد قدیمی دلیو از کسی که نمی داند عشق واقعی به زنی که سرانجام می فهمد چیزی فراتر از قفس جادویی و زیبا وجود دارد که والدینش او را در آن قرار داده اند ، هسته اصلی کجیلونر، و جولای همیشه مطمئن شوید که روند بزرگسالی او را با اخلاص و قلب دنبال می کنید حتی در صورت ادامه اتفاقات عجیب و غریب در فیلم. اما آنچه در نهایت سفر Old Dolio را بیش از پیش هیجان انگیز می کند این است چوبتصویر شگفت انگیزی از او است. وقتی فیلم شروع می شود ، Old Dolio بسیار سخت است و به راحتی می توان او را به جای انسان به عنوان یک ربات اشتباه گرفت. اما همانطور که فیلم شروع می شود ، و همانطور که Old Dolio شروع به درک آنچه در زندگی او از دست رفته است ، چوب قادر است به نوعی احساس آسیب پذیری و اندوه را به شخصیت خود ارائه دهد به گونه ای که همیشه ظریف اما قدرتمند نیز باشد.

KAJILLIONAIRE: درام غیرمعمول میراندا جولای متحرک و پر از قلب است
منبع: ویژگی های کانونی

به عنوان فویل Old Dolio ، رودریگزبازی در نقش ملانی ، که کاملاً مخالف شخصیت های دیگر فیلم است ، هرگز بی جا و غالب نیست. جذابیت و شخصیت حبابی او به گونه ای درست در این جهان جای می گیرد. و در هر زمان او و چوب صحنه ای را با هم به اشتراک بگذارید ، فیلم لطیف تر می شود. این نه تنها گواهی برای هر دو بازیگر است ، بلکه برای جولایجهت ، که همیشه پر از عطوفت است. او به همان اندازه که به کاردستی و قسمتهای عجیب و غریب فیلم اهمیت می دهد ، به شخصیت ها و سفرها و رشد آنها اهمیت می دهد. و در آخر این چیزی است که ایجاد می کند کجیلونر خیلی دوست داشتنی. گذشته از همه ، این یک داستان انسانی مهیج است.

یافتن Heartbreak و Catharsis

در حالی که پیوند بین Old Dolio و ملانی کجاست کجیلونرقلب این است که ، رابطه سمی موجود در Dynes نیز هرگز از دست نمی رود جولای. از همان آغاز کار ، آسان می توان فهمید که Dynes مانند یک خانواده “عادی” نیست. آنها ناکارآمد هستند اما به روشی زیبا نیستند. به نظر نمی رسد رابطه آنها هرگز بر اساس عشق بنا شده باشد. همیشه بین آنها تجارت بوده است. مهم نیست که چقدر Old Dolio چیزی والدینتر از رابرت و ترزا می خواهد ، اولویت اصلی آنها همیشه بقا و ثانیا پول است.

KAJILLIONAIRE: درام غیرمعمول میراندا جولای متحرک و پر از قلب است
منبع: ویژگی های کانونی

واضح است که این سبک زندگی کم عمق بر نحوه نگاه Old Dolio به جهان تأثیر گذاشته است. او معاملات را برای محبت اشتباه می کند. وقتی ملانی نوشیدنی به او پیشنهاد می دهد ، پیر دالیو سعی می کند با فرض اینکه هیچ چیز در جهان هیچ وقت رایگان نیست ، پس بدهد. پیر دلیو بعد از اینکه ملانی از او س asksال کرد که نظرش درباره والدینش چیست ، می گوید: “ما همیشه همه چیز را به سه طریق تقسیم می کنیم.” تا وقتی که پیر دلیو متوجه می شود کاری که والدینش با او انجام می دهند اشتباه است ، او می داند که چگونه به جلو حرکت کند. چگونه دنیا را از منظر بزرگتر ببینیم ، نه به عنوان جایی که پول همه چیز است ، بلکه مکانی است که او می تواند عشق و ارتباط واقعی را پیدا کند.

از طریق رابطه Old Dolio با والدینش ، کجیلونر به ما تصویری از آنچه غفلت والدین می تواند برای شخص ایجاد کند ، ارائه می دهد و اینکه چگونه سرانجام خلاص شدن از چرخه سمی والدین می توانند فرزند خود را در معرض خطر قرار دهند ، کاملاً م catثر و آزاد کننده است. رابرت و ترزا ممکن است تقریباً سه دهه در زندگی Old Dolio حضور فیزیکی داشته باشند ، اما این بدان معنی نیست که حضور آنها باعث خوشبختی او می شود. اگر چیزی وجود داشته باشد ، با قرار دادن فاصله بین او و آنها و نزدیک شدن به ملانی است که سرانجام Dolio قادر به بهبود آن است ، تا یاد بگیرد چگونه از دیگران مراقبت کند. سفر او برای درک اینکه واقعاً عشق واقعی چیست ، هنوز دور از دسترس نیست و مطمئناً کار آسانی نخواهد بود. اما حداقل ، پیر دولیو می داند که در پایان روز ، او تنها نیست و کسی وجود دارد که واقعاً به او در کنار او اهمیت می دهد.

فکر نهایی

بسیار شبیه به جولایویژگی های قبلی ، کجیلونر فیلمی پر از لحظات عجیب و غریب و عجیب و غریب است. اما در اعماق وجودم ، چه جولای پیشنهادات در اینجا یک داستان لطیف و مهیج در مورد عشق و نیازهای ما برای اتصال است ، با یک عملکرد خارق العاده از چوب هدایت سفر از ابتدا تا انتها. همانطور که فیلم تأیید می کند ، یافتن شخصی که ما را دوست دارد و برای ما ارزش دارد ، همیشه زیباست و ارزش هرگونه تلاش آن را دارد. و این همان چیزی است که کجیلونر می خواهد ما همیشه در پایان به یاد داشته باشیم.

نظر شما در مورد پایان چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

کاجیلیونر اکنون در تئاترهای منتخب و VOD بازی می کند.


کاجیلیونر را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

SYNCHRONIC: سفری دست انداز در طول زمان

همزمان، از کارگردانان جاستین بنسون و آرون مورهد، فیلمی است که متوجه نمی شوید توجه شما را جلب کرده است تا زمانی که متوجه شدید در تلاش برای دور نگاه کردن ، شنیدن جهان اطراف خود هستید مانند دارو ، اثرات آن آهسته است و باعث ایجاد یک تجربه می شود. و مانند مواد مخدر ، خوب یا بد بودن این تجربه به مصرف کننده بستگی دارد. همزمان فیلمی است که تهدید به کار کردن برای برخی است ، با این وجود برای دیگران سقوط خواهد کرد.

“زمان دروغ است”

توهم زمان و قابلیت انعطاف پذیری آن در ذهن انسان و مکان موضوعی است که بسیاری از فیلمسازان با آن روبرو شده اند. از سیاهچاله ها گرفته تا دلیر ، زمان ساختاری است که باید شکسته شود ، سفر شود و درک شود. همزمان آخرین فیلمی است که به مقابله با زمان می پردازد ، ساخت آن با خوردن ساده یک قرص کوچک خنثی می شود. با این حال ، مانند اکثر سفرهای زمان ، دستکاری آن با خصومت و خشونت روبرو می شود ، جهان با دانش روزافزون ما و درک پیچیده از زمان مبارزه می کند.

SYNCHRONIC: سفری دست انداز در طول زمان
منبع: Well Go USA Entertainment

محلی نیواورلئان EMTS ، استیو (آنتونی مکی) ، و دنیس (جیمی دورنان) اولین کسی است که بارها و بارها بدون توضیح و درک منطقی با اثرات مخرب Synchronic روبرو می شود ، قربانیان آن زخمی و برچیده می شوند. این مانند چیزی است که آنها قبلاً ندیده اند. با این وجود ، هرچه تعداد بیشتری از مردم قربانی می شوند ، تعریف آنها به عنوان اولین پاسخ دهندگان تغییر می کند زیرا زندگی شخصی آنها و وظیفه آنها یکی می شود.

فیلمی با فراز و نشیب ها

همزمان مطمئناً توجه مخاطبان خود را جلب و حفظ خواهد کرد. دیدگاه آن در مورد دستکاری زمان از طریق داروهای دارویی و تأثیرات آن بر مغز ، عنصر جالبی را برای مطالعه زمان از طریق فیلم به ارمغان می آورد. با این وجود ، کجا همزمان falters به ​​دلیل عدم توجه به خود دارو ، غالباً احساس می کند زیرا داستانی است که بیشتر به گفتگوهای بین شخصیت ها مربوط می شود. در حالی که می توان درباره آن بحث کرد ، برای ایجاد همدلی ، مکالمه زیادی لازم است همزمانشخصیت ها ، متأسفانه وقتی در مقابل اثرات غیر قابل تصور قرار گرفتن قرص و بدن در تضاد قرار می گیرند ، در مقایسه با این کار کسل کننده می شوند – که باعث می شود فیلم زیاد بکشد.

همچنین همزمان به نظر می رسد مطمئن نیست که تمرکز آن در مورد چه کسی باشد. به نظر می رسد که فیلم باید در درجه اول بر استیو متمرکز باشد. او در حال مبارزه با سرطان مغز است ، و در تلاش است تا زندگی عادی خود را حفظ کند ، هر یک از عناصر مبارزات خاموش او به تمایل وی برای آزمایش مرزهای زمان باقی مانده می افزاید. عدم خویشتنداری و افزایش اجبار او تمرکزی است که فیلم روی آن تأثیر می گذارد ، با این وجود فضای بیشتری برای خم شدن بیشتر به آن باقی می گذارد. در پایان فیلم ، به نظر می رسید که ، همزمان فرصتی را برای مقابله با مبارزات و مفهوم پذیرش مرگ ، کنار آمدن با زندگی ما و زندگی ترک شده از دست داد.

SYNCHRONIC: سفری دست انداز در طول زمان
منبع: Well Go USA Entertainment

نسبتا، همزمان شخصیت اصلی خود را قطع می کند و حواس او را پرت می کند و تلاش می کند تا نیاز خود را برای ساختن این فیلم به صورت دوئل سازگار کند. صحنه هایی از دنیس با همسرش ، تعاملات و مبارزات آنها وجود دارد. در حالی که این هدف برای ایجاد زندگی در خانه و ارتباط او با دخترش است ، این می تواند از طریق مکالمه تلفنی یا رو در رو با همسر ، دخترش و استیو برقرار شود. نمایش اضافی او از داستان ، مبارزه و معنای اصلی کاتارسیس او برای داستان می کاهد.

همه چیز از دست نرفته است

در حالی که این بررسی منفی است ، همزمان از ویژگی های بازخریدی زیادی برخوردار است که باعث می شود فیلم کلی سرگرم کننده باشد. تنظیمات نیواورلئان عالی بود ، مناطق نادیده گرفته شده که گردشگران به ندرت از آنها بازدید می کنند و دوربین ها با یک لحظه چشم انداز از آن عکس نمی گیرند. به خصوص جالب توجه استفاده از شش پرچم سابق بود که پس از ویرانی توفان کاترینا سالها قبل محکوم شد. یک زمان اصلاح وجود دارد که به زمین اجازه داده است زمین را پس بگیرد ، با رشد بیش از حد و در داخل و خارج از ماشین های غلتکی و ساختمانها کار کند. این احیا نشان دهنده قرار دادن یک سوزن در یک لحظه از زمان است ، و بسیاری از آنها را به حافظه ویرانی و ویرانی بازمی گرداند.

با ساخت مناظر و تنظیمات ، فیلم فراتر از آنچه شخصیت ها می توانند لمس کنند گسترش می یابد و ایده زمان را افزایش می دهد. یکی از جالب ترین لحظات در همزمان جایگذاری و ساختار ابرهای آن است. به صورت حلقه هایی در آسمان ، که از مرکز آن موج می زند ، فیلمبرداری شده و نه تنها تأثیراتی را که زمان می تواند بر آینده بگذارد ، بلکه به توضیح کم آب عملکرد قرص ها بر روی مغز انسان و زمان خود می دهد.

SYNCHRONIC: سفری دست انداز در طول زمان
منبع: Well Go USA Entertainment

این فیلم در تنش خود نیز سرآمد است. این در ابتدا یک تنظیم آهسته است ، قطعاتی که برای ادامه کار در جای خود قرار می گیرند تا ساخته شوند. گور نیز کاملا متعادل است. هرگز بیش از حد بالا ، فقط متناسب با روحیه و تنشی که فیلم در تلاش است ایجاد کند. همزمان همچنین با مجموعه قوانین تثبیت شده در فیلم ، قوانینی که شدت و خطر گرفتن هدیه های Synchronic را افزایش می دهند ، بسیار عالی است. ساخت یک ساختار محکم به فیلم برای مانور در اطراف ، این باعث افزایش بیشتر کشش روی صفحه می شود.

نتیجه: همزمان

علی رغم همه ایرادات ، پایان فیلم بسیار جذاب است – تقریباً هیپنوتیزم. اگرچه قابل پیش بینی است ، بینندگان می توانند نفس خود را در انتظار چگونگی پایان همه چیز حفظ کنند. در حالی که Synchronic فیلم عمیق و متفکری نیست که تلاش می کند باشد ، اما هنوز هم یک فیلم لذت بخش است که سرگرم کننده خواهد بود.

Synchronic را دیده اید؟ شما چی فکر میکنید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Synchronic از 23 اکتبر 2020 در سینماها و درایوها اکران می شود.


Synchronic را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم Indie Memphis 2020: دزد آمریکایی

وقتی خلاصه داستان برای را شنیدم دزد آمریکایی، از نویسنده و کارگردان میگل سیلویرا، این فیلمی بود که به نظر می رسید مناسب زمان بندی شده باشد. یک هکر برای انتقام که ناخواسته به انتخابات 2016 کشیده شده است. تنها چند روز به انتخابات امسال باقی مانده بود ، یک نسبت مربوط به گذشته وجود داشت که فریاد می زد تا دیده شود. در حالی که از فیلمبرداری زرق و برق دار در خیابان های شهر نیویورک و قاب بندی آن به زیبایی برخوردار است ، دزد آمریکایی در پیام و روایت خود انسجام پیدا نمی کند.

یک آغاز جامد

دزد آمریکاییافتتاحیه مطمئناً جذاب است ، الف ماتریسمانند پرچم کد آمریکایی که روی صفحه جلوی چشمان شما جمع می شود. احساس جاسوسی داخلی و بین المللی وجود دارد ، پیام های پنهانی در کد تنها چند درصد از جهان می توانند آن را درک کنند و بیشتر دستکاری کنند. این بلافاصله به گوشه های ناخوشایند یک ساختمان شلیک می شود ، یکی ادعا می کند “یک مرد در یک وانت” تمام اطلاعات ما را در اختیار دارد ، الگوریتمی که بیش از عادات خرید ما دستکاری می کند. همانطور که Man را در کانال YouTube خود در یون ترک می کنیم ، بینندگان در خیابان های شهر نیویورک گرفته می شوند ، موسیقی شدیدی شهروندان و بازدیدکنندگان NYC را همراهی می کند ، همه در حالی که تصاویر و سخنرانی های صوتی در مبارزات انتخاباتی 2016 شنیده می شوند.

جشنواره فیلم Indie Memphis 2020: دزد آمریکایی
منبع: جشنواره فیلم ایندی ممفیس

با گذشت این لحظات یک هیجان ایجاد می شود ، این احساس که چیزی در شرف کشف شدن است ، یک قطعه ناشناخته از حقیقت که به مخاطب ارائه می شود. اما فیلم بلافاصله ما را به چهره اصلی خود ، Toncruz می رساند (خیسکو ماکسیمو مونرو) ، همانطور که او استادانه رایانه یک غریبه تصادفی را هک می کند – همه اینها در حالی است که دوستانش به صورت Halo یکپارچه نگاه می کنند. در این ده دقیقه اول ، دزد آمریکایی توجه شما را جلب می کند – چسبیدن به آن متاسفانه لحظاتی بعد از دست می دهد.

فاقد انسجام

دزد آمریکایی اندکی پس از آن تمرکز خود را از دست می دهد – بیشتر از این ، فقدان ماهیت منسجم بین رابطه و روایت است. این فیلم مانند جریان هوشیاری در فیلم سازی از مکالمات نوجوانان ، بازی های استخر و پینگ پنگ که نمایانگر سن آنها و هک کامپیوتر “ga22mes” است ، به بررسی های عمیق جنبش Black Live Matter و چالش های سیاه پوستان می پردازد. انجمن. هر دو مورد مهم هستند ، با این حال فرد احساس می کند وزن بیشتری برای نیمه اول فیلم دارد و داستان را از خلاصه داستان وعده داده شده دور می کند. در حالی که روایت داستان اصلی خود را شروع می کند ، این فیلم با تهدید به از دست دادن بسیاری از بینندگان خود ، کمی بیشتر از یک سوم زمان پخش خود پیشرفت کرده است.

دزد آمریکایی می توانست یک فیلم قوی باشد ، نه تنها مربوط به سالی که در آن تنظیم می شود بلکه مربوط به زمان حال پیرامون ما باشد. در یک لحظه ، مرد در یک وانت می پرسد “چه اتفاقی می افتد؟ چه لعنتی در جریان است؟ ” بسیاری از ما این را از زمان انتخابات 2016 پرسیده ایم ، و بسیاری هنوز هم این سوال را می پرسند ، و همراه با تصاویر فیلم ، نشان می دهد که از سال 2016 تغییر کمی – و حتی آنچه از آن زمان از دست داده ایم – به نظر می رسد یک سوال بدون اطمینان از انقضا

جشنواره فیلم Indie Memphis 2020: دزد آمریکایی
منبع: جشنواره فیلم ایندی ممفیس

با رسیدن فیلم به نیمه دوم خود ، با عنوان “2: الگوریتم همیشه درست است” ، جنبش Black Live Matter در حاشیه قرار می گیرد ، صدای پخش فیلم های انتخاباتی و احساس عدالت در مقابل انتقام شکل می گیرد. مسئله این است که وقتی دلیل انتقام و نیاز به عدالت ارائه می شود ، فیلم نتوانسته هیچ ارتباطی با مخاطب برقرار کند و باعث می شود آشکار شدن آن بی حس شود و احساس بی حسی کند. ارتباط وجود دارد ، یک اقدام مهم ، اما در عدم انسجام فیلم و تأخیر در معرفی قلب داستان از بین رفته است.

افکار نهایی

من خیلی دوست داشتم که این فیلم چندین بار با دیدن من مسیر خود را پیدا کند. در جو اجتماعی آنقدر پتانسیل وجود داشت که سعی در هم آمیختن داشت ، با احتمال دستیابی هکرها در مشارکت در انتخابات (یا مشارکت ناموفق بسته به نوع نگاه شما به نتایج و خود هکرها). اگر فقط فیلم از تدوین به ظاهر نامنظم خود عقب نشینی می کرد و واقعاً بر آنچه می خواست بگوید متمرکز می شد ، این احتمال وجود داشت که انسجام متمرکزتر و یکپارچه تر شود. متاسفانه ، دزد آمریکایی به عنوان جریانی از شعور باقی مانده است که فقط فیلمساز واقعاً می تواند آن را درک کند.

دزد آمریکایی در جشنواره فیلم ایندی ممفیس در 21 اکتبر به نمایش درآمد.


دزد آمریکایی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

استفانی آرچر

استفانی آرچر

استفانی آرچر 35 ساله متعصب فیلم است و در نوروک ، سی تی ، ایالات متحده آمریکا زندگی می کند.

تعریف لطفا: تصویری لایه ای از خانواده ، آزادی و بیماری روانی

احساسات و تجربیات انسانی هسته اصلی فیلم سازی است. تقلید از زندگی برای بینندگان یک کاتارسیس ایجاد می کند ، آنها را با دیدگاه های دیگری غیر از دیدگاه های خود آشنا می کند و فرصتی برای دیدن خود فراهم می کند ، خلا vac خلوت تنهایی را از بین می برد. لطفاً لطفاً، از نویسنده و کارگردان روز سوجاتا، یکی از این فیلم هاست که بینندگان از مرزهای فرهنگ فراتر رفته و خود را در شخصیت ها و احساساتشان می بینند. لطفاً لطفاً یک زن جوان را دنبال می کند که با درک نه تنها آنچه که از زندگی می خواهد ، بلکه آنچه از ساختار خانواده اش می خواهد ، تلاش می کند. به آنچه در حال حاضر دارد.

لطفاً لطفاً داستانی است از یادگیری رها کردن ، تعریفی که چند وجهی از آن رها می شود و به فیلم لایه های مختلفی می دهد تا بینندگان از بین بروند. رها کردن تصورات قبلی از گذشته ، رها کردن تصورات خود از خود ، رها کردن آنچه که شما را به هم نزدیک می کند ، و رها کردن ترس – فقط برای ذکر چند مورد. و در حالی که فیلم بر روی مونیکا تمرکز داشت (روز سوجاتا) سفر کشف خود و آزادی ، اطرافیانش را به باد نمی سپارد و به فیلم لایه های کاملاً ریشه ای می دهد تا بینندگان بتوانند هر بار یک صحنه و یک شخصیت را از بین ببرند.

Diegesis: D-i-e-g-e-s-i-s. یک روایت یا طرح ، معمولی در یک فیلم

لطفاً لطفاً در حالی آغاز می شود که مونیکا جوان ادعای پیروزی در مسابقات قهرمانی کشور Spelling Bee را دارد. در پیروزی گرداب که به دنبال آن به نظر می رسد ، او به نظر می رسد آماده ادعای آینده خود است. در این چند لحظه اول ، مونیکا به عنوان یک دختر بچه جوان زودرس ، عملگرا و فداکار شناخته می شود. این معرفی او در دوران کودکی بنیادی از عناصر شخصیتی است که فرد جوان رشد می کند و با بزرگتر شدن رشد می کند. این مهم است زیرا همانطور که ما در حال حاضر ، بزرگ شده و به دنبال فرصت های شغلی بالقوه به سوی مونیکا حرکت می کنیم ، هر دو این موارد هنوز در زندگی او کاملاً تزریق شده است.

تعریف لطفا: تصویری لایه ای از خانواده ، آزادی و بیماری روانی
منبع: تولیدات جون استریت

در آینده او ، او هنوز در خانه زندگی می کند ، از مادرش مراقبت می کند و در پرتگاه آینده اش ایستاده است. او باید تصمیم بگیرد که آیا گذشته را رها کند یا از آنچه که همیشه می دانسته حرکت کند. در این لحظه ، او می تواند سیر زندگی در بقیه زندگی خود را تعیین کند. اگر این کافی نبود که با آن کنار بیایید ، ورود ناگهانی برادر بیگانه اش فقط اوضاع را پیچیده تر می کند. در حالی که خواهر و برادر برای اتصال دوباره تلاش می کنند ، حقایق سختی برای هر دو آشکار می شود ، بسیاری از آنها دیگر نمی توانند به کناری رانده شوند و در فرصتی دیگر با آنها برخورد شود. حساب و مصالحه ممکن است تنها نجات آنها باشد.

Ménage: M-e-n-a-g-e. اعضای یک خانوار

لطفاً لطفاً فیلمی درباره احساسات است – و چه آرایه ای را قادر به لمس کردن آن است. شما بلافاصله با مادر مونیکا ، جایا آشنا می شوید (آنا خواجه) ، که عشق او به فرزندانش غیرقابل انکار است ، با این حال تصور او درباره آنچه باید باشد و نباید انتظار کلان باشد. و هرگز از ذات طبع بی توجه باشید ، گناهی که به دلیل ایجاد سلامتی بیمار برای هر دو خواهر و برادر تحمیل می شود ، نه تنها روابط آنها در حال حاضر ، بلکه همچنین گذشته است. نه تنها از نظر فرهنگی و عاطفی اهمیت نشان دادن مادر از این طریق ، بلکه برای ادامه کار فیلم برای اهداف شخصیت سازی نیز وجود دارد.

تاکنون می دانیم که مونیکا عملی و فداکار است. در امروز ، می بینیم که بیشتر این فداکاری ریشه دوانیده است – فداکاری برای خانواده. انتظار می رود او رفتاری خاص داشته باشد و در کنار مادر و خانواده اش باشد. بعلاوه ، به عنوان مربیان مونیکا ، دانش آموزان خود را می آموزید ، تلاش او برای جبران هزینه های کودکی خود را از طریق رفتار با دانش آموزان مشاهده می کنید. هنگامی که والدین بیش از حد بزرگ هستند ، به سختی از روی هر اشتباهی پایین می آیند و انتظارات غیرقابل تصوری برای برآورده ساختن دارند ، مونیکا رانده می شود تا لحظه ای از قدرت بدتر شود.

تعریف لطفا: تصویری لایه ای از خانواده ، آزادی و بیماری روانی
منبع: تولید خیابان ژوئن

با معرفی سانی (یا “دادا” ، همانطور که گاهی اوقات در فیلم به او اشاره می شود) ، با بازی ریتش راجان، او بیشتر لایه های مونیکا را بیرون می کشد ، همه در حالی که اجازه می دهد فیلم گسترش یابد و عناصر بیشتری از زندگی خانوادگی را در بر بگیرد. شما می بینید که بی اعتمادی مونیکا به برادرش ، عدم توانایی در برقراری ارتباط و ورود او وجود دارد. بینندگان بلافاصله روشن نمی شوند که چرا ، اما یک شبح نامرئی وجود دارد که به نظر می رسد همیشه در کنار سانی ایستاده است ، فقط دور از چشم دوربین.

رقابت خواهران و برادران برطرف می شود ، همه در حالی که با عواطف ناشی از آزار و شکنجه مواجه می شوند که با یک کودک متفاوت از بقیه رفتار شده است. لطفاً لطفاً خط حساب این شخصیت ها را ترسیم می کند ، جایی که آنها نه تنها باید آنچه را که در مورد خودشان انکار کرده اند بلکه کارهای خانوادگی را نیز تصدیق کنند. شکاف های عمیقی وجود دارد که ممکن است هرگز به طور واقعی بهبود نیابد ، اما تصدیق وجود آنها است که روند بهبود را ممکن می کند.

فصیح: E-l-o-q-u-e-n-t. مسلط یا متقاعد کننده در صحبت یا نوشتن

یکی از جالب ترین عناصر فنی لطفاً لطفاً اشاره فیلم به ماهیت عملی مونیکا از طریق استفاده از کلمات زنبور عسل برای توصیف لحظه ها ، مردم و احساسات است. این کلمه گفته می شود ، هجی می شود و تعریف می شود ، و بینندگان یک احساس املایی واقعی را احساس می کنند در حالی که نگاه متفاوتی به چگونگی درک دیگران از بینندگان می دهد.

تعریف لطفا: تصویری لایه ای از خانواده ، آزادی و بیماری روانی
منبع: محصولات تولیدی جون استریت

روز سوجاتا عملکردی عمیقاً بنیادین در نقش مونیکا. او ظریف است ، با این وجود قدرت تغییر جهان در دستان خود را دارد. هر کاری که انجام می دهد با لمس ملایم است ، می ترسد اطرافیان خود را ناراضی کند و از فشار بیش از حد می ترسد. همچنین یک معصومیت در آن بازی می کند روزحرکات ، پاسخ ها و تعاملات که می تواند به دلیل عدم قرار گرفتن در معرض فراتر از محدودیت های کودکی او ایجاد شود ، اما با ادامه فیلم ، ساختن زیرکی هوشمندانه نشان می دهد که هرچه بگذرد ، این بی گناهی کودکی است که واقعاً او را الزام آور می کند.

ریتش راجان از وضعیت برادر بزرگ تقلید می کند ، همه در حالی که سوسوهایی از طبیعت شکسته را حفظ می کند. راجان انرژی را برای عملکرد خود به ارمغان می آورد ، و روحیه ای سرزنده به سانی می بخشد که با تمام نکات منفی منفی که او را احاطه کرده است ، مغایرت دارد. راجان با شروع فاش کردن بیشتر فیلم ، عمیقی از شخصیت را به ارمغان می آورد ، تصویری دقیق و دقیق از رنج و اشتیاق ایجاد می کند. و شیمی ای که قادر است با آن تولید کند روز، فکر می کنید آنها در زندگی واقعی خواهر و برادر بودند.

نتیجه گیری: C-o-n-c-l-u-s-i-o-n. پایان

لطفاً لطفاً فیلمی است که از ابتدا تا انتها نیاز ما به ایجاد تنوع بیشتر را نشان می دهد. این داستانی است که بدون توجه به قومیت و فرهنگ قابل گفتن است و ثابت می کند که تثبیت روی ریخته گری سفید باید تغییر کند. ورود فرهنگ به فرهنگ فقط نیاز به مخاطبان را در فیلم های ارائه شده توسط هالیوود بیشتر می کند. داستانهایی برای گفتن وجود دارد و چشم اندازهای جدیدی نیز برای محصور کردن وجود دارد.

با این حال ، این تنها تنوعی نیست که فیلم به آن می پردازد ، سلامت روان به یک نقطه کانونی فیلم تبدیل می شود. لطفا ، لطفاً تعادل هر عنصر از جنبه های بهداشت روانی را که با کمال مقابله می کند ، به خود اختصاص می دهد تا نظرات مربوط به اهمیت داروها را حفظ کند ، در حالی که اهمیت مکالمه را حفظ می کند. این اذعان می کند که گرچه داروها می توانند به ما در یافتن تعادل کمک کنند ، اما تا زمانی که ریشه موضوع کشف و بحث نشود ، فقط یک کمک باند است. ما باید افکار ، ترس ها و عصبانیت های خود را در اختیار داشته باشیم تا درک واقعی داشته باشیم و واقعاً رو به جلو حرکت کنیم.

لطفاً لطفاً فیلمی است که در قلب خانواده فرو می رود ، خوب و زشت را پس می گیرد تا تصویری کامل بدست آورد و تلاش می کند شخصیت های آن را کامل کند. همراه با فشار برای تنوع ، لطفا ، لطفاً فیلمی است که نمی خواهید آن را از دست بدهید.

شما چی فکر میکنید؟ آیا روز سوجاتا برای اولین بار در مقام کارگردان سوژه جذاب دارد؟

لطفاً لطفاً در 24 اکتبر 2020 در سینماهای ایالات متحده اکران می شود.


لطفاً تعریف را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!