ANGEL BLUE در 90 و نماد مارلن دیتریش

شروع دهه های 2020 فرصت ایده آل برای تجدید نظر در سینمای نمادین ویمار آلمان است. این قطعات بین جنگ تمایل داشتند ویرانی و ناامیدی را که دقیقاً زیر سطح یک دنیای جدید شجاع قرار دارد ، تصرف کنند. انحطاط پایان دوره های جنسی قبلی را نشان می داد ، اما با این وجود این آزادی و شهوانی اغلب این احساس را که جهان در اطراف هر یک از مشارکت کنندگان بی خیال در حال خرد شدن است ، تقویت می کند. این جو است که امروز برانگیخته و آشنا است.

صدایی کلیدی در سینمای ویمار

جوزف فون استرنبرگ صداي كليدي در سينماي ويمار بود و شروع كار خود را در بابلزبرگ آغاز كرد و سپس آهنگ هاي كيراوسكورو امضاي خود و جذابيت با شخصيت هاي وسواس را به هاليوود آورد. فیلمی که او و ستاره او را فریب داد مارلن دیتریش به شهرت بین المللی و تسهیل این تغییر فرامنطقه ای تبدیل شد فرشته آبی (1930) ، در حال حاضر در MUBI USA به عنوان بخشی از سریال های Weimar Berlin خود بازی می کند. نود سال پس از نمایش برتر فیلم ، داستان ویرانی یک مدرس مدرسه به دست یک دختر نشان می دهد همانطور کهنه روی کاغذ. گفته می شود ، این بازی در نقش های باستانی شناخته شده در سراسر هنر غربی نقش می کند: تجزیه اخلاق سنتی ، تجاوزات منجر به ویرانی ، و زن افسونگر که به طرز عجیبی بی ادعا برای تخریب و ویرانی او است.

ANGEL BLUE در 90 و نماد مارلن دیتریش
منبع: فیلم Universum A.G ، Paramount Pictures

استرنبرگاین داستان با وجود تمرکز شدید روی شخصی ، طراوت و قدرت خود را حفظ می کند. این فیلم پیرو استاد راث (امیل جنینگزاو به عنوان هدف اصلی تهمت زدن ستاره کاباره لولا لولا به دلیل حواس پرتی دانش آموزانش به “فرشته آبی” ، کاباره محلی می رود. با این حال ، او به زودی زیر طلسم خود قرار می گیرد ، و از حرفه و امنیت خود را رها می کند تا با او ازدواج کند – و سپس متوجه شد که زندگی آنها کاملاً ناسازگار است. از نظر استاد راث ، لولا یک زن مشترک است – و جهان او به سرعت از بین می رود. استرنبرگاما ، بینش یک جامعه آزاد جنسی ، دور از آتش و سنگ فرش است. وی در روزهای پیش از هائس ، می توانست برابری و بی طرفی اخلاقی ، تقریباً بی تحرکی ، این ترتیب غیرمستقیم را کشف کند. به نظر می رسد اضطرابهای منعکس شده در فیلم بیش از داستان به Rath تعلق دارد و Rath برای این تخریب درک شده با زندگی خود می پردازد.

مارلن دیتریش

داستان Rath ممکن است انگیزه چشمگیری را ایجاد کند ، اما لولا جذابیتی را فراهم می کند. دیتریشاولین صفحه نمایش نمی توانست فرجی تر باشد. این ستاره آلمانی هالیوود شهرت بین المللی پیدا کرد فرشته آبی، و لولا لوکس ، بی دردسر و اغوا کننده او با قوانینی که می نویسد زندگی می کند. این امر ناعادلانه به لولا و دیتریشتصویری که می گوید لولا غیراخلاقی است – او به وضوح دارای کد است ، اما به هر اخلاقیاتی که قبلاً نوشته شده است توجه نمی کند.

فکر کردن به یک مجری که کاملاً بیشتر ایده یک آیکون را تجسم کرده ، سخت است. قبل از اینکه یکی از آنها را دیده باشم دیتریشفیلم های من ، تصویر او را در ذهنم سوخته بود: لباس های مناسب و بی نقص ، ابروهای قوس دار و آزادی اندرونی. حتی وقتی بیست ساله بودم که به تنهایی در میان فیلم های برلین قدم می زدم و تازه وارد دنیای سینمای ویمار شدم ، تصویر او فوراً قابل تشخیص بود ، به طرز چشمگیری فردی بود و یک دژوا vu را برانگیخت ، حتی اگر مطمئن بودم این اولین برخورد آگاهانه من با او بود تصویر “یک درخشش مبهم ، a je-ne-got-pas-quoi، چشم چشمان زن زیبایی چشمک می زند ، “لولا لولا می خواند. این بیانیه می تواند به همین راحتی اعمال شود دیتریشکل تاریخ هالیوود همانطور که یک خواننده کاباره تنهاست.

ANGEL BLUE در 90 و نماد مارلن دیتریش
منبع: فیلم Universum A.G ، Paramount Pictures

دیتریش ممکن است یکی از شناخته شده ترین چهره های دوران طلایی هالیوود باشد ، اما او هنوز در افسانه هایی قرار دارد که افسانه او را می افزاید. او آشکارا دوجنسگرا بود و میزبان عاشقان تأیید شده و تأیید نشده ای بود. برای مثال، کنت خشم در شبه خاطره خود ادعا کرد بابل هالیوود که دیتریش و کلودت کلبرت عاشقان بوده اند – براساس آنچه از بازیگران ستاره می دانیم غیرممکن نیست ، اما همچنین کاملاً غیرقابل اثبات است. امور با جیمز استوارت، یول براینر، گری کوپرو مرسدس د آکوستا توسط اسناد تاریخی تثبیت شده تر پشتیبانی می شوند.

هیچ قسمت کوچکی توسط مردان شکل نمی گیرد

مانند بسیاری از خانمهای پیشرو در اوایل هالیوود ، دیتریشتصویر در هیچ قسمت کوچکی از مردان اطراف او شکل نگرفته بود – استرنبرگ مشمول. به دنبال موفقیت فرشته آبی کارگردان ادامه داد که جفت آنها را به هالیوود برد دیتریشمربی شخصی و حرفه ای. او به او دستور داد كه وزن خود را متناسب با قالب آمريكا حفظ كند و يك رابطه كارگردانانه بسيار مهم را حفظ كند كه بسياري از همكاران را ترساند – اما نه دیتریش. نتیجه شش فیلم دیگر بود که میراث هر دو هنرمند را ریشه کن می کردند و راه را برای هموار می کردند دیتریشموفقیت آینده هالیوود. مورخ فیلم جان باکستر به نقل از دستیار تولید جان كاهان همانطور که می گویند که دیتریش “بازیگر درجه دو” با حضور در صحنه غیرقابل توصیف و جذاب ، تا آن زمان بود استرنبرگآموزش.

ANGEL BLUE در 90 و نماد مارلن دیتریش
منبع: فیلم Universum A.G ، Paramount Pictures

با این حال ، این ارزیابی ، با توجه به احساس بی نظیری است کاهان همچنین به یاد آورد استرنبرگاصرار فوری ، قبل از دیتریشاولین دادرسی ، که این می تواند لولا او باشد. دیتریشصدای خودش و جذابیت خاص خود را در نقش ها و فیلم هایی که وی از خود برجای گذاشته است ، نمی توان انکار کرد یا تخفیف داد. هنگام تماشای اجراهای او ، آن چه که حاصل می شود ، آگاهی حاد از لنز دوربین و چشم مخاطب است. در اینجا ، این اطمینان وجود دارد که هیچ کارگردانی نمی تواند جعلی باشد. دیتریش نمی توانست میراث خود را بشناسد ، اما تماشای اجرای او نود سال بعد از این واقعیت این احساس را به وجود می آورد که او فقط برای زمان خودش اجرا نمی کرد.

همچنین ببینید

مصاحبه: تام کالن در مورد چگونگی ساخت درام روابط جدید با دیوار PINK

نتیجه

این اطمینان طبیعی و جذابیت جنسی هرگز آشکارتر از آنچه در “Falling In Love Again” ، آهنگ امضای او که برای اولین بار در آن ظاهر شد مشهود نیست. فرشته آبی. این صحنه با هیچ ترفندهای سینمایی و رقص پیشرفته همراه نیست. بجای، دیتریش روی صندلی سؤال می کند ، یک پا که در نیمه هوا قرار دارد. او گاهی اوقات اندام خود را جابجا می کند اما هیچ وقت صندلی را ترک نمی کند – مخاطب از قبل اسیر شده است و نیازی به انجام کارهای دیگر نیست. او در تکرار فینال جایگاه مشابهی دارد ، این بار صندلی را به صورت مورب به مخاطب می چرخاند و تقریباً مستقیم به دور دوربین نگاه می کند. و برای کسانی که با اشعار انگلیسی او بعداً ضبط کرده اند ، آلمانی اصلی بسیار جالب تر است: “ایچ بن فون کوپف بیس فوس / aus Liebe eingestellt“-” من از بالا به انگشتان پا هستم ، آماده عشق هستم. ” فقط با صدا و چشمانش دیتریش بدن و قلب لول را لخت می کند – و ما ، مانند راث ، زیر طلسم او قرار می گیریم.

فیلم مورد علاقه شما مارلین دیتریش چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

کارمن پدوک

نویسنده فیلم و تلویزیون در Bright Wall / اتاق تاریک ، The Skinny ، صفحه نمایش ملکه ها ، یک اتاق با منظره و FlipScreened منتشر شده است. ماما میا: Here Here We Again یک شاهکار سینمایی است.

آخرین خنده: به سینما ویمار خوش آمدید

اگر شما نیز مانند بسیاری از ما در سراسر جهان ، هفته هاست که به دلیل بیماری کرونور ویروس در خانه خود گیر کرده اید ، احتمالاً از دست ندهید که می توانید به سینماها بروید ، در تاریکی محاصره شده توسط همنشینان خود بنشینید. دوستداران سینما در انتظار کشف یک داستان جدید در صفحه بزرگ هستند. خوشبختانه خدمات استریم دنیا از ما عقب مانده است. از کانال Criterion گرفته تا نتفلیکس ، Sundance Now to Shudder ، تماشای انواع مختلفی از فیلم ها از آسایش خانه شما بسیار آسان است و از طریق دیوانگی دنیای کنونی ما با قدرت سینما می توانید فرار کنید.

یکی از این سرویس های پخش جریان ، موبی ، با نمایش انتخابی فیلم ها از یکی از دوره های مورد علاقه من در تاریخ سینما ، ماه مه را آغاز می کند: ویمار آلمان. مدت زمانی کوتاه بین پایان جنگ جهانی اول و به قدرت رسیدن نازی ها یکی از خروجی های هنری عالی در آلمان در میان رسانه های مختلف بود و هیچ چیزی بیشتر از هنر نسبتاً جدید تصاویر متحرک نبود. بسیاری با کلاسیک اکسپرسیونیست آلمانی که از این دوره به وجود می آیند ، مانند F.W. Murnau است نوسفراتو و رابرت وین کابینه دکتر کالیگاری، اما مجموعه کمی از فیلم های موبی نشان می دهد که در فیلم هایی که از جمهوری ویمار بیرون می آیند ، تنوع بسیار بیشتری نسبت به کلاس متوسط ​​تحصیلات شما در سینما وجود دارد که شما را به این باور برساند.

به جای اینکه فیلم ها را یکباره پخش کنیم ، موبی مجموعه ویمار آلمان را به آرامی در طول ماه می منتشر می کند. اولین فیلمی که در دسترس قرار گرفت فیلم دیگری است F.W. Murnau کلاسیک ، این بار یکی از رئالیسم قابل توجه و طبقه کارگر با بازی یکی از بزرگترین بازیگران دوره است. اگر تازه کار باشید و یک راه عالی برای جذب مجدد خود با کار یکی از بزرگترین کارگردانان همه زمانه اگر از طرفداران سینمای خاموش باشید ، هم راه ایده آل و هم ایده آل است.

هتل بزرگ

در سال 1924 منتشر شد آخرین خنده (نسخه آلمانی عنوان ، دره لزته مان، در واقع به آخرین مرد ترجمه می شود) داستان یک هتل پیر سالخورده است که توسط آن بازی می شود امیل جانینگز. دروازه بان در کار خود افتخار می کند. او از یک محله فقیر می آید ، اما هر روز که لباس هتل خود را خنثی می کند و به محل کار می رود ، خود را پیدا می کند که بتواند منشاء طبقه پایین خود را به عنوان سرگرمی با مشتری های طبقه بالا هتل پشت سر بگذارد. با این حال ، خوشبختی او در یک لحظه پاک می شود که هتل او را به نقش مهمان دستشویی می اندازد. مدیریت نگران است که افزایش سن و ضعف وی اگر او اولین کاری باشد که میهمانان هنگام ورود می بینند ، تصویری بد از هتل ایجاد کند.

نیازی به گفتن نیست که قاتل دل شکسته و خجالت زده است. وی که مایل نیست کسی را در همسایگی خود از شرم خود بداند ، لباس خود را دزدیده و همچنان به پوشیدن آن ادامه می دهد ، از جمله در جشن عروسی خواهرزاده اش. قبل از اینکه هر روز به هتل بیاید ، لباس را به عنوان چمدان در ایستگاه قطار ذخیره می کند و دوباره آن را انتخاب می کند تا قبل از رفتن به خانه در عصر ، دوباره آن را تغییر دهد. هنوز هم ، این نقاب نقاشی فقط می تواند تا این مدت دوام داشته باشد ، و وقتی حقیقت بیرون می آید ، دروازه بان خود را به عنوان خنده های محله می بیند. تنها کسی که از او ترحم می کند نگهبان مهربانی هتل است. در یک سکانس بخصوص آسیب زا ، چهره های خنده همسایگان – که در زشتی از تمسخرهایشان پیچیده شده بودند تا اینکه تقریباً هیولا باشند – گردباد دور دست می چرخند ، کابوسی کلاله ای که از آن نمی تواند فرار کند. با تشکر از Murnau خلاقیت ، این سکانس بصری درباره ظلم هایی که doorman در معرض آن قرار دارد بیشتر به ما می گوید بیش از هر مقدار سوء استفاده کلامی می تواند.

آخرین خنده: به سینما ویمار خوش آمدید
منبع: UFA

کسی انتظار قهرمانی ما را دارد اما در اینجا ، در عمل نهایی فیلم ، این است آخرین خنده چرخش ناگهانی به دست می آورد ، و پایان خوشحال کننده ای را که خود فیلم از آن یاد می کند ، فراهم می کند “کاملاً غیرممکن است”. با این وجود اعتراف می کند که در اکثر موارد ، افرادی مانند doorman با اهداف غم انگیز روبرو می شوند ، آخرین خنده به ما یادآوری می کند که چگونه جامعه بی رحمانه می تواند برای کسانی که بیشتر از همه به کمک ما نیاز دارند – سالمندان ، افراد ناتوان ، فقیر. با پایان یافتن فیلم ، ما با لبخند کنار می مانیم ، اما این از عطر و طعم ماندگار از خربزه در دهان ما خلاص نمی شود.

تصاویر متحرک

اگر تازه به تماشای فیلمهای خاموش علاقه دارید ، عدم وجود intertitles در آخرین خنده – تعداد بسیار زیادی وجود دارد ، برای تنظیم epilogue فیلم – ممکن است نگران کننده باشد. با این وجود ، تصور کردن یک فیلمساز مناسب تر سخت است که بتواند شما را در سفر به این دوره از تاریخ سینمایی هدایت کند تا F.W. Murnau. یک قصه گو و استاد جادوگر فنی زمانه که از نور ، سایه و حرکت دوربین استفاده می کرد به گونه ای که معدودی از همسالانش می توانستند رقیب شوند ، مورنو نیازی به کلمات برای پر کردن شکاف ها ندارید آخرین خنده، زیرا هیچ چیز وجود ندارد داستان فیلم واضح تر و آسان تر از دنبال کردن فیلم هایی است که به روایت و گفت و گو وسیع تکیه می کنند تا آنچه را که این فیلمسازان خود را قادر به انجام تنها با تصاویر صرفا نمی دانند ، تکیه کنند.

بخش بزرگی از آخرین خنده موفقیت در این رابطه به دلیل عملکرد است امیل جانینگ ، یکی از درخشان ترین بازیگران جمهوری ویمار. سه تا Jannings ‘ بیشتر نقشهای نمادین – پیرمردها در آخرین خندهژنرال روسی که به دنبال شروع جدیدی در سینما است ژوزف فون استرنبرگ آخرین فرمان (1928) ، و استاد بی بدبختی که می افتد مارلن دیتریش که در فون استرنبرگ فرشته آبی (1930) – همه تغییرات در موضوعی است که در آلمان پس از جنگ عمیقاً با بسیاری از افراد طنین انداز شد ، این آقا بزرگتر که خود را تحت الشعاع و تحقیر جامعه مدرن می بیند. با این حال ، شباهت های اساسی که در میان این شخصیت ها وجود دارد نباید مورد استفاده قرار گیرد تا به طرز ماهرانه ای تخفیف یابد جانیینگ آنها را بازی کرد.

آخرین خنده: به سینما ویمار خوش آمدید
منبع: UFA

این جانیینگ تنها 40 سال داشت که نقش سالمند پیر را در آن بازی کرد آخرین خنده فقط برجسته می کند که چقدر او در تغییر جسم خود متناسب با هر شخصیت بود. بله ، او تقریباً کارتونی از موهای سفید صورت را ورزش می کند تا به او کمک کند خیلی پیرتر از خودش ظاهر شود ، اما جانیینگ برای متقاعد کردن ما از افزایش سن شخصیت ، نیازی به پنهان کردن عناصر لباس نیست. حرکت چشمان و بدن او در مورد او بسیار بیشتر از ریش می گوید.

ظهور و سقوط امیل جانینگز

این تکامل – یا دقیق تر ، انحراف – است Jannings ‘ شخصیتی که داستان داستان را هدایت می کند آخرین خنده. وقتی فیلم شروع می شود ، او مایه افتخار محله طبقه کارگرش است (یا لااقل فکر می کند که اوست) ، قدم زدن با سرش بلند و با افتخار سلام و احترام به همسایگانش هر روز صبح هنگام عزیمت به محل کار و هر شب عصر هنگام بازگشت. خانه نماد غرور او یکنواختی عجیب و غریب است که او در نقش خود به عنوان doorman می پوشد ، از دکمه های براق و روبشی کت تا زاویه شرارت کلاه او.

جانیینگ مرد بزرگی بود ، قد بلند و 6 پایی ایستاده و دارای یک بنای سنگین بود ، اما به نظر می رسد در این صحنه های اولیه به لطف زوایای کم قهرمانانه ای که دوربین از او می بیند ، حتی از زندگی بزرگتر است. هنگامی که او عزل شد ، و آن علامت وضعیت ، لباس او را از او سلب کرد ، جانیینگ به نظر می رسد در حال کوچک شدن است ، شرم او باعث می شود تمام بدن وی در تلاش برای پنهان کردن آنچه از اطرافیان اتفاق افتاده است پیچیده شود. بله ، دوربین به ایجاد این اثر کمک می کند ، اما بدون آن Jannings ‘ عملکرد دلچسب ، آیا ما به همان اندازه از شخصیت احساس همدلی خواهیم کرد؟

آخرین خنده: به سینما ویمار خوش آمدید
منبع: UFA

موفقیت کارشان در آخرین خنده هر دو را بدست آورد جانیینگ و مورنو این شانس را دارد که شانس خود را در هالیوود امتحان کنید. جانیینگ در ادامه برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد ، به دلیل درخشش در هر دو آخرین فرمان همچنین راه همه گوشت (فیلمی که متاسفانه گم شده است). با این حال ، هنگامی که فیلم های خاموش شروع به راه برای گفتگوها کردند ، Jannings ‘ لهجه ضخیم آلمانی توانایی او برای ادامه کار در هالیوود را آزار می دهد و به همین دلیل او به آلمان بازگشت. یکی تصور می کند که این یک دلیل اصلی است که چرا جانیینگ تصمیم به ماندن در آلمان گرفت و حتی پس از به قدرت رسیدن نازی ها ، و تا پایان جنگ به ساخت بازیگری در فیلم های تبلیغاتی نازی ادامه داد. تصمیم وی برای ماندن در آلمان و همکاری با نازی ها ، بر خلاف معاصران ضد فاشیستی مانند او مارلن دیتریش و کنراد ویدت، اطمینان حاصل کرد که وقتی جنگ با پیروزی متفقین به پایان رسید ، دیگر هرگز کار نخواهد کرد. او در سال 1950 در ننگ و درگذشت ، پایان ناموزونی برای یکی از با استعدادترین هنرمندان جمهوری ویمار.

همچنین ببینید

این شهر را اجرا کنید: نمی دانید چه مسیری را می خواهد اجرا کند

نتیجه

از جانب Murnau داستان سرایی بصری به Jannings ‘ عملکرد فوق العاده ، آخرین خنده این فیلم ایده آل برای شروع سفر به دنیای سینمای ویمار است.

شما چی فکر میکنید؟ فیلم مورد علاقه شما از جمهوری ویمار چیست؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

The Last Laugh در حال حاضر برای پخش در موبیس موجود است.

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!