اگزیستانسیالیسم امیدوار کننده: عروسک روسی و مکان خوب

از زمان تغییر از تلویزیون کابلی به خدمات پخش جریانی ، ما شاهد انفجاری از نمایش های تلویزیونی پیچیده هستیم که به نوع مشاهده گاه شماری منحصر به عصر ما احتیاج دارند. نمایش های تلویزیونی سریال نسبت به همتایان پر فرم و اپیزودیک خود رشد می کنند و بیش از خدمات جریانی بی شمار تکثیر می شوند.

با این اشباع از محتوای مطابق تقاضا با قیمت مناسب ، نمایش های تلویزیونی به امید اصالت مرزها را برداشته اند. برخی از نمایش های بسیار مشهور با موضوعات مختلف مانند افسردگی و ناامیدی وجودی در این کار دست و پنجه نرم می کنند BoJack Horseman و ریک و مورتی. دیگران مانند خشونت با خشونت و بدبینی روبرو می شوند بازی تاج و تخت یا شکستن بد. اینها از شخصیت ها و کمان های خاکستری ، تاریک یا ناراضی اخلاقی طرفداری می کنند و از مثبت بودن نتیجه خودداری می کنند.

چند نمایش شجاعانه شاید کار دشوارتری را انجام داده باشد. آنها ناامیدی وجودی انسانهای عمیقاً معیوب و غالباً ناراضی را محور قرار می دهند ، اما اعتقاد به خوبی انسان را حفظ می کنند. این مجموعه های امیدوار کننده ، هم از نسل گرایش های فنی و هم از نظر اجتماعی ، تغییر و رستگاری انسان را در برابر همه شانس ها نشان می دهد.

دو تا از این مجموعه ها ، مکان خوب و عروسک روسی، از نظر لحن بسیار متفاوت هستند اما در سطح فلسفی یادآور یکدیگرند. آنها ایده های انتخاب و اراده آزاد ، اخلاق و تغییر رستگاری را کشف می کنند. گرچه یکی از آنها یک کمدی مسخره و احمقانه است و در زندگی پس از مرگ ساخته شده است ، و دیگری یک درام کمدی تاریک و خشک است ، اما هر یک از آنها به روابط عمیق اعتماد می کنند تا شخصیت های خود را بهبود ببخشند زیرا در موانع غیراخلاقی حرکت می کنند. خراب کننده های جلو این بهتر است با دانش قبلی خوانده شود.

قوانین

مکان خوب و عروسک روسی تجارب چرخه ای تجربه های وحشتناک را به نمایش بگذارید. که در مکان خوب، النور و چند نفر دیگر در جهنم گرفتار شده اند و هر بار که می فهمند این بهشت ​​عجیب و غریب در واقع شکنجه است ، خاطرات آنها پاک می شود و آنها از ابتدا شروع می کنند. عروسک روسی در حالی که ظاهراً جهان توطئه می کند تا او را به یک شب برگرداند ، نادیا در حال مرگ است ، و بارها و بارها. گرچه او هر مرگ را به خاطر می آورد ، زیرا مجازات او بیش از هر چیز خطایی است که توسط جهان تحمیل شده است.

اگزیستانسیالیسم امیدوار کننده: عروسک روسی و مکان خوب
عروسک روسی (2019) – منبع: پخش جهانی تلویزیون NBC

قهرمانان ما در سفرهای عجیب خود با سوالات اراده آزاد روبرو می شوند. النور و دوستانش می فهمند که زندگی با کمی فشار در یک جهت یا مسیر دیگر چگونه می تواند باشد ، زیرا زندگی آنها با هر تعامل شدیدتر تغییر می کند. از طرف دیگر ، نادیا مجبور می شود با یکدیگر و ارتباط آلن مقابله کند و آنها را ملاقات کنند و دریابند که آنها در هر حلقه زمانی در یک زمان می میرند.

فلسفه زیربنای هر دو مجموعه تلویزیونی در هر یک به آسانی مشهود است. نادیا و آلن با توجه به اینکه ذاتاً “خوب” هستند یا “بد” و اینکه آیا جهان آنها را مجازات می کند یا آنها را آزمایش می کند ، درباره آنچه حلقه زمان ایجاد کرده است ، موزه می زنند. در همین حال ، النور فلسفه را از چیدی می آموزد ، زیرا سعی می کند فرد بهتری باشد – فرضیه نادیا و آلان ، واقعیت آنها – برای جلوگیری از مجازات.

مهربانی انسان

این نمایش ها هر دو قهرمانان خود را از موجودات خودخواه و منزوی دنبال می کنند تا در نهایت متوجه شوند که زندگی آنها بر دیگران تأثیر می گذارد. اتفاقاً ، قوی ترین رابطه هر قهرمان با یک همتای روان رنجور و خوش قلب – آلن در است عروسک روسی و چیدی در مکان خوب.

اگزیستانسیالیسم امیدوار کننده: عروسک روسی و مکان خوب
مکان خوب (2016–2020) – منبع: NBC Universal Television Distribution

این شخصیت ها به عنوان فویل برای قهرمانان اصلی معرفی می شوند ، که هدف آنها ترک حلقه به هر قیمتی است. آلن و چیدی تمایلی به کنار گذاشتن اوضاع ندارند که از نظر آنها هویت ساز است. آلن به روزی که می تواند بارها و بارها زندگی کند ، کاملاً کنترل می شود. چیدی ​​برای تأیید اینکه او خوب بوده و همیشه فرد خوبی بوده است ، به جعلی Good Place تکیه می کند – الینور ، در آرزویش برای تخریب توهم است ، خود شکنجه

شخصیت های این نمایش ها نه تنها در خود بلکه در نقایص دیگر باید با نقص هایی دست و پنجه نرم کنند. وقتی آنها به دنبال انتقام از کسانی هستند که به آنها آسیب رسانده اند ، یا از سیستمی که آنها را در این مکان قرار داده است ، شکست می خورند. آنها فقط زمانی موفق می شوند که بر نقاط ضعف خود غلبه کرده و کارهای خوبی انجام دهند و تسلیم کنترل دیگران شوند.

النور و نادیا باید با کودکی های ناخوشایند و بزرگسالی های محافظت شده خود دست و پنجه نرم کنند تا راه خود را از این حلقه های زمانی پیدا کنند. آنها شروع به اعتماد به دوستان خود می کنند ، و عادتهای خودخواهانه خود را رها می کنند تا خود را بهبود بخشند و به دیگران نیز کمک کنند. و این پویایی یک قصور نیست ، بلکه یک ثابت است. که در مکان خوب، وضعیت انسانها بین حلقه ها به شدت تغییر می کند ، اما با وجود خاطرات از دست رفته ، آنها همیشه موفق می شوند یکدیگر را پیدا کنند – و به آنها کمک کنند.

تغییر دادن

که در عروسک روسی و مکان خوب، ما یاد می گیریم که بالاتر از همه ، مردم تغییر می کنند ، و مردم به دلیل افراد دیگر تغییر می کنند. این دیدگاه عجیب و غریب خوش بینانه از تعامل انسانی نه تنها پیشرفت اخلاقی بلکه خوشبختی واقعی را که شخصیت هایی که با هم کار می کنند به دست می آورند – نه به این دلیل که آنها این هدف را داشته اند ، بلکه به این دلیل که می خواهند برای یکدیگر بهتر باشند.

اگزیستانسیالیسم امیدوار کننده: عروسک روسی و مکان خوب
عروسک روسی (2019) – منبع: پخش جهانی تلویزیون NBC

با توجه به این مجموعه ها ، این تغییر در هر زمان ممکن است رخ دهد. برای نجات خود ، به معنای واقعی کلمه ، هرگز دیر نیست – تقریباً به طنز مکان خوب. و این فقط مردم نیستند. در این نمایش ها همه چیز تغییر می کند.

به جای اجبار اپیزودیک برای شخصیت ها و تنظیمات برای ثابت ماندن ، یا قوس های کشیده از یک رمز و راز در هر فصل ، شخصیت ها در عروسک روسی و مکان خوب مجاز به کشف هستند. این قدرت نویسندگان است که به کاراکتر شخصیت اجازه می دهد طرح را تهدید نکند ، بلکه پیچیدگی بیشتری را دعوت می کند. مجاز به ایجاد فصول و اپیزودهایی با طول متفاوت ، هر نمایش دارای بخش های مختصر و مختصر با پرکننده کم است.

بر این اساس ، و به طور تکان دهنده ای وقتی با بیشتر سریال های دیگر مقایسه می شود ، این نمایش ها فینال های فصل یک شدید هستند. مکان خوب با آزمایش قوسهای جدید ، به طور جدی از یک فصل به فصل دیگر تغییر کرد ، و احتمالاً ، عروسک روسی در فصل دو مجبور است که همین کار را انجام دهد.

در میان انبوهی از مجموعه های تلویزیونی خوب و دلنشین ، تجربه دو نمایشی که خود را در حقیقت بنیادی ارتباط انسانی قرار می دهند ، یک نفوذ پسندیده است. و با توجه به موفقیت آنها ، شاید این تنها آغازی برای این فلسفه مهربان امیدوار کننده باشد.

آیا نمایش های دیگری مانند این را دیده اید؟ فکر می کنید عروسک روسی بعد به کجا می رود؟

فصل 2 عروسک روسی توسط نتفلیکس رسماً تأیید شد.


عروسک روسی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

دارم به پایان چیزها فکر می کنم: یک وحشت وجودی که در یک معما احساسی پیچیده شده است

که در چارلی کافمنروان پریش ، من به پایان دادن به همه چیز فکر می کنم، زمین به طور مداوم در حال حرکت است. مدام تغییر می کند تا اینکه دیگر متوجه نشوید کجا هستید یا در حال حاضر در چه جهانی هستید. این درست بعد از اینکه شما تصور کنید که قصد دارد زیگ کند و وقتی فکر می کنید که همه چیز را فهمیدید ، این واقعیتی جدید و معمائی را برای شما به نمایش می گذارد که شکستن آن حتی دشوارتر از آخرین موردی است که به شما داده شده است. این ممکن است خیلی زیاد بله ، و حتی گیج کننده به نظر برسد ، اما این به این دلیل است که واقعاً زیاد و گیج کننده است. این فیلم ترسناک و درام را با ذره ای شوخ طبعی سورئال و وحشت وجودی درهم آمیخته است. اما در عین حال ، هیچ یک از موارد فوق نیست. به زبان ساده ، تلاش برای طبقه بندی من به پایان دادن به همه چیز فکر می کنم در یک جعبه تمرین بیهودگی است.

مثل همه کافمنفیلم های قبلی ، یا همانهایی که او فقط نوشت یا آنهایی که او نوشت و کارگردانی کرد ، من به پایان دادن به همه چیز فکر می کنم شما را به چالش می کشد که خارج از محدودیت هایی که یک فیلم می تواند انجام دهد ، فکر کنید. و در حالی که این کار را انجام می دهید ، شما را با بسیاری از س questionsالات مغزی و / یا معضلات مربوط به زندگی ، درک و حافظه ، تنهایی ، پشیمانی و سایر موارد دیگر روبرو می کند. از طرف اشتباه ، همه این ایده های بزرگ ممکن است باعث نفوذناپذیری فیلم شوند ، به خصوص اگر به سختی سطح آنچه را که در ابتدا می خواهد بگوید خراشیده کند. ولی کافمنفیلم نامه ها و شخصیت های آن نه تنها دارای لایه های فکری هستند ، بلکه در احساسات و واقعیت نیز نقش بسته اند. بنابراین حتی وقتی همه چیز در این راه بسیار عجیب و غریب می شود – و به من اعتماد کنید ، مخصوصاً در 15 دقیقه گذشته بسیار عجیب خواهد بود – من به پایان دادن به همه چیز فکر می کنم همیشه راهی پیدا می کند که شما را قلاب کند و هرگز رها نکنید.

سفر جاده ای برفی به جهنم

اقتباس شده از آیین ریدکتاب مهیج روانشناختی به همین نام ، من به پایان دادن به همه چیز فکر می کنم داستان خود را پیرامون یک زن جوان که نامش ذکر نشده است ، متمرکز می کند (جسی باکلی) که با اکراه حاضر می شود برای اولین بار با دوست پسر هفت هفته ای خود به سفر جاده ای برفی برود. نام دوست پسر جیک است (جسی پلمونز) ، و به نظر می رسد او یک جو منظمی خوب است که از چیزهایی از هنر تا فلسفه اطلاع دارد ، هرچند هرچه مدت بیشتری را با او بگذرانید بیشتر متوجه می شوید که او کمی آدم دزدکی است. در یک تلاش کلیشه ای برای نشان دادن جنبه پرمدعای جیک ، کافمن حتی به این مرد فرصتی می دهد تا ادعا کند دیوید فاستر والاس و وردزورث به دوست دخترش

دارم به پایان چیزها فکر می کنم: یک وحشت وجودی که در یک معما احساسی پیچیده شده است
منبع: نت فلیکس

زن جوان اما از روشنفکری کمتری نسبت به جیک برخوردار نیست. او خودش خیلی چیزها را می داند. در یک لحظه ، او و جیک در مورد یک بحث تقریباً داغ درگیر می شوند پائولین کائیلبررسی فیلم کلاسیک زنانی تحت تأثیر، که به نوعی احساس می کند یک خاله روحانی است من به پایان دادن به همه چیز فکر می کنم. با قضاوت از میزان آگاهی زوجین به نظر می رسد ، ظاهراً اوضاع بین آنها خوب است. اما البته ، آنها نیستند. در حقیقت ، ما می توانیم درک کنیم که چیزی در رابطه آنها وجود دارد. که یک شکاف نامرئی بین این دو وجود دارد که هر ثانیه در کنار هم بیشتر و بیشتر می شود.

زن در درون سر خود بارها و بارها می گوید: “من به پایان دادن به همه چیز فکر می کنم” ، گویی که از آینده رابطه خود منصرف شده است. به نظر می رسد جیک متوجه شده است که به چه چیزی فکر می کند. هر وقت زن جوان در فکر فروپاشی جیک است ، او به او خیره می شود و از او می پرسد آیا چیزی می گوید یا نه مثل اینکه او می داند چه اتفاقی در سر او می افتد. عجیب است ، بله ، و در ابتدا ، به نظر می رسد واکنش جیک نسبت به فکر درون دوست دختر خود فقط به منظور افزایش عجیب و غریب فیلم است ، که اشتباه نیست. اما این تنها هدف نیست.

از طریق آنچه در داخل ماشین بین جیک و زن جوان اتفاق می افتد ، من به پایان دادن به همه چیز فکر می کنم ما را از این ایده که چگونه ذهن و افکار انسان می توانند واقعیت ما را آگاه کنند ، مسخره می کند – موضوعی که نه تنها با منبع اصلی یکپارچه است بلکه موضوعی است که فیلم در 20 دقیقه پایانی خود از آن فراتر رفته و حتی عمیق تر خواهد شد. البته البته در یک کلاسیک کافمن سبک ، اوضاع ابتدا حتی عجیب تر می شود ، به خصوص هنگامی که زن جوان و جیک به خانه پدر و مادرش می رسند (تونی کولت و دیوید تویس) برای شام خوردن با آنها. آنچه ابتدا به نظر می رسد یک نوع صحنه “اتفاقی ملاقات با والدین دوست پسر و صرف شام با هم” است ، به آرامی به چیزی ناراحت کننده و غیرقابل توصیف تبدیل می شود.

دارم به پایان چیزها فکر می کنم: یک وحشت وجودی که در یک معما احساسی پیچیده شده است
منبع: نت فلیکس

در این مرحله ، مفاهیم زمان و مکان کنار گذاشته شده اند ، و آنچه باقی مانده به نظر می رسد یک رمز و راز است که نمی توانید کاملا درک کنید. یک لحظه زن لوسی است ، لحظه بعدی او لوسیاست. یک لحظه والدین جیکس یک زن و شوهر گیج میانسال هستند ، لحظه بعدی که آنها در بستر مرگ خود در حال مرگ هستند. در واقع چه اتفاقی می افتد؟ این خانم کیست؟ چه کسی مدام با او تماس می گیرد؟ آیا این واقعی است؟ یا فقط یک خیال در درون سر کسی اتفاق می افتد؟ و سوال ادامه دارد و ادامه دارد. اما به جای تلاش برای یافتن یک پاسخ بزرگ ، یا مجبور کردن ما برای تفسیر این س questionsالات به معنای واقعی ، من به پایان دادن به همه چیز فکر می کنم با تخیل خود بازی می کند و ذهن ما را تحریک می کند تا در مورد موضوعات چند لایه مراقبه کند کافمن اینجا ارائه می دهد

شاید همگام بودن با همه تغییرات روایی فیلم چالش برانگیز باشد ، اما کافمنفیلمنامه دستگیر کننده احساسی ، همراه با همه استعدادهای قدرتمند بازیگران ، به قدری قابل توجه است که می تواند تمام دیوانگی های فیلم را در واقعیت جبران کند ، حتی وقتی که چیزهای عجیب و غریب در این راه اتفاق بیفتد. کولت و ثولیس هر دو به عنوان والدین جیک نمایش های هیستریک و در عین حال دلخراشی ارائه می دهند. و به عنوان مرد ساعت خود ، پلمن، در یک عملکرد ظریف و در عین حال قدرتمند که اواخر شما را یادآوری می کند فیلیپ سیمور هافمن، هرگز بهتر نبوده است. اما البته ، من به پایان دادن به همه چیز فکر می کنم بدون شک ویترینی برای باکلیاستعداد مشغله بین بی ادبی و پشیمانی ، باکلیعملکرد احساس می شود مانند یک کالیدوسکوپ از احساسات انسان است. غنی و پر عزم است ، اما در عین حال باز و آسیب پذیر است. شما کاملا دوست دارید او را ببینید!

وقتی ادراک به واقعیت تبدیل می شود

در حالی که آخرین لحظه نسخه کتاب ، که در مدرسه قدیمی جیک اتفاق می افتد ، غرق در پارانویا و ترس روانی است ، کافمنرویکرد ملایم تر است. او حس وحشت را با سودا تجارت می کند. احساسی مملو از ترس و اندوه وجودی گویی که می خواهد شما بدانی که همه چیز در آستانه پایان است. نه فقط فیلم یا داستان جیک و دوست دخترش ، بلکه همه چیز: زندگی شما ، وجود شما ، امید شما. غم انگیز و دلگیر است ، اما این احساس غم و اندوه چیزی است که همه موضوعاتی را که فیلم از زمان شروع بررسی به دنبال آنها بوده است ، به خانه آورده است.

دارم به پایان چیزها فکر می کنم: یک وحشت وجودی که در یک معما احساسی پیچیده شده است
منبع: نت فلیکس

در این مرحله ، من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم فقط یک فیلم در مورد یک رابطه یا فعالیت کافمنسک در یک سفر کمدی عاشقانه نیست ، بلکه به یک نشخوار درباره تنهایی و پشیمانی یک مرد تبدیل می شود. کافمن در واقع در طول فیلم با معرفی شخصیت یک پیربان قدیمی اشاره ای به ما کرده است (گای بوید) که در دبیرستان قدیمی جیک کار می کند ، گرچه تا آخرین لحظه ما نمی دانیم که چگونه این شخصیت با زن جوان یا جیک ارتباط دارد. اما هنگامی که به آن مرحله رسیدیم ، بار دیگر درک ما تغییر خواهد کرد.

از طریق این شخصیت سرایدار ، من به پایان دادن به همه چیز فکر می کنم ما را به بررسی ارتباط بین افکار ، ادراک و واقعیت دعوت می کند. چگونه این دو سازنده می توانند بر روی مورد دوم تأثیر بگذارند ، چه ما این را بفهمیم یا نه ، و چگونه این سه در همان رشته ای که تجربه های گذشته ما – آسیب ، درد و همه وجود دارد – گره خورده اند. کافمن به طور قابل پیش بینی چنین تصویری درخشان را در تصرف این ذات انجام داده است ، بدون اینکه یک بار آن را ساده کند. اگر چیزی، من به پایان دادن به همه چیز فکر می کنم تا آخرین لحظه معمایی باقی می ماند. و این برای بهتر آن است.

نتیجه گیری: یک مسترکلاس کافمنسکی

تماشا کردن من به پایان دادن به همه چیز فکر می کنم احساس می کند که از رویای تب عبور می کنید. و تلاش برای حل معمای ارائه شده یک چالش سخت تر است. اما این دقیقاً همان چیزی است که باعث می شود تجربه بیشتر ارزشمند باشد. این یک کلاس استاد وحشت وجودی است که در یک معما احساسی یکی از جسورترین فیلمسازان نسل ما پیچیده شده است و یکی از بهترین فیلم های سال است.

همچنین مراجعه کنید

میراث Caped Crusader BATMAN با نگاهی گذشته نگر آغاز می شود

تعبیر شما از پایان چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

I’m Thinking of Ending Things در 4 سپتامبر در Netflix افت می کند.

https://www.youtube.com/watch؟v=cDTg62vsV4U


Watch I’m Thinking of Ending Things را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

اضطراب انتخاب: تبدیل شدن به سوپرمن در DCEU Snyder

سوپرمن یکی از دشوارترین کاراکترهای نوشتن در هر رسانه معین است. هنگامی که به طور سطحی تحت درمان قرار می گیرد ، او یک کودک پیشاهنگ آمریکایی است که برای ارزش های آمریکایی که تاکنون کاملاً به آنها نرسیده ایم می جنگد. در یکی از معروف ترین تکرارهای فیلم ، سوپرمن (1978) وی نماینده آرمانی از فضیلت های روستایی سنتی و خوش بینی در بحبوحه دهه 1970 میلادی و بدبینانه است. کریستوفر ریوزسوپرمن ، مانند نسخه فعلی MCU از کاپیتان آمریکا ، مردی خارج از وقت بود و او سمبل آنچه را که آرزو می کنیم در بهترین شرایط باشد ، فراهم کرد. برای خیلی ها ، این نسخه سوپرمن بود که امیدوار بودند در آن ببینند زاک اسنایدررا مرد فولاد (2013)

وقتی اولین تریلرها برای فیلم کنار رفتند ، تماشاگران تصویری از كودكی را دیدند كه با یك پتو قرمز كه به دور گردن او در برابر یك پالت آبی و خاکستری بسته شده بود ، ایستاده بود و به نظر می رسید انگار قصد پرواز دارد. راسل کرو همانطور که جور الی سخنرانی در مورد آنچه می خواهد پسرش تبدیل شود سخنرانی می کند: “شما به مردم کره زمین ایده آل می دهید تا در این راستا تلاش کنند. آنها پشت سر شما مسابقه می یابند ، گیر خواهند کرد ، خواهند افتاد. اما با گذشت زمان ، آنها به شما در خورشید می پیوندند ، کال. با گذشت زمان ، به آنها کمک خواهید کرد تا شگفتی های خود را انجام دهند. ” تیزر با پرواز سوپرمن به پرواز در می آید که مستقیماً به آسمان مانند یک جت پرواز می کند. تماشاگران به دنبال نوع شگفتی و آرزویی بودند که فیلم سوپرمن سال 1978 تحویل داد. در عوض ، به آنها بازتاب فلسفی در مورد انتخاب ، اخلاق و معنای انسان بودن بودن داده شد.

اسنایدر و مشکلات انتقال از کاغذ به سلولز

دشواری که زاک اسنایدر و برادران وارنر در ایجاد یک جهان بهم پیوسته DC ، برای رقابت با جهان سینمایی خود مارول ، یکی از سازگاری ها است. هر نسل از خوانندگان کتاب های طنز با نسخه دیگری از سوپرمن دیدار می کنند. هر نسخه سوپرمن توسط نویسندگان مختلفی که به تاریخچه شخصیت کمک کرده اند و همچنین اینکه شخصیت چگونه دهه ای را که در آن نوشته شده است را تغییر می دهد ، تغییر داده است. در بالای آن بسیاری از اقتباس های فیلم و تلویزیون از شخصیت ساخته شده است که همچنین نشان می دهد چگونه نسل های مختلف شخصیت را مشاهده می کنند و چه نسل های مختلفی از شخصیت انتظار دارند.

تکامل و تغییر بخشی از روند کاراکترهای این شخصیت ها در یک سریال است که با معرفی سوپرمن به سال 1938 باز می گردد. اگر یک خواننده معاصر انتخاب می کرد کمیک های اکشن شماره 1 و طنزهایی که در طی آن اتفاق افتاد جری سیگل و جو شوستردر حال اجرا ، آنها شگفت زده می شوند که قهرمانی را پیدا می کنند که پرواز نمی کند و به همان اندازه نگران راه آمریکا نیست ، زیرا او در مورد ایستادن در برابر انواع مختلفی از قلدرها می گوید: سیاستمداران فاسد ، تولید کنندگان اسلحه ، شوهرهای متجاوز ، گانگسترها ، و slumlords.

در کتب طنز ، اگر نویسنده بخواهد یک ایده فلسفی را با شخصیت سوپرمن یا هر شخصیت دیگر کشف کند و لزوماً با ماهیت سریال فعلی روایت همگرایی نداشته باشد ، می توان به نویسنده این آزادی را داد. کتاب دیگری را ایجاد کنید که در ادام کتاب اصلی یا جدول زمانی نباشد ، یا نویسنده بتواند مینی سریال را بطور جداگانه یا آزادانه از پیوستگی اصلی تولید کند.

اضطراب انتخاب: تبدیل شدن به سوپرمن در DCEU Snyder
سوپرمن (1978) – منبع: تصاویر برادران وارنر

از طریق سریال و minisery های دیگر مکانها ، سازندگان قادر به بازی با شخصیتهای نمادین هستند و ایده های خود را بدون ناراحتی طرفداران که ایده های خاصی درباره آنچه شخصیت ها باید داشته باشند کشف کردند. اما فیلمسازان معمولاً این آزادی را ندارند. هنگامی که استودیوها شخصیت های کمیک بوک را با صفحه نمایش سازگار می کنند ، معمولاً در تلاشند تا کمترین مخرج مشترک را ارائه دهند. تلاش آنها سعی در متعادل کردن آنچه که می خواهند طرفداران کمیک بوک را ارائه دهند ، در عین حال برای بینندگان گاه به گاه جذاب که عمدتاً از طریق فیلم های قبلی یا حضور شخصیت در فرهنگ نیز با شخصیت آشنا هستند جذاب باشد. پول زیادی در معرض خطر است تا یک خالق بتواند با یک شخصیت بازی کند به گونه ای که ممکن است از محبوب ترین راه هایی که شخصیت در فیلم نمایان شده است فاصله بگیرد ، اما برادران وارنر داد. زاک اسنایدر آزادی ارائه سوپرمن در یک نور متفاوت. اسنایدرتکرار سوپرمن یک پیشرفت جالب در شخصیت است زیرا ذاتاً خوب نیست و ذاتاً سوپرمن نیست. او از طریق یک سلسله انتخاب ها سوپرمن می شود.

اگزیستانسیالیسم و مرد فولاد

اسنایدرسوپرمن یک پیشرفت جالب در شخصیت است زیرا سوپرمن را بدون ذات تصور می کند. در عوض ، سوپرمن باید تصمیم بگیرد که به آنچه انتظار می رود او تبدیل شود و آن تصمیمات مملو از اضطراب و ابهام باشد زیرا تصمیمات پیچیده است و تله های آن تصمیمات نهایی نیستند. سوپرمن در اسنایدر فیلم ها در اصل بازنمایی فلسفه اگزیستانسیالیستی است که شرح آن است ژان پل سارتر. در مقاله خود “انسان گرایی اگزیستانسیالیسم” ، سارتر توضيح مي دهد ، “منظور از اينكه گفتن وجود قبل از ذات است ، چيست؟ این بدان معناست که ، اول از همه ، انسان وجود دارد ، می چرخد ​​، در صحنه ظاهر می شود و تنها پس از آن ، خود را تعریف می کند. اگر انسان ، همانطور که اگزیستانسیالیست او را تصور کرد ، غیرقابل توصیف است ، به این دلیل است که در ابتدا ، او چیزی نیست. تنها پس از آن او چیزی خواهد بود ، و او خودش آنچه را که می کند ساخته است. بنابراین طبیعت انسانی وجود ندارد ، زیرا هیچ خدایی وجود ندارد که آن را تصور کند “(مقاله در اگزیستانسیالیسم 35-36).

سارتر ادعا می کند که آزادی بشر از هیچی متولد نمی شود که فقط از طریق موجود شناخته می شود. ممکن است انسان ها برای اعمال و زندگی به شکلی خاص با فشارهای فرهنگی ، مذهبی و اجتماعی روبرو شوند ، اما فرد تصمیم می گیرد که این انتظارات را رعایت کند یا از آنها جدا شود. از طریق تصمیم گیری ، شخص به خود او تبدیل می شود زیرا هیچ چیز اساسی برای شخص وجود ندارد جز اینکه چیزی به جای چیزی باشد.

اسنایدر این ایده از آزادی سوپرمن را برای انتخاب و بیگانه کردن سوپرمن از سیاره منشاء خود و از زمین از ابتدای آغاز معرفی می کند مرد فولاد. کریپتون در این فیلم در ابتدای فیلم در حال سقوط است و همه مخاطبان بعداً از Jor-El یاد می گیرند که دولت سیاره سعی کرده است آزادی را از تصور کریپتون ها حذف کند. جور ال و لارا فرض جامعه خود را رد می کنند و عمل آزادی را ادعا می کنند: آنها بطور طبیعی فرزندی دارند. جور اِل توضیح می دهد ، “هر کودکی به گونه ای طراحی شده بود که به عنوان یک کارگر ، یک مبارز ، یک رهبر و غیره ، در جامعه ما نقش از پیش تعیین شده ایفا کند. من و مادر شما اعتقاد داشتیم که کریپتون چیزی با ارزش ، عنصر انتخاب ، شانس را از دست داده است. اگر کودکی آرزو داشته باشد به چیزی غیر از آنچه جامعه در نظر داشت تبدیل شود؟ اگر کودکی به چیزی بزرگتر آرزو کند ، چه می شود؟ تو تجسم آن باور کال بودی. نخستین زایمان طبیعی کریپتون در قرنها

اضطراب انتخاب: تبدیل شدن به سوپرمن در DCEU Snyder
Man of Steel (2013) – منبع: تصاویر برادران وارنر

سپس کلارک به تنهایی و بدون مسئولیت بودن یک کریپتونی بودن به یک سیاره بیگانه اعزام می شود تا اینکه در خط میانه فیلم با زود ملاقات کند. در کانزاس ، جایی که سوپرمن توسط مارتا و جاناتان کنت پذیرفته شده است ، او نیز بیگانه می شود زیرا او مانند سایر فرزندان زمین نیست. منشأ او برای او یک رمز و راز است ، او تواناییهای ویژه ای دارد که والدینش او را ترغیب می کنند که پنهان نگه داشته شود زیرا می ترسند او را از آنها گرفته شود ، و سپس آنچه را که او انتخاب کرده است با توانایی خود بر عهده خود می گذارد. در پاسخ به عقب ، هنگامی که کلارک توسط گروهی از بچه ها مورد آزار و اذیت قرار می گیرد و واکنشی نشان نمی دهد ، جاناتان می گوید: “شما فقط باید تصمیم بگیرید که چه مردی می خواهید بزرگ شود ، کلارک. زیرا هرکس آن مرد شخصیت خوب و بدی باشد ، او می خواهد دنیا را تغییر دهد. ” كلارك از جوانی تا بزرگسالی اش با این انتخاب باقیمانده است ، و از آنجا كه او برای اسلحه های دست ساز انسان نامرئی است ، به معنای واقعی کلمه از هر لحاظ كه باشد می تواند در جهان آزاد باشد.

اخلاق و اگزیستانسیالیسم و ​​اضطراب سوپرمن

آزادی وجودی که در ابتدای فیلم برقرار است ، اخلاق وجودی فیلم را نیز برقرار می کند. بدون یک خدا یا قانونگذار در بند الحادی اگزیستانسیالیسم ، انسانهایی به وجود می آیند که رفتار اخلاقی برقرار می کنند. سارتر توضيح می دهد ، “انتخاب کردن به عنوان این یا آن است که در همان زمان ارزش آنچه را انتخاب می کنیم تأیید کنیم زیرا ما هرگز نمی توانیم شر را انتخاب کنیم. ما همیشه چیزهای خوب را انتخاب می کنیم و هیچ چیز نمی تواند برای ما خوب باشد بدون اینکه برای همه خوب باشد »(” اومانیسم اگزیستانسیالیسم “37). هنگامی که شخص متوجه وزن تصمیم گیری در این سیستم فلسفی شد ، می توان با اضطراب مصرف کرد زیرا انتخاب شخص یک استاندارد جهانی برای همه ایجاد می کند.

اضطرابی که کلارک با آن روبرو است دو برابر می شود زیرا توانایی های او باعث می شود او اساساً خدای انسان های زمین باشد. گزینه های کلارک فقط یک معیار اخلاقی تعیین نمی کنند (طبق آن) سارتر، انتخاب های هر فرد یک معیار اخلاقی را ایجاد می کند) بلکه گزینه های او این قدرت را دارند که به طور کامل دنیا را تغییر داده و از نو ترتیب دهند. کلارک ، به عنوان او سعی می کند پنهان بماند ، نمی تواند به نجات جان انسان کمک کند ، زیرا بیشتر مردم موافق هستند که اگر شما قدرت نجات جان خود را دارید و می توانید زندگی را نجات دهید ، پس باید برای نجات جان خود تصمیم بگیرید. انتخاب بزرگتری که کلارک باید انجام دهد این است که آیا او قصد دارد خود را با زمین و مردم آن همسو کند یا اینکه قصد دارد یک شخص خارجی باشد که گهگاه در موقعیتی قرار می گیرد که به طور اتفاقی کمک کند.

هنگامی که ژنرال زود با تهدید سیاره ، سوپرمن را به سمت نور می کشد ، انتخاب کلارک به سر می آید. قبل از اینکه کلارک در تلاش برای نجات زمین خود را به Zod تبدیل کند ، با یک کشیش در Smallville صحبت می کند و درگیری خود را شرح می دهد: “به zod نمی توان اعتماد کرد. مشکل این است ، من مطمئن نیستم که مردم کره زمین هم می توانند باشند. ” کلارک به هر دو طرف اعتماد ندارد تا به روشی عمل کند که برای همه خوب باشد. کلارک ، در فرایند تصمیم گیری ، سعی در انتخاب راهی داشت که اخلاقی باشد و به نفع مردم زمین و معدود کریپتونانی باشد که از نابودی سیاره باقی مانده اند. برای به دست آوردن اعتماد زمین و نشان دادن اینکه قصد انجام کار خوب را دارد ، خود را به ارتش آمریكا تبدیل کرده و سپس با آمادگی به ارتش اجازه می دهد تا او را به زود برگرداند.

زود انتخاب اخلاقی دیگری را به سوپرمن ارائه می دهد. او می تواند به کریپتون بپیوندد یا می تواند خود را دشمن آخرین نمایندگان دولت کریپتون کند. هنگامی که سوپرمن متوجه می شود که پیوستن به Zod به معنای شرکت در نسل کشی علیه بشریت است ، سوپرمن خود را با انسانیت همسو می کند و اولین قدم بزرگ خود را برای رسیدن به انسان و سوپرمن برمی دارد زیرا مخاطب تصور می کند که او وجود دارد. با هر تصمیمی ، او یک استاندارد اخلاقی برقرار می کند و او به جای اینکه ذاتاً سوپرمن باشد ، سوپرمن می شود.

اضطراب انتخاب: تبدیل شدن به سوپرمن در DCEU Snyder
Man of Steel (2013) – منبع: تصاویر برادران وارنر

این نسخه از سوپرمن با فیلم سوپرمن در فیلم 1978 کاملاً مخالف است ، که نشان می دهد سوپرمن مدتها قبل از حضور در صحنه جهانی با لباس قرمز و آبی ، در صحنه جهانی با هویت خودش مطابقت دارد. علاوه بر این، اسنایدرنسخه سوپرمن با هر گزینه ای مبارزه می کند و حتی در انتخاب های وی که پس از فاش شدن پیامدهایش صورت گرفته شک می کند. سوپرمن اسنایدر در دنیایی پیچیده تر زندگی می کند که در آن هر تصمیم تصمیمی برای زندگی یا مرگ است و همه شرایط را نمی توان در شرایط خاصی که خودش پیدا می کند نجات داد.

نتیجه گیری تکان دهنده از مرد فولاد

بسیاری از هواداران ساعت آخر را دوست ندارند مرد فولاد زیرا اسنایدر در جهان پیچیده تر مرد فولاد و محدودیت های سوپرمن که در آن زندگی می کند. اسنایدر با اجازه ندادن سوپرمن به نجات همه ، و به او اجازه می دهد كه Zod را بكشد ، معجزه آسا را ​​از بین می برد Deux سابق Machina لحظات فیلمهای قبلی و با نشان دادن تلاش برای تصمیم گیری در مورد زندگی و مرگ به عنوان رهبر ، درگیری سوپرمن را جالب تر می کند. یکی از سخت ترین قسمت های نوشتن سوپرمن باعث شده است که او قابل اعتماد باشد و این فیلم با ترغیب مخاطب به همدلی با تصمیماتی که در صورت قرار گرفتن در چکمه های سوپرمن باید انجام دهد این هدف را به دست می آورد.

به محض اینکه سوپرمن برنامه Zod را کشف کرد ، او کار اخلاقی را برای کار با Zod و برای بشریت انجام می دهد. او وقت ندارد قبل از اینکه Zod دستگاه ترسیمی خود را آزاد کند ، کلان شهر را از بین ببرد. تمرکز او باید روی نجات هرچه بیشتر افراد باشد و در شرایط خاص این بدان معناست که برخی از افراد در حالی که ماشینهای ترسناک را از بین می برد ، خواهند مرد. اما ، از بین بردن ماشین آلات باعث نجات گونه های انسانی می شود. اسنایدر سوپرمن را در نوع معضل سودمند قرار می دهد که هیچ کس واقعاً نمی خواهد به آن فکر کند یا با آن روبرو شود ، بلکه باید تصمیمی اتخاذ شود.

همین مسئله را می توان در تصمیم او برای قتل زود گفت. Zod آزادی خود را برای انتخاب مسیری متفاوت مانند Jor-El به رسمیت نمی شناسد ، و هنگامی که سوپرمن برنامه خود را برای کریپتون جدید از بین می برد ، توضیح می دهد: “من فقط برای محافظت از کریپتون هستم. این تنها هدفی است که من متولد شده ام. و هر اقدامی که انجام می دهم ، مهم نیست که چه خشن و چه بی رحمانه باشد ، برای منافع بیشتر مردم من. ” تنها هدف Zod هنگامی که شانس وی برای ایجاد یک کریپتون جدید از موجود نابود شود ، مجازات افرادی است که سوپرمن بیش از خودش انتخاب کرده است. سوپرمن نمی خواست Zod را که تنها بازمانده دیگر خانواده خود بود ، به قتل برساند ، اما او باید بین زندگی Zod و زندگی انسانهای بی گناهی که در آتش جنگشان گرفتار بودند ، انتخاب کرد.

اضطراب انتخاب: تبدیل شدن به سوپرمن در DCEU Snyder
Batman v Superman: Dawn of Justice (2016) – منبع: تصاویر برادران وارنر

وقتی سوپرمن گردن زود را می شکند ، زانو می زند و فریاد می زند و وزن انتخاب زندگی و عواقب آن عمل را می داند. اسنایدر دائما سوپرمن را انسان سازی می کند مرد فولاد با نشان دادن تردید در پشت هر انتخاب و وزن انتخاب. در مبارزه داخلی سوپرمن ، اسنایدر نه تنها یک سوپرمن جالب تر از ما به ما می دهد که می تواند با تغییر چرخش زمین ، مرگ را خنثی کند ، بلکه او ما را نیز تشویق می کند تا در مورد تصمیمات خود و پیامدهای اخلاقی هر تصمیم فکر کنند.

Batman v Superman و اخلاق ابهام

اسنایدربسیار متمایز است Batman v Superman: Dawn of Justice دنباله ای که از آن انتظار می رود نیست مرد فولاداما از نظر فلسفی نتیجه طبیعی فیلم قبلی است. اگر مرد فولاد علامت آزادی را برای تبدیل شدن به الگویی از معنای خوب بودن نشان داد – از اینکه معنای سوپرمن بودن چیست ، پس Batman v Superman آشکار می کند که ممکن است کارهایی که ما به سمت نتیجه نهایی خیر انجام داده ایم ، به عنوان یک کالای نهایی درک نشده و ممکن است عواقب ناخواسته و فاجعه بار داشته باشد. این فیلم نشان می دهد که تله هایی که سوپرمن و بشریت آرزو می کنند یک هدف همواره در حال حرکت است.

سوپرمن نه تنها با انتقاد از سوی دولت و شهروندان مختلف در گاتهام و کلانشهر در مواجه است Batman v Supermanاما او همچنان به این سؤال می پردازد که آیا وسیله وی اهداف خود را توجیه می کند و اینکه آیا وی واقعاً تصمیماتی را اتخاذ می کند که به نفع مردم زمین باشد. که در اخلاق ابهام، سیمون دوبووار تنش بین عمل به نفع دیگران و تبدیل شدن به یک ستمگر در این روند را کاملاً توضیح می دهد. او توضیح می دهد ، “اما عملی که می خواهد به انسان خدمت کند ، باید مراقب باشد که او را در راه فراموش نکند. اگر تصمیم بگیرد که کورکورانه خود را تحقق بخشد ، معنای خود را از دست می دهد یا معنای غیرقابل پیش بینی ای خواهد گرفت. برای اینکه هدف یک بار و برای همیشه ثابت نیست؛ در تمام طول جاده منتهی به آن تعریف شده است “(باووار 153). آنچه سوپرمن را به عنوان شخصیت و قهرمان جالب توجه در این فیلم ها رقم می زند ، تردید و مردد بودن او است زیرا این امر مانع از این می شود که او در تعقیبش چنان مجرد باشد که تبدیل به یک مستبد شود.

برای نشان دادن این نکته که اعتماد به نفس بیش از حد در انتهای فرد ممکن است به استبداد منجر شود ، اسنایدر بتمن را به عنوان یک ورق از سوپرمن معرفی می کند. در حالی که سوپرمن بیشتر فیلم ها را با تصمیماتش در آخرین فیلم کشتی می گیرد و اینکه چگونه باید در آینده به خدمت به جهانیان بپردازد ، می گذرد ، یک بتمن مسن تر و ظالمانه به شهر گاتهام باز می گردد و همزمان با وسواس آماده شدن ، شروع به بی رحمی کردن مجرمان می کند. برای از بین بردن آنچه او بزرگترین تهدید زمین می داند: سوپرمن.

بتمن چنان از هدف نهایی خود برای پاکسازی شهر گاتهام و از بین بردن تهدید سوپرمن اطمینان دارد که به نظر می رسد او مایل است از هر وسیله لازم برای تحقق آن استفاده کند. که در Batman v Superman، بتمن جنایاتی را که او با یک خفاش صید می کند ، مارک می کند ، که به یک مجازات اعدام در زندان تبدیل می شود. او نگهبانان متعددی را که برای لکس لوتور کار می کنند برای سرقت کریپتونیت برای آماده سازی برای جنگ سوپرمن ، به قتل می رساند و در نهایت به نظر می رسد که برای دستیابی به آنچه فکر می کند برای بشریت خوب است از هر خط عبور کند.

همچنین ببینید

BIRDS OF PREY: یک آبنبات کامی ، دیوانگی با رنگ آب نبات

هنگامی که سوپرمن ظلم روشهای بتمن را تشخیص می دهد ، نه تنها در مورد آن تحقیق می کند بلکه می کوشد جلوی آن را بگیرد. محدودیت او در درگیری با بتمن قابل توجه است. سوپرمن می توانست بتمن را به راحتی کشته و به سلطنت ترور پایان دهد. در عوض ، او تعقیب دیوانه وار در بتمن را در خیابانهای شهر قطع می کند و به او هشدار می دهد که متوقف شود. به نظر می رسد سوپرمن تا حدی فهمیده است که افرادی که بتمن را شکار می کنند ، نباید متوقف شوند (کسی در ابتدای فیلم کسی را به قاچاقچی انسان ترحم نمی کند) ، اما سوپرمن استدلال می کند که کسی که جرم را به پایان می رساند ، نباید چنین شود. بی رحمانه به عنوان جنایتکار در تلاش هایش.

اضطراب انتخاب: تبدیل شدن به سوپرمن در DCEU Snyder
Batman v Superman: Dawn of Justice (2016) – منبع: تصاویر برادران وارنر

مشکل اساسی بتمن این است که او نمی تواند انسانیت یا جنایتکار دیگری یا بیگانه را تشخیص دهد (سوپرمن). نقطه عطف فیلم زمانی است که سوپرمن به دلیل طرح های لکس لوتر ، با بتمن می جنگد. در این جنگ ، بتمن سوپرمن را تا حد مرگ تضعیف می کند و در همان لحظه ، سوپرمن از بتمن التماس می کند تا جان مادر فرزند خود را نجات دهد. هر دو مادرشان مارتا نامیده می شوند و این دعوا بتمن را اشتباه می گیرد تا اینکه او آنچه را که از او خواسته می شود نفهمد. در این لحظه ، انتخاب سوپرمن برای سلطنت نکردن به عنوان یک مستبد بر بتمن ، که می توانست به راحتی آن را تحت سلطه خود بگذارد ، به بتمن اجازه می دهد تا سرانجام سوپرمن را به عنوان یک انسان ببیند ، که باعث بی مهری ظلم و ستم استبداد خود می شود و به او اجازه می دهد تا شفقت انسانی خود – شفقت انسانی را به خاطر بسپارد. نوعی دلسوزی که در دو فیلم آخر توسط سوپرمن الگوبرداری شده است.

مرگ سوپرمن

سوپرمن نه تنها از طریق رستگاری او از بتمن ، الگویی را برای افراد دیگری که می خواهند در دنیا کارهای خوبی انجام دهند ، ایجاد می کند ، بلکه با ابهاماتی که در افکار خود نسبت به اعمال گذشته خود و در نتیجه نهایی خوب آنها ایجاد کرده است ، همخوانی دارد. در اوایل فیلم ، هنگامی که لوئیس تلاش می کند سوپرمن را به یاد نیکویی که انجام داده است و این نمادی که روی سینه اش است ، امیدوار باشد ، پاسخ می دهد: “این کار در دنیای من انجام شد. دنیای من دیگر وجود ندارد. ” در این لحظه ، او شرط هم نمادها و اخلاق را می شناسد. او می داند که “S” در سینه او نمادی در کریپتون است ، اما اگر کریپتون وجود نداشته باشد ، این نماد معنی را از دست می دهد. او می پذیرد که پدرش که تصور می کرد ممکن است کارهای خوب انجام دهد مرده است و آن انتظارات و رویاها با او درگذشت و برای اولین بار آگاه می شود که باید از طریق اعمال خود انتخاب کند که این نمادها تحت این چیست؟ وضعیت احتمالی جدید

وقتی او انتخاب می کند که نیزه کریپتونیت را انتخاب کند و همین امر او را در معرض مرگ آسیب پذیر می کند و به سوی رستاخیز پرواز می کند ، او مرگ خود را انتخاب می کند ، اما او انتخاب مرگ را انجام می دهد و مرگ او به وجود او معنی می دهد و الگوی اخلاقی را برای دیگران رقم می زند. پيگيري كردن. قبل از پرواز ، لوئیس از او دعا می کند که انتخاب لازم را نکند و او پاسخ می دهد: “این جهان من است … شما دنیای من هستید.” در این لحظه ، او دیگر تصمیم ندارد بین دو جهان باشد – او می خواهد کاملاً انسانی باشد و بیان آن در مرگ فداکارانه اوست. مردن انسانی ترین کاری است که سوپرمن می تواند انجام دهد ، و مرگ برای نجات بشریت یک کالای نهایی است که تنها او می تواند انتخاب کند.

این عمل با انتخاب یک فرد جهانی اخلاقی را ایجاد می کند. این کلمه به معنای واقعی کلمه الگویی برای سایر انسانها و انسانهای دارای توانایی های ویژه پیروی می کند. اگر یک بیگانه به انسانها و تمام حماقت های آنها نگاه می کرد و تصمیم می گرفت که وجود آنها از مال او مهمتر است ، پس متهمانی ها که پنهان شده اند ، دیگر نمی توانند پنهان شوند و از انجام کار خوب خودداری کنند. آنها می توانند در مقابل الگوی زندگی سوپرمن مقاومت کنند ، اما هیچ کس نتوانسته است منافع نهایی را در انتخابی که انجام داده منکر شود.

لیگ عدالت و رستاخیز مشکل Superman

لیگ عدالت قرار بود با اثرات انتخاب سوپرمن برای مردن مقابله کند. این فیلم او را از طریق رستاخیز باز می گرداند ، اما دشوار است که از محصول نهایی بدانیم که چیست اسنایدر قصد داشت با شخصیت سوپرمن پس از رستاخیز و ایده های اخلاقی و اگزیستانسیالیستی او را مورد کاوش قرار دهد. اسنایدر به دلیل یک فاجعه خانوادگی از این فیلم خارج شد جوس ودون قدم گذاشت تا فیلم تمام شود و به نظر می رسد کمی از سبکی و شوخ طبعی جهان سینمایی مارول را به خود اختصاص دهد. نتیجه نهایی فیلمی است که فاقد دید و لحن مجرد است.

اکثر صحنه ها با سوپرمن بدیهی است که توسط جوس ودون فیلمبرداری شده است. اصلی ترین واقعیت این واقعیت است هنری کاویلدهان و فک از طریق CGI به طرز وحشتناکی ارائه می شود زیرا کاویل نتوانست سبیل خود را از طریق بندهای Whedon اصلاح کند. از آنجا که این مقاله صرفاً به اقتباس اسنایدر متمرکز است ، تجزیه و تحلیل سوپرمن در این فیلم در شرایطی که اسنایدر در فیلم های قبلی ایجاد کرده است دشوار است زیرا سوپرمن او نیست. قبل از اینکه بدانیم دید کامل وی برای این سه فیلم چیست ، مخاطبان باید منتظر باشند تا اسنایدر فیلم برداری خود را برای HBO Max تمام کند.

نتیجه

با وجود عدم توانایی اسنایدر برای تکمیل دید سینمایی خود برای سوپرمن در لیگ عدالت در حال حاضر ، او سوپرمن را به بینندگان اعطا کرده است که ما قبلاً روی پرده آن ندیده بودیم. اسنایدر با ایجاد مبارزات سوپرمن بر روی صفحه نمایش به جای وجود فیزیکی ، شخصیت را عمیق تر کرد. خطر آوردن سوپرمن روی پرده این است که شخصیت بسیار عالی ، قدرتمند و بسیار خوب است که کسل کننده می شود. اسنایدر با نشان دادن اینكه ما می توانیم هر كاری را انجام دهیم و هر كاری باشد ، سطح عمق بیشتری به شخصیت اضافه كرد ، اما او دائما انتخاب سخت سوپرمن را انجام می دهد – او دائماً انتخاب شایسته را انجام می دهد.

سوپرمن مورد علاقه شما روی صفحه کیست؟ نظر شما در مورد سوپرمن اسنایدر چیست؟ در نظرات به ما اطلاع دهید.

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، پیوستن به انجمن ما در Discord و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!