ماجراهای CHILLING OF SABRINA فصل 4: یک فصل ضعیف خداحافظی کاملاً احساسی را به ارمغان می آورد

متأسفانه ، سریال دیگری با Netflix روبرو شده است ماجراهای ترسناک سابرینا در آغوش گرفتن و شروع به آخرین فصل آن. در حالی که هیچ توضیحی در مورد لغو ناگهانی سریال مورد علاقه هواداران داده نشده بود ، اما پایان کار برای سابرینا فرا رسیده است و خودش را به خلأ تاریخ تلویزیون تسلیم کرد. و ای کاش می توانستم بگویم که فصل آخر با خداحافظی که شایسته آن بود ، زندگی کرد ، اما تا لحظه های آخر ، ماجراهای ترسناک سابرینا پاهای خود را به خط پایان می کشد – در پایان مقاومت می کند.

اما آیا سریال می دانست که این قرار است پایان کار باشد؟ با توجه به اجرای این فصل آخر ، باید بگویم نه. هنگامی که من تماشا می کردم ، احساس می شد که قصد خاتمه دادن وجود ندارد – هیچ آگاهی از خداحافظی – و این منطقی است که این فصل آخر در فوریه سال 2020 با اعلامیه لغو Netflix در ژوئیه 2020 فیلمبرداری شد. و متاسفانه ، در حالی که بسیاری از فصل نتواند به اوج نمونه های قبلی خود برسد ، در پایان ، خداحافظی می کند – و من به شما هشدار می دهم: بافت ها را بگیرید.

یک سفر نهایی به گراندیل

این چهارمین و آخرین فصل است سابرینا مقابله با وحشت الدریش – که توسط پدر Backwood زنده شده است (ریچارد کویل) در آخرین لحظات فصل گذشته. در ابتدایی ترین حالت ، نبرد با آخرالزمان هر قسمت است. در حالی که احساس نوستالژی وجود دارد ، ذهن یادآوری ساختار اپیزودی سریال هایی مانند Buffy the Vampire Slayer و X-Files، برای کمک به حمل انرژی و هیجان در طول مسیر کافی نیست. هیچ احساس فوریتی وجود نداشت. اگر سریال به پایان نمی رسید ، ممکن است احساس متفاوتی وجود داشته باشد ، اما هنوز هم به اندازه ارتفاع در نظر گرفته نشده است.

ماجراهای CHILLING OF SABRINA فصل 4: یک فصل ضعیف خداحافظی کاملاً احساسی را به ارمغان می آورد
منبع: نت فلیکس

در پایان فصل سه ، برای فصل بعد چیزهای زیادی برای حل و فصل باقی مانده بود: حضور دو Sabrina (هر دو با بازی کیرنان شیپکا) که اکنون تهدید به ایجاد پارادوکسی ویرانگر شد ، پدر بلک وود مقداری شر را از درون تخم مرغ وحشتناک و لیلیث آزاد کرد (میشل گومز) وقتی لوسیفر حامل وارث جدید جهنم بود ، از رحمتش پیدا کرده بود. با انتخاب بلافاصله همانجا که متوقف شد ، فصل چهار در پرداختن به هر یک از این جنبه ها دریغ نمی کند ، همه در حالی که هر یک از ترورهای الدریش (در کل هشت مورد را دارد) به گرندیل می آوریم – البته با وجود سابرینا مورنینگ استار و سابرینا ، البته اکنون طلسم

بیشتر قسمت ها نتوانند به اوج فصل های گذشته برسند ، اگرچه درست به موقع برای خداحافظی نهایی در دو قسمت پایانی شکل می گیرد – اما در مورد این دو لحظه صحبت خواهیم کرد. آنچه چشمگیر است عدم وضوح در دیالوگ ، سرعت و حتی دنیای سریال است. اگر به فصل یک و حتی فصل بعدی آن فکر کنیم ، حتی تاریک تر و شوم تر بود ، اما در اینجا ، به نظر می رسید که هر قسمت فقط یک مرحله برای رسیدن به دو مرحله نهایی است. بایدها ، برای فینال که باید داشته باشید.

ماجراهای CHILLING OF SABRINA فصل 4: یک فصل ضعیف خداحافظی کاملاً احساسی را به ارمغان می آورد
منبع: نت فلیکس

این سریال در ادای احترام به فیلم های گذشته ادامه دارد ، خوابگاه و ولنتاین خونین من هر پاسخ داده شده و ریوردیل همچنین فراموش نشده است ، بازیگران فصل گذشته در لحظه ای کوتاه از لحظه Battle of the Bands ظاهر می شوند و حتی اظهارنظر می کنند که “ریوردیل” در حمام کاندوم دارد “. حتی مجموعه های موسیقی ، به خصوص در قسمت 6 “بازگشت” ، یک نبرد گروهها با حفظ تداوم موسیقی بین دو جهان ، اپیزود را متمرکز کرد. با این حال ، اینجاست که تداوم به پایان می رسد ، حتی احساس همبستگی دو غایب – خلائی که می تواند به توقف نابهنگام تولید در ریوردیلفصل چهار به دلیل همه گیری و عدم وجود آن پس از آن.

فینال دو

این متناسب با فصل و مسیری است که سریال در آن طی شده است و در دو قسمت پایانی شکسته شده است ، خداحافظی هم برای سابرینا – و حتی ادای احترام به سریال قبلی. دو اپیزود آخر Sabrina و طلای بزرگسال جوان است ، بازگشت واقعی به شکل – و حتی بازگشت خاله هیلدا اصلی (بت برودریک) و عمه زلدا (کارولین رئا) Sale و سالم (متاسفانه توسط هیچ صدایی اعلام نشده است) نیک باکای)! تاریک ، شوخ و شوخ طبعی است ، توجه شما را به خود جلب می کند و احساس اضطراری را در قسمت های قبلی از دست می دهد. همچنین این احساس امید وجود دارد که آخرالزمان بار دیگر خنثی شود و قهرمانان سوار غروب شوند.

قسمت اول فینال “بی پایان” است ، یک اپیزود کاملاً هوشمندانه که سابرینا مورنینگستار را به کانون توجهات می کشد و به نوعی دیگر از تار زمان تبدیل می کند (که از قضا ، سابرینا اسپلمن قبل از اینکه به فضای پیشگویی تر برسد ، این قسمت را می خواند). با این حال ، این یک اپیزود معمولی نیست. هنگامی که او اطراف خود را جمع می کند ، در پیاده روی عمه هیلدا و خاله زلدا – کمدی سال 1990 را تشکیل می دهند سابرینا جادوگر نوجوان – و سالم در نهایت ظاهر خود را نیز نشان می دهد! جایی که ذکر اتاق سبز است (بله ، من به آن فکر کردم آنتون یلچین فیلم) جای خود را به یک بسیار موفق می دهد خوابگاه احساس ، گرافیک تر از مجموعه ای که معمولاً با آن معاشقه می کند ، مفهوم و احیای شخصیت های محبوب سابرینا قرار داده شده در اقتباس کمیک تاریک اجرا می شوند بی عیب و نقص. ما نه تنها می بینیم که عناصر فصل بالاخره شروع به آسیب دیدن می کنند تا پایان ، بلکه یک قسمت پویا به ما داده می شود که نور جدیدی را به شخصیت های گذشته می تاباند.

ماجراهای CHILLING OF SABRINA فصل 4: یک فصل ضعیف یک خداحافظی کاملاً احساسی را به ارمغان می آورد
منبع: نت فلیکس

در پایان این قسمت ، مخاطبان با قسمت 8 “در کوههای جنون” از پایان استقبال خواهند کرد – و جنون واقعی است که اینجا جایی است که Netflix تصمیم گرفته بود سریال را ترک کند. واضح است که این هدف درنظر گرفته نشده است ، احساسی که فقط کنترل عاطفی مخاطبان را افزایش می دهد. بسیاری از انتهای شل و راه اندازی در جای خالی باقی مانده است ، و بسیاری را به خاطر آنچه ممکن است بوده است ابراز تاسف می کنند – به خصوص در پایان فصل / سریال. راستش را بخواهید ، من هنوز از اینکه چگونه پایان می یابد ، فینال آشکارا ناخواسته ، شخصیت ها را در حالتی که هرگز انتظار نمی رفت ، شوکه کرده ام. چه بیشتر ، با صحبت از جنگ جادوگران برای فصل پنجم در اینترنت (از جمله کراس اوور احتمالی Riverdale) ، می توانم ببینم که برخی از این داستان ها قرار است کجا بروند. اما افسوس که به همان اندازه که نتیجه گیری احساسی و پویاست ، احساس کینه نسبت به جایی که مانده ایم وجود دارد.

نتیجه گیری: اینجا پس از آن

بدون بخشیدن چیزی ، انتهای Sabrina شدت زیادی دارد و من را به فکر فرو می برد که چرا Netflix این را به عنوان خداحافظی انتخاب کرده است. منظور من این است که حداقل می توانست فرصتی ایجاد شود تا داستان همه را در هم بپیچد و به پایان آن شایسته و انتظار دیگران برسد. گرچه این راهی است که می رود و متأسفانه ، این اولین نبود و آخرین نخواهد بود. منظورم این است که من هنوز سعی می کنم سرم را به اطراف بپیچم OA.

در حالی که این ضعیف ترین فصل بود (منهای دو قسمت پایانی) ، اما من همچنان اشتیاق زیادی برای ادامه فصل احساس کردم. من آماده نبودم که تمام شود من با سابرینا در دهه 90 بزرگ شده بودم و عاشق شوخ طبعی بودم و تازه طعم طرف تاریک را چشیده بودم. من تعجب کردم که چقدر بازی آخر سریال احساسی بود ، تمامیت آن به یک مونتاژ یادآور و تکان دهنده منتهی شد که سرانجام پایان را به ارمغان آورد.

من مطمئن هستم که این آخرین باری نخواهد بود که سابرینا روی صفحه زنده می شود ، چه تلویزیون و چه فیلم. و در حالی که گاهی اوقات کمی متزلزل است ، ماجراهای ترسناک سابرینا دیدگاه منحصر به فردی را به ارمغان آورد امیدوارم استقبال های آینده احترام بگذارد.

آیا فصل آخر را دیده اید Chilling Adventure of Sabrina؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Chilling Adventures of Sabrina در Netflix جریان دارد!

https://www.youtube.com/watch؟v=gENO66DUgaQ


Chilling Adventures of Sabrina را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

THE MIDNIGHT SKY: یک عینک جذاب و با جذابیت علمی تخیلی

بیان آن بی خطر است جورج کلونیاجرا به عنوان کارگردان کاملاً گیج کننده بوده است. این بازیگر در طول فعالیت گسترده خود بازی های قابل توجه زیادی را ارائه داده است ، اما حداقل تلاش وی برای تصدی صندلی کارگردانی تا حد زیادی متناقض بوده است. تلاش های قبلی او مطمئناً با استقبال بیشتری نسبت به کارهای بعدی اش روبرو شده است و متأسفانه این روند با آخرین ویژگی وی ادامه دارد آسمان نیمه شب، بر اساس رمان صبح بخیر ، نیمه شب توسط لیلی بروکس-دالتون.

آسمان نیمه شب دکتر آگوستین لوفتوس را دنبال می کند (کلونی) ، دانشمندی که تمام زندگی خود را وقف کار خود کرده و در حال حاضر در یک قطب شمال ساکن است پس از یک فاجعه جهانی زمین را ویران کرده است. این فیلم بیننده را وسط عمل می اندازد ، زیرا شهروندان باقیمانده کره زمین در حال تخلیه هستند و لوفتوس در حال آماده شدن برای عقب ماندن است ، زیرا به دلیل تشخیص سرطان نهایی ، تلاش برای ترک آن بی فایده است. یک روز ، او با دختری جوان به نام آیریس روبرو می شود که در ایستگاه پنهان شده است و با دیدن هیچ گزینه دیگری ، مراقبت از او را آغاز می کند ، در حالی که همزمان تلاش می کند با ایتر ، تنها ماموریت فضایی فعال پس از بازگشت از یافتن یک ماه قابل سکونت در نزدیکی مشتری. اتر هیچ سرنخی در مورد آنچه برای زمین در زمان غایب آنها اتفاق افتاده ندارد ، و لوفتوس یافتن یک سیگنال را دشوارتر می کند. متعاقباً او و آیریس سفری را آغاز می کنند تا به یک آنتن قدرتمندتر برسند که امیدوارند بتواند آنها را به اتر برساند ، اما به زودی مشکل ایجاد می شود.

کلونیآخرین سفر گردشگری بدون شک از بدترین فیلم علمی-تخیلی سالهای اخیر به دور است ، اما در نهایت از بسیاری جهات ، به خصوص در مورد فیلمنامه بدون روحیه ، غالباً خسته کننده و قابل پیش بینی خستگی ناپذیر ، لنگ می زند. او ناامیدانه سعی می کند این داستان را از مواد نازک یخی که مجبور به کار با آنها است بالا ببرد ، اما به ندرت این کار را می کند آسمان نیمه شب هرگونه شباهت به تأثیر ، چه به صورت موضع روایی و چه احساسی داشته باشید.

به روایت گسسته است

از نظر ساختاری ، آسمان نیمه شب بدون شک یکی از ضعیف ترین فیلم های سال است. در حالی که امیدوار کننده آغاز می شود ، اما چیدمان روایت به آرامی خود را نشان می دهد و در نتیجه فیلم به سرعت از بین می رود. کلونی این کار را کاملاً ساده تنظیم می کند ، و بیننده را به دنیای داستان از راه هایی که بسیاری از فیلمسازان از انجام آن می ترسند ، معرفی می کند و متاسفانه دلیل آن روشن است. او درست می پرد و جای کمی برای نمایش باقی می گذارد ، اما این نوع تنظیمات به سادگی در اینجا کار نمی کند. بیننده با انبوهی از س questionsالات و وقت کافی برای پردازش آنها روبرو نیست ، اما برخلاف سایر نمونه های این قالب از سکانس آغازین (اخیراً ، کریستوفر نولانها اصول به ذهن خطور می کند) ، علاقه کافی از این لحظات مقدماتی برای ضمانت چنین آغاز جسارت وجود ندارد. متأسفانه ، بقیه فیلم هم خیلی بهتر نیست.

THE MIDNIGHT SKY: یک عینک جذاب و با جذابیت علمی تخیلی
منبع: نت فلیکس

دلیل خاصی برای مراقبت از این شخصیت ها به ما داده نشده است ، اما حداقل کلونیشخصیت و دختر جوانی که او در زیر بال خود می گیرد به اندازه کافی شیمیایی قوی دارند که بتواند بخشهایشان را روی آب نگه دارد به ویژه کلونی ، ارائه عملکرد قوی. در حالی که برای، آسمان نیمه شب عمدتا به دلیل تمرکز بیشتر بر کلونیشخصیت در نیمه اول. لحظاتی وجود دارد که به سمت تیم ایتر می رود ، و گرچه قسمت داستان آنها از جذابیت کمتری برخوردار است ، اما انتخاب مرکز کلونیقوس در حالی که تا حدودی تعادل بین داستان داستانی اتر منطقی است ، و در طرح کلی موارد قابل قبول است. با این حال ، داستان تغییراتی اساسی را در آنچه در نیمه عقب قرار می گیرد ، ایجاد می کند و گام های ناپایدار قبلی را بر هم می زند و فیلم را به فنا می کشاند.

واضح است که کلونی به وضوح سعی در اندازه گیری داشت چیزی از این داستان توافقی غیرقابل انکار است ، اما وقتی فیلم در یک ساعت به چیزی کاملاً متفاوت تبدیل شود و عملاً داستان خود را به نفع یک داستان بسیار کثیف تر کنار بگذارد ، کار زیادی نمی تواند انجام دهد. می توانید به سایر بازیگران اینجا بگویید که تمام تلاش خود را می کنند تا این پوسته خالی از فیلمنامه را به همان اندازه او ارتقا دهند ، اما مسئله این است که ما در مورد شخصیت های آنها چیزی نمی دانیم ، و به همین ترتیب ، به راحتی نمی توانیم برای آنها احساس کنیم ، حتی همانطور که مشاهده می کنیم آنها مشکلات مختلفی را تحمل می کنند.

از نظر احساسی بدون وزن

بازگشت به عدم انسجام روایت فیلم ، آسمان نیمه شب یکی از فروتن ترین فیلم های چند سال گذشته است. همیشه به نظر می رسد که حتی برای حداکثر دقیقه برای تشدید احساسات نیز درک می شود ، اما به سختی سطح را ترک می کند. لحظاتی وجود دارد که با داشتن یک فیلمنامه سازگارتر و پیوند عاطفی قوی تر با شخصیت ها ، این فیلم می تواند چیزی واقعاً خاص ارائه دهد ، اما این خیلی اوقات مسطح می شود زیرا قلب داستان صفر است. در طول فیلم ، صحنه های زیادی وجود دارد که به وضوح قصد دارند واکنشی تکان دهنده ایجاد کنند ، اما به سادگی نمی توانند آن را از تماشاگر بسنجند در نتیجه احساس خالی بودن به طور کلی.

THE MIDNIGHT SKY: یک عینک جذاب و با جذابیت علمی تخیلی
منبع: نت فلیکس

پس از شعار یک عمل دوم ، پایان کار تمام تلاش خود را می کند تا مقداری بسته شود اما به دلیل چگونگی تجمع فیزیکی نسبت به حاشیه از نظر احساسی ، دچار تزلزل می شود. اگر گوشت بیشتری روی استخوان های آن وجود داشت ، ممکن بود این پایان کمی بهتر باشد ، اما حتی که نمی توانست آن را از پیچ و خم مسخره ای نجات دهد که به همان اندازه خنده دارانه خارج از مکان باشد و به طرز وحشتناکی قابل پیش بینی باشد.

بازیگران مطمئناً بخاطر تلاشهایشان برای نجات این چیزها قابل تقدیر هستند ، زیرا آنها واقعاً تلاش می کنند ، اما تا زمانی که هرکدام از آنها حتی می توانند برای انجام این کار تلاش سختی انجام دهند ، این فیلم خیلی دور است. این یک ناامیدی عظیم است زیرا این فیلم مطمئناً پتانسیل بالایی داشت ، اما با وجود همه اینها خیلی زود ناپدید می شوند کلونیتلاش آگاهانه برای ارائه یک تجربه تأثیرگذار.

از نظر فنی دیدنی

با این وجود ، اگر لطف جدیدترین مزیت صرفه جویی در مورد فیلم های علمی-تخیلی استودیوی فریبنده و بی حس کننده وجود داشته باشد ، این جلوه های بصری است. از منظر تصویری ، آسمان نیمه شب یکی از با شکوهترین و جذاب ترین فیلم های سال 2020 است و مطمئناً نامزدها را برای جوایز خود در فصل جوایز جمع می کند. گرچه مطالب پیرامون آن به هیچ وجه معنی دار نیست ، اما تصاویر اغلب برای حمل صحنه های خاصی که اساساً به آنها برای روایت داستان متکی هستند ، کافی است.

THE MIDNIGHT SKY: یک عینک جذاب و با جذابیت علمی تخیلی
منبع: نت فلیکس

طراحی تولید نیز کاملاً چشمگیر است ، و زمینه ای محکم برای شخصیت ها و مکان آنها و برای آنچه ارزش دارد ، ایجاد می کند ، حتی وقتی داستان از نظر دور باشد ، یک لایه جذاب از ماده را اضافه می کند. یک احساس ترس و سرما به صراحت وجود دارد که بسیاری از این محیط ها را در بر گرفته است ، و مجموعه ها این را به ارتفاعات بیشتری می رسانند ، ترکیب نیروها با مارتین روهفیلمبرداری تاریک و در عین حال گویا برای شکل دادن به دنیایی متافیزیکی که احساس زندگی در آن از بسیاری از همتایان خود بیشتر است. گرچه این در نهایت نمی تواند فیلم را ذخیره کند ، اما در طولانی مدت باعث تماشای آن می شود.

نتیجه

آسمان نیمه شب نمونه دیگری از چیزی است که می تواند یک کار علمی-تخیلی پیچیده و تأثیرگذار باشد اما به سرعت در خودش فرو می ریزد. برای فیلمی که علی رغم تعداد معدودی نقص قابل مشاهده و در عین حال قابل عذرخواهی ، در اکثر کارهای خود درگیر کننده آن است ، حیف است که چقدر سریع قربانی یک چاه دیگر از مسائل در نیمه عقب شود. خیلی دور از فیلم خیلی وحشتناکی نیست. این به سادگی یک تجربه متوسط ​​و دردناک است که در سطوحی که مقدار بالقوه بالقوه ای دارند ، مسطح می شود. کلونی در نقش او عالی است و اگر فیلمنامه قوس او و دیگر عناصر داستان را به طور یکنواخت متعادل می کرد ، می توانست به عنوان یک کل منسجم عملکرد بهتری داشته باشد.

در نهایت ، این یک فیلم امیدوارکننده بود که اگر به عناصر جذاب تری از روایت خود متمرکز شده بود ، می توانست نگاهی درون نگرانه به مرگ ، مرگ و تنهایی ارائه دهد ، اما متأسفانه تصمیم گرفت که مسیر خود را در مسیری جالب تر و سریع تغییر دهد. خودش را به یک مارپیچ رو به پایین می فرستد. چه آشفتگی ناامیدکننده ای است.

آیا دیده اید آسمان نیمه شب هنوز؟ نظر شما چیه؟ ما را در نظرات با ما در میان بگذارید.

آسمان نیمه شب در حال پخش از Netflix است.


آسمان نیمه شب را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع

همه ما با محصولات ویژه ایستاده حرکت کریسمس Rankin & Bass آشنا هستیم ، از جمله معروف ترین آنها ، رودلف گوزن شمالی بینی قرمز. و در حالی که پوشیدن آن و لذت بردن از داستان تعطیلات آب نبات در مورد یک گوزن شمالی که با دیگر افراد نادرست تیم می شود و برای گرفتن تأیید بابانوئل در یک یقه باند می بندد ، یک چیز است ، شناختن فیلم برای آنچه واقعاً است: یک بررسی عمیق و پیچیده از محرومیت از افراد LGBTQ +.

The Reindeer’s History

برنامه های کودک ، به ویژه ویژه برنامه های کریسمس Rankin & Bass ، فرعی برای فرعی نیست. آدم برفی یخ زده اکنون به عنوان استعاره ای از اجتناب ناپذیری آسیب زای تغییر اقلیم خوانده می شود ، سال بدون بابانوئل تمثیلی برای نیکسون دولت ، و Santa Claus Is Comin ’to Town سانتا را به عنوان یک چهره مسیحی دوباره تعریف می کند و تصور می کند که عیسی می توانست جلوی هولوکاست را بگیرد. (اما این مقاله به طور کامل مقاله دیگری است.) بنابراین تصور کردن آن یک جهش نظری چندان عظیم نیست رودلف به عنوان یک روایت عجیب و غریب کیشوتیک در مورد تلاش برای تعلق به جهانی که شما را نمی خواهد.

این شخصیت مدتها قبل از اولین پخش ویژه در سال 1964 متولد شد ؛ رودولف زندگی خود را به عنوان کتاب کودک در پاشنه رکود بزرگ آغاز کرد ، سپس شخصیت در یک ضربه دوباره متولد شد Gene Autry ترانه در سال 1949. سپس ، او DCEU را نقض کرد ، و در چندین عنوان کمیک DC در طول دهه 1950 حضور داشت که در آن گوزن های شمالی با یک پوزخند بزرگ لذت می برد. گونه های سرخ شده فرم انعطاف پذیر ، و مژه های بلند و زنانه ، از مقدار زیادی انرژی عجیب و غریب.

گرفتن که رودلف در عین حال ، مخفیانه یک روایت بیرون آمدن است ، و هر کریسمس را برای همه دور دور می کند سال ها در حال حاضر ، از جمله در نیویورکر در سال 2014 ، سپس در مجله نیویورک تایمز، کرکس، و اخیراً ، ملت. فیلمنامه نویس رومئو مولر احتمالاً برای ساختن اسلحه نبود شکست قطب شمال در اینجا ، اما صرف نظر از اهداف نویسنده ، رودلف همجنسگراست. مثل ، واقعاً ، واقعاً همجنسگرا و همینطور بیشتر دوستانش.

بازی های گوزن شمالی

داستان از رودلف بله ، اما جشن چه کسانی هستند؟ داستان با تولد رودولف آغاز می شود ، در آن زمان دونر ، هموفوب و پدر بد کلی ، بینی براق پسرش را می بیند و بلافاصله گریه می کند ، “چگونه می توانیم که ؟! “ بینی قرمز رودولف بلافاصله به نمادی از عدم انطباق او تبدیل می شود ، یعنی یک خارجی شدن ملکه درون. این علامت گویایی برای دیگران است که رودلف “یکی از آنها” نیست ، و تا زمانی که بینی رودلف آشکار نمی شود شروع همجنس گری است. دونر سعی می کند قبل از رسیدن سانتا ، آن را با گل بپوشاند.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

سانتا یک دیک بزرگ است رودلف. همه Christmastown ، همانطور که در فیلم قطب شمال نامیده می شود ، در واقع فقط قلعه لوکس اوست که از برف بیرون می آید. گوزن های شمالی ، که به نظر می رسد تقریباً نیمی از جمعیت Christmastown را تشکیل می دهند ، به عنوان شهروندان درجه دو رفتار می شوند و هر زمان که سانتا به آنها نزدیک می شود ، یک ارباب خادم ناخوشایند وجود دارد. حضور الیگارچال سانتا به عنوان بهترین مقام مردسالار و دولت در این سرزمین ، می تواند به راحتی برای دولت آمریکا یا نیروهای سرمایه داری ایستادگی کند – شما واقعاً می توانید انتخاب خود را انجام دهید. هنگامی که او به رعیت سفر می کند و با رودلف ملاقات می کند ، او فقط جیب کوچک را به عنوان یک کارمند آینده در نظر می گیرد – “او روزی در تیم من خواهد بود” ، او را صدا می کند و رودولف را “یک شخص کوچک و محکم” می نامد.

اما با دیدن بینی قرمز درخشان ، سانتا آن را از دست می دهد و دونر با عجله به او کلماتی را می گوید که مطمئنم اکثر بچه های کر در محیط های بدون حمایت بارها بارها این حرف ها را شنیده اند: “من مطمئن هستم که او به محض بزرگ شدن متوقف می شود. ” بعد از رفتن پدر سرمایه داری ، دونر به پسرش می گوید ، “تو مثل دیگران یک جیب معمولی خواهی بود!”

پس از چند ماه تلاش دونر برای تربیت مجدد فرزند خود با درسهای جستجوی غذا و جنگ ، چند ماه بعد قطع شد. رودلف برای آموزش گوزن های شمالی به آنجا می رود و در آنجا با کلاریس ، دوبله ای که سیمپل می زند ، آشنا می شود سخت برای او ، و او وقتی او را ناز صدا می کند خوشحال می شود. به حدی که چشمانش باگ است و برای اولین بار بلند می شود. اما جلد رودلف هنوز دمیده نشده است. وقتی او دچار یک درگیری فیزیکی بازیگوشانه با گوزن شمالی گوزن شمالی گوزن شمالی می شود که از او دور می شود. همانطور که شاخ های شاخ را قفل می کنند ، رودلف به طور تصادفی اجازه می دهد تا درپوش بینی بلغزد ، و راز بزرگ همجنسگرایانه خود را به جهانیان نشان دهد. پس از تمام دوران کودکی در گنجه ، ملکه رودلف خارج است ، و او بی وقفه و به سختی مورد آزار و اذیت همسالان خود قرار می گیرد تا زمانی که در تاندرا عقب نشینی می کند.

هرمی کاملاً لود شده

در همین حال ، در یکی از جن های جن بی جنس در زیرزمین کاخ سانتا ، هرمی جن تصمیم می گیرد که دیگر نمی خواهد اسباب بازی بسازد ، و این یک سنت فرضیه ای دارد که الف ها فقط به ساخت اسباب بازی می پردازند. هرمی لبهایی قرمز و زنانه دارد و موهای بلوند کاملاً موج دار دارد ، در حالی که الف های دیگر همه به نظر می رسد مانند پارچه پوش و فشار آور هستند.

جوامع گوزن شمالی و وروجک ها به شدت ناهماهنگ هستند ، با آموزش گوزن های شمالی که نقش های جنسیتی را اعمال می کند و فشار اجتماعی فوق العاده ای روی جفت گیری ایجاد می شود. در جامعه جن ها ، جن بچه ها منحصراً از لباس صورتی و پسرها آبی استفاده می کنند. رقص وروجکها بر جفت شدن دختران و پسران تأکید می کند ، و بیشتر همنشینان هرمی وقت خود را صرف دور زدن زنان می کنند. تمام آنچه که ما از جامعه جن می بینیم ، واقعاً است. این و وزن خردکننده سرمایه داری است. رد هرمی از سبک زندگی سنتی جن ، بنابراین ، رد او از ناهمگونی را نیز در بر می گیرد.

هرمی همچنین چهره دونر همجنسگرا و غیر همدردی دارد. Head Elf ، نوعی سرکارگر در کارگاه ، به جاه طلبی های دندانپزشکی هرمی اهمیتی نمی دهد و در عوض با او به عنوان جفت دیگری از دستان اسباب بازی سازی در جهنم های بیرحمانه نیروی کار بی وقفه خط مونتاژ سانتا رفتار می کند. هرمی از زندگی در زیر پاشنه بوت سانتا ناراضی است و از پنجره کارگاه بیرون می آید و با دویدن قدرت به داخل جنگل می رود.

او رودولف را ملاقات می کند و در اولین جلسه رسمی جبهه آزادی خواهی کریستماستاون ، آنها در مورد چگونگی ایجاد جامعه متاسفانه با ذهنیت افراد عجیب و غریب آواز می خوانند. پس از حدود یک دقیقه شناختن رودلف ، هرمی نیز به پشت خود می پرد و او را مانند اسب سوار می کند.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد قانونی همجنسگرا
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

آنها آواز “ما چند نفر از نارضایتی ها هستیم” را می خوانند و تصمیم می گیرند که بهتر است هنجارهای اجتماعی را انکار کنند و شانس خود را در بیابان بخرند تا اینکه با پارادایم نخبگان حاکم مطابقت داشته باشند. با کشیدن انگشت میانی به سمت دولت فاسد مطابق ، آنها با هم در پهنه برفی فرو می روند.

هرمی و رودولف منجر به ایجاد هدایت های جالب توجه می شوند زیرا انگیزه آنها زیاد است نه به هویت و جاه طلبی های آنها کاملا پی ببرند. رودلف با افتتاح یک عمل دندانپزشکی در وینیپگ به پایان نمی رسد. اگرچه آنها به جامعه ای که در آن بزرگ شده اند پشت کردند ، اما هر یک از آنها به خانه خود وابسته هستند و در قطب شمال سرگردان می شوند و ظاهراً هیچ برنامه ای برای توسعه زندگی خود ندارند ، صرفاً با وجود تأمین انرژی. می توانید بگویید که هر کدام قصد دارند به Christmastown برگردند در نهایت، البته با سوراخ كردن نوك سينه ، ناخن هاي نقاشي شده و كتاب هايي درباره ماركسيسم كه زير بغلشان جمع شده بود. بنابراین خدا را شکر که با یوکان کرنلیوس روبرو می شوند.

یوکان در حال سوختن است

یوكون كورنلیوس ، یكی از بهترین شخصیت هایی كه تاكنون برای تلویزیون خلق شده است ، با انرژی عظیم خرس در حال دریدن درزها است. او یک انسان بزرگ همجنس گرا است ، کسی آنقدر سرشار از مردانگی است که بیش از حد به عجیب و غریب تبدیل می شود. یوكون ، كوتاهی كمپی كه ما همیشه به آن احتیاج داشته ایم ، هنگام جستجوی نقره و طلا کلنگ خود را لیس می زند ، او تئاتری و مسخره است و عاشق آواز خواندن است. او در آنجا تنها با سگهای سورتمه خود بیرون است ، جایی که او ظاهرا فقط آهنگ هایی را درباره عجله طلا اختراع می کند و حیوانات خانگی خود را فریاد می زند. عامل اصلی حمله این است که یوکان یک فرد بد جستجو است – او هرگز هیچ نقره یا طلا پیدا نکرده است و همچنین نمی تواند سگ های خود را به له و له تبدیل کند.

حتی اگر بیش از حد مردانگی او به مهارت شغلی تبدیل نشود ، یوكون هنوز در قطب شمال شکوفا می شود ، فارغ از جامعه ای كه در غیر این صورت از محبوبیت او استقبال نمی كند. وقتی راوی می پرسد ، “پس نظر شما درباره دوست ما کورنلیوس چیست؟” توقف کردم. چی میکند راوی انتظار دارد که ما در مورد کورنلیوس توجه کنیم؟ موضع سلطه جویانه ، تابش خیره کننده ، یا آن بازوهای بزرگ و تنومند که به راحتی می توانند مردی را به گره گره بزنند و او را به هفت روش مختلف بکشند؟

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

رودولف و هرمی با معاشرت بعید و محکم خود ، سرانجام راضی هستند که به تنهایی و به دور از جامعه ای که مجبور به تظاهر به آن هستند ، از خود دور باشند و از هویت واقعی خود به نفع بازی های گوزن شمالی و هنجاربرداشتن اسباب بازی های غیرجنسی استفاده کنند. آنها سرانجام به جزیره اسباب بازی های نامناسب منتقل می شوند.

جزیره رانده شدگان کویر و شیر عیسی

برخی تفاسیر از رودلف جزیره اسباب بازی های نامناسب را که هیچ پایه ای در آهنگ کلاسیک ندارد ، به یک نماد شوم و ناخوشایند برای رودلف و شرکت تشبیه کرده اند – این نتیجه ترک جامعه و تلاش برای ساختن آن به تنهایی است. شبهای سرد بی پایان دور آتش سوزی جمع شده بود و از عشق بچه ها محروم بود. اما من فکر می کنم این نزدیکی به بهشت ​​است ، مستعمره ای بدون تعرض به همجنسگرایان و تبعیض بر اساس جنسیت و جنسیت ، مکانی که تازه واردان را به احساس خوشامدگویی و ابراز وجود تشویق می کند.

وقتی باند به جزیره می رسد ، توسط چارلی درون جعبه مورد استقبال قرار می گیرد که آواز می خواند: “یک جک صندوق منتظر است بچه ها فریاد بزنند. / بیدار شو! آیا نمی دانی زمان بیرون آمدن است؟ ” اسباب بازی های رد شده همه با افتخار جنسی خود را مانند نشان افتخار به نمایش می گذارند. همه در جزیره ، از تفنگ آب شلیک ژله گرفته تا گاوچران شترمرغ (نگه دارید hold بخصوص گاوچران شترمرغ سوار) بدون سر و صدا همجنسگرا است. باز هم ، نه فقط به این دلیل که چارلی ، گاوچران و فیل خال صورتی از خارجی ها استقبال می کنند و آن ها را در آغوش می کشند ، بلکه به دلیل “اشتباه” بودن ، آنها توسط همه چیزهایی که جامعه Christmastown معرفی نمی کند ، تعریف می شوند: گشودگی ، استقلال و آزادی جنسی.

اسباب بازی ها توسط Lion Jesus هدایت می شوند (اگرچه در فیلمنامه ، او King Moonracer نامیده می شود ، که بیشترین گه هایی است که من تاکنون شنیده ام). شیر عیسی صداپیشه همان سانتا را دارد (استن فرانسیس) تشویق ما برای دیدن این جزیره نه به عنوان یک دنیای اخلاقی جهنمی بلکه به عنوان یک شهر وارونه Christmastown ، مکانی که بیش از بهره برداری و تعصب بریتانیایی مبتنی بر مدارا است.

بسیاری از این دو برابر شدن جالب است که در اتفاق می افتد رودلف فرانسیس صدای سانتا و فویل او ، Moonracer را صدا می کند ، در حالی که صدای چارلی درون جعبه را صدا می کند آلفی اسکوپ، که همچنین Fireball را انجام می دهد ، جفتک جوانی که به طور تصادفی رودولف را در قطب شمال پشت سر می گذارد. اسکوپ همچنین صدای جن های مختلف را می گیرد. کارل باناس، Head Elf ، همچنین برای برخی دیگر از اسباب بازی های نامناسب نیز دو برابر می شود. دو برابر شدن یک واقعیت متناوب در جزیره ایجاد می کند. صدای عدم تحمل در کریستماون برای قهرمانان ما به دوستان عجیب تبدیل می شود.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد قانونی همجنسگرا
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

باند به قلعه Lion Jesus می رود. (در صورتی که تاکنون کل چیزهای همجنسگرایان را انتخاب نکرده باشید ، قلعه Moonracer در واقع یک دسته گل آلت تناسلی است که به سمت آسمان می رسد.) Moonracer آنها را به شب ماندن دعوت می کند ، در یک مهمانخانه صورتی رنگ که مجهز به پتوهای صورتی ، بالش ، و پرده ها

اما رودولف ، برای اهداف نقشه ، تصمیم می گیرد که نیاز به فرار از جزیره و رفتن به تنهایی دارد. این هنوز هم داستانی از دهه 60 است – باز هم ، رودلف تمایلی به ساختن آن به تنهایی و خود را ندارد. سرنوشت او به کریستماون گره خورده است ، و از آنجا که این هنوز هم یک ویژه ویژه محافظه کارانه کریسمس است ، قطعنامه داستان می طلبد که رودولف به محل آسیب دیدگی خود برگردد و خود را با جامعه سلطان هراسی سانتا دوست بدارد.

Bumbles جستن و همچنین نفرت مردم همجنسگرا

“رودلف تا آنجا که می توانست وجود داشت” ، راوی ما ، Burl Ives، به ما می گوید ، که مانند آن ، همان است. اما رودولف همچنین با یک تهدید شوم ، اژدها در پایان سفر قهرمان خود ، در تضاد است. آدم برفی نفرت انگیز همیشه در پشت کوه ها ، همیشه در جایی از بیابان ، در کمین است و او را شکار می کند.

اگر سانتا نشان دهنده قدرت مردسالار غالب بر ملت و خانواده دونر است ، پس آدم برفی نفرت انگیز مظهر تاریک ترین و هوموفوبیک ترین احساسات است که در پشت هر نیروی حاکم کمین کرده است. هوموفوبیای وحشتناک ، زشت ، پرانتز.

رودولف به کریستماون برمی گردد. او همه بزرگ شده است و به احتمال زیاد بر روی او تمیز کرده است جیمز بالدوین و تئوری فمینیسم و ​​کوئر. اما کسی وجود ندارد که بتواند آن را با او در میان بگذارد ، زیرا خانواده وی ، از جمله کلاریس ، همسایگان محله ، قطب شمال را ترک کرده اند تا او را جستجو کنند. نفرت انگیز آنها را گرفته است و رودولف برای نجات آنها به راه می افتد.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

صحنه ای رویایی که رودلف با آن نفرت انگیز روبرو می شود و KO’d را بدست می آورد مانند چیزی است که از آن دور است بیوولف. دوستانش به زودی حاضر می شوند و هرمی موفق می شود از Chechov’s Dobby Hobby برای از بین بردن جانور برفی استفاده کند. یوكون به ما می گوید آنها آنها را نمی كشند – بالاخره نمی توانند چون Bumbles پرش می كنند. هیولای همجنسگرای بی دندانی که از آنها باقی مانده است یک پیام قدرتمند ، هرچند غم انگیز است ، که می گوید اگرچه نمی توانیم همدستی را در قلب سیستم های قدرت خود ریشه کن کنیم ، اما می توانیم آنها را خنثی کنیم تا از نفوذ و تهدید آنها کاسته شود.

(همچنین این تصاویر جذاب غار واژینال با لانه Abominable وجود دارد که نماهای خارجی غار رودلف را در ابتدای فیلم منعکس می کند. با پیروزی در لانه هیولا ، رودلف و دوستان اساساً دوباره به عنوان قهرمان دوباره متولد می شوند.)

نتیجه گیری: جایی که رنگین کمان به پایان می رسد

رودلف مترقی نیست رودولف و هرمی هرگز سعی نمی کنند جامعه ای جدا از قطب شمال همجنسگرایانه را اختراع کنند و حتی “پایان خوش” اسباب بازی های نامناسب نیز وقتی در سیستم ارزش های سانتا ادغام می شوند و به بچه های دوست داشتنی اهدا می شوند. در کل ، این ویژه بینی به زنان نیز چرخانده می شود ، به ویژه هنگامی که خانم دونر (که نام او واقعاً همین است) و کلاریس به داخل برف می روند و بلافاصله توسط مفرحین اسیر می شوند.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد قانونی همجنسگرا
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

در پایان روز ، رودلف ، هرمی و یوکان فقط مجاز به بازگشت به جامعه قطب شمال هستند زیرا مفید و قابل بهره برداری هستند. قوس شخصیت رودلف با راهنمایی سورتمه سانتا از طریق مه و اثبات رئیس و پدرش اینكه افراد كوئر می توانند به همان اندازه افراد صاف برای جامعه مفید باشند ، كه كاملاً ناخالص است.

بنابراین اخلاق این است که اگر شما متفاوت باشید ، بهتر است مفید باشید وگرنه جامعه شما را بیرون می اندازد – انحراف از هنجار مجازات می شود مگر اینکه قابل بهره برداری باشد ، شوخی می کند – این یک پیام خشن برای کودکان است خاص اما این جانسون-را آمریکا اینجا. رودلف ، هرمی ، کورنلیوس – خصوصیات آنها به دلیل ارزش آنها قابل تحمل است. هر لحظه که دیگر مفید واقع نشوند ، دوباره به سایه ها برده می شوند – کشمکشی که بسیاری از افراد LGBTQ + می دانند و اکنون با آن رابطه دارند.

در داخل رودلفتله های تینسلی ، گرچه یک رگ امید است. آهنگ “There’s Always Tomorrow” که کلاریس برای رودلف می خواند ، درباره موج تغییر است. به طور خاص ، این در مورد بحران هویت جنسی رودلف و اصرار دونر و سانتا است که خاصیت او چیزی است که او از آن رشد خواهد کرد. او آواز می خواند ، “همه ما وانمود می کنیم / رنگین کمان پایان دارد / و روزی دوست تو خواهی بود.” روزی فرا خواهد رسید که رودولف می تواند وانمود کند که شخصی نیست. رنگین کمان پایان ندارد. برای ویژه ای که همیشه پیام درستی درباره کوئین ندارد ، کاملاً دقیق است. از این گذشته ، همه ما نمی توانیم به قطب شمال فرار کنیم تا مانند شوک دزدگیرهای غیرقابل توقف ، استخراج طلا ، موی سینه مانند یوکان کورنلیوس تبدیل شویم.

شما چی فکر میکنید؟ در زیر ژانر فیلم های کریسمس کوئیر ، است رودلف بهتر از مثلا خوشبخت ترین فصل؟ در زیر نظر بدهید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

WONDER WOMAN 1984: پیگیری سر به سر و بزرگ قلب

پتی جنکینز… قبول کردن Wonder Woman از بسیاری جهات عالی است ، اما عاقبت آن ، Wonder Woman 1984، حتی بیشتر مسحور می کند. بزرگتر ، جسورتر و قطعاً بهتر ، با قلبی بزرگ در آستین خود و عملکردهای خوب همه افراد درگیر.

اگر داستان اصلی فیلم اول در مورد زنی است که باید آلودگی هایی که مردان ایجاد کرده اند را پاک کند ، موضوع اصلی این دنباله درباره ارزش های حقایق و همچنین خطر دروغ و قدرت بیش از حد است. مطمئناً ، در بعضی مواقع فیلم این پیام را به شدت تحویل می دهد ، اما در بیشتر موارد ، Wonder Women 1984 به لطف جنکینز‘جهت جامد و گال گدوتحضور برازنده صفحه است.

سنگ ، حقیقت ها و دروغ ها

مثل اولین قسط ، Wonder Woman 1984 وقتی او هنوز بچه در جزیره زادگاهش تمیسیرا است ، با یادگیری از عمه خود آنتیوپ با بازتاب دیانا باز می شود (رابین رایت) در مورد اینکه چرا همیشه گفتن حقیقت مهم است. جنکینز بعد از آن به دور DC 1984 می پرد و بلافاصله به ما نشان می دهد که زن شگفت انگیز ما چه کاری انجام داده است: کار به عنوان باستان شناس در اسمیتسونیان در حالی که سعی می کرد هر از گاهی روز را از شر افراد بد نجات دهد.

WONDER WOMAN 1984: پیگیری سر به سر و قلب بزرگ
منبع: تصاویر برادران وارنر

طرح فقط زمانی شروع می شود که نوعی سنگ رویایی به ما معرفی شود و قدرت تحقق خواسته های هر کسی را داشته باشد. دیانا به طور اتفاقی از آن برای ایجاد عشق به زندگی خود ، استیو استفاده می کند (کریس پاین)، به زندگی برگرد. در همین حال ، دوست و همکار جدید دیانا ، باربارا مینروا (کریستن ویگ) ، که تبدیل به Wonder Woman’s arch-nemesis ، یوزپلنگ و بدترین قسمت این قسمت خواهد شد ، مردی که یک طرح Ponzi به نام Maxwell Lord را اجرا می کند (پدرو پاسکال) ، آرزوی قدرت بیش از حد. آرزوهای آنها البته زمانی تحقق می یابد که سنگ رویایی را بدست آورند ، که ظاهراً توسط خدایی با نیت بد ساخته شده است. اما آنچه آنها نمی دانند عواقبی است که باید متحمل شوند: از دست دادن چیزی ارزشمند از زندگی خود.

دایانا ، با این حال ، از این موضوع اطلاع دارد و سعی دارد جلوی باربارا و ماکس لرد را بگیرد قبل از اینکه از آنها برای کاری بی دقت و خطرناک استفاده کنند. و این ماجراجویی او برای یافتن سنگ و نجات جهان از نابودی است Wonder Woman 1984 در بالاترین حد خود است. سکانس های اکشن توسط هر دو درخشان اجرا می شوند جنکینزجهت و چهار بازیگر اصلی به خصوص کلاه گیس و پاسکال که به نظر می رسد هر دو از فیلمبرداری هر صحنه بسیار سرگرم کننده هستند. اگرچه گاهی اوقات CGI می تواند کمی غالب باشد ، متیو جنسنفیلمبرداری هرگز کمتر نفس گیر نمی شود. هانس زیمرنمره بمب گذاری همچنین همه چیز را حماسی تر می کند.

WONDER WOMAN 1984: پیگیری سر به سر و قلب بزرگ
منبع: تصاویر برادران وارنر

ولی Wonder Woman 1984 فقط یک معجزه فنی با یک مرکز توخالی یا یک فیلم نیست که فقط در مقیاس بزرگتر کار می کند اما در مورد کوچکترها احساس ضعف می کند. لحظات صمیمی بین شخصیت ها ، مانند زمانی که دیانا استیو را در اطراف دی سی نشان می دهد ، یا وقتی دیانا و باربارا با هم شام می خورند ، نیز بسیار خوب کار می کنند. در واقع ، در همه این صحنه ها است که قلب و روح فیلم درخشان ترین است. این مطمئناً کمک می کند که شیمی بین گادوت و کاج همیشه لیاقتش را دارد بدون اینکه یک بار بیش از حد احساس پنیر کند.

امیدوار و غیرجنسی

همانطور که قبلا ذکر شد ، پایان نامه اصلی Wonder Woman 1984 در مورد خطر طمع و سرمایه داری است ، موضوعاتی که قطعاً هم اکنون در جامعه ما طنین انداز است. اصطلاحات اصطلاحات آن ، همانطور که توسط ماکس لرد و باربارا نشان داده شده است ، اساساً “قدرت مطلق کاملاً فاسد” است. اما آنچه در مورد راه جالب و خاص است جنکینز و دیگر نویسندگان فیلمنامه جف جانز و دیوید کالاهام، انتقال این پیام این است که همیشه چقدر امیدوار و غیرجنسی است.

بله ، فیلم هرگز از به تصویر کشیدن تاریک ترین سمت قدرت بیش از حد پرهیز نمی کند ، اما لحظه ای نیست Wonder Woman 1984 که در آن خوشبینی نمی کند. حتی وقتی در بعضی مواقع نمایش دروغ هایش کمی اغراق آمیز است ، فیلم همیشه هر صحنه را با لحظه ای قهرمانانه دنبال می کند که بدون شک مخاطب را دستپاچه می کند. برخی از افراد ممکن است با این نگاه “بی گناه” به جهان کنار گذاشته شوند و این قابل درک است. اما در عین حال ، این همان چیزی است که باعث می شود Wonder Woman حق رای دادن بسیار متفاوت از دیگر فیلم های ابرقهرمانی DC Universe است. درست وقتی بسیاری از فیلم ها برای تاریک ترین و بدبین ترین فیلم ها رقابت می کنند ، نور و لمس نادر از امید را به همراه می آورد.

WONDER WOMAN 1984: پیگیری سر به سر و قلب بزرگ
منبع: تصاویر برادران وارنر

آنچه در این فیلم از دست رفته است ، کمی ظرافت است. صحنه های بسیار زیادی وجود دارد ، به ویژه در مرحله آخر ، که به شدت به سمت مونولوگ های بزرگ و کسل کننده ای که تقریباً احساس می کنند کمی حامی گری دارند تمایل دارد. اما خوشبختانه ، اجراهای بازیگران همیشه موفق می شوند همه چیز را دوباره برگردانند. گادوت نه تنها برازندگی Wonder Woman او را فراهم می کند بلکه احساسات واقعی را نیز به همراه دارد. کلاه گیس و پاسکال، هرچند در حال بازی در نقش تبه کاران بزرگ و کارتونی هستند ، همیشه انسانیت را به شخصیت های آنها ارائه می دهند که احساس سختی کشیدن آنها دشوار است. کاجاز طرف دیگر جذابیت و شوخ طبعی را برای استیو به ارمغان می آورد. همه فقط فوق العاده هستند.

افکار نهایی

اگرچه بدون نقص نیست ، Wonder Woman 1984 ثابت می کند که پیگیری شایسته و چشمگیری برای یک پیش درآمد بزرگ است. هر لحظه همیشه با خوش بینی پر می شود ، هر عملکردی با انسانیت عجین است. این یک ماجراجویی پر جنب و جوش ، رنگارنگ و بازگشتی خارق العاده به دهه 80 است که با قلبی عظیم ارائه می شود. پتی جنکینز و گال گدوت درهم و برهم نیستند

نظر شما در مورد پایان چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Wonder Woman 1984 از 25 دسامبر شروع به پخش تئاتر و پخش جریانی از HBO Max می کند.


Wonder Woman 1984 را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

موضع: کاملاً بر پتانسیل آن تأکید نمی کند

به عنوان یک بزرگ استفان کینگ طرفدار ، وقتی من برای اولین بار شنیدم که یک سازگاری دیگر وجود دارد ، اگر بگویم من خوشحال شدم – خوب ، جای تأمل نیست. هنگامی که انتخاب بازیگران اعلام شد ، می توانم ببینم که هر یک از این شخصیت ها از صفحه اتصال به چهره های بازیگر و بازیگر برداشته شده اند. احساس امید القا شده بود. حتی بیشتر ، وقتی شنیدم که هست جاش بون و بنجامین کاول در پشت آن ، من می دانستم که مهارت و اشتیاق کافی برای وجود دارد کینگ کار کنید ، تا من را یک مومن کنید.

در مورد یک قطعه هنری که دوست دارید از آن اقتباس کنید ، دوگانگی وجود دارد. از یک طرف ، شما می خواهید فردی باشد تا مسیری جدید برای اوج گرفتن داستان پیدا کنید. از طرف دیگر ، این ماده اصلی است. شما محکم آن را می گیرید ، انگشتانتان را به قسمت بیرونی فرو می برید ، همیشه اکراه ندارید که از اول عاشق آن شوید. شما از تغییر آن دفاع می کنید. وقتی تعادل برقرار شد ، آن لحظه است که می توانید به سازگاری نگاه کنید و احساس رضایت کنید.

با غرفه، که گاهی اوقات چنین بود ، اما به طور کلی ، ناهمواری غالب بود.

موضع: کاملاً بر پتانسیل آن تأکید نمی کند
منبع: CBS All Access

امیدوارم این عنوان کاملاً ناامید کننده نباشد ، زیرا اینگونه نیست. در واقع ، این نمایش من را تا پایان خلبانش مجذوب خود کرده بود. که از نظر من ، به طور کلی چیز خوبی است. مسئله تأسف بار که اغلب هنگام اقتباس از داستانهایی به این بزرگی اتفاق می افتد ، آنها را فریب می دهد ، اما جریان اعدام پیدا نمی کنند.

غرفه کارهای زیادی برای آن انجام شده است ، و احساس می کنم اگر 10 قسمت دیگر داشته باشد ، شاید بتواند توانایی کامل خود را پیدا کند. یا شاید من همیشه این حرف را می زنم. شاید ، من همیشه بیشتر می خواهم واقعیت این است که هر دو روی سکه ضرب المثلی ارزش غرق شدن در اینجا را دارند و من به اندازه اشتیاق بیشتر تحت تأثیر قرار نگرفتم.

مبارزه خیر و شر

چیزی پادشاه این رمان که به زندگی در روح دامن می زد این ایده بود که توانایی خوب و بد در همه ما وجود دارد. می تواند چهره های واضحی در داستان وجود داشته باشد – مانند نیروهای مخالف شر ، رندال پرچم (الكساندر اسكارسگارد) ، و خوب ، مادر ابیگل (ووپی گلدبرگ) – اما برای بقیه ، این در مورد آزادی انتخاب آنها است. اگرچه ممکن است لحظاتی یادآور شرایط فعلی باشد و احساسی دلهره آور را برانگیزد ، اما داستان بزرگتری که از این جهان نشات نمی گیرد هدایت می شود. این فانتزی در بهترین حالت خود است زیرا ماهیت انسانیت را با استعداد لازم برای شیفتگی ترکیب می کند.

غرفه اتفاق می افتد و در دوره های زمانی متناوب بعد از “Captain Trips” ، یک بیماری شبیه آنفولانزا با مهندسی زیستی ، گفته می شود 99٪ مردم را از بین می برد. افراد باقیمانده خواب این دو را می بینند و آنها را با مادر ابیگیل به لاس وگاس که فلگ در آنجا است یا کلرادو می کشانند. چرا آنها زنده مانده اند؟ آیا سرنوشت داشت؟ همه ی اینها چه معنایی میدهد؟ گرچه ممکن است در شش قسمت اول تمام پاسخ ها را نگیریم ، اما مطمئنم که باقی مانده بسته خواهد شد. تا آن زمان ، بازماندگان شاهد تلاش برای بازسازی جامعه خود در بولدر ، 5 ماه پس از ابتلا به ویروس هستند ، زیرا می دانند خطر دیگری در کمین آنها نیست. این زندگی پس از زندگی قسمت بزرگی از داستان است ، زیرا این افراد آینده ایمنی هستند که یک بستر جذاب پس از آخرالزمانی را ایجاد می کند.

موضع: کاملاً بر پتانسیل آن تأکید نمی کند
منبع: CBS All Access

بسیاری از جذابیت ها ، و در اینجا از بین نمی رود ، تفاوت در شخصیت هایی است که با هم ترکیب می شوند. هر وقت در حال تماشای یک داستان پسا آخرالزمانی هستید ، شخصیت ها حیاتی هستند. در این مورد ، بسیاری از آنها هرگز قبلاً ملاقات نکرده بودند و چه چیزی قویتر از پیوند برای بقا برای پیوند مردم است؟ بازیگران ساخته شده در نمایش همه کار می کنند و من فکر می کنم اجراها بسیار عالی بودند. الكساندر اسكارسگارد، یکی از افراد برجسته ، خود را بعنوان راندال پرچم شگفت انگیز شرور ، یکی از مورد علاقه های من در آیه-کینگ ، حفظ نمود و در حالی که خشم اصلی به اندازه کافی قفس شده بود ، نمای کاریزماتیک را حفظ کرد. ووپی گلدبرگ همچنین کار می کند ، چراغی برای کسانی که در آن طرف هستند دنبال می کنند. با این حال ، هر دو در واقع غوطه وری عمیق را که شایسته آنها است ، انجام نمی دهند. حداقل ، نه در شش قسمت اول.

ما باید در مورد هارولد لودر صحبت کنیم

Franny Goldsmith (اودسا یانگ) و هارولد لودر (اوون تیگ) تنها کسانی هستند که قبلاً یکدیگر را می شناختند ، و آنها دارای دو قویترین قوسها هستند. من کسی بودم که در مینی سریال اصلی CBS بزرگ شدم ، و گرچه این یک مکالمه کاملاً دیگر است و من سایه نمی اندازم مولی رینگوالد، این همان فرنی بود که امیدوارم بود. یکی از جنبه های مورد علاقه من تاکنون نقش هارولد بوده است. همه شخصیت ها حق خود را دریافت نکرده اند ، اما احساس می کنم داستان و عملکرد او بیش از دیگران طنین انداز شده است. او شخصی است که مسیر ویژه ای دارد.

در کتابی با این غنی ، پر از خط داستانی ، برخی ناگزیر به گم شدن هستند. این جنبه تأسف برانگیز هرگونه سازگاری است و بسیاری در این سریال کوچک قربانی این موضوع می شوند. من می خواستم داستان های بیشتری داشته باشم ، بیشتر تعاملات ایجاد کننده این پیوندهای عظیم باشد.

موضع: کاملاً بر پتانسیل آن تأکید نمی کند
منبع: CBS All Access

دو نفر از شخصیت های اصلی در دو طرف متناوب این “نبرد” کارگر تگزاسی شرقی استو ردمن هستند (جیمز مارسدن) و لوید هنری جنایتکار (نات ولف) هر دو ابتدا به طور خارق العاده ای معرفی می شوند ، اما در نهایت احساس می کنند که کمی خاموش هستند. استو و لوید هر دو کلید این داستان هستند ، اما به جای احساس زمین بودن ، کاملاً درک نشده بودند. من فکر می کنم هر دو بازیگر با استعداد کار بسیار خوبی انجام دادند ، من فقط احساس کردم نقش ها به بیشتر احتیاج دارند. بیشتر ، به طور کلی ، به نظر می رسد موضوع مشترک در اینجا باشد. و شخصیت های مهم بسیاری وجود دارد ، اما آنها نیز مانند نیک آندروس (هنری زاگا) و ری برنتنر (ایرنه بدارد) برخی از مواردی هستند که احساس کردم به سابقه بیشتری در صفحه نیاز دارند.

بدون پرداختن به شرح کامل طرح ، که احساس می کنم اگر آشنا نباشید ضرر خواهد بود و بدون جزئیات جزئیات تک شخصیت ها ، باز هم اشاره می کنم که بازیگران فیلم کاملا عالی بودند. لری آندروود (جووان آدپو) ، که لیاقتش نسبت به آنچه قبلاً در اولین اقتباس روی صفحه نمایش ساخته شده بود و گلن بیتمن (گرگ کینیر) هر دو شگفت انگیز هستند.

شما می خواهید یک هویت ، یک نگاه تازه داشته باشید ، اما اگر می خواهید تغییرات بزرگی ایجاد کنید ، باید بتوانید دلیل آن را نیز توضیح دهید. برخی از عناصر تغییر یافته وجود دارد که منطقی ، موضعی بودند ، اما بعداً مواردی وجود داشت که فقط مرا گیج کرد و باعث شد سرم را خراش دهم.

موضع: کاملاً بر پتانسیل آن تأکید نمی کند
منبع: CBS All Access

انتخاب فیلم و موسیقی فوق العاده است. هر دوی آنها برجسته بودند تا در بسیاری از سکانس ها واقعاً خلق و خوی را نهایی کنند ، گاهی اوقات گیلاس در یک صحنه تأثیرگذار قابل توجه است. برخی از کارهای نوشتاری ، به ویژه گفتگوها ، اما آنچه این مینی سریال را برای خیره کننده بودن از رقابت خارج می کند ، در درجه اول محدودیت هایی است که برای خود ایجاد می کند. این با اقدامات داستان سرایی خود ناهموار است و باعث می شود برخی از قسمت ها برجسته شوند (در درجه اول دو قسمت اول) و برخی دیگر برای تأثیرگذاری کمتر. چیزی که در اوایل استفاده شده بود ، که احساس کردم آنها به آن بیشتر احتیاج دارند ، ایجاد جدول زمانی بیشتری برای قرار دادن دندانهایمان بود. در این پنج ماه داستان های زیادی وجود دارد و بسیاری از تعاملات ارزش بررسی دارند.

و برای طرفداران این نویسنده برجسته ، خوشحالم که گزارش می دهم ، اگر مراقب باشید که نگاه کنید ، تعدادی تخم مرغ عید پاک مخفی شده است.

نتیجه گیری: The Stand

در این مرحله من فقط می توانم شش مورد اول را نشخوار کنم ، و با وجود هر مشکلی که ممکن است داشته باشم ، هنوز هم نمی توانم صبر کنم تا ببینم چگونه پایان می یابد. آیا قسمت های پایانی برخی از این دست اندازها را هموار می کند؟ شاید. همانطور که هست ، غرفه، از نظر جهت گیری و بازیگری عالی است ، حتی اگر برخی از مدیریت زمان به طور دقیق انجام نشود. به ساده ترین اصطلاحات: من می خواستم آن را دوست داشته باشم (هنوز هم دوست دارم) اما در نهایت آن را دوست داشتم. گرفتن چیزی به همان اندازه باورنکردنی غرفه حضور در صفحه نمایش کار آسانی نیست و امیدوارم که قسمت های آخر با یک نت بالا خاتمه یابد. شاید حتی آن را ذخیره کنید.

شما چی فکر میکنید؟ چگونه مقایسه شد؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

اولین نمایشگاه Stand در هفدهم دسامبر در CBS All Access برگزار می شود.


استند را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

Giveaway: برای شانس پیروزی در فیلم های دیجیتال HBBIT ™ & THE THE THE RINGS Enter 4K وارد شوید

به مکان های خیره کننده و ماجراجویی های حماسی در حماسه پیتر جکسون در سرزمین میانه H THE HOBBIT ™ و THE THE THE RINGS Return برگردید. این فیلم ها که بیشتر از همیشه خیره کننده تر هستند ، تحت نظارت کارگردان پیتر جکسون با کیفیت 4K UHD بازسازی شده اند و شامل دالبی ویژن و دالبی خودپرداز هستند. برای دیدن اطلاعات بیشتر کلیک کنید!

پیشنهاد ارائه فیلم دیجیتال تا 30/9/2022 را بازپرداخت کنید. مصرف کننده باید در ایالات متحده اقامت داشته باشد و برای یک حساب ارائه دهنده خدمات دیجیتال ثبت نام کند (برای دیدن لیست ارائه دهندگان خدمات دیجیتال به wb.com/RedeemMovie مراجعه کنید (به عنوان مثال فیلم در هرجای دیگر). ممکن است فقط دارای ویژگی اصلی HD باشد. با همه دستگاه ها سازگار نیست. برخی رزولوشن های صفحه نمایش ممکن است برای پخش مستقیم یا بارگیری در همه دستگاه ها از همه خدمات دیجیتال قابل دسترسی نباشند. برای دستگاه های سازگار ، وضوح نمایشگر موجود ، قابلیت پخش جریانی و بارگیری و شرایط خدمات ، با ارائه دهنده خدمات دیجیتال خود مشورت کنید. رزولوشن نهایی نمایشگر به اتصال و اتصال بستگی دارد. مشخصات دستگاه ، از جمله وضوح صفحه. اتصال به اینترنت پرسرعت مورد نیاز است. برای جزئیات بیشتر ، نیازها و پشتیبانی فنی به wb.com/RedeemMovie بروید. نه Warner Bros. Entertainment Inc. و نه هیچ یک از شرکت های وابسته مسئول حفظ خدمات دیجیتالی نیستند. پیشنهاد فیلم ممکن است مجدداً مورد فروش قرار نگیرد و یا به غیر از این انتقال داده شود.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مانون دی ریپر

مانون دی ریپر بنیانگذار و مدیرعامل تحقیق فیلم و نویسنده فیلمنامه / تهیه کننده است. اولین کارگردانی وی ، یک فیلم کوتاه ترسناک ، در سال 2021 ارائه می شود.

KOKO-DI KOKO-DA: چشم اندازی کابوس از غم و اندوه

وحشت پیچ خورده ای که می تواند در قلب غم و اندوه فرد زنده بماند ، به ویژه هنگامی که این غم و اندوه در اثر مرگ یک کودک باشد ، برای دهه های طولانی موضوع اکتشافات سینمایی بوده است. از جانب دونالد ساترلند تصور می کند دختر غرق شده اش در خیابانهای ونیز در حال تعقیب او است نیکلاس روگرا الان نگاه نکن، به شارلوت رامپلینگ گره گشایی در لارس فون تریررا دجال، به تونی کولت غلبه بر غیبت در آری آستررا ارثی، بسیاری از فیلمسازان جنبه های وحشت روانشناختی و ماورا الطبیعه را با هم ترکیب کرده اند تا بررسی کنند که چگونه غم و گناه ناشی از از دست دادن کودک می تواند ما را آزار دهد.

آخرین مورد اضافه شده به این قانون عجیب و غم انگیز ، فیلمساز سوئدی است یوهانس ریهلمرا کوکو دی کوکو دا، که در آن یک زوج داغدار سعی می کنند ازدواج در حال فروپاشی خود را در یک سفر کمپینگ احیا کنند و در عوض خود را در چرخه بی پایان حوادث کابوس گرفتار می بینند. با وجود اصالت بی حد و حصر این فیلم ، به خصوص وقتی که صحبت از ساخت تصاویر ترسناک باشد ، احترام بیشتری نسبت به آنچه که در آن تلاش شده احساس می شود کوکو دی کوکو دا از لذت بردن از نتیجه

بسوی جنگل

این فیلم عنوان خود را از آهنگ دلهره آور و مهیبی منتشر کرده است که توسط یک جعبه موسیقی خریداری شده برای مایا منتشر شده است (کاتارینا یاکوبسون) برای هشتمین سالگرد تولدش. مایا و والدینش ، توبیاس (لیف ادلوند) و الین (یلوا گالون) ، از سوئد خود برای جشن گرفتن به این کشور به دانمارک سفر می کنند ، اما آنچه که به عنوان یک پرتره دوست داشتنی از شادی خانوادگی آغاز می شود ، هنگامی که الین با یک مورد مسمومیت با صدف سخت به بیمارستان منتقل می شود ، به سرعت به فاجعه تبدیل می شود. صبح روز بعد ، یکی از اعضای این سه نفر در شب درگذشت – اما این Elin نیست.

سه سال پس از شوک از دست دادن دختر خود ، توبیاس و الین تصمیم می گیرند که سرانجام به تعطیلات دیگری بروند ، این بار یک سفر روستایی روستایی. بلافاصله می توان دریافت که ازدواج آنها رنج می برد. هر دو هنوز با احساس گناه نسبت به مرگ ماجا دست و پنجه نرم می کنند و صبر و درک کمی نسبت به یکدیگر و نیازها و خواسته هایشان دارند. توبیاس که از شکایت بی وقفه الین در مورد سفر ناامید شده بود ، ناگهان تصمیم می گیرد که آنها در اولین پاکسازی ای که پیدا می کنند ، از جاده خارج شوند و اردو بزنند ، این باعث ناراحتی همسرش می شود.

KOKO-DI KOKO-DA: دیدگاهی کابوس از غم و اندوه
منبع: Dark Star Pictures

شب به نظر می رسد ناآرامانه می گذرد تا وقتی که اِلین از چادر برای رفتن به دستشویی بیرون می آید. پس از آن است که او توسط سه چهره وحشتناک که از جنگل بیرون می آیند مورد تمجید قرار می گیرد: یک پیرمرد با لباس سفید (پیتر بلی) ، دختری با دخمه های تیره که از شانه هایش جریان دارد و یک بول تریر استفوردشایر روی بندبراندی لیتمانن) ، و یک مرد هولکینگ با موهای فرفری که سگ دیگری را حمل می کند ، این یک مرده (مراد بالو ختچادوریان) هیچ گروه تصادفی از شخصیت های غیر عادی وجود ندارد. آنها چهره هایی هستند که در کنار جعبه موسیقی خریداری شده برای ماجا در آن سفر سرنوشت ساز به دانمارک نقاشی شده اند.

این سه نفر قبل از اینکه سگ زنده را با توبیاس در داخل چادر شل کند ، سو to استفاده جسمی و روحی می کنند تا او را به کام مرگ بکشاند. کل توالی مجوز معده است بلی، که مرد شاد و آوازخوان را با کت و شلوار سفید یکی از شرورهای ترسناک ترین فیلم در حافظه اخیر ارائه می دهد ؛ وقتی او روی صفحه است ، به نظر می رسد شر از هر قاب بیرون می زند. نشاطی که او از هق هق گریه های الین و فریادهای درد توبیاس می گیرد ، ادامه تماشای این صحنه ها را بدون احساس بیماری دشوار می کند.

افسوس ، توبیاس و شکنجه الین با مرگ آشکار آنها پایان نیافته است. در عوض ، ما آنها را بلافاصله در اتومبیل خود می یابیم و در حالی که آنها از جاده گرگ و میش عبور می کنند و به ناچار به همان پاکسازی شبانه می روند ، درگیر بحث دیگری می شوند. این درست است: توبیاس و الین در پیچ و تاب ترین نسخه از اسیر هستند روز Groundhog که احتمالاً می توان تصور کرد ، و تا زمانی که آنها بتوانند بر غم و گناه خود غلبه کنند – و نه نفرت خود را نسبت به یکدیگر – آنها هرگز فرار نخواهند کرد.

بیدار شو

بارها و بارها ، سه نفر به رهبری مردی با لباس سفید با دیدن یک گربه سفید مرموز ، درخشان در میان درختان تاریک ، منادی می شوند. آنها ظاهر می شوند و اِلین و توبیاس را به طرق مختلف شکنجه می کنند ، و معمولاً قبل از اینکه زوجین مجبور شوند کار را از اول شروع کنند ، سگ شکسته می شود. هر بار ، توبیاس هنگام صبح که از خواب بیدار می شود ، به طور فزاینده ای آشفته می شود ، و خاطره ای کمرنگ از آنچه در چرخه قبلی رخ داده ، در پشت ذهن خود کمین کرده است. او راه های مختلفی را برای نجات خود و الین از کابوسی که در انتظار آن است ، امتحان می کند ، اما هر کاری که انجام می دهد ، خشونت بر او باریده شده و الین اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. و هر بار ، نشستن و تماشا کردن به عنوان یک مخاطب دشوارتر می شود. کوکو دی کوکو دا کمتر از 90 دقیقه است ، اما بیشتر از سه ساعت احساس می شود.

KOKO-DI KOKO-DA: دیدگاهی کابوس از غم و اندوه
منبع: Dark Star Pictures

این فیلم بی عیب و نقص طراحی و فیلمبرداری شده است ، در حالی که دنیای کابوس پاکسازی در زیر نور آبکی صبح زود کاملا واقعی است. زیبایی ظاهری از شخصیت های جعبه موسیقی کاملاً خنک کننده است و ترکیبی از عناصر کلیشه های قافیه مهد کودک با دوز سالم پوسیدگی است. در یک انتخاب تصویری جالب دیگر ، بسیاری از صحنه های وحشیانه ترسناک با برخی از سکانس های عروسکی سایه ای شاعرانه که غم توبیاس و الین را نشان می دهند ، و تلاش آنها برای غلبه بر آن و حرکت به جلو از طریق گروهی از شخصیت های حیوانات ، از جمله یک خانواده خرگوش ، جبران می شود. . نیازی به گفتن نیست که تماشای این تصاویر بسیار آسان تر و لذت بخش تر از صحنه هایی است که مردی با لباس سفید در حالی که سگ شرور خود را به لیز خوردن فاقه شکم الین ترغیب می کند ، نشان می دهد.

آیا تا به حال فیلمی را تماشا کرده اید که در آن از انگیزه هنری آن قدردانی کنید اما واقعا به محصول نهایی اهمیت ندهید؟ احساسی که نسبت به من داشتم این است کوکو دی کوکو دا. نیهلمبه تصویر کشیدن غم و اندوه به عنوان کابوسی که از خواب بیدار شدن از آن تقریباً غیرممکن است و راههایی که می توانند باعث از بین رفتن رابطه ای شوند که سابقاً یک رابطه سالم بود ، با نام تجاری منحصر به فرد خود تحسین برانگیز است و بسیاری از تصاویر فیلم همچنان مرا آزار می دهند از وقتی که من برای اولین بار آن را تماشا کردم اما برای من ، فیلم به انداز sad مردی که لباس سفید پوشیده بود ، سادیست بود ، و اندكی از كاتارسیس احساسی كه انسان در وحشت از این طبیعت امیدوار است ، احساس می شود.

نتیجه

تماشای یک فیلم ترسناک خوب آسان نیست ، اما باید تا زمانی که اعتبار نهایی به پایان برسد احساس رضایت را برای شما ایجاد کند. فکر می کنم الان نگاه نکن و درک هیجان انگیز آن ساترلندشخصیت خود مرگ خود را پیش بینی کرده بود ، یا ارثی و میراث خانوادگی تاریکی که در لحظات پایانی آن آشکار شد ، و احساس غرور عجیبی دارم. اما با کوکو دی کوکو دا، فقط احساس پوچی می کنم.

شما چی فکر میکنید؟ برخی از قوی ترین تصاویر سینمایی غم و اندوه کدامند؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

کوکو دی کوکو دا از 6 نوامبر 2020 در سینماهای مجازی در ایالات متحده در حال اکران است. از 8 دسامبر 2020 در ایالات متحده در صورت تقاضا در دسترس خواهد بود. تاریخ های اکران بین المللی بیشتری را می توانید در اینجا پیدا کنید.


کوکو دی کوکو دا را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ کشنده ساخته است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن یا نوشتن درباره فیلم ها ، معمولاً می توان او را در توییتر با وسواس در مورد فوتبال دید.

MORTAL: یک داستان منشأ گریم با بار احساسی

فیلم های ابرقهرمانی ، به طور کلی ، توانایی های خارق العاده یک ابر انسان را به نمایش می گذارد ، که به طور طبیعی به یک دشمن شایسته نیاز دارد. اگرچه ، همانطور که در تاريخچه و برایت برن، گاهی اوقات خطرناکترین دشمن یک شخص است. تاريخچه و برایت برن از یک جنبه ضعیف تر برای فرمول کتاب های کمیک رونمایی کرده اند ، که در آن قهرمان قدرتمند بدترین دشمن خود است. و آندره اوردالرا فانی (توردن) بعدی برای اضافه کردن به لیست قهرمانان دمدمی مزاحمی است که به لبه رانده شده اند ، یا تحت تأثیر ماهیت غیر قابل پیش بینی توانایی های فوق بشری آنها قرار دارند.

فانی ماجراهای اریک برگمن را دنبال می کند (نات ولف) ، یک جوان آمریکایی است که در جایی در نروژ در انزوا زندگی می کند. وقتی رویارویی با یک مرد محلی به هم می خورد ، اریک برای بازجویی توسط پلیس محلی آورده می شود. روانشناسی به نام کریستین که قادر به دریافت هیچ پاسخی برای این حادثه نبود ،ایبن آکرلی) برای انجام ارزیابی آورده شده است. طولی نمی کشد که اریک ناخواسته قدرت خداگونه خود را آشکار می کند و اتاق بازجویی را سوخته و بهم می ریزد. کریستین نمی تواند چشمهایش را باور کند ، اما او تنها کسی است که می تواند در مواقع خطر فوری با آرامش به اریک کمک کند. اریک و کریستین بلافاصله آکورد آکورد می زنند ، و هر دو در تلاشند تا با پرهیز از مقامات ، بدنبال قدرت اصلی خداگونه اریک باشند.

با در نظر گرفتن این که همه گیری باعث انتشار نمایش تئاتر همه پروژه های ابرقهرمانی در سال جاری شده است ، فانی بسیاری از طرفداران کتاب های کمیک را مجذوب صرف مفهوم فیلم خواهد کرد. با این حال، فانی یک تریلر غیرمعمول و آرام است که با “ابرقهرمان” رایج سروکار دارد به گونه ای که روایت را در قلمرو باورپذیری عاطفی و معنوی قرار می دهد. در میان هرج و مرج ناشی از صاعقه که توسط قهرمان قهرمان پریشان و قادر مطلق به کار گرفته می شود ، گفتمانی وسوسه انگیز درباره دین ، ​​هویت و اختیار وجود دارد.

نه داستان مبدا ابرقهرمان معمولی شما

اریک تختخواب ، متلاشی و به طور رمزآلود قدرتمندی در منطقه ای کوهستانی در نروژ اقامت دارد ، که امکانات خداپسندانه وی او را به یک پاریا خود فروتن تبدیل کرده است. اریک که در سکوت رنج می برد ، سوختگی اسرارآمیزی بر روی پا دارد و بیش از حد ناخوشایند است. واضح است که اریک در یک فاجعه گذشته غرق شده و متحجر است که اگر دوباره به جامعه بپیوندد چه اتفاقی می افتد.

یک روز ، اریک در کنار جاده در حال قدم زدن است که یک راننده ماشین خود را متوقف می کند و مصمم به ایجاد دردسر با اریک روبرو می شود. وقتی قدرت ناپایدار اریک منجر به مرگ پسر محلی می شود ، این رویارویی به بدترین حالت تبدیل می شود. از آنجا که چندین شاهد وجود داشت ، سرانجام اریک توسط رئیس پلیس Henrik پیدا شد (هر فریش) و برای قتل غیرمعمول پسر مورد بازجویی قرار گرفت ، اما اریک با پلیس صحبت نخواهد کرد ، و هویت او ناشناخته مانده است.

MORTAL: یک داستان منشأ گریم با بار احساسی
منبع: Saban Films

هنریک یک روانشناس جوان به نام کریستین را برای ارزیابی فرد غریبه فرا می خواند و پس از تجربه دست زدن به برق / گرما از نزدیک ، به این نتیجه می رسد که این قسمت ها از یک حادثه تلخ در یک مزرعه ناشی می شود. در حالی که اریک همچنان یک پیکر اتفاقی را پشت سر می گذارد ، کریستین سعی می کند به او بیاموزد که چگونه احساسات خود را کنترل کند و فقط در این صورت است که می تواند قدرت خود را کنترل کند.

غوطه ور شدن در مناظر حیرت انگیز نروژ (فایوردهای عمیق ، جنگل های اولیه و کوه های تحمیلی) آسان است ، به ویژه هنگامی که روم اوسین‘s (کالبد شکافی جین دو) فیلمبرداری پر زرق و برق ، عکسهای بلندی را ارائه می دهد که منظره را در زیبایی ناب آن نشان می دهد. متأسفانه ، اریک قادر به لذت بردن از زیبایی نیست ، زیرا ذهن بسیاری را در ذهن خود جای داده است. دارای یک ویژگی معمایی و واژگان مختصر ، نات ولف کاملاً مجسم کننده ویژگی و سوicion ظن اریک است ، و عملکردی کاملاً ملایم را ارائه می دهد که بسیار کم حرف است و غرق در رمز و راز است.

قابليت پذيري و دوست داشتني بودن اريك در نتيجه عدم تحقيق وي نازك است ، اما اين هم نكته است. هر بار که اریک ناخواسته زندگی می کند ، احساس آرامش پشیمانی می کند. در ابتدای فیلم مشخص نیست که اریک قبلاً چند زندگی کرده است و این به تنهایی انزوای خود-تحمیل اریک را توضیح می دهد. با وجود اعمال قدرت بسیار زیاد ، اریک هرگز در ارتباط با افراد دیگر ناتوان نبوده است. این تا زمانی است که او با کریستین ، روانشناس جوانی که فوراً احساس همدلی با اریک می کند ، ملاقات می کند و کمک به او را از طریق مشکلات عظیم خود ، ماموریت می دهد. شبیه نات ولف ، ایبن آکرلی عملکردی کاملاً عقب مانده را به عنوان کریستین ارائه می دهد.

MORTAL: یک داستان منشأ گریم با بار احساسی
منبع: Saban Films

بعد از یک سری قسمت های ناخوشایند ، اریک و کریستین از دست مقامات فرار می کنند. به طور تقریبی ، نزدیکی و جذابیت غیرقابل توصیف آنها به یکدیگر منجر به یک عاشقانه تغییر دهنده طرح می شود. متأسفانه رابطه عاشقانه آنها مورد انتظار بسیاری است. این نیست که نات ولف و ایبن آکرلی فاقد شیمی هستند اما به آنها مهلت داده نمی شود که رابطه خود را به روشی اصیل و عجولانه گسترش دهند.

فانی یک داستان با خلوص آرام و با استثنایی جدی است که در بعضی مواقع به طور هدفمند بد تعریف شده و جزئی است. درک محدودی از قدرت های اریک دارد و از آنجا که فیلم از دید او فیلمبرداری می شود ، تماشاگران به همان اندازه اریک از نظر اخلاقی و عقلی گیج می شوند. اما این فیلم پس زمینه نروژی را به اندازه کافی افشا می کند تا هسته توانایی های اریک را تا حدی تأکید کند. اگرچه ، بسیار ناراحت کننده است که یک آمریکایی قدرتهایی را گرفته است که از اسطوره های نورس نشات می گیرند.

فانی راه انداز مکالمه در مورد قدرت و هویت

برای آنچه برای اولین بار به نظر می رسد یک فیلم کمیک بوک است ، فانی لزوماً در عینک اوج نمی گیرد ، و به هیچ وجه اولویت عمل را ندارد. بصری های بی ادعا – معمولاً یک رعد و برق پراکنده ، یک علامت سوختگی متورم ، متورم کننده یا جمع کننده منع ابرها – همیشه قانع کننده ترین نیستند ، چه برسد به اینکه یک ماده قابل توجه باشد. با این وجود ، کمبود تماشای تمام عیار و CG توجهات را به ترسها و موضوعات پیرامون قدرت جدید اریک ، و چگونگی تأثیر آنها بر درک عمومی ، خوب یا بد جلب می کند.

MORTAL: یک داستان منشأ گریم با بار احساسی
منبع: Saban Films

از آنجا که توانایی های اریک به جهانیان منتقل می شود ، برخی او را به عنوان یک خدا یا ناجی تحسین می کنند ، در حالی که دیگران می ترسند که امید کاذب را به قوم پارسا گسترش دهد وگرنه سقوط جامعه خواهد شد. هیچ راهی برای دانستن اینکه جامعه در برابر آنچه ظاهراً غیر قابل تصور یا غیر منطقی است واکنش نشان می دهد. دین در سراسر جهان به اشتراک گذاشته شده است – بهمچنین افرادی که ممکن است از بلاتکلیفی مرگ بترسند یا عزت نفس خود را زیر سال ببرند با آن مبارزه می شود و در مورد آن فکر می کنند. در حالی که فانی بیش از حد درون نگر نیست ، بلکه دستورالعمل دارد که چگونه افراد معدودی به حضور متعال اریک پاسخ می دهند.

Bjørn (به ازای Egil Aske) در حالی که یک مأمور سفارت ایالات متحده است ، در جنگ است تا اریک را برای مرگ پسرش تلافی کند.پریانکا بوسه) می ترسد که چگونه حضور اریک بر مذهبی ها در سراسر جهان تأثیر بگذارد. فانی تلاشی آبرومندانه برای روح بخشیدن به پیامدهای مرتبط با تحت فشار قرار گرفتن در نقشی است که منجر به جنجال می شود و بدترین سناریو ، سهم نسبتاً خشونت آمیز آن است – به ویژه هنگامی که شخص در آن نقش آن را نخواسته باشد.

فانی: نتیجه

آندره اوردالرا فانی برداشتی بالغ و هوشیارانه از داستان منشأ ابرقهرمانی است ، و طرفدار درگیری عاطفی بیش از درگیری فیزیکی است. علی رغم رابطه عاشقانه توسعه نیافته بین اریک و کریستین ، که باعث ایجاد احساسات بعدی در فیلم شد ، آندره اوردالرویکرد عمدی سنجیده و مبهم قهرآمیز و شرورانه ، جدایی تازه کننده از فیلم ابرقهرمانی است که انتظار می رود در این روزگار داشته باشیم.

آیا دیده اید فانی؟ در غیر اینصورت ، آیا اکنون علاقه مند به دیدن آن هستید؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

Mortal در تاریخ 6 نوامبر سال 2020 در سینماهای ایالات متحده اکران شد


مورتال را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم Nightstream 2020: JUMBO: Noémie Merlant عاشق یک پارک تفریحی می شود

جامبو تا حدودی ناعادلانه به عنوان فیلمی که در آن قرار دارد در تاریخ فیلم ثبت خواهد شد نوئمی مرلانت سوار پارک تفریحی می شود. این فیلم ، یک محصول مشترک فرانسوی-بلژیکی است که من در جشنواره فیلم مجازی Nightstream دیدم ، یک پیش فرض خنده دار دارد ، اما در زیر این انکار یک پاتوس واقعی وجود دارد ، مرلانتعملکرد زیبا و زیبا و جهت گیری اندازه گیری شده از زوئه ویتوک.

کسانی که برای دیدن عاشقانه زن ملاقات در سفر بلیط خریداری کرده اند ناامید نخواهند شد. مهمترین جاذبه است ، اما – جامبو بیشتر در ذهن خود دارد ، از جمله روابط غیر متعارف به طور کلی ، نگاه زنانه و یک بررسی کاملاً شگفت انگیز از عینیت بخشیدن به زنان.

همه مردها می مکند

مرلانت نقش ژان را بازی می کند ، زن جوانی که شبانه در یک پارک تفریحی که از کودکی دوستش داشت کار می کند. او پس از بسته شدن سطل زباله را برداشته و جلا می دهد ، اما یک جاذبه جدید توجه او را جلب می کند. این همان سواری Move It است که او کاملاً از آن استفاده کرده و شروع به صدا زدن “Jumbo” می کند. (بسیاری از منتقدان از Jumbo به عنوان Tilt-A-Whirl یاد می کنند – اینگونه نیست. نه تنها Move It ، ظاهراً تفاوت زیادی با Tilt-A-Whirl دارد ، بلکه این پارکهای تفریحی با نامهای مسخره ساخته و تولید می شود توسط شرکتهای کاملاً جدا. چه کسی می دانست ؟!)

این فیلم هرگز به ما نمی گوید که چرا ژان به دام جامبو افتاده است. اما در دنیای فیلم (تقریباً شبیه دنیای ما) ، بیشتر مردان مکیده می کنند – مانند آنها ، غیرقابل جبران هستند. آنها یا مانند کودکان بی ادب رفتار می کنند یا خزش می کنند. بنابراین جامبو در حال حاضر یک پا بالا است.

عاشقانه حتی آنقدر مسخره نیست ، و ویتکاسکریپت جدول را کاملاً عالی تنظیم می کند به طوری که حتی به سختی حتی سورئال ثبت می شود. از نظر جین ، اشیا in بی جان خیلی بی روح نیستند. یک صحنه اولیه ، در یک ایستگاه اتوبوس ، ژان را پیدا می کند که سنگی به گوشش نگه داشته است و او ضعف ضربان قلب را می شنود. ما می توانیم آنچه را که او در جامبو می بیند تصور کنیم – شاید او احساس خود را به عنوان یک خارجی توصیف می کند ، یا شاید او از اینکه چگونه پارک تفریحی ، برخلاف مردم ، نمی تواند خیانت کند ، پیر شود ، مریض شود یا بمیرد ، او را دلگرم می کند.

Nightstream Film Festival 2020: JUMB Noémie Merlant را عاشق یک پارک تفریحی می یابد
منبع: جشنواره فیلم Nightstream

او در خانه با مادرش ، مارگارت زندگی می کند (امانوئل برکوت) ، که به عنوان پیشخدمت در غذاخوری محلی کار می کند. مارگارت در اطراف می خوابد و ژان را نوزاد می کند ، اما او هنوز طلاق خود را تحمل نکرده است. مارگارت چون تنها فرد با ثبات در زندگی ژانا است ، شخصی است که ژان باید به او پیروز شود و متقاعد کند که آنچه او و جامبو واقعی دارند.

پرتره بانویی روی جامبو

زندگی ژان ، فقط با او و مادرش ، با توجه به اینکه چقدر جزیره است تعریف می شود. او بسیار خجالتی است و به ندرت به افراد جدید ضربه می زند ، در عوض ترجیح می دهد اوقات فراغت را در اتاق خواب خود بگذراند ، جایی که او یک پارک تفریحی مینیاتوری را با مدل پارک در شهر می سازد. یک خط پرتاب از مارگارت در مورد چگونگی حضور Jeanne در این طیف وجود دارد ، اما ویتک هیچ یک از این موارد را به عنوان جلب توجه یا سلب مسئولیت استفاده نمی کند.

در عوض ، جزئیات به عمق می افزایند جامبو و مرلانتعملکرد این فیلم لطیفه لطیف درباره زنی که عاشق یک حرکت سوار شده است ، کانالهای احساسات واقعی را شروع می کند: کوکتل شادی ، مالیخولیا و عدم اطمینان همراه با عشق جدید. درد پدر و مادرتان برای قبول نکردن شما برای آنچه که هستید هستید. انزوای عدم امکان ارتباط با افراد دیگر.

اینکه آیا جامبو واقعاً زنده است یا به سادگی در ذهن ژانه وجود دارد ، مشخص نیست. اما این سوال وقتی فیلم متوجه این موضوعات بزرگتر وجودی می شود کمتر اهمیت پیدا می کند تا زمانی که متوجه شوید که واقعی بودن جامبو تفاوتی ایجاد نمی کند زیرا احساسات ژان نسبت به آن قطعاً وجود دارد.

ویتکفیلم قهرمان یک داستان عاشقانه نامتعارف است به همان روشی که مرلانتفیلم دستیابی به موفقیت ، سلین سیاممارا پرتره بانویی در آتش ، میکند. هیچ یک از این دو فیلم به جای اعتماد به نیروهای خارجی برای تهدید روابطشان ، اختلافات زیادی را بین دو هدف ایجاد نمی کند. در هر دو فیلم ، عاشقانه ها مفید و شیرین هستند – نمونه های کوچک و روح برانگیز از اینکه روابط براندازانه کامل ، هر چند زودگذر ، می توانند باشد.

بر خلاف پرتره، این فیلم هرگز نمی پرسد مرلانت تا آن عمق حفاری ، اما مرلانت هنوز هم بهترین چیز در مورد است جامبو عملکرد ترسو اما پرشور او ، در حالی که عصبی با او در اطراف شهربازی قدم می زند آملی موهای بریده شده ، داستانی را به فروش می رساند که نباید چیزی غیر از پوچ خوانده شود. توماس بولنزcin فیلمبرداری همدلانه فقط پیشرفت می کند مرلانتعملکرد او نیز معمولاً ژان را در کادر ، در تاریکی منزوی می کند ، بنابراین ما می توانیم بفهمیم که چگونه جامبو دنیای او را شعله ور می کند و باعث می شود او دیده شود.

خیلی زود ، ژان با “Hey، you” به جامبو نزدیک می شود و دستگاه را روشن می کند تا فقط با آن گپ بزند. و بعد از اینکه جومبو محبت هایش را تلافی کرد ، می توانید زمینه های وابسته به عشق شهوانی را برای هر اقدامی که ژان انجام می دهد – نوازش چراغ های خود ، بالا رفتن از تیر فولادی آن – حتی عمل روشن کردن آن ، یک احساسات آشکار را به کار می گیرد.

Nightstream Film Festival 2020: JUMB Noémie Merlant را عاشق یک پارک تفریحی می یابد
منبع: جشنواره فیلم Nightstream

در هر مقطع عاشقانه ، ویتک روشی هنرمندانه ، احساسی و بازیگرا تر برای نشان دادن عشق آنها پیدا می کند – یک صحنه در زیر دوش ، جایی که ژان در روغن سیاه جامبو پوشانده شده است و با عصبانیت سعی می کند قبل از دیدن مادرش آن را پاک کند ، احساس خصوصی و وحشت می کند و شاید کمی شرمنده.

صحنه های عشق ورزی آنها به همان اندازه زیباست. وقتی ژان جامبو را برای چرخش می برد ، هیجان او را در یک نمای نزدیک مشاهده می کنیم ، این فیلم مرز مشخصی بین هیجان یک پارک تفریحی و وجد ارگاسم را ترسیم می کند. آنها همچنین دارای یک صحنه جنسی رضایت بخش تر و پرهیجان تر هستند که می تواند ذهن شما را جلب کند زیر پوست، از همه چیز

نگاه و عینیت

در میان همه سرگرمی ها و عاشقانه ها ، جامبو همچنین موفق می شود یک تشریح کاملاً هوشمندانه از نظریه نگاه و عینیت بخشیدن به زنان باشد. فیلم به عنوان یک نوع هنر هنوز در تلاش است تا از نگاه مرد و کنترل مرد سفید رنگی که این رسانه از بدو تأسیس تاکنون داشته است ، خلاص شود.

اما در فیلم هایی مانند جامبو ، ما یک گزینه دیگر می بینیم – مرلانت صحنه های برهنه و صحنه های جنسی دارد ، مطمئناً ، اما نحوه عکسبرداری آنها بیشتر جنسی است تا پورنوگرافی ، اکتشافی است تا استثماری. تنها صحنه سنتی جنس هترو سنتی در فیلم به صورت سرد و طنزآمیز ارائه شده است ، فقط دو چهره که برای مدت زمان ناراحت کننده ای گوشت را خارج از صفحه می زنند. هر صحنه با برهنگی و رابطه جنسی نیز یک هدف داستانی روشن دارد و به ما ژان می دهد تا اینکه به غرایز اصلی فیلمساز یا نیاز به رضایت مندی مخاطب بپردازیم.

اینكه ژان عاشق یك شی object بی جان شده است همچنین باعث انتقاد از نگاه مرد می شود ، به ویژه اینكه مردان در فیلم هایی كه توسط مردان ساخته شده تمایل دارند با زنان به عنوان اشیا sh براق و زیبایی كه باید محافظت شوند ، رفتار كنند. در اوایل فیلم ، ژان از رئیس خود ، مارک (باستین بویلون) ، خواه او هرگز به یک شی in بی جان علاقه داشته باشد. و او این را می خندد ، اما پاسخ واضح است که بله است – یا ، حداقل ، او آنها را طلسم کرده است.

در یک فیلم معمولی تر ، اسکوپوفیل ، جامبودو منجر – ژان و سواری – چیزی بیش از اشیا وجود خواهد داشت. ویتک به آنها نه تنها اختیار بلکه کنترل نفسانی می بخشد.

نتیجه

صحنه ای وجود دارد جامبو جایی که ژان غسل می کند و تصور می کند که حرکت شب هنگام در پارک سوار می شود ، چراغ ها چشمک می زنند و بازوها می چرخند. او عبارتی را تکرار می کند که مارک مانند مانترا به او گفته است: “اشیا In بی جان ، آیا روحی دارید که به روح ما بچسبد و آن را مجبور به عشق ورزیدن کند؟”

دستانش روی سینه اش بلغزانند ، و او خندید و سرش را به زیر حباب ها فرو برد ، یک دستش با سرخوشی کامل لبه وان را گرفت. اینکه چنین صحنه ای می تواند من را امیدوار کند که به هر حال ، علیرغم پوچ بودن فرضیه آن ، این دو تا آخر با هم جمع شوند ، نشانه قدرت ویتکجهت و کشف مهیج موجود در مرلانتعملکرد آب از لبه وان پاشیده می شود و از طریق کاشی های حمام آبشار می زند ، و لذت آن عفونی ، وحشی و بسیار لذت بخش است. در تنهایی گسترده ای از جامبوجهان ، جین چیزی پیدا کرده است که او را برای آنچه که هست دوست دارد ، که آن را به همان صراحت دوست دارد.

آیا از دیدن هیجان زده اید جامبو؟ یا اگر فیلم را قبلاً دیده اید ، در زیر نظر دهید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید!


جامبو را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

دور از هایپ: گربه ها

گاهی اوقات ، یک فیلم منتشر می شود و هیاهوی / جنجال پیرامون آن خیلی زیاد است که فیلم از زیر آن خارج شود. گاهی اوقات این بدان معناست که ما در سینما با انتظارات و تصوراتی از پیش تصور می کنیم که نمی توانیم فرار کنیم.

Away from the Hype یک سریال در حال انجام است که برخی از این فیلم ها را سالها دور از اکران اولیه خود بررسی می کند تا ببیند آیا بدون وجود همه شیشه های هیاهو ، انتظار و جنجال ، فیلم ها در واقع خوب هستند یا خیر.

گربه را در کیسه نگه دارید

وقتی اولین تریلر برای گربه ها افتاد ، آن مانا از آسمان بود که به صورت آنلاین بصورت آنلاین انجام می شود ، آن گروه بدبین و خلاق ترین افرادی که می توانند یک میم را در چند ثانیه شلاق بزنند و هر چیزی را به یک کمدی سورئال تبدیل کنند. با این حال ، ساخت آن به نوعی غیرممکن بود گربه ها سورئال تر از آنچه که در گذشته بود.

اینکه کسی فکر کرده بود این ایده خوبی است: اقتباسی از نمایش موزیکال ، گیج کننده بود گربه ها با بازیگرانی که در نقش گربه ها محدود شده اند و استعدادهای متنوعی از جمله آنها بازی می کنند Dame Judi Dench، Jason Derulo، Rebel Wilson، Jennifer Hudson، Taylor Swift، و ادریس البا. مثل اینکه کسی برای بردن شرط بندی آن را به زمین زده و همه چیز از کنترل خارج شده است.

دیدن آن تریلر باعث تعجب من شد که چگونه فیلم از پیش تولید گذشته است. مطمئناً وقتی آنها اولین آزمایش های CGI را انجام دادند و فهمیدند که چقدر این گربه های برهنه و بدون دستگاه تناسلی با چهره افراد مشهور که به نوعی روی سرشان معلق هستند چقدر امری ناپسند است ، کسی باید می گفت که آنها باید شاخه را بکشند . یا آن را کاملاً متحرک سازید و آنها را گربه های واقعی کنید تا مکروهات خدا.

دور از هایپ: گربه ها
منبع: تصاویر جهانی

وقتی فیلم اکران شد ، از آن صرف نظر کردم. بخش عمده ای از این امر به این دلیل بود که این فیلم در همان روز به طور غیر قابل توضیح اکران شد جنگ ستارگان: ظهور اسکای واکر، و همچنین به این دلیل که در اعماق وجودم می دانستم که برای قدردانی واقعی از آن ، لازم است که آن را دور از هیاهو ببینم.

گربه ها (2019)

لعنتی

انتظار نداشتم اینقدر از این متنفر باشم. من فکر کردم ، از تریلرها و واکنش های انتقادی دیگر ، این فیلم های خوب آن بسیار بد است اتاق یا ترول 2. آنچه انتظار نداشتم این حمله بی امان به حواس من بود.

در شانزده دقیقه از این زمان ، یادداشت های من می خوانند: این فیلم به من حمله می کند. این هیچگونه تعویض ، رحمت و داستانی برای من ایجاد نمی کند.

دو هفته است که آن را تماشا نکرده ام و سرانجام آنقدر آرام شده ام که با نوعی عقلانیت بنویسم. این دو هفته با دو چیز نقطه گذاری شد: آواز “حافظه” و پرسیدن جهنم چیست.

مسئله ژلیكل واقعاً در راس احساسات بد من نسبت به این فیلم است. دو آهنگ نفس کشیده تعریف می کنند که گربه ژلیکول چیست ، یکی در آغاز و دیگری در وسط. هر دو فقط لیست های بی انتهایی هستند که هیچ چیز را روشن نمی کنند. کلمه Jellicle در سرتاسر دنیا ارائه شده است ، گویی چیزی است که باید فوراً آن را درک کنیم ، اما اگر جهان سازی در داستان شما به اندازه کافی قوی باشد که بتواند مردم را از طریق سرنخ های زمینه ای یا توضیح مختصر درک کند ، بسیار خوب است. اما با گربه ها، آنها آهنگی را برای شما تعریف می كنند كه معنی ژلیكل را مشخص می كند و این به نظر می رسد كه ژلیكل واژه ای باشد كه گربه ها از آن برای گربه ها استفاده می كنند ، فقط برای اینكه آهنگ شروع به صحبت در مورد گربه های ژلیكل كند ، گویی كه ژلیكل به نوعی گربه اشاره دارد. با این حال ، شعر کاری جز توصیف گربه ها از نظر تاریخچه ، فرهنگ عامه و چیزهای عمومی گربه ندارد.

آیا می توانید با جارو به مکان های بسیار دور سوار شوید؟
با شمع ، با کتاب و با زنگ آشنا هستید؟
دوست ویتینگتون بودی؟ دستیار Pied Piper؟
آیا شما دانش آموخته بهشت ​​یا جهنم بوده اید؟

منظورت مثل خرخر است؟
آیا شما مانند سیاهگوش لاغر هستید؟
آیا اشتیاق دارید که وقتی بوی موش می گیرید دیده شوید؟
کجا هستید که فرعونها به ابوالهول سفارش می دهند؟
اگر بودی و هستی ، تو گربه ژله ای هستی

هیچ چیزی در این مورد باعث نمی شود که فکر کنم گربه ژله ای فقط یک گربه نیست. فقط یک گربه معمولی.

دور از هایپ: گربه ها
منبع: تصاویر جهانی

سپس فکر کردم ، شاید ژلیکل نام قبیله آنها باشد. فیلم با قهرمان چشم چشم ما که ویکتوریا به خیابان پرتاب می شود و توسط این گربه های ژله ای گرفته می شود ، آغاز می شود. آنها به این روش عجیب و فراموش نشدنی فراموش نشدنی که هر آهنگی در این فیلم ارائه می شود ، به جز “حافظه” ، که یک ضربه محکم است ، برای او آواز می خوانند.

این گربه ها که او را به داخل می کشند ، گربه های ژله ای هستند. دلیل آن این است که Jellicle ممکن است به معنای گربه های خیابانی باشد مانند وضعیت جت و کوسه ها ، و ما قصد داریم با سایر گروه های گربه ای که قصد حمله به ما را دارند با توصیف آنچه آنها را به یک نوع دیگر از گربه ها حمله می کند ، ملاقات کنیم.

من اشتباه میکردم. من فکر می کنم.

ببینید ، مسئله وقتی پیش می آید که طرح فیلم خودش را نشان می دهد. و من از کلمه plot به قدری سبک استفاده می کنم که اگر همین حالا روی مانیتور خود بیایید ، کلمه از بین می رود.

طرح این است که در طی یک توپ سالانه ، یکی از گربه های قدیمی یک گربه را انتخاب می کند تا به لایه Heaviside صعود کرده و دوباره متولد شود. برای اثبات ارزش خود برای این جایزه باید حدس بزنید که یک آهنگ بخوانید. مثل اینه که آمریکا بدست آورد استعداد اگر داوران برهما و آنوبیس بودند.

حالا ، اینجا جایی است که سرم شروع به درد می کند. این توپ Jellicle Ball نامیده می شود ، که در طول Jellicle Moon اتفاق می افتد و انتخاب گربه خوش شانس برای مرگ و رفتن به بهشت ​​به عنوان Jellicle Choice شناخته می شود. تا اینجای کار ، ژلیکول

با این حال ، نیمه اول فیلم معرفی ویکتوریا به رقبای Jellicle Ball است که همه آنها گربه Jellicle نیستند. آنها گربه خیابان خیابان جیمز ، گربه گومبی ، گربه پر زرق و برق ، گربه قطار ، گربه تئاتر و گربه مرموز هستند.

و این دوباره من را به مسئله اصلی بازمی گرداند. کلمه Jellicle در این فیلم 128 بار گفته و خوانده شده است و در هیچ مقطعی صد در صد معنی آن مشخص نیست.

اگر می خواهید گربه ها را Jellicle Cats بنامید ، Ball ، Moon و Choice را چیز دیگری صدا کنید. به نظر می رسد که آنها در ادامه فیلم از بین بردن نام های عجیب و غریب از الاغ خود مشکلی ندارند. فیلمی با شخصیت هایی چون بوستوفر جونز ، آقای میستوفلیز ، مونکوستراپ و جنیانیدوتس ثابت کرده است که واژگان لازم را برای جلوگیری از نامیدن همه چیز به اسم Jellicle دارد.

دور از هایپ: گربه ها
منبع: تصاویر جهانی

این از یک مشکل عظیم در این فیلم صحبت می کند ، که بسیار ناامید کننده است. با نادیده گرفتن بمباران کلمه Jellicle ، این فیلم موزیکالی متشکل از آهنگ های کاملا فراموش نشدنی است. صدای همه آنها یکسان است زیرا اکثریت آنها همان کار را انجام می دهند: معرفی یک شخصیت.

طبق صفحه ویکی پدیا ، 20 آهنگ در این فیلم وجود دارد. ده نفر از آنها در حال معرفی شخصیت ها یا توصیف آنها هستند. آنها الگوهای خاصی را دنبال می کنند به این دلیل که شخصیتی دارند به نام خودشان نامگذاری می شوند و سپس آنها را توصیف می کنند که چه کسانی هستند و چه کاری انجام می دهند. و این تمام است. این مانند رفتن به یک کارکرد شرکتی است ، و رئیس شما را مجبور می کند یک یخ شکن را در جایی که ایستاده اید ، خود را معرفی کنید و یک واقعیت جالب راجع به زندگی خود به اشتراک بگذارید. فقط این در آهنگ است و این آهنگ توسط مردم گربه CGI’d عجیب و غریب در میان خوانده می شود ، در یک مورد ، دسته ای از بدترین سوسک های CGI که ​​تاکنون در فیلم قرار گرفته اند.

به غیر از “حافظه” ، هیچ یک از آهنگ های دیگر در هنگام تماشا هیچ اثری از شما باقی نمی گذارد. آنها خیلی کسل کننده و بی امان هستند. آنها در بعضی موارد به شما حمله می کنند یا در موارد دیگر فقط خسته کننده هستند.

و کل چیز بی معنی احساس می شود. من به هیچ یک از شخصیت ها اهمیتی نمی دادم ، و بلافاصله مشخص شد که چه کسی از زمان ظاهر شدن یک شخصیت خاص بر روی صفحه ، Jellicle Choice را دریافت می کند. هیچ خطری وجود ندارد ، هیچ تنش و تعلیقی وجود ندارد. شوخ طبعی بیشتر توسط دو شخصیت ارائه می شود که هر کدام دارای یک ویژگی شخصیت شوخی هستند ، جیمز کوردن شخصیت چاق است ، یاغی ویلسون ناشیانه است

شخصیت اصلی ، ویکتوریا ، توسط یک رقصنده به عنوان ابتکار چشمی بشقاب بازی می کند فرانچسکا هایوارد به او کاری داده نشده است به جز اینکه از همه چیز متحیر باشد و در طی دو سکانس که شخصیت ها آواز و رقص را متوقف می کنند ، برقصد. این نوعی آهنگ از آهنگ ها است ، اما به شکلی است که شکستن دست باعث می شود ذهن شما از پای شکسته شما خارج شود. بر روی صحنه ، این سکانس های باله فرض بر این است که فوق العاده هستند اما توسط هیولاهای CGI اجرا می شوند و مانند گریه آنها را ویرایش می کنند و در وسط اکشن می نشینند مانند این که فیلم دچار مشکل شده و باید دوباره تنظیم شود.

دور از هایپ: گربه ها
منبع: تصاویر جهانی

از نظر مثبت بازیگران جذاب هستند. بازیگران با جذابیت و استعداد طبیعی حتی در پشت تمام افتضاح های CGI به خصوص درخشش پیدا می کنند تیلور سویفت ، جنیفر هادسون ، ادریس البا ، جیسون درولو ، و جودی دنچ. برخی لهجه های وحشتناک کوکنی را درولو و سریع خوب است که به پس زمینه های ویدیوی موسیقی آنها ضربه بزنید تا صحنه های آنها به نوعی کار کند ، آهنگ های فراموش نشدنی را کنار بگذارید. اینها نوازندگانی هستند که می توانند همزمان حرکت کنند و آواز بخوانند ، بنابراین باعث می شوند که این کار عملی شود. آنها باعث تعجب من می شوند که اگر آنها به جای افراد با استعدادی که احتمالاً فکر می کردند ، بازیگران را با مجریان مشابه پر می کردند ، این وضعیت چگونه خواهد بود تام هوپر حداقل برای نامزدی اسکار بر اساس کارنامه قبلی او خوب بود.

“حافظه” هنوز یک هشدار است و جنیفر هادسون وقتی این کار را انجام می دهد همه چیز را به او می دهد حتی اگر در زمان رسیدن به لحظه بزرگ خود ظروف نقره را روی تایتانیک جلا دهد.

من 11 صفحه یادداشت برای این فیلم نوشتم ، و به سختی سطح آنها را برای این قطعه ترک کردم ، بنابراین من قصد دارم برخی از مشاهدات را که احساس می کنم لازم است بیان کنم.

ناهماهنگی عجیبی در نحوه حرکت شخصیت ها در این فیلم وجود دارد. برخی به صورت عادی حرکت می کنند ، دیگران مانند رقصنده و برخی دیگر مانند گربه حرکت می کنند. بنابراین شما باید جیمز کوردن فقط در حال قدم زدن در اطراف ، رقصندگان با تمام بدن خود حرکت می کنند ، و سپس برخی از لوازم اضافی در اطراف زمین می خزند.

لباسی که گربه ها می پوشند عجیب است زیرا بعضی از آنها به طرز باورنکردنی ناراحت کننده ای برهنه هستند ، برخی کفش های ورزشی به اندازه گربه می پوشند ، برخی لباس هایی با قطعات بزرگ دارند مانند دکمه های غول پیکر روی کت که در غیر این صورت متناسب با گربه است شورشی ویلسون در یک نقطه پوست خود را باز می کند تا لباس زیر را نشان دهد. در واقع ، در دو مرحله همان کاری که ابتدا در طول یک آهنگ و رقص انجام می شود ، و سپس دوباره در صحنه دیگری اتفاق می افتد تا او بتواند از شرور فرار کند. ظاهراً ، این فقط کاری است که این نوع گربه ها می توانند انجام دهند و نه فقط یک ویژگی که در صحنه های خارق العاده موسیقی وجود دارد.

دور از هایپ: گربه ها
منبع: تصاویر جهانی

و این همان حدی است که می توانم در مورد آن بنویسم گربه ها.

افکار نهایی – گربه ها

نیچه گفت که وقتی به ورطه خیره می شوی ، توجه داشته باش که گاهی ورطه به عقب خیره می شود. این فیلم پرتگاه است و وقتی گربه ها مستقیماً در دوربین آواز می خوانند ، قطعاً احساس می شود که پرتگاه به عقب خیره شده است.

مخصوصاً با پایان دادن. بعد از اینکه شرور شکست خورد و برنده Jellicle Choice در لوستر پرتاب برای مرگ فرستاده شد ، جودی دنچ همانطور که Old Deuteronomy به دوربین تبدیل می شود و آهنگ بسیار طولانی را در مورد چگونگی خطاب شما به مخاطب ، به مخاطب می پردازد.

این آهنگ با مکث های طولانی بین بیت ها ادامه دارد و ادامه می یابد ، و وقتی احساس می شود مثل آهسته شدن آستین پاورز به پایان رسیده است ، دوباره شروع می شود.

این کاملاً حاوی افتضاح این فیلم است ، فیلمی که سزاوار هر نوع انتقادی است و به دور از هیاهوی تبلیغاتی ، هنوز وحشتناک است تا حدی که احساس می کند به خاطر تماشای آن مجازات می شوید. آهنگ آخر در این فیلم شخصیتی است که اساساً به شما می گوید که در آهنگی که با گربه ها درست صحبت نکرده اید ، هیچ ارتباطی با چیز دیگری که ما تازه دیده ایم ندارد و چیزی به ما نمی دهد.

به دور از هیاهوی زیاد ، این فیلم یک تجربه گروتسک است که باید دید باید باور کرد ، اما درعین حال ، من با وجدان خوب نمی توانم به کسی توصیه کنم که آن را همیشه تماشا کند.

اغلب اوقات نیست که من یک فیلم را با بلند گفتن “Fuck off!” به پایان می رسانم اما با این فیلم ، با خط نهایی خود توانست مرا از لبه بالا ببرد.

فیلم پس از دو ساعت تعجب درباره اینکه گربه ژله ای چیست ، با این خط گفتگو به پایان می رسد: “من واقعاً معتقدم شما گربه ژله ای هستید … گربه دللیک”.

با عصبانیت خودم آماده بودم که گوگل dellicle چیست و بعد فهمیدم که مانند اکثر موارد این فیلم وحشتناک پاسخی نمی گیرم و حتی اگر هم جواب می دهم کمکی نمی کند .

آیا گربه ها را دیده اید؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


گربه ها را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!