جشنواره مستقل فیلم ممفیس 2020: من جامعه را مقصر می دانم

آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چگونه یک قتل کامل را مرتکب می شوید؟ آیا مکانیسم های اعدام و فرار از گرفتار شدن را شسته اید؟ به نظر می رسد که این مکالمه ای است که همه ما در برخی موارد با دیگران یا خودمان داشته ایم. چگونه این کار را انجام می دهید؟ و می توانید با آن کنار بیایید؟ این سال است من جامعه را سرزنش می کنم مقابله می کند ، فرایند فکر را یک قدم جلوتر می برد.

من جامعه را سرزنش می کنم، از نویسنده و کارگردان جیلیان والاس هوروات، یکی از ناجورترین ، دمدمی مزاج ترین و اصلی ترین فیلم های ترسناک است که مدتی است دیده ام و قطعاً یکی از بهترین فیلم های سال است. اصالت آن در داستان سرایی و محتوا ، جنبه های تاریک خود را به خود جلب می کند و آن را بیش از حد شعله ور می کند ، و همیشه تهدید می کند که از لبه عبور می کند و با تاریک ترین جایگاه های ذهن ما صحبت می کند. این اولین ویژگی کارگردان است والاس هوروات، و فقط بر اساس این فیلم ، برای بیشتر در من ثبت نام کنید.

تعارف

من جامعه را سرزنش می کنم با یک فیلمساز جوان ، جیلیان (جیلیان والاس هوروات) ، روی صفحه ، همانطور که شروع به جلب مخاطب می کند ، با توضیح پیش فرض فیلمش. گرچه مخاطب نیست که او لزوماً به او می گوید (ما تماشاگران فیلم هستیم) ، اما این برای آقایی است که در مقابلش قرار دارد – دوست او که برای از بین بردن مقصر بودن و محافظت از هویتش نام او تغییر کرده است. همانطور که از او می خواهد به یاد بیاورد ، اخیراً دوستانش از او تعریف کردند که معتقد بودند او یک قاتل زنجیره ای خوب خواهد کرد بدون چرخی زدن یا تأخیر ، او با یک خنده نرم موافقت می کند.

جشنواره مستقل فیلم ممفیس 2020: من جامعه را مقصر می دانم
منبع: جشنواره فیلم ایندی ممفیس

همانطور که او همچنان توضیح می دهد ، این تعارف او را به فکر فرو برد – آیا او واقعاً می تواند قتلی مرتکب شود و چه کسی را بکشد؟ همانطور که او توضیح می دهد ، لازم است شخصی باشد که به شخصی که دوست دارد – در این مورد ، دوست دختر او – ظلم کرده باشد. تعامل آنها که کاملاً وحشتناک بود ، پایان یافت و پروژه به سرعت متوقف شد زیرا فیلمساز جوان توجه خود را به سایر پروژه ها معطوف کرد. سه سال بعد ، و هنوز که هنوز یک فیلمساز مبارز است ، خود را قادر به اجتناب از این قطعه سینما که در وهله اول برای ایجاد آن سوق داده شده بود ، نکرد.

ایجاد یک قاتل

مفهومی از من جامعه را سرزنش می کنم به خودی خود اصیل و تازه است. جیلیان کار خود را ناجور و مطمئن آغاز می کند ، درست همانطور که تصور می کردید اگر این سناریو واقعی باشد. با این حال ، گرچه اصالت فیلم توجه شما را به خود جلب می کند ، اما کل روایت و روند یک قاتل است که این فیلم را به یک موفقیت موفق تبدیل می کند. همانطور که او به پروژه خود بازگشت ، و تصمیم گرفت که آن را به پایان برساند ، این بار در اجرای خود خلاصه تر است. او روح خود را برهنه نمی کند و برنامه هایش را برای دیگران به غیر از دوربین – و در نتیجه مخاطب – فاش نمی کند. ما یک گروه ممتاز هستیم که شاهد ایجاد شرارت هستیم.

جشنواره مستقل فیلم ممفیس 2020: من جامعه را مقصر می دانم
منبع: جشنواره فیلم ایندی ممفیس

هنگامی که جیلیان شروع به پایین آمدن در مستند خود می کند (شبیه به خود فیلم) ، او تصمیمات آگاهانه ای را اتخاذ می کند تا کارهای کوچک را تسریع و تنظیم دقیق یک قاتل کند. او با شروع یک اتفاق ساده در سرقت مغازه و یادگیری ساختن گره های دستبند ، او به سرعت به سمت قدم زدن ، شکستن و ورود و غیره پیش می رود. در حالی که او نه تنها در حال شکل گیری MO خود است و بهترین روش را برای انجام هر مرحله مرتب می کند ، بلکه شروع به دادن بهانه هایی می کند که چرا انجام کاری که انجام می دهد اشکالی ندارد. “این برای فیلم است” ، “اینطور نیست که بخواهم آن را روی اینترنت بگذارم.” او شروع به منطقی کردن رفتار خود می کند و به خود اجازه می دهد بیشتر مطالعه کند.

زنان در وحشت

در حالی که جیلیان در حال قتل است ، مرزهای بین هنر و خشونت او را از بین می برد ، فیلم خود پیام های خاص خود را در مورد هنر و نقش زنان ارائه می دهد. جیلیان به طور مداوم در تلاش است تا یکی از فیلم نامه ها را تولید کند و فرصت دستیابی به موفقیت خود را در کارگردانی پیدا کند. با این حال ، او دائماً رد می شود. بسیاری از اوقات او بیش از حد تاریک است ، تصمیم گیرندگان شلوارک او را دوست دارند اما از آنها به عنوان “فوق العاده لوس” یاد می کنند – این نظرات همراه با اظهاراتی در مورد چگونگی او به نظر می رسد چنین دختر خوبی است.

هنوز کلیشه قاطع آنچه زنان در هالیوود باید خلق کنند و توانایی مشابه شخصیت هایی که آنها به نمایش می گذارند وجود دارد. از زنان بعنوان آینده استقبال نمی شود الی روث، جیمز وانیا لی وانلدر عوض انتظار می رود که خوشبختی و ترسهای ساده ای ایجاد کند – هیچ چیز عمیق ، تاریک یا ناخوشایندی. هالیوود قادر به یافتن نقطه ای در تولیدات خود نیست ، به ندرت سعی می کند مکانی را برای آنها رقم بزند ، جایی که فیلم هایی مانند فیلمی که گیلیان می سازد وجود داشته باشد. از نوشتن شخصیت های زن به هیچ وجه غیر از لیدهای دوست داشتنی بدتان نمی آید.

جشنواره مستقل فیلم ممفیس 2020: من جامعه را سرزنش می کنم
منبع: جشنواره فیلم ایندی ممفیس

والاس هوروات این دیدگاه را با فیلم خود به چالش می کشد من جامعه را سرزنش می کنم. وی با بیان مبارزاتی که زنان هنوز متحمل شده اند ، به این رفتار و دیدگاه فراخوانده می شود. او همچنین این موضوع را صدا می زند در حالی كه جیلیان در فیلم از خطری كه شخصیتش با آن روبرو شده است و غیر قابل تغییر شدن است و به طور كلی اجازه می دهد فیلم او را به نقاط تاریك برساند صحبت می كند. آن اینجاست من جامعه را سرزنش می کنم نه تنها اصلی است ، بلکه همچنین مهم است و خواستار تغییر مداوم رفتار ما با زنان در صنعت است – چه جلوی دوربین و چه پشت.

بیایید فنی بگیریم

ساختار دوربین دستی به فیلم می دهد من جامعه را سرزنش می کنم بیشتر احساسی واقعی و واقعی از فیلم دارد. این مسئله مربوط به فیلمبرداری یا نورپردازی نیست و قاب بندی ها گاهی بی نظم و دائماً در حال تغییر است – که فقط موفقیت فیلم را بیش از پیش افزایش می دهد. همه اینها بیشتر منجر به ایجاد آزادی برای سبک فیلم سازی و شخصیت شخص می شود – هیچ جعبه ای وجود ندارد که بتواند جهات فیلم و موضوع آن را مهار کند.

والاس هوروات ارائه یک فیلمنامه قوی برای شخصیت های خود ، اصالت در واکنش ، و درگیر آنچه ممکن است بعدی اتفاق می افتد. شما در صحبت های جیلیان معطل می مانید و می بینید که چقدر این کار را می کند. و والاس هورواعملکرد t به عنوان یک فیلمساز ناجور و دمدمی مزاج فقط گفتگو را به خانه می کشاند. او مصمم است كه این فیلم را به عنوان یك فیلمساز ، روی صفحه و پشت دوربین روی دهد و در تمام عناصر فیلم طنین انداز می شود.

جایی که فیلم درخشش درخشان دارد در تدوین دقیق آن است. والاس هوروات با استفاده از آرایه ای از دوربین ها ، هر زاویه و منظره را بالا می برد من جامعه را سرزنش می کنم علاوه بر این ، نه تنها کلوزآپ ها بلکه عکس های گسترده ای را برای در بر گرفتن یک وضعیت کامل ارائه می دهد. ما محدود به چشم انداز فیلمساز داستانی نیستیم و داستان را گسترش می دهیم والاس هوروات برای گفتن تعیین کرده است.

نتیجه گیری: من جامعه را سرزنش می کنم

من نمی توانم توصیه کنم من جامعه را سرزنش می کنم کافی. تاکنون در جشنواره ، این فیلم مورد علاقه من است که نمایش داده ام – و یکی از مورد علاقه های من در سال است. اصالت داستان و فیلم سازی یک منظره قابل دیدن است و روایت آن یک نمونه نفیس از این است که مرز نازک بین واقعیت و هنر با چه سرعتی می تواند محو شود. این همچنین ویترین ایده های پیش فرض زنان در صنعت فیلم سازی است که هنوز هم باید آنها را از بین ببریم. اگر فرصت دیدن دارید من جامعه را سرزنش می کنم، لطفا انجام بدهید. پشیمان نخواهی شد.

I Blame Society اولین بار در جشنواره فیلم Indie Memphis در 24 اکتبر برگزار شد.


سازمان I Blame Society را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم Fantasia 2020: اشیاER کاغذی

به دلایلی که بیش از واضح است ، سینمای ورزش های رزمی همیشه در اوج قدرت جسمی خود بر شخصیت ها تمرکز کرده است. نشستن Ip Man 4: The Finale، فراموش کردن آن آسان است دونی ین در واقع در اواخر پنجاه سالگی است ، اما هنوز هم با همان سطح ظرافتی که برای اولین فیلم فرانچایز ، بیش از یک دهه پیش انجام داد ، حرکت می کند. و علی رغم اینکه اوایل سال تقویم 66 ساله شد ، جکی چان قرار است در یکی دیگر از بازی کند داستان پلیس فیلم (در حال حاضر برای اکران 2022 تنظیم شده است).

این واقعیت که به نظر می رسد سن در این نوع فیلم ها ارز بی معنی است ، مطمئناً شاهدی بر تعهد مجریان فوق در حفظ هیکل آنها است. اما همچنین به ماهیت تحول آفرین سینما اشاره دارد و اینکه این رسانه چگونه باعث می شود چین و چروک ها و لک هایی که بدن انسان با گذشت زمان تحمل می کند را فراموش کنید. که در ببرهای کاغذی، بائو ترنس هیچ قصدی برای پنهان کردن این نقص ها ندارد ، و واقعیت های تلاشگر یک رزمی کار پیر را کاملاً پذیرفته است. نتیجه فیلمی است که در واقعیت احساس عجیب و غریبی می کند ، در حالی که هنوز هم قادر به ایجاد حس تخیل است که انتظار می رود از ژانر ورزش های رزمی انتظار داشته باشیم.

جشنواره فیلم Fantasia 2020: اشیاER کاغذی
منبع: جشنواره فیلم Fantasia

این فیلم سه اعجوبه قبلی کونگ فو را دنبال می کند – دنی (آلن یوی) ، هینگ (ران یوان) ، و جیم (میکل شانون جنکینز) – که پس از مرگ استاد سابق خود ، سیفو چونگ دوباره به هم پیوستند (راجر یوان) حتی اگر رابطه آنها با یکدیگر مخدوش باشد ، آنها مجبور می شوند که گلایه های خود را کنار بگذارند تا مشخص کنند دقیقاً چه اتفاقی برای استاد افتاده آنها افتاده است ، و چه کسی ممکن است مسئول مرگ وی باشد. این باعث می شود آنها دوباره با صحنه هنرهای رزمی شهر در ارتباط باشند ، با صفحه متیو ارائه یک عملکرد بسیار به یاد ماندنی به عنوان یک رقیب رسمی دوست داشتنی.

قاب بندی زمان به عنوان دشمن

از همان لحظه اول که می بینیم هینگ لنگش را به روی بزرگراه دنی می اندازد ، مشخص است که زمان یک دشمن است ببرهای کاغذی. این دلیلی است که قهرمانان فیلم در مقایسه با خود قبلی خود از نظر جسمی دچار کوتاهی می شوند و به عنوان مانع اصلی عمل می کنند که در نهایت باید از آن عبور کنند. هر صحنه جنگ در فیلم به عنوان یک مبارزه فیزیکی برای این ورزشکاران سابق میانسال طراحی شده است اما در واقع تمثیلی برای پیگیری آنها به نوعی برگرداندن ساعت است. نه تنها معکوس کردن زمان بر روی بدن پیر ، بلکه در وضعیت روحی و روانی آنها ، که با گذشت سالها به همان اندازه خورده شده است.

جشنواره فیلم Fantasia 2020: اشیاER کاغذی
منبع: جشنواره فیلم Fantasia

این به ویژه در مورد دنی ، که زندگی شخصی خودش با پشیمانی های گذشته روبرو شده است ، صادق است ، این روابط از طریق رابطه ای که او با پسر خود دارد ، تقویت می شود. این مسئله همچنین در رابطه شکسته بین دنی ، هینگ و جیم نشان داده می شود ، که به نوبه خود ، در تعاملات فراق آنها با سیفو چونگ نیز تأثیر دارد. هر رابطه ای ، چه خوب و چه بد ، مجبور بوده است با آزمایش زمان ، که بزرگترین چالشی است که این شخصیت ها باید با آن روبرو شوند ، آب و هوا می شود. ترنس از زمان به عنوان شرور اصلی فیلم استفاده می کند و به آن اجازه می دهد تا در همه وجوه روایت خود نفوذ کند. بار جسمی زمان ممکن است بارزترین شاخه این درخت باشد ، اما مطمئناً تنها شاخه موجود نیست.

رقص و رقص که عمداً کامل نیست

وقتی نوبت به رقص اکشن فیلم می رسد ، کن کویتگوا وظیفه دشواری دارد که با ظرافتی که از یک فیلم هنرهای رزمی انتظار می رود ، بتواند واقعیت های سخت میانسال و نامناسب بودن را متعادل کند. دعوا باید به نظر برسد به سن آنها ، به اصطلاح ، در حالی که هنوز هم از نظر زیبایی شناسی دلپذیر است. این تعادل به وضوح بدست آمده است کویتگوا به طور مداوم کمبودهای هر جنگنده را به مخاطبان یادآوری می کند ، در حالی که هرگز به طور کامل از توانایی خود دور نمی شود

در بیشتر موارد ، هر ترکیبی مایع از ضربات و مشت با این تصدیق که این رگهای فیزیکی مسافت پیموده شده را طی سالها جمع کرده اند ، همسو می شود. مسافت پیموده شده خود اغلب از طریق بسیاری از لحظات خنده دار فیلم به تصویر کشیده می شود ، همه در حالی که درجه ای از جدیت را حفظ می کنید که هرگز صحنه ای را به هیچ وجه از تمسخر خارج نمی کند. تقریباً یک کیفیت ضربات دفاعی در کوروگرافی اکشن فیلم وجود دارد ، که شاید یک اشاره به فیلم های اکشن کلاسیک هنگ کنگی باشد که تران با تماشای آن بزرگ شده است. وای و یوان به ویژه در نمایش تسلط و مبارزه در صحنه های مبارزه مربوطه ، که کاملاً متناسب است ، چشمگیر هستند ببرهای کاغذیموضوع اصلی روایت

افکار نهایی

یک قدم به عقب ، آنچه باعث می شود ببرهای کاغذی چنین فیلمی منحصر به فرد این است که فیلم های جمعیتی خاصی را ضبط می کند که بندرت (هرگز) روی صفحه می بینیم. یعنی گروهی از ورزشکاران پیر که هنوز علاقه زیادی به ورزش های رزمی دارند اما دیگر نمونه های بدنی گذشته نیستند. انداختن این داستان در محیطی در آمریکای شمالی فقط آن را خاص تر می کند ، و ترنس واقعاً به عنوان یک کارگردان که دست به دستکاری می کند و به طناب شخصی برای او برخورد می کند ، می درخشد. حتی بدون خواندن یادداشت های مطبوعاتی فیلم ، ببرهای کاغذی با یک احساس اشتیاق ساخته شده است که فقط می تواند ناشی از یک فیلمساز باشد که مشتاق بیان خلاقیت صمیمی خود است. ترنس آن وسیله بیان را در می یابد ببرهای کاغذی، که مطمئناً برای اولین حضور در یک فیلم سینمایی چشمگیر است. دنیا مشتاقانه منتظر کار بعدی او خواهد بود.


ببرهای کاغذی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ویلسون کوونگ

ویلسون کوونگ

ویلسون یک علاقه مند به سینما است که از تورنتو کانادا خارج است. او با نوشتن افکار تصادفی درباره سینما در اینترنت از کار روزانه خود فرار می کند. اگرچه او تمایل زیادی به سینمای هنگ کنگ دارد ، اما خود را به طور كلی مدافع سینمای آسیا می داند. او از سال 2005 هر ساله در جشنواره بین المللی فیلم تورنتو شرکت می کند و کارهای بیشتری را می توان در وب سایت وی یافت: www.wilson-kwong.com.

NYFF 2020: خروج فرانسه | استعلام فیلم

خروج فرانسه، از مدیر آزازل جیکوبز، فیلمی است که نباید دوست داشته باشم ، اما نمی توانم در برابر آن مقاومت کنم. یک ناخوشایند عجیب و غریب در سراسر فیلم و تعاملات شخصیت با هم عجین شده است که به یک روایت عجیب و منحصر به فرد وام می دهد. درخواست جدایی از خود ، جامعه ای از طبقه بالا را نشان می دهد که به خانواده افتاده ای که ویرانگر آن به بحث شهر تبدیل شده است ، پشت کرده است. اقتباس از رمانی به همین نام از نویسنده پاتریک دویت، که فیلمنامه فیلم را نیز قلم می زند ، خروج فرانسه یکی از متمایزترین فیلمهای سال است که دیالوگهای شوخ ، نمایشهای ظریف و نمایشی قابل قبول از پذیرش و کنترل را ارائه می دهد.

خروج

اجتماعی عجیب و غریب فرانسیس قیمت (میشل فایفر) از این حقیقت که ارثی که برای دیگران و پسرش به رخ کشیده است در حال اتمام است طفره می رود. او که امیدوار است قبل از تمام شدن پول مرده باشد ، مجبور می شود بدون معیشتی که به آن عادت کرده است با آینده ای روبرو شود و هرگونه کنترل دنیای اطراف خود را از او بگیرد. در حالی که او خانه ، نقاشی ها و دارایی های مختلف خود را می فروشد ، یک دوست صمیمی آپارتمان خود را در پاریس به فرانسیس و پسرش ارائه می دهد ، جایی که آنها می توانند شروع جدیدی از زندگی جامعه نیویورک داشته باشند. در ابتدا مردد ، او این پیشنهاد را می پذیرد و ندانسته رابطه پسرش با دوست دخترش را تهدید می کند و تصمیمی می گیرد که به او کنترلی که به شدت نیاز دارد را می دهد. کمدی اخلاق در پی می گیرد.

هنگامی که آنها از اقیانوس اطلس عبور می کنند و به زندگی جدیدی که در انتظار آنها است می پردازند ، یک روحانی با استقبال آنها روبرو می شود و به طور خلاصه درها را برای استقبال دیگران از زندگی باز می کند. همانطور که با زندگی در پاریس سازگار می شوند ، فرانسیس مبلغ باقیمانده ارث خود را صرف می کند ، اگرچه پول به کانون فیلم تبدیل نمی شود ، بلکه رابطه ریشه ای عمیق بین مادر و پسر است (که به عنوان چارچوب پسر مادر شروع می شود ، به یک پیوند عمیق لایه ای از اعتماد و تشبیه) و گسترش تجربه ورود دیگران به زندگی فرد.

ساخت و ساز Exit

این فیلم باعث خراشیدن شما خواهد شد ، نه لزوماً برای آنچه اتفاق می افتد ، بلکه برای مکانی که فیلم در آن جریان دارد. افسردگی ، غیرقابل پیش بینی بودن و وفاداری محض کارت های وحشی هستند ، وام به پیش بینی نمی دهند بلکه به عنوان عدم اطمینان هستند. لحظاتی مانند خندیدن دیوانه وار در حالی که چاقوها را تیز می کند و سکوت های آرام و بدون پرکردن ، از جمله دیگر ، بسیار جالب و جذاب است. به خاطر همین، خروج فرانسه به خود اجازه می دهد به یاد ماندنی ترین صحنه های سال چه در درام جدی و چه در کمدی نفس بکشد. همانطور که گفته شد ، دیوانگی خندیدن از فیفر تیز کردن چاقو و انداختن آن به بیرون از اتاق ، نگاهی اجمالی به شکست زنی دارد که برای پذیرفتن وضعیت فعلی و آینده غیرقابل اطمینان خود تلاش می کند ، و نیرویی را که برای دیگران به نمایش می گذارد. یک نگاه اجمالی از افسردگی و ترک کنترل وجود دارد. این صحنه ای است که در تضاد بسیار خوبی با خود دارد ، زیرا او یک زن کم عمق و پینه پا در سطح است. از همه مهمتر ، این فقط روی سطح است.

NYFF 2020: خروج فرانسه
منبع: جشنواره فیلم نیویورک

این فیلم حتی در مواجهه با موضوع آن نیز خوشحال و خنده دار است. صحنه ای که خودم نقل می کنم (“به فریزر نگاه کن”) نه تنها در مورد رابطه فرانسیس و مالکوم – شوخ طبعی ، تفاهم و وحدت مشترک آنها – صحبت می کند بلکه لحظه ای را به فیلم می دهد تا رشد شخصیت های خود را نشان دهد ، صحنه خنده دار با زیر لایه های عمیق کنترل جمع آوری ، احترام و یادگیری قدرت آسیب پذیری. در حالی که خنده دارترین لحظه فیلم است ، اما ممکن است محوری ترین فیلم باشد.

در حالی که احساسات بیشتر می شود خروج فرانسه، مطمئناً فنی بودن آنها به وسیله آنها اسیر می شود. این فیلم در تدوین خود بسیار عالی است و به یک صحنه فرصت می دهد تا صحنه را پر کند و صفحه را پر کند ، اما در عین حال برای حفظ علاقه و دسیسه پیش می رود. کادربندی این صحنه ها و تعاملات بسیار درخشان است ، شخصیت های زیادی درون کادر قدم می گذارند ، نقطه کانونی را تغییر می دهند و کاراکترها کنترل دوربین و توجه شما را به دست می گیرند. یکی از بهترین نمونه ها به صحنه “نگاه در فریزر” برمی گردد ، با گرفتن عکس های عریض در اتاق و شخصیت ها ، و کلوزآپ هایی که با کنترل شخصیت ها متفاوت از روایت گرفته می شوند.

موفقیت واقعی خروج فرانسه

یک جمله فرانسوی وجود دارد ، “Marcher ave un ami dans le noir est mieux que de marcher seul dans la lumière” ، که به این معنی است ، “پیاده روی با یک دوست در تاریکی بهتر از پیاده روی شبانه است.” چه زمانی خروج فرانسه نتیجه گرفت ، من خودم را درگیر بازیگری از بازیگران و خود شخصیت ها می دانم. موفقیت این فیلم به طور ایمن بر روی بازیگران و دزدگیرهای گردان شخصیت های آن بسته شده است. و چه دامداری است. شیمی نامناسبی بین شخصیت هایی وجود دارد که با داستان دمدمی مزاج مطابقت دارند. آنها به اندازه قصه خود بی نظیر هستند و هر یک از ظرافت هایی که ارائه می دهند گوهر است که شما در آن گنج می کنید و گنج می کنید.

میشل فایفر تصویری پرتحرک و عجیب و غریب از یک فرد اجتماعی را که با آینده اش کنار می آید ، ارائه می دهد و در کنترل آنچه قرار است آینده مصمم باشد. شما عشق و ارادت او نسبت به پسرش را احساس می کنید ، با این وجود می توانید طبیعت درگیری را در درون او احساس کنید. نمایی وجود دارد که او به نمایش می گذارد ، لایه های متضاد از خود با درخشان نشان داده شده است فیفر. لوکاس هجز مهارت و مهارت او را حفظ می کند ، شیمی را بین آنها حفظ می کند ، عملکرد او را متناسب با برتری او می کند. تصویر او از مالکوم نیز دارای نمای اولیه است ، گرچه می فهمید که او فقط یک مرد جوان است که عاشق شرکت مادر و پیوند بی نظیری است که آنها به اشتراک می گذارند. هر دو فیفر و پرچین با هم و در کنار یکدیگر به خوبی کار کنید ، و عمق بیشتری به شخصیت های آنها در هنگام تعامل بدهید ، با وحدت عملکردی که در وحدت بین شخصیت های آنها به وضوح قابل خواندن است. آنها واقعاً قلب این فیلم هستند.

خروج فرانسه توسط گروه التقاطی شخصیت ها گرد می شود که یکی یکی در زندگی شخصیت های اصلی فیلم کشیده می شود. والری ماهافی همانطور که مادام رینارد جنبه مشتاقانه “fangirl” را به ارمغان می آورد در حالی که فیلم و تعاملات آن را نرم می کند. دانیل مک دونالد روشن بین تر آمریكایی است كه به او توانایی دیدن حقیقت ، دیدن زیر نما داده می شود و مجاری برای برآمدن حقیقت به سطح زمین است. ایزاخ د بانكوله در حالی که محقق برای استخدام روشن بین ، طبیعت ناظر و ساکت او به او وام می دهد تا نه تنها مهربانی را در دیگران ببیند بلکه آن را در آغوش بگیرد ، عملکردی آرام دارد. سوزان کوین طبیعت حامی جوآن را به نمایش می گذارد ، نشان دادن عشق ، فداکاری و مراقبت از دوستش است که بدون در نظر گرفتن ثروت بدون تغییر باقی می ماند. چکمه های ایموژن‘سوزان نیروی تسخیر ناپذیری است که حتی در صورت غیبت ما را درگیر می کند ، ما را به جلو سوق می دهد ، تصمیمات و تعهداتی را که باید اتخاذ کنیم می کشاند. بازیگران گسترده ای که در اطراف شخصیت های اصلی ما هستند و در عین حال گروهی از بازیگران همچنان قوی ، انعطاف پذیر ، ظریف و فراموش نشدنی هستند.

نتیجه گیری: خروج فرانسه

خروج فرانسه یک فیلم منحصر به فرد است ، فیلمی که احتمالاً بسیاری اجازه درخشش آن را نمی دهند ، اما داستانی که باید در آغوش گرفت. شخصیت های دمدمی مزاج و ناجور ، تعاملات پوچ و سفر کلی آن التقاطی و غیر عادی است. در حالی که دو فیلم منجر به خیره شدن می شوند ، شیمی آنها غیرقابل انكار است ، این فیلمی درباره ارتباط انسان است ، بازیگران اصلی آن را عمیقا ریشه می كند در سفری كه محدود به دریا یا خشك نیست ، بلكه بیشتر به درک سفر مربوط می شود.

اگزیت فرانسوی در جشنواره فیلم نیویورک به نمایش درآمد. قرار است در تاریخ 12 فوریه 2021 منتشر شود.


Exit فرانسه را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: پسر از مدلون: تأملی مهم در مورد نقش سیاسی چهره های عمومی

پس از رسیدن به تحسین منتقدان با آثاری مانند یک جنگ خصوصی و نامزد اسکار سرزمین کارتل، کارگردان متیو هاینمن تا حدودی از یک چپ گردش می کند تا مستند بازگشت به خانه بزرگترین سوپرا ستاره رگی کلمبیا را ثبت کند ، ج بالوین. پسری از مدلین خواننده را دنبال می کند در حالی که آماده می شود بزرگترین کنسرت زندگی خود را در استادیومی فروخته شده در زادگاهش اجرا کند. همانطور که شبهای بی خوابی را صرف مبارزه با دلخورهای قبل از کنسرت می کند ، بالوین بازتاب فعالیت پانزده ساله او و مبارزات بهداشت روانی است که او را از نزدیک دنبال کرده است زیرا او به ستاره جهانی رسیده است.

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: پسر از مدلون: تأملی مهم در مورد نقش سیاسی چهره های عمومی
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

همانطور که با پدیده ای آشنا می شویم که هست بالوین، هاینمن از نزدیک بت را دنبال می کند ، و تصویری از نوعی مسیح مدرن ترسیم می کند. خواننده هنگام راهپیمایی در فقیرترین مناطق مدلین ، هزاران نفر را به پای خود می آورد – “خوزه ، خوزه” ، مردم را فریاد می کشد ، مشتاق لمس این مرد و ایجاد هر نوع ارتباطی هستند. با این حال ، برای برخی از همکارانش در کلمبیا ، بالوین نمایندگی “حیوان خانگی لاتین” است ، هنرمندی که فقط از فرهنگ خود به عنوان پلکان استفاده می کند ، نشانه ای برای بدست آوردن پول و شهرت در خارج از کشور. هنگام حمله به ستاره ، نوازندگان محلی اطمینان حاصل می کنند که دیدن اینکه کشورش از لوکس بودن خانه اش در میامی می سوزد چقدر راحت است ، چقدر عالی است که یک زندگی اسراف ساخته است در حالی که مردمش برای ابتدایی ترین وسایل ضروری می جنگند. این اتهامات نه تنها برای شغل وی بلکه برای او بسیار مضر است بالوینحالت روحی

“افسردگی جهنم است”

در کل مستند ، بالوین در مورد مبارزات بهداشت روان ، از سالهای آغازین مبارزه با افسردگی تا لحظه ای که فکر جدی برای خودکشی می کرد ، بسیار چشمگیر است. او از بالای صحنه به جمعیت خشمگین می گوید: “این برای من هم اتفاق می افتد”. به عنوان یک مرد لاتین ، بالوین وقتی صحبت از ابراز نبردهای او می شود با لایه ننگ دیگری روبرو می شود ، این آسیب پذیری که اغلب مخالف مطلق مردانگی است. در کنار ضربان های رگتون ، بالوینوقتی خواننده سعی در تعادل بخشیدن به قدرشناسی و ناتوانی دارد ، حالات رو به کاهش او به رقص وجد و سرخوشی تبدیل می شود.

همانطور که یک بحران سیاسی به سرعت در حال رشد در سراسر کلمبیا می سوزد ، بالوین طغیان می کند از حملات آنلاین خواستار موضع گیری سیاسی است. برای کسی که به شدت از عنوان “پسری از مدلین” بهره مند می شود ، حس مسئولیت ناگفته ای وجود دارد. برای بسیاری ، بالوین به راحتی نمی تواند میراث خود را به کار گیرد در صورتی که راحت ترین حالت را دارد در حالی که آشکارا چشم خود را به مشکلات خودش می بندد.

نقش شخصیت عمومی

هاینمن یک ویژگی صمیمی و در عین حال آموزنده ایجاد می کند که چراغی را بر اهمیت شخصیت های عمومی می کند که علیه ظلم و ستم بی صدا صحبت می کنند. بالوین در حالی که هزاران نفر برای ابتدایی ترین حقوق در خیابان ها راهپیمایی می کنند ، مشتاقانه از حق خود برای سکوت و تمرکز بر موسیقی خود دفاع می کند ، “من نمی خواهم وارد کارهای سیاسی شوم ، زیرا این موضوع من نیست”.

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: پسر از مدلون: تأملی مهم در مورد نقش سیاسی چهره های عمومی
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

این هنرمند دائماً از مبارزات شخصی خود و سالهایی که برای ساختن امپراتوری شخصی اش طول کشید ، یاد می کند ، گویی که این امر او را قادر می سازد تا در بی طرفی آرام بگیرد. کور شده توسط یک حس عدالت بدست آمده ، بالوین خود را از آنچه در چند مایلی تجمل عمارتش اتفاق می افتد جدا می کند. به او، ج بالوین، خواننده ، مسئولیت های مدنی خوزه ، مرد را بر عهده ندارد. آهسته آهسته ، سپر ارائه شده توسط این دوگانگی ساخته شده ، خراب می شود و لازم است قبل از ایستادن مرد در برابر چراغ های کور ، تصمیم گیری شود.

“من به جای مردمم صحبت می کنم”

“و این بار ، من به عنوان خوزه اولوارو اوسوریو بالوین ، به جای مردمم صحبت می کنم. من به نام جوانان صحبت می کنم “. با این کلمات ، پسر اهل مدلین یک دقیقه سکوت را می خواهد که فقط با تشویق های غریبانه صدها هزار نفر شکسته می شود. مردمش این لحظه دلخراشی است که تقریباً تحت تأثیر حقیقت بدبینانه از بین رفته است و این تنها پس از روشن شدن سبز رنگ خواننده توسط تیم مدیریت سطح بالای خود امکان پذیر شده است. اینجا، هاینمن ثابت می کند که زیبایی حتی در دقیق ترین تصمیمات تجاری نیز نهفته است.

برخی از مستندهای مورد علاقه شما درباره نمادهای موسیقی کدامند؟ در نظرات به ما بگویید!

پسری از مدلین اولین بار در جشنواره جهانی تورنتو 2020 به دنیا آمد.


پسر از مدلین را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

رافائلا فروش راس

رافائلا ثالث راس یک برزیلی مغرور است که هم اکنون در اسکاتلند زندگی می کند. او فوق لیسانس فیلم و فرهنگ تجسمی است و چند سالی است که در عمق تصویر خودکشی روی فیلم شیرجه می زند. رافا ، همانطور که دوست دارد او را صدا کنند ، هارولد و مود ، The Trilogy Before ، The Broken Circle Breakdown ، Kleber Mendonça Filho و تقریباً همه چیز را با روت گوردون یا خاویر باردم دوست دارد. می توانید او را در Twitter و Letterboxdrafiews پیدا کنید

NYFF 2020: The HUMAN VOICE: جنون و مالیخولیا

نام ها پدرو آلمودوار و تیلدا سوینتون به طور جداگانه به اندازه کافی برای جلب علاقه اکثر قریب به اتفاق دوستداران فیلم هستند. (اگر اینگونه نباشد ، من صادقانه سلیقه شما را زیر س questionال می برم.) اما هر دو نام ، با هم ، در یک پروژه هستند؟ که اتفاقاً اولین فیلم انگلیسی زبان از نویسندگان مشهور اسپانیایی است که مسئولیت کلاسیک هایی از این دست را دارد همه چیز درباره مادرم و با او صحبت کن؟ این فقط جالب نیست ، بلکه یک واقعه است.

خوشبختانه ، فیلم مورد بحث ، اقتباسی از یک مونودرام یک بازیه توسط ژان کوکتو، آن انتظارات والا را برآورده می کند. ویترین قابل توجهی برای سوینتون در قدرتمندترین بیانگر او ، صدای انسان پایان یک رابطه و گره گشایی از یک زن در مدت زمان سی دقیقه را شرح می دهد. با وجود کوتاه بودن فیلم ، فرد احساس رضایت بیشتری از سفر احساسی شخصیت اصلی می کند تا اینکه معمولاً هنگام تماشای فیلم چهار برابر بیشتر.

همه توسط خودم

کوکتونمایشنامه در ابتدا در سال 1930 هنگامی روی صحنه رفت که یک زن از طریق تلفن با معشوق خود صحبت می کند و او را برای ازدواج با زن دیگری ترک می کند. شخصی که در آنسوی خط قرار دارد ، نامرئی و نامفهوم است. تمرکز بر روی زن است ، به تنهایی ، زیرا او افکار و احساسات خود را برای تماس گیرنده غیب و مخاطب توصیف می کند. جسارت کاملاً نمایشی به بسیاری از مراجع تقلید از جمله الهام بخشیده است آلمودوار به مناسبت قبلی (او زنان در آستانه یک شکست عصبی با قهرمان خود در یک موقعیت مشابه شروع می شود). اما تصور بازیگری که برای چنین نقشی مناسب تر از آن باشد دشوار است تیلدا سوینتون، زیبایی غیرمعمول آن – اجزای مساوی بیگانه و انسانی – شما را به خود جلب می کند ، و استعداد بی حد و حصر شما را درگیر می کند حتی زمانی که او تنها یک صفحه است.

NYFF 2020: The HUMAN VOICE: جنون و مالیخولیا
منبع: جشنواره فیلم نیویورک

وقتی برای اولین بار ملاقات می کنیم سوینتونقهرمان بی نام او ، او در حال خرید یک تبر در یک فروشگاه سخت افزار است که سپس آن را به خانه می آورد و با عصبانیت ناامیدکننده ، لباس زیبایی را که به زیبایی روی تخت او چیده شده است ، هک می کند و منتظر معشوقش است. بیایند و آن را با بقیه چیزهایشان جمع کنند. این یک حرکت کاملاً ملودراماتیک است ، اما کاملاً مناسب به نظر می رسد سوینتونشخصیت ، یک بازیگر در یک سن خاص است که بیش از حد طولانی این شخص احساس وحشت می کند.

مانند سوینتون به معشوقش (و ما) اطلاع می دهد ، اولین بار نیست که او را ترک می کنند – اما در گذشته ، آنها همیشه برگشته اند. اما این بار متفاوت به نظر می رسد. سه روز گذشته است و نه پنهان شده و نه موی آنها دیده شده است. او کاملاً تنها است ، به استثنای یک سگ پشمالو و جذاب به نام داش که به نظر می رسد فرد مورد نظر را نیز گم کرده است زیرا در تختخواب خود را به لباس می اندازد و در سالن ها سرگردان می شود و دم در انتظار ورود است که شاید هرگز رخ دادن. در ناامیدی ، سوینتون یک مشت قرص آب نبات رنگ می بلعد ، به این امید که وقتی معشوق سرانجام برای جمع آوری اموال خود حاضر شد ، او را به عنوان مجازات خیانت بیهوش کند. در عوض ، او با تماس تلفنی آنها بیدار شده و طوفانی متشنج از احساسات به وجود می آید.

دیدنی سوئینتون

در ابتدا، سوینتون سعی می کند وانمود کند که او زندگی عادی خود را دنبال کرده است: ناهار خوردن با دوستان ، حضور در تئاتر و حتی مشاوره با یک درمانگر. (با پیشگویی جدی در مورد آنچه قرار است در بازی آخر فیلم اتفاق بیفتد ، وی خاطرنشان کرد: “اگر چیزی وجود دارد که نگران نباشم ، متابولیسم است. همه چیز را می سوزاند.”) با این حال ، پیشرفت می کند ، سوینتوننمای با دقت ساخته شده به تدریج فرو می ریزد و آشفتگی اولیه ای را که بلافاصله پس از این رها کردن او را در بر گرفته نشان می دهد. با این وجود در میان این جنجال های بدون مانع ، تمایل او برای حرکت به طور فزاینده ای روشن می شود. وی اظهار داشت: “در آینده ، من یک زن عملی برای تغییر خواهم بود.” اما قبل از آن ، او باید یک بار و برای همیشه روابط خود را با گذشته قطع کند.

NYFF 2020: The HUMAN VOICE: جنون و مالیخولیا
منبع: جشنواره فیلم نیویورک

آلمودوارفیلم ها به دلیل استفاده از رنگ پررنگ و طراحی برجسته و صدای انسان تفاوتی ندارد آپارتمان بزرگ که در آن سوینتونزندگی شخصیت هایش مملو از آثار هنری ، عتیقه جات ، و سایر نشانه های وضعیت ممتاز او در جهان است ، با این حال واضح است که هیچ یک از این موارد دوست داشتنی – از جمله جعبه Chanel که نامه های گرانبهای خود را در آن ذخیره می کند – نمی تواند خلاoid موجود را پر کند عاشقش

سوینتونخانه بی عیب و نقصی در صدای انسان یادآور خانه شخصیت تیتراژ در است راینر ورنر فاسبیندررا اشکهای تلخ پترا ون کانت، داستان دیگری از یک هنرمند در حال افزایش سن کشتی گرفتن با این درک که معشوقش ارادتش را برنمی گرداند. فاسبیندرفیلم ، بر اساس نمایشنامه خود به همین نام ، کاملاً در آن آپارتمان در آغوش جسورانه ریشه های تئاتر داستان گرفته شده است. آلمودوار این مفهوم را یک قدم جلوتر می برد صدای انسان و دارد سوینتونآپارتمان ، جایی که او اکثر قریب به اتفاق فیلم را در آنجا سپری می کند ، در یک صحنه صداگذاری واقعی وجود دارد. در یک لحظه ، او حتی به ما اجازه می دهد محل زندگی او را از بالا مشاهده کنیم ، به ما این تصور را می دهد که او در یک دیورامای بسیار پر زرق و برق گیر افتاده است. چه زمانی سوینتون لباس های پر رنگش – لباس های پرحجم و لباس های دوخت متناسب با قرمز روشن و بلوزهای عمیق ، که با کنتراست با پوست رنگ پریده اش چشم نوازتر می شوند – به آپارتمان وارد و خارج می شوند – کاملاً در میان فضای صنعتی و برهنه ، برجسته می شوند صحنه.

NYFF 2020: The HUMAN VOICE: جنون و مالیخولیا
منبع: جشنواره فیلم نیویورک

با این حال ، حتی با این شکوفایی ها ، صدای انسان هرگز احساس ناراحتی تئاتری نمی کند. در عوض ، این لمس ها تناقضاتی را برجسته می کند که ناگزیر بین زندگی راحتی که سعی می کنیم برای خود درمان کنیم و واقعیت بی رحمانه جهان خارج وجود دارد. و به عنوان سوینتونعملکرد Tour de Force به ما نشان می دهد ، گاهی اوقات بهتر است که مناطق راحتی خود را به طور کامل از بین ببریم تا نتوانیم خطر تلاش برای بازگشت به آنها را داشته باشیم. بعضی اوقات ، باید همه را بسوزانیم و دوباره شروع کنیم.

نتیجه

جسارت زیبا از صدای انسان روشن می کند که پدرو آلمودوار و تیلدا سوینتون یک مسابقه ساخته شده در بهشت ​​عاشق فیلم است. شما از این فیلم کوتاه کاملاً راضی هستید و همچنین امیدوارید که آنها برای یک ویژگی در آینده ای نزدیک دوباره همکاری کنند.

شما چی فکر میکنید؟ آیا فکر می کنید پدرو آلمودوار و تیلدا سوئینتون مطابقت خوبی بین کارگردان و بازیگر دارند؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

صدای انسان در حال حاضر به عنوان بخشی از بخش Spotlight در جشنواره فیلم 2020 نیویورک در حال نمایش است.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ کشنده ساخته است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن یا نوشتن درباره فیلم ها ، معمولاً می توان او را در توییتر با وسواس در مورد فوتبال دید.

NYFF 2020: MLK / FBI | استعلام فیلم

وقتی به تاریخ نگاه می کنیم ، انبوهی از دانش و دیدگاه ها وجود دارد که هنوز باید با آنها برخورد شود. و تنها با دیدن واقعی کل تصویر می توان گذشته را درک کرد و به سمت آینده پیش رفت. گرچه ، با وجود نژادپرستی ، تبعیض جنسی و ستم ، بسیاری از داستان ها برای توده ها ناگفته و ناشناخته مانده اند. قدرت سینما و تلویزیون در اواخر این فراخوان پاسخ داده است و این داستان ها را به زندگی و توده های مردم منتقل می کند ، انتخاب امسال جشنواره فیلم نیویورک MLK / FBI از کارگردان سام پولارد آخرین موردی که نه تنها اطلاعات گسترده تری در مورد مردی که یک ملت را تغییر داده است بلکه در مورد خشونت و نژادپرستی سیستمی ریشه دار در دولت و اقتدار ایالات متحده است که ما امروز نیز با آن مبارزه می کنیم.

مارتین لوتر کینگ جونیور

بر اساس کتاب FBI و مارتین لوتر کینگ ، جونیور: از “سولو” تا ممفیس توسط دیوید جی گارو، این مستند با زندگی اولیه مارتین لوتر کینگ آغاز نمی شود ، بلکه به سمت راست در ماه مارس در واشنگتن می رود ، سخنرانی “من یک رویا دارم” که در میان جمعیت طنین انداز شد ، فیلم گرفتن تصاویری است که همه ما با آن بزرگ شده ایم – چشمان پر از امید ، وعده و نبوغ. از این لحظه ، FBI مارتین لوتر کینگ ، جونیور را خطرناکترین سیاه پوست در کشور می داند – و تا همین اواخر ، هیچ کس واقعاً نمی دانست که تا چه اندازه.

NYFF 2020: MLK / FBI
منبع: جشنواره فیلم نیویورک

همه ما داستان مارتین لوتر کینگ ، جونیور را شنیده ایم. ما نژادپرستی و نابرابری ای را که در مقابل او ایستاد می دانیم. ما می دانیم که اگر او نبود ، بسیاری از مکانهایی که اکنون هستیم هرگز امکان پذیر نبودند. اما ، آیا ما کل داستان را می دانیم؟ آیا می دانیم تهدیداتی که درست در زیر سطح زمین قرار دارد ، به دنبال فرصتی مناسب برای نه تنها پایان دادن به یک انقلاب بلکه برای نابودی یک انسان است؟

با استفاده از تصاویر بایگانی شده و عکسها ، MLK / FBI به سرعت فتنه ها را ایجاد می کند ، و به تاریکی ترین خواسته های ما برای کشف یک رسوایی پاسخ می دهد ، و نه تنها فداکاری به یک هدف بلکه وفاداری ابدی به مردی را که جان خود را داده است روشن می کند تا دیگران بتوانند به همان اندازه و آزادانه زندگی خود را داشته باشند. همانطور که این مستند پخش می شود ، با دسیسه شما ، کنجکاوی شما تماماً بازی می کند در حالی که تمرکز مهم در جایی که مشکلات واقعاً دروغ است را متعادل می کند. نه در مورد مردی که ممکن است عبادتهای او در زندگی خصوصی تحت تأثیر قرار گرفته باشد بلکه درمورد مردی است که قدرت وی ناخواسته یکی از با نفوذترین سازمانهای دولتی را به تاریکی کشاند.

نژادپرستی هوور

MLK / FBI یک کار مثال زدنی برای ساخت این فیلم مارتین لوتر کینگ ، جونیور در مقابل هوور ، سیاه زندگی می کند در برابر FBI ، سفید در برابر سیاه و سفید. این فیلم تمرکز زیادی روی ج. ادگار هوور دارد – از قضا همانطور که مارتین لوتر کینگ جونیور در حال تبدیل شدن به چهره جنبش حقوق سیاه بود ، هوور همزمان با چهره اف بی آی در حال افزایش بود – هر دو مرد برای همیشه مترادف با علل آنها حفظ سرعت یکنواخت از ابتدا تا انتها ، MLK / FBI با جنگ FBI و هوور علیه کمونیسم آغاز می شود.

NYFF 2020: MLK؟ FBI
منبع: جشنواره فیلم نیویورک

تحقیقات آنها و روشهای انجام آنها ، بسیاری از افراد را با روابط و پشتیبانی کمونیستی – هم اثبات شده و هم فرض – کشف و دنبال می کند. هنگامی که یک حامی کمونیست بود ، همیشه یک حامی بود. با چشمان هوشیار و گوشهای هدفشان ، بسیاری از آنها حریم خصوصی خود را به دلیل قدرت و نفوذ مردان هوبر در FBI از دست می دهند. و در حالی که آنها از تلاش های خود برای محافظت از آمریکایی ها در برابر وحشت داخلی و بین المللی پشتیبانی به دست آوردند ، نگاهشان به سرعت متوجه یک مبلغ کاریزماتیک جوان شد که توانایی بسیج مردم را ثابت کرده بود.

قبل از راهپیمایی در واشنگتن ، هوور قبلاً افراد سیاه پوست را با کمونیسم پیوند داده بود و ادعا می کرد که افراد جامعه سیاهپوست مستعد ابتلا به ایدئولوژی احمق هستند و به راحتی متقاعد می شوند. هنگامی که مشخص شد استنلی لوینسون ، یکی از طرفداران کمونیست سابق ، به کینگ مشاوره می دهد ، تهدیدی که دستور کار و تبلیغات لوینسون بر رهبر تأثیر می گذارد ، همراه با جذابیت و توانایی بسیج ، تهدیدی برای آمریکا است. در حالی که کینگ موافقت می کرد در اثر فشارهای FBI از لوینسون فاصله بگیرد ، ارتباطات این دو به صورت پنهانی ادامه یافت و لوینسون به یکی از مهمترین چهره های جنبش حقوق مدنی تبدیل شد که درست پشت پرده ادامه داشت.

NYFF 2020: MLK / FBI
منبع: جشنواره فیلم نیویورک

حتی با ضبط سیم بر روی لوینسون و برخی از همکاران کینگ ، طولی نکشید که شخصی شد. در جایی که در ابتدا آنها به دنبال یک حامی بالقوه جنبش کمونیستی بودند یا با کسی که با کمونیسم همدردی می کرد در تعامل بودند ، اکنون آنها برای نابودی یک مرد بیرون بودند. در این لحظه ، دیگر ترس از ظهور و نفوذ کمونیسم نبود ، بلکه همانطور که هوور معروف گفته بود ، ظهور مسیح سیاه است.

نتیجه گیری: تاریکترین تاریخ FBI

این واضح ترین عنصر نقاشی شده در این مستند است و دائماً بینندگان از آن یادآوری می کنند. MLK / FBI لعنت بر رفتارهای FBI و رفتار آن نه تنها با رهبر یک انقلاب بلکه با کسانی که او را احاطه کرده اند و نژادپرستی ریشه دار که هنوز هم ادامه دارد. عموم مردم هوور در طی ظهور مورد احترام قرار گرفتند ، اما تبلیغات آنها دیگر درست نیست زیرا دیدگاه های گذشته تصمیمات ایجاد کننده آژانس را – و تصمیماتی که هنوز هم می توانند در زیر سطح افکار عمومی باقی بمانند ، روشن می کنند.

در پایان فیلم ، ما می دانیم که چگونه پایان می یابد. آنچه بینندگان واقعاً تکان دهنده خواهند دید عمق عمقی است که FBI مایل بود تا نه تنها کینگ را نابود کند بلکه او را کاملاً نابود کند. با آشکار شدن آخرین قسمت های گذشته ، این مستند با دقت و مهارت در این مرحله ساخته شده است و در یک لحظه تحقق منفجر می شود.

گرچه این نگرانی وجود دارد که انتشار آینده ضبط ها می تواند خطری برای حافظه کینگ باشد ، اما این امید وجود دارد که فداکاری یک رهبر کنار گذاشته نشود. هنگامی که ما به خشونت و نژادپرستی سیستمی در سیستم عدالت ایالات متحده نگاه می کنیم ، متوجه خواهید شد که نه آنچه در این نوارها وجود دارد ، بلکه اینکه نفرت و نژادپرستی هنوز تا چه حد عمیق است زیر سوال می روید.


MLK / FBI را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: یک شب در میامی

با شروع جشنواره آمریکای شمالی در چهل و پنجمین دوره جشنواره بین المللی فیلم تورنتو ، یک شب در میامی نماینده بازیگر برنده اسکار است رجینا کینگاولین کارگردانی طولانی و براساس بازی تیتراژ توسط قدرت های کمپ. این درام که عمدتا در یک اتاق متل شب بعد از قهرمانی جهان در مسابقات جهانی کاسیوس کلی قرار دارد ، داستان دیدار چهار شخصیت مهم آمریکایی آفریقایی تبار در فرهنگ آمریکایی را روایت می کند. مالکوم ایکس (کینگزلی بن العدیر) ، سام کوک (همیلتون لزلی اودوم جونیور) ، جیم براون (The Invisible Man’s آلدیس هاج) ، و کاسیوس خشت (الی گوری) ، زیرا آنها روند تاریخ را در جنوب جدا شده تغییر می دهند.

یک شروع منفعل

شروع با یک انفجار ، یک شب در میامی در میان یک مسابقه بوکس کاملاً به چالش کشیده شده که Clay در آن شرکت می کند ، آغاز می شود. پس از یک نتیجه کم ، ما با سایر شخصیت های اصلی آشنا می شویم زیرا آنها با موارد نژادپرستی در زندگی روزمره خود روبرو می شوند ، کوک در یک باشگاه کوپاکابانا و براون در خانه یک آشنای دیرینه با نشان دادن اینکه حتی در این دوران ها ، نژادپرستی هنوز به شدت در فرهنگ آمریکایی رایج بود ، می بینیم که چگونه همه احزاب به عنوان یک واقعیت زندگی با این رفتار رفتار می کنند ، هر دو کوک و براون با کمال مقاومت شرایط متقابل خود را قبول می کنند.

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: یک شب در میامی
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

چهار چهره در حالی که به جلو می رود تا روز پیروزی کلی ، در طول جنگ او تلاقی می کنند ، از جمله یک مالکوم ایکس که یک عکس گرفته است و در میان جنجال های زیادی به عنوان مشاور معنوی کلی حضور دارد ، با این وجود ، با وجود تنظیمات نسبتاً سریع و کارآمد ، فیلم مدت زمان طولانی برای شروع حرکت رو به جلو. بدون احساس فوریت ، به نظر می رسد روایت scattershot بدون جهت است زیرا گروه مرکزی هنوز کاملاً ژل نشده است. در حالی که می توان وقت را درک کرد پادشاه و قدرت ها برای تنظیم صحیح نقطه نظرات هر یک از کاراکترها ، نحوه کار آنها کمی صاف است. این نمایش بعنوان نمایش اضافی که تنها در خدمت یک هدف واحد است در میان انبوه شخصیتهای جذاب ، منجر به یک سه ماهه دوم فیلم قابل هضم اما غیرقابل جذب می شود.

ویترین عملکرد محور

با این وجود ، هنگامی که بازیگران از تحویل خطوط نمایشی خود سنگین شدند ، شیمی گروه شروع به درخشیدن می کند. طیف حیرت انگیزی از پویایی در طول فیلم ارائه شده و توسط بازیگران به شکلی باورنکردنی به تصویر کشیده شده است ، و سیر نزولی آهسته را از شوخی بازی تا تنش محسوس و در نهایت تحقق جدی کلیسایی نشان می دهد که به نفع همه است. ثابت شده است که شیمی بین این چهار مورد نقطه قوت قابل توجه فیلم است و اطمینان می دهد تماشاگر همیشه مشغول است و در داستان اصلی سرمایه گذاری می کند.

این شیمی قابل لمس ، فقط به دلیل استعداد محض که توسط چهار منتسب حذف شده است ، وجود دارد. ویترین یک بازیگر واقعی از نمایش های نیروگاه در اطراف ، به هر مجری وقت و عمق داده می شود تا در نقش خود بدرخشد و از موقعیت هایی استفاده کند که باورپذیرانه طیف وسیعی از احساسات را ابراز می کند. در حالی که هر یک از این چهار روش منحصر به فرد خود درخشان هستند ، اما برجسته ترین موارد در اینجا وجود دارد کینگزلی بن العدیر و لزلی اودوم جونیور مسلماً تجسم درگیری های اصلی فیلم ، آنها وقتی یکدیگر را بازی می کنند در حالی که شخصیت های آنها در مورد ابتکارات و میزان تأثیر مردان قدرتمند آفریقایی-آمریکایی مانند خود در جوامع هر دو طرف مسئله جدایی بحث می کنند ، با شور و شوق موشکافی می کنند ارزش های دیگری از طریق مسابقه های فریاد زدن و گفتگوهای صمیمانه که به خود فیلم تفاوت دراماتیک خاصی می بخشد.

ترجمه ای شایسته

موفقیت این پویایی و بازیهای فوق العاده تأثیرگذار را نمی توان جز کارگردان فیلم دانست رجینا کینگ. او که ظاهراً برای خودش به عنوان یک کارگردان واقعی بازیگر نقش و نگار می کند ، می تواند هر چهار مورد را به درستی در طول زندگی خود هدایت کند. مهارت تازه کشف شده او در اینجا متوقف نمی شود ، زیرا دست ثابت کارگردانی اش گسترش چشم انداز روشن در تمام جنبه های دیگر تولید را نیز نشان می دهد. طراحی فیلمبرداری و تولید توسط تامی ریکر و باری روبیسون قادرند طبیعت آرام اواسط دهه 1960 در میامی را به تصویر بکشند و در عین حال با احساس حرفه ای بودن ناشی از راه هایی که منجر به خود در فرهنگ خود می کنند ، آن را جذب کنند.

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: یک شب در میامی
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

با این وجود قلب فیلم بی چون و چرا است قدرت های کمپفیلمنامه خود اقتباسی در حالی که چارچوب داستانی نمایش حتی با چشمهای غیرآموز نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت ، فیلمنامه غنی از گفتگو ، شبکه ای دائماً از بحثها را ایجاد می کند که مانند یک سمفونی درخشش بازی می کند ، شخصیت های اصلی را در جایگشت های مختلف جفت و ترمیم می کند که نتیجه آن کامل و روایتی چند وجهی با ایده های فراوان و عمق موضوعی از هر درز. اقدامی مطمئن برای نامزدی های فیلمنامه در سراسر هیئت ، مجموعه ای کاملاً معتبر و معتبر از زوایای مختلف جامعه آفریقایی-آمریکایی را که در آن دوران رنج برده اند ، به نمایش می گذارد.

فراخوان برای اقدام / مبارزه برای آنچه درست است

درگیری اصلی فیلم ، خود معطوف به مبارزه درونی هر یک از شخصیت ها برای کنار آمدن با هویت آنها است. سام کوک در حال حاضر یک سلطان روح موفق است اما توسط مالکوم ایکس متهم می شود که در آمریکای سفید دست و پنجه نرم می کند و ابتکار و شهامت برای نوشتن آهنگی را که برای یک هدف مبارزه می کند ندارد. کاسیوس کلی از پیروزی در مسابقات قهرمانی بسیار بالا است اما با این مسئله دست و پنجه نرم می کند که آیا می خواهد به راستی با مسلمان شدن پیش برود یا به عضوی جدی از هدف تبدیل شود. جیم براون برای انتخاب بین یک فوتبال محدود یا یک فیلم سینمایی پر مخاطره تلاش می کند ، در حالی که حتی خود مالکوم ایکس ، متحد این چهار نفر ، در رابطه با ارتباط با برادری اسلام شک دارد.

در نهایت ، از طریق مکالمات چندلایه ای که به طرز درخشان تنظیم شده است پادشاه و قدرت ، این چهار مرد به رشد شخصیت ها و احساس خودشان کمک می کنند ، در نتیجه هر شخصیت برای موضوعاتی که به آن اعتقاد دارند موضع می گیرد و برای آنچه درست است می جنگد ، به شیوه اوج احساسی با شکوه اجرا می شود که نتیجه می گیرد فیلمی هم به موقع است و مربوط ، به ویژه با توجه به جنبش های اخیر که هدف آنها ایجاد توجه دقیق در انجام کاری است که قهرمانان داستان آموخته اند: استفاده از صدای قدرتمند خود برای ایجاد تغییراتی نهادی برای پیشرفت بشریت.

یک فیلم مهم

به طور کلی ، در حالی که یک شب در میامی آهسته شروع می شود ، Regina King’s اولین نمایش درخشان در راس فیلم این فیلم را قادر می سازد تا بر شروع خود غلبه کند ، و به سرعت به یک ویترین جذاب از نمایش های نیروگاه تبدیل شود که یک فیلمنامه کاملاً به موقع و با عمق موضوعی را افزایش می دهد. یک فیلم کاملاً بهنگام و منطبق از نزدیک با مسائل اجتماعی که در آن زندگی می کنیم ، یک شب در میامی یکی از تماشای آن است که فصل جوایز هر چه نزدیکتر شروع می شود و منجر به یکی از مهمترین فیلمهای سال تاکنون می شود.

چقدر از تماشا هیجان زده اید یک شب در میامی؟ آیا فکر می کنید حرکتی برای خراشیدن بهترین تاج تصویر دارد؟ سکوت در کامنت های پایین.

https://www.youtube.com/watch؟v=8TO3gp3j8_4


یک شب را در میامی تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

دیگو آندلوس

نویسنده Latinx با فلج مغزی ، Diego Andaluz یکی از خالقان و تهیه کنندگان ClapperCast: The Global Film Podcast است و هم اکنون در حال نوشتن فیلم های Inquiry Film، Awards Awards و Clapper Ltd. است. وی همچنین تهیه کننده ، کارگردان ، تعداد زیادی فیلم کوتاه کوتاه برنده جایزه (از جمله فیلم ترسناک ویروسی ، Dante: A Replication) را به صورت جداگانه ویرایش و ضبط کرد. در حال حاضر ، به غیر از پوشش فصل جشنواره ، دیگو در حال نگارش یک فیلمنامه طولانی از فیلم کوتاه خود ، دانته: یک تکرار است.

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: مصاحبه با کارگردان نیکول ریگل و بازیگر زن جسیکا باردن برای HOLLER

در حالی که داستانهای زنده ماندن و انتقالی فاصله زیادی با یک داستان جدید دارند ، توانایی آنها در هم آمیختن موضوعات مهم و گفتگوهای ضروری جهان در روایت ، آنها را تازه و مرتبط نگه می دارد. این توانایی آنها برای وفادار ماندن به مسائل از طریق شخصیت های قوی و محکم است که اهمیت آنها را در طول تاریخ سینما حفظ می کند. در سال 2020 ، مدیر نیکول ریگل ما را به ارمغان می آورد هولر.

من این فرصت را داشتم که با هر دو کارگردان صحبت کنم نیکول ریگل و ستاره فیلم جسیکا باردن در مورد الهام از فیلم ، چالش هایی که آنها با آن روبرو شده اند هولر به زندگی ، و بیشتر!

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: مصاحبه با کارگردان نیکول ریگل و بازیگر زن جسیکا باردن برای HOLLER
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

استفانی آرچر برای تحقیق در مورد فیلم: از اینکه هردوی شما وقت گذاشتید و امروز در مورد فیلم خود با من صحبت کردید متشکرم هولر. باید بگویم که بعد از تماشای فیلم ، من داستان روت را کاملا دوست دارم. این واقعاً طنین انداز است و واقعاً واقعاً مربوط به موارد قابل توجه در خبرها و مواردی است که شاید نیاز به توجه بیشتری دارند. اول و مهمترین ، شما قرار بود قبل از شروع COV غربالگری خود را در SXSW انجام دهید. من تعجب می کردم که برای هر دوی شما باید مکث کنید و منتظر بمانید تا فیلم خود را به نمایش بگذارید ، چگونه بوده است.

نیکول ریگل: منظورم این است که مطمئناً تولدی تأخیری بود ، اما منظورم این است که دوویل و تورنتو آمدند و ما بسیار هیجان زده هستیم که هفته آینده فیلم را با همه این افراد به اشتراک می گذاریم.

جسیکا باردن: من فقط می خواستم بگویم مثل اینکه هرگز یک ثانیه دیگر اعتقاد به فیلم را متوقف نکردم. این فقط یک مورد دیگر برای این فیلم است. مثل اینکه ، از خیلی چیزها جان سالم به در برده است ، بنابراین من هرگز از این عقیده دست بر ندارم. من در آن زمان احساس دلسوزی می کردم برای اولین بار که سازندگان فیلم قادر به دیدن افرادی نبودند که فیلمشان را برای اولین بار در یک تئاتر تماشا می کنند. من امیدوارم که همه اکنون در حال تجربه هستند – من از این موضوع خسته نشده ام. مثل اینکه ، فیلم شما خوب خواهد شد و راهی برای بازگشت پیدا می کند.

نیکول ، شما یک فیلم کوتاه را نوشتید و کارگردانی کرد هولر و همچنین در مورد دو برادر با خلاصه داستان بسیار مشابه. آیا همیشه قصد شما این بود که آن را به یک ویژگی تمام قد تبدیل کنید؟

نیکول ریگل: اوه ، بله ، و نه من به نوعی کوتاه را به عنوان تمرین برای فیلمبرداری در یک اسکاردارد و در آن نوع محیط بی نظم ساخته ام و می فهمم چگونه واقعا این کار را انجام می دهم. من قبلا هرگز چنین کاری نکرده ام و تا زمانی که آن را به پایان رساندم ، اشتباهات زیادی مرتکب شدم و چیزهای زیادی در مورد آن آموختم ، فقط از نظر نحوه فیلمبرداری در آن محیط و چگونگی آوردن مردم محلی مقابل دوربین و راحتی آنها با دوربین. و من واقعاً به آن افتخار می کنم. اما وقتی این ویژگی را توسعه دادم ، این فقط در مورد چیزی بود که برای من شخصی بود و لازم بود که در مورد یک زن جوان باشد و داستان آن در مرکز باشد. و این به نوعی در مورد چیزهای خودش در مورد دنبال کردن این دختر برای تحصیل در دانشگاه و تحصیلات و آینده ای بهتر برای خودش شکل گرفت. من فقط درسهای زیادی را از این کوتاه و به ویژگی آموختم – با خلاقیت ، واقعاً به جهتی دیگر رفت.

و شما گفتید که این نوع از چیز شخصی است. ایده فیلم از کجا آمده است؟

نیکول ریگل: منظورم این است که ، من از جکسون ، اوهایو ، جایی که فیلمبرداری کردیم ، در زادگاهم در چیلیکوت ، اوهایو ، واقع در یک شهرستان همسایه. و من در آنجا بزرگ شدم و صحنه ای از فیلم که معلم روت را از ادامه تحصیل در مدرسه منصرف می کند و او را ترغیب می کند تا در IT کار کند ، اما او می گوید که نمی خواهد ، این برای من اتفاق افتاد و فقط سخت است که به اطراف نگاه کنم و افرادی را ببینید که این آینده را برای من نمی دیدند ، زیرا من فکر می کنم گاهی اوقات ، مردم نمی توانند چون چیزی را برای خود نمی بینند ، برای آنها سخت است که آن را برای شما ببینند.

و من می خواستم فیلمی در این باره بسازم زیرا اگر چنین احساسی داشتم ، پس بسیاری از زنان جوان دیگر نیز چنین احساسی داشتند. و برای جسیکا و من بسیار جالب بوده است که از زنان جوان دیگر می شنوم و ، می دانید ، “هی ، آن چیزی که به من گفته شد یا کسی من را از دلسردی من ناامید کرد” ، و این برای بسیاری از دختران اتفاق افتاده است که ما فقط دلسرد می شویم دختران ما و من می خواستم داستانی امیدوار کننده در این باره به جهانیان ارائه دهم و امیدوارم پیام متفاوتی به آنها ارسال کنیم.

باید بگویم این چیزی بود که واقعاً مرا تحت تأثیر قرار داد. آیا کل تحصیلات و بازدارندگی از پیشرفت ، دستیابی به فرصت ها بود. به خصوص از کسانی که فرض می شود مانند معلمان و مدیران الهام بخش باشند و در اینجا او کتاب می گیرد زیرا می خواهد بیشتر بیاموزد.

جسیکا باردن: و همچنین بسیار ساده است. قرار نیست که بخواهید تحصیلات خود را ادامه دهید ، درخواست بزرگی نیست. این چیزی است که شما باید خیلی سریع یاد بگیرید. این برای همه صدق نمی کند. می دانید ، شما از فرزند خود به مدرسه می روید و فقط تصور می کنید که این چیزی است که برای همه در دسترس خواهد بود. س bigال بزرگی نیست اینطور نیست که شما چیزی مثل ماشین یا مثل تعطیلات یا چیزی را بخواهید. این فقط آموزش بیشتر است ، همین.

خوب ، و در دنیای امروز ، شما وام دانشجویی دارید ، حتی اگر وام بگیرید ، حتی پس از آن نیز نمی توانید آن را پرداخت کنید. و این به خودی خود یک عامل بازدارنده است. و دیدن این نمایش منفی گفتن افراد واقعی واقعاً دلخراش است.

نیکول ریگل: جالب است که به آموزش و نحوه پرداخت هزینه تحصیل اشاره کردید. چیزی که عمداً از این فیلم خارج شده FASFA و کمک هزینه و بورس تحصیلی است زیرا شما باید افرادی را در مورد این موارد به شما بگویید و درباره FASFA به شما بگویند. و هیچ کس در مورد FASFA به روت نگفته است. هیچ کس در مورد برنامه یا اسناد یا مراحل رفتن به دانشگاه و نحوه پرداخت آن به او نگفته است. و بنابراین شما حتی نمی توانید راه های قابل دسترسی برای رفتن را پیدا کنید و شاید مجبور نباشید که تمام این پول را جمع کنید ، هیچ کس حتی در مورد آن به شما نمی گوید.

این ذکر نشده است ، بورس تحصیلی ذکر نشده است. و او به عنوان یک فرد بسیار درخشان به تصویر کشیده شده و هیچ چیز فراهم نیست ، بلکه هر گونه امید از بین می رود.

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: مصاحبه با کارگردان نیکول ریگل و بازیگر زن جسیکا باردن برای HOLLER
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

نیکول ریگل: آره و چه تعداد دختر مانند روت از این درخشش برخوردارند و از آن استعداد برخوردارند و ما آن را پرورش نداده ایم و حفظ نکرده ایم.

و صحبت از صحبت کردن در مورد پرورش و عدم فرصت ، تعداد زیادی عکس از کارخانه ، پشته ها و آب و همه چیز کسل کننده وجود داشت. نه تنها روت ، بلکه شهر نیز به نوعی منعکس شده بود. برای شما ، از جمله کارخانه ، روند فکر شما با این همه نمایش چیست؟

نیکول ریگل: بله ، ما در یک کارخانه تولید مواد غذایی منجمد و عملیاتی شلیک کرده ایم و عظیم بود. و زمانی که ما در آن فیلمبرداری می کردیم کار می کرد. و به ما اجازه داده شد ، به جسیکا اجازه داده شد ، همه این فلزات را برش دهیم و در حالی که مردم در شیفت کاری خود بودند ، جرقه هایی را در سراسر نقاط پرواز می کردند ، که نمی توانم باور کنم که ما واقعاً از پس آن برآمده ایم. [laughs]

جسیکا باردن: هیچ کس در واقع هیچ سوالی نپرسیده است. همه درست مثل این بودند ، “خوب. سرد.”

نیکول ریگل: [laughs] بله ، خیلی زیبا بود. و من فقط منتظر می مانیم که تعطیل شویم. اما پروتکل های زیادی داشتیم که البته باید آنها را دنبال کنیم ، اما همه این ماشین آلات و همه اینها ، می دانید ، فکر می کنم یک چیز خلاقانه که در فیلم خیلی خوب کار کرد این است که ریتم آن وجود دارد. این شیوه زندگی است. شما به کار می روید ، در این شیفت کار می کنید ، به خانه می روید ، در این زمان بلند می شوید ، از بچه های خود مراقبت می کنید. می دانید ، یک روال معمول وجود دارد. و آن کارخانه ریتم خاصی دارد که زندگی همه آن افراد حول این کارخانه می چرخد ​​، اما روت چنین نمی کند. او مانند این شمایل گرای کوچک است. و او در آن دستگاه جای نمی گیرد. و او لزوماً نمی خواهد در آن دستگاه باشد. این بد نیست او فقط خودش را در ریتم آن شهر نمی بیند. بنابراین نشان دادن ریتم آن شهر مهم بود.

و جالب است ، همانطور که روت در تلاش است تا از یکنواختی جدا شود ، دیدن طرف دیگر که مردم می خواهند در یکنواختی باشند ، جالب بود زیرا حداقل این یک ضمانت پول است. حداقل قابل پیش بینی است و همچنین طرف مقابل را می بینید که آن یکرنگی را به زور از بین می برند.

نیکول ریگل: آره به خصوص در شخصیت لیندا ، که توسط غیر قابل تسخیر بازی می شود بکی آن بیکر. یکی از صحنه های فیلمبرداری برای من که واقعا غم انگیز بود ، وقتی بود که او در کمد خود است و پاکت سیگار خود را بیرون می آورد و شما عکس ها و جوایز کارمند ماه را می بینید و این از دست دادن حقوق نیست که برای اینقدر ناراحت کننده است این مردم. این از دست دادن جامعه است. و هر روز با افرادی که به خانواده شما تبدیل شده اند به این کار می روند و سپس این مشاغل از بین می روند. این یک ضرر واقعی است. مانند کاری که یک زن در سن خود در آن مرحله انجام می دهد ، اگر 40 سال در یک کارخانه کار کرده اید و اکنون زندگی شما تغییر می کند.

جسیکا ، من فکر می کردم چه چیزی شما را به سمت این نقش سوق داده است؟ چه چیزی شما را به سمت جذب روت جذب کرد؟

جسیکا باردن: منظورم این است که اولین بار که فیلمنامه را خواندم ، من فقط روت و بلیز ، برادرش را دوست داشتم. من می توانم در شخصیت و نحوه بزرگ شدنم و شهری که در آن بزرگ شده ام ، که بدیهی است در انگلیس است ، خیلی از خودم را ببینم. اما برای من فوق العاده آشنا بود. من هم برادر دارم. و فکر نمی کنم قبل از دیدن فیلمی که رابطه بین خواهر و برادر را مانند این مورد بررسی می کند ، فیلمنامه را بخوانم زیرا این فیلم پیچیده و پیچیده است. رقابتی که شما دارید و اینکه چگونه شما را در بزرگ شدن با یک برادر بسیار متفاوت می کند ، خصوصاً وقتی آنچه از زندگی خود می خواهید بسیار متفاوت است ، چیزی که من در زندگی ام دارم.

برادران من هنوز در شهری که من در آن بزرگ شده ام زندگی می کنند. آنها همان چیزی را که من و روت در جایی که شما به اطراف نگاه می کنید نداریم و مثل این است که “اوه ، من در واقع می خواهم کار دیگری غیر از این انجام دهم”. این به این دلیل نیست که من این افراد را دوست ندارم. فقط ، نمی دانم ، فقط یک غریزه است که شما می خواهید چیز دیگری را تجربه کنید. و عصبانیتی که نسبت به خود نسبت به آن احساس می کنید و عصبانیت در بقیه جهان ، چقدر کاملا گیج و بی جا احساس می کنید و نمی دانید با این چیز در مغز خود ، جایی که می خواهید انتظار بیشتری داشته باشید ، باید چه کار کنید خودت و تو مثل هستی ، چرا دنیا انتظار بیشتری از من ندارد من واقعاً می خواستم آن را بازی کنم و روی صفحه نمایش بدهم. سپس وقتی من با نیکول آشنا شدم ، با کسی صحبت می کردم که در واقع همان من و این شخصیت است.

فکر نمی کنم در این مرحله با کارگردانی کار کرده باشم که سابقه مشابه من داشته باشد. این چیزی نیست که کسی را که با او کار کرده ام از من بگیرد ، مثل اینکه ، من هرگز با کسی کار نکرده ام که در واقع همان شخصیت بود ، به ویژه یک شخصیت طبقه کارگر به شکل فیلمنامه. و او به من گفت که این فیلم واقعاً چالش برانگیز خواهد بود و سخت ترین فیلمی است که من ساخته ام و او باعث خواهد شد که من بیش از هر کارگردان دیگری کار کنم. و من مثل این بودم که ، بله ، قطعاً می خواهم این کار را انجام دهم. این 100٪ دلیل بازیگری من است. و من واقعاً علاقه زیادی به کار با نیکول داشتم که چنین دید خوبی نسبت به آنچه در این فیلم قرار داشت داشت و انتظارات زیادی از فیلم و خودش داشت. بله ، من فقط در گرفتن نقش وسواس داشتم.

و شما اشاره کردید که نیکول گفته بود چالش برانگیز خواهد بود. برخی از چالش هایی که با آن روبرو شدید چه بود؟

جسیکا باردن: یعنی خیلی سرد بود. آیا می توانید به یاد بیاورید که گرداب قطبی سال گذشته در ابتدای سال چه زمانی بوده است؟ خوب ، ما در آن بودیم ، این برنامه فیلمبرداری ما بود. ما در کولاک کار کردیم ، از فیلم فیلمبرداری کردیم و هنوز هم یک فیلم کم هزینه داریم. اکثر فیلم هایی با این اندازه سعی در فیلمبرداری روی فیلم ندارند زیرا محدودیت شما در میزان فیلمبرداری روزانه است. ما حداکثر سه مورد کار داریم. بنابراین همه چیز باید باشد ، هنگام انجام این کار باید از همه چیز مطمئن باشید ، اما مطمئناً هنوز هم می خواهید همه چیز در لحظه باشد ، که تعادل سختی است با فیلمبرداری در مکانی که مردم این کار را نمی کنند فیلم

مردم شگفت انگیز بودند. مردم محلی این راه را آسان تر از آنچه می شد انجام دادند. داشتیم روی یک اسکاردارد فیلمبرداری می کردیم. این یک مکان واقعی بود. ما کاملاً به روی عناصر باز بودیم. هیچ روزی در استودیو نبود ، می دانید ، حتی در یک فیلم مستقل نیز مانند هفته استودیو برگزار می شود. ما چنین چیزی نداشتیم همه چیز کاملاً واقعی بود. هر روز که از خواب بیدار می شدید و سر کار می رفتید و مثل این بودید ، “خوب ، این برنامه است ، اما مانند این ، ممکن است به زودی این اتفاق بیفتد. ما فقط باید با آن کنار برویم “. اما از نظر جسمی آنقدرها هم که سخت به نظر می رسید سخت نبود زیرا نیکول چنین تجربه غوطه وری را ایجاد کرد. محیط واقعاً احساس می شد – احساس می کنم گاس هم همین حرف را می زند ، او در نقش Blaze بازی می کند. مثل اینکه واقعاً مثل روت و بلیز احساس می کردیم. بنابراین هر کاری که از ما خواسته شد انجام دهیم ، ما فقط این کار را انجام دادیم زیرا آن ذهنیت بقا را در آن لحظه هنگام فیلمبرداری داشتیم.

نیکول ، یکی از چیزهایی که واقعاً گیر افتاد و من واقعاً می خواهم بپرسم ، لوبیای قرمز است که روت می پوشد.

جسیکا باردن: شما می توانید یکی داشته باشید!

نیکول ریگل: [laughs]

جسیکا باردن: بار داریم.

[laughs] از دست دادن واقعاً سخت است. به خصوص از آنجایی که در تضاد شهر خسته کننده و خسته کننده رنگ و بقیه کمد لباس او است. دلیل این لوبیا و رنگ آن چه بود؟

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: مصاحبه با کارگردان نیکول ریگل و بازیگر زن جسیکا باردن برای HOLLER
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

نیکول ریگل: اوه وای. با تشکر از شما برای این سوال من با آن لوبیای قرمز وسواس دارم در واقع قرار بود هدیه ای که در همه این نخست وزیران فیلم اهدا می شد ، به همه داشتن کلاه روت باشد. بنابراین امیدوارم که بتواند ، و برخی از اعضای مطبوعات آنها را داشته باشند ، اما امیدوارم که این امر در زمان اکران فیلم یا در زمان مناسب بتواند به یک موضوع تبدیل شود. من رنگ قرمز ، سفید و آبی را برای این کار دوست دارم. این فیلم در اوهایو فیلمبرداری شده است. این یک نگاه عمیق در فیلم آمریکایی و یک داستان جهانی با فیلم آمریکایی است. و من فکر می کنم رنگ قرمز رنگ روت است و یک کل وجود دارد – من نمی خواهم با آن خسته شوم. یک طرح کاملاً رنگی وجود دارد ، اما لنس و سیرا ، طراح تولید و طراح صحنه و لباس من ، جایی را که ما از طریق فیلمنامه کار کردیم و نمودار تهیه کردیم ، انجام دادند ، ما با رنگ قرمز شروع می کنیم و این انتقال رنگ تا پایان جایی که او قرمز است و او وجود دارد. آبی است ، و او آن کلاه را به او خواهد داد. و اگر در آخرین عکس از فیلم متوجه شدید تنها زمان فیلم است که روت آبی پوشیده است. او با خود به خانه برده است. انتقال رنگ وجود داشته است.

فکر می کنم همیشه رنگ قرمز را در فیلم هایم قرمز دارم. احساس می کنم برای شخصیت ، زنان برجسته ای که می خواهم آنها را خلق کنم – و نوع خاصی از رنگ قرمز ، ساعت ها زمان انتخاب این رنگ قرمز را نمادین می دانم. من می خواستم او چیزی مانند بانوی اصلی در این فیلم داشته باشد که برای یک فیلم کوچک کوچک که نه تنها خلاقانه کار می کند ، بلکه شما با خود می برید و مردم می خواهند از آن استفاده کنند و می خواهند از آن استفاده کنند و این می تواند نماد فیلم باشد . مانند رویای من این است که دختران در همه جا یک لوبیای قرمز می خواهند زیرا آنها می خواهند مانند روت باشند زیرا او باحال است. و کارهایی که او در این فیلم انجام می دهد الهام بخش و قدرتمند است ، و او نظر خود را بیان می کند و نظر می دهد و دارای این چرخ زاویه کامل است و مردم او را دلسرد می کنند ، اما او به هر حال راه خود را پیدا می کند. من فکر می کنم همه آن چیزها بسیار مثبت هستند و این چیزی است که آن لوبیا نماد آن است. این رویای من است که هر کس یکی از آن حبوبات را داشته باشد و مانند “بله ، من می خواهم مانند روت باشم”.

من آن را دوست دارم. من کاملا این را دوست دارم. من همچنین عاشق نمره برای هستم هولر. در لحظات پرتحرک تر فیلم صفحه را پر می کند ، اما همیشه مثبت به نظر می رسد – تقریبا امیدوار کننده. کار با Gene Back برای آوردن این امتیاز به فیلم چگونه بود؟

نیکول ریگل: خوب ، ژن باورنکردنی است و این اولین فیلم او نیز بود. او قبلاً در گروه ، The Books بود ، و ویولونیست در بروکلین است و ما از طریق موسسه Sundance در مزرعه Skywalker با هم آشنا شدیم و این فرصت را داشتیم که بسیاری از موارد مختلف را آزمایش کنیم. و من واقعاً نمره ای برای فیلم می خواستم و می خواستم ارکسترال باشد. و من فکر می کنم بسیاری از افرادی که قبل از اینکه ژن با آنها صحبت کرده باشم مانند یک گیتار آکوستیک تصور می کردند. آنها مانند یک کلیشه برای یک فیلم می خواستند ، چیزی شبیه به این ، اما همه چیز باید روی نبض روت باشد. و بنابراین من و ژن ، اولین کاری که کردیم این بود که باید تشخیص دهیم که جسیکا به نظر می رسد چگونه است. [laughs] و ما سازهای مختلفی را امتحان کردیم و شبیه آنها هستیم ، او مانند یک کوارتت زهی به نظر می رسد. مثل ، او نیست؟ زیرا شما هرگز تصور نخواهید کرد که یک کوارتت زهی در یک اسکاردارد کثیف و منجمد در آپالاچیا و یک کوارتت زهی علیه کار دستی باشد. مانند آن منطقی نیست.

اما این کنار هم قرار گرفتن است که فکر می کنم از نظر موسیقیایی واقعا جذاب باشد زیرا صدای روت است. و سپس ژن مضمون روت را نوشت که در صحنه آشپزخانه بازی می کند. و سپس آن صحنه با تکامل و تغییر او تکامل می یابد و تغییر می کند. و گاهی تاریک و بدخلق و گاهی روشن و امیدوار کننده است. و ما فقط یک موضوع را نوشتیم و سپس متناسب با روحیه آن را پیچاندیم. من خیلی خوشحالم که در این فیلم یک کوارتت زهی وجود دارد.

مثل اینکه شما گفتید ، انتظار ندارید در فیلمی مانند آن ، در آن محیط ، اما کاملاً متناسب است. و این به خاطر ضرب آهنگ روت است. همه چیز فقط اوج می گیرد. هر دوی شما امیدوارید که مخاطبان از فیلم چه چیزی را بگیرند؟

جسیکا باردن: امیدوارم که پایان کار به مردم یادآوری کند که شما رد پایی دارید و در زندگی خود تصمیم می گیرید. فیلم به پایان می رسد و شما نمی دانید او به دانشگاه می رود یا نه. شما نمی دانید که آیا او در حال دور شدن است. تنها چیزی که می دانید این است که او فهمید که می تواند ترک کند این است که خودش می خواهد و می تواند تصمیم بگیرد که اینجا گیر نکرده است. اینجا به کسی بدهکار نیست تنها کاری که او باید انجام دهد این است که به چیزی بله بگوید یا بگوید ، نه. من فکر می کنم این یک اعتماد به نفس است که فقط با درک اینکه شما گزینه هایی دارید ، حاصل می شود. و فکر نمی کنم چیزی باشد که مردم وقت بگذارند و به بچه هایی که از این نوع مکان ها می آیند بگویند که به شما بستگی دارد و شما می توانید این کار را همانطور که می خواهید انجام دهید. و او در انتها متوجه می شود. این همان چیزی است که امیدوارم مردم از او بگیرند.

و شما چطور ، نیکول؟

نیکول ریگل: من فقط می توانم همه آنچه جسیکا گفت را تکرار کنم ، امیدوارم که آنها آن را از آن بگیرند. امیدوارم آنها دختران ما را تشویق کنند که بیشتر بخواهند و بدانند که آنها می توانند این کار را انجام دهند ، این امکان وجود دارد زیرا من فکر می کنم این پایان تلخ و شیرین پیروزی برای آنها برای فیلم است. و من امیدوارم که دختران فیلم را تماشا کنند و احساس کنند هر کاری که می خواهند انجام دهند. شاید آنها نمی خواهند کارگردان فیلم باشند. [laughs] شاید آنها نمی خواهند بازیگر شوند. هرچه برای آنها باشد ، ممکن است. و این ممکن است زیرا ما هولر را ساختیم. چون من و جسیکا هولر را امکان پذیر کردیم. و این فکر می کنم شواهد است.

من همچنین می خواستم در مورد تأثیرات شما صحبت کنم. من نمی توانم کمک کنم اما احساس یک Winter’s Bone و زمین دیگر در ابتدای فیلم. چه تاثیری بر فیلم سازی شما گذاشتید؟

نیکول ریگل: آره ، منظورم اینه که دوست دارم دبورا گرانیک. منظور من این است که، دبورا گرانیک شگفت آور است او به شدت متعهد اصالت است و همه چیز را به خوبی تحقیق می کند. و من دوست دارم Winter’s Bone. من عاشق آندره آرنولد. مایلم بگم آندره آرنولد به نوعی برای من مثل فیلم ملکه است و به نوعی همه چیز برای من است. من فکر می کنم او بهترین است. فکر نمی کنم کسی بهتر از آندره آرنولد. من خیلی ترسیده ام که او فیلم را ببیند. کلی ریخارد، برادران داردن، کن لوچ.

ولی آندره آرنولد بله ، این بسیار ترسناک و الهام بخش است.

آیا پروژه های دیگری نیز برای هر یک از شما ترتیب داده اید که بینندگان ما منتظر آن باشند؟

نیکول ریگل: آره من اکنون روی دومین عکس خود کار می کنم و این یکی دیگر از پرتره های زن حاشیه ای است که قابل دسترسی است. این احتمالاً همان کاری است که من فقط به انجام آن ادامه خواهم داد. این همان چیزی است که باعث می شود من واقعاً خوشحال باشم و این نقش ها را ایجاد کرده و سپس با آنها کار کنم ، می دانید زنانی که جسیکا را دوست دارند. این تمام کاری است که من می خواهم انجام دهم. [laughs]

جسیکا باردن: من یک فیلم دیگر دارم که در تاریخ 6 نوامبر اکران می شود جنگل روشن، که از نوع مشابه این فیلم است. این فیلم در ماساچوست فیلمبرداری شد و آنجا تنظیم شد. اما این در دنیای مردان و ثروت طبقه کارگر بسیار بیشتر است. من آن را دوست دارم و به زودی منتشر خواهد شد. و سپس قبل از همه گیری ، داشتم در حال فیلمبرداری یک سریال نتفلیکس بودم. بنابراین ، من برمی گردم و به زودی از آن فیلم می گیرم ، اما اینگونه اعلام نشده است که نمی توانم عنوان یا چیزی را بگویم. و آره ، من دوست دارم دوباره با نیکول کار کنم.

نیکول ریگل: بله ، قطعاً این اتفاق خواهد افتاد. هر فرصتی برای نقش آفرینی او در نقش های اینچنینی و فقط نوعی آزاد کردن او و انجام کارهایش کار من را آسان می کند.

تحقیق فیلم از نیکول و جسیکا تشکر می کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کردند!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: AKILLA’S ESCAPE

فرار به عنوان “عملی برای رهایی از حبس یا کنترل” تعریف می شود. چگونه آزادی ، به خصوص وقتی همه چیزهایی که می دانند چیزی است که می خواهند بیشتر از آن فرار کنند ، چگونه تعریف یا حتی درک می کند؟ آیا هرگز می توانیم سرنوشت خود را تغییر دهیم ، یا اینکه سرنوشت رذیلتی گریزناپذیر است که می توانیم مانع آن شویم ، اما هرگز به طور واقعی از چنگ آن فرار نمی کنیم؟ Akilla’s Escape، از نویسنده و کارگردان چارلز افسر، نگاهی جذاب ، هیپنوتیزم کننده و تأثیرگذار به سفر یک مرد جوان و تلاش او برای جدا شدن از خشونت نسلی و زندگی باند است – برای زندگی با ارزش ها و اخلاقیات که مناسب می داند.

از طریق چشم آکیلا ، هم به عنوان یک پسر 15 ساله و هم به عنوان یک بزرگسال ، به بینندگان دنیایی که او برای رهایی از آن جنگیده است و کنترلی که زندگی هنوز بر جسم ، ذهن و روح او دارد ، بینایی داده می شود. طبیعتی مسالمت آمیز وجود دارد که همراه با آرزوی خاموش و آرزوی رستگاری و یک فرصت دوم است و در پایان بسیاری را به این فکر می اندازد که فرار آکیلا واقعاً چه چیزی بدست می آورد.

فرار

Akilla’s Escape به فیلمهای ویدئویی از سقوط حکومت انگلیس در جامائیکا و آشوب سیاسی بعدی و خشونت های باند متعاقب آن باز می شود. در کنار این تصاویر شهروندان جامائیکا در حال رقص و شادی هستند. حتی در مواجهه با گذشته پر فراز و نشیب جامائیکا یک احساس اجتماع وجود دارد ، وحدتی که بدون توجه به سن احساس می شود. در این لحظات ، بینندگان واقعاً عشق به جامائیکا را احساس می کنند ، نه تنها از طریق چشم ، بلکه از چشمان پشت لنز.

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: AKILLA’S ESCAPE
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

اگرچه در حالی که مردی در حال سقوط است ، این کنتراست کاملاً به تاریکی پرتاب می شود ، اما تماشاگران در یک چشم بر هم زدن به یک منطقه NYC در سال 1995 هدایت می شوند. به عنوان آکیلا 15 ساله (تاملا مپوملوانا) برای گفتن داستان خود منعکس می شود ، بینندگان یک بار دیگر به جلو پرتاب می شوند:ساول ویلیامز) اکنون مردی بزرگ در تورنتو ، کانادا است. هیچ توضیحی داده نشده است ، فقط زمان و مکان است. این تا زمانی است که آکیلا درگیر یک سرقت مرگبار می شود که نه تنها کل عملیات او بلکه آینده یک مرد جوان را که در چرخه دائمی خشونت های گروهی گرفتار شده است تهدید می کند.

نجات جان این جوان از The Greek (ترزا تووا) ، رئیس جنایات سندیکاهای محلی ، و حامی او (بروس رامسی) ، آکیلا نه تنها فرصتی را برای تصحیح خطاهای عصر می بیند ، بلکه فرصتی برای نجات این جوان از زندگی جنایتی است که آکیلا با آن روبرو شده است – زندگی ای که سعی در فرار از آن داشت. در حالی که عصر را مرور می کرد ، آکیلا دریافت که پسر بیش از فرصتی برای شکستن چرخه نسلی است ، بلکه فرصتی برای رستگاری است.

ایجاد مسیر فرار

در حالی که Akilla’s Escape بدون شک مخاطبان را مجذوب خود خواهد کرد ، بسیاری از آنها ماندن در ده دقیقه اول فیلم را چالش می دانند. مقدمه فیلم با اکثر موارد بازی می شود باب مارلی“حزب رگی پانکی” ، اکران فیلم. اکنون این مسئله به تنهایی چالشی ایجاد نکرده است ، با این وجود بینندگان دوباره موظف به تماشای نسخه قدیمی Akilla هستند زیرا او قبل از سوار شدن بیش از حد اتومبیل به مزرعه گلدان که اداره می کند ، در خانه کار می کند. در حالی که باقیمانده فیلم با سرعت به موقع تری برای داستانی که می خواهد تعریف کند حرکت می کند ، در اینجا شروع به نظر می رسد که برای پرکننده طراحی شده است و تنها هدف آن این است که فیلم را به زمان 90 دقیقه اجرا برساند.

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: AKILLA’S ESCAPE
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

با این وجود ، لحظه ورود آکیلا به داخل اتاق ، کشف سرقت و تغییر سریع لحن فیلم ، این امر به طرز چشمگیری تغییر می کند. در یک لحظه ، هرگونه عدم اطمینان در جهت فیلم از بین می رود. از اینجا ، Akilla’s Escape به نظر می رسد با پیشرفت اعتماد به نفس عمیق تری در خود ایجاد می کند. یک داستان داستانی از شبی وجود دارد که آکیلا سعی می کند آن را برای خودش و یک پسر جوان درست کند ، اما همچنین یک معما وجود دارد که باید در مورد گذشته چگونگی رسیدن آکیلا به جایی که امروز است تجزیه شود. وقتی فیلم روایت خود را پیدا کرد ، بقیه با خیالی آسوده جریان می یابند.

این فیلم هیچ شتابی برای پر کردن جاهای خالی برای روایت داستان زندگی گذشته آکیلا ندارد و قدم زدن کاملاً به موقع ، تقریباً ریتمیک است. این از لحظه سرقت خراب است و به هر بخش زمان می دهد تا در برابر چشمان بینندگان و عناصر گذشته و حال هضم شود. شکسته به بخشهایی (یا نمایشگاه) ، گذشته آکیلا با حال حاضر روبرو می شود. لحظه های رستگاری ، فرصتی دوم به او داده می شود و از این رو بینندگان توضیح می دهند که چرا این تصمیمات بسیار حیاتی هستند و نباید جدی گرفته شوند.

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: AKILLA’S ESCAPE
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

به گذشته و حال هر دو زمان برابرشان برای درخشش داده می شود ، اما شخصیت های روی صفحه نمایش نیز همین طور هستند. ساول ویلیامز همانطور که تورنتو آکیلا می درخشد؛ عملکرد او قابل تأمل است ، در عین حال قدرتمند است. یک قدرت آرام وجود دارد ، که از قدرت گفتار ، تا اعتماد به نفس قد بلند طنین انداز است – ویلیامز به نقشی که به او داده می شود متعهد می شود. او بیشتر در فیلم گره خورده است زیرا آهنگ “Skin of a Drum” او را در لحظه های اولیه فیلم سوار ماشین می کند. همتای جوان او مپوملوانا با قدرت و مقاومت او مطابقت دارد و آکیلا 15 ساله را با مهارت ، فداکاری و تعهد به زندگی می آورد. بعد از این فیلم قطعاً هر دو یکی از موارد تماشای آن هستند.

نتیجه: Akilla’s Escape

هنگامی که می شنوید پدر آکیلا درمورد خشونت پدربزرگش که عمداً بخشی از آن شده است ، شیوه ای از زندگی که به پسرش منتقل می شود – و همانطور که بینندگان می بینند ، به آکیلا نیز منتقل می شود. و متأسفانه ، آنچه را می دانید آموزش می دهید ، آنچه م workedثر واقع شده است. محصولات فقر و کمبود فرصت ، پدربزرگ و پدر آکیلا در یک زندگی خشونت آمیز متولد شدند ، این باندها نه تنها وسیله ای برای تأمین معاش بلکه برجستگی ، شناخت و فرصت هستند. و با شروع چرخه ، شکستن آن تقریباً غیرممکن است.

Akilla’s Escape لحظه ای از امید را به بینندگان می دهد ، نگاهی اجمالی به تغییر امکان پذیر است. حتی در کمترین افزایش نیز می توان این چرخه را دور زد. یک عضو باند تصمیم می گیرد که طبق دستورات خود عمل نکند. پسری که برای بدرفتاری ایستاده بود و کودکی با الهام از فداکاری دیگران. با هر مرحله ، اجتناب ناپذیری فرض شده به چالش کشیده می شود و آزادی پذیرفته می شود.

فیلم Akilla’s Escape در جشنواره بین المللی فیلم تورنتو به نمایش در آمد.


فرار Akilla را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: سیب ها: کاوش هیجان انگیز هویت ، حافظه و غم

“شما سیب را دوست ندارید؟”

“یادم نیست که آیا آنها را دوست دارم”

با تکرار شگفتی های فلسفی ساراماگو، در موضوعات پیچیده بررسی شده توسط کافمنرا درخشش ابدی یک ذهن پاک و همه آن را با سبک روایت خسته کننده ای از یورگوس لانتیموس، سیب برداشتی ناپسند ، براندازانه از هویت ، حافظه و غم و اندوه و اولین ویژگی برجسته کارگردان یونانی است کریستوس نیکو.

در جایی از گذشته نزدیک ، فرار از فراموشی خیابان های یک شهر یونان را شکار می کند. مردی که به خاطر نمی آورد مالک اتومبیلی باشد که فقط با پیاده رو تصادف کرد ، مات و مبهوت روی پیاده رو نشسته است. یک مهمانی مهمانی با لباس کامل بتمن پس از تسلیم شدن در یک وضعیت گیجی محض ، به درون آمبولانس می رقصد. وقتی یک مرد میانسال (آریس سروتالیس) در آخرین ایستگاه اتوبوس در خواب دیده می شود ، وی به یک مرکز درمانی منتقل می شود که مسئولیت برخورد با افراد آسیب دیده از این اپیدمی را دارد.

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: سیب ها: کاوش مسحورکننده هویت ، حافظه و غم
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

به محض ورود ، مرد شماره گذاری شده و از او عکس گرفته می شود ، یکی از این تعداد یکی در نسخه پیچ خورده انسانی از دست رفته و پیدا شده است. بدون داشتن شناسنامه ، منتظر است ادعا شود ، کسی در بیمارستان را بکشد و به سمت او بدود و دستانش را کاملا باز کند. زمان کنونی وجود دارد و هیچ ادعایی مطرح نمی شود. این مرد ناشناس باقی مانده است ، یک رمز و راز در حال گشت و گذار در بخش ها ، آزمایشات حافظه ، و سکوت تماشای سایر بیماران در حال ترک.

هویت جدید

هنگام برخورد با این واقعیت که ممکن است هرگز راهی برای خروج از بیمارستان نبیند ، مرد با دکتر مسئول “مطالبات بی ادعا” مشورت می کند و خود را در برنامه ای غیررسمی به نام “هویت جدید” ثبت می کند. حداقل هدف این ابتکار عمل بلند پروازانه است: یاد دادن نحوه زندگی به مردم – شروع مجدد آنها. به بیماران یک آپارتمان ، دوربین پولاروید و مجموعه ای از نوارهای از قبل ضبط شده با دستورالعمل هایی برای اقدامات بعدی داده می شود.

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: سیب ها: کاوش مسحورکننده هویت ، حافظه و غم
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

مانند کودکان ، افراد فراموشی در خیابان ها پرسه می زنند و موارد موجود در لیست خود را بررسی می کنند: دوچرخه سواری ، سینما رفتن ، شرکت در یک مهمانی. همانطور که بیشتر به دستورالعمل های خود می روند ، صدای سردی که از ضبط صوت بیرون می آید نکاتی را در مورد نحوه معاشقه ، نحوه برقراری تماس جنسی و حتی در مورد نحوه پشتیبانی از مرگ ارائه می دهد. شخصیتی شبیه به خدا و رباتیک رباتیک که در یک ضبط صوت گیر افتاده است.

میراث پاک شد

نیکو ایده هویت را به عنوان ذاتی وابسته به لحظات مشترک خاطرات تبدیل شده بررسی می کند. چه چیزی از ما باقی مانده است که ناگهان اثری از وجود ما از آنهایی که دوستشان داریم پاک شود؟ چقدر فکر کردن برای داشتن یک زندگی کامل و ترسناک از پاک شدن هر احساس میراث در اثر پاک کردن ناعادلانه همه خاطرات تلفیقی ، تبدیل شدن به کسی که نمی توان آن را از دست داد ، ترسناک است. چه مقدار از ما مستقیماً محصول متقابل هستیم ، از اینکه چگونه در کنار یکدیگر به خواب می رویم ، چگونه مسواک می زنیم و هنگام صرف شام در مایکروویو در آخرین لحظه تصمیم می گیریم درباره چه موضوعاتی گفتگو کنیم؟ حرکت نامحسوس معمول روزمره به آرامی موجودات ما را شکل می دهد ، یک دست نامرئی در صورت عدم موفقیت کورکورانه آشکار می شود.

چیزی که ما انتخاب می کنیم به خاطر بسپاریم

با تکامل فیلم ، بحث به سمت مفهوم خاطرات تبدیل شده توسط چاقوهای تیز توسط سنگین غم و اندوه سوق می یابد. با انتظارات به تدریج پایان یافت ، نیکو یک موزاییک پرتوی از دست دادن و یادآوری ایجاد می کند ، یک غم انگیز غم انگیز محض انسانی است که نمی تواند ذهن خود را درمان کند. تا آن زمان سیب به نتیجه گیری گره خورده خود می رسد ، تنها چیزی که باقی مانده است این عذاب دلهره آور است که آیا می خواهیم به جای یک زندگی عاری از زندگی سخت ، همه خاطرات خوشحال را خداحافظی کنیم؟

نظر شما درباره مفهوم سیب چیست؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

Apples بخشی از جشنواره صنعت فیلم جشنواره بین المللی تورنتو امسال است.

https://www.youtube.com/watch؟v=0ulEc2aSq8o

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

رافائلا فروش راس

رافائلا ثالث راس یک برزیلی مغرور است که هم اکنون در اسکاتلند زندگی می کند. او فوق لیسانس فیلم و فرهنگ تجسمی است و چند سالی است که در عمق پرتره خودکشی روی فیلم شیرجه می زند. رافا ، همانطور که دوست دارد او را صدا کنند ، عاشق هارولد و مود ، سه گانه قبل از آن ، خراب شدن حلقه حلقه ، کلبر مندونسا فیلیو و تقریباً هر چیزی است که روت گوردون یا خاویر باردم در آن باشد. می توانید او را از طریق Twitter و Letterboxdrafiews پیدا کنید