بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی

برنامه نویسی تلویزیونی کودکان کار سختی نیست. کودکان را می توان به راحتی جبران کرد – رنگ های روشن و جاسوسی های بد بو مطمئناً در صورت عدم رشد مغز شما این ترفند را انجام می دهند – و پردازش پیام های پیچیده در رسانه ای که مصرف می کنند برای آنها دشوار است. به همین دلیل است که هنگام ایجاد رسانه برای مخاطبان جوان ، به راحتی باور نکردنی است که بتوان از هرگونه عمق آن صرف نظر کرد. اما آزمون واقعی از شایستگی یک نمایش تأثیر آن بر زندگی شخص است – وقتی تماشاگران اصلی آن از آن خارج شوند ، چه اتفاقی برای آن خواهد افتاد.

آواتار: آخرین Airbender به عنوان یک کودک مرا تحریک کرد. داستان دنیایی با چهار ملت مجزا که بر پایه جادوی ابتدایی (آب ، زمین ، آتش و هوا) بنا شده است و با تلاش های فتح ملت فایر ناسازگار می شود ، که تنها ناجی آن یک آواتار 12 ساله به نام آنگ بود – استاد مقتدر هر چهار عناصر. وقتی به مدرسه راهنمایی رسیدم و نحوه مصرف رسانه به آرامی شروع به تغییر کرد ، سریال به طور ناگهانی Netflix برداشته شد (حدس می زنم شما می توانید بگویید وقتی دنیا به آن احتیاج بیشتری داشت … ناپدید شد) من شروع به فهمیدن ارزش کامل محتوای آن کردم اما هرگز نتوانستم به طور کلی سریال را بازخوانی کنم.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

به نظر می رسد تنها مناسب است که سالی که دبیرستان را تمام کردم ، یک نماد نزدیک به دوران کودکی ، این سریال به Netflix بازگشت و به من و هر کس دیگری که با این نمایش بزرگ شده اند اجازه داده است که یک بار دیگر شیرجه بزنیم. این یک پاداش (و اولین ساعت برای برخی از افراد) است که وسواس گسترده ای را برانگیخته است. یک آواتار اگر بخواهید این چیزی بیش از نوستالژی نیست ، این تجدید حیات است که باعث شده است تا بسیاری از افراد پیام های مهمی را که نمایش داده می شود و تردیدهایی که با آنها پخش شده است – مجدداً مورد بازبینی قرار دهند.

آغاز زمین

سازندگان مایکل دانته دیمارتینو و برایان کونیتسکو این نمایش را با یک نمای سینمایی و پر مخاطب شکل داد. متناسب سازی برای داستان افسانه ای که آنها می خواستند بگویند. این هیچ سکوت احمقانه یا ماجراجویی نیمه پخته نبود ، منظور این بود که این افسانه ها باشد. تلفیقی از سبک “منتخب” که هر دو با آنها بزرگ شده بودند و سبک فیلم سازی انیمه که مورد احترام بودند.

زمین اولیه سست بود ، ایده “مرد هوایی” در تندرا که توسط “آتش سوزی ها” سرکوب می شد ، و گرچه توسط قلب نیکلودئون مورد استقبال قلبی قرار گرفت ، محدودیت هایی به آن داده شد. آنها مجبور بودند به دلیل تماشاگران جوان ، بدون خشونت رضایت بخش اقدام به نمایش نمایند و این یکی از تأثیرات اصلی ویژگی اصلی تخیلی – خم شدن عناصر شد. دستکاری آب ، زمین ، آتش و هوا به ترتیب ، هم روش مبارزه و هم شیوه زندگی. هر عنصر با منطقه ای متفاوت – قبیله آب ، عشایر هوایی ، آتش ملت ، و پادشاهی زمین – جفت شد و با هر منطقه تأثیرات فرهنگی متنوعی از جمله آسیا بوجود آمد.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

به راحتی می توان نمایشی را ایجاد کرد که توسط دو مرد سفید پوست ساخته شده و تحت تأثیر فرهنگ انیمه و آسیا به عنوان نادان و تخصیص پذیر است ، اما این می تواند تلاشها و تحقیقات انجام شده در بخشی از نمایش و همچنین تیم اختصاصی پشت آن را تضعیف کند. برای خم شدن ، مربی هنرهای رزمی سیفو کیسو مورد مشاوره قرار گرفت و وی با استفاده از چهار سبک اصلی هنرهای رزمی به عنوان نقاط تأثیر ، سبکهای متمایز را ایجاد کرد – تای چی برای آب دادن ، آویزان گار کونگ فو برای زمین خاکی ، هنرهای رزمی شائولین شمالی برای شلیک آتش و Baguazhang برای پخش هوا. این تأثیرات فراتر از سبک مبارزات صرفاً گسترش یافته ، به عنوان مثال ، اصل تای چی از یین و یانگ تشکیل هسته تحت اللفظ از قبیله آب شمالی ، و نقش مهمی در نهایی کتاب 1 بازی می کنند.

این جنبه نژادی است آواتار با این حال شاید سخت ترین باشد. در حالی که هیچ یک از ملل به طور مستقیم یک گروه قومی خاص را تایپ نمی کنند ، الهاماتی وجود دارد که نمی توان از آن چشم پوشی کرد ، یعنی آتش نشن نماینده امپریال ژاپن. نام های هوایی از راهبان تبتی الهام گرفته شده اند ، اما مفهوم آواتار عمدتا از هندوئیسم و ​​ایده تناسخ ناشی می شود. آب قبیله نفوذ اینوی و چینی ها را تحت تأثیر قرار داده است. این یک گلدان ذوب فرهنگ و زیبایی شناسی آسیا است که به درستی مورد استفاده قرار نمی گیرد ، اما برای ترسیم فلسفه شرقی و فضیلت هایی که معمولاً از سوی مخاطبان جوان تر پوشیده می شود. نمایش کامل یا روش کاملی برای نمایش نیست (مختصراً نشان داده شده Guru Pathik و sandbenders در تأثیرات نژادی آنها هر دو مورد سؤال هستند) اما این در حالی است که برای داشتن بسیاری از بینندگان جوان آسیایی مانند خود من با داشتن کل بازیگران کاملاً غیر سفید در خانه مهیا شده است. شخصیت هایی که آژانس خود را دارند و داستان های خودشان را می گویند.

مبارزه با آتش

شخصیت ها واقعاً تمام نمایش را به نمایش می گذارند و آنچه آنها را محبوب می کند این است که آنها کاملاً ناقص هستند. همان چشم اندازهای سیاه و سفید که در فلسفه شرقی نا مطلوب است ، در آن رد می شوند آواتار همچنین ، نمایش داده می شود با نوازش های خاکستری گسترده ، با روح. نقص شخصیت ها آنها را تکمیل می کند ، و از همه افراد ناقص در آواتار جهان ، بدون شک هیچ کس بیشتر از شاهزاده تبعید شده آتش Nation ، Zuko ، در تضاد نیست.

قوس رستگاری او بسیار دشوار است. شکار اولیه برای یافتن آنگ و رهایی خود از شرورانه ای که در پوست او سوخته است ، توسط تمایل کور دامن زده می شود ، زیرا او حتی به طور کامل مطمئن نیست که می خواهد ، و ناامنی و اضطراب خود را در زیر خشم دفن می کند. جهان بینی وی بسیار متأسفانه باریک است (همانطور که بیشتر افراد 16 ساله حساس هستند) ، و این در هر تعامل با نوع خود ، عمو ایرو پیر – که خودش برای جبران جنگ خود در جنایات جنگ گذشته ، به طرز بزرگی رفته است ، روشن می شود. ایرو تحمل می کند و به آرامی از زوکو به تلخی رهنمون می شود ، و کتاب 2 را در پادشاهی زمین می گذراند و برادرزاده اش ارزش های فروتنانه ای را تحریک می کند که کودکی پرشور او را به سرقت برده است. جذابیت داخلی چایخانه مشترک این جفت ارز در حال بهبود است و امید است که اصلاحات به آسانی شکوفا شود تا اینکه گذشته زوکو به او بازگردد.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

در فینال کتاب 2 است که او به دایی خود خیانت می کند و به همراه صندلی سلطنتی خود به همراه خواهرش آزولا دوباره به یاد می آورد که عدم قطعیت زوکو به اوج خود می رسد. این انتخاب برای دیدن او تکان دهنده است اما به شدت با شخصیت او صادق است – پذیرش پدرش Firelord Ozai ، تنها هدفی است که او در تمام این سالها شناخته شده است ، و کیست که اکنون او را کنار بگذارد؟ پذیرفتن سرنوشت از پیش ساخته ای که به او تحمیل شده است ، برای همیشه ساده تر است تصور درست است ، نه این که اختلافات درون او را رمزگشایی کنید.

زوکو با فرض گرفتن این موقعیت نادرست قدرت ، شرکت در یک نشست جنگی در کنار پدرش همانطور که همیشه آرزو می کرد ، و هنوز هم به دلیل گناه خیانت سنگین می شود ، زوکو قادر است آینده خود را به دست خودش بگیرد و واقعاً خودش را بگیرد. سخنان عمو به قلب – “وقت آن است كه به درون نگاه كنيد و شروع كنيد به اين سؤال بزرگ از خود بپرسيد: شما كي هستيد و چه مي خواهيد؟”. او با پدرش مقابله می کند ، و از درس های ایرو برای دفاع از خود در برابر رعد و برق کشنده اوزای استفاده می کند ، و برای کمک به آواتار و درست کردن خطاهای پیشینیان خود اقدام می کند.

بذر اتحاد بعید آنه و زوکو زود کاشته می شود. در کتاب 1 قسمت “روح آبی” ، آنگ به موقع می پرسد “اگر ما آن موقع همدیگر را می شناختیم ، فکر می کنی ما می توانستیم دوست باشیم؟” این احساس ارتباط و امکان طولانی بعداً در کتاب 3 اعمال می شود ، وقتی که این دو پسر می آموزند که مخالفان مشهور آواتار روکو و آتش لرد سوزین در کودکی فقط از دوستان نزدیک نبودند ، اما روکو پدربزرگ و زوکو است. گذشته های آنها به واسطه روابط خونی به هم می خورد.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

هنگامی که Zuko سرانجام با آموزش نیروهای آتش نشانی آواتار به نیروهایی با “آنگ باند” پیوست ، جلب اعتماد آنها برای او کار ساده ای نیست ، اما او برای پرداختن به اشتباهات خود بسیار سخت کار می کند (از طریق سه “سفر میدانی” که تهدیدکننده زندگی است با Aang ، به ترتیب ، Katara ، و Sokka) ، به دست آوردن یک خانواده انتخاب شده و پیوند شکسته شده را در تاریخ مشترک او و Aang ترمیم می کنند. این تصویر بخشش بدون فراموش کردن ، تغییر واقعی و کار سختی که برای انجام این کار صورت می گیرد ، به زیبایی نوشته شده و نمایش دادن بسیار مهم است. مردم در اخلاق خود دوتایی نیستند و برای همیشه توسط اجدادشان تعریف نمی شوند. تغییر کار ساده ای نیست ، اما همیشه ممکن است ، و این وظیفه را هم دارد که فرد داشته باشد.

واترهای تاریک

به نظر می رسد که آواتار همیشه در حال فشردن مرزها بود و آنچه را كه به عنوان برنامه “قابل قبول” برای برنامه های كودكان به نمایش گذاشته شده بود ، با بازخوانی نسل کشی ، امپریالیسم ، استعمار و آسیب هایی که با آن همراه بود تعریف می کرد. علی رغم همه فشارها ، خدمه دریافت شده از نیکلودئون در لحظه های سنگین تر (به عنوان مثال “مرگ متعجبانه جت”) آنقدر حفظ و ارتباط برقرار می کنند.

سه فصل این نمایش به طور عمده برای ردیابی مسیر آنانگ به شکست Firelord Ozai انجام می شود ، اما در زیر آن همه پرتره ای پیچیده از اشکال مختلف وحشت امپریالیسم و ​​استعمار است ، و اینکه ملت ها چگونه تحت تأثیر آن قرار می گیرند. پادشاهی زمین اکثراً اشغال شده است ، و آخرین شهر دژبان باقی مانده آن یعنی Ba Sing Se یک پناهگاه امن کاذب است که در فساد سیاسی پوشانده شده است (تکرار بعد از من: در Ba Sing Se هیچ جنگی وجود ندارد) پس از یورش Fire Nation ، قبیله واتر تعداد زیادی دارد و فرقه بازمانده آن همچنان در سنت ریشه دوانده است تا خود را به طور کامل سد کند ، هرچند بعداً ناموفق است. حتی آتش ملت به طور حتمی در سراسر کتاب 3 انسان سازی شده است – بسیاری از ساکنان تحت غفلت دولتشان فقیر شده اند ، و حتی کسانی که نمی توانند از بدو تولد به دروغ تاریخ کاذب و تبلیغات جنگی بپردازند. تمایز بین شهروندان و رژیم فاسدی که در دام آنها افتاده است روشن است.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

اما این ویرانی نابسامان هوایی است که ویران کننده ترین است. قتل عام تقریباً كلی كه صد سال بعد فقط آنگ شاهد آن است. غم و اندوه او همیشه در صدر اقدامات خود نیست اما او مرتباً با خودش حمل می کند ، و لحظه هایی که او می شکند (هر بار که وارد کشور آواتار می شود) بسیار سنگین است. آدم ربایی اپا در کتاب 2 او را به طرز اندکی که در قسمت های قبلی دیده نشده است بدخواه می کند زیرا پیوند منفرد او با گذشته اش از بین رفته است. خویشاوندی او در آخرین نفر از نوع ، از بین رفت.

این سوخت ظریف به آتش او است. عشقی که در گذشته و حال او نسبت به مردم دارد اما او را قادر به جدا کردن کامل خود نمی کند. او و زوکو هر دو ورق یکدیگر هستند به این ترتیب: آنگ ​​به خاطر عشقی که از دست داده است سکوت می کند و به خانواده اش که محکم بسته می شود چسبیده است ، در حالی که زوکو آشفتگی را در نیاز به جدا شدن از خانواده ای پیدا می کند که هیچ وقت نخواسته به او عشق نشان دهد و افراد خاص خود را پیدا کنید

همچنین ببینید

فلینت: مسمومیت از یک شهر آمریکایی: پرده برداری از یک جنایت آمریکایی

کودکان جنگ در هوا

البته مرتکب این همه تخریب کسی نیست جز Firelord Ozai. تأثیر وی گسترده است اما حضور واقعی او اندکی دیده می شود ، با اولین حضور کامل او در قسمت اول کتاب 3. او با اقدامات خود توصیف می شود – ملل مختلفی که تحت حاکمیت سرکوبگرانه دولت او رنج می برند ، و بازخوانی های کمی از زندگی او از کسانی که او را می شناسند ، رنج می برد. در سریالی که به دنبال انسان سازی و توسعه هر شخصیتی است که از آن برخوردار است ، اوزای به طرز چشمگیری خالی است. آغازگر غیر انسانی از محاکمات Aang و Zuko هر دو به عنوان دو ستون نمایش و بازتابی از وحشت های واقعی زندگی امپریالیسم و ​​سوءاستفاده هستند که واقعیت ما را خراب می کند. او کمتر از یک فرد است ، و مظهر سیستم های مخرب بزرگتر است.

در مقابل استبداد وی شکوفا می شود و اصرار بر تعادل و هماهنگی – قلب واقعی نمایش – و آنچه باعث قدرت بیشتر می شود جوانان شخصیت هایی هستند که آن را بیان می کنند. به خاطر سپردن بعضی اوقات توانایی های جنگ باورنکردنی و قدرت عاطفی آنها در زمان جنگ ، دشوار است اما همه آنها واقعاً هستند فرزندان. دائماً توسط افرادی که با آنها ملاقات می کنیم شکل می گیرد و تجدید شکل می شود و تجربیاتی که آنها با پیشرفت های اخلاقی و دیدگاه های جهانی تجربه می کنند ، تغییر شکل می یابد. پیروان عظیم آن در هر سال ، ممکن است ، نمایش مشخصات کودک و نمایش کودکانه و بسیار مهم در آن باشد.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

وقتی از دخالت وی در این سؤال پرسیده شد آواتار به عنوان مشاور هنرهای رزمی ، سیفو کیسو اظهار داشت: یکی از دلایلی که من برای نمایش وارد آن شدم این پیام بود برایان و مایک می خواست با کودکان به اشتراک بگذارد مفاهیم افتخار ، وظیفه ، وفاداری ، دوستی و هماهنگی. فکر کردن فراتر از خود. یکدلی. رحم و شفقت – دلسوزی”. فکر کردن در مورد نمایش کودک دیگری که همه اینها را با همان آرایش و اشتیاق نشان می دهد دشوار است آواتار، با نشان غیر قابل توصیف خود و بسیاری دیگر از مردم در سراسر جهان.

نتیجه

من تمایل به فکر کردن دارم آواتارتماشاگران به عنوان نسل به نسل تقسیم می شوند – هزاره هایی که تماشای آن در ابتدا پخش می شدند ، ژنرال مسن Z که در اولین دوره حضورش در نتفلیکس (آن را شامل می شد) آن را مشاهده کردم ، و اکنون محصول جدیدی از تماشاگران جوان Gen Z از آخرین دور خود در. نتفلیکس تعداد کمی از برنامه های تلویزیونی وجود دارد که تأثیر آن را می توان بیش از یک دهه پس از آزادی آنها احساس کرد ، مخاطبان را در همه سنین مورد احترام و وحدت قرار داد ، اما وقتی کسی با هم همراه شود ، فراموش کردن غیرممکن است. آواتار: آخرین Airbender داستانی است برای سنین ضربان قلب آتش آن تقریباً 15 سال پس از انتشار اولیه می سوزاند و احتمالاً هرگز از بین نمی رود.

نظر شما چیست آواتاربازگشت به نتفلیکس؟ در نظرات بحث کنید!


سازمان دیده بان آواتار: آخرین Airbender

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

DECADE OF FIRE: نگاهی حیاتی به تاریخ برنز جنوبی


با مرگ جورج فلویدمعترضین به خیابان ها فریاد زدند “من نمی توانم نفس بکشم” و “نه عدالت ، نه صلح”. فریادهای آنها برای عدالت در گوشه و کنار ملت و جهان شنیده می شود ، بسیاری از آنها تحت پیگرد قانونی هستند ، به خیابانها می روند و حمایت و همبستگی خود را نشان می دهند. آنچه در پی آن بود ، نمایشی نفسگیر از وحدت و تفاهم بود – هرچند که با تخریب و خشونت همراه بود.

با آتش زدن ایستگاه های پلیس ، مجسمه ها و شهرها ، بسیاری از افراد جامعه به دلیل سوزاندن مشاغل محلی خود و محلاتشان مقصر شناخته شدند. در حالی که دیگران این اقدامات را محکوم کردند ، با نگاهی به چشم انداز جوانان و سرگردانی که از فرصتی برای شرکت در هرج و مرج استفاده می کنند ، شما نمی توانید کمک کنید اما از تعجب دلایل آتش سوزی ، چهره واقعی پشت ماسک های ایجاد آتش سوزی شگفت زده نشده اید. و این اولین بار در تاریخ ایالات متحده نیست که این اتفاق افتاده است.

در دهه 1970 برنز جنوبی سوزانده شد و هر ساله دود ناشی از آسمان و هدر رفتن یک جامعه افزایش می یافت. در حالی که روزنامه ها و شهروندان جامعه برانکس جنوبی را سرزنش می کردند و آنها را به آتش زدن خانه های خودشان متهم می کردند ، بسیاری از آنها می دانستند که واقعاً چه خبر است – چگونه این همه اتفاق افتاد. به مدت یک دهه ، برانكس جنوبی سوزانده شد و منظره گور نیویورك را تغییر داد و هزاران نفر را آواره كرد. اما واقعاً داستان پشت آتش سوزی چه بود؟ آیا واقعاً جامعه‌ای بود که نابودی خودشان را به همراه داشت؟ یا آیا در بازی چیز بدتری وجود داشت؟ دهه آتش، از نویسندگان و کارگردانان گرتچن هیلدبران و ویویان وازکز، با عناصری که در حال بازی بودند و محاصره وقایعی که منجر به آتش زدن رویای آمریکایی می شوند ، مقابله می کند.

“میراث چه کسی هستیم”

اولین چیزی که متوجه آن خواهید شد دهه آتش خاطرات دلنشین است که راوی و سران صحبت باید با مخاطبان به اشتراک بگذارند. حتی اگر این موضوعی از دلهره و ویرانی بزرگ باشد ، عشق عمیق ریشه ای از جامعه آنها ، گذشته و حال ، وجود دارد که هنوز هم ادامه دارد. “جایی که ما ریشه های خود را تشکیل می دهیم بخشی از میراث کسانی است که ما هستیم.” ویویان وازکز. و در کل دهه آتشحتی در خونسردترین لحظه های خود ، این نقل قول طنین انداز است.

DECADE OF FIRE: نگاهی حیاتی به تاریخ برنز
منبع: فیلم Nut Red

چی دهه آتش در مورد “زمان آتش سوزی” می فهمد که در دهه 1970 شروع نشده است. در عوض ، زمان آتش سوزی ها نتیجه سالها تصمیم گیری و سیاست های صاحبخانه و مقامات دولتی بود. این طوفانی بود که سالها زیر سطح آن پدید آمد تا اینکه در آتش طمع و تفکیک طغیان کرد. Vivian Vazquez Irizarry، که نه تنها با نویسندگی و همکارگردانی بلکه روایت را روایت می کند ، از نیاز بینندگان برای درک پیش زمینه نیویورک قبل از دهه آتش سوزی – و دیدگاه مهاجران آگاه است.

وقتی او رویای پدربزرگش برای آمدن به آمریکا را توصیف می کند ، داستان او فوراً قابل ارتباط با اطرافیان است. برنز جنوبی برای کسانی که می خواستند دوباره کار خود را آغاز کنند و برای زندگی بهتر تلاش می کنند ، به یک پناهنده و خانه تبدیل شده بود. در حالی که مهاجران از پورتوریکو برنز جنوبی را ساختند ، همین امر باعث شد که ایرلندی ها و کسانی که از جیم کلاغ نیز در جنوب گریختند ، فرار کنند. و در حالی که در شهر و مناطق اطراف آن تفکیک وجود داشت ، جوامع و محلات برونکس جنوبی کاملاً یکپارچه بودند. احساس محکم جامعه و یک احساس مشترک از آینده وجود داشت.

“ما برنز جنوبی را نمی سوزاندیم”

مقدمات دهه آتش در سال های منتهی به آتش سوزی به چشم انداز شهر برانکس جنوبی و شهر نیویورک می پردازد و در توضیحات آن به طور مساوی مسافت و به خوبی اجرا شده است. با گذشت سالها چیزهای زیادی باید در نظر گرفته شود ، و رابطه بین دیدگاه جامعه و سیاست به خوبی متعادل است. وقتی وارد جنبه سیاسی سقوط برانکس جنوبی می شویم ، احساس ناراحتی وجود دارد که تماشای جامعه متروکه را توسعه می دهد. هرچه ساختمانهای برنز جنوبی سوخته و مغفول مانده باشد ، ابتدا شهروندان آن به فراموشی سپرده می شوند.

DECADE OF FIRE: نگاهی حیاتی به تاریخ برنز
منبع: فیلم Nut Red

رد لاینینگ توسط دولت نیویورک در دهه 1930 شروع به تخریب اجتناب ناپذیر برانكس جنوبی كرد. با پوشش قرمز ، مناطقی با جمعیت 5-10٪ سیاه یا پورتوریكا اکنون به عنوان یك محله رو به كاهش دیده می شدند. شرکت های بیمه و وام های رهنی هم اکنون می توانند شهروندان را تنها بر اساس مکانی که در آن زندگی می کنند ، انکار کنند. از اینجا ، نوسازی شهری در منهتن تصویب شد. با فروپاشی زاغه ها در این شهر ، شهروندان آواره راه خود را به South Bronx ، که آپارتمان های آنها برای ایجاد آپارتمان های بیشتر خریداری شده و بازسازی شده بودند ، رفت و آمد کردند و افراد بیشتری را در همان فضای مسکن نسبت به گذشته مسکن کردند. از اینجا ، برنز جنوبی به عنوان گتوها شناخته می شود.

در حالی که رسانه های خبری از سقوط خبر می دادند ، آنها به افراد ساکن آنجا تمرکز می کردند و نه آنچه که در آن زندگی می کردند. با نزدیک شدن این سیاست ها ، صاحبخانه ها شروع به اجازه خراب شدن ساختمان ها کردند. تعمیرات نادیده گرفته شد و گرما در زمستان روشن شد و مستاجران را مجبور به استفاده از اجاق گاز و بخاری بر روی سیستم برقی کرد که به روز نبوده و قادر به تحویل وسایل مدرن نبودند. همه اینها را با یک شهر روبرو ورشکسته کنید ، که کاهش بودجه آن شامل بستن بیشتر خانه های آتش نشانی در برنز جنوبی است زیرا “نکته چیست” – و شما دستور العمل فاجعه را داده اید.

در تاریکی ترین لحظه ها همیشه کسانی که امیدوار هستند وجود دارند

وقتی ساختمانها آتش گرفتند ، کمتر و کمتر به کمک برانکس جنوبی آمد. با ادامه این دهه ، ساختمانهایی که به هیچ وجه بازگشت صاحبخانه را نمی دهند ، به باندها می پرداختند تا ساختمان ها را به آتش بکشند. زندگی در خیابانها با غذای اندک و پول دادن بدون توجه به این کار توسط خیلی ها مورد استقبال قرار گرفته است. و به همین ترتیب شهر همچنان به آتش سوزی خود ادامه داد.

DECADE OF FIRE: نگاهی حیاتی به تاریخ برنز
منبع: فیلم Nut Red

اما حتی در مقابل همه اینها ، امیدی وجود دارد که هنوز هم طنین انداز است. امید به دانشگاه ، امید به وکالت ، امید برای بازسازی – امید به آینده. مانند دهه آتش با خاطرات دوست داشتنی از یک جامعه محبوب ، حتی در مواجهه با آنچه اتفاق افتاده است ، آغاز می شود ، همینطور مستند پایان می یابد. همانطور که زباله ها ، زباله ها و دوده ها ساختمان ها و خیابان ها را خالی می کنند ، کسانی هستند که حافظه برانکس جنوبی و جامعه را حفظ می کنند. آنها در آنجا هستند و دیگران را از طریق سخنان خود و مهمتر از همه ، اعمال خود به جلو سوق می دهند.

یک تصویر خام وجود دارد دهه آتش قادر به جذب برونکس جنوبی – خلوص روح انسان است. حتی در مواجهه با سختی ها و ناامیدی های شدید ، همیشه کسانی وجود دارند که مایل هستند از خاکستر برخیزند و دوباره شروع کنند.

همچنین ببینید

نتیجه: دهه آتش

هنگام تماشای دهه آتش، خودم را پیدا کردم که دوباره فکر می کنم طاعون توسط آلبر کامو. در مواجهه با بیماری شدید و فقر ، همیشه جرقه امید وجود دارد که زنده مانده است. در حالی که ممکن است امید در آینده باشد ، در افرادی که با ویروس و پیامدهای ناشی از آن مبارزه می کنند ، زندگی می کند.

من همین امید را در شهروندان برونکس جنوبی می بینم ، دهه آتش به آنها بستر برای صحبت و اطلاع رسانی می دهد. با استفاده از این مستند ، بینندگان نه تنها چشم انداز کسانی که آن را زندگی کرده اند ، دور می شوند و از دیدگاه رسانه ها بلکه از کسانی که همچنان آنرا زنده نگه می دارند چشم پوشی می کنند. دهه آتش یک مستند مهم نه تنها برای تاریخ شهر نیویورک بلکه برای تاریخ روح انسان است.

دیدی دهه آتش؟ چی فکر کردی؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


Decade of Fire را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!