ECHO: یک فیلم کریسمس ایسلندی از اتر

فیبی بریجرزEP EP جدید کریسمس ، “اگر ما آن را از طریق دسامبر بسازیم” ، دارای چهار قصیده باورنکردنی و دلگیر برای تعطیلات و تنهایی است ، اما جالب ترین آن “7 ساعت خبر / شب خاموش” است. در آن ، پل ها و فیونا سیب “شب خاموش” را با هم هماهنگ کنید مت برنینجرخوانش های مجری خبر ، قرقره برجسته ای از داستان های افتضاح از 2019 و 2020 – از جمله ساکلر مشارکت خانواده در اپیدمی مواد مخدر ، عدم دقت در قانون سقط جنین در ایالات متحده و دونالد ترامپمراحل استیضاح ژانویه 2020. این چیدمان یک سرود سنتی مسیحی در بالای اخبار کاملاً حیرت انگیز معاصر به طرز سرگرم کننده ای متشخص و پیشگامانه است – به همان اندازه در گذشته ، حال و آینده زندگی می کند. این چیزی است که اکو ، یک فیلم ایسلندی از نامزد اسکار رنار رنارسون، در نیز برتری دارد.

اکو یک مجموعه داستان کوتاه است ، مجموعه ای از 56 ویکت ، هر کدام با شخصیت ها و مکان های مختلف ، و هر یک در یک عکس مداوم و بی حرکت و معمولاً به مدت یک دقیقه ارائه می شوند. این فیلم در سال 2019 در ایسلند اکران شد ، اما پخش آن فقط از سال 2020 در MUBI آغاز شد و به نظر می رسد چیزی در مورد آن سبک ویگنت بهتر از داستان سرایی معمولی است که به لحظه ما کمک می کند. این فیلم من را به یاد می آورد Cinetracts ’20 پروژه ، که ترکیبی از کوتاه مدت 2 دقیقه ای از 20 فیلمساز از سراسر جهان ، از سیراکوز گرفته تا صربستان است ، زیرا هر فیلمساز در رویدادهای سال تأمل می کند و مبارزات کشور دیگری را روشن می کند. شما به طور همزمان تفاوت فرهنگ ها و سیاست های ما را یادآوری می کنید بلکه همچنین عشق ، زیبایی و چالش های مشترک همه ما است.

تئاتر موزاییک ایسلندی

رنارسونفیلم آهسته ، متفکر و اثیری است ، همه نفس های عمیق می کشد و زمان فرسایشی دارد. فیلمبردار سوفیا اولسونعکسها از نظر مسدود کردن و ترکیب بندی بصورت مرحله ای هستند و با کمترین استفاده از پیش زمینه و تا آنجا که ممکن است تنظیمات در کادر وجود دارد. این فیلم هیچ نمای نزدیک ندارد ، در عوض به بیننده اجازه می دهد تا در تصویر تصویر خود را پیدا کند. به همین ترتیب ، هیچ قافیه یا دلیل واضحی برای ویرایش بین داستان ها یا حتی معنای آن داستان ها وجود ندارد. در روز کریسمس ، یک مرد مجرد به رادیو ریکیاویک گوش می دهد و یک لیوان شراب قرمز و یک شام تعطیلات مایکروویو می نوشد ، و به نظر می رسد که او به اندازه کافی از خود لذت می برد ، بنابراین شما می توانید چه احساسات و چه لحنی را بیدار کنید رنارسون انتقال و چگونگی قرار گرفتن آن در موزاییک بزرگتر فیلم است.

از آنجا که هیچ اقدامی برای قطع سنتی بین اینجا وجود ندارد ، در حال ویرایش به دنبال بافت همبند ، هم نشانه شناختی و هم از نظر داستانی است. تولد مولودی های کودکان در مسابقات مدل سازی لباس شنا. ما از ردیف های گوشت قلاب های مغازه قصابی تا ردیف های درختان کریسمس در یک فروشگاه درخت را قطع می کنیم ، که توسط طناب از سقف آویزان شده است. در یک صحنه ، یک رئیس کارخانه به منطقه ساختمانی خود می رسد تا دریابد که بیشتر کارگرانش اعتصاب کرده اند. در مورد بعدی ، مردی ابزار خود را در خانه خود تیز می کند ، و در حال گوش دادن به یک زن در رادیو در مورد اعتصابات کارگری همان است. بازی های تنش زا و گوسفندهایی که رابطه جنسی برقرار می کنند ، خانه های کشاورزی و کودکان مرده را می سوزانند. من می توانم کل بازبینی را برای بازگرداندن هر صحنه درخشان و نفسگیر در فیلم صرف کنم ، اما این کار را نمی کنم. ما می خواهیم تمام روز اینجا باشیم.

ECHO: یک فیلم کریسمس ایسلندی از اتر
منبع: MUBI

اگر من چیزی در مورد سیاست ایسلند می دانستم ، شاید بتوانم در مورد رفتار فیلم با این مضامین در پرچم های آن صحبت کنم ، اما من چیزی در این مورد نمی دانم. صحنه های اعتصابات کارگری ، خانه های سالمندان و پلیس در بازداشت مهاجران احتمالاً یک هدف دیالکتیکی دارد که من کاملاً آن را گم کرده ام. اما این صحنه ها همان ترکیبی از تاریخ و مدرنیته را در خود جای داده اند که “7 ساعت خبر / شب خاموش” آن را به خوبی میخکوب می کند. چندین صحنه بر روی کلیساهای بسیار زیبا و مبله تمرکز دارد. یک عکس در یک موزه. صحنه با خانه مزرعه در حال سوختن گفتگوهای زیادی دارد ، بیشتر در تاریخ خانه و اهمیت آن برای شخصیت ها متمرکز شده است ، اکنون در مقابل شعله های آتش و یک دود سیاه سیاه از بین می رود. اکو از هر صحنه برای ترسیم پرتره ایسلند معاصر در سطح انسانی استفاده می کند ، اگرچه از ارائه آغاز و پایان داستان های خود امتناع می ورزد ، و برای شما بخشهایی از این زندگی ها و س questionsالاتی درباره آینده کشور به طور کلی ایجاد می کند.

چپ به راست (و در غیر این صورت)

کل فیلم در این فضای سنگین است. هر ویگنت به تاریخ ، تغییر و آنچه در آینده می رسد می پردازد – موضوعی مناسب برای کریسمس و سال نو ، هنگام تنظیم فیلم ، زمانی که تمام آن بوقلمون ، شراب و سرگرمی با بازتاب تلخ و پشیمانی تلخ و همچنین یادآوری اینکه آینده نزدیک تر از آن است که فکر می کنیم اولین شات ما ، به عنوان مثال ، جفت می شود کجارتان سوینسوننمره مسحور کننده ای که یک ماشین از طریق کارواش عبور می کند. از کثیف تا تمیز ، ماشین در اواسط تحول دستگیر می شود ، دقیقاً به همین ترتیب اکو یک مطالعه تقویمی و جامعه شناختی در ایسلند را مطالعه می کند – کریسمس به شب سال نو می رود و به سال جدید سقوط می کند ، اما در قلب فیلم ، یک فرهنگ و شیوه زندگی ایسلندی با تکرار بعدی سر و کله می زند. یک مادربزرگ نقشه تدفین خانواده را به نوه اش نشان می دهد. دو پدر و مادر از دختر خود جاسوسی می کنند که رقص TikTok را دقیقاً رقصیده است. اوه ، من دوباره صحنه ها را لیست می کنم.

یک قانون جهت صفحه وجود دارد که به طور گسترده مورد توافق قرار گرفته است اکو در اولین شلیک ، یکی از شستشوی ماشین می شکند: در هنر تجسمی ، حرکت از چپ به راست ، نوشتاری کوتاه برای پیشرفت است ، نوعی تقلید از نحوه خواندن ، اما در این صحنه ، ماشین از صفحه راست به چپ حرکت می کند ، نوعی رگرسیون

در مورد اجتناب ناپذیری و ماهیت تغییر به صراحت در تمام موارد بحث می شود اکو در یک مهمانی تعطیلات ، یک مهمان در حین مشاجره منفجر می شود: “این چیزی است که من از این کشور متنفرم.” “بحثی نیست. بحثی نیست همه به هم وابسته هستند. بیایید موافقت کنیم که مخالف باشیم و هیچ چیز تغییر نمی کند! ” او از آپارتمان خارج می شود و در را محکم می کوبد. و رنارسون بگذارید لحظه ای در آنجا معلق باشد ، به عنوان یک سوال. است اکو درباره تغییر یا مقاومت ما در برابر آن؟

ECHO: یک فیلم کریسمس ایسلندی از اتر
منبع: MUBI

بیشتر عکسها دارای پیشرفت ، حرکت و حرکت هستند ، مانند اتومبیل ما در کارواش ، یا خانه مزرعه در حال سوختن. اما همچنین عکسهایی به دست می آید که بازتاب داستانهای دیگر است ، مانند یک پرچم از نوزادان و والدین آنها که در استخر سرپوشیده تمرین می کنند ، و بعداً با شلیک از سالخوردگان همان دوره های ایروبیک را دنبال می کنید. در سال جدید ، کسی می بیند که بخشی از یک تابلو را عوض می کند – “15 نفر در این سال جان خود را از دست دادند” در اثر تصادفات رانندگی ، هشدار می دهد ، اما کارگر “15” را می گوید تا “هیچ کس”. سال جدید پر از امکانات است. (اگر تعجب می کنید ، در آن سال جدید ، 2019 ، ایسلند فقط شش مورد مرگ را در جاده گزارش کرده است.)

نتیجه گیری: خداحافظ ، 2020

اکو پاسخ سرراست به مخاطبان خود نمی دهد ، اما سوالات مستقیم نمی پرسد. به نظر من این یکی از بهترین فیلم های سال 2020 است ، به دلیل همین عدم اطمینان ، معنای بی شکل و داستان سرایی کلیدوسکوپی.

اکو نوعی همدلی مورب را ارائه می دهد که در سال 2020 طراوت بخش و با ارزش است ، این توانایی ارتباط با افرادی است که هرگز در کشوری که هرگز بازدید نکرده اید ، ملاقات نکرده اید. فیلم از منظر یک آزمایش فوق العاده و مهیج است. همچنین کوتاه است – 80 دقیقه سریع ، تقریباً تا زمانی که برای سرد شدن یک فنجان چای داغ لوله کشی طول بکشد ، طول می کشد. فقط زمان کافی برای تور رنارسونویکتهای تعطیلات و با شخصیتهای او درگیر شوید ، آنها چنان واقع بینانه مورد اصابت قرار می گیرند و به طور خلاصه نگاه می کنند که اصلاً احساس خیالی نمی کنند.

نظر شما در مورد چیست اکو؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید.


اکو را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

SIX IN PARIS: دو از شش

اگر فیلمنامه های هر فیلمساز مهم اروپایی را جستجو کنید ، به احتمال زیاد یکی از چندین فیلم آنتولوژی کارگردان همه کاره را خواهید دید که در دهه شصت و هفتاد بسیار محبوب بودند. شاید استودیوها سهمیه هایی را برای تحقق داشته باشند. شاید انگیزه های مالیاتی وجود داشته باشد که از این قبیل برخوردار باشد ژان لوک گدار، مالش آرنج با مواردی مانند اسکله پائولو پازولینی در فیلم هایی مانند Ro.Go.Pa.G؟ شاید این جذابیت گیشه است که همه کارگردان های مورد علاقه شما را در یک پوستر داشته باشد؟ دیدن لوئیز مال ، فدریکو فلینی و راجر وادیم روی جلد ارواح مردگان یک نقطه جهنم فروش بود ، برای سایر گلچین های چند کارگردان اروپایی (قدیمی ترین حرفه جهان ، جادوگران ، دور از ویتنام و غیره) خیلی فرانسوی وجود دارد شش در پاریس (پاریس وو پار) نه تنها با نو مبهم بلکه با تمام سینمای فرانسه که دارای بهترین نام های مرتبط است. ژان لوک گودارد ، اریک رومر ، ژان روش کلود شابرول، همچنین ژان دانیل پولت و ژان دوش، با وجود این همه استعداد سنگین در بیننده افزایش می یابد ، چه مشکلی می تواند رخ دهد؟

خوب ، مانند بسیاری از این گلچین های کارگردان ، شش نفر از پاریس از شفافیت ناخوشایند رنج می برد که در این زیر ژانر غیررسمی کاملاً رایج است ، فریب وجود همه این سیب های با استعداد در یک بار سبد ، چیزهای جالبی است ، اما به نظر می رسد هیچ کس برای بررسی کبودی زحمت نداشته است.

اکنون ابتذال یا تنبل است که انتظار داشته باشیم فیلمی از اواسط دهه شصت ، در شهر نور برقرار شود ، یا حداقل از زیبایی طبیعی نفوذ پذیر که بهترین موج جدید را تعریف می کند ، لذت ببرد یا جوهر و جو را به تصویر بکشد از دهه شصت؟ شاید این یک انتظار کم گردشگری باشد ، و اینطور نیست که ما به عکس های متحرک از برج ایفل ، چشم اندازهای لورو یا شانزه لیزه احتیاج داشته باشیم. با این حال ، به نظر می رسد یکی از معدود سازگاری های موجود در شش فصل این ویژگی این است که به نظر می رسد با شکوه و عظمت محلی به نفع فضای داخلی ، فضای خالی و خیابان هایی روبرو هستند و یک خنده کمدی متکی به جنسیت را ترجیح می دهند.

1.) سنت ژرمن دو پریس (ژان دوش)

SIX IN PARIS: دو از شش
منبع: ایکاروس فیلم

لگد زدن به این سکسست است Jean Douchet’s “سنت ژرمن دو پریس”، که مرکز آن یک کارمند سابق آمریکایی در پاریس است. هنگامی که او با یک بازیکن نرم و صاف ملاقات می کند ، کمدی خطاهایی دنبال می شود که نوعی فضای مسخره آمیز رمانتیک را به همراه دارد. Douchet’s جهت دهی به یک سطح و هیجان انگیز است ، برنامه های گفتگوی پا صاف همراه است ، و خط منشأ چیزی برای خندیدن نیست. دوشیزه، مانند بسیاری از کارگردانان مطرح شده در اینجا ، منتقد دیگری بود که اخیراً از Cahiers du Cinema استعفا داده بود.

2.) Gare du Nord (ژان روش)

SIX IN PARIS: دو از شش
منبع: ایکاروس فیلم

“Gare du Nord” توسط ژان روش، کارگردان / مستندساز قوم شناسی ، از نظر فنی الهام گرفته ، ماجراجویانه است و به عنوان کوتاه کوتاهی جذاب ، در پیرامون زوجی که بحثشان به بحثی از میز صبحانه به خیابان می رسد ، برجسته می شود. “داستان” یک نقطه جهش برای است روچ تا نمایش های فنی خود را به نمایش بگذارد ، زیرا بسیاری از نمایش های کوتاه در یک برداشت ، از محیط داخلی به خیابان ها پایین می آیند. این یک حرکت جسورانه است و در حین تأسیس آن علاقه خاصی را حفظ می کند شش در پاریس تا حد زیادی مضامین عاشقانه خود را ادامه خواهد داد که تحت ‘نبرد جنسیت” قرار دارند.

3.) Rue Saint-Denis (ژان دانیل پولت)

منبع: ایکاروس فیلم

“Rue Saint-Denis” توسط ژان دانیل پولت یکی از تلاش ترین سفرهاست. یک مرد جوان ، نابغه ، کارتونی و بکر وارد یک اتاق با یک روسپی می شود ، و سپس آنها شروع به صحبت می کنند ، با یکدیگر لگد می زنند و این در مورد آن است. بنابراین شما در یک اتاق فرسوده دو کاریکاتور دارید که در مورد هیچ چیز کمی صحبت می کنند. به نظر می رسد که وضوح کمدی یک نمایش کنایه آمیز “Gotchya” است. همانطور که بعضی از افراد باهوش در اتاق نویسنده می گویند ، “اگر کسی روسپی شود ، او معمولاً رابطه جنسی برقرار می کند ، خوب اگر نکن رابطه جنسی برقرار کنید؟ ” خوب ، خیلی جالب و جالب نیست. همچنین ، کودک آرایش شده است تا به نظر برسد باستر کیتون ، بنابراین این خنده دار است … درست است؟

4.) Place De l’Etoile (اریک رومر)

SIX IN PARIS: دو از شش
منبع: ایکاروس فیلم

طبیعتاً وقتی هیجانم زیاد شد اریک رومر نام برای ظاهر شد “Place De l’Etoile” این فیلم ها به راحتی با شوخ طبعی کاملاً بازیگوشانه و روایتی پوچ و جالب همراه هستند که در آن (در رومریان یک برخورد معمولی ، از یک مورد اشتباه قتل قتل مربوط به چتر ، به یک مضحکه تمسخرآمیز تبدیل می شود. قدم زدن تازه و مسیر پر جنب و جوش در کنار آن شکوفا می شود Nestor Almendros ’ فیلمبرداری

5.) Montparnesse-Levallois (ژان لوک گدار)

SIX IN PARIS: دو از شش
منبع: ایکاروس فیلم

همانطور که همه چیز به دنبال بالا است ، با یک ریف لذت بخش از رومر در نمای عقب و دیدن گدار نام پیوست شده به قسمت بعدی ،“Montparnesse-Levallois.” متأسفانه گفتن نسبی نسبی متعاقب آن ، با توجه به تمایل گدار به اقدامات مخالف در رابطه با مجوزهای استودیو ، کاهشی بود (نیازی به ذکر ما نیست تحقیر؟) و زیبایی سیاسی درهم تنیده وی پس از دویدن با یکدیگر در حال جوشیدن است Le Petit Soldat ، Les Carabiners ، Alphaville با او و ژان پیر گورین گروه Dziga Vertov در افق این احساس خطرناکی سبک است. پس از بازگشت به استخر مسخره شبه عاشقانه مسخره (زیرا که گدار wheelhouse؟) که شامل ارتباط نادرست بین یک زن و دو عاشق او است ، یکی مکانیک و دیگری هنرمند تاسیسات. او از محلی به منطقه دیگر پرواز می کند ، دو اختلاف نظر ، و این در مورد آن است. با وجود بیهوده بودن گدار با تشکر از یکی از مهمترین عاملان تحریکات ظریف ، استانی و تفسیرهای بورژوایی حیله گر ، همه چیز تغییر بهتر می کند کلود شابرول.

6.) لا موت (کلود شابرول)

SIX IN PARIS: دو از شش
منبع: ایکاروس فیلم

یک بار دیگر ، منتقد ظریف کمدی در حال ساختارشکنی ارزشهای داخلی افراد ثروتمند میانه بالا است و این کار را در مقابل و پشت دوربین انجام می دهد ، و به عنوان یکی از رهبران در کنار همکار همیشگی او استفان آودران قرار دارد. وقتی یک بچه ناراضی نمی تواند در برابر مشاجره و حرف زدن والدینش مقاومت کند (شابرول و آدران) او چند شاخه گوش شگفت انگیز به کار می گیرد. یک بار که از نتایج راضی باشد آنها را در همه جا می پوشد! آنها بسیار خوب کار می کنند ، او همیشه آنها را استخدام می کند. انتقام جویی های کنایه آمیز در گوشه ای کمین کرده اند. شابرول ورود wry با عقل مطابقت دارد رومر، و در کارگردان ، مد یک فینال کمیک تاریک را ارائه می دهد که مانند حساسیت های ترکیبی بازی می کند میله سرلینگ و برتولت برشت. داستان کوتاه کوتاه ، از “شش” از پاریس ، با فیلم های کوتاه دو و نیم خوب دور می شوید ، رومر “Place De l’Etoile”، شابرول “La Muette” ، و جنبه های فنی از روچ تجربی “Gare du Nord” شایان ذکر است.

بسته بندی کردن

SIX IN PARIS: دو از شش
منبع: ایکاروس فیلم

با این حال ، تصور کلی از شش نفر از پاریس، مانند بسیاری از گلچین های کارگردان فوق الذکر ، مانند یک حیله بازی می کند. اگر شما یک طرفدار سرسخت موج نو فرانسه هستید ، یک تکمیل کننده این فیلمسازان هستید یا علاقه تحصیلی دارید ، بیت های جذابی وجود دارد ، در غیر این صورت ، عناوین طولانی این کارگردان های محبوب را حفظ کنید. در حالی که فیلم هایی از این زیر ژانر غیررسمی وجود دارد که بسیار خوب کار می کنند ، ارواح مردگان ، دور از ویتنام ، به نظر می رسد حتی موارد بیشتری وجود دارد که انجام نمی دهند (شش در پاریس ، جادوگران) كدام یك از این گلچین های كارگردان همه جانبه كه برای شما مفید است؟

دسترسی

فیلم Icarus Films نسخه بازسازی شده واضحی از فیلم را دارد که برای اجاره / پخش از طریق Vimeo در اینجا نیز موجود است ، علی رغم اینکه هیچ پیش پرده رسمی در اینجا وجود ندارد ، به لطف فیلم های Icarus ، این کلیپ وجود دارد ، اینجا را ببینید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

SIX IN PARIS: دو از شش

اگر به جستجوی فیلم نامه های فیلمسازان مهم اروپایی بپردازید ، به احتمال زیاد یکی از بسیاری از فیلمهای کارگردان همه کاره را خواهید دید که در دهه شصت و هفتاد بسیار محبوب بودند. شاید استودیوها سهمیه هایی را برای تحقق داشته باشند. شاید انگیزه های مالیاتی وجود داشته باشد که از این قبیل برخوردار باشد ژان لوک گدار، مالش آرنج با مواردی مانند اسکله پائولو پازولینی در فیلم هایی مانند Ro.Go.Pa.G؟ شاید درخواست تجدید نظر در گیشه این است که همه کارگردان های مورد علاقه خود را روی یک پوستر قرار دهید؟ دیدن لوئیز مال ، فدریکو فلینی و راجر وادیم روی جلد ارواح مردگان یک نقطه جهنم فروش بود ، برای سایر گلچین های چند کارگردان اروپایی (قدیمی ترین حرفه جهان ، جادوگران ، دور از ویتنام و غیره) فرانسوی ها وجود دارد شش در پاریس (پاریس وو پار) نه تنها با نو مبهم ، بلکه تمام سینمای فرانسه ، دارای بهترین اسامی مرتبط ژان لوک گودارد ، اریک رومر ، ژان روش کلود شابرول، همچنین ژان دانیل پولت و ژان دوش، با وجود این همه استعداد سنگین در بیننده افزایش می یابد ، چه مشکلی می تواند رخ دهد؟

خوب ، مانند بسیاری از این گلچین های کارگردان ، شش نفر از پاریس از شفافیت ناخوشایند رنج می برد که در این زیر ژانر غیررسمی کاملاً رایج است ، فریب وجود همه این سیب های با استعداد در یک بار سبد ، چیزهای جالبی است ، اما به نظر می رسد هیچ کس برای بررسی کبودی زحمت نداشته است.

اکنون ابتذال یا تنبل است که انتظار داشته باشیم فیلمی از اواسط دهه شصت ، در شهر نور برقرار شود ، یا حداقل از زیبایی طبیعی نفوذ پذیر که بهترین موج جدید را تعریف می کند ، لذت ببرد یا جوهر و جو را به تصویر بکشد از دهه شصت؟ شاید این یک انتظار کم گردشگری باشد و اینگونه نیست که ما به عکس های متحرک از برج ایفل ، مناظر Lourve یا شانزه لیزه احتیاج داشته باشیم. با این حال ، به نظر می رسد یکی از معدود سازگاری های موجود در شش فصل این ویژگی این است که به نظر می رسد با شکوه و عظمت محلی به نفع فضای داخلی ، فضای خالی و خیابان هایی روبرو هستند و یک خنده کمدی متکی به جنسیت را ترجیح می دهند.

1.) سنت ژرمن دو پریس (ژان دوش)

SIX IN PARIS: دو از شش
منبع: ایکاروس فیلم

لگد زدن به این سکسست است Jean Douchet’s “سنت ژرمن دو پریس”، که مرکز او یک حقوقی سابق آمریکایی در پاریس است. هنگامی که او با یک بازیکن نرم و صاف ملاقات می کند ، کمدی خطاهایی دنبال می شود که نوعی احساس مسخره عاشقانه را به همراه دارد. Douchet’s جهت دهی یک سطح دیوانه وار و هیجان انگیز است ، همراه با تخت ، و خط منشأ چیزی برای خندیدن نیست. دوشیزه، مانند بسیاری از کارگردانان مطرح شده در اینجا ، منتقد دیگری بود که اخیراً از Cahiers du Cinema استعفا داده بود.

2.) Gare du Nord (ژان روش)

SIX IN PARIS: دو از شش
منبع: ایکاروس فیلم

“Gare du Nord” توسط ژان روش، کارگردان / مستندساز قوم شناسی ، از نظر فنی الهام گرفته ، ماجراجویانه است و به عنوان کوتاه کوتاهی جذاب ، در پیرامون زوجی که بحثشان به یک بحث و جدال از میز صبحانه به خیابان می رسد ، برجسته می شود. “داستان” یک نقطه جهش برای است روچ تا نمایش های فنی خود را به نمایش بگذارد ، زیرا بسیاری از نمایش های کوتاه در یک برداشت ، از محیط داخلی به خیابان ها پایین می آیند. این یک حرکت جسورانه است و در حین تأسیس آن علاقه خاصی را حفظ می کند شش در پاریس تا حد زیادی مضامین عاشقانه خود را ادامه خواهد داد که تحت ‘نبرد جنسیت” قرار دارند.

3.) Rue Saint-Denis (ژان دانیل پولت)

منبع: ایکاروس فیلم

“Rue Saint-Denis” توسط ژان دانیل پولت یکی از تلاش ترین سفرهاست. یک مرد جوان ، نابغه ، کارتونی و بکر وارد یک اتاق با یک روسپی می شود ، و سپس آنها شروع به صحبت می کنند ، با یکدیگر لگد می زنند و این در مورد آن است. بنابراین شما در یک اتاق فرسوده دو کاریکاتور دارید که در مورد هیچ چیز کمی صحبت می کنند. به نظر می رسد که وضوح کمدی یک نمایش کنایه آمیز “Gotchya” است. همانطور که بعضی از افراد باهوش در اتاق نویسنده می گویند ، “اگر کسی روسپی شود ، او معمولاً رابطه جنسی برقرار می کند ، خوب اگر نکن رابطه جنسی برقرار کنید؟ ” خوب ، خیلی جالب و جالب نیست. همچنین ، کودک آرایش شده است تا به نظر برسد باستر کیتون ، بنابراین این خنده دار است … درست است؟

4.) Place De l’Etoile (اریک رومر)

SIX IN PARIS: دو از شش
منبع: ایکاروس فیلم

به طور طبیعی ، هیجان من وقتی ایجاد شد اریک رومر نام برای “Place De l’Etoile” این فیلم ها به راحتی با شوخ طبعی کاملاً بازیگوشانه و روایتی پوچ و جالب همراه هستند که در آن (در رومریان یک برخورد معمولی ، از یک مورد اشتباه قتل قتل مربوط به چتر ، به یک مضحکه تمسخرآمیز تبدیل می شود. قدم زدن تازه و مسیر پر جنب و جوش در کنار آن شکوفا می شود Nestor Almendros ’ فیلمبرداری

5.) Montparnesse-Levallois (ژان لوک گدار)

SIX IN PARIS: دو از شش
منبع: ایکاروس فیلم

همانطور که همه چیز به دنبال بالا است ، با یک ریف لذت بخش از رومر در نمای عقب و دیدن گدار نام پیوست شده به قسمت بعدی ،“Montparnesse-Levallois.” متأسفانه گفتن نسبی نسبی متعاقب آن ، با توجه به تمایل گدار به اقدامات مخالف در رابطه با مجوزهای استودیو ، کاهشی بود (نیازی به ذکر ما نیست تحقیر؟) و زیبایی سیاسی درهم تنیده وی پس از دویدن با یکدیگر در حال جوشیدن است Le Petit Soldat ، Les Carabiners ، Alphaville با او و ژان پیر گورین گروه Dziga Vertov در افق این احساس خطرناکانه احساس سبکی می کند. پس از بازگشت به استخر مسخره شبه عاشقانه مسخره (زیرا که گدار wheelhouse؟) که شامل ارتباط نادرست بین یک زن و دو عاشق او است ، یکی مکانیک و دیگری هنرمند تاسیسات. او از محلی به منطقه دیگر پرواز می کند ، دو اختلاف نظر ، و این در مورد آن است. با وجود بیهوده بودن گدار با تشکر از یکی از مهمترین عاملان تحریکات ظریف ، استانی و تفسیرهای بورژوایی حیله گر ، همه چیز تغییر بهتر می کند کلود شابرول.

6.) لا موت (کلود شابرول)

SIX IN PARIS: دو از شش
منبع: ایکاروس فیلم

یک بار دیگر ، منتقد ظریف کمدی در حال ساختارشکنی ارزشهای داخلی افراد ثروتمند میانه بالا است و این کار را در مقابل و پشت دوربین انجام می دهد ، و به عنوان یکی از رهبران در کنار همکار همیشگی او استفان آودران قرار دارد. وقتی یک بچه ناراضی نمی تواند در برابر مشاجره و حرف زدن والدینش مقاومت کند (شابرول و آدران) او چند شاخه گوش شگفت انگیز به کار می گیرد. یک بار که از نتایج راضی باشد آنها را در همه جا می پوشد! آنها بسیار خوب کار می کنند ، او همیشه آنها را استخدام می کند. انتقام جویی های کنایه آمیز در گوشه ای کمین کرده اند. شابرول ورود wry با عقل مطابقت دارد رومر، و در کارگردان ، مد یک فینال کمیک تاریک ارائه می دهد که مانند حساسیت های ترکیبی بازی می کند میله سرلینگ و برتولت برشت. داستان کوتاه کوتاه ، از “شش” از پاریس ، با فیلم های کوتاه دو و نیم خوب دور می شوید ، رومر “Place De l’Etoile”، شابرول “La Muette” ، و جنبه های فنی از روچ تجربی “Gare du Nord” شایان ذکر است.

بسته بندی کردن

SIX IN PARIS: دو از شش
منبع: ایکاروس فیلم

با این حال ، تصور کلی از شش نفر از پاریس، مانند بسیاری از گلچین های کارگردان فوق الذکر ، مانند یک حیله بازی می کند. اگر شما یک طرفدار سرسخت موج نو فرانسه هستید ، یک تکمیل کننده این فیلمسازان هستید یا علاقه تحصیلی دارید ، بیت های جذابی وجود دارد ، در غیر این صورت ، عناوین طولانی این کارگردان های محبوب را حفظ کنید. در حالی که فیلم هایی از این زیر ژانر غیررسمی وجود دارد که بسیار خوب کار می کنند ، ارواح مردگان ، دور از ویتنام ، به نظر می رسد حتی موارد بیشتری وجود دارد که انجام نمی دهند (شش در پاریس ، جادوگران) كدام یك از این گلچین های كارگردان همه جانبه كه برای شما مفید است؟

دسترسی

فیلم Icarus Films نسخه بازسازی شده واضحی از فیلم را دارد که برای اجاره / پخش از طریق Vimeo در اینجا نیز موجود است ، علی رغم اینکه هیچ پیش پرده رسمی در اینجا وجود ندارد ، به لطف فیلم های Icarus ، این کلیپ وجود دارد ، اینجا را ببینید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

گرین بدون گربه: مقاومت کنید و وجود داشته باشید

کریس مارکر بهترین مثال از یک نویسنده خودساخته و خود سبک است که دیدگاه او کاملاً ساخت خودش است. حتی شناخته شده ترین آثار او ، کوتاه مدت فیلم عکس کوتاه لا ژت، یا سفرنامه جریان آزاد ، مستند بخشی از مقاله بدون سلیل از طبقه بندی یا توضیح ساده نادیده گرفتن نشانگرحضور اثیری در کار او (و حتی شخصیت معمایی او) نفوذ می کند ، و به لحظه های گذرا کار مختلف او گستره ای از قدرت وجودی را می بخشد ، و به ما راهی برای دیدن ایده ها ، احساس اصوات و تجربه اندیشه های یک راوی ناشناس ناامید کننده می دهد. از دیدگاه کنجکاو و کنجکاو ، این اقامتگاههای هنری در هیچ چیز و همه چیز بسیار غنی است ، بنابراین در مورد آشوب و اضطرار دهه های آشوب سیاسی ، انقلاب ها ، جنگ های مخفی ، مداخلات دولت ، استعمار ، شورش ها ، کودتا ها و مشاغل مختلف در سراسر جهان چه می توان گفت؟

لیگ خودش – چشم انداز کریس مارکر

به نظر می رسد که مقاله مقاله ای دو بخشی او (یک بار دیگر ، کار او به راحتی از طبقه بندی دور می شود) پوزخند بدون گربه یک دیوانه ای است شاعرانه در مورد شور سیاسی ، آشفتگی اجتماعی و انواع ظلم ها. این یک بوم گسترده است ، و نشانگر ماهرانه صحنه های اصلی را از پوتمکین در تلفظ ویژگی ها ، تنظیم فضای تونال با یک ادعای کاملاً ظریف صدای قابل شناسایی یخی وجود دارد (بی شباهت به Sans Soliel’s روایت) گوشت سرشار از گوشت را که همسران مستضعف را به شورش تحریک می کند ، شکاف واقعیت و داستان در سیاست ، تاریخ و فیلم است. پوتمکین همه موارد فوق است قسمت اول ، “دستهای شکننده” ، با اعتراضات از سراسر جهان که در کنار صحنه هایی از پوتمکینمشتهای بزرگ شده در مقابل سرکشی ، مردم در خیابانها توسط نیروهای انتظامی فاشیست جمع شده و پلیس نظامی با زرهی کامل پوشیده از روکش طوفانی و مساوی بر توده های مردم وحشت زده و مبارز. این یک مونتاژ چند رسانه ای است ، یک چشم انداز از جهانی درهم و برهم. این سومین جنگ جهانی است و نشانگرپس از اکران فیلم در سال 1977 ، پس از پایان دیوار برلین در سال 1992 اضافه شد و اکنون با اکران جدید ، احساس می شود با توجه به وقایع اخیر ، ارتباط بیشتری در فیلم وجود دارد.

مقاومت و وجود انقلاب به عنوان مونتاژ

کیفیت پاششی وجود دارد پوزخند بدون گربه. نشانگرفعل و انفعالات درخشان تصویر ، هر دو احساسات آتش زا را به عنوان ناراحت کننده ، ناراحت کننده و بازیگوش در بعضی مواقع در ذهن شما ایجاد می کند که ماشین سازی های جنگ را بی حس می کند. این فیلم ممکن است احساس کند که یک روایت طولانی را شامل می شود ، اما عمدتا به دهه شصت و هفتاد ، جنبش های مختلف دانشجویی در سراسر جهان (به ویژه فرانسه ، آمریکا و ژاپن) ، انقلاب ها و اعتراضات متمرکز است. و از نظر دامنه جاه طلبانه است. شل ، غیر قابل پیش بینی است نشانگر اجازه نمی دهد تا ما را راحت کنیم ، بلکه بیشتر یک هواپیمای بدون سرنشین هیپنوتیزم است و جذابیت جنگی را دارد.

گرین بدون گربه: مقاومت کنید و وجود داشته باشید
منبع: ایکاروس فیلم

این حرکت با سرعت شکننده ای انجام می شود که رویایی آن کمتر از زیبایی خواب آلود است سانس سولیل. پوزخند بدون گربه از وضع آنارشیکی برخوردار است و در ویرایش و استقرار کنایه آمیز تصاویر ، احساس کنایه هوشمندانه ای دارد. از تصاویر واقعی تظاهرات گرفته تا مصاحبه با چهره های مختلف ، خواه صاحب نظر حزب کمونیست / مارکسیست باشید ، پپی شلدون (که نیروهای بولیوی را برای تصرف آموزش داد چه گوارا) ، فیلم بایگانی از فیدل کاسترو، چه گوارا، (در میان بسیاری) برخی از این چهره ها و نام ها ممکن است روی سر مخاطبان / بینندگان جوان تر اسکیت شوند. هنوز هم درک مطلب لازم نیست ؛ نشانگر پیچیدگی های آشفتگی سیاسی را به شکلی مراقبه کننده و مطبوع و بدون لال کردن مطالب شکل می دهد.

هنر سیاسی ، سیاست های هنرمندانه

وقتی فیلم های ناپایدار سیاسی در یک مستند (با انواع مختلف) همراه با تصاویر و صحنه های خشن ، سازش ناپذیر جمع می شوند ، نادر است. سخت گیر است هنوز، نشانگرسبک تعلیمی یا تبلیغی نیست. او قطع نمی کند ، از هرگونه پلیس ساختاری استفاده می کند ، پوزخند بدون گربه تکیه می کند و هنوز هم یک فیلم کنجکاو است. این مطمئن نیست که چه کاری باید از جنون ایجاد کند که به شدت در فرهنگ فرهنگی جهان ما ریشه دوانده است ، اما ما را تشویق می کند تا درباره آن فکر کنیم ، و این یکی از نشانه های یک هنرمند پایدار است که ما را به فکر گذشته می اندازد ، در حالی که ما سعی می کنیم حال را درک کنیم.

از طریق این فیلم ، ویتنام ، ایالت کنت ، بهار پراگ ، میناماتا ، کمپین بولیوی ، (در میان بسیاری از موارد دیگر) ، پیوندهایی با تعداد کمی از وقایع جهان وجود دارد و این باعث شفافیت انرژی هوشمند می شود. ما با تصاویر و صحنه هایی روبرو هستیم که آسان نیستند. برتری طلبان سفیدپوش پر از بازوبندهای اسواستیکا با سر دادن شعار “بمب هانوی” با استدلال برای جابجایی سیاه پوستان به آفریقا ، نمایشگاهی ، “دقیقاً مانند یک موتور سواری” که کالاهای تاکتیکی / نظامی ، IED ، اژدرهای بنگلور ، اتهامات پیراشکی ، بمب های لوله ای ، شارژ شکل را نشان می دهد ، و ظروف صابون. انواع مواد منفجره اصلاح شده که ما اغلب آنها را به عنوان سازنده گروه های حاشیه ای و تروریست ها مرتبط می کنیم ، در حالی که این اطلاعات از اطلاعات نظامی آمریکا آموزش داده می شوند. هر از گاهی ، در تصاویر ناخوشایند و جالب توجه اعتراضات ، رژه هایی که در آن مردم به عنوان گربه های غول پیکر ، دوئل و ساز می نوازند ، لذت ببرید ، به نوعی سورئال است که به یاد می آورد لوئیس کارول از طریق یک ناظر شورشی لیزرژیک.

گران بدون گربه: مقاومت کنید و وجود داشته باشید
منبع: ایکاروس فیلم

شاید این باشد نشانگررویکرد با مفهوم بالا ، توریستی بالا ، هنر بالا رویایی و شگفت آور است زیرا ویژگی جالب او از مقاله امپرسیونیستی به مستند کنایه آمیز می پرد ، این دیدگاه دنیوی برخلاف هر چیز دیگری که موضوعات زیادی را در هر دو مطلب نشان می دهد پویا و دامنه می بخشد از پوزخند بدون گربه.

از کجا پخش جریانی

ایکاروس فیلم نسخه بازسازی شده ای از آن را دارد پوزخند بدون گربه نمایش برای اولین بار در آمریکای شمالی در اجاره جریان OVID. گرچه داشتن و دیدن فیلم در آمریکای شمالی بسیار جالب است ، زیرا قسمت عمده فیلم شامل تصاویر بایگانی و 16 میلی متر دانه است ، اما فقط می تواند به نظر برسد بنابراین خوب فیلم های ایکاروس کیفیت بهتری را به خطر نمی اندازند. نسخه های متعددی وجود دارد و بسیاری از روایت های انگلیسی زبان دست نخورده است (از فرانسوی به انگلیسی برمی گردد) و زیرنویس های جاسازی شده. گاهی اوقات رمز گشایی روایت به سختی انجام می شود و زیرنویس های تکمیلی یک امتیاز خوب محسوب می شوند ، اما ممکن است با توجه به ترجمه (های) جاسازی شده و از قبل موجود ، تصویر را نیز به هم ریخته باشد. با این وجود ترمیم نسبت به دید مارکر احترام می گذارد ، این ویژگی بدون به خطر انداختن ظاهر و احساس اصلی آن زیبا به نظر می رسد ، خوشبختانه دید مارکر دست نخورده است.

Artful Touch؟

چیزی برای گفتن وجود دارد کریس مارکر و غنای زیبایی شناسی از پوزخند بدون گربه ، برخلاف سیاست تمسخر که در کرایه بیشتر رایج است (دشمنان دولت) یا شلوغی کرایه پخش جریانی که در Hulu و Netflix مشاهده می کنیم. با این حال ، شما مستندسازان با مهارت و تفسیر بیشتری مانند این را دارید الکس گیبنی، دیوید گریگوری ، یا رادنی اشر، (صدای مجزا آن یکی از ابتکاری ترین نیروهای خلاقانه فعال در رسانه است) آیا به نظر می رسد که در آنجا نفوذی وجود دارد؟

آیا یک پوزخند بدون گربه را دیده اید؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

https://www.youtube.com/watch؟v=l25XMwtWPME


پوزخند بدون گربه را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

BLACK PANTHERS: مقاومت در برابر قاب | استعلام فیلم

یکی از کارگردان تحسین شده موج نو فرانسه اگنس واردافیلم های کمتر شناخته شده مستند تابستان 1968 در اوکلند ، کالیفرنیا است. کمتر از سی دقیقه طول پلنگ سیاه گروه مقاومت را از طریق سخنان اعضای خود و نگاه کنجکاو یک بازدید کننده نشان می دهد. فروتنی کارگردانانه آن را به منبعی ارزشمند از حوادثی که مستند می کند ، تبدیل کرده و مصاحبه های فراوان آن ، پایه محکمی برای این مستند کوتاه فرم ارائه می دهد.

از طریق چشم های غریبه

واردا، فیلمساز فرانسوی ، در آگوست سال 1968 با یک دوربین و لحن واقعی خود را در اوکلند قرار می دهد. او از مجالس و سخنرانی های پلنگ سیاه فیلم می گیرد و گاه گاهی تاریخ و وقایع مهمانی را روایت می کند. در حالی که او در میان تجمعات “Free Huey” در سال 1968 فیلمبرداری می کند هویینیوتن برای مرگ یک افسر پلیس در دادگاه بود.

BLACK PANTHERS: مقاومت در برابر قاب
منبع: مجموعه معیارها ، شرکت

واردا با اعضای حزب پلنگ سیاه ، رهبران و حاضران در میتینگ ها مصاحبه می کند. او در جذاب ترین قسمت فیلم ، مصاحبه می کند هویی نیوتون خودش در زندان است. او در مورد شرایط زندگی و اعتقاداتش س asksال می کند ، اما بیشتر فقط اجازه می دهد تا در مورد آنچه مهم می داند صحبت کند.

این فیلم وقایع واقعی را شرح می دهد و اتفاقات گذشته را توضیح می دهد و ماموریت پلنگ سیاه را برای مخاطبان خود توصیف می کند. به هیچ نتیجه ای نمی رسد ، زیرا یک دوره زمانی بسیار کوتاه را پوشش می دهد ، اما نگاهی همه جانبه به لحظه آشفتگی و تغییر شدید اجتماعی ، همراه با صدای افرادی که از نزدیک درگیر آن هستند را فراهم می کند.

بینش غیر منتظره

به عنوان کارگردانی معروف برای موج نو فرانسه ، اگنس واردا شاید خالق غیر منتظره ای برای مستندی از این دست باشد. مصاحبه گر – فیلمبردار – کارگردان که از بازدید کنندگان ایالات متحده است ، کنجکاوی و غوطه وری خود را به مخاطب خود منتقل می کند.

BLACK PANTHERS: مقاومت در برابر قاب
منبع: مجموعه معیارها ، شرکت

فیلم بلندگوها (از جمله استوکلی کارمایکل) ، هویی نیوتون، و سایر اعضای حزب پلنگ سیاه در مرکز خود قرار می گیرند واردامستند. روایت خودش یک سینوی آموزنده اما کم اهمیت است که مصاحبه ها را به هم پیوند می دهد و زمینه را فراهم می کند. او س questionsالاتی می پرسد ، اما خودش یا نظرات خارجی را در این مستند وارد نمی کند. به نظر می رسد او می خواهد دیدگاه واقع بینانه ای از آنچه اتفاق می افتد و دلیل آن نشان دهد – نه از طریق حدس و گمان های خودش ، بلکه از طرف دست اندرکاران.

واردا در زمان حضور خود در اوکلند در تجمع ها و سخنرانی ها شرکت می کند و از اطرافیان خود ایده و اهداف خود را می خواهد. او طیف وسیعی از صداها را برجسته می کند ، از رهبری پلنگ سیاه تا جوانی. او از راهپیمایی ها ، اعتراض ها و حتی برخی از تمرینات نظامی که توسط پلنگ سیاه انجام می شود فیلم می گیرد. در همین حال ، او برخی از جنبه های قطبی بیشتر حزب ، از جمله اینکه چرا آنها اسلحه حمل کردند ، و مأموریت آنها برای محافظت از جامعه سیاه پوستان در برابر خشونت پلیس توضیح داد.

یک میراث آرام

واردا با کنجکاوی و گشودگی انقلابی به پا می کند. او به عنوان یک خارجی با کنجکاوی شدید و عینیتی که ناشی از ناآشنایی نسبی او با ایالات متحده است ، دیدگاه تازه ای در هنر مستند نشان می دهد.

BLACK PANTHERS: مقاومت در برابر قاب
منبع: مجموعه معیارها ، شرکت

اگر چه پلنگ سیاه به خودی خود شناخته شده نیست ، فیلم آن در مستند تحسین شده PBS ظاهر می شود ، پلنگ های سیاه: پیشتاز انقلاب. واردامصاحبه ها و فیلم ها به عنوان منبع معاصر خود جنبش بی نظیر هستند. موقعیت او به عنوان یک فیلمساز در زمین در زمان حوادثی که فیلمبرداری می کند پلنگ سیاه یک منبع بصیرت منفرد

پلنگ سیاه به عنوان منبع اطلاعاتی دست اول بسیار ارزشمند است ، اما همچنین باید به عنوان منبع در قالب مستند مورد توجه قرار گیرد: هدف آن نمایش دادن است ، نه ترغیب کردن ، و از تحمیل روایتی به مخاطب خودداری می کند. این مستند کوتاه ممکن است کمتر از آنچه شایسته آن است شناخته شود ، اما به عنوان یک نگاه کوتاه به لحظه ای از یک حرکت بی ارزش است و سبک غوطه وری مستند آن یکی از مواردی است که بهتر است از آن الگو بگیریم.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

فرانسیس ماورر

فرانسیس فارغ التحصیل فیلم و رسانه های دیجیتال از کالیفرنیا است. او از تماشای تئوریك ها و توضیح تئوری ها در مورد سینما لذت می برد ، خصوصاً در مواردی كه توسط زنان تجربی یا كارگردانی می شود. در اوقات فراغت او از خواندن داستان های کوتاه و نوشتن خیالات عجیب لذت می برد.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی

هانیبال در حال افزایش است احتمالاً همیشه پاورقی کمتری برای جهان ادبی و سینمایی هانیبال لکتر خواهد بود. پیش درآمد ما را به ریشه های لکتر برمی گرداند. اول ، ما او را به عنوان یک قربانی جنایات در طول جنگ جهانی دوم می بینیم ، سپس می بینیم که هیولا در یک تریلر انتقامجویانه گسترده ظاهر می شود. رمان و فیلم همراه هر دو به طرز فشرده ای طراحی شده اند و فرصت های زیادی را برای مجذوب شدن و دفع همزمان هانیبال لکتر فراهم می کنند. این ، در نوع خود ، یک ورود خوب در حق رای دادن است.

این فیلم در زمان اکران به طور یکنواخت توسط منتقدان کنار گذاشته شد ، و این شرم آور است ، زیرا نه تنها پس زمینه ای قابل قبول برای روانشناسی هانیبال و تماشای بسیاری از نمایش های وحشتناک فراهم می کند ، بلکه دارای عملکرد فوق العاده ای نیز توسط گاسپارد اولیل، که ممکن است لکتر رمان ها را با دقت بیشتری از هر بازیگر بزرگ دیگری که شیطان محبوب را به تصویر کشیده اند ، به تصویر بکشد. حضور او دقیقاً به روشی که برای شخصیتهای دیگر ایجاد می کند بسیار دلهره آور است توماس هریس کتابها را به تصویر می کشند

غفلت از این داستان خاص لکتر نیز غم انگیز است زیرا داستان تحول هانیبال برای معضل اخلاقی که در این اوقات سیاسی سیاسی با آن روبرو هستیم دارای اهمیت قابل توجهی است. در اینجا ، من می خواهم استدلال کنم که انتقام هانیبال سیاست بدون هدف است. بله ، او علیه فاشیسم می جنگد ، اما از طرف خودش هیچ ضد ایدئولوژی مثبتی ندارد. هیولای خود هانیبال لکتر نتیجه نهایی ضد فاشیسم اوست زیرا ریشه در یک سیستم ارزشی فراتر از زیبایی شناسی انتقام نداشت.

برای افراد ناآگاه ، هانیبال در حال افزایش است بیننده را به دوران کودکی لکتر در لیتوانی در جنگ جهانی دوم بازمی گرداند ، جایی که می بینیم خانواده اش در هرج و مرج درگیری شوروی و نازی که زندگی اشرافی و اشرافی آنها را در حومه روستا کشته بود ، کشته شده اند. فقط هانیبال جوان و خواهرش میشا زنده مانده و در یک کابین دورافتاده در جنگل پنهان شده اند تا اینکه گروهی از سودجویان جنگ از زمستان وحشیانه آنجا پناه می گیرند. گرسنگی جنایتکاران جنگ را به سمت آدم خواری سوق می دهد ، پسری که خواهر کودک خود را می برد تا او را بخورند درست قبل از حمله شوروی و نجات “قهرمان” ما. سرانجام ، هانیبال از یتیم خانه شوروی که پس از آن در (خانه قدیمی خود) بزرگ شد فرار می کند و راهی فرانسه می شود و با همسر ژاپنی عموی فقیدش زندگی می کند. در اینجاست که لکتر نوجوان جنایتکارانی را که خواهرش را کشته اند کشف می کند و سفری تاریک را آغاز می کند که منجر به هویت آدم خواری و هیولایی خود می شود.

فاشیسم به عنوان دشمن

مثل هر تریلر خوب انتقام ، این فیلم باعث می شود با وجود هانیبال در طول سفر تاریک او ، علی رغم آنچه از داستان های قبلی لکتر درباره او می دانیم ، همذات پنداری کنیم. اول ، ما فاجعه هولناکی را می بینیم که برادر خواهر کودکش رخ داده است. این به تنهایی همدردی کافی با هیولا در انتظار را ایجاد می کند که بیننده امیدوار است تا زمانی که بتواند انتقام مرگ میشا را بگیرد ، موفق به جلوگیری از دستگیری شود.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

علاوه بر دلسوزی که نسبت به فاجعه خانوادگی وی احساس می کنیم ، با این حال ، سوال طعمه هانیبال نیز در این داستان وجود دارد. اگر آنها به معنای دقیق کلمه کلمه نازی نباشند ، عمیقا با فاشیسم در ارتباط هستند. اولین قربانی وی یک همکار فرانسوی ویشی است. سودجویان جنگ در زمان جنگ با نازی ها کار می کردند و مدتها بعد راه های نفرت انگیز خود را حفظ می کردند.

مخصوصاً برای یک بیننده مدرن ، که شاید از دیدنش لذت بسیار زیادی برده باشد ریچارد اسپنسر در طول مصاحبه ای در خیابان که به صورت او مشت شد ، ایده مقاومت خشونت آمیز در برابر نازی ها و دیگر برتری طلبان سفیدپوست جذابیت عاشقانه ای دارد. دوران غم انگیز ما شاهد تجدید حیات ملی گرایی و سایر اشکال فاشیسم در اروپا و ایالات متحده بوده است. بنابراین ، این وسوسه وجود دارد که هانیبال را در این داستان به عنوان نوعی جنگجوی با فضیلت ببینیم ، و در حال انجام انتقام از شکارچیان نازی رسمی و با حمایت دولتی مانند بازرسان پوپیل (دومینیک وست) موفق به انجام

ایدئولوژی غایب هانیبال لکتر

دیدن هانیبال به عنوان یک قهرمان در این داستان ، هر چند وسوسه انگیز که ممکن است امروز برای ما باشد (خواه آنتیفا را ارزیابی نکنید یا نکنید) ، فراموش کردن یک نکته مهم اخلاقی و سیاسی است: برای مبارزه اخلاقی با یک هیولای سیاسی ، باید از یک موقعیت کار کرد از فضیلت سیاسی هانیبال لکتر هیچ ایدئولوژی سیاسی برای مبارزه با فاشیسم خود ندارد. همانطور که قربانیان او فقط به دلیل راحتی شخصی و شغلی نازی بودند ، ضد فاشیسم لکتر صرفاً پوششی مناسب برای ماهیتی تاریک و آدم کش است.

این فرصت طلبی سیاسی در این مورد روشن تر است هریسرمان جایی که هانیبال خود را با مزیت های استراتژیک به طور دوره ای با گروه های کمونیست جوانان ارتباط می دهد (ابتدا برای بازگرداندن سابقه خود به لیتوانی ، بلوک اتحاد جماهیر شوروی ، سپس برای جلب همدردی عمومی با جنایات خود علیه نازی های فراری). در این فیلم ، لکتر به سادگی نشان دهنده هیچ گرایش قابل توجهی به سیاست نیست. علایق وی فقط به مطالعه آکادمیک جسد در دانشکده پزشکی و انتقام شخصی از زورگویانی که با آنها روبرو می شود ، معطوف است.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

اقدامات انتقام جویانه او ، نه در ایستادن در برابر بی عدالتی ، بلکه صرفاً در تنبیه و به هلاکت رساندن دشمنان ، نشاط خاصی از خود نشان می دهد. در فصل سه NBC هانیبال، مادس میکلسنلکتر با معمایی اعلام می کند که “اخلاق به زیبایی شناسی تبدیل می شود”. این بینشی دلهره آور از فساد شخصیت هانیبال است. بیش از هر چیز دیگر ، این داستان لکتر ریشه و تحول اخلاق نهایی او در “بخور بی ادب” را به تصویر می کشد. این واقعیت که “بی ادبان” در این مورد فاشیست هستند ، صرفاً اتفاقی است.

سیاست به عنوان وضعیت

لکتر در تمام داستان های خود جایزه زیبایی شناسی را به همه چیزهای دیگر می دهد. سلیقه نفیس او در همه چیز ویژگی مشخص او برای کسانی است که با او ملاقات می کنند.

که در هانیبال در حال افزایش است ممکن است بگوییم زیبایی شناسی که وی برای عموم درست می کند فضیلت سیاسی است. در دهه پس از جنگ جهانی دوم و هولوکاست ، چه کسی فضیلت را در شکار و انتقام گیری وحشیانه از نازی های فراری انکار می کند؟ این سلیقه سیاسی است که هانیبال لکتر جوان در آثار هنری اولین قتل های خود پرورش می دهد.

با این حال ، همانطور که در اینجا استدلال کردم ، اقدامات وی فاقد فضیلت است زیرا ریشه در یک دیدگاه سیاسی مثبت ندارد. اگر لکتر در واقع سوسیالیست بود ، می توان اقدامات او را وسیله ای وحشیانه برای رسیدن به هدفی قابل توجیه ، یعنی رهایی انسان از استبداد فاشیستی دانست. او سوسیالیست نبود. او به سادگی موجودی بود که از زیبایی شناسی مرگ لذت می برد و به چیزی عمیق تر از آن اعتقاد نداشت. همانطور که پوپیل اظهار داشت ، “قلب او با میشا مرد. آنچه اکنون او است ، هیچ کلمه ای برای آن وجود ندارد ، به جز هیولا. “

همین نکته است که باعث می شود این فیلم در فضای سیاسی امروز بسیار مرتبط به نظر برسد. بنابراین بسیاری از سیاست های ما صرفاً مواضع التهابی است که چیزی بیش از مواد زیبایی شناختی برای ساختن یک شخصیت با فضیلت برای توییتر نیست. اخلاق ما واقعاً کمی بیشتر از زیبایی شناسی شده است که هیولایی است. خیلی اوقات ، هیچ عقیده مثبتی از سیاست در پشت ضد فاشیسم ما وجود ندارد. هیچ چیزی وجود ندارد که ما در واقع متعهد به جنگیدن برای آن باشیم. ما صرفاً برای رضایت از بی ادبی خوردن می جنگیم.

فاشیسم تجدید حیات یک مسئله واقعی است و ناسیونالیسم راست گرایانه اکنون به معنای واقعی کلمه گوش کاخ سفید را دارد. با این حال ، بسیاری از پاسخ های جمعی ما به آن سیاسی نیست. این زیبایی شناسی فضیلت سیاسی است تا ایدئولوژی محکم ضد فاشیسم که ما اغلب آن را انتخاب می کنیم. بله ، ممکن است یک “رضایت” کوتاه مدت با “صاحب شدن” فاشیست ها برای مصرف عمومی وجود داشته باشد ، اما هانیبال در حال افزایش است این س aboutال را مطرح می کند که ما با تأمین رضایت از زیبایی شناسی فضیلت سیاسی ، از خود چه نوع هیولاهایی می سازیم.


هانیبال در حال ظهور را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

“ما باید زندگی را مثل اینکه بخشی از اکوسیستم هستیم شروع کنیم.” مصاحبه با تام مور و راس استوارت ، مدیران WOLFWALKERS

“برای آن بسیار آسان است تام و خودم برای تأثیرپذیری از داستانهای عامیانه و اسطوره های ایرلندی ، چنین چاهی عمیق برای استخراج وجود دارد ، اما من فکر می کنم این داستان با داستان های محیط زیست و شکاف جامعه روبرو است. ” راس استوارت، مدیر مشترک ، در کنار تام مور، از Wolfwalkers، “منظور من این است که هنوز هم تأکید زیادی بر روی خانواده وجود دارد ، مانند آهنگ دریا، اما من فکر می کنم این موضوع های تاریک موجود در آن را حل می کند “.

دارم ملاقات می کنم مور و استوارت برای بحث در مورد سوم در سه قصه فولکلور غیررسمی سلتیک خود ، Wolfwalkers. واقع در کیلکنی در زمان حمله کرامول در قرن هفدهم ، Wolfwalkers یک دختر جوان انگلیسی ، رابین (با بازی توسط) را می بیند افتخار کنافسی) پدرش را به کیلکنی برسانید ، جایی که مامور کشتن گرگهایی است که در جنگل اطراف زندگی می کنند. این به این دلیل است که می توان آن را قطع کرد و زمین را برای کشاورزی مورد استفاده قرار داد ، و در حالی که در ابتدا رابین از نقش پدرش به عنوان یک شکارچی گرگ خوشحال می شود ، یک ملاقات اتفاقی با یک دختر جوان که در جنگل به نام مبه زندگی می کند شروع به تغییر عقیده می کند .

استعمار و محیط زیست

Wolfwalkers به موضوعاتی مانند از دست دادن ، خانواده ، تخریب محیط زیست و استعمار می پردازد. به نظر می رسد مسائل دوقلوی استعمار و تخریب محیط زیست از اهمیت ویژه ای برخوردار است مور و استوارت“استعمار در گذشته نیست” مور می گوید ، “این هنوز در سیاست های روزمره ما ، از طریق فرهنگ راه خود را می پیماید ، بنابراین بازگشت به دوره ای که نوعی شروع به کار با قدرت بود ، جالب بوده است”. استوارت موافقت می کند ، اضافه می کند “و هنوز این ذهنیت غربی وجود دارد که طبیعت چیزی است که باید تحت سلطه و سو ab استفاده قرار گیرد. مانند انسانها این حق را دارند که بتوانند به دلخواه خود وارد بیابان شوند و از آنها استفاده کنند ، در حالی که ما به یک رویکرد کلی نگرانه تر احتیاج داریم زیرا ما فقط یک گونه روی کره زمین هستیم ، بنابراین باید زندگی را شروع کنیم انگار که بخشی از اکوسیستم “.

منبع: سالن کارتون

اشتیاق آنها هنگام صحبت با آنها روشن است ، اما این نیز صحت دارد که کار آنها گویای خود است. Wolfwalkers یک فیلم بسیار زیبا و زیبا است که از انیمیشن جذاب و دستی برای نشان دادن شکاف بزرگ بین طبیعت و جامعه استفاده می کند. شاید عاملی در این طراحی هنری ارتقا recent اخیر مدیر هنری باشد استوارت به کارگردانی وظایف با مور. چطور شد استوارت رسیدگی به مرحله بالا؟ “شما به عنوان مدیر هنری باید یک تیم را هدایت کنید ، اما این تیم کوچکتر است و شما فقط روی تصاویر تمرکز می کنید. با رفتن به سمت مسیر ، شما باید روی موسیقی و روحیه و کل برداشت کلی فیلم تمرکز کنید ، بنابراین این فیلم متفاوت بود و مسئولیت آن بسیار بیشتر بود ، و گاهی اوقات استرس زا بود اما پاداش بیشتری هم داشت! “

این باید کمک کند که او و مور هر چند مدت طولانی است که یکدیگر را می شناسند. “خوب تام و خودم از 11 سالگی با هم دوست بوده ایم … استوارت به من می گوید ، “بنابراین از نظر شخصیتی فکر می کنم قادر به تحمل هر طوفانی هستیم. ما نقاط قوت و ضعف یکدیگر را می دانستیم ، و تام در طی مراحل این همه چیزهای زیادی به من آموخت ، بنابراین من باید به او سلام کنم! ” مور می خندد ، “خوب من اینطور فکر نمی کنم! اما بله ، واقعاً برای من خیلی خوب بود که این بار شریک جرم باشم. کل پروژه تلاشی در همکاری بود ، بیش از هر کاری که قبلاً انجام داده ام ».

دو جهان متضاد

صحنه های اولیه در شهر کیلکنی جعبه ای و به وضوح کشیده شده است ، که در تضاد کامل با جریان باز بودن جنگل است. “ما این دو جهان متضاد را داریم” ، استوارت می گوید ، “یکی بیانگر آزادی و غریزه و هرج و مرج است ، سپس دیگری مانند قفس است. این نشان دهنده سفتی و نظم است و به همین دلیل شهر پر از خط و میله و اشکال ظالمانه بزرگ و سیاه است. بسیار هندسی است. این قفس رابین است و بنابراین وقتی او به جنگل می رود ، همه چیز در مورد آن برنامه ریزی و روان و آزاد و پرانرژی است. بسیار شبیه خود گرگ ها ، زیرا هیچ چیز در آنها گرفتار نشده است “.

منبع: سالن کارتون

این نوعی ایده است که توسط سبک هنری خود بیشتر شاعرانه تر می شود. در عصر پیکسار ، انیمیشن دستی به نظر می رسد که یک هنر در حال مرگ است ، خصوصاً که امروزه تعداد کمی از استودیوهای اصلی انیمیشن این کار را انجام می دهند. “خوب ، من همه آن چیزهای (CG) را دوست دارم” ، مور می گوید ، “انیمیشن اکنون با مواردی از این دست در مرزهای جدید قرار دارد به عنکبوت و بیت های کوچکی که دیده ام روح (آخرین فیلم Pixar به کارگردانی پیت داکتر) من خیلی احترام می گذارم پیتتوانایی آوردن مقداری از آن موارد گرافیکی UPA (United Productions of America) را که دوست دارد وارد CG کند. برای ما ، از ابتدای Cartoon Saloon ، ما به نوعی به این واقعیت واکنش نشان می دادیم که دنیای انیمیشن به سمت CG در حال چرخش است و ما در حال فکر کردن بودیم ، فراموش نکنیم که همه چیزهایی که انیمیشن دستی می تواند انجام دهد فراموش کنیم. ما سعی در حفظ آن در کهربا از دهه 60 یا 70 نداریم ، آنچه در تلاش هستیم انجام دهیم این است که فکر کنیم چه چیزی می تواند انیمیشن دستی را طراحی کند هنوز همچنین از فناوری استفاده کنید “.

شاید این یک جهت غیرمعمول برای یک استودیوی انیمیشن باشد ، با تمرکز بر اینکه چگونه فناوری می تواند بر روی انیمیشن کلاسیک تأثیر بگذارد و نه اینکه تلاش کند خود را بر روی نوع جدیدی از انیمیشن قرار دهد. مور این مفهوم را درک می کند اما احساس می کند بی معنی است “شما در نهایت به نظر می رسید که سعی می کنید با آن همگام شوید پیت داکتر و نمی توانید ، بنابراین بهتر است کارهای شخصی خود را انجام دهید هر وقت Pixar فیلمی را منتشر می کند ، این فناوری از قبل پیش رفته است و این برای ما یک بازی باخت است ، می دانید. من نگاه می کنم به داستان اسباب بازی؛ در سال 1995 چشم نواز بود اما اکنون به نظر می رسد یک بازی ویدیویی قدیمی است. در حالی که امیدوارم فیلم هایی که ما می سازیم بتوانند به اندازه فیلم های مشابه بی انتها باشند بامبی یا همسایه من توتورو، جایی که نمی توانید بگویید این فناوری چیست ، فقط می توانید دستان هنرمند را احساس کنید “.

سخنان پایانی

ذکر همسایه من توتورو مورد جالبی است من در بررسی خود Cartoon Saloon و Studio Ghibli را مقایسه کردم ، زیرا استودیوی انیمیشن ژاپن (تاسیس شده توسط هایائو میازاکی و اواخر ایسائو تاکاهاتا) یکی از آخرین قهرمانان انیمیشن دستی است و از نظر زیست محیطی با Cartoon Saloon شباهت دارد. آیا این عمدی است؟ “فکر می کنم معنویت آنها صرف نظر از کاری که انجام می دهند حاصل می شود” ، مور می گوید ، “تاکاهاتامن الان رفته ام ، اما آنها همیشه نگاه بسیار احترام آمیز به دنیا داشتند و من همیشه دوست داشتم که وقتی دیدی چیزی شبیه به این جهان بینی است ، توتورو یا شاهزاده مونونوکه یا روحیه دور من فکر می کنم این نوع جهان بینی پایه ای است که ما در مسائل خود نیز داریم “.

منبع: سالن کارتون

Wolkwalkers همچنین ، من یادداشت می کنم ، اولین باری است که آنها در Kilkenny فیلم می سازند ، با وجود اینکه این شهر خود پایگاه عملیاتی Cartoon Saloon است. “بله عالی بود” ، مور می گوید ، “چون کارمندانی از اقصی نقاط دنیا داریم ، بنابراین این راهی برای ما بود که می توانیم از طریق این سفرهای اسکچ که آنها انجام می دادند ، شهر خود را دوباره کشف کنیم ، چیزهایی که عادت کرده ایم مانند قلعه و همه ساختمانها و کوچه ها را ببینیم از گذشته کیلکنی ، و سپس به دلیل اینکه آنها از کشورهای دیگر و اغلب افراد جوان تر بودند ، آن را کشف می کردند ، بنابراین این یک روند واقعا جالب بود “.

زمان ما به پایان می رسد و من به شدت از هر دو تشکر می کنم مور و استوارت برای کار شگفت انگیزی که انجام می دهند. با پروژه های بیشتر ، از جمله نورا تومی جهت دار اژدهای پدر من، آینده برای Cartoon Saloon بسیار خوب به نظر می رسد و شاید طولانی باشد.

تحقیق فیلم می خواهد از توم مور و راس استوارت تشکر کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کردند!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

تابستان 85: بیش از یک کلون ‘Call Me By Your Name’

من هرگز موفق به بررسی یک فرانسوا اوزون فیلم بدون صحبت طولانی ، در مورد اینکه چگونه او یکی از معدود کارگردان های آفتاب پرستی است که واقعاً کار می کند. و متأسفانه برای کسانی که از من فریاد می کشند و من می خواهم بصیرت اصلی ارائه دهم ، در اینجا تغییر نخواهد کرد ، به عنوان کارگردانی که دنباله روی ریز و درشت دی پالما خود را دنبال کرد (عاشق دوتایی) با هوشیاری نور افکن روشی راجع به کودک آزاری در کلیسای کاتولیک فرانسه (به لطف خدا) یک مسیر انحرافی ژانر غیر منتظره دیگر انجام داده است.

اقتباسی از arthouse YA

در سطح آن ، یک داستان بزرگسالی همجنسگرا مانند تابستان 85 با داشتن چندین فیلم LGBTQ و روایت های کشف جنسی که قبلاً زیر کمرش قرار گرفته اند ، در فیلمبرداری کارگردان احساس نمی کند که دور از ذهن باشد. در حقیقت ، ویژگی های اصلی و سرنوشت ساز نوستالژیک آخرین تلاش وی باعث شده است که بسیاری از این آثار اخیر ضعیف تر را نشان دهند ، نه تنها به دلیل تفاوت های آشکار در داستان های مشابه قبلی ، بلکه به دلیل شباهت های سطحی با یکی دیگر از فیلمهای بزرگسال دهه آخر دهه 80 سریال کویر ، جایی در همسایگی ایتالیای شمالی ، مشترک است.

تابستان 85: چیزی بیشتر از اینکه من را با نام خود بخوانید Clone
منبع: چشم مصنوعی Curzon

اما این یک بار دیگر توانایی اوزون را در خم شدن به ظاهر به هر ژانری که مورد علاقه او باشد ، نادیده می گیرد تابستان 85 نمایشی از یک تلاش غیر منتظره در ژانر YA – اقتباسی از یک رمان دوست داشتنی در دهه 80 نوجوان که شاید آن دوره برای امروز مهیا نباشد اما هنوز هم هر جعبه برای یک داستان بزرگسال جوان معاصر را انتخاب می کند. منظور من این است ، این فیلمی است که دو چیز را در ذهن خود جای داده است: عشق اول ، و ترس از مرگ ، دو چیز هر فیلم YA بعد ازگرگ و میش نیاز به جذب مخاطب جوان تر و عاطفی خود دارد. اوزون می داند که او به حزب سازگاری YA دیر رسیده است ، و تابستان 85 با افتخار ، سرسختانه وضعیت نامناسب خود را در سرتاسر آستین خود می پوشد. شاید به همین دلیل است که فیلم او به عنوان یکی از بهترین فیلم های ژانر شناخته می شود.

فلیکس لوفور در نقش الکسیس ، یک جوان 16 ساله که در یکی از شهرهای ساحلی فرانسه زندگی می کند ، بازی می کند. یک روز ، او یک قایقرانی تصادف کرد ، جایی که او با دیوید ملاقات می کند (بنیامین ویوزین) ، یک جوان 18 ساله که بلافاصله با او مضروب می شود. این جفت بیشتر شروع به معاشرت کردند و این برای الکسیس به سرعت به عشق اول تبدیل می شود. اما ما می دانیم که این نمی تواند قبل از دیدن آنها با هم خوب تمام شود ، زیرا ما به شخصیت اصلی خود منتظر جلسه دادگاه خود پس از مرگ دیوید معرفی می شویم ، و قبل از شکوفایی رابطه آنها ابرهای بارانی را بر سر آنها قرار می دهیم.

تصویری باشکوه و ناخوشایند از عشق اول

همانطور که انتظار داشتید ، مقایسه با مرا به نام خود صدا کن ضخیم و سریع ارائه شده اند و هیچ چیزی فراتر از سطح ظاهری ضمانت نمی کنند. اگر چیزی وجود داشته باشد ، فیلم اوزون مانند پاسخی عمدی به آن نگاه مبهم و نوستالژیک در بدترین دهه تاریخ برای مردان همجنسگرا احساس می شود – تیموتی چلامت و Armie Hammer صحنه های مختلفی از قهرمان شدن ما برای تصنیف “قایقرانی” ساخته راد استوارت جایگزین شده است ، و به عنوان مثال یک دلیل را نام برد. نوستالژی در اینجا از نگاه مرد جوانی است که به عشق اول خود نگاه می کند و اینکه چگونه این امر به او کمک کرد تا هویت خود را درک کند. اوزون نمی تواند همان نمای گل رز را به دوران پیرامون خود تحمیل کند.

تابستان 85: چیزی بیشتر از اینکه من را با نام خود بخوانید Clone
منبع: چشم مصنوعی Curzon

در ظاهر ، به نظر می رسد شباهت دیگری بین این فیلم و لوکا گواداگنینونامزد محبوب اسکار احتمال ایجاد گفتمان در مورد اختلاف سنی بین زوجین است. در این حالت ، فقط دو سال فاصله سنی کمی وجود دارد ، اما یکی از دلایل مخالفان فیلم می تواند عدم تعادل قدرت را به دلیل وجود هر دو شخصیت در سن نوجوانی برجسته کند. اما دوباره ، به نظر می رسد این همان نکته ای است که اوزون بیان می کند. بزرگتر از این دو حساسیت کمتری دارد و با احساساتش شهود کمتری دارد و باعث ایجاد امواج در شکوفه عشق تابستانی آنها می شود. برای درک عشق اول ، شما همچنین باید اولین شکستگی قلب را درک کنید – و این حتی مهمتر از این است که زوج با هم جمع شوند.

از آنجا که در زیر غروب خورشید بوسیده و چرخش به سمت چپ به سمت ملودرام ، چیزی بسیار جالب تر در مورد رویکرد اوزون در پذیرش جنسیت شما و یافتن اولین عشق شما وجود دارد. این یکی از معدود داستان های عاشقانه بلوغ است که موفق می شود به همان اندازه رمانتیک ، و در عین حال کاملاً در اختیار آینده نگری باشد که البته این ساخته نشده است که برای همیشه دوام داشته باشد – اما وقتی اولین طعم عاشقانه خود را می گیرید ، مهم نیست که شما خجالت بکشید و عقل سلیم خود را از دست دهید. و چرا شما شما بالاخره دوست پسر پیدا کردید

نتیجه

اگرچه کار مهمی در فیلم نویسی فرانسوا اوزون نیست ، تابستان 85 هنوز هم یکی از بهترین داستان های پیری در حافظه اخیر است – یک داستان تأثیرگذار از عشق اول و اولین شکستگی قلب ، همه در یک داستان پیچیده است.

تابستان 85 در 23 اکتبر از طریق Curzon on Demand در انگلیس منتشر شد.


تابستان 85 را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آلیستر رایدر

آلیستر نویسنده ای 25 ساله و ساکن کمبریج است. او از ابتدای سال 2014 در مورد فیلم می نوشت و علاوه بر Inquiry Film ، به طور مرتب با Gay Essential و The Digital Fix همکاری می کند ، و در این بخش با خطوط دیگری در داستانهای فیلم ، BFI و Vogue Visages حضور دارد. به دلیل کار در فیلم Inquiry ، وی عضوی شناخته شده در GALECA ، انجمن منتقدان سرگرمی گی و لزبین است.

جشنواره فیلم Nightstream 2020: JUMBO: Noémie Merlant عاشق یک پارک تفریحی می شود

جامبو تا حدودی ناعادلانه به عنوان فیلمی که در آن قرار دارد در تاریخ فیلم ثبت خواهد شد نوئمی مرلانت سوار پارک تفریحی می شود. این فیلم ، یک محصول مشترک فرانسوی-بلژیکی است که من در جشنواره فیلم مجازی Nightstream دیدم ، یک پیش فرض خنده دار دارد ، اما در زیر این انکار یک پاتوس واقعی وجود دارد ، مرلانتعملکرد زیبا و زیبا و جهت گیری اندازه گیری شده از زوئه ویتوک.

کسانی که برای دیدن عاشقانه زن ملاقات در سفر بلیط خریداری کرده اند ناامید نخواهند شد. مهمترین جاذبه است ، اما – جامبو بیشتر در ذهن خود دارد ، از جمله روابط غیر متعارف به طور کلی ، نگاه زنانه و یک بررسی کاملاً شگفت انگیز از عینیت بخشیدن به زنان.

همه مردها می مکند

مرلانت نقش ژان را بازی می کند ، زن جوانی که شبانه در یک پارک تفریحی که از کودکی دوستش داشت کار می کند. او پس از بسته شدن سطل زباله را برداشته و جلا می دهد ، اما یک جاذبه جدید توجه او را جلب می کند. این همان سواری Move It است که او کاملاً از آن استفاده کرده و شروع به صدا زدن “Jumbo” می کند. (بسیاری از منتقدان از Jumbo به عنوان Tilt-A-Whirl یاد می کنند – اینگونه نیست. نه تنها Move It ، ظاهراً تفاوت زیادی با Tilt-A-Whirl دارد ، بلکه این پارکهای تفریحی با نامهای مسخره ساخته و تولید می شود توسط شرکتهای کاملاً جدا. چه کسی می دانست ؟!)

این فیلم هرگز به ما نمی گوید که چرا ژان به دام جامبو افتاده است. اما در دنیای فیلم (تقریباً شبیه دنیای ما) ، بیشتر مردان مکیده می کنند – مانند آنها ، غیرقابل جبران هستند. آنها یا مانند کودکان بی ادب رفتار می کنند یا خزش می کنند. بنابراین جامبو در حال حاضر یک پا بالا است.

عاشقانه حتی آنقدر مسخره نیست ، و ویتکاسکریپت جدول را کاملاً عالی تنظیم می کند به طوری که حتی به سختی حتی سورئال ثبت می شود. از نظر جین ، اشیا in بی جان خیلی بی روح نیستند. یک صحنه اولیه ، در یک ایستگاه اتوبوس ، ژان را پیدا می کند که سنگی به گوشش نگه داشته است و او ضعف ضربان قلب را می شنود. ما می توانیم آنچه را که او در جامبو می بیند تصور کنیم – شاید او احساس خود را به عنوان یک خارجی توصیف می کند ، یا شاید او از اینکه چگونه پارک تفریحی ، برخلاف مردم ، نمی تواند خیانت کند ، پیر شود ، مریض شود یا بمیرد ، او را دلگرم می کند.

Nightstream Film Festival 2020: JUMB Noémie Merlant را عاشق یک پارک تفریحی می یابد
منبع: جشنواره فیلم Nightstream

او در خانه با مادرش ، مارگارت زندگی می کند (امانوئل برکوت) ، که به عنوان پیشخدمت در غذاخوری محلی کار می کند. مارگارت در اطراف می خوابد و ژان را نوزاد می کند ، اما او هنوز طلاق خود را تحمل نکرده است. مارگارت چون تنها فرد با ثبات در زندگی ژانا است ، شخصی است که ژان باید به او پیروز شود و متقاعد کند که آنچه او و جامبو واقعی دارند.

پرتره بانویی روی جامبو

زندگی ژان ، فقط با او و مادرش ، با توجه به اینکه چقدر جزیره است تعریف می شود. او بسیار خجالتی است و به ندرت به افراد جدید ضربه می زند ، در عوض ترجیح می دهد اوقات فراغت را در اتاق خواب خود بگذراند ، جایی که او یک پارک تفریحی مینیاتوری را با مدل پارک در شهر می سازد. یک خط پرتاب از مارگارت در مورد چگونگی حضور Jeanne در این طیف وجود دارد ، اما ویتک هیچ یک از این موارد را به عنوان جلب توجه یا سلب مسئولیت استفاده نمی کند.

در عوض ، جزئیات به عمق می افزایند جامبو و مرلانتعملکرد این فیلم لطیفه لطیف درباره زنی که عاشق یک حرکت سوار شده است ، کانالهای احساسات واقعی را شروع می کند: کوکتل شادی ، مالیخولیا و عدم اطمینان همراه با عشق جدید. درد پدر و مادرتان برای قبول نکردن شما برای آنچه که هستید هستید. انزوای عدم امکان ارتباط با افراد دیگر.

اینکه آیا جامبو واقعاً زنده است یا به سادگی در ذهن ژانه وجود دارد ، مشخص نیست. اما این سوال وقتی فیلم متوجه این موضوعات بزرگتر وجودی می شود کمتر اهمیت پیدا می کند تا زمانی که متوجه شوید که واقعی بودن جامبو تفاوتی ایجاد نمی کند زیرا احساسات ژان نسبت به آن قطعاً وجود دارد.

ویتکفیلم قهرمان یک داستان عاشقانه نامتعارف است به همان روشی که مرلانتفیلم دستیابی به موفقیت ، سلین سیاممارا پرتره بانویی در آتش ، میکند. هیچ یک از این دو فیلم به جای اعتماد به نیروهای خارجی برای تهدید روابطشان ، اختلافات زیادی را بین دو هدف ایجاد نمی کند. در هر دو فیلم ، عاشقانه ها مفید و شیرین هستند – نمونه های کوچک و روح برانگیز از اینکه روابط براندازانه کامل ، هر چند زودگذر ، می توانند باشد.

بر خلاف پرتره، این فیلم هرگز نمی پرسد مرلانت تا آن عمق حفاری ، اما مرلانت هنوز هم بهترین چیز در مورد است جامبو عملکرد ترسو اما پرشور او ، در حالی که عصبی با او در اطراف شهربازی قدم می زند آملی موهای بریده شده ، داستانی را به فروش می رساند که نباید چیزی غیر از پوچ خوانده شود. توماس بولنزcin فیلمبرداری همدلانه فقط پیشرفت می کند مرلانتعملکرد او نیز معمولاً ژان را در کادر ، در تاریکی منزوی می کند ، بنابراین ما می توانیم بفهمیم که چگونه جامبو دنیای او را شعله ور می کند و باعث می شود او دیده شود.

خیلی زود ، ژان با “Hey، you” به جامبو نزدیک می شود و دستگاه را روشن می کند تا فقط با آن گپ بزند. و بعد از اینکه جومبو محبت هایش را تلافی کرد ، می توانید زمینه های وابسته به عشق شهوانی را برای هر اقدامی که ژان انجام می دهد – نوازش چراغ های خود ، بالا رفتن از تیر فولادی آن – حتی عمل روشن کردن آن ، یک احساسات آشکار را به کار می گیرد.

Nightstream Film Festival 2020: JUMB Noémie Merlant را عاشق یک پارک تفریحی می یابد
منبع: جشنواره فیلم Nightstream

در هر مقطع عاشقانه ، ویتک روشی هنرمندانه ، احساسی و بازیگرا تر برای نشان دادن عشق آنها پیدا می کند – یک صحنه در زیر دوش ، جایی که ژان در روغن سیاه جامبو پوشانده شده است و با عصبانیت سعی می کند قبل از دیدن مادرش آن را پاک کند ، احساس خصوصی و وحشت می کند و شاید کمی شرمنده.

صحنه های عشق ورزی آنها به همان اندازه زیباست. وقتی ژان جامبو را برای چرخش می برد ، هیجان او را در یک نمای نزدیک مشاهده می کنیم ، این فیلم مرز مشخصی بین هیجان یک پارک تفریحی و وجد ارگاسم را ترسیم می کند. آنها همچنین دارای یک صحنه جنسی رضایت بخش تر و پرهیجان تر هستند که می تواند ذهن شما را جلب کند زیر پوست، از همه چیز

نگاه و عینیت

در میان همه سرگرمی ها و عاشقانه ها ، جامبو همچنین موفق می شود یک تشریح کاملاً هوشمندانه از نظریه نگاه و عینیت بخشیدن به زنان باشد. فیلم به عنوان یک نوع هنر هنوز در تلاش است تا از نگاه مرد و کنترل مرد سفید رنگی که این رسانه از بدو تأسیس تاکنون داشته است ، خلاص شود.

اما در فیلم هایی مانند جامبو ، ما یک گزینه دیگر می بینیم – مرلانت صحنه های برهنه و صحنه های جنسی دارد ، مطمئناً ، اما نحوه عکسبرداری آنها بیشتر جنسی است تا پورنوگرافی ، اکتشافی است تا استثماری. تنها صحنه سنتی جنس هترو سنتی در فیلم به صورت سرد و طنزآمیز ارائه شده است ، فقط دو چهره که برای مدت زمان ناراحت کننده ای گوشت را خارج از صفحه می زنند. هر صحنه با برهنگی و رابطه جنسی نیز یک هدف داستانی روشن دارد و به ما ژان می دهد تا اینکه به غرایز اصلی فیلمساز یا نیاز به رضایت مندی مخاطب بپردازیم.

اینكه ژان عاشق یك شی object بی جان شده است همچنین باعث انتقاد از نگاه مرد می شود ، به ویژه اینكه مردان در فیلم هایی كه توسط مردان ساخته شده تمایل دارند با زنان به عنوان اشیا sh براق و زیبایی كه باید محافظت شوند ، رفتار كنند. در اوایل فیلم ، ژان از رئیس خود ، مارک (باستین بویلون) ، خواه او هرگز به یک شی in بی جان علاقه داشته باشد. و او این را می خندد ، اما پاسخ واضح است که بله است – یا ، حداقل ، او آنها را طلسم کرده است.

در یک فیلم معمولی تر ، اسکوپوفیل ، جامبودو منجر – ژان و سواری – چیزی بیش از اشیا وجود خواهد داشت. ویتک به آنها نه تنها اختیار بلکه کنترل نفسانی می بخشد.

نتیجه

صحنه ای وجود دارد جامبو جایی که ژان غسل می کند و تصور می کند که حرکت شب هنگام در پارک سوار می شود ، چراغ ها چشمک می زنند و بازوها می چرخند. او عبارتی را تکرار می کند که مارک مانند مانترا به او گفته است: “اشیا In بی جان ، آیا روحی دارید که به روح ما بچسبد و آن را مجبور به عشق ورزیدن کند؟”

دستانش روی سینه اش بلغزانند ، و او خندید و سرش را به زیر حباب ها فرو برد ، یک دستش با سرخوشی کامل لبه وان را گرفت. اینکه چنین صحنه ای می تواند من را امیدوار کند که به هر حال ، علیرغم پوچ بودن فرضیه آن ، این دو تا آخر با هم جمع شوند ، نشانه قدرت ویتکجهت و کشف مهیج موجود در مرلانتعملکرد آب از لبه وان پاشیده می شود و از طریق کاشی های حمام آبشار می زند ، و لذت آن عفونی ، وحشی و بسیار لذت بخش است. در تنهایی گسترده ای از جامبوجهان ، جین چیزی پیدا کرده است که او را برای آنچه که هست دوست دارد ، که آن را به همان صراحت دوست دارد.

آیا از دیدن هیجان زده اید جامبو؟ یا اگر فیلم را قبلاً دیده اید ، در زیر نظر دهید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید!


جامبو را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS

هنوز کمی زمان باقی مانده است – و Pixar هنوز ویژگی مورد انتظار خود را منتشر نکرده است روح، که احتمالاً مورد اختلاف خواهد بود – اما Wolfwalkers تقریباً بهترین فیلم انیمیشن سال است. سومین سه گانه فولکلور غیررسمی از استودیوی ایرلندی Cartoon Saloon ، پر از جذابیت ، شگفتی و تجسم آرواره است – به قول ذاتی راز سلول ها و آهنگ دریا. گرچه آنها نمی توانند همان خروجی Studio Ghibli را داشته باشند ، اما در Cartoon Saloon فهرست آنها تبدیل به یکی از آخرین سنگرهای انیمیشن دستی شده است ، به خصوص از زمان سقوط همتایان ژاپنی آنها.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

شروع با نامزد اسکار 2009 Secret of the Kells، تام مور و نورا تومی سابقه ای برای انیمیشن با شکوه طراحی شده ، ریشه در اساطیر سلتیک دارد. Kells در ارائه خود بی نظیر بود ، مانند یک پنجره شیشه ای رنگی زنده می شود. این فیلم نه تنها با تصاویر باورنکردنی بلکه با یک داستان جذاب و لایه ای که هم کودکان و هم بزرگسالان را مجذوب خود می کرد ، به رخ کشید. در سال 2014 استودیو با زیبایی فوق العاده دو برابر شد آهنگ دریا، که در آن تجسمات گسترش یافته و ثابت کرد سالن کارتون با روایت داستانهایشان اعتماد به نفس بیشتری می یابد. حالا ، با Wolfwalkers، آنها حق خود را برای ذکر در میان بزرگترین استودیوهای انیمیشن تاریخ ثابت کرده اند.

کیلکنی و جنگل گرگ ها

Wolfwalkers در سال 1650 ، هنگام حمله انگلیس به ایرلند تحت هدایت الیور کرامول. لرد محافظ خود این روستا را به دام انداخته است ، جایی که قصد دارد جنگل مجاور آن را قطع کند تا زمینی برای کشاورزی ایجاد کند. این باعث ناراحتی گرگ هایی که خانه خود را در جنگل ساخته اند و غیره است کرامول می فرستد بیل گودفلو (با صداگذاری توسط شان بین، به راحتی نقش ناد استارک / بورومیر را که اکنون می توانست در خواب انجام دهد) برای کشتن آنها پر کند. بیل به دخترش رابین اختصاص داده شده است (افتخار کنافسی) كه مادرش ، ضمنی است ، درگذشت و بیل را به امانت خود سپرد. بیل این مسئله را بسیار جدی می گیرد و ناامیدانه تلاش می کند تا دخترش در حالی که برای شکار گرگ بیرون نیست ، در روستا سالم بماند. رابین اما می خواهد مانند پدرش شکارچی شود. او سرسخت و بدنام است ، شبیه به شجاعمریدا از راه هایی ، و مصمم به شکار است. او که پر از کنجکاوی است ، در جستجوی پدرش به جنگل می رود اما درعوض بر سر یک دسته گرگ و یک دختر کوچک عجیب به نام مبه (با صداگذاری توسط اوا ویتاکر) که ادعا می کند یک گرگ واکر افسانه ای است – مردمی که روح آنها شب هنگام خواب گرگ می شود.

به کارگردانی مشترک توسط تام مور، و مدیر هنری راس استوارت، Wolfwalkers یک جشن بصری در سراسر است. صحنه های اولیه در روستای کیلکنی در خطوط مستقیم و صلب تنظیم شده است. کاملاً منظم ، کاملاً محدود ، در مقایسه با صحنه های بعدی جنگل. هنگامی که از دید پرندگان نشان داده می شود ، این شهر جعبه ای و کلاستروفوبیک است. ساکنان آن در جعبه های کوچکی که در صفحه قرار دارند نشان داده می شوند ، به طور یکسان جارو ، تمیز ، حمل می کنند. رابطه کمی با سبک اندرسونی دارد اما در اینجا برای تأکید بر نظم و سختی زندگی شهر استفاده می شود. جنگل البته تقریباً عکس آن است.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

سرشار از سرسبزی سرسبز که مانند یک اقیانوس وحشی جریان دارد (گرگها خودشان سیال به نظر می رسند ، از صحنه ای به صحنه دیگر با ظرافت جریان می یابند انگار بخشی از رودخانه از درختان عبور می کند) ، جنگل مبه واقعاً زنده احساس می کند؛ ملیله وسیعی از رنگهای روان ، که به این طرف و آن طرف کشیده می شوند ، و از پایبندی به هر نظم یا ریتمی به جز خودش رد می کنند. یک سکانس باورنکردنی که در نیمه راه فیلم اتفاق می افتد نشان می دهد که رابین و مبه در جنگل اکتشاف می کنند ، به حواس گرگ خود اجازه می دهد آنها را راهنمایی کند. این بسیار عالی و هوشمندانه انجام شده است و از استفاده سنتی از انیمیشن بصری فراتر رفته و کار کاملا جدیدی با آن انجام داده است. بیشتر گفتن به معنای از بین بردن داستان و لذت کشف است ، اما مطمئن باشید این یک قطعه برجسته در یک فیلم پر از آنها است.

انسان در برابر طبیعت

در حالی که انیمیشن بی عیب و نقص است ، داستان خود نیز بسیار عمیق است. اساساً بازگویی انسان در برابر داستان های طبیعت مانند با گرگ ها می رقصد ، سرخس گلی، یا پوکاهونتاس ، ولف واکرز خطرات استعمار را اضافه می کند و از پویایی پدر / دختری استفاده می کند که هرگز احساس خستگی یا کلیشه نمی کند. روابط بیل و رابین بسیاری از روایت ها را لنگر می اندازد ، و نشان می دهد که چگونه ترس می تواند برای ما تصمیم بگیرد جایی که فرزندان ما درگیر آن هستند. هر تصمیمی که بیل می گیرد ، او این کار را با رابین در راس ذهن خود انجام می دهد ، و حتی اگر بعضی از این تصمیمات مستقیماً برای رابین آسیب زننده است ، ما می توانیم بفهمیم که چرا بیل آنها را انجام می دهد. او همیشه خط مقدم ایمنی رابین است. بعداً حتی یک چرخش خوب خوب اتفاق می افتد که Robyn همین نقش را با Mebh بازی می کند ، تصمیم سختی می گیرد که به Mebh صدمه می زند اما در نهایت برای محافظت از خودش است.

در مورد استعمار ، ایرلند با حمله انگلیس بیگانه نیست. سایمون مک برنیها کرامول یک کابوس خالصانه است ، طوری قدم می زند که گویی هدف بالاتری نسبت به دیگران دارد و حتی موذی تر است زیرا واقعاً آن را باور دارد. او بیش از یک شباهت گذرا (از نظر شخصیت) به قاضی فرولو در گوژپشت نوتردام و موثر است زیرا مارک خاص وی از شر بسیار قابل تشخیص است

در جای دیگر ، رابطه بین رابین و مبه به لطف مشخص شده است. این بسیار کارآمد است زیرا ماهیت واقعی دوستی ها را تداعی می کند: اگرچه آنها در ابتدا بسیار از یکدیگر بدشان می آید ، مبه کلاهبردار و بیش فعال است و رابین یک “شهروند” است که جنگل را نمی فهمد ، آنها به سرعت در یک ریتم طبیعی قرار می گیرند با همدیگر. یک سکانس می بیند که مبه و رابین در بالای شاخه درخت نشسته اند و در حال بحث در مورد جنگل هستند. در حالی که گفتگو ادامه دارد ، رابین از جیب خود برس می کشد و شروع به مسواک زدن موهای مبه می کند. هیچ یک از آنها به این اشاره نمی کنند و یا حتی تصدیق نمی کنند که این اتفاق می افتد. این به سادگی گواهی بر دوستی آنها است که چنین رفتارهایی را می توان مسلم دانست.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

آخرین قسمت پازل مادر مبه ، مول است. او محافظ اصلی گرگ ها است اما به طرز مرموزی ناپدید شده است. مبه با صبر و حوصله در انتظار بازگشت او است ، و به رابین اطمینان می دهد که مادرش هرگز نمی تواند گرفتار شود و هرگز او را ترک نخواهد کرد ، اما رابین خیلی مطمئن نیست. باز هم ، گفتن بیشتر به معنای از بین بردن آن است ، اما کافی است که بگوییم نقش مول شبیه بروناخ در آهنگ دریا. او در عمل سوم لحظه ای عاطفی را با دخترش تقسیم می کند که هیچ خشکی در خانه باقی نمی گذارد. به زیبایی تحقق یافته و ماهرانه اداره می شود.

نتیجه

Wolfwalkers کاملاً شگفت انگیز است. این یک افسانه سلتیک فوق العاده ارائه شده است که در کنار بهترین ها ایستاده و با آن راحت می نشیند راز سلول ها و آهنگ دریا در سه گانه عامیانه Cartoon Saloon. در عصری که انیمیشن های دستی کمتر و کمتر می شوند ، فیلم هایی مانند این یکی را باید از پشت بام ها فریاد زد و جشن گرفت. این تقریباً یقین است که Wolfwalkers برای سالهای آینده در مورد آن صحبت خواهد شد ، و امیدوارم که این فقط آغاز یک کار خارق العاده برای Cartoon Saloon باشد.

Wolfwalkers برای بازگو کردن داستان خود از افسانه های سنتی سلتیک گرفته شده است. آیا افسانه های مورد علاقه ای دارید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Wolfwalkers در انگلیس و ایرلند در تاریخ 30 اکتبر و در ایالات متحده در 11 دسامبر آزاد می شود. برای تاریخ انتشار بیشتر ، لطفا اینجا کلیک کنید

https://www.youtube.com/watch؟v=d_Z_tybgPgg


Wolfwalkers را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!