HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی

هانیبال در حال افزایش است احتمالاً همیشه پاورقی کمتری برای جهان ادبی و سینمایی هانیبال لکتر خواهد بود. پیش درآمد ما را به ریشه های لکتر برمی گرداند. اول ، ما او را به عنوان یک قربانی جنایات در طول جنگ جهانی دوم می بینیم ، سپس می بینیم که هیولا در یک تریلر انتقامجویانه گسترده ظاهر می شود. رمان و فیلم همراه هر دو به طرز فشرده ای طراحی شده اند و فرصت های زیادی را برای مجذوب شدن و دفع همزمان هانیبال لکتر فراهم می کنند. این ، در نوع خود ، یک ورود خوب در حق رای دادن است.

این فیلم در زمان اکران به طور یکنواخت توسط منتقدان کنار گذاشته شد ، و این شرم آور است ، زیرا نه تنها پس زمینه ای قابل قبول برای روانشناسی هانیبال و تماشای بسیاری از نمایش های وحشتناک فراهم می کند ، بلکه دارای عملکرد فوق العاده ای نیز توسط گاسپارد اولیل، که ممکن است لکتر رمان ها را با دقت بیشتری از هر بازیگر بزرگ دیگری که شیطان محبوب را به تصویر کشیده اند ، به تصویر بکشد. حضور او دقیقاً به روشی که برای شخصیتهای دیگر ایجاد می کند بسیار دلهره آور است توماس هریس کتابها را به تصویر می کشند

غفلت از این داستان خاص لکتر نیز غم انگیز است زیرا داستان تحول هانیبال برای معضل اخلاقی که در این اوقات سیاسی سیاسی با آن روبرو هستیم دارای اهمیت قابل توجهی است. در اینجا ، من می خواهم استدلال کنم که انتقام هانیبال سیاست بدون هدف است. بله ، او علیه فاشیسم می جنگد ، اما از طرف خودش هیچ ضد ایدئولوژی مثبتی ندارد. هیولای خود هانیبال لکتر نتیجه نهایی ضد فاشیسم اوست زیرا ریشه در یک سیستم ارزشی فراتر از زیبایی شناسی انتقام نداشت.

برای افراد ناآگاه ، هانیبال در حال افزایش است بیننده را به دوران کودکی لکتر در لیتوانی در جنگ جهانی دوم بازمی گرداند ، جایی که می بینیم خانواده اش در هرج و مرج درگیری شوروی و نازی که زندگی اشرافی و اشرافی آنها را در حومه روستا کشته بود ، کشته شده اند. فقط هانیبال جوان و خواهرش میشا زنده مانده و در یک کابین دورافتاده در جنگل پنهان شده اند تا اینکه گروهی از سودجویان جنگ از زمستان وحشیانه آنجا پناه می گیرند. گرسنگی جنایتکاران جنگ را به سمت آدم خواری سوق می دهد ، پسری که خواهر کودک خود را می برد تا او را بخورند درست قبل از حمله شوروی و نجات “قهرمان” ما. سرانجام ، هانیبال از یتیم خانه شوروی که پس از آن در (خانه قدیمی خود) بزرگ شد فرار می کند و راهی فرانسه می شود و با همسر ژاپنی عموی فقیدش زندگی می کند. در اینجاست که لکتر نوجوان جنایتکارانی را که خواهرش را کشته اند کشف می کند و سفری تاریک را آغاز می کند که منجر به هویت آدم خواری و هیولایی خود می شود.

فاشیسم به عنوان دشمن

مثل هر تریلر خوب انتقام ، این فیلم باعث می شود با وجود هانیبال در طول سفر تاریک او ، علی رغم آنچه از داستان های قبلی لکتر درباره او می دانیم ، همذات پنداری کنیم. اول ، ما فاجعه هولناکی را می بینیم که برادر خواهر کودکش رخ داده است. این به تنهایی همدردی کافی با هیولا در انتظار را ایجاد می کند که بیننده امیدوار است تا زمانی که بتواند انتقام مرگ میشا را بگیرد ، موفق به جلوگیری از دستگیری شود.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

علاوه بر دلسوزی که نسبت به فاجعه خانوادگی وی احساس می کنیم ، با این حال ، سوال طعمه هانیبال نیز در این داستان وجود دارد. اگر آنها به معنای دقیق کلمه کلمه نازی نباشند ، عمیقا با فاشیسم در ارتباط هستند. اولین قربانی وی یک همکار فرانسوی ویشی است. سودجویان جنگ در زمان جنگ با نازی ها کار می کردند و مدتها بعد راه های نفرت انگیز خود را حفظ می کردند.

مخصوصاً برای یک بیننده مدرن ، که شاید از دیدنش لذت بسیار زیادی برده باشد ریچارد اسپنسر در طول مصاحبه ای در خیابان که به صورت او مشت شد ، ایده مقاومت خشونت آمیز در برابر نازی ها و دیگر برتری طلبان سفیدپوست جذابیت عاشقانه ای دارد. دوران غم انگیز ما شاهد تجدید حیات ملی گرایی و سایر اشکال فاشیسم در اروپا و ایالات متحده بوده است. بنابراین ، این وسوسه وجود دارد که هانیبال را در این داستان به عنوان نوعی جنگجوی با فضیلت ببینیم ، و در حال انجام انتقام از شکارچیان نازی رسمی و با حمایت دولتی مانند بازرسان پوپیل (دومینیک وست) موفق به انجام

ایدئولوژی غایب هانیبال لکتر

دیدن هانیبال به عنوان یک قهرمان در این داستان ، هر چند وسوسه انگیز که ممکن است امروز برای ما باشد (خواه آنتیفا را ارزیابی نکنید یا نکنید) ، فراموش کردن یک نکته مهم اخلاقی و سیاسی است: برای مبارزه اخلاقی با یک هیولای سیاسی ، باید از یک موقعیت کار کرد از فضیلت سیاسی هانیبال لکتر هیچ ایدئولوژی سیاسی برای مبارزه با فاشیسم خود ندارد. همانطور که قربانیان او فقط به دلیل راحتی شخصی و شغلی نازی بودند ، ضد فاشیسم لکتر صرفاً پوششی مناسب برای ماهیتی تاریک و آدم کش است.

این فرصت طلبی سیاسی در این مورد روشن تر است هریسرمان جایی که هانیبال خود را با مزیت های استراتژیک به طور دوره ای با گروه های کمونیست جوانان ارتباط می دهد (ابتدا برای بازگرداندن سابقه خود به لیتوانی ، بلوک اتحاد جماهیر شوروی ، سپس برای جلب همدردی عمومی با جنایات خود علیه نازی های فراری). در این فیلم ، لکتر به سادگی نشان دهنده هیچ گرایش قابل توجهی به سیاست نیست. علایق وی فقط به مطالعه آکادمیک جسد در دانشکده پزشکی و انتقام شخصی از زورگویانی که با آنها روبرو می شود ، معطوف است.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

اقدامات انتقام جویانه او ، نه در ایستادن در برابر بی عدالتی ، بلکه صرفاً در تنبیه و به هلاکت رساندن دشمنان ، نشاط خاصی از خود نشان می دهد. در فصل سه NBC هانیبال، مادس میکلسنلکتر با معمایی اعلام می کند که “اخلاق به زیبایی شناسی تبدیل می شود”. این بینشی دلهره آور از فساد شخصیت هانیبال است. بیش از هر چیز دیگر ، این داستان لکتر ریشه و تحول اخلاق نهایی او در “بخور بی ادب” را به تصویر می کشد. این واقعیت که “بی ادبان” در این مورد فاشیست هستند ، صرفاً اتفاقی است.

سیاست به عنوان وضعیت

لکتر در تمام داستان های خود جایزه زیبایی شناسی را به همه چیزهای دیگر می دهد. سلیقه نفیس او در همه چیز ویژگی مشخص او برای کسانی است که با او ملاقات می کنند.

که در هانیبال در حال افزایش است ممکن است بگوییم زیبایی شناسی که وی برای عموم درست می کند فضیلت سیاسی است. در دهه پس از جنگ جهانی دوم و هولوکاست ، چه کسی فضیلت را در شکار و انتقام گیری وحشیانه از نازی های فراری انکار می کند؟ این سلیقه سیاسی است که هانیبال لکتر جوان در آثار هنری اولین قتل های خود پرورش می دهد.

با این حال ، همانطور که در اینجا استدلال کردم ، اقدامات وی فاقد فضیلت است زیرا ریشه در یک دیدگاه سیاسی مثبت ندارد. اگر لکتر در واقع سوسیالیست بود ، می توان اقدامات او را وسیله ای وحشیانه برای رسیدن به هدفی قابل توجیه ، یعنی رهایی انسان از استبداد فاشیستی دانست. او سوسیالیست نبود. او به سادگی موجودی بود که از زیبایی شناسی مرگ لذت می برد و به چیزی عمیق تر از آن اعتقاد نداشت. همانطور که پوپیل اظهار داشت ، “قلب او با میشا مرد. آنچه اکنون او است ، هیچ کلمه ای برای آن وجود ندارد ، به جز هیولا. “

همین نکته است که باعث می شود این فیلم در فضای سیاسی امروز بسیار مرتبط به نظر برسد. بنابراین بسیاری از سیاست های ما صرفاً مواضع التهابی است که چیزی بیش از مواد زیبایی شناختی برای ساختن یک شخصیت با فضیلت برای توییتر نیست. اخلاق ما واقعاً کمی بیشتر از زیبایی شناسی شده است که هیولایی است. خیلی اوقات ، هیچ عقیده مثبتی از سیاست در پشت ضد فاشیسم ما وجود ندارد. هیچ چیزی وجود ندارد که ما در واقع متعهد به جنگیدن برای آن باشیم. ما صرفاً برای رضایت از بی ادبی خوردن می جنگیم.

فاشیسم تجدید حیات یک مسئله واقعی است و ناسیونالیسم راست گرایانه اکنون به معنای واقعی کلمه گوش کاخ سفید را دارد. با این حال ، بسیاری از پاسخ های جمعی ما به آن سیاسی نیست. این زیبایی شناسی فضیلت سیاسی است تا ایدئولوژی محکم ضد فاشیسم که ما اغلب آن را انتخاب می کنیم. بله ، ممکن است یک “رضایت” کوتاه مدت با “صاحب شدن” فاشیست ها برای مصرف عمومی وجود داشته باشد ، اما هانیبال در حال افزایش است این س aboutال را مطرح می کند که ما با تأمین رضایت از زیبایی شناسی فضیلت سیاسی ، از خود چه نوع هیولاهایی می سازیم.


هانیبال در حال ظهور را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

“ما باید زندگی را مثل اینکه بخشی از اکوسیستم هستیم شروع کنیم.” مصاحبه با تام مور و راس استوارت ، مدیران WOLFWALKERS

“برای آن بسیار آسان است تام و خودم برای تأثیرپذیری از داستانهای عامیانه و اسطوره های ایرلندی ، چنین چاهی عمیق برای استخراج وجود دارد ، اما من فکر می کنم این داستان با داستان های محیط زیست و شکاف جامعه روبرو است. ” راس استوارت، مدیر مشترک ، در کنار تام مور، از Wolfwalkers، “منظور من این است که هنوز هم تأکید زیادی بر روی خانواده وجود دارد ، مانند آهنگ دریا، اما من فکر می کنم این موضوع های تاریک موجود در آن را حل می کند “.

دارم ملاقات می کنم مور و استوارت برای بحث در مورد سوم در سه قصه فولکلور غیررسمی سلتیک خود ، Wolfwalkers. واقع در کیلکنی در زمان حمله کرامول در قرن هفدهم ، Wolfwalkers یک دختر جوان انگلیسی ، رابین (با بازی توسط) را می بیند افتخار کنافسی) پدرش را به کیلکنی برسانید ، جایی که مامور کشتن گرگهایی است که در جنگل اطراف زندگی می کنند. این به این دلیل است که می توان آن را قطع کرد و زمین را برای کشاورزی مورد استفاده قرار داد ، و در حالی که در ابتدا رابین از نقش پدرش به عنوان یک شکارچی گرگ خوشحال می شود ، یک ملاقات اتفاقی با یک دختر جوان که در جنگل به نام مبه زندگی می کند شروع به تغییر عقیده می کند .

استعمار و محیط زیست

Wolfwalkers به موضوعاتی مانند از دست دادن ، خانواده ، تخریب محیط زیست و استعمار می پردازد. به نظر می رسد مسائل دوقلوی استعمار و تخریب محیط زیست از اهمیت ویژه ای برخوردار است مور و استوارت“استعمار در گذشته نیست” مور می گوید ، “این هنوز در سیاست های روزمره ما ، از طریق فرهنگ راه خود را می پیماید ، بنابراین بازگشت به دوره ای که نوعی شروع به کار با قدرت بود ، جالب بوده است”. استوارت موافقت می کند ، اضافه می کند “و هنوز این ذهنیت غربی وجود دارد که طبیعت چیزی است که باید تحت سلطه و سو ab استفاده قرار گیرد. مانند انسانها این حق را دارند که بتوانند به دلخواه خود وارد بیابان شوند و از آنها استفاده کنند ، در حالی که ما به یک رویکرد کلی نگرانه تر احتیاج داریم زیرا ما فقط یک گونه روی کره زمین هستیم ، بنابراین باید زندگی را شروع کنیم انگار که بخشی از اکوسیستم “.

منبع: سالن کارتون

اشتیاق آنها هنگام صحبت با آنها روشن است ، اما این نیز صحت دارد که کار آنها گویای خود است. Wolfwalkers یک فیلم بسیار زیبا و زیبا است که از انیمیشن جذاب و دستی برای نشان دادن شکاف بزرگ بین طبیعت و جامعه استفاده می کند. شاید عاملی در این طراحی هنری ارتقا recent اخیر مدیر هنری باشد استوارت به کارگردانی وظایف با مور. چطور شد استوارت رسیدگی به مرحله بالا؟ “شما به عنوان مدیر هنری باید یک تیم را هدایت کنید ، اما این تیم کوچکتر است و شما فقط روی تصاویر تمرکز می کنید. با رفتن به سمت مسیر ، شما باید روی موسیقی و روحیه و کل برداشت کلی فیلم تمرکز کنید ، بنابراین این فیلم متفاوت بود و مسئولیت آن بسیار بیشتر بود ، و گاهی اوقات استرس زا بود اما پاداش بیشتری هم داشت! “

این باید کمک کند که او و مور هر چند مدت طولانی است که یکدیگر را می شناسند. “خوب تام و خودم از 11 سالگی با هم دوست بوده ایم … استوارت به من می گوید ، “بنابراین از نظر شخصیتی فکر می کنم قادر به تحمل هر طوفانی هستیم. ما نقاط قوت و ضعف یکدیگر را می دانستیم ، و تام در طی مراحل این همه چیزهای زیادی به من آموخت ، بنابراین من باید به او سلام کنم! ” مور می خندد ، “خوب من اینطور فکر نمی کنم! اما بله ، واقعاً برای من خیلی خوب بود که این بار شریک جرم باشم. کل پروژه تلاشی در همکاری بود ، بیش از هر کاری که قبلاً انجام داده ام ».

دو جهان متضاد

صحنه های اولیه در شهر کیلکنی جعبه ای و به وضوح کشیده شده است ، که در تضاد کامل با جریان باز بودن جنگل است. “ما این دو جهان متضاد را داریم” ، استوارت می گوید ، “یکی بیانگر آزادی و غریزه و هرج و مرج است ، سپس دیگری مانند قفس است. این نشان دهنده سفتی و نظم است و به همین دلیل شهر پر از خط و میله و اشکال ظالمانه بزرگ و سیاه است. بسیار هندسی است. این قفس رابین است و بنابراین وقتی او به جنگل می رود ، همه چیز در مورد آن برنامه ریزی و روان و آزاد و پرانرژی است. بسیار شبیه خود گرگ ها ، زیرا هیچ چیز در آنها گرفتار نشده است “.

منبع: سالن کارتون

این نوعی ایده است که توسط سبک هنری خود بیشتر شاعرانه تر می شود. در عصر پیکسار ، انیمیشن دستی به نظر می رسد که یک هنر در حال مرگ است ، خصوصاً که امروزه تعداد کمی از استودیوهای اصلی انیمیشن این کار را انجام می دهند. “خوب ، من همه آن چیزهای (CG) را دوست دارم” ، مور می گوید ، “انیمیشن اکنون با مواردی از این دست در مرزهای جدید قرار دارد به عنکبوت و بیت های کوچکی که دیده ام روح (آخرین فیلم Pixar به کارگردانی پیت داکتر) من خیلی احترام می گذارم پیتتوانایی آوردن مقداری از آن موارد گرافیکی UPA (United Productions of America) را که دوست دارد وارد CG کند. برای ما ، از ابتدای Cartoon Saloon ، ما به نوعی به این واقعیت واکنش نشان می دادیم که دنیای انیمیشن به سمت CG در حال چرخش است و ما در حال فکر کردن بودیم ، فراموش نکنیم که همه چیزهایی که انیمیشن دستی می تواند انجام دهد فراموش کنیم. ما سعی در حفظ آن در کهربا از دهه 60 یا 70 نداریم ، آنچه در تلاش هستیم انجام دهیم این است که فکر کنیم چه چیزی می تواند انیمیشن دستی را طراحی کند هنوز همچنین از فناوری استفاده کنید “.

شاید این یک جهت غیرمعمول برای یک استودیوی انیمیشن باشد ، با تمرکز بر اینکه چگونه فناوری می تواند بر روی انیمیشن کلاسیک تأثیر بگذارد و نه اینکه تلاش کند خود را بر روی نوع جدیدی از انیمیشن قرار دهد. مور این مفهوم را درک می کند اما احساس می کند بی معنی است “شما در نهایت به نظر می رسید که سعی می کنید با آن همگام شوید پیت داکتر و نمی توانید ، بنابراین بهتر است کارهای شخصی خود را انجام دهید هر وقت Pixar فیلمی را منتشر می کند ، این فناوری از قبل پیش رفته است و این برای ما یک بازی باخت است ، می دانید. من نگاه می کنم به داستان اسباب بازی؛ در سال 1995 چشم نواز بود اما اکنون به نظر می رسد یک بازی ویدیویی قدیمی است. در حالی که امیدوارم فیلم هایی که ما می سازیم بتوانند به اندازه فیلم های مشابه بی انتها باشند بامبی یا همسایه من توتورو، جایی که نمی توانید بگویید این فناوری چیست ، فقط می توانید دستان هنرمند را احساس کنید “.

سخنان پایانی

ذکر همسایه من توتورو مورد جالبی است من در بررسی خود Cartoon Saloon و Studio Ghibli را مقایسه کردم ، زیرا استودیوی انیمیشن ژاپن (تاسیس شده توسط هایائو میازاکی و اواخر ایسائو تاکاهاتا) یکی از آخرین قهرمانان انیمیشن دستی است و از نظر زیست محیطی با Cartoon Saloon شباهت دارد. آیا این عمدی است؟ “فکر می کنم معنویت آنها صرف نظر از کاری که انجام می دهند حاصل می شود” ، مور می گوید ، “تاکاهاتامن الان رفته ام ، اما آنها همیشه نگاه بسیار احترام آمیز به دنیا داشتند و من همیشه دوست داشتم که وقتی دیدی چیزی شبیه به این جهان بینی است ، توتورو یا شاهزاده مونونوکه یا روحیه دور من فکر می کنم این نوع جهان بینی پایه ای است که ما در مسائل خود نیز داریم “.

منبع: سالن کارتون

Wolkwalkers همچنین ، من یادداشت می کنم ، اولین باری است که آنها در Kilkenny فیلم می سازند ، با وجود اینکه این شهر خود پایگاه عملیاتی Cartoon Saloon است. “بله عالی بود” ، مور می گوید ، “چون کارمندانی از اقصی نقاط دنیا داریم ، بنابراین این راهی برای ما بود که می توانیم از طریق این سفرهای اسکچ که آنها انجام می دادند ، شهر خود را دوباره کشف کنیم ، چیزهایی که عادت کرده ایم مانند قلعه و همه ساختمانها و کوچه ها را ببینیم از گذشته کیلکنی ، و سپس به دلیل اینکه آنها از کشورهای دیگر و اغلب افراد جوان تر بودند ، آن را کشف می کردند ، بنابراین این یک روند واقعا جالب بود “.

زمان ما به پایان می رسد و من به شدت از هر دو تشکر می کنم مور و استوارت برای کار شگفت انگیزی که انجام می دهند. با پروژه های بیشتر ، از جمله نورا تومی جهت دار اژدهای پدر من، آینده برای Cartoon Saloon بسیار خوب به نظر می رسد و شاید طولانی باشد.

تحقیق فیلم می خواهد از توم مور و راس استوارت تشکر کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کردند!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

تابستان 85: بیش از یک کلون ‘Call Me By Your Name’

من هرگز موفق به بررسی یک فرانسوا اوزون فیلم بدون صحبت طولانی ، در مورد اینکه چگونه او یکی از معدود کارگردان های آفتاب پرستی است که واقعاً کار می کند. و متأسفانه برای کسانی که از من فریاد می کشند و من می خواهم بصیرت اصلی ارائه دهم ، در اینجا تغییر نخواهد کرد ، به عنوان کارگردانی که دنباله روی ریز و درشت دی پالما خود را دنبال کرد (عاشق دوتایی) با هوشیاری نور افکن روشی راجع به کودک آزاری در کلیسای کاتولیک فرانسه (به لطف خدا) یک مسیر انحرافی ژانر غیر منتظره دیگر انجام داده است.

اقتباسی از arthouse YA

در سطح آن ، یک داستان بزرگسالی همجنسگرا مانند تابستان 85 با داشتن چندین فیلم LGBTQ و روایت های کشف جنسی که قبلاً زیر کمرش قرار گرفته اند ، در فیلمبرداری کارگردان احساس نمی کند که دور از ذهن باشد. در حقیقت ، ویژگی های اصلی و سرنوشت ساز نوستالژیک آخرین تلاش وی باعث شده است که بسیاری از این آثار اخیر ضعیف تر را نشان دهند ، نه تنها به دلیل تفاوت های آشکار در داستان های مشابه قبلی ، بلکه به دلیل شباهت های سطحی با یکی دیگر از فیلمهای بزرگسال دهه آخر دهه 80 سریال کویر ، جایی در همسایگی ایتالیای شمالی ، مشترک است.

تابستان 85: چیزی بیشتر از اینکه من را با نام خود بخوانید Clone
منبع: چشم مصنوعی Curzon

اما این یک بار دیگر توانایی اوزون را در خم شدن به ظاهر به هر ژانری که مورد علاقه او باشد ، نادیده می گیرد تابستان 85 نمایشی از یک تلاش غیر منتظره در ژانر YA – اقتباسی از یک رمان دوست داشتنی در دهه 80 نوجوان که شاید آن دوره برای امروز مهیا نباشد اما هنوز هم هر جعبه برای یک داستان بزرگسال جوان معاصر را انتخاب می کند. منظور من این است ، این فیلمی است که دو چیز را در ذهن خود جای داده است: عشق اول ، و ترس از مرگ ، دو چیز هر فیلم YA بعد ازگرگ و میش نیاز به جذب مخاطب جوان تر و عاطفی خود دارد. اوزون می داند که او به حزب سازگاری YA دیر رسیده است ، و تابستان 85 با افتخار ، سرسختانه وضعیت نامناسب خود را در سرتاسر آستین خود می پوشد. شاید به همین دلیل است که فیلم او به عنوان یکی از بهترین فیلم های ژانر شناخته می شود.

فلیکس لوفور در نقش الکسیس ، یک جوان 16 ساله که در یکی از شهرهای ساحلی فرانسه زندگی می کند ، بازی می کند. یک روز ، او یک قایقرانی تصادف کرد ، جایی که او با دیوید ملاقات می کند (بنیامین ویوزین) ، یک جوان 18 ساله که بلافاصله با او مضروب می شود. این جفت بیشتر شروع به معاشرت کردند و این برای الکسیس به سرعت به عشق اول تبدیل می شود. اما ما می دانیم که این نمی تواند قبل از دیدن آنها با هم خوب تمام شود ، زیرا ما به شخصیت اصلی خود منتظر جلسه دادگاه خود پس از مرگ دیوید معرفی می شویم ، و قبل از شکوفایی رابطه آنها ابرهای بارانی را بر سر آنها قرار می دهیم.

تصویری باشکوه و ناخوشایند از عشق اول

همانطور که انتظار داشتید ، مقایسه با مرا به نام خود صدا کن ضخیم و سریع ارائه شده اند و هیچ چیزی فراتر از سطح ظاهری ضمانت نمی کنند. اگر چیزی وجود داشته باشد ، فیلم اوزون مانند پاسخی عمدی به آن نگاه مبهم و نوستالژیک در بدترین دهه تاریخ برای مردان همجنسگرا احساس می شود – تیموتی چلامت و Armie Hammer صحنه های مختلفی از قهرمان شدن ما برای تصنیف “قایقرانی” ساخته راد استوارت جایگزین شده است ، و به عنوان مثال یک دلیل را نام برد. نوستالژی در اینجا از نگاه مرد جوانی است که به عشق اول خود نگاه می کند و اینکه چگونه این امر به او کمک کرد تا هویت خود را درک کند. اوزون نمی تواند همان نمای گل رز را به دوران پیرامون خود تحمیل کند.

تابستان 85: چیزی بیشتر از اینکه من را با نام خود بخوانید Clone
منبع: چشم مصنوعی Curzon

در ظاهر ، به نظر می رسد شباهت دیگری بین این فیلم و لوکا گواداگنینونامزد محبوب اسکار احتمال ایجاد گفتمان در مورد اختلاف سنی بین زوجین است. در این حالت ، فقط دو سال فاصله سنی کمی وجود دارد ، اما یکی از دلایل مخالفان فیلم می تواند عدم تعادل قدرت را به دلیل وجود هر دو شخصیت در سن نوجوانی برجسته کند. اما دوباره ، به نظر می رسد این همان نکته ای است که اوزون بیان می کند. بزرگتر از این دو حساسیت کمتری دارد و با احساساتش شهود کمتری دارد و باعث ایجاد امواج در شکوفه عشق تابستانی آنها می شود. برای درک عشق اول ، شما همچنین باید اولین شکستگی قلب را درک کنید – و این حتی مهمتر از این است که زوج با هم جمع شوند.

از آنجا که در زیر غروب خورشید بوسیده و چرخش به سمت چپ به سمت ملودرام ، چیزی بسیار جالب تر در مورد رویکرد اوزون در پذیرش جنسیت شما و یافتن اولین عشق شما وجود دارد. این یکی از معدود داستان های عاشقانه بلوغ است که موفق می شود به همان اندازه رمانتیک ، و در عین حال کاملاً در اختیار آینده نگری باشد که البته این ساخته نشده است که برای همیشه دوام داشته باشد – اما وقتی اولین طعم عاشقانه خود را می گیرید ، مهم نیست که شما خجالت بکشید و عقل سلیم خود را از دست دهید. و چرا شما شما بالاخره دوست پسر پیدا کردید

نتیجه

اگرچه کار مهمی در فیلم نویسی فرانسوا اوزون نیست ، تابستان 85 هنوز هم یکی از بهترین داستان های پیری در حافظه اخیر است – یک داستان تأثیرگذار از عشق اول و اولین شکستگی قلب ، همه در یک داستان پیچیده است.

تابستان 85 در 23 اکتبر از طریق Curzon on Demand در انگلیس منتشر شد.


تابستان 85 را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آلیستر رایدر

آلیستر نویسنده ای 25 ساله و ساکن کمبریج است. او از ابتدای سال 2014 در مورد فیلم می نوشت و علاوه بر Inquiry Film ، به طور مرتب با Gay Essential و The Digital Fix همکاری می کند ، و در این بخش با خطوط دیگری در داستانهای فیلم ، BFI و Vogue Visages حضور دارد. به دلیل کار در فیلم Inquiry ، وی عضوی شناخته شده در GALECA ، انجمن منتقدان سرگرمی گی و لزبین است.

جشنواره فیلم Nightstream 2020: JUMBO: Noémie Merlant عاشق یک پارک تفریحی می شود

جامبو تا حدودی ناعادلانه به عنوان فیلمی که در آن قرار دارد در تاریخ فیلم ثبت خواهد شد نوئمی مرلانت سوار پارک تفریحی می شود. این فیلم ، یک محصول مشترک فرانسوی-بلژیکی است که من در جشنواره فیلم مجازی Nightstream دیدم ، یک پیش فرض خنده دار دارد ، اما در زیر این انکار یک پاتوس واقعی وجود دارد ، مرلانتعملکرد زیبا و زیبا و جهت گیری اندازه گیری شده از زوئه ویتوک.

کسانی که برای دیدن عاشقانه زن ملاقات در سفر بلیط خریداری کرده اند ناامید نخواهند شد. مهمترین جاذبه است ، اما – جامبو بیشتر در ذهن خود دارد ، از جمله روابط غیر متعارف به طور کلی ، نگاه زنانه و یک بررسی کاملاً شگفت انگیز از عینیت بخشیدن به زنان.

همه مردها می مکند

مرلانت نقش ژان را بازی می کند ، زن جوانی که شبانه در یک پارک تفریحی که از کودکی دوستش داشت کار می کند. او پس از بسته شدن سطل زباله را برداشته و جلا می دهد ، اما یک جاذبه جدید توجه او را جلب می کند. این همان سواری Move It است که او کاملاً از آن استفاده کرده و شروع به صدا زدن “Jumbo” می کند. (بسیاری از منتقدان از Jumbo به عنوان Tilt-A-Whirl یاد می کنند – اینگونه نیست. نه تنها Move It ، ظاهراً تفاوت زیادی با Tilt-A-Whirl دارد ، بلکه این پارکهای تفریحی با نامهای مسخره ساخته و تولید می شود توسط شرکتهای کاملاً جدا. چه کسی می دانست ؟!)

این فیلم هرگز به ما نمی گوید که چرا ژان به دام جامبو افتاده است. اما در دنیای فیلم (تقریباً شبیه دنیای ما) ، بیشتر مردان مکیده می کنند – مانند آنها ، غیرقابل جبران هستند. آنها یا مانند کودکان بی ادب رفتار می کنند یا خزش می کنند. بنابراین جامبو در حال حاضر یک پا بالا است.

عاشقانه حتی آنقدر مسخره نیست ، و ویتکاسکریپت جدول را کاملاً عالی تنظیم می کند به طوری که حتی به سختی حتی سورئال ثبت می شود. از نظر جین ، اشیا in بی جان خیلی بی روح نیستند. یک صحنه اولیه ، در یک ایستگاه اتوبوس ، ژان را پیدا می کند که سنگی به گوشش نگه داشته است و او ضعف ضربان قلب را می شنود. ما می توانیم آنچه را که او در جامبو می بیند تصور کنیم – شاید او احساس خود را به عنوان یک خارجی توصیف می کند ، یا شاید او از اینکه چگونه پارک تفریحی ، برخلاف مردم ، نمی تواند خیانت کند ، پیر شود ، مریض شود یا بمیرد ، او را دلگرم می کند.

Nightstream Film Festival 2020: JUMB Noémie Merlant را عاشق یک پارک تفریحی می یابد
منبع: جشنواره فیلم Nightstream

او در خانه با مادرش ، مارگارت زندگی می کند (امانوئل برکوت) ، که به عنوان پیشخدمت در غذاخوری محلی کار می کند. مارگارت در اطراف می خوابد و ژان را نوزاد می کند ، اما او هنوز طلاق خود را تحمل نکرده است. مارگارت چون تنها فرد با ثبات در زندگی ژانا است ، شخصی است که ژان باید به او پیروز شود و متقاعد کند که آنچه او و جامبو واقعی دارند.

پرتره بانویی روی جامبو

زندگی ژان ، فقط با او و مادرش ، با توجه به اینکه چقدر جزیره است تعریف می شود. او بسیار خجالتی است و به ندرت به افراد جدید ضربه می زند ، در عوض ترجیح می دهد اوقات فراغت را در اتاق خواب خود بگذراند ، جایی که او یک پارک تفریحی مینیاتوری را با مدل پارک در شهر می سازد. یک خط پرتاب از مارگارت در مورد چگونگی حضور Jeanne در این طیف وجود دارد ، اما ویتک هیچ یک از این موارد را به عنوان جلب توجه یا سلب مسئولیت استفاده نمی کند.

در عوض ، جزئیات به عمق می افزایند جامبو و مرلانتعملکرد این فیلم لطیفه لطیف درباره زنی که عاشق یک حرکت سوار شده است ، کانالهای احساسات واقعی را شروع می کند: کوکتل شادی ، مالیخولیا و عدم اطمینان همراه با عشق جدید. درد پدر و مادرتان برای قبول نکردن شما برای آنچه که هستید هستید. انزوای عدم امکان ارتباط با افراد دیگر.

اینکه آیا جامبو واقعاً زنده است یا به سادگی در ذهن ژانه وجود دارد ، مشخص نیست. اما این سوال وقتی فیلم متوجه این موضوعات بزرگتر وجودی می شود کمتر اهمیت پیدا می کند تا زمانی که متوجه شوید که واقعی بودن جامبو تفاوتی ایجاد نمی کند زیرا احساسات ژان نسبت به آن قطعاً وجود دارد.

ویتکفیلم قهرمان یک داستان عاشقانه نامتعارف است به همان روشی که مرلانتفیلم دستیابی به موفقیت ، سلین سیاممارا پرتره بانویی در آتش ، میکند. هیچ یک از این دو فیلم به جای اعتماد به نیروهای خارجی برای تهدید روابطشان ، اختلافات زیادی را بین دو هدف ایجاد نمی کند. در هر دو فیلم ، عاشقانه ها مفید و شیرین هستند – نمونه های کوچک و روح برانگیز از اینکه روابط براندازانه کامل ، هر چند زودگذر ، می توانند باشد.

بر خلاف پرتره، این فیلم هرگز نمی پرسد مرلانت تا آن عمق حفاری ، اما مرلانت هنوز هم بهترین چیز در مورد است جامبو عملکرد ترسو اما پرشور او ، در حالی که عصبی با او در اطراف شهربازی قدم می زند آملی موهای بریده شده ، داستانی را به فروش می رساند که نباید چیزی غیر از پوچ خوانده شود. توماس بولنزcin فیلمبرداری همدلانه فقط پیشرفت می کند مرلانتعملکرد او نیز معمولاً ژان را در کادر ، در تاریکی منزوی می کند ، بنابراین ما می توانیم بفهمیم که چگونه جامبو دنیای او را شعله ور می کند و باعث می شود او دیده شود.

خیلی زود ، ژان با “Hey، you” به جامبو نزدیک می شود و دستگاه را روشن می کند تا فقط با آن گپ بزند. و بعد از اینکه جومبو محبت هایش را تلافی کرد ، می توانید زمینه های وابسته به عشق شهوانی را برای هر اقدامی که ژان انجام می دهد – نوازش چراغ های خود ، بالا رفتن از تیر فولادی آن – حتی عمل روشن کردن آن ، یک احساسات آشکار را به کار می گیرد.

Nightstream Film Festival 2020: JUMB Noémie Merlant را عاشق یک پارک تفریحی می یابد
منبع: جشنواره فیلم Nightstream

در هر مقطع عاشقانه ، ویتک روشی هنرمندانه ، احساسی و بازیگرا تر برای نشان دادن عشق آنها پیدا می کند – یک صحنه در زیر دوش ، جایی که ژان در روغن سیاه جامبو پوشانده شده است و با عصبانیت سعی می کند قبل از دیدن مادرش آن را پاک کند ، احساس خصوصی و وحشت می کند و شاید کمی شرمنده.

صحنه های عشق ورزی آنها به همان اندازه زیباست. وقتی ژان جامبو را برای چرخش می برد ، هیجان او را در یک نمای نزدیک مشاهده می کنیم ، این فیلم مرز مشخصی بین هیجان یک پارک تفریحی و وجد ارگاسم را ترسیم می کند. آنها همچنین دارای یک صحنه جنسی رضایت بخش تر و پرهیجان تر هستند که می تواند ذهن شما را جلب کند زیر پوست، از همه چیز

نگاه و عینیت

در میان همه سرگرمی ها و عاشقانه ها ، جامبو همچنین موفق می شود یک تشریح کاملاً هوشمندانه از نظریه نگاه و عینیت بخشیدن به زنان باشد. فیلم به عنوان یک نوع هنر هنوز در تلاش است تا از نگاه مرد و کنترل مرد سفید رنگی که این رسانه از بدو تأسیس تاکنون داشته است ، خلاص شود.

اما در فیلم هایی مانند جامبو ، ما یک گزینه دیگر می بینیم – مرلانت صحنه های برهنه و صحنه های جنسی دارد ، مطمئناً ، اما نحوه عکسبرداری آنها بیشتر جنسی است تا پورنوگرافی ، اکتشافی است تا استثماری. تنها صحنه سنتی جنس هترو سنتی در فیلم به صورت سرد و طنزآمیز ارائه شده است ، فقط دو چهره که برای مدت زمان ناراحت کننده ای گوشت را خارج از صفحه می زنند. هر صحنه با برهنگی و رابطه جنسی نیز یک هدف داستانی روشن دارد و به ما ژان می دهد تا اینکه به غرایز اصلی فیلمساز یا نیاز به رضایت مندی مخاطب بپردازیم.

اینكه ژان عاشق یك شی object بی جان شده است همچنین باعث انتقاد از نگاه مرد می شود ، به ویژه اینكه مردان در فیلم هایی كه توسط مردان ساخته شده تمایل دارند با زنان به عنوان اشیا sh براق و زیبایی كه باید محافظت شوند ، رفتار كنند. در اوایل فیلم ، ژان از رئیس خود ، مارک (باستین بویلون) ، خواه او هرگز به یک شی in بی جان علاقه داشته باشد. و او این را می خندد ، اما پاسخ واضح است که بله است – یا ، حداقل ، او آنها را طلسم کرده است.

در یک فیلم معمولی تر ، اسکوپوفیل ، جامبودو منجر – ژان و سواری – چیزی بیش از اشیا وجود خواهد داشت. ویتک به آنها نه تنها اختیار بلکه کنترل نفسانی می بخشد.

نتیجه

صحنه ای وجود دارد جامبو جایی که ژان غسل می کند و تصور می کند که حرکت شب هنگام در پارک سوار می شود ، چراغ ها چشمک می زنند و بازوها می چرخند. او عبارتی را تکرار می کند که مارک مانند مانترا به او گفته است: “اشیا In بی جان ، آیا روحی دارید که به روح ما بچسبد و آن را مجبور به عشق ورزیدن کند؟”

دستانش روی سینه اش بلغزانند ، و او خندید و سرش را به زیر حباب ها فرو برد ، یک دستش با سرخوشی کامل لبه وان را گرفت. اینکه چنین صحنه ای می تواند من را امیدوار کند که به هر حال ، علیرغم پوچ بودن فرضیه آن ، این دو تا آخر با هم جمع شوند ، نشانه قدرت ویتکجهت و کشف مهیج موجود در مرلانتعملکرد آب از لبه وان پاشیده می شود و از طریق کاشی های حمام آبشار می زند ، و لذت آن عفونی ، وحشی و بسیار لذت بخش است. در تنهایی گسترده ای از جامبوجهان ، جین چیزی پیدا کرده است که او را برای آنچه که هست دوست دارد ، که آن را به همان صراحت دوست دارد.

آیا از دیدن هیجان زده اید جامبو؟ یا اگر فیلم را قبلاً دیده اید ، در زیر نظر دهید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید!


جامبو را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS

هنوز کمی زمان باقی مانده است – و Pixar هنوز ویژگی مورد انتظار خود را منتشر نکرده است روح، که احتمالاً مورد اختلاف خواهد بود – اما Wolfwalkers تقریباً بهترین فیلم انیمیشن سال است. سومین سه گانه فولکلور غیررسمی از استودیوی ایرلندی Cartoon Saloon ، پر از جذابیت ، شگفتی و تجسم آرواره است – به قول ذاتی راز سلول ها و آهنگ دریا. گرچه آنها نمی توانند همان خروجی Studio Ghibli را داشته باشند ، اما در Cartoon Saloon فهرست آنها تبدیل به یکی از آخرین سنگرهای انیمیشن دستی شده است ، به خصوص از زمان سقوط همتایان ژاپنی آنها.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

شروع با نامزد اسکار 2009 Secret of the Kells، تام مور و نورا تومی سابقه ای برای انیمیشن با شکوه طراحی شده ، ریشه در اساطیر سلتیک دارد. Kells در ارائه خود بی نظیر بود ، مانند یک پنجره شیشه ای رنگی زنده می شود. این فیلم نه تنها با تصاویر باورنکردنی بلکه با یک داستان جذاب و لایه ای که هم کودکان و هم بزرگسالان را مجذوب خود می کرد ، به رخ کشید. در سال 2014 استودیو با زیبایی فوق العاده دو برابر شد آهنگ دریا، که در آن تجسمات گسترش یافته و ثابت کرد سالن کارتون با روایت داستانهایشان اعتماد به نفس بیشتری می یابد. حالا ، با Wolfwalkers، آنها حق خود را برای ذکر در میان بزرگترین استودیوهای انیمیشن تاریخ ثابت کرده اند.

کیلکنی و جنگل گرگ ها

Wolfwalkers در سال 1650 ، هنگام حمله انگلیس به ایرلند تحت هدایت الیور کرامول. لرد محافظ خود این روستا را به دام انداخته است ، جایی که قصد دارد جنگل مجاور آن را قطع کند تا زمینی برای کشاورزی ایجاد کند. این باعث ناراحتی گرگ هایی که خانه خود را در جنگل ساخته اند و غیره است کرامول می فرستد بیل گودفلو (با صداگذاری توسط شان بین، به راحتی نقش ناد استارک / بورومیر را که اکنون می توانست در خواب انجام دهد) برای کشتن آنها پر کند. بیل به دخترش رابین اختصاص داده شده است (افتخار کنافسی) كه مادرش ، ضمنی است ، درگذشت و بیل را به امانت خود سپرد. بیل این مسئله را بسیار جدی می گیرد و ناامیدانه تلاش می کند تا دخترش در حالی که برای شکار گرگ بیرون نیست ، در روستا سالم بماند. رابین اما می خواهد مانند پدرش شکارچی شود. او سرسخت و بدنام است ، شبیه به شجاعمریدا از راه هایی ، و مصمم به شکار است. او که پر از کنجکاوی است ، در جستجوی پدرش به جنگل می رود اما درعوض بر سر یک دسته گرگ و یک دختر کوچک عجیب به نام مبه (با صداگذاری توسط اوا ویتاکر) که ادعا می کند یک گرگ واکر افسانه ای است – مردمی که روح آنها شب هنگام خواب گرگ می شود.

به کارگردانی مشترک توسط تام مور، و مدیر هنری راس استوارت، Wolfwalkers یک جشن بصری در سراسر است. صحنه های اولیه در روستای کیلکنی در خطوط مستقیم و صلب تنظیم شده است. کاملاً منظم ، کاملاً محدود ، در مقایسه با صحنه های بعدی جنگل. هنگامی که از دید پرندگان نشان داده می شود ، این شهر جعبه ای و کلاستروفوبیک است. ساکنان آن در جعبه های کوچکی که در صفحه قرار دارند نشان داده می شوند ، به طور یکسان جارو ، تمیز ، حمل می کنند. رابطه کمی با سبک اندرسونی دارد اما در اینجا برای تأکید بر نظم و سختی زندگی شهر استفاده می شود. جنگل البته تقریباً عکس آن است.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

سرشار از سرسبزی سرسبز که مانند یک اقیانوس وحشی جریان دارد (گرگها خودشان سیال به نظر می رسند ، از صحنه ای به صحنه دیگر با ظرافت جریان می یابند انگار بخشی از رودخانه از درختان عبور می کند) ، جنگل مبه واقعاً زنده احساس می کند؛ ملیله وسیعی از رنگهای روان ، که به این طرف و آن طرف کشیده می شوند ، و از پایبندی به هر نظم یا ریتمی به جز خودش رد می کنند. یک سکانس باورنکردنی که در نیمه راه فیلم اتفاق می افتد نشان می دهد که رابین و مبه در جنگل اکتشاف می کنند ، به حواس گرگ خود اجازه می دهد آنها را راهنمایی کند. این بسیار عالی و هوشمندانه انجام شده است و از استفاده سنتی از انیمیشن بصری فراتر رفته و کار کاملا جدیدی با آن انجام داده است. بیشتر گفتن به معنای از بین بردن داستان و لذت کشف است ، اما مطمئن باشید این یک قطعه برجسته در یک فیلم پر از آنها است.

انسان در برابر طبیعت

در حالی که انیمیشن بی عیب و نقص است ، داستان خود نیز بسیار عمیق است. اساساً بازگویی انسان در برابر داستان های طبیعت مانند با گرگ ها می رقصد ، سرخس گلی، یا پوکاهونتاس ، ولف واکرز خطرات استعمار را اضافه می کند و از پویایی پدر / دختری استفاده می کند که هرگز احساس خستگی یا کلیشه نمی کند. روابط بیل و رابین بسیاری از روایت ها را لنگر می اندازد ، و نشان می دهد که چگونه ترس می تواند برای ما تصمیم بگیرد جایی که فرزندان ما درگیر آن هستند. هر تصمیمی که بیل می گیرد ، او این کار را با رابین در راس ذهن خود انجام می دهد ، و حتی اگر بعضی از این تصمیمات مستقیماً برای رابین آسیب زننده است ، ما می توانیم بفهمیم که چرا بیل آنها را انجام می دهد. او همیشه خط مقدم ایمنی رابین است. بعداً حتی یک چرخش خوب خوب اتفاق می افتد که Robyn همین نقش را با Mebh بازی می کند ، تصمیم سختی می گیرد که به Mebh صدمه می زند اما در نهایت برای محافظت از خودش است.

در مورد استعمار ، ایرلند با حمله انگلیس بیگانه نیست. سایمون مک برنیها کرامول یک کابوس خالصانه است ، طوری قدم می زند که گویی هدف بالاتری نسبت به دیگران دارد و حتی موذی تر است زیرا واقعاً آن را باور دارد. او بیش از یک شباهت گذرا (از نظر شخصیت) به قاضی فرولو در گوژپشت نوتردام و موثر است زیرا مارک خاص وی از شر بسیار قابل تشخیص است

در جای دیگر ، رابطه بین رابین و مبه به لطف مشخص شده است. این بسیار کارآمد است زیرا ماهیت واقعی دوستی ها را تداعی می کند: اگرچه آنها در ابتدا بسیار از یکدیگر بدشان می آید ، مبه کلاهبردار و بیش فعال است و رابین یک “شهروند” است که جنگل را نمی فهمد ، آنها به سرعت در یک ریتم طبیعی قرار می گیرند با همدیگر. یک سکانس می بیند که مبه و رابین در بالای شاخه درخت نشسته اند و در حال بحث در مورد جنگل هستند. در حالی که گفتگو ادامه دارد ، رابین از جیب خود برس می کشد و شروع به مسواک زدن موهای مبه می کند. هیچ یک از آنها به این اشاره نمی کنند و یا حتی تصدیق نمی کنند که این اتفاق می افتد. این به سادگی گواهی بر دوستی آنها است که چنین رفتارهایی را می توان مسلم دانست.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

آخرین قسمت پازل مادر مبه ، مول است. او محافظ اصلی گرگ ها است اما به طرز مرموزی ناپدید شده است. مبه با صبر و حوصله در انتظار بازگشت او است ، و به رابین اطمینان می دهد که مادرش هرگز نمی تواند گرفتار شود و هرگز او را ترک نخواهد کرد ، اما رابین خیلی مطمئن نیست. باز هم ، گفتن بیشتر به معنای از بین بردن آن است ، اما کافی است که بگوییم نقش مول شبیه بروناخ در آهنگ دریا. او در عمل سوم لحظه ای عاطفی را با دخترش تقسیم می کند که هیچ خشکی در خانه باقی نمی گذارد. به زیبایی تحقق یافته و ماهرانه اداره می شود.

نتیجه

Wolfwalkers کاملاً شگفت انگیز است. این یک افسانه سلتیک فوق العاده ارائه شده است که در کنار بهترین ها ایستاده و با آن راحت می نشیند راز سلول ها و آهنگ دریا در سه گانه عامیانه Cartoon Saloon. در عصری که انیمیشن های دستی کمتر و کمتر می شوند ، فیلم هایی مانند این یکی را باید از پشت بام ها فریاد زد و جشن گرفت. این تقریباً یقین است که Wolfwalkers برای سالهای آینده در مورد آن صحبت خواهد شد ، و امیدوارم که این فقط آغاز یک کار خارق العاده برای Cartoon Saloon باشد.

Wolfwalkers برای بازگو کردن داستان خود از افسانه های سنتی سلتیک گرفته شده است. آیا افسانه های مورد علاقه ای دارید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Wolfwalkers در انگلیس و ایرلند در تاریخ 30 اکتبر و در ایالات متحده در 11 دسامبر آزاد می شود. برای تاریخ انتشار بیشتر ، لطفا اینجا کلیک کنید

https://www.youtube.com/watch؟v=d_Z_tybgPgg


Wolfwalkers را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

NYFF 2020: BEGNNING: اولین پیروزی Déa Kulumbegashvili

برنده پوسته طلایی بهترین فیلم جشنواره بین المللی فیلم سن سباستین امسال و به عنوان ورودی جورجیا برای اسکار بهترین فیلم بین المللی ، شروع سیگنال رسیدن صدای جسورانه سینمایی جدید در قالب نویسنده-کارگردان است دئا کولومبگاشویلی – هرچند که در حین تماشای آن ، سخت است باور کنید که در حال تماشای اولین نمایش هستید ، بنابراین قصه پردازی جسورانه و با اعتماد به نفس است. بررسی شدید ستم مردسالارانه در جامعه سکولار و مذهبی ، که توسط یک اجرای برجسته ستاره و برخی از متفکرانه ترین عکسهایی که امسال مشاهده خواهید کرد ، لنگر انداخته است ، شروع تضمین شده است که مدتها پس از به پایان رسیدن اعتبارات نهایی ، به راحتی در ذهن شما ماندگار می شود.

[Warning: this film contains depictions of sexual violence, which are referenced in this review.]

آتش و خون

این فیلم در کفپوش تماشاگر هیچ وقت تلف نمی کند ، و با یک شات گسترده شروع می شود که تقریباً هشت دقیقه طول می کشد در حالی که خدمات برای شاهدان یهوه در یک دهکده کوچک خارج از تفلیس ، جورجیا آغاز می شود. رهبر جماعت داوود است (راتی اونلی، که فیلمنامه را با آن نوشت کولومبگاشویلی) ، با کمک همسر وفادارش ، یانا (یا سوخیتاشویلی) ، که قبل از ملاقات و ازدواج با شوهرش در تلاش بود تا به عنوان بازیگر نقش آفرینی کند و کاملاً خود را وقف او و مأموریت مذهبی او کند.

به نظر می رسد که این سرویس طبق برنامه پیش می رود که ناگهان درب تالار پادشاهی جماعت باز می شود و کسی مشعلی را به داخل ساختمان پرتاب می کند. شعله های آتش در پیش زمینه قاب پخش می شود در حالی که نمازگزاران در پس زمینه وحشت می کنند ، و برای فرار از ساختمان در حال سوختن روی یکدیگر لغزش می کنند. با خاموش شدن آتش ، سالن از بین رفته است.

NYFF 2020: BEGINNING: اولین پیروزی Déa Kulumbegashvili
منبع: OFA

علت این آتش سوزی افراط گرایان راست گرا است که از ورود شاهدان یهوه به جامعه خود عصبانی هستند و مدت زیادی است که دیوید و یانا را مورد آزار و اذیت قرار می دهند. این تلویح است که این اولین اقدام خرابکارانه خشونت آمیز نیست که تالار پادشاهی آنها متحمل شده است. با این وجود وقتی دیوید این حادثه را به پلیس محلی گزارش می دهد ، از او خواسته می شود که شکایت را پس بگیرد – در غیر این صورت ، به او هشدار داده می شود که ممکن است اتفاق بدتری رخ دهد. و هنگامی که یک کارآگاه محلی (کاخا کینتسوراشویلی، سومین نویسنده سه گانه فیلم) در حالی که دیوید برای تجارت دور است ، از یانا بازدید می کند ، آزار و اذیت جنسی که از جانب فردی که قرار است از جامعه محافظت و خدمت کند ، تحمل می شود.

علی رغم اینکه از او خواسته شد تا از شوهرش شکایت را پس بگیرد ، یانا حتی در مورد دیدار به دیوید نمی گوید. آنچه بعد اتفاق می افتد ، یک عمل حمله جنسی است که حتی با وحشتناک تر شدن واقعیت در یک زمان طولانی دردناک ، شلیک از فاصله بسیار دور برای ایجاد فاصله از آنچه اتفاق می افتد ، در حالی که باعث می شود فرد احساس راحتی کند مانند یک فضول است. از آنجا ، یانا بیشتر به یک بحران وجودی تبدیل می شود ، و نقش او در ازدواج ، جامعه و ایمان او را زیر سوال می برد ، در حالی که پسر کوچک و چند فرزند دیگر را برای تعمید آماده می کند ، انگار هیچ مشکلی روی زمین وجود ندارد.

ارزش یک زن

شروع به هیچ وجه یک ساعت آسان نیست. برای زنان ، به ویژه کسانی که برخی از وحشتهایی که یانا در طول فیلم انجام داده است ، تحمل عاطفی ، سوختگی آرام و دردناک حتی دشوارتر خواهد بود. در واقع ، با وجود حوادث آسیب زایی که قبلاً شرح داده ام ، برای بسیاری از مناطق شروع اصلاً خیلی اتفاق نمی افتد در عوض ، ما یانا را دنبال می کنیم و تماشا می کنیم که با وجود احساس عمیق در عمق زندگی ، طبق معمول سعی می کند زندگی را ادامه دهد ، در حالی که احساس ترس در معده ما احساس می شود که با پیشرفت فیلم ، سنگین تر و محکم تر می شود.

NYFF 2020: BEGINNING: اولین پیروزی Déa Kulumbegashvili
منبع: OFA

در یک زمان ، دیوید به او گفت ، “من می خواهم شما را ببخشم.” پاسخ صریح یانا: “شما قادر نخواهید بود.” دیوید دائماً ابراز تمایل می کند که هم در ازدواج و هم در مأموریت دینی خود از نو شروع کند و به وی پیشنهاد می کند که در ستادی در تفلیس شغلی بگیرد تا بتواند از جامعه کلاستروفوبیک و ذهن بسته ای که در حال حاضر هستند فرار کند. با این حال ، بلافاصله با او ، یانا تمایلی به ارتکاب ندارد ، زیرا این اعتقاد را ندارد که بعد از همه چیزهایی که تجربه کرده است ، می توان دوباره شروع کرد. وقتی دیوید با عصبانیت استدلال کرد که او قصد دارد کارش را خرابکاری کند و ادعا کند که بدون او ، او فقط یک بازیگر ناکام خواهد بود ، به راحتی می توان فهمید که چرا یانا هرگونه امیدواری را برای بهتر شدن متوقف کرده است. حتی در خانه خودش ، یک فضای ظاهراً امن ، آزار و شکنجه پدرسالاری به وفور یافت می شود.

همانطور که قبلاً اشاره شد ، فیلم با لطف مدیر عکاسی ، به طرز درخشان فیلمبرداری و تدوین شده است ارسنی خاچاتوران و سردبیر ماتیو تاپونیر، به روشی که فقط اضطراب موجود در فیلم را بیشتر افزایش می دهد. بسیاری از عکسها چند دقیقه طول می کشد ، از جمله یک لحظه وهم آور که یانا روی پارک روی زمین افتاده و در حالی که پسرش سعی در بیدار کردنش دارد ، مرده بازی می کند. دوربین به ندرت حرکت می کند. وقتی این کار انجام می شود ، معمولاً به این دلیل است که در یک ماشین در حال حرکت مستقر است و به مخاطب این احساس را می دهد که گویی ما روی صندلی مسافر سوار هستیم.

NYFF 2020: BEGNNING: اولین پیروزی Déa Kulumbegashvili
منبع: OFA

شروع با نسبت ابعادی تنگ 4: 3 گرفته می شود که فرد را مجبور می کند از همه چیز درون کادر قدردانی کند ، با این وجود دوربین اغلب با فاصله از عمل قرار می گیرد ، گویی که سعی دارد از صمیمیت زیاد با شخصیت ها جلوگیری کند. در همان زمان ، شخصیت ها به طور مكرر از جلو وارد قاب می شوند و از پشت دوربین به جلو عبور می كنند و به مخاطب این احساس را می دهند كه ما نیز در صحنه حضور داریم ، البته به عنوان ناظران ساكتی كه قادر به بازی نیستند. این تناقض عجیبی است ، اما کاملاً متناسب با فیلم است.

در حالی که به نظر می رسد فیلمبردار ستاره شروع، این افتخار متعلق به واقعاً است یا سوخیتاشویلی، عملکرد وی به عنوان یانا بسیار ظریف است اما کمتر از آن دلسوز است. در حالی که او ممکن است تلاش کند آنچه را که پشت سر می گذارد از اطرافیان خود پنهان کند ، ما بهتر می دانیم که این امر باعث دردناک تر شدن تماشای وی در مورد بچه ها در مورد ماهیت جهنم در کلاسهای تعمید خود می شود. یکی از کودکان جیر جیر می کند و می گوید: “جهنم وقتی است که شما در آتش می سوزید” و در واقع ، از ابتدای فیلم تا پایان تکان دهنده آن ، می توان شعله های آتش را در گوشه و کنار جهان یانا دید

نتیجه

شروع یکی از اولین ویژگی های قدرتمند در حافظه اخیر است و کاملاً سزاوار تمام افتخارآمیزهایی است که راه خود را به عنوان دور جشنواره های بین المللی برگزار کرده است.

شما چی فکر میکنید؟ آیا با سینمای گرجستان آشنا هستید؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

آغاز نمایش به عنوان بخشی از تخته سنگ اصلی در جشنواره فیلم 2020 نیویورک است.

https://www.youtube.com/watch؟v=Y2sKWsXuvO0


شروع را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ غیر قاتل کارگردانی کرده است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن یا نوشتن درباره فیلم ها ، معمولاً می توان او را در توییتر با وسواس در مورد فوتبال دید.

NYFF 2020: NIGHT OF THE KINGS: Magic Storytelling

در سنت هزار و یک شب، فیلمساز عاج فیلیپ لاکتآخرین ویژگی روایی ، شب پادشاهان، قصیده ای است برای قدرت داستان سرایی برای انتقال و دگرگونی. در داخل یک نسخه خیالی از یک زندان واقعی در آبیدجان قرار دهید لاکتی هنگامی که مادرش به دلایل سیاسی در آنجا نگهداری شد ، از کودکی بازدید کرد ، با بازیگران که بسیاری از آنها را پشت زندان می گذرانند ، شب پادشاهان جادوی افسانه باستان را با سختگیری واقعیت مدرن مخلوط می کند تا چیزی کاملاً منحصر به فرد ایجاد کند و سیمان می کند لاکتیشهرت خود به عنوان یک داستان سرای اصلی.

شب طولانی

از مجرمان و اعضای باند جوان خشن در ساحل عاج به عنوان “میکروب” یاد می شود. وقتی یکی از این به اصطلاح میکروب ها (تازه وارد) کونه باکری) به جیب بری دستگیر شد ، او را به لا مكا آوردند ، زندانی بدنام كه ​​زندانیان نه تنها آزادانه در تسهیلات پرسه می زنند بلكه اساساً آنجا را اداره می كنند. رئیس در میان آنها ریش سیاه است (استیون تینتچئو، اخیراً در سال گذشته در مراسم اسکار فرانسه دیده شده است Les Misérables) ، زندانی در حال پیر شدن که به دلیل بیماری که وی را مجبور می کند به ماسک اکسیژن اعتماد کند ، به تدریج بدن او را تسخیر می کند ، حاکمیت او بر La MACA در حال ضعیف شدن است.

مطابق قانون La MACA ، ریش سیاه هنگامی که دیگر قدرت کافی برای حکومت را ندارد باید کنار برود و خودکشی کند. چندین نفر از پیروان او منتظر این لحظه هستند ، به این امید که در غیاب او بتوانند قدرت را بدست آورند. اما ریش سیاه کاملا آماده عزیمت نیست. در عوض ، او می خواهد که نگهبانان جدیدترین زندانی را به او تحویل دهند. Blackbeard با دوبله ورود تازه وارد رومی ، دفعه بعدی که ماه قرمز خون وجود دارد ، رومی باید تمام شب بیدار بماند و برای آنها داستان تعریف کند. اگر رومن نتواند داستان خود را تا سحر ادامه دهد ، می میرد. طبیعتاً همان شب یک ماه قرمز قرار است ظاهر شود. ریش سیاه امیدوار است که با ارائه رومن به عنوان یک قصه گو و فداکاری ، زندانیان شرایط وخیم او را فراموش کنند.

NYFF 2020: NIGHT OF THE KINGS: Magic Storytelling
منبع: جشنواره فیلم نیویورک

به نظر می رسد ، رومی منتخب توسط یکی از اقوام بزرگ که قصه گوی سنتی آفریقای غربی بود و به عنوان غول پیکر معروف بود ، بزرگ شده و استعدادهای او به او منتقل شده است. رومن یک داستان خارق العاده در مورد دوست دوران کودکی خود ، رهبر بدنام باند معروف به زاما کینگ ، می بافد که از روزهای قبل از استعمار سلطنت آفریقای غربی از طریق بازداشت لورنت گباگبو رئیس جمهور عاج در سال 2011 گرفته تا اسیر اخیر رومان توسط مقامات . داستان او با آواز ، رقص و پانتومیم از زندانیان دیگرش که از استعدادهای خودشان برای شرکت در این سنت استفاده می کنند ، نشان داده شده است. اما حتی با مهارت رومان در کشیدن داستان درهم و برهم خود با پیچ و خم ها ، به نظر می رسد که شب برای همیشه ادامه خواهد داشت … و برخی از زندانیان برای ریختن نوعی خون بی صبر می شوند. سوال این است که آیا از رومن خواهد بود ، یا از ریش سیاه.

پیدا کردن یک فرار

خواه پدر نابینای زاما باشد که می خواهد یک ملکه توانا را متقاعد کند که می تواند در جنگ پیروز شود ، زیردستان Blackbeard به امید ضعف بیشتر عزم زندگی ، کشته شخصی نزدیک به رهبر خود را کشتند یا رومن به طور تصادفی پیچش هایی را در داستان خود وارد کرد تا حفظ کند توجه خشنود مخاطبان او ، اقدامات ناامیدانه مردم برای زنده ماندن و تسلط بر آنها انجام خواهد شد شب پادشاهان. مبارزه برای پیشگویی قدرت در طول داستان رومان درباره زاما کینگ و واقعیت زندگی در داخل La MACA بازتاب همان چیزی است که در بیشتر قرن بیست و یکم زندگی در ساحل عاج را تحت سلطه داشته است ، از جمله دو جنگ داخلی. ولی لاکتی کمتر به زندگی مدرن در خارج از La MACA مربوط می شود شب پادشاهان بیش از اینکه او با جهانی باشد که درون زندان تحت سلطه ریش سیاه است ، یک پادشاهی مینیاتوری که تحت سلطه خرافات و سنت های عجیب و غریب خود قرار دارد.

به عنوان ریش سیاه ، استیون تینتچئو کاریزما و تهدید را حتی در حین استفاده از ماسک اکسیژن خود ترشح می کند ، و این موضوع را روشن می کند که چرا او تا به این مدت توانسته است با مشت آهنین بر La MACA حکومت کند. با وجود این که این همه سال پشت میله های زندان سخت شده است ، او هنوز هم انسان است و هنگامی که رومن قصه طولانی خود را در طول شب می بافت ، می توان از شدت آسیب پذیری و حتی ترس از چهره او عبور کرد. در مورد خود رومن ، کونه باکری یک نمایشگر طبیعی دارد که باعث می شود یک نفر در طول داستان خود را حفظ کند. شما خود را مشتاق خواهید دید که بعداً مخاطبانش در فیلم چه اتفاقاتی می افتند.

NYFF 2020: NIGHT OF THE KINGS: Magic Storytelling
منبع: جشنواره فیلم نیویورک

شگفت آور ، به زیبایی توسط تصویربردار فیلمبرداری و عکس گرفته شده است توبی ماریه-روبیتای، کونه باکریIvorian Scheherazade هنر قصه گویی را به چیزی شبیه سحر و جادو باستان ارتقا می دهد ، با این قدرت که شما را به درون خود بکشاند و از رها کردن شما امتناع ورزد. این بیشتر با شیوه بداهه پردازی سایر هم زندانیان خود در موسیقی ، رقص و سایر اشکال اجرا ، برای شرکت در داستان و تغییر شکل دادن به آن ، مورد تأکید قرار می گیرد. هنگامی که آنها برای نشان دادن اقدامات زاما کینگ صدای خود را بلند می کنند و بدن خود را می پیچانند ، قدرت درونی خود را نشان می دهند ، چیزی که حتی پس از سالها پشت میله های زندان نمی تواند از بین برود. آنها به خودی خود قصه گوی هستند و یادآوری لازم این است که صداهای زیادی وجود دارد که سزاوار شنیدن هستند و در عوض توسط دیوارهای زندان که آنها را احاطه کرده است خفه می شوند.

نتیجه

شب پادشاهان بررسی می کند که چگونه تشریفات ، سنت ها و داستان ها می توانند به مردم دلایلی برای زندگی حتی در تاریک ترین زمان ها بدهند – یک پیام بی انتها ، اما پیام قدرتمندتر با تمام آنچه که جهان در سال 2020 تجربه کرده است. من نمی توانم صبر کنم تا بشنوم چه داستان های دیگری لاکتی آستین دارد

شما چی فکر میکنید؟ فیلم های مورد علاقه شما درباره داستان سرایی کدامند؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

شب پادشاهان به عنوان بخشی از تخته سنگ اصلی در جشنواره فیلم 2020 نیویورک در حال نمایش است.

https://www.youtube.com/watch؟v=fN0NqKMOI-A


شب پادشاهان را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ کشنده ساخته است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن یا نوشتن درباره فیلم ها ، معمولاً می توان او را در توییتر با وسواس در مورد فوتبال دید.

NYFF 2020: انحصار خشونت

توازن قوا و مشروعیت خشونت برای مدتی در سرتاسر جهان تغییر کرده و چالش تعریف نیروی غیرقانونی ایجاد شده و به فریادی برای تغییر تبدیل شده است. ما به عنوان شهروندان یک کشور ، کشور یا جمهوری ، قدرت را به نهاد می دهیم ، اما با این وجود هیچ قدرتی برای از بین بردن آن نداریم. بنابراین چه کسی مشروعیت دارد که بگوید چه چیزی قابل قبول است؟ و چه کسی در مبارزه برای آن پیروز خواهد شد؟

انحصار خشونت، از مدیر دیوید دوفرسن، ایده مشروعیت را در رابطه با خشونت تحمیل شده توسط دولت خود ، با استفاده از سخنان هردو طرف موضوع ، حل می کند. این یک رویکرد منحصر به فرد از سوی فیلمسازان است که نه تنها از هر دو طرف دیدگاه داشته باشند بلکه از آنها بخواهند در مورد همان فیلمی که مشاهده می کنیم نظر دهند و نه فقط درمورد بحث بلکه به ظاهر تماشای آن صحبت کنند. همانطور که آنها سعی می کنند خشونتهایی را که مشاهده کرده اند درک کنند و حتی قربانی آن شوند ، به نظر می رسد س atال پیش رو دارای تعاریف واضحی است در حالی که وضوح را یکسان از دست می دهد.

تعریف مشروعیت

در طول 90 دقیقه دویدن ، انحصار خشونت سه نوع خشونت را معرفی می کند که در فیلم مشاهده و بحث می شود. اولین مورد خشونت نهادی است – “حق دولت”. این شکل از خشونت به خشونت انقلابی جان می بخشد ، که می تواند اولین را از بین ببرد. با این حال ، اگر توازن قدرت به شدت به سمت نهاد متمایل شود ، ما به خشونت سرکوبگرانه می رسیم که انقلابی را خفه می کند ، زیرا این یک همدست برای اولین بار است. این یک نبرد رفت و برگشت است بین آنچه می تواند مشروع شناخته شود و آنچه که است. با تغییر جزر و مد ، توضیح تغییر می کند. همه ما با اسطوره های جمهوری می جنگیم.

NYFF 2020: انحصار خشونت
منبع: جشنواره فیلم نیویورک

از طرف مردم قدرت حفظ نظم عمومی به دولت داده می شود. به همین دلیل ، زور به کار رفته مشروع شناخته می شود. این چرخه خشونت از همان لحظه آغاز می شود که شما به این س questionال بپردازید که آیا دولت در واقع از شما محافظت می کند یا خیر. و اگر آنها دیگر از ما محافظت نمی کنند ، آیا باز هم حق خشونت دارند؟ به همین دلیل تعریف ، بررسی و تعریف مجدد مشروعیت بسیار مهم است و دارای اهمیت حیاتی برای فیلم هایی مانند انحصار خشونت – آنها مکالمه را ادامه می دهند.

برای این فیلم ، یک بررسی عمیق وجود دارد ، موضوعی که به نظر می رسد دولت در برابر شهروندان خود انکار می کند ، در مورد خشونت و مسئله مشروعیت وقتی که صحبت از تظاهرات در فرانسه می شود – اما بسیاری از آنها بررسی آن را دور از رفتارهای محدود ، لفاظی ، و پشتیبانی از آینه کاری و عبور از مرزها. از ابتدای آن ، عصبی بودن سر سخنران هنگام آماده شدن برای به اشتراک گذاشتن داستان های خود و دفاع از دیدگاه هایشان وجود دارد. انحصار خشونت به نظر می رسد تعصب ندارد ، به سران صحبت كننده از هر دو طرف بحث اجازه می دهد تا نه تنها با دوربین بلكه با یكدیگر بحث كنند. در حالی که فیلم بیشتر به یک جهت متمایل است ، اما بر تلاش برای چشم انداز بی طرفانه در فیلم تأثیر نمی گذارد. بخش عمده ای بیشتر از چشمان بیننده و بحثی که آنها خود دارند برگزار می شود.

یکی از کارهایی که فیلم می توانست انجام دهد کاهش سرعت است. این یک آتش سوزی سریع از تصویر و گفتگو است. در حالی که بسیاری از بینندگان سرعت فیلم را مناسب می دانند ، مکالمه سریعتر از آنچه در زمان اختصاص داده شده قابل درک است انجام می شود – به خصوص که خواندن زیرنویس برای بسیاری از افراد ضروری است. همچنین به تظاهراتی که می بینید ، زمینه کمی داده می شود ، منابع توسط سران سخنران خلا talking را پر می کند. همچنین هیچ کارت عنوانی برای معرفی هر شخصی که در این مستند صحبت می کند و همکاری می کند وجود ندارد. ما موظفیم آنها را با فیلم ها ، در برخی موارد قربانیان ، مطابقت دهیم ، در نتیجه فقط هر یک را به عنوان عضوی از یک طرف یا طرف دیگر بحث ارائه می دهیم.

NYFF 2020: انحصار خشونت
منبع: جشنواره فیلم نیویورک

به عنوان یک بیننده یافتن مقایسه با خانه یا مکانهای دیگر در سراسر جهان دشوار است. سخنان پلیس و حامیان آنها به طرز وحشتناکی آشنا است: “اگر جلیقه می پوشید ، ما در یک طرف نیستیم” ، “آنها به پلیس توهین کردند” و آنها احساس کردند “انتخاب شده اند”. من خودم احساس کردم که در حال انجام فیلم هم یک ضرر و افتخار هستم و مقایسه را انجام می دهم ، بلکه اهمیت فیلم اثبات اهمیت یک مستند از این نوع را دارد – با این حال ، به قیمت تفکر درباره کشور خودم و شهروندانش. شما نمی خواهید چیزی را از وضعیت شهروندان فرانسه دور کنید ، اما دشوار است که شروع به دیدن این مسئله به عنوان یک مشکل جهانی بشریت نکنید.

و در حالی که شباهت ها را می یابید ، وقتی می شنوید که پلیس و فرانسه تشویق می شوند که این خشونت ها را علیه شهروندان خود تشویق کنند ، روده آزار است. همانطور که یک رئیس سخنران اعتراف می کند ، این خشن ترین پلیس در فرانسه است که به او مدال و افتخار می دهند. و آنها توسط حامیانی پشتیبانی می شوند که مشروعیت دولت را برای تشویق این رفتار حفظ می کنند. حامیان پلیس سفت و سخت هستند ، و اغلب به نقل از نقل قول ، بی اطلاع و تحت تأثیر تظاهرکنندگان ، حامیان آنها و قربانیان ، که احساساتی تر هستند – و به درستی عمل می کنند. در این لحظات است ، خارج از فیلم انحصار خشونت عمیق ترین درد ، استرس ، ترس و نیاز به تغییر را نشان می دهد. در مواردی که یکی سفت و سخت باشد ، به نظر می رسد دیگری قابل مکالمه و باز برای گفتگوی سازنده است – برای تغییر.

NYFF 2020: انحصار خشونت
منبع: جشنواره فیلم نیویورک

یکی از جالب ترین جنبه های انحصار خشونت این فیلم استفاده از فیلمهای نمایشی واقعی نبود بلکه شامل فیلمهایی از همان مکانها پس از پایان خشونت بود. دیدن این آرامش مانند روال همیشه آرام و آرام آن وجود دارد. با این وجود در ویترین آرامش وحشت وجود دارد ، تقریباً هیچ شواهدی از خشونت این محلی مشاهده نشده است – گویی که هرگز رخ نداده است. مشروعیت را حفظ کرد و انقلاب را سرکوب کرد.

تغییر روایت

ورود فناوری به تغییر اساسی در مشروعیت خشونت افزوده است. دیگر شهروندان از خشونت نمی خوانند ، وابسته به کلمات چاپ شده یا سخنان رهبران آنها هستند. دیگر نمی توان چشم انداز و روایت را کنترل کرد. ما دیگر محدود به یک طرف نیستیم. فناوری در را برای همه باز می کند تا وارد عمل شوند و در مورد آنچه شاهد بوده اند ، نظارت و قضاوت کنند. با اختراع تلفن هوشمند ، قابل حمل و جمع و جور ، بلافاصله افراد اطراف یک کشور و جهان را متحد می کند و به همه کسانی که این فرصت را می بینند می توانند جدا از آنچه خوشحال کننده است ، در زمان زنده زندگی کنند. این خود خشونت ایجاد می کند.

با خشونت هایی که اکنون شاهد آن هستند ، بیشتر مبارزه می کنند ، بسیاری از آنها برای اولین بار ، رسانه های اجتماعی و رسانه ها خبرها را گسترش می دهند. اما همچنین از طرف کسانی که اکنون کنترل خود را از دست می دهند خشونت ایجاد می کند. برداشت ها به عنوان آنچه می تواند علت و محرک خشونت قانونی باشد تغییر می یابد. آیا تظاهر کننده ای که دفتر پلیس را ضبط می کند ، می تواند مورد خشونت واقع شود؟ باید؟ و در همین راستا ، آیا قدرت خشونت بینشی فوری در کسانی که در گذشته از آن بی اطلاع بودند ، می تواند باشد؟

نتیجه گیری: انحصار خشونت

من اوایل امسال فیلمی را مرور کردم که برای اولین بار با خشونت بالقوه در فرانسه روبرو شدم ، غافل از اینکه جوشاندن آن شروع شده است. ویروسی: یهود ستیزی در چهار جهش هراس و درمانی را که پناهندگان از شهروندان دریافت می کنند به ارمغان آورد – به آنها رفاه و مسکن که شهروندان فرانسوی در فقر از آنها محروم است ، ارائه می شود. شما درگیری را مشاهده کردید و به شما فرصتی داده شد تا ترس و عصبانیت شهروندان ، بلکه اوضاع پناهنده را درک کنید. با این حال ، به این باور رسیده اید که طوفانی در حال دمیدن است ، نه طوفانی که قبلاً در بین شهروندان آن در این حد رخ داده باشد. تا این حد ، سازمان های خارج از کشور (به عنوان مثال سازمان ملل) شروع به تحقیق درباره نحوه برخورد دولت با خشونت علیه شهروندان خود کرده اند.

NYFF 2020: انحصار خشونت
منبع: جشنواره فیلم نیویورک

با این حال ، در حالی که انحصار خشونت احساس کاملاً دلسوزانه ای نسبت به تظاهرکنندگان خواهد داشت ، همدلی سازندگان فیلم با پلیس از جمله طیف وسیعی از بینندگان وجود دارد ، یک سر صحبت می کند که در مورد چگونگی فدای پلیس توسط سیاستمداران صحبت می کند. نام آنها ، مشاغل آنها در خط مقدم قرار دارد. آنها پیاده ها در یک بازی شطرنج هستند ، و اولین کسانی هستند که حرکت می کنند. آنها تصاویری هستند که ما می توانیم آنها را به خاطر خشونت مقصر بدانیم ، حمله کنیم / مقابله کنیم و به صورت نفرت تبدیل شویم. و در حالی که برخی شایستگی بیشتری نسبت به این همدلی دارند ، تماشای فیلم در این مستند نه تنها من را واداشت تا آشفتگی اینجا را در ایالات متحده بررسی کنم ، بلکه به من فهمیده بود که چه تعداد حاضرند این نقش را بر عهده بگیرند. تمایل پیاده برای محافظت از پادشاه – و نهاد.

در جهانی که به نظر می رسد بیشتر به قدرت و حاکمیت اقتدارگرا گرایش دارد ، ما به مستندهایی از جمله نیاز داریم انحصار خشونت شاهدان تغییر شوید و قبل از اینکه خیلی دیر شود صحبت کنید. دیگر نمی توانیم سکوت کنیم و از خود راضی باشیم. ما باید به طور مداوم مشروعیت و دولتی را که به زندگی خود اعتماد می کنیم س questionال و تحلیل کنیم. زیرا اگر این کار را نکنیم ، به اندازه کسانی که تصور می کنیم دست در خشونت داریم.


انحصار خشونت را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

THE HOLE: به دنبال اتصال در انزوا هستید

در سال 1998 ، شرکت فرانسوی Haut et Court یک پروژه سینمایی را دوبله کرد 2000 ، دیده شده توسط، که در آن چرخش قریب الوقوع هزاره توسط ده فیلمساز مختلف از سراسر جهان به تصویر کشیده شد. یکی از این فیلمسازان نویسنده تایوانی بود تسای مینگ لیانگ، و فیلم حاصل ، سوراخ ، به تازگی از طریق سینماهای مجازی در ایالات متحده دوباره اکران شده است. و زمان بهتری برای تماشای آن وجود ندارد ، The Hole’s اجرای آخرالزمانی سال 2000 در واقع شباهت وهم انگیزی با آنچه که جهان در سال 2020 تجربه کرده است دارد.

تسایچهارمین ویژگی که همکاران مکرر او را بازی می کند لی کانگ شنگ و یانگ کوئی می روایت روزهای آرام و تنها ساکنان یک ساختمان مسکونی است که در رستوران است و علی رغم همه گیری مداوم که باعث می شود انسان مانند سوسک رفتار کند ، از تخلیه خودداری می کنند. The Hole’s ترسیم مالیخولیایی انزوای قرنطینه به ظاهر بی پایان ، که گاهاً با اعداد درخشان موسیقی در میان ناخالصی و آوار ساختمان فرسوده روبرو می شود ، اکنون بیش از هر زمان طنین انداز است ، زیرا ما همچنان به مبارزه با عادی جدید ایجاد شده توسط بیماری همه گیر ویروس کرونا ادامه می دهیم و گرسنگی برای ارتباط انسانی ناشی از آن.

این اوقات همه گیر

همزمان با ظهور هزاره جدید در افق ، بیماری عجیبی تایوان را نابود کرده است. کسانی که به این بیماری مبتلا می شوند ، علائم شبیه آنفلوانزا و همچنین اجبار مزاحم برای خزیدن در اطراف و رفتن به گوشه های تاریک مانند سوسک را تجربه می کنند. (در یک پژواک ناراحت کننده از چگونگی انتخاب رهبران خاص جهان برای توصیف ویروس کرونا ، اخباری که در این فیلم شنیده می شود اشاره می کند که در سطح بین المللی ویروس به “ویروس تایوان” معروف شده است.) علیرغم دستور تخلیه و تهدید آب به محض اینکه ساعت نیمه شب در اول ژانویه 2000 ، منطقه آنها قطع می شود ، چند نفر عقب مانده و یک زندگی انفرادی و عجیب را در منطقه قرنطینه حفظ می کنند.

THE HOLE: در جستجوی اتصال در انزوا هستید
منبع: Big World Pictures

یکی از اینها یک زن است (یانگ) که روزهای خود را صرف احتکار کاغذ توالت در آپارتمان سیلاب خود می کند. در حقیقت ، صدای باران یک ثابت تقریباً ظالمانه است ، به طوری که مردم آب باران را در سطل جمع می کنند تا برای قطع ناگزیر تأمین آب آماده شوند. زن ناامید اما هنوز مایل به ترک آپارتمان خود نیست ، یک لوله کش استخدام می کند تا نشتی که از آپارتمان مرد طبقه بالا به وجود آمده را بررسی کند و رفع کند (لی) ، یک مالک مغازه عجیب و غریب با یک نقطه نرم برای یک گربه ولگرد که در منطقه کمین کرده است. در بررسی لوله ها ، لوله کش یک سوراخ در کف آپارتمان مرد ایجاد می کند و به زحمت نمی تواند آن را پر کند ، درگاه کوچکی را بین دو آپارتمان باقی می گذارد که در ابتدا ناخواسته است اما به تدریج منبع تعامل بسیار لازم می شود بین دو همسایه.

Singin ’in the Rain

زن و مرد علی رغم اینکه از رفتار یکدیگر در هر دو طرف سوراخ اذیت می شوند ، ارتباط عجیبی برقرار می کنند که این خود را در مجموعه ای از اعداد موسیقی دمدمی مزاج نشان می دهد که با ترانه های بی ادب به سبک کاباره خوانده می شود گریس چانگ که برق و درخششی را در یکنواختی زندگی در منطقه قرنطینه ایجاد می کند. تضاد قابل توجه بین لباسهای دوخته شده زن و آرایش و موهای زرق و برق دار زنانه و محیط رو به فزونی ساختمان آپارتمانی که پس زمینه او است ، باعث می شود هر شماره موسیقی نمایشی تکان دهنده از مبارزات مداوم برای آشتی دادن زندگی واقعی فرد در طی یک بیماری همه گیر با زندگی آرزوی داشتن در طرف دیگر بحران است. گفتگوی حداقلی فیلم باعث می شود صدای باران همه جا بیشتر شود و با استقبال بیشتری از بیننده های موسیقی مواجه شود ، یک گسست لازم از سکوت نزدیک که مخاطب و شخصیت ها را به طور خفه کننده تهدید می کند.

THE HOLE: در جستجوی اتصال در انزوا هستید
منبع: Big World Pictures

در اقدام آخر فیلم ، مرد طبقه بالا تا حدی پیش می رود که پای خود را از سوراخ سقف آویزان می کند ، ناامیدانه توجه زنان را جلب می کند حتی اگر این موضوع بدتر شدن او باشد ، و سپس در سوراخ سوراخ می کند ناراحتی وقتی جواب نمی دهد تحریک گذشته او از لحظاتی مانند زمانی که زن به اطراف عطر اسپری می کرد که از سوراخ می پیچید و او را آزار می داد ، اکنون به یک نیاز شدید تبدیل شده است تا بدانید که او هنوز آنجا است و او تنها نیست. نیازی به گفتن نیست ، وقتی فرد در طی روزها ، هفته ها ، ماه ها با انسانی دیگر صحبت یا لمس نکرده است ، می تواند حتی برای ناخوشایندترین فعل و انفعالات انسانی تقریباً نوستالژیک شود.

اگر تماشا می کردم سوراخ پیش از ویروس کرونا ، من هنوز هم از آن به عنوان یک فیلم کوچک و عجیب و غریب قدردانی می کردم ، اما تماشای آن در بدترین همه گیر زندگی ام باعث ضرب و شتم هر ضربه احساسی شدیدتر از تصور من شد. آخرالزمانی که در صفحه نمایش به تصویر کشیده شده است ، هرگز به اندازه ای که در اینجا به نظر می رسد آشنا نیست و احساس نکرده است. اینکه فیلم در ابتدا 16 میلی متر فیلمبرداری شده است ، فقط به احساس صمیمیت غیرمترقبه ای که با شخصیت هایش احساس می شود ، می افزاید ، گویی که شخص در حال تماشای یک فیلم خانگی است. تسای یک فیلمساز است که دیدگاه خارق العاده اش در میان یازده فیلم سینمایی برجسته فعالیت های او (که همه ستاره هستند لی) ، اما حتی او نمی توانست پیش بینی کند که امروز فیلمش چقدر طنین خواهد داشت. هر جزئیات کمی ، از چراغ های چشمک زن در آسانسور ساختمان آپارتمانی ، در حالی که زن آهنگی نامناسب و شاد در مورد کالیپسو اجرا می کند تا پخش اخبار محلی که به بینندگان توصیه می کند بهترین راه را برای تبدیل رشته های فوری به یک غذای دلپذیرتر ، به ایجاد جهان کمک می کند احساس واقعی تر از آنچه که باید باشد احساس می شود ، کلاستروفوبیک و خزنده اما بدون لحظات شادی محض.

نتیجه

با چشمک های طنز و موسیقی خود ، سوراخ به تصویر کشیدن به موقع بشریت در بحران و همچنین یادآوری این نکته است که اگر در تاریکی به اندازه کافی سخت بنشینید ، همیشه مکان هایی برای یافتن نور وجود دارد.

شما چی فکر میکنید؟ آیا با فیلم های Tsai Ming-liang آشنا هستید؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید!

سوراخ در حال حاضر برای پخش از طریق سینماهای مجازی در دسترس است.

https://www.youtube.com/watch؟v=sR4kxzwtNro


سوراخ را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ غیر قاتل کارگردانی کرده است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن یا نوشتن درباره فیلم ها ، معمولاً می توان او را در توییتر با وسواس در مورد فوتبال دید.

PROXIMA: ستاره ها هرگز دور نیستند

در هر اثری که او تاکنون کارگردانی کرده و یا (همکار) نوشته است ، آلیس وینکورنویسندگی متمرکز شده است بر بیگانگان مشکل که روح سرکشی خود را کشف می کنند. با آگوستین (2012) ، یک بنده زن ترسو بعد از اینکه به پروژه حیوان خانگی یک دانشمند معتبر تبدیل شد ، وضعیت خود را زیر سوال می برد. که در موستانگ (2015) ، گروهی از دختران یتیم برای فرار از ارزشهای محافظه کارانه نگهبان و پیروی از سنت ، تلاش می کنند. و در بی نظمی (2015) ، یک سرباز سابق که از لحاظ روحی روبرو است ، در حالی که خطر برای پذیرش می رود در حالی که خطر در هر گوشه ای وجود دارد ، با پارانویا می جنگد.

با پروکسیما (2019) ، وینوکور با دیدن آن از طریق یک لنز فمینیستی و تأکید بیشتر بر مبارزات روی زمین و نه سفر به ستارگان و فراتر از آن ، نشانگر غیرقابل توصیف را در سفرهای سینمایی فضایی به جای گذاشته است.

در داستان ، سارا لورو (اوا گرین) ، یک فضانورد و یک مادر فضانورد فرانسوی که در آژانس فضایی اروپا در کلن آموزش می بیند ، هنگامی که برای عضویت در خدمه “Proxima” ، یک ماموریت یک ساله در فضا ، انتخاب می شود ، فرصت زندگی را می دهد. سارا به زودی احساس می کند که در حالی که با سوء رفتار آشکار از همکارش ، مایک (روبرو شده است) ، تحت تأثیر تمرین ناگوار تمرین قرار دارد.مت دیلون)

به طور مداوم تحت فشار قرار می گیرد ، چرا که پشتکار خود را ثابت می کند ، سارا می یابد که ماموریت رویایی خود را در تضاد با دختر جوان خود ، استلا (زلی بولانت) ، که اضطراب جدایی او دو برابر بر مادرش تأثیر می گذارد. با نزدیک شدن سریع به این مأموریت ، سارا تحت فشار قرار می گیرد تا بتواند انتخاب دشوار و شاید برش ناخوشایند را انجام دهد.

افسانه های جدید

در یک قطعه “صحبت از شهر” در سال 1965 برای نیویورکر با عنوان “فراتر از ستاره ها” ، استنلی کوبریک صحبت کرد جرمی برنشتاین در مورد اختلاف بین افسانه های یونان و سفر فضایی در رمز و راز کیهانی بزرگ او ، 2001: یک ادیسه فضایی (1968). “برای ما اتفاق افتاده است که برای یونانیان بخش گسترده ای از دریا باید همان رمز و راز و دوری را داشته باشد که فضا برای نسل ما دارد” ، کوبریک گفت: “و این جزایر دور دست هومرشخصیت های شگفت انگیز بازدید شده برای آنها کمتر از این فاصله نبود که سیاره هایی که فضانوردان ما به زودی در حال فرود آمدن برای ما خواهند بود. “

کوبریککلمات در سراسر تکرار می شوند پروکسیما (اسطوره های یونانی بیشتر با ذکر سارا پذیرفته می شوند که استلا در حال مطالعه الیس و ادیسه) با استثنای قابل توجه این که این اکنون فرصتی برای یک افسانه برای زن است و سفر داخلی سارا به همان اندازه که از سفر جسمی مالیات بر وی تأکید می شود.

PROXIMA: ستاره ها هرگز دور نیستند
منبع: توزیع BF

درست از کلمه برو ، سارا دختر خود را با تجربه و اسطوره شناسی کیهان نجات می بخشد. برای استلا ، این همه چیزهای ماجراجویی ، فولکلور و شگفتی است ، اما برای سارا ، این یک تلاش چند جانبه است. به دنبال پیروی از قهرمانانش (و قهرمانان) و قول نماد نگاری به اندازه کافی فریبنده هستند ، اما این تعقیبات توسط جنسی گرایی که او نمی تواند شکست بخورد مانع است ، بار اجتناب ناپذیر مادری که او نمی تواند آن را نادیده بگیرد و شبهات ناشی از آن عدم اعتماد به توانایی ها و اهداف خود.

در هسته آن ، پروکسیما داستانی دلپذیر مادر و دختر است که به یکباره خیالی تلخ و تکه تکه از واقعیت است. اما این سؤال را ایجاد می کند که آیا اگر مسئولیت های خود را در نظر نگیرد ، آیا باید اجازه تعقیب رویاها و خواسته های خود را داشته باشیم. بیشتر از همه مسئله نگران کننده است این سوال که آیا مادر بودن در حرفه ای که ممکن است شما را مجبور به ترک “فرزند خود” کند ، خودخواهانه است.

وینوکور (که فیلمنامه را با هم همکاری کرد ژان استیفن برون) شخصیت استلا را آنقدر خوب فاش می کند ، که در طول فیلم او برای سارا و بیشتر شخصیت کاملاً تحقق یافته ای که امید و نگرانی های خودش را دارد ، مانعی برای مانع سارا (یا “مک گافین”) ندارد. در اوایل ، در مهمانی پرتاب در آژانس فضایی ، استلا به نمایشگاه جوی مکان سرگردان می شود ، که او را به گونه ای کوتوله می کند که وارد دنیای جدیدی شود که مادرش هرگز توضیح نداده است. او بر روی سطح ماه قدم می زند و گرد و غبار خود را جمع می کند در حالی که سیاره زمین را از دور مشاهده می کند ، که هر دو بسیار عجیب و غریبانه و در عین حال وحشتناک طعنه آمیز است. او می فهمد که وسیله نقلیه مادرش برای مسافرت بیش از حد سریع به دلیل فشار ناپایدار بود ، می تواند به جای اسکله ایمن در آنجا به ایستگاه فضایی بین المللی سقوط کند.

استلا به دلیل عدم به اشتراک گذاشتن اطلاعات در مورد کار خود و یا حتی عدم توجه کامل به او ، شروع به عصبانی شدن بیشتر از مادر خود می کند ، در حالی که سارا از اینکه چگونه از حلقه زندگی خود درباره زندگی شخصی دخترش و جدا شدن روزافزون استلا ناراحت است ، ناراحت می شود. آنها در تماس های ویدیویی شرکت می کنند).

حتی در مهمانی راه اندازی ، سارا یک آنتاگونیست را در مایک پیدا می کند ، که باعث می شود تا به راحتی بینی شما را در مورد چگونگی مفید بودن سارا در فضا ایجاد کند ، زیرا شنیده است که زنان فرانسوی آشپزهای خوبی هستند. اما این فقط آغاز ماهیت فرخنده مایک است. هنگام ناهار ، او سارا گیج شده را به همراه همسرش نائومی تنها می گذارد (نانسی تیت) ، به روشی که نشان می دهد که هر دو آنها اساساً زنانی هستند که وظیفه آنها حمایت از مردان خود و تأمین تعادل برای خانواده خانواده هسته ای آنها است. سارا احساس حقارت و بی حوصلگی و تقریباً بیگانه می کند تا مجبور شود به جای گفتگوی هوشمندانه با “یکی از پسران” در مورد کار و جاه طلبی های خود ، مکالمه ای نابخردانه درباره خانواده برقرار کند.

PROXIMA: ستاره ها هرگز دور نیستند
منبع: توزیع BF

سارا روشن می کند که می خواست این تصور را رد کند که مکان جایی برای زن نیست. از این گذشته ، مردان نمی توانند انحصاری وسیع را به عنوان مستعمره خودشان انحصار دهند ، و نه باید چنان حق خود را بدان احساس کنند که زنان نتوانند عکس بگیرند. حتی اگر توجه داشته باشید که لباسهای کلاسیک منحصراً برای آقایان ساخته شده است ، حتی سخت تر است که یک استعاره طعنه آمیز از سارا را فراهم می کند تا بتواند یکپارچه در یک طرح دیگر حجیم باشد.

این که آیا مایک با برخورد شدید از سارا نسبت به سارا فشار تمرین خود را کاهش می دهد ، یا فیلم های خود را که می گوید یک فضانورد نباید به فکر امنیت شخصی خود باشد ، تعصب جنسیتی او چنان سمی است که علی رغم مقاومت سارا ، ناامنی های او و عدم تمرکز شروع به مصرف او می کند. در حالی که او ممکن است به عنوان یک میوزگونیست شعله ور شناخته شود ، یک حقیقت عجیب غم انگیز برای سخنان مایک در مورد “قطع بند ناف” وجود دارد. حتی اگر او رفتاری بیش از حد مردانه دارد ، در اعماق زمین ، او باید با ترس های خود مبارزه کند تا در کار خود شجاع و از خود گذشتگی باشد.

با وجود این واقعیت که شوهر سابق سارا ، توماس (لارس الدینگر) ممکن است بتواند حضانت استلا را در حالی که بسیار دور است ، به عهده بگیرد (و حتی برخی از عدم اطمینان نیز وجود دارد) ، مایک می تواند با خیال راحت فرزندان خود را تحت مراقبت همسرش ترک کند. ناآگاهی مایک این است که او هرگز دردها و گرفتاریهای مادر بودن را نمی شناسد یا نمی فهمد. هیچ کس نمی تواند.

از نظر سارا ، استلا تمام جهان اوست و تنها ارتباط واقعی او با زمین است که ارزش مراقبت از آن را دارد. هرچه فاصله بیشتر سارا بین او و فرزندش فاصله داشته باشد ، جدایی از او سخت تر می شود و باقیمانده در کار او خون می کند. تهدید قریب الوقوع که باید از سایر روزهای جهان قبل از پرتاب قرنطینه شود مطمئناً کمکی نمی کند.

همانطور که توسط فضانورد ارجمند سارا ، آنتون (آلکسی فاتیف) ، یک واقعیت نسبتاً غم انگیز برای کیهان نوردان وجود دارد ، این است که بازگشت به ناحیه به همان اندازه بازگشت به ناحیه دشوار نیست ، وقتی که متوجه شدی که زندگی بدون تو گذشته است. برای سارا و کسانی که به فضا می روند ، اضطراب وجود دارد زیرا خطر احتمالی نه تنها مرگ در آنجا ، بلکه با وجود مجبور بودن در آنجا یا حتی گم شدن در شناور کیهان وجود دارد. با توجه به نیاز ذاتی ما به تماس با انسان و نمی دانیم چه مدت انتظار دارید که از مدتها قبل از دوست خود دور شدید (به این واقعیت افزود که رویدادهای بی شماری جهانی در غیاب شما آشکار شده است) ، واقعاً سؤال مهمی است که در مورد اینکه چگونه می توان تغییر و تعدیل یا تعدیل مجدد در خانه خود را دریافت کرد ، اظهار داشت: برای شروع.

فردا امیدوارم

پروکسیما این فیلمی نیست که بخواهد به مخاطبان آموزش دهد که آیا سارا مادر بدی است یا در غیر این صورت ، و همچنین علاقه ای به بیان اینکه انتخاب صحیح چیست ، ندارد. این یک داستان داستانی دلچسب است که طیف گسترده ای از سؤالات را به وجود می آورد ، در حالی که عمدا بخش خوبی از آنها را بی جواب می گذارد. نکته اصلی زیبایی آن این است که در مورد انتخاب است و چه فداکاری هایی را باید انجام دهید تا بتوانید آنچه را که مهم است دنبال کنید. این یک پرتره پیچیده از مادری است در شرایط دشوار اما هرگز سعی نمی کند آن را با چشمان بدبینانه مشاهده کند.

PROXIMA: ستاره ها هرگز دور نیستند
منبع: توزیع BF

در طول فیلمبرداری او ، وینوکور سینمای ایده های خود را در تلاش برای ایجاد حس تاریکی و عدم انصاف و عدالت در دنیای اطراف خود پرورش داده است. شخصیت های قبلی وی آسیب های روانی و عذاب را از اول تجربه کرده اند ، اما سارا می یابد که مسیر او پذیرش قوانین جهان و درگیر شدن با آنها با وجود سختی هایی که در پی دارد. در برخی مقاطع فیلم ، یک عمل عصیان قابل توجه و قابل فهم اتفاق می افتد که ممکن است عواقب ناخواسته ای نیز به همراه داشته باشد که ما مدت ها پس از پایان فیلم برایشان تعجب می کنیم. با این حال ، نتیجه می رسد که ژست ممکن است از شما بخواهد که مرتباً ارزیابی کنید که افراد با ارزش شما واقعاً گنج هستند.

در حالی که نگرانی های مداوم سارا برای دخترش توجیه شده است (کودک دارای ناتوانی در یادگیری و مشکل دوست داشتن در مدرسه است) ، او می فهمد که سفر احتمالی او به فضای بیرونی گامی دیگر در جهت هموار کردن راه برای همه زنان برای دنبال کردن جاه طلبی های خود است (همانطور که بسیاری زنان قبل از او انجام داده اند). این استلا است که درک کند که او نیز می تواند مثل مادرش خواب ببیند ، اما این نیز فرصتی است که سارا به خودش (و هیچ کس دیگر) ثابت کند که هر فردی قادر به تغییر تاریخ در هر دنیایی است که در آن زندگی می کند.

اوا ملکه

در حالی که فیلم خوب بازیگران است ، این واقعاً است اوا گریننمایش از زمانی که او توجه عملکرد ما را با عملکرد دستیابی به موفقیت خود در این کشور فرمان داد خیال پردازان (2003) ، اوا گرین بارها و بارها ثابت کرده است که هیچ محدودیتی برای کاریزما و دامنه او وجود ندارد. توانایی غیرعلنی او برای نمایش هم خشونت شدید و هم آسیب پذیری از طریق چهره های صورت به تنهایی یک مهارت کم ارزش است و حضور جسمی وی می توانست جایگاهی را در بین مجریان بزرگ دوره سکوت تضمین کند ، خصوصاً پس از مشاهده اجراهای زیبا و کم درک او در رحم (2010) و رستگاری (2014)

زیر وینوکوrجهت محکم ، سبز از ظرافت و برتری برخوردار است و درخشش درونی او را به ما منتقل می کند که آیا او در محاصره های محصور سانتریفیوژ نخ ریسی یا در عمومش در دام افتاده است که وقتی مسائل فشرده تری در ذهن اوست ، گرفتار شده است. او بی دردسر از مکانیسم اجاق گاز فشار برای سفر استفاده می کند ، همانطور که از لبخند کمرنگ او که مایک او را بی توجیه می کند مشهود است وقتی اوضاع کمی بیش از حد خسته کننده است تا ساکت نماند. صحنه های او با درخشان بولانت از شوخ طبعی و بازیگوش گرفته تا احساسی فراموش نشدنی و دامنه ورزشی او بی عیب و نقص است ، زیرا او به طور متقاعد کننده از طریق استرس جلسات تمرینی شدید خود کار می کند.

با وجود بسیاری از لحظه ها و صحنه های ماندگار ، شاید یک صحنه خاص وجود داشته باشد که عمیقا با این نویسنده طنین انداز باشد. چندی پس از رسیدن به مرکز در شهر استار ، روسیه ، سارا به دیدن عکس های فضانوردان برجسته در سالن مشاهیر می پردازد و با تکریم واقعی ، یکی از قهرمانانش را تصدیق می کند ، والنتینا ترشکووا، که او صحبت در مورد مدرسه. درخشش در این لحظه دشوار است زیرا باعث تحسین و ابراز همدردی بیشتر سارا می شود در حالی که نمونه دیگری از سبزعملکرد خیره کننده

PROXIMA: ستاره ها هرگز دور نیستند
منبع: توزیع BF

در اینجا ، در غیاب آقایان ، جایی که سارا می شود خودش و واقعاً در خانه احساس کند ، به خاطر یکی از الهام بخش های خود وقتی که در غیر این صورت مجبور به مقابله با بند سیاست های جنسیتی و زوال پدر و مادر شد ، اشتیاق زیادی نشان می دهد. مانند هر کس که امیدوار است مثل مربیان خود شود ، سبز به شخصیت خود این امکان را می دهد تا این کودکیت را از قهرمان پرستش و رویای خود از زمان کودکی دنبال کند تا اشتیاق خود را به نمایش بگذارد تا در زندگی افراد تفاوت ایجاد کند ترشکووا به خودش انجام داد برای کسانی که دائماً مورد بی احترامی ، تردید و تضعیف روزه های اخراج و حسادت قرار می گیرند ، سخت نیست که اشک را از چگونگی محاصره صحنه نبردها و خواسته های سارا سیراب کنید.

ساختن ادیسه

عکس در آژانس ها و امکانات فضایی واقعی ، وینوکورسطح جزئیات و تحقیقات بی اندازه است ، به ما این امکان را می دهد تا پیچیدگی های فعالیت های روزانه را تجربه کنیم ، در حالی که هرگز مجبور نیستیم انواع و اقسام نمایش های اضافی را لکه دار یا قاشق کنید. سطح بینش بی عیب و نقص است و مجموعه حقایق ، دانش و آمار در حالی که ما به درون احساسات سارا از طریق هر محیط کاری خاص سفر می کنیم ، طراوت می کند.

همچنین ببینید

THE SINNER فصل 3: مفصل آسیب پذیری مردان

تقریباً سؤالاتی وجودی وجود دارد که سارا توضیح می دهد (به یک استیلا کنجکاو) چگونه سلول های او در فضا پیری می شوند و اینکه تلاش برای توجه به طعم غذا و عطر و بوی افراد توجه به تهیه آن دارد. مفهوم زمان در فضا حتی جذاب تر است وقتی سارا خاطرنشان می کند که آنقدر سریع در آنجا می چرخند که هر روز شاهد شانزده غروب خورشید باشند ، در حالی که فصول و وزش باد وجود ندارد. سارا با موارد دیگری که باید در نظر بگیرد (مانند دوران بلوغ) ، او همچنین یادداشت ها و موارد قابل توجهی را با این شرط که “تمام زندگی وی در صندوق کفش قرار بگیرد” بسته بندی می کند.

فیلمبردار ژرژ لچاپتوا قابها اوا گرین مانند یک چهره اسطوره ای ، یا حتی یک قهرمان واقعی زندگی ، به خصوص وقتی که او به اسکلت اسکلتی مجهز است و در تست های استقامتی اجرا می شود. هنگامی که مأموریت های نجات مسخره را در زیر آب انجام می دهیم ، او را تحسین می کنیم و باعث تحسین او می شویم ، و یا هنگامی که در محدوده های شتاب دهنده سانتریفیوژ گرفتار می شود ، با تهوع و استقامت مبارزه می کند ( در صحنه ای که با طراحی صدای تنش قدرتمندتر شده است). حتی روی زمین ، Lechaptois زیبایی و ترس از طبیعت را از آسمان آبی گرفته تا مسحور جنگل ها و دریاچه ها در حالی که سارا و همکارانش اردو می کنند ، به نمایش می گذارد. این دوربین با توجه به شگفتی های مکانیکی که عصر فضا به ما اعطا کرده است ، به همان اندازه توجه می کند و حضور پراهمیت آنها را مانند مواردی که از خیالات کتابهای کمیک است ، بزرگ می کند.

PROXIMA: ستاره ها هرگز دور نیستند
منبع: توزیع BF

مهمتر از همه ، سینماگرافی همچنین پیوند بین مادر و دختر و ارتباط عمیقی که میان آنها وجود دارد را نشان می دهد. هنگامی که عدم اطمینان وجود دارد ، دوربین به شما امکان می دهد فاصله را احساس کنید ، نه از جایی که در آن قرار دارید ، بلکه از موقعیت مکانی برگشتی فاصله دارید. بعد از اینکه جلسه استلا مادرش مادرش را در خنک کننده یکنواخت در دریاچه مشاهده کرد ، دوربین جدایی ایجاد می کند که کودک مادر خود را در عنصر خودش می بیند ، مانند خدایی که باید عبادت شود نه شخص آشنا.

همانطور که فیلم لایه لایه است ، گیلاس در بالا به شکل عظمت می آید ریوویچی ساکاموتوامتیاز کیهانی. با ایجاد سحر و جادو برای ساختن صحنه ای ساده در یخچال یخ ، به شما امکان می دهد صدای نرم و آرامش بخش برف در حال سقوط در یک سرزمین عجایب زمستانی را حس کنید ، ساکاموتو همچنین بهترین ها را در گروه کر خود به ارمغان می آورد ، زیرا آنها بر عرفان سفر فضایی که بر روی زمین با حضور سارا و ساختاری که او را در آنجا خواهد دید تأکید می کنند. ساکاموتو فیلم را با شور و رمز و راز تزریق می کند ، و نمره او را به عنوان نمادی دیگر از فضای سینما تبدیل می کند.

نتیجه

برای دیدن اوا گرینشغل متنوع مانند نگاه کردن به یک کالئوسوسکوپ است. شما همیشه طعم متفاوتی پیدا خواهید کرد که وعده همدلی و تعامل بدون در نظر گرفتن سناریو را می دهد. به سادگی هیچ مشکلی وجود ندارد که او نتواند آن را به دست بگیرد و تسخیر کند.

برای وینوکور، این جمله ای بلندپروازانه در مورد اهمیت داشتن رویاها و حفظ امید است. تفسیری درباره عدم فرصت برابر و برخورد منصفانه برای زنان ، اما همچنین یادآوری زیبایی که همیشه از دیگران قوی تر هستیم ، به ما اطلاع می دهد. هر چمدانی که با تعصبات و مشکلاتی که ما تجربه کرده ایم همراه باشد ، لازم است که به یاد داشته باشیم که در اعماق ناشناخته ها ، با همه ما یکسان رفتار می شود ، و ما به پشتیبانی یکدیگر متکی خواهیم بود.

پروکسیما را دیده اید؟ چی فکر کردی؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Proxima در ایالات متحده توسط Picturehouse Cinemas در تاریخ 31 ژوئیه سال 2020 منتشر شد. برای همه نسخه های بین المللی ، اینجا را کلیک کنید.


FProxima را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!